Video wird geladen...

Video konnte nicht geladen werden

Zur Startseite

او رفته بود سر خاکِ کسی که ایده‌اش را شکست داده، تا با یک مرده بحث کند. در همدان، جلوی آرامگاه استر و مردخای، مردی کنار خادم سالخورده‌ی یهودی نشست و از نفرتش گفت؛ از ک*تک‌زدن یهودی‌ها، با افتخار. آن پیرمرد فقط توضیح داد که امروز در بسته است،...

11,095 Aufrufe • vor 17 Tagen •via X (Twitter)

0 Kommentare

Keine Kommentare verfügbar

Kommentare vom Original-Post werden hier angezeigt

Ähnliche Videos

‍ ✔️در سوگ بهرام ✍🏻سهند ایرانمهر درگذشت #بهرام_بیضایی ، آن‌هم در روز تولدش، فقط پایان زندگی یک فرد نیست؛ اتفاقی معنادار است که گویی پایان یک دوره فکری در فرهنگ ما را یادآوری می‌کند.گویی حلقه‌ای از یک سنت فکری در فرهنگ ایران، بسته شد. سنتی که در آن هنر شیوه‌ای برای اندیشیدن بود؛ و سینما و تئاتر فقط صحنه نمایش نبود که میدان داوری تاریخ بود. بیضایی را غالباً «کارگردان» می‌نامند، اما این نام‌گذاری، اگرچه درست، به‌شدت نارساست. از نظر من، او پیش و بیش از آنکه کارگردان باشد، ادیب بود؛ و پیش از آن، جامعه‌شناسی تاریخ‌خوان که به سازوکار قدرت، خشونت، حذف و روایت حساس بود. سینما و تئاتر برای او رسانه بودند، نه هویت. هویت او اما در نسبتش با زبان و تاریخ شکل می‌گرفت. شاخصه اصلی آثار بیضایی نه تکنیک سینمایی است و نه صرف رجوع به اسطوره؛ بلکه نحوه صورت‌بندی معنا از طریق زبان است. دیالوگ‌های او بیش از آنکه حامل اطلاعات باشند، حامل تاریخ‌اند. واژه‌های گزیده او تصادفی نبودند و جایی از ادبیات که نقطه کانونی توجه او‌ بود، پیش از او چنین رصد نشده بود، این همان‌جاست که تفاوت «دانستن ادبیات» با «ادیب بودن» آشکار می‌شود. بیضایی ادبیات را نمی‌شناخت؛ در آن سکونت داشت. نثر او نثری سخت‌جان است. نه لغزنده است، نه رها، نه سهل‌الوصول و نه متظاهرانه. جمله‌ها وزن دارند، مکث دارند، ایستادگی دارند. این استحکام زبانی، نتیجه ذوق شاعرانه صرف نیست؛ محصول انضباط فکری است. بیضایی به کلمه اعتماد نمی‌کرد مگر آنکه آزموده شده باشد. به همین دلیل زبان در آثارش نه ابزار تزئین، که میدان کشمکش معناست. از این منظر، او بیش از آنکه فیلم بسازد، متن تولید می‌کرد؛ متنی که مستقل از تصویر، قابلیت خوانده‌شدن دارد. ذهن را تکان می‌دهد و خودش تصویر است. این خصیصه در تاریخ سینمای ایران نادر است. بسیاری تصویر می‌سازند و بعد به‌دنبال معنا می‌گردند؛ بیضایی معنا را می‌ساخت و تصویر را در خدمت آن می‌گرفت. به همین دلیل است که آثارش کهنه نمی‌شوند؛ زیرا به زمانه‌ای خاص پاسخ نمی‌دهند، بلکه به مسئله‌ای تکرارشونده در تاریخ ایران نظیر مسئله روایت، قدرت و حقیقت می‌پردازند. نگاه او به تاریخ، نگاه ستایش‌گرانه یا نوستالژیک نبود. تاریخ در جهان بیضایی میدان افتخار نیست میدان اتهام است. او تاریخ را می‌کاود تا نشان دهد چگونه قربانیان خاموش می‌شوند و چگونه روایت رسمی جای حقیقت را می‌گیرد. در «مرگ یزدگرد»، در «چریکه تارا»، و حتی سایه‌بازی «جانا و بلادور»، تاریخ نه پشت سر ما، که در کنج فراموش شده درون ما به عنوان یک ایرانی است. همین نگاه است که او را به جامعه‌شناسی تاریخ نزدیک می‌کند، بی‌آنکه به زبان آکادمیک پناه ببرد. بیضایی نظریه نمی‌نوشت، ام با صحنه و دیالوگ نظریه می‌ساخت. بیضایی متواضعانه می‌گذاشت تا مدعیان خوانش غلط خود را از تاریخ و ادبیات بخوانند آنگاه در زمانش به دقت نشان می‌داد که از فردوسی تا زن و از قدرت تا ادبیات چگونه به نام نظریه به مسلخ ایدئولوژی و خوانشی وارونه رفتند. اندوهِ فقدان بیضایی، از دست‌دادن یک فیلمساز نیست؛ از دست‌دادن الگویی از اندیشیدن سخت‌گیرانه در فرهنگ ایرانی است. الگویی که زبان را جدی می‌گرفت، تاریخ را ساده نمی‌کرد و مخاطب را تحقیر نمی‌نمود و از همه مهم‌تر در این راه نه وقعی به قدرت می‌گذاشت و نه مجیز مردم را می‌گفت او‌ به جوهره هرچیز کار داشت نه مزاج و مذاق زمانه و خلق آن. او از ما تماشاگر نمی‌خواست؛ شریک فکری می‌خواست و شاید به همین دلیل است که با رفتن او، حس می‌کنیم چیزی بیش از یک فرد از دست رفته است. آنچه رفت بیضایی نبود، امکان پیوند میان ادبیات، تاریخ و هنر با سلیقه و آرایه بی‌نظیر بیضایی بود، پیوندی که او یکی از آخرین حاملان جدی آن بود.

سهند ایرانمهر

28,129 Aufrufe • vor 8 Monaten

ویدیویی از اهانت یک گردشگر خارجی، به یک ایرانی کلیمی سالخورده در آرامگاه «استر و مردخای» همدان، واکنش گسترده کاربران شبکه‌های اجتماعی را برانگیخته است. در این ویدیو که روز ۲۶ مردادماه در شبکه‌های اجتماعی منتشر شده است، این «گردشگر» با زبان فارسی از شهروند سالخورده ایرانی پرسش‌های تحریک‌آمیزی درباره باورهای یهودیان می‌پرسد و او را متهم می‌کند که اجازه بازدید از مقبره استر و مردخای را به او نمی‌دهد. این گردشگر که در شبکه‌های اجتماعی به عنوان تبعه ازبکستان معرفی می‌شود، می‌گوید از یهودیان متنفر است. تعداد بسیاری از کاربران فارسی‌زبان شبکه‌های اجتماعی در واکنش به این رفتار اهانت‌آمیز تاکید می‌کنند که توهین به هر ایرانی، فارغ از دین و پیشینه‌ قومی و مذهبی، توهین به همه ایرانیان است. این گردشگر خارجی فارسی زبان، اندکی بعد، با انتشار ویدیویی دیگر، به خاطر رفتار توهین‌آمیزش از مردم ایران عذرخواهی کرد. آرامگاه استر و مردخای، بنا به روایت، مقبره محل دفن ملکه استر، همسر یهودی خشایارشا و پسرعمویش مردخای است. گفته می‌شود موفقیت استر در خنثی کردن یک توطئه ضد یهودی در دربار خشاریاشا، منشاء عید پوریم یهودیان است.

independentpersian

73,093 Aufrufe • vor 17 Tagen

هاشم آقاجری در اینجا هنگام حمله به من دچار یک لغزش فرویدی می‌شود و تفاوت بنیادین ما ایران‌گرایان با همه پنجاه‌وهفتی‌ها را نشان می‌دهد: از نگاه دلبستگان مافیای اشغالگر اسلامی چه در پوزیسیون و چه در به اصطلاح اپوزیسیون، جمهوری اسلامی فقط یک رژیم «بد» است، پس در برابر حکومت‌های بدتر می‌توان در کنار آن ایستاد. از نگاه ما ایران‌گرایان جمهوری اسلامی نه تنها یک باند مافیایی است که کشور ما را اشغال کرده، بلکه مانند حکومت نازی‌ها و رژیم پل‌پوت در کامبوج «شر مطلق» است. ما برای نابودی شر مطلق کمک اسرائیل و امریکا را با آغوش باز می‌پذیریم، همانگونه که آزادی‌خواهان اروپایی برای خلاصی از چنگال شر مطلقی به نام ناسیونال سوسیالیسم با متفقین همکاری تنگاتنگ ‌داشتند، یکی از این متفقین چرچیل بود که در سال ۱۹۴۳ سه میلیون هندی را با ایجاد قحطی مصنوعی در ایالت بنگالستان به کام مرگ فرستاد. نکته دیگر هم در مورد پژوهش‌های من درباره تاریخ اسلام است، اگر مهم نیست چرا درباره‌اش حرف می‌زنید؟! اگر مهم است، جرات داشته باشید و یک ردیه بر آن بنویسید! #لشکر_فرومایگان #لیسندگان_آخوند #دلواپسان_خجالتی_رژیم

محسن بنائی

30,102 Aufrufe • vor 26 Tagen

بعیدی‌نژاد با خونسردی از فاجعه برجام رونمایی کرد: «خیلی توجه نکردیم... به ظریف هم اطلاع ندادیم»! حمید بعیدی‌نژاد، عضو تیم مذاکره‌کننده هسته‌ای دولت روحانی، در گفت‌وگو با مشاور عزل شده وزیر خارجه، با خونسردی حیرت‌انگیزی اعتراف می‌کند که چگونه با یک «بی‌توجهی ساده»، سرنوشت یک ملت را به بازی گرفته‌اند. او بی‌پرده توضیح می‌دهد که در میانه مذاکرات برجام، «فرانچسکو»، نماینده اروپا، کلمه «تعلیق» (suspension) را به جای «لغو» تحریم‌ها پیشنهاد داده و تیم ایرانی با ساده‌لوحی آن را پذیرفته است. اوج فاجعه آنجاست که بعیدی‌نژاد با لحنی که انگار از یک اشتباه محاسباتی ساده در خرید روزمره حرف می‌زند، می‌گوید: «خیلی به کلمه استفاده شده توجه نکردیم و به ظریف هم اطلاع ندادیم که از چنین کلمه‌ای استفاده می‌کنیم؛ اشتباه از طرف ما بود.» این جمله کوتاه، کیفرخواست یک جریان فکری است. جریانی که با ادعای «بلد بودن زبان دنیا » و «تخصص»، فرق بین «تعلیق» و «لغو» را نفهمید و با همین «بی‌توجهی»، زیرساخت ماشه را در قلب برجام کار گذاشت تا طرف مقابل هر زمان که خواست، با یک امضا، تمام کاسه کوزه‌ها را بر سر ملت ایران بشکند. آیا اعتراف صریح به این «ترک فعل» تاریخی که معیشت و زندگی ۸۵ میلیون ایرانی را به گروگان گرفت، برای ورود مدعی‌العموم کافی نیست؟ ملت ایران منتظر است ببیند آیا قوه قضائیه، با مسببان این خسارت محض که امروز با خونسردی از «اشتباه» خود حرف می‌زنند، برخورد خواهد کرد یا این پرونده نیز در بایگانی مماشات دفن خواهد شد؟

رجانیوز

53,924 Aufrufe • vor 11 Monaten

چه درد سنگینی است وقتی انسانیت در زیر سایه #تعصب دفن می‌شود، یک پیرمرد #هزاره با محاسن سفید، در بستر #شفاخانه عینو مینه کندهار، میان مرگ و زندگی دست‌وپنجه نرم می‌کند و اما نه تقدیر، بلکه بی‌رحمی انسان‌ها راه نجات را بر او می‌بندد. او در فهرست نخست #عملیات قرار داشت، امید در چشمانش هنوز خاموش نشده بود، اما تنها به جرم #هزاره بودن، دستی که باید درمان می‌کرد، از یاری‌اش دریغ ورزید. این دیگر فقط یک #بی‌عدالتی نیست، این شکستن ستون‌های انسانیت است. اینجا دیگر درد، فقط درد یک فرد نیست، زخم عمیق یک قوم است که سال‌هاست با تبعیض و رنج، #استخوان‌هایش فرسوده شده‌اند. چگونه می‌توان دید انسانی در آستانه مرگ باشد و باز هم نفرت را بر نجات ترجیح داد؟ آه از این روزگار که در آن، #مهربانی به فراموشی سپرده شده و تعصب، جای وجدان را گرفته است. لعنت بر ظلم، لعنت بر بی‌رحمی، و لعنت بر زمانی که انسان بودن، دیگر معیار ارزش نیست.

Azizullah Sanjar 🇦🇫

27,261 Aufrufe • vor 4 Monaten

اولاً، به عنوان یک زن مسیحی، به نظر من لازم است از این بحث‌ها عبور کنیم. سید حسن نصرالله، چه کسی گفته که سید حسن نصرالله فقط یک رهبر شیعه است؟ برای من، او مانند یکی از اعضای خانواده‌ام است. من خودم را عضوی از خانواده او می‌دانم. هرگز او را به عنوان کسی از یک مذهب خاص ندیده‌ام. و او نیز هرگز مرا به عنوان فردی از یک مذهب خاص ندیده است. او همیشه سخنرانی‌های ملی و میهنی ایراد کرده است. چرا اقدامات مقاومت امروز فقط برای شیعیان است؟ مگر زمانی که در سوریه کلیساها و صومعه‌های مسیحی را در شهر معلولا حفظ کرد، برای شیعیان بود؟ آیا آن زنان راهبه‌ (که از شر تکفیری ها در امان ماندند)شیعه بودند؟ هرگز این انسان به شیوه‌ای نژادپرستانه یا مذهبی سخن نگفته است. برای من، همانطور که فرزندانش به او می‌گویند “لبیک یا نصرالله”، من نیز می‌گویم “لبیک یا نصرالله”. همانطور که فرزندش او را “سید” می‌خواند، من هم او را “سید” می‌خوانم. بله، آقای نصرالله سید من و سید این ملت است. آنچه او انجام داد، تنها برای یک گروه خاص نبود. وقتی در سال 2000 جنوب لبنان را آزاد کرد، فقط برای شیعیان این کار را نکرد.

علی اکبر رائفی پور

154,208 Aufrufe • vor 1 Jahr