Video yükleniyor...

Video Yüklenemedi

Ana Sayfaya Dön

#امیرحسین_ثابتی، که با ادعای ساده‌زيستي و مبارزه با فساد هر روز داره عربده‌کشی می‌کنه، به روحانی گفته چه جوری ظرف ۴۰ سال مسئولیت از پیروزی رفتی ولنجک. ادعا می‌کنه که کمک هزینه مسکن مجلس رو هم نگرفته. پس بهتره توضیح بده که چه جوری ظرف کمتر از ۱۰ سال...

143,825 görüntüleme • 1 yıl önce •via X (Twitter)

11 Yorum

مجید میرزایی | حواس پرت profil fotoğrafı
مجید میرزایی | حواس پرت1 yıl önce

اجاره آپارتمان مجتمع اینا حداقل ماهی ۴۰ تومنه‌ من میخواستم چند وقت پیشا تو مجتمعشون خونه کرایه کنم همین حدود بود با پیش ۶۰۰ به بالا

Ali Bornaei profil fotoğrafı
Ali Bornaei1 yıl önce

بعد من می ذاره که کمک هزینه مسکن مجلس نگرفته کیف کش دوزاری! انقدر از جاهای دیگه می خوره که دیگه پول مجلس به چشمش نمیاد! اونو گذاشته واسه شوآف !

WE News English profil fotoğrafı
WE News English1 yıl önce

🇵🇰 International Law Recognizes Military Court: Legal Expert ▶️ Watch Now: WE News English Program: Insight 🔍 🗣️ Host: Mateen Haider 🎙️ Guest: Hafiz Ahsan Ahmad Khokhar, Senior Lawyer, Supreme Court of Pakistan @haider_mateen @ahsaan_khokhar #ImranKhan | #PTI | #9May | #PakistanArmy | #MilitaryCourts

ساسان مهدوی profil fotoğrafı
ساسان مهدوی1 yıl önce

استاد دانشگاه کدومه؟! ثابتی از عربده کشی به اینجا رسیده!

Ali Bornaei profil fotoğrafı
Ali Bornaei1 yıl önce

دیگه وقتی زباله ای مثل #علیرضا_دبیر میشه عضو هیئت علمی دانشگاه علامه این بی سروپای کیف کش هم میشه استاد دانشگاه شریف !! #بیچاره_ایران

Mohamad. H profil fotoğrafı
Mohamad. H1 yıl önce

گوه خوری ثابتی به تو نیومده

Ali Bornaei profil fotoğrafı
Ali Bornaei1 yıl önce

رژیم غذایی ما با هم فرق داره، همشو خودت بخور و برای افطار فردات هم نگه دار !!

گم‌گشته profil fotoğrafı
گم‌گشته1 yıl önce

مدیر مسئول سایت مستضعفین! :)

غلامحسین پاشائی profil fotoğrafı
غلامحسین پاشائی1 yıl önce

ولی کلیه مشخصات زندگیش از آدرس و شماره ملی و موبایل و...به فاک دادی حاجی

یاور_همیشه_مومن profil fotoğrafı
یاور_همیشه_مومن1 yıl önce

ساقدوش، پاسداران نیست منطقه‌ی ۴ هم هست متری ۲۵۰میلیون هم نیست البته در اصل سوال شما تاثیری نداره ولی در دادن اطلاعات اغراق نکنید

Ali Bornaei profil fotoğrafı
Ali Bornaei1 yıl önce

قبل از عید یکی از دوستانم یک واحد نوساز ۱۲۵ متری تو یاس خرید ۲۹ میلیارد.

Benzer Videolar

حسین مصطفوی، معروف به Mr Most سالهاست که در تورنتوی کانادا زندگی می‌کنه، شرکت Real Estate داشت و حدوداً ۳۵ تا خونه در تورنتو و بیشتر در محدوده‌ی یانگ و فینچ تا یانگ و شپرد، به اسمش هست. احتمالاً خیلی از کسایی که توی تورنتو زندگی می‌کنن تابلوهاشو دیدن. ولی مدتیه که پرونده‌ی خونه‌هاش یکی‌ یکی داره میره دادگاه و تا الان هم حداقل سه تا از خونه‌هاشو از دست داده. دلیلش هم این بوده که وام‌های بانکی مربوط به اون املاک پرداخت نشده و بانک‌ها و موسسات مالی مجبور شدن برای گرفتن پولشون برن دادگاه. احتمالاً این روند ادامه خواهد داشت و ایشون به احتمال زیاد، املاک بیشتری رو در آینده‌ی نه چندان دور از دست خواهد داد. چند سال پیش هم Real Estate License رو از دست داد. ماجرا هم مربوط به حساب Trust شرکت Real Estate بود، همون حسابی که پول معامله‌ی خریدار و فروشنده موقتاً اونجا نگهداری میشه و باید در موعد مقرر به طرف مربوطه پرداخت بشه. طبق پرونده‌ای که درباره‌ش مطرح شده بود، پول در موعد مقرر پرداخت نشد، ازش شکایت شد و در نهایت License رو از دست داد. حالا چیزی که همیشه برای من سئوال بود اینه که چطوری میشه یه آدم با این همه خونه و ملک، دونه‌دونه اینا رو از دست بده؟! واقعاً از دست دادن این همه ملک خودش یه هنری می‌خواد که کار هر کسی نیست. حتی به نقل از یکی از دوستانی که سازنده‌ی ملک در تورنتو هست، حسین مصطفوی بهش گفته بود که احتمالاً تا آخر سال به ایران برخواهد گشت. از طرف دیگه، ایشون برای مراسم چال کردن لاشه‌ی #موشعلی (#درمانده) به ایران رفته بوده و در این مراسم شرکت کرده، همون‌طور که توی این ویدئو هم می‌بینید. حالا تازه متوجه میشم که چجوری اون همه پول و سرمایه داره از بین میره و چرا می‌خواد به ایران برگرده.

 Amir 𓃬☼

33,938 görüntüleme • 16 gün önce

ظاهرا خیلی زیر فشاره از طرف مردم تو کوچه و خیابون ، اومده طلبکاری از اینترنشنال :)) جالب ماجرا اینه که در مورد مصداقی به درستی به عقلش می‌رسه که بگه "تو چه جوری تو از اون همه اعدام و کشتار سلامت اومدی بیرون" اما به خودش که می‌رسه نمیگه که چه جوری در برابر رژیم آدم خواری که به #علی_زارعی صرفاً به خاطر حمایتش از انقلاب ملی ایران و پهلوی حکم اعدام داده رژیم جنایتکاری که ‌آدمها رو می‌گیره به خاطر دو تا پست اینستاگرامی و دوتا پیام تو واتساپ و تلگرام بهشون اعدام میده یا زیر شکنجه می‌کشه این آقا که بالا و پایین رژیم رو گفته به مقدسات این رژیم بارها به تندترین شکل گند زده سال ۱۴۰۱ برای خامنه‌ای آرزوی مرگ کرده و حتی آرزو کرده که ای کاش خودش می‌تونست با دستان خودش خامنه‌ای رو بکشه و گفته کشتن خامنه‌ای ارجح بر موسیقی است در این لحظه از همه این حرف‌ها و کارهای او گذشته! بینای مصداقیه اما کور خودشه که راه افتاده رفته ایران و اون جماعتی که آدم‌ها رو به خاطر یه اظهار نظر ساده اونجوری از هستی ساقط می‌کنند براش آغوش گرم فرستادند به پیشوازش و حالا هم داره مثل کبک خرامان تو مملکت اینور و اونور میره ! در این فقره لال شده و توضیحی هم نداره بده دیگران هم نباید زش بپرسند چه جوری تو رفتی به پابوس دست‌های پر از خونی که تا مرفق در خون چند ده هزار جوون اون مملکت رفتند همین چند ماه قبل کسی نباید از این بابا بپرسه که تو به چی خودت رو فروختی و چند فروختی که رژیم چشمش رو روی همه اون حرف‌هایی که زدی و همه اون جنگولک بازی‌هایی که درآوردی با آیات قرآنشون بست! مردک گند گاو چاله دهان مذبذب !

AliVafaei(علی وفایی)🦁☀️🇩🇪🇮🇱🇺🇲🇮🇱🇺🇦

155,132 görüntüleme • 12 gün önce

سعید لیلاز: تمام شواهد نشان می‌دهد که مجدداً رویکرد اقتصادی، ایجاد آشوب در ایران، ایجاد بی‌ثباتی چه اجتماعی چه اقتصادی در ایران و در کنارش استفاده از ابزار نظامی رویکرد آن‌هاست الان. من به جنابعالی عرض بکنم؛ به نظر من خود جنگ ۴۰ روزه در ادامه اتفاقاتی بود که تحت عنوان تراستی‌ها ‼️الان ایرانی‌ها می‌شناسند. یعنی عامل اصلی این جنگ تا حد زیادی اون‌ها هستند. تراستی‌ها وقتی… ببینید من به نقل از یک مقام رسمی نظام جمهوری اسلامی می‌گم که اسمش رو نمی‌تونم بیارم؛ که بین ۲٫۷ تا ۳ میلیارد دلار در ماه ورودی منابع نفتی بوده تا دی ماه… تا مثلاً آبان و… تا مثلا بهشت و آبان سال ۱۴۰۴… از مهر و آبان به بعد این یکباره به ۱۵۰ میلیون دلار در ماه کاهش پیدا می‌کنه. خب ببخشید، شما به هر ماشینی و به هر کامپیوتر این داده رو بدید می‌گه خب انفجاره دیگه! و شورش‌های دی ماه ۱۴۰۴ هم، ناآرامی‌ها سر همین شکل گرفت. و به نظر من خب کل کشته‌های اونجا، قربانیان اونجا از هر جناحی… که ما قلبمون همیشه برای همه‌شون مجروحه، منم قبول ندارم که کی جاسوس بوده، کی نبوده، کی قاتل بوده، کی مقتول… همه‌ش تقصیر همون تراستی‌هاست. و پیرو اینکه اون تراستی‌ها این شرایط رو ایجاد کردند، حالا عوامل… نمی‌دونم این‌ور و اون‌ور می‌آیند وسط، از ناآرامی‌ها استفاده می‌کنند، آمریکا و اسرائیل به این جمع‌بندی می‌رسند که الان وقت ضربه زدن به ایرانه. عنایت کردید؟ حالا اون اون‌دفعه نشده. الان که دوباره نرخ تورم شده ۹۰ درصد، مواد غذایی سه رقمی شده، نان ۴۰-۵۰ درصد، یک امیدی در اون‌ها هم‌زمان با به بن‌بست رسیدن جبهه نظامی ایجاد شده و شکل گرفته که این‌دفعه شاید از این طریق کاری کنیم که این‌ها از درون بپاشند. این کل تحلیلی است که من راجع به اوضاع دارم و اساسش هم روی روش مدیریت اقتصاد ایران اون‌ها امید بستند. این هم که می‌گم مدیریت اقتصاد ایران، فقط دولت نیست ها؛ کل نظام جمهوری اسلامی ناکارآمده در حوزه اقتصاد.

آرش یوسفی -ARASH

43,956 görüntüleme • 1 ay önce

مجری: شعام اینجا هم میاد، بله، تأیید می‌کنه. کی بخره؟ یاشار سلطانی: شعام قبلاً بودها. چند ماهه اینجا هم اصلاً نیست؟ یعنی الان شماها در یک دوره‌ای که میلیاردها دلار نفت فروختید و رفت، بخشی از پولش برنگشت. اصلاً تراستی‌ها… تراستی کسیه که پول جابه‌جا می‌کنه. کی پای تراستی‌ها رو برای فروش نفت باز کرد؟ تراستی چه ربطی به فروش نفت داره؟ خالی‌فروشی از کجا اومد؟ مجری: ببین یاشار، خالی‌فروشی میگه… اصلاً خالی‌فروشی یعنی چی؟ اصلاً تراستی، تریدر، این‌ها رو میشه بیشتر توضیح بدی؟ یاشار سلطانی: ببین، کسی که نفت می‌فروشه اسمش تریدره. کسی که نقل‌وانتقال مالی این‌ها رو انجام میده اسمش تراستیه. شرکت نیکو که مسئول فروش نفت در وزارت نفته و باید اون نفت رو بفروشه، نفت رو میده به تریدر. تریدر هم در این زنجیره میده به پالایشگاه یا به مخازنی که در چین یا جاهای مختلف داره. این پول‌ها هم باید جابه‌جا بشه دیگه. این پول رو تراستی جابه‌جا می‌کنه. چند دست می‌چرخه و سودهای وحشتناکی هم می‌برن، به خاطر همون بحث تحریم. ببین، یه جایی ما اومدیم مجوز دادیم که تراستی هم نفت بفروشه.‼️ وقتی نفت به مقصد می‌رسه، مثلاً میره به مخازن چین، اونجا تراستی میگه: «من پول رو دریافت کردم.» بین ۴۵ تا ۹۰ روز طول می‌کشه. این هم یکی از باگ‌هایی‌ه که ما تو بحث فروش نفت داریم. ۴۵ تا گاهاً ۹۰ روز طول می‌کشه تا پول نفتی که رفته، به کشور برگرده، اگر برگرده و اگر به‌صورت کامل برگرده. وسط کار، تراستی به دروغ اعلام می‌کنه: «من پول رو دریافت کردم.» این دونه‌دونه اعلام میشه و نهایتاً به بانک مرکزی می‌رسه که مثلاً من ۱۰۰ میلیون دلار یا یک میلیارد دلار دریافت کردم. ولی پول تحویل بانک داده نمی‌شه. به این میگن خالی‌فروشی. اون پول رو دوباره باهاش کار می‌کنن. مجری: ببین، یعنی چی؟ این یعنی خالی‌فروشی؟ پول رو نگرفته، ولی بر اساس حرفی که یه تراستی زده…‼️ یاشار سلطانی: کی گفته که گرفته؟ خیلی اتفاقات داره می‌افته این وسط. بذار من یه مثال مشخص بزنم که برای مردم هم ملموس باشه. یک کشتی از این شبکه چقدر نفت می‌بره؟ هر کشتی حدود ۱.۵ میلیون بشکه نفت حمل می‌کنه. اگر قیمت هر بشکه نفت رو ۹۰ دلار در نظر بگیریم، میشه ۹۰ میلیون دلار. حالا کارمزدها رو در نظر بگیریم و ببینیم این شبکه چقدر کارمزد می‌گیره.‼️ تراستی در نقل‌وانتقالاتش بین ۲ تا ۳ در هزار پول می‌گیره. بانک بین ۵ تا ۷ در هزار می‌گیره. یک‌سری هزینه‌های دیگه هم داریم، مثل هزینه تبدیل نرخ ارز. مثلاً درهم به یوان، یوان به دلار یا چیزهایی به این شکل. یه هزینه هم داریم در قالب هزینه‌های رسوب پول، چون تمام افرادی که نفت می‌فروشن، چند صد میلیون دلار همیشه رسوب دارن و پول تو حسابشون هست. از طرف دیگه، جابه‌جایی‌های مکرر و بی‌دلیل تو شبکه بانکی داریم که این خودش یه فساده. مثلاً پول یک تراستی تو یه بانکه، بانک مرکزی میگه این پول رو منتقل کن به یک حساب دیگه تا این حساب‌ها کار کنن. برای اون نقل‌وانتقال‌ها هم یه پولی گرفته میشه. ما چیزی حدود ۳ درصد هزینه برای هر کشتی داریم که داریم پرداخت می‌کنیم. مسئولان هم درباره این قضیه مصاحبه کردن، یعنی چیز عجیب‌وغریب و پنهانی‌ای هم نیست.‼️ ما حدود ۴ میلیون دلار فقط توی این کارمزدها و این هزینه‌ها داریم از دست میدیم، برای هر یک کشتی.‼️‼️ و می‌دونی اگر ما به سوئیفت وصل بودیم و ارتباط مالی‌مون با دنیا برقرار بود، این هزینه چقدر بود؟ حدود ۵۰۰ دلار. ۵۰۰ دلار، به‌جای ۴ میلیون دلار. و شما محاسبه کن که ما در روز چند کشتی نفت می‌فروشیم؟

آرش یوسفی -ARASH

50,060 görüntüleme • 17 gün önce

بیاین بهتون بگم چه اتفاقاتی در حال رخ دادنه؛ شاید تلنگری باشه که بیشتر به جای حاشیه، به اصل بپردازین. دارن با هر نقشه و ترفندی، تقریباً هرکسی رو که ۱۸ و ۱۹ دی بیرون بوده پیدا می‌کنن. اگر هم مدرکی نداشته باشن، با تهدید و شکنجه برای مردم پرونده می‌سازن. دارن صدای مردم رو حتی در فضای ناشناس مجازی هم می‌بندن. فقط در همین یک ماه گذشته، کلی از بچه‌های اینجا رو گرفتن. دارن یکی‌یکی صدای خانواده‌های جاویدنامان رو که سعی می‌کنن در فضای مجازی یاد عزیزانشون رو زنده نگه دارن، با بستن همین صفحات کوچک و محدود هم خفه می‌کنن. حتی خبر موثق دارم که بعضی وقت‌ها به بستن صفحه هم اکتفا نکردن؛ با تهدید یا دستگیری فرزند، پدر، مادر یا بستگان جاویدنامان، سعی دارن اون‌ها رو برای همیشه به سکوت وادار کنن. تقریباً تمام ویدئوهای جنایت دی‌ماه، به یک نحو مشکوکی دارن از اینجا محدود یا پاک می‌شن. دارن تلاش می‌کنن اسناد و شواهد اون جنایت رو از بین ببرن. هر روز دارن بچه‌های ایران رو اعدام می‌کنن. دارن بی‌صداترین و ضعیف‌ترین آدم‌هایی رو که در زندگیتون می‌شناسین، به چوبه دار می‌سپرن. هر روز به تعداد کسانی که حتی کوچک‌ترین نشانه‌ای از اون جنایت دارن و برایشان حکم اعدام صادر می‌شه، اضافه می‌شه. شرایط زندانی‌های دی‌ماه اسفناکه. خیلی راحت و غیرمستقیم، با هزینه‌ای کمتر، آدم‌هایی رو که مطلقاً بی‌گناهن با روش‌های دیگری شکنجه می‌کنن و از بین می‌برن. اگر نتونن با اعدام حذفشون کنن، حبس‌های باورنکردنی و طولانی‌مدت به بچه‌ها می‌دن. کلی دانشجو داریم که برای همیشه از ادامه تحصیل در مملکت خودشون محروم و زندانی شدن. خیلی از کسانی که نظامی بودن رو در سکوت و سیاهی مطلق یا اعدام می‌کنن، یا کاری می‌کنن که حتی خانواده‌هاشون هم کم‌کم حذف بشن. هر روز به تعداد آدم‌ها و خانواده‌هایی که در فقر مطلق به سر می‌برن اضافه می‌شه. تورم و ناامیدی به جایی رسیده که پایان دادن به زندگی، برای بعضی‌ها دیگه به یک «راه‌حل» تبدیل شده. مردم! انفجار دوباره جامعه نزدیکه و ج.ا. این رو بهتر از هرکسی می‌دونه. حالا اگر فکر می‌کنین هر چیزی جز این‌ها اصل داستانه و ارزش پرداختن بیشتری داره، انتخاب با خودتونه. شاید این حرف کلیشه‌ای به نظر بیاد، اما تنها راه پایان دادن به این بازی که ج.ا. تا امروز صدها بار اجراش کرده، پرداختن به حاشیه‌ها و افشای تک‌تک‌شون نیست؛ پایان دادن به کارگردان و راوی این حاشیه‌هاست. و در آخر، روی صحبتم با هرکسیه که هوا برش داشته؛ با هرکسی که شاید حتی برای یک لحظه فکر کرده از خواست و خود مردم مهم‌تره. هر وقت حس کردین گنده‌تون کردن، یا فکر کردین کسی شدین، حرف‌های زنده‌یاد فرخزاد رو دوباره گوش کنید؛ نه یک بار، بلکه چند بار!

Immortal 🇮🇷

14,874 görüntüleme • 1 ay önce

یک ویدیو و چند نکته: ۱- یک ویدیوی خصوصی که غیرعامدانه و به اشتباه توسط یکی از اعضای گروه منتشر شد، دستمایهٰ حمله به سالن تیاتری دی ویتا، برای کنسل کردن اجرا و دیگر حواشی شد. قبل از هر چیز بابت به کار بردن کلمات رکیک در آن ویدیو صمیمانه عذرخواهی میکنم. سالیان سال با نوجوانان کار کردم و زبان بی‌پروای این نسل به من هم سرایت کرده. اتفاقاتی که در طول این چهار سال از سر گذراندم و البته کشتار دیماه و در ارتباط بودن بی‌وقفه (تا همین امروز) با هزاران مجروح و مصدوم، روانم را چون هر ایرانی دیگری بیش از پیش تحت فشار قرار داده. به خودم قول داده‌ام که رکاکت کلامم را کمتر کنم. ۲- دیگر از پرداختن به هر مسئله‌ای غیر از آزادی ایران خودداری خواهم کرد و حالا به زبان فارسی مینویسم که توهین من به فلسطینیان کار خوبی نبود و هر چند از حساب‌های کاربری من منتشر نشده باز هم از دیده شدنش، شرمنده م. میتوانستم صرفا حماس را دشنام دهم. توییت عذرخواهی به انگلیسی را پاک کردم چون دیکته شده بود و غیرصادقانه و به اصرار و خواستهٰ سالن نمایش منتشر شد. ۳- اجرا نه تنها کنسل نشد بلکه مدیر تیاتر محکم پاسخ داد که “به هیچ وجه صحنه را از هنرمندی که از درد ایرانیان و جنایات رژیم حرف میزند، نخواهیم گرفت.” بلونیا، چپ ترین شهر ایتالیاست و خب همهٰ آنان که به تیاتر ایمیل زده بودند یا همینجا من رو تهدید به دیپورت و مجازات کردند، آرمانی مهمتر از ایران داشتند و دارند!!! عرزشی و سایبری رژیم هم با چپهای محور مقاومت، هم‌صدا شدند. ۴- در شب سوم اجرا، گروهی از ایرانیان میهن‌پرست به محل نمایش آمدند تا هم از من محافظت کنند و هم به ایتالیاییها بفهمانند که پرشمارند. آنچه که چپ ایرانی تنها هیاهو یا ادعایش را دارد. حتی یک نفرشان برای نمونه در سالن حاضر نشد اما ۷۰۰ ایمیل در طول یک روز به سالن فرستادند که به گفتهٰ مدیر تیاتر اکثراً از طرف رژیم یا بات بودند. ۵- همیشه میگفتم، تیاتر کار میکنم که شعار ندهم. شما چپ های بی‌وطن و چشم و گوش بسته بر صدا و تصویر جنایت‌های رفته بر مردم گروگان گرفته شدهٰ ایران و خواسته هاشان، من رو مجبور کردید که برای اولین بار بر صحنه م شعار دهم تا بدانید که من رادیکال تر از همیشه تا نابودی رژیم و آزادی مردم ایران خواهم جنگید. عجیب‌ ترین شب زندگی ۲۸ ساله‌م بر صحنهٰ تیاتر! ۶-در جنبش “زن،زندگی، آزادی” از هر آنچه داشتم گذشتم تا به مبارزه بپردازم. هر چند مدتهاست که میدانیم اما لازم است تا اعلام برائت کامل خودم را اعلام کنم و به یقین به شما میگویم که این جنبش مدتهاست که توسط رژیم مصادره شده. اصرار شما بر نفهمیدن یا اذعان نکردن، تنها یک معنی دارد. ۷- من پاکباخته و سینه‌سوخته م. مرا از دیپورت و کنسل کردن نترسانید! هزینهٰ ماهیانهٰ زیست من، ۱۵۰۰ یوروست. حتی از دانشجویانم هم کمتر. چیزی برای از دست دادن ندارم! هیچ چیز! ایران آزاد خواهد شد و همه به خانه هامان باز خواهیم گشت اما راستش نمیدانم چه برخوردی از سوی مردم زیر تیغ و دار و بمب با شما بی‌وطنها خواهد شد. آیا شما هم لیاقت بهره بردن از ایران آزاد را دارید؟ آنها که در ایران مبارزه میکنند یا چشم‌به‌راه کمک برای درمان هستند مصرانه از من خواستند که پا پس نکشم و همان خواهم کرد! جانم فدای ایران و هر آنکه برای براندازی رژیم قدمی برمیدارد! #جاویدشاه #پاینده_ایران

Ashkan Khatibi 🇮🇷

128,101 görüntüleme • 6 ay önce

الان تمام ارکان حکومت #موشعلی_خامنەای دارن دنبال جاسوس های موساد میگردن. چند تا نکته برای اینکه بهشون تقلب برسونیم که زودتر پیدا کنن سرکرده شبکه جاسوسی برای اسراییل رو! ۱- جاسوس اصلی باید خیلی به خامنه ای نزدیک بوده باشه! قالیباف خواهرزاده زن خامنه ای هست و از بچگی کنار موشعلی بوده و با فرمان ولی فقیه فرمانده نیروی انتظامی، رییس مجلس و شهردار تهران شده! پس اولی رو داره ۲- باید از اسرار رژیم و مکان های فوق محرمانه سران سپاه اطلاع می داشته، که توی همین مصاحبه برای اولین بار احمقانه گفت که تک تک اون سرداران ملاقه ای سپاه که کشته شدن، در چه موقعیتی بودن و قالیباف از معدود کسانی بوده که این رو میدونسته! این رو هم قالیباف داره ۳- خود سر شبکه جاسوسی موساد نباید کوچکترین آسیبی دیده باشه از حملات و حتی نباید نگران حمله بعدی باشه و برای همین با خیال راحت مصاحبه کنه! که این مورد رو هم قالیباف داره ۴- کسی که به رهبر رژیمش خیانت کرده باید موجود پول دوست، لاگجری باز و سیسمونی گیت دار و سابقه دار در دزدی های کلان از مردم بوده باشه که قابل خریداری از طرف اسراییل بشه که قالیباف همه اینها رو یه جا داره! وجدانا سرجاسوس موساد همین نیست؟ توی کامنت ها بنویسید برام اگر موافقید و موارد دیگه هم به ذهن تون میرسه 🦅😏🇮🇱🇺🇸

Amir Fakhravar

54,782 görüntüleme • 1 yıl önce

یه چیزی می‌خوام بگم. احتمالاً روشنفکرها می‌خندند و بقیه فحش می‌دن؛ ولی می‌گم. من فکر می‌کنم ما اگر یه روزی قراره هرگونه «گذار» به دموکراسی داشته باشیم، اگه یه روزی قراره به آشتی ملی فکر کنیم، اگر یه روز قراره یک ائتلاف، هم‌گرایی‌، هم‌افزایی، شکل بگیره، به کسی مثل داریوش اقبالی نیاز داریم. نه لزوماً به‌عنوان یک چهره سیاسی. اتفاقاً شاید مهم‌ترین ویژگی‌ش اینه که هیچ‌وقت یک چهره سیاسی به معنای متعارفش نبوده و در عین حالز هیچ‌وقت فقط خواننده هم نبوده؛ و احساس تعهد اجتماعی خودش به مردم ایران رو ثابت کرده. کسی که در هر دو حکومت، صدای مستقل خودش رو داشته و بابتش در هر دو حکومت هزینه داده. در عین این‌که موضع سیاسی خودش رو داشته و داره، تا جایی که من دیده‌ام، کمتر وارد بازی نفی دیگران شده. با اندکی ضریب خطا، زیر پرچم هیچ دسته و گروهی نرفته. در ترانه‌هاش ظلم، تمامیت‌خواهی و تحجر رو هدف قرار داده، از هر جنس و لباس. و به نظرم این دقیقاً همون چیزی‌یه که برای آشتی ملی بهش نیاز داریم. آشتی ملی فقط کنار هم نشستن چند گروه و چهره سیاسی نیست. به آدم‌هایی نیاز داره که اعتبارشون رو بیرون از قبیله‌های سیاسی ساخته‌اند؛ آدم‌هایی که هنوز می‌تونن با چند ایرانِ متفاوت حرف بزنن، بدون این‌که برای شنیده شدن، اول از مخاطب بخوان هویت و گذشته خودش رو انکار کنه. بدون طلبِ اعلامِ وفاداری. داریوش، غایبِ همیشه‌حاضرِ فضای سیاسی و اجتماعی ایرانه. کمتر کسی رو سراغ دارم که به اندازه داریوش تلنگر زده باشه که ما اگر به دنبال تغییریم، باید از خودمون شروع کنیم. در کارهاش، دیکتاتور درونمون رو هنرمندانه و صریح به رومون آورده. نقدش ارزشمنده؛ چون خودش، نقد رو از نقد خودش شروع کرده. در مورد گذشته‌اش شفاف، و شاید سخت‌گیرترین منتقدِ خودش بوده. دیگران رو نقد کرده، اما شهامت پذیرش اشتباهات خودش رو هم داشته. و مهم‌تر از همه، رنج شخصی خودش رو فقط روایت نکرده؛ سعی کرده اون رنج رو با محبوبیت عمومی‌ش پیوند بده و از توش به دنبال کاهش درد بقیه باشه. . اینجاست که ماجرای اعتیادش برای من فقط یک داستان شخصی یا قصه «سقوط و بازگشت» نیست. سال‌ها پیش، معاون وزیر بهداشت می‌گفت ابعاد و عمق کمکی که داریوش به ترک و مبارزه با اعتیاد کرده، خیلی از نهادهای مسئول جمهوری اسلامی نکرده‌اند. محبوبیت داریوش، البته، محصول چیزی که خودش بهش «تولد دوباره» می‌گه، نیست. در روزهای اوج اعتیادش هم، در طبقات مختلف اجتماعی، نه فقط محبوب که برای خیلی‌ها اسطوره بود. مبارزه‌اش با اعتیاد احترامش رو بیشتر کرد و بهش کاریزمای تازه‌ای داد، اما مهم‌تر از اون، چیزی رو که سال‌ها در ترانه‌هاش گفته بود، در زندگی خودش به محک گذاشت: این‌که تغییر، قبل از هر جا، باید از خود آدم شروع بشه. داریوش در این سال‌ها، بی‌ادعا و در حد بضاعت خودش، نهادسازی کرد. شبکه‌سازی کرد. باورش به کار جمعی رو در عمل ثابت کرد. اشتباهاتش رو به رسمیت شناخت، روی باورهاش ایستاد و در همه سال‌هایی که در اوج بوده، کماکان رشد کرده. این ترانه جدید هم برای من مثال و نشونه روشنی از جایگاه داریوشه و پنجره‌ای که از اون، به ایران نگاه می‌کنه. و شاید یکی از رازهای موندن، و اسطوره شدن، همین باشه: قدرت انتخاب همراهان درست در هر پیچ مسیر. همراه داریوش در این ترانه، فرزاد فتاحی عزیزه. ولی ورای این ترانه، چیزی که برای من مهم‌تره همون حرف اوله. اگر یه روز واقعاً قرار باشه از حذف همدیگه عبور کنیم، اگر قرار باشه آدم‌هایی با گذشته‌ها، باورها و روایت‌های متفاوت دوباره بتونن کنار هم بایستن، فقط به سیاستمدار احتیاج نداریم. به سرمایه اجتماعی آدم‌هایی هم احتیاج داریم که سال‌هاست، بی‌اون‌که از ما بخوان شبیه‌شون فکر کنیم، دارن یادمون می‌ندازن که تغییر از خودمون شروع می‌شه. برای من، داریوش یکی از اون آدم‌هاست.

Panah Farhadbahman 🎒

23,505 görüntüleme • 1 ay önce

حسن صباح ، علی‌ذکرة‌السلام : در میان اروپائیان ، اولین بار #مارکوپولو جهانگرد ونیزی در یادداشتهای خود از #حسن_صباح نام میبره که در سال ۱۳۰۰ میلادی (حدود ۱۴۰ سال بعد از مرگ حسن صباح) نوشته شده و بدینسان وی را به اروپائیان معرفی میکنه . مارکو پلو در سفرنامه‌اش از حسن صباح نه با نام اصلیش ، که با نامی که مردمان شام و سوریه از وی نام میبرده‌اند یاد کرده . «پیرمرد کوهستان» مارکوپلو مینویسه : او مردی شیاد و شارلاتان بوده که طی برنامه‌هائی خاص (منظورش همون بهشت حشاشین) جوانان را جذب قلعه خود در #الموت میکرده و در آنجا به آنها تعلیمات شیطانیی میداده که آنها را از دیگر مردمان متمایز میساخته . سپس به شمه‌ای از تعلیمات شیطانی وی به جوانان اشاره میکنه و مینویسه : وی بزرگترین کتابخانه آن عصر را در قلعه الموت گرد آورده بوده و این جوانان را وادار میکرده که نه تنها سواد بیاموزند ، بلکه وادار میکرده که ریاضیات ، هندسه ، فلسفه ، منطق ، قرآن و دیگر کتب آسمانی و‌ الهیات بیاموزند . و تازه پس آن بود که دعات (داعیان) را مجبور میکرده که هرکدام زبانهای فارسی ، عربی ، سغدی ، چینی ، اردو ، ترکی و ترکمنی را نیز بیاموزند . و پس از آن بوده که وی آنها را وادار میکرده که فنون رزمی ، دفاع شخصی و استفاده از سلاح‌های مختلف را بیاموزند . مدت آموزش #نزاریان حداقل ۱۰ سال بوده . . . مارکوپولو ، به چنین شخصی گفته شارلاتان . گفته میشه خود حسن صباح هم ی بیوگرافی در مورد خودش نوشته به نام #سیدنا (آقای ما) که چیزی از آن باقی نمانده مگر اشاراتی که الشهرستانی به آن کرده همچنین به کتاب دیگری از وی اشاره میشه با نام #الفصول_الاربعه که در مورد آموزه‌ها و مبانی تفکر فرقه نزاریان و اسماعیلیه و دکترین نزاریه بوده . اما من فکر میکنم که تعداد تالیفات حسن صباح باید بسیار بسیار بیشتر از این چیزی که میگن باشه . چرا ؟ چون تمام مورخین متفق القول میگن که از لحظه‌ای که حسن قلعه الموت را گرفت ، تا ۴۵ سال بعد که مرد ، دیگه هرگز پاش رو از خانه‌اش در قلعه الموت بیرون نگذاشت مگر ۲ بار ، که هر دوبار هم رفت به پشت بام خانه‌اش در قلعه . (برای تعمیر سقف خانه) چه برسه بخاد به خیابان و کوچه و در میان مردم بره . و عین ۴۵ سال را در کتابخانه خانه‌اش مشغول مطالعه و تدریس و نوشتن و رهبری دُعات بوده . هرچند که پیش از ورود به قلعه الموت ، وی در فلسفه ، منطق ، الاهیات ، فقه شیعه ۱۲ امامی ، فقه شیعه اسماعیلی ، ریاضیات و هندسه تبحر کاملی داشته و این را پس از بازگشت از قاهره و سفرهایی که به دور ایران خصوصاً به مازندران و خراسان انجام میده به خوبی نشون داده و با تسلط کاملی که به این علوم داشته خصوصاً فن بیان و فلسفه ، پیروان زیادی را جذب میکنه و به قدری پیروانش زیاد میشوند که لازم میدونه قلعه‌ای دست نیافتنی را به دست بیاره تا آنرا مرکز نیروهای خودش و حجم عظیم کتابهایی که جمع‌آوری نموده بوده بکنه و سپس تعداد این قلاع و پیروان روز به روز بیشتر شدند . . . ‌. و زنازاده‌ها امروز به چنین فردی میگن اولین تروریست تاریخ ، میگن بن‌لادن و ملاعمر تاریخ ایران . واقعاً حسن صباح که بوده ؟

Persian Banksy🤨🧐

54,870 görüntüleme • 2 yıl önce

این سخنرانی ساعدی یک نمونۀ عالی برای اینه‌که ببینیم یک نویسندۀ روشنفکر چپ چه توانایی بالایی در جذب مخاطب داره. در نیمۀ دوم مهر ۱۳۵۶، انجمن فرهنگی ایران و آلمان، موسوم به «انستیتو گوته»، به پیشنهاد کانون نویسندگان ایران ــ که در واقع کانون اصلی روشنفکری چپ ایران بود ــ برنامۀ «شب شعری» برگزار کرد که به «شب‌های شعر گوته» معروف شد. ده‌ها نویسنده، عمدتاً چپ، در این مراسم سخنرانی کردند و با صراحتی کمتر یا بیشتر به حکومت شاه تاختند. گفته می‌شه که تا چند هزار نفر در این مراسم شرکت می‌کردند و این برنامه از نقاط عطفِ جرقه انقلاب بود. برای کسی که چندان آشنا به مسائل نظری نیست، این سخنرانی ساعدی همون‌قدر مفتون‌کننده‌ست که سخنرانی‌های علی شریعتی برای دانشجویان فنی در حسینیۀ ارشاد می‌تونست باشه. جوان دانشجوی رشتۀ مکانیک اطلاعاتی از تاریخ اسلام نداشت... اما وقتی کسی براش تاریخ صدر اسلام رو به کف خیابون‌های تهران می‌آورد و به مسائل روز گره می‌زد و به ویژه ظاهری مترقی بهش می‌داد، سحر می‌شد؛ طلسمی به گردن اون جوان می‌انداخت که او رو سال‌های سال تا اردوگاه اشرف می‌کشید. به صحبت‌های ساعدی دقت کنید... دقیقاً مانند کسیه که هر چی دم دستش میاد پرتاب می‌کنه. داره به «شبه‌هنرمندان» حمله می‌کنه، اما این شبه‌هنرمند یک چهرۀ ساختگیه؛ یک شخصیت فرضیه. یعنی نمی‌دونی الان مصداق این ویژگی‌ها چه کسیه... فقط یک سری سرنخ وسط حرفش می‌تونید پیدا کنید: مثلاً یهو می‌گه «دلقک‌بازی گوگوش و ستار»؛ اشتباه نکنید! منظورش این نیست که گوگوش و ستار شبه‌هنرمند بودند! نه! اصلاً گوگوش و ستار هنرمند نبودند که بخوان به مقامِ «شبهِ»هنرمندی تنزل درجه داده بشن! بلکه متوجه می‌شید شبه‌هنرمند کسیه که گوگوش و ستار رو تأیید می‌کنه. یا مثلاً متوجه می‌شد شبه‌هنرمند کسیه که به گفتۀ ساعدی از اینکه «چارتا کون‌نشور آمریکایی» آثارش رو دیدند، خوشحاله! متوجه می‌شید شبه‌هنرمند کسیه که مشکل سیاسی نداره، کسیه که در جشنواره‌ها شرکت می‌کرده، به جشنواره‌های کشورهای دیگه می‌رفته... و طبعاً چون ساعدی با «جشن و مهمونی» خیلی مشکل داشته، تأکید می‌کنه که شبه‌هنرمند «از این جشن به اون جشن می‌ره». در نهایت متوجه می‌شید که رفقای تامغزاستخوان‌چپِ ساعدی، یعنی به‌آذین و گلشیری و تنکابنی و شاملو، هنرمند واقعی‌اند. هر کسی غیر از این جمعِ قدیسان می‌تونه در زمرۀ این نقد روشنفکرِ متعالیِ ما قرار بگیره. این روشنفکری هر توانایی‌ای نداشته باشه، قطعاً توان تخریبی فوق‌العاده بالایی داره ــ اصلاً شاید «تخریب» بزرگ‌ترین ویژگی این روشنفکری باشه؛ تخریبی که البته مقادیر زیادی از ماهیتش ساختۀ چپ‌گراییه. از مهدی تدینی

فلات ایران

26,488 görüntüleme • 10 ay önce

بردیم! برای دومین بار! ترامشلوها نزدیک به یک میلیون دلار هزینه کرده اند و ما (میرا نصیری، محمد موسوی و ایمان آسمانی) توانستیم با دستانی خالی، و بدون وکیل برای بار دوم، ترامشلوها را به عقب برانیم. این پیروزی تنها از آنِ ما نیست. بلکه از آنِ تمام مردمیست که سال‌ها تحت استبداد جمهوری اسلامی به سر برده و آسایش و جان و مال خود را در راه آزادی میهن، از دست داده اند. بخش سوم دادگاه در میانه ماه دسامبر برگزار خواهد شد. در این بین، مدارک بسیاری در اختیار داریم که در حال ترجمه رسمی هستند. شما نیز می توانید مستندات مهم مربوط به این پرونده را برایمان ارسال کنید. در آخر و به ویژه برای کسانی که در جریان نیستند، این توضیح را به اشتراک می‌گذارم: کمپین مالی ترامشلوها در سال ۲۰۲۳ و جهت دریافت کمک مالی برای مبارزه حقوقی با متا در آمریکا، راه اندازی شد. در آن زمان، سینا و ادریس لاریجانی به متا شکایت برده بودند و در نتیجه آن، حساب های اینستاگرامی ام بسته شدند. نزدیک به ۹ هزار دلار در طول چند ماه جمع آوری شده و با پیگیری یک وکیل خبره کانادایی، توانستم حساب‌هایم را پس از ۸ ماه، بازیابی کنم. پس از طرح شکایت ترامشلوها در دادگاه بریتیش کلمبیا، این کمپین را به مسیر حقوقی مبارزه با ترامشلو ها اختصاص داده و درخواست کمک مالی را برای باری دیگر با همگان به اشتراک گذاشتم. از آن پس، نزدیک به ۱۸ هزار دلار کانادا، جمع آوری شده که بیشترین بخش آن در جهت ترجمه های رسمی و مهرهای دادگاه و بخش دیگر برای دریافت مشاوره حقوقی صرف شده و می شود. ماهی مهزاد اطمینان یک مهره سوخته است که از طرف ترامشلوها در این پرونده قرار گرفته تا خبرچین آن‌ها باشد. همانطور که صداهای ضبط شده اش را پیشتر با شما به اشتراک گذاشته ام، وی در صدد بوده تا نام وکلایی که با آن‌ها کار می‌کنم را به دست بیاورد. بنابراین و برای بار دیگر اعلام میکنم که تا پایان این دادگاه، هیچ رسیدی به اشتراک نخواهم گذاشت و منابع حقوقی‌مان را ذکر نخواهم کرد! در نظر داشته باشید که پروسه های حقوقی کانادا بسیار هزینه برند. اگر قصد همراهی مالی دارید، محبت کرده، بدون منت و چشمداشتی از ما، پشتیبانی کنید. و بدانید که برای استخدام یک وکیل، حداقل به ۲۰ هزار دلار برای هر موکل نیاز است که در توان هیچیک از ما نیست. ما سه نفر، با تمام انرژی و وقت و جسارتمان، در برابر ترامشلوها ایستاده ایم و تا آخرین نفس هم به این مبارزه ادامه خواهیم داد؛ چه با همیاری مالی شما؛ چه با حمایت قلبیتان. بامهر، میرا نصیری #ترامشلو # Tarameshloo

Mira Nassiri

30,964 görüntüleme • 11 ay önce

سال ۱۳۸۷ یه قانون نوشتن که از اون‌روز به بعد قرار شد برای سگ‌های بی‌سرپرست پناهگاه راه بندازن و سگ‌ها رو با خفت‌گیر، دارت و تفنگ بیهوشی زنده‌گیری کنن. ببرن تو پناه‌گاه‌ها. کمی رسیدگی کنن، سالم‌ترها رو عقیم و بعد براشون سرپرست پیدا کنن. سگ‌های مریض‌ هم یوتانایز (مرگ آسان) کنن. از این تاریخ میرشکارها کنار گذاشته شدن و کار به دست پیمان‌کارها افتاد. همه‌ی قسمت‌های دستورالعمل تقریبا اجرا می‌شه به جز اون بخش آخر، چرا؟ چون یوتانایز یعنی سگِ کمتر! سگِ کمتر هم یعنی آجرشدن نون پیمان‌کار. یه کاسبی راه افتاد که هر چی سگ بیش‌تر، نون‌ش هم چرب‌تر. یواش‌یواش یه عده افتادن به ساخت قفس و طویله و اسم‌ش رو هم گذاشتن پناهگاه! سگ‌های بدبخت رو می‌گیرن، از هر ۱۰۰ تا ۴ تاشون رو عقیم می‌کنن و دوباره تو بیابون آزاد می‌کنن؛ چند وقت بعد دوباره می‌گیرن تا صورت وضعیت بدن! و روز از نو، روزی از نو! یه نون‌دونی چرپ جور شده‌. سگ‌های هر منطقه، مثل گداهای سر چهارراه، حساب‌وکتاب و صاحب خودشون رو دارن. حتی از هم‌دیگه سگ می‌دزدن. کار به توله‌کشی کشیده. و در این شغل، هر چی سگ بیش‌تر، اوضاع بهتر. این همه سگ غذا هم می‌خوان. زرنگ‌ترها پناهگاه‌شون رو نزدیک مراکز دفن پسماند میزنن. اونجا پر از غذاست (البته از نوع فاسدش). شماره حساب هم می‌دن و مردمِ ازهمه‌جا بی‌خبر براشون پول واریز می‌کنن! رقابت‌ سر سگ‌ها بالا گرفته. یه عده گردن‌کلفت شدن و مافیا شکل گرفته. با شعار «حیوان دوستی» شروع کردن به وانت‌وانت غذا دادن به سگ‌های نگون‌بخت بیابون؛ سگ‌ها هم که شکم‌شون سیر شد، تا تونستن زاییدن! توله پشت توله. جمعیت تو این چند سال ترکید و به بالای ۳میلیون رسیدن. متاسفانه یک جنبش عظیم غذارسانی به سگ‌های ولگرد و بی‌سرپرست راه افتاده. ما با یک لشکر طرفیم! آمار سگ‌گزیدگی از ۲۰۰هزارتا در سال گذشته. غذارسانی به حیوانات ولگرد در ایران به یک فرقه و ایدئولوژی تبدیل شده‌. جهالتی مدرن که علاوه بر زیست‌شناسان حفاظت، نیاز به ورود روان‌شناسان و متخصصان آسیب‌های اجتماعی و حتی کارشناسان جرایم سازمان‌یافته و افراد آشنا به ویژگی‌های شخصیتی بزهکاران به این چالشه. ماجرای سگ‌های بی‌سرپرست ماجرای حیوانی اهلی‌ست که به آفت و گونه مهاجم تبدیل شده. گونه‌های مهاجم به ویژه سگ‌های ولگرد و بی‌سرپرست یک معضل جهانی و سومین دلیل انقراض حیات وحش در جهان بشمار میان. مقصر اصلی این وضعیت هم مردم نیستن، مسئولینی هستند که به‌جای حمایت از افرادی که سرپرست سگ‌ها هستند، باهاشون می‌جنگه.

فلات ایران

639,449 görüntüleme • 3 yıl önce

اگه با Claude Code کار می‌کنید، این ریپازیتوری wshobson/agents یه گنج واقعیه که نباید از دستش بدید. عملاً یه ارتش از ایجنت‌های هوشمند رو میاره تو ترمینالتون! قضیه چیه؟ این پروژه یه "مارکت‌پلیس" کامل برای Claude Code هست که شامل ۶۳ تا پلاگین و ۸۵ تا ایجنت تخصصی (Agents) میشه. هدفش چیه؟ اتوماسیون هوشمند. یعنی شما برای هر کاری، از معماری سیستم و کدنویسی گرفته تا تست، امنیت و حتی SEO، یه ایجنت متخصص دم دستت داری. چیزی که خیلی جذابش کرده، معماری بهینه‌شه. این سیستم از "Skills" (مهارت‌ها) استفاده می‌کنه که به صورت Progressive Disclosure کار می‌کنن. یعنی چی؟ یعنی دانش تخصصی فقط وقتی لود میشه که واقعاً بهش نیاز باشه. اینطوری الکی توکن مصرف نمیشه و کانتکست مدل پر نمیشه. یه حرکت هوشمندانه دیگه:Hybrid Orchestration. این ابزار به صورت خودکار برای کارهای سریع و خطی از مدل Haiku استفاده می‌کنه و برای کارهای پیچیده که نیاز به استدلال داره سوییچ می‌کنه روی Sonnet. نتیجه؟ هم سرعت بالاست، هم هزینه میاد پایین. چندتا مثال از کاراییش: - فول‌استک: با یه دستور، ۷ تا ایجنت (از دیتابیس تا فرانت‌اند) با هم هماهنگ میشن تا یه فیچر کامل بزنن. - امنیت: پلاگین Security Scanning کد رو شخم میزنه و باگ‌ها رو پیدا می‌کنه. - پلاگینDevOps: برای کوبرنتیز و کلاود هم ایجنت‌های آماده داره. نصبش هم توی Claude Code خیلی راحته. اول مارکت‌پلیس رو اضافه می‌کنید: /plugin marketplace add wshobson/agents بعد هر پلاگینی که لازم دارید رو جدا نصب می‌کنید. مثلاً برای پایتون: /plugin install python-development همین! الان ایجنت‌های پایتون آماده‌ن. خلاصه که اگه میخواید قدرت Claude Code رو چند برابر کنید و حس یه مدیر فنی رو داشته باشید که کلی برنامه‌نویس خفن زیر دستشه، حتماً تستش کنید. لینک ریپو:

Mehdi Allahyari

23,117 görüntüleme • 10 ay önce