Загрузка видео...

Не удалось загрузить видео

На главную

Why do I oppose regime change in Iran? Because, under the current system, we can vote for the president and parliament, whereas in a monarchy we cannot, which I believe is dangerous. چرا با تغییر رژیم در ایران مخالفم؟ زیرا در نظام فعلی امکان رأی دادن به رئیس‌جمهور و...

13,930 просмотров • 5 месяцев назад •via X (Twitter)

Комментарии: 0

Нет доступных комментариев

Здесь появятся комментарии из оригинального поста

Похожие видео

نماینده پارلمان اروپا: سیاستمداران غربی محبوبیت شاهزاده را نباید نادیده بگیرند و می‌بایست با او برای تغییر وضعیت در ایران کار کنند چارلی وایمرز نماینده پارلمان اروپا از سوئد و عضو گروه «محافظه‌کاران و اصلاح‌طلبان اروپایی» در همایش «سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نه نهادی از یک دولت- ملت، که سازمانی تروریستی‌ است» که روز پنجشنبه ۱۶ فروردین ۱۴۰۳ با همکاری «حزب ایران نوین» و چند حزب اروپایی و گروه ECR (محافظه‌کاران و اصلاح‌طلبان اروپایی) در بروکسل برگزار شد. در پاسخ به پرسشی که اختر قاسمی در ارتباط با نگاه غرب به شاهزاده رضا پهلوی مطرح کرد می‌گوید: «البته نیروهای سیاسی در غرب وجود دارند که نمی‌خواهند با شاهزاده کار کنند چرا که شاید پادشاهی کمی محافظه‌کارانه و سنتی به نظر می‌رسد. اما معنی ندارد که محبوبیت شاهزاده را در ایران نادیده گرفت. او محبوب است. او چهره‌ی جایگزین است. و ما به عنوان سیاستمداران غربی باید این را به رسمیت بشناسم و برای تغییر وضعیت در ایران با شاهزاده کار کنیم.» Charlie Weimers MEP 🇸🇪 Iran Novin Party | صفحه رسمی حزب ایران نوین Reza Pahlavi Akhtar Ghasemi

KayhanLondon کیهان لندن

25,475 просмотров • 2 лет назад

مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا، در جلسه استماع سنای ایالات متحده گفت که آینده ایران در صورت کنار رفتن رهبر جمهوری اسلامی «نامشخص و بسیار پیچیده» خواهد بود و هیچ پاسخ ساده‌ای برای مرحله بعد وجود ندارد. روبیو با اشاره به ساختار قدرت در جمهوری اسلامی توضیح داد که نظام حاکم در ایران بر پایه دو ستون اصلی، یعنی رهبر جمهوری اسلامی و سپاه پاسداران، استوار است؛ نهادی که مستقیماً به رهبر پاسخ می‌دهد. او افزود در کنار این ساختار، مقام‌هایی به‌اصطلاح نیمه‌منتخب نیز حضور دارند که اگرچه در عرصه عمومی و سیاسی دیده می‌شوند، اما در نهایت همه تصمیم‌ها و اقدامات خود را باید با نظر رهبر جمهوری اسلامی هماهنگ کنند. وزیر امور خارجه آمریکا تأکید کرد در صورت فروپاشی این نظام، هیچ‌کس نمی‌تواند به‌طور قطعی بگوید چه کسی قدرت را در دست خواهد گرفت یا روند گذار چگونه پیش خواهد رفت. به گفته او، تنها امید این است که در صورت وقوع چنین سناریویی، امکان حرکت به سمت نوعی گذار از درون ساختارهای موجود فراهم شود. روبیو در ادامه هشدار داد که هرگونه تغییر بنیادین در ایران، به‌مراتب پیچیده‌تر از نمونه‌های مشابه خواهد بود، چرا که جمهوری اسلامی دهه‌هاست بر سر کار است. او گفت چنین وضعیتی نیازمند «تفکر بسیار دقیق و برنامه‌ریزی محتاطانه» خواهد بود، اگر روزی این سناریو به واقعیت تبدیل شود.

اتاق خبر منوتو

31,298 просмотров • 6 месяцев назад

Full interview with i24: The only way to achieve peace is to put an end to the Islamic Republic regime; the people of Iran are ready, but they need military support. در مصاحبه با آی۲۴نیوز: تنها راه رسیدن به صلح، پایان دادن به رژیم جمهوری اسلامی است؛ مردم ایران آماده‌اند اما به حمایت نظامی نیاز دارند ترجمه کامل مصاحبه: گفت‌وگوهایی که قرار بود روز جمعه میان تیم‌های ایرانی و آمریکایی در عمان برگزار شود، اکنون منتفی شده است. آیا شما غافلگیر شدید؟ پیش از هر چیز، می‌خواهم به ده‌ها هزار هم‌وطنم ادای احترام کنم که جان خود را فدا کردند؛ نه فقط برای ایران یا ایران آزاد، سکولار و دموکراتیک، بلکه برای امنیت و ایمنی منطقه و کل جهان در مبارزه با این رژیم بربر. نه، ما غافلگیر نشدیم. اصلاً غافلگیر نشدیم. همان‌طور که وزیر امور خارجه چهار ساعت پیش گفت، ما ماهیت این رژیم را می‌شناسیم. آن‌ها استاد خریدن زمان هستند. اما خدا را شکر، که یک رئیس‌جمهور در کاخ سفید و یک نخست‌وزیر در اسرائیل داریم که این رژیم را به‌خوبی می‌شناسند. رژیم استاد خریدن زمان است. بروید کتاب عراقچی، وزیر خارجه این رژیم بربر را بخوانید. نام کتاب «مذاکره» است. او در این کتاب می گوید که ما گاهی مذاکره می‌کنیم فقط برای خریدن زمان. آن‌ها قصد داشتند همین کار را بکنند؛ تغییر مکان مذاکره، تغییر قالب مذاکره. اما پرزیدنت ترامپ کسی نیست که رژیم بتواند با او بازی کند. او این رژیم را می‌شناسد. ما بارها این را گفته‌ایم، به‌ویژه دو سال پیش وقتی در اسرائیل در کنست با وزرا صحبت کردم، گفتم تنها راه رسیدن به صلح، نه فقط در منطقه بلکه در کل جهان در ارتباط با رژیم ایران، جنگ با این رژیم است. ما مردم ایران را داریم. آن‌ها شجاعت خود را نشان داده‌اند. بیش از پنجاه هزار نفر، و برخی آمارها از صد هزار کشته صحبت می‌کنند. آن‌ها با دست خالی با این رژیم وحشی می‌جنگند. ما گفته‌ایم که نباید از هدف قرار دادن این رژیم در داخل ایران ترسید. اکنون مردم ایران به کمک نیاز دارند، به حمایت نیاز دارند تا این رژیم را سرنگون کنند. اما آن‌ها نمی‌توانند با دست خالی این کار را انجام دهند. آنچه باید انجام دهیم این است که پایگاه‌های نظامی سپاه پاسداران و بسیج را هدف قرار دهیم. باید ساختمان مجلس را هدف قرار دهیم که اکنون به هدف مشروع برای آمریکا و اسرائیل تبدیل شده است، زیرا همه اعضای آن عضو سپاه هستند. ساختمان‌های دولتی، ساختمان دستگاه قضایی و تأسیسات موشک‌های بالستیک. با این کار، معادله قدرت تغییر می‌کند و مردم ایران فرصت واقعی پیدا می‌کنند که دوباره به خیابان‌ها برگردند و کار را برای همه ما تمام کنند. مردم ایران از جامعه بین‌المللی نمی‌خواهند که به‌جای آن‌ها رژیم را تغییر دهد. آن‌ها خودشان این کار را انجام می‌دهند. آن‌ها به کمک و حمایت نیاز دارند. اجازه بدهید داستانی را تعریف کنم. یکی از نزدیکان من چند هفته پیش در این مبارزه با این رژیم هدف گلوله قرار گرفت و کشته شد. او ۲۵ سال داشت، آرش بهشتی، در تهران. یکی از آشنایان عکس آرش را برایم فرستاد و گفت: وحید، آرش هم کشته شد. من با او تماس گرفتم تا به او روحیه بدهم. او به من گفت: ما الان گریه نمی‌کنیم. مردم دنبال سلاح هستند. ما خودمان را آماده می‌کنیم. ما ثانیه‌ها را می‌شماریم و منتظر حمله آمریکا هستیم. مردم در مراسم خاکسپاری فرزندان و عزیزانشان دیگر گریه نمی‌کنند. آن‌ها می‌رقصند، دست می‌زنند و آواز می‌خوانند. روحیه در ایران این‌گونه است. آن‌ها خود را برای جنگ نهایی با این رژیم اشغالگر و وحشی آماده می‌کنند. اما به کمک نیاز دارند. آمار کشته‌شدگان بیش از پنجاه هزار نفر است؛ بعد از سقوط رژیم متوجه خواهیم شد که واقعاً چه کرده‌اند. بر اساس اطلاعاتی که از رهبران اقوام مختلف ایران دریافت می‌کنم، صحبت از صد هزار کشته و بیش از نیم میلیون مجروح است. اما اخبار به‌درستی از ایران خارج نمی‌شود. سؤال من از جامعه بین‌المللی این است: این رژیمی است که چهل‌وهفت سال در تمام تجمعات رسمی و غیررسمی شعار مرگ بر آمریکا، مرگ بر اسرائیل، مرگ بر بریتانیا و مرگ بر تمدن غرب داده است. همین رژیم مردم خودش را فقط به‌خاطر مطالبه حقوق اولیه‌شان قتل‌عام کرده است. سؤال من این است: اگر چنین کاری با مردم خودش می‌کند، اگر فرصت پیدا کند با شما چه خواهد کرد؟ آن‌ها باور دارند مأموریت الهی دارند؛ نابودی دنیای مدرن برای ساخت دولت اسلامی خودشان. اکنون ما دشمن مشترک داریم و منافع مشترک. باید همان کاری را بکنیم که اسرائیل در دو سال گذشته انجام داد و این رژیم را نابود کنیم تا مردم ایران کار را تمام کنند. ما می‌توانیم خاورمیانه و جهان را بدون این رژیم شیطان بازسازی کنیم… #IRGCterrorists #IranMassacre

Vahid Beheshti وحید بهشتی

35,649 просмотров • 6 месяцев назад

میزگرد مهم در پارلمان کانادا‌ درباره آینده ایران و رهبری شاهزاده رضا پهلوی دیروز با برنامه ریزی و پیگیری موفق شدیم یک گفت‌وگوی رسمی، مهم و اثرگذار در پارلمان کانادا درباره آینده ایران برگزار کنیم؛ نشستی که در آن ۱۰ نماینده پارلمان از دو حزب اصلی کانادا (از جمله حزب در قدرت، و حزب اصلی اپوزوسیون و معاون رهبر آن) حضور داشتند. علاوه بر آن، چند نماینده دیگر هم چون در اتاوا نبودند یا برنامه ای همزمان داشتند، مدیران دفتر خود را فرستاده بودند. چنین سطحی از مشارکت نمایندگان مجلس فدرال کانادا در یک جلسه تخصصی درباره ایران شاید رکورد میزان‌ حضور نمایندگان در چنین گفت‌وگوهایی در پارلمان کانادا باشد. در این نشست و در یک پرزنتیشن به ارائه تصویری دقیق‌تر از وضعیت ایران و همچنین بررسی این موضوع پرداختم که جامعه بین‌المللی و مخصوصا کانادا، چگونه می‌تواند برای یک گذار دموکراتیک در ایران آماده باشد. در این پرزنتیشن توضیح دادم که چگونه مردم ایران با وجود سرکوب شدید به خیابان‌ها آمدند و خواستار پایان جمهوری اسلامی به رهبری شاهزاده رضا پهلوی شده‌اند. همچنین به این نکته پرداختم که ایرانیان در خارج کشور، شاهزاده رضا پهلوی را به عنوان رهبر دروان گذار و یک شخصیت وحدت‌بخش می‌شناسند. ضمنا ویدیوی اخیر سازمان نوفدی که در آن حمایت همه استانها از شاهزاده، خاندان پهلوی، و تغییر کامل رژیم بطور مستند نشان داده می‌شد را پخش‌کردم. در بخش دیگری از پرزنتیشن، به برخی برداشت‌های نادرست درباره اپوزیسیون ایران پاسخ دادم، از جمله این تصور که شاهزاده رضا پهلوی به دنبال تحمیل یک نظام سیاسی خاص است. در حالی که او بارها تأکید کرده است که نوع نظام آینده ایران باید از طریق یک همه‌پرسی آزاد توسط مردم تعیین شود. همچنین در ادامه پرزنتیشن، «پروژه شکوفایی ایران» را به عنوان یک برنامه تخصصی برای دوران گذار معرفی کردم و در مورد ویژگی‌های منحصر به فرد اون توضیحاتی دادم؛ طرحی که با هدف جلوگیری از خلأ قدرت، حفظ تداوم نهادهای حیاتی، کاهش شوک‌های اقتصادی و هدایت کشور به سمت انتخابات آزاد طراحی شده است. نشان دادم که دوران گذار می‌تواند به شکلی برنامه‌ریزی‌شده، تخصص-محور، مسئولانه و مبتنی بر اصول مدیریت بحران و رهبری تغییر انجام شود و نه بصورت منفعلانه و مبتنی بر شانس. در چارچوب همین پرزنتیشن، درخواست شد که دولت کانادا امکان ایجاد کانال‌های گفت‌وگوی ساختاریافته با شاهزاده رضا پهلوی و تیم گذار او را بطور جدی و فوری در دستور کار قرار دهد. توضیح داده شد که چرا تعامل زودهنگام و ساختاریافته دولت‌ها با تنها رهبر شناخته شده ایرانیان و تیم‌های گذارش می‌تواند به کاهش ریسک‌های بی‌ثباتی کمک کند و یک وضعیت پرریسک را به یک سناریوی مدیریت‌شده و مردم-محور تبدیل کند. دقت و توجه نمایندگان حاضر به کل پرزنتیشن جالب بود، و در ادامه پرسش‌های جدی و مهمی مطرح کردند؛ از جمله درباره میزان حمایت مردمی در داخل ایران، چگونگی شکل‌گیری ساختارهای دوران گذار، و اینکه دولت‌هایی مانند کانادا چگونه می‌توانند به شکلی مسئولانه و سازنده با این روند تعامل داشته باشند. همراهان‌ گرامی در این دیدار، سالار غلامی (لیدر گروه Cyrus The Great)، نادر درمانی، شرمینه عصمتی، و سورنا هدایتنوری به خوبی و با قدرت به پرسش‌های نماینده ها پاسخ دادند و در رفع شبهه ها و افسانه های نخ‌نمایی که برخی نمایندگان از عوامل پروپاگاندای رژیم، مجاهدین خلق، و افراد کم-تعداد ولی پرسروصدای پهلوی-ستیز شنیده بودند بسیار موفق بودند. توانستیم موضوع آینده ایران و آمادگی برای دوران گذار را در. فضایی حرفه ای و مثبت به‌ طور جدیتر مورد توجه تصمیم‌گیران در کانادا قرار بدهیم. در پایان لازم می‌دانم از MP John Brassard ، نماینده شهر محل سکونتم، که در شکل‌گیری و برگزاری این نشست کمک کرد، صمیمانه قدردانی کنم. همچنین از MP Costas Menegakis که مدیریت جلسه را بر عهده گرفت، سپاسگزارم. چنین گفت‌وگوهایی گامی مهم در جهت افزایش آگاهی سیاست‌گذاران، ایجاد تعامل مسئولانه و حمایت از مسیر یک گذار دموکراتیک به رهبری شاهزاده رضا پهلوی است. توضیح عکسها: برخی از نماینده ها به علت گرفتاری شغلی بلافاصله پس از پایان جلسه محل رو ترک کردن و در عکسها دیده نمی‌شوند. Reza Pahlavi National Union for Democracy in Iran Reza Pahlavi Communications خلاصه‌:

Alan B, PhD

13,516 просмотров • 5 месяцев назад

ترجمه دقیق مصاحبه زیر: کریستین مالار (۰۰:۰۰): یک سوال، به‌ویژه در مورد سیاست داخلی. شما چطور توضیح می‌دهید که اکثریت ایرانیانی که دیگر آیت‌الله‌ها را نمی‌خواهند، قیام نمی‌کنند؟ آیا شورش‌های نوامبر ۲۰۱۹ (آبان ۹۸) که بیش از ۵۰۰۰ کشته بر جای گذاشت، هنوز در ذهن همه حضور دارد؟ امیر طاهری (۰۰:۱۷): بدون هیچ شکی. روزی نیست که بگذرد و بخشی از مردم ایران خشم و مخالفت خود را با این رژیم نشان ندهند. در حال حاضر که صحبت می‌کنیم، اعتصابات کارگران نفت، پتروشیمی و بازنشستگان در جریان است. و نکته جالب این است که این اعتراضات تقریباً در تمام شهرها وجود دارد. ما ۹۳۴ شهر در ایران داریم و واقعاً در تمام این شهرها، رد و نفیِ رژیم فعلی دیده می‌شود. اما مشکل اینجاست که ایرانیان هنوز بر سر اینکه چه رژیمی جایگزین رژیم فعلی شود، توافق ندارند. امیر طاهری (۰۱:۰۳): افرادی هستند که خواهان بازگشت پادشاهی مشروطه هستند، افرادی هستند که خواهان یک جمهوری اسلامی اصلاح‌ شده‌اند، و افرادی هم هستند که دموکراسی به سبک غربی می‌خواهند. کریستین مالار (۰۱:۱۹): آدم همیشه می‌تواند رویاپردازی کند، مگر نه؟ امیر طاهری (۰۱:۲۱): بله، بله، اما بخشی از آن با رویاپردازی است. همه رویا دارند. چون رویا داشتن خیلی انسانی است، اینطور نیست؟ کریستین مالار (۰۱:۳۰): خب، با توجه به تمام چیزهایی که روز به روز شاهد آن هستیم، ادامه حوادث در خاورمیانه را چطور می‌بینید؟ امیر طاهری (۰۱:۳۸): خب ادامه ماجرا این است که در هر صورت رژیم در ایران تغییر خواهد کرد. آقای خامنه‌ای سن بالایی دارد و نمی‌تواند خیلی طولانی دوام بیاورد. هیچ مکانیسمی برای جانشینی او وجود ندارد. هیچ‌کس در میان اطرافیانش نیست که بتواند جایگزین او شود. زیرا او جلوی افرادی را که می‌توانستند روزی رقیب یا جایگزین (آلترناتیو) شوند، گرفت؛ نگذاشت که خودشان را نشان دهند یا پایگاهی بسازند و غیره. بنابراین یک خلاء وجود دارد و این خلاء است که مرا بسیار نگران می‌کند. کریستین مالار (۰۲:۲۴): اما با این حال، این رژیمی است که با سرکوب وحشیانه به بقای خود ادامه خواهد داد؟ امیر طاهری (۰۲:۳۰): بله، اما آن‌ها کمتر و کمتر قادر به انجام این کار هستند. این موضوع هم قطعی نیست، چون افراد زیادی در رده‌های نظامی و امنیتی هستند که از رژیم فعلی راضی نیستند. بنابراین وضعیت تغییر کرده است. شرایط مثل نوامبر ۲۰۱۹ (آبان ۹۸) نیست. کریستین مالار (۰۳:۰۱): در چند کلمه، چه کسی می‌تواند از این وضعیت بیرون بیاید (ظهور کند)؟ آیا ممکن است یک «مرد قدرتمند» (یک چهره مقتدر) روی کار بیاید؟ امیر طاهری (۰۳:۰۶): بله، این رویای بسیاری از ایرانیان است؛ مثل بسیاری از کسانی که تجربه انقلاب را داشتند، آن‌ها به دنبال یک ناپلئون بناپارت می‌گردند. این همیشه امکان‌پذیر است، اما واقعاً در حال حاضر من چهره‌ای را نمی‌بینم که بتواند نقش بناپارتِ ما را بازی کند. #فرقه_نفوذ از هیچ فرصتی برای اعتبارزدایی از پهلوی دریغ نمیکنند.

Apranik 🇮🇱

144,067 просмотров • 8 месяцев назад

This is a message to the people of Iran from a Yemeni in Tel Aviv. You give me so much hope. Because you are the only people who are standing strongly against their fascist regime. You do it everywhere — in Stockholm, in New York, in London, in Amsterdam. Wherever there are Iranians, there are protests against the fascist regime in Iran. The most important and courageous thing of it all is you do it in your home too, in Iran. And because of that, you risk your own lives. That is the kind of courage that we lack in the Middle East. We’ve seen what this fascist regime has done to your people. And we stand with you — from Lebanon, to Israel, to my country Yemen. As a Yemeni, my country is also occupied by the Islamic regime, and it pains me that I never see Yemenis protesting against our fascist Houthis and the fascist regime in Iran. That is why you give me hope. You inspire me as a Yemeni. You inspire the free people of Yemen, of Lebanon, of Syria, of Iraq, to fight against Islamic extremism — even if it risks our lives. My hope is for the Islamic regime to fall. For you to gain back your Iran, for me to gain back my Yemen. So thank you for all you do. We see you. We love you. And we stand by you. — این پیامی است به مردم ایران از یک یمنی در تل‌آویو. شما به من امید زیادی می‌دهید. چون تنها مردمی هستید که با شجاعت در برابر رژیم فاشیستی خود ایستاده‌اید. شما در همه‌جا این کار را می‌کنید — در استکهلم، در نیویورک، در لندن، در آمستردام. هر جا که ایرانیان هستند، اعتراض علیه رژیم فاشیستی ایران وجود دارد. اما مهم‌ترین و شجاعانه‌ترین بخش ماجرا این است که شما در خانه‌تان هم این کار را می‌کنید، در خود ایران. و به‌خاطر همین، جان خود را به خطر می‌اندازید. این همان شجاعتی است که ما در خاورمیانه کم داریم. ما دیده‌ایم این رژیم فاشیستی با مردم شما چه کرده است. و ما در کنار شما هستیم — از لبنان، تا اسرائیل، تا کشور من، یمن. به‌عنوان یک یمنی، کشور من هم توسط رژیم اسلامی اشغال شده و دردناک است که هیچ‌وقت یمنی‌ها را در حال اعتراض علیه حوثی‌های فاشیست و رژیم فاشیستی ایران نمی‌بینم. به همین دلیل شما به من امید می‌دهید. شما من را به‌عنوان یک یمنی الهام می‌دهید. شما مردم آزاد یمن، لبنان، سوریه و عراق را الهام می‌دهید تا علیه افراط‌گرایی اسلامی مبارزه کنند — حتی اگر جان‌مان در خطر باشد. امید من این است که رژیم اسلامی سقوط کند. که شما ایران خود را پس بگیرید، و من یمن خود را. پس از شما بابت همه‌ کارهایی که انجام می‌دهید، سپاسگزارم. ما شما را می‌بینیم. ما شما را دوست داریم. و ما در کنار شما ایستاده‌ایم.

Luai Ahmed

313,878 просмотров • 1 год назад

نسخه ای که رضا پهلوی در مورد عدالت انتقالی می‌پیچد محاکمه نهایتا ۲۰-۳۰ نفر از سران سپاه و رژیم و بخشش سایر عناصر سرکوب است و به دادگاه نورنبرگ استناد می‌کند. چنین خوانشی از تجربه عدالت انتقالی در آلمان در خوشبینانه‌ترین حالت از روی بی‌سوادی محض و در بدبینانه‌ترین حالت به قصد فریب افکار عمومی است: ۱. در آلمان، و در ادامه روند دادگاه اصلی نورنبرگ، چندین دادگاه در همان نورنبرگ برگزار شد که در آن‌ها از پزشکان تا صاحبان کارخانه‌ها و صنایعی که به کشتار یهودیان و سایرین یاری رسانده بودند محاکمه شدند. ۲. تعداد زیادی دادگاه نظامی توسط کشورهای مختلف و درباره جنایاتی که نازی‌ها در حق سربازان آن‌ها کرده بودند برگزار شد. ۳. حدود دو دهه بعد، در فرانکفورت تعدادی از متهمان نازی محاکمه شدند و حتی تا امروز هم اگر کسی به اتهام مشارکت در هولوکاست در این کشور دستگیر شود محاکمه خواهد شد. آخرین آن‌ها، محاکمه تایپیست اردوگاه مرگ بود. ۴. تعداد زیادی از نازی‌ها که به کشورهای مختلف فرار کرده بودند در همان کشورها محاکمه و محکوم، یا به اسراییل مسترد و در آنجا محاکمه شدند. ۵. با وجود همه اینها، هنوز بسیاری به‌درستی معتقدند روند روبه‌رو شدن با جنایات گذشته در جامعه آلمان کافی و پاسخگوی ابعاد جنایت نبوده است. و نکته آخر این‌که در حال حاضر و با تجارب کشورهای مختلف از عدالت انتقالی، حقوق بین‌الملل به گونه‌ای تغییر کرده است که بخشش کسانی که در جنایات علیه بشریت (مانند کشتار معترضان)، آمر و یا عامل بوده اند ممکن نیست و همه آنها باید به طور عادلانه محاکمه و مجازات شوند، حتی اگر در پایین‌ترین مرتبه‌ها بوده باشند. نسخه رضا پهلوی، یعنی عفو عمومی و بخشیدن عناصر سرکوب، حق مردم برای دانستن حقیقت و حق قربانیان برای دادخواهی را لگد مال می‌کند و بدتر از آن، راه را برای تکرار جنایت توسط حکومتی که جایگزین جمهوری اسلامی خواهد شد باز می‌گذارد. نسخه رضا پهلوی بسیار برای فردای ایران خطرناک است زیرا بدون رویارویی درست، اصولی و حقوقی با جنایات گذشته، امکان تکرار جنایت و جایگزین شدن یک دیکتاتوری با دیکتاتوری دیگر با استفاده از همان عناصر و ساختارهای سرکوب بسیار زیاد است. انتقام با دادخواهی تفاوت بسیاری دارد. هشیار باشیم و ببینیم که رضا پهلوی مدام این دو را مترادف با هم به کار می‌برد.

Shadi Sadr

666,819 просмотров • 3 лет назад

لو رفتن نیات «دیکتاتورها» در کمتر از دو دقیقه انتشار و پخش فیلمی دو دقیقه‌ای از اشخاصی که سودای سلطنت، خواب از سرشان ربوده، نیات پنهان ایشان را بیشتر از پیش عیان می‌کند. در فیلم کوتاه یاد شده، چند مورد اساسی به چشم میخورد که در ذیل به آن اشاره می‌کنیم: 1️⃣- عجیب است که سخنران لقب «پدر» را برازنده خویش می‌داند، چرا که: فرزندانی که سالها طعم فقر، جنگ، زاغه‌ نشینی، بیعدالتی و... را چشیده‌اند، نمی‌توانند کسی که بیش از نیم قرن است با ثروت ملت و حق آنها که با خود برده‌اند، اموراتش را گذرانده، پدر خطاب کنند. ایشان بی‌شک باید آنقدر هوشمند باشند که بدانند وقتی فرزندان و اهالی خانواده زیر آتش و بمباران به خود می‌لرزند، هیچ پدری به طمع کسب تخت و تاج، از این محفل به آن محفل نمی‌دود و چنین رفتاری، نه برازنده یک پدر، که وصف رفتار یک «پدرسالار» است. 2️⃣- وجه اشتراک جالب و تأمل‌برانگیز بدنام‌ترین دیکتاتورهای تاریخ این بوده که خود یا اطرافیانشان، لقب «پدر» را در دنیای سیاست به آن‌ها داده‌اند. دیکتاتورهایی از جمله استالین، کیم ایل‌سونگ، فرانکو، صدام، قذافی، موگابه، حافظ اسد، موسولینی و... در این دسته‌بندی جای دارند و با توجه به تمایل و علاقه پهلوی به لقب «پدر»، تو خود بخوان حدیث مفصل از این مجمل. 3️⃣- سخنران، طی یک عوام‌فریبی مهندسی‌شده، دموکراسی‌ خواهان ایران را به دو دسته «جمهوری‌ خواهان» و «سلطنت ‌طلب‌ها» دسته‌بندی کرده است، که در این باره باید خدمت او یادآور شد اولاً ایجاد این دو قطبی و مهندسیِ انتخاب از میان «این گزینه یا آن گزینه»، از جنس همان نقشه‌های شومی است که خمینی در سال ۱۳۵۸ به تاسی از آن، با برگزاری رفراندوم فریبکارانه‌ی «آری» یا «نه» گفتن به «جمهوری اسلامی»، یک ملت را افسون کرد و حالا با درس گرفتن از آن تجربه تلخ، دیگر هیچ احدی این اجازه را ندارد که با اعطای مقام «رهبری دوره گذار» به خود، پیش ‌پیش برای مردم گزینه تعیین نماید. ثانیاً، پیوند زدن سلطنت‌طلبان به دموکراسی‌خواهان در فیلم مذکور، بیشتر شبیه یک شوخی است، چرا که نظام پادشاهی، با تنها واژه‌ای که قرابت معنایی ندارد، دموکراسی است و نظامی را که در آن شاه سایه خدا و خدایگان خوانده می‌شود و جز او کسی جرات و اجازه تصمیم‌گیری نهایی ندارد را باید نظامی مادام‌العمری، تک‌حزبی و دیکتاتوری خواند، نه دموکراتیک؛ همانطور که طرفداران چنین نظامی را که از هم‌ اکنون سجده‌کردن‌ها و دست‌بوسی‌ها آغاز شده، باید حامیان برده‌داری و ارباب‌رعیتی لقب داد، نه دموکراسی‌خواه و اما اگر منظور از نظام سلطنتی دموکراتیک، آن چیزی است که در بریتانیا، هلند، سوئد، ژاپن و... شاهدش هستیم و آقایان سینه‌چاک می‌کنند تا به مقام پادشاهی سمبلیک و نمادین مملکت دست یابند، باید عنوان کرد که مملکت و ملت به یک مجسمه و دکور بی‌تأثیر که جز خرج‌تراشی عایدی دیگری برای ایران ندارد، هیچ نیازی نخواهد داشت. 4️⃣- در این فیلم، سخنران با ژستی که انگار از همین حالا به عنوان ارباب مردم ستمدیده و غارت‌ زده ایران سخنرانی می‌کند، از تعابیری چون «وظیفه مردم» یاد می‌کند و سخنان خود را با این عبارات دستوری به پایان می‌رساند: «اجازه خواهیم داد که ملت ایران سرنوشت آینده خود را با دست خودشان انتخاب کنند!» در این باره باید خاطرنشان ساخت که ایشان فقط می‌توانند خطاب به امثال شخصی که در مراسم سخنرانی مونیخ مقابلشان سجده کرد، امر و نهی کنند و ملت غارت‌زده ایران در قبال کسانیکه دهه‌هاست در داخل و خارج از کشور، با ثروت مردم در ناز و نعمت زیسته‌اند، هیچ «وظیفه»‌ای ندارد و این چپاولگران هستند که موظفند بابت ریخت و پاش‌های میلیارد دلاری با ثروت ملت، پاسخگو باشند. ضمناً ایرانیان معترض و مبارز، برای تعیین سرنوشت خویش، هیچ نیازی به «اجازه» و دستور احدی نداشته و نخواهند داشت. 5️⃣- به سخنران پیشنهاد میکنیم فیلم اعترافات دیرهنگام پدرشان را تماشا کنند. فیلمی که در آن شاه سابق صراحتاً به «ظلم»، «خفقان»، «بی‌قانونی»، «فساد مالی»، «فساد سیستماتیک» و... معترف شد، که اگر چنین جنایاتی رخ نمی ‌داد، ما ملت ایران امروز در چنگال رژیم اهریمنی جمهوری اسلامی گرفتار نمی‌شدیم. مع‌الوصف، در تفکر رنسانسی، دیگر هیچکس پادشاه، شهبانو، رهبر، پدر و... نخواهد بود و تمامی مسئولین، مستخدمینی هستند که توسط مردم انتخاب شده و بابت آن حقوق میگیرند و هیچکس در مقام صادرکننده دستور و اجازه به ملت، تریبونی نخواهد داشت، مضاف بر آنکه کلید طلایی، امضای طلایی، دستور طلایی و... دیگر جایی در این تفکر ندارد. Mohammad Ali Taheri #محمدعلی_طاهری #سازمان_صلح_طاهری #مانیفست_رنسانس_ایران_آزاد #نه_به_حکومتهای_مادام‌العمری #Taheri_Movement

Mohammad Ali Taheri Movement

19,627 просмотров • 1 год назад

سخنرانی پذیرش جایزه سالانهٔ بنیاد ریچارد نیکسون با عنوان «معمار صلح» (متن و ویدئوی کامل با زیرنویس فارسی) سه‌شنبه ۲۲ اکتبر ۲۰۲۴ (۱ آبان ۱۴۰۳/۲۵۸۳) --- مهمانان ارجمند، دوستان عزیز و هم‌رزمان گرامی در مسیر صلح و آزادی برای من افتخار بزرگی است که امروز جایزه «معمار صلح» از کتابخانه نیکسون را دریافت می‌کنم. از صمیم قلب از مدیریت کتابخانه نیکسون، بنیاد نیکسون و همه کسانی که به حفظ میراث این شخصیت بزرگ و سیاستمدار برجسته، رئیس‌جمهور ریچارد نیکسون، تلاش می‌کنند، قدردانی می‌کنم. افتخار دریافت این جایزه برای من از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است، نه تنها به دلیل دستاوردهای برجسته رئیس‌جمهور نیکسون در عرصه صلح جهانی، بلکه به دلیل پیوند عمیق و شخصی بین خانواده من و ایشان. امشب، هنگامی که به میراث صلح و دیپلماسی می‌نگریم، درمی‌یابیم که ایستادگی بر سر حق، گاه نیازمند آن است که تنها بایستیم -چیزی که رئیس‌جمهور نیکسون بهتر از بسیاری دیگر درک کرده بود. وقتی به میراث رئیس‌جمهور نیکسون فکر می‌کنیم، طبیعی است که به سیاست‌ خارجی پیشگامانه او بیندیشیم: تصمیم جسورانه او برای گشایش در روابط با چین، تلاش‌هایش برای کاهش تنش‌ها با اتحاد جماهیر شوروی از طریق سیاست موسوم به «دِتانت»، و تلاش خستگی‌ناپذیرش برای برقراری صلح پس از جنگ ویتنام. اما دیدگاه رئیس‌جمهور نیکسون فراتر از مسائل فوری زمان خود بود. او خاورمیانه را به‌عنوان منطقه‌ای حیاتی می‌دید؛ منطقه‌ای که کلید ثبات در جهانی به‌هم پیوسته را در دست داشت. و این رئیس‌جمهور نیکسون بود که اهمیت نقش ایران در برقراری صلح و امنیت در آن منطقه را بهتر از همه درک کرد. ایران، تحت رهبری پدر مرحومم، هم‌چون ستونی برای ثبات در خاورمیانه ایستاده بود. پدرم، شاه فقید، با تلاش‌های بی‌وقفه، ایران را به کشوری مدرن و پیشرو بدل ساخت؛ کشوری که در آن رشد اقتصادی، آموزش و توسعه شکوفا شود. و در تمام آن سال‌ها، رئیس‌جمهور نیکسون به‌عنوان یک هم‌پیمان مورد اعتماد و یک دوست ثابت‌قدم در کنار ایران ایستاد. او بسیار زودتر از دیگران به اهمیت یک ایران قوی و صلح‌جو در حفظ ثبات خاورمیانه پی برد. اما امشب، می‌خواهم درباره موضوعی بسیار شخصی‌تر صحبت کنم. برای من، میراث رئیس‌جمهور نیکسون تنها به سیاست خارجی محدود نمی‌شود، بلکه شامل دوستی، دوستی و وفاداری به معنای واقعی کلمه است. بسیاری از شما با تاریخ دشوار خانواده من آشنا هستید. هنگامی که پدرم به تبعید رفت، جهان به‌سرعت پشتش را به او کرد. کسانی که زمانی به رهبری، بینش و حتی کمک‌های او وابسته بودند، در لحظه نیاز، راحت‌تر دیدند که او را رها کنند. اما در میان آن همه بی‌وفایی، یک نفر بود که ماند. آن شخص رئیس‌جمهور نیکسون بود. وقتی پدرم در سال ۱۹۸۰ درگذشت، رئیس‌جمهور نیکسون درنگ نکرد و به مصر سفر کرد تا در مراسم خاکسپاری او شرکت کند. با این کار، او به همراه رئیس‌جمهور انور سادات، یکی از تنها دو رهبر جهانی با جایگاه برجسته بود که در مراسم شرکت کرد. با وجود تغییر بادهای سیاسی، و با وجود آسان‌تر بودن روی‌گرداندن که بسیاری دیگر آن را انتخاب کردند، رئیس‌جمهور نیکسون تصمیم گرفت در کنار دوست خود بایستد، و با این کار، در کنار مردم ایران ایستاد. این تصمیمی بر پایه مصلحت سیاسی نبود؛ بلکه این تصمیمی بود که ریشه در اصول و باور داشت. رئیس‌جمهور نیکسون آنچه را که بسیاری دیگر نادیده گرفتند، درک می‌کرد: اینکه دوستی واقعی نباید بر اساس مصلحت باشد. او غریزی، نه نمایشی، می‌دانست که ایستادن در جبهه درست تاریخ به معنای انجام آن است، حتی اگر محبوب نباشد. امروز که به آن سال‌های دشوار می‌نگرم، در حالی که احساس محبت و قدردانی عمیقی نسبت به رؤسای جمهور سادات و نیکسون دارم، هیچ تلخی نسبت به دیگر رهبران جهانی که پدرم و کشورم را رها کردند ندارم. در واقع، اصلا به آن‌ها فکر نمی‌کنم. برای من، بزرگ‌ترین تایید، از جانب رهبران یا شخصیت‌های سیاسی نیست، بلکه از جانب ملت ایران است. امروز، در خیابان‌های ایران، مردم نام پدرم را فریاد می‌زنند. آن‌ها او را نه تنها به‌عنوان یک رهبر دوران گذشته، بلکه به‌عنوان نمادی از استقلال، پیشرفت، افتخار و خدمت به کشور به یاد می‌آورند. با وجود دهه‌هایی که گذشته، خاطره او در دل‌های ایرانیان زنده است. بزرگ‌ترین پیروزی او نه از اقدامات دولت‌ها، بلکه از صدای مردم عادی است که میراث او را گرامی می‌دارند. همانطور که گفتم، رئیس‌جمهور نیکسون اغلب به‌تنهایی ایستاده بود. بسیاری از کسانی که برای آزادی ایران می‌جنگیدند نیز به‌تنهایی و در برابر فشارهای رسانه‌ها و مؤسسات جهانی این کار را انجام دادند. حتی امروز هم آن فشارها ادامه دارد. اما امروز شرایط تغییر کرده است. زیرا آن مردم عادی که نام پدرم را گرامی می‌دارند، این کار را فقط از روی نوستالژی انجام نمی‌دهند؛ آنها، میلیونها نفر در سراسر ایران، فوق‌العاده‌ شجاع هستند. زیرا آن‌ها تنها به آینده‌ای بهتر که پدرم معتقد بود شایسته آن هستند، امید ندارند. آن‌ها برای آن آینده مبارزه می‌کنند. اغلب به من گفته می‌شد که در مبارزه‌ برای کشورم پیشرفت نخواهم کرد، زیرا نه دستگاه دولتی داشتم، نه بودجه کافی و نه ارتش. اما اکنون من چنین ارتشی دارم: هم‌میهنان فوق‌العاده‌ شجاعم. و به عنوان کسی که زمانی لباس نظامی کشورم را بر تن داشتم، اکنون بیش از هرکسی، افتخارم این است که کنار مردم ایران بایستم. و تا پیروزی در کنارشان خواهم ایستاد. بنابراین، امشب که این جایزه را می‌پذیرم، نه فقط برای خود، بلکه برای مردم ایران می‌پذیرم. این افتخار متعلق به آن‌هاست. آن‌ها معماران واقعی صلح هستند. دهه‌هاست که آنان زیر یوغ رژیمی ظالمانه متحمل رنج‌های غیرقابل تصور شده‌اند؛ رژیمی که تلاش کرده است امیدها و آرزوهای‌شان را نابود کند. اما با وجود همه این‌ها، آن‌ها همچنان برخاسته‌اند و همچنان برای تحقق تمدن بزرگ ما مبارزه می‌کنند. فداکاری‌های آن‌ها در عرصه جهانی اغلب نادیده گرفته شده است. اما امشب، از طریق این تقدیر، کتابخانه نیکسون به شجاعت و استقامت آنان نور می‌افکند. همان‌طور که رئیس‌جمهور نیکسون زمانی در کنار پدرم ایستاد، اکنون کتابخانه نیکسون در کنار مردم ایران ایستاده است، و نه راه آسان و محبوب، بلکه راه حقیقت و عدالت را برگزیده است. برای بیش از چهار دهه، مردم ایران برای ابتدایی‌ترین حقوق انسانی خود در مبارزه بوده‌اند. آنان با آزار، زندان، شکنجه و مرگ مواجه شده‌اند، تنها به خاطر آنکه جرات کردند آنچه را که باید برای همگان تضمین شود، مطالبه کنند: حق زندگی در صلح، حق آزادی بیان و حق انتخاب رهبران‌شان بدون ترس. از جنبش دانشجویی سال ۱۳۷۸ و حمله مرگبار رژیم به کوی دانشگاه تهران، تا اعتراضات ۱۳۸۸ که میلیون‌ها نفر به نام آزادی به خیابان‌ها آمدند، تا مبارزان آزادی آبان ۹۸، و تا جوانان شجاع امروز که با به خطر انداختن همه چیز، قوانین ستمگرانه رژیم را به چالش می‌کشند، این‌ها معماران واقعی صلح هستند. مبارزه آن‌ها برای قدرت یا تسخیر نیست؛ بلکه برای حق ساده اما عمیق زندگی با عزت است. با این حال، ما در یک نقطه خطرناک قرار داریم. بادهای جنگ در منطقه ما می‌وزد. اما باید روشن باشد که این جنگ مردم ایران نیست. این جنگ یک دیکتاتور، علی خامنه‌ای است که از تفرقه و درگیری سود می‌برد. مردم ایران به دنبال جنگ نیستند. آن‌ها خواهان صلح، امنیت و آینده‌ای آزاد از ظلم و ستم هستند. آن‌ها برای آن آینده مبارزه می‌کنند. تلاش آن‌ها تنها برای آزادی ایران نیست، بلکه برای رهایی خاورمیانه، اعراب و اسرائیلی‌ها از وحشت جمهوری اسلامی نیز است. همین هم‌میهنان عزیزم هستند که باعث شده‌اند من در این مبارزه بمانم. من برای خود چیزی نمی‌خواهم، تنها می‌خواهم به آن‌ها خدمت کنم. تا زمانی که زنده‌ام، مأموریت همیشگی‌ام را برای رهایی ایران از این رژیم سرکوبگر ادامه خواهم داد. هر کاری که از دستم برآید انجام خواهم داد تا آینده ایران بر پایه صلح، دموکراسی و عدالت بنا شود. ما در آستانه تغییر هستیم و من همچنان به وظیفه‌ام نسبت به کشور و مردمم پایبند خواهم ماند. با تمام توان تلاش خواهم کرد تا ایران، یک گذار آرام و امن به یک دموکراسی سکولار را تجربه کند که در آن همه شهروندان به‌طور برابر زندگی کنند و از هر نوع تبعیض در امان باشند. در این مأموریت، از رهبران بزرگ دوران جوانی‌ام الهام می‌گیرم—پدرم، رئیس‌جمهور سادات و رئیس‌جمهور نیکسون. این مردان می‌دانستند که صلح فقط به معنای نبود جنگ نیست، بلکه به معنای حضور عدالت، کرامت و آزادی است. آن‌ها معماران یک جهان بهتر بودند و من قصد دارم میراث آن‌ها را ادامه دهم. بینش رئیس‌جمهور نیکسون برای خاورمیانه‌ای صلح‌آمیز و امن همچنان به اندازه دوران ریاست‌جمهوری‌اش مرتبط و مهم است. جسارت او در پیگیری صلح، آمادگی‌اش برای به چالش کشیدن وضع موجود، و باور استوارش به آزادی همچنان برای من الهام‌بخش است. در این لحظه، این جایزه را می‌پذیرم، نه با امید، بلکه با باور به اینکه روزی نزدیک، مردم ایران بار دیگر جایگاه شایسته خود را در جهان به دست آورند: ایرانی آزاد، دموکراتیک و صلح‌جو. این همان آینده‌ای است که ما در پی آن هستیم. این آینده‌ای است که به آن دست خواهیم یافت. بار دیگر از شما برای این افتخار بزرگ سپاسگزارم. من این جایزه را به یاد تمام ایرانیانی که جان خود را در راه بازپس‌گیری ایران از دست داده‌اند، می‌پذیرم. همان‌طور که بر سنگ‌نوشته رئیس‌جمهور نیکسون آمده است: «بزرگ‌ترین افتخاری که تاریخ می‌تواند ارزانی دارد، عنوان مصلح است.» امشب شما یاد هم‌میهنان جاویدنامم را گرامی داشتید. متشکرم.

Reza Pahlavi

409,348 просмотров • 1 год назад

🟥#فوری: وارد مهم‌ترین، حساس‌ترین، خطیرترین و پر التهاب‌ترین فاز شده‌ایم 🔴#مسعود_رجوی- ۵فروردین۱۴۰۴: تبریک برای چهل و چهارمین بهار سرخ‌فام مقاومت تاریخی 🔸سر مار ولایت در #سوریه و لبنان به سختی به سنگ خورد اکنون در ایران باید درهم کوبیده شود 🔸وارد مهم‌ترین، حساس‌ترین، خطیرترین و پر التهاب‌ترین فاز شده‌ایم 🔸فاز تعیین‌تکلیف و تعیین سرنوشت خلق ما با رژیم ولایت فقیه و همدستان و مزدوران 🔸کثـرت، شـدت و سـرعت حوادث در دریای طوفانی ویژگی موقعیت پرالتهاب انقلابی است 🔸«سیلی سخت» خامنه‌ای، دروغ سخت سیزده است! #خامنه‌ای هنگام تحویل سال جدید، سال «پرماجرای» ۱۴۰۳ را با سال ۱۳۶۰ شبیه دانست. اما نخواست تکرار کند که خدا همان خدای سال ۶۰ است. از خدای ۴۰۴ بسیار می‌ترسد و بیم آن دارد طوری بشود که به سال ۶۰ غبطه بخورد! قهرمان سال مردم #ایران، فرهیخته‌ترین «آبدارچی» جهان لرزه بر اندامش می‌اندازد. شعار پوشالی «سرمایه‌گذاری برای تولید» هم چیزی جز چپاول بیشتر و بیشتر و ریختن به جیب سپاه و اطلاعات و تولید «مالباختگان» جدید نیست. می‌خواهد سفرهٔ مردم را هر چه کوچکتر و آنها را زمین‌گیر کند تا کسی قیام نکند. می‌گوید آمریکایی‌ها بدانند که در مواجهه با استبداد دینی در ایران با تهدید به جایی نخواهند رسید و اگر هم کاری بکنند، سیلی سخت خواهند خورد. اما این دروغ سخت سیزده است! ۱-مواجهه و رویارویی با این رژیم کار مردم ایران، جوانان شورشگر، شهرهای شورشی و ارتش آزادیبخش ملی است. ۲-برای خامنه‌ای اوجب واجبات، حفظ نظام و سلطنت مطلقهٔ ولی‌فقیه به هر قیمت است. باقی فریب و فسانه است. ۳-هر روزنه‌ای در ولایت انحصاری به شکاف و شقه در ساختار نظام و باز شدن در و دروازه می‌انجامد و آنگاه نه از تاک نشان ماند و نه تاک‌نشان. ۴-خامنه‌ای از سرنوشت شاه و قذافی درس گرفته. نه مانند آن یکی به شکستن طلسم اختناق تن می‌دهد و نه مانند این یکی اتمی خود را دو دستی تقدیم خواهد کرد. ۵-زهر خوردن مانند خمینی در جنگ ضدمیهنی ۸ ساله همراه با قتل‌عام زندانیان ما و نسل‌کشی مجاهدین در ظرفیت و قد و قواره خامنه‌ای نیست. ۶-هیچ مذاکرهٔ «برد-برد» و موفقیت‌آمیز هم برای خامنه‌ای متصور نیست زیرا آمریکای امروز «زهر» اتمی در دست خامنه‌ای را نخواهد خورد. ۷-نتیجه این‌که تا آنجا که در وسع و توان خامنه‌ای است، بر سرکوب و غارت پامی‌فشارد اما ناخواسته بر ابعاد اشتعال و انفجاری که در تقدیر است، می‌افزاید. ۸-آمار عملیات ضداختناق و پراتیک‌های انقلابی #کانون‌های_شورشی در ۱۴۰۳ گویای همین حقیقت است: ۳۰۷۷عملیات و بیش از ۳۹هزار پراتیک در ۳۱ استان شامل ۱۳۵شهر و ۲۸۱۳پراتیک در چهارشنبه‌سوری، با کارزارهای بی‌وقفه در جمعه‌های #زاهدان که به‌رغم دستگیری و سرکوب از دیماه ۱۴۰۱ تاکنون۱۲۰هفته است ادامه دارد. این با بیشترین و گسترده‌ترین کارزارهای جهانی و حمایت‌های بین‌المللی از مقاومت ایران در ۵ قاره ترکیب و تکمیل می‌شود شامل ۱۲۹۱فقره تظاهرات و جلسات و تجمعات و نمایشگاهها در کشورهای مختلف جهان. آن‌که به سود شیخ و شاه و ارتجاع و استعمار می‌گوید آلترناتیوی «در این وادی خاموش و سیاه» وجود ندارد برود شرم کند! سال آتشفشـان و قیـام مبـارک انقلاب دموکراتیک نوین ایران پیروز می‌شود رود خروشان خون شهیدان در پرتو مهر تابان مقاومت و آزادی ایران ضامن پیروزی محتوم خلق ماست #نوروز #نه_شاه_نه_شیخ #زن_مقاومت_آزادی

سازمان مجاهدین خلق ایران

72,326 просмотров • 1 год назад

فرید زکریا، تحلیل‌گر شبکه سی‌ان‌ان، در تازه‌ترین تحلیل خود به یک پرسش کلیدی می‌پردازد: چرا قدرتمندترین کشور جهان نمی‌تواند خواسته‌اش را به کشوری به‌مراتب کوچک‌تر و ضعیف‌تر تحمیل کند؛ کشوری که سال‌ها زیر فشار تحریم‌های اقتصادی و حملات نظامی فرسوده شده است؟ به گفته او، ساده‌ترین راه برای درک مشکل آمریکا در جنگ با ایران، نگاه از دریچه نظریه بازی‌هاست. زکریا معتقد است ترامپ تصمیم گرفت با ایران وارد یک «بازی جوجه» شود؛ همان صحنه دو راننده‌ای که مستقیم به‌سوی هم می‌رانند. در چنین بازی‌ای، وقتی موضوع برای یک طرف به مرگ و زندگی گره خورده و برای طرف دیگر اهمیتی بسیار کمتر دارد، معمولاً طرفی که چیز بیشتری برای از دست دادن دارد پیروز می‌شود. برای حکومت ایران، شکست می‌تواند به‌معنای سرنگونی و نابودی باشد، اما برای ترامپ نهایت ماجرا یک آخر هفته ناخوشایند است. روشن است که چرا طرف ایرانی آماده‌تر است فرمان را قفل کند و کوتاه نیاید. اما زکریا تأکید می‌کند که ریشه دشواری آمریکا در برخورد با ایران، فراتر از ترامپ و این جنگ شتاب‌زده است. به باور او، از زمانی که جمهوری اسلامی به قدرت رسید، واشینگتن میان دو رویکرد سرگردان بوده است. از یک سو فهرستی از مسائل مشخص داشته که خواهان حل آن‌ها بوده، از آزادی گروگان‌ها تا محدودیت‌های هسته‌ای؛ و از سوی دیگر، هدفی بنیادی‌تر را دنبال کرده که همان سرنگونی حکومت است، نه صرفاً مذاکره با آن. این تضاد نزدیک به نیم قرن در سیاست خارجی آمریکا جریان داشته است. پرسش اصلی این است: آیا واشینگتن می‌خواهد برخی سیاست‌های ایران را تغییر دهد یا می‌خواهد خود ایران را دگرگون کند؟ آمریکا با نشستن پای میز مذاکره، عملاً درجه‌ای از مشروعیت را به جمهوری اسلامی می‌بخشد و آن را نماینده ایران در صحنه جهانی به رسمیت می‌شناسد. این پذیرش برای بخشی از نخبگان آمریکایی که جمهوری اسلامی را نامشروع می‌دانند و معتقدند تنها سیاست درست در قبال آن سرنگونی است، ناخوشایند است. با این حال، چیزهایی وجود دارد که واشینگتن می‌خواهد و تنها تهران می‌تواند آن‌ها را فراهم کند. زکریا یادآوری می‌کند که همین تناقض باعث شد حتی رونالد ریگان نیز در خفا با روحانیون ایران مذاکره کند، در حالی که در ملأ عام آنان را محکوم می‌کرد. این دوگانگی را می‌توان تقریباً هر روز در رفتار ترامپ دید: یک پیام تهدید می‌کند که تمدن ایران را نابود خواهد کرد و به ۴۷ سال شرارت پایان خواهد داد، و پیامی دیگر در همان روز از پیشرفت مذاکرات سخن می‌گوید. ترامپ خوش‌بین وارد گفت‌وگو می‌شود، میان دورهای مذاکره جنگ به راه می‌اندازد و از مردم ایران می‌خواهد حکومتشان را سرنگون کنند، و کمتر از یک هفته بعد دوباره وعده می‌دهد که در صورت پذیرش خواسته‌هایش، آینده‌ای بسیار روشن در انتظار ایران خواهد بود. به اعتقاد زکریا، آمریکا پیش‌تر نسبت به اتحاد جماهیر شوروی نیز چنین نگرش متناقضی داشت. واشینگتن پس از تسلط کمونیست‌ها بر روسیه در سال ۱۹۱۷ روابطش را قطع کرد و حدود پانزده سال بعد، فرانکلین روزولت موجودیت آن را به رسمیت شناخت. در دهه ۱۹۷۰، سیاست مذاکره هنری کیسینجر با شوروی از سوی جناح راست به‌شدت نکوهش شد، چرا که به‌معنای تقویت جایگاه یک «امپراتوری اهریمنی» تلقی می‌شد. پاسخ کیسینجر همواره این بود که آمریکا در تقابل ایدئولوژیک با شوروی قرار دارد، اما منافع ملی مشخصی نیز دارد، مانند مهار سلاح‌های هسته‌ای، که بدون توافق با مسکو دست‌یافتنی نبود. زکریا، باراک اوباما را معادل کیسینجر در پرونده ایران می‌داند. به گفته او، دولت اوباما تنها دولتی بود که دست به یک انتخاب روشن زد و به این نتیجه رسید که هرچند آمریکا شاید حکومتی دیگر را در ایران ترجیح دهد، برای مقابله با بزرگ‌ترین خطر علیه منافع ملی خود، یعنی مسئله هسته‌ای، ناچار است با همین حکومت کنار بیاید. توافق هسته‌ای تلاشی بود برای مهار خطرناک‌ترین عنصر سیاست خارجی ایران و در این کار موفق شد، اما در نگاه بسیاری از راست‌گرایان، بهای آن مشروعیت‌بخشی به حکومت بود. به همین دلیل ترامپ آمریکا را از توافق خارج کرد؛ تصمیمی که به بی‌اعتباری حسن روحانی، رئیس‌جمهور وقت، و بازگشت تندروها در تهران انجامید. تندروهایی که برنامه غنی‌سازی را شتاب بخشیدند و در نهایت ترامپ را دقیقاً به همان دوراهی نخست بازگرداندند: توافق یا ایستادگی؟ زکریا در پایان می‌گوید اکنون روشن است که ترامپ خواهان توافق است، اما با بستن این توافق ممکن است سرانجام همان چیزی را به جمهوری اسلامی بدهد که چهل‌وهفت سال در پی آن بوده است؛ پذیرشی بی‌قیدوشرط، آن‌هم از جانب تندروترین عناصر آمریکا. و برای تهران، چنین جایزه‌ای ارزش امتیازهای فراوان را دارد.

Panah Farhadbahman 🎒

40,653 просмотров • 2 месяцев назад

🟥#فوری: پیام صوتی #مسعود_رجوی ۵فروردین۱۴۰۴ 🔴وارد مهم‌ترین، حساس‌ترین، خطیرترین و پر التهاب‌ترین فاز شده‌ایم 🔸سر مار ولایت در #سوریه و لبنان به سختی به سنگ خورد اکنون در ایران باید درهم کوبیده شود 🔸وارد مهم‌ترین، حساس‌ترین، خطیرترین و پر التهاب‌ترین فاز شده‌ایم 🔸فاز تعیین‌تکلیف و تعیین سرنوشت خلق ما با رژیم ولایت فقیه و همدستان و مزدوران 🔸کثـرت، شـدت و سـرعت حوادث در دریای طوفانی ویژگی موقعیت پرالتهاب انقلابی است 🔸«سیلی سخت» خامنه‌ای، دروغ سخت سیزده است! #خامنه‌ای هنگام تحویل سال جدید، سال «پرماجرای» ۱۴۰۳ را با سال ۱۳۶۰ شبیه دانست. اما نخواست تکرار کند که خدا همان خدای سال ۶۰ است. از خدای ۴۰۴ بسیار می‌ترسد و بیم آن دارد طوری بشود که به سال ۶۰ غبطه بخورد! قهرمان سال مردم #ایران، فرهیخته‌ترین «آبدارچی» جهان لرزه بر اندامش می‌اندازد. شعار پوشالی «سرمایه‌گذاری برای تولید» هم چیزی جز چپاول بیشتر و بیشتر و ریختن به جیب #سپاه و اطلاعات و تولید «مالباختگان» جدید نیست. می‌خواهد سفرهٔ مردم را هر چه کوچکتر و آنها را زمین‌گیر کند تا کسی قیام نکند. می‌گوید آمریکایی‌ها بدانند که در مواجهه با استبداد دینی در ایران با تهدید به جایی نخواهند رسید و اگر هم کاری بکنند، سیلی سخت خواهند خورد. اما این دروغ سخت سیزده است! ۱-مواجهه و رویارویی با این رژیم کار مردم ایران، جوانان شورشگر، شهرهای شورشی و ارتش آزادیبخش ملی است. ۲-برای خامنه‌ای اوجب واجبات، حفظ نظام و سلطنت مطلقهٔ ولی‌فقیه به هر قیمت است. باقی فریب و فسانه است. ۳-هر روزنه‌ای در ولایت انحصاری به شکاف و شقه در ساختار نظام و باز شدن در و دروازه می‌انجامد و آنگاه نه از تاک نشان ماند و نه تاک‌نشان. ۴-خامنه‌ای از سرنوشت شاه و قذافی درس گرفته. نه مانند آن یکی به شکستن طلسم اختناق تن می‌دهد و نه مانند این یکی اتمی خود را دو دستی تقدیم خواهد کرد. ۵-زهر خوردن مانند خمینی در جنگ ضدمیهنی ۸ساله همراه با قتل‌عام زندانیان ما و نسل‌کشی #مجاهدین در ظرفیت و قد و قواره خامنه‌ای نیست. ۶-هیچ مذاکرهٔ «برد-برد» و موفقیت‌آمیز هم برای خامنه‌ای متصور نیست زیرا #آمریکا ی امروز «زهر» اتمی در دست خامنه‌ای را نخواهد خورد. ۷-نتیجه این‌که تا آنجا که در وسع و توان خامنه‌ای است، بر سرکوب و غارت پامی‌فشارد اما ناخواسته بر ابعاد اشتعال و انفجاری که در تقدیر است، می‌افزاید. ۸-آمار عملیات ضداختناق و پراتیک‌های انقلابی #کانون‌های_شورشی در ۱۴۰۳ گویای همین حقیقت است: ۳۰۷۷عملیات و بیش از ۳۹هزار پراتیک در ۳۱ استان شامل ۱۳۵شهر و ۲۸۱۳پراتیک در چهارشنبه‌سوری، با کارزارهای بی‌وقفه در جمعه‌های #زاهدان که به‌رغم دستگیری و سرکوب از دیماه ۱۴۰۱ تاکنون۱۲۰هفته است ادامه دارد. این با بیشترین و گسترده‌ترین کارزارهای جهانی و حمایت‌های بین‌المللی از مقاومت ایران در ۵قاره ترکیب و تکمیل می‌شود شامل ۱۲۹۱فقره تظاهرات و جلسات و تجمعات و نمایشگاهها در کشورهای مختلف جهان. آن‌که به سود شیخ و شاه و ارتجاع و استعمار می‌گوید آلترناتیوی «در این وادی خاموش و سیاه» وجود ندارد برود شرم کند! سال آتشفشـان و قیـام مبـارک انقلاب دموکراتیک نوین ایران پیروز می‌شود رود خروشان خون شهیدان در پرتو مهر تابان مقاومت و آزادی ایران ضامن پیروزی محتوم خلق ماست #نوروز #نه_شاه_نه_شیخ #زن_مقاومت_آزادی #تهران #خبر_فوری

سازمان مجاهدین خلق ایران

67,547 просмотров • 1 год назад