Mahdi Kharratiyan's banner
Mahdi Kharratiyan's profile picture

Mahdi Kharratiyan

@MehdiKharratya37,012 subscribers

اندیشکده احیای سیاست، دانش‌آموخته شریف، سیاست‌پژوه علاقه مند به جامعه شناسی و فلسفه سیاسی https://t.co/zRfBF4y8o9

Videos

MehdiKharratya's profile picture

هشداری چندباره به سیاستگذاران درباره فرصتهایی برای اتمام جنگ و تثبیت قدرت ایران که یکی پس از دیگری که از دست می‌روند. دیروز فدرال رزرو در چرخش مهم و کم‌سابقه، در حالی که نبرد برای مهار تورم خود را به اتمام نرسانده بود، نرخ بهره را 25bps افزایش داد، و حتی سیگنال افزایشی دیگر را در سال ۲۰۲۶ داد، امری که روند صعودی اوراق قرضه کوتاه مدت را تقویت و نگرانی را بر بازارهای مالی آمریکا حاکم ساخت (برای مثال شاخص Fear/Greed برای نخستین بار از ماه می در وضعیت Extreame Fear) قرار گرفت. اکنون سوال این است که سخنان مهم وارش در کنفرانس خبری حاوی چه نکته مهمی برای سیاستگذار ایرانی است؟ اکنون در شرایطی هستیم که مساله امکان تاثیرگذاری بر کلان روندهای اقتصادی در آمریکا توسط جریانهای حامی تسلیم بی قید و شرط در برابر آمریکا (که در ظاهر خود را طرفدار مذاکره جلوه می‌دهند) بالکل انکار میشود. از طرف دیگر سیاستگذار ایرانی نیز به دلایلی تصمیم به غمض عین در حوزه تحولات تنگه و خلیج فارس گرفته است و فرایند STS با روندی صعودی در حال تغییر نگرش بازار بر قیمت نفت و فرسایش حکمرانی ایران بر این تنگه راهبردی است و جهش اخیر به واسطه تحرکات انصارالله با اخبار مذاکراتی ایران و یمن با آمریکا و اخبار تعمیر شدن خط لوله و ... در حال مهار شدن است، و این در حالیست که به موجب سخنان وارش، تنشهای اخیر ژئوپولتیک نه تنها یکی از سه عامل اصلی بالابردن نرخ بهره بوده است، بلکه میتوان با استناد به سخنان خود وارش نشان داد که «عامل اصلی» بوده است؛ و عجبا و اسفا که برخی در تهران بدون چیدن زیرساختهای لازم برای «نقد کردن» تصاعد تنش اخیر و تبدیل آن به یک سازه توافقی در آستانه سفر مهم شی به واشنگتن، فرصتی مهم را برای تثبیت صلح در رویای اعتمادسازی با فلان کشور و بهمان کشور از دست می‌دهند. برای شروع ابتدائا لازم می‌دانم متن سخنان وارش را در چهار فراز و در پاسخ به خبرنگاران دقیقا نقل قول نمایم: ۱. بخش اول، دلیل پاسخ فدرال رزرو به شوک عرضه ناشی از انسداد تنگه هرمز، در پاسخ سوال ریچارد اسکوبیدو از سی بی اس: سوال خبرنگار «رئیس وارش، ممنون که این گفت‌وگو را انجام دادید. من ریچارد اسکوبیدو از شبکه CBS هستم. اجازه بدهید مستقیماً سراغ سؤالاتم بروم. می‌دانید، افزایش ۲۵ واحد پایه‌ای نرخ بهره، تنگه هرمز را بازگشایی نمی‌کند. بنابراین می‌خواهم بدانم به نظر شما این افزایش‌های کوچک‌تر نرخ بهره چگونه می‌توانند مؤثر باشند، وقتی لزوماً نمی‌توانند به سمت عرضه انرژیِ فشارهای تورمی رسیدگی کنند؟ پاسخ کوین وارش: «بله، سؤال خوبی است، ریچارد. ما نمی‌توانیم بر قیمت هیچ کالای منفردی اثر بگذاریم؛ چه قیمت نفت باشد و چه مواد غذایی در فروشگاه. اما کاری که می‌توانیم و انجام خواهیم داد این است که اطمینان حاصل کنیم هرگونه تغییر در قیمت‌های نسبی، در سطح اقتصاد گسترده‌تر نشود و آثار درجه دوم و درجه سوم در اقتصاد ایجاد نکند. این وظیفه‌ای است که بر عهده ما گذاشته شده، و ما همین کار را انجام خواهیم داد.» ۲. بخش دوم، مطرح کردن مساله دلایل افزایش تغییر نرخ بهره: سوال خبرنگار: «سلام، حال شما چطور است؟ ممنون. می‌توانید کمی بیشتر برایمان توضیح دهید که از جلسه ماه جولای تا امروز چه چیزی تغییر کرده است؟ همان‌طور که اشاره کردید، در آن زمان فدرال رزرو تصمیم گرفت نرخ بهره را بدون تغییر نگه دارد. و در همین ارتباط، آیا می‌توانید برایمان توضیح دهید که آیا گزارش خرده‌فروشی امروز نشان می‌دهد که تقاضا در حال داغ‌تر شدن است و در نتیجه احتمالاً تهدیدی برای افزایش بیشتر قیمت‌ها ایجاد می‌کند؟» ممنون.» پاسخ کوین وارش: «بله. همان‌طور که شاید بدانید، من آدمی نیستم که به یک داده خاص وابسته باشم؛ بنابراین نمی‌خواهم صرفاً بر اساس داده‌ای که در اختیار ما قرار می‌گیرد، واکنش خاصی نشان بدهم. اما درباره سؤال اول شما، فکر می‌کنم سؤال مهم‌تر همین است: در هفت هفته‌ای که از آخرین دیدار ما گذشته، چه اتفاقی افتاده است؟ اول از همه باید بگویم که اکثریت قابل‌توجهی از همکارانم، هفت هفته پیش، معتقد بودند که این هفت هفته، سرمایه‌گذاری خوبی بوده است؛ راهی برای خریدن زمان تا بتوانیم تصمیمی سنجیده بگیریم. می‌خواهم به سه اتفاقی اشاره کنم که در فاصله بین این دو جلسه رخ داده است. نخست، هفت هفته پیش درباره قدرت اقتصاد قضاوتی داشتم. از آن زمان مجموعه نسبتاً گسترده‌ای از داده‌ها، از جمله داده‌های مربوط به بازار کار، نشان داده‌اند که اقتصاد تقویت شده است. شاید شنیده باشید که چند هفته پیش در جکسون هول هم به این موضوع اشاره کردم. این قضاوتی است که من و کمیته به آن رسیده‌ایم. دوم، روندهای تورم است. من در جکسون هول گفتم که روندها اهمیت دارند. گفتم باید از پنجره بیرون را نگاه کنیم و واقعیت را مورد بررسی قرار دهیم. قضاوت من چند هفته پیش این بود که روندهای تورمی تابستان از این آزمون سربلند بیرون نمی‌آمدند. از آن زمان تاکنون اطلاعات بسیار کمی دیده‌ام که باعث شود در این تصمیم تجدیدنظر کنم؛ بنابراین همچنان بر همان موضع باقی مانده‌ام. و سومین چیزی که در این هفت هفته تغییر کرده، ژئوپلیتیک است. نمی‌توان از نقاط بحرانی در سراسر جهان چشم پوشید، و قضاوت ما درباره اینکه کدام وضعیت ژئوپلیتیکی محتمل‌تر و کدام‌یک کم‌احتمال‌تر است، تغییر کرده است. هر سه این عوامل، زمینه را برای یک تصمیم قاطع و یکپارچه امروز فراهم می‌کنند.» ۳. بخش سوم: پاسخ به سوال نیک تیمیراس از وال استریت ژورنال در مورد دلیل تغییر رویکرد وارش نسبت به گذشته سوال خبرنگار: «ممنونم، نیک تیمرائوس از وال‌استریت ژورنال. رئیس [فدرال رزرو]، پاییز گذشته شما ابراز نگرانی کرده بودید که فدرال رزرو در آستانه ارتکاب، به قول خودتان، ششمین یا هفتمین «اشتباه بزرگ» خود قرار دارد؛ آن هم با این تصمیم که اقتصاد آن‌قدر قوی است که کاهش نرخ بهره را توجیه نمی‌کند. اما امروز شما نرخ‌ها را کاهش دادید. می‌توانید توضیح دهید که چه چیزی باعث شد ارزیابی خود شما از اقتصاد آمریکا از آن زمان تا امروز تغییر کند؟» پاسخ کوین وارش: «خب، من تمام آن زمینه و چارچوب بحث را به خاطر ندارم، اما می‌توانم درباره وضعیت فعلی رشد اقتصادی به شما بگویم. حدس من، زمانی که حدود صد و ده یا صد و بیست روز پیش [به فدرال رزرو] آمدم، این بود که اقتصاد آمریکا در حال تقویت شدن است. حتی طی چند هفته گذشته، فکر می‌کنم اکنون داده‌هایی داریم ــ اگر بخواهیم تعریف گسترده‌ای از داده‌ها داشته باشیم ــ که نشان می‌دهند اقتصاد واقعاً تقویت شده و رشدِ زیربنایی بالاتر رفته است. مشکل، تورم است. ثبات قیمت‌ها بیش از پنج سال و نیم است که به یک مشکل تبدیل شده است. بنابراین، کاری که کمیته امروز تصمیم گرفت انجام دهد این بود که اقدامی صورت دهد تا بازگشت به‌موقع به هدف ثبات قیمت‌ها تضمین شود. ثبات قیمت‌ها، بنیان رشد اقتصادی است و فکر می‌کنم امروز گام مهمی برای تحقق آن برداشتیم؛ و بخشی از این کار را نیز از طریق حذف آن میزان از سیاست انبساطی که پیش‌تر به آن اشاره کرده بودم انجام دادیم.» ۴. پاسخ به سوال نیل ایرون از اکسیوس در مورد دلایل بالارفتن بازدهی اوراق و نسبت آن با تنشهای ژئوپولتیک سوال خبرنگار: «ممنونم، آقای رئیس. نیل اروین از آکسیوس. بازده اوراق قرضه بلندمدت طی چند ماه گذشته، و به‌ویژه در چند هفته اخیر، به میزان قابل‌توجهی افزایش یافته است. فکر می‌کنید بازار اوراق قرضه چه پیامی به شما می‌دهد، به‌خصوص درباره چشم‌انداز رشد اقتصادی، نرخ بهره خنثی (Neutral Rate) و اینکه این وضعیت چه پیامدهایی برای سیاست پولی دارد؟» پاسخ کوین وارش: «بله. اجازه بدهید از منظر تاریخی به موضوع نگاه کنم. اینکه قیمت‌های بازار اوراق قرضه از این به بعد چه مسیری را پیش‌بینی می‌کنند، من می‌خواهم اجازه بدهم خودشان این کار را انجام دهند. می‌خواهم بگذارم بازار هر داستانی را که می‌خواهد به من بگوید. وظیفه من این است که آن داستان را مورد پرسش و بررسی قرار دهم. اما اگر بپرسید چرا بازدهی‌ها، مثلاً از زمان آخرین نشست FOMC تا امروز، افزایش یافته‌اند، من سه دلیل برایتان می‌آورم؛ هرچند باید بگویم این عوامل معمولاً هم‌زمان و درهم‌تنیده‌اند. این مجموعه‌ای پیچیده از عوامل است که بر مهم‌ترین دارایی در سراسر جهان، یعنی اوراق خزانه‌داری ۱۰ساله آمریکا، تأثیر می‌گذارند. این اوراق همان داراییِ بدون ریسک هستند که قیمت‌گذاری تقریباً تمام دارایی‌های جهان به آن مرتبط است. پس سه عامل را مطرح می‌کنم: اول، قدرت اقتصادی: فکر می‌کنم بخشی از دلیل افزایش بازده اوراق بلندمدت در طول سال ۲۰۲۶ این است که اقتصاد تقویت شده است. دلیل دوم، رقابت برای جذب سرمایه: افزایش شدید مخارج سرمایه‌ای که در اظهاراتم به آن اشاره کردم، واقعی است. شرکت‌هایی که اصطلاحاً هایپراسکیلرها (Hyperscalers) نامیده می‌شوند، در بازار مشغول جذب منابع مالی هستند. بنابراین رقابت برای سرمایه واقعاً وجود دارد و فکر می‌کنم تا حدی افزایش بازدهی اوراق را توضیح می‌دهد. عامل سوم: ژئوپلیتیک است. وضعیت در نقاط بحرانی مختلف جهان باعث افزایش بازدهی‌های بلندمدت شده است. موضوع فقط قیمت‌های نقدی انرژی یا قیمت‌های لحظه‌ای ذرت، سویا یا گندم نیست. بلکه مسئله، تفاوت میان این قیمت‌های نقدی و چیزی است که اصطلاحاً «کرک اسپرد» (Crack Spreads) نامیده می‌شود؛ یعنی اینکه این تفاوت قیمت‌ها چه معنایی برای محصولاتی دارد که در نهایت به فروشگاه‌های سراسر کشور راه پیدا می‌کنند. فکر می‌کنم این سه مورد، مهم‌ترین توضیحات هستند؛ اما قطعاً فهرست کاملی از عوامل نیستند.» ---------------------------------------------------------------------------- پایان نقل قول از مصاحبه خبری وارش ---------------------------------------------------------------------------- وارش در سخنانش هم در بیان دلایل رویکرد تهاجمی فد، و هم در مقام دلایل رشد بازدهی اوراق، به مساله تنشهای ژئوپولتیک اشاره می‌کند. در سوال اول خبرنگار صراحتا به مساله انسداد تنگه اشاره و تلویحا آنرا عامل اصلی رویکرد فد دانسته، پاسخ فد را برای باز شدن تنگه بی اثر ارزیابی می‌کند؛ اما وارش میگوید که با اینکار تلاش شده تا جلوی گسترش آثار تورمی آن و تبعات مرتبه دوم و مرتبه سوم آن گرفته شود. پر واضح است که هم مساله تورم و هم مساله رشد اقتصادی آمریگا در جلسه ماه جولای فد نیز مد توجه بوده‌ و در بیانیه فد، سند Minutes و کنفرانس خبری وارش به این دو مورد دقیقا اشاره شده است. لذا این دو اموری نیستند که بتوان آنها را مصداق «تغییری عمده» در نگاه وارش و سایر اعضای فد تلقی کرد. چیزی که در این مدت تغییر کرده، استمرار تنشهای ژئوپولتیک خصوصا جنگ ایران و تصاعد تنش اخیر در باب المندب بوده که چشم انداز آعضای فد را برای اتمام «زودگذر» این تنشها از بین برده و «روندی» جدید ساخته است که فدرال رزرو باید به آن واکنش نشان دهد. این، مساله ای است که پیشتر نگارنده بارها و بارها با استناد به سخنان مکرر جروم پاول (رییس سابق فدرال رزرو) نسبت به اهمیت آن هشدار داده و تذکر داده است که Fed از شوکهای موقت عبور می‌کند، اما اگر شوکها شکل روندی به خود بگیرند، حتما به آن واکنش نشان می‌دهد. این «روند» که وارش نیز آنرا کاملا به رسمیت شناخته است، در اصل معادله جدیدی ناشی از ضرب شدن شوک باب المندب در شوک تنگه هرمز است که با ضرب شدن در تورم چسبنده و اقتصاد قدرتمند آمریکا، باعث رویکرد تهاجمی فد شده، و همچنین با تجمیع با رقابت جذب سرمایه شرکتهای بزرگ موجبات جهش بازدهی اوراق قرضه را فراهم کرده است، جهشی که عمده آن به دلیل رشد قابل توجه term premium نگهداری اوراق است و مساله رشد اقتصادی آمریکا در آن وزن محدودی دارد. متاسفانه در شرایط فعلی کشور، درک مقامات از اهمیت این نکات بسیار محدود است، و جریانهای غربگرا که پیش از جنگ گزینه نفت و تنگه هرمز را کوچکنمایی می‌کردند، اکنون هرگونه اثر قیمت نفت بر روندهای کلان اقتصاد آمریکا را ناممکن جلو می‌دهند. این جریان نیز با مستمسک قرار دادن «نرسیدن نفت به ۱۵۰ دلار» در حال تولید این روایت است که تنگه اثری در مهار ترامپ نداشته است. از طرف دیگر سیاستگذار نیز با عدم درک شرایط حساس، در حال مجال دادن به فرایندی آمریکایی-هندی-اماراتی برای STS است که روزانه حجم زیادی از نفت پشت تنگه را از طریق کشتیهای کوچک و لنجها در مسیر نزدیک ساحل جنوبی جابجا کرده و حاکمیت ایران بر تنگه را مخدوش می سازد و مانع فراتر رفتن نفت از مرزهای تحمل بازارهای مالی جهان می‌شود. همانطور که بارها عرض شد مساله این نیست که با جهش نفت، «اقتصاد آمریکا را نابود کنیم» بلکه مساله این است که چطور «ریسک رکود جهانی» را به پکن و واشنگتن بفروشیم، بدون اینکه از خطوط قرمز عبور کنیم. مساله اساسی این است که نه حساسیت شرایط درک می‌شود و نه برای نقد کردن آن در قالب توافقی چند جانبه که یک ضلع آن چین است، اقدام مهمی صورت می‌گیرد و فرصت سفر ترامپ به پکن (در ماه می) و سفر قریب الوقوع شی به واشنگتن آن هم در مقطع نفت برنت ۱۰۵ دلاری و بالا رفتن نرخ بهره در آمریکا، به راحتی دود شده و به هوا فرستاده می‌شود. همین جریانهای غربگرا بارها از عدم تمایل چین برای مداخله در خاورمیانه سخن می گفتند (همانطور که از ناکارآمدی ابزار تنگه و نفت سخن می‌گفتند) اما طرح سخنان مهم شی در بریکس و طرح چهار ماده‌ای شی در دیدار با سیسی که در آن عملا چین در قامت یک نظم ساز، بر خروج آمریکا از خاورمیانه تاکید و فلسطین را دال مرکزی حل مسائل منطقه معرفی می‌کند، این جماعت را مجددا رسوا کرده است، جماعتی که البته روی زیادی دارد و نفوذ بسیاری در دستگاههای حساس داشته و دارد. در پایان به سیاستگذاران هشدار می‌دهیم که نادیده گرفتن STS در تنگه هرمز به امید صیانت از سیاست همسایگی و ...، دودمان کشور را بر باد می‌دهد و روند مهمی را که عاقبت به تغییر رویکرد فدرال رزرو منجر شد، به خطر می‌اندازد. همچنین تصاعد تنش باید هدفمند باشد و زمینه را برای یک توافق کلان چند جانبه با مشارکت قدرتهای بزرگ و کشورهای منطقه فراهم کند. زمینه‌سازی برای مذاکرات نهایی همانقدر مهم است که افزایش فشار بر اقتصاد آمریکا، و نباید هیچ یک فدای دیگری شود. امید که چنین شود.

Mahdi Kharratiyan

106,423 görüntüleme • 5 gün önce

MehdiKharratya's profile picture

قطعنامه پیشنهادی چین و روسیه رای نیاورد؛ اما شواهد موید دست اندازهای جدی در اعمال قطعنامه هاست و بگومگوهای صحن شورای امنیت موید نکته یاد شده است. از منظر من مهمترین فراز، پرخاش نماینده روسیه به نماینده فرانسه بود که در آن نماینده روسیه تهدید کرد که مانع فعال شدن کمیسیون تحریمها (ذیل قطعنامه ۱۷۳۷) خواهد شد. نماینده روسیه در این سخنان با یکسان دانستن شرایط امروز با شرایط سال ۲۰۲۰ (از این حیث که اجماع وجود ندارد) که در آن آمریکا تلاش کرد اسنپ بک را فعال کند و طی نامه ای به رییس شورای امنیت خواهان احیای کمیته تحریمها شد، اعلام میدارد که دبیرخانه تسلیم فشار روسیه و نه فرانسه خواهد شد (به دلیل آنکه فرایندها در کمیسیونهای تحریمی شورای امنیت بر اساس اجماع است): Спасибо, господин председатель. Я хотел бы кратко отреагировать на утверждение моего французского коллеги. Жером, ваши объяснения сейчас прозвучали ещё более неубедительно, чем предыдущие. Поэтому я вас прошу не брать больше слово, вы ещё больше себя закапываете. Вы привели якобы факты, которые не имеют никакого отношения к реальности, забыв упомянуть о самом важном факте, о котором сказал сегодня министр иностранных дел Ирана, касающегося непосредственно вашей страны. О том, что существовала договорённость, проект договорённости между Ираном и Евротройкой, которая должна была быть утверждена и которая позволила бы избежать кризиса. Но вам пойти на эту договорённость не позволили старшие братья из Соединённых Штатов. Вот об этом факте вы забыли сказать, и это красноречиво иллюстрирует настоящую самостоятельность вашей страны сегодня на международной арене. Что касается ваших претензий в отношении Секретариата, я бы хотел напомнить, что однажды одна делегация уже пыталась запустить снэпбэк и пыталась сделать это в условиях абсолютно идентичных сегодняшним, когда в Совете Безопасности не было единства по поводу того, что эта процедура имеет под собой основания. Тогда правовое управление ООН и Секретариат решили, что в условиях отсутствия единства в Совете они не могут возобновлять санкции и восстанавливать санкционные комитеты, которые уже были упразднены. Мы не видим никакой разницы между той ситуацией и сегодняшней, поэтому мы уверены, что Секретариат ООН примет важное решение и не поддастся как раз вашему давлению, а не нашему. Потому что мы стоим на стороне здравого смысла и международного права, а вы пытаетесь навязать всем порядок, основанный на правилах, которые вы сами сейчас же в этом зале на коленях пытаетесь сформулировать. ترجمه: ممنونم، جناب رئیس. من می‌خواهم به طور خلاصه به اظهارات همکار فرانسوی‌ام واکنش نشان دهم. ژروم، توضیحات شما اکنون حتی غیرقابل‌قبول‌تر از قبل به نظر می‌رسد. بنابراین، از شما می‌خواهم که دیگر صحبت نکنید، شما خودتان را بیشتر در این باتلاق فرو می‌برید. شما حقایقی را ذکر کردید که هیچ ارتباطی با واقعیت ندارند، فراموش کردید به مهم‌ترین واقعیت اشاره کنید که امروز وزیر امور خارجه ایران به آن اشاره کرد، در مورد کشور شما. این واقعیت که توافقی، پیش‌نویس توافقی، بین ایران و تروئیکای اروپایی وجود داشت که باید تأیید می‌شد و به جلوگیری از بحران کمک می‌کرد. اما به شما اجازه داده نشد که به این توافق برسید، توسط برادر بزرگترتان یعنی ایالات متحده. شما در مورد این واقعیت فراموش کردید که بگویید و این به وضوح استقلال واقعی کشور شما را امروز در صحنه بین‌المللی نشان می‌دهد. در مورد ادعاهای شما در رابطه با دبیرخانه، من می‌خواهم به شما یادآوری کنم که یک بار، یک هیئت قبلاً تلاش کرده بود تا اسنپ‌بک را راه‌اندازی کند. و آنها سعی کردند این کار را در شرایطی کاملاً مشابه با امروز انجام دهند، زمانی که در شورای امنیت در مورد اینکه این رویه مبنایی دارد، اتفاق نظر وجود نداشت. سپس، دفتر امور حقوقی سازمان ملل و دبیرخانه تصمیم گرفتند که در شرایط عدم اتفاق نظر در شورا، آنها نمی‌توانند تحریم‌ها را مجدداً اعمال کنند و کمیته‌های تحریمی که قبلاً منحل شده بودند را احیا کنند. ما هیچ تفاوتی بین آن وضعیت و وضعیت امروز نمی‌بینیم، بنابراین ما مطمئن هستیم که دبیرخانه سازمان ملل تصمیم مهمی خواهد گرفت و تسلیم فشار شما، نه فشار ما، نخواهد شد. چون ما در طرف عقل سلیم و حقوق بین‌الملل ایستاده‌ایم. در حالی که شما سعی می‌کنید نظمی مبتنی بر قوانینی را تحمیل کنید که خودتان اکنون در این سالن روی زانوهایتان در حال تدوین آن هستید./۱

Mahdi Kharratiyan

250,058 görüntüleme • 1 yıl önce

MehdiKharratya's profile picture

در اینجا به جلسه استماع مهمی در کنگره خواهیم رفت که در میانه جنگ ایران و اسرائیل و در ساعات پایانی جنگ برگزار شده و در آن پاول در برابر سوالات نمایندگان مجلس در مورد موضوعات مهمی چون احتمال بسته شدن تنگه هرمز شهادت داده است. در این قسمت، به گفتگوی چالشی یک نماینده جمهوریخواه ترامپی با پاول خواهیم پرداخت که به وی در مورد دلایل عدم کاهش نرخ بهره خرده میگیرد. در اینجا پاول توضیح میدهد که اگرچه فدرال رزرو به طور عادی نباید به جهشهای تعرفه ای واکنشی نشان دهد، اما در شرایط ناپایدار فعلی رویه احتیاط و عدم کاهش نرخ بهره (که بشدت ترامپ برای کاهش آن فشار وارد میکند) رویه معقولتری است. (در ادامه نشان خواهیم داد که همین گزاره در مورد نفت هم صادق است): نماینده مجلس (مایک لاولر): سپاسگزارم، جناب رئیس. رئیس پاول، همین دیروز، خانم بومن، از اعضای هیئت مدیره فدرال رزرو، اشاره کرد که اگر فشارهای تورمی مهار شده باقی بماند، فدرال رزرو باید کاهش نرخ‌های بهره را در نظر بگیرد و گفت که او برای کاهش نرخ در ماه ژوئیه آمادگی دارد. آقای والر نیز تقریباً همین نظر را داشت. آیا شما بر این باورید که ما در جایگاهی هستیم که بتوانیم در ماه ژوئیه نرخ‌ها را کاهش دهیم؟ جروم پاول: خب، من اینگونه عرض می‌کنم. به نظرم اگر مشخص شود که فشارهای تورمی واقعاً مهار شده باقی می‌مانند، آنگاه به جایگاهی خواهیم رسید که نرخ‌ها را کاهش دهیم، و این دیر یا زود رخ خواهد داد. اما نمی‌خواهم بگویم، نمی‌خواهم به یک نشست معین اشاره کنم. فکر نمی‌کنم نیازی به هیچ شتابی داشته باشیم زیرا اقتصاد همچنان نیرومند است. بازار کار نیرومند است. اگر قرار باشد شاهد تضعیف معنادار و نگران‌کننده‌ای در بازار کار باشیم، آن موضوع برای این تصمیم‌گیری اهمیت پیدا خواهد کرد. اما اگر ببینیم تورم، می‌دانید، به افزایش خود ادامه نمی‌دهد... ما انتظار نداشتیم تورم افزایش زیادی داشته باشد. ما انتظار داریم در تابستان حرکتی داشته باشد و اگر ببینیم این اتفاق نمی‌افتد، خب، از آن نتیجه‌گیری خواهیم کرد. نماینده مجلس (مایک لاولر): گزارش داخلی سپتامبر ۲۰۱۸ موسوم به «گزارش تیل» پیشنهاد می‌کرد که «چشم‌پوشی» فدرال رزرو از اثرات تورمی تعرفه‌ها، یک واکنش مناسب است، تا زمانی که انتظارات تورمی کاملاً پایدار باشند و هزینه‌هایی که به بخش‌های دیگر منتقل می‌شوند، نسبتاً کوتاه‌مدت باشند. آیا موافقید که این ارزیابی از آن گزارش داخلی هنوز هم برای امروز معتبر است؟ جروم پاول: بله موافقم. اینها دقیقاً همان عواملی هستند که ما هنگام صحبت در مورد این شرایط به آنها استناد می‌کنیم. آن عوامل، به علاوه مقیاس تعرفه‌ها. نماینده مجلس (مایک لاولر): صحیح. پس بیایید شرایط اقتصادی کنونی را بسنجیم. گزارش سیاست پولی بیان می‌کند که انتظارات تورمی بلندمدت، نقل می‌کنم: «همچنان به طور گسترده با تورم ۲ درصدی سازگار است»، پایان نقل قول. و یک پژوهش از دانشگاه هاروارد استدلال کرده که با وجود واکنش‌های سریع قیمتی به اعلام تعرفه‌ها، مقیاس کلی این تغییرات همچنان محدود باقی می‌ماند. پس اگر این شرایط پابرجا باشد، آیا دور از منطق است که فکر کنیم روندهای زیربنایی تورم باید مسیر خود را به سوی ۲ درصد ادامه دهند؟ جروم پاول: این یک... این یک... این قطعاً یک دیدگاه بسیار قابل دفاع است. به نظرم چیزی که شما... می‌دانید، چیزی که دیگران در کمیته فکر می‌کنند و چیزی که من فکر می‌کنم این است که این مسئله‌ای است که باید در مورد آن بسیار دقیق باشیم زیرا شرایط با سال ۲۰۱۸ متفاوت است. تفاوت این است که ما تورم ۲ درصدی را تجربه نکرده‌ایم. در سال ۲۰۱۸، ما برای یک دهه یا بیشتر تورمی حتی به اندازه ۲ درصد هم نداشتیم... این یک وضعیت متفاوت است. ما هنوز ثبات قیمت‌ها را به طور کامل برقرار نکرده‌ایم. و یک تکانه دیگر... ما باید مراقب باشیم. اگر یک تکانه تورمی معنادار، بزرگ و پایدار رخ دهد، باید در مورد آن بسیار محتاط باشیم. و بنابراین، می‌دانید، من فکر می‌کنم ما تنها در تلاشیم که دقیق و محتاط باشیم و واقعاً فکر می‌کنیم این بهترین کاری است که می‌توانیم برای مردمی که به آنها خدمت می‌کنیم انجام دهیم. اگر آن اتفاق بیفتد، ما باید برای رویارویی با آن آماده باشیم. نماینده مجلس (مایک لاولر): رئیس پاول، جان تیلور، اقتصاددان، زمانی اشاره کرد که بانک مرکزی آمریکا باید در صورت وقوع یک تکانه نفتی، از قاعده تیلور خود فاصله بگیرد. مشابه سناریوی تعرفه‌ها، یک افزایش قیمت یکباره ناشی از تکانه نفتی نباید با افزایش نرخ‌های بهره همراه شود. آیا با آن ارزیابی موافقید؟ جروم پاول: به طور کلی موافقم، بله. نماینده مجلس (مایک لاولر): شما پیشتر گفتید که اگر برای کاهش نرخ‌ها منتظر بمانید تا تورم به ۲ درصد بازگردد، دیگر بسیار دیر شده است. شما همچنین در ماه نوامبر سال ۲۰۲۴ گفتید که تورم در مسیر پایداری به سوی ۲ درصد قرار دارد. با توجه به اینکه کمیته سیاست‌گذاری بازار آزاد معتقد است که نرخ‌های بهره اکنون به طور متوسط محدودکننده هستند، و اینکه یک تکانه نفتی یا تعرفه‌ای ممکن است بر تورم زیربنایی به شکلی قابل توجه یا معنادار تأثیر نگذارد زیرا، همانطور که گزارش سیاست پولی مشخص کرده، انتظارات تورمی کاملاً پایدار است، دلیل کاهش ندادن نرخ‌ها چیست؟ جروم پاول: خب، این به دلیل عدم اطمینان در مورد مقیاس و تداوم احتمالیِ تورم بالقوه اما بسیار نامشخص ناشی از تعرفه‌هاست. نماینده مجلس (مایک لاولر): و با این حال شما با بالا بردن نرخ‌ها به آن پاسخ ندادید. در حقیقت، شما در بالا بردن نرخ‌ها تأخیر کردید. و اکنون دوباره، ما شاهد شرایطی هستیم که شما در کاهش نرخ‌ها تأخیر می‌کنید. چالش اصلی همین است./۳۳

Mahdi Kharratiyan

234,888 görüntüleme • 1 yıl önce

MehdiKharratya's profile picture

ادامه حمایت قاطع چین و روسیه از ایران با ایحاد اختلال در فرایند احیای کمیته تحریمها ذیل قطعنامه ۱۷۳۷ و نکاتی در مورد ائتلاف چین، روسیه و ایران. پیش از این گفته بودیم که چین و روسیه پس از اعلام موضع حقوقی بیسابقه خود در مورد غیرقانونی بودن فرایند اسنپ بک، اگرچه نمیتوانند مانع به جریان افتادن فرایندهای رسمی دیوانسالاری و دفتری بازگشت تحریمها در سازمان ملل متحد شوند، اما میتوانند از طریق ایجاد اختلال در انتخاب رییس کمیته قطعنامه ۱۷۳۷ و همچنین تشکیل پنل کارشناسان (POE) باعث شوند که فرایند اعمال قطعنامه های هسته ای به ایران عملا فلج شود و اکنون این پیش بینی نیز در حال محقق شدن است. در جلسه دیروز شورای امنیت هم چین و روسیه با تکرار موضع قبلی خود اعلام داشتند که قطعنامه ۲۲۳۱ در اکتبر ۲۰۲۵ منقضی شده و هیچیک از قطعنامه های ذیل آن من جمله ۱۷۳۷ دیگر وجود خارجی ندارند. روسیه و چین ابتدائا به دستور جلسه اعتراض کرده و خواهان رای گیری رویه ای شدند و به آن رای منفی دادند. این رای گیری اگرچه ظاهرا به نفع امریکا و متحداتش تمام شد اما به عنوان موضع رسمی چین و روسیه پیرامون این مساله مهم ثبت شد و از آنجا فرایندهای کمیته‌های تحریم در سازمان ملل با اجماع پیش میرود، چین و روسیه با مخالفتهای خود کمیته ۱۷۳۷ را عملا از انتفاع ساقط میسازند‌. بررسی مواضع آمریکا و کشورهای اروپایی من جمله دانمارک نشان میدهد که آنها از فلج شدن مکانیزم اعمال تحریمها به ایران توسط چین و روسیه بشدت ناراحت و مستاصل هستند. نکته دیگری که در بررسی مذاکرات این جلسه جلب توجه میکرد، این بود که طرف غربی مساله هسته‌ای را بخشی از پازل کلان جنگ منطقه‌ای اخیر، تنگه هرمز، تحدید توان موشکی ایران و ... میداند و این مساله در سخنان تمام حامیان تحریم ایران در این جلسه نمود داشت. یکی از دلایلی که نگارنده بارها و بارها وبارها بر لزوم تشکیل سریع مذاکرات جامع و راهبری دو جانبه و سه جانبه میان ایران و چین و روسیه جهت حل و فصل موضوع جنگ و تنگه هرمز اصرار داشته و دارد، همین مساله بوده است: پرونده هسته‌ای را نمیتوان از سایر اضلاع طرح غرب برای مهار ایران جدا کرد و این پیچیدگی بیحد و حصر توسط قدرتهای کوچک و متوسط قابل هضم نیست. همچنین ادامه حمایت قاطع چین و روسیه از ایران آنهم با اقدامی خلاف عرف و ایستادگی انها در کنار ایران در شورای حکام آژانس بین المللی انرژی اتمی، بطلان مهملاتی است که سالها توسط جریان غربگرا به خورد مردم و مسئولان کشور داده شده است: "چین و روسیه (خصوصا چین) به دلیل منافع مشترک فراوان با غرب هیچ کاری برای ایران نخواهند کرد." این در حالیست که پکن و مسکو نه فقط در فرایند طولانی و نفس گیر اسنپ بک، بلکه در دو قطعنامه اخیر ناظر به بازگشایی تنگه هرمز در کنار ایران قرار گرفتند. (که یکی وتو شد و دیگری به دلیل تهدید وتوی ایندو معطل مانده است). البته نگارنده اینها را به معنای "ائتلاف راهبردی" تهران، پکن و مسکو نمیداند و این حمایتها را نیز مشزوط و نه مطلق میداند، چون اساسا تهران در جهت ایجاد چنین ائتلافی هنوز کار چندانی نکرده است. این رویدادهای مهم و بیسابقه نشانگر آن است که در عصر رقابت قدرتهای بزرگ منافع ایران، چین و روسیه دارای چه همپوشانی قابل توجهی است و هنوز ظرفیتهای بالقوه فراوانی در گسترش همکاریها وجود دارد که هنوز بالفعل نشده و میتوان آنها را در قالب گفتگوهای راهبردی دوجانبه و سه جانبه محقق کرد. البته با وجود تمام شواهد آشکار و بطلان پیش بینیهای نادرست برخی، باز کسانی پیدا میشوند که چین و روسیه را دشمن درجه یک ایران دانسته و به هر طرحی که بخواهد تعمیق روابط ایران با ایندو را تئوریزه کند، در خلوت و جلوت حمله ور شده و خنجرهای رسانه‌ای خود را از یمین و یسار روانه حامیان توسعه روابط با شرق نمایند.

Mahdi Kharratiyan

59,352 görüntüleme • 3 ay önce

MehdiKharratya's profile picture

نکاتی برای تامل پیرامون صریحترین موضع ویتکاف در مورد لزوم برچیدن تاسیسات غنی‌سازی ایران در نظنز، فردو و اصفهان و ارتباط آن با تحولات خاورمیانه و واشنگتن؛ ویتکاف در مصاحبه اخیر خود با Breitbart London بشکلی بسیار واضحتر از گذشته، غنی‌سازی را خط قرمز واشنگتن خواند و تلویحا تهدید کرد که روز یکشنبه اگر مذاکرات به نتیجه نرسد، واشنگتن به مسیر دیگری (اقدام نظامی) خواهد رفت. اولین نکته‌ای که باید به آن توجه کرد آن است که این مواضع صریح ویتکاف تا این لحظه با واکنش جدی تهران مواجه نشده و تا ساعت انتشار این مطلب موضعی از جانب رهبری نظام و مقامات مسئول در اینباره منتشر نشده است. در مورد دلایل این سکوت میتوان ادله متعددی اقامه کرد و به سناریوهای متعددی اندیشید که فعلا به آن نمی‌پردازیم. اما تا این لحظه رفتار تهران در این مذاکرات (به خصوص مذاکره زیر سایه تهدیدهای مکرر نظامی و رگبار تحریمها) و به خصوص عدم هرگونه استفاده از فرصت بینظیر جنگ تعرفه‌ای و بالا بردن تنش نفتی در منطقه خاورمیانه (و در عوض کاستن از آن)، به گونه‌ای بوده که بینش طرف مقابل به این سمت سوق یافته که تهران آماده دادن امتیازات قابل توجهی است./۱

Mahdi Kharratiyan

108,784 görüntüleme • 1 yıl önce

MehdiKharratya's profile picture

رویدادهای اجلاس شانگهای (که در جای خود مفصلا به آن خواهیم پرداخت) من جمله اعلام معامله بسیار مهم میان چین و روسیه برای افتتاح خط لوله سیبری ۲، نشانگر آن است که در پکن منطق "جنگ‌سرد نوین" به آرامی در حال پذیرفته شدن و پکن در حال فاصله گیری از برخی منطقهای محافظه کار پیشین است. پکن به عنوان کنشگری کانترهژمونیک در نظام بین الملل، برای تقابل با اقدامات غرب برای مهار خود، نیازمند یارگیری از کشورهایی از جنس روسیه و ایران است که حوزه های یوروآتلانتیک و خاورمیانه در حال تقابل با "نظم مبتنی بر قواعد" هستند. چین در دوره بایدن از اجماع سازی هوشمندانه واشنگتن علیه خود ضربه بسیاری خورد و دچار فرار سرمایه و کند شدن رشد اقتصادی خود شد، اما در دوره ترامپ بدلیل رویکردهای تکرو و "اول آمریکا"ی ترامپ و فاصله افتادن میان امریکا، هند و اروپا، فضا را برای برای یارگیری مناسب دیده است تا بتواند "اجماع نوین واشنگتن" علیه خود را بشکند و ائتلافهای جدیدی برای بسط قدرت خود ایجاد و با همان سرعت گذشته روند رشد اقتصادی خود را ادامه دهد. این فرصتی است که تهران باید از آن استفاده کند، وگرنه دیگران جای تهران در دالانهای قدرت در پکن پرخواهند کرد.

Mahdi Kharratiyan

76,205 görüntüleme • 1 yıl önce

MehdiKharratya's profile picture

هر چه بیشتر جلو میرویم، جریان ترامپ پرست داخلی که اینروزها دست به دامان اسراییل و آمریکا برای بمباران کشور است و پیشتر هر گونه رابطه اپستین با اسراییل را انکار کرده و منکر عمق انحراف جنسی ترامپ بود، بیشتر مفتضح میشود. با کمال وقاحت که با جهلی بیکران همراه است، با عبارات نخ نمایی چون "تئوری توطئه" به جان هر کسی افتاد که مستند به حقایق در حال تحقیق در مورد این شبکه منحط بین المللی است. پیشتر ارتباط اپستین از طریق رابرت ماکسول (پدر گیلین ماکسول) با موساد و از طریق ایهود باراک با دولت اسراییل محرز بود؛ اما اسنادی که دیشب درمورد پرونده اپستین منتشر شد (که آنقدر وسیع و تکان دهنده است که ترجیح میدهم در مورد محتوای مطالب جنسی آنها سکوت کنم) حاوی مدارک جدی و قابل تاملی من جمله اسناد FBI به نقل از منابع انسانی محرمانه (CHS) در مورد ارتباطات اسراییلی یا چابادی اپستین و شخص ترامپ و الن درشوویتز و عاملیت اپستین و درشوویتز برای موساد است. اکنون به جرات میتوان گفت که ایران در برابر یک شبکه مافیایی بین المللی ایستاده است که برای نفسانیات و کسب قدرت هیچ حد و مرز اخلاقی متصور نیست و از تحریم و به جان هم انداختن ملتها و ایجاد جنگ داخلی تا اخاذی و بدترین کثافتکاریهای جنسی هیچ ابایی ندارد. شخصا از اینکه در جنگ در برابر چنین قوم پست و کثیفی بایستم و کشته شوم هیچ ترسی ندارم.

Mahdi Kharratiyan

42,516 görüntüleme • 7 ay önce