🏴شیرین رستگارپور's banner
🏴شیرین رستگارپور's profile picture

🏴شیرین رستگارپور

@ShirinRtp13,445 subscribers

Researching Iran through memory, narrative & space, Author & transator| Entrepreneur صفحه در راستای دغدغهٔ من است؛ ایران

Shorts

کار انتشارات خوارزمی به اینجا رسیده خاک بر همه‌تان والسلام به چه قیمتی؟ -منبع: هزاران

کار انتشارات خوارزمی به اینجا رسیده خاک بر همه‌تان والسلام به چه قیمتی؟ -منبع: هزاران

174,555 次观看

خواهر جاویدنام #فائزهٔ_مستعان برای چهلمش چند کلیپ گذاشته، بی‌تابی مادرش که تا صبح جسدش را در بغل گرفته بود و کنارش خوابیده بود، هرگز فراموشم نمی‌شود. تروریست بود نه؟

خواهر جاویدنام #فائزهٔ_مستعان برای چهلمش چند کلیپ گذاشته، بی‌تابی مادرش که تا صبح جسدش را در بغل گرفته بود و کنارش خوابیده بود، هرگز فراموشم نمی‌شود. تروریست بود نه؟

23,657 次观看

Videos

ShirinRtp's profile picture

این پدر برای من تمثال ادب و مهر و رواداری است. سوای حظی که از دیدن کردارش با خانوادهٔ خودش می‌برم. آشنایی با این خانواده چند سالی است زندگی‌ام را قشنگ‌تر کرده. شعری که پدر خواند در وصف دختر و و به ما گفت در توصیف نیلوفر ذره‌ای اغراق نکردم: رفت آن سوار، کولی، با خود تو را نبرده شب مانده است و با شب، تاريکی فشرده کولی کنار آتش رقص شبانه ات کو؟ شادی چرا رميده؟ آتش چرا فسرده؟ خاموش مانده اينک، خاموش تا هميشه چشم سياه چادر با اين چراغ مرده رفت آنکه پيش پايش دريا ستاره کردی چشمان مهربانش يک قطره ناسترده در گيسوی تو نشکفت آن بوسه لحظه لحظه اين شب نداشت ــ آری ــ الماس خرده خرده بازی‌کنان زگویی خون می‌فشاند و می‌گفت روزی سياه چشمی سرخی به ما سپرده می‌رفت و گرد راهش از دود آه تيره نيلوفرانه در باد پيچيده تاب خورده سودای همرهی را گيسو به باد دادی رفت آن سوار با خود، يک تار مو نبرده کاش آبی می‌شدم که می‌ریختم بر سر این داغ تسلاناپذیر مردبزرگ، آن شیر زن صبور بی‌ادعا که سالیان‌ است همین‌طور آرام و استوار کنار خانواده‌اش می‌ایستد و امیلی قشنگ بهت‌زدهٔ دل‌شکسته‌ای که می‌پرسید «خدایا چرا ما رو فراموش کردی؟چرا؟» Emily Asadollah Amraee

🏴شیرین رستگارپور

45,699 次观看 • 2 年前