سهند ایرانمهر's banner
سهند ایرانمهر's profile picture

سهند ایرانمهر

@sahandiranmehr • 86,940 subscribers

تأملات انسانی، اجتماعی و سیاسی /روایت پرسش‌محور از مسائل ایران و جهان /گفتگو به‌جای داوری /اندیشه نقاد به جای قطعیت

Shorts

بهترین سیستم امنیتی، کرکرهٔ فلزی نیست؛ فروش کتاب است!

بهترین سیستم امنیتی، کرکرهٔ فلزی نیست؛ فروش کتاب است!

94,327 Aufrufe

۴ میلیارد دلار طلای ونزوئلا پس از ۷ سال توقیف لندن را به مقصد نیویورک ترک کرد. ۳۱ تن طلایی که از سال ۲۰۱۹ در گاوصندوق های بانک انگلستان نگهداری می‌شد، به بانک مرکزی نیویورک، می‌رود. دولت موقت ونزوئلا مالكيت قانونی خود را به دست می آورد، اما نمی‌تواند آن را بفروشد و طلا به عنوان وثيقه وام تحت نظارت ايالات متحده باقی خواهد ماند. f

۴ میلیارد دلار طلای ونزوئلا پس از ۷ سال توقیف لندن را به مقصد نیویورک ترک کرد. ۳۱ تن طلایی که از سال ۲۰۱۹ در گاوصندوق های بانک انگلستان نگهداری می‌شد، به بانک مرکزی نیویورک، می‌رود. دولت موقت ونزوئلا مالكيت قانونی خود را به دست می آورد، اما نمی‌تواند آن را بفروشد و طلا به عنوان وثيقه وام تحت نظارت ايالات متحده باقی خواهد ماند. f

28,988 Aufrufe

این‌که در یک برنامهٔ سرگرمی، نقش‌برجستهٔ تخت‌جمشید را روی دیواره بکشند و شرکت‌کننده‌ها با توپ آن را «بزنند»، از نظر هویت ملی کار اشتباهی است. مساله تعصب نیست؛ مسئله این است که تخت‌جمشید «نماد تاریخی» است و نماد، سرمایهٔ نمادین symbolic capital یک ملت است. تخریب نماد ـ حتی در قالب سرگرمی و بازی اما در قاب برنامه‌ای با مخاطب عمومی ـ بدون توضیح و چارچوب، پیام تحقیر یا بی‌اعتنایی به میراث جمعی می‌فرستد و برای بخش مهمی از جامعه توهین‌آمیز تلقی می‌شود. نیت‌خوانی نمی‌کنم اما اگر هدف صرفاً شوخی یا هیجان بوده، انتخاب نماد به عنوان هدف، اشتباه است؛ چون هزینهٔ احساس منفی هویتی و اجتماعی‌اش بسیار بیشتر از «سرگرمی»‌ای است که تولید می‌کند.

این‌که در یک برنامهٔ سرگرمی، نقش‌برجستهٔ تخت‌جمشید را روی دیواره بکشند و شرکت‌کننده‌ها با توپ آن را «بزنند»، از نظر هویت ملی کار اشتباهی است. مساله تعصب نیست؛ مسئله این است که تخت‌جمشید «نماد تاریخی» است و نماد، سرمایهٔ نمادین symbolic capital یک ملت است. تخریب نماد ـ حتی در قالب سرگرمی و بازی اما در قاب برنامه‌ای با مخاطب عمومی ـ بدون توضیح و چارچوب، پیام تحقیر یا بی‌اعتنایی به میراث جمعی می‌فرستد و برای بخش مهمی از جامعه توهین‌آمیز تلقی می‌شود. نیت‌خوانی نمی‌کنم اما اگر هدف صرفاً شوخی یا هیجان بوده، انتخاب نماد به عنوان هدف، اشتباه است؛ چون هزینهٔ احساس منفی هویتی و اجتماعی‌اش بسیار بیشتر از «سرگرمی»‌ای است که تولید می‌کند.

26,229 Aufrufe

Videos

sahandiranmehr's profile picture

مسئله نه صرفا برانداختن یک حکومت است و نه حتی از میان برداشتن ایران و مردم ایران؛ مسئله، فرسودن و از کار انداختن «ظرفیت ایران» است؛ آن توان تاریخی، جغرافیایی، فرهنگی، جمعیتی و تمدنی که به این سرزمین امکان می‌دهد از دل شکست‌ها برخیزد، خود را بازسازی کند، پیرامونش را تحت تاثیر قرار دهد و بار دیگر به عاملی اثرگذار در معادلات منطقه‌ای و جهانی بدل شود. آنچه از آن سخن می‌گوییم، چیزی بزرگ‌تر از حکومت‌ها، مرزهای رسمی، تاسیسات نظامی، برنامه هسته‌ای یا حتی توان اقتصادی است؛ حاصل انباشت تاریخی سرزمینی است که در آن جغرافیا با حافظه، فرهنگ با قدرت، جمعیت با امکان توسعه و هویت با میل به تداوم پیوند خورده‌اند. می‌توان حکومتی را تضعیف کرد، زیرساختی را ویران ساخت و حتی ملتی را برای سال‌ها درگیر بحران و فرسایش کرد؛ اما هدف راهبردی عمیق‌تر، هنگامی محقق می‌شود که پیوند میان این عناصر گسسته شود و ایران، پیش از آنکه از نظر سرزمینی یا سیاسی از میان برود، توان ایران‌بودن را از دست بدهد. توان ایران بودن یعنی توان بازسازی که امتداد تاریخی ما را علیرغم همه فراز و نشیب‌ها به عنوان یک ملت حفظ کرده است. توان تصمیم‌گیری مستقل، تولید قدرت و تبدیل امکانات بالقوه به نیرویی واقعی در جهان. بنابراین خطر فقط خطر انهدام تاسیسات و زیرساخت‌ها و مادربمب‌ها و ... نیست ؛ خطر بزرگ‌تر، آن ظرفیتی است که ممکن است در پایان جنگ، حتی با باقی‌ماندن کشور و مردمش، دیگر امکان بالفعل‌شدن نداشته باشد و همه شعبده‌بازی‌های مجازی برای نشان‌دادن خطرهای دیگر، پرچم دروغینی برای ندیدن این خطر بزرگ است چون همه آنهایی که به عنوان هدف معرفی می‌شوند با وجود ظرفیت «ایران» و « ایرانی بودن» قابل بازسازی است اما با محو «ظرفیت ایران» دیگر خیال‌ها از جغرافیا تا حکومت‌ها، از مردم تا تاسیسات و ... راحت می‌شود. این‌ها همه در طول تاریخ بارها بوده و تارومار شده‌اند و همچنان «ایران» موی دماغ‌شان است پس این‌بار باید برای «ظرفیت مفهوم ایران» چاره اساسی بیاندیشند.

سهند ایرانمهر

28,094 Aufrufe • vor 13 Tagen

sahandiranmehr's profile picture

گردشگر ازبکستانی پس از واکنش ایرانیان به ویدیوی جنجالی خود عذرخواهی کرد ویدیوی منتشرشده از سوی یک گردشگر ازبکستانی که در جریان گفت‌وگویی با یک شهروند ایرانیِ یهودی، حاوی اظهاراتی توهین‌آمیز و تحقیرکننده بود، با واکنش گسترده کاربران ایرانی در شبکه‌های اجتماعی روبه‌رو شد. این گردشگر پس از افزایش اعتراض‌ها، ضمن عذرخواهی بابت سخنان خود، در توضیحی که در ذیل ویدیویش منتشر کرده، از واکنش ایرانیان نیز تمجید کرده است. او در این توضیح، با اشاره به حمایت کاربران ایرانی از هموطن خود، تأکید کرده است که آنچه برایش قابل توجه بوده، حمایت ایرانیان (فارغ از دین و مذهب) از فردی بوده که در ویدیوی منتشرشده مورد توهین قرار گرفته است. انتشار این توضیحات در حالی صورت گرفته که واکنش کاربران ایرانی عمدتاً متوجه اصل رفتار توهین‌آمیز در این گفت‌وگو بوده و بسیاری از کاربران بر این نکته تأکید کرده‌اند که اختلافات مذهبی یا سیاسی نباید بهانه‌ای برای تحقیر یک شهروند ایرانی باشد.

سهند ایرانمهر

109,277 Aufrufe • vor 2 Monaten

sahandiranmehr's profile picture

‍ 🔶این فیلم یکی از ارزشمندترین اسناد تاریخ معاصر ایران است. سخنرانی نخستین ایرانی در نخستین نشست سازمان ملل در ژانویه ی ۱۹۴۶ در لندن. سخنران نماینده دولت ایران ، سید حسن تقی زاده است. بسیاری تقی زاده را نخستین روشنفکر واقعی ایران می دانند.او شخصیتی چند وجهی داشت. هم به سفارت، وکالت، وزارت و ریاست سنا رسید. او در کنار سیاست یک پژوهشگر و متفکر برجسته هم بود. تقی زاده در دوران حضورش در عرصه سیاست بر بسیاری از روشنفکران تأثیرگذاشت.بسیاری متأثر از افکار او متوجه تمدن غرب شدند. هرچند بدخواهانی او را «غربزده» نامیدند و بدترین تهمت ها را متوجه او کردند. او اما عاشق وطن بود و به هیچ جا وابسته نبود. بیش از آنکه سیاستمداری برجسته و تأثیرگذار باشد، روشنفکری تأثیر گذار بود.او نخستین سیاستمداری بود که جسورانه دست به “خودانتقادی” زد و رفتار و گفتار خود را نقد کرد: «زمانی که موضوع نامزدی اتابک برای صدراعظمی بر سر زبانها افتاد، من از هر آن چه از نیش زبان و زهر قلم در اختیار داشتم بهره گرفتم که او را قبل از صدارت ساقط کنم. در نطق‌هایم از او شری مطلق ساختم که می‌آید تا مشروطه را برچیند. کلیهٔ خدمات او را خیانت جلوه دادم. چنان اهریمنی از او می‌ساختم که خون شنونده‌های جوان‌تر از خود به جوش می‌آمد و عنان از دست می‌دادند و دست به کارهای خشونت بار میزدند. لازم نیست که من حکم به تروری داده باشم تا مسئول آن شناخته شوم، به همان مقدار که فضا را تند و رادیکال می‌کنم در عواقب این امر مسئولیت اخلاقی دارم. وقتی از مخالف سیاسی خود هیولا می‌سازیم، باید متوجه مسئولیت فکری و اخلاقی خود باشیم.» ... «من همهٔ عمر چوبِ آن را می‌خورم که وقتی محمدعلی‌شاه از درِ آشتی با مشروطه‌خواهان درآمد، پایم را تویِ یک کفش کردم و با آن مخالفت ورزیدم.» ... «من در دورهٔ نخست زندگی‌ام که به ستیز و پرخاش برخاستم خطا کردم و جرئت اقرار به این خطا را داشتم.» ... «مشروطه‌خواهان حتی از گفتن ناسزا به عرض و ناموس شاه، در جراید، ابایی نداشتند، و عکس‌العمل شاه در این مورد شکایت به دادگاه بود اما نه تنها به شکایت شاه رسیدگی نشد، بلکه مشروطه‌طلبان دیگری، اقدام به ترور نافرجام شاه کردند. پس از گذشت شصت سال از آن روزها نمی‌توانم پشیمانی خود را از عدم‌تفاهم با محمدعلی‌شاه پنهان کنم» (اندیشهٔ پویا، شماره ۳۹) پ.ن: پنجم مهر زادروز تقی زاده بود از ص اینستاگرام: مهرداد حجتی

سهند ایرانمهر

18,474 Aufrufe • vor 1 Monat

sahandiranmehr's profile picture

‌عبید زاکانی در حکایتی قریب به این ‌مضمون ‌می‌گوید: ‌ مردی که دل به خاتونی داده بود به او پیام داد که «آیا کنیزت نامه مرا به تو رساند؟». ‌خاتون گفت:«نه اما از او خواهم پرسید». ‌چون از کنیز پرسید، کنیز گفت: «آری نامه‌ای نوشته بود که ای خاتون بیا تا تو را بگ...م» ‌خاتون‌ با تعجب پرسید: «واقعا چنین نوشته بود؟».‌کنیز گفت:«نه خاتون، چندین رقعه(ورق) سخن زیبا نوشته بود اما غرض همان بود که با تو گفتم!». برخی هستند که از انبوهی تملق و تَبَیُّض (اشتقاق از بیضه) و مقدس‌سازی در این مملکت، خسته شده‌اند و به امید بهبود، چشم به آن سوی آبها دوخته‌اند ولی حالا بعد از این فیلم شاید فهمیده باشند که خلاصی از این طایفه چه در داخل یا خارج به این سهولت ممکن نیست و صاحبان صنعت و این ادوات مفرح برای اسافل همچنان مشتری دارند از آن مهم‌تر معلوم می‌شود که آن همه بیانیه و میتینگ و چندین و چند رقعه و و عده برای «آزادی» و «فردای آزادی» یک غرض، بیشتر نداشته و آن هم همان است که کنیزک به خاتون گفت!

سهند ایرانمهر

128,858 Aufrufe • vor 1 Jahr

sahandiranmehr's profile picture

در شبی که‌ نتانیاهو زیر زمین بود و پوریا زراعتی‌ها زیر تصاویر اتاق جنگ اسراییل لایک می‌زدند، مردم تهران در خواب بودند و اندازه اسراییلی‌ها هیجان نداشتند. یک ناظر تهرانی یقینا چیزی به مراتب کمتر از روزهای منتهی به چهارشنبه سوری( نه خود آن) شنید که آنهم صدای پدافند ایرانی بود. نمی‌دانم حمله‌ای که اسراییل مدعی آن است چه میزان خسارت زده، شاید کم و شاید زیاد اما در «جنگ تصاویر و روایت » احتمالا تصویر غالب این چیزی است که برخی شبکه‌های عربی زده‌اند و دست‌کم در تصویر و تا این لحظه هیچ شباهتی به حمله ایران به اسراییل نداشته است. اگر ماجرا چیزی بود که ساعاتی پیش دیدیم و اگر نگوییم حمله ایران سنگین‌تر و‌مهیب‌تر بود، دو طرف حدی از همآوردی و موازنه را نشان داده‌اند و خوشبختانه فشارها بر اسراییل موثر بوده و آن حمله‌ای که می‌توانست پاسخی شدیدتر و تنشی گسترده‌تر را به نمایش بگذارد، اتفاق نیفتاده است. یکسال اخیر نشان داد هر دو‌طرف توان ضربه‌زدن به همدیگر را دارند، حالا باید امیدوار باشیم حالت پینگ‌پنگی این حملات همینجا تمام شده باشد.

سهند ایرانمهر

148,451 Aufrufe • vor 2 Jahren

sahandiranmehr's profile picture

‍ ✔️آغوشی باش… ✍️سهند ایرانمهر شل سیلورستاین، داستانی دارد به اسم درخت بخشنده. در کودکی خواندم دقیق یادم نمی‌آید اما ماجرای کودکی بود که کودکانه‌اش با یک درخت است. از شاخه‌هایش بالا می‌رود. بزرگتر که می‌شود برای کار و‌ تحصیل و ازدواج و … سراغ درخت می‌آید و‌ درخت از میوه تا چوبش را به او می‌‌بخشد تا زمانی که پسرک پیر شده و عصازنان پیش درخت می‌آید و کمک می‌خواهد و درخت که حالا فقط کُنده‌ای از او‌ مانده می‌گوید دیگر کاری از دستم برنمی‌آید جز اینکه بیایی و بر کُنده‌ام بنشینی و در این‌ دم واپسین در آغوش چروکیده‌ و خسته‌ام، استراحتی کنی. صباح شریعتی کشتی‌گیر ایرانی که برای کشور آذربایجان کشتی می‌گرفت، در رده بندی کشتی المپیک به امین میرزاده باخت و از دنیای ورزش قهرمانی خداحافظی‌کرد. در لحظات پایانی تنها بود و دستکم در ویدیو اثری از همراهی تیم آذربایجان نیست اما دو‌ هموطنش میرزاده و حسن رنگرز به روی تشک می‌روند تا در زمان خداحافظی کنارش باشند و پایان باشکوهی برایش رقم بزنند. چرایش را دقیق نمی‌دانم اما یاد پسرک داستان شل سیلورستاین افتادم که از درخت جدا شد اما در روزهای پایانی، باز کنده بجامانده از درخت خسته بود که تکیه‌گاهش شد. نمی‌دانم برای پسرک داستان و امیدش به درخت غصه بخورم یا درخت خالی از عطا‌کردن و تحلیل رفته از بخشیدن اما هرچه که هست انگاری در میان آغوش‌هایی‌که ممکن است برای آدمی گشوده شود، آغوش وطن چیز دیگری است ولو دیگر چیزی برای بخشیدن هم نداشته باشد ولو آدمی در پایان کار باشد. ✍️سهند ایرانمهر

سهند ایرانمهر

151,934 Aufrufe • vor 2 Jahren