آدم کشتن حالا با دستهای خونی، ترقه میزنن و توی صورت آدم تف میکنن از تکتک عناصر این فرقه حرومزاده بیزارم امیدوارم سر قبر تکتکتون منور بزنم
74,259 次观看
بچه که بودم یه کتابی خوندم از هوشنگ مرادی کرمانی به اسم «شما که غریبه نیستید» توی این کتاب، مرادی کرمانی، داستان زندگی خودش از بچگی تا بزرگسالی رو نوشته هوشنگ توی یه روستایی به اسم «سیرچ» حوالی کرمان دنیا اومده بود برای منی که تصورم از کرمان، تصور کلیشهای کویر خشک بیآب و علف