سی و دو تا کیر رو جواب دادی بعدش... میخواستی راه بری؟؟؟ احتمالا جناب رسایی ژتون فروشی راه انداخته یا علم الهی!show more

عمو کُنت
103,245 görüntüleme • 1 ay önce
چند زن دیگه باید در ایران به اسم «غیرت»... کشته بشن تا خانوم #پرستو_صالحی و امثالشون به نر ایرانی که عقدههای تملکخواهیش حمام خون در ایران راه انداخته دیگه حق ندن؟ خانوم پرستو صالحی شما شاید شعور فمنیسم نداشته باشید ولی انسان که هستین! شرم کنید! ما هرروز اسم یک زن رو هشتگ میکنیم. هرروز یک زن قربانی «غیرت»! #زن_کشیshow more

Dawn
25,031 görüntüleme • 10 ay önce
اره کسخل دارن میان مذاکره کنن اره کسخل از... دموکراسی برات میگم دموکراسی میخوای باید زانو بزنی جلو منه پهلویسم این ملت انقدر امادگی داره که ارماگدون پس از ارماگدون ترامپ راه میندازه که اگر چیزی مونده باشه خودش اونو نیست کنه حالا ببینید دنیارو میدوزه به هم... ترامپ رو میبینید اینطوریشو دیگه نه؟ کسخلتون کرده دیگه درسته؟ میدونید تو داکترین جنگی امریکا که ردخور نداره شدت عملیات فریب هرچقدر باشه ضربه نهایی خیلی سنگین تر میشه دیگه در جریانید که بزرگترین عملیات فریب رو راه انداخته... چنان بزنه تو زندگیتون ندیدید همچین چیزی تا ده سال بعدش بیاید پیوی من بگیم دادا پشمام... 12 ساعت قبل حمله هم بهتون اطلاع میدم😉show more

pahlavism🇮🇷
36,179 görüntüleme • 7 ay önce
دیشب #مسیح_علینژاد خطاب به هواداران #پهلوی التماس کرد که... دیگه به من فحش ندین، بیاین همدیگرو بغل کنیم و با هم مهربون باشیم. این ویدیو پاسخ فاشیستهای جریان پهلویست تا مسیح بفهمد که آغوش باز کردن و تعظیم کردن کافی نیست، باید در شاهزاده ذوب شوی تا شاید رهایت کنند. اونها گفتهاند با آب توبه هم شما را نمیپذیرند. منتظرم ببینم شما ذوب میشوی یا آنها ذوبت میکنند. دو راه! بیشتر وجود ندارد. #فاشیسم #مقاومتshow more

Shadi Amin
50,317 görüntüleme • 7 ay önce
در تولید دلقک رکورد زدیم،ایرانی آب نداری در کونت... رو بشوری اول آهنگ هاپ هاپی مبارک میخونی و بوشی بوشی راه میندازی،کی ما اینقدر سقوط کردیم !حرفم میزنی یا میگن ضد زنی ضد اجتماعی و این کصشعرا،آخه مادر قحبه ها همسن شماها من فقط توی غربت زندگی کردم والله ندیدیم کسی برا سکش تولد بگیره یا اون یکی جشن طلاق را بندازه..یعنی سیستم عامل (مغز اصلی ج.ا) جوری بازیتون داده و میده که تا یک قرن دیگه هم محاله تکون بخوره یا دنبال کون سلبریتی های دوزاری برای گرفتن سلفی یا درگیر اعتیاد یا مشکلات شدید جنسی و روحی...show more

عمو کُنت
35,904 görüntüleme • 24 gün önce
آیا CNN و BBC WORLD که اجازه یافتند مراسم... ترحیم حکومتی را به صورت زنده پخش کنند، اجازه خواهند داشت در راه بازگشت به خاوران بروند و یا با خانوادهی صدها تن از کشتهشدگان جنبش ملی زن، زندگی، آزادی مصاحبه کنند؟ نه. خبرنگار خارجی که وارد ایران میشود از لحظهی ورود یکی دو تا بپا دارد. اگر بخواهد یکی دو تا خیابان را به انتخاب خودش بالا پایین برود، بپاها میروند سراغش و سپس (همانطور که در رسانهها تماشا کردید) به طور هیئتی جلوی هتلش جمع میشوند و جیغ و داد میکنند. در این تصویر خبرنگار ARD توسط بپاها تعقیب میشود چون ممکن است اگر آزاد باشد همچون پارسال مصاحبه ناخوشایندی ضبط و پخش کند:show more

Kianoosh Sanjari
27,334 görüntüleme • 2 yıl önce
فقط حجاب اون مهسا امینی ایراد داشت؟ بازیگرامون هم... سوراخ دعا رو یاد گرفتن برای جلب توجه پر و پاچه رو میندازند بیرون و نصف مردای ایرانی هم ضعف پادارن یا فوت فتیش هستن سریع برن دایرکت مریم جون فالوش کنن چون بیوه جناب سخنگوی سابقه و معشوقه فعلی آقازاده نفتخوار در دبی!!هرچند حجاب برای مردم عادی هم هم دیگه آزاد شده ولی اینا که خیلیا رو بخاطر دو تا شاخ مو اذیت کردن چطوریه که نشونده های خودشون هرجور میخوان میگردند؟؟؟اینجاست من مشکل دارم شبه برا همه باید شب باشه شما که میگی مردم برید تو خیابون اندرونیت دبی چکار میکنه؟ پ.ن:توله کوچک بی کفایت ترین..... استغفراللهshow more

عمو کُنت
142,622 görüntüleme • 2 ay önce
#PersianGulf برای اولین بار ازتون خواهش میکنم یه توییت... من رو بخونید. ما تو یه بزنگاه خیلی مهم تاریخی سیاسی هستیم. شواهد نشون میده که به احتمال بالا تو کابینه ترامپ سر موضوع تغییر نام #خلیح_فارس اختلافه و مثلا روبیو یا فلان وزیر مخالف تغییر نام خلیجفارسن ولی ونس و ویتکاف و... موافقن. روبیو الان دو پست مهم وزارت خارجه و مشاور امنیت ملی رو داره و ترامپ بهش علاقه زیادی داره و شاهزاده هم باهاش ارتباط داره و مطمئن باشید تا الان باهاش تماس گرفته یا بزودی تماس میگیره و در این شرایط، خیلی مهمه که ما به جای سکوت یا اولویت دادن به تحلیلهای شخصی و دعوا با همدیگه، یکپارچه پشت پادشاه و اعتراضش بایستیم. ترامپ هنوز هیچ فرمانی رو در این مورد امضا نکرده و تصمیمش رو هم علنی نکرده. تو این شرایط، این چندروز برای ما تایم طلایی محسوب میشه و فرصت داریم با تمام توان و امکاناتمون از جمله پتیشن و ترند هشتگ و تجمعات اعتراضی تو آمریکا و یا جلوی سفارتهای آمریکا تو اروپا سر و صدا کنیم و اعتراضمون رو "بدون آمریکاستیزی" و با نمادهای میهنی و پادشاهی و بنرهای ضدرژیم نشون بدیم. تکرار میکنم مهمه که تو اعتراضاتمون علاوه بر پرچم ایران و عکسهای شاه، نمادهای ضدرژیم هم داشته باشیم تا ثابت بشه که ما مردم ایرانیم نه صادراتیهای رژیم یا چپگراهای احمق و هیچ دشمنی با آمریکا نداریم. موج اعتراضات ما میتونه به مخالفین این تصمیم تو کابینه ترامپ وزن زیادی بده. ترامپ یه شخصیت خودشیفته و نمایشی و عوامگرا داره و عاشق محبوبیته و اگه قانع بشه که این تصمیم باعث میشه یه ملت تو یه جغرافیای خیلی حساس ایران، مثل کارتر سالها ازش متنفر بشن یا به وجهه سیاسی آمریکا آسیب زده میشه یا به نفع رژیم تموم میشه، قطعا عقبنشینی میکنه. ولی اگه ببینه با وجود درز کردن این قضیه به رسانهها، هیچ واکنش تندی از میلیونها ایرانی به وجود نیومده، قطعا نتیجه میگیره که این تصمیمش هزینه کمی داره و به فایدهش کاملا میصرفه. نام خلیج مکزیک راحت عوض شد چون به ت_خ_م هیچ مکزیکی نبود. ولی اگه طبق استراتژی بعضی دوستان ترامپیست، صبر کنیم تا ترامپ اول فرمان اجرایی رو امضا کنه و بعد بهش اعتراض کنیم اون موقع دیگه اعتراض ما هیچ فایدهای نداره چون اولا بعد از امضا، ترامپ محاله تصمیمشو عوض کنه و گند بزنه به اعتبار امضای خودش، و دوما اون موقع، لغو این تصمیم میشه یه توهین بزرگ به عربستان و متحدین عربش. شاید فکر کنید چون پای پول زیادی وسطه هیچ کاری از ما برنمیاد و ترامپ ناچاره به درخواست عربستان تن بده ولی این تحلیل درستی نیست. آمریکای ترامپ تو موقعیت بسیار برتر سیاسی و افتصادی و نظامیه و قدرت چانهزنی بالایی داره و اعراب از لحاظ امنیتی بهش نیاز زیادی دارن، همچنین ترامپ رابطه خیلی دوستانه و تسلط خوبی رو عربستان داره و خیلی ساده میتونه به بهونههای مختلف این درخواست رو بپیچونه یا عقب بندازه و همزمان هیچ خدشهای به سیاستش تو دوشیدن اعراب وارد نشه. این قضیه رو فعلا اصلا کوچکانگاری نکنید و نگید که این تغییر نام فقط برای دولت آمریکاس و نمیتونن تو سطح جهان چیزی رو عوض کنن و اهمیتی نداره. اولا آمریکا الان مهمترین کشور دنیاست و به تنهایی از تمام اتحادیه اروپا و غرب و شرق دنیا مهمتره. دوما در صورت وقوع، کشورهای دیگه اروپایی هم همین راه رو میرن تا از آمریکا تو دوشیدن عربها عقب نمونن. این اتفاق اگه بیفته اندازه تمام این ۴۷سال به دستگاه تبلیغاتی رژیم خون پروپاگاندا تزریق میشه و به اصلاحطلبها و چپهای آمریکاستیز عقبمونده فرصت میده تا ایدئولوژی کمونیستی امپریالستیزی خودشون رو توی زرورقی از میهنپرستی بپیچن و به خورد مردم بدن. من خودم تمام توانمو میذارم و خواهش من از شما اینه که با تمام امکانات و توانتون، حساسیت و اعتراضتون رو به این قضیه نشون بدید و با تمام ابزارهایی که دارید، پشت پادشاه میهنپرست پهلوی بایستید و از موضعش حمایت کنید. این توییت طولانی رو با یه نقل قول از شاهنشاه عزیز تموم میکنم: "من از همه شما هموطنان عزیرم میخواهم تا به ایران فکر کنیم..." #پاینده_ایرانshow more

Yaar - يار قدیمی 🇮🇷🇮🇱
77,743 görüntüleme • 1 yıl önce
گفتید چرا کار نمیکنی؟ یا زورت میاد بری سرکار؟... و کار کردن که عار نیست و خلاصه چیزهایی از این دست که بعضی از آنها حقیقتا دلنشین نبود. نه. اصلا. کار کردن عار نیست. کار میکنم. در کارواش کار کردهام. با دوچرخه غذا تحویل دادهام. الان گاهی تراکت پخش میکنم و قرار است برای تمیزکاری خانه و شرکت هم بروم. اما خستهام. از خودم. از این وضعیت. از هرچه که هست و نیست. خیلی ساده و شفاف بخواهم برایتان بگویم، به این شکل است که هر روز صبح قبل از اینکه از جایم بلند شوم، به خودم میگویم خوب باش. پرانرژی باشد. گاهی میتوانم و تا ساعاتی خوب هستم. اما بعد رفته رفته فرو میروم. اکثر اوقات هم نمیتوانم. از همان شروع روز، در سیاهی و زشتی غوطهور هستم تا شب شود. سادهتر برایتان بگویم انسانی را تصور کنید که در یک جنگل راه میرود. سعی میکند به جایی که در آنجا راه میرود توجهی نداشته باشد. به زیبایی درختها، شاخ و برگها و یا به شکل ابرها و آسمان و طلوع و غروب خورشید توجه کند و خودش را با زیبایی آنها سرگرم کند. دلش بخواهد زیباییهای دنیا را ببیند. روی پوست درختها دست بکشد. آنها را در آغوش بکشد. صدای پرندهها را گوش کند و ساعتها محو تماشای آنها باشد. تمام این کارها و خیلی کارهای دیگر را انجام دهد برای اینکه نفهمد کجا دارد راه میرود. چون میداند، جایی که راه میرود، زمینی سبز یا خاکی نیست، باتلاق است. رفته رفته کشیده میشود به پایین. حالا من گاهی صبحها سعی میکنم به روی خودم نیاورم که زیر پایم باتلاق است و گاهی از همان اول روز، قبول میکنم که در باتلاق هستم و زودتر از آن روزهایی که خودم را با چیزهای دیگر سرگرم کردهام، فرو میروم. برایتان از فودبانک نوشتم که نمایی از وضعیت داشته باشید. از این آش شلم شوربایی که به اسم زندگی، هرکدام از ما، آن را به زور پایین میدهیم. سیستم این موضوع هم اصلا به این شکل نیست که غذاهای مانده را به مردم بدهند بلکه همه محصولات سالم و باز نشده هستند و در هر فروشگاهی، جعبهای وجود دارد که آدمها اگر دوست داشته باشند میتوانند محصول یا محصولاتی را خریداری کنند و آنجا قرار بدهند تا سازمانی که با آن فروشگاه کار میکند، بیاید و آنها را جمعآوری کند و بین فودبانکهای مختلف توزیع کند تا به دست مردمی که درآمد کمی دارند، برسد. نوشته بودم «بین نیجریهایها. سودانیها. هندیها. تو تنها ایرانی اینجایی. بهتر. کسی تو را نمیشناسد.» اما به نژادپرستی تعبیر شد که باید برایتان بگویم هدف این بود که تنهایی را نشانتان بدهم. تنهایی یک ایرانی را. وگرنه که من در طی سه سال گذشته، دوستانی از نقاط مختلف دنیا داشتهام و با آنها همخانه بودهام و بهترینشان محند بود که سوریهای بود و دختری که اهل سودان بود یا ذاکر که اهل افغانستان بود. و هر روز و هر لحظه، لعنت و نفرین برای جمهوری اسلامی و طرفدارانشshow more

Amir Kalhor
60,796 görüntüleme • 1 yıl önce
خودشیفته، نارسیسیت، نابالغ، اینسکیور، دغلباز، لاشی... فرقی نمیکنه که... اسمش رو چی بذارید. اما اگه اندازه ۵ دقیقه حوصله کنید میخوام برای شما از یک لحظه بگم. لحظهای که اولین جرقهی همه دردسرهای بعدی رو میزنه. لحظهای که مثل تیغی در گلو هم دردآوره و هم اجازه نمیده غذا بخوری. که اگه فکری به حالش نکنی، باعث میشه سوتغذیه نحیفت کنه یا حتی بکشتت. (قبلش ویدیوی این پست رو ببینید) 🔖 پرده اول: کودکی گریه میکنه. شاید از گشنگی کلافه شده، شاید از تنهایی ترسیده. شاید پوشکش اذیتش میکنه. شاید پرخاش مراقبینش به همدیگه رو دیده. دستانش رو در هوا تکون میده و رد چشمانش به دنبال چهره گرم مامان یا دست حمایتگر بابا میگرده. مامان درد مزمنی پیدا کرده. شاید کمرش درد میکنه. شاید چند وقتیه درگیر ترفیع شغلی باباست چون بابا پروژه جدیدی گرفته و چند وقتیه دیر وقت به خونه میاد و در دسترس نیست. مامان شاید بعد از زایمان، افسردگی گرفته. شاید مشکل مالیای پیش اومده و بابای تحت فشار، مامان رو هم مضطرب و نگران کرده. شاید مامان و بابا به اینجای زندگی فکر نکرده بودن و حالا چکههای گاه و بیگاه سقف رابطهشون تبدیل به نمگرفتگی همیشگی و پوسیدگی رنگ و گچ شده. هر چه که هست چشمهای کودک میگرده و خط نگاهش به چهره در هم کشیدهای میخوره. به چشمانی کمفروغ. به صورتی عصبانی. به لبهایی که گوشههاش پایین افتاده. به ابروهای درهمکشیدهای که نشانی از محبت در اونها نیست. شاید چشمهای کودک میگرده و میگرده اما نگاهی پیدا نمیکنه. و این نه ماجرای امشب و هفته پیش و ماه گذشته، بلکه پاسخیه که - شاید همیشه، شاید گاهبهگاه - اما مستمر و پیوسته دریافت میکنه: ⚡️لحظهای که چشمها به جستوجوی چشمه خنک و زلال توجه و محبت رفتن اما تشنه، با مشک خالی و با مُشتی خاک در کام برگشتن. 🔖 پرده دوم: کودک بزرگتر میشه. به هر حال شیرین و بامزهاس (مگر این که خیلی بدشانس باشه که حتی بامزه و لپدار هم نباشه). اونطور که هر کودک ۳-۴ سالهای به توجه و دیده شدن نیاز داره، او هم به دنبال نیازش میگرده. مثل ریشهای در خاک به دنبال آب، مثل گرسنهای به دنبال غذا. شاید اگه بچه گربه وحشی رو در جنگل یا صحرا پیدا کنید و نون خشکی جلوش بندازید، حتی بوش هم نکنه. اما گربهی توی کوچه - البته نه کوچههای حالا که پر از غذای خشک خارجیه - با دندههایی که از زیر پوستش کمی معلومه و تن نحیفش، همون نون خشک رو هم به دندون میکشه و با میو کردن ضعیفی سعی میکنه شما رو راضی کنه تا سوسیس وسط نون که بوش بهش خورده رو هم بهش بدید. هر چه که هست، کودک به روشی که نمیدونه از کجا میاد ولی براش کار میکنه، توجه رو میگیره و سیراب میشه. شاید چون مودبه، شاید چون همیشه موهاش آب و شونه شدهاس، شاید چون بلده دست به کنترل تلویزیون نزنه. شاید چون وقتی عصبانیه میگه چشم و گریه نمیکنه، شاید چون بلده شعری که بچههای ۷-۸ ساله با مشکل میخونن رو از حفظ بخونه. شاید چون بلده باز هم به چشمان بیفروغ و صورت در همکشیده یا لبهایی که نمیجنبه و شاید حتی چشمی که نیست، نگاه کنه بی آن که خم به ابرو بیاره. در عوض کاری کنه که اون چشمها اندکی برق بزنن و لبها کمی بخندن. ⚡️بالاخره راهحل کنار اومدن با اون لحظه پیدا میشه. 🔖 پرده سوم: نوجوون ۱۳ ساله در اتاقش نشسته و با خودش فکر میکنه - یا شاید حتی فکر نمیکنه و بعداً متوجه جریان ناخودآگاه فکرش میشه - و میگه: «دیدی چه بیابان وحشتی بود؟ دیدی که چه گرسنه و تشنه بودیم؟ اما ما موفق شدیم. نه! یه ذره دیگه تا موفقیت مونده... ولی دیدی چیزی رو ساختیم که دیگه همه چشمها با ذوق و همه لبها با خنده باهاش روبرو میشن؟ میدونم... همهی همه که نیست. کلی چهره هست که تا حالا ندیدیم. این صورتایی که هر روز میبینیم هم به نظر میرسه هنوز هم بعضی وقتها درهمکشیده و کمفروغه. آخ! دیدی پریروز دو تاشون بهمون لبخند نزدن؟ خیلی تلخ بود. ولی جای نگرانی نیست. چون این چیزی که داریم میسازیم یکم دیگه، اگه فقط یکم دیگه روش کار کنیم دیگه به همه چشمها و لبها ذوق و خنده میاره» 🔖 از پرده سوم به بعد، برنامهریزی پیشفرض مشخصه: یکم دیگه روی اون چیزی که داریم میسازیم کار کنیم تا دیگه همه بپسندنش. تا دیگه از اون جستوجو با کام تشنه و پرخاک و مشک خالی برنگردیم. تا دیگه اون لحظه ⚡️ تکرار نشه. اما کیه که ندونه دنیا کارش ناکام کردنه؟ کیه که ندونه آدمها اصلاً به مشک ما نگاه نمیکنن که بخوان پرش کنن؟ این رو من و شما میدونیم، اما گربهای که با نون خشک سیر شده نمیدونه. ریشهای که جون کنده تا خودش رو به آب برسونه نمیدونه. و این همون تیغ در گلوست. هر ارتباط جدید با برنامهریزی پیشفرض تکرار نشدن اون لحظه آغاز میشه و بعد از اندکی - اگه ادامهدار بشه - به گروگان گرفته میشه تا هیچ وقت باعث رخ دادن دوباره اون لحظه ⚡️ نشه. به هر حال اون لحظه خیلی خیلی دردناکه و ما هم این همه سال زحمت کشیدیم تا این محصول همهپسند رو بسازیم. حالا درسته کماکان یکی دو تا جاش گیر و گور داره. اما تیم توسعه قول داده با فیدبکهای جدید حتماً محصول نهایی رو تا چند ماه دیگه آماده کنه. چیزی که مهمه اینه که تیغ رو دست نزنیم. چون دست زدن بهش درد داره. اما خب این شکم گرسنه نیاز به غذا داره. با هر لقمه هم تیغْ گلو رو خراش میده و درد داره و غذا بهش میچسبه. درسته که یکمی درد داره. اما محصول ما قراره درد تیغ رو در نسخه نهایی کاملاً رفع کنه. از طرفی اگه تیغ رو دربیاریم ممکنه گلومون بچسبه بهم و دیگه نتونیم غذا بخوریم. حتی تیم توسعه گفته شاید کل دستگاه گوارش رو از کار بندازه. ما که نمیدونیم چی میشه. بعد خب معده و روده رو هم نمیشناسیم که بخوایم بهشون رسیدگی کنیم. فقط تیغ و گلو رو میشناسیم و غذا. ولی این درد گلو باعث میشه نه درست طعم غذا رو بفهمیم، نه درست بجویم و قورتش بدیم. بقیه هم تا کی تحمل آخ و اوخ و غذا خوردن خاص ما رو بکنن؟ خسته میشن دیگه... البته ما هم میتونیم سریعتر از سر سفره پاشیم تا کسی متوجه تیغ در گلو و رژیم خاصمون نشه. رژیم غذاییمون هم به خاطر عفونت و زخمهای مکرر محدود و محدودتر میشه. ♻️ و زندگی همینطور پیش میره... اگه خوششانس باشیم، با یکی همسفره میشیم که بالاخره یه فیدبکی به این محصول و این حقیقت که هنوز بعد از این همه سال تحقیق و توسعه نتونسته مشکل تیغ در گلو رو حل کنه، بده. و سوالی که بعد از اون هر بار تکرار میشه و باید بهش جواب بدیم، اینه: آیا جرئت مواجه شدن با اون لحظه⚡️ و در آوردن تیغ و درد و مراقبتهای بعدش رو داریم... یا به کار روی محصول ادامه میدیم؟show more

Mehdi Jahani
17,758 görüntüleme • 8 ay önce
روایتی از بازدید سعید جلیلی از نمایشگاه کتاب تهران... دیروز با دکتر جلیلی راهی نمایشگاه کتاب تهران شدم. برای یک بازدید و نه یک حضور مانند حضور های سرزده و سرنزده، نه از آن حضور های پرطمطراق مسئولمآبانه و از سر سیری و نمایشی و دکوری. بلکه یک بازدید از جنس یک مرد کتابخوان، با همان حال و هوای کتاببازها، رفته بود که کتاب ببیند و بخرد. اولش مهمان دو مراسم رونمایی کتاب بود. سالن پر شده بود، بیش از جا. اولی کتاب خاطرات شهید علی محمدی، دانشمند هستهای، که همسرش بود و نویسنده و خود جلیلی. سالن انگار نفسش بند آمده بود از حضور آدمها. کتاب بعدی هم «سلاح نامرئی» بود، نوشتهی مسعود براتی و سید حامد ترابی، که به ماجرای تحریمها پرداخته بود. انتخاب این دو کتاب خودش حرف داشت. اولی پیامی بود به صورت آنهایی که ادعای علم بدون مرز دارند اما دانشمندان ما را ترور کردند، به قول جلیلی: «این شهدا، با همان دانش بومی، دشمن را چنان به هم ریختند که هنوز دستوپایشان را گم کردهاند.» کتاب دوم هم انگار یک ذرهبین بود روی سلاح نامرئی دشمن، تحریم. جلیلی گفت: «ملتی که میخواهد به قله برسد، باید موانع را بشناسد و ازشان نترسد.» این دو کتابها از آن جهت انتخاب شده بودند که دو تیغ بودند، یکی برای نشان دادن راه، یکی برای زدن به ریشهی مانع. از همان اول که پای مان را در نمایشگاه گذاشتیم جلیلی همانطور که پیشتر گفتم یک بازدید کننده و یک جفت چشم بود که انگار دنبال گنج میگشت در قفسههای کتاب. بعد از مراسم، جلیلی راه افتاد در غرفهها. در میان این غرفه گردی ها چند نکته جالب به نظرم آمد: اول، دقتش عجیب بود. در هر غرفه که میرسید، نه از آن سوالهای الکی که فقط برای پر کردن وقت باشد. کتابها را یکییکی دست میگرفت، ورق میزد، چند خطی میخواند. حتی توی غرفههای گمنام، جالب آنکه یکی دو مورد پیش آمده بود کتابهایی را میشناخت که غرفه دار از ته قفسه کشیدند بیرون، چون جلیلی اسمش را گفت. انگار این آدم، نقشهی کل نمایشگاه را در سرش داشت. دوم، نگاهش به کتابها، نگاه یک آدم سیاسی نبود. یک کتابباز واقعی بود. از غرفهای که دو تا معلم شهرستانی برای بچهها قصه نوشته بودند تا غرفهی پژوهشهای تاریخی دربارهی خلیج فارس. از ادبیات داستانی غرب تا کتابهای سینمایی، از غرفهی یک دختر نوجوان که از دیدنش ذوقزده شد تا غرفههای شلوغتر. جالب آنکه هر غرفه ای را که می ایستاد برای حال و احوال پرسی نبود، سر کتاب هایش می ایستاد و معمولا در هر غرفه ای مقداری از یکی دو کتابی که چشم اش را می گرفت را می خواند. سوم، عجیب بود که بیشتر غرفههایی که سر زد، غرفههای کوچک و گمنام بودند. انگار عمداً از غرفههای پرزرقوبرق دوری میکرد. فقط آخر سر، دو سه تا غرفهی اصلی را دید که دیگر داشتیم میرفتیم. چهار، پنج ساعت در نمایشگاه بودیم چندین جلد کتاب خرید، خریدنی که ما را هم به صرافت انداخت تا دو سه تایی از آن ها را خریداری کنیم. آنچه جلیلی از فرهنگ سیاسی و اهمیت کتابخوانی گفت را می شد در خود او دید او علم و کنش اش توییتری نیست کتابخوان است و به دنبال عمق در مسائل...show more

رضا صالحی
12,986 görüntüleme • 1 yıl önce
به هندوستان میگن آزمایشگاه نابرابری. جایی که یه حجم... وحشتناک از ثروت بالای هرم راجها جمع شده و اون پایین میلیونها آدم دارن با فقر و محرومیت دست و پنجه نرم میکنن. نگذارید ایران رو به هندوستان دوم تبدیل کنن. نظام ارباب و رعیتی جدید مطبوع حزب کارگزاران و سپاه! این رو به اون دوستانی میگم که سکوت کردن و ته دلشون میگن بذار بنزین بشه ۱۰۰ هزار تومن، دلارم بره ۳۰۰ هزار. هرچی فشار بیشتر بشه مردم زودتر میریزن تو خیابون. 🔴 شاید یه زمانی این تحلیل قابل دفاع بود. ولی فشار هم یه آستانه داره. یه Threshold. تا یه جایی فشار میتونه آدم رو عصبانی کنه و هلش بده سمت اعتراض و شورش. ولی از یه جایی به بعد لزوما این اتفاق نمیفته. ممکنه دقیقا برعکس بشه. ممکنه جامعه رو اونقدر له کنی که دیگه تمام فکر و ذکر آدم بشه زنده موندن. وقتی دکترین شوک رو روی جامعهای پیاده میکنی که دیگه ظرفیت جذب یه شوک جدید رو نداره، جامعهای که همین الان میلیونها نفرش با فقر و ناامنی اقتصادی درگیرن، دیگه فقط قدرت خرید مردم رو پایین نمیاری. کم کم کرامت آدمها رو هم میگیری. آدمی که از صبح تا شب داره حساب میکنه اجارهش رو چجوری بده، گوشت بخره یا نخره، داروش رو بخره یا قبضش رو بده، لزوما انقلابیتر نمیشه. اتفاقا ممکنه دیگه نه وقت اعتراض داشته باشه، نه انرژی اعتراض، نه توان سازماندهی و نه حتی جرات اینکه درآمد چند روزش رو از دست بده. این همون نقطه خطرناکه. شوک اقتصادی معمولا وسط بحران بهتر جواب میده چون جامعه هنوز نفهمیده از کجا خورده که شوک بعدی میرسه. ولی وقتی فشار از آستانه تحمل رد شد نتیجه لزوما انفجار نیست. نتیجهش یه جامعه خسته، فقیر، بدهکار و وابستهست که تمام انرژیش صرف بقا میشه و برای خدمت به اربابهای رانتی با خودش رقابت هم میکنه! سیاستهای اقتصادی حزب کارگزاران و شبکههای رانتی سپاه و حکومت امروز اینه. هدفشون اینه: ایران تبدیل بشه به یه جامعه دو طبقه. یا یه جوری به شبکه قدرت، رانت و سرمایه وصلی و جزو طبقه اربابانی. یا فرقی نمیکنه دکتر باشی، مهندس باشی، استاد دانشگاه باشی، کارمند باشی، کارگر باشی یا کشاورز. درآمدت هر روز بی ارزشتر میشه و کم کم پرت میشی تو یه طبقهای که فقط باید کار کنه تا زنده بمونه. مسئله دقیقا همینه. وقتی حقوق من و تو ریالیه ولی یکی یکی هزینههای زندگی رو با دلار تنظیم میکنن چه اتفاقی میفته؟ دلار شناور. انرژی به قیمت جهانی. بنزین نزدیک قیمت جهانی. خیلی خب. پس حقوق منم جهانی کن. قدرت خرید منم جهانی کن. خدمات عمومی منم جهانی کن. رقابت اقتصادی رو هم واقعی کن. رانت و انحصار رو هم جمع کن. نمیشه درآمد مردم ریالی باشه بعد موقع گرفتن پول از مردم یهو همه چی جهانی بشه. اسم این بازار آزاد نیست. بازار آزاد وقتی معنی داره که رقابت واقعی وجود داشته باشه. وقتی اقتصاد پر از رانت و انحصاره آزاد کردن قیمتها میتونه فقط یه معنی داشته باشه. سود برای بالاییها و هزینه برای بقیه. یعنی سود خصوصی و ضرر عمومی. برای همین نذارید این سیاستها رو با چهارتا اصطلاح شیک اقتصادی و استدلال ظاهرا لیبرال بهتون بفروشن. و از اون مهمتر سکوتتون در برابر فقیرتر شدن مردم رو با این امید توجیه نکنید که بذار فشار بیشتر بشه، مردم بالاخره شورش میکنن. 🔴 هیچ قانون تاریخیای وجود نداره که بگه هرچی مردم فقیرتر بشن انقلاب نزدیکتر میشه. گاهی دقیقا برعکسه. هندوستان هم نمونشه! فقر مزمن میتونه آدم رو اونقدر درگیر نون شب، اجاره، قسط و زنده موندن کنه که دیگه چیزی برای کنش سیاسی براش باقی نمونه. خطری که من میبینم دقیقا همینه. یه ایران دو طبقه. بالا یه اقلیت کوچیک که به رانت، انحصار، سرمایه و قدرت سیاسی وصله. پایین اکثریتی که دیگه حتی مدرک و تخصص و شغلش هم نجاتش نمیده. دکتر و مهندس و استاد دانشگاه و کارمند و کارگر و کشاورز همه کم کم تو یه طبقه جمع میشن. طبقهای که باید تمام عمرش بدوه تا فقط زنده بمونه. حتی ممکنه توی این مدل فردا کارخانه خارجی هم بیاد. سرمایه خارجی هم بیاد. بازار هم ظاهرا آزادتر بشه. حتی یه سری آزادی اجتماعی هم بدن. ولی تا وقتی رانت و انحصار سر جاشه این اسمش جامعه آزاد و مرفه نیست. این میتونه یه مدل خیلی ساده باشه. آزادی اقتصادی برای صاحبان قدرت. قیمت جهانی برای مردم. درآمد ریالی برای مردم. رانت برای همونایی که همیشه به سفره وصل بودن. نگذارید ایران رو به آزمایشگاه این مدل از نابرابری تبدیل کنن. فقر بیشتر لزوما انقلاب نمیاره. گاهی فقط آدمها رو اونقدر درگیر زنده موندن میکنه که دیگه فرصت فکر کردن به تغییر رو هم نداشته باشن. فقر وقتی از حدش فراتر بره دیگه انقلابی بیشتر نمیسازه. فقط رعیت بیشتری میسازه برای مرعشیها، مدللها و هاشمیها. سکوت نکنید🔴show more

Nima. Monsefi. نیما منصفی
22,979 görüntüleme • 14 gün önce
کلا با اکانتهایی که با «نداشتن سازماندهی در دی... ماه» جملهسازی میکنند تا فراخوان شاه را زیر سوال ببرند، با احتیاط برخورد کنید. آنهایی که در آن چند شب در خیابون بودند به خوبی میدانند که وضعیت چطور بود و سازماندهی در چه سطحی بود. رژیم هم از همین شوکه شد که فاز جنگ روانی راه انداخته تا از طریق مجازی برنده شود. چرا که با این نوع پستها یا میتوانند مهرههای خود را به بهانهی تحت فشار گذاشتن برای سازماندهی وارد بازی کنند یا کاربران را احساسی کنند تا به ردّ و نشانی برای شناسایی افراد برسند. از طرفی هر دو طرف تمایلی ندارند از عمق ضربهها به رژیم و تلفات مزدوران در آن چند شب صحبتی بهمیان آورند چرا که صحبت از این ماجرا برای طرف براندازان یعنی پذیرفتن خطر شناسایی و برای رژیم یعنی ریزش گستردهی نیروها. اما قطعا بهخوبی میدانند که چهرهی برخی از مزدورانشان حتی قابل شناسایی هم نبود. اتاق فکر پوستاندازی رژیم در تمام این سالها با همکاری تنگاتنگ با مجاهدین، خیزشهای مردمی را یکی پس از دیگر دچار شکست میکردند و باور عمومی شکل گرفته بود که امکان سازماندهی از خارج از کشور وجود ندارد و فردی از داخل ایران باید این کار را انجام دهد. همین باعث ظهور و پرورش مهرههای حکومتی و پروژههایی مثل نرگس شارلاتان میشد که پوستهی کار این افراد باشند و در لایههای زیرین مجاهدین منفور فعال بمانند. اما نقطهی عطف در دی ماه شکل گرفت و افسانهی نداشتنِ سازماندهی توسط پادشاهیخواهان برای همیشه شکسته شد. این را هرگز فراموش نکنید که نیروی مردمی زیر پرچم شیر و خورشید به رهبری رضاشاه دوم پهلوی مجددا رژیم را شگفتزده خواهد کرد… جاویدشاه 🇮🇷show more

Apranik 🇮🇷🇮🇱
21,341 görüntüleme • 3 ay önce
اگه تو یه حادثه دست شما قطع بشه و... چند هفته دور از بدنتون بمونه و سیاه و فاسد بشه و کرم بزنه و بوی تعفنش بهتون حالت تهوع بده، بعد کسی بخواد اون رو بهتون پیوند بزنه پاسختون چیه؟ -مطمئنا رد میکنید. حالا اگه به یادتون بیاره این همون دستیه که اولین بار باهاش دست عشقتون رو گرفتید و باهاش رقصیدید و برف بازی کردید و کلی باهاش خاطره دارید و اصرار کنه که باید دوباره به بدنتون پیوند زده بشه، پاسختون چیه؟ -احتمالا اینبار نه تنها رد میکنید، بلکه فکر میکنید طرف مقابلتون دیوونهست و بهش فحش هم میدید. چون میدونید اون دست فاسد دیگه زنده نیست و ارزشی نداره و اگه به بدنتون پیوند بخوره، عفونت به سرعت کل بدن رو میگیره و شما هم میمیرید. سرزمینهایی مثل افغانستان و بخشهایی از پاکستان که قبلا از ایران جدا شدند دقیقا مثل همون دستهای قطع شده فاسد هستند که سالهاست اسلامزده(کرمزده) شدند و روح ایرانی تو اونها مرده و خون دولت شاهنشاهی پهلوی تو پیکر اونها جریان نداشته و به اندازه ۱۴ قرن از ما دور شدند و تفاوت فرهنگی و هویتی پیدا کردند. ایده پیوند سرزمینی یا حتی فرهنگی اونها به ما، نه تنها ما رو قویتر نمیکنه، بلکه مثل پیوند همون دست فاسد و کرمزده، عفونتش در سراسر پیکر مام میهن پخش میشه و تمام داشتههای ما رو نابود میکنه. در واقع با ایده احمقانه ایرانشهر، افغانستان ایران نمیشه، این تمام ایرانه که دقیقا تبدیل به افغانستان و پاکستان میشه. تو دام این ایدههای شرورانه و تخیلی پانایرانیستی که مستقیم از سپاه پاسداران خط میگیره نیفتید. ما ۴۷سال تمام جوانی و ثروتمون به پای ایده شرورانه هلال شیعی، هدر نرفت که حالا نیمقرن دیگه پول نفتمون رو خرج ایجاد گروههای تجزیهطلب افغانی و پاکستانی کنیم برای اینکه کشورمون رو به اون خاک فاسد زامبیخیز آلوده کنیم. آلودن پادشاهیخواهی به این ایدههای توسعهطلبانه فقط از الان برای ما هزینه میتراشه و تمام دولتهای همسایه رو تبدیل به دشمن شماره یک ما میکنه. سرزمینهایی که از ایران جدا و تبدیل به دولتهای مستقل شدند دیگه برای همیشه تموم شدند و از دست رفتند و ما باید به تمامیت ارضیشون کاملا احترام بذاریم. دوران کشورگشایی هم با پایان قرن بیستم تموم شد. ما الان باید تمام توانمون رو بذاریم رو پس گرفتن همین ایران فعلی و عظمت دادن به اون و تثبیت حاکمیت دولت شاهنشاهی پهلوی بر تمام قلمرو ایران و تلاش برای پس گرفتن حقوق غارت شدهمون در دریای کاسپین و خلیجپارس که توسط رژیم ایرانفروش به دشمنان ما رشوه داده شده. خبر خوب اینکه همین ایران فعلی به اندازه کافی بزرگ و ثروتمند هست که باهاش به اون عظمت و تمدن بزرگی که میخوایم برسیم. امارات و قطر بیابانهایی بودند با شنهای روان و آب و هوایی داغ و خشک و مردمی مارمولکخور و بیهنر، ولی بخاطر ثروت نفت و مدیریت درست و مسدود کردن راه شهروند شدن مهاجرین به این ثروت و رفاه امروزی رسیدند که حتی میتونن دولتهای بزرگ غربی رو با رشوه بخرن. ما که هم نفت و گاز رو از اونها بیشتر داریم، هم آب و خاک رو و هم متنوعترین اقلیمهای آب و هوایی رو و هم اینکه اسلامگرا نیستیم و برعکس اونها هزاران ساله که اهل دانش و هنر و ادبیاتیم و فرهنگ و تاریخ غنی و هویت ما پشتوانه چندهزارساله داره. یعنی ما با یه پادشاهی پهلوی و تصویب قوانین محکم مهاجرتی و تابعیتی شبیه امارات و کویت برای غیرممکن کردن اعطای شهروندی به غیرایرانیها و بعد اخراج میلیونی تمام افغانیها و پاکستانیها، ظرف ۲۰سال میتونیم چنان ایران با عظمت و مرفه و مقتدری بسازیم که شهروندی اون حتی آرزوی محال اروپاییها باشه و خوشبختی و رفاه کودکان آینده رو تا ۷۰ نسل بعد تضمین کنیم و به همون رویای بزرگ شاهنشاه آریامهر برسیم که آرزو داشت کودکان ایرانی از لحظه تولد تا آخرین لحظه زندگیشون کوچکترین دغدغه رفاهی و مالی نداشته باشند. #جاویدشاهshow more

Yaar - يار قدیمی 🇮🇷🇮🇱
61,133 görüntüleme • 4 gün önce
٢٧ سال پیش، روز ۲۵ تیر ۱۳۷۸، پنج روز... پس از حوادث خونین کوی دانشگاه، سه مأمور مسلح با لباس شخصی و خودروی بدون پلاک زنگ خانه پدر و مادر سعید زینالی، دانشجوی معترض رشته کامپیوتر را زدند و از سعید خواستند برای چند دقیقه پایین بیاید، سعید که به مقابل در خانه میرود او را سوار ماشین میکنند و به مادربزرگ او میگویند: «ده دقیقه دیگر میآید.» اما سعید هرگز به خانه برنگشت… ٢٧ سال است که خانواده سعید دادخواه او هستند، اکرم نقابی، مادر سعید و خواهرش را در سال ۱۳۸۸ بازداشت کردند و تحت بدترین شکنجههای روحی و روانی در سلولهای انفرادی قرار دادند تا علیه هم اعتراف کنند. برای رنجدادن خواهر سعید و شکنجه دادن او که در آن زمان تنها ۲۲ سال داشت؛ میگویند: «مادرت دنبال دو تیکه استخوان است.» به مادرش گفتند که حتی برای دیدن جنازه سعید هم باید با ما همکاری کنید و هر آن چه که ما میخواهیم را بگویید. مادر سعید را با شکنجه دخترش رنج دادند تا مهر سکوت بر لبانش بزند و دست از دادخواهی بردارد. مسعود زینالی، برادر سعید در گفتگویی اظهار کرده: «مادرم هر روز امید دارد که سعید زنگ در خانه را بزند، یا حداقل تماسی بگیرد.» مادر #سعید_زینالی هنوز امیدوار و چشم به راه است.show more

Amir Farshad EBRAHIMI
34,053 görüntüleme • 1 ay önce
🟥ما همه اشتباه کردیم، جمهوری اسلامی با این جنگ... ساقط نخواهد شد، فقط ایران نابود می شود. دوستان عزیز، مخالفان محترم و حتی دشمنان گرام، زمان آن رسیده که همه ما با حقیقتی تلخ و گزنده روبرو شویم. هیجانات ناشی از کینه و خشم دی ماه و حذف سریع خامنهای و سران نظامی و امنیتی و سیاسی و تیترهای داغ خبری، چشمان بسیاری از ما را بر واقعیتهای روی زمین بسته بود. بیایید تعارف را کنار بگذاریم، محاسبات ما غلط بود. خیلی هم غلط بود و دود آن به چشم همه رفت و بیشتر هم خواهد رفت، از مردم مظلوم ایران و مردم سایر کشورهای منطقه تا دیاسپورای با شرف و از مردم بقیه نقاط جهان که درگیر کمبود و گرانی و سختی خواهند شد تا احزاب سیاسی و سیاستمداران که مسبب این وضع شناخته خواهند شد. 1⃣ توهم فروپاشی با حذف سران از دونالد #ترامپ و استراتژیستهای کاخ سفید گرفته تا سران اروپایی، تحلیلگران پرطمطراق ماهوارهای و حتی بسیاری از مردم عادی من جمله خود من، همگی در یک تله محاسباتی مشترک افتادیم. تصور این بود که با حذف فیزیکی مهرههای کلیدی، زدن فرماندهان ارشد سپاه و یا حتی خروج #خامنهای از صحنه، ساختار قدرت در ایران مثل یک خانه پوشالی فرو میریزد. اما واقعیت سخت نشان داد که ساختار امنیتی نظامی جمهوری اسلامی، پیچیدهتر و مستحکم تر از آن است که با حذف رهبران اصلی و فرماندهان نظامی و امنیتی و حتی ضربات نظامی تمام عیار از هم بپاشد. فکر همه چیز از سالها قبل شده بود. جنگ نه تنها باعث فروپاشی آنها نشد، بلکه معادلات را به سمت انسداد عمیق تر، تصاعد تنش و البته قدرت گرفتن بیشتر نظام جمهوری اسلامی پیش برد. 2⃣ چه کسانی هنوز به معجزه جنگ دل بستهاند؟ علیرغم تمام شواهد، هنوز سه گروه بر طبل توخالی توهم سقوط با جنگ میکوبند. 🔸اول، مسخشدگان و کم هوشان رسانهای، کسانی که شبانهروز تحت بمباران خبری دو شبه رسانه و تلویزیون فارسیزبان خاص هستند، رسانههایی که برای جلب کلیک و بیننده، از جنگ یک انیمیشن ساده برای مخاطب ساده لوح و کم هوش خودساختهاند و طوطی وار به رویا فروشی برای رعیت رسانه ای ادامه می دهند. 🔸دوم، طرفداران یک فرقه سیاسی خاص، عقب ماندگان سیاسی و زامبی های اخلاق ستیزی که حیاتشان در گروی هرجومرج و ویرانی است و تصور میکنند بر روی ویرانههای ناشی از بمب، برای آنها و رهبرشان در ایران فرش قرمز پهن خواهد شد. 🔸سوم، رویافروشان حرفهای، تحلیلگرانی که نان شب خود را از راه تحمیق مخاطب درمیآورند. کسانی که با شعارهای توخالی مثل کار تمام است و فلانی در راه است، سالهاست برای خود دکان ساختهاند و به جای تحلیل، امید کاذب میفروشند و برای لقمه ای نان حتی از اینکه هر روز بیشتر از قبل شبیه یک دلقک ارزان قیمت شوند هم ابای ندارند. 3⃣ واقعبینی، تنها راه نجات باقیمانده. چه باید کرد،چه می توان کرد؟ اگر واقعاً دلسوز ایران هستیم، باید از فضای فانتزی خارج شویم و بر روی سه محور حیاتی تمرکز کنیم. 🔹اول، توقف فوری جنگ، پیش از آنکه زیرساختهای ملی، نیروگاهها و سرمایههای تمدنی ایران به کلی نابود شود، باید برای صلح و پایان درگیری فشار آورد. ویرانی ایران، هیچ برندهای در میان ملت نخواهد داشت. 🔹دوم، جلوگیری از انتقامگیری داخلی، در فضای جنگی، اولین قربانی مردم داخل هستند. باید به هر طریق ممکن مانع از آن شد که جمهوری اسلامی نارضایتیهای انباشته را به بهانه شرایط جنگی، با سرکوب خشن و انتقامگیری از مردم عادی پاسخ دهد. 🔹سوم، صیانت از زیست انسانی، تلاش برای تضمین رسیدن دارو، غذا و اقلام اساسی به دست مردم و پافشاری بر تداوم فعالیت زیرساختهای حیاتی مانند آب، برق و بهداشت به هر طریق ممکن از جمله بسیج جهان برای جلوگیری از فاجعه انسانی. 4⃣ تنها برنده این جنگ نتانیاهو بود، نه حتی اسراییل یا مردمش نتانیاهو از اول می دانست این جنگ باعث سقوط جمهوری اسلامی نخواهد شد ولی این توهم را به ترامپ فروخت( یا با اسناد اپستین معامله کرد؟) و رهبر خودخوانده دوران مثلا گذار را هم با رویافروشی رام و دست آموز کرد و در آخر هم به هدفش که نابودی زیرساختها و توان جمعی ایران و سد کردن راه توسعه کشور تا ده ها سال آینده بود رسید. 🟧و در نهایت، خلاصه کلام من این است. ما همه اشتباه کردیم از ترامپ تا تحلیلگران حرفه ای و من و شمای مردم عادی! سقوط یک سیستم سیاسی با بمب و موشک خارجی، اگر هم ممکن باشد که درباره جمهوری اسلامی نیست به معنای دموکراسی،رفاه و آزادی نیست، به معنای سوریهای شدن است. زمان آن است که از رویاپردازی دست بکشیم و برای بقا و نجات ایران در دنیای واقعی تلاش کنیم.show more

Ali Bornaei
498,584 görüntüleme • 5 ay önce