Video wird geladen...

Video konnte nicht geladen werden

Zur Startseite

انقلاب در تراشه‌ها: کامپیوتری که با نویز کار می‌کند، نه منطق! اکستروپیک - Extropic، استارتاپی از سان‌فرانسیسکو است که توسط «Guillaume Verdon» معروف به Beff Jezos، مهندس سابق Google X و Quantum AI، در سال ۲۰۲۲ تأسیس شد. هدف آن ساخت نوع جدیدی از رایانه و پردازشگر بوده است:...

18,407 Aufrufe • vor 10 Monaten •via X (Twitter)

0 Kommentare

Keine Kommentare verfügbar

Kommentare vom Original-Post werden hier angezeigt

Ähnliche Videos

در ژاپن، کشوری با فرهنگ ریشه‌دار انیمه، پیشرفت‌های هوش مصنوعی روابط عاشقانه با شخصیت‌های خیالی را به سطح جدیدی رسانده و بحث‌های اخلاقی ایجاد کرده است. نمونه‌ی بارز آن «یورینا نوگوچی» است که پس از مشورت با دستیار هوش مصنوعی چت‌جی‌پی‌تی، نامزدی انسانی‌اش را برهم زد و بعد هم با کمک همان هوش مصنوعی نسخه‌ای از «کلاوس»، شخصیت انیمه محبوبش را ساخت و در یک مراسم نمادین با او ازدواج کرد. این ازدواج‌ها در ژاپن قانونی نیستند، اما نظرسنجی‌ها نشان می‌دهد وابستگی به چت‌بات‌ها در حال افزایش است؛ حتی بسیاری افراد ترجیح می‌دهند احساساتشان را با هوش مصنوعی در میان بگذارند. مطالعات نشان می‌دهد در حالی‌که آمار ازدواج در سراشیبی است، تمایل به روابط «خیالی» در میان نوجوانان ژاپنی رو به افزایش است. کارشناسان می‌گویند هوش مصنوعی به دلیل پاسخ‌گویی سریع و بدون قضاوت، بار روانی را کم می‌کند، اما هشدار می‌دهند که نباید جای روان‌درمانی را بگیرد و وابستگی بیش از حد به آن خطرناک است. شرکت‌هایی مانند مایکروسافت و اپن‌ای‌آی محدودیت‌هایی برای جلوگیری از ایجاد روابط عاشقانه با هوش مصنوعی وضع کرده‌اند. خانم نوگوچی می‌گوید این رابطه به او آرامش و شادی داده و حتی علائم اختلال شخصیت مرزی‌ او را کاهش داده است. او استفاده از چت‌جی‌پی‌تی را محدود کرده و برای جلوگیری از وابستگی، برای خودش قانون گذاشته است. او می‌گوید: «اگر رابطه با هوش مصنوعی مرا خوشحال کند، همین برایم کافی است.» Reuters

BBC NEWS فارسی

21,921 Aufrufe • vor 8 Monaten

رهبری که نام دشمنانش را با احترام می‌گیرد و آنان را به بازگشت به وطن دعوت می‌کند، نشان از چندین ویژگی مهم دارد: بزرگواری و اخلاق: این رهبر با احترام به دشمنان خود، بزرگواری و اخلاق بالایی را نشان می‌دهد. در بسیاری از فرهنگ‌ها، به ویژه در فرهنگ‌های شرقی، احترام به دیگران، حتی دشمنان، یکی از اصول اخلاقی مهم به شمار می‌رود. سیاست تسامح و تساهل: چنین رهبری سیاستی مبتنی بر تسامح و تساهل را پیش می‌گیرد. این نشان می‌دهد که او به دنبال آشتی و صلح است تا تفرقه و جنگ. این رویکرد می‌تواند به کاهش تنش‌ها و ایجاد فضایی برای گفتگو و همکاری کمک کند. وحدت ملی: دعوت به بازگشت به وطن نشان از تمایل به تقویت وحدت ملی دارد. این رهبر می‌خواهد همه افراد، حتی آنانی که در گذشته به عنوان دشمن شناخته می‌شدند، در پیکره جامعه و کشور جای گیرند و مشارکت کنند. استراتژی بلندمدت: این نوع رفتار می‌تواند نشان‌دهنده یک استراتژی بلندمدت برای تغییر تصویر عمومی از رهبری و کشور باشد. با بازگشت مخالفان یا دشمنان سابق، می‌تواند نشان دهد که کشور تغییر کرده و فضایی برای همه ایجاد شده است. مرجعیت معنوی و سیاسی: چنین رویکردی می‌تواند مرجعیت معنوی و سیاسی رهبر را تقویت کند، زیرا نشان می‌دهد که او به دنبال قدرت و کنترل نه، بلکه به دنبال اصلاح و بهبود فضای سیاسی و اجتماعی کشور است. در مجموع، این رفتار نشان‌دهنده یک رهبری که به آرمان‌های والاتری مانند صلح، وحدت، و توسعه اجتماعی و اخلاقی معتقد است. این رهبر احتمالاً به دنبال ساختن جامعه‌ای است که در آن اختلافات گذشته به فرصت‌هایی برای همکاری و پیشرفت تبدیل شوند #حفظه_الله ❤️

Siriajuddin Haqqani سراج الدین حقاني مینوال

32,375 Aufrufe • vor 1 Jahr

می‌شود یکی به ما بگوید این محمدباقر قالیباف که پدربزرگش در ازبکستانِ زمان روسیه شوروی بوده، چطور در ایران و آن هم در زمان جنگ ظاهر شده است؟ یعنی در دوران شوروی، از ازبکستان که هیچ‌کس حق خروج، مخصوصاً خروج به ایران را نداشت، چطور پدری با نام «غالب‌اوف» یا «Qalibov» که نام خانوادگی رایج در ازبکستان است، سر از ایران درآورده است؟ اصلاً در زمان شاه مگر اجازه می‌دادند کسی به‌راحتی از شوروی به ایران بیاید؟ قالیباف که احتمالاً نامش روسی بوده و آن را تغییر داده، چطور از سرداران سپاه سر درآورده و ناگهان فرمانده نیروی هوایی سپاه شده است؟ مگر می‌شود بدون اجازه روسیه، او به چنین جایگاهی رسیده باشد، آن هم در بخشی که گفته می‌شود تجهیزات و آموزش آن تحت نظر روسیه است؟ حالا ترامپ چطور قالیباف را پیدا کرده است؟ آیا ممکن است در تماس‌های تلفنی، پوتین او را قانع کرده باشد که قالیباف تحت دستورات روسیه عمل کند و اطلاعاتی مانند محل سرداران یا رهبر را منتقل کند تا از شرشان خلاص شوند و به آمریکا کمک کند که بمب هسته‌ای ساخته نشود و حتی تجهیزات و اورانیوم غنی‌شده تحویل داده شود؟ این دیدگاه مطرح می‌کند که قالیباف، که احتمالاً نام واقعی‌اش «Qalibov» (به معنای غالب یا پیروز) بوده، از سوی اطلاعات روسیه وارد سپاه شده، چون اهل ازبکستان بوده و فارسی بلد بوده است. همچنین ممکن است به فرماندهان سپاه که به روسیه می‌رفتند، همان‌طور که گفته شده، آموزش‌ها را به زبان فارسی منتقل می‌کرده است. در نهایت، این سؤال مطرح است که چرا «غالبف» مهم است؟ چون بر اساس این دیدگاه، در واقع این روسیه است که با ترامپ معامله می‌کند و «غالبف» نقش مجری داخلی در ایران را دارد! و همه این‌کشتارها بدستور روسیه بوده است Reza Pahlavi Saeed Ghasseminejad

B.B. Goal👑☀️

154,664 Aufrufe • vor 4 Monaten

سخنان اخیر ژنرال جک کین در این ویدیو، فراتر از یک تحلیل نظامی، توصیفی تکان‌دهنده از «ماهیتِ وجودی» جبهه‌ای است که ترامپ خیال معامله با آن را دارد. کین با صراحتی بی‌همتا، پرده از جهان‌بینیِ شهروندستیزی برمی‌دارد که در آن، «انسان» نه یک هدف، بلکه ابزاری ارزان برای پیشبرد جنونی ایدئولوژیک است؛ کین بر این واقعیتِ هولناک انگشت می‌گذارد که رقیب، رنج و فلاکت مردم خود را نه یک بحران، بلکه یک «فرصت استراتژیک» می‌بیند. او تبیین می‌کند که وقتی با جریانی روبرو هستید که از «فقر عمومی» به عنوان سپر بلا و از «سرکوب» به عنوان ستون بقا استفاده می‌کند، اهرم‌های فشار اقتصادی به تنهایی بی‌اثر خواهند بود. کین ثابت می‌کند که این سیستم، اساساً برای تضمین صلح یا تامین رفاه طراحی نشده است. ژنرال در این گفتگو هشدار می‌دهد که دشمن را نباید با منطقِ «سود و زیانِ غربی» سنجید. او نشان می‌دهد که این «طرز فکر جنون‌آمیز»، هرگونه توافق را تنها به مثابه فرصتی برای بازسازیِ توانِ تخریب می‌بیند. از نگاه کین، کسی که برای جانِ شهروندان خود ارزشی قائل نیست، هرگز به امضای خود روی کاغذِ قرارداد وفادار نخواهد ماند. کین به مخاطب نهیب می‌زند که خطر اصلی، تعداد موشک‌ها نیست؛ بلکه «اراده‌ی ویرانگری» است که در بطن این ایدئولوژی نهفته است. او با کالبدشکافی این ذهنیت، ثابت می‌کند که ما با یک دولت متعارف طرف نیستیم، بلکه با یک «ماشینِ بحران‌زیست» مواجهیم که حیاتش در گروِ استمرارِ آشوب است. همان‌طور که پیش‌تر نوشتم، توافق احتمالی ترامپ بدون در نظر گرفتن این «سرشتِ ویرانگر»، خفت‌بارتر از هر پیمان دیگری در تاریخ آمریکا خواهد بود. منطق ژنرال کین ثابت می‌کند که ترامپ در برابر یک دو راهیِ وجودی قرار دارد: یا باید با قدرت سخت، این کانونِ جنون و شهروندستیزی را مهار و ریشه‌کن کند، یا بپذیرد که اعتبار و ابهت آمریکا را در پایِ معامله با جریانی قربانی کرده که صلح در قاموس آن، معنایی جز فریب ندارد. طبق دکترین کین، در برابر سیستمی که «مرگ» را تقدس می‌بخشد، تنها زبانِ معتبر، قدرتِ برتری است که اراده‌ی حریف را در هم بشکند.

سیروس پارسا

55,223 Aufrufe • vor 4 Monaten

سه سال پیش شاهد شکل‌گیری جنبشی باشکوه و تأثیرگذار به نام زن، زندگی، آزادی بودیم. این سه کلمه نیازی به توضیح ندارند. عاملیت زنان، به اعتقاد من، یکی از ویژگی‌های اساسی این جنبش است. این جنبش تأثیرات بسیار عمیق و پایداری بر جامعه ما گذاشته است. هرچند ادامه‌دهنده جنبش‌ها و قیام‌های پیشین است، و گذر زمان بسیار مهم بوده، اما این بار، عاملیت زنان در یک جنبش سراسری، شکلی تازه به آن بخشید و توانست به سرعت توجه جهانی را جلب کند. یکی از اهداف اصلی جمهوری اسلامی همیشه سرکوب زنان بوده است. بی تردید هدف حکومت، جلوگیری از نقش زنان در تحولات اجتماعی و سیاسی در جامعه بود. فرودست‌سازی زنان با اهداف مشخص و عمدی انجام شد و ستم بر زنان توسط یک نظام سیاسی و ایدئولوژیک تبعات سنگینی برای جامعه و به‌ویژه زنان داشته است. با وجود سال‌ها تلاش حکومت، اکنون زنان هستند که در برابر این نظام استبدادی دینی، خیابان‌ها را به عرصه اعتراض تبدیل می‌کنند و این اعتراض روزبه‌روز قوی‌تر می‌شود. اعتراض جمعی و خیابانی به عنوان ابزاری قدرتمند در حرکت‌ها و جنبش های اجتماعی، معنا و اثر سیاسی عمیقی دارد. جنبش زن ، زندگی ، آزادی لایه‌های مختلف جامعه—سیاست، فرهنگ و حتی دین—را تحت تأثیر قرار داده است. دستاوردهای این جنبش بسیار است، حتی اگر هنوز قدر آن را ندانیم یا تلاش کافی برای نمایش آن نکرده باشیم. با وجود شرایط سخت، مقاومت مردم ایران نمونه‌ای برجسته و الهام‌بخش برای جهان است. تاکتیک‌ها و ابتکارات مردم، مانند مصادره رویدادهای حکومتی، نشان می‌دهد که قدرت واقعی در دست مردم است و حکومت در عرصه عمومی ناتوان است. ما در مرحله‌ای حساس و پرحادثه قرار داریم و امیدوارم از این مرحله با سلامت عبور کنیم و مردم ایران پس از دهه‌ها مبارزه، به دموکراسی دست یابند. من امیدوارم، متعهد هستم و به پیروزی امیدوارم. #MahsaAmini #Womanlifefreedom #NargesMohammadi

Narges Mohammadi | نرگس محمدی

30,688 Aufrufe • vor 11 Monaten

جناب آقای دکتر پزشکیان رئیس‌جمهور محترم اطلاعات رسمی منتشرشده از تهران، ریاض و واشنگتن نشان می‌دهد که ایران در آستانهٔ یکی از مهم‌ترین مقاطع مذاکراتی با ایالات متحده قرار گرفته است؛ مقطعی که در صورت مدیریت صحیح، می‌تواند مسیر امنیت ملی، ثبات منطقه‌ای و آیندهٔ اقتصادی کشور را دگرگون کند. در نخستین گام، دولت ایران پیام رسمی شما را به پادشاهی عربستان ارسال کرده است؛ پیامی که مطابق اعلام سخنگوی دولت، با لحنی دوستانه و حاکی از قدردانی دولت ایران نسبت به همکاری‌های عربستان نوشته شده است. در گام مکمل، عربستان به‌طور رسمی دریافت این پیام را تأیید کرد. این تبادل پیام، نشانهٔ روشن ایجاد یک «کانال اعتمادساز» میان تهران و ریاض است؛ کانالی که در شرایط کنونی می‌تواند نقشی تعیین‌کننده در آیندهٔ روابط ایران و آمریکا ایفا کند. در ادامهٔ این روند، ولیعهد عربستان سعودی، در سفر خود به آمریکا طی موضع‌گیری کم‌سابقه‌ای آشکارا اعلام کرد: ✨«تمام تلاش خود را برای رسیدن به توافق بین ایالات متحده و ایران به کار خواهیم گرفت، و تهران خواهان دستیابی به یک توافق است… برای ایران مفید است که با ایالات متحده به توافق برسد.» این سطح از صراحت، به‌ویژه در شرایطی که عربستان در سال‌های اخیر نقشی فعال در شکل دادن به نظم امنیتی خاورمیانه داشته است، نشان می‌دهد که عربستان نه‌تنها در جریان تحرکات جدید قرار دارد، بلکه آن را فرصتی راهبردی برای ثبات منطقه می‌داند و حاضر است نقش میانجی‌گر فعال را بر عهده گیرد. اهمیت این روند زمانی دوچندان می‌شود که در ملاقات رسمی امروز در نیویورک، رئیس‌جمهور آمریکا در حضور بن سلمان تصریح کرد: ✨«آن‌ها واقعاً به‌شدت می‌خواهند یک توافق انجام دهند. من کاملاً برای این موضوع آماده هستم؛ با آن‌ها در حال مذاکره هستیم و روندی را آغاز کرده‌ایم. و خوب خواهد بود که با ایران به یک توافق برسیم.» این مهمترین ‌بار در دولت جدید در آمریکا است که رئیس‌جمهور این کشور رسماً اعلام می‌کند که: ✨ «مذاکره آغاز شده است»، «روندی جریان دارد»، و او «آمادگی کامل برای توافق» را دارا می‌باشد. اهمیت این جملات، نه در محتوای کلی آن، بلکه در اعلام علنی آن، در کنار ولیعهد عربستان، و به‌عنوان بخشی از یک «چارچوب سه‌جانبهٔ در حال ظهورِ امنیت‌آفرین» است. جناب پزشکیان هم‌زمانی این سه تحول - پیام رسمی ایران، اعلام میانجی‌گری عربستان، و اعلام آغاز روند مذاکرات از سوی آمریکا - رخدادی کم‌نظیر است. در طی سال‌های گذشته، چنین هماهنگی سیاسی و دیپلماتیک میان سه پایتخت به‌صورت هم‌زمان شکل نگرفته بود. این هم‌زمانی نشان می‌دهد که «پنجره‌ای راهبردی» گشوده شده است؛ پنجره‌ای که از بین بردن آن، نه‌تنها فقدان یک فرصت، بلکه خطایی راهبردی خواهد بود. تجربه نیز نشان می‌دهد انتقال کانال‌های میانجی‌گری از کشورهایی مانند عمان و قطر به عربستان، کشوری با قدرت ساختاری، نفوذ مستقیم در آمریکا و اراده عملی برای کاهش تنش، بهترین تصمیم راهبردی در شرایط کنونی است. این ویژگی‌ها، عربستان را به «میانجی کارآمد» و «کانال واقعی انتقال پیام» تبدیل می‌کند، جایگاهی که نه عمان، نه قطر و نه اروپایی‌ها از آن برخوردارند. با این حال، تجربه‌ی دو دههٔ گذشته به ما آموخته است که هر زمان کشور در آستانه‌ی یک گشایش راهبردی قرار گرفته، فشارهای داخلی - از جنس مقاومت سیاسی، روایت‌سازی رسانه‌ای، نگرانی‌های ویژه یا محاسبات جناحی - تلاش کرده‌اند مسیر دیپلماسی را کند یا متوقف کنند. امروز نیز همان نشانه‌ها قابل مشاهده است. اما: ✨باید با صراحت ایستاد، و نشان داد که امنیت ملی ایران، وابسته به تصمیم‌های شجاعانه است، نه ملاحظات جناحی؛ و این مسیر نباید از سوی هیچ جریان داخلی مختل شود. جناب رئیس‌جمهور دولت شما امروز در برابر مسئولیتی تاریخی قرار دارد. این یک فرصت استراتژیک است که می‌تواند سایهٔ امنیتی‌سازی دوبارهٔ پرونده ایران در شورای امنیت را دور کند، فشارهای اقتصادی را کاهش دهد، روابط منطقه‌ای را تثبیت کند و مسیر بازگشت به یک توازن پایدار با آمریکا و عربستان را هموار سازد. چنین لحظاتی در تاریخ سیاست خارجی کشور، شاید تنها یک بار در یک دهه رخ دهد. لذا این روند باید با قدرت ادامه یابد، و نباید اجازه داد فشارهای داخلی یا برداشت‌های نادرست، مسیر گشایش دیپلماتیک را از کشور دریغ کند. روندی که تمام دلسوزان ایران باید با قاطعیت از آن حمایت کنند؛ و جنابعالی نیز نباید اجازه دهید جریان‌های داخلی مسیر این گشایش تاریخی را سد نمایند. آیندهٔ امنیت ملی ایران و ثبات منطقه‌ای، امروز بیش از هر زمان دیگری به کیفیت تصمیم‌گیری در این لحظه وابسته است.

Hamid Aboutalebi

661,816 Aufrufe • vor 9 Monaten

گزارش فوق‌العاده‌ای از فرید زکریاست. پیشنهاد می‌کنم تا آخرین ثانیه ببینید و حتماً به اشتراک بگذارید. ❗️❗️❗️❗️❗️❗️❗️❗️❗️❗️❗️❗️ فرید زکریا: یکی از بزرگ‌ترین معماها در خصوص جنگ ایالات متحده و ایران این است که چرا خسارت‌های اقتصادی ناشی از حملات چندماهه به تهران، این کشور را مجبور به صلح نکرده است. مقام‌های ایرانی در ماه آوریل برآورد کردند که حملات ایالات متحده و اسرائیل ۲۷۰ میلیارد دلار خسارت به زیرساخت‌های ایران وارد کرده است. ایران مجبور شد برای ادامه جنگ، وام‌های سنگینی از بانک مرکزی دریافت کند. انتظار می‌رود تورم افزایش یابد، در حالی که سال گذشته نیز بالای ۴۰ درصد بود. مردم عادی ایران بدون شک در رنج و سختی هستند. پس چگونه این کشور تا کنون به زانو درنیامده و تسلیم نشده است؟ بخشی از دلیل این است که ملت‌ها تنها با انگیزه‌های اقتصادی هدایت نمی‌شوند. ملی‌گرایی، غرور و عزت‌نفس همگی نقش خود را ایفا می‌کنند. اما این نکته نیز قابل توجه است که اقتصاد ایران، با وجود تمام فشارهای ناشی از دهه‌ها تحریم و جنگ کنونی، به شکل شگفت‌انگیزی تاب‌آور بوده است. با وجود تمام برداشت‌ها مبنی بر فروپاشی اقتصاد ایران و تمام آسیب‌های واقعی واردشده، این نیز حقیقت دارد که ایران یکی از متنوع‌ترین و فعال‌ترین اقتصادهای صنعتی منطقه است. ایران با هفت کشور هم‌مرز است و می‌تواند مبادلات تجاری زمینی داشته باشد. همچنین چندین بندر دارد که برخی از آن‌ها حتی در طول جنگ فعال بوده‌اند. ایران فرآورده‌هایی بیش از نفت صادر می‌کند. سیاست‌های حمایت از تولید داخلی و کارآفرینی باعث رشد صنایع پررونقی مانند فولاد، پتروشیمی، آهن و صنایع غذایی شده است. ایران خود را با تحریم‌های بین‌المللی وفق داده و بخش بیشتری از نیازهای خود، از جمله خودرو، دارو و لوازم خانگی را در داخل تولید می‌کند. این کالاها همواره در سطح بین‌المللی رقابت‌پذیر نیستند، اصلاً این‌طور نیست، اما پاسخگوی نیازهای داخلی هستند و این موضوع در زمان جنگ نیز به کشور کمک می‌کند. و در مورد نفت، روزنامه وال‌استریت ژورنال گزارش می‌دهد که تعداد معاملات رو به افزایشی به‌جای دلار، با یوآن چین انجام می‌شود که به ایران در دور زدن تحریم‌ها کمک می‌کند. در سال ۲۰۲۴، ایران برآورد شد که ۴۳ میلیارد دلار درآمد نفتی داشته و این روزنامه دریافته است که بیشتر این فروش‌ها با یوآن انجام شده است. تهران همچنین برای دور زدن تحریم‌ها از رمزارزها استفاده می‌کند که ردیابی آن‌ها به همان اندازه دشوار است. و درک این نکته بسیار حیاتی است که نخبگان حاکم در ایران به‌طور مستقیم از نحوه کارکرد فعلی اقتصاد سود می‌برند؛ یعنی از یک سیستم غیرشفاف که توسط ذینفعان پنهان، از جمله روحانیون و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی کنترل می‌شود. همان‌طور که کیهان ولدبیگی در فنومنال ورلد می‌نویسد، پس از انقلاب اسلامی، حکومت دارایی‌های نخبگان را مصادره کرد و آن‌ها را میان دو اردوگاه تقسیم نمود. برخی مانند بانک‌ها، شرکت‌های بیمه و صنایع سنگین ملی شدند و مستقیماً توسط وزارتخانه‌های دولتی اداره گردیدند. برخی دیگر، از جمله بنیادهای شاه، میان سازمان‌های اجتماعی معروف به نهادها یا بنیادها تقسیم شدند که زیر نظر روحانیون فعالیت می‌کردند. این بنیادها تلاش‌های بازسازی و امدادرسانی در جریان جنگ ایران و عراق در دهه ۱۹۸۰ را رهبری کردند و به مرور زمان به شرکت‌های خوشه‌ای بزرگ و گسترده تبدیل شدند. بسیاری از صنایع ملی‌شده در نهایت خصوصی‌سازی شدند و بسیاری از آن شرکت‌ها به دست سپاه پاسداران افتادند. ولدبیگی می‌نویسد: «امروزه منافع تجاری سپاه پاسداران بخش‌های کشتیرانی، ساخت‌وساز، نفت، خودروسازی و مخابرات ایران را در بر می‌گیرد.» و همان‌طور که رویترز اشاره می‌کند، تحریم‌ها تسلط سپاه پاسداران بر اقتصاد را تقویت کرده است، چرا که صادرات مخفیانه و تجارت از طریق واسطه‌ها و شرکت‌های صوری را تسهیل می‌کند. به عبارت دیگر، آن‌ها قاچاق را در کنترل دارند. اکنون برآورد می‌شود که سپاه پاسداران و بنیادها بیش از ۵۰ درصد از اقتصاد ایران را در اختیار دارند. و همان‌طور که رویترز یادآور می‌شود، هر زمان که تلاشی برای بازسازی پس از جنگ صورت گیرد، سپاه پاسداران به دلیل تسلط بر بخش‌های ساخت‌وساز و مهندسی، ذینفع اصلی خواهد بود. اقتصاد ایران البته به قیمت آسیب به شهروندان عادی اداره شده است، اما میلیون‌ها نفر وجود دارند که از نزدیکی به حکومت سود می‌برند. طبق گزارش وال‌استریت ژورنال، اعضای نیروی شبه‌نظامی بسیج و سپاه پاسداران می‌توانند از موقعیت‌های شغلی در شرکت‌های وابسته به دولت یا دسترسی به وام‌های ارزان‌قیمت بهره‌مند شوند. یکی از مشکلات متعدد در رویکرد دونالد ترامپ نسبت به تهران این است که او به‌گونه‌ای رفتار می‌کند که گویی با الزامات ساده و صریح یک اقتصاد بازار معمولی طرف است. اما اقتصاد ایران تحت تسلط شبکه‌ای از انگیزه‌ها و مشوق‌های مخرب قرار دارد. تحریم‌ها و انزوا برای کشور بد هستند، اما برای حکمرانان آن مفیدند. با وجود تمام آسیب‌هایی که ایالات متحده و اسرائیل از زمان آغاز جنگ به ایران وارد کرده‌اند، هدیه قدرتمندی نیز به این کشور داده‌اند: فراهم کردن فرصتی برای نشان دادن کنترل خود بر تنگه هرمز به جهانیان. این تنگه پیش از جنگ روزانه حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت را جابه‌جا می‌کرد، یعنی یک‌پنجم کل عرضه نفت جهان. ایران با اعمال کنترل بر این آبراه، آنچه را که آژانس بین‌المللی انرژی بزرگ‌ترین اختلال در عرضه جهانی نفت در تاریخ می‌نامد رقم زده و موجب جهش شدید قیمت نفت شده است. اما سلاح ایران ممکن است تاریخ انقضا داشته باشد. همان‌طور که وال‌استریت ژورنال گزارش می‌دهد، کشورهای حوزه خلیج فارس از هم‌اکنون در تلاشند تا زیرساخت‌های نفتی خود را برای دور زدن تنگه توسعه دهند. در ماه مه، امارات متحده عربی اعلام کرد ساخت دومین خط لوله به مرکز ذخیره‌سازی خود در الفجیره را که درست آن‌سوی تنگه هرمز قرار دارد، سرعت می‌بخشد. عربستان سعودی نیز نفت را از مسیر تنگه، از طریق خط لوله شرق به غرب خود به بندر غربی ینبع هدایت کرده است. این زیرساخت که در جریان جنگ ایران و عراق در دهه ۱۹۸۰ ساخته شده بود، اکنون روزانه نزدیک به ۷ میلیون بشکه نفت منتقل می‌کند، در حالی که پیش از جنگ تنها ۲ میلیون بشکه در روز جابه‌جا می‌کرد. وال‌استریت ژورنال همچنین اشاره می‌کند کشورهای حوزه خلیج فارس در حال گفتگو برای تسریع در ساخت یک کریدور ریلی هستند که مسیر دیگری را برای انتقال نفت فراهم می‌کند. این راهکارها کامل نیستند. خطوط لوله گران‌قیمت و پیچیده‌اند و در برابر حملات پهپادی آسیب‌پذیرند. قطارها نیز نمی‌توانند به اندازه کشتی‌ها نفت جابه‌جا کنند و هزینه آن‌ها هم ارزان نیست. استراتژی دیگر پیدا کردن مسیرهای جدید برای عرضه نفت نیست، بلکه کاهش تقاضا برای آن است. همان‌طور که مجمع جهانی اقتصاد اشاره می‌کند، بسیاری از کشورها در حال اتخاذ سیاست‌های صرفه‌جویی در انرژی برای انجام همین کار هستند. اندونزی و میانمار یک روز از هفته را به دورکاری کارکنان بخش عمومی اختصاص داده‌اند. کشورهای دیگر روزهای مدرسه را کاهش داده یا آموزش از راه دور را افزایش داده‌اند. بسیاری از کشورها در حال سهمیه‌بندی سوخت هستند. اما تلاش‌های هیچ کشوری برای کاهش واردات و تقاضای نفت به اندازه بزرگ‌ترین واردکننده انرژی جهان، یعنی چین، تعیین‌کننده نبوده است. امروزه چین حداقل ۳ میلیون بشکه نفت در روز کمتر از زمان پیش از جنگ وارد می‌کند. دلیل آن این است که پکن سال‌ها صرف ایمن‌سازی خود در برابر همین نوع شوک‌های عرضه انرژی جهانی کرده است. این کشور ذخایر عظیم نفتی ذخیره کرده و کارخانه‌های خود را عمدتاً با زغال‌سنگ داخلی و انرژی‌های تجدیدپذیر فعال نگه می‌دارد. و همان‌طور که کارولین کسان، استاد امور بین‌الملل دانشگاه نیویورک، در خبرنامه خود می‌نویسد، کاهش واردات نفت توسط این غول آسیایی دلیل اصلی عدم صعود بیشتر قیمت‌هاست. چین همچنین مصرف انرژی در داخل را محدود کرده است. همان‌طور که ناتاشا کانوا، رئیس استراتژی کالای جی‌پی مورگان مشاهده می‌کند، این کاهش نتیجه دستور دولت نیست؛ بلکه به نظر می‌رسد بیشتر ناشی از انتخاب مصرف‌کنندگان و دسترسی آسان به خودروهای برقی باشد. چین در حال حاضر دارای بزرگ‌ترین ناوگان خودروهای برقی در جهان است و مردم بیش از هر زمان دیگری از آن‌ها استفاده می‌کنند. حجم شارژ خودروهای برقی در بزرگراه‌ها در روز اول تعطیلات سالانه روز کارگر نسبت به سال قبل ۵۶ درصد افزایش یافته است. ساکنان بیشتر با قطار و کمتر با هواپیما مسافرت می‌کنند. تاکتیک‌هایی که کشورها و مصرف‌کنندگان برای محدود کردن مصرف نفت به کار گرفته‌اند از روی ضرورت است، نه از سر رغبت برای گذار به انرژی‌های پاک. در برخی موارد، زغال‌سنگ جایگزین نفت می‌شود. اما در درازمدت، فناوری‌های سبز ذینفع خواهند بود. کسان از دانشگاه نیویورک پیش‌بینی می‌کند که تقاضای نفت به زودی به یک اوج و سطح ثبات خواهد رسید. نه به این دلیل که سیاست‌های اقلیمی ناگهان پیروز شده‌اند یا حکومت‌ها دسته‌جمعی تصمیم به کاهش مصرف نفت گرفته‌اند، بلکه به این دلیل که ناامنی، آن‌ها را مجبور به سازگاری کرده است. تاریخ صحت این فرضیه را اثبات می‌کند. نگاهی به بحران نفتی سال ۱۹۷۳ بیندازید. این بحران منجر به یک دوره طولانی کاهش مصرف نفت در ایالات متحده شد؛ بخشی به این دلیل که باعث معرفی استانداردهای مصرف سوخت خودروها در آمریکا گردید. اروپا و ژاپن الهام گرفتند تا ظرفیت انرژی هسته‌ای خود را تقویت کرده و حمل‌ونقل عمومی را گسترش دهند. آن بحران باعث شد کشورها منابع انرژی خود را متنوع کرده و از وابستگی شدید به نفت فاصله بگیرند. اکنون به دلیل دسترسی آماده به انرژی‌های تجدیدپذیر و خودروهای برقی، تغییرات مثبت‌تری امکان‌پذیر است. همان‌طور که بلومبرگ گزارش می‌دهد، بریتانیا در حال معرفی مقرراتی است که نصب پنل‌های خورشیدی و پمپ‌های حرارتی کم‌مصرف را در خانه‌های جدید الزامی می‌کند. ویتنام می‌خواهد تا پایان سال ۱۰ درصد از خانه‌ها دارای پنل‌های خورشیدی روی پشت‌بام باشند. رئیس‌جمهور اندونزی می‌گوید می‌خواهد تمام وسایل نقلیه در کشورش برقی شوند. بلومبرگ اشاره می‌کند که خرید خودروهای برقی در ماه مارس در بیش از ۳۰ کشور جهش داشته است. بنابراین در درازمدت، اثر غیرمنتظره این بحران ممکن است این باشد که ایران اهرمی را که به دست آورده از دست بدهد و جهان به سمت انرژی‌های سبز تنوع پیدا کند. چه کسی حدس می‌زد؟ دونالد ترامپ این هفته به شدت از دست ایران خشمگین بود. او در نشست سران ناتو در ترکیه، رهبری ایران را افرادی «دیوانه، شرور و بیمار» و یک «سرطان» نامید. در ماه فوریه، او این حکومت را یک «دیکتاتوری بسیار خبیث و رادیکال» خوانده بود. هفته‌ها بعد، او تهدید کرد که اگر ایران آتش‌بس را نپذیرد، امشب یک تمدن کامل خواهد مرد و هرگز دوباره بازنخواهد گشت. اما تا ماه ژوئن، او مسیر خود را تغییر داد و یادداشت تفاهمی را امضا کرد که هدف آن پایان دادن به جنگ بود. او تحریم‌های نفتی علیه ایران را به صورت موقت لغو کرد و احتمال ایجاد یک صندوق بزرگ برای بازسازی کشور را مطرح نمود. او گفت منصفانه نیست که اگر کشورهای دیگر موشک‌های بالستیک دارند، ایران از آن‌ها محروم شود. و گفت باعث افتخار او خواهد بود که با رهبر جدید، مجتبی خامنه‌ای، دیدار کند؛ کسی که ترامپ هنگام اعلام کشته شدن پدرش توسط ایالات متحده و اسرائیل، او را «یکی از شرورترین افراد تاریخ» نامیده بود. اگر این دیپلماسی «گرم و سرد» شما را شگفت‌زده می‌کند، نباید این‌طور باشد. بگذارید شما را به دوره اول ترامپ برگردانم؛ زمانی که رئیس‌جمهور تلاش می‌کرد برنامه هسته‌ای یک خصم سرسخت دیگر، یعنی کره شمالی را خنثی کند. مانند ایران، همه چیز با تهدیدهای حداکثری آغاز شد. ترامپ در سال ۲۰۱۷ در مواجهه با پیشرفت برنامه هسته‌ای کره شمالی به خبرنگاران گفت که پاسخ این کشور با «آتش و خشم» داده خواهد شد، به‌گونه‌ای که جهان هرگز به خود ندیده است. آشنا به نظر می‌رسد. در سپتامبر همان سال، ترامپ متعهد شد که کره شمالی را کاملاً نابود کند و گفت رهبر آن، کیم جونگ اون، در یک مأموریت انتحاری برای خود و حکومتش قرار دارد. او همچنین بارها به کیم اهانت شخصی کرد و او را «مرد موشکی کوچک» نامید که اشاره‌ای به قد کوتاه کیم و علاقه او به آزمایش‌های موشکی بود. اما سپس ترامپ مسیر خود را تغییر داد و با دیدار با کیم در سنگاپور موافقت کرد. پس از آن نشست، ترامپ درباره رهبر کره شمالی گفت: «من به او اعتماد دارم» و اینکه «او شخصیت فوق‌العاده‌ای دارد» و آن‌ها «از طریق نامه عاشق هم شده‌اند». ترامپ بعداً از کیم دعوت کرد تا در منطقه غیرنظامی، DMZ، با او دیدار کند، جایی که آن‌ها با هم عکس گرفتند. اما این دیپلماسی به جایی نرسید و ظرف یک سال، ترامپ ظاهراً علاقه خود را از دست داد. او دستاورد کمی از چماق‌ها یا هویج‌های خود داشت: نه یک توافق هسته‌ای و نه یک کره شمالی کاملاً نابودشده. در واقع کاملاً برعکس؛ برنامه هسته‌ای کره شمالی قوی‌تر از هر زمان دیگری است. ماه گذشته، کیم یک ناوشکن ۵,۰۰۰ تنی را به خدمت گرفت که بزرگ‌ترین ناو جنگی این کشور است و قادر به حمل موشک‌های هسته‌ای خواهد بود. پیونگ‌یانگ همچنین در حال کار روی یک زیردریایی با سوخت هسته‌ای است که مخفی‌کاری و برد بالایی را ترکیب می‌کند و نظریتاً به آن اجازه می‌دهد در صورت مورد حمله قرار گرفتن روی زمین، ضربه متقابل را از دریا شلیک کند. مؤسسه بین‌المللی پژوهش‌های صلح استکهلم ماه گذشته اعلام کرد که کره شمالی ممکن است ۶۰ کلاهک هسته‌ای با مواد شکافت‌پذیر کافی برای مونتاژ حداقل ۳۰ کلاهک دیگر داشته باشد. هفت سال پیش، زمانی که ترامپ و کیم دیدار کردند، کارشناسان برآورد می‌کردند که کره شمالی تنها ۲۰ تا ۳۰ کلاهک هسته‌ای دارد. و سال گذشته، یک ژنرال ارشد نیروی هوایی به کنگره گفت که این کشور منزوی یک موشک قاره‌پیمای جدید، ICBM، را آزمایش کرده که احتمالاً می‌تواند یک محموله هسته‌ای را به اهدافی در سراسر آمریکای شمالی برساند. ترامپ گفته است که می‌خواهد دوباره با کیم دیدار کند، اما اکنون وسوسه کردن کره شمالی برای دست کشیدن از تسلیحات هسته‌ای سخت‌تر از هر زمان دیگری خواهد بود. کره شمالی دیگر آن کشور قحطی‌زده و منزوی دهه ۱۹۹۰ نیست که مشتاق اعطای غذا و سوخت باشد. اگرچه کره شمالی کشوری بسیار فقیر است، اما طبق برآورد بانک مرکزی کره جنوبی، اقتصاد آن در سال ۲۰۲۴ رشد ۳.۷ درصدی داشته و این رشد ادامه یافته است. بخشی از این چرخش به این حقیقت مربوط می‌شود که کره شمالی کمتر از گذشته منزوی است. همان‌طور که جونگ پارک دیپلمات در فارن افرز اشاره می‌کند، کیم از شکاف رو به رشد میان ایالات متحده و چین برای تقویت روابط خود با پکن، که بزرگ‌ترین شریک تجاری پیونگ‌یانگ است، استفاده کرده است. اما شاهکار ژئوپلیتیک کیم ممکن است این باشد که پس از تهاجم روسیه به اوکراین در سال ۲۰۲۲، خود را برای ولادیمیر پوتین غیرقابل جایگزین کرد. در سال ۲۰۲۳، کره شمالی تأمین تسلیحات برای روسیه را آغاز کرد. طبق اطلاعات اوکراین، این کشور اکنون تا ۴۰ درصد از مهماتی را که روسیه در اوکراین استفاده می‌کند تأمین می‌نماید. در سال ۲۰۲۴، پوتین به پیونگ‌یانگ سفر کرد و پیمان دفاع متقابل با کیم به امضا رساند که تضمین امنیتی منقضی‌شده از زمان پایان جنگ سرد را دوباره برقرار ساخت. این توافق راه را برای اعزام حدود ۱۶,۰۰۰ سرباز کره شمالی جهت جنگ در اوکراین به نیابت از روسیه هموار کرد. این رابطه یک برد استراتژیک بزرگ برای کیم است. همان‌طور که اوریانا اسکایلر ماسترو در فارن افرز می‌نویسد، سربازان کره شمالی جدیدترین تاکتیک‌های جنگ پهپادی را از روس‌ها آموخته‌اند و اکنون شواهدی وجود دارد که روسیه به کره شمالی در توسعه آن زیردریایی هسته‌ای کمک می‌کند. دیپلماسی غیرقابل پیش‌بینی، شخصی و متغیر ترامپ در نهایت روی کره شمالی جواب نداد و تا به امروز به نظر نمی‌رسد روی ایران هم جواب داده باشد.

آرش یوسفی -ARASH

41,407 Aufrufe • vor 11 Tagen

♨️ هوش مصنوعی Eleven v3 معرفی شد؛ طبیعی‌ترین مدل برای تبدیل متن فارسی به گفتار شرکت Elevenlabs جدیدترین مدل تبدیل متن به گفتار خود را با نام Eleven v3 (Alpha) معرفی کرده است که تمرکز اصلی آن بر تولید صداهای مصنوعی با بیان احساسات طبیعی‌تر و واقعی‌تر است. این مدل از فارسی هم پشتیبانی می‌کند. این مدل توانایی بازسازی طبیعی‌تر احساسات متنوعی مانند نجوا، خنده، آه‌کشیدن و واکنش‌های هیجانی را نسبت به نسخه‌های قبلی دارد. هدف اصلی Elevenlabs در این نسخه برطرف‌کردن مشکل انتقال احساسات در صداهای مصنوعی بوده است؛ زیرا پیشتر فقط کیفیت صدا اهمیت داشت اما اکنون با بازطراحی کامل، این مدل می‌تواند صداهایی با احساسات واقعی‌تر و واکنش‌های طبیعی‌تر تولید کند. یکی از ویژگی‌های برجسته Eleven v3 پشتیبانی از بیش از ٧٠ زبان ازجمله فارسی همچنین امکان اجرای طبیعی و روان گفتگوهای چندنفره است. کاربران می‌توانند از طریق API جدید متن‌های ساختاریافته را که شامل نوبت هر گوینده می‌شود، به مدل ارسال کنند و مدل خودکار مدیریت تغییر نوبت گوینده، تحولات احساسی و حتی قطع کلام‌ها را بر عهده می‌گیرد. این قابلیت برای تولید دیالوگ‌های چندصدایی بسیار کاربردی است و امکان تولید گفتگوهای پیچیده و طبیعی را فراهم می‌کند.

Digiato | دیجیاتو

59,389 Aufrufe • vor 1 Jahr

01) مصاحبه شاهنشاه رضا پهلوی با با فاکس بیزینس 👇 برای سرنگونی رژیم، حدس می‌زنم هدف این باشد. و از خودم می‌پرسم که این موضوع تا چه اندازه عمق دارد. ما از طرف اسرائیلی‌ها شنیده‌ایم که آن‌ها کمک داشتند — تعداد زیادی از ایرانیان همکاری کردند زمانی که اسرائیل اولین حمله را بیش از یک هفته پیش انجام داد. به نظر شما این نفوذ تا چه حد عمیق است؟ با این حال، این حملات ضربه‌ی شدیدی به رژیم وارد کرده‌اند. اما وقتی از ایران و اسرائیل صحبت می‌کنیم، احساس عمومی در هر دو طرف این است که در آینده‌ای قابل تصور که بتوان روابط خوبی با همسایگان داشت، مردم ایران از برقراری دوستی با اسرائیل و همسایگان عرب استقبال می‌کنند. برخلاف این رژیم که کاملاً در دنیایی متفاوت زندگی می‌کند. به همین دلیل است که مردم ایران می‌دانند این جنگ علیه آن‌ها نیست. این جنگ در درجه اول برای درهم شکستن رژیمی است که بسیار ظالم و بیرحم بوده است. در واقع، این جنگ در مسیری پیش می‌رود که مردم ایران همیشه آرزو داشته‌اند: اینکه شاید این اتفاق بتواند در نهایت به آن‌ها کمک کند تا به میدان بازی برابر‌تری برسند. و من معتقدم نشان دادن این نکته اهمیت دارد. اما، لری، این نکته‌ی اصلی است که می‌خواهم بیان کنم: اکنون زمان آن نیست که دوباره به رژیمی که در آستانه فروپاشی است، طناب نجاتی بیندازیم. مهم‌ترین موضوع برای ایرانیانی که بهای این مبارزه را می‌پردازند و می‌دانند چقدر می‌تواند برایشان پرهزینه باشد، این است که مطمئن باشند این رژیم دیگر فرصتی برای بقا پیدا نخواهد کرد. چون این رژیم هرگز از پیگیری برنامه‌ی تسلیحات هسته‌ای خود دست نخواهد کشید — حتی اگر مجبور باشد آن را از جای دیگری تهیه کند. چون این ماهیت این رژیم است: قابل اعتماد نیست. در نهایت، تنها راه‌حل پایدار برای صلح و ثبات، از بین بردن این تهدید، یک بار برای همیشه است. و این مهم‌ترین عنصر در دیپلماسی جهانی است: اینکه به‌جای راه‌حل‌های موقت، به سراغ راه‌حلی برویم که برای همیشه تهدید هسته‌ای و تمام پیامدهایش را پایان دهد

👑Fereshteh Gilaki

27,928 Aufrufe • vor 1 Jahr

🔴 روشن شدن عامل جنایت لامرد در مستند جواد موگویی در مستندی که جواد موگویی از فاجعه اصابت موشک لامرد ساخته است چند نکته بسیار مهم وجود دارد: ۱. او در ابتدای مستندش تاکید می‌کند که نوع موشک‌هایی که اینجا خورده است با «نوع موشک‌هایی که در طول جنگ ۴۰ روزه» به تمام ایران اصابت کرده است فرق دارد. ۲. در ادامه او توضیح می‌دهد که موشک‌های اصابت کرده به لامرد در نزدیکی زمین منفجر شده‌اند و ترکش‌های این انفجارها سرتاسر منطقه را پوشش داده و علاوه بر خسارات مادی موجب کشته و زخمی شدن تعداد زیادی از هم‌میهنانمان شده است و برای اثبات سخنانش آثار این ترکش‌ها بر ساختمان‌ها و یکی از ترکش‌های فرو رفته در زمین را هم نشان می‌دهد، البته او در سرتاسر مستندش به عمد و بر اساس آگاهی از عبارت کلاهک خوشه‌ای استفاده نمی‌کند، اما چرا؟ پاسخ روشن است: رژیم جمهوری اسلامی جزو معدود کشورهایی است که در موشک‌های (خرمشهر) و (ذوالفقار) از کلاهک خوشه‌ای هم استفاده می‌کند که اتفاقا این کلاهک‌ها به اصطلاح زمانی است و در نزدیکی زمین منفجر می‌شوند و بمب‌های کوچک داخل آنها که ترکش‌های بسیاری تولید می‌کند تا شعاع زیادی به اطراف منتشر می‌شوند. در واقع این موشک‌ها می‌توانند به جای یک کلاهک بزرگ، ده‌ها بمبلت یا زیرمهمات را در ارتفاع پخش کنند و یک منطقه وسیع را پوشش دهند. بر اساس نکاتی که جواد موگویی در مستندش نشان می‌دهد و توضیحاتی که ارائه می‌کند مشخص می‌شود که این موشک‌‌ها توسط رژیم جمهوری اسلامی پرتاب شده‌اند و با توجه به اینکه ۴ فروند موشک به فاصله کم به این محدوده پرتاب شده‌اند ما با پروژه‌ کثیف و جنایتکارانه‌ای مثل هدفگیری پرواز اوکراینی روبرو هستیم که این‌بار با قربانی کردن مردم و به ویژه کودکان و با هدف پروپاگاندا کردن و پیش کشیدن مسائل حقوق بشری علیه آمریکا طراحی و ساعتی پس از فاجعه مدرسه میناب انجام شده است. بر همین اساس می‌توان در مورد مدرسه میناب هم گمانه‌زنی‌هایی داشت. اگر جمهوری اسلامی و طرفدارانش مدعی هستند که اینطور نیست از کارشناسان سازمان ملل دعوت کنند تا با بررسی آثار اصابت و انفجارها منشا این پرتاب‌ها و عوامل این جنایت بزرگ شناسایی و معرفی شوند. دوشنبه ۱۸ خردادماه ۲۵۸۵ #شبنامه شبنامه

شبنامه

20,010 Aufrufe • vor 2 Monaten

کارخانه لایک و کامنت؛ چگونه ارتش سایبری با ظاهر مردمی عمل می‌کند؟ این ویدئو با اینکه مربوط به سال‌های گذشته است اما نشان می‌دهد که چگونه یک مطلبی از یک آیدی فیک و ناامن را پروموت و حمایت می‌کنند تا دیده شود و لایک‌ها و ریتوییت‌ها و کامنت‌ها از‌ کجا می‌آید! بات‌های #سایبری امروزه مانند یک کارخانه شایعه‌سازی و دروغ‌پراکنی عمل می‌کنند. این بات‌ها، با استفاده از تکنیک‌های پیشرفته، اطلاعات غلط را در حد وسیع منتشر می‌کنند تا در نهایت مردم و کاربران به تدریج به هیچ خبری اعتماد نمی‌کنند. در حقیقت کاری که این بات ها انجام می‌دهند، تشخیص راست و دروغ را برای افراد سخت و حتی ناممکن می‌سازند. کار دیگری که این شبکه‌ها و بات‌ها انجام می‌دهند این است که با شیوه‌های مختلف به مخاطب القا کنند که یک نظر یا دیدگاه خاص طرفداران بسیاری دارد. برای مثال با تولید کلی لایک، کامنت و بازنشر مطالب جعلی، یک موضوع بی‌اهمیت یا حتی خطرناک را به حدی مهم جلوه می‌دهند تا حواس مردم رو از مسائل اصلی و مهم منحرف کنند.

TavaanaTech تواناتک

11,231 Aufrufe • vor 10 Monaten

«آیا این سریع‌ترین و قاطع‌ترین شکست تاریخ آمریکاست؟» وقتی جرمی بوئن، سردبیر بین‌المللی بی‌بی‌سی، درباره وضعیت تازه میان ایران و آمریکا حرف می‌زند، نخستین هشدارش این است که نباید زیادی درگیر تفاوت‌های نسخه‌های افشاشده شد، چون اوضاع پیوسته تغییر می‌کند. به گفته او، آنچه اکنون روی میز است یک توافق نیست، بلکه چیزی است که از آن با عنوان «یادداشت تفاهم» یاد می‌شود. او این یادداشت را راهی می‌داند برای به تعویق انداختن همان مسائل بزرگی که دو طرف در آنها فاصله زیادی دارند: حق ایران برای غنی‌سازی اورانیوم، آینده تردد از تنگه هرمز، و حمایت تهران از متحدانی مانند حزب‌الله لبنان. نقطه کانونی تحلیل بوئن این است که توازن قوا تغییر کرده و ایران دست بالا را دارد. او می‌گوید فاصله امروز با جایی که ترامپ در ۲۸ فوریه آغاز کرد بسیار زیاد است؛ روزی که عملاً از تغییر رژیم سخن گفت و تصور می‌کرد همه‌چیز سریع رخ می‌دهد. اما به گفته بوئن، نقشه اول جواب نداد و ترامپ نه نقشه‌ای دیگر داشت و نه راه بازگشتی. حالا این آمریکاست که باید به سمت ایران حرکت کند: «این مشکل ترامپ است. او نمی‌تواند در این مورد شروط را دیکته کند»، چون شیوه دیپلماسی و جنگ‌افروزی او کارساز نبوده است. تصویر او از موقعیت ترامپ. بوئن به زبان به‌کاررفته در یادداشت هم اشاره می‌کند و به باور او اگر این متن را باور کنیم، آمریکا اصلاً شروط را دیکته نمی‌کند و ایران کارت‌های زیادی در دست دارد. در مقابل، آمریکا و اسرائیل با وجود توان نظامی عظیم، به‌خاطر نقص در راهبرد سیاسی به این نقطه رسیده‌اند. برای سنجش نتیجه جنگ، بوئن چهار هدفی را که ترامپ در سخنرانی مارالاگو ترسیم کرد مرور می‌کند. هدف اول نابودی موشک‌ها و صنعت موشکی ایران بود. به گفته بوئن نیروی دریایی ایران تقریباً نابود شده، اما گزارش‌های واشنگتن‌پست و نیویورک‌تایمز می‌گویند چیزی حدود ۷۰ تا ۷۵ درصد ذخایر موشکی ایران باقی مانده و بخش بزرگی از مکان‌های نگهداری هم دوباره در دسترس قرار گرفته است؛ پس این هدف محقق نشده است. هدف دوم خنثی‌کردن نیروهای نیابتی منطقه بود، اما به گفته او حزب‌الله با وجود ضربات سنگین هنوز می‌جنگد و شبه‌نظامیان عراق همچنان مسلح و قدرتمندند. هدف سوم برخاستن مردم و سرنگونی رژیم بود. موضع بوئن صریح است: «هیچ تغییر رژیمی رخ نداده است.» او می‌گوید این تصور که کشتن رهبر، رژیم را هم از بین می‌برد، نشانه ناآگاهی کاخ سفید از سازوکار قدرت در ایران است. به گفته او این رژیم ساختاری لایه‌لایه و به‌هم‌پیوسته دارد و بر ایدئولوژی‌ای قدرتمند استوار است که چیزهایی مانند شهادت‌طلبی را هم دربر می‌گیرد. او این هدف را دست‌بالا نیم‌امتیاز می‌داند. درباره احتمال خیزش آینده هم محتاط است و می‌گوید با وجود فشار اقتصادی و میلیاردها دلار خسارت، بیشتر مردمی که از رژیم حمایت نمی‌کنند فعلاً در خانه می‌مانند و تنها در پی زنده ماندن‌اند. هدف چهارم، که بوئن آن را مهم‌ترین می‌داند، جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای بود. او یادآوری می‌کند که ایران همواره این هدف را انکار کرده، هرچند ایران اورانیوم را بسیار فراتر از سطح غیرنظامی غنی کرده. به تحلیل او، جایگاه مطلوب ایران بودن در آستانه هسته‌ای است؛ داشتن این گزینه به‌عنوان اهرم فشار. او می‌افزاید توافق برجام در سال ۲۰۱۵ محدودیت‌های سخت‌گیرانه‌ای بر غنی‌سازی گذاشته بود که ایران به آن پایبند بود، تا آنکه ترامپ آمریکا را از آن خارج کرد؛ اقدامی که به باور بوئن مسیر را به سمت جنگ کنونی باز کرد و بهای سنگینی به اعتبار آمریکا تحمیل کرد. نکته کلیدی دیگر بوئن درباره روحیه نسل تازه رهبران ایران است. او می‌گوید نسل قدیم، از جمله رهبر پیشین، محتاط بودند چون آمریکا همواره تهدید نابودی را بالای سرشان نگه می‌داشت. اما حالا به آنها حمله شده و نابود نشده‌اند، و نسل جدید با خود می‌اندیشد: «آن‌ها بدترین کارشان را کرده‌اند. ما هنوز اینجاییم.» در جمع‌بندی، بوئن به ارزیابی فیلیپس اوبراین، استاد روابط بین‌الملل، اشاره می‌کند که گفته بود اگر این متن درست باشد، «این یک عقب‌نشینی کامل از سوی ترامپ است و از نظر تاریخی سریع‌ترین و قاطع‌ترین شکست در یک جنگ در تاریخ ایالات متحده است.» بوئن می‌گوید گفتن این حرف شاید کمی زود باشد، چون جنگ ممکن است دوباره آغاز شود و محتمل‌ترین سناریو یک درگیری فرسایشی کم‌شدت است. اما تردیدی ندارد که این یک شکست راهبردی جدی برای آمریکا و به‌طور ضمنی برای اسرائیل است، مگر آنکه ترامپ بتواند توافقی رقم بزند که ایران را به جایی برساند که او می‌خواهد، نه جایی که خود رژیم می‌خواهد.

Panah Farhadbahman 🎒

31,040 Aufrufe • vor 3 Monaten

شهروند معترض مازندرانی: با وجود فشارهای امنیتی فرار نمی‌کنم؛ ریشه‌ام در این خاک است یک شهروند معترض به نام علی رضایی از آمل با انتشار ویدیویی در صفحه اینستاگرام خود، از فشارهای امنیتی پس از حضور در اعتراضات خیابانی خبر داده و تأکید کرده است که با وجود تهدیدها، قصد ترک شهر یا کشور را ندارد. علی رضایی در این ویدیو می‌گوید که طی روزهای گذشته اعتراض خود را هم به‌صورت علنی و هم با حضور در خیابان اعلام کرده و پس از آن، سیم‌کارت تلفن همراهش مسدود و حساب بانکی‌اش بسته شده است. او این اقدامات را تلاشی برای اعمال فشار و وادار کردنش به سکوت توصیف می‌کند. این شهروند معترض با تأکید بر اینکه همچنان در داخل کشور و در شهر خود حضور دارد، می‌گوید: «ما ایرانی‌ها و مازندرانی‌ها ریشه‌مان در این خاک است و نمی‌شود ما را از اینجا کند.» او هشدار داده است که در صورت آسیب‌دیدن او، افراد بسیاری صدای اعتراض را ادامه خواهند داد. علی رضایی در ادامه سخنانش به سابقه بازداشت و زندان خود اشاره می‌کند و می‌گوید که پیش‌تر دو سال در زندان بوده و در جریان اعتراضات هدف اصابت گلوله قرار گرفته است. او همچنین از وضعیت جسمانی نامناسب خود در دوران بازداشت، محرومیت از دسترسی به دارو و اعتراض مادرش به ادامه نگهداری او در زندان با وجود بیماری سخن می‌گوید. به گفته این شهروند، پس از آزادی نیز بارها از سوی نهادهای امنیتی احضار و به مراکز اطلاعاتی منتقل شده است. او در پایان ویدیو تأکید می‌کند که با وجود همه این فشارها، از موضع خود عقب‌نشینی نخواهد کرد و می‌گوید: «انسان‌هایی مثل من فدا می‌شوند، اما فرار نمی‌کنند. من فدا می‌شوم، ولی فرار نمی‌کنم.» ali_rezaei.amoli ـ جمهوری اسلامی تنها در خیابان‌ها یا زندان‌ها نمی‌کشد بلکه با ایجاد تنگنای معیشتی برای معترضان عملاً می‌خواهد آنها را از هستی و یک زندگی معمولی ساقط کند. محرومیت از حقوق اجتماعی یکی از روش‌های سرکوب جمهوری اسلامی است روشی که در واقع سرکوب نرم تلقی می‌شود. #اعتراضات_سراسری #نه_به_جمهوری_اسلامی #یاری_مدنی_توانا

توانا Tavaana

13,817 Aufrufe • vor 7 Monaten

این دیگر نه «اظهارنظر سیاسی» است، نه «هیجان انقلابی»، نه حتی حماقت فردی. این تهدید علنی به حذف فیزیکی منتقدان است؛ با نام، با ویدیو، با هشتگ. این‌که یک آدم ابله با بیش از ۲۰۰ هزار دنبال‌کننده در اینستاگرام، رسماً وعده‌ی «پاک‌سازی منتقدان در یک هفته پس از براندازی» می‌دهد، فقط شرم‌آور نیست؛ خطرناک است. و نه، مسئله فقط یک فرد نیست. مسئله این است که این زبان از کجا مشروعیت گرفته و در کدام فضا رشد کرده است. این گفتمان، مستقیم یا غیرمستقیم، از دل پروژه‌ای بیرون آمده که نامش رضا پهلوی است؛ از حلقه‌ی اطراف او، از چهره‌های حقیقی و حقوقی‌ای که سال‌هاست حذف، تهدید، تخریب و برچسب‌زنی را عادی کرده‌اند، از کسانی که سکوت می‌کنند، توجیه می‌کنند، یا بدتر از آن، تشویق می‌کنند، از جمله نزدیک‌ترین افراد به او، حتی همسرش، که این فضا و این رفتار را بازتولید می‌کنند. بعضی می‌گویند: «شاید این فرد عامل جمهوری اسلامی باشد.» فرض کنیم باشد. سؤال ساده است: چرا چنین ادبیاتی در دل جریان پهلوی رشد می‌کند؟ چرا بازنشر می‌شود؟ چرا حمایت می‌شود؟ چرا هیچ خط قرمزی وجود ندارد؟ تهدید به قتل، وعده‌ی حذف فیزیکی، دعوت به بستن کشور و کشتار منتقدان نه «نظر» است، نه «سلیقه». این جرم است. جرمی که می‌تواند و باید به‌طور قانونی با آن برخورد شود نه برای انتقام، بلکه برای جلوگیری از تکرار این منطق مرگبار. جمهوری اسلامی چگونه ماند؟ با همین منطق: «ما حق داریم حذف کنیم، چون حق با ماست.» امروز همان منطق دارد بازتولید می‌شود؛ این بار نه با عمامه، بلکه با نوستالژی، با تاجی خیالی، و با فاشیسمی که اسم خودش را «نجات ایران» گذاشته است. اگر آینده‌ای که شما وعده می‌دهید با تهدید، حذف و کشتار منتقدان شروع می‌شود، آن آینده ویران‌تر از امروز است. خطاب به شما و امثال شما: شما هنوز نفهمیده‌اید با چه نسلی طرفید. نسلی که با جمهوری اسلامی جنگیده، زندان رفته، تبعید شده، هزینه داده، از تهدید شما نمی‌ترسد. و خطاب به جامعه: اگر امروز در برابر این زبان سکوت کنیم، فردا دیگر دیر است. و در پایان، فراتر از هر اختلاف سیاسی، فراتر از هر مرزبندی فکری، من بی‌قید و شرط کنار آن شش نفر می‌ایستم. نه چون با آن‌ها هم‌نظر هستم، بلکه چون در برابر فاشیسم، بی‌طرفی وجود ندارد. دفاع از حق آن‌ها برای سخن گفتن، دفاع از جان آن‌ها، دفاع از کرامت انسانی آن‌ها برای من خط قرمز مطلق است. اگر قرار باشد آینده‌ای ساخته شود که در آن منتقد را تهدید می‌کنند، آن آینده را همین‌جا، همین امروز، باید متوقف کرد. من کنار شما هستم، در برابر تهدید، در برابر حذف، در برابر فاشیسم. #زن_زندگی_آزادی Nik Kowsar Kambiz Ghafouri Ali Javanmardi

Shahin Modarres

53,695 Aufrufe • vor 7 Monaten