
سهند ایرانمهر
@sahandiranmehr • 86,892 subscribers
تأملات انسانی، اجتماعی و سیاسی /روایت پرسشمحور از مسائل ایران و جهان /گفتگو بهجای داوری /اندیشه نقاد به جای قطعیت
Shorts
Videos

گردشگر ازبکستانی پس از واکنش ایرانیان به ویدیوی جنجالی خود عذرخواهی کرد ویدیوی منتشرشده از سوی یک گردشگر ازبکستانی که در جریان گفتوگویی با یک شهروند ایرانیِ یهودی، حاوی اظهاراتی توهینآمیز و تحقیرکننده بود، با واکنش گسترده کاربران ایرانی در شبکههای اجتماعی روبهرو شد. این گردشگر پس از افزایش اعتراضها، ضمن عذرخواهی بابت سخنان خود، در توضیحی که در ذیل ویدیویش منتشر کرده، از واکنش ایرانیان نیز تمجید کرده است. او در این توضیح، با اشاره به حمایت کاربران ایرانی از هموطن خود، تأکید کرده است که آنچه برایش قابل توجه بوده، حمایت ایرانیان (فارغ از دین و مذهب) از فردی بوده که در ویدیوی منتشرشده مورد توهین قرار گرفته است. انتشار این توضیحات در حالی صورت گرفته که واکنش کاربران ایرانی عمدتاً متوجه اصل رفتار توهینآمیز در این گفتوگو بوده و بسیاری از کاربران بر این نکته تأکید کردهاند که اختلافات مذهبی یا سیاسی نباید بهانهای برای تحقیر یک شهروند ایرانی باشد.
سهند ایرانمهر109,277 Aufrufe • vor 1 Monat

ناخوداگاه یاد قارچ « ایران اینترنشنال» افتادم. استعاره جالبی است برای آنهایی که یک تصور و ایده اشتباهی از دنیا و منافعی دیگر در ذهن و وجودشان جا میگیرد و آنها را میزبان خود میکند و به سمت خودویرانگری و جدایی از همه تعلقات اصلیشان سوق میدهد. ویدیو ص اینستاگرام eduplayhub
سهند ایرانمهر27,899 Aufrufe • vor 10 Tagen

🔸آن جوانی که ابتدای فیلم در میان دو دختر می بینید، قاتل است.به هر دلیل، قاتل است و دستگاه قضا، حکم به قصاص با طناب دار داده است. اما حکم بزرگان ایل و طایفه چیز دیگریست. بجای حکم قصاص، به سنت ایل روی آورده اند. ( خون بس) یعنی عروس کردنِ خواهر قاتل برای خانواده مقتول! اما به رسمِ ایلی، نوازندهی طایفه بنام استاد ابراهیم رو به دیوار هنر نمایی را آغار می کند و ساز غمانه یا ساز وارونه، " روم به دیوار" مینوازد و اشک همه را در می آورد. متن و ویدیو از ص اینستاگرام history_culture_of_iran
سهند ایرانمهر412,156 Aufrufe • vor 1 Jahr

ویدیویی وایرال شده از اسپوزیتو بازرس کل وزارت کار آمریکا، که از یک حاخام یهودی میخواهد بر سردر دفتر کار خود «مزوزا» (حرز مذهبی) نصب کند این مقام آمریکایی گفته است که مزوزا در سنت یهودی به منظور طلب حفاظت، برکت و طول عمر بر چارچوب در خانه یا محل کار نصب میشود.
سهند ایرانمهر33,691 Aufrufe • vor 2 Monaten

عبید زاکانی در حکایتی قریب به این مضمون میگوید: مردی که دل به خاتونی داده بود به او پیام داد که «آیا کنیزت نامه مرا به تو رساند؟». خاتون گفت:«نه اما از او خواهم پرسید». چون از کنیز پرسید، کنیز گفت: «آری نامهای نوشته بود که ای خاتون بیا تا تو را بگ...م» خاتون با تعجب پرسید: «واقعا چنین نوشته بود؟».کنیز گفت:«نه خاتون، چندین رقعه(ورق) سخن زیبا نوشته بود اما غرض همان بود که با تو گفتم!». برخی هستند که از انبوهی تملق و تَبَیُّض (اشتقاق از بیضه) و مقدسسازی در این مملکت، خسته شدهاند و به امید بهبود، چشم به آن سوی آبها دوختهاند ولی حالا بعد از این فیلم شاید فهمیده باشند که خلاصی از این طایفه چه در داخل یا خارج به این سهولت ممکن نیست و صاحبان صنعت و این ادوات مفرح برای اسافل همچنان مشتری دارند از آن مهمتر معلوم میشود که آن همه بیانیه و میتینگ و چندین و چند رقعه و و عده برای «آزادی» و «فردای آزادی» یک غرض، بیشتر نداشته و آن هم همان است که کنیزک به خاتون گفت!
سهند ایرانمهر128,858 Aufrufe • vor 1 Jahr
2:19
Sensitive content
This media may contain sensitive content.

در قطار لندن، زنی رو به جوانی عربتبار میگوید: «مراکش یا تونس... فرقی ندارد، برگرد به خانهات!»؛ غافل از آنکه مرد، نهتنها غریبهای بیریشه نیست، بلکه پزشکی شاغل در سرویس سلامت ملی بریتانیا (NHS) است. مرد، داوری این قضاوت را به قانون میسپارد و فرجام کار، طنزی تلخ و گزنده را عریان میکند: زن مهاجم، خود مهاجری هندیتبار و فاقد تابعیت بریتانیاست که سرانجام به حکم همان قانون، غزلِ خداحافظی از بریتانیا را میخواند. این قاب کوچک و فشرده، آیینهای تمامقد از «بحران هویت» در جوامع مدرن و مهاجرپذیر غربی است؛ روایتی از یک وارونگی غریب که در آن، صیاد خود صید میشود. این ماجرا به ما یادآوری میکند که برخلاف تصور عامه، آبشخور نژادپرستی و بیگانهستیزی، لزوما «اعتمادبهنفس هویتی» یا اصیل و خودی بودن نیست؛ بلکه دقیقا زاییده «ناامنی هویتی» است. فردی که جایگاه، پایگاه و مشروعیت خود را متزلزل و لرزان میبیند، ناگزیر میکوشد با «طرد دیگری»، برای خود مرزی نمادین از «تعلق و اصالت» دستوپا کند. این، حکایت تاسفبار انسانی معلق است که در برزخِ میان «انکار خویشتن» و «ناکامی در پیوند با دیگری» شمشیر نفرت را علیه همان خاستگاه و هویتی میکشد که خود نیز از آن آمده است.
سهند ایرانمهر36,249 Aufrufe • vor 3 Monaten

در شبی که نتانیاهو زیر زمین بود و پوریا زراعتیها زیر تصاویر اتاق جنگ اسراییل لایک میزدند، مردم تهران در خواب بودند و اندازه اسراییلیها هیجان نداشتند. یک ناظر تهرانی یقینا چیزی به مراتب کمتر از روزهای منتهی به چهارشنبه سوری( نه خود آن) شنید که آنهم صدای پدافند ایرانی بود. نمیدانم حملهای که اسراییل مدعی آن است چه میزان خسارت زده، شاید کم و شاید زیاد اما در «جنگ تصاویر و روایت » احتمالا تصویر غالب این چیزی است که برخی شبکههای عربی زدهاند و دستکم در تصویر و تا این لحظه هیچ شباهتی به حمله ایران به اسراییل نداشته است. اگر ماجرا چیزی بود که ساعاتی پیش دیدیم و اگر نگوییم حمله ایران سنگینتر ومهیبتر بود، دو طرف حدی از همآوردی و موازنه را نشان دادهاند و خوشبختانه فشارها بر اسراییل موثر بوده و آن حملهای که میتوانست پاسخی شدیدتر و تنشی گستردهتر را به نمایش بگذارد، اتفاق نیفتاده است. یکسال اخیر نشان داد هر دوطرف توان ضربهزدن به همدیگر را دارند، حالا باید امیدوار باشیم حالت پینگپنگی این حملات همینجا تمام شده باشد.
سهند ایرانمهر148,419 Aufrufe • vor 1 Jahr

✔️آغوشی باش… ✍️سهند ایرانمهر شل سیلورستاین، داستانی دارد به اسم درخت بخشنده. در کودکی خواندم دقیق یادم نمیآید اما ماجرای کودکی بود که کودکانهاش با یک درخت است. از شاخههایش بالا میرود. بزرگتر که میشود برای کار و تحصیل و ازدواج و … سراغ درخت میآید و درخت از میوه تا چوبش را به او میبخشد تا زمانی که پسرک پیر شده و عصازنان پیش درخت میآید و کمک میخواهد و درخت که حالا فقط کُندهای از او مانده میگوید دیگر کاری از دستم برنمیآید جز اینکه بیایی و بر کُندهام بنشینی و در این دم واپسین در آغوش چروکیده و خستهام، استراحتی کنی. صباح شریعتی کشتیگیر ایرانی که برای کشور آذربایجان کشتی میگرفت، در رده بندی کشتی المپیک به امین میرزاده باخت و از دنیای ورزش قهرمانی خداحافظیکرد. در لحظات پایانی تنها بود و دستکم در ویدیو اثری از همراهی تیم آذربایجان نیست اما دو هموطنش میرزاده و حسن رنگرز به روی تشک میروند تا در زمان خداحافظی کنارش باشند و پایان باشکوهی برایش رقم بزنند. چرایش را دقیق نمیدانم اما یاد پسرک داستان شل سیلورستاین افتادم که از درخت جدا شد اما در روزهای پایانی، باز کنده بجامانده از درخت خسته بود که تکیهگاهش شد. نمیدانم برای پسرک داستان و امیدش به درخت غصه بخورم یا درخت خالی از عطاکردن و تحلیل رفته از بخشیدن اما هرچه که هست انگاری در میان آغوشهاییکه ممکن است برای آدمی گشوده شود، آغوش وطن چیز دیگری است ولو دیگر چیزی برای بخشیدن هم نداشته باشد ولو آدمی در پایان کار باشد. ✍️سهند ایرانمهر
سهند ایرانمهر151,896 Aufrufe • vor 2 Jahren

این آقای محترم که امیدوارم خداوند امثال ایشان را در این مملکت زیاد کند، آقای ملک است، ایرانی و تبریزی که به جای چرتکه انداختن و استفاده انتفاعی از این مکان در جای گرانقیمتی مثل ولنجک تصمیم گرفته است به یاد پدر و مادرش این کتابخانه را تاسیس کند( کتابخانه باغ ملک ولنجک) و بدون دریافت پول یا حتی داشتن کارت عضویت، هر کتابی را که میخواهید به شما امانت بدهد. با دوستان یا خانوادهتان به کتابخانهاش سر بزنید (همه روزه ۱۰ صبح تا ۸ شب)، به او خستهنباشید بگویید، برای پدر و مادرش فاتحه بخوانید، کتابخانهاش را به دیگران هم معرفی کنید و اگر کتابی دارید به کتابخانهاش اهدا کنید… خلاصه بهجای نقونوق، هرکداممان برای آگاهی و رشد جامعهمان هر کاری از دستمان برمیآید ولو اندک انجام بدهیم یا حداقل به کسانی مثل آقای ملک انرژی بدهیم. ✍️سهند ایرانمهر #هفته_کتاب
سهند ایرانمهر135,418 Aufrufe • vor 1 Jahr

میگوید: «آمریکاییها باید به مردم ایران کمک کنند؛ نه برای مردم ایران، بلکه برای منافع خودشان… شما نشان ندادید که میتوانید این حکومت را ساقط کنید… این فرصت را از دست دادید.» اما جانِ کلامی که جرأت بیان صریحش را ندارد و پشت بازی با واژهها پنهان میکند، چیز دیگری است: «همان بمب اتمی که یکبار پیشنهادش را دادم و بعد ناچار شدم حذفش کنم.» هرچه بیشتر میکوشد با آچار فرانسه واژه «مردم» و جابهجایی کلمات مقصودش را بپوشاند، تناقض سخنانش آشکارتر میشود؛ زیرا تمام استدلال او در نهایت به این گزاره فروکاسته میشود که مشکل این بود که آمریکا به «ترومن پلاس» روی نیاورد! تکرار وقاحت زاییده اطمینان به فراموشی است.
سهند ایرانمهر29,208 Aufrufe • vor 3 Monaten

از خودبیگانگی شاید دقیقترین توصیف این وضعیت متناقض باشد؛ آنقدر در معرض روایتهای سیاسی و تبلیغاتی قرار گرفته که به جایی میرسد که بازیکنان تیم ملی کشورش را «بیشرف» میخواند اما لحظه گل، آن لایههای اکتسابی و تلقینی برای چند ثانیه فرو میریزند و ناخودآگاه او به سخن میآید؛ ناخودآگاهی که هنوز میان پرچم، سرزمین و احساس تعلق ملی پیوند برقرار میکند. شادی ناگهانی پس از گل، در واقع شورش همان بخش سرکوبشده هویت ملی علیه قضاوتی است که برایش بَزَک و به او تحمیل شده است. انگار زبان چیزی میگوید که قلب به آن باور ندارد و شور و احساس، حقیقتی را آشکار میکند که سالها کوشش برای گسستن پیوند عاطفیاش با میهنش نتوانسته آن را خاموش کند؛ تلاشی که میکوشد میان فرد و هویت و کشورش فاصله بیندازد تا رنج حمله به ایران را رنج شخصی خود نبیند، اما در لحظهای که نام ایران به موفقیتی گره میخورد، آن پیوند پنهان دوباره سر برمیآورد و خود را آشکار میکند مثل داستان نی در مثنوی که جفت خوشحالان وبدحالان میشود و میگذارد هرکس از ظن خودش او را همراهی کند اما غافل از اینکه: هر کسی کو دور ماند از اصل خویش باز جوید روزگار وصل خویش!
سهند ایرانمهر25,438 Aufrufe • vor 3 Monaten

مهرداد حجتی با انتشار این ویدیو از مرحوم عبدالرحیم جعفری در حساب اینستاگرام خود، نوشت: پیرمرد در غرفهٔ امیرکبیر در نمایشگاه کتاب از جوانک غرفهدار میپرسد: «[انتشارات]امیرکبیر را چه کسی درست کرد؟» جوانک غرفه دار میگوید :«با داخل صحبت کنید.» پیرمرد میگوید : «نمی دانی!؟» جوانک می گوید :می دانم، اما بهتر است از داخل بپرسید.» پیرمرد می گوید:«نمی دانی چه کسی بود؟» جوانک می گوید:«میدانم . اما گفتم بهتر است از داخل بپرسید .» پیرمرد با اصرار میگوید:«شما بگویید.» جوانک میگوید:« نمیتوانم بگویم .» پیرمرد میگوید:« نمیدانی؟!» جوانک با گستاخی میگوید:«تشریف ببرید . نه من نمیدانم . تشریف ببرید!» ... پیرمرد، بنیانگذار و صاحب حقیقی بنگاه انتشاراتی امیرکبیر است . همان عظیمترین بنگاه نشر کشور و حتی خاورمیانه که پس از انقلاب مصادره و به سازمان تبلیغات اسلامی واگذار شد. ... او در برابر دوربین گفته بود ، پس از آن واقعه - مصادره - ، بارها به خودکشی فکر کرده بود ! ...
سهند ایرانمهر133,515 Aufrufe • vor 2 Jahren