Afg Green Trend's banner
Afg Green Trend's profile picture

Afg Green Trend

@AGTAfghanistan • 28,995 subscribers

Afghanistan Green Trend (AGT) is part of the anti Taliban resistance since 2011. روند سبز افغانستان (رسا) یک جریان ضد طالب و افراطیت است

Shorts

این یکی از کوچه های قندهار است . گوشه یی از فاجعه ی اقتصادی که سلطه نا مشروع و ضد ملی گروه طالبان ایجاد کرده است را به تصویر میکشد.

این یکی از کوچه های قندهار است . گوشه یی از فاجعه ی اقتصادی که سلطه نا مشروع و ضد ملی گروه طالبان ایجاد کرده است را به تصویر میکشد.

51,034 次观看

قطعه سبز در مرکز ولایت لغمان: در حمله به رنجر وزارت دفاع طالبان در چهارراهی عصمت، مرکز ولایت لغمان، در روز جمعه ۷ سنبله ۱۴۰۵ (۲۸ اگست ۲۰۲۶)، نُه تن از ملیشه‌های طالب حذف گردیدند. رقم تلفات از اسناد محرم شرطه طالبان اقتباس گردیده است. مستندات و ویدیوی عملیات به‌خاطر تأمین امنیت اعضای قطعه سبز بعداً نشر خواهد شد. طالبان طبق روش همیشگی‌شان تلاش کردند این عملیات را بی ربط جلوه دهند. روند سبز افغانستان (رسا) از هم‌وطنان ملکی تقاضا می‌نماید که کوشش کنند از وسایط و تأسیسات طالبان دور بمانند.

قطعه سبز در مرکز ولایت لغمان: در حمله به رنجر وزارت دفاع طالبان در چهارراهی عصمت، مرکز ولایت لغمان، در روز جمعه ۷ سنبله ۱۴۰۵ (۲۸ اگست ۲۰۲۶)، نُه تن از ملیشه‌های طالب حذف گردیدند. رقم تلفات از اسناد محرم شرطه طالبان اقتباس گردیده است. مستندات و ویدیوی عملیات به‌خاطر تأمین امنیت اعضای قطعه سبز بعداً نشر خواهد شد. طالبان طبق روش همیشگی‌شان تلاش کردند این عملیات را بی ربط جلوه دهند. روند سبز افغانستان (رسا) از هم‌وطنان ملکی تقاضا می‌نماید که کوشش کنند از وسایط و تأسیسات طالبان دور بمانند.

40,453 次观看

در پی هر تاریکی روشنایی است: جمهوری اسلامی ایران تصمیم خود را مبنی بر خروج مهاجران افغانستان یا به قول خودشان اتباع گرفته است. نوشتن نامه سرگشاده، گلایه، دعوت به بردباری و حوصله، توسل به سعدی و حافظ و برجسته‌سازی مشترکات ره به جایی نمی‌برد و بهتر است به ظرفیت‌های خودی فکر کنیم. در عین حال باعث ضیاع وقت خود و تهران نشویم. این اخراج هر دلیلی که دارد به منافع امنیتی و ملی ایران مربوط است و در آن جایی برای گنجاندن چند میلیون آواره از کشور همسایه تعریف نشده و اگر هم شده بود وقتش گذشته است. عوامل و دلایلی که ممکن است دولت ایران را واداشته این تصمیم را بگیرد عبارت‌اند از: نخست، یادآوری به دنیا که فاجعه انسانی در افغانستان منشأ در قرارداد بدنام دوحه دارد و جمهوری ایران مجبور نیست آوارگان دسیسه آمریکا را پناه دهد. دوم، ممکن است تعدادی از شهروندان کشور ما در کارهای خلاف دست زده باشند و این حتمی نیست که جاسوسی برای اسرائیل بوده باشد. نباید فراموش کنیم که طالبان بیش از پانزده هزار مجرم را از زندان‌های افغانستان رها کرد و اکثراً راهی ایران شدند. سوم، این تصمیم احتمالاً برای اعمال فشار بر طالبان و در کل بر افغانستان است. اما هدف سیاسی و راهبردی این فشار را نمی‌توان به سادگی وضاحت داد. فرض اینکه اخراج مهاجران به هدف فشار بر طالبان و افغانستان اعمال می‌گردد، اما در نهایت چه دستاوردی را از آن توقع دارند و چگونه آن دستاورد را اندازه‌گیری می‌کنند هنوز معلوم و هویدا نیست. چهارم، جمهوری اسلامی ایران به آغاز مجدد جنگ می‌اندیشد. احتمال آن نیز بعید نیست. تهران به جنگی آمادگی می‌گیرد که احتمالاً قوی‌تر از آنچه اتفاق افتاد خواهد بود. در آن سناریو ایران نمی‌خواهد دغدغه‌ای از حضور بیگانه، ولو آن بیگانه هم‌زبان و همسایه باشد، در خاک خود داشته باشد. این بار معلوم است که تهران حاضر است تبعات تصمیم خود را مدیریت کند. پنجم، در طول تاریخ، در هر کشوری که بحران ایجاد شده، دولت‌ها کوشیده‌اند عنصر بیگانه را مقصر اصلی و دلیل گسست‌ها قلمداد کنند. نفوذ و رخنه اطلاعاتی اسرائیل در جنگ علیه ایران هیچ ربط تعیین‌کننده‌ای به مهاجران افغانستان ندارد. فرض کنیم هسته‌های مخرب اسرائیل سه لایه داشتند: طراح، عملی‌کننده، لایه مصرفی. طراح که مسلماً یا در اسرائیل قرارگاه دارد یا تحت پوشش بیزنس‌های عادی و مشروع در یکی از شهرهای کشورهای همسایه مستقر شده است. عامل وسطی که باید موضوع را در داخل خاک ایران مدیریت کند نیاز به اسناد قوی برای تردد دارد و ممکن است نیاز به اسناد قوی و مشروع برای داشتن بیزنس و کاروبار قابل‌باور داشته باشد. این امکانات در اختیار شهروندان افغانستان قرار ندارد. افغان در ایران نیروی کار است. لایه زیرین است، پس سؤال اینجاست که آیا کارگر سر فلکه طراح خرابکاری در جامعه‌ای مغلق و پیچیده مانند ایران شده می‌تواند؟ پاسخ ساده این است که نه. نمی‌تواند یا بعید به نظر می‌رسد. در ادبیات غربی نیروی بشری را به دو دسته تقسیم می‌کنند: پیراهن‌سفیدها، یعنی کسانی که کار پشت میز می‌کنند، و لباس‌آبی‌ها، کسانی که آستین برمی‌زنند و با خاک و فلز سروکار دارند. افغان در ایران از نوع دوم است. خرابکاری‌هایی که در جنگ دوازده‌روزه در داخل ایران از طرف عوامل نفوذی صورت گرفت کار لباس‌سفیدها است، نه لباس‌آبی‌ها. اما گفتن این حرف‌ها نیز فایده‌ای ندارد. حالا بر ماست که باید در موضوع دخالت مثبت کنیم و هدف دخالت خویش را نیز با وضاحت بدانیم. بازگشت نیروی جوان و ضد طالبان از ایران نویدی خوش است. این نقطه مثبت است. این موج برای پرسازی خیابان‌ها و کوه‌ها و دره‌ها کافی است. کسانی که برمی‌گردند واقعیت جدیدی در افغانستان ایجاد می‌کنند. این‌ها به سایه مبدل نخواهند شد. این‌ها ریشه دارند. لهذا باید در پس این سیاهی روشنایی دید و ایجاد کرد. این بازگشت برای بسیج نیروی آزادی‌بخش مهم است. بر ماست که باید عواطف و احساسات بازگشتی‌ها را مسیر دهیم و برایشان برسانیم که منشأ آوارگی و تیره‌بختی‌شان در چیست و در کجاست؟ یقیناً منشأ همه بدبختی‌ها گروه نامشروع، ضد ملی، متعصب و جهل‌پرور طالبان است که همه فرصت‌های واقعی را بر باد داده است. پس بهتر است به جای عریضه برای تمدید برگه، استراتژی برای نیروی بازگشتی ترتیب داد. هیچ راه‌حلی برای مهار بحران عظیم انسانی در کشور در موجودیت ساختار طالبان امکان‌پذیر نیست. این تشکیلات ضد ملی و قهقرایی باید سرنگون شود. ان‌شاءالله.

در پی هر تاریکی روشنایی است: جمهوری اسلامی ایران تصمیم خود را مبنی بر خروج مهاجران افغانستان یا به قول خودشان اتباع گرفته است. نوشتن نامه سرگشاده، گلایه، دعوت به بردباری و حوصله، توسل به سعدی و حافظ و برجسته‌سازی مشترکات ره به جایی نمی‌برد و بهتر است به ظرفیت‌های خودی فکر کنیم. در عین حال باعث ضیاع وقت خود و تهران نشویم. این اخراج هر دلیلی که دارد به منافع امنیتی و ملی ایران مربوط است و در آن جایی برای گنجاندن چند میلیون آواره از کشور همسایه تعریف نشده و اگر هم شده بود وقتش گذشته است. عوامل و دلایلی که ممکن است دولت ایران را واداشته این تصمیم را بگیرد عبارت‌اند از: نخست، یادآوری به دنیا که فاجعه انسانی در افغانستان منشأ در قرارداد بدنام دوحه دارد و جمهوری ایران مجبور نیست آوارگان دسیسه آمریکا را پناه دهد. دوم، ممکن است تعدادی از شهروندان کشور ما در کارهای خلاف دست زده باشند و این حتمی نیست که جاسوسی برای اسرائیل بوده باشد. نباید فراموش کنیم که طالبان بیش از پانزده هزار مجرم را از زندان‌های افغانستان رها کرد و اکثراً راهی ایران شدند. سوم، این تصمیم احتمالاً برای اعمال فشار بر طالبان و در کل بر افغانستان است. اما هدف سیاسی و راهبردی این فشار را نمی‌توان به سادگی وضاحت داد. فرض اینکه اخراج مهاجران به هدف فشار بر طالبان و افغانستان اعمال می‌گردد، اما در نهایت چه دستاوردی را از آن توقع دارند و چگونه آن دستاورد را اندازه‌گیری می‌کنند هنوز معلوم و هویدا نیست. چهارم، جمهوری اسلامی ایران به آغاز مجدد جنگ می‌اندیشد. احتمال آن نیز بعید نیست. تهران به جنگی آمادگی می‌گیرد که احتمالاً قوی‌تر از آنچه اتفاق افتاد خواهد بود. در آن سناریو ایران نمی‌خواهد دغدغه‌ای از حضور بیگانه، ولو آن بیگانه هم‌زبان و همسایه باشد، در خاک خود داشته باشد. این بار معلوم است که تهران حاضر است تبعات تصمیم خود را مدیریت کند. پنجم، در طول تاریخ، در هر کشوری که بحران ایجاد شده، دولت‌ها کوشیده‌اند عنصر بیگانه را مقصر اصلی و دلیل گسست‌ها قلمداد کنند. نفوذ و رخنه اطلاعاتی اسرائیل در جنگ علیه ایران هیچ ربط تعیین‌کننده‌ای به مهاجران افغانستان ندارد. فرض کنیم هسته‌های مخرب اسرائیل سه لایه داشتند: طراح، عملی‌کننده، لایه مصرفی. طراح که مسلماً یا در اسرائیل قرارگاه دارد یا تحت پوشش بیزنس‌های عادی و مشروع در یکی از شهرهای کشورهای همسایه مستقر شده است. عامل وسطی که باید موضوع را در داخل خاک ایران مدیریت کند نیاز به اسناد قوی برای تردد دارد و ممکن است نیاز به اسناد قوی و مشروع برای داشتن بیزنس و کاروبار قابل‌باور داشته باشد. این امکانات در اختیار شهروندان افغانستان قرار ندارد. افغان در ایران نیروی کار است. لایه زیرین است، پس سؤال اینجاست که آیا کارگر سر فلکه طراح خرابکاری در جامعه‌ای مغلق و پیچیده مانند ایران شده می‌تواند؟ پاسخ ساده این است که نه. نمی‌تواند یا بعید به نظر می‌رسد. در ادبیات غربی نیروی بشری را به دو دسته تقسیم می‌کنند: پیراهن‌سفیدها، یعنی کسانی که کار پشت میز می‌کنند، و لباس‌آبی‌ها، کسانی که آستین برمی‌زنند و با خاک و فلز سروکار دارند. افغان در ایران از نوع دوم است. خرابکاری‌هایی که در جنگ دوازده‌روزه در داخل ایران از طرف عوامل نفوذی صورت گرفت کار لباس‌سفیدها است، نه لباس‌آبی‌ها. اما گفتن این حرف‌ها نیز فایده‌ای ندارد. حالا بر ماست که باید در موضوع دخالت مثبت کنیم و هدف دخالت خویش را نیز با وضاحت بدانیم. بازگشت نیروی جوان و ضد طالبان از ایران نویدی خوش است. این نقطه مثبت است. این موج برای پرسازی خیابان‌ها و کوه‌ها و دره‌ها کافی است. کسانی که برمی‌گردند واقعیت جدیدی در افغانستان ایجاد می‌کنند. این‌ها به سایه مبدل نخواهند شد. این‌ها ریشه دارند. لهذا باید در پس این سیاهی روشنایی دید و ایجاد کرد. این بازگشت برای بسیج نیروی آزادی‌بخش مهم است. بر ماست که باید عواطف و احساسات بازگشتی‌ها را مسیر دهیم و برایشان برسانیم که منشأ آوارگی و تیره‌بختی‌شان در چیست و در کجاست؟ یقیناً منشأ همه بدبختی‌ها گروه نامشروع، ضد ملی، متعصب و جهل‌پرور طالبان است که همه فرصت‌های واقعی را بر باد داده است. پس بهتر است به جای عریضه برای تمدید برگه، استراتژی برای نیروی بازگشتی ترتیب داد. هیچ راه‌حلی برای مهار بحران عظیم انسانی در کشور در موجودیت ساختار طالبان امکان‌پذیر نیست. این تشکیلات ضد ملی و قهقرایی باید سرنگون شود. ان‌شاءالله.

180,523 次观看

شکنجه گر کیست - زیر شکنجه کیست ؟ رسانه‌های نفوذی، سیاست‌گران پوسیده و جامعه‌ی بی‌خبر را با پروپاگاندا علیه جمهوریت بسیج کردند. پیام دادند که طالب تنها با ارگ‌نشینان، به‌ویژه امرالله صالح، مشکل دارد، با هیچ قشر جامعه در جنگ نیست و حاضرند به زنان اجازه دهند تا دکتری تحصیل کنند. نتیجه‌ی این خدعه و دروغ بزرگ این است: شکنجه‌ی انسانی از کف جامعه، شکنجه‌ی توده. طالب برای سرکوب توده، طبقه‌ی متوسط و بالای جامعه ساخته شده است. آرمان‌شهر طالب، یک جامعه‌ی طالبانی است؛ جامعه‌ای که طالب ارباب است و دیگران رعیت. برای رعیت نشدن و رهایی از این ستم و بربریت، با ما تماس بگیرید تا بسیج شوید و آزاد زندگی کنید. ورنه وضعیت همین است که می‌بینید!

شکنجه گر کیست - زیر شکنجه کیست ؟ رسانه‌های نفوذی، سیاست‌گران پوسیده و جامعه‌ی بی‌خبر را با پروپاگاندا علیه جمهوریت بسیج کردند. پیام دادند که طالب تنها با ارگ‌نشینان، به‌ویژه امرالله صالح، مشکل دارد، با هیچ قشر جامعه در جنگ نیست و حاضرند به زنان اجازه دهند تا دکتری تحصیل کنند. نتیجه‌ی این خدعه و دروغ بزرگ این است: شکنجه‌ی انسانی از کف جامعه، شکنجه‌ی توده. طالب برای سرکوب توده، طبقه‌ی متوسط و بالای جامعه ساخته شده است. آرمان‌شهر طالب، یک جامعه‌ی طالبانی است؛ جامعه‌ای که طالب ارباب است و دیگران رعیت. برای رعیت نشدن و رهایی از این ستم و بربریت، با ما تماس بگیرید تا بسیج شوید و آزاد زندگی کنید. ورنه وضعیت همین است که می‌بینید!

161,855 次观看

تقدیم به سعد محسنی و والده محترم شان که گفته است زنان در افغانستان هیچ مشکل ندارند.

تقدیم به سعد محسنی و والده محترم شان که گفته است زنان در افغانستان هیچ مشکل ندارند.

30,587 次观看

ملیشه‌های هبت‌الله و چپاول منابع بدخشان: بی‌تحلیل. این صحنه‌هایی از استخراج طلا توسط مافیای چینی و ملیشه‌های هبت‌الله است. حتماً شنیدید که مردم محل که در فقر به سر می‌برند، دست به قیام زدند و دوازده نفر از ملیشه‌های هبتی را که از قندهار و هلمند برای چپاول یا حفاظت از چپاول آمده بودند، کشتند. افغانستان فاقد دولت است. طالبان مشروعیت ندارد. استخراج معادن توسط طالبان چپاول است. نمی‌توان به آن اسم دیگری گذاشت.

ملیشه‌های هبت‌الله و چپاول منابع بدخشان: بی‌تحلیل. این صحنه‌هایی از استخراج طلا توسط مافیای چینی و ملیشه‌های هبت‌الله است. حتماً شنیدید که مردم محل که در فقر به سر می‌برند، دست به قیام زدند و دوازده نفر از ملیشه‌های هبتی را که از قندهار و هلمند برای چپاول یا حفاظت از چپاول آمده بودند، کشتند. افغانستان فاقد دولت است. طالبان مشروعیت ندارد. استخراج معادن توسط طالبان چپاول است. نمی‌توان به آن اسم دیگری گذاشت.

71,511 次观看

Videos