Загрузка видео...

Не удалось загрузить видео

На главную

اما بعدی ؛ آریا کنگرلو : قبل جنگ : آمریکا با دوتا بمب حکومت ژاپن را عوض کرد ، ج.ا در دستور نابودی آمریکا قرار دارد ودر سریعترین وقت سرنگون میشه بعد جنگ : کی توقع داشته ج.ا ظرف چند هفته سرنگون بشه من توقع نداشتم ج.ا سرنگون بشه...

22,170 просмотров • 1 месяц назад •via X (Twitter)

Комментарии: 0

Нет доступных комментариев

Здесь появятся комментарии из оригинального поста

Похожие видео

🚨🚨استیو ویتکاف نماینده ویژه #ترامپ در امور خاورمیانه در گفتگو با تاکر کارلسون نگفت که ج.ا خواهان معامله/مذاکره با شرایط تعیین شده ترامپ است؛ #ویتکاف گفت که ج.ا از طریق کانالهای پشت پرده و کشورها و رابط‌ها به این نامه پاسخ داده است. «من اجازه ندارم جزییات یا کانال‌های مورد استفاده را فاش کنم، زیرا این مسائل حساس و در حال پیگیری هستند…» ویتکاف گفت «من فکر میکنم موضوع میتواند از طریق دیپلماتیک حل شود…یک امکان واقعی برای حل مسائل با ج.ا از طریق دیپلماتیک وجود دارد» با تاکید بر حل همه مسائل با ایران به‌صورت صلح‌آمیز، بدون توسل به اقدام نظامی! حرفهای ویتکاف باید دقیق و درست منتقل شود بدون حتی یک نقطه تغییر در صحبتها. چند نکته: - ویتکاف به طور غیرمستقیم اشاره کرد که نامه ترامپ حاوی تهدید نظامی جدی و معتبر علیه ج.ا است (آنجا که گفت من البته تهدید نمیکنم، این کار رئیس جمهور است) -ویتکاف گفت منطقی طریق کار برای ج.ا تعامل دیپلماتیک است ولی با مقامات ج.ا صحبتی نداشته اند. - طبق گفته مایک والتز مشاور امنیت ملی امریکا، ج.ا باید برنامه اتمی اش را بچیند (از غنی سازی تا ساخت موشک)، ویتکاف نیز روی مساله پروکسی ها تاکید داشت. - شرایط ترامپ بسیار سفت و سخت و به مثابه خلع سلاح جمهوری اسلامی و تغییر ماهیت حکومت در #ایران است - ج.ا حتی اگر با واسطه هم سیگنال مذاکره بدهد اولا مذاکره ای طولانی و بی سر و ته در کار نیست؛ ج.ا باید سر میز معامله کلان ترین امتیازات ممکن را بدهد - ج.ا از مذاکره برای خریدن زمان و وقت کشی بهره می برد و تیم ترامپ این را خوب می داند - ج.ا وقت زیادی ندارد (نهایتا تا ژوئیه و اوت) - #اسرائیل می‌تواند و ممکن است بدون مجوز امریکا به تاسیسات اتمی و … حمله کند مگر اینکه رژیم در کوتاهترین زمان تمامی امتیازات لازم را سر میز معامله با زور امریکا بدهد؛ خود امریکا نیز تهدید نظامی کرده است. - هیچ تعامل برابری بین ج.ا و آمریکا وجود ندارد، ترامپ با زور نظامی یا دیپلماتیک امتیازات را از رژیم خواهد گرفت - سرنگونی رژیم کارت طلایی بازی ترامپ با رژیم در ایستگاه پایانی است #پنجره_فرصت #زنجیره_واکنش

Hossein Aghaie, Ph.D.

76,593 просмотров • 1 год назад

🚨همه بدانند که ج.ا دچار وحشت و هراس شدید از احتمال حمله آمریکا و #اسرائیل است. #خامنه‌ای جلو دوربین برای اینکه ریزش های درون سیستمی بیشتری رخ ندهد و خود را شکست خورده تمام عیار نشان ندهد زبان «سازش ناپذیری و لجاجت» را انتخاب می کند ولی پشت پرده به کسی که شایسته مبادله پیام نبود جواب می دهد، به #ترامپ! به قاتل قاسم سلیمانی، به کسی که فشار حداکثری فلج کننده ای بر رژیم اعمال می کند و دائما رژیم را تهدید نظامی می کند. ج.ا پشت پرده در حال تلاش برای تمکین کردن است اما می خواهد راهی نسبتا آبرومندانه پیدا کند که تتمه قوای بازدارندگی اش هم در جریان مذاکره با آمریکای ترامپ از دست نرود، به عبارت دیگر رژیم سعی می کند ترامپ را بیش از این عصبانی نکند ولی مذاکره محدود به مساله اتمی باشد و ج.ا مجبور به دادن کلان ترین امتیازات در بعد موشکی و نیابتی نشود و به عبارتی خلع سلاح نشود. رژیم با پاسخ به نامه ترامپ سه هدف اصلی را دنبال می کند: یکم: اهدافی در راستای عملیات جنگ روانی-فریب و بازی با افکار عمومی در داخل و خارج: ج.ا می خواهد نوعی دینامیسم‌ خودساخته مثبت یا یک فضای فیک تعاملِ مثبتِ پشت پرده بین آمریکا و ج.ا ایجاد کند، که به مخالفان ج.ا وانمود کند ترامپ هم صد در صد با ما می بندد! هدف ج.ا ناامید کردن هرگونه انتظار یا امید غلط یا درست مردم #ایران نسبت به اقدام نظامی اسرائیل و آمریکا در ایران علیه ج.ا است. پاسخ دادن به نامه ترامپ بخواهیم یا نخواهیم ایجاد نوعی ابهام و تردید در کمپ مخالفان می کند که رژیم تصور می کند به نفع اش است. دوم: اهدافی اقتصادی پیگیری اهدافی با تمرکز به ایجاد فضای مثبت فیک به منظور کاهش قیمت #دلار. ج.ا سعی می کند بازار را تحت تاثیر حرکت خود قرار دهد تا بازار از التهاب تا حدی خارج شود ولی ترامپ با تهدید هایش هربار این تلاش رژیم را بی اثر می کند. سوم: اهداف سیاسی استفاده از پنجره دیپلماسی و خود اهرم دیپلماسی برای وارد کردن دولت ترامپ به مذاکرات طولانی و شاید بی سروته درباره مساله فقط اتمی با هدف وقت کشی و خریدن زمان تا تیغ تیز #فشار_حداکثری به مرور زمان کندتر و کندتر شود. تا گزارش ماه ژوئن گروسی لحنی ملایم داشته باشه، مکانیسم ماشه فعال نشود و اسرائیل ابتکار مل را در حمله به ج.ا به مرور از دست بدهد... اینها اهداف اصلی ج.ا است اما نتیجه دادن قمار ج.ا مشروط به این است که ترامپ و تیم اش از مواضع خود عقب نشینی کنند. یعنی حاضر به مذاکره در بعد مساله اتمی با هدف مهار آن شوند نه اینکه برنامه اتمی ج.ا برچیده شود. بعید به نظر می رسد که ترامپ زیر حرف خودش و اعضای تیمش بزند ... این اقدام ترامپ نوعی رسوایی برای دولت او خواهد بود و به معنای مماشات در برابر رژیم آخوندی تلقی می شود. اگر دولت ترامپ قرار بود و می خواست که فقط درباره برنامه اتمی مذاکره کند پس اصلا چرا می 2018 از برجام خارج شد؟ ترامپ از برجام خارج شد چون برجام قراردادی صرفا محدود به مساله اتمی بود و سایر تهدیدهای ترکیبی رژیم؛ یعنی منطقه ای و موشکی ج.ا؛ را شامل نمیشد ---مسائلی که برای اسرائیل و عربستان و امارات هم نگران کننده بود. اصلا معنا نمی دهد و منطقی بنظر نمی رسد که ترامپ خودش و اعتبارش و اعتبار آمریکا را با پذیرفتن مذاکرات فقط در بعد اتمی زیر سوال ببرد. ولی بازهم هیچ چیز صد در صد نیست. یک فاکتور بسیار مهم و تعیین کننده اسرائیل است! پیشتر گفته بودم که ج.ا دستکم 275 کیلوگرم اورانیوم غنی شده با غلظت 60 درصد دارد؛ یعنی ج.ا عملا مواد لازم برای ساخت چند بمب اتم را در ایران دارا است. تا وقتی این مواد و سانتریفیوژهایی که غنی سازی بالا انجام می دهند وجود دارد، اسرائیل نمی تواند برای امنیت خودش هم که شده به ج.ا زمان بیشتری بدهد. این مواد باید یا از طریق نظامی از بین برود یا از ایران به کلی خارج شود. اسرائیل باید مطمئن شود که ج.ا از حمایت از حوثی ها و حماس و حزب الله دست میکشد و برنامه موشکی (بُرد موشکها) نیز محدود می شود. در غیراصورت اسرائیل قمار بر سر بقایش کرده و این برای خودش بسیار خطرناک است! --- در تحلیل نهایی می توان بر اساس حرفهای خود ترامپ و پاسخ خامنه ای به نامه ترامپ اینطور استنباط کرد که همین الان نیز مذاکراتی غیر مستقیم بین تهران و واشنگتن در جریان است. ترامپ خودش گفت «خیلی اتفاق‌ها درباره ایران در جریان است و اگر ظرف مدت حدود دو هفته پیشرفتی صورت نگیرد، بد می شود...خواهیم دید آیا می‌توانیم به نتیجه‌ای برسیم یا نه. و اگر نه، اوضاع بد خواهد شد، خیلی بد.» همچنان نمی توانم تصور کنم که ترامپ بخواهد فقط درمورد اتمی با رژیم مذاکره کند و خواسته ترامپ چیزی جز برچیده شدن کامل برنامه اتمی حکومت باشد (چیزی که خودشان بارها اعلام کرده اند). در این میان سکوت اسرائیل نیز بسیار معنادار است. بنظر می رسد که همچنان احتمال حمله نظامی آمریکا/اسرائیل به ج.ا از احتمال یک توافق معنادار بیشتر باشد. به پروپاگاندا و عملیات فریب رژیم و مزدوران احمق اش نیز نباید زیاد توجه کرد. آنها در دنیایی موازی و غیرواقعی سیر می کنند و زمانی می فهمند که سیلی محکمی توسط همین مردم ایران به صورت آنها نواخته شود. واقعیت این است که ج.ا که مدتها گنده گویی می کرد دست از پا دراز تر از موضع ضعف و حقارت با #دیپلماسی_پس_گردنی ترامپ مجبور شده در برابر قاتل قاسم سلیمانی کُرنش کرده و مذاکره کند. این درس بزرگی به ج.ا است، همان چیزی که بارها گفته بودم که ج.ا باید جایگاه واقعی اش در عرصه روابط بین الملل را بفهمد و بداند. این عرصه جای قلدری و لات بازی و سرکشی بازیگران کوچک نیست. بخصوص بازیگری که ایران فروش، وطن فروش، انسان فروش و خاک فروش و خودباخته و شرف باخته است. #زنجیره_واکنش

Hossein Aghaie, Ph.D.

110,196 просмотров • 1 год назад

مهم/ نماینده ترامپ: 'جمهوری اسلامی جواب نامه‌ی ترامپ رو داده، مذاکرات احتمالا آغاز خواهد شد'. «استیو ویتکاف»، نماینده ویژه ترامپ در خاورمیانه و رفیق قدیمی و مورد اعتماد رئیس‌جمهوری آمریکا، امشب در پادکست تاکر کارلسون درباره‌ی ایران صحبت‌هایی کرد که به نظر من در این دو ماه، کامل‌ترین جواب یکی از اعضاء دولت فعلی آمریکا درباره‌ی سیاست کاخ سفید در قبال رژیم بوده: ویتکاف صراحتاً گفت جمهوری اسلامی از طریق واسطه‌ها به نامه پاسخ داده و او نمی‌تونه درباره‌ی جزئیاتش حرف بزنه. ویتکاف گفت ترامپ خواهان حل 'همه‌ی مشکلات' بین ج.ا و آمریکاست اما در عین حال اشاره کرد مسأله‌ی اتمی یک بحث فنی‌ست و توافق جدید، راستی‌آزمایی‌های خودش رو لازم داره و 'پیچیده' است. ویتکاف گفت با توجه به رویکرد ترامپ که جنگ نمی‌خواد، و همچنین فرصتی که برای ج.ا پیش اومده تا مسأله‌ش با آمریکا رو حل کنه، او خیلی امیدواره که خودش به همراه اعضاء دیگر دولت در قالب یک تیم، و یا 'شخصی دیگه' از طرف ترامپ، با مقامات رژیم مذاکرات رو آغاز کنند. درباره‌ی محتوای نامه‌ی ترامپ به خامنه‌ای همون چیزهایی رو گفت که در رسانه‌ها اومده و تأکید کرد نامه از موضع ضعف نبوده بلکه از این موضع بوده که ترامپ بعنوان یک رئیس‌جمهوری قوی که 'از گزینه‌ی نظامی فقط برای توقف جنگ استفاده می‌کنه'، تلاشش اینه موضوع ج.ا رو با دیپلماسی حل کنه. همون بخش‌های ابتدایی حرفش خیلی گذرا به توان نظامی آمریکا در برابر رژیم هم اشاره کرد البته سربع گفت هدفش تهدید نیست، اما واقعیت اینه که آمریکا بسیار قدرتمندتره و اینکه جمهوری اسلامی نهایتا مذاکره رو انتخاب خواهد کرد کاملا منطقی و طبیعی هست! ویتکاف حتی درباره‌ی رفع تحریم‌ها، روابط اقتصادی قوی با ج.ا و اینکه ایران دوباره می‌تونه برگرده به جامعه جهانی و مردم ایران بار دیگه زندگی مرفهی داشته باشند هم حرف زد. صحبت‌های ویتکاف، تا امروز، مهم‌ترین سیگنالی هست که نشون می‌ده مقامات رژیم پشت پرده احتمالا چراغ سبز برای مذاکره رو دادن یا دارن می‌دن و این روند، احتمالاً با تلاش اعراب [که از جنگ می‌ترسند] و همچنین روس‌ها آغاز شده. حالا سؤال اصلی اینه: مذاکره قبل حذف فیزیکی خامنه‌ای یا بعدش؟

Pouria Zeraati

290,653 просмотров • 1 год назад

🎥 پس از آتش بس در مرحله اول جنگ تحمیلی بر سر بود و نبود ایران، در مراحل بعد، آمریکا و اسرائیل و ایران چگونه پیش خواهند رفت؟👇👇 👈 رامین کامران #اختصاصی_صفحه_اکبر_گنجی (۱۹) ✅ ایرانیان صلح دوست و صلح طلب اند و این از ویژگیهانی تمدن ایرانی است. این خصلت ناشی از امپراتوری وسیع ایران با تنوع وسیع فرهنگی زاده شده است. آشتی جویی و پرهیز از خشونت گوهر تمدن ایرانی است. 🔺دشمنان اصلی ایران، آمریکا و اسرائیل بوده و هستند که فاقد این خصلت تمدنی اند. ویژگی تمدنی آنان، نسل کشی و غارت و غصب زورگویانه سرزمین های دیگران بوده است. کشتار برای تصرف سرزمین های دیگران 🔹آمریکا و اسرائیل از طریق تجاوز ایران را به جنگی پرتاب کرده اند که معلوم نیست کی تمام خواهد شد. 🔹هدف جنگ صلح است، اما صلحی که تامین کننده منافع ایران باشد. از جهت حفظ ایران با تمامیت ارضی اش، جنگ و صلح دو روی یک سکه اند. جنگ و صلح أساس روابط بین الملل هستند و به جای نگرش راحت طلبانه فردی، باید به آن نگاه سیاسی و جمعی داشت. ویژگی های جنگ اسرائیل و آمریکا علیه ایران چیست؟ ✍اول- واقع بینانه باید گفت که جنگ مغول وار برای نابودی و تجزیه ایران است، نه علیه جمهوری اسلامی. ✍دوم- نابود کردن روحیه مقاومت ایرانیان در برابر تجاوز به روش های نظامی و غیر نظامی و رسانه ای. ✍سوم- جنگ تمام عیاری است که هدفش نابودی تمام وجوه حیات ایران است. برای مقابله، باید کل مردم را بسیج کرد و جنگ را برد، چون شکست به معنای نابودی ایران است. ✍چهارم- این جنگ افت و خیزهای بسیاری خواهد داشت. ✍پنجم- دفع تجاوز نیازمند روحیه جنگیِ تهاجمی بسیار بالاست. به جای قرار گرفتن در موضع واکنشی به تهاجمهای مداوم، باید ابتکار عمل را در دست گرفت. ایران جنگی طلب نبوده و نیست، ایران را به این جنگ پرتاب کرده اند. ✍ششم- جنگ محل تواضع و فروتنی نیست، وقتی طرف قصد نابودی شما را دارد. ✍هفتم- الف- فرهنگ استراتژیک آمریکا دارای دو بعد پیروزی مطلق نظامی و پیروزی از طریق برتری مادی است. ب- فرهنگ استراتژیک اسرائیل نفوذ و جاسوسی از یک سو، و عملیات تروریستی از دیگر سوست. نه جنگ بلند مدت. در جنگ ۱۲ روزه هم از همین استراتژی استفاده کرد. اسرائیل مطلقا توان جنگ بلند مدت و تلفات را ندارد. ✍هشتم- نباید فریب تسلیحات و تجهیزات حریف را خورد، روحیه یا وجه معنوی أساس جنگ است. برای تداوم حیات ایران باید در این جنگ پیروز شویم.

Akbar Ganji

45,753 просмотров • 1 год назад

فرید زکریا، تحلیل‌گر شبکه سی‌ان‌ان، در تازه‌ترین تحلیل خود به یک پرسش کلیدی می‌پردازد: چرا قدرتمندترین کشور جهان نمی‌تواند خواسته‌اش را به کشوری به‌مراتب کوچک‌تر و ضعیف‌تر تحمیل کند؛ کشوری که سال‌ها زیر فشار تحریم‌های اقتصادی و حملات نظامی فرسوده شده است؟ به گفته او، ساده‌ترین راه برای درک مشکل آمریکا در جنگ با ایران، نگاه از دریچه نظریه بازی‌هاست. زکریا معتقد است ترامپ تصمیم گرفت با ایران وارد یک «بازی جوجه» شود؛ همان صحنه دو راننده‌ای که مستقیم به‌سوی هم می‌رانند. در چنین بازی‌ای، وقتی موضوع برای یک طرف به مرگ و زندگی گره خورده و برای طرف دیگر اهمیتی بسیار کمتر دارد، معمولاً طرفی که چیز بیشتری برای از دست دادن دارد پیروز می‌شود. برای حکومت ایران، شکست می‌تواند به‌معنای سرنگونی و نابودی باشد، اما برای ترامپ نهایت ماجرا یک آخر هفته ناخوشایند است. روشن است که چرا طرف ایرانی آماده‌تر است فرمان را قفل کند و کوتاه نیاید. اما زکریا تأکید می‌کند که ریشه دشواری آمریکا در برخورد با ایران، فراتر از ترامپ و این جنگ شتاب‌زده است. به باور او، از زمانی که جمهوری اسلامی به قدرت رسید، واشینگتن میان دو رویکرد سرگردان بوده است. از یک سو فهرستی از مسائل مشخص داشته که خواهان حل آن‌ها بوده، از آزادی گروگان‌ها تا محدودیت‌های هسته‌ای؛ و از سوی دیگر، هدفی بنیادی‌تر را دنبال کرده که همان سرنگونی حکومت است، نه صرفاً مذاکره با آن. این تضاد نزدیک به نیم قرن در سیاست خارجی آمریکا جریان داشته است. پرسش اصلی این است: آیا واشینگتن می‌خواهد برخی سیاست‌های ایران را تغییر دهد یا می‌خواهد خود ایران را دگرگون کند؟ آمریکا با نشستن پای میز مذاکره، عملاً درجه‌ای از مشروعیت را به جمهوری اسلامی می‌بخشد و آن را نماینده ایران در صحنه جهانی به رسمیت می‌شناسد. این پذیرش برای بخشی از نخبگان آمریکایی که جمهوری اسلامی را نامشروع می‌دانند و معتقدند تنها سیاست درست در قبال آن سرنگونی است، ناخوشایند است. با این حال، چیزهایی وجود دارد که واشینگتن می‌خواهد و تنها تهران می‌تواند آن‌ها را فراهم کند. زکریا یادآوری می‌کند که همین تناقض باعث شد حتی رونالد ریگان نیز در خفا با روحانیون ایران مذاکره کند، در حالی که در ملأ عام آنان را محکوم می‌کرد. این دوگانگی را می‌توان تقریباً هر روز در رفتار ترامپ دید: یک پیام تهدید می‌کند که تمدن ایران را نابود خواهد کرد و به ۴۷ سال شرارت پایان خواهد داد، و پیامی دیگر در همان روز از پیشرفت مذاکرات سخن می‌گوید. ترامپ خوش‌بین وارد گفت‌وگو می‌شود، میان دورهای مذاکره جنگ به راه می‌اندازد و از مردم ایران می‌خواهد حکومتشان را سرنگون کنند، و کمتر از یک هفته بعد دوباره وعده می‌دهد که در صورت پذیرش خواسته‌هایش، آینده‌ای بسیار روشن در انتظار ایران خواهد بود. به اعتقاد زکریا، آمریکا پیش‌تر نسبت به اتحاد جماهیر شوروی نیز چنین نگرش متناقضی داشت. واشینگتن پس از تسلط کمونیست‌ها بر روسیه در سال ۱۹۱۷ روابطش را قطع کرد و حدود پانزده سال بعد، فرانکلین روزولت موجودیت آن را به رسمیت شناخت. در دهه ۱۹۷۰، سیاست مذاکره هنری کیسینجر با شوروی از سوی جناح راست به‌شدت نکوهش شد، چرا که به‌معنای تقویت جایگاه یک «امپراتوری اهریمنی» تلقی می‌شد. پاسخ کیسینجر همواره این بود که آمریکا در تقابل ایدئولوژیک با شوروی قرار دارد، اما منافع ملی مشخصی نیز دارد، مانند مهار سلاح‌های هسته‌ای، که بدون توافق با مسکو دست‌یافتنی نبود. زکریا، باراک اوباما را معادل کیسینجر در پرونده ایران می‌داند. به گفته او، دولت اوباما تنها دولتی بود که دست به یک انتخاب روشن زد و به این نتیجه رسید که هرچند آمریکا شاید حکومتی دیگر را در ایران ترجیح دهد، برای مقابله با بزرگ‌ترین خطر علیه منافع ملی خود، یعنی مسئله هسته‌ای، ناچار است با همین حکومت کنار بیاید. توافق هسته‌ای تلاشی بود برای مهار خطرناک‌ترین عنصر سیاست خارجی ایران و در این کار موفق شد، اما در نگاه بسیاری از راست‌گرایان، بهای آن مشروعیت‌بخشی به حکومت بود. به همین دلیل ترامپ آمریکا را از توافق خارج کرد؛ تصمیمی که به بی‌اعتباری حسن روحانی، رئیس‌جمهور وقت، و بازگشت تندروها در تهران انجامید. تندروهایی که برنامه غنی‌سازی را شتاب بخشیدند و در نهایت ترامپ را دقیقاً به همان دوراهی نخست بازگرداندند: توافق یا ایستادگی؟ زکریا در پایان می‌گوید اکنون روشن است که ترامپ خواهان توافق است، اما با بستن این توافق ممکن است سرانجام همان چیزی را به جمهوری اسلامی بدهد که چهل‌وهفت سال در پی آن بوده است؛ پذیرشی بی‌قیدوشرط، آن‌هم از جانب تندروترین عناصر آمریکا. و برای تهران، چنین جایزه‌ای ارزش امتیازهای فراوان را دارد.

Panah Farhadbahman 🎒

40,653 просмотров • 2 месяцев назад

در این مونولوگ، مهدی حسن، روزنامه‌نگار و کارشناس سیاسی و بنیان‌گذار شبکه زتیو، سه موضوع را در یک بافت کنار هم می‌گذارد: مذاکرات صلح کنونی میان آمریکا و ایران، حمایت آمریکا از جنایت‌های صدام در جنگ هشت‌ساله، و «نوشیدن جام زهر» توسط خمینی در ۱۳۶۷. پیوند این سه، چارچوبی می‌سازد برای اینکه چرا فرمول جنگ سریع و توافق سریع ترامپ در برابر ایران شکست خورده است. نقطه شروع، وعده‌های ترامپ است. وقتی او نزدیک به سه ماه پیش جنگ علیه ایران را آغاز کرد، بارها گفت همه‌چیز خیلی زود تمام می‌شود. او و اطرافیانش با اطمینان تکرار کردند که عملیات «طبق برنامه یا جلوتر از برنامه» پیش می‌رود، «در عرض چند هفته، نه چند ماه» پایان می‌یابد، و ایران «هیچ برگ برنده‌ای ندارد» و «پای میز مذاکره برمی‌گردد». ترامپ حتی اعلام کرد ایران «اساساً در دو یا سه روز تمام شد». واقعیت چیز دیگری نشان داد. فرمول ورود و خروج سریعی که او در ونزوئلا به کار برد، در برابر ایران جواب نمی‌دهد، و مذاکراتی که قرار بود در چند روز نهایی شود، حالا هفته‌هاست معطل مانده است. برای فهمیدن چرایی، مهدی حسن سفری جنگ ۸ ساله را یادآوری می‌کند، و استفاده صدام از بمب‌های شیمیایی در آن جنگ. به گفته مهدی حسن، ایالات متحده در ظاهر بی‌طرف بود، اما از ۱۹۸۲ دولت ریگان پنهانی اطلاعات و حمایت نظامی را به عراق سرازیر کرد؛ سیاستی که به «چرخش به‌سوی عراق» معروف شد. به گفته هاوارد تایشا، عضو شورای امنیت ملی ریگان، این چرخش زمانی رخ داد که ایران دست برتر را در جنگ پیدا کرد و واشنگتن نگران شد ایران به سمت میادین نفتی کویت و عربستان پیشروی کند. تایشا در سوگندنامه ۱۹۹۳ شهادت داد ریگان همان زمان تصمیم گرفت آمریکا «نمی‌تواند اجازه دهد عراق جنگ را به ایران ببازد». حمایت آمریکا حتی پس از تأیید استفاده عراق از سلاح شیمیایی ادامه یافت. در ۱۹۸۳، وزارت خارجه یادداشتی درباره «استفاده تقریباً روزانه عراق از سلاح‌های شیمیایی» دریافت کرد و کاخ سفید نادیده‌اش گرفت؛ آنچه برای آمریکا در خاورمیانه اهمیت داشت، نفت و حفاظت از اسرائیل بود. دونالد رامسفلد، نماینده ویژه ریگان و بعدها از معماران جنگ ۲۰۰۳ علیه عراق، با لبخندی پررنگ با صدام در بغداد عکس گرفت و به او گفت آمریکا با «درک عراق از اهمیت تعادل در جهان» هم‌نظر است، بی‌آنکه به سلاح‌های شیمیایی اشاره کند. در مارس ۱۹۸۴، آمریکا به درخواست بغداد شورای امنیت سازمان ملل را وادار کرد بیانیه‌ای کلی صادر کند که نام عراق در آن نیاید. در آوریل، ریگان خواستار «طرحی عملیاتی برای جلوگیری از فروپاشی عراق» شد، و در نوامبر همان سال روابط دیپلماتیک کامل برقرار و وزیر خارجه عراق در کاخ سفید پذیرفته شد. این یک درگیری کوچک نبود؛ یکی از مرگبارترین جنگ‌های متعارف تاریخ معاصر بود که در هشت سال نزدیک به یک میلیون ایرانی و هزاران کرد را به کشتن داد. در کشتار حلبچه در مارس ۱۹۸۸، حدود ۵ هزار غیرنظامی از جمله کودکان درجا کشته شدند و ۱۰ هزار نفر نابینا یا ناتوان ماندند. یک ماه بعد در نبرد دوم الفاو، عراق با حدود ۱۰۰ تُن عوامل شیمیایی شبه‌جزیره را پس گرفت. آمریکا در پشت صحنه مواضع نیروهای ایرانی را در اختیار عراق می‌گذاشت، در حالی که می‌دانست سلاح شیمیایی به کار خواهد بست. سرهنگ بازنشسته نیروی هوایی، ریک فرانکونا، که در ۱۹۸۸ در بغداد بود، در سال ۲۰۱۳ به نشریه فارین پالیسی گفت: «عراقی‌ها هیچ‌وقت به ما نگفتند که قصد استفاده از گاز اعصاب را دارند. لازم هم نبود. ما از قبل می‌دانستیم.» همه این‌ها پس از آن رخ داد که ریگان در حاشیه یک گزارش اطلاعاتی نوشت: «پیروزی ایران غیرقابل‌قبول است.» و این مهدی حسن را به نقطه سوم می‌رساند: جام زهر. در ۱۳۶۷، خمینی پس از نزدیک به یک دهه نبرد و در شرایطی که دریافت کشورش در جهان تقریباً تنهاست، با آتش‌بس موافقت کرد. کلامش این بود: «این تصمیم گرفتن، از نوشیدن زهر هم مرگبارتر است. برای من، پذیرش مرگ و شهادت قابل‌تحمل‌تر بود.» مهدی حسن می‌پرسد: اگر آن خمینی پس از هشت سال انزوای کامل به‌سختی تن داد، چرا آمریکا و اسرائیلی که این بار خود در انزوا هستند، باید باور می‌کردند رهبر جدید، مجتبی خامنه‌ای، در چند روز یا چند هفته تن خواهد داد؟ پاسخ روشن است: نباید باور می‌کردند. آمریکایی‌ها حافظه‌ای کوتاه دارند و به نظر نمی‌رسد هرگز از تاریخ درس بگیرند.

Panah Farhadbahman 🎒

16,301 просмотров • 2 месяцев назад

#فوری_فوری_خیلی_خیلی_مهم 🎥 چرا ایران از نظر نظامی بر اسرائیل متجاوز پیروز شد؟ ارزیابی نظامی با ملامهای درست👇👇 👈 رامین کامران #اختصاصی_صفحه_اکبر_گنجی (۱۳) ✅ ادعای شکست خوردن ایران از اسرائیل مطلقا یاوه است و تکرار تبلیغات اسرائیل و آمریکا است که در رسانه هم دست بالا را دارند و آن را تبلیغ می کنند. 🔺اول- تعداد تلفات یا خسارات معیار درستی برای ارزیابی پیروزی یا شکست نیست. در بسیاری از جنگ ها در جهان طرف پیروز چند برابر طرف شکست خورده تلفات داده و دچار خسارت شده، ولی جنگ را برده است. 🔺دوم- این معیار که تعداد زیادی از فرماندهان نظامی کشته شده اند هم ملاکی برای شکست و پیروزی نیست. نظامیان در همه جنگ ها برای دفاع از وطن کشته می شوند. 🔺می گویند ایران شکست خورد چون آسمان ایران در دست اسرائیل بود، این ادعای اغراق آمیز را می پذیرم، اما در آن ۱۲ روز آسمان اسرائیل دست چه کسی بود؟ آیا فیلم های موشکهای ایران که اصابت می کرد را دیده اید یا نه؟ آسمان اسرائیل هم دست ایران بود. ✍از نظر نظامی؛ تنها ملاک و معیار شکست و پیروزی، بررسی اهداف طرفین در سطوح تاکتیکی و استراتژیک است. ✅اسرائیل: 🔺اول- هدف اسرائیل حذف کلیه فرمانده هان نظامی و فلج کردن نیروهای مسلح ایران در همان شب اول بود و موفق هم شد. اما در همان شب سلسله مراتب فرماندهی بازسازی شد و واکنشی نشان داده شد که در طول تاریخ بی نظیر است. 🔺دوم- نابودی کامل صنعت هسته ای ایران: ارتش اسرائیل مطلقا قادر به این کار نبود و نیست. به همین دلیل آمریکا وارد جنگ شد. 🔺سوم- هدف همیشگی اسرائیل کشاندن آمریکا به جنگ تمام عیار با ایران بود. اما آمریکا فقط تاسیسات هسته ای ایران را بمباران کرد که حتی به ادعای خود کارشناسان آمریکایی به هدفش نرسید. ولی اسرائیل در هدف ورود آمریکا- مانند جنگ های عراق و أفغانستان- به جنگ با ایران شکست خورد. این هدف محقق نخواهد شد، چون آمریکا فاقد این توان است و شکست سخت نظامی می خورد. 🔺هدف نهایی و استراتژیک اسرائیل فروپاشی ایران بود. اما نتیجه کار اتحاد و همبستگی ملی شد که همه شاهد آن هستیم. نه تنها نپاشید، بلکه مستحکم تر هم شد. پس اسرائیل باخت. ✅ایران: 🔺اسرائیل آغاز کننده ی تجاوز بود و اهداف ایران در تاکتیک و استراتژی تدافعی بود. دفاع یعنی وارد کردن ضربه متقابل. طرفی که در جنگ در حالت دفاعی است، موضوع جنگ را در دست دارد و متجاوز قصد دارد آنها را از او بگیرد. 🔺موفقیت اول ایران بازسازی سریع سلسله مراتب فرماندهی و واکنش سریع بود که پایه پیروزی تاریخی ایران شد. 🔺موفقیت دوم ایران حملات وسیع موشکی بود که تخریب های آن أصلا قابل مقایسه با تخریب های اسرائیل نیست. حملات موشکی سامانه های گنبد آهنین اسرائیل و تاد آمریکا را به سرعت فرسود. هم آبکش شان کرد، هم ذخایرشان را پایان داد. به همین دلیل اسرائیل دست به دامن آمریکا برای آتش بس شد. 🔺به نظر من پذیرش آتس بس از سوی ایران نباید صورت می گرفت تا آنها دوباره خودشان را مجهز کنند. اگر ایران ادامه می داد، اسرائیل به دست و پا می افتاد و به ایران امتیاز داده می شد. ✍نتیجه: روحیه ملی و اتحاد ملی اساس سرمایه دفاعی ایران است. عده ای با مدعای کاذب شکست ایران قصد دارند مردم را ناامید کنند و به شکست بکشانند. اگر خیرخواه هستند نباید به دام بیفتند و این اشتباه را مرتکب شوند، اما اگر خیرخواه نیستند، قطعاً در خدمت اسرائیل و موساد هستند. ضمن اینکه افرادی این ادعای کاذب را طرح می کنند که اصلاً ورودی به این گونه بحث ها ندارند و بحث هایشان بسیار عوامانه و یاوه گویی است.

Akbar Ganji

27,689 просмотров • 1 год назад

تحلیل شخصی من گزاره شماره ۱: ژنرال متیس ۲۶ امین وزیر دفاع آمریکا و فرمانده سابق سنت‌کام، در ویدیو شماره ۱ که پیوست کردم نکته کلیدی و تعیین کننده‌ای رو میگه، او ادعا می‌کنه که CIA برای ارزیابی احتمال سقوط دولت‌ها ۷۰ پارامتر رو می‌سنجد، ولی ۱ پارامتر در مورد ایران از همه مهمتره، و اونم اینه که آیا نظام برای حفظ خودش حاضره در ابعاد وسیع دست به کشتار کردم خودش بزنه؟ پاسخ این سوال الان برای من و شما روشنه، بله جمهوری اسلامی چنین کاری رو انجام داده و به احتمال نزدیک به یقین دوباره هم این کار رو خواهد کرد. بدین ترتیب جمهوری اسلامی با ماشین کشتار خودش مخالفین رو خفه می‌کنه تا باقی بمونه. گزاره شماره ۲: ریموند گیوس در کتاب فلسفه و سیاست واقعی میگه شما باید ابتدا نگاه کنید قدرت دست چه فرد یا گروهی هست و این گروه برای حفظ قدرت چه می‌کنه و پیامد عملکرد اون چیه، بعد می‌تونید تشخیص بدید آیا مبارزات مدنی نتیجه بخش هست یا نه، و اگر بی‌نتیجه هست، یعنی حکومت با خشونت بی حد و حصر داخلی و بین‌المللی می‌خواد حفظ بشه، اصولاً دیگه مبارزه مدنی به خودی خود اخلاقی نیست! زیرا فقط منجر به کشتار وسیع میشه ولی تأثیری در سرنگونی این حکومت نداره. در چنین وضعیتی یک حکومت فاسد فقط با دخالت خارجی، جنگ، کودتا و چنین سناریوهایی سرنگون خواهد شد. گزاره شماره ۳: این سوال پیش میاد که آیا چنین وضعیتی قبلاً هم در دنیا رخ داده؟ جواب مثبته، بله حکومت شوروی سابق در ابعاد بسیار وسیع بازها به قتل عام مردم پرداخت و چون قدرت مطلق نظامی داشت، مردم هیچ وقت موفق به سرنگونی اون نمی‌شدند. از طرفی حمله نظامی به شوروی ممکن نبود، چون شوروی برخلاف جمهوری اسلامی یک قدرت اتمی بود. ------ من معتقد هستم آمریکا و اسرائیل با دونستن این موضوعات اقدام به حمله به جمهوری اسلامی کردن، و یک سناریو چیدن که در ادامه برای شما شرح خواهم داد. حمله به جمهوری اسلامی در این مرحله از جنگ فقط یک هدف رو دنبال می‌کنه: وادار کردن ج.ا به تغییر ساختار و معرفی یک چهره جدید برای مذاکره با دنیا، دقیقاً مشابه کاری که با شوروی کردند و بعد از گورباچف، بوریس یلتسین رهبری رو بر عده گرفت، او فردی ضعیف النفس، الکلی و فاسد بود. نتیجه این اقدام این خواهد بود که یا همین مجتبی، یا افرادی مثل قالیباف، حسن روحانی، حسن خمینی یا هر کس دیگری امور رو به دست بگیره (آدمش اصلا مهم نیست) و هدف نهایی اینه که بیاد پای مذاکره با آمریکا و دنیا. در این مرحله یه آتش بس اتفاق میفته که ممکنه از دو سه هفته دیگه بشه در نظر گرفت، بعد از اینکه زیرساخت‌های کشور به صورت جدی آسیب ببینند. چرا چنین چیزی لازمه؟ چون با وضعیت فعلی مردم ایران نخواهند توانست با اعتراضات مدنی حکومت رو عوض کنند، پس باید حکومت به شکلی تغییر کنه و تضعیف بشه که امکان اعتراضات مردمی و به دست گرفتن حکومت فراهم بشه. زدن فولاد، نیروگاه‌های برق و سایر زیرساخت‌ها هم در همین راستا هست، چون همین طرفداران ج.ا که به اعتقاد من نزدیک به ۳ الی ۵ میلیون هستند، وقتی سفره‌هاشون خالی بشه، به فلاکت و بدبختی دچار بشن، و سیستم هم امکانی برای تأمین مایحتاج اونها نداشته باشه، دیگه به شکل وحشیانه خشونت رو راه حل نخواهند دید. در این مرحله هست که نقش رهبری رضا پهلوی خودشو نشون خواهد داد و با حضور در میدان می‌تونه امور رو به دست بگیره. اگر چنین اتفاقی افتاد، در اون زمان تحلیل تکمیلی خودمو ارائه خواهم داد. پس جمع بندی: ۱- این مرحله از جنگ برای وادار کردن جمهوری اسلامی به آمدن به میز مذاکره و یک رهبری ملایمتر خواهد بود. ۲- وضعیت اقتصادی و اجتماعی به شدت رو به وخامت خواهد رفت، خیلی بدتر از الان. ۳- اواسط سال ۱۴۰۵ به بعد، احتمالا آبان و آذر و دی، اعتراضات شدت میگیره و احتمالاً درگیری‌ها داخلی + خارجی همزمان خواهد بود. خلاصه کلام اینکه خیلی بدبختی پیش رو خواهیم داشت. طبق معمول میگم اینا تحلیل‌های شخصی منه، ادعایی ندارم و تحلیلگر نظامی یا سیاسی هم نیستم، بخونید و رد بشید، اگر فحاشی کنید یا دری‌وری بگید بلاکتون می‌کنم، اینا رو هم نوشتم چون چندنفر خواستن نظرمو بگم، این نظرات من هم منطبق با تحلیل قبلی ام است که قبلاً نوشته بودم.

تنسی‌تاکسیدو 

77,042 просмотров • 4 месяцев назад

نظر قطعی من درباره مسائل روز: این حجم جابجای رسمی ترابری ارتش آمریکا در ۳ روز به نزدیکی ایران پساآتش‌بس است! همین را ضربدر ۴ ماه بکنید! تا دستتون بیاد چه حجم ادوات در منطقه‌ست! اما تحلیل من در ۳ بخش: ۱- آینده نزدیک: شاید فعلا بازی بازی کنند با رژیم! شاید یک کم دیگه به حسین فردوست (باقالی‌باف) وقت بدن که از درون مهره‌های داخلی رو حذف کنه! اما بی‌برو برگرد، پای نیروی آمریکایی به ایران باز میشه! چه باقالی‌باف موفق بشه در قالب مذاکره واردشون کنه(که بعید می‌دانم) چه حمله زمینی(محتمل‌تر)! خلاصه هیییییییییییچ راه دیگری نیست! ۲- آینده میان‌مدت: کل بزرگان نظم نوین ننشسته‌اند لنگ یه مشت سگ رقیه! پایان جنگ هم یهو دیدی شاه گفت مردم ایران! هیچ سگ رقیه‌ای باقی نمانده! بیاید بیرون و قدرت رو دست بگیرید! بعد هم وارد ایران بشه! شاه هم که برگرده، یه حجم عجیب و غریب و افسانه‌ای پول و امکانات وارد ایران میشه و ایران جای کلیت اتحادیه اروپا را برای آمریکا میگیره! چرا؟! ۳- آینده بلندمدت ۱۰ساله: چون اروپا الان تبدیل شده به سگ دست‌آموز چین! و اکثر اروپایی‌ها آلردی اسلامستان و چینی شده‌اند! اما ایران بعد ورود شاه، با صفر وابستگی به چین و با همکاری آمریکا و اسرائیل، اقتصاد ارزان جهانی را از چین به سمت ایران تغییر میده و به اروپا یک شانس دوباره میده که بازارشان را از چین به ایران تغییر بدهند! اگر نکنند، آمریکا اجباراً تنها با کمک ایران و اسرائیل به مصاف غول اسلامیست و چین می‌ره! قسمت نخست تحلیلم تا ۴-۵ ماه دیده اتفاق می‌افته و با چشم می‌بینید، قسمت میانی یک بازه ۲-۳ ساله؛ و قسمت آخر تحلیلم هم یک باره ۸ تا ۱۰ ساله! بماند به یادگار! سپاسگزارم

JamesDean

60,778 просмотров • 1 месяц назад

در علم سیاست، پیروزی با «تعداد بمب‌های رها شده» سنجیده نمی‌شود، بلکه با «تحمیل اراده» تعریف می‌گردد؛ اگر رویه‌ی ترامپ به جای تغییر رژیم، به مسیر «بمباران برای تفاهم» سوق داده شود، آمریکا وارد دالانی خواهد شد که انتهای آن، غروبِ ابدیِ هژمونیِ این کشور است. تاریخِ نظامی آمریکا آکنده از «اشتباهِ محاسباتیِ تکنوکراتیک» است؛ در ویتنام، آمریکا سال‌ها عملیات "Rolling Thunder" را اجرا کرد، بیش از کلِ جنگ جهانی دوم بمب بر سر یک جغرافیای کوچک ریخت، اما نتوانست ۲۰٪ باقی‌مانده از توانِ چریک‌های ویت‌کنگ را که زیرِ زمین پناه گرفته بودند از بین ببرد، و در نهایت بازنده‌ی جنگ ویتنام شد. حالا ایرانِ اشغالی را در نظر بگیرید؛ رژیمی که بتواند ۴۰ شبانه‌روز بمباران سنگین را تاب بیاورد و همچنان ساختار فرماندهی و بازدارندگیِ نامتقارن خود را حفظ کند، همچنان رجز بخواند و در خلیج فارس، آب‌های آزاد، و مسیر تجارت جهانی اعمالِ قدرت کند، عملاً پیروز میدان است. اگر تهران بعد از چنین کارزاری، به جای تسلیمِ بی‌قید و شرط، سرِ میز مذاکره بنشیند و بر سر «تفاهم مطلوب» خود چانه بزند، این یعنی شکستِ مطلقِ دکترینِ نظامی آمریکا. این دقیقاً همان لحظه‌ای است که ابرقدرت، «ببر کاغذی» بودن خود را به جهان ثابت می‌کند. تفاهم با رژیمی که از زیرِ آوارِ بمب‌های آمریکایی بیرون آمده، خطرناک‌ترین سناریوی ممکن است؛ رژیمی که سایه جنگ را با یک تفاهم صوری از سر خود دور کند، طبق منطقِ بقا، ظرف کمتر از یک سال به سمت ساختن «کلاهک هسته‌ای» حرکت خواهد کرد، زیرا دیگر اطمینان دارد که تنها عامل بازدارنده واقعی برای او، در اختیار داشتن چند بمب اتمی است. پس از دستیابی به ۵ کلاهک هسته‌ای، چنین رژیمی، با دستی بازتر، همکاریِ راهبردی خود با روسیه را به سطحِ «گروگان‌گیریِ انرژی» می‌برد. وقتی ۳۰٪ از انرژی جهان تحتِ اراده‌ی قطبی باشد که اتمی است و آمریکا را در نبرد متعارف اما نامتقارن به بن‌بست نظامی و سیاسی کشانده، نظم جهانی رسماً از واشنگتن به محورِ تهران-مسکو-پکن منتقل می‌شود. در چنین سناریویی، نقشِ شرکای اروپایی (انگلیس، فرانسه و آلمان) در شکل‌گیری چنین فاجعه‌ای، چیزی فراتر از یک انفعالِ ساده است؛ این یک «همدستیِ استراتژیک» با دشمن است. آن‌ها با عدم همراهی نظامی و اصرار بر پیگیری مسیرهای دیپلماتیکِ موازی، عملاً به تهران «عمقِ استراتژیکِ سیاسی» بخشیده‌اند. این عدم اتحاد، قدرت مانورِ رژیم را مضاعف کرده و ترامپ را در برابر انتخابی قرار داده که هر دو سرِ آن به ضرر آمریکاست: یا جنگِ تنهایِ پرهزینه، یا عقب‌نشینیِ ذلیلانه؛ از طرفی این مساله رژیم را نیز گستاخ‌تر کرده، زیرا غرب را دچار چنددستگی و درگیر نزاع داخلی می‌بیند. اگر ترامپ فریبِ مشاورانِ انزواگرای مانند ونس را بخورد و به جای جراحیِ نهایی (تغییر رژیم)، به یک «تفاهمِ نیم‌بند» تن دهد، تاریخ او را به عنوان «رئیس‌جمهوری که هژمونی آمریکا را دودستی تقدیم چین و روسیه کرد» به یاد خواهد سپرد! زیرا ترامپ در لحظه‌ای که تمامِ ابزارهای اعمالِ قدرت را داشت، اجازه داد یک رژیمِ تروریستی به «بازیگرِ تاثیرگذارِ بین‌المللی» تبدیل شود. او با این کار، ابرقدرتیِ آمریکا را نه در میدان جنگ، بلکه در اتاقِ مذاکره‌ای که بویِ شکستِ ویتنام را می‌داد، حراج کرد. «بقا»ی این رژیم تحت هر شرایطی (حتی با تفاهم)، یعنی «مرگِ» هژمونی آمریکا. رژیمی که بمباران را تجربه کرده و سرپا مانده، دیگر با تحریم و تهدید مهار نمی‌شود. او به سلاحِ اتمی مجهز خواهد شد و با اهرمِ انرژی، گلویِ تمدنِ غرب را خواهد فشرد. ترامپ اگر می‌خواهد میراثی جز «زوال» از خود به جا نگذارد، باید بفهمد که در سال ۲۰۲۶، خاورمیانه جای «هنرِ معامله» نیست؛ جای تحمیلِ «اراده‌ی نهایی برای تغییرِ واقعیت» است. هر چیزی کمتر از سرنگونی، یعنی اعلانِ رسمی استعفای آمریکا از جایگاه پرقدرتِ «سروری جهان آزاد»

سیروس پارسا

29,375 просмотров • 4 месяцев назад

جان کیریاکو، جاسوس سابق سی‌آی‌ای و پروفایلر رضا پهلوی: وقتی در سیا بودم، وظیفه‌ام این بود، اولین کارم در سیا همین بود، این‌که برای رئیس‌جمهور، معاون رئیس‌جمهور، مشاور امنیت ملی، و وزرای خارجه و دفاع، رهبران خارجی را پروفایل کنم. وقتی قرار بود با یک رهبر جهانی کنند، ما باید یک پروفایل روان‌شناختی محرمانه از آن رهبر جهانی می‌نوشتیم. و هنوز هم تا حدی از انجام‌دادنش برای خودم لذت می‌برم. وقتی تازه استخدام شدم، کارم عملاً این بود که زندگینامه‌نویس محرمانه صدام حسین برای جامعه اطلاعاتی باشم، یعنی زندگینامه‌نویس روان‌شناختی محرمانه‌اش. و من با تیمی از روان‌پزشکان، روان‌شناسان و انسان‌شناسان کار می‌کردم تا مطمئن شویم که تحلیل‌های به‌روز و پیشرفته‌ای داریم. اولین پروفایل ما قرار است درباره مردی به نام رضا پهلوی باشد، کسی که دیروز در مراسم خاک‌سپاری لیندزی گراهام در واشنگتن حضور داشت. رضا پهلوی، ولیعهد سابق و پسر ارشد آخرین شاه ایران است. او مدت‌ها منتظر فرصت مانده بود، و تلاش می‌کرد خود را برای رهبری ایران در صورت تغییر رژیم، مطرح کند. در این کلیپ‌ها خواهید شنید که او چقدر کاریزماتیک است، و خودتان می‌توانید در باره اینکه چقدر احتمال دارد او رهبر ایران شود تصمیم بگیرید. اما بگذارید چند نکته درباره رضا پهلوی بگویم. من، نه چندان شوخی‌وار، در مصاحبه‌های پادکستی‌ام در گذشته از او به عنوان «شاهزاده دلقک ایران» یاد کرده‌ام. او در سن بسیار پایین ایران را ترک کرد، در اوایل دهه بیست‌سالگی‌اش، یعنی حدود ۲۰ سالگی، در سال ۱۹۷۹. او از سال ۱۹۷۹ تاکنون به ایران برنگشته است. او به‌شدت توسط اسرائیل حمایت می‌شود، از سوی جامعه یهودیان اینجا در آمریکا، از سوی جامعه تبعیدیان ایرانی اینجا در آمریکا. نه همه این جامعه، اما منظورم مثلاً ایرانیان ثروتمند تبعیدی در جنوب کالیفرنیا است. او در یک قصر چند میلیون دلاری در پوتوماک، مریلند یکی از حومه‌های اعیان‌نشین واشنگتن دی‌سی، زندگی می‌کند. اما او داخل بازی نیست. او هیچ‌وقت داخل بازی نبوده. از زمانی که آمریکا و اسرائیل بمباران ایران را آغاز کردند، او در چند پادکست ظاهر شده است. یک‌دو بار در برنامهٔ پاتریک بت-دیوید بود و در چند پادکست دیگر هم که در آن‌ها، به‌نوعی می‌گوید آنچه انتظار دارید بگوید؛ یعنی، بله، رژیم وحشتناک است. باید سرنگون شود. مردم ایران باید آزاد شوند. و بعد گاهی می‌گوید که او کسی است که باید ایران را رهبری کند. و گاهی دیگر می‌گوید که او کسی نیست که باید ایران را رهبری کند. حقیقت این است که و من قبلاً هم این را گفته‌ام و به خاطرش تهدید به مرگ شده‌ام. باز هم می‌خواهم این را بگویم. او از پیاده‌روی از هواپیما تا ترمینال جان سالم به در نمی‌برد اگر قرار بود به ایران برگردد. در ایران کسی او را نمی‌خواهد، هیچ‌کس. و اگر یک چیز باشد که بمباران ایران توسط اسرائیل و آمریکا انجام داده، این است که مردم ایران را متحد کرده است. نمی‌توانی به یک کشور حمله کنی، رهبران مذهبی‌اش را بکشی، بیشتر سران حکومتش را به قتل برسانی، تمام فرماندهان نظامی را به قتل برسانی. دانشمندان هسته‌ای را بکشی و بگویی، ما برای کمک اینجا هستیم. ما می‌دانیم که شما را بمباران کرده‌ایم. و ما، شب اولِ بمباران، مدرسه را منفجر کردیم و ۱۶۰وچند دختربچه از آن مدرسه را کشتیم. اما، اما ما آدم‌های خوبیم و آمده‌ایم به شما کمک کنیم. و می‌خواهیم این دست‌نشانده را، این دلقک اهل پوتوماکِ مریلند را بر شما تحمیل کنیم تا او بتواند مثل پدرش دیکتاتور شود. خب، دلیل اینکه پدرِ رضا پهلوی، محمدرضا پهلوی، اصلاً سرنگون شد این بود که یک دیکتاتور خون‌ریز و قاتل بود. و مردم از این‌که به دست ساواک، پلیس مخفی، کشته شوند، خسته شده بودند. پس رضا پهلوی قرار نیست به ایران برگردد. او قرار نیست ایران را رهبری کند. او قرار نیست هیچ نقشی از هیچ جهت داشته باشد. با این حال، جناح طرفدار جنگِ حزب جمهوری‌خواه و همچنین دولت اسرائیل فکر می‌کنند او فوق‌العاده است. یک کلیپ کوتاه داریم که می‌خواهیم از مصاحبه‌ای که رضا پهلوی دیروز با رویترز انجام داد، به شما نشان بدهیم. گذشته از این واقعیت که از نظر مشروعیت، کاملاً هرگونه مشروعیتِ باقی‌ماندهٔ احتمالی را که او فراموش می‌کند که وقتی پدرش برای نخستین بار سرنگون شد، ایران دوره‌ای از رؤسای‌جمهور مختلف را پشت سر گذاشت. حتی آن زمان هم یک یادداشت تحریریه کارتونی وجود داشت، یادم هست، در نیویورک تایمز، که در آن آیت‌الله خمینی به یک فردی با ظاهر ایرانی می‌گفت، من یک خبر خوب دارم و یک خبر بد. خبر خوب این است که، من شما را به عنوان رئیس‌جمهور ایران منصوب می‌کنم. خبر بد این است که، من شما را به عنوان رئیس‌جمهور ایران منصوب می‌کنم. چون یک چرخه‌ای از رؤسای‌جمهور ایران وجود داشت که یا هدف بمب‌گذاری یا گلوله می‌شدند. یا بازداشت می‌شدند، یا ناپدید می‌شدند، یا هر چیز دیگر. آن زمان، رژیم ضعیف بود. امروز نه. این جنگ مردم ایران را دور هم جمع کرده تا بسیج شوند. می‌دانید، آدم فکر می‌کند ما باید از جنگ عراق درسی گرفته باشیم. ما خودمان را آن‌قدر قانع کرده‌ایم که ما آدم‌های خوبیم، که اصلاً نمی‌توانیم تصور کنیم وقتی از مرزی عبور می‌کنیم، قرار نیست ما را به‌عنوان آزادکننده ببینند. قرار است ما را ببینند به‌عنوان متجاوز و اشغالگر. این اتفاق بارها و بارها تکرار می‌شود. ما نتوانستیم طالبان را شکست بدهیم. آن‌ها حتی کفش هم نداشتند. و ما را شکست دادند. ما نتوانستیم عراقی‌ها را شکست دهیم. عراق هنوز در وضعیت هرج‌ومرج است. اما فکر می‌کنیم قرار است در ایران به‌عنوان آزادی‌بخش از ما استقبال شود؟! چرا باید چنین فکری بکنیم؟ چنین فکری می‌کنیم چون مردم هیچ درکی از تاریخ ندارند. پس این دلقک اینجا، در انتظار فرصت نشسته و وانمود می‌کند که برای رهبری ایران رقابت می‌کند در صورت تغییر رژیم. من او را به احمد چلبی تشبیه می‌کنم. برای آن‌هایی از شما که احمد چلبی را به خاطر ندارند، او دلقک مشابهی بود که حقوق‌بگیر سیا بود، یعنی دولت آمریکا. و ما این نقشه واقعاً احمقانه را کشیدیم تا او را به‌محض اینکه صدام حسین را سرنگون کردیم، رئیس‌جمهور عراق کنیم. و مردم عراق گفتند، «نه، چنین خبری نیست.» خب، باز هم دارد تکرار می‌شود.

Panah Farhadbahman 🎒

50,810 просмотров • 12 дней назад

در واقع، من خواستار مشارکت کل جهان هستم. آمریکایی‌ها اگر گفتند می‌توانند نظامی اقدام کنند باید این کار را بکنند اگر اروپا راه دیگری دارد، باید از ایرانیان حمایت کنه. و نباید فراموش کنیم که نتانیاهو هم گفت: بدون مردم ایران نمی‌شود رژیم را سرنگون کرد. ما به مردم ایران نیاز داریم که این کار را بکنند و من موافقم. اما وقتی مردم آنجا هستند به آن‌ها قول دادند که از آن‌ها محافظت می‌کنند این محافظت باید وجود داشته باشد به هر شکلی که ممکنه. چون اگه محافظتی نباشه، چرا رژیم تو سه روز سی هزار نفر رو کشت؟ می‌تونه تو سه روز سه میلیون نفر رو بکشه. خب پس، همه ایران میان تو خیابون‌ها و کشته می‌شن. پس هیچی عوض نمی‌شه. آیا می‌خواهیم یک دموکراسی سکولار در ایران داشته باشیم که متحد اسرائیل و غرب باشد، یا نه؟ این سؤالی است که باید امروز از خودمان بپرسیم. و اگر می‌خواهیم، که مطمئنم اسرائیل می‌خواهد، مطمئنم غرب و آمریکا می‌خواهند، پس باید واکنش نشان دهند. هر طور که می‌توانند، باید اقدام کنند. وگرنه، مردم ایران، میلیون‌ها نفر کشته می‌شوند و هیچ چیز تغییر نمی‌کند. -هیچ واکنشی از سازمان ملل نیست، فعلاً هیچ جلسه‌ای در شورای امنیت برگزار نشده. می‌دانم شما به ما گفتید، اطلاعات قطره‌چکانی از ایران می‌رسد چون رژیم اسلامی اینترنت را قطع کرده است. آیا می‌دانید تظاهرات با وجود کشتارهای رژیم همچنان ادامه دارد؟ چطور انتظار دارید مردم وقتی در کیسه‌های زباله دنبال جسد فرزندانشان می‌گردند، به خیابان‌ها بیایند؟ ما اینجا، حتی وقتی در ایران زندگی نمی‌کنیم، عزادار هستیم. فرزندان ما هزاران نفر در کیسه‌ها کنار هم هستند و والدینشان، در کیسه‌های سیاه دنبال پیکر فرزندانشان می‌گردند و هر بار که کیسه‌ای را باز می‌کنند، باید چهره عزیزشان را جستجو کنند. چطور انتظار دارید مردم هنوز در خیابان باشند وقتی می‌دانند شاید دنیا خواب است؟ و می‌دانم که دنیا خواب نیست. من مطمئنم، کاملاً مطمئنم که آنها اقدام خواهند کرد. اما الآن وقتش است چون نمی‌توان از مردم خواست بدون نتیجه بیشتر خون بدهند. می‌توان گفت: به خیابان‌ها بروید، اما اگر هدفی هست، می‌خواهیم این رژیم را سرنگون کنیم. ما قدرت خود را می‌دانیم، آماده‌ایم همه چیز را فدا کنیم. من حاضرم جانم را برای این هدف بدهم، مثل میلیون‌ها نفر دیگر، اما بدون نتیجه، اینطور به خیابان نمی‌شود رفت. i24NEWS Français #IranMassacre #FreeIran

Darya Safai MP

20,279 просмотров • 6 месяцев назад