正在加载视频...

视频加载失败

از روبیو وزیر خارجه امریکا می پرسند چرا بند پنجم در تفاهم نامه بنوعی مالکیت تنگه هرمز به ایران واگذار شده است . ایشان می فرمایند این مالکیت دلیل نمی شود ایران به کشتی ها حمله کند. حالا سخنگوی وزیر کشور می گوید ما وقتی مراسم ترحیم در عراق...

25,081 次观看 • 1 个月前 •via X (Twitter)

0 条评论

暂无评论

原始帖子的评论将显示在这里

相关视频

شبکه من‌وتو تلاش کرده است با طرح ادعاهایی مبنا بر قطعی اینترنت و اطلاعات برادرم در داخل زندان از فضای سیاسی به موضوع ویس منوچهر بختیاری برچسب امنیتی بزند. از شبکه من‌وتو و سایر رسانه‌ها درخواست می کنم که از بنده دعوت کنند و پرسش‌های خود را به‌صورت مستقیم مطرح نمایند. البته این ویس از زندانیان سیاسی که در تاریخ ۱۴۰۵/۲/۵ هم ویس داده و هم در عصر حجر اینترنت داشته و برای اینترنشنال ارسال شده را منتشر می کنم ، « تا ذهن خانم قاضی مراد بیش از این مشوش نماند » که چگونه زندانی سیاسی ویس بیرون می دهد . خب نمی شود خرده گرفت .یقینا از اروپا نمی شود فهمید که زندانیان سیاسی هم از امکان تماس برخوردارند ، کارت تماس و کارت پول دارند و البته خانواده های شان می توانند تماس ها را ضبط کنند هر زندانی سیاسی امنیتی ، اگر تلفنش قطع نباشد ، می تواند ویس بیرون بدهد فقط باید پی پرونده سازی در زندان را به تن خویش بمالد . مجریان محترم منوتو ، من خارج از کشور هستم و این امکان را دارم که در برنامه‌های رسانه ها حضور پیدا کرده و با کمال میل به تمامی پرسش‌ها پاسخ دهم. شایسته نیست وقتی منوچهر بختیاری صدایی خارج از ایران دارد ، اینقدر کنجکاو باشید و فکرتان درگیر شود و خدانکرده به یک تخریب پدر دادخواه ، و یک زندانی سیاسی در بند رژیم روی آورید . ما پرسشگری ها را نه با تخریب با احترام پاسخ می دهیم . منوتو اتاق خبر منوتو | آرشیو

Saba.Bakhtyari

30,578 次观看 • 4 个月前

سعید جلیلی در شبکه افق: ریشی سوناک عنوان کرده نظم غربی درحال فروپاشی است و ایران درحال شکل دادن به نظم جدیدی است سوناک در سخنرانی رسمی خود در ۱۳ می ۲۰۲۴،گفت: «یک محور از دولت‌های اقتدارگرا مانند روسیه، ایران، کره‌شمالی و چین در تلاش هستند ارزش‌ها و هویت ما را تضعیف کنند» . او این کشورها را با هم ذکر کرده، اما نگفته نظم غرب سقوط کرده یا جملاتی این چنینی. شبیه به این مطلب نیز در مقاله‌ ی وال‌استریت ژورنال، نوشت :اگر کشورهای دارای دموکراسی‌ اقدامی نکنند، «محور اقتدارگرا» شامل چین، روسیه، ایران و کره‌شمالی نظم جدیدی را شکل خواهند داد ­­اما نه بر پایه «فعل مقابله مستقیم» یا ادعای فروپاشی کامل نظم غربی. او همچنین هشدار داد که این دوره می‌تواند «خطرناک‌ترین و در عین حال تحول‌آفرین‌ترین دوران برای جهان» باشد و قدرت های دموکراسی‌باید متحد شوند. وقتی چنین حساسیتی روی سعید جلیلی وجود دارد بنظر می رسد تیم مشاوران رسانه ای او مطالب دقیق و با ذکر منبع را به او انتقال دهند نه برداشت و تحلیل سلیقه ای از مطلب منتشر شده

علیرضا پورمسعود🇮🇷

26,935 次观看 • 1 年前

متاسفم‌ که مجبور می شوم این ویدیوها را منتشر کنم ؛ اما متاسفانه برخی علاقه دارند خود را به نفهمیدن بزنند ، عصر اینترنت است و هیچ چیز تحریف شدنی نیست . کسانی که امروز تلاش می‌کنند حرف مرا تحریف کنند، خوب می‌دانند که هیچ‌کس منکر حمایت مردم خارج از کشور نیست. منظور من هم‌ مردم ‌نیستند . مردم در سرما و گرما، در برف و باران، کار و زندگی‌شان را رها کردند و برای حمایت از مردم داخل ایران به خیابان آمدند. این فداکاری‌ها قابل انکار نیست. اما بحث مردم نیستند؛ مورد بحث کسانی هستند که هدایت و مدیریت این تجمع‌ها و فراخوان‌ها را در دست گرفتند و این حمایت عظیم را، به‌جای رساندن صدای بی‌صدای مردم ایران، به بیراهه کشاندند. لطفاً سفسطه نکنید. همه دیدند که چگونه به‌جای تمرکز بر صدای زندانیان سیاسی، خانواده‌های دادخواه، اعدام‌ها و جان‌باختگان، پای بلاگرها، چهره‌های بدنام و افراد بی‌سابقه یا بدسابقه را به مرکز این حرکت‌ها باز کردند . هیچ‌کس نمی‌تواند حضور پرچم‌های آمریکا و اسرائیل و رقص و پایکوبی را انکار کند؛ حتی پس از این که مشخص انها فقط بدنبال منافع خودشان هستند و جان مردم ما هیچ ارزشی برایشان ندارد .کشورهایی که رهبرشان تمدن هزاران ساله ایران را تهدید به نابودی کرد ، مردم را تهدید به بازگشتن به عصر حجر کرد و آب و برق و معیشت مردم را تهدید نمود و همزمان هر روز برای مذاکره با قاتلان مردم پیغتم‌و‌پسغام فرستاد و هنوز هم پرچم و تشکرها و رقص و پایکوبی ها ادامه داشت . مردم تصمیم گیرنده تجمع ها نبودند ، می شد بجای پرچم امریکا و اسراییل پلاکارد #نه_به_اعدام یا پلاکارد جاویدنام ها را به دست مردم بدهند که ندادند . فاجعه اینجا بود که ، به‌جای اینکه از این تجمع‌ها و شکوه و همکاری و حمایت مردم خارج برای رساندن صدای مردم در بند ایران استفاده کنند، مسیر را به سمت نمایش‌های سیاسی، رقص و پایکوبی با پرچم کشورهایی بردند که امروز مشخص شده منافع خودشان را دنبال می‌کردند و امروز مشغول مذاکره و توافق با قاتلین فرزندان ایران هستند . مردم اما همیشه هزینه می‌دهند. مردمی که صادقانه آمدند، امید داشتند و از خود گذشتند، بازیچه قدرت‌طلبی و خودخواهی شدند. و نتیجه چه شد؟ تقریباً هیچ. آنطور که دنیا آبان را دید . آنطور که جنبش زن، زندگی، آزادی را دید . صدای #دی‌ماه_خونین که وسعت جنایت ‌کشتار غیرقابل توصیف است را نه دید و نه شنید . و این یعنی یک جای کار می لنگد . حال از من طلبکار نباشید من مسئولیت تجمع ها ، رسانه ها و این حرکت ها را نداشتم که اگر داشتم و اینچنین پیش می رفت خود را نه لایق سرزنش بلکه مجازات می دیدم .

Saba.Bakhtyari

48,415 次观看 • 3 个月前

کارچاق کن های فرقه پهلوی در دادگاه را بشناسیم: دروغگو، فریب کار و جنایت‌پوش به همراه مستند ویدیویی از وحشی گری اوباش پهلوی در ساختمان دادگاه 1- پیشتر نوشته بودم که تیم حقوقی و وکیل #رضا_پهلوی، به طور اتفاقی همان تیم و وکیلی است که از طرف نادر گنجی (دست راست جواد لاریجانی برای فریب جامعه جهانی در نشست های حقوق بشری، و مهره رسمی وزارت اطلاعات، شاغل در انجمن نجات) نامه تهدیدآمیز خطاب به من می نوشت و با تهدید، عذرخواهی من از این مزدور را طلب می کرد. 2- همچنین نوشته بودم که مهدی احمدزاده رضوی با همکاری و همراهی دیگر مهره رژیم، آرزو سلطانی، بارها از یک پزشک و افراد دیگر درخواست ماده کشنده کرده است تا بلکه با قتل نگارنده، پهلوی شیاد را از مسوولیت حقوقی برهاند. گفته های افرادی که مستقیما طرف درخواست این دو جنایتکار بوده اند، در دادگاه ثبت و ضبط شده است و یک پرونده جنایی هم نزد پلیس ونکوور علیهشان گشوده شده است. 3- اما در پس تمام این ماجراها، دست یک گروه از وکلای کارچاق کن دیده می شود. خوانندگان این برگه به یاد دارند که چگونه آرزو سلطانی بر این صحه گذاشت که دفاعیه او را را رامین ژوبین نوشته بود (هم در آن پرونده و هم در یک پرونده دیگر، آرزو سلطانی با محکومیت قطعی و چندین حکم پرداخت هزینه و ، از همه مهمتر، قرار مجرمیت به علت سرپیچی از احکام دادگاه رو به رو شده است) جالب است بدانید که با معرفی رامین ژوبین، از سال 2023 (ماه ها پیش از آغاز حمله فرقه پهلوی به نگارنده اما ظااهرا در تدارک حقوقی برای پیامدهای آن حملات ارتش سایبری پهلوی شیاد)، گروه حقوقی آلن-مک‌میلان و وکیلی به نام نوژان کاموسی به عنوان وکیل آرزو سلطانی و گروه "بیدادگران" منصوب شد، بی آنکه هنوز شکایتی و موضوع شکایتی وجود داشته باشد! 4- اسناد به دست آمده نشان می دهند که تنها در یک قلم، آرزو سلطانی، که در دادگاه دم از نداری و درماندگی می زند، 11000 دلار به وکلایش پرداخت کرد، بی آنکه حتی حضوری در دادگاه ها داشته باشد. 5- تیم حقوقی آلن اما در پرونده شکایت از پهلوی، از آغاز وکالت دیگر مهره جنایتکار #سطلی_سپاهی سید مهدی احمدزاده رضوی قمی را برعهده گرفتند و در دادگاه حاضر بوده اند 6- همین تیم، تاکنون دست‌کم چهار شهادت‌نامه دروغ برای احمدزاده نوشته اند و در دادگاه هم به ثبت رسانده اند. 7- احمدزاده در این شهادت نامه های دروغ، اول به دروغ مدعی شد که تا 9 ماه پس از شکایت من از پهلوی، اصلا خبری از این شکایت نداشته است و بنابراین، اتهام انتقام گیری بابت آن شکاست به او نمی چسبد! تا چندین ماه هم بر این ادعای دروغ پای فشرد. اما آنگاه که با اسناد غیرقابل انکار نشان دادم که احمدزاده دروغ می گوید، یکباره مدعی شد که اشتباه شده است و معنی کلمات مندرج در شهادت نامه خود را نمی دانسته است! 8- در یک شهادت دروغ دیگر، احمدزاده اخیرا، هر گونه همکاری خود در هدایت گروه بیدادگران (که در کنار آرزو سلطانی، رهبری اش را به دست دارد) را نفی کرد. اما این دروغ گویی او مصادف شد با درز کردن اسناد گروه بیدادگران که به وضوع نقش احمدزاده در جعل، دزدی، تهدید به قتل، افترا، . … آن هم با استفاده از ریاست خود و سلطانی بر گروه بیدادگران را به اثبات می رساند. 9-اضافه بر آن، این تبهکاران، نام و نشانی و ایمیل خود را رسما در اسناد دولتی کانادا به ثبت رسانده اند و این اسناد در اختیار من قرار دارند. احمدزاده به رغم شهادت دروغش، شخصا نام و مشخصات خود را به عنوان عضو هیات مدیره بیدادگران در اسناد اداره ثبت بریتیش کلمبیا آورده است! 10- اخیرا احمدزاده در یک شهادت نامه دروغ دیگر، که آن هم در همان بنگاه حقوقی بدسابقه تنظیم شده است، مدعی شده است که دیگران، بدون اطلاع او نامش را در اسناد گروه بیدادگران وارد کرده اند! اما این موجود به غایت دروغگو و احمق، یادش رفته است که خودش درخواست داده بود که برایش ایمیلش را در فرم های دولتی این گروه به روز کنند و متن و سکرین شات پیام او هم موجود است که از تغییر آن ایمیل تشکر هم کرده است (سند مربوز هم نزد نگارنده موجود است) 11- برای اینکه درجه حماقت و رذالت توامان فرقه تروریستی پهلوی را بشناسید، توجهتان می دهم که اکنون به سرنخ هایی دست پیدا کرده ایم که احمدزاده و سلطانی، درسال 2023 در یک شعبه مشخص بانک TD حاضر شده اند و با هم، حساب مشترک بانکی برای گروه بیدادگران باز کرده اند. با پیگیری نگارنده، قرار شده است که اطلاعات این حساب به زودی از سوی TD در اختیار نگارنده و دادگاه قرار بگیرد. 12- نکته اصلی این یادداشت اما اینست که بنا بر محتوای درزکرده از گروه واتس‌اپی بیدادگران، سلطانی و احمدزاده تصمیم می گیرند که برای پیشیرد شیادی خود، اتهام "ضد زن بودن" را متوجه نگارنده کنند. همزمان، تصمیم می گیرند که یک وکیل زن، اما بسیار وحشی و بدرفتار، از طرف احمدزاده در دادگاه ظاهر شود و به هر ترتیب سعی کند در ساختمان دادگاه درگیری فیزیکی با من ایجاد کند. چنین شد که تا مدتی، نوژان کاموسی عقب ایستاد و آزارگری تیم جنایتکار رضا پهلوی در ونکوور، از دریچه وکیلی به نام Mia Stewart در خود دادگاه ادامه یافت. در یک مورد، ستوارت که متوجه بود- در واقع در جریان دادگاه به قاضی اعلام کرده بودم- که باید برای جلسه دیگری دادگاه را زود ترک کنم، پس از پایان جلسه با موبایلی که در وضعیت ضبط تصویر قرار داده بود، به من حمله ور شد. ستوارت با خیال اینکه او تنها کسی ست که دارد فیلم می گیرد، به وضوح مترصد این بود که با خشمگین کردن من، درگیری فیزیکی ایجاد کند و آن بخش را از فیلم جدا و برجسته کند. ستورات با چند بار بردن نام من، سعی در توقف من داشت و نهایتا زمانی که داشتم به آسانسوری وارد می شدم، بدن عظیم خود را در برابر ورودی آسانشور قرار داد تا شاید مشتی یا سیلی ای به صورتش روانه کنم. اما من رویم را به سمت آسانسوری دیگر برگرداندم و این بار ستورات مانند یک گوریل پرنده خودش را جلوی ورودی آن یکی آسانسور هم پرت کرد و یک ریز با کلمات بی ربط قصد تحریک مرا داشت، … القصه، بی درنگ رفتار این وکیل وحشی را به کانون وکلای استان بریتیش کلمیبا گزارش کردم و هم زمان رسما پیگیری کردم که پلیس دادگاه تصاویر دوربین های مداربسته از زمان واقعه را حفظ کند تا دست کانون برای لاپوشانی بسته شود. هر چند کانون برخورد 100% شایسته ای از خود نشان نداد، اما به دنبال ارایه فیلم حادثه، ناچار شد که رفتار ستوارت را محکوم کند، به او هشدار غیر رسمی دهد و اعلام کند که در صورت تکرار، برخورد جدی تری با او خواهد شد. اکنون، احمدزاده به دروغ در دادگاه مدعی شده است که شکایت از این وکیل وحشی بی‌مبنا بوده است و کانون هم نهایتا هیچ برخوردی با او نکرده است! (با این خیال خام که من در برابر این دروغ گویی سکوت می کنم یا سندی از وحشی گری ستوارت ندارم!) از این رو برای مقابله با این فرقه تبهکار و کارچاق کن هایی که به نام وکیل و بنگاه حقوقی، پروار از پول های آلوده #سطلی_سپاهی ها قصد فریب دادن دادگاه را کرده اند، فیلمی که مستقلا از منابع مطلع به دست آورده ام را با شما به اشتراک می گذارم و بخش های مربوط از نامه های کانون وکلا را هم مستندا در اختیارتان خواهم گذاشت #پهلوی_شیاد #IRGCterrorists #جاوید_ایران

Masood Masjoody | مسعود مسجودی

34,618 次观看 • 9 个月前

جعل تاریخ به نام ملت‌ها آریا کنگرلو ( سلطنت‌طلب افراطی) در برنامه‌ای در بی‌بی‌سی فارسی مدعی شده است که «صلاح‌الدین ایوبی، کورد ایرانی‌ای بود که ایران را نجات داد» و هم‌زمان گفته «ما در ایران اتنیک نداریم، چون اتنیک یعنی اقلیت». این دو جمله به‌خوبی منطق فکری یک جریان بیمار را برملا می‌کند: تحریف تاریخ برای جعل هویت، و انکار واقعیت برای حذف ملت‌ها صلاح‌الدین ایوبی نه «ایرانی» بود و نه در هیچ مقطع تاریخی نقشی در «نجات ایران» داشت. او در تکریت زاده شد، در شام و مصر حکومت کرد، و همه‌ی نبردهایش در چارچوب جنگ‌های صلیبی بود، جنگ‌هایی که هیچ ارتباطی با ایران نداشتند. اما ریشه‌ی این دروغ در همان طرز فکری است که می‌گوید: «در ایران اتنیک نداریم». در حالی که در زبان علمی و سیاسی، اتنیک (ethnic) به‌معنای گروه ملی دارای زبان، فرهنگ و هویت تاریخی مشخص است، نه «اقلیت». وقتی کسی واژه‌ی «اتنیک» را عمدا به «اقلیت» تقلیل می‌دهد، در واقع می‌خواهد تنوع ملی و زبانی را از بُعد سیاسی و تاریخی تهی کند، تا بتواند آن را در گفتمان واحد، فارس‌محور و مرکزگرا حل کند. این همان منطق خطرناکی است که قرن‌هاست ملت‌های غیرفارس را در ایران به حاشیه رانده، و حالا با جعل‌هایی از جنس «صلاح‌الدین کورد ایرانی» یا «اتنیک نداریم»، می‌خواهند حتی زبانِ نام‌گذاری و حق گفت‌وگو درباره‌ی هویت را هم مصادره کنند. هدف از چنین تحریف‌هایی نه بازخوانی تاریخ، بلکه استفاده‌ی ابزاری از چهره‌های تاریخی برای مشروعیت‌بخشی به ایدئولوژی‌های مرکزگرا و ملت‌ستیز است. در این نوع روایت‌ها، چهره‌های کورد، عرب یا ترک به‌جای آن‌که در بستر واقعی خود تحلیل شوند، به‌زور در قالب «قهرمانان ایرانی» جا زده می‌شوند تا هویت مستقل ملت‌ها نادیده گرفته شود. ادعای کنگرلو در امتداد همان گفتمان تحریف‌گر است که از یک‌سو کورد بودن را انکار می‌کند و از سوی دیگر با چسباندن همه‌ی شخصیت‌های تاریخی به نام «ایران»، می‌کوشد تاریخ منطقه را در مالکیت ناسیونالیسم شیعی و سلطنت‌طلب درآورد.

Mohamad Mohamadi سەرکەو

14,998 次观看 • 10 个月前

همه ما صحنه دست ندادن ورزشکار اوکراینی با ورزشکار جمهوری اسلامی را دیدیم. شاید خیلی از ما احساس سرخوردگی و یا توهین کردیم، چراکه آن ورزشکار نماینده جمهوری اسلامی نیست بلکه نماینده ما مردم ایران است. اما اشتباه نکنیم و خودمان را گول نزنیم. باید استانداردهای دوگانه را کنار بگذاریم. در جمهوری اسلامی چیزی به نام ورزش پاک ایران و مستقل از سیاستهای جمهوری اسلامی وجود ندارد. ورزشکارانی که تصمیم میگیرند زیر پرچم جمهوری اسلامی مسابقه دهند، جمهوری اسلامی را نمایندگی میکنند. من از اقدام ورزشکار اوکراینی تمام قد دفاع میکنم و پشت او می‌ایستم. او کاری درستی برای مردمش انجام داد و پیام روشنی به جهان فرستاد. اینکه ما هیچ دوستی‌ای با حکومتی که از یک طرف پهبادهایش را برای کشتار مردم بیگناه می‌فرستد و از طرف دیگر ورزشکارانش را برای عادی‌سازی جنایت‌هایش می‌فرستد نداریم. ایکاش ورزشکاران ما نیز اقدام درست را انجام میدادند. به حکومت کودک‌کش میگفتند مادامی که نوجوانان بیگناه ایران را می‌کشد و به آنها تجاوز میکند زیر پرچمش مسابقه نمیدهند. نه اینکه با توجیه شاد کردن دل مردم بخشی از اسباب پروپاگاندای حکومت شوند. اگر این ورزش و ورزشکاران متعلق به ایران و نه جمهوری اسلامی بودند مردم در شب باخت فوتبال در همه جای ایران به خیابان نمی آمدند. یادمان نرفته است هنوز که چگونه نمایندگان جمهوری اسلامی مهران سماک را در شب باخت فوتبال ایران به جرم شادی کردن کشتند. بانی همه تحقیرها و سرخوردگی‌های ما تنها جمهوری اسلامی است. یک عمر به کشورهای جهان نفرت ورزیدند. با اسرائیل مسابقه نداند. با سیاستمداران برجسته جهان تنها بخاطر زن بودن دست نداند. اکنون نیز باید منتظر رفتار تحقیر‌آمیز جهان با نمایندگان حکومتشان باشند. ورزشکار اوکراینی نه با نماینده ایران که با نماینده جمهوری اسلامی دست نداد. تفاوت است میان ایران و جمهوری اسلامی. این ورزش زمانی متعلق به ایران است که نصف جمعیتش از حضور در استادیوم‌ها حذف نشوند. طنابهای دار برچیده شوند و بجای یک حکومت آپارتاید جنسیتی یک حکومت سکولار دموکراسی مستقر شود. آنروز ورزشکاران ما نه نماینده یک حکومت قاتل که نماینده ایران خواهند بود. جهان برای ما احترام قائل خواهد بود و دیگر از دست دادن با ما معذور نخواهند بود. #مهسا_امینی #زن_زندگى_آزادى

Masih Alinejad

374,587 次观看 • 3 年前

فیلم هایی از سواحل طرطوس بیرون آمده است که اگر صحت آن تایید شود نشان می‌دهد اسرائیل از بمب های اتمی تاکتیکی استفاده کرده است. اگر این اتفاق افتاده باشد نشان می‌دهد اسرائیل برای حمله به ایران این سلاح را آزمایش کرده است. این بمب ها به گفته دولت اسرائیل به عنوان تسلیحات سنگر شکن معرفی شده است. آقایانی که در پاسخ به اسرائیل تعلل کردید، حواستون هست چه خطری بیخ گوش ما در حال شکل‌گیری است. مطمئن باشید اگر این تعلل ادامه یابد شاهد این انفجار ها در ایران خواهیم بود آنگاه خون فرزندان این ملت بر گردن شما است. هرچند که برخی از آقایان فکر می‌کنند توله های آنها دارای ژن برتر هستند و برای لاپوشانی گندکاری آنان در خارج از کشور حاضرند ریسک چنین حملاتی را به جان مردم بیاندازند. اميدوارم نمایندگان مجلس حداقل اینبار محکم وارد میدان شوند. در آینده تاریخ همه ما را قضاوت خواهد کرد برای اطلاع از اخبار بیشتر لطفا کانال تلگرامی فالو نمایید

میلاد رضایی

23,716 次观看 • 1 年前

🔴چگونه آفتاب پرستی بنام رضا پهلوی با تحلیل ها و لابی های غلط خود سرنگونی حکومت اسلامی در ایران را به تاخیر انداخت!ً 🟣خاطره ای دارم که در پایان این یادداشت میتوانید ملاحظه کنید. ۷ سال پیش در مصاحبه با پانته آ مدیری در تلویزیون ایران اینترنشنال به ادعای جنجالی رضا پهلوی در برنامه میدان توجه کنید: رضا پهلوی ادعا کرد که حمله آمریکا به ایران یک سناریوی بازنده-بازنده است ✅ آنزمان در پی تشدید تنش‌ها میان ایالات متحده و جمهوری اسلامی ایران، سیما ثابت از رضا پهلوی پرسید «حالا فرض کنیم همین فردا امریکا به ایران حمله کند شما کدوم طرف قضیه می ایستید»؛ ⚠️رضا پهلوی پاسخ داد که او‌ مخالف هرگونه حمله نظامی آمریکا به ایران است و چنین اقدامی را «سناریوی بازنده-بازنده» می‌خواند. او می‌گوید جنگ نه‌تنها به زیان مردم ایران تمام می‌شود، بلکه منافع آمریکا و ثبات منطقه را نیز با خطر جدی روبه‌رو می‌سازد. او همیشه ادعا کرده که حمله نظامی امریکا و اسراییل به ایران خط قرمز اوست. حتی بازنشر این ویدیو همزمان با حمله مستقیم امریکا و اسراییل و از بین بردن خامنه ای و شماری از فرماندهان و مقامات رژیم از این نظر مهم است تا بیاد بیاوریم که چگونه رضا پهلوی برای ماندن رژیم لابی کرد تا حمله ای صورت نگیرد و چگونه او همواره همه را از بروز چنین اتفاقی ترساند و عملا براندازی را به تاخیر انداخت. سالهای مدید رضا پهلوی با بی تدبیری هایش موجب ادامه حیات این رژیم و مصیبتهای وارده به مردم ایران شده. 🔹 من به عنوان مشاور سابق رضا پهلوی بیاد دارم وقتی ایشان مصاحبه را انجام دادند بمن زنگ زدن و گفتن برنامه چطور بود؟ من با تشویق و نگاهی مثبت به او گفتم بسیار عالی بود اما دو نکته خام بود یکی مسئله حمله نظامی و سناریو «باخت باخت » بود که شما متاسفانه خط قرمز تعیین کردی و فکر نکردی شاید مجبور باشیم در یک دوره ای حمله نظامی به رژیم را تشویق و یا حتی تایید کنیم و دیگری وقتی از شما پرسیدن اگر ایران آزاد شود به ایران باز‌میگردی و شما با بی میلی گفتی ببینیم اونزمان چه خواهد شد ، البته برای دیدن ایران و مردم دلم میخواد به جاهای مختلف مخصوصا اونجاهایی که خاطره دارم سفر کنم … و‌ من به رضا پهلوی گفتم ای وای یعنی به عنوان توریست میخواهی به ایران سفر کنی؟؟؟ او گفت اگر اوضاع هرکی هرکی باشه نمیشه رفت، خطرناکه … #no_to_reza_pahlavi #رضا_پهلوی #Thankyou_Netanyahu #ThankYouBibi #THANKYOU_TRUMP #Iran #IranWar

Victoria Azad

22,332 次观看 • 5 个月前

در پی هر تاریکی روشنایی است: جمهوری اسلامی ایران تصمیم خود را مبنی بر خروج مهاجران افغانستان یا به قول خودشان اتباع گرفته است. نوشتن نامه سرگشاده، گلایه، دعوت به بردباری و حوصله، توسل به سعدی و حافظ و برجسته‌سازی مشترکات ره به جایی نمی‌برد و بهتر است به ظرفیت‌های خودی فکر کنیم. در عین حال باعث ضیاع وقت خود و تهران نشویم. این اخراج هر دلیلی که دارد به منافع امنیتی و ملی ایران مربوط است و در آن جایی برای گنجاندن چند میلیون آواره از کشور همسایه تعریف نشده و اگر هم شده بود وقتش گذشته است. عوامل و دلایلی که ممکن است دولت ایران را واداشته این تصمیم را بگیرد عبارت‌اند از: نخست، یادآوری به دنیا که فاجعه انسانی در افغانستان منشأ در قرارداد بدنام دوحه دارد و جمهوری ایران مجبور نیست آوارگان دسیسه آمریکا را پناه دهد. دوم، ممکن است تعدادی از شهروندان کشور ما در کارهای خلاف دست زده باشند و این حتمی نیست که جاسوسی برای اسرائیل بوده باشد. نباید فراموش کنیم که طالبان بیش از پانزده هزار مجرم را از زندان‌های افغانستان رها کرد و اکثراً راهی ایران شدند. سوم، این تصمیم احتمالاً برای اعمال فشار بر طالبان و در کل بر افغانستان است. اما هدف سیاسی و راهبردی این فشار را نمی‌توان به سادگی وضاحت داد. فرض اینکه اخراج مهاجران به هدف فشار بر طالبان و افغانستان اعمال می‌گردد، اما در نهایت چه دستاوردی را از آن توقع دارند و چگونه آن دستاورد را اندازه‌گیری می‌کنند هنوز معلوم و هویدا نیست. چهارم، جمهوری اسلامی ایران به آغاز مجدد جنگ می‌اندیشد. احتمال آن نیز بعید نیست. تهران به جنگی آمادگی می‌گیرد که احتمالاً قوی‌تر از آنچه اتفاق افتاد خواهد بود. در آن سناریو ایران نمی‌خواهد دغدغه‌ای از حضور بیگانه، ولو آن بیگانه هم‌زبان و همسایه باشد، در خاک خود داشته باشد. این بار معلوم است که تهران حاضر است تبعات تصمیم خود را مدیریت کند. پنجم، در طول تاریخ، در هر کشوری که بحران ایجاد شده، دولت‌ها کوشیده‌اند عنصر بیگانه را مقصر اصلی و دلیل گسست‌ها قلمداد کنند. نفوذ و رخنه اطلاعاتی اسرائیل در جنگ علیه ایران هیچ ربط تعیین‌کننده‌ای به مهاجران افغانستان ندارد. فرض کنیم هسته‌های مخرب اسرائیل سه لایه داشتند: طراح، عملی‌کننده، لایه مصرفی. طراح که مسلماً یا در اسرائیل قرارگاه دارد یا تحت پوشش بیزنس‌های عادی و مشروع در یکی از شهرهای کشورهای همسایه مستقر شده است. عامل وسطی که باید موضوع را در داخل خاک ایران مدیریت کند نیاز به اسناد قوی برای تردد دارد و ممکن است نیاز به اسناد قوی و مشروع برای داشتن بیزنس و کاروبار قابل‌باور داشته باشد. این امکانات در اختیار شهروندان افغانستان قرار ندارد. افغان در ایران نیروی کار است. لایه زیرین است، پس سؤال اینجاست که آیا کارگر سر فلکه طراح خرابکاری در جامعه‌ای مغلق و پیچیده مانند ایران شده می‌تواند؟ پاسخ ساده این است که نه. نمی‌تواند یا بعید به نظر می‌رسد. در ادبیات غربی نیروی بشری را به دو دسته تقسیم می‌کنند: پیراهن‌سفیدها، یعنی کسانی که کار پشت میز می‌کنند، و لباس‌آبی‌ها، کسانی که آستین برمی‌زنند و با خاک و فلز سروکار دارند. افغان در ایران از نوع دوم است. خرابکاری‌هایی که در جنگ دوازده‌روزه در داخل ایران از طرف عوامل نفوذی صورت گرفت کار لباس‌سفیدها است، نه لباس‌آبی‌ها. اما گفتن این حرف‌ها نیز فایده‌ای ندارد. حالا بر ماست که باید در موضوع دخالت مثبت کنیم و هدف دخالت خویش را نیز با وضاحت بدانیم. بازگشت نیروی جوان و ضد طالبان از ایران نویدی خوش است. این نقطه مثبت است. این موج برای پرسازی خیابان‌ها و کوه‌ها و دره‌ها کافی است. کسانی که برمی‌گردند واقعیت جدیدی در افغانستان ایجاد می‌کنند. این‌ها به سایه مبدل نخواهند شد. این‌ها ریشه دارند. لهذا باید در پس این سیاهی روشنایی دید و ایجاد کرد. این بازگشت برای بسیج نیروی آزادی‌بخش مهم است. بر ماست که باید عواطف و احساسات بازگشتی‌ها را مسیر دهیم و برایشان برسانیم که منشأ آوارگی و تیره‌بختی‌شان در چیست و در کجاست؟ یقیناً منشأ همه بدبختی‌ها گروه نامشروع، ضد ملی، متعصب و جهل‌پرور طالبان است که همه فرصت‌های واقعی را بر باد داده است. پس بهتر است به جای عریضه برای تمدید برگه، استراتژی برای نیروی بازگشتی ترتیب داد. هیچ راه‌حلی برای مهار بحران عظیم انسانی در کشور در موجودیت ساختار طالبان امکان‌پذیر نیست. این تشکیلات ضد ملی و قهقرایی باید سرنگون شود. ان‌شاءالله.

Afg Green Trend

180,343 次观看 • 1 年前

سرتیپ پاسدار #علی_فضلی؛ از اعضای نسل اولی #سپاه_پاسداران سال گذشته در مصاحبه‌ای با یک سایت داخلی مدعی شده است که : «سپاه هرگز در سیاست دخالت نمی‌کند» دست بر قضا خود او یکی از امضاءکنندگان نامه معروف ۲۴ فرمانده سپاه به خاتمی رئیس جمهور وقت است که در جریان اعتراضات دانشجویی پس از #حمله_به_کوی_دانشگاه در #۱۸تیر۷۸ است که گفته بودند:« کاسه صبرمان لبریز شده است» همچنین در جریان اعتراضات سال ۱۳۸۸ نیز او فرمانده #سپاه_سیدالشهداء_استان_تهران بود و اعلام کرده بود «هرکس نتیجه انتخابات را نپذیرد و به خیابان بیاید محارب است». وی که هم اکنون جانشین معاونت هماهنگ کننده سپاه پاسداران است در حالی گفته است که :« ما هرگز در سیاست دخالت نمی‌کنیم» که احتمالا منظور اصلی‌اش این بود که سپاه دخالت نمی‌کند بلکه آن را مستقیما تعیین و اجرا می کند. اظهارات عجیب وی در حالی است که همواره تمامی فرماندهان سپاه پاسداران ادعا داشته اند دخالت سپاه در عرصه سیاسی کشور«پاسداری از انقلاب اسلامی است» و این عین وظیفه مصرح تشکیل دهنده سپاه پاسداران است. #سپاه_تروریستی_پاسداران #دروغهای_سیستماتیک_سپاه

Amir Farshad EBRAHIMI

27,646 次观看 • 1 个月前

«دختری که داشت لحظه‌ی مرگ خودشو فیلم می‌گرفت در حالیکه فریاد میزد نترسید نترسید.» را دیگر همه ما می‌شناسیم. ندر روز ۳۰ شهریور ۱۴۰۱، در حالی که در خیابان فیلم می‌گرفت، ناگهان، گلوله‌ای به سمت غزاله چلابی شلیک شد و بر زمین افتاد. تلفنش هنوز در دستش بود و در حال ضبط تصویر مردمی که بهت‌زده و حیران بالای سر غزاله جمع شده بودند و فریاد می‌زدند: «یکی رو کشتند.» امروز سالگرد کشته‌شدن غزاله است. غزاله چلابی، ۳۳ ساله، فارغ‌التحصیل رشته‌ «امور بانکی» و حسابدار یک شرکت خصوصی بود. او عاشق سفر‌های هیچهایکی و طبیعت‌گردی بود و همیشه رمان‌های تازه را دنبال می‌کرد، با همه مهربان بود و برای شنیدن حرف‌های آدم‌های اطرافش گوشی شنوا داشت. غزاله از سگ‌های بیمار و گرسنه‌ خیابانی حمایت می‌کرد و چند سالی بود که هر جمعه ساعت چهار صبح راهی یکی از کوه‌های اطراف آمل می‌شد. علَم‌کوه و دماوند و خیلی از قله‌های معروف ایران را فتح کرده بود و هر روز می‌دوید که برای کوهنوردی آماده باشد. غزاله یکی از همان زن‌هایی بود که در سال‌های اخیر هرجا که می‌توانست روسری‌اش را برمی‌داشت. غزاله پس از اصابت تیر، پنج روز در کما بود. چنانکه خاله‌اش می‌گوید یک گلوله‌ی جنگی به پیشانی‌‌اش شلیک شده بود، پیشانی‌اش را سوراخ کرده بود و به حالت انفجار از سرش بیرون رفته بود. طوری که پشت سرش به اندازه یک نارنگی سوراخ شده بود. دکترهایش گفته بودند بصل‌‌النخاعش آسیب ندیده بود و برای همین با اینکه دچار مرگ مغزی شده بود اما حرکات غیرارادی بدنش مثل تپش قلب و عملکرد شُش‌ها ادامه داشت. غزاله می‌خواست که در صورت مرگ مغزی اعضای بدنش اهدا شود. دوبار هم در سال‌های گذشته کارت‌های اهدای عضو را پر کرده بود. وقتی که دکترها اعلام کردند راهی برای زنده نگه‌داشتنش نیست، هنوز ۹ عضو بدنش سالم بود و می‌شد که برای پیوند به دیگران اهدا شود. ولی مأموران امنیتی به خانواده‌اش اجازه‌ی این کار را ندادند و گفتند که «با این کار از غزاله اسطوره‌سازی می‌شود.» یاد غزاله این دختر کوهنورد، زیبا و پر از حس عشق‌ورزی گرامی باد. #غزاله_چلابی #مهسا_امینی #خیزش_سراسری #کشته_شدگان_اعتراضات_سراسری

دادبان

84,278 次观看 • 2 年前

من در «مسقط» جایی در جنوب لبنان من که از همه چیز به خاطر بودن در «جنوب» گذشته بودم ، آمدم با همان نیت و تربیتی که از خاک جنوب آموخته‌ام: این‌که حضور در هر عرصه‌ای، اگر برای خدا و جبهه حق باشد، تفاوتی ندارد میدانش سنگر جهاد باشد یا میز مذاکره. آموخته‌ام که اگر میدان دیپلماسی دست اهلش باشد، ارزشش کمتر از میدان نبرد نیست؛ چرا که هر دو برای تأمین منافع حق و حمایت از مظلوم تلاش می‌کنند. با همین نگاه، قدم در این سفر گذاشتم. آمدم تا ما، بچه‌های مقاومت، در مواجهه با پدیده مذاکرات جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا، به یک فهم مشترک و منطقی برسیم؛ مبادا که خدای‌نکرده به نام غیرت، بی‌منطقی کنیم و به‌جای یاری انقلابمان، باری بر دوش آن شویم. از سید شهیدمان آموخته‌ام که سرباز بودن، نه سربار بودن، شرط خدمت به جبهه حق است. و این اصل، چه در جنوب و چه در مسقط، فرقی ندارد. در پایان روز اول، به این باور رسیدم که باید «یک‌دست» باشیم. اگر بناست از محور حق دفاع کنیم و برای تأمین منافع آن بکوشیم، نباید اسیر ادبیات تخوین و حمله به اصل مذاکره شویم؛ مادامی که این مسیر از دایره تبیین و رهنمودهای امام امت خارج نشده باشد. امروز، یکی از مهم‌ترین رویدادهای روز نخست، حضور دکتر عباس عراقچی، عضو ارشد تیم مذاکره‌کننده ایران، در نمایشگاه بین‌المللی کتاب مسقط و شرکت در مراسم جشن امضای کتاب «قدرت مذاکره» بود. فرصت مغتنمی دست داد با آن هایی که در این رویداد حاضر بودند صحبت کنم ؛ مردمان ساکن در منطقه غرب آسیا ما را از قبل بیشتر دوست دارند ، شاید این روز ها به این نتیجه رسیده اند که ما در سختی و شادی «مظلوم » را رها نمی‌کنیم پایان گزارش روز اول مسقط – عمان

Hossein Pak

26,195 次观看 • 1 年前

روایتی از بازدید سعید جلیلی از نمایشگاه کتاب تهران دیروز با دکتر جلیلی راهی نمایشگاه کتاب تهران شدم. برای یک بازدید و نه یک حضور مانند حضور های سرزده و سرنزده، نه از آن حضور های پرطمطراق مسئول‌مآبانه و از سر سیری و نمایشی و دکوری. بلکه یک بازدید از جنس یک مرد کتابخوان، با همان حال و هوای کتاب‌بازها، رفته بود که کتاب ببیند و بخرد. اولش مهمان دو مراسم رونمایی کتاب بود. سالن پر شده بود، بیش از جا. اولی کتاب خاطرات شهید علی محمدی، دانشمند هسته‌ای، که همسرش بود و نویسنده و خود جلیلی. سالن انگار نفسش بند آمده بود از حضور آدم‌ها. کتاب بعدی هم «سلاح نامرئی» بود، نوشته‌ی مسعود براتی و سید حامد ترابی، که به ماجرای تحریم‌ها پرداخته بود. انتخاب این دو کتاب خودش حرف داشت. اولی پیامی بود به صورت آن‌هایی که ادعای علم بدون مرز دارند اما دانشمندان ما را ترور کردند، به قول جلیلی: «این شهدا، با همان دانش بومی، دشمن را چنان به هم ریختند که هنوز دست‌وپایشان را گم کرده‌اند.» کتاب دوم هم انگار یک ذره‌بین بود روی سلاح نامرئی دشمن، تحریم. جلیلی گفت: «ملتی که می‌خواهد به قله برسد، باید موانع را بشناسد و ازشان نترسد.» این دو کتاب‌ها از آن جهت انتخاب شده بودند که دو تیغ بودند، یکی برای نشان دادن راه، یکی برای زدن به ریشه‌ی مانع. از همان اول که پای مان را در نمایشگاه گذاشتیم جلیلی همانطور که پیشتر گفتم یک بازدید کننده و یک جفت چشم بود که انگار دنبال گنج می‌گشت در قفسه‌های کتاب. بعد از مراسم، جلیلی راه افتاد در غرفه‌ها. در میان این غرفه گردی ها چند نکته جالب به نظرم آمد: اول، دقتش عجیب بود. در هر غرفه که می‌رسید، نه از آن سوال‌های الکی که فقط برای پر کردن وقت باشد. کتاب‌ها را یکی‌یکی دست می‌گرفت، ورق می‌زد، چند خطی می‌خواند. حتی توی غرفه‌های گمنام، جالب آنکه یکی دو مورد پیش آمده بود کتاب‌هایی را می‌شناخت که غرفه دار از ته قفسه کشیدند بیرون، چون جلیلی اسمش را گفت. انگار این آدم، نقشه‌ی کل نمایشگاه را در سرش داشت. دوم، نگاهش به کتاب‌ها، نگاه یک آدم سیاسی نبود. یک کتاب‌باز واقعی بود. از غرفه‌ای که دو تا معلم شهرستانی برای بچه‌ها قصه نوشته بودند تا غرفه‌ی پژوهش‌های تاریخی درباره‌ی خلیج فارس. از ادبیات داستانی غرب تا کتاب‌های سینمایی، از غرفه‌ی یک دختر نوجوان که از دیدنش ذوق‌زده شد تا غرفه‌های شلوغ‌تر. جالب آنکه هر غرفه ای را که می ایستاد برای حال و احوال پرسی نبود، سر کتاب هایش می ایستاد و معمولا در هر غرفه ای مقداری از یکی دو کتابی که چشم اش را می گرفت را می خواند. سوم، عجیب بود که بیشتر غرفه‌هایی که سر زد، غرفه‌های کوچک و گمنام بودند. انگار عمداً از غرفه‌های پرزرق‌وبرق دوری می‌کرد. فقط آخر سر، دو سه تا غرفه‌ی اصلی را دید که دیگر داشتیم می‌رفتیم. چهار، پنج ساعت در نمایشگاه بودیم چندین جلد کتاب خرید، خریدنی که ما را هم به صرافت انداخت تا دو سه تایی از آن ها را خریداری کنیم. آنچه جلیلی از فرهنگ سیاسی و اهمیت کتابخوانی گفت را می شد در خود او دید او علم و کنش اش توییتری نیست کتابخوان است و به دنبال عمق در مسائل...

رضا صالحی

12,986 次观看 • 1 年前

دوشنبه از صبح تا شب من در تهران زخمی جنگ زده: ناهار رفتم به دنیای فراموش‌شدگان زندگان عاشقی که نمی‌دانم چه بنویسم تا حسم را بیان کند پسرهایی آن‌جا بودند که جهان را بدون تحلیل و واژه و تنها با حس بی‌واسطه لمس می‌کنند در روزهایی که صدای جنگ از دیوارها عبور می‌کند و به استخوان می‌رسد آن‌ها بیشتر از ما می‌ترسند چون سپر ندارند ما پشت منطق و خبر و تفسیر و انکار پنهان می‌شویماما آن‌ها بی‌هیچ حفاظی ترس را همان‌طور که هست می‌بلعند و در دل همین ترس با مهربانی خالص زندگی می‌کنند مهربانی را یادنگرفته اند بلدنیستند چه کنند که بکار بیاید یا منفعت‌طلبانه دیده شود مهربانی‌ای که در ذاتشان هست کنارشان که می‌نشینی می‌فهمی چقدر از انسان بودن را با پیچیده شدن از دست داده‌ایم ما به خودمان می‌گوییم شهروند با تمام تعاریف قانونی و حقوقی اما حقیقت این است که شهروند بودن فقط داشتن حق نیست پذیرفته شدن است آن‌ها به اندازه ما حق دارند نفس بکشند حق دارند شاد باشند حق دارند در امنیت زندگی کنند آن‌ها شهروند ایران‌اند شهروند تهران‌اند،جگرگوشه کسانی هستند.. شهروند همین شب‌هایی که ما از آن می‌ترسیم فرقشان با ما فقط این است که زندگی بی‌هیچ توضیحی چند تکه از مسیر را از آن‌ها گرفته است نه ارزششان را نه حق و سهمشان را از زندگی اما ما کمتر دیده‌ایمشان کمتر جدی گرفته‌ایمشان و گاهی اصلاً ندیده‌ایم امروز میان خنده‌های ساده‌شان میان نگاه‌هایی که هنوز آلوده نشده یک بغض سنگین در گلویم نشسته بود که نفسم را بند آورده بود. همه را بغل کردم.. کلویی و تدی امده بوندند تا عشق بدهند.. چطور ممکن است کسانی که این‌قدر پاک مانده‌اند این‌قدر کم سهم داشته باشند در هر بحران آسیب‌پذیرترین‌ها بیشتر نیاز به دیده شدن دارند اما اولین کسانی که فراموش می‌شوند همین‌ها هستند و این‌جاست که نبرد واقعی در درون ما شروع می‌شود نبرد میان ندیدن و دیدن میان عبور کردن و ایستادن و راحتی و وجدان. اینجا خبری از ژست کمک‌های شیک نیست… اگر در این نبرد وجدان شکست بخورد هیچ پیروزی‌ای هیچ معنایی ندارد آن‌ها را نباید دوست داشت چون متفاوت‌اند باید کنارشان ایستاد چون همان‌اند همان‌قدر انسان همان‌قدر صاحب حق همان‌قدر شایسته شادی در این روزهای تاریک بزرگ‌ترین کاری که می‌توانیم بکنیم این است که فراموششان نکنیم نه با ترحم… با نگاه برابر و عدالت من هم میترسم، امروز مسیرم بمباران شده بود… اما عزیزِ من آنها بیشتر میترسند. روزی از ما خواهند پرسید وقتی جهان می‌لرزید با بی‌دفاع‌ترین‌ها چه کردید #جنگ #تهران #ایران

Golshan

23,166 次观看 • 5 个月前

رئیس‌جمهور: با اخبار استعفا می‌خواهند بین دولت و رهبری اختلاف درست کنند/ آقای پزشکیان! با دشمن فرضی نجنگید؛ «کاسبان استعفا» در اطراف شما هستند نه بین منتقدان دفتر رئیس جمهور در واکنش به اخبار استعفای پزشکیان، بخشی از گفتگوی رئیس جمهور با مردم را منتشر کرده که پزشکیان در آن ادعا می‌کند کسانی در صدد ایجاد اختلاف بین دولت و رهبری هستند. اما نگاهی به رخدادهای گذشته نشان می‌دهد که خط استعفا عموماً از سوی حامیان دولت پررنگ شده و کاسبان استعفا دقیقا به اردوگاه حامیان پزشکیان تعلق دارند. اولین بار، این رسانه‌های حامی دولت مانند روزنامه اعتماد (متعلق به رئیس شورای اطلاع‌رسانی دولت) و سازندگی بودند که خبر از جلسه پنج‌نفره پزشکیان با روحانی، ناطق نوری، سیدحسن خمینی و جهانگیری دادند. طبق روایت همین رسانه‌ها، در آن جلسه به پزشکیان توصیه شده بود که در صورت عدم اجرای خواسته‌هایش، محکم بایستد و بگوید: «با این شیوه نمی‌شود کشور را اداره کرد.» اسحاق جهانگیری عضو همین جلسه در جای دیگری به بهانه توضیح عدم حضور خود برای انتخابات ریاست جمهوری، بحث استعفا را باز کرده و گفته بود: «مشکلات به حدی است که من فکر می‌کنم اگر رئیس‌جمهور شوم شش ماه بعدش همین مردم به خیابان می‌آیند و شعار می‌دهند، مرگ بر فلانی! استعفا! استعفا! چون به کس دیگری که نمی‌توانند بگویند به رئیس‌جمهور می‌گویند.» پس از انتشار گسترده این خبر و شکل‌گیری موج اولیه، تیم رسانه‌ای دولت با یک تکذیبیه ناشیانه، شایعه‌ای را که هنوز فراگیر نشده بود، به یک خبر رسمی تبدیل کرد و به جای درخواست از حامیان پزشکیان برای نپرداختن به چنین مسائل حساسی، بلافاصله رسانه‌های منتقد را به همسویی با دشمن و تولید شایعه متهم کرد! موج دوم فشار برای استعفا، دقیقاً پس از بیانات قاطع رهبر انقلاب درباره ممنوعیت مذاکره با آمریکا کلید خورد. این بار نیز کاربران و رسانه‌های اصلاح‌طلب در اقدامی هماهنگ، پزشکیان را تشویق به کناره‌گیری کردند تا به خیال خود، هزینه این تصمیم را برای نظام بالا ببرند. در این فاز، خبرگزاری رسمی دولت (ایرنا) در یادداشتی، ضمن ترسیم فضایی بحرانی از ناتوانی دولت، صراحتاً نسخه را پیچید و نوشت: «انتظار می‌رود رهبر انقلاب دست دولت و رئیس‌جمهور را برای پیشبرد امور و رفع موانع با تفویض پاره‌ای از اختیارات در داخل و خارج باز بگذارند.» مرتضی الویری، فعال سیاسی اطلاح‌طلب هم پس از کنار رفتن ظریف و همتی از کابینه تعارف را کنار گذاشت و صریحاً گفت: «اگر من جای آقای پزشکیان بودم در استعفا دادن درنگ نمی‌کردم. ایشان با این شرایط به‌ وجود آمده، ایشان نمی تواند به قول و وعده‌هایی که به مردم داده وفا کند و آن‌ها را تحقق بخشد.» در همان روزها، انصاف نیوز رسانه حامی دولت در مطلبی از جریان تندی در بدنه اصلاحات پرده برداشت که در حال فشار بر پزشکیان برای استعفا و کناره‌گیری از ریاست جمهوری است. این رسانه نوشت: «نمی‌شود دفاع جریان اصلاحات از دکتر پزشکیان بر اساس انتظار گشایش حداقلی باشد بعد که مردم رای دادند حالا بگوییم چون نمی‌گذارند پزشکیان استعفا دهد.» انصاف نیوز در ادامه می‌افزاید: «این روزها باز هم یک جریان تند مانند سال ۸۸ قصد دارد بر پایه‌ی تحلیل‌های اشتباه خود که فکر می‌کند چنانچه سیاست فشار برای استعفای پزشکیان را در دستور کار قرار دهد حاکمیت عقب نشینی خواهد کرد و روزنه گشایی تبدیل به دروازه گشایی خواهد شد، شروع به تحلیل و فشار برای جا انداختن استعفای پزشکیان کرده است!» حالا و در چنین شرایطی باید به رئیس جمهور یادآور شد که اگر نگران شایعات مرتبط با استعفای خود و القای اختلاف میان دولت و رهبری هستید، نیاز نیست راه دوری بروید و با دشمن فرضی بجنگید؛ چرا که «کاسبان استعفا» همواره در اطراف شما بوده‌اند نه در میان منتقدان.

رجانیوز

12,412 次观看 • 23 天前

حمله به سفارت و پایان دکترین “ساختمان بغلی” بعدازظهر روز ۱۳ فروردین، در آشپزخانه‌ی دفتر به همراه میلاد (ایرانی)، مهدی (لبنانی) و حسینین (سوری) نشسته بودیم و درباره‌ی آداب روز طبیعت در ایران صحبت می‌کردیم که پیامی از علیرضا آیتی، معاون سفیر ایران در دمشق، دریافت کردم. پیام را باز کردم. فیلمی ۱۲ ثانیه‌ای بود که از پنجره‌ی اتاقش در سفارت گرفته شده بود؛ ساختمان بغلی سفارت در حال سوختن بود. چند پیکر در خیابان در میان شعله‌ها می‌سوختند و صدای فریاد و جیغ از همه‌جا بلند بود. بلافاصله فیلم بعدی رسید. در آن، علیرضا گفت: «حسین، ساختمان بخش کنسولی رو زدند!» ساختمان کنسولگری ایران محل مراجعه‌ی بسیاری از مردم برای انجام امور اداری بود. این ساختمان چهار طبقه داشت: طبقه‌ای به بخش کنسولی سفارت اختصاص داشت، یک طبقه منزل صاحب ساختمان بود، طبقه‌ی سوم محل زندگی سفیر ایران، و طبقه‌ی چهارم میهمان‌سرای سفارت بود. در همان لحظه که فیلم را هضم کردم، اولین نگرانی‌ام علیرضا (اکبری)، فرزند سفیر، و حاج خانم (همسر سفیر) بود؛ چون آن‌ها تنها در منزل بودند و معمولاً سفیر تا آخر شب در دفتر کارش می‌ماند. دست‌پاچه شدم. گوشی را برداشتم و با سفیر تماس گرفتم؛ خطش مشغول بود. چند بار تلاش کردم، فایده‌ای نداشت. با حسین افشار تماس گرفتم. در حالی که گریه می‌کردم گفتم: «حاجی، ساختمان سفارت رو زدند!» حسین گفت: «مطمئنی؟» گفتم: «بله، تصاویرش رو دیدم.» در حال صحبت با حسین بودم که دیدم یک خبرگزاری “همه‌چیزدان” که حتی مدعی زنده بودن سید حسن نصرالله هم بود، در خبری غیرواقعی اعلام کرد: «حمله‌ی رژیم صهیونیستی به ساختمان کناری سفارت ایران در خیابان المزه دمشق» داشتم سکته می‌کردم. بوی لاپوشانی به مشام می‌رسید. به حسین گفتم: «مگه می‌شه این رو هم نادیده گرفت؟» در همان لحظه، زیرنویس شبکه خبر دقیقاً همین جمله را تکرار کرد. به حسین گفتم: «حاجی، من می‌دونم این ساختمون، خاک ماست؛ کنسولگری و منزل سفیره. نمی‌شه حمله به خاک رو انکار کرد.» حسین گفت: «به خدا توکل کن و خبر رو منتشر کن.» دمِ هادی قاسمی گرم که خبرگزاری دانشجو را واقعاً آزادمردانه در خدمت روایت صحیح از “طوفان الأقصی” قرار داد. با عکسی که صابر (ایرانی) از بالای ساختمانِ در حال سوختن گرفته بود ــ که تابلوی ساختمان سفارت و پرچم ایران هم در آن مشخص بود ــ، خبر را در خروجی خبرگزاری قرار دادم: «حمله جنگنده‌های رژیم صهیونیستی به ساختمان سفارت و منزل سفیر ایران در سوریه» دقایقی بعد، زیرنویس‌ها و تیترها تغییر کرد. سوار ماشین شدم و به همراه دو برادر دیگر، خودم را به دمشق رساندم، برای روایتِ خانه‌خرابی. وقتی به محل رسیدیم، پیکرها را یکی‌یکی بیرون می‌آوردند: پیکر حسین امان‌اللهی… لباس‌هایش را در آغوش گرفتم. پیکر ابو مهدی… و شهید والامقام حاج رحیمی… خدایا، چه خونی از ما ریخته شد. شهید حاج ابو مهدی همیشه سید حسن را «باب‌الجنه» خطاب می‌کرد. حالا جمعِ بهشتی‌شان در اعلی علیین است. دفاع دلیرانه از حرم اهل‌بیت علیهم‌السلام، به شهدای عزیز ما توفیق دفاع از اقصای امت را داد. بخشی از کتابی که نوشته‌ام و نامش را «آدم‌هایی که شما نمی‌شناسید» گذاشته‌ام. این آدم‌ها اگر نبودند، کسانی با دکترین «ساختمان بغلی»، حتی حمله به خاک را هم…

Hossein Pak

13,492 次观看 • 1 年前

رفتار کشورهای منطقه و جهان خیلی شفافه. ایران تحت حکومت جمهوری اسلامی رو ابتدا تضعیف کردند، سپس دندون هاشو کشیدند و همزمان محاصره کامل کنترل شده کردند و حالا با خیال راحت،‌ رهاش‌ کردند تا با هزینه صفر نتیجه بگیرند. رفتار همه کشورهای منطقه و جهان حاکی از اونه که همه روی سقوط نظام سیاسی ایران متفق القول هستند. این نشانه ها چیست؟ روسیه به ایران تجهیزات نظامی پیچیده نمی‌دهد و یا بسیار با اکراه و تاخیر می‌دهد، همزمان چندین برابر مناسبات اقتصادی و سیاسی با کشورهای عربی دارد. چین در ایران سرمایه گذاری نمی‌کند، پول های فریز شده ایران را نمی‌دهد، نفت را با تخفیف زیاد و پرداخت نامعلوم می‌خرد و چندین برابر مناسبات با کشورهای عربی دارد. از این دو که به دید جمهوری اسلامی متحدانش هستند بگذریم آمریکا قطره چکانی پول کنترل شده آزاد می‌کند و امید توافق را در کورسو‌ زنده نگه می‌دارد اما توافق نمی‌کند. آمریکا راهبرد رهبر جمهوری اسلامی یعنی نه جنگ نه مذاکره را تمام و کمال پذیرفته و با لذت دنبال می‌کند. یقین دارد که چین به جمهوری اسلامی اجازه بی ثبات کردن منطقه را نمی‌دهد و همه کشورها متفق القول در صورت دستیابی جمهوری اسلامی به بمب اتم، حمله نظامی خواهند کرد. اما نفوذ اطلاعاتی کافی دارد که بداند چه زمانی آن ها حتی فکر به ساخت بمب اتم خواهند کرد. عربستان فهمیده که خیالش از بابت امنیت خلیج فارس از طریق قدرت نظامی آمریکا و وابستگی ۵۰ درصدی چین به نفت خلیج فارس راحت است. به دنبال تضمین امنیتی بیشتر از آمریکاست. توافقش با اسراییل قطعیست و به زودی علنی می‌شود و بعد از عربستان، دومینوی رسمیت شناختن اسراییل در کشورهای عربی خواهد ریخت. پس همین که خیالش راحت باشد که تنش با تهران کنترل شده است برایش کافی است. اسراییل از حضور جمهوری اسلامی تمام و کمال برای باز کردن جای پایش در منطقه استفاده کرد و به توافق بزرگش با عربستان رسید. با تبلیغات متعدد و شلوغ کاری، خیالش را از امنیتی سازی ایران راحت کرده. این لیست زیاده. کما اینکه آذربایجان و ترکیه در صدد روز‌ موعود هستند تا کریدور زنگزور را با هزینه صفر باز کنند. عراق در حال تجهیز سریع نیروی نظامی خودش هست تا روز موعود اروند رود را به حقیقت تبدیل کند. واقعیت این است که نشانه ها همه از این خبر می‌دهند که تقریبا همه مطمئن هستند که نظام سقوط می‌کند و منتظر زمان موعود هستند و دلیلی به توسعه روابط اقتصادی یا سیاسی با جمهوری اسلامی نمی‌بینند چون آینده ای براش متصور نیستند. تنها دارایی جمهوری اسلامی، ایدیولوژیش است که آن هم با توافق سعودی و اسراییل، از پایه شروع به متلاشی شدن می‌کند. سخنرانی های «به قله نزدیکیم» و حرف زدن از اتحاد با عربستان و مصر! علیه امریکا، نشان از این واقعیت دارد. در داخل هم چنان ایدئولوژی در حال سقوط است که با لایحه حجاب و بستن اینترنت دارن ترس و وحشت را نشان می‌دهند. در داخل و خارج و خود نظام، همه باور کردند که سقوط نزدیک است. بحران کلاسیک حکومت های مشابه، بحران جانشینی است که می‌تواند یکی از تریگرهای بالقوه این پایان باشد.‌ انباشت بحران ها میتواند تریگرهای بالقوه دیگری باشند. اما تیتراژ فیلم بالا رفته است و نم نم تماشاگران در حال ترک سالن سینما هستند. من باور بین المللی و داخلی را در سقوط می‌بینم. به قول کتاب اقتصاد روایی، روایتی که همه گیر شده، خودش واقعیت جدید را رقم خواهد زد. الان که هم فکت ها و هم آمار و ارقام و هم روایت غالب عمومی و بین المللی همگی فقط منتظر زمان وقوع هستند.

🏴JannatKhah🔩🪰

686,443 次观看 • 2 年前