سیاوش داره اعتراف میکنه که زده! و بعدش با افتخار می گه چون دوست دخترش رو زدم مهبد خشک شده بود! سودا هم مسخره کرد مهبد رو که خواست جو رو آروم کنه انگار که ترسیده! اصلا آره ترسیده! چون میخواد از پارتنرش محافظت کنه! سیاوش چقدر بی غیرت و ضعیفی که با خود مهبد درگیر نشدی!!!!!!!!!