
آرش یوسفی -ARASH
@arash_Cosmo • 8,355 subscribers
🌹 Democratic Socialist ✊ Supports, women, workers & marginalized |🚫 Against fascism, racism & extremism |🕊️ Anti-violence & death penalty |🌐 Secular
Shorts
Videos

فاجعه، فاجعه، فاجعه! ‼️‼️‼️‼️‼️🤦🏻♂️🤦🏻♂️🤦🏻♂️🤦🏻♂️ دانشجوی تحصیلکرده و به ادعای خودش تاریخخوانده، چقدر باید نادان باشد که با افتخار به دکتر مصدق، بگوید محمد غشی! گل بگیرید درِ اون دانشگاهها رو که رفرنس دانشجوش میشه غنینژاد! واقعاً این خزعبلات رو تو دانشگاه از چه منابع و کتابهایی میکنن تو مغز دانشجو؟ اصلاً چی دارن به اینا درس میدن؟
آرش یوسفی -ARASH164,013 görüntüleme • 1 gün önce

سعید لیلاز: تمام شواهد نشان میدهد که مجدداً رویکرد اقتصادی، ایجاد آشوب در ایران، ایجاد بیثباتی چه اجتماعی چه اقتصادی در ایران و در کنارش استفاده از ابزار نظامی رویکرد آنهاست الان. من به جنابعالی عرض بکنم؛ به نظر من خود جنگ ۴۰ روزه در ادامه اتفاقاتی بود که تحت عنوان تراستیها ‼️الان ایرانیها میشناسند. یعنی عامل اصلی این جنگ تا حد زیادی اونها هستند. تراستیها وقتی… ببینید من به نقل از یک مقام رسمی نظام جمهوری اسلامی میگم که اسمش رو نمیتونم بیارم؛ که بین ۲٫۷ تا ۳ میلیارد دلار در ماه ورودی منابع نفتی بوده تا دی ماه… تا مثلاً آبان و… تا مثلا بهشت و آبان سال ۱۴۰۴… از مهر و آبان به بعد این یکباره به ۱۵۰ میلیون دلار در ماه کاهش پیدا میکنه. خب ببخشید، شما به هر ماشینی و به هر کامپیوتر این داده رو بدید میگه خب انفجاره دیگه! و شورشهای دی ماه ۱۴۰۴ هم، ناآرامیها سر همین شکل گرفت. و به نظر من خب کل کشتههای اونجا، قربانیان اونجا از هر جناحی… که ما قلبمون همیشه برای همهشون مجروحه، منم قبول ندارم که کی جاسوس بوده، کی نبوده، کی قاتل بوده، کی مقتول… همهش تقصیر همون تراستیهاست. و پیرو اینکه اون تراستیها این شرایط رو ایجاد کردند، حالا عوامل… نمیدونم اینور و اونور میآیند وسط، از ناآرامیها استفاده میکنند، آمریکا و اسرائیل به این جمعبندی میرسند که الان وقت ضربه زدن به ایرانه. عنایت کردید؟ حالا اون اوندفعه نشده. الان که دوباره نرخ تورم شده ۹۰ درصد، مواد غذایی سه رقمی شده، نان ۴۰-۵۰ درصد، یک امیدی در اونها همزمان با به بنبست رسیدن جبهه نظامی ایجاد شده و شکل گرفته که ایندفعه شاید از این طریق کاری کنیم که اینها از درون بپاشند. این کل تحلیلی است که من راجع به اوضاع دارم و اساسش هم روی روش مدیریت اقتصاد ایران اونها امید بستند. این هم که میگم مدیریت اقتصاد ایران، فقط دولت نیست ها؛ کل نظام جمهوری اسلامی ناکارآمده در حوزه اقتصاد.
آرش یوسفی -ARASH43,560 görüntüleme • 7 gün önce

مصاحبه کامل رویترز با شاهزاده ناکام، رضاپهلوی 📷📷📷📷📷📷📷📷📷 خبرنگار: رضا پهلوی، خوش آمدید. ممنون که امروز در پاریس با رویترز صحبت میکنید. در طول چهار ماه گذشته، ما با بیش از ۵۰ نفر، از جمله هشت نفر از همکاران فعلی و سابق شما، برای تهیه گزارشی درباره شما مصاحبه کردهایم. مخاطبان ما همیشه از اینکه سوژه گزارش ما با پاسخ دادن به سوالات موافقت میکند، سود میبرند. پس باز هم ممنون. رضا پهلوی: ممنون که این فرصت را به من دادید. خبرنگار: حتماً. پس اولین سوال من این است: شما در اروپا و ایالات متحده مشغول کمپین بودهاید، سخنرانی کردهاید، بودجه جمعآوری کردهاید و با مقامات منتخب برای رهبری یک دولت انتقالی در ایران دیدار کردهاید. با این حال، به نظر نمیرسد دولت ترامپ از شما حمایت کند. با توجه به همه اینها، مسیر شما برای بازگشت به ایران چیست و فکر میکنید تغییر رژیم در چه زمانی میتواند واقعاً محقق شود؟ رضا پهلوی: این کمپین ۴۶ سال پیش به عنوان یک ماموریت مادامالعمر برای آزادی ایران آغاز شد و هرگز موضوع شخص من نبوده است. این درباره مردم ایران و حق آنها برای تعیین سرنوشتشان بوده است که دقیقاً تمام موضوع همین است. این وظیفه یک دولت خارجی نیست که تصمیم بگیرد چه کسی یا چه چیزی باید جایگزین برای ایران باشد. این بر عهده مردم ایران است. من هرگز از هیچ رهبر یا دولتی درخواست هیچگونه تاییدیهای نکردهام. تمام ماموریت من در زندگی، و بارها و بارها آن را گفتهام، این است که اطمینان حاصل کنم مردم ایران در آینده این فرصت را خواهند داشت که تعیین کنند عملکرد دوره گذار پس از فروپاشی رژیم چه خواهد بود؛ تا بتوانیم یک مجلس موسسان داشته باشیم که درباره هر شکل نهایی سکولار و دموکراتیکی که مسلماً باید شکل بگیرد بحث کند و به مردم ایران اجازه انتخاب بدهد. خبرنگار: اما از جایی که امروز نشستهایم، فکر میکنید تغییر رژیم چه زمانی ممکن است رخ دهد؟ رضا پهلوی: من فکر میکنم ما به آن بسیار نزدیک هستیم. دلیلی که این را میگویم این است که اول از همه، رژیم در ضعیفترین وضعیت خود در طول ۴۷ سال گذشته قرار دارد. ناگفته نماند از نظر مشروعیت، هرگونه مشروعیت احتمالی باقیماندهای را که ممکن بود داشته باشد کاملاً از دست داده است. به این معنا که بسیاری از دولتها در تمام این چهار دهه همیشه از روش مماشات با امید به تغییر رفتار پیروی کردهاند و به نوعی به مشروعیت بخشیدن به این رژیم کمک کردهاند. خبرنگار: با این حال، اجازه بدهید درباره برخی از اظهارات شما بپرسم. شما در ژوئیه ۲۰۲۴ در کنفرانس ملی محافظهکاری در واشنگتن سخنرانی کردید و گفتید: “دوستان من، ما به دنبال مداخله شما نیستیم.” سپس امسال در اواسط فوریه از واشنگتن خواستید به ایران حمله کند و به رویترز گفتید که: “مداخله راهی برای نجات جان انسانهاست.” و سپس هنگامی که جنگ آغاز شد، به فاکس نیوز گفتید: “این همان تغییردهنده بازی است که تمام این مدت منتظرش بودیم.” پس چه چیزی باعث شد دیدگاه شما در مورد مداخله بین سالهای ۲۰۲۴ و ۸ و ۹ ژانویه ۲۰۲۶ تغییر کند؟ رضا پهلوی: وقتی شما با آن سطح از قتل عام زندگی و سروکار دارید، تمام چشمانداز مسائل تغییر میکند. تا مدتها میگفتم ما نیازی به هیچ مداخلهای نداریم و بگذارید مردم ایران توانمند شوند. سالها گفتهام دیپلماسی کار نمیکند و جنگ هم راهحل نیست. شما فقط یک راه سوم دارید و آن توانمندسازی مردم ایران است. این چیزی است که من حداقل در ۲۰ سال گذشته در سراسر اروپا و ایالات متحده گفتهام. آنچه تغییر کرد، اتفاقی بود که در ۸ ژانویه رخ داد. در آن مورد من گفتم ببینید، این مداخله در واقع میتواند به نجات جانهای بیشتری کمک کند که در غیر این صورت از دست میرفتند. بنابراین این واقعاً مسئله تلاش برای محافظت از جانهای بیشتر در برابر این رژیم است؛ رژیمی که نشان میدهد هیچ حد و مرزی در اینکه چقدر حاضر است برای کشتن شهروندان خود پیش برود، ندارد. خبرنگار: ما با یک نماینده کنگره مصاحبه کردیم که شما را فردی خوشبیان، فروتن و دارای ویژگیهای ریاست جمهوری توصیف کرد. اما همانطور که مطمئناً میدانید، شما منتقدانی هم دارید. من نمیخواهم شما را معذب کنم، اما میدانید، برخی از افراد اشاره میکنند که شما هرگز شغل حقوقبگیری نداشتهاید و فاقد مهارتهای رهبری حیاتی هستید. اسکات اندرسون، نویسنده کتاب «شاهِ شاهان: انقلاب ایران» گفت که شما در نوعی “حباب سلطنتطلبی” زندگی میکنید. و نقل قول: “هر آنچه همیشه درباره او از افراد در دیاسپورای ایرانی شنیدهام این است که او به نوعی یک فرد بیاهمیت و سبکوزن است.” به نظر میرسد اعتبار اصلی شما وراثت باشد. شما پسر آخرین شاه هستید. پاسخ شما به این چیست؟ مطمئنم برخی از این موارد را قبلاً شنیدهاید. شما ۴۸ سال است که پای خود را در ایران نگذاشتهاید. پدر شما پس از یک قیام مردمی علیه حکومت استبدادیاش به تبعید رفت. شما فکر میکنید چه صلاحیتهایی برای رهبری یک دولت انتقالی در ایران دارید؟ رضا پهلوی: خب، اگر یک وکیل تصمیم بگیرد پروندهای را به صورت رایگان و داوطلبانه، pro bono، به عهده بگیرد، آیا این بدان معناست که او شغلی ندارد؟ من این کار را داوطلبانه و به صورت رایگان برای چهار دهه انجام دادهام، به عنوان فداکاری من در راه کشورم. من میتوانستم به راحتی در آن زمان در قاهره، وقتی پدرم فوت کرد، تصمیم بگیرم که بیخیال همهچیز شوم و بگویم به درک. من میتوانستم مانند بسیاری دیگر، زندگی، تجارت و کارهای دیگر را دنبال کنم. نه اینکه آنها ارتباطاتی نداشتند، نه اینکه آنها مردمی نداشتند، اما من تصمیم گرفتم به خاطر کشورم در این مسیر بمانم؛ کشوری که فکر میکنم از نظر تمدن، از نظر فرهنگ و از نظر آنچه میتوانند به جهان ارائه دهند، سزاوار وضعیتی بسیار بهتر از این رژیم و این دولت هستند. بنابراین این یک فداکاری شخصی برای یک عمر بوده است. در مورد سابقه کاری، فکر میکنم این بخشی از دلیلی است که جوانان امروز در ایران، که من را در این ۴۶ سال دنبال کردهاند و دیدهاند که چه گفتهام و چه کردهام، من را با اعمال خودم قضاوت میکنند. این هیچ ربطی به گذشته ندارد. بله، من به طور اتفاقی نام پهلوی را دارم و اتفاقاً آن یک نکته مثبت است. این همان چیزی است که مردم در خیابانها شعار میدهند. اکنون مردم حق دارند نظر خود را داشته باشند. ممکن است برخی از چهره من خوششان نیاید. ممکن است برخی فکر کنند من باید این کار یا آن کار را انجام دهم. من فقط با افکار و اصول خودم صادق هستم و سعی میکنم با آنچه در توان دارم بهترین باشم. تلاش میکنم تا جایی که ممکن است عناصری را گرد هم بیاورم که معتقدم میتوانند در انجام کار به طور همهجانبه حمایتکننده باشند. این کاری است که من تمام وقت خود را صرف آن کردهام؛ از طریق تعامل با اعضای جامعه خودمان، با دیاسپورا، با مردم داخل ایران و البته بخش خارجی آن. دوستان ایران، کسانی که معتقدند ایران سزاوار زندگی در قرون تاریک نیست، آنگونه که ما زندگی کردهایم، و ایرانی را به یاد میآورند که مرفه بود، در حال شکوفایی بود و کمکهایشان به هنر، موسیقی، علم و غیره. فکر میکنم دقیقاً به همین دلیل است که امروز مردم به خیابانها میروند و جان خود را برای آیندهای بهتر فدا میکنند. شما هرگز نمیتوانید ۱۰۰ درصد حمایت همه را داشته باشید. همیشه برخی استثناها وجود خواهد داشت، اما فکر میکنم در بیشتر موارد من از حمایت گستردهای در داخل و خارج از ایران برخوردارم. خبرنگار: میخواهم کمی در مورد چارچوب شما که سال گذشته درباره یک دولت انتقالی منتشر کردید صحبت کنم. این چارچوب خواستار برگزاری رفراندوم در عرض ۶ ماه است که میتواند منجر به یک پادشاهی پارلمانی یا جمهوری شود. آیا شما پادشاه شدن را در صورتی که خواست مردم ایران باشد رد میکنید؟ رضا پهلوی: خب، من به شما میگویم، من برای مقامی نامزد نمیشوم. این هرگز دغدغه من نبوده است و میدانید، این همچنین به این بستگی دارد که در نهایت چه چیزی به بهترین وجه در خدمت اهداف کشور است. در این مقطع، تمرکز من روی دوره پس از رفراندوم نیست. تنها تمرکز من در حال حاضر باید این باشد و هست که چگونه به آن نقطه نهایی برسیم. یکی از نقشهای من متحد کردن مردم است. من نمیتوانم با نمایندگی کردن یک جایگزین از نظر محصول نهایی در مقابل فرآیند رسیدن به آن، مردم را متحد کنم، زیرا این همیشه تفرقهانگیز است. به همین دلیل است که به شما میگویم، به من به عنوان یک نامزد برای رسیدن به یک مقام نگاه نکنید. به من به عنوان کسی نگاه کنید که راهی به سوی آن آینده برای شما فراهم میکند، صرف نظر از اینکه رای نهایی شما چه خواهد بود. خبرنگار: بسیار خب. من میخواهم به زودی به مسئله متحد کردن اپوزیسیون برسم، اما میخواهم ابتدا روی فعالیتهای شما در ماههای اخیر تمرکز کنم. من با برخی از حامیان مالی شما صحبت کردهام که بخشی از گروهی هستند که بیش از ۳ میلیون دلار به شما و کمپینتان کمک کردهاند. آنها میگویند که به دلایل زیر از شما ناامید شدهاند: اینکه شما بلافاصله پست رسانههای اجتماعی پرزیدنت ترامپ را که گفته بود “ما ایران را تا مرز نابودی بمباران میکنیم یا به عصر حجر برمیگردانیم” به شدت مورد انتقاد قرار ندادید. میدانم که بعداً در پاسخ به سوالات خبرنگاران این کار را کردید، اما بلافاصله پستی درباره آن منتشر نکردید. اینکه شما برخی از خشونتهای حامیان رادیکالتر علیه سایر مخالفان ایرانی و آزار و اذیت آنها را به شدت محکوم نکردهاید. همچنین آنها معتقدند که شما برای متحد کردن اپوزیسیون به شدت متفرق ایران به اندازه کافی تلاش نکردهاید. آنها همچنین میگویند که این مسائل را در تماسهای خصوصی با شما مطرح کردهاند، اما در کمال ناامیدی آنها، شما توصیههای آنها را نپذیرفتهاید. پاسخ شما به این موارد چیست؟ رضا پهلوی: خب، اجازه دهید ابتدا از حامیان مالی شروع کنم. فرض میکنم شما به آنها بانیان، benefactors، میگویید. من قرار نیست ماموریت را بر اساس انتظارات بانیان تغییر دهم که چون ما به تو پول میدهیم، پس باید فلان و بهمان کار را انجام دهی. روش کار اینطور نیست. خبرنگار: خب، دو مسئله وجود داشت. یکی اینکه شما برای متحد کردن اپوزیسیون به شدت متفرق ایران به اندازه کافی تلاش نکردهاید و اینکه آنها این مسائل را با شما مطرح کردهاند و شما توصیههای آنها را نپذیرفتهاید. رضا پهلوی: خب، فکر میکنم حداقل در دو سال گذشته در گسترده کردن این خیمه بسیار فعال بودهام. در واقع، فکر نمیکنم تا به حال چنین طیف گستردهای از نمایندگان متنوع اپوزیسیون ایران را که از تمام اقشار و ایدئولوژیها زیر یک سقف جمع شده باشند، داشتهام. در واقع، من با افرادی تماس گرفتهام که زمانی بدترین دشمنان پدرم بودند. امروز آنها کاملاً همراه و در حال همکاری با من هستند. من در مورد مارکسیستهای سابق، افرادی که عضو حزب توده بودند، سازمان فدائیان و اعضای سابق مجاهدین خلق صحبت میکنم. نمیدانم چقدر بیشتر از این میتوانید این چتر را گسترش دهید که شامل این افراد هم بشود تا ثابت کنید در واقع اتحاد بسیار بیشتری از همیشه وجود دارد. مسلماً در داخل ایران هرگز یک ائتلاف بینقص وجود نخواهد داشت. اما فکر میکنم که من این چتر را بسیار گسترده کردهام و نمیدانم افرادی که چنین اظهاراتی میکنند چقدر جلساتی را که داشتهام و گردهماییهایی را که داشتهام دنبال کردهاند یا از آنها آگاهند. اما میتوانم به شما اطمینان دهم که این همیشه تلاش من بوده است. خبرنگار: در فاصله چند ماه در اوایل امسال، کسانی که خود را حامی شما معرفی میکنند، یک خبرنگار کرد را در لندن کتک زدند و او را راهی بیمارستان کردند. آنها صاحبان رستورانهایی را در لندن و وین مرعوب کردند و خواستار به نمایش گذاشتن پرچم شیر و خورشید قبل از انقلاب شدند. در نشستی از کنفرانس آزادی ایران در لندن، به برخی از شرکتکنندگان توصیه شد به دلیل ترس از خشونت از طریق زیرزمین محل را ترک کنند. هنگامی که یکی از حاضران با پای پیاده محل را ترک کرد، مورد ضرب و شتم قرار گرفت. موارد دیگری در نشست سیپک، CPAC، در تگزاس در ماه مارس رخ داد، جایی که یکی از حامیان شما به یک فعال اپوزیسیون گفت که اگر شعار جاوید شاه ندهد، با کامیون از روی او رد خواهد شد. پلیس لاهه در حال تحقیق درباره ادعاهایی است که حامیان شما مخالفان را در آنجا آزار داده و تهدید کردهاند. میخواهیم یک ویدیوی کوتاه را به شما نشان دهیم. این همان روزنامهنگار کردی است که بستری شده بود. خبرنگار: بله، پاسخ شما به این چیست؟ رضا پهلوی: من به تکثرگرایی اعتقاد دارم. من به تساهل اعتقاد دارم. من به مدنیت در بحث، در استدلال، در رفتار، احترام و عدم خصومت یا وحشیگری از هر نوعی اعتقاد دارم. این برای همه صدق میکند. هر کسی که ادعا میکند حامی من است باید درک کند که اینها دستورالعملها هستند. هر کسی که این دستورالعملها را نقض کند، اولاً من او را یک حامی در نظر نمیگیرم و اولین کسی خواهم بود که آن رفتار را محکوم میکنم. اگر رفتار آنها مجرمانه باشد، باید با مجازات کامل قانونی در هر کشوری که این تخلف در آن رخ داده است روبرو شوند. بگذارید در این مورد بسیار شفاف باشم. در نهایت، همچنین باید بگویم که فراموش نکنید رژیم نیز عوامل نفوذی و آشوبگران زیادی دارد که به قول فرانسویها در پوشش حامیان این یا آن گروه برای ایجاد چنین درگیریهایی عمل میکنند. خبرنگار: میدانید اینها حوادثی مجزا نیستند. میدانید که الگویی از رفتار در میان حامیان شما وجود دارد و این خشونتآمیز است. رضا پهلوی: همانطور که گفتم، من آن را محکوم میکنم. من از آن فاصله میگیرم. من آن را توجیه نمیکنم. من از آن چشمپوشی نمیکنم. در واقع، من از هر مرجعی که هست میخواهم که آنها را به خاطر جرمی که مرتکب شدهاند مورد پیگرد قرار دهد. شما نمیتوانید فقط بروید و شروع به وحشیگری با مردم کنید. این موضوع بسیار فراتر از اخلاق و رفتار اخلاقی است، بلکه پیامدهایی هم دارد. ما باید محترمانه رفتار کنیم. چگونه میتوانیم در آینده به مردم ایران تضمین دهیم که تحت حمایت قانون قرار میگیرند و عدالت برقرار خواهد بود، اگر آنها اینگونه رفتار کنند و بخواهند مدافع آیندهای مبتنی بر خشونت و انتقامجویی باشند؟ البته که نه. خبرنگار: میخواهم از شما چیزی بپرسم که امیدوارم به آن بپردازید و این انتقادی است که باز هم از سوی برخی از حامیان مالی شما مطرح میشود؛ اینکه شما ادبیات تند برخی از نزدیکترین مشاوران خود را کنترل نکردهاید. یک مثال در ژانویه، سعید قاسمینژاد در ایکس پست کرد: “شما یا با شاهزاده رضا پهلوی هستید یا با جمهوری اسلامی. اگر به هر دلیلی فرمانده میدان را تضعیف کنید، عامل دشمن هستید.” همچنین، و عذرخواهی میکنم چون میدانم این کمی ناخوشایند خواهد بود، همسر شما یاسمین نیز به خاطر برخی از اظهارات و پستهایش در شبکههای اجتماعی درباره سایر مخالفان ایرانی انتقاداتی را برانگیخته است. او در اینستاگرام تصویری از یک معترض ایرانی را بازنشر کرد که تابلویی در دست داشت که روی آن نوشته شده بود: “مرگ بر سه فاسد: ملا، چپی و مجاهد.” مطمئنم که شما این را دیدهاید و او این شعار را در کپشن خودش هم تکرار کرد. رضا پهلوی: خب، اول از همه در مورد این یکی به خصوص، چیزی که میدانم این است که این تصویری بود که در داخل ایران در طول جنبش زن، زندگی، آزادی تولید شده بود. او آن را به عنوان یک اقدام خودجوش در آنجا در نظر گرفت. وقتی متوجه شدیم در آن چه نوشته شده، بلافاصله آن را حذف کرد. درست است؟ او بعداً توضیح داد که البته من حامی خشونت یا مرگ بر این و آن نیستم. بنابراین او این را رسماً بیان کرد. پس غیرمنصفانه خواهد بود که بگوییم او هرگز در این باره موضعگیری نکرد. در مورد تکتک اظهارات تیم من، ما قطعاً در حال حاضر پروتکل بسیار سختگیرانهتری را تدوین کردهایم در رابطه با اینکه تا چه حد افرادی که ارتباط نزدیکی با من دارند باید بتوانند خودشان را سانسور کنند. این در ابتدا بسیار غیرمنصفانه است، زیرا نقض آزادی بیان است، اما در عین حال دیگر نمیتوانید مستقل عمل کنید. شما باید در مورد آنچه گفته میشود یا نمیشود بسیار محتاطتر باشید. یک چیز را درک کنید. من سعید و دیگران در تیمم را میشناسم. برخی از آنها سختترین مصائب ممکن را پشت سر گذاشتهاند تا به جایی که امروز هستند برسند. آنها در ایران در زندان بودهاند. آنها توسط همان رژیمی که امروز با آن میجنگند، شکنجه شدهاند. بنابراین شما باید درک کنید که بخش زیادی از این میتواند از نظر انسانی به دلیل سرخوردگیهای انباشته و مواردی از این دست قابل درک باشد. من نمیگویم که آنها نباید برخی از اظهارات خود را مهار کنند و قبلاً با آنها در این باره صحبت کردهام. امیدوارم این اصلاح شود. اما باید احساسات موجود را درک کنید. مردم در ایران در مرز انتقامجویی هستند و تقریباً کینهتوز شدهاند. خبرنگار: میخواهم از شما درباره قتل اخیر مسعود مسجودی بپرسم که اتفاقاً تا مقطعی یکی از حامیان شما بود. او عضو گارد جنگل، Forest Guard، بود. او یک دانشگاهی بود که در نزدیکی ونکوور زندگی میکرد. همانطور که فرض میکنم مطلع هستید، به یکی از منتقدان شما تبدیل شد و در سال ۲۰۲۴ در دو پرونده جداگانه از شما شکایت کرد. او ادعا کرد که شما حملات سایبری به فعالان دموکراسیخواه ایرانی را هدایت کردهاید. اجازه دهید قبل از آن بگویم که هیچ مدرکی وجود ندارد که شما در قتل او نقشی داشتهاید. دلیل مطرح کردن این موضوع این نیست. دادستانهای کانادا دو نفر از حامیان شما را به قتل او متهم کردهاند. آنچه ابتدا میخواهم بپرسم این است که آیا آقای مسجودی را میشناختید یا نه؟ رضا پهلوی: من اصلاً هیچ دیدار یا بحثی را به خاطر نمیآورم. میدانید، هزاران نفر در طول سالها در تماسهای زوم یا برنامههای مشابه شرکت کردهاند. ممکن است او هم در این بین بوده باشد. صادقانه بگویم، به یاد نمیآورم. اما نکته این نیست. نکته این است که آنچه اتفاق افتاده تراژیک است و هر کسی که مسئول این قتل بوده است باید در دادگاه حاضر شود و به خاطر جرمی که مرتکب شده قضاوت شود. خبرنگار: فقط دو نکته در مورد پرونده مسجودی. وقتی شما دو سوگندنامه را امضا کردید، گفتید: “من شاکی، مسعود مسجودی، را نمیشناسم.” میدانید، ما ویدیویی پیدا کردیم که او در یوتیوب منتشر کرده بود؛ یک تماس صوتی زوم که در سال ۲۰۲۱ با شما داشت. این مکالمه ۱۸ دقیقهای است که او در آن با شما صحبت میکند. رضا پهلوی: امکانش هست. همانطور که در آن زمان گفتم، من به یاد نمیآوردم، چون اینطور نیست که هر پنج سال یک تماس زوم داشته باشم. من شاید هفتهای دو بار تماس زوم با حضور هزاران نفر دارم. بنابراین صادقانه بگویم، به خاطر سپردن اینکه چه کسی آنجا بود و چه چیزی گفت، کار آسانی نیست. گاهی اوقات مردم حتی با نام واقعی خودشان وارد نمیشوند. بنابراین پاسخ صادقانه من در آن زمان این بود و هنوز هم همین را میگویم که واقعاً به خاطر نمیآورم هیچ مکالمه خاصی با این فرد داشته باشم. خبرنگار: میخواهم در مورد رابطهتان با سپاه پاسداران از شما بپرسم، زیرا این موضوع در پرونده مسجودی نیز مطرح شده است. “رابطه” کلمه بزرگی است. خبرنگار: خب، شما در سال ۲۰۱۸ در مصاحبهای با ایران اینترنشنال گفتید که گفتوگوهایی با آنها و بسیج داشتهاید و اخیراً هم از برخی از آنها خواستهاید که جدا شوند. موضع دقیق شما در مورد سپاه پاسداران چیست؟ رضا پهلوی: بلافاصله پس از جنبش سبز و نزدیکتر به خط زمانی که جنبش زن، زندگی، آزادی شروع شد، من شروع به دریافت پیامهای مستقیمی در شبکههای اجتماعی خود از سوی عناصری کردم که میگفتند: “میدانی، من یک بسیجی در مشهدم.” یا: “من عضو سپاه پاسداران در فلان کشورم. ما از این رژیم متنفریم، ما با آنها نیستیم، ما به دنبال فرصتی هستیم که جدا شویم.” این واقعاً یک چیز تصادفی بود و وقتی به رسانهها گفتم که من با عناصری از این دست در تماس هستم، در این زمینه بود. اینطور نیست که من با فرماندهی سپاه صحبت کنم، اصلاً اینطور نیست. اما عناصری از بسیج، سپاه و البته ارتش بودند که با من به طور محرمانه ارتباط برقرار میکردند. بدیهی است، به عنوان نشانهای از اینکه بدانید توافق این است که یک روز ممکن است عناصری وجود داشته باشند که بخشی از نیروی نظامی، شبهنظامی یا بوروکراسی غیرنظامی همین رژیم باشند و ممکن است بخواهند جدا شوند. آنها ممکن است از نظر کیفری مقصر نباشند و دستشان به خون آغشته نباشد. بیایید در این مورد شفاف باشیم. وقتی مجبورید خدمت سربازی خود را انجام دهید، این گزینه را دارید که در ارتش یا سپاه خدمت کنید. این چیزی است که بسیاری از جوانان باید از آن میگذشتند. آیا این آنها را مجرم میکند؟ نه لزوماً. برای جدا کردن بخش عمده آنها از رهبری فاسد بالا که مستقیماً در آن جنایات، خشونت و سرکوب دخیل هستند، شما باید بتوانید آنها را جدا کنید. همان چیزی که وقتی به جنگ جهانی دوم نگاه میکنید، در پایان جنگ محاکمات نورنبرگ را داشتید، درست است؟ شما رهبران ارشد رایش سوم را محاکمه کردید، اما فکر نمیکنم منظور این بود که به دنبال تکتک سربازانی بروند که در ارتش آلمان خدمت کردهاند. به خصوص وقتی عمیقتر نگاه میکنید به آنچه در عراق پس از بعثیزدایی رخ داد و بخشی از دلیلی که تغییر رژیم در غرب بدنام شد. چرا اینطور شد؟ چون در افغانستان و به ویژه در عراق بسیار ضعیف اجرا و پیادهسازی شد؛ جایی که گاردهای ریاستجمهوری به خانه فرستاده شدند و نیمی از آنها در نهایت به جنگجویان داعش تبدیل شدند. من نمیخواستم این مورد در ایران تکرار شود. پس اجازه دهید این را تکمیل کنم و سیر تکاملی افکارم را به شما بگویم. من گفتم بسیار خب، پس باید مطمئن شویم که همیشه یک استراتژی خروج برای کسانی که مسئول قتل یا رفتار مجرمانه نیستند، در دسترس است. این حتی باید بخشی از چیزی باشد که در عدالت انتقالی بررسی خواهیم کرد. اما پس از آن سپاه شروع به اقدام بسیار خشنتر کرد. سپاه تبدیل به یک ابزار واقعی و یک مانع شد، نه تنها علیه شهروندان خود، بلکه در جنگهای نیابتی که تا نیمکره غربی گسترش مییابند. در این مرحله و حداقل در ۱۰ سال گذشته، من یکی از اولین مدافعان تروریستی شناختن سپاه پاسداران بودهام، به دو دلیل: اول اینکه رفتار آنها در داخل و خارج از کشور چیزی کمتر از ترور نیست. دوم، به عنوان ابزاری در رویکرد ما در برنامه عمل پنجبندی من که شامل فشار حداکثری بر رژیم است. یکی از آنها اعمال فشار بیشتر بر رژیم با تروریستی شناختن سپاه است که عنصر کلیدی حفظ این رژیم است. من این را خواستهام و در چند سال گذشته، به ویژه در اروپا، برای آن کمپین کردهام. حتی در ماههای اخیر که در بریتانیا بودم، از نخستوزیران سابق بریتانیا همین سوال را پرسیدم که چرا دولت شما سپاه را در لیست سازمانهای تروریستی قرار نداده است؟ آنها پاسخ خودشان را میدهند. اما من مدافع بسیار سرسختی برای قرار دادن سپاه در این لیست بودهام. چرا؟ چون فکر میکردم که اکنون لحظهای است که آنها دیگر یک نیروی صرف نیستند، بلکه یک مانع واقعی بر سر راه آزادی ما هستند. به همین دلیل باید به عنوان عنصری دستهبندی شوند که نه تنها تهدیدی برای شهروندان خود ما هستند، بلکه اکنون یک تهدید واقعی برای غیرنظامیان خارجی نیز محسوب میشوند: شهروندان بریتانیایی، آلمانی، سوئدی، روزنامهنگاران، اعضای جامعه دگرباشان جنسی، جامعه یهودی و غیره. خبرنگار: پس برای روشن شدن موضوع، شما معتقدید عناصری در سپاه پاسداران وجود دارند که میتوانند بازپروری شوند؟ رضا پهلوی: اگر شما مستقیماً مسئول درخواست برای قتل عام و کشتار مردم بودهاید، این یک جنایت نابخشودنی است. اینکه مجازات آن چیست، تصمیمگیری درباره آن به عهده من نیست. این به عهده سیستم قضایی آینده و هر قانون کشوری در آن زمان است که مجازات این نوع رفتار را تعیین کند. اما در عین حال، چیزی که من میگویم این است که درجات مختلفی از تقصیر وجود دارد. خبرنگار: گزارشهایی به صورت ناشناس وجود داشته مبنی بر اینکه شما از اسرائیل و عربستان سعودی کمک مالی دریافت کردهاید. آیا این درست است؟ رضا پهلوی: کاملاً دروغ است. من دریافتکننده هیچ بودجه دولتی یا عمومی در خارج نبودهام. هر پنی که به کمپین من میرسد از کمکهای مالی خصوصی حامیان است. امیدوارم بانیان بیشتری داشته باشیم که چکهای بزرگتری به ما بدهند. خبرنگار: مگر اینکه چیز دیگری باشد که ما مطرح نکرده باشیم و شما بخواهید به آن بپردازید. رضا پهلوی: من اطمینان مطلق دارم که وقتی ما آزاد شویم، تمام این زمینههای تاریکی یا منفی کاملاً ناپدید خواهند شد. من به این ایمان دارم. اگر نداشتم، صادقانه بگویم خودم را درگیر این موضوع نمیکردم. بنابراین شاید ما برای این ساخته نشدهایم. شاید سزاوار بهتر از این نیستیم. شاید، میدانید، همانطور که یکی از ضربالمثلها میگوید، شما مردم را با دولتهایی که دارند قضاوت میکنید. اما در این مورد، یک استثنا است. ایران توسط رژیمی اشغال شد که از روز اول علیه ما به عنوان یک ملت جنگ به راه انداخت و این ما نیستیم. بنابراین من فکر میکنم رژیمی که شهادت را جشن میگیرد و خواستار خشونت است، نماینده ایرانیانی نیست که صلحطلب هستند و آن آینده را میخواهند. این دقیقاً کمپین ما را تعریف میکند؛ اینکه ما چگونه با افرادی که در حال حاضر کشورمان را اشغال کردهاند متفاوت هستیم. چه من باشم یا نباشم، چه روزی به ایران برسم یا نه، به آن انبوه جمعیت و ملت ۹۲ میلیونی قدرتمند نگاه کنید که منتظرند بخشی از یک جهان آزاد باشند. آنها سزاوار حضور در آنجا هستند و این همان چیزی است که من برای آن میجنگم. خبرنگار: رضا پهلوی، مجدداً از اینکه امروز با رویترز صحبت کردید بسیار سپاسگزارم.
آرش یوسفی -ARASH214,199 görüntüleme • 1 ay önce

صحبتهای درخشانِ محسن نامجو در تقبیحِ استبداد: ۴ اسفند ۱۴۰۴
آرش یوسفی -ARASH573,292 görüntüleme • 6 ay önce

‼️‼️‼️‼️‼️‼️‼️ مجری: مثلاً ۴۰۱ و ۴۰۴ رو نگاه میکنید، ۴۰۱ حتماً مدنیتر و انجمنیتره به نسبت ۴۰۴. نیست اینطوری؟ سعید مدنی: نه. نه، به نظر من، اولاً که این پیوند و مسیر تحولات اجتماعی، درسته که افتوخیز داره، درسته که سینوسیه، اما یک سوگیری عمدهای هم داره. چرا باید ۴۰۴ رو، یعنی اعتراضات دیماه رو میگی؟ اعتراضات دیماه رو مثلاً در مقایسه با اعتراضات مهسا، چرا باید تفکیکش کرد؟ در وهله اول، وقتی از اعتراضات دیماه صحبت میکنیم، باید ششم تا ۱۷ دیماه رو از ۱۸ و ۱۹ دیماه متمایز کنیم. اگه اعتراضاتِ بهاصطلاح ۴۰۱، یعنی «زن، زندگی، آزادی» و جنبش «زن، زندگی، آزادی» رو به جانباختن مهسا تقلیل بدیم، همونقدر هم میتونیم اعتراضات دیماه رو به فراخوان ۱۸ و ۱۹ دی تقلیل بدیم. در حالی که اعتراضات مهسا، جنبش مهسا، حاصل یک منازعه و یک ناجنبش زنان در ایران بود که اونجا خودش رو به نحو احسن نشون داد. تونست ۱۰۰ روز توی خیابون مقاومت کنه. تاکتیکهاش تا حد زیادی از تاکتیک جنبشهای قبلی، اعم از جنبش ۹۶ و جنبش سبز تبعیت میکرد. شعارهاش بر مبنای نوعی خردگرایی و تجربه تاریخی سوار شده بود و بنابراین تونست این مسیر رو ۱۰۰ روز هم ادامه بده. توی دیماه هم، از ۶ تا ۱۷ دی، شما همون خصلتها و همون تاکتیکها رو میبینید. جمعیت میاد توی خیابون. حالا این دفعه مثلاً از جمهوری شروع میشه، پاساژ علاءالدین و اون منطقه، که ترکیبی از طبقه متوسط و دستفروشهاست، و بعد آرامآرام گسترش پیدا میکنه. خود اینکه چجوری اینها توی اون فضای جنگی و امنیتی یکدفعه جمع میشن و بعد بلافاصله بهصورت وسیع در سطح ملی گسترش پیدا میکنه، قابل توجهه. حتی خیلی بیشتر از مهسا، تقریباً دو برابر مهسا. این اتفاق تا ۱۷ دی چجوری میفته؟ این رو باید مرتبط بدونیم با پتانسیلهایی که جنبشهای قبلی ایجاد کردن، شبکههای اجتماعیای که از اون موقع شکل گرفته، نقش نیروها و گروههای غیررسمیای که از اون زمان وجود داشتن و حتی ذهنیتی که از اون تجربه باقی مونده بود؛ اینکه میشه آمد، اعتراض کرد و توی خیابون حضور پیدا کرد. همه اینها ظرفیتی ایجاد کرده بود که توی ۶ تا ۱۷ دی تقریباً همون مسیر طی بشه. اما توی ۱۸ و ۱۹ دی یه اتفاقی میفته؛ یه فراخوان داده میشه. این فراخوان مبتنی بر فهم واقعی از وضعیت ایران نیست، فهم واقعی از جنبشهای اجتماعی ایران نیست، فهم واقعی از ساختار حاکمیتی ایران نیست و مبتنی بر خرد جمعی داخل هم نیست. بر اساس یک تحلیل غلط و بهصورت غیرمسئولانه فراخوان داده میشه. اون فراخوان همراه خودش فرهنگ خودش رو هم میاره. یعنی تاکتیکهایی رو ترویج میکنه که در امتداد تاکتیکهای قبلی نیست؛ مثل اینکه حمله کنید به مراکز نظامی، مساجد رو آتش بزنید یا چیزهایی از این قبیل. حتی من نمیخوام بگم سطحی که این تاکتیکها تونستن عملی بشن خیلی گسترده بود. اتفاقاً خیلی محدود بود و اصلاً قابل توجه نیست. اما چیزی که تونست ایجاد کنه، یک گسست در ۱۸ و ۱۹ دی با قبل از اون بود. چون به نظر من، اگر با همون منطق ۶ تا ۱۷ دی اون اعتراضات ادامه پیدا میکرد، حتی میتونست روی جنگ تأثیر بذاره، روی تحولات آینده ایران تأثیر بذاره و حتی روی تصمیمات موجود اثرگذار باشه. ولی انگار از طریق اون فراخوان، یک پاس گل به اقتدارگرایی ایران داده شد و این گسست در نهایت مشکلاتی ایجاد کرد.
آرش یوسفی -ARASH69,686 görüntüleme • 24 gün önce

دکتر سعید مدنی: بابک زنجانی یه کسیه که دستکم با رقمهای مختلفی دو تا سه میلیارد یا یک بیشتر یا کمتر، ولی چند میلیارد دلار از منابع عمومی رو به سرقت برده. مجازات میشه، اول اعدام میگیره، بعد هم بخشوده میشه، میره. یه بچه گرسنهای که توی اسلامشهر یا نازیآباد توی دیماه، توی ۱۸ و ۱۹ دی، فقط به امید اینکه از فردا بتونه سیر بخوابه، اومده توی خیابون شروع کرده شعار دادن، اعتراض کردن، این بازداشت میشه و بلافاصله اعدام میشه. چرا بابک زنجانی اعدام نمیشود و اون اعدام شه؟ من مخالف اجرای اعدام در هر شرایطیام. اساساً اعدام حکمیه که هیچ وجه عادلانهای نداره. اما بحث من بر سر اینه که چرا این تفاوت وجود داره؟ چرا نظام میتواند در برابر بابک زنجانی، انصاریها، آیندهگان و صدها نفر دیگه شبیه اینها که غارت کردن اموال عمومی رو رضایت بده، کنار بیاد باهاش، ولی در مقابل یه بچه پاپتی که از گرسنگی اومده توی خیابون داره داد میزنه، نمیتونه انعطاف به خرج بده. این نشوندهنده ابعاد این خشونت ساختاریه که وجود داره.
آرش یوسفی -ARASH51,846 görüntüleme • 21 gün önce

با توجه به تجربه زیسته، مطالعات و آنچه درباره سیاست آمریکا و تحولات منطقه خوانده، دیده و دنبال کردهام، با این چهار دقیقه از صحبتهای سعید لیلاز کاملاً همدل و همنظر هستم ‼️‼️‼️‼️‼️‼️‼️‼️‼️‼️‼️‼️‼️‼️ سعید لیلاز: غیرممکن بود ما بتونیم جلوی جنگ رو بگیریم. غیرممکن بود. زمانش ممکن بود عقب و جلو بیفته، ولی چون آمریکاییها زمان رو به زیان خودشون میدونستند و ایران رو در حداکثر ضعفی که ممکن بود میپنداشتند، چه ضعف نظامی، چه ضعف اقتصادی و چه ضعف مشروعیت داخلی و بینالمللی، بعد از حوادث دیماه ما در کف مشروعیت داخلی و بینالمللی بودیم. این جملهی آدولف هیتلر مشهوره که وقتی میخواست به شوروی حمله کنه، میگفت: «یک لگد به در بزنیم، کل ساختمان فرو میریزه.» اینها هم فکر میکردند همین اتفاق میافته. بله، اینها فکر میکردند زمان به زیان آمریکاست. آمریکا از سال ۲۰۲۷ میخواد روی مسئلهی چین متمرکز بشه. سرعت قدرت گرفتن چین اینقدر زیاده که اگر آمریکا در این یکی دو سال با ایران برخورد نمیکرد، ممکن بود هرگز نتونه این کار رو انجام بده. بنابراین اینکه ما فکر کنیم میتونستیم با دیپلماسی جلوی این جنگ رو بگیریم، یک اشتباه بزرگه. مهرماه ۱۴۰۴، اگر اشتباه نکنم، از دفتر آقای لاریجانی با من تماس گرفتن که بلند شو بیا شورای عالی امنیت ملی، جلسه داریم. همون روز بلافاصله بلند شدیم و رفتیم خدمتشون. به ما توضیح دادند که در جریان مذاکرات نیویورک، با وساطت آقای مکرون، با تیم آمریکایی نشستیم و چانهزنی کردیم. آقای مکرون هم میگفت: «آقا، بیاید مصالحه کنید.» در نهایت به یک توافقی رسیدیم. وقتی تیم آمریکایی این توافق رو برای آقای ترامپ بردند، آقای ترامپ گفت: «نه، من قبول ندارم. این کمه. یک مقدار دیگه هم بهش اضافه کنید.» جزئیاتش رو به ما نگفتند. من هم مثل بعضی دوستان نیستم که از خودم چیزی بسازم. عین چیزی رو که میشنوم میگم. رفتیم و دوباره برگشتیم. چیزهایی رو که آقای ترامپ خواسته بود قبول کردیم. جمهوری اسلامی پذیرفت. این جملهی منِ لیلاز نیست، جملهی شهید لاریجانیه. دوباره بردند پیش آقای ترامپ. گفت: «نه، من نمیخوام. این کمه. دوباره بیشترش کنید.» بار سوم و بار چهارم، ما یقین پیدا کردیم که ایالات متحدهی آمریکا دنبال مصالحه نیست. آقای مکرون الان شاهده و میتونه این حرف آقای لاریجانی رو راستیآزمایی کنه. ما مطمئن شدیم که آمریکاییها دنبال توافق نیستند. در مهرماه ما رو صدا کرد و گفت بر همین قیاس، ما حدس میزنیم تا پایان دیماه، یعنی تا پایان سال ۲۰۲۵، به ایران حمله خواهد شد و یک تهاجم نظامی جدید شکل خواهد گرفت. برخورد بین ایران و آمریکا گریزناپذیره. ما ۳۰ سال در حال دیپلماسی بودیم. ۳۰ سال موفقیتآمیز کوشیدیم جلوی جنگ رو بگیریم، ولی رسیدیم به جایی که دیگه نمیشد. چرا نمیشد؟ هم دولت آمریکا دولتیست که به قول خودشون نئوکانه و هم اینکه آمریکاییها دارن خودشون رو برای برخورد با چین آماده میکنن. یادتون باشه در زمینهی سیاست خارجی، کمترین تفاوت بین دموکراتها و جمهوریخواهها وجود داره. اصلاً تفاوتی وجود نداره. وقتی آقای بایدن در سال ۲۰۲۰ رئیسجمهور آمریکا شد، از ژانویهی ۲۰۲۱ به بعد تقریباً تمام مصوبات دولت آقای ترامپ رو لغو کرد، غیر از سه مورد: یکی تحریمهای ایران، یکی تحریمهای چین و یکی تحریمهای کوبا. بنابراین اینکه فکر کنید به خاطر اومدن آقای ترامپ، رویکرد دولت آمریکا عوض شده، سادهلوحانهست. آمریکاییها برای اینکه بتونن تکلیف خودشون رو با چین روشن کنن، چارهای ندارن جز اینکه ایران رو بهعنوان پشت جبههی خودشون صاف کرده باشن. اولاً ایران قدرت بزرگیه و ثانیاً باید گلوگاه نفتی چین که بهش وابستهست، یعنی خلیج فارس، رو قیچی کرده و تحت کنترل گرفته باشن. به همین دلیله که بعد از سقوط مادورو در ونزوئلا، من همواره فکر میکردم که داستان ایران بهزودی تغییر خواهد کرد. یعنی آمریکاییها نمیتونن برای حرکت به سمت چین، از بابت نفت ایران و تنگهی هرمز خیالشون راحت نباشه.
آرش یوسفی -ARASH109,595 görüntüleme • 1 ay önce

حرفِ حساب: ‼️‼️‼️‼️‼️ دکتر سعید مدنی: تو ۱۸ و ۱۹ دی یه اتفاقی میافته. یه فراخوان داده میشه که این فراخوان مبتنی بر فهم واقعی از وضعیت ایران نیست، فهم واقعی از جنبشهای اجتماعی ایران نیست، ‼️فهم واقعی از ساختار حاکمیتی ایران نیست و مبتنی بر خرد جمعی داخل نیست. به صورت… بر اساس تحلیل غلط و به صورت غیرمسئولانه فراخوان داده میشه.‼️‼️‼️ اون فراخوان همراه خودش، فرهنگ خودش رو هم میاره. ‼️یعنی ترویج میکنه تاکتیکهایی رو که متناسب با تاکتیکهای… یعنی در مسیر تاکتیکهای قبلی نیست: ‼️حمله کنید به مراکز نظامی، مساجد رو آتش بزنید یا چیزهایی از این قبیل. حتی من نمیخوام بگم که سطحی که تونست این تاکتیکها عمل بکنه خیلی محدود بود، یعنی اصلاً قابل توجه نیست. اما آنچه که تونست ایجاد کنه، ایجاد یک گسست بود توی ۱۸ و ۱۹ دی با قبل از اون.‼️ چون به نظر من، اگر با همون منطق ۶ تا ۱۷ دی اون اعتراضات ادامه پیدا میکرد، ‼️‼️‼️حتی میتونست تأثیر بگذاره روی جنگ، حتی میتونست تأثیر بگذاره روی تحولات آینده ایران، حتی روی تصمیمات موجود میتونست اثر بگذاره. ولی انگار یک پاس گل داده شد به اقتدارگرایی ایران‼️‼️‼️، در واقع از طریق اون فراخوان، و این گسست در واقع مشکلات ایجاد کرد.
آرش یوسفی -ARASH47,265 görüntüleme • 23 gün önce

گزارش فوقالعادهای از فرید زکریاست. پیشنهاد میکنم تا آخرین ثانیه ببینید و حتماً به اشتراک بگذارید. ❗️❗️❗️❗️❗️❗️❗️❗️❗️❗️❗️❗️ فرید زکریا: یکی از بزرگترین معماها در خصوص جنگ ایالات متحده و ایران این است که چرا خسارتهای اقتصادی ناشی از حملات چندماهه به تهران، این کشور را مجبور به صلح نکرده است. مقامهای ایرانی در ماه آوریل برآورد کردند که حملات ایالات متحده و اسرائیل ۲۷۰ میلیارد دلار خسارت به زیرساختهای ایران وارد کرده است. ایران مجبور شد برای ادامه جنگ، وامهای سنگینی از بانک مرکزی دریافت کند. انتظار میرود تورم افزایش یابد، در حالی که سال گذشته نیز بالای ۴۰ درصد بود. مردم عادی ایران بدون شک در رنج و سختی هستند. پس چگونه این کشور تا کنون به زانو درنیامده و تسلیم نشده است؟ بخشی از دلیل این است که ملتها تنها با انگیزههای اقتصادی هدایت نمیشوند. ملیگرایی، غرور و عزتنفس همگی نقش خود را ایفا میکنند. اما این نکته نیز قابل توجه است که اقتصاد ایران، با وجود تمام فشارهای ناشی از دههها تحریم و جنگ کنونی، به شکل شگفتانگیزی تابآور بوده است. با وجود تمام برداشتها مبنی بر فروپاشی اقتصاد ایران و تمام آسیبهای واقعی واردشده، این نیز حقیقت دارد که ایران یکی از متنوعترین و فعالترین اقتصادهای صنعتی منطقه است. ایران با هفت کشور هممرز است و میتواند مبادلات تجاری زمینی داشته باشد. همچنین چندین بندر دارد که برخی از آنها حتی در طول جنگ فعال بودهاند. ایران فرآوردههایی بیش از نفت صادر میکند. سیاستهای حمایت از تولید داخلی و کارآفرینی باعث رشد صنایع پررونقی مانند فولاد، پتروشیمی، آهن و صنایع غذایی شده است. ایران خود را با تحریمهای بینالمللی وفق داده و بخش بیشتری از نیازهای خود، از جمله خودرو، دارو و لوازم خانگی را در داخل تولید میکند. این کالاها همواره در سطح بینالمللی رقابتپذیر نیستند، اصلاً اینطور نیست، اما پاسخگوی نیازهای داخلی هستند و این موضوع در زمان جنگ نیز به کشور کمک میکند. و در مورد نفت، روزنامه والاستریت ژورنال گزارش میدهد که تعداد معاملات رو به افزایشی بهجای دلار، با یوآن چین انجام میشود که به ایران در دور زدن تحریمها کمک میکند. در سال ۲۰۲۴، ایران برآورد شد که ۴۳ میلیارد دلار درآمد نفتی داشته و این روزنامه دریافته است که بیشتر این فروشها با یوآن انجام شده است. تهران همچنین برای دور زدن تحریمها از رمزارزها استفاده میکند که ردیابی آنها به همان اندازه دشوار است. و درک این نکته بسیار حیاتی است که نخبگان حاکم در ایران بهطور مستقیم از نحوه کارکرد فعلی اقتصاد سود میبرند؛ یعنی از یک سیستم غیرشفاف که توسط ذینفعان پنهان، از جمله روحانیون و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی کنترل میشود. همانطور که کیهان ولدبیگی در فنومنال ورلد مینویسد، پس از انقلاب اسلامی، حکومت داراییهای نخبگان را مصادره کرد و آنها را میان دو اردوگاه تقسیم نمود. برخی مانند بانکها، شرکتهای بیمه و صنایع سنگین ملی شدند و مستقیماً توسط وزارتخانههای دولتی اداره گردیدند. برخی دیگر، از جمله بنیادهای شاه، میان سازمانهای اجتماعی معروف به نهادها یا بنیادها تقسیم شدند که زیر نظر روحانیون فعالیت میکردند. این بنیادها تلاشهای بازسازی و امدادرسانی در جریان جنگ ایران و عراق در دهه ۱۹۸۰ را رهبری کردند و به مرور زمان به شرکتهای خوشهای بزرگ و گسترده تبدیل شدند. بسیاری از صنایع ملیشده در نهایت خصوصیسازی شدند و بسیاری از آن شرکتها به دست سپاه پاسداران افتادند. ولدبیگی مینویسد: «امروزه منافع تجاری سپاه پاسداران بخشهای کشتیرانی، ساختوساز، نفت، خودروسازی و مخابرات ایران را در بر میگیرد.» و همانطور که رویترز اشاره میکند، تحریمها تسلط سپاه پاسداران بر اقتصاد را تقویت کرده است، چرا که صادرات مخفیانه و تجارت از طریق واسطهها و شرکتهای صوری را تسهیل میکند. به عبارت دیگر، آنها قاچاق را در کنترل دارند. اکنون برآورد میشود که سپاه پاسداران و بنیادها بیش از ۵۰ درصد از اقتصاد ایران را در اختیار دارند. و همانطور که رویترز یادآور میشود، هر زمان که تلاشی برای بازسازی پس از جنگ صورت گیرد، سپاه پاسداران به دلیل تسلط بر بخشهای ساختوساز و مهندسی، ذینفع اصلی خواهد بود. اقتصاد ایران البته به قیمت آسیب به شهروندان عادی اداره شده است، اما میلیونها نفر وجود دارند که از نزدیکی به حکومت سود میبرند. طبق گزارش والاستریت ژورنال، اعضای نیروی شبهنظامی بسیج و سپاه پاسداران میتوانند از موقعیتهای شغلی در شرکتهای وابسته به دولت یا دسترسی به وامهای ارزانقیمت بهرهمند شوند. یکی از مشکلات متعدد در رویکرد دونالد ترامپ نسبت به تهران این است که او بهگونهای رفتار میکند که گویی با الزامات ساده و صریح یک اقتصاد بازار معمولی طرف است. اما اقتصاد ایران تحت تسلط شبکهای از انگیزهها و مشوقهای مخرب قرار دارد. تحریمها و انزوا برای کشور بد هستند، اما برای حکمرانان آن مفیدند. با وجود تمام آسیبهایی که ایالات متحده و اسرائیل از زمان آغاز جنگ به ایران وارد کردهاند، هدیه قدرتمندی نیز به این کشور دادهاند: فراهم کردن فرصتی برای نشان دادن کنترل خود بر تنگه هرمز به جهانیان. این تنگه پیش از جنگ روزانه حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت را جابهجا میکرد، یعنی یکپنجم کل عرضه نفت جهان. ایران با اعمال کنترل بر این آبراه، آنچه را که آژانس بینالمللی انرژی بزرگترین اختلال در عرضه جهانی نفت در تاریخ مینامد رقم زده و موجب جهش شدید قیمت نفت شده است. اما سلاح ایران ممکن است تاریخ انقضا داشته باشد. همانطور که والاستریت ژورنال گزارش میدهد، کشورهای حوزه خلیج فارس از هماکنون در تلاشند تا زیرساختهای نفتی خود را برای دور زدن تنگه توسعه دهند. در ماه مه، امارات متحده عربی اعلام کرد ساخت دومین خط لوله به مرکز ذخیرهسازی خود در الفجیره را که درست آنسوی تنگه هرمز قرار دارد، سرعت میبخشد. عربستان سعودی نیز نفت را از مسیر تنگه، از طریق خط لوله شرق به غرب خود به بندر غربی ینبع هدایت کرده است. این زیرساخت که در جریان جنگ ایران و عراق در دهه ۱۹۸۰ ساخته شده بود، اکنون روزانه نزدیک به ۷ میلیون بشکه نفت منتقل میکند، در حالی که پیش از جنگ تنها ۲ میلیون بشکه در روز جابهجا میکرد. والاستریت ژورنال همچنین اشاره میکند کشورهای حوزه خلیج فارس در حال گفتگو برای تسریع در ساخت یک کریدور ریلی هستند که مسیر دیگری را برای انتقال نفت فراهم میکند. این راهکارها کامل نیستند. خطوط لوله گرانقیمت و پیچیدهاند و در برابر حملات پهپادی آسیبپذیرند. قطارها نیز نمیتوانند به اندازه کشتیها نفت جابهجا کنند و هزینه آنها هم ارزان نیست. استراتژی دیگر پیدا کردن مسیرهای جدید برای عرضه نفت نیست، بلکه کاهش تقاضا برای آن است. همانطور که مجمع جهانی اقتصاد اشاره میکند، بسیاری از کشورها در حال اتخاذ سیاستهای صرفهجویی در انرژی برای انجام همین کار هستند. اندونزی و میانمار یک روز از هفته را به دورکاری کارکنان بخش عمومی اختصاص دادهاند. کشورهای دیگر روزهای مدرسه را کاهش داده یا آموزش از راه دور را افزایش دادهاند. بسیاری از کشورها در حال سهمیهبندی سوخت هستند. اما تلاشهای هیچ کشوری برای کاهش واردات و تقاضای نفت به اندازه بزرگترین واردکننده انرژی جهان، یعنی چین، تعیینکننده نبوده است. امروزه چین حداقل ۳ میلیون بشکه نفت در روز کمتر از زمان پیش از جنگ وارد میکند. دلیل آن این است که پکن سالها صرف ایمنسازی خود در برابر همین نوع شوکهای عرضه انرژی جهانی کرده است. این کشور ذخایر عظیم نفتی ذخیره کرده و کارخانههای خود را عمدتاً با زغالسنگ داخلی و انرژیهای تجدیدپذیر فعال نگه میدارد. و همانطور که کارولین کسان، استاد امور بینالملل دانشگاه نیویورک، در خبرنامه خود مینویسد، کاهش واردات نفت توسط این غول آسیایی دلیل اصلی عدم صعود بیشتر قیمتهاست. چین همچنین مصرف انرژی در داخل را محدود کرده است. همانطور که ناتاشا کانوا، رئیس استراتژی کالای جیپی مورگان مشاهده میکند، این کاهش نتیجه دستور دولت نیست؛ بلکه به نظر میرسد بیشتر ناشی از انتخاب مصرفکنندگان و دسترسی آسان به خودروهای برقی باشد. چین در حال حاضر دارای بزرگترین ناوگان خودروهای برقی در جهان است و مردم بیش از هر زمان دیگری از آنها استفاده میکنند. حجم شارژ خودروهای برقی در بزرگراهها در روز اول تعطیلات سالانه روز کارگر نسبت به سال قبل ۵۶ درصد افزایش یافته است. ساکنان بیشتر با قطار و کمتر با هواپیما مسافرت میکنند. تاکتیکهایی که کشورها و مصرفکنندگان برای محدود کردن مصرف نفت به کار گرفتهاند از روی ضرورت است، نه از سر رغبت برای گذار به انرژیهای پاک. در برخی موارد، زغالسنگ جایگزین نفت میشود. اما در درازمدت، فناوریهای سبز ذینفع خواهند بود. کسان از دانشگاه نیویورک پیشبینی میکند که تقاضای نفت به زودی به یک اوج و سطح ثبات خواهد رسید. نه به این دلیل که سیاستهای اقلیمی ناگهان پیروز شدهاند یا حکومتها دستهجمعی تصمیم به کاهش مصرف نفت گرفتهاند، بلکه به این دلیل که ناامنی، آنها را مجبور به سازگاری کرده است. تاریخ صحت این فرضیه را اثبات میکند. نگاهی به بحران نفتی سال ۱۹۷۳ بیندازید. این بحران منجر به یک دوره طولانی کاهش مصرف نفت در ایالات متحده شد؛ بخشی به این دلیل که باعث معرفی استانداردهای مصرف سوخت خودروها در آمریکا گردید. اروپا و ژاپن الهام گرفتند تا ظرفیت انرژی هستهای خود را تقویت کرده و حملونقل عمومی را گسترش دهند. آن بحران باعث شد کشورها منابع انرژی خود را متنوع کرده و از وابستگی شدید به نفت فاصله بگیرند. اکنون به دلیل دسترسی آماده به انرژیهای تجدیدپذیر و خودروهای برقی، تغییرات مثبتتری امکانپذیر است. همانطور که بلومبرگ گزارش میدهد، بریتانیا در حال معرفی مقرراتی است که نصب پنلهای خورشیدی و پمپهای حرارتی کممصرف را در خانههای جدید الزامی میکند. ویتنام میخواهد تا پایان سال ۱۰ درصد از خانهها دارای پنلهای خورشیدی روی پشتبام باشند. رئیسجمهور اندونزی میگوید میخواهد تمام وسایل نقلیه در کشورش برقی شوند. بلومبرگ اشاره میکند که خرید خودروهای برقی در ماه مارس در بیش از ۳۰ کشور جهش داشته است. بنابراین در درازمدت، اثر غیرمنتظره این بحران ممکن است این باشد که ایران اهرمی را که به دست آورده از دست بدهد و جهان به سمت انرژیهای سبز تنوع پیدا کند. چه کسی حدس میزد؟ دونالد ترامپ این هفته به شدت از دست ایران خشمگین بود. او در نشست سران ناتو در ترکیه، رهبری ایران را افرادی «دیوانه، شرور و بیمار» و یک «سرطان» نامید. در ماه فوریه، او این حکومت را یک «دیکتاتوری بسیار خبیث و رادیکال» خوانده بود. هفتهها بعد، او تهدید کرد که اگر ایران آتشبس را نپذیرد، امشب یک تمدن کامل خواهد مرد و هرگز دوباره بازنخواهد گشت. اما تا ماه ژوئن، او مسیر خود را تغییر داد و یادداشت تفاهمی را امضا کرد که هدف آن پایان دادن به جنگ بود. او تحریمهای نفتی علیه ایران را به صورت موقت لغو کرد و احتمال ایجاد یک صندوق بزرگ برای بازسازی کشور را مطرح نمود. او گفت منصفانه نیست که اگر کشورهای دیگر موشکهای بالستیک دارند، ایران از آنها محروم شود. و گفت باعث افتخار او خواهد بود که با رهبر جدید، مجتبی خامنهای، دیدار کند؛ کسی که ترامپ هنگام اعلام کشته شدن پدرش توسط ایالات متحده و اسرائیل، او را «یکی از شرورترین افراد تاریخ» نامیده بود. اگر این دیپلماسی «گرم و سرد» شما را شگفتزده میکند، نباید اینطور باشد. بگذارید شما را به دوره اول ترامپ برگردانم؛ زمانی که رئیسجمهور تلاش میکرد برنامه هستهای یک خصم سرسخت دیگر، یعنی کره شمالی را خنثی کند. مانند ایران، همه چیز با تهدیدهای حداکثری آغاز شد. ترامپ در سال ۲۰۱۷ در مواجهه با پیشرفت برنامه هستهای کره شمالی به خبرنگاران گفت که پاسخ این کشور با «آتش و خشم» داده خواهد شد، بهگونهای که جهان هرگز به خود ندیده است. آشنا به نظر میرسد. در سپتامبر همان سال، ترامپ متعهد شد که کره شمالی را کاملاً نابود کند و گفت رهبر آن، کیم جونگ اون، در یک مأموریت انتحاری برای خود و حکومتش قرار دارد. او همچنین بارها به کیم اهانت شخصی کرد و او را «مرد موشکی کوچک» نامید که اشارهای به قد کوتاه کیم و علاقه او به آزمایشهای موشکی بود. اما سپس ترامپ مسیر خود را تغییر داد و با دیدار با کیم در سنگاپور موافقت کرد. پس از آن نشست، ترامپ درباره رهبر کره شمالی گفت: «من به او اعتماد دارم» و اینکه «او شخصیت فوقالعادهای دارد» و آنها «از طریق نامه عاشق هم شدهاند». ترامپ بعداً از کیم دعوت کرد تا در منطقه غیرنظامی، DMZ، با او دیدار کند، جایی که آنها با هم عکس گرفتند. اما این دیپلماسی به جایی نرسید و ظرف یک سال، ترامپ ظاهراً علاقه خود را از دست داد. او دستاورد کمی از چماقها یا هویجهای خود داشت: نه یک توافق هستهای و نه یک کره شمالی کاملاً نابودشده. در واقع کاملاً برعکس؛ برنامه هستهای کره شمالی قویتر از هر زمان دیگری است. ماه گذشته، کیم یک ناوشکن ۵,۰۰۰ تنی را به خدمت گرفت که بزرگترین ناو جنگی این کشور است و قادر به حمل موشکهای هستهای خواهد بود. پیونگیانگ همچنین در حال کار روی یک زیردریایی با سوخت هستهای است که مخفیکاری و برد بالایی را ترکیب میکند و نظریتاً به آن اجازه میدهد در صورت مورد حمله قرار گرفتن روی زمین، ضربه متقابل را از دریا شلیک کند. مؤسسه بینالمللی پژوهشهای صلح استکهلم ماه گذشته اعلام کرد که کره شمالی ممکن است ۶۰ کلاهک هستهای با مواد شکافتپذیر کافی برای مونتاژ حداقل ۳۰ کلاهک دیگر داشته باشد. هفت سال پیش، زمانی که ترامپ و کیم دیدار کردند، کارشناسان برآورد میکردند که کره شمالی تنها ۲۰ تا ۳۰ کلاهک هستهای دارد. و سال گذشته، یک ژنرال ارشد نیروی هوایی به کنگره گفت که این کشور منزوی یک موشک قارهپیمای جدید، ICBM، را آزمایش کرده که احتمالاً میتواند یک محموله هستهای را به اهدافی در سراسر آمریکای شمالی برساند. ترامپ گفته است که میخواهد دوباره با کیم دیدار کند، اما اکنون وسوسه کردن کره شمالی برای دست کشیدن از تسلیحات هستهای سختتر از هر زمان دیگری خواهد بود. کره شمالی دیگر آن کشور قحطیزده و منزوی دهه ۱۹۹۰ نیست که مشتاق اعطای غذا و سوخت باشد. اگرچه کره شمالی کشوری بسیار فقیر است، اما طبق برآورد بانک مرکزی کره جنوبی، اقتصاد آن در سال ۲۰۲۴ رشد ۳.۷ درصدی داشته و این رشد ادامه یافته است. بخشی از این چرخش به این حقیقت مربوط میشود که کره شمالی کمتر از گذشته منزوی است. همانطور که جونگ پارک دیپلمات در فارن افرز اشاره میکند، کیم از شکاف رو به رشد میان ایالات متحده و چین برای تقویت روابط خود با پکن، که بزرگترین شریک تجاری پیونگیانگ است، استفاده کرده است. اما شاهکار ژئوپلیتیک کیم ممکن است این باشد که پس از تهاجم روسیه به اوکراین در سال ۲۰۲۲، خود را برای ولادیمیر پوتین غیرقابل جایگزین کرد. در سال ۲۰۲۳، کره شمالی تأمین تسلیحات برای روسیه را آغاز کرد. طبق اطلاعات اوکراین، این کشور اکنون تا ۴۰ درصد از مهماتی را که روسیه در اوکراین استفاده میکند تأمین مینماید. در سال ۲۰۲۴، پوتین به پیونگیانگ سفر کرد و پیمان دفاع متقابل با کیم به امضا رساند که تضمین امنیتی منقضیشده از زمان پایان جنگ سرد را دوباره برقرار ساخت. این توافق راه را برای اعزام حدود ۱۶,۰۰۰ سرباز کره شمالی جهت جنگ در اوکراین به نیابت از روسیه هموار کرد. این رابطه یک برد استراتژیک بزرگ برای کیم است. همانطور که اوریانا اسکایلر ماسترو در فارن افرز مینویسد، سربازان کره شمالی جدیدترین تاکتیکهای جنگ پهپادی را از روسها آموختهاند و اکنون شواهدی وجود دارد که روسیه به کره شمالی در توسعه آن زیردریایی هستهای کمک میکند. دیپلماسی غیرقابل پیشبینی، شخصی و متغیر ترامپ در نهایت روی کره شمالی جواب نداد و تا به امروز به نظر نمیرسد روی ایران هم جواب داده باشد.
آرش یوسفی -ARASH42,665 görüntüleme • 25 gün önce

مصداق بارز عافیتطلبی و تنزهطلبی: اینکه خودت در ساحل امن نشسته باشی، اما همان روزهایی که مردم زیر بمباراناند، از پشت تریبون رسانههای خارجی برایشان طلب بمبهای بیشتری کنی. #از_یاد_نمیبریم در روز دوازدهم از جنگ ۳۹ روزه در CNN: وقتی با مردم در داخل ایران صحبت میکنم، شاید هیچکس این را باور نکند اما از شما میخواهم با هر مادری که فرزندانش کشته شدهاند صحبت کنید میدونی به من چی میگن؟ ‼️میگن اگه رژیم ما رو بکشه، مجبورمون میکنه پول بدیم تا جسد رو پس بگیریم- از رژیم. اما اگه با بمب کشته بشیم، ‼️‼️‼️‼️حداقل کسی ازمون پول نمیخواد..
آرش یوسفی -ARASH51,158 görüntüleme • 1 ay önce

ریچارد ولف (اقتصاددان): شش ماه پیش، هزینهٔ متوسطی برای عبور از پاناما که در آمریکای لاتین، هزاران مایل از ایران فاصله دارد پرداخت حدود ۵۵,۰۰۰ دلار بود؛ حقالعبور یک نفتکش بزرگ از اقیانوس اطلس به آرام یا برعکس. چند هفته پیش، یک نفتکش از کانال عبور کرد و مبلغی که پرداخت آن لازم بود ۵.۵ میلیون دلار بود. به عبارت دیگر، کانال پاناما میتواند هزینهٔ کشتیرانی کشتیهایشان را ۱۰۰ برابر افزایش دهد، از ۵۵,۰۰۰ دلار به ۵.۵ میلیون دلار. چرا اینطور است؟ پاسخ ساده است: کشتیرانیهایی که نمیتوانند کشتیهایشان را به تنگهٔ هرمز بفرستند، چون ایرانیها آنها را خواهند زد، مجبورند راه دیگری پیدا کنند. آنها در حال انجام سفری طولانی هستند، اما به جای دور زدن دماغه در پایین آفریقا یا دماغه در پایین آمریکای لاتین، میتوانند از مسیر میانبر کانال پاناما استفاده کنند. بنابراین، تقاضا برای عبور از آنجا افزایش یافته، تعداد کشتیهایی که هر روز دنبال عبور هستند افزایش یافته، و پاناماییها هم که سرمایهگذاران خوبی هستند، قیمت را بالا بردند. و بنابراین، شرکتهای کشتیرانی باید میلیونها دلار بپردازند در حالی که قبلاً تنها هزاران دلار میپرداختند. و میدانید این یعنی چه؟ شرکتهای کشتیرانی از مشتریان خود برای پرداخت هزینهٔ بالاتر کانال پاناما هزینه دریافت میکنند، و مشتریانشان نیز کالاها را به من و شما میفروشند و قیمت را به دلیل جنگ علیه ایران افزایش میدهند. ایران در ۷۵ سال گذشته تنگهٔ هرمز را کنترل میکرد و آنها هرگز هزینهای دریافت نکردند؛ هرگز آن را نبستند و هرگز هزینه دریافت نکردند. تنها در واکنش به جنگی که آقای ترامپ تصمیم گرفت بر آنها تحمیل کند، با بستن تنگهٔ هرمز مقابله کردند. و این منجر به افزایش نرخ بهره به دلیل دیون ژاپنیها و آمریکاییها شد ;یک هزینهٔ غیرمستقیم شگفتانگیز. و به همین ترتیب، اکنون با تهدید رکود و افزایش قیمتها مواجه هستیم، در حالی که از قبل با مشکل توان مالی دستوپنجه نرم میکنیم. درس این چیست؟ جنگها رویدادهای وحشتناک و وحشتناکی هستند. باید از آنها اجتناب کرد، زیرا همیشه پیامدهایی دارند که کسانی را که راه جنگ را پیش میگیرند غافلگیر میکند. من فقط دو مثال برایتان زدم؛ جنگ در ایران پیامدهای بسیار بیشتری دارد. این یک فکر بسیار بد بود و کسانی که تصمیم به شروع آن جنگ گرفتند، یا اطلاعات کافی برای فکر کردن به آن نداشتند، یا اهمیتی نمیدادند. ما هرگز از زبان آنها نخواهیم فهمید، اما ما درک میکنیم و همانطور که امیدوارم ببینید، آن جنگ برای ما بسیار، بسیار، بسیار بیشتر از هر منفعت قابل تصوری که ممکن است داشته باشد، هزینه دارد.
آرش یوسفی -ARASH12,362 görüntüleme • 7 gün önce

ترامپ این بار آب پاکی رو ریخت رو دست رضا وطن فروش ‼️‼️‼️‼️‼️‼️‼️ خبرنگار: رضا پهلوی، آیا اصلاً در ذهن شما بهعنوان یک گزینه مطرح است؟ ترامپ: به نظر من شاید کسی از داخل خود کشور مناسبتر باشد. قبلاً گفتهام که او به نظر آدم خیلی خوبی میآید، اما فکر میکنم کسی که در داخل حضور دارد و اگر فردی باشد که در حال حاضر محبوب است، گزینه مناسبتری خواهد بود. ما چنین افرادی داریم؛ افرادی که میانهروتر بودهاند
آرش یوسفی -ARASH220,435 görüntüleme • 6 ay önce

احتمالاً لازمه ماهی یکبار این صحبتهای زندهیاد فریبرز رئیسدانا رو توییت کنم….. ‼️‼️‼️‼️ فریبرز رئیس دانا: ‼️‼️‼️‼️ به آمریکا چه مربوطه که در عراق میخواد دموکراسی بیاره. به تو چه که میخوای دموکراسی ببری، به تو چه که افغانستان رو تهدید میکنی. ایالات متحده نمیتواند به جهان تجاوز نکند. جنگهای امپریالیستی مثالش اینه. نمیتونه در جهان تجاوز نکنه. در مورد جنگ عراق به چه جهت وارد خاک عراق شد؟ به جهتی که صدام آدمکش بود، مگه شاه عربستان نیست؟ مگه گردن نمیزنه؟ مگه کم داریم حکومتهای جبار در جهان. واقعاً اگر ایران رو هم در یه شرایطی میتونست این کار رو میکرد. ایران رو نمیتونه این کار رو باهاش بکنه از خیلی جهات. درسته که دست به دعا برداشتن از سبز و زرد و سلطنتطلب و اینا که بیا ای خدا وطن منو نابود کن، جنازه بریز من رو جنازهها برم اون طرف، بعد با لینکلن بیان عقبم، یه پرچم آمریکا اینور یه پرچم اینور منو ببرن دژبان بزنه بالا منو ببره بذاره خارج مدیرکل کنه. درسته که این خوابو یه عده دارن میبینن. ولی اینجا سرزمین شیران دلاوره. اینطوری نیست که آمریکا بیاد اینجا با مقاومت روبرو نشه. مردم یکسره مقاومت میکنن. نگرانی آمریکا هم یکیش اینه که این کار متحد بکنه مردم رو با دولتی که الان باهاش مسئله دارن و داریم. و حتماً هم این مسئله جدیه. ماسمالی کردن و نمیدونم اصلاحپذیری و اینا توش نیست. ولی طبیعیست که برای نجات وطنمون از چنگال خودکامگی داخلی ما به گرگهای امپریالیستی فرصت نمیدیم. مشخصه…
آرش یوسفی -ARASH13,485 görüntüleme • 8 gün önce

باورتون میشه؟ امروز شنبه ۴ اپریل مقابل سفارت اسرائيل لندن، انگلیس…
آرش یوسفی -ARASH177,191 görüntüleme • 5 ay önce

تاکر کارلسون: اگر یک مدرسه دخترانه را منفجر کنید، میگویید «متأسفیم که این کار را کردیم»، در واقع غرامت شما را پرداخت خواهیم کرد، زیرا هیچ کودکی، هیچ دختر دانشآموزی سزاوار این نیست که با موشک تاماهاک منفجر شود یا مورد حمله دوباره (Double-tap) قرار گیرد. و اگر ما این کار را کردیم، یا ایرانیها انجام دادند، یا اسرائیل انجام داد، یا سریلانکا انجام داد، فرقی نمیکند؛ این کار همیشه غلط است. و ما از این استاندارد حمایت میکنیم، نه صرفاً به این دلیل که به دانشآموزان یک مدرسه دخترانه در ایران اهمیت میدهیم، بلکه به این دلیل که ما برتر و فراتر از اینگونه رفتارها هستیم. ما یک «وزیر جنگ» را تحمل نخواهیم کرد، و اگر هم وزیر جنگ داشته باشیم، مطمئناً تحمل نخواهیم کرد که مثل یک کفتار به اینطرف و آنطرف بپرد و در مورد قتلعام مردم صحبت کند.
آرش یوسفی -ARASH44,067 görüntüleme • 1 ay önce

چقدر منفورید و چقدر نادانید، شما اسرائیلپرستانِ احمق!
آرش یوسفی -ARASH91,173 görüntüleme • 2 ay önce

عراقچی: برنامهریزی کرده بودن، هم برای تجزیه ایران. حالا معروف هست که اون... حالا دیگه اصلاً از نیم و ربع و اینام گذشته دیگه، اون جوجه... مجری: پهلوی! عراقچی: آره... بعداً معلوم شد که در سفری به اسرائیل، توافق کرده سر تجزیه ایران. گفته باشه اطرافش مال شما، اون منطقه مرکزیشو مثلاً من بشم... شاه… مجری: تهرون برای من! عراقچی: بدینش به من... برای من... آره، یعنی برنامههاشونو ریخته بودن برای تجزیه ایران، برای سقوط نظام، برای آشوبهای داخلی... Reza Pahlavi Seyed Abbas Araghchi
آرش یوسفی -ARASH57,809 görüntüleme • 1 ay önce
Sensitive content
This media may contain sensitive content.

ابتذال، به روایت تصویر ‼️‼️‼️‼️‼️ موسی غنی نژاد: شما یه فیلسوف لیبرال برای من بگو… نشان بده که این شیادی آقای شریعتی رو داشته باشه، که این از این کارا کرده باشه. مثال دیگه، واقعیتها. حالا این شیادی در میشل فوکو هم هست. چرا اون شیادی رو میکنه؟ دغدغه میشل فوکو چیه؟ خب؟ اینا زندگینامهنویسهای میشل فوکو رفتن اینو درآوردن. دغدغه میشل فوکو این است که همجنسبازه. و اون زمان که داره دهه ۵۰، دهه ۶۰ داره این کتابهاشو مینویسه، به شدت همجنسبازی در جامعه فرانسه بد دیده میشه. درسته؟ این تحت فشاره. تحت فشاره و میخواد انتقام خودشو از این جامعه بگیره که چرا شما مسئله همجنسبازی رو مثلاً ممنوع کردید. این یه ساختار درست میکنه. یه فرانسهی البته فوقالعاده… من به نظر من میشل فوکو به جای اینکه فیلسوفِ خیلی فیلسوف باشه، ادیبه. فرانسویای که اون مینویسه تقریباً میشه گفت که هیچکی بلد نیست؛ اینقدر قشنگ، دقیق و پیچیده میتونه بنویسه حرفاشو. خب، حالا اینه داستان. اینو من نمیگم، این زندگینامهنویسها میگن. خب که میگن آقا چه مشکلی داشتی تو؟ پس این انتقادت چی بود؟ تو که آزادانه هرچی دوست داشتی میگفتی.»
آرش یوسفی -ARASH55,388 görüntüleme • 1 ay önce