
آرش یوسفی -ARASH
@arash_Cosmo • 9,190 subscribers
🌹 Democratic Socialist ✊ Supports, women, workers & marginalized |🚫 Against fascism, racism & extremism |🕊️ Anti-violence & death penalty |🌐 Secular
Shorts
Videos

جواب منطقی و دقیق عبدل السید به دانشجوی ایرانی آمریکایی 🟡🟡🟡🟡🟡🟡🟡🟡🟡🟡 دانشجوی ایرانی: عبدل… اسم من ایمان دشتی است و سوال من از شما درباره ایران است. عبدل السید: و این بسیار ارزشمند است. ممنون. باید بگویم پیراهن را نشان بده. اینجا نوشته «ایرانیان میشیگان». دانشجوی ایرانی: اما من یک سوال دارم، عبدل. دختر عموی من در خیابانهای ایران توسط گشت ارشاد شکار شد، چون حجابش درست نبود. عموی من به اعدام محکوم شد، پنجاه ضربه شلاق توسط حکومت علی خامنهای دریافت کرد، و تروری که ما تجربه کردهایم غیرقابل تحمل است. و شما میتوانید تعجب ما را به عنوان ایرانیان تصور کنید، غم و اندوه ما را وقتی شنیدیم، عبدل، یک فایل صوتی فاش شده از شما که گفتید نمیخواهید درباره مرگ رهبر معظم خامنهای نظر بدهید و مردم در دایربورن از مرگ او ناراحت بودند. دانشجوی ایرانی: و من فقط یک سوال ساده دارم، عبدل. آن سکوت یک شکاف دهشتناک در جامعه ما داشت، و من میخواهم از شما بپرسم که آیا از آن سکوت پشیمان هستید؟ من میخواهم بپرسم آیا افرادی را که نگهبانانی داشتند، که از این تروریست برای تمام کارهایی که کرده است حمایت کردند، محکوم میکنید؟ من میخواستم بپرسم آیا شما صراحتاً علیه گشت ارشاد، علیه جمهوری اسلامی ایران که پنجاه هزار معترض را کشته است، میایستید؟ عبدل، من چیزی درباره معترضان از شما نشنیدهام. عبدل، لطفاً. عبدل السید: من از سوال شما قدردانی میکنم و متشکرم. چیزی که به شما خواهم گفت این است: خیلی وقت پیش و خیلی اغلب، وقتی درباره نقش خود در جهان فکر میکنیم، ما خودمان را به پلیس جهان تبدیل کردهایم. و من فکر میکنم آنچه همه ما میخواهیم، آنچه همه ما نیاز داریم، دموکراسی بیشتر، آزادی بیشتر در جهان است، اما همچنین درک آنچه ما در واقع میتوانیم و باید با توجه به آن انجام دهیم. و اینجای نقطه نظر من است: یک نفر میتواند با حکومت یک کشور خارجی مخالفت کند. یک نفر میتواند در همبستگی با جنبشهای آزادی و دموکراسی بایستد. اما نگرانی من این است، وقتی یک نفر تصمیم میگیرد که ما قرار است برویم داخل و رهبری یک حکومت خارجی را حذف کنیم، چون اینجاست که چه اتفاقی میافتد: خیلی وقتها، آن ناامیدی استفاده میشود تا منافع شرکتی را که سهم واقعی در منابع طبیعی یک کشور خاص دارند، توجیه کند. میفهمید منظورم چیست؟ عبدل السید: بنابراین، وقتی به ته خط میرسد، من همیشه طرفدار و همراه جنبشهای دموکراتیک خواهم بود، همیشه. اما من همچنین باور ندارم که ما حق داشتیم به جنگ برویم تا حکومت ایران را سرنگون کنیم. این مسئولیت ما نبود که این کار را انجام دهیم. این مسئولیت مردم ایران است که تصمیم بگیرند رهبری آنها چه شکلی باید باشد. و بنابراین در حالی که من با آزادی و جنبشهای دموکراتیک میایستم، من همچنین نگران هستم که وقتی شما شروع میکنید به گذاشتن منابع ما به سمت تغییر رژیم در کشورهای خارجی، بیشتر اوقات رژیمهایی که به دنبال تغییرشان هستیم، آنهایی هستند که در آنها یک منافع منابع طبیعی وجود دارد و تبدیل به ابزاری برای منافع شرکتهای ما میشود، و این چیزی است که من نگران آن هستم. میفهمید منظورم چیست؟ دانشجوی ایرانی: تو هنوز نگفتی، ما داریم میمیریم، گشت ارشاد… عبدل السید: و من همیشه میایستم، همانطور که به شما گفتم، من همیشه میایستم با جنبشهایی برای آزادی و دموکراسی. اما باز هم، میخواهم مراقب باشم، زیرا چند بار شما را در مسیری به سمت جنگ بردهاند که نتوانستیم خودمان را از آن خارج کنیم؛ تریلیونها دلار در زیانها، تحریمهایی که در نهایت به مردم آن کشورها آسیب رساند بیشتر از آنچه که به رهبری آن کشورها آسیب رسانده باشد. و بنابراین آنچه به شما خواهم گفت این است که فکر میکنم شما میخواهید از من بشنوید که بگویم: «آه، خب، ایالات متحده مسئولیت دارد که در تغییر رژیم درگیر شود.» و آنچه به شما خواهم گفت این است که ایالات متحده هیچ… ما نباید در کسبوکار تغییر رژیم باشیم. اما من همیشه میایستم با جنبشهایی برای آزادی و دموکراسی… دانشجوی ایرانی: مبارزه ما برای آزادی و دموکراسی، مال ما، ایرانیها… عبدل السید: من باز هم، من آزادی و دموکراسی را برای مردم ایران میخواهم، هیچ سوالی نیست. اما من میخواهم که آن توسط مردم ایران انجام شود، که به عنوان یک جامعه دور هم جمع شوند تا تصمیم بگیرند چگونه تغییر دموکراتیک را در جامعه خود ایجاد کنند. بنابراین من واقعاً از سوال شما قدردانی میکنم، از شور شما قدردانی میکنم، و برای سوالی که پرسیدید سپاسگزارم.
آرش یوسفی -ARASH254,004 görüntüleme • 1 ay önce

فاجعه، فاجعه، فاجعه! ‼️‼️‼️‼️‼️🤦🏻♂️🤦🏻♂️🤦🏻♂️🤦🏻♂️ دانشجوی تحصیلکرده و به ادعای خودش تاریخخوانده، چقدر باید نادان باشد که با افتخار به دکتر مصدق، بگوید محمد غشی! گل بگیرید درِ اون دانشگاهها رو که رفرنس دانشجوش میشه غنینژاد! واقعاً این خزعبلات رو تو دانشگاه از چه منابع و کتابهایی میکنن تو مغز دانشجو؟ اصلاً چی دارن به اینا درس میدن؟
آرش یوسفی -ARASH224,158 görüntüleme • 1 ay önce

🟡کرباسچی در به وقت ایران: الان تو این شرایط جنگی، حالا شما ببینید مثلاً یکدفعه آقای نمیدونم مهرائین، یه استاد جامعهشناسی، یکدفعه میگن آقا ۸ سال زندان، بیاد بره زندان! آقای تاجزاده رو گرفتیم ۱۱ ساله تو زندانه، برای چی؟ حالا فوقش اینه که آقای تاجزاده یه حرف غلطی زده دیگه. من تعجب میکنم، ایشون سه روز بهش مرخصی دادند، آقا بیا برو دوباره زندان! یه آدمی که دلسوزترین نیروی سیاسی این کشور… حالا یه حرف غلطی هم زده…
آرش یوسفی -ARASH50,145 görüntüleme • 12 gün önce

قاضی ناپولیتانو از جان میرشایمر پرسید: «به نظرت کی اول به کی حمله میکنه؟ هگست الان در اسرائیله، چون اسرائیلیها میخوان قبل از انتخابات خودشون حمله کنن؟ یا ایران اگه حس کنه حمله نزدیکه، پیشدستی میکنه؟» میرشایمر پاسخ داد: «آمریکاییها و اسرائیلیها یه روز در میون میگن داریم نیروها رو آماده میکنیم و ممکنه قبل از انتخابات نوامبر آمریکا یا قبل از انتخابات ۲۷ اکتبر نتانیاهو حمله کنیم. اون طرف هم حرف از اینه که ایران ممکنه پیشدستی کنه. اما وقتی دقیق نگاه میکنی، هیچ دلیل استراتژیک خوبی برای آمریکا یا اسرائیل وجود نداره که الان حمله کنن. نه ما استراتژی برد در جنگ داریم، نه اسرائیلیها، نه با هم.» «بهترین نشونهش هم اتفاق دو روز پیشه. آمریکا ظاهراً یه پایگاه دریایی ایران رو زد. وقتی شنیدم گفتم این دیگه شروعشه، درگیری رفت و برگشتی راه میافته، ما میزنیم، ایران جواب میده، ما جواب میدیم. اما فرماندهی مرکزی آمریکا تقریباً بلافاصله جلوش رو گرفت و رسماً به CNN گفتن ما چنین حملهای نکردیم. برام عجیب بود، چون شواهدی بود که حمله رو انجام داده بودن، ولی واضح بود میخوان به همه، مخصوصاً به ایرانیها، بگن ما این کار رو نکردیم. این به من میگه آمریکا الان نمیخواد با ایران درگیر بشه.» «حمله در این مقطع از لحاظ استراتژیک احمقانهست، بعد از انتخابات میاندورهای هم همینطور. اسرائیلیها به تنهایی نمیتونن، به ما نیاز دارن، و فکر نمیکنم ما بخوایم این کار رو بکنیم. ما یه کارزار بمباران ۴۰ روزه داشتیم، از ۲۸ فوریه تا ۸ آوریل، یه بمباران استراتژیک سنگین، و شکست خورد. حالا حرف از بمباران شدید سهروزهست. سه روز قراره چی برامون بخره وقتی ۴۰ روز نتونست؟ حمله از لحاظ استراتژیک معنی نمیده، اما با توجه به رفتار آمریکا و اسرائیل، نمیشه رد کرد که انجامش بدن.»
آرش یوسفی -ARASH21,694 görüntüleme • 6 gün önce

متوهمتر از این بابا من ندیدم…. اگه میخواست با پای پیاده بره، و یه قاره دیگه رو کشف کنه تا الان باید این داستان تموم شده بود… من جای این بابا باشم، میرم… میرم اون دور دورا … پانوشت: ویدیو مربوط به همایش «کوروش بزرگ ۲😅با حضور رضا پهلوی امروز در ۱۹ سپتامبر ۲۰۲۶ در تورنتوئه
آرش یوسفی -ARASH102,065 görüntüleme • 1 ay önce

میگه نقشه حماس حمله به یه پایگاه نظامی و گروگانگرفتن سربازهای اسرائیلی برای مبادله زندانی بوده، نه جشنواره نوا؛ و سؤال میکنه چرا جشنواره که قرار بود ۶ اکتبر تموم بشه، تا ۷ اکتبر تمدید شد. بعد میگه ارتش اسرائیل با «دستور هانیبال» همه رو کشته، حتی گروگانها رو. ادعا میکنه امیر قطر به سنوار فشار آورده گروگانهای غیرنظامی رو آزاد کنه، اسرائیل قبول نکرده و بلینکن شش روز تأخیر کرده تا به اسرائیل برسه، در حالی که غزه بمباران میشده. به رز سگال (پژوهشگر هولوکاست) و مدیر سیا ارجاع میده و آخرش میگه چارلی کرک چون شروع کرده بوده اسرائیل رو زیر سؤال ببره ترور شده…
آرش یوسفی -ARASH41,948 görüntüleme • 15 gün önce

صحبتهای درخشانِ محسن نامجو در تقبیحِ استبداد: ۴ اسفند ۱۴۰۴
آرش یوسفی -ARASH574,225 görüntüleme • 8 ay önce

مصاحبه کامل رویترز با شاهزاده ناکام، رضاپهلوی 📷📷📷📷📷📷📷📷📷 خبرنگار: رضا پهلوی، خوش آمدید. ممنون که امروز در پاریس با رویترز صحبت میکنید. در طول چهار ماه گذشته، ما با بیش از ۵۰ نفر، از جمله هشت نفر از همکاران فعلی و سابق شما، برای تهیه گزارشی درباره شما مصاحبه کردهایم. مخاطبان ما همیشه از اینکه سوژه گزارش ما با پاسخ دادن به سوالات موافقت میکند، سود میبرند. پس باز هم ممنون. رضا پهلوی: ممنون که این فرصت را به من دادید. خبرنگار: حتماً. پس اولین سوال من این است: شما در اروپا و ایالات متحده مشغول کمپین بودهاید، سخنرانی کردهاید، بودجه جمعآوری کردهاید و با مقامات منتخب برای رهبری یک دولت انتقالی در ایران دیدار کردهاید. با این حال، به نظر نمیرسد دولت ترامپ از شما حمایت کند. با توجه به همه اینها، مسیر شما برای بازگشت به ایران چیست و فکر میکنید تغییر رژیم در چه زمانی میتواند واقعاً محقق شود؟ رضا پهلوی: این کمپین ۴۶ سال پیش به عنوان یک ماموریت مادامالعمر برای آزادی ایران آغاز شد و هرگز موضوع شخص من نبوده است. این درباره مردم ایران و حق آنها برای تعیین سرنوشتشان بوده است که دقیقاً تمام موضوع همین است. این وظیفه یک دولت خارجی نیست که تصمیم بگیرد چه کسی یا چه چیزی باید جایگزین برای ایران باشد. این بر عهده مردم ایران است. من هرگز از هیچ رهبر یا دولتی درخواست هیچگونه تاییدیهای نکردهام. تمام ماموریت من در زندگی، و بارها و بارها آن را گفتهام، این است که اطمینان حاصل کنم مردم ایران در آینده این فرصت را خواهند داشت که تعیین کنند عملکرد دوره گذار پس از فروپاشی رژیم چه خواهد بود؛ تا بتوانیم یک مجلس موسسان داشته باشیم که درباره هر شکل نهایی سکولار و دموکراتیکی که مسلماً باید شکل بگیرد بحث کند و به مردم ایران اجازه انتخاب بدهد. خبرنگار: اما از جایی که امروز نشستهایم، فکر میکنید تغییر رژیم چه زمانی ممکن است رخ دهد؟ رضا پهلوی: من فکر میکنم ما به آن بسیار نزدیک هستیم. دلیلی که این را میگویم این است که اول از همه، رژیم در ضعیفترین وضعیت خود در طول ۴۷ سال گذشته قرار دارد. ناگفته نماند از نظر مشروعیت، هرگونه مشروعیت احتمالی باقیماندهای را که ممکن بود داشته باشد کاملاً از دست داده است. به این معنا که بسیاری از دولتها در تمام این چهار دهه همیشه از روش مماشات با امید به تغییر رفتار پیروی کردهاند و به نوعی به مشروعیت بخشیدن به این رژیم کمک کردهاند. خبرنگار: با این حال، اجازه بدهید درباره برخی از اظهارات شما بپرسم. شما در ژوئیه ۲۰۲۴ در کنفرانس ملی محافظهکاری در واشنگتن سخنرانی کردید و گفتید: “دوستان من، ما به دنبال مداخله شما نیستیم.” سپس امسال در اواسط فوریه از واشنگتن خواستید به ایران حمله کند و به رویترز گفتید که: “مداخله راهی برای نجات جان انسانهاست.” و سپس هنگامی که جنگ آغاز شد، به فاکس نیوز گفتید: “این همان تغییردهنده بازی است که تمام این مدت منتظرش بودیم.” پس چه چیزی باعث شد دیدگاه شما در مورد مداخله بین سالهای ۲۰۲۴ و ۸ و ۹ ژانویه ۲۰۲۶ تغییر کند؟ رضا پهلوی: وقتی شما با آن سطح از قتل عام زندگی و سروکار دارید، تمام چشمانداز مسائل تغییر میکند. تا مدتها میگفتم ما نیازی به هیچ مداخلهای نداریم و بگذارید مردم ایران توانمند شوند. سالها گفتهام دیپلماسی کار نمیکند و جنگ هم راهحل نیست. شما فقط یک راه سوم دارید و آن توانمندسازی مردم ایران است. این چیزی است که من حداقل در ۲۰ سال گذشته در سراسر اروپا و ایالات متحده گفتهام. آنچه تغییر کرد، اتفاقی بود که در ۸ ژانویه رخ داد. در آن مورد من گفتم ببینید، این مداخله در واقع میتواند به نجات جانهای بیشتری کمک کند که در غیر این صورت از دست میرفتند. بنابراین این واقعاً مسئله تلاش برای محافظت از جانهای بیشتر در برابر این رژیم است؛ رژیمی که نشان میدهد هیچ حد و مرزی در اینکه چقدر حاضر است برای کشتن شهروندان خود پیش برود، ندارد. خبرنگار: ما با یک نماینده کنگره مصاحبه کردیم که شما را فردی خوشبیان، فروتن و دارای ویژگیهای ریاست جمهوری توصیف کرد. اما همانطور که مطمئناً میدانید، شما منتقدانی هم دارید. من نمیخواهم شما را معذب کنم، اما میدانید، برخی از افراد اشاره میکنند که شما هرگز شغل حقوقبگیری نداشتهاید و فاقد مهارتهای رهبری حیاتی هستید. اسکات اندرسون، نویسنده کتاب «شاهِ شاهان: انقلاب ایران» گفت که شما در نوعی “حباب سلطنتطلبی” زندگی میکنید. و نقل قول: “هر آنچه همیشه درباره او از افراد در دیاسپورای ایرانی شنیدهام این است که او به نوعی یک فرد بیاهمیت و سبکوزن است.” به نظر میرسد اعتبار اصلی شما وراثت باشد. شما پسر آخرین شاه هستید. پاسخ شما به این چیست؟ مطمئنم برخی از این موارد را قبلاً شنیدهاید. شما ۴۸ سال است که پای خود را در ایران نگذاشتهاید. پدر شما پس از یک قیام مردمی علیه حکومت استبدادیاش به تبعید رفت. شما فکر میکنید چه صلاحیتهایی برای رهبری یک دولت انتقالی در ایران دارید؟ رضا پهلوی: خب، اگر یک وکیل تصمیم بگیرد پروندهای را به صورت رایگان و داوطلبانه، pro bono، به عهده بگیرد، آیا این بدان معناست که او شغلی ندارد؟ من این کار را داوطلبانه و به صورت رایگان برای چهار دهه انجام دادهام، به عنوان فداکاری من در راه کشورم. من میتوانستم به راحتی در آن زمان در قاهره، وقتی پدرم فوت کرد، تصمیم بگیرم که بیخیال همهچیز شوم و بگویم به درک. من میتوانستم مانند بسیاری دیگر، زندگی، تجارت و کارهای دیگر را دنبال کنم. نه اینکه آنها ارتباطاتی نداشتند، نه اینکه آنها مردمی نداشتند، اما من تصمیم گرفتم به خاطر کشورم در این مسیر بمانم؛ کشوری که فکر میکنم از نظر تمدن، از نظر فرهنگ و از نظر آنچه میتوانند به جهان ارائه دهند، سزاوار وضعیتی بسیار بهتر از این رژیم و این دولت هستند. بنابراین این یک فداکاری شخصی برای یک عمر بوده است. در مورد سابقه کاری، فکر میکنم این بخشی از دلیلی است که جوانان امروز در ایران، که من را در این ۴۶ سال دنبال کردهاند و دیدهاند که چه گفتهام و چه کردهام، من را با اعمال خودم قضاوت میکنند. این هیچ ربطی به گذشته ندارد. بله، من به طور اتفاقی نام پهلوی را دارم و اتفاقاً آن یک نکته مثبت است. این همان چیزی است که مردم در خیابانها شعار میدهند. اکنون مردم حق دارند نظر خود را داشته باشند. ممکن است برخی از چهره من خوششان نیاید. ممکن است برخی فکر کنند من باید این کار یا آن کار را انجام دهم. من فقط با افکار و اصول خودم صادق هستم و سعی میکنم با آنچه در توان دارم بهترین باشم. تلاش میکنم تا جایی که ممکن است عناصری را گرد هم بیاورم که معتقدم میتوانند در انجام کار به طور همهجانبه حمایتکننده باشند. این کاری است که من تمام وقت خود را صرف آن کردهام؛ از طریق تعامل با اعضای جامعه خودمان، با دیاسپورا، با مردم داخل ایران و البته بخش خارجی آن. دوستان ایران، کسانی که معتقدند ایران سزاوار زندگی در قرون تاریک نیست، آنگونه که ما زندگی کردهایم، و ایرانی را به یاد میآورند که مرفه بود، در حال شکوفایی بود و کمکهایشان به هنر، موسیقی، علم و غیره. فکر میکنم دقیقاً به همین دلیل است که امروز مردم به خیابانها میروند و جان خود را برای آیندهای بهتر فدا میکنند. شما هرگز نمیتوانید ۱۰۰ درصد حمایت همه را داشته باشید. همیشه برخی استثناها وجود خواهد داشت، اما فکر میکنم در بیشتر موارد من از حمایت گستردهای در داخل و خارج از ایران برخوردارم. خبرنگار: میخواهم کمی در مورد چارچوب شما که سال گذشته درباره یک دولت انتقالی منتشر کردید صحبت کنم. این چارچوب خواستار برگزاری رفراندوم در عرض ۶ ماه است که میتواند منجر به یک پادشاهی پارلمانی یا جمهوری شود. آیا شما پادشاه شدن را در صورتی که خواست مردم ایران باشد رد میکنید؟ رضا پهلوی: خب، من به شما میگویم، من برای مقامی نامزد نمیشوم. این هرگز دغدغه من نبوده است و میدانید، این همچنین به این بستگی دارد که در نهایت چه چیزی به بهترین وجه در خدمت اهداف کشور است. در این مقطع، تمرکز من روی دوره پس از رفراندوم نیست. تنها تمرکز من در حال حاضر باید این باشد و هست که چگونه به آن نقطه نهایی برسیم. یکی از نقشهای من متحد کردن مردم است. من نمیتوانم با نمایندگی کردن یک جایگزین از نظر محصول نهایی در مقابل فرآیند رسیدن به آن، مردم را متحد کنم، زیرا این همیشه تفرقهانگیز است. به همین دلیل است که به شما میگویم، به من به عنوان یک نامزد برای رسیدن به یک مقام نگاه نکنید. به من به عنوان کسی نگاه کنید که راهی به سوی آن آینده برای شما فراهم میکند، صرف نظر از اینکه رای نهایی شما چه خواهد بود. خبرنگار: بسیار خب. من میخواهم به زودی به مسئله متحد کردن اپوزیسیون برسم، اما میخواهم ابتدا روی فعالیتهای شما در ماههای اخیر تمرکز کنم. من با برخی از حامیان مالی شما صحبت کردهام که بخشی از گروهی هستند که بیش از ۳ میلیون دلار به شما و کمپینتان کمک کردهاند. آنها میگویند که به دلایل زیر از شما ناامید شدهاند: اینکه شما بلافاصله پست رسانههای اجتماعی پرزیدنت ترامپ را که گفته بود “ما ایران را تا مرز نابودی بمباران میکنیم یا به عصر حجر برمیگردانیم” به شدت مورد انتقاد قرار ندادید. میدانم که بعداً در پاسخ به سوالات خبرنگاران این کار را کردید، اما بلافاصله پستی درباره آن منتشر نکردید. اینکه شما برخی از خشونتهای حامیان رادیکالتر علیه سایر مخالفان ایرانی و آزار و اذیت آنها را به شدت محکوم نکردهاید. همچنین آنها معتقدند که شما برای متحد کردن اپوزیسیون به شدت متفرق ایران به اندازه کافی تلاش نکردهاید. آنها همچنین میگویند که این مسائل را در تماسهای خصوصی با شما مطرح کردهاند، اما در کمال ناامیدی آنها، شما توصیههای آنها را نپذیرفتهاید. پاسخ شما به این موارد چیست؟ رضا پهلوی: خب، اجازه دهید ابتدا از حامیان مالی شروع کنم. فرض میکنم شما به آنها بانیان، benefactors، میگویید. من قرار نیست ماموریت را بر اساس انتظارات بانیان تغییر دهم که چون ما به تو پول میدهیم، پس باید فلان و بهمان کار را انجام دهی. روش کار اینطور نیست. خبرنگار: خب، دو مسئله وجود داشت. یکی اینکه شما برای متحد کردن اپوزیسیون به شدت متفرق ایران به اندازه کافی تلاش نکردهاید و اینکه آنها این مسائل را با شما مطرح کردهاند و شما توصیههای آنها را نپذیرفتهاید. رضا پهلوی: خب، فکر میکنم حداقل در دو سال گذشته در گسترده کردن این خیمه بسیار فعال بودهام. در واقع، فکر نمیکنم تا به حال چنین طیف گستردهای از نمایندگان متنوع اپوزیسیون ایران را که از تمام اقشار و ایدئولوژیها زیر یک سقف جمع شده باشند، داشتهام. در واقع، من با افرادی تماس گرفتهام که زمانی بدترین دشمنان پدرم بودند. امروز آنها کاملاً همراه و در حال همکاری با من هستند. من در مورد مارکسیستهای سابق، افرادی که عضو حزب توده بودند، سازمان فدائیان و اعضای سابق مجاهدین خلق صحبت میکنم. نمیدانم چقدر بیشتر از این میتوانید این چتر را گسترش دهید که شامل این افراد هم بشود تا ثابت کنید در واقع اتحاد بسیار بیشتری از همیشه وجود دارد. مسلماً در داخل ایران هرگز یک ائتلاف بینقص وجود نخواهد داشت. اما فکر میکنم که من این چتر را بسیار گسترده کردهام و نمیدانم افرادی که چنین اظهاراتی میکنند چقدر جلساتی را که داشتهام و گردهماییهایی را که داشتهام دنبال کردهاند یا از آنها آگاهند. اما میتوانم به شما اطمینان دهم که این همیشه تلاش من بوده است. خبرنگار: در فاصله چند ماه در اوایل امسال، کسانی که خود را حامی شما معرفی میکنند، یک خبرنگار کرد را در لندن کتک زدند و او را راهی بیمارستان کردند. آنها صاحبان رستورانهایی را در لندن و وین مرعوب کردند و خواستار به نمایش گذاشتن پرچم شیر و خورشید قبل از انقلاب شدند. در نشستی از کنفرانس آزادی ایران در لندن، به برخی از شرکتکنندگان توصیه شد به دلیل ترس از خشونت از طریق زیرزمین محل را ترک کنند. هنگامی که یکی از حاضران با پای پیاده محل را ترک کرد، مورد ضرب و شتم قرار گرفت. موارد دیگری در نشست سیپک، CPAC، در تگزاس در ماه مارس رخ داد، جایی که یکی از حامیان شما به یک فعال اپوزیسیون گفت که اگر شعار جاوید شاه ندهد، با کامیون از روی او رد خواهد شد. پلیس لاهه در حال تحقیق درباره ادعاهایی است که حامیان شما مخالفان را در آنجا آزار داده و تهدید کردهاند. میخواهیم یک ویدیوی کوتاه را به شما نشان دهیم. این همان روزنامهنگار کردی است که بستری شده بود. خبرنگار: بله، پاسخ شما به این چیست؟ رضا پهلوی: من به تکثرگرایی اعتقاد دارم. من به تساهل اعتقاد دارم. من به مدنیت در بحث، در استدلال، در رفتار، احترام و عدم خصومت یا وحشیگری از هر نوعی اعتقاد دارم. این برای همه صدق میکند. هر کسی که ادعا میکند حامی من است باید درک کند که اینها دستورالعملها هستند. هر کسی که این دستورالعملها را نقض کند، اولاً من او را یک حامی در نظر نمیگیرم و اولین کسی خواهم بود که آن رفتار را محکوم میکنم. اگر رفتار آنها مجرمانه باشد، باید با مجازات کامل قانونی در هر کشوری که این تخلف در آن رخ داده است روبرو شوند. بگذارید در این مورد بسیار شفاف باشم. در نهایت، همچنین باید بگویم که فراموش نکنید رژیم نیز عوامل نفوذی و آشوبگران زیادی دارد که به قول فرانسویها در پوشش حامیان این یا آن گروه برای ایجاد چنین درگیریهایی عمل میکنند. خبرنگار: میدانید اینها حوادثی مجزا نیستند. میدانید که الگویی از رفتار در میان حامیان شما وجود دارد و این خشونتآمیز است. رضا پهلوی: همانطور که گفتم، من آن را محکوم میکنم. من از آن فاصله میگیرم. من آن را توجیه نمیکنم. من از آن چشمپوشی نمیکنم. در واقع، من از هر مرجعی که هست میخواهم که آنها را به خاطر جرمی که مرتکب شدهاند مورد پیگرد قرار دهد. شما نمیتوانید فقط بروید و شروع به وحشیگری با مردم کنید. این موضوع بسیار فراتر از اخلاق و رفتار اخلاقی است، بلکه پیامدهایی هم دارد. ما باید محترمانه رفتار کنیم. چگونه میتوانیم در آینده به مردم ایران تضمین دهیم که تحت حمایت قانون قرار میگیرند و عدالت برقرار خواهد بود، اگر آنها اینگونه رفتار کنند و بخواهند مدافع آیندهای مبتنی بر خشونت و انتقامجویی باشند؟ البته که نه. خبرنگار: میخواهم از شما چیزی بپرسم که امیدوارم به آن بپردازید و این انتقادی است که باز هم از سوی برخی از حامیان مالی شما مطرح میشود؛ اینکه شما ادبیات تند برخی از نزدیکترین مشاوران خود را کنترل نکردهاید. یک مثال در ژانویه، سعید قاسمینژاد در ایکس پست کرد: “شما یا با شاهزاده رضا پهلوی هستید یا با جمهوری اسلامی. اگر به هر دلیلی فرمانده میدان را تضعیف کنید، عامل دشمن هستید.” همچنین، و عذرخواهی میکنم چون میدانم این کمی ناخوشایند خواهد بود، همسر شما یاسمین نیز به خاطر برخی از اظهارات و پستهایش در شبکههای اجتماعی درباره سایر مخالفان ایرانی انتقاداتی را برانگیخته است. او در اینستاگرام تصویری از یک معترض ایرانی را بازنشر کرد که تابلویی در دست داشت که روی آن نوشته شده بود: “مرگ بر سه فاسد: ملا، چپی و مجاهد.” مطمئنم که شما این را دیدهاید و او این شعار را در کپشن خودش هم تکرار کرد. رضا پهلوی: خب، اول از همه در مورد این یکی به خصوص، چیزی که میدانم این است که این تصویری بود که در داخل ایران در طول جنبش زن، زندگی، آزادی تولید شده بود. او آن را به عنوان یک اقدام خودجوش در آنجا در نظر گرفت. وقتی متوجه شدیم در آن چه نوشته شده، بلافاصله آن را حذف کرد. درست است؟ او بعداً توضیح داد که البته من حامی خشونت یا مرگ بر این و آن نیستم. بنابراین او این را رسماً بیان کرد. پس غیرمنصفانه خواهد بود که بگوییم او هرگز در این باره موضعگیری نکرد. در مورد تکتک اظهارات تیم من، ما قطعاً در حال حاضر پروتکل بسیار سختگیرانهتری را تدوین کردهایم در رابطه با اینکه تا چه حد افرادی که ارتباط نزدیکی با من دارند باید بتوانند خودشان را سانسور کنند. این در ابتدا بسیار غیرمنصفانه است، زیرا نقض آزادی بیان است، اما در عین حال دیگر نمیتوانید مستقل عمل کنید. شما باید در مورد آنچه گفته میشود یا نمیشود بسیار محتاطتر باشید. یک چیز را درک کنید. من سعید و دیگران در تیمم را میشناسم. برخی از آنها سختترین مصائب ممکن را پشت سر گذاشتهاند تا به جایی که امروز هستند برسند. آنها در ایران در زندان بودهاند. آنها توسط همان رژیمی که امروز با آن میجنگند، شکنجه شدهاند. بنابراین شما باید درک کنید که بخش زیادی از این میتواند از نظر انسانی به دلیل سرخوردگیهای انباشته و مواردی از این دست قابل درک باشد. من نمیگویم که آنها نباید برخی از اظهارات خود را مهار کنند و قبلاً با آنها در این باره صحبت کردهام. امیدوارم این اصلاح شود. اما باید احساسات موجود را درک کنید. مردم در ایران در مرز انتقامجویی هستند و تقریباً کینهتوز شدهاند. خبرنگار: میخواهم از شما درباره قتل اخیر مسعود مسجودی بپرسم که اتفاقاً تا مقطعی یکی از حامیان شما بود. او عضو گارد جنگل، Forest Guard، بود. او یک دانشگاهی بود که در نزدیکی ونکوور زندگی میکرد. همانطور که فرض میکنم مطلع هستید، به یکی از منتقدان شما تبدیل شد و در سال ۲۰۲۴ در دو پرونده جداگانه از شما شکایت کرد. او ادعا کرد که شما حملات سایبری به فعالان دموکراسیخواه ایرانی را هدایت کردهاید. اجازه دهید قبل از آن بگویم که هیچ مدرکی وجود ندارد که شما در قتل او نقشی داشتهاید. دلیل مطرح کردن این موضوع این نیست. دادستانهای کانادا دو نفر از حامیان شما را به قتل او متهم کردهاند. آنچه ابتدا میخواهم بپرسم این است که آیا آقای مسجودی را میشناختید یا نه؟ رضا پهلوی: من اصلاً هیچ دیدار یا بحثی را به خاطر نمیآورم. میدانید، هزاران نفر در طول سالها در تماسهای زوم یا برنامههای مشابه شرکت کردهاند. ممکن است او هم در این بین بوده باشد. صادقانه بگویم، به یاد نمیآورم. اما نکته این نیست. نکته این است که آنچه اتفاق افتاده تراژیک است و هر کسی که مسئول این قتل بوده است باید در دادگاه حاضر شود و به خاطر جرمی که مرتکب شده قضاوت شود. خبرنگار: فقط دو نکته در مورد پرونده مسجودی. وقتی شما دو سوگندنامه را امضا کردید، گفتید: “من شاکی، مسعود مسجودی، را نمیشناسم.” میدانید، ما ویدیویی پیدا کردیم که او در یوتیوب منتشر کرده بود؛ یک تماس صوتی زوم که در سال ۲۰۲۱ با شما داشت. این مکالمه ۱۸ دقیقهای است که او در آن با شما صحبت میکند. رضا پهلوی: امکانش هست. همانطور که در آن زمان گفتم، من به یاد نمیآوردم، چون اینطور نیست که هر پنج سال یک تماس زوم داشته باشم. من شاید هفتهای دو بار تماس زوم با حضور هزاران نفر دارم. بنابراین صادقانه بگویم، به خاطر سپردن اینکه چه کسی آنجا بود و چه چیزی گفت، کار آسانی نیست. گاهی اوقات مردم حتی با نام واقعی خودشان وارد نمیشوند. بنابراین پاسخ صادقانه من در آن زمان این بود و هنوز هم همین را میگویم که واقعاً به خاطر نمیآورم هیچ مکالمه خاصی با این فرد داشته باشم. خبرنگار: میخواهم در مورد رابطهتان با سپاه پاسداران از شما بپرسم، زیرا این موضوع در پرونده مسجودی نیز مطرح شده است. “رابطه” کلمه بزرگی است. خبرنگار: خب، شما در سال ۲۰۱۸ در مصاحبهای با ایران اینترنشنال گفتید که گفتوگوهایی با آنها و بسیج داشتهاید و اخیراً هم از برخی از آنها خواستهاید که جدا شوند. موضع دقیق شما در مورد سپاه پاسداران چیست؟ رضا پهلوی: بلافاصله پس از جنبش سبز و نزدیکتر به خط زمانی که جنبش زن، زندگی، آزادی شروع شد، من شروع به دریافت پیامهای مستقیمی در شبکههای اجتماعی خود از سوی عناصری کردم که میگفتند: “میدانی، من یک بسیجی در مشهدم.” یا: “من عضو سپاه پاسداران در فلان کشورم. ما از این رژیم متنفریم، ما با آنها نیستیم، ما به دنبال فرصتی هستیم که جدا شویم.” این واقعاً یک چیز تصادفی بود و وقتی به رسانهها گفتم که من با عناصری از این دست در تماس هستم، در این زمینه بود. اینطور نیست که من با فرماندهی سپاه صحبت کنم، اصلاً اینطور نیست. اما عناصری از بسیج، سپاه و البته ارتش بودند که با من به طور محرمانه ارتباط برقرار میکردند. بدیهی است، به عنوان نشانهای از اینکه بدانید توافق این است که یک روز ممکن است عناصری وجود داشته باشند که بخشی از نیروی نظامی، شبهنظامی یا بوروکراسی غیرنظامی همین رژیم باشند و ممکن است بخواهند جدا شوند. آنها ممکن است از نظر کیفری مقصر نباشند و دستشان به خون آغشته نباشد. بیایید در این مورد شفاف باشیم. وقتی مجبورید خدمت سربازی خود را انجام دهید، این گزینه را دارید که در ارتش یا سپاه خدمت کنید. این چیزی است که بسیاری از جوانان باید از آن میگذشتند. آیا این آنها را مجرم میکند؟ نه لزوماً. برای جدا کردن بخش عمده آنها از رهبری فاسد بالا که مستقیماً در آن جنایات، خشونت و سرکوب دخیل هستند، شما باید بتوانید آنها را جدا کنید. همان چیزی که وقتی به جنگ جهانی دوم نگاه میکنید، در پایان جنگ محاکمات نورنبرگ را داشتید، درست است؟ شما رهبران ارشد رایش سوم را محاکمه کردید، اما فکر نمیکنم منظور این بود که به دنبال تکتک سربازانی بروند که در ارتش آلمان خدمت کردهاند. به خصوص وقتی عمیقتر نگاه میکنید به آنچه در عراق پس از بعثیزدایی رخ داد و بخشی از دلیلی که تغییر رژیم در غرب بدنام شد. چرا اینطور شد؟ چون در افغانستان و به ویژه در عراق بسیار ضعیف اجرا و پیادهسازی شد؛ جایی که گاردهای ریاستجمهوری به خانه فرستاده شدند و نیمی از آنها در نهایت به جنگجویان داعش تبدیل شدند. من نمیخواستم این مورد در ایران تکرار شود. پس اجازه دهید این را تکمیل کنم و سیر تکاملی افکارم را به شما بگویم. من گفتم بسیار خب، پس باید مطمئن شویم که همیشه یک استراتژی خروج برای کسانی که مسئول قتل یا رفتار مجرمانه نیستند، در دسترس است. این حتی باید بخشی از چیزی باشد که در عدالت انتقالی بررسی خواهیم کرد. اما پس از آن سپاه شروع به اقدام بسیار خشنتر کرد. سپاه تبدیل به یک ابزار واقعی و یک مانع شد، نه تنها علیه شهروندان خود، بلکه در جنگهای نیابتی که تا نیمکره غربی گسترش مییابند. در این مرحله و حداقل در ۱۰ سال گذشته، من یکی از اولین مدافعان تروریستی شناختن سپاه پاسداران بودهام، به دو دلیل: اول اینکه رفتار آنها در داخل و خارج از کشور چیزی کمتر از ترور نیست. دوم، به عنوان ابزاری در رویکرد ما در برنامه عمل پنجبندی من که شامل فشار حداکثری بر رژیم است. یکی از آنها اعمال فشار بیشتر بر رژیم با تروریستی شناختن سپاه است که عنصر کلیدی حفظ این رژیم است. من این را خواستهام و در چند سال گذشته، به ویژه در اروپا، برای آن کمپین کردهام. حتی در ماههای اخیر که در بریتانیا بودم، از نخستوزیران سابق بریتانیا همین سوال را پرسیدم که چرا دولت شما سپاه را در لیست سازمانهای تروریستی قرار نداده است؟ آنها پاسخ خودشان را میدهند. اما من مدافع بسیار سرسختی برای قرار دادن سپاه در این لیست بودهام. چرا؟ چون فکر میکردم که اکنون لحظهای است که آنها دیگر یک نیروی صرف نیستند، بلکه یک مانع واقعی بر سر راه آزادی ما هستند. به همین دلیل باید به عنوان عنصری دستهبندی شوند که نه تنها تهدیدی برای شهروندان خود ما هستند، بلکه اکنون یک تهدید واقعی برای غیرنظامیان خارجی نیز محسوب میشوند: شهروندان بریتانیایی، آلمانی، سوئدی، روزنامهنگاران، اعضای جامعه دگرباشان جنسی، جامعه یهودی و غیره. خبرنگار: پس برای روشن شدن موضوع، شما معتقدید عناصری در سپاه پاسداران وجود دارند که میتوانند بازپروری شوند؟ رضا پهلوی: اگر شما مستقیماً مسئول درخواست برای قتل عام و کشتار مردم بودهاید، این یک جنایت نابخشودنی است. اینکه مجازات آن چیست، تصمیمگیری درباره آن به عهده من نیست. این به عهده سیستم قضایی آینده و هر قانون کشوری در آن زمان است که مجازات این نوع رفتار را تعیین کند. اما در عین حال، چیزی که من میگویم این است که درجات مختلفی از تقصیر وجود دارد. خبرنگار: گزارشهایی به صورت ناشناس وجود داشته مبنی بر اینکه شما از اسرائیل و عربستان سعودی کمک مالی دریافت کردهاید. آیا این درست است؟ رضا پهلوی: کاملاً دروغ است. من دریافتکننده هیچ بودجه دولتی یا عمومی در خارج نبودهام. هر پنی که به کمپین من میرسد از کمکهای مالی خصوصی حامیان است. امیدوارم بانیان بیشتری داشته باشیم که چکهای بزرگتری به ما بدهند. خبرنگار: مگر اینکه چیز دیگری باشد که ما مطرح نکرده باشیم و شما بخواهید به آن بپردازید. رضا پهلوی: من اطمینان مطلق دارم که وقتی ما آزاد شویم، تمام این زمینههای تاریکی یا منفی کاملاً ناپدید خواهند شد. من به این ایمان دارم. اگر نداشتم، صادقانه بگویم خودم را درگیر این موضوع نمیکردم. بنابراین شاید ما برای این ساخته نشدهایم. شاید سزاوار بهتر از این نیستیم. شاید، میدانید، همانطور که یکی از ضربالمثلها میگوید، شما مردم را با دولتهایی که دارند قضاوت میکنید. اما در این مورد، یک استثنا است. ایران توسط رژیمی اشغال شد که از روز اول علیه ما به عنوان یک ملت جنگ به راه انداخت و این ما نیستیم. بنابراین من فکر میکنم رژیمی که شهادت را جشن میگیرد و خواستار خشونت است، نماینده ایرانیانی نیست که صلحطلب هستند و آن آینده را میخواهند. این دقیقاً کمپین ما را تعریف میکند؛ اینکه ما چگونه با افرادی که در حال حاضر کشورمان را اشغال کردهاند متفاوت هستیم. چه من باشم یا نباشم، چه روزی به ایران برسم یا نه، به آن انبوه جمعیت و ملت ۹۲ میلیونی قدرتمند نگاه کنید که منتظرند بخشی از یک جهان آزاد باشند. آنها سزاوار حضور در آنجا هستند و این همان چیزی است که من برای آن میجنگم. خبرنگار: رضا پهلوی، مجدداً از اینکه امروز با رویترز صحبت کردید بسیار سپاسگزارم.
آرش یوسفی -ARASH214,199 görüntüleme • 3 ay önce

پنج دقیقهی جالبی بود، اما پیشنهاد میکنم حتماً مصاحبهی کامل رو ببینید. ‼️‼️‼️‼️‼️‼️‼️ سعید لیلاز: شاید اصرار ناخودآگاه آقای مروی این باشد که دائماً بخواهد من یا بیننده را به سمت دولت فشار بدهد؛ دولتی که حالا عنوان اصلاحطلب دارد. مثلاً پسر آقای رئیسجمهور چیزی گفته، معاونشان چیزی گفته، همه را بیندازیم گردن آنها. اما نگاه من این نیست. من میگویم کل سیستم در نظام تصمیمگیری و اجرایی از کار افتاده. مجری: اصلاً آقای دکتر، من دنبال دوگانهسازی نیستم، ولی یک دوگانهای در صحبتهای شما و بعضی دیگر از دوستان وجود دارد. سعید لیلاز: نه، نه، نه. در صحبتهای من دوگانهای وجود ندارد. مجری: چرا. این دوگانه این است که ما در داخل کشور چنان مشکلاتی داریم که نمیتوانیم اصلاحشان کنیم. سعید لیلاز: باریکلا. مجری: پس برویم یک کار دیگری بکنیم. چه کار کنیم؟ برویم سراغ… که اینجا میرسد به همان چیزی که به قول شما… سعید لیلاز: اتفاقاً اعتراض من به همه شما همین است. الان چپ و راست، بگذار صریح با تو صحبت کنم، طوری حرف میزنند و موضع میگیرند که گویی وادادن به آمریکا یا جنگیدن با آمریکا، هر دو سادهتر از این است که بخواهی داخل را اصلاح کنی. در حالی که من میگویم اگر هر دوی این کارها را هم انجام بدهی، اما داخل را اصلاح نکنی، هیچ کاری نکردهای. ببینید، الان دوستان ما که میگویند برویم با آمریکا ببندیم، مگر شما همین را نمیگویید؟ مجری: آره. سعید لیلاز: اینها تصور میکنند راهحلشان، اولاً، بازگشت به فروش نفت است. هیچ راهحل جدیدی ندارند. از برجستهترین اقتصاددانهایشان بگیرید تا سیاسیون رده پایین و کارشناسان جوانترشان، راهحل دیگری ندارند. آنهایی هم که میگویند برویم با امپریالیسم مبارزه کنیم، با آمریکا بجنگیم یا حمله کنیم، در واقع دنبال صدور بحران داخلی خودشان هستند. در حالی که اگر داخل را درست کنی، یک میلیون بار بهتر میتوانی با ایالات متحده آمریکا مبارزه کنی. آقای مروی، قبل از تولد شخص شما من ضدآمریکایی بودم. مجری: نه آقای دکتر، من شما را ضدآمریکایی نمیکنم، ولی سؤال من از شما این است… سعید لیلاز: ببین، میخواهم به تو بگویم زمانی که پدر شما هنوز وارد سیاست نشده بود، من میدانستم با آمریکا چه باید کرد و آمریکا یعنی چه. اصلاً این حرفها را ما به اینها یاد دادیم. مجری: آمریکا یعنی چه آقای دکتر؟ آمریکا یعنی چه؟ سعید لیلاز: آمریکا یک نظام است… ببین، ایالات متحده آمریکا بهعنوان یک کشور و مردمش بحث دیگری است، ولی بهعنوان یک نظام امپریالیستی، وقتی ما میگفتیم امپریالیسم، تا قبل از این دعواها همه فکر میکردند ایدئولوژیک حرف میزنیم. در حالی که من درباره یک ساختار بینالمللی صحبت میکنم که شاید از دیرباز در تاریخ بشر وجود داشته؛ جسم بزرگتر میخواهد جسم کوچکتر را قورت بدهد. ما هم در یک انقلاب، یک روز تصمیم گرفتیم دیگر قورت داده نشویم و هنوز هم نمیخواهیم بشویم. شاید الان من جزو تتمه بازماندگان آن تفکر باشم. مجری: نه آقای دکتر، این فکر را نکنید. میلیونها ایرانی صدوشصت، صدوهفتاد، صدوهشتاد شب است که در خیابان همین حرفها را میزنند. تعجب من از شماست. من دقیقاً همین را میخواهم بگویم آقای دکتر. این دوگانهای که ترسیم میکنید، اینکه دیگر نمیتوانیم ادامه بدهیم، مربوط به الان نیست. سعید لیلاز: نه، این دوگانه… مجری: همین کشور، با همین ملت و همین مردمی که میگویید آماده اصلاحات نیستند، نگاه کنید کاری که با ما کردند ده برابر بدتر از چیزی بود که با ونزوئلا کردند. سعید لیلاز: دوباره داری جناحیاش میکنی. ببین من… مجری: نه، اصلاً جناحی نگاه نمیکنم. من دارم درباره کل… سعید لیلاز: به نظر من داری به کل راهحل جفا میکنی. من میگویم اگر میخواهی با امپریالیسم مبارزه کنی، بدون یک اصلاحات عمیق داخلی این کار غیرممکن است. مجری: قبول. من تا اینجا با شما موافقم. سعید لیلاز: بنابراین، آن چیزهایی که من بهعنوان لوازم پایداری در برابر استکبار میگویم، شما در مقابل مبارزه با استکبار قرار میدهید. مجری: نه، نه، اصلاً من به این دوگانه معتقد نیستم. سعید لیلاز: پس برای ادامه گفتوگو با هم به یک توافق برسیم. مجری: پس اختلافی نبوده و با هم توافق داشتیم. الان شما میفرمایید که ما برای… سعید لیلاز: آقا، کشورت را اداره کن برادر! مجری: چه کار کنیم؟ دقیقاً. سعید لیلاز: کشورت را اداره کن. مجری: الان دقیقاً سؤال همین است؛ چطور کشور را اداره کنیم؟ سعید لیلاز: عرض میکنم. جلوی ناترازیها را بگیرید. جلوی فساد را بگیرید. یکی از بدترین مسائل، همین تورم است که بخش بزرگی از آن ناشی از فساد است. بروید ببینید بانکها چه کار کردهاند. نمیخواهم بگویم خصوصی یا دولتی، بروید ببینید در نظام بانکی چه اتفاقی افتاده. بروید نظام توزیع ارز را ببینید. حالا آقای همتی اخیراً آمده و مقداری به آن سامان داده، وگرنه بروید ببینید در دارو چه خبر است، در واردات گندم چه خبر است. کشورتان را اداره کنید. مجری: جمله اولتان آقای دکتر آنقدر خوب بود که من نمیتوانم با مصداقهای بعدی همراه شوم. شما میگویید بروید آنها را درست کنید، من هم میگویم بله. بعد یکدفعه میگویید بنده خدا آقای فلانی ارز را سامان داده، ارز بیستوهشت هزار تومانی را… سعید لیلاز: نه، میگویم تازه دارد یک تکانهایی میدهد، ولی به هیچ وجه کافی نیست. مبارزه با فساد در ایران تبدیل شده به کاری که همه میگویند اگر برویم به آمریکا باج بدهیم یا برویم با آمریکا بجنگیم، از این راه بهتر است. آخر چرا؟ من میگویم طرح این دوگانه غلط است. خود شما هم دارید در این دام میافتید، حتی اگر نخواهید. مجری: نه، جسارتاً قبول ندارم. من در این دام نمیافتم. سعید لیلاز: در این دام نیفت. اگر بخواهیم کشورمان را در برابر امپریالیسم یا استکبار پایدار نگه داریم، باید بتوانیم مشروعیت نظام را در حوزه کارآمدی حفظ کنیم. ببین آقای مروی، با تورم ۱۵۰ درصدی نان این کار غیرممکن است. مجری: کمی مصداقی صحبت کنیم. تورم ۱۵۰ درصدی نان از کجا آمده آقای دکتر؟ سعید لیلاز: از ناترازی شبکه بانکی کشور. مجری: از فساد؟ از اصلاحات ارزی دیماه شروع نمیشود؟ از آنجایی که شما دلار را از این مقدار… سعید لیلاز: عین همین اتهام را شما و رفقایتان به بنده خدا آقای رئیسی هم زدید. یعنی چه؟ دلار ۲۸ هزار و ۵۰۰ تومانی را من به هر کسی بدهم، عملاً حکم دزدی کردن به او دادهام. مگر تراستیها غیر از همین خوردند و بردند؟ مجری: نه آقای دکتر. با همان استدلال، دلار ۲۸ هزار و ۵۰۰ تومانی که الان ۶۳ هزار تومان شده، در حالی که دلار بازار رسیده به ۲۱۰ هزار تومان… سعید لیلاز: بگذارید برای اولین بار جلوی امت شهیدپرور بگویم: ورود دلار حاصل از صادرات نفت، از ماهی دو و نیم تا دو و هفت دهم و حتی سه میلیارد دلار، رسید به ماهی ۱۵۰ میلیون دلار! مجری: بله. سعید لیلاز: همین تراستیها. تراستیها را که نه من درست کردم، نه مروی. درست است؟ بعد که شورشها اتفاق افتاد، ایالات متحده آمریکا به کشور ما طمع کرد. در واقع تراستیها جنگ آمریکا و ایران را راه انداختند و دشمن را به طمع انداختند. من در مصاحبههای اولیهام چه گفته بودم؟ گفتم امیدشان این است که، به قول هیتلر، یک لگد به در بزنند و کل ساختمان فرو بریزد. امیدشان همین بود. بعد هم، به قول شما، این کار را کردند و نشد.
آرش یوسفی -ARASH70,956 görüntüleme • 1 ay önce

مجید شاکری: واقعاً هر کسی که در تهران در ایران در رسانههای فارسیزبان خارج از ایران بگه ایران بوده که تفاهم رو به هم زده شرافت نداره 🟡🟡🟡🟡🟡 مجید شاکری(عضو تیم مذاکرهکننده اسلامآباد): دونه دونه این واقعیت هزار تا چیز به ما ثابت میکنه. یکی کسایی دائم در تهران میگفتند و تأمین مالی میشود گفتگوشون که آقا ببین شما در شب تشییع سه تا کشتی رو اومدید زدید و معامله رو به هم زدید و خوب بود بهتون اسقاطی نفت داده بود محاصره نبودید برای چی این کارو کردید معامله رو به هم زدید. اولاً من یک بار مجدداً جلوی دوربین تکرار میکنم که در اون شب چه گذشت. طرف آمریکایی به زور تعدادی کشتی که از کریدور ایرانی میخواستند رد بشن رو (یعنی حتی موضوع سر کریدور جنوب هم نیست، بر سر اجبار عدم عبور کشتیها از کریدور ایرانیه) اومده از کریدور جنوب به زور خواسته رد بکنه. سپاه پاسداران نیروی دریایی رفته جلو به کشتی شلیک نکرده. تیر اخطار زده جلوی کشتی، طرف آمریکایی اونهایی که تیر اخطار زده بودن رو شهید کرده و در نهایت سپاه پاسداران پاسخ داده. واقعاً هر کسی که در تهران در ایران در رسانههای فارسیزبان خارج از ایران بگه ایران بوده که تفاهم رو به هم زده شرافت نداره. چون این صددرصد خلاف واقعیته.
آرش یوسفی -ARASH44,424 görüntüleme • 29 gün önce

مجری: شعام اینجا هم میاد، بله، تأیید میکنه. کی بخره؟ یاشار سلطانی: شعام قبلاً بودها. چند ماهه اینجا هم اصلاً نیست؟ یعنی الان شماها در یک دورهای که میلیاردها دلار نفت فروختید و رفت، بخشی از پولش برنگشت. اصلاً تراستیها… تراستی کسیه که پول جابهجا میکنه. کی پای تراستیها رو برای فروش نفت باز کرد؟ تراستی چه ربطی به فروش نفت داره؟ خالیفروشی از کجا اومد؟ مجری: ببین یاشار، خالیفروشی میگه… اصلاً خالیفروشی یعنی چی؟ اصلاً تراستی، تریدر، اینها رو میشه بیشتر توضیح بدی؟ یاشار سلطانی: ببین، کسی که نفت میفروشه اسمش تریدره. کسی که نقلوانتقال مالی اینها رو انجام میده اسمش تراستیه. شرکت نیکو که مسئول فروش نفت در وزارت نفته و باید اون نفت رو بفروشه، نفت رو میده به تریدر. تریدر هم در این زنجیره میده به پالایشگاه یا به مخازنی که در چین یا جاهای مختلف داره. این پولها هم باید جابهجا بشه دیگه. این پول رو تراستی جابهجا میکنه. چند دست میچرخه و سودهای وحشتناکی هم میبرن، به خاطر همون بحث تحریم. ببین، یه جایی ما اومدیم مجوز دادیم که تراستی هم نفت بفروشه.‼️ وقتی نفت به مقصد میرسه، مثلاً میره به مخازن چین، اونجا تراستی میگه: «من پول رو دریافت کردم.» بین ۴۵ تا ۹۰ روز طول میکشه. این هم یکی از باگهاییه که ما تو بحث فروش نفت داریم. ۴۵ تا گاهاً ۹۰ روز طول میکشه تا پول نفتی که رفته، به کشور برگرده، اگر برگرده و اگر بهصورت کامل برگرده. وسط کار، تراستی به دروغ اعلام میکنه: «من پول رو دریافت کردم.» این دونهدونه اعلام میشه و نهایتاً به بانک مرکزی میرسه که مثلاً من ۱۰۰ میلیون دلار یا یک میلیارد دلار دریافت کردم. ولی پول تحویل بانک داده نمیشه. به این میگن خالیفروشی. اون پول رو دوباره باهاش کار میکنن. مجری: ببین، یعنی چی؟ این یعنی خالیفروشی؟ پول رو نگرفته، ولی بر اساس حرفی که یه تراستی زده…‼️ یاشار سلطانی: کی گفته که گرفته؟ خیلی اتفاقات داره میافته این وسط. بذار من یه مثال مشخص بزنم که برای مردم هم ملموس باشه. یک کشتی از این شبکه چقدر نفت میبره؟ هر کشتی حدود ۱.۵ میلیون بشکه نفت حمل میکنه. اگر قیمت هر بشکه نفت رو ۹۰ دلار در نظر بگیریم، میشه ۹۰ میلیون دلار. حالا کارمزدها رو در نظر بگیریم و ببینیم این شبکه چقدر کارمزد میگیره.‼️ تراستی در نقلوانتقالاتش بین ۲ تا ۳ در هزار پول میگیره. بانک بین ۵ تا ۷ در هزار میگیره. یکسری هزینههای دیگه هم داریم، مثل هزینه تبدیل نرخ ارز. مثلاً درهم به یوان، یوان به دلار یا چیزهایی به این شکل. یه هزینه هم داریم در قالب هزینههای رسوب پول، چون تمام افرادی که نفت میفروشن، چند صد میلیون دلار همیشه رسوب دارن و پول تو حسابشون هست. از طرف دیگه، جابهجاییهای مکرر و بیدلیل تو شبکه بانکی داریم که این خودش یه فساده. مثلاً پول یک تراستی تو یه بانکه، بانک مرکزی میگه این پول رو منتقل کن به یک حساب دیگه تا این حسابها کار کنن. برای اون نقلوانتقالها هم یه پولی گرفته میشه. ما چیزی حدود ۳ درصد هزینه برای هر کشتی داریم که داریم پرداخت میکنیم. مسئولان هم درباره این قضیه مصاحبه کردن، یعنی چیز عجیبوغریب و پنهانیای هم نیست.‼️ ما حدود ۴ میلیون دلار فقط توی این کارمزدها و این هزینهها داریم از دست میدیم، برای هر یک کشتی.‼️‼️ و میدونی اگر ما به سوئیفت وصل بودیم و ارتباط مالیمون با دنیا برقرار بود، این هزینه چقدر بود؟ حدود ۵۰۰ دلار. ۵۰۰ دلار، بهجای ۴ میلیون دلار. و شما محاسبه کن که ما در روز چند کشتی نفت میفروشیم؟
آرش یوسفی -ARASH50,348 görüntüleme • 1 ay önce

با توجه به تجربه زیسته، مطالعات و آنچه درباره سیاست آمریکا و تحولات منطقه خوانده، دیده و دنبال کردهام، با این چهار دقیقه از صحبتهای سعید لیلاز کاملاً همدل و همنظر هستم ‼️‼️‼️‼️‼️‼️‼️‼️‼️‼️‼️‼️‼️‼️ سعید لیلاز: غیرممکن بود ما بتونیم جلوی جنگ رو بگیریم. غیرممکن بود. زمانش ممکن بود عقب و جلو بیفته، ولی چون آمریکاییها زمان رو به زیان خودشون میدونستند و ایران رو در حداکثر ضعفی که ممکن بود میپنداشتند، چه ضعف نظامی، چه ضعف اقتصادی و چه ضعف مشروعیت داخلی و بینالمللی، بعد از حوادث دیماه ما در کف مشروعیت داخلی و بینالمللی بودیم. این جملهی آدولف هیتلر مشهوره که وقتی میخواست به شوروی حمله کنه، میگفت: «یک لگد به در بزنیم، کل ساختمان فرو میریزه.» اینها هم فکر میکردند همین اتفاق میافته. بله، اینها فکر میکردند زمان به زیان آمریکاست. آمریکا از سال ۲۰۲۷ میخواد روی مسئلهی چین متمرکز بشه. سرعت قدرت گرفتن چین اینقدر زیاده که اگر آمریکا در این یکی دو سال با ایران برخورد نمیکرد، ممکن بود هرگز نتونه این کار رو انجام بده. بنابراین اینکه ما فکر کنیم میتونستیم با دیپلماسی جلوی این جنگ رو بگیریم، یک اشتباه بزرگه. مهرماه ۱۴۰۴، اگر اشتباه نکنم، از دفتر آقای لاریجانی با من تماس گرفتن که بلند شو بیا شورای عالی امنیت ملی، جلسه داریم. همون روز بلافاصله بلند شدیم و رفتیم خدمتشون. به ما توضیح دادند که در جریان مذاکرات نیویورک، با وساطت آقای مکرون، با تیم آمریکایی نشستیم و چانهزنی کردیم. آقای مکرون هم میگفت: «آقا، بیاید مصالحه کنید.» در نهایت به یک توافقی رسیدیم. وقتی تیم آمریکایی این توافق رو برای آقای ترامپ بردند، آقای ترامپ گفت: «نه، من قبول ندارم. این کمه. یک مقدار دیگه هم بهش اضافه کنید.» جزئیاتش رو به ما نگفتند. من هم مثل بعضی دوستان نیستم که از خودم چیزی بسازم. عین چیزی رو که میشنوم میگم. رفتیم و دوباره برگشتیم. چیزهایی رو که آقای ترامپ خواسته بود قبول کردیم. جمهوری اسلامی پذیرفت. این جملهی منِ لیلاز نیست، جملهی شهید لاریجانیه. دوباره بردند پیش آقای ترامپ. گفت: «نه، من نمیخوام. این کمه. دوباره بیشترش کنید.» بار سوم و بار چهارم، ما یقین پیدا کردیم که ایالات متحدهی آمریکا دنبال مصالحه نیست. آقای مکرون الان شاهده و میتونه این حرف آقای لاریجانی رو راستیآزمایی کنه. ما مطمئن شدیم که آمریکاییها دنبال توافق نیستند. در مهرماه ما رو صدا کرد و گفت بر همین قیاس، ما حدس میزنیم تا پایان دیماه، یعنی تا پایان سال ۲۰۲۵، به ایران حمله خواهد شد و یک تهاجم نظامی جدید شکل خواهد گرفت. برخورد بین ایران و آمریکا گریزناپذیره. ما ۳۰ سال در حال دیپلماسی بودیم. ۳۰ سال موفقیتآمیز کوشیدیم جلوی جنگ رو بگیریم، ولی رسیدیم به جایی که دیگه نمیشد. چرا نمیشد؟ هم دولت آمریکا دولتیست که به قول خودشون نئوکانه و هم اینکه آمریکاییها دارن خودشون رو برای برخورد با چین آماده میکنن. یادتون باشه در زمینهی سیاست خارجی، کمترین تفاوت بین دموکراتها و جمهوریخواهها وجود داره. اصلاً تفاوتی وجود نداره. وقتی آقای بایدن در سال ۲۰۲۰ رئیسجمهور آمریکا شد، از ژانویهی ۲۰۲۱ به بعد تقریباً تمام مصوبات دولت آقای ترامپ رو لغو کرد، غیر از سه مورد: یکی تحریمهای ایران، یکی تحریمهای چین و یکی تحریمهای کوبا. بنابراین اینکه فکر کنید به خاطر اومدن آقای ترامپ، رویکرد دولت آمریکا عوض شده، سادهلوحانهست. آمریکاییها برای اینکه بتونن تکلیف خودشون رو با چین روشن کنن، چارهای ندارن جز اینکه ایران رو بهعنوان پشت جبههی خودشون صاف کرده باشن. اولاً ایران قدرت بزرگیه و ثانیاً باید گلوگاه نفتی چین که بهش وابستهست، یعنی خلیج فارس، رو قیچی کرده و تحت کنترل گرفته باشن. به همین دلیله که بعد از سقوط مادورو در ونزوئلا، من همواره فکر میکردم که داستان ایران بهزودی تغییر خواهد کرد. یعنی آمریکاییها نمیتونن برای حرکت به سمت چین، از بابت نفت ایران و تنگهی هرمز خیالشون راحت نباشه.
آرش یوسفی -ARASH109,961 görüntüleme • 3 ay önce

ترامپ این بار آب پاکی رو ریخت رو دست رضا وطن فروش ‼️‼️‼️‼️‼️‼️‼️ خبرنگار: رضا پهلوی، آیا اصلاً در ذهن شما بهعنوان یک گزینه مطرح است؟ ترامپ: به نظر من شاید کسی از داخل خود کشور مناسبتر باشد. قبلاً گفتهام که او به نظر آدم خیلی خوبی میآید، اما فکر میکنم کسی که در داخل حضور دارد و اگر فردی باشد که در حال حاضر محبوب است، گزینه مناسبتری خواهد بود. ما چنین افرادی داریم؛ افرادی که میانهروتر بودهاند
آرش یوسفی -ARASH220,769 görüntüleme • 7 ay önce

‼️‼️‼️‼️‼️‼️‼️ مجری: مثلاً ۴۰۱ و ۴۰۴ رو نگاه میکنید، ۴۰۱ حتماً مدنیتر و انجمنیتره به نسبت ۴۰۴. نیست اینطوری؟ سعید مدنی: نه. نه، به نظر من، اولاً که این پیوند و مسیر تحولات اجتماعی، درسته که افتوخیز داره، درسته که سینوسیه، اما یک سوگیری عمدهای هم داره. چرا باید ۴۰۴ رو، یعنی اعتراضات دیماه رو میگی؟ اعتراضات دیماه رو مثلاً در مقایسه با اعتراضات مهسا، چرا باید تفکیکش کرد؟ در وهله اول، وقتی از اعتراضات دیماه صحبت میکنیم، باید ششم تا ۱۷ دیماه رو از ۱۸ و ۱۹ دیماه متمایز کنیم. اگه اعتراضاتِ بهاصطلاح ۴۰۱، یعنی «زن، زندگی، آزادی» و جنبش «زن، زندگی، آزادی» رو به جانباختن مهسا تقلیل بدیم، همونقدر هم میتونیم اعتراضات دیماه رو به فراخوان ۱۸ و ۱۹ دی تقلیل بدیم. در حالی که اعتراضات مهسا، جنبش مهسا، حاصل یک منازعه و یک ناجنبش زنان در ایران بود که اونجا خودش رو به نحو احسن نشون داد. تونست ۱۰۰ روز توی خیابون مقاومت کنه. تاکتیکهاش تا حد زیادی از تاکتیک جنبشهای قبلی، اعم از جنبش ۹۶ و جنبش سبز تبعیت میکرد. شعارهاش بر مبنای نوعی خردگرایی و تجربه تاریخی سوار شده بود و بنابراین تونست این مسیر رو ۱۰۰ روز هم ادامه بده. توی دیماه هم، از ۶ تا ۱۷ دی، شما همون خصلتها و همون تاکتیکها رو میبینید. جمعیت میاد توی خیابون. حالا این دفعه مثلاً از جمهوری شروع میشه، پاساژ علاءالدین و اون منطقه، که ترکیبی از طبقه متوسط و دستفروشهاست، و بعد آرامآرام گسترش پیدا میکنه. خود اینکه چجوری اینها توی اون فضای جنگی و امنیتی یکدفعه جمع میشن و بعد بلافاصله بهصورت وسیع در سطح ملی گسترش پیدا میکنه، قابل توجهه. حتی خیلی بیشتر از مهسا، تقریباً دو برابر مهسا. این اتفاق تا ۱۷ دی چجوری میفته؟ این رو باید مرتبط بدونیم با پتانسیلهایی که جنبشهای قبلی ایجاد کردن، شبکههای اجتماعیای که از اون موقع شکل گرفته، نقش نیروها و گروههای غیررسمیای که از اون زمان وجود داشتن و حتی ذهنیتی که از اون تجربه باقی مونده بود؛ اینکه میشه آمد، اعتراض کرد و توی خیابون حضور پیدا کرد. همه اینها ظرفیتی ایجاد کرده بود که توی ۶ تا ۱۷ دی تقریباً همون مسیر طی بشه. اما توی ۱۸ و ۱۹ دی یه اتفاقی میفته؛ یه فراخوان داده میشه. این فراخوان مبتنی بر فهم واقعی از وضعیت ایران نیست، فهم واقعی از جنبشهای اجتماعی ایران نیست، فهم واقعی از ساختار حاکمیتی ایران نیست و مبتنی بر خرد جمعی داخل هم نیست. بر اساس یک تحلیل غلط و بهصورت غیرمسئولانه فراخوان داده میشه. اون فراخوان همراه خودش فرهنگ خودش رو هم میاره. یعنی تاکتیکهایی رو ترویج میکنه که در امتداد تاکتیکهای قبلی نیست؛ مثل اینکه حمله کنید به مراکز نظامی، مساجد رو آتش بزنید یا چیزهایی از این قبیل. حتی من نمیخوام بگم سطحی که این تاکتیکها تونستن عملی بشن خیلی گسترده بود. اتفاقاً خیلی محدود بود و اصلاً قابل توجه نیست. اما چیزی که تونست ایجاد کنه، یک گسست در ۱۸ و ۱۹ دی با قبل از اون بود. چون به نظر من، اگر با همون منطق ۶ تا ۱۷ دی اون اعتراضات ادامه پیدا میکرد، حتی میتونست روی جنگ تأثیر بذاره، روی تحولات آینده ایران تأثیر بذاره و حتی روی تصمیمات موجود اثرگذار باشه. ولی انگار از طریق اون فراخوان، یک پاس گل به اقتدارگرایی ایران داده شد و این گسست در نهایت مشکلاتی ایجاد کرد.
آرش یوسفی -ARASH72,254 görüntüleme • 2 ay önce

حسین صمصامی (نماینده مجلس): ‼️‼️‼️‼️‼️ ما فقط به یک نفر ۸۶ میلیون بشکه نفت دادیم که بفروشه. چقدر میشه؟ یعنی شما ضرب کن روی مثلاً ۶۰ دلار. از این ۸۶ میلیون بشکه، ۳۰ میلیون بشکه تعیین تکلیف شده، ۵۶ میلیونش تعیین تکلیف نشده. ما این نفت رو بدون تضمین لازم و به صورت اعتباری به یارو فروختیم. این کیه حالا؟ اسمش رو توی رسانهها اینها گفتن. فردیه به نام آقای آقایاری‼️. خب این الان کجاست؟ زندان هست یا نه؟ ایشون فرار کرده و تهدیدی برای کشور ماست. خب یارو، ۵ و نیم میلیارد دلار میشه. یعنی همون ارزی که ما به خاطرش این فجایع در اقتصادمون اتفاق افتاد و دیماه رخ داد، یارو در رفته. بله، بله، عجب! بعد تازه میگه من طلبکارم از شما! فقط در نرفته، تازه میگه طلبکارم. من این پولی که دادم بابت اون نفتها، یه مقدارش اضافهتره، باید به من برگردونید!
آرش یوسفی -ARASH44,264 görüntüleme • 1 ay önce

باورتون میشه؟ امروز شنبه ۴ اپریل مقابل سفارت اسرائيل لندن، انگلیس…
آرش یوسفی -ARASH177,522 görüntüleme • 6 ay önce

مجید شاکری(عضو تیم مذاکرهکننده اسلامآباد): بعد این رو بگم که اون شب چهجوری شد. ببینید، یه تحلیلی دارم من که این تحلیل به دلایلی بعدها درستیش برای خودم ثابت شده. طرف آمریکایی، منحصراً به این دلیل که ذخایرش از وضعیت تحت فشار خارج بشه، بهخصوص ذخایر نفتیش، حمله میکرد. علت اینکه هم سی روز صبر نکرد این بود که میخواست ذخایر زودتر پر بشه. پس اصلاً این گزینه که «اگر من با اون کاری نداشتم، میذاشتم مسیر جنوبی باز بشه، اون دیگه با من کاری نداشت، جنگ ادامه پیدا نمیکرد، اسکورت نفت ادامه پیدا میکرد و غیره و غیره» درست نیست.‼️‼️ یه نمونهاش در داخل همین ماجراست. حتی به اندازه یک دور فروش نفت هم نیست. همین الان هم میتونم توضیح بدم. دوم، در اون شب طرف ایرانی با کشتیهایی مواجه شد که آمریکاییها میخواستن به اجبار از کریدور جنوبی رد کنن، حتی نه با خواست دولت میزبان. طرف ایرانی اومد جلوی کشتیها تیر اخطار زد، به خود کشتیها هم شلیک نکرد.‼️‼️‼️ طرف آمریکایی بعد بخشی از اعضای نیروی دریایی سپاه پاسداران رو هدف قرار میده و همه رو شهید میکنه و بعد طرف ایرانی پاسخ میده. چرا؟ چون طرف آمریکایی فکر میکرد ایران اونقدر درگیر تشییع و مسائل داخلیه که واکنش جدی نشون نمیده. در حالی که از نگاه طرف ایرانی، آمریکا توافق رو نقض کرده بود. حالا آدمها طرفدار توافق اسلامآباد هستن یا نیستن؟ اگر طرفدار توافق اسلامآباد هستن، باید طرفدار صریحترین بند اون هم باشن که بند پنجه. در بند پنج، ترتیبات ایرانی صراحتاً درباره سی روز و شصت روز صحبت میکنه. بنابراین کاری که آمریکاییها برای ایجاد کریدور جنوبی انجام دادن، اولاً عجولانه بود و دوم، خلاف توافق بود. آمریکاییها اشتباهات متعددی در این جنگ کردن. یکی از مهمترینهاش هم این بود که این سی روز رو صبر نکردن.
آرش یوسفی -ARASH39,666 görüntüleme • 1 ay önce

تور اد شیرن بهم ریخت؛ همه چی از یه «Free Palestine» شروع شد… 🇵🇸🇵🇸🇵🇸🇵🇸🇵🇸🇵🇸🇵🇸🇵🇸 ماجرا اینه مکلمور، رپر معروف که قرار بود قبل اد شیرن تو استادیومها اجرا کنه، ۴ سپتامبر تو نیوجرسی وسط کنسرتش برگشته گفته: «میخواستم بیام رو استیجهای آمریکا و دو کلمهای که برام عزیزه رو بگم: Free Palestine». همین دو کلمه کار دستش داد. رابرت کرافت، صاحب استادیوم Gillette (جایی که اد شیرن قراره ۲۵ و ۲۶ سپتامبر اجرا داشته باشه) گفته حضور مکلمور بعد این حرف، از خط قرمز رد میشه و برای جامعه یهودی آزاردهندهست. خلاصه راهش ندادن و از لیست اوپنرهای تور حذف شد. اد شیرن هم بعدش اومده تو پیج دومش teddysphotos نوشته: «تصمیم پروموتر بوده نه من، من هیچ وقت گروه و فنهام رو تنها نمیذارم، من شریک این داستان نیستم». ولی ماجرا همینجا تموم نشده. همین که مکلمور حذف شد، بقیه اوپنرها هم گفتن ما نیستیم: فینیس اوکانل، آرون رو خواننده ایرلندی، و گروه Bóga همشون انصراف دادن و گفتن در همبستگی با مکلمور نمیریم. خود مکلمور هم نوشته بود: «من ۱۰ تا شو نمیخواستم، فقط دو تا فرصت میخواستم جلو ۹۰ هزار نفر بگم Free Palestine، همین دو کلمه باعث شد اون دو شب رو از دست بدم.» میس ریچل، همون مجری معروف برنامه بچهها هم به اد شیرن گفته: «وقتی برای اوکراین کنسرت حمایتی میذاری، داری موضع سیاسی میگیری، پس چرا فلسطین یهو میشه زیادی سیاسی و خطرناک؟» 🤷🏼♂️ الان تور اد شیرن عملاً بدون هیچ اوپنری مونده…
آرش یوسفی -ARASH35,678 görüntüleme • 1 ay önce

سعید لیلاز: تمام شواهد نشان میدهد که مجدداً رویکرد اقتصادی، ایجاد آشوب در ایران، ایجاد بیثباتی چه اجتماعی چه اقتصادی در ایران و در کنارش استفاده از ابزار نظامی رویکرد آنهاست الان. من به جنابعالی عرض بکنم؛ به نظر من خود جنگ ۴۰ روزه در ادامه اتفاقاتی بود که تحت عنوان تراستیها ‼️الان ایرانیها میشناسند. یعنی عامل اصلی این جنگ تا حد زیادی اونها هستند. تراستیها وقتی… ببینید من به نقل از یک مقام رسمی نظام جمهوری اسلامی میگم که اسمش رو نمیتونم بیارم؛ که بین ۲٫۷ تا ۳ میلیارد دلار در ماه ورودی منابع نفتی بوده تا دی ماه… تا مثلاً آبان و… تا مثلا بهشت و آبان سال ۱۴۰۴… از مهر و آبان به بعد این یکباره به ۱۵۰ میلیون دلار در ماه کاهش پیدا میکنه. خب ببخشید، شما به هر ماشینی و به هر کامپیوتر این داده رو بدید میگه خب انفجاره دیگه! و شورشهای دی ماه ۱۴۰۴ هم، ناآرامیها سر همین شکل گرفت. و به نظر من خب کل کشتههای اونجا، قربانیان اونجا از هر جناحی… که ما قلبمون همیشه برای همهشون مجروحه، منم قبول ندارم که کی جاسوس بوده، کی نبوده، کی قاتل بوده، کی مقتول… همهش تقصیر همون تراستیهاست. و پیرو اینکه اون تراستیها این شرایط رو ایجاد کردند، حالا عوامل… نمیدونم اینور و اونور میآیند وسط، از ناآرامیها استفاده میکنند، آمریکا و اسرائیل به این جمعبندی میرسند که الان وقت ضربه زدن به ایرانه. عنایت کردید؟ حالا اون اوندفعه نشده. الان که دوباره نرخ تورم شده ۹۰ درصد، مواد غذایی سه رقمی شده، نان ۴۰-۵۰ درصد، یک امیدی در اونها همزمان با به بنبست رسیدن جبهه نظامی ایجاد شده و شکل گرفته که ایندفعه شاید از این طریق کاری کنیم که اینها از درون بپاشند. این کل تحلیلی است که من راجع به اوضاع دارم و اساسش هم روی روش مدیریت اقتصاد ایران اونها امید بستند. این هم که میگم مدیریت اقتصاد ایران، فقط دولت نیست ها؛ کل نظام جمهوری اسلامی ناکارآمده در حوزه اقتصاد.
آرش یوسفی -ARASH44,206 görüntüleme • 1 ay önce