شاگردِ مکتبِ پدرم، فرزندِ مادرم، برادرِ برادرم، غمخوارِ وطنم و جانم فدای دین و کشورم
Shorts
سال ۸۲ بود ماشین شوهر عمه یه زاز ۵۰ ساله بود کف ماشین سوراخ بود و دود ماشین میومد داخل ماشین از اردبیل که حرکت کردیم همه بچه ها توی این ماشین بودن ماشین بخاری نداشت شیشه ها کامل کیپ نمیشد ترمز درست کار نمیکرد با این حال رفتیم مشهد و برگشتیم این فیلم منو یاد اون ماشین انداخت