正在加载视频...

视频加载失败

اوایل دهه ۸۰ هنوز سوشال‌مدیا نبود ماهواره هم نسبتاً جدید بود، ما تو خارج این کلیپها را میدیدم میگفتیم ببینا حالا که ما مهاجرت کردیم مملکت شد فرانسه:))) غافل از اینکه یک مشت اصلاحاتچی مادرجنده دنبال پوست‌اندازی و بدست گرفتن قدرت بودن!

172,254 次观看 • 1 年前 •via X (Twitter)

0 条评论

暂无评论

原始帖子的评论将显示在这里

相关视频

اگر #جنگ سنگین‌تر شد، اگر برق‌ها رفت، اگر صداها بلندتر و تاریکی عمیق‌تر شد، اگر همه‌چیز در هیاهوی بقا گم شد… فراموش نکنید فراموش‌شده‌ترین‌ها را. آن‌هایی که حتی پیش از جنگ هم در حاشیه‌ی جهان ایستاده بودند کودکان و بزرگسالانی با معلولیت‌های ذهنی، که جهان را ساده‌تر، بی‌واسطه‌تر، و گاهی ترسناک‌تر از ما تجربه می‌کنند. برای آن‌ها،هر صدای ناگهانی یک فروپاشی‌ست، هر خاموشی، گم شدنِ کامل جهان، و هر نبودِ آغوش، یک تنهایی بی‌انتها. آن‌هابیش از نان و دارو، تشنه‌ی امنیت‌اند، تشنه‌ی لمسِ آرام،تشنه‌ی مهربانیِ بی‌دلیل. در جهان ما امنیت به آنی فرو می‌ریزد،این ما هستیم که معنا را نگه می‌داریم با یک نگاه،با یک دست گرفتن، با یادآوریِ اینکه هیچ انسانی نباید از دایره‌ی توجه حذف شود. اگر همه‌چیز از بین رفت، اگر حتی نام‌ها و نشانه‌ها محو شدند، بگذارید یک چیز باقی بماند اینکه ما کسی را تنها نگذاشتیم. معلولین ذهنیِ این سرزمین قربانیانِ بی‌صدای این بحران‌اند این جهان کمتر صدایشان را شنیده است. یادشان کنید، کنارشان بمانید، و نگذارید در تاریکی، بی‌پناه‌تر از همیشه، گم شوند #تهران #ایران

Golshan

62,556 次观看 • 4 个月前

از «پادگان ایدئولوژی» تا «قلب تپنده آزادی»؛ روایت سقوط یک امپراتوری فکری در نجف‌آباد. من به عنوان کسی که بیش از سه دهه در نجف‌آباد زندگی کرده، روزی به طلبه و پاسدار شدن فکر می‌کرده و سال‌ها در سیستم «خودسازیِ حکومتی» بوده، امروز از یک دگردیسیِ بزرگ می‌نویسم. ما نسل‌های ۶۰ تا ۸۰ این شهر، تمام جوانی‌مان را در کانون مساجد، کلاس‌های قرآن و پایگاه‌های بسیج جا گذاشتیم. ما کسانی بودیم که با صدای اذان قد کشیدیم، در مراسمات محرم و شب‌های قدر اشک ریختیم، کارت بسیج در جیب داشتیم و حتی در مقطعی، رویای «مدافع حرم» شدن را در سر داشتیم. ما «خودی‌ترین» فرزندان این سیستم بودیم. اما چه شد که ورق برگشت؟ فاجعه از جایی شروع شد که مرزها جابه‌جا گشت. وقتی در فراخوان ۱۸ و ۱۹ دی ماه، روبروی کسی ایستادیم که روزی در صف اول نماز جماعت کنارمان بود. وقتی دیدیم کسی که با او قرآن حفظ می‌کردیم و هیئت میرفتیم، حالا در لباس نیروی سرکوب، ماشه را به سمت ما می‌چکاند. آنجا بود که مفهوم «دوست و دشمن» برای همیشه در ذهن ما فرو ریخت. من امروز با صدای بلند می‌گویم: آنچه به ما آموختند، ایمان نبود؛ یک «سیرک مذهبی» بود که جوانیِ ما را بلعید. ما دیدیم که چگونه تمام مقدسات، سپرِ سرکوب شدند. حالا نجف‌آباد دیگر آن ویترینِ یکدست سابق نیست. مردم این شهر از مذهبی و سنتی تا جوانان نسل جدید راهشان را جدا کرده‌اند. امروز بر سر مزار فرزندان ایران، به جای نوحه‌های تحمیلی، سرود «ای ایران» طنین‌انداز است. رقص پرچم شیر و خورشید، آتش‌بازی و صدای موسیقی، نشان از یک انتخاب بزرگ دارد: انتخاب هویت ملی و انسانی بر فراز یک ایدئولوژیِ ورشکسته. نجف‌آباد ثابت کرد که حتی در دل پایگاه‌های سنتی، دیگر آن وحدت سابق وجود ندارد. ما بیدار شدیم، چون حقیقت از گلوله قوی‌تر است. آگاهی امروز ما، بهای سنگینی بود که با سوختنِ جوانی‌مان پرداختیم؛ اما حالا مسیر بازگشت به وطن را پیدا کرده‌ایم. #نجف‌آباد #نجف_آباد

mostafa

11,498 次观看 • 6 个月前

تاج: ما نه قهرمان جام جهانی شدیم و نه باید بگوییم بهترین نتایج را گرفتیم و می‌توانستیم خیلی بهتر هم نتیجه بگیریم. بابت اینکه به مراحل بعد نرفتیم، از مردم عزیز کشورمان عذرخواهی می‌کنم. به سه دسته نباختیم. یکی اینکه به خود میزبان نباختیم. هر کاری می‌خواست میزبان کرد و برگزارکنندگان هم در بسیاری موارد همراهی کردند. باید در یک کشوری ساکن می‌شدیم و در یک کشوری بازی می‌کردیم که این اتفاق برای هیچ کشوری نیفتاد. اگر می‌دانستیم سکونت ما در مکزیک است، اردوی ترکیه را از ابتدا به تیخوانا می‌بردیم. بعد میزبان به حریفان هم نباختیم. آرژانتین را دیدید که چه حمایتی در بخش داوری شد. ایران را هم در بخش داوری دیدید در هر سه بازی بهترین بازیکن زمین از ایران بود. بازی با بلژیک و مصر قابل قبول بود. بازی اول هم بازیکنان با شرایط موجود آپدیت نشده بودند. وطن‌فروشان محدودی هم بودند که به آن‌ها هم نباختیم. بحث همجنسگراها را به صورت جدی فدراسیون پیگیری کرد که اگر وارد کاسه استادیوم شوند بازی را قطع می‌کنیم و واقعاً هم می‌کردیم. انتقال تیم ملی به تیخوانا توفیق خیلی خوبی بود. بازی الجزایر را دیدید که در یک دقیقه گل تساوی حاصل شد… حالا…!

Footfun

39,874 次观看 • 1 个月前

بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل پس از دیدار با دونالد ترامپ و پیش از ترک واشینگتن، طرح صلح ترامپ را یک پیروزی بزرگ برای کشورش توصیف کرد و گفت ارتش اسرائیل در بخش بزرگی از نوار غزه می‌ماند. نتانیاهو در پاسخ به خبرنگاران گفت: «به جای اینکه حماس ما را منزوی کند، ما ورق را برگرداندیم و حماس را منزوی کردیم. اکنون تمام جهان، از جمله جهان عرب و اسلام، به حماس فشار می‌آورند تا شرایطی را که ما همراه با پرزیدنت ترامپ تعیین کرده‌ایم، بپذیرد: آزادی تمام ربوده‌شدگان ما، چه زنده و چه کشته‌شده، در حالی که ارتش اسرائیل در بیشتر نوار غزه باقی می‌ماند.» نخست وزیر اسرائیل بار دیگر با تشکیل کشور مستقل فلسطینی مخالف کرد و گفت: «رئیس جمهوری آمریکا دونالد ترامپ هم این را گفت، او گفت که این موضوع را درک می‌کند، او در سازمان ملل هم گفت که این یک جایزه بزرگ برای تروریسم و خطری برای کشور اسرائیل خواهد بود و البته ما با آن موافقت نخواهیم کرد.»

independentpersian

14,574 次观看 • 11 个月前

چرا فدرالیسم نه!؟ در این گفتگو به‌گونه فشرده‌ای بی‌ربط بودن فدرالیسم را به ایران و اینکه پاسخی به هیچکدام از پرسش‌ها و دردهای ما نیست؛ نشان دادم. سال‌ها پیش، از جمله اوایل دهه ۱۳۸۰، فدرالیسم آنهم در ریخت قومی ، به‌گونه‌ای طرح شده بود که گویی شرط ضروری دموکراسی‌ست و درافتادن و مخالفت کردن با آن، دشمنی با آزادی ‌دموکراسی و توسعه، وانمود می‌شد. در آن سالها، ایران بلحاظ علمی در اینباره فقیر، بی‌مایه و تنک بود. کوشیدیم چنین پندار نادرستی را از بین ببریم و پیشتاز این گفتگوها در ایران بودیم. این پندار نادرست یعنی همینکه فدرالیسم شرط ضروری آزادی و‌توسعه‌ست، در نزد اپوزیسیون مقام ارجمندی داشت. آن‌هنگام که نشست‌هایی برای برپایی شورای ملی ایران، برگزار می‌شد گفتگو درباره فدرالیسم داغ‌تر شد. فدرالیسم در پیش‌نویس آمده بود و کسانی از نیروهای ملی در خارج از کشور با آن به مخالفت برخاسته بودند. ما هم در داخل مخالفت کردیم. سفر حزبی به خوزستان کردم و در نشستی که در دفتر شادروان ابراهیم میرانی برپا شده بودم دلایل مخالفت‌مان را باز کردم. این نخستین سفر و سخنرانی‌ام در خوزستان بود. در پی ایستادگی نیروهای ملی در بیرون و داخل، فدرالیسم از منشور آن شورا پاک شد. از کسانی که با نوشتن کتاب، مقاله و مصاحبه به روشن شدن موضوع یاری رساند و نوری درخشان بر آن میدان تاباند استاد ارجمند خوبروی پاک بود. کتاب‌هایش را یکی از دوستان انتشاراتی، چاپ-پخش کرد و ما آنرا به دیگران شناسانده و پخش می‌کردیم.

حجت کلاشی

76,571 次观看 • 3 年前

بخش هایی از مصاحبه ی صدیقه وسمقی: ‼️‼️‼️‼️‼️‼️‼️ مجری: الان آقای پهلوی به عنوان چهره آلترناتیو در خارج از ایران مطرح شده و در داخل ایران هم پایگاه اجتماعی داره؛ حالا کم یا زیاد اندازه‌اش، درصدش رو نمی‌دونیم، ولی به هر حال صحبت‌های خود ایشونم اینه که منو در خیابان‌های ایران صدا کردن و خب به هر حال شعارهایی هم بود که در حمایت از ایشون بود. این چقدر این هم‌بستگی می‌تونه در بین داخل و آقای پهلوی اصلاً اتفاق بیفته؟ وسمقی: ببینید مشکلی که وجود داره این هست که جریان طرفدار آقای پهلوی، جریان پادشاهی‌خواهه‌. ببینید نظام پادشاهی، ما ازش سال ۵۷ عبور کردیم. نهاد پادشاهی و نهاد روحانیت، دو نهاد سنتی هستند که همیشه در طول قرن‌ها و هزاره‌ها با همدیگه رقابت داشتن. دو تا قدرت بودن که همیشه با همدیگه رقابت کردن، گاهی با هم سازش کردن، قدرتو تقسیم کردن، گاهی یکی قدرتو به دست آورده. خب ما به نظرم دیگه الان بعد از جمهوری اسلامی باید از این دو نهاد سنتی که هر دو هم در واقع نهادهای استبدادی هستن، باید بتونیم عبور بکنیم.ما سال ۵۷ از نهاد سلطنت عبور کردیم، گذاشتیمش کنار؛ هرچند از استبداد عبور نکردیم. خب نهاد روحانیت که در کمین بود و رقیب نهاد پادشاهی بود، قدرتو به دست گرفت و مردم ایران در اون زمان هنوز اون توانمندی رو برای اینکه نهاد روحانیت رو هم مثل نهاد سلطنت کنار بذارن و پس بزنن، نداشتن. این توانمندی به تدریج به وجود اومده و الان مردم می‌خوان که این نهاد سنتی استبدادی رو هم کنار بذارن. حالا طرفداران آقای پهلوی پادشاهی‌خواهند. نهاد پادشاهی یک نهاد سنتیست؛ هیچ‌وقت انتخابی نبوده، هیچ‌وقت دموکراتیک نبوده. یک نهادیست که خب می‌دونین، شما در تاریخ نگاه کنین در ایران و همه نقاط جهان، پادشاهان با زور اومدن. هر سلسله‌ای اومده، سلسله دیگری رو با زور کنار گذاشته و خودش نشسته و هیچ‌وقت مردم دخالتی نداشتن که مثلاً بیان و پادشاهان رو انتخاب بکنن. من تعجب می‌کنم که بعد از این تجربه‌های فراوان و رنج‌های فراوان، خون‌های زیادی که ما دادیم، ما می‌خوایم دوباره به جای پیدا کردن یک راه سوم و بنیان گذاشتن یک نهاد سوم، باز بیاییم برگردیم به نهاد پادشاهی که یک نهاد به هر حال کهنه و قدیمیست و ذاتشم استبداد داره. چرا؟ چون متمرکز بر فرده. ما مردم در دوره‌ای الان داریم زندگی می‌کنیم که خواهان حقوق بشریم، خواهان به رسمیت شناختن حقوق فردی هستیم، برای خودمون حق انتخاب قائلیم. چرا باید با اعطای یک قدرت مادام‌العمر به یک فرد، به یک خانواده و به یک خاندان، حق انتخاب رو برای همیشه از خودمون و از آیندگانمون سلب بکنیم؟ اگه نسل بعدی اومدن و گفتن که چرا شما این کارو کردید؟ ما نمی‌خوایم مثلاً این حکومت رو، حکومت فردی رو، چه بهش خواهیم گفت؟ اگر که سال ۵۷ مردم نهاد سلطنت رو کنار گذاشتن و از اون چاه افتادن تو چاه بعدی یعنی باز هم نهاد روحانیت، و حالا می‌خوان اونو کنار بذارن، آیا ما نباید از این تجربه‌ها درس بگیریم؟ به نظر من مردم به خاطر اینکه به استیصال رسیدن، مردم به خاطر عملکرد بسیار ناگوار و ناهنجار جمهوری اسلامی، دنبال یک مفری می‌گردن، دنبال یک راه نجات می‌گردن و خب سرمایه‌گذاری زیادی شده روی آقای پهلوی از لحاظ تبلیغاتی و غیره که ایشون به یک آلترناتیو و بدیل تبدیل بشه. حالا خیلی‌ها هم تصورشون اینه که میشه به این ترتیب از جمهوری اسلامی گذر کرد. اما کسانی که نظام پادشاهی رو نظام مناسبی برای آینده ایران نمی‌دونن، نمی‌تونن کنار این جریان بایستن. کسانی که خواهان استقلال ایرانن و نمی‌خوان که یک حکومت به وسیله قدرت‌های خارجی بر مردم ایران تحمیل بشه، نمی‌تونن کنار این جریان بایستن. این جریان متأسفانه این مشکلات رو داره. من می‌دونم ممکنه از این حرفای من هم این افراد ناراحت بشن، اما ما به فکر ایران و نجات ایران هستیم. به نظر من ما همهمون سرمایه‌هامون رو باید صرف ایران بکنیم نه اشخاص. خب اگر اشخاصی به آقای پهلوی علاقه دارن، در آینده وقتی که نظامی برای ایران، به قد و قواره ایران برای دموکراسی و آزادی در ایران به وسیله اندیشمندان و نخبگان این کشور ترسیم شد، تعیین شد، هر کسی بیاد انتخاب بشه توسط مردم برای یک مدت موقتی اداره کشور رو به دست بگیره، ولو آقای پهلوی باشه، دیگران باشن، به انتخاب ملت. خب این اشکالی نداره. ولی اینکه به خاطر علاقه به یک شخص یا به یک خانواده ما بیاییم یک نظام سیاسی برای ایران تعریف بکنیم که ممکنه آیندگان باز هم مخالفت بکنن و ایراد بگیرن و اونا به دردسر بیفتن، من این رو مناسب نمی‌دونم. من همیشه این جمله رو میگم که ما باید ساختار سیاسی آینده ایران رو به قد و قواره این کشور ببریم و بدوزیم، نه به قد و قواره یک شخص و فرد. ۱/۲

آرش یوسفی -ARASH

32,920 次观看 • 6 个月前

ملت؛ سهامدار واقعی کشور ما چیکار کردیم؟ ما مانیفست رنسانس ایران آزاد را دادیم که مردم شما آگاه بشید، این حق‌تان هست. این حق‌تان هست، بایستی به حق‌تان واقف بشوید. یک چیزی هم که مسلم است این است که ما ثروت ملی داریم‌، بتوانیم از ثروت ملی‌‌مان استفاده بکنیم. بدانیم درآمد سرانه یعنی چی؟ ثروت ملی یعنی چی؟ مدیریت یعنی چی؟ ما آمده‌ایم گفته‌ایم که اداره مملکت مثل یک شرکت سهامی عام می‌ماند که هشتاد و پنج میلیون سهامدار دارد. هر کسی یک سهمی دارد، مملکت ثروتمند است، همه می‌توانند خوشبخت بشوند، تحصیل، درمان... یک هیئت مدیره می‌آید چکار می‌کند؟ یک شرکت سهامی عام را چکار می‌کند؟ این هیئت مدیره اداره می‌کند، سر سال حساب می‌کند کتاب می‌کند، چی گرفته چی داده، حالا یک چیزی هم به سهامدارهایش تازه می‌رسد. ما استخدام می‌کنیم هیئت مدیره، هیئت مدیره حاکم جان و مال و ناموس مردم نیستند. محمدعلی طاهری بنیانگذار مکتب عرفان کیهانی حلقه و سازمان صلح طاهری Mohammad Ali Taheri #محمدعلی_طاهری #مانیفست_رنسانس_ایران_آزاد #ثروت_ملی #درآمد_سرانه #Taheri_Movement

Mohammad Ali Taheri Movement

15,457 次观看 • 10 个月前

عجب ایشون هم خوب چپولی بوده برای خودش بخش‌هایی از ترجمه این مصاحبه کوتاه شده که مواضع پهلوی در مورد نفت، تنگه هرمز، امپریالیسم و نظم جهانی و جنگه رو می‌ذارم. گویا مصاحبه‌ها به اوایل دهه هفتاد برمی‌گردد. «چرا فکر می‌کنید برتر هستید؟ قاعدتا این تغییر خواهد کر‌د. چون چشم‌هایتان باز شده است. در اساس، شما مردم بی‌انصافی نیستید؛ اما برای مدت طولانی در جهانی ناعادلانه زندگی کرده‌اید. ولی خود را با واقعیت‌های جدید جهان تطبیق خواهید داد» «ما کنار نخواهیم کشید» «ما جنگ نمی‌خواهیم، اما اگر‌ به ما تحمیل شود، ما خم‌ نخواهیم شد.» «برای بیست تا بیست پنج‌سال دیگر برای ما کاملا حیاتی است، تنگه‌ی هرمز که ورودی خلیج فارس است شریان حیاتی ماست و ما کنار آن زندگی می‌کنیم» «نیروهای ما که آنجا هستند، فقط برای خلیج فارس نیستند، آن‌ها فقط آنجا قرار داده شده‌اند و می‌توانند برای هر ماموریتی(به هر جهتی) استفاده شوند.» «هیچ‌کس نمی‌تواند ما را اشغال کند بدون اینکه مجبور شود ما را بشکندcrush به خاطر اینکه ما تسلیم نخواهیم شد» «چه بهانه‌ای خواهید داشت که به این کشورهای تولیدکننده‌ی نفت بیایید؟ اقدامی قرون‌وسطایی بدون فایده‌ای برای دنیا خواهد بود. بدترین اقدام امپریالیستی که دنیا هرگز به خود دیده است.چطور می‌توانید آن را انجام دهید؟» خبرنگار: «آیا علتش این است که کشورهای غربی نمی‌توانند ایران را یک قدرت جهانی اصلی حساب کنند؟ در هیچ ترتیبی، چه بحث نفت باشد چه…» «شاید درست بگی، ولی آنها مجبور خواهند بود که با این تغییر(توسعه) کنار بیایند.»

Mina Ghorbani

44,848 次观看 • 4 个月前

🔸تا حالا ندیده بودم کسی مارکو روبیوی زبون باز را اینطوری ببره گوشه‌ی رینگ و با «کلمات» جوری چپ و راست کنه که آخرش مدیر جلسه مجبور شه جلوی طرف را بگیره: 🔹سناتور بروکر خطاب به مارکو روبیو: خُب پس یعنی شما یک جنگ را بی دلیل شروع کردید حالا دارید جون می‌کنید تا تنگه‌ی هرمز که قبلأ باز بود را دوباره باز کنید که باعث شده مردم ما دچاره مشکلات اقتصادی بشن و حالا قبل از اینکه وارد مذاکرات هسته‌ای بشید دارید به رژیم پول میدید برای اینکه اورانیوم غنی شده را پس بده؟! این دقیقأ همون معامله‌ای بود که اوباما کرد و تو و ترامپ درمودش بد می‌گفتید… حالا رفتید التماس می‌کنید باتون مذاکره کنند! به لطف شما، دشمن ما [با تنگه‌ی هرمز] یک راه جدید برای باج گیری از دنیا یاد گرفته. هر روز هم میاید می‌گید ما داریم در جنگ‌ برنده میشم! مارکو روبیو: جنگ تمام شده! سناتور بروکر: نه جنگ تمام نشده! و مردم ما دارن می‌بینن چطور داریم شکست میخوریم. 🔺قبلأ توضیح دادم، با بقای حکومت ایران 8 اتفاق می‌افتد که یکی از آن‌ها «پایان عمر سیاسی مارکو روبیو» است.

حقوق خصوصی

325,485 次观看 • 2 个月前

در کثافت این روزها بیشتر محمود درویش می‌خوانم. مخدر من است این مرد. نعشه می‌کند. کلمه‌های او که اگرچه برای سرزمین خودش می‌نوشت، خنجری بود که به استخوان ما هم می‌رسید، حالا که به زور، جرعه‌ای از شوکرانِ دردِ مردم او به حلقمان ریخته‌اند، بیشتر معنا می‌دهد: «بر این سرزمین چیزی هست، شایستۀ زیستن بر این سرزمین، بانوی سرزمین‌ها، آغاز آغازها پایان پایان‌ها» یزد باران می‌بارد. ملس و سکرآور. و من در این هوا نمی‌توانم به درویش و شعرش فکر نکنم. به اینکه نکند عاقبت نتوانم مثل او بر این سرزمین زندگی کنم آنقدر که دوست دارم. که «بی‌جا» شوم. بی‌خانه. بی‌ریشه. این روزها، راه رفتن هم حتی برایم سخت شده. پاهایم انگار به زمین می‌چسبد. کش می‌آید هر قدمم. مسأله فقط باران نیست. چیزی خیلی سفت‌تر از هر چسبی من را به این خاک دوخته و نمی‌گذارد با این کابوس کنار بیایم که فردا روزی، ایرانی نمانده باشد که بشود درباره آینده آن تخیل کرد. والا که ما خیلی گرفتار این زمین‌ایم آقا، خانم. برای همین هم دو دستی چسبیدیم‌اش، این زمین را که بر آن چیزیست شایسته زیستن. چه کاری میتوانم بکنم؟ روزمره‌نویسی. چون برایم مهم است که چهره انسانی ما حفظ شود. ما که قربانی جنگی ناموجه و بی‌ثمر و غیرلازم هستیم. برای «آنها» راحت است که درباره مشتی قربانی بی‌صورت حرف بزنند. مشتی جنازه. که ما را عددی بدانند در خیل هزاران قربانی‌ دیگرشان. ما اما نباید بگذاریم. نباید عدد شویم. نباید یکی باشیم برای سرشماری «موفقیت» عملیات نظامی و سنجه‌ای برای اندازه‌گیری دقت اسلحه‌های آنها. مهم‌ست که از شهر هم بنویسیم. اینکه پاکت‌های کوچکی از زندگی در گوشه‌های این شهرهای ما هنوز هم جاری است. اینکه هنوز هزاران نقطه‌ی نابِ کشف‌نشده در تهران و اصفهان و یزد و تبریز مانده که باید آنها را تجربه کرد. چشید. مزه‌مزه کرد. که احمقانه بودن «تخریب» و «دوباره می‌سازیم» را عریان نمایش دهیم. که بگویم اینها جایگزین‌ناپذیرند. بگوییم اشغال‌ها! ما هنوز نفس می‌کشیم در این شهر. خانه ما اینجاست. شهر ماست که موشک می‌اندازید بر سرش. زنده‌ست و باید از جان‌شان محافظت کرد. که نمیرند. زخم برندارند. در بازار کسی زد زیر آواز. و غمِ سنگین ِ صدای او تمام حرفهای من را در خود داشت. خیلی بهتر و قشنگ‌تر. ویدیوی چهارم.

Hossein Hamdieh | حسین حمدیه

21,027 次观看 • 5 个月前