Loading video...

Video Failed to Load

Go Home

از بلاگرا متنفرم اما از حجاب استایل ها خیلی بیشتر، ما کم حجابا حداقل خودمونیم، با چادر و حجاب کامل عشوه و نازت دیگه چیه خجالت بکش اون چادر حرمت داره من یکی چون حرمت داره سرم نمیکنم میگم یه وقت اشتباهی نکنم به پای همه چادریا نوشته شه...

33,268 views • 11 months ago •via X (Twitter)

0 Comments

No comments available

Comments from the original post will appear here

Related Videos

متفکر اعظم و با سوادترین رییس جمهور دنیا در جواب یک دانشجو که پیشنهاد داد از هوش مصنوعی استفاده کنند در کلماتی گهربار و علمی فرمود : هوش مصنوعی اگه درست بود تا الان مارو خورده بود ! هوش مصنوعی مسته ! همه این سوتی ها به کنار اون چیزی که به من تیر آخر رو زد این بود که رییس جمهور مملکت فکر می‌کرد چون اسراییل با هوش مصنوعی به ایران حمله کرده پس استفاده ازش برای ما خطرناکه و ممکنه بیاد مارو بخوره !!!! خیلی قشنگ یه جوک قدیمی رو به صورت تصویری بازسازی کرد به یارو میگن خبر داری میخواد موبایل بیاد تو روستا ؟ طرف که هیچ‌ درکی از موبایل نداشت با خودش فکر کرد لابد چیز خطرناکیه و گفت به درک بابا بذار بیاد همه مون رو بخوره از این زندگی راحت بشیم :) حتی تصورشم نمی‌کردم این جوک در مورد یه آدم بی بیسواد و اندکی خنگ هم به واقعیت بپیونده چه برسه به اینکه رییس جمهور مملکت ایران نقش اولش باشه ! شاید شما به این متن خندیده باشین و به نظرتون متن طنز آلودی باشه ولی من این توییت رو از سر درد و اندوه زیاد نوشتم وقتی که خیلی غمگین و ناامید میشم قلمم ناخودآگاه طنز آلود میشه نمی‌دونم شاید برای این باشه که اندکی از درد و ناراحتیم رو کاهش بده حقیقتا درد داره مملکتی که دانشمندان و نخبگانی مثل چمران با تخصصش تو پلاسما فیزیک و شهریاری با محاسبات فیزیکش و تهرانی مقدم با نبوغش توی موشکی و.... فداش شدن همچین آدمی با چنین درک کاریکاتوری و از مقولات مهم علمی رییس جمهوری شده باشه بیشتر به نظر میرسه یه دلقک رو رییس جمهور کردیم که به جای حل مشکلات مارو به اونا بخندونه که مشکلات رو یادمون بره ! تبریک میگم با لجاجت مملکت رو به جایی رسوندین که بزرگترین دستاورد رییس جمهورش سوتی های غیر قابل باور هفتگیشه از متر ۱۰۰ گرفته تا نسل ضد و هوش مصنوعی مستی که میاد مارو میخوره.... دریغ بود این ایرانی که از سر لجاجت ویرانش کردین دریییییییغ

شوفر اسنپ ِ سیاست زده

15,397 views • 8 months ago

🎥 شوهرم می‌گه عزیزم تو فیلم‌ها با هنرپیشه‌های مرد کاملاً عریان می‌خوابی و سکس می‌کنی، من ناراحت نمی‌شم... ولی من وقتی می‌بینم شوهرم تو فیلم‌ها با زن‌ها لخت می‌خوابه و سکس می‌کنه، «شکنجه‌ی بی‌رحمانه و غیرمعمول» می‌شم! 😏🔥👇👇 👈 بلیک لایولی (Blake Lively)، بازیگر معروف سریال Gossip Girl و فیلم‌هایی مثل The Age of Adaline و A Simple Favor. شوهرش: رایان رینولدز (Ryan Reynolds)، سوپراستار هالیوود و بازیگر Deadpool. 🔹 خود بلیک لایولی هم تو فیلم‌هاش صحنه‌های عریان و خوابیدن با بازیگرهای مرد داشته: - تو فیلم Savages (۲۰۱۲) با آرون تیلور-جانسون صحنه‌های سکس و برهنه (از جمله سینه‌ها) داشته. - تو فیلم All I See Is You (۲۰۱۶) برای اولین بار کاملاً برهنه ظاهر شده و صحنه‌های سکس و دوش عریان داشته. 🔹 رایان رینولدز (شوهرش) درباره‌ی بوسه‌ها و صحنه‌های سکسی همسرش با بازیگرهای مرد دیگه گفته: «من زیاد اذیت نمی‌شم. نمی‌خوام حس خزنده بده، ولی واقعیت اینه که ۵۰-۶۰ نفر خسته و گرسنه‌ی تیم فیلمبرداری دقیقاً پشت سرشون ایستادن.» 🎬 درباره‌ی فیلم Deadpool (۲۰۱۶): تو این فیلم رایان رینولدز نقش وید ویلسون (ددپول) رو بازی می‌کنه و با مورنا باکارین یه مونتاژ سکس طولانی، خیلی صریح و کمدی دارن که رابطه‌شون رو در طول یک سال کامل نشون می‌ده. صحنه‌ها شامل عریانی کامل، پوزیشن‌های مختلف و شوخی‌های خیلی رکیکه (از جمله قضیه‌ی سیب‌زمینی پوره از سوراخ باسن). ✅ بلیک لایولی تو برنامه‌ی جیمی فالن تعریف می‌کنه: 🔺 «تو هواپیما با دخترم جیمز بودم. این روزها یه جور شکنجه‌ست، چون هر طرف که نگاه می‌کنم، تو هر صفحه شوهرم داره تو یه مونتاژ سکس طولانی با یه زن دیگه حال می‌کنه... چون همه تو هواپیما می‌خوان Deadpool ببینن. همه‌شون! 🔺 برای چهارده ساعت تمام، شوهرم داره سیب‌زمینی پوره از سوراخ باسنش می‌خورن... چون این سکانس تو فیلمله. خیلی قشنگه ها! 🔺 واقعاً یه شکنجه‌ی بی‌رحمانه و غیرمعموله. 🔺 بعد دخترم داد می‌زنه «بابا... باباا!» و شروع می‌کنه صفحه رو بغل کردن و بوسیدن و براش دست تکون دادن... در حالی که باباش داره تو همون صفحه با یه زن دیگه سکس می‌کنه و اصلاً جوابش رو نمی‌ده!» 🔥

Akbar Ganji

64,007 views • 21 days ago

یکی به این …. بگه به تو چه کی چی میپوشه و من ترجیح میدم آدم باشم آدم فروش نباشم مثل تو. این‌همه ژل لب با آرایش... اصلاً این چهره، با حجاب، مقبولِ جمهوری اسلامی هست؟! 🔹اصلاً در هیچ‌جای دنیا کسی به این فکر نمی‌کنه که «اندامم رو نشون بدم تا نشان‌دهنده آزادی، پیشرفت و باکلاسی باشه»؛ چون نوع پوشش مثل نفس کشیدن یک امر کاملاً طبیعی و حق فردیه و کسی اصلاً به این مفاهیمی که تو می‌گی فکر نمی‌کنه. 🔹اینکه یه نفر کجا چی می‌پوشه یا نمی‌پوشه، یا چقدر و کجاش ژل می‌زنه به کسی ربطی نداره؛ دقیقاً همون‌طور که قیافه کریه‌تو به بقیه ربطی نداره! اگه من از قیافه‌ت خوشم نمی‌اد، دلیل نمی‌شه هیچ‌کس دیگه‌ای هم نپسنده. 🔹خیلی هم طبیعیه که یه مرد دوست داشته باشه زنش به‌روز بگرده و براش خرج کنه (خرج بکنن یا نکنن هم باز به خودشون ربط داره). اصلاً مانتو چیه؟! زن می‌تونه تاپ و دامن کوتاه بپوشه؛ پوششی مثل مانتو تو تمام دنیا عجیبه! این فقط جمهوری اسلامیه که مردم رو مجبور می‌کنه. (مسلمون‌های کشورهای دیگه با انتخاب خودشون حجاب می‌ذارن، اما جمهوری اسلامی همه‌ی عقاید رو مجبور می‌کنه). 😵‍💫بخشی از افاضات این خانم با این ظاهر و حجاب: «نمایش اندام‌های خصوصی یک خانم به هیچ عنوان تو هیچ کجای جهان نشان‌دهنده آزادی، پیشرفت و باکلاسی نیست.»🤜 «یک سری چیزارو کف خیابون پوشیدید، طرف رو تخت‌خواب واسه شوهر خودش با خجالت تن می‌کنه!»🤜 «اونی که میاد به تو میگه بروز باش، پول بهت میدم برو موهاتو بلوند کن، اون مانتو کوتاه‌تو بپوش، ساپورت بپوش، دستتو می‌گیره، تو شهر نشون همه دوستاش میده... اون می‌خواد به واسطه تو خودشو بکشه بالا... بگه ببین، کیو مخ کردم!»🤜 با همین قیافه اومدی داری افکار جمهوری اسلامی رو پروموت می‌کنی؟!😵‍💫 همون‌طور که تو عکس‌های پیجش می‌بینید، کل پیجش موهاش بیرونه؛ حالا به دستور ارباباش اومده از حجاب می‌گه! 😆

Elham

22,440 views • 20 days ago

ماه اوت سال ۲۰۱۹ با یه پاسپورت جعلی قاچاقی از جزیره میکونوس یونان به پاریس پرواز کردم و یه دوستی با ماشین من رو رسوند به شهر کلن آلمان. دو ماه و نیم تو یه کمپ موقت تو شهر اِسن بودم که یه ماه اولش با یه پسر ایرانی به اسم دانیل تو یه اتاق بودیم. خیلی پسر مشتی و باحالی بود و اصلا مشکلی نداشتیم. آرایشگر بود و موهای بچه ها رو کوتاه میکرد. تنها مشکل من این بود که دانیل شب‌ها خیلی خر و پف میکرد و من نمی‌توانستم بخوابم. بعضی شبها از صدای بلندش عصبی می‌شدم و می‌رفتم تو راهرو می‌شستم. بالاخره نگهبان‌های کمپ دلشون برام سوخت و مدیریت بهم یه اتاق جدا داد. بعد از مصاحبه‌م از اونجا به یه کمپ دیگه تو شهر راینه منتقل شدم. شاید بگم یکی از سخت ترین دوران زندگیم رو تو اون کمپ گذروندم. با سه تا پسر ایرانی هم اتاق بودم. دو تا آرش و اسماعیل. واقعا بچه های خوبی بودن ولی سبک زندگی من به اونها نمی‌خورد. اونها تقریبا هر شب تا دیر وقت عیش و نوش داشتن و من زود می‌خوابیدم و صبح‌ها ساعت ۶ بیدار میشدم و تو‌ کمپ می‌دویدم و ورزش میکردم. از طرفی هم شرایط زندگی تو کمپ خیلی مشابه زندگی تو کمپ اشرف بود. منظورم بخش زندگی جمعیش بود. اتاق خواب جمعی، سالن غذاخوری جمعی، حموم و توالت جمعی. این خیلی من رو آزار می‌داد. طوری که تو دسامبر ۲۰۱۹ دوچار افسردگی شدید شدم. تو عمرم، حتی با گذشت از اون همه بلا تو مجاهدین هیچ وقت افسرده نشده بودم. اما توی اون کمپ از درون احساس خفگی شدید می‌کردم. به خودم می‌گفتم من که از چنگ اون فرقه آزاد شدم و چی شد دوباره افتادم توی این وضعیت. هفته‌ای سه شب کابوس می‌دیدم که دوباره برگشتم تو مجاهدین و از شدت ترس بیدار میشدم. بعضی وقتها قلبم اینقدر تند می‌تپید احساس می‌کردم ممکنه الان سکته کنم. توی کمپ خیلی ساکت بودم و تلاش می‌کردم فقط با افراد سلام و علیک داشته باشم. هر روز کامپیوترم‌ رو بر‌ می‌داشتم و می‌شستم تو اتاق اینترنت و یا زبون آلمانی می‌خوندم و یا خرد خرد کتاب سرگذشت زندگیم رو می‌نوشتم. در ظاهر تلاش می‌کردم خودم رو محکم و سرحال نشون بدم ولی در درون داشتم خفه میشدم. انگار یکی گلوم رو از تو‌ گرفته بود و فشار می‌داد. چند شب زیر پتو از حال خودم گریه‌م گرفت و فقط تلاش می‌کردم گریه‌م رو غورت بدم تا هم اتاقی‌هام متوجه نشن. یه روز دیگه تاب نیاوردم و رفتم پیش یکی از کارکنان کمپ. یه مرد افغانی بود که سال‌های سال توی آلمان زندگی می‌کرد و با همسرش توی کمپ کار می‌کردن. بچه‌های ایرانی کمپ باهاش خیلی خوب بودن و برای احترام زیادی قائل بودن. من باهاش هیچ وقت صحبت نداشتم ولی از انرژیش احساس میکردم می‌تونم بهش اعتماد کنم. رفتم پیشش و درخواست صحبت کردم. من رو برد تو یه اتاق و نشستیم سر میز. گفت بگو پسرم چی شده؟ هر بار که دهنم رو باز میکردم صحبت کنم بغضم می‌گرفت و نمی‌تونستم. گفت کار من اینجا اینه که به تو کمک کنم و راحت حرف بزن. تو اون لحظه یه دفع بغضم ترکید و شروع به گریه کردم. دیگه نمی‌تونستم خودم رو نگه دارم و تو اون لحظه احساس کردم دیگه نیازی نیست خودم رو قوی نشون بدم. بعد از یه دقیقه گریه به خودم مسلط شدم و شروع کردم به تعریف زندگیم و شرایط توی فرقه مجاهدین و سختی‌هایی که کشیده بودم. تو کل ۲۰ دقیقه‌ای که من صحبت میکردم اون هیچ چی نگفت. وقتی تموم‌ شدم گفت یه دقیقه واستا. گوشیش رو در آورد و زنگ زد به مدیر کمپ. گفت پیش یکی از پناهنده‌ها هستم که داستانش فرق می‌کنه و اتاق تکی نیاز داره. بعد در جا من رو برد پیش دکتر کمپ. داستان من رو خلاصه به دکتر گفت و دکتره درجا برگشت بهم گفت که من مجاهدین رو میشناسم و می‌دونم چی کشیدی. گفت میتونم برات دارو تجویز کنم ولی فکر میکنم همین که اتاق تکی داشته باشی بهت کمک میشه که کمی آرامش‌ پیدا کنی. از اون به بعد و تا زمان شروع کرونا، من یه اتاق تکی داشتم. آرامش توی اتاق کمی بهم احساس راحتی دست داد. دیگه احساس خفگی نمی‌کردم. دقیقا همون دوران بود که با همسر فعلیم آشنا شده بودم و اون بهم یوگا و مدیتیشن یاد داد. روزی دو بار توی اتاقم می‌شستم و ۲۰ دقیقه مدیتیشن میکردم. رفتم توی باشگاه شهر ثبت نام کردم و کلا روحیه‌م عوض شد. یه طوری از درون انگار خودم یا همون اصالتم رو پیدا کردم. روزها تو‌ اتاقم می‌شستم و به گذشته‌م فکر میکردم و اینکه از چه سختی‌هایی عبور کردم. یه روز توی همین فکرها بودم‌ که یهو به ذهنم زد منی که از این همه سختی و بلا عبور کردم پس از هر چی هم بعدش بیاد می‌تونم عبور کنم. تصمیم گرفتم دیگه غصه آینده رو نخورم. و تا به امروز هم همینطور بوده. یک لحظه هم غصه اینکه قراره چی بشه و من چی میشم و آیا از پسش بر میام رو نخوردم. اطمینان دارم که بر میام. یه جوری شکست ناپذیر شدم تو زندگی. دیگه از چیزی نمی‌ترسم. زندگی زیباست✨🌷

Ray Torabi

26,451 views • 1 year ago

پنج دقیقه جفنگ و مهمل، همراه با عشوه‌های شتری و ننر بازی. اوج تهی بودن یک بشر به اسم #مهدیه_گلرو ولی کاری به ایناش ندارم. میخوام این مهملی که “جمهوری‌خواهی رئیس نمیخواد” و این که زیاد بهمون میگن “خجالت بکشید، شما خودتون میخواید یکی شاهتون بشه و شما رعیتش بشید. چرا خودتون نه؟” را یه توضیح بدم، بیشتر برای امثال این عمله که هنوز نمیفهمن. جامعهٔ انسانی در هر حد و اندازه‌اش نیاز به ساختار و تشکّل داره. این که شما در کجای این ساختار قرار میگیری هم فقط بر این اساسه که چطور میتونی به انسجام و حرکت اون ساختار کمک کنی. شما اگه توی یه شرکت هم کار میکنی، یه رئیس داری و یه مدیرعامل و یه تعداد کارمند زیردستت. این که یکی تو این ساختار، مدیرعامل شده، معنیش این نیست که حق شما را خورده. مهم، همکاری جمعی در قالب اون ساختاره. درسته که توی یه شرکت مثل تسلا، ایلان‌ماسک ملیونی حقوق میگیره و معروفه، احتمالاً طراح‌هایی هم داره که بدنه ماشین را طراحی میکنند و در کار خودشون چه بسا بهترین در دنیا باشند. اما نمیان بر علیه ایلان‌ماسک قیام کنن که تو چرا مدیرعامل و معروفی ولی ما نیستیم. بلکه با رضایت کامل در اون مجموعه کار میکنن چون اون ساختار بهشون امکان میده که کاری که دوست دارن را انجام بدن. این که #مهدیه_گوزو هنوز با این سن و هیکل فکر میکنه جمهوری‌خواهی یعنی این که رئیس نداشته باشی، نشون میده که این آدم نه تنها جامعه‌شناسی و سیاست را در حد سرگین هم نمیفهمه، که حتی خاله‌بازی هم بلد نیست. بعد همین اراذل به ما اعتراض میکنن که چرا نمیخواین تو یه فرآیند انتخاباتی با ما تو یه کاسه باشین!!! آخه چرا منِ نوعی، باید با این گوزو هر چهار سال اعصاب و روانم گهی بشه؟

جوالدوز

94,547 views • 1 year ago