#مهران_سماک

_ آقا ما که باختیم + ما خوشحالیم باختیم به یاد جاویدنام #مهران_سماک
Aban🕊28,883 görüntüleme • 27 gün önce

خوشحالیِ برادرِ #مهران_سماک برادر یکی از کشته شدگان جمهوری اسلامی را ببینید: تصمیم با شماست که همراه با این مردم خوشحال باشید یا همراه با اعضای تیم فوتبال جمهوری اسلامی گریه کنید. «ما خوشحالیم» این آخرین جملهایست که مهران بعد از باخت تیم فوتبال جمهوری اسلامی گفت و در حال شاپی کردن و بوق زدن بود که نیروهای حکومتی به سرش شلیک کردند. حالا برادرش مهرشاد امشب به همان خیابان رفته و از باخت دوباره تیم فوتبال جمهوری اسلامی خوشحالی میکند و به یاد برادر جاویدنامش بوق میزند. واقعیت این است که نه تنها تیم فوتبال جمهوری اسلامی بلکه کل این نظام باخته است. حکومتی که پیش مردمش پشیزی ارزش ندارد و فقط به زور اسلحه و اعدام پابرجاست، یک حکومت شکست خورده و تمام شده است.
Masih Alinejad 🏳️41,802 görüntüleme • 2 yıl önce

«ما خوشحالیم که باختیم» لایو اینستاگرام مهرشاد، برادر #مهران_سماک فدای دل داغدیدهت 🖤 #تیم_ملا
Pouria Zeraati39,340 görüntüleme • 2 yıl önce

نام ، نام خانوادگی ؛ #مهران_سماک سن ؛ ۲۷ سال متولد ۲۸ اردیبهشت ۷۴ در بندرانزلی بود. مهران لیسانس معماری داشت. او جوانی آرام و عاشق زندگی بود. پدر مهران در خیابان پاسداران انزلی صاحب متل کاسپین بود و مهران در مدیریت آنجا به پدرش کمک میکرد. در شامگاه ۸ آذر ۱۴۰۱ شبی که تیم فوتبال ایران باخت مردم برای خوشحالی به خیابانها رفتند. مهران آنشب استوری گذاشت و نوشت: «امشب فارق از هراتفاق و نتیجه فقط باشیم کنار هم» سپس با نامزدش سوار بر ماشین در خیابان به جمعیت پیوست و با بوق و شعار و علامت پیروزی جمعیت را همراهی میکرد. در همان زمان نیروهای امنیتی با موتور به میان جمعیت و در خیابان آمده و موتوری از کنار ماشین مهران رد شد و با گلوله به سر مهران شلیک کرد. و مهران غرق در خون شد. تصویری که از این صحنه بجا مانده خود یک سند جنایت است. قاتل او فرمانده انتظامی بندر انزلی جعفر جوانمردی بود. مردم کمک میکنند و مهران را به بیمارستان میرسانند ولی او آنجا جاودانه میشود. خانواده #مهران_سماک خود را به بیمارستان میرسانند اما نیروهای سرکوبگر از تحویل پیکر شهید خودداری میکنند. پدر مهران با دیلم در سردخانه را شکسته و جسد را که هنوز داغ بود بغل کرده و با خود میبرد. آنها نمیخواستند توسط نیروهای امنیتی پیکر فرزندشان ربوده شود. برادر مهران آن شب تا نزدیک صبح پیکر او را در ماشین در خیابانها میگرداند تا دست قاتلین به او نرسد. نزدیک صبح مهران را به خانه میبرند و مادرش او را روی یک فرش میگذارد و تا صبح او را بغل کرده و میبوسد. فرماندار انزلی از ترس مردم نمیتواند از حضورشان در مراسم خاکسپاری جلوگیری کند. مردم در گلزار شهدا جمع شدند و شعارهای ضدحکومتی سردادند. #مهران_سماک #دادبان
دادبان10,632 görüntüleme • 1 yıl önce
Daha fazla içerik yok.

