سهند ایرانمهر's banner
سهند ایرانمهر's profile picture

سهند ایرانمهر

@sahandiranmehr86,833 subscribers

تأملات انسانی، اجتماعی و سیاسی /روایت پرسش‌محور از مسائل ایران و جهان /گفتگو به‌جای داوری /اندیشه نقاد به جای قطعیت

Shorts

این‌که در یک برنامهٔ سرگرمی، نقش‌برجستهٔ تخت‌جمشید را روی دیواره بکشند و شرکت‌کننده‌ها با توپ آن را «بزنند»، از نظر هویت ملی کار اشتباهی است. مساله تعصب نیست؛ مسئله این است که تخت‌جمشید «نماد تاریخی» است و نماد، سرمایهٔ نمادین symbolic capital یک ملت است. تخریب نماد ـ حتی در قالب سرگرمی و بازی اما در قاب برنامه‌ای با مخاطب عمومی ـ بدون توضیح و چارچوب، پیام تحقیر یا بی‌اعتنایی به میراث جمعی می‌فرستد و برای بخش مهمی از جامعه توهین‌آمیز تلقی می‌شود. نیت‌خوانی نمی‌کنم اما اگر هدف صرفاً شوخی یا هیجان بوده، انتخاب نماد به عنوان هدف، اشتباه است؛ چون هزینهٔ احساس منفی هویتی و اجتماعی‌اش بسیار بیشتر از «سرگرمی»‌ای است که تولید می‌کند.

این‌که در یک برنامهٔ سرگرمی، نقش‌برجستهٔ تخت‌جمشید را روی دیواره بکشند و شرکت‌کننده‌ها با توپ آن را «بزنند»، از نظر هویت ملی کار اشتباهی است. مساله تعصب نیست؛ مسئله این است که تخت‌جمشید «نماد تاریخی» است و نماد، سرمایهٔ نمادین symbolic capital یک ملت است. تخریب نماد ـ حتی در قالب سرگرمی و بازی اما در قاب برنامه‌ای با مخاطب عمومی ـ بدون توضیح و چارچوب، پیام تحقیر یا بی‌اعتنایی به میراث جمعی می‌فرستد و برای بخش مهمی از جامعه توهین‌آمیز تلقی می‌شود. نیت‌خوانی نمی‌کنم اما اگر هدف صرفاً شوخی یا هیجان بوده، انتخاب نماد به عنوان هدف، اشتباه است؛ چون هزینهٔ احساس منفی هویتی و اجتماعی‌اش بسیار بیشتر از «سرگرمی»‌ای است که تولید می‌کند.

26,229 просмотров

ویدیویِ خاطره‌ای از ناخدا هوشنگ صمدی را کنار ویدیویی از صحبتهای رضا تقی‌زاده با بیژن فرهودی گذاشتم که یادمان باشد گاهی درست وقتی غبار، چشم را از دیدن مسیر درست و غلط عاجز می‌کند و مرز میان آن دو از دست می‌رود، نسیم‌های مغتنمی می‌وزد که هم چشم روشن‌بین را جلا می‌دهد و هم جای درستِ ایستادن را نشان‌مان می‌دهد. این روزها، روزهای آن لحظات است: إنّ لِرَبِّكُم في أيّامِ دَهرِكُم نَفَحاتٍ، فَتَعَرَّضُوا لَهُ لَعَلَّهُ أن يُصِيبَكُم نَفحَةٌ مِنها فلا تَشقَونَ بَعدَها أبدا همانا از سوى پروردگار شما در طول عمرتان نسيم هايى مى وزد ، پس خود را در معرض آنها قرار دهيد، باشد كه نسيمى از آن نفحات به شما بوزد و زان پس هرگز به شقاوت نيفتيد . گفت پیغمبر که نفحتهای حق اندرین ایام می‌آرد سبق گوش و هش دارید این اوقات را در ربایید این چنین نفحات را نفحه آمد مر شما را دید و رفت هر که را می‌خواست جان بخشید و رفت مولانا

ویدیویِ خاطره‌ای از ناخدا هوشنگ صمدی را کنار ویدیویی از صحبتهای رضا تقی‌زاده با بیژن فرهودی گذاشتم که یادمان باشد گاهی درست وقتی غبار، چشم را از دیدن مسیر درست و غلط عاجز می‌کند و مرز میان آن دو از دست می‌رود، نسیم‌های مغتنمی می‌وزد که هم چشم روشن‌بین را جلا می‌دهد و هم جای درستِ ایستادن را نشان‌مان می‌دهد. این روزها، روزهای آن لحظات است: إنّ لِرَبِّكُم في أيّامِ دَهرِكُم نَفَحاتٍ، فَتَعَرَّضُوا لَهُ لَعَلَّهُ أن يُصِيبَكُم نَفحَةٌ مِنها فلا تَشقَونَ بَعدَها أبدا همانا از سوى پروردگار شما در طول عمرتان نسيم هايى مى وزد ، پس خود را در معرض آنها قرار دهيد، باشد كه نسيمى از آن نفحات به شما بوزد و زان پس هرگز به شقاوت نيفتيد . گفت پیغمبر که نفحتهای حق اندرین ایام می‌آرد سبق گوش و هش دارید این اوقات را در ربایید این چنین نفحات را نفحه آمد مر شما را دید و رفت هر که را می‌خواست جان بخشید و رفت مولانا

52,075 просмотров

این سنج و دمامی که بچه های #جشنواره_کوچه برای قربانیان فجایع #بندرعباس‌ می‌زنند، آن‌هم وسط آن شادی مستعجل که سگرمه پشیمینه پوشان تندخور را درهم کرد، خودش غم مضاعفی است. برخلاف آن طرب جوانمرگ، انگار این حزن و مصیبت کهنسال قاعده بازی بوده است و دیگر حرف و حدیثی ندارد، جفت و جور است با بهار و عزای دل ما، شوم‌ترین هماهنگی در سرزمین ناهماهنگی‌ها، ادامه تلخ و روال و معصومانه آن پرسش سایه: «این چه رازی است که هربار بهار با عزای دل ما می آید؟!»

این سنج و دمامی که بچه های #جشنواره_کوچه برای قربانیان فجایع #بندرعباس‌ می‌زنند، آن‌هم وسط آن شادی مستعجل که سگرمه پشیمینه پوشان تندخور را درهم کرد، خودش غم مضاعفی است. برخلاف آن طرب جوانمرگ، انگار این حزن و مصیبت کهنسال قاعده بازی بوده است و دیگر حرف و حدیثی ندارد، جفت و جور است با بهار و عزای دل ما، شوم‌ترین هماهنگی در سرزمین ناهماهنگی‌ها، ادامه تلخ و روال و معصومانه آن پرسش سایه: «این چه رازی است که هربار بهار با عزای دل ما می آید؟!»

24,684 просмотров

‍ 🔸افزایش تلفات نظامی اسراییل در جبهه لبنان و فشارهای فزاینده بین‌المللی دورنمایی از امکان توافق بر سر آتش‌بس را نشان داده است با این حال هنوز نمی‌توان با قاطعیت از خاتمه درگیری‌ها سخن گفت با این‌همه خانواده گروگان‌های اسراییلی و افکار عمومی جهان حق دارند بپرسند دستاورد ادامه جنگ‌ و تعلل بر سر آتش‌بس چه بوده است و چرا مقامات نظامی اینقدر دیر دریافتند که صرف «زور»کافی نبوده است ؟ …… 🔸در مسابقات محلی چگاد بويس( پرتغال) برخی گاوهای نر بسيار باهوش‌اند و با تشخيص شكست پا به فرار می‌گذارند، اما برخی ديگر بی‌خردانه در ميدان می‌‌مانند تا بميرند، در اين صورت، يادگاری گرانبهايی براي صاحبانشان خواهند بود تا يادآور شوند كه قدرت و خشونت، ضمانتی برای به دست آوردن هيچ آرمانی نيست. وقتی كار به بن‌بست رسيد، داور پير پاپيش می‌گذارد و با حركت چوب‌دستی به گاوها می‌فهماند كه جنگ به پايان رسيده است، پس گاوها با آرامش و فرمانبرداری خيره كننده، از هم جدا مي‌شوند...به نظر می‌رسد تماشاچيانی كه پولی داده‌اند چندان از اين نتيجه بدون خونی خشنود نباشند و حتا گاوهای اسير غريزه، درگرماگرم نبرد، در برابر داوری خارجی كه چيزي جز تكه‌ای چوب و داد و فرياد نيست، كرنش می‌كنند. من به عنوان يك ديپلمات با سابقه آمريكايی با ديدن اين صحنه‌ها به اين حقيقت رسيده‌ام كه در جهان، چيزهايی ممتازتر از شاخ های ستيزه‌جو و بيضه‌های آويزان وجود دارد! (جان کیسلینگ دیپلمات منتقد دولت بوش که به همین دلیل استعفا کرد) John Brady Kiesling Diplomacy Lessons: Realism for an Unloved Superpower سهند ایرانمهر

‍ 🔸افزایش تلفات نظامی اسراییل در جبهه لبنان و فشارهای فزاینده بین‌المللی دورنمایی از امکان توافق بر سر آتش‌بس را نشان داده است با این حال هنوز نمی‌توان با قاطعیت از خاتمه درگیری‌ها سخن گفت با این‌همه خانواده گروگان‌های اسراییلی و افکار عمومی جهان حق دارند بپرسند دستاورد ادامه جنگ‌ و تعلل بر سر آتش‌بس چه بوده است و چرا مقامات نظامی اینقدر دیر دریافتند که صرف «زور»کافی نبوده است ؟ …… 🔸در مسابقات محلی چگاد بويس( پرتغال) برخی گاوهای نر بسيار باهوش‌اند و با تشخيص شكست پا به فرار می‌گذارند، اما برخی ديگر بی‌خردانه در ميدان می‌‌مانند تا بميرند، در اين صورت، يادگاری گرانبهايی براي صاحبانشان خواهند بود تا يادآور شوند كه قدرت و خشونت، ضمانتی برای به دست آوردن هيچ آرمانی نيست. وقتی كار به بن‌بست رسيد، داور پير پاپيش می‌گذارد و با حركت چوب‌دستی به گاوها می‌فهماند كه جنگ به پايان رسيده است، پس گاوها با آرامش و فرمانبرداری خيره كننده، از هم جدا مي‌شوند...به نظر می‌رسد تماشاچيانی كه پولی داده‌اند چندان از اين نتيجه بدون خونی خشنود نباشند و حتا گاوهای اسير غريزه، درگرماگرم نبرد، در برابر داوری خارجی كه چيزي جز تكه‌ای چوب و داد و فرياد نيست، كرنش می‌كنند. من به عنوان يك ديپلمات با سابقه آمريكايی با ديدن اين صحنه‌ها به اين حقيقت رسيده‌ام كه در جهان، چيزهايی ممتازتر از شاخ های ستيزه‌جو و بيضه‌های آويزان وجود دارد! (جان کیسلینگ دیپلمات منتقد دولت بوش که به همین دلیل استعفا کرد) John Brady Kiesling Diplomacy Lessons: Realism for an Unloved Superpower سهند ایرانمهر

12,304 просмотров

Videos

در قطار لندن، زنی رو به جوانی عرب‌تبار می‌گوید: «مراکش یا تونس... فرقی ندارد، برگرد به خانه‌ات!»؛ غافل از آنکه مرد، نه‌تنها غریبه‌ای بی‌ریشه نیست، بلکه پزشکی شاغل در سرویس سلامت ملی بریتانیا (NHS) است. مرد، داوری این قضاوت را به قانون می‌سپارد و فرجام کار، طنزی تلخ و گزنده را عریان می‌کند: زن مهاجم، خود مهاجری هندی‌تبار و فاقد تابعیت بریتانیاست که سرانجام به حکم همان قانون، غزلِ خداحافظی از بریتانیا را می‌خواند. این قاب کوچک و فشرده، آیینه‌ای تمام‌قد از «بحران هویت» در جوامع مدرن و مهاجرپذیر غربی است؛ روایتی از یک وارونگی غریب که در آن، صیاد خود صید می‌شود. این ماجرا به ما یادآوری می‌کند که برخلاف تصور عامه، آبشخور نژادپرستی و بیگانه‌ستیزی، لزوما «اعتمادبه‌نفس هویتی» یا اصیل و خودی بودن نیست؛ بلکه دقیقا زاییده «ناامنی هویتی» است. فردی که جایگاه، پایگاه و مشروعیت خود را متزلزل و لرزان می‌بیند، ناگزیر می‌کوشد با «طرد دیگری»، برای خود مرزی نمادین از «تعلق و اصالت» دست‌وپا کند. این، حکایت تاسف‌بار انسانی معلق است که در برزخِ میان «انکار خویشتن» و «ناکامی در پیوند با دیگری» شمشیر نفرت را علیه همان خاستگاه و هویتی می‌کشد که خود نیز از آن آمده است.
2:19

Sensitive content

This media may contain sensitive content.

sahandiranmehr's profile picture

در قطار لندن، زنی رو به جوانی عرب‌تبار می‌گوید: «مراکش یا تونس... فرقی ندارد، برگرد به خانه‌ات!»؛ غافل از آنکه مرد، نه‌تنها غریبه‌ای بی‌ریشه نیست، بلکه پزشکی شاغل در سرویس سلامت ملی بریتانیا (NHS) است. مرد، داوری این قضاوت را به قانون می‌سپارد و فرجام کار، طنزی تلخ و گزنده را عریان می‌کند: زن مهاجم، خود مهاجری هندی‌تبار و فاقد تابعیت بریتانیاست که سرانجام به حکم همان قانون، غزلِ خداحافظی از بریتانیا را می‌خواند. این قاب کوچک و فشرده، آیینه‌ای تمام‌قد از «بحران هویت» در جوامع مدرن و مهاجرپذیر غربی است؛ روایتی از یک وارونگی غریب که در آن، صیاد خود صید می‌شود. این ماجرا به ما یادآوری می‌کند که برخلاف تصور عامه، آبشخور نژادپرستی و بیگانه‌ستیزی، لزوما «اعتمادبه‌نفس هویتی» یا اصیل و خودی بودن نیست؛ بلکه دقیقا زاییده «ناامنی هویتی» است. فردی که جایگاه، پایگاه و مشروعیت خود را متزلزل و لرزان می‌بیند، ناگزیر می‌کوشد با «طرد دیگری»، برای خود مرزی نمادین از «تعلق و اصالت» دست‌وپا کند. این، حکایت تاسف‌بار انسانی معلق است که در برزخِ میان «انکار خویشتن» و «ناکامی در پیوند با دیگری» شمشیر نفرت را علیه همان خاستگاه و هویتی می‌کشد که خود نیز از آن آمده است.

سهند ایرانمهر

36,206 просмотров • 1 месяц назад

sahandiranmehr's profile picture

از خودبیگانگی شاید دقیق‌ترین توصیف این وضعیت متناقض باشد؛ آن‌قدر در معرض روایت‌های سیاسی و تبلیغاتی قرار گرفته که به جایی می‌رسد که بازیکنان تیم ملی کشورش را «بی‌شرف» می‌خواند اما لحظه گل، آن لایه‌های اکتسابی و تلقینی برای چند ثانیه فرو می‌ریزند و ناخودآگاه او به سخن می‌آید؛ ناخودآگاهی که هنوز میان پرچم، سرزمین و احساس تعلق ملی پیوند برقرار می‌کند. شادی ناگهانی پس از گل، در واقع شورش همان بخش سرکوب‌شده هویت ملی علیه قضاوتی است که برایش بَزَک و به او تحمیل شده است. انگار زبان چیزی می‌گوید که قلب به آن باور ندارد و شور و احساس، حقیقتی را آشکار می‌کند که سال‌ها کوشش برای گسستن پیوند عاطفی‌اش با میهنش نتوانسته آن را خاموش کند؛ تلاشی که می‌کوشد میان فرد و هویت و کشورش فاصله بیندازد تا رنج حمله به ایران را رنج شخصی خود نبیند، اما در لحظه‌ای که نام ایران به موفقیتی گره می‌خورد، آن پیوند پنهان دوباره سر برمی‌آورد و خود را آشکار می‌کند مثل داستان نی در مثنوی که جفت خوش‌حالان و‌بدحالان می‌شود و می‌گذارد هرکس از ظن خودش او را همراهی کند اما غافل از اینکه: هر کسی کو دور ماند از اصل خویش باز جوید روزگار وصل خویش!

سهند ایرانمهر

25,379 просмотров • 1 месяц назад

sahandiranmehr's profile picture

‌عبید زاکانی در حکایتی قریب به این ‌مضمون ‌می‌گوید: ‌ مردی که دل به خاتونی داده بود به او پیام داد که «آیا کنیزت نامه مرا به تو رساند؟». ‌خاتون گفت:«نه اما از او خواهم پرسید». ‌چون از کنیز پرسید، کنیز گفت: «آری نامه‌ای نوشته بود که ای خاتون بیا تا تو را بگ...م» ‌خاتون‌ با تعجب پرسید: «واقعا چنین نوشته بود؟».‌کنیز گفت:«نه خاتون، چندین رقعه(ورق) سخن زیبا نوشته بود اما غرض همان بود که با تو گفتم!». برخی هستند که از انبوهی تملق و تَبَیُّض (اشتقاق از بیضه) و مقدس‌سازی در این مملکت، خسته شده‌اند و به امید بهبود، چشم به آن سوی آبها دوخته‌اند ولی حالا بعد از این فیلم شاید فهمیده باشند که خلاصی از این طایفه چه در داخل یا خارج به این سهولت ممکن نیست و صاحبان صنعت و این ادوات مفرح برای اسافل همچنان مشتری دارند از آن مهم‌تر معلوم می‌شود که آن همه بیانیه و میتینگ و چندین و چند رقعه و و عده برای «آزادی» و «فردای آزادی» یک غرض، بیشتر نداشته و آن هم همان است که کنیزک به خاتون گفت!

سهند ایرانمهر

124,755 просмотров • 1 год назад

sahandiranmehr's profile picture

در شبی که‌ نتانیاهو زیر زمین بود و پوریا زراعتی‌ها زیر تصاویر اتاق جنگ اسراییل لایک می‌زدند، مردم تهران در خواب بودند و اندازه اسراییلی‌ها هیجان نداشتند. یک ناظر تهرانی یقینا چیزی به مراتب کمتر از روزهای منتهی به چهارشنبه سوری( نه خود آن) شنید که آنهم صدای پدافند ایرانی بود. نمی‌دانم حمله‌ای که اسراییل مدعی آن است چه میزان خسارت زده، شاید کم و شاید زیاد اما در «جنگ تصاویر و روایت » احتمالا تصویر غالب این چیزی است که برخی شبکه‌های عربی زده‌اند و دست‌کم در تصویر و تا این لحظه هیچ شباهتی به حمله ایران به اسراییل نداشته است. اگر ماجرا چیزی بود که ساعاتی پیش دیدیم و اگر نگوییم حمله ایران سنگین‌تر و‌مهیب‌تر بود، دو طرف حدی از همآوردی و موازنه را نشان داده‌اند و خوشبختانه فشارها بر اسراییل موثر بوده و آن حمله‌ای که می‌توانست پاسخی شدیدتر و تنشی گسترده‌تر را به نمایش بگذارد، اتفاق نیفتاده است. یکسال اخیر نشان داد هر دو‌طرف توان ضربه‌زدن به همدیگر را دارند، حالا باید امیدوار باشیم حالت پینگ‌پنگی این حملات همینجا تمام شده باشد.

سهند ایرانمهر

148,399 просмотров • 1 год назад

sahandiranmehr's profile picture

‍ ✔️آغوشی باش… ✍️سهند ایرانمهر شل سیلورستاین، داستانی دارد به اسم درخت بخشنده. در کودکی خواندم دقیق یادم نمی‌آید اما ماجرای کودکی بود که کودکانه‌اش با یک درخت است. از شاخه‌هایش بالا می‌رود. بزرگتر که می‌شود برای کار و‌ تحصیل و ازدواج و … سراغ درخت می‌آید و‌ درخت از میوه تا چوبش را به او می‌‌بخشد تا زمانی که پسرک پیر شده و عصازنان پیش درخت می‌آید و کمک می‌خواهد و درخت که حالا فقط کُنده‌ای از او‌ مانده می‌گوید دیگر کاری از دستم برنمی‌آید جز اینکه بیایی و بر کُنده‌ام بنشینی و در این‌ دم واپسین در آغوش چروکیده‌ و خسته‌ام، استراحتی کنی. صباح شریعتی کشتی‌گیر ایرانی که برای کشور آذربایجان کشتی می‌گرفت، در رده بندی کشتی المپیک به امین میرزاده باخت و از دنیای ورزش قهرمانی خداحافظی‌کرد. در لحظات پایانی تنها بود و دستکم در ویدیو اثری از همراهی تیم آذربایجان نیست اما دو‌ هموطنش میرزاده و حسن رنگرز به روی تشک می‌روند تا در زمان خداحافظی کنارش باشند و پایان باشکوهی برایش رقم بزنند. چرایش را دقیق نمی‌دانم اما یاد پسرک داستان شل سیلورستاین افتادم که از درخت جدا شد اما در روزهای پایانی، باز کنده بجامانده از درخت خسته بود که تکیه‌گاهش شد. نمی‌دانم برای پسرک داستان و امیدش به درخت غصه بخورم یا درخت خالی از عطا‌کردن و تحلیل رفته از بخشیدن اما هرچه که هست انگاری در میان آغوش‌هایی‌که ممکن است برای آدمی گشوده شود، آغوش وطن چیز دیگری است ولو دیگر چیزی برای بخشیدن هم نداشته باشد ولو آدمی در پایان کار باشد. ✍️سهند ایرانمهر

سهند ایرانمهر

151,856 просмотров • 2 лет назад

sahandiranmehr's profile picture

مهرداد حجتی با انتشار این ویدیو از مرحوم عبدالرحیم جعفری در حساب اینستاگرام خود، نوشت: پیرمرد در غرفهٔ امیرکبیر در نمایشگاه کتاب از جوانک غرفه‌دار می‌پرسد: «[انتشارات]امیرکبیر را چه کسی درست کرد؟» جوانک غرفه دار می‌گوید :«با داخل صحبت کنید.» پیرمرد می‌گوید : «نمی دانی!؟» جوانک می گوید :می دانم، اما بهتر است از داخل بپرسید.» پیرمرد می گوید:«نمی دانی چه کسی بود؟» جوانک می گوید:«می‌دانم . اما گفتم بهتر است از داخل بپرسید .» پیرمرد با اصرار می‌گوید:«شما بگویید.» جوانک می‌گوید:« نمی‌توانم بگویم .» پیرمرد می‌گوید:« نمی‌دانی؟!» جوانک با گستاخی می‌گوید:«تشریف ببرید . نه من نمی‌دانم . تشریف ببرید!» ... پیرمرد، بنیانگذار و صاحب حقیقی بنگاه انتشاراتی امیرکبیر است . همان عظیم‌ترین بنگاه نشر کشور و حتی خاورمیانه که پس از انقلاب مصادره و به سازمان تبلیغات اسلامی واگذار شد. ... او در برابر دوربین گفته بود ، پس از آن واقعه - مصادره - ، بارها به خودکشی فکر کرده بود ! ...

سهند ایرانمهر

133,515 просмотров • 2 лет назад