Video wird geladen...

Video konnte nicht geladen werden

Zur Startseite

اومدیم گیم بزنیم یکی اومد جلو یکی از بچه ها داد زد نزنیدش تفنگ نداره ..... بیناموسا شما چجوری زدید جوونای مردمو 😭😭😭

129,952 Aufrufe • vor 1 Monat •via X (Twitter)

40 Kommentare

Profilbild von Gordiyeh
Gordiyehvor 1 Monat

«زنده یادان دی» فرزندان شاهنامه ۱۴۰۰سال سیاه اهریمن اسلام را با جان و خون پاک شان درنوردیدند. بی بدیل ترین رستاخیز جهان بود هست خواهد بود ۱۸ و ۱۹ دی ✨ نزنیدش تفنگ نداره… بوی خون ایران و ایرانی دنیار رو گرفته…

Profilbild von SherlockReturns👑
SherlockReturns👑vor 1 Monat

بانو صفورای عزیز، این روزها بارِ سوگ چنان سنگین است که گویی نفسِ زمان نیز در میان مویه‌ها به دشواری می‌گذرد😔💔🥀

Profilbild von Fariborz
Fariborzvor 1 Monat

حاجی اینا تفنگ نداشتن واسه چی اینارو زدن😢

Profilbild von فرانسیس بلیک 🇮🇷🇺🇸🇮🇱🇺🇦
فرانسیس بلیک 🇮🇷🇺🇸🇮🇱🇺🇦vor 1 Monat

من حاضرم قسم بخورم که خیلی از این بسیجیا و سپاهیا لذت میبرن از این کار. به خاطر ایدئولوژی کسشر و انواع عقده‌هایی که دارن. از این جنایت‌هاشون ارضا میشن. 🤬

Profilbild von 🎀دخترپاییزی🎀
🎀دخترپاییزی🎀vor 1 Monat

نزنیدش تفنگ نداره

Profilbild von Mana 4
Mana 4vor 1 Monat

اینا مادر خرابای مسلمانند ، میتونن بزنن نه ناموس دارن نه پدر 😡😡

Profilbild von SherlockReturns👑
SherlockReturns👑vor 1 Monat

👌

Profilbild von 🇮🇷 به پهلوی دچارم
🇮🇷 به پهلوی دچارمvor 1 Monat

چقدر غمم گرفت بااین توئیت🥺😭🕊️

Profilbild von SherlockReturns👑
SherlockReturns👑vor 1 Monat

😔💔🥀

Profilbild von Doctor Giti 👑
Doctor Giti 👑vor 1 Monat

ان خونهای پاک، اثرات اسلام ۱۴۰۰ ساله را بنحو زیادی پاک کرده ا ند، فقط بیک موج اخر احتیاج داریم که ازاد شویم تا اخوند کفن نشود، این وطن، وطن نشود

Profilbild von SherlockReturns👑
SherlockReturns👑vor 1 Monat

ما با هم تموم میکنیم این ۴۷ سال کابوس رو

Profilbild von جو
جوvor 1 Monat

بارها شده تو گیم طرف اسلحه نداشته نکشتیمش هیچ بهشم اسلحه و وسیله دادیم بتونه فایت کنه این مادرگرازا معلوم نیست چقدر لقمه حرم خوردن اینشکلین

Profilbild von Freedom Fighter
Freedom Fightervor 1 Monat

این دردی که هفت ماهه سنگینی میکنه روی قلبم و با این فارسی خرابم نمیدونم چجوری بگم… روزی نیست به یاد جاویدنامامون‌نباشم… بی پدرا نوبت ما هم میرسه.. ایستاده ایم تا پایان جاوید شاه جاوید شاه جاوید شاه تا ابد و یک روز

Profilbild von miss_mahsa
miss_mahsavor 1 Monat

اخه کودن کلیپ و عکسای خودتون پره ک خودتون منتشر کرده بودید عین خر ذوق کرده بودید ک مسلحید چطوری انقدر بدبخت و بی شرفید؟

Profilbild von Aged Dalmore🇮🇷
Aged Dalmore🇮🇷vor 1 Monat

تروریست های شیعه دست نشانده غرب رو هنوز نشناختین. این حروم لقمه ها دست بچه آفریقایی رو در زمان استعمار قطع میکردن و عکسش هم با افتخار میگرفتن. امروز هم همینه فقط غیر مستقیم انجام میدن

Profilbild von SherlockReturns👑
SherlockReturns👑vor 1 Monat

کاملا درسته

Profilbild von Sara
Saravor 1 Monat

اندازه پلشتی ج‌ا هیچ جوره قابل بیان نیست.

Profilbild von Zhuvan🇮🇷
Zhuvan🇮🇷vor 1 Monat

همه چیز ما رو یاد دی می ندازه.

Profilbild von Sol.
Sol.vor 1 Monat

دوران کرونا پابجی میزدیم هروقت کسی بدون گان پیدا میکردیم اولای مچ ولش میکردیم بره لوتشو کنه بعدها جلوتر شاید باهاش درگیر بشیم :)

Profilbild von Amirarman Ahmadi
Amirarman Ahmadivor 1 Monat

احمق ها جووناتون اسلحه داشتن قمه داشتن چاقو داشتن کور بودید ندیدید؟

Profilbild von •هایزِنبِرگِشون
•هایزِنبِرگِشونvor 1 Monat

یشب اکسپلور بودم همش ویدیو فان و خنده که یهو این ویدیو ظاهر شد تا خود صبح به سقف زل زده بودم و خوابم‌ نمیبرد

Profilbild von Narciss
Narcissvor 1 Monat

خدايي خودتون خندتون نميگيره از شدت دراماكويين بازياتون؟:))))))))))))))

Profilbild von محمد
محمدvor 1 Monat

اکلیل ریدم خارکسده مگه نمیگفتین مسلحین؟

Profilbild von 👑 Iran Banoo 👑
👑 Iran Banoo 👑vor 1 Monat

اونوقت کشتن فجیع حمیدرجب زاده رو به ما نسبت میدن 😢

Profilbild von شبچراغ👑
شبچراغ👑vor 1 Monat

اینا انسان نبودن 💔💔💔

Profilbild von خشایارشا🇮🇷
خشایارشا🇮🇷vor 1 Monat

😭😭

Profilbild von SherlockReturns👑
SherlockReturns👑vor 1 Monat

😔💔

Profilbild von M4hdi
M4hdivor 1 Monat

بی ناموسا چند نفری زنده زنده شکم جوون مردمو باز کردن و قلبشو در اوردن...

Profilbild von artemiiiiiss
artemiiiiissvor 1 Monat

چون این سرکوبگرا اون ۲شب مواد مصرف کرده بودن که تو حال خودشون نبودن میگن اونا مواد اودی مصرف میکنن

Profilbild von mimo
mimovor 1 Monat

عوضش آتیشش زدید 🥴اشک تمساح

Profilbild von Mahso
Mahsovor 1 Monat

لعنت بهشون💔😭

Profilbild von azar jahangiri
azar jahangirivor 1 Monat

💔🕊️🥀🥲

Profilbild von یه مامان نقاش👼🎨
یه مامان نقاش👼🎨vor 1 Monat

گل کشیده؟

Profilbild von سرباز شاه
سرباز شاهvor 1 Monat

لعنت بهتون💔😔

Profilbild von هلیوم🇮🇷
هلیوم🇮🇷vor 1 Monat

…..

Profilbild von Minoo
Minoovor 1 Monat

💔

Profilbild von 🇮🇷چی بگم والا!
🇮🇷چی بگم والا!vor 1 Monat

آقا ترخدا بس کنید ناموصا بس کنید دیگه واقعاً دارید کصخل میشید کصشعر هم تولید میکنید بس کنید دیگه

Profilbild von Night
Nightvor 1 Monat

@Irany18101404 انگار وسط شاهنانه زندگی می‌کنیم و هر روزمان سوگ سیاووش است

Profilbild von فیروز 🎒
فیروز 🎒vor 1 Monat

خالی نبند. شما کسی که تنفگ نداشتو بستین به میله زنده آتیش زدین

Profilbild von بنده ی خدا
بنده ی خداvor 1 Monat

عمو جون میشه بیایید قزوین با هم گیم بزنیم ؟ باور کن ما هم دستمون خالیه ت..فنگ توی قلاف شلوارمونه

Ähnliche Videos

خبر وحشتناک : یکی از زن‌هایی که به شدت درگیر دادگاه لیندسی کلانسی بود، سه‌شنبه ۱ سپتامبر پسر ۲ ساله‌ش رو کشت.😭😭😭 کوری والش از ایلینوی پسرش رو تو زیرزمین، از تیر سقف آویزون کرد. همسایه که پیداش کرد هنوز آویزون بود و طناب دور گردنش ! بعد خودش رفته بالا تو حموم، با لباس افتاده تو وان پر از آب و مچ دست و ران رو بریده که خودکشی کنه! شاهدا گفتن این زن خیلی درگیر پرونده لیندسی شده بود. تا ساعت ۱۲:۳۰ ظهر همون سه‌شنبه تو گروه دوستانش درباره دادگاه حرف می‌زده. سه ساعت و نیم بعد جسد پسرش رو پیدا کردن.🤦🏼‍♀️🤦🏼‍♀️🤦🏼‍♀️🤦🏼‍♀️🤦🏼‍♀️🤦🏼‍♀️🤦🏼‍♀️🤦🏼‍♀️🤦🏼‍♀️🤦🏼‍♀️🤦🏼‍♀️ چقدر گفتم این زن‌های لیبرال دارن راه بچه‌ koشی رو باز می‌کنن. اول یکی رو قهرمان و مریض قابل درک می‌کنن، بعد یکی دیگه می‌شینه ساعت‌ها درباره‌ش حرف می‌زنه، بعد همون کار رو تکرار می‌ کنه!!!! وای بر این دنیا که بچه های بی گناه قربونی یه خط فکری گند کپک زده بشن! 😭😭😭😭😭😭😭

Yalda - The Infidel 🇮🇷🇮🇱🤍💙🩵

114,314 Aufrufe • vor 1 Monat

مجید شاکری: واقعاً هر کسی که در تهران در ایران در رسانه‌های فارسی‌زبان خارج از ایران بگه ایران بوده که تفاهم رو به هم زده شرافت نداره 🟡🟡🟡🟡🟡 مجید شاکری(عضو تیم مذاکره‌کننده اسلام‌آباد): دونه دونه این واقعیت هزار تا چیز به ما ثابت می‌کنه. یکی کسایی دائم در تهران می‌گفتند و تأمین مالی می‌شود گفتگوشون که آقا ببین شما در شب تشییع سه تا کشتی رو اومدید زدید و معامله رو به هم زدید و خوب بود بهتون اسقاطی نفت داده بود محاصره نبودید برای چی این کارو کردید معامله رو به هم زدید. اولاً من یک بار مجدداً جلوی دوربین تکرار می‌کنم که در اون شب چه گذشت. طرف آمریکایی به زور تعدادی کشتی که از کریدور ایرانی می‌خواستند رد بشن رو (یعنی حتی موضوع سر کریدور جنوب هم نیست، بر سر اجبار عدم عبور کشتی‌ها از کریدور ایرانیه) اومده از کریدور جنوب به زور خواسته رد بکنه. سپاه پاسداران نیروی دریایی رفته جلو به کشتی شلیک نکرده. تیر اخطار زده جلوی کشتی، طرف آمریکایی اون‌هایی که تیر اخطار زده بودن رو شهید کرده و در نهایت سپاه پاسداران پاسخ داده. واقعاً هر کسی که در تهران در ایران در رسانه‌های فارسی‌زبان خارج از ایران بگه ایران بوده که تفاهم رو به هم زده شرافت نداره. چون این صددرصد خلاف واقعیته.

آرش یوسفی -ARASH

44,243 Aufrufe • vor 11 Tagen

پوریا علیپور، از معترضانی که در نازی‌آباد به شدت مورد ضرب و شتم قرار گرفت و احتمالا همه ما ویدیوی آن را دیده باشیم ، با انتشار ویدیویی از قربانیان شلیک عامدانه به چشم در خوردرویش، متن زیبایی را نوشت: «میخوام هم یه خاطره به یادگار بنویسم هم از حسین بگم اول از حسین میگم حسیییین مظلوم ، مظلوم حسین پارسال حسین بینایی جفت چشماشو در اعتراضات از دست داده ۲۲ سالشه خیلی خفن و باحاله و فوق العاده تو دل برو دیروز رفته بود فارابی تا لنز چشمشو برداره و بخیه های یکی از چشماشو بکشه که لنزو برداشتن ولی چون چشمش کوچیک شده بود نشد که بخیه ها رو بکشن درد داشتا ولی به روی خودش نمیاورد که بچه ها ناراحت نشن من بگردم برات داداشششش که درد این بخیه ها هم ماندگار شد حسین هم شکایت کرده به امید گرفتن حقش....اما افسوس که حسین جز یه بدن پر از ساچمه و دو تا چشم نابینا مدرک دیگه ای نداره.... حالا یادگاریم ۱۴۰۲/۱۰/۹ حسین خان زنگ زد بهم که من و علی طاهونه و نعمت اومدیم فارابی علی و حسین قرار بود برن پیش دکتر که نعمت باهاشون اومده بود که تنها نباشن ۳ نفر بایه چشم تایمی رسیدم که داداشیا رفته بودن نهار بخورن 😁😁😁 زمان زیادی منتظر بودیم. با سه نفر دیگه که آسیب دیده چشم بودن هم آشنا شدیم که رسانه ای نشده بودن و دوست هم نداشتن بشن فازشون ولی خفن بود نوبت به حسین و علی رسید و کلی درد که باید تحمل میکردن که هم ناراحت کننده بود هم اعصابمو و بهم میریخت ولی بچه ها انقدر با عشق و قوی بودن که به روی خودشون نمیاوردن انگار زخم دلشون آستانه تحمل درد جسمانی رو براشون بالا برده بود.... ولی ما که اینجوری تمومش نمیکنیم شاد تمومش میکنیم.» #پوریا_علیپور #دادبان

دادبان

68,293 Aufrufe • vor 2 Jahren

چند وقت پیش یکی از پرسنل بیمارستان بهشتی زنجان از من سوال کرد: آیا اطلاع دارید عرشیا رو بعد از تیر خوردن کدوم بیمارستان منتقل کردن؟ گفتم بله بیمارستان بهشتی. ازش سوال کردم چیزی میدونی؟ شما شب ۱۸ دی عرشیای منو دیدی؟ وقتی دیدینش هنوز زنده بود؟ بغض گلوشو گرفته بود، نمی خواست تعریف کنه، یعنی میخواست اما نمیتونست. بهش اصرار کردم و گفتم باید بگی چون من مادر عرشیا هستم. گریه‌ش گرفت و ادامه داد: من بعد از اون شب لعنتی هنوز خودمو پیدا نکردم و هر شب به یاد این بچه‌ها اشک میریزم. گفت تو اون شب سرد، مردم یازده نفر رو با ماشین شخصی و موتورشون آوردن جلوی در ورودی بیمارستان و اینطوری بود که روی کف سرد و یخ زده‌ی سنگفرش رها میکردن و خودشون با ترس و وحشت زیاد فرار میکردن. ما همه باهم بچه‌های غرق در خون رو که بعضی‌هاشون ناله‌ی ضعیفی میکردن و بعضی‌هاشون انگار بیهوش شده بودن رو با سرعت و سراسیمه منتقل میکردیم به داخل بیمارستان. بهش گفتم از عرشیا بگو، آیا اون شب وقتی رسید اونجا هنوز جون داشت؟ سرشو با ناراحتی تکون داد، کمی تو سکوت فرو رفت و بعد گفت: پسرتون خیلی زیبا بود😭 #جاویدنام_عرشیا_براری

👑Heideh👑

44,025 Aufrufe • vor 12 Tagen

شماره صد و دو: امیرعلی کمالی، کلاس اول سوختم از روایت مادر این بچه. عکس‌ها رو اقوام برام فرستادن 😞💔 مادر در مصاحبه‌ای در راه مشهد توی قطار می‌گه: «اگر یه گوشه از صحن امام رضا، امیرعلی رو دیدم بغلش می‌کنم، می‌گم مامان سلام. من به داشتن چنین پسری افتخار می‌کنم. من چهارتا دیگه بچه دارم اما انگار کسی دیگه نیست توی خونه‌ام. بچه‌ها هم فکرشون همینه. اونها رو دوست‌شون دارم هستن، امیر که نیست انگار چیزی رو گم کردم.» «از پیکرش؛ اون شب اول که رفتم بیمارستان گفتم بگو کدوم یکی امیرعلیه. زن‌عموم گفت نگاه پشت سرت کن این امیرعلیه. وقتی کاور رو باز کردم(عکسش توی گوشیم هست) یه دفترچه‌ای دیدم به اسم امیرعلی. (بچه رو از رو کتابش شناسایی کردن😭) پیکر رو خوب ندیدم فکر کردم گردن امیره. اومدم خونه گفتم شهید بی‌سر به یاد ابوالفضل افتادم، گفتم‌ ابوالفضلم دوتا دستش قطع شده امیر منم دستش قطع شده. گفتم امام حسینم سرش قطع شده امیر منم سرش قطع شده. گریه می‌کردم اما به یاد امام حسین. نگو امیر از کمر به پایین هست. سر و گردنش نبود…» در مصاحبه‌ی دیگری مادر اعلام می‌کند بعد از ۳۳ روز دست‌های امیرعلی را به او تحویل داده‌اند که دیگر دست سابق نبود…

Mina Ghorbani

11,289 Aufrufe • vor 4 Monaten

نمی‌دونم اولین بار کی این ویدئو رو دیدم، ولی همیشه صحبت‌های این زن برام جالب بود که گفته بود «من شاه می‌خوام... این عمامه‌ایا مارو بیچاره می‌کنن» و همیشه ته دلم گفتم یعنی میشه این زن زنده باشه؟ میشه یه روز از نزدیک ببینمش، بغلش کنم و بخاطر اینهمه بصیرت و فهمش دورش بگردم؟ امروز که دوستم این پست رو فرستاد و کامنت پینش رو که خوندم، انگار تمام جونم در رفت. بند بند وجودم یخ کرد. اصلا تو باورم نمی‌گنجید که این زن، یکی از اعدامی‌های دهه‌ی شصت بوده باشه… از صبح که این ویدئو رو دیدم، تا چند ساعت حالم اصلا خوب نبود. اون‌قدر دلم گرفته بود که اصلا دست و دلم به نوشتن نمی‌رفت. هنوزم سخته برام کلمات رو کنار هم جور کنم، ولی مگه میشه سکوت کرد؟ باید بنویسم، باید صدای جاویدنام #صدیقه_پهلوان‌زاده بشم. زنی که بهش می‌بالیدم و الان سرنوشتش آتیشم زد. یکی از بچه‌ محلاشون نوشت: فامیلش پهلوان‌زاده بود، همسر اکبر آقا میوه‌فروش که چند سال قبل از ۵۷ فوت کرده بود. زنی که دو پسر و سه دختر داشت و به جرم همین مصاحبه دستگیرش می‌کنن و می‌برنش زندان… توی زندان هم ازش می‌خوان جلوی دوربین ابراز پشیمونی کنه، ولی زیر بار نمیره و سال ۶۰ سر ایستادگی پای حرفش اعدامش می‌کنن… 😭 آخ که تو کی بودی زن… چقدر جیگر داشتی، چقدر زودتر از زمانه‌ی خودت همه‌ چیز رو فهمیده بودی. حقا که پهلوان‌زاده بودی. همیشه به یادتم مادر دلیر ایران. 🩵 یاد و نامت جاوید. - ویدیو از اکانت جناب علیرضا دائمی

هایدی | به یاد ابوالفضل مرشدعباسی 🇮🇷

27,974 Aufrufe • vor 19 Tagen

ماه اوت سال ۲۰۱۹ با یه پاسپورت جعلی قاچاقی از جزیره میکونوس یونان به پاریس پرواز کردم و یه دوستی با ماشین من رو رسوند به شهر کلن آلمان. دو ماه و نیم تو یه کمپ موقت تو شهر اِسن بودم که یه ماه اولش با یه پسر ایرانی به اسم دانیل تو یه اتاق بودیم. خیلی پسر مشتی و باحالی بود و اصلا مشکلی نداشتیم. آرایشگر بود و موهای بچه ها رو کوتاه میکرد. تنها مشکل من این بود که دانیل شب‌ها خیلی خر و پف میکرد و من نمی‌توانستم بخوابم. بعضی شبها از صدای بلندش عصبی می‌شدم و می‌رفتم تو راهرو می‌شستم. بالاخره نگهبان‌های کمپ دلشون برام سوخت و مدیریت بهم یه اتاق جدا داد. بعد از مصاحبه‌م از اونجا به یه کمپ دیگه تو شهر راینه منتقل شدم. شاید بگم یکی از سخت ترین دوران زندگیم رو تو اون کمپ گذروندم. با سه تا پسر ایرانی هم اتاق بودم. دو تا آرش و اسماعیل. واقعا بچه های خوبی بودن ولی سبک زندگی من به اونها نمی‌خورد. اونها تقریبا هر شب تا دیر وقت عیش و نوش داشتن و من زود می‌خوابیدم و صبح‌ها ساعت ۶ بیدار میشدم و تو‌ کمپ می‌دویدم و ورزش میکردم. از طرفی هم شرایط زندگی تو کمپ خیلی مشابه زندگی تو کمپ اشرف بود. منظورم بخش زندگی جمعیش بود. اتاق خواب جمعی، سالن غذاخوری جمعی، حموم و توالت جمعی. این خیلی من رو آزار می‌داد. طوری که تو دسامبر ۲۰۱۹ دوچار افسردگی شدید شدم. تو عمرم، حتی با گذشت از اون همه بلا تو مجاهدین هیچ وقت افسرده نشده بودم. اما توی اون کمپ از درون احساس خفگی شدید می‌کردم. به خودم می‌گفتم من که از چنگ اون فرقه آزاد شدم و چی شد دوباره افتادم توی این وضعیت. هفته‌ای سه شب کابوس می‌دیدم که دوباره برگشتم تو مجاهدین و از شدت ترس بیدار میشدم. بعضی وقتها قلبم اینقدر تند می‌تپید احساس می‌کردم ممکنه الان سکته کنم. توی کمپ خیلی ساکت بودم و تلاش می‌کردم فقط با افراد سلام و علیک داشته باشم. هر روز کامپیوترم‌ رو بر‌ می‌داشتم و می‌شستم تو اتاق اینترنت و یا زبون آلمانی می‌خوندم و یا خرد خرد کتاب سرگذشت زندگیم رو می‌نوشتم. در ظاهر تلاش می‌کردم خودم رو محکم و سرحال نشون بدم ولی در درون داشتم خفه میشدم. انگار یکی گلوم رو از تو‌ گرفته بود و فشار می‌داد. چند شب زیر پتو از حال خودم گریه‌م گرفت و فقط تلاش می‌کردم گریه‌م رو غورت بدم تا هم اتاقی‌هام متوجه نشن. یه روز دیگه تاب نیاوردم و رفتم پیش یکی از کارکنان کمپ. یه مرد افغانی بود که سال‌های سال توی آلمان زندگی می‌کرد و با همسرش توی کمپ کار می‌کردن. بچه‌های ایرانی کمپ باهاش خیلی خوب بودن و برای احترام زیادی قائل بودن. من باهاش هیچ وقت صحبت نداشتم ولی از انرژیش احساس میکردم می‌تونم بهش اعتماد کنم. رفتم پیشش و درخواست صحبت کردم. من رو برد تو یه اتاق و نشستیم سر میز. گفت بگو پسرم چی شده؟ هر بار که دهنم رو باز میکردم صحبت کنم بغضم می‌گرفت و نمی‌تونستم. گفت کار من اینجا اینه که به تو کمک کنم و راحت حرف بزن. تو اون لحظه یه دفع بغضم ترکید و شروع به گریه کردم. دیگه نمی‌تونستم خودم رو نگه دارم و تو اون لحظه احساس کردم دیگه نیازی نیست خودم رو قوی نشون بدم. بعد از یه دقیقه گریه به خودم مسلط شدم و شروع کردم به تعریف زندگیم و شرایط توی فرقه مجاهدین و سختی‌هایی که کشیده بودم. تو کل ۲۰ دقیقه‌ای که من صحبت میکردم اون هیچ چی نگفت. وقتی تموم‌ شدم گفت یه دقیقه واستا. گوشیش رو در آورد و زنگ زد به مدیر کمپ. گفت پیش یکی از پناهنده‌ها هستم که داستانش فرق می‌کنه و اتاق تکی نیاز داره. بعد در جا من رو برد پیش دکتر کمپ. داستان من رو خلاصه به دکتر گفت و دکتره درجا برگشت بهم گفت که من مجاهدین رو میشناسم و می‌دونم چی کشیدی. گفت میتونم برات دارو تجویز کنم ولی فکر میکنم همین که اتاق تکی داشته باشی بهت کمک میشه که کمی آرامش‌ پیدا کنی. از اون به بعد و تا زمان شروع کرونا، من یه اتاق تکی داشتم. آرامش توی اتاق کمی بهم احساس راحتی دست داد. دیگه احساس خفگی نمی‌کردم. دقیقا همون دوران بود که با همسر فعلیم آشنا شده بودم و اون بهم یوگا و مدیتیشن یاد داد. روزی دو بار توی اتاقم می‌شستم و ۲۰ دقیقه مدیتیشن میکردم. رفتم توی باشگاه شهر ثبت نام کردم و کلا روحیه‌م عوض شد. یه طوری از درون انگار خودم یا همون اصالتم رو پیدا کردم. روزها تو‌ اتاقم می‌شستم و به گذشته‌م فکر میکردم و اینکه از چه سختی‌هایی عبور کردم. یه روز توی همین فکرها بودم‌ که یهو به ذهنم زد منی که از این همه سختی و بلا عبور کردم پس از هر چی هم بعدش بیاد می‌تونم عبور کنم. تصمیم گرفتم دیگه غصه آینده رو نخورم. و تا به امروز هم همینطور بوده. یک لحظه هم غصه اینکه قراره چی بشه و من چی میشم و آیا از پسش بر میام رو نخوردم. اطمینان دارم که بر میام. یه جوری شکست ناپذیر شدم تو زندگی. دیگه از چیزی نمی‌ترسم. زندگی زیباست✨🌷

Ray Torabi

26,451 Aufrufe • vor 1 Jahr

دانشگاه که میرفتم ، یه استاد اطلاعاتی حروم زاده داشتیم که از من بدش میومد شدید!!! سه بار یه درس مزخرف منو انداخت ! واقعا می انداخت !! حتی حاضر نمیشد برگه ام را نشون بده !!!! خلاصه یکی استادها که فامیل دوست مادرم بود را واسطه کردم بره باهاش حرف بزنه بگه این درس را نمره بده تا من پاس کنم ! بهش گفته بود ،شلوار تنگ میپوشه و قوزک پاش پیداست ! دیدم که پسرها به قوزک پاش نگاه میکنن !! 🫥 اون استاد آشنا ،اومد گفت ؛ شلوارتو عوض کن ، رژ لب و عطر نزن ! با ماشین بابات هم نرو دانشگاه تا این درس را پاس کنی !!! گفتم ؛ قوزک پا ؟چه ربطی به درس داره ؟؟؟؟!! گفت ؛الان قدرت و زور یه طرف دیگه است !! کاری هم نمیتونی بکنی ! گفتم؛ باشه ! ولی قدرت و ثروت و زور هم جابجا میشه ! !!پوزخند زد ! خلاصه که تغییر قیافه دادم تا درس را پاس بشم ! فارغ تحصیل شدم ، سالها گذشت ، یه روز ،تو فرودگاه هامبورگ بودم ، دیدم همون استاد حرومزاده با همون استاد مثلا آشنا ! و چند تا دیگه که بعضی هاشون را میشناختم ، منتظر پرواز هستند انگاری میخواستند بروند سمیناری ،چیزی ! من هم که حجاب دیگه نداشتم و دامن پوشیده بودم پام هم پیدا بود تا بالای زانو 😈رفتم جلو ؛ گفتم سلام استاد علی اکبری ، برگشت به طرفم ، گفتم منو یادتون میاد ؟ گفت ؛ نه خاطرم نیست ! گفتم ؛ اون موقع قدرت دستتون بود ، سه ترم منو به خاطر قوزک پام انداختید ! شوک شده بود ! چیزی نمیگفت ! گفتم ؛ الان قدرت دستتون نیست ! چرخیده !! فقط خواستم بگم خیلی عوضی هستید و گوه خوردید!!! راستی مقاله هاتون را هم خودتون نمینوشتید ، بچه های دانشگاه مینوشتن ! شما فقط گوه میخوردید! سکوت کامل بود ، ترس و‌خشم شدید را تو صورتش دیدم ! … چقدر حس قدرت خوبه !! خلاصه قدرت چرخیده بود! اره قدرت و ثروت میچرخه !!!! حتی اگه تو انگلیس باشه !!!!! کارتل اسلامی با همه کفتارهاش محو میشن ! الان در مسیرش هستیم! ادامه بدید!!!! #KingRezaPahlavi‌ForIran

reneta

53,182 Aufrufe • vor 4 Monaten

کاپی از صفحه فیسبوک محترم امرالله صالح رییس روند سبز افغانستان - رسا مالک عزیزی بانک گفته بود ده ملیارد دالر در جریان سه سال سرمایه گذاری میکند. دو سال گذشت چیزی صورت نگرفت. با کرکتر این شارلتان افغانی و دستگاه کلاهبرداری اش به نام عزیزی بانک آشنا شوید. در چهارچوب مسوولیت های دولتی من عادت داشتم که نامه ها و عریضه ها را با دقت مطالعه می کردم . در معاونیت ریاست جمهوری برایم نامه از یک زندانی به اسم عبدالاحد رسید. او نوشته بود که من یک تاجر گم نام و با احتیاط ام که کسی مرا نمی شناسد. من در حساب بانکی ام مبلغ هژده و نیم ملیون دالر دارم. یکی از روز ها وقتی که با بانک رفتم تا پول بیرون کنم کمی مرا منتظر ساختند و بعد ناگهان بالای من حمله شد و افراد با یونیفورم و لباس شخصی مرا دست بند زدند و ادعا کردند که از جیب من مواد مخدر پیدا کرده اند. این حادثه در سال ۲۰۱۹ اتفاق افتاده بود . خلاصه مرا توقیف کردند و در نهایت بخاطر داشتن بیست و پنج گرام مواد مخدر مرا به بیست سال زندان محکوم کرده اند. این جریان چنان برق آسا گذشت که اصلا برای هیچ کس قابل باور نیست. سه سال است که در زندان به سر میبرم و هرچه تلاش میکنم صدایم به جایی نمی رسد. شماره حساب بانکی و اسناد خود را نیز ضمیمه ی نامه ارسال کرده بود. او بصورت مستقیم اقای عزیزی هوتک مالک عزیزی بانک را متهم مهندسی و طرح این دسیسه کرده بود. من موضوع را به شکل مختصر در قالب یک پیام نوشتم و با تمام اسناد بدست آمده از عبدالاحد از طریق دفترم به واتسپ آقای عزیزی روان کردیم. به ایشان گفته شد که ما نمیخواهیم که درین شرایط حساس و لرزان یک عریضه و شکایت که بسیار دراماتیک و عجیب و غریب به نظر می رسد باعث بدنامی بانک شما گردد و یا شما بی اساس در جنجال قرار بگیرید. اگر ممکن است تماس بگیرید و یا کسی را موظف سازید که پیگیری نماید که بدانیم رخ قصه از جانب شما چیست. اقای عزیزی به پیام ما پاسخ نداد و ما پس از دو هفته موضوع را به بصورت کتبی و اصولی به اطلاع شخص رییس جمهور رسانیدیم. او هیات تعین کرد . هیات رفت و عبدالاحد را در زندان پلچرخی از نزدیک ملاقات کرد. پس از آنکه هیات با این زندانی بد بخت دیدن کرد خبر به ما رسید که میخواهند او را به بهانه واکسین کرونا زهر تزریق کنند و بعضی از زندانی ها مانع این قتل شده اند. چون رفتن دو تن به اصطلاح داکتر مشخصا برای واکسین یک نفر زندانی شک و ترس ایجاد کرده بود و عبدالاحد سر وصدا بلند کرده و فریاد کشیده بود که این واکسین نه بلکه زهر است. برای او تدابیر خاص امنیتی گرفته شد که در زندان کشته نشود و دوسیه رسما به سارنوالی و محکمه سپرده شد. رییس جمهور امر کرد که یک جلسه به اشتراک نهاد های ذیربط در ارگ دایر گردد که این قضیه مهم است و پیگیری گردد. هنوز این جلسه را دایر نکرده بودیم که خبر رسید عبدالاحد از زندان به زور و غیر رسمی به یکی از اتاق ها در مقر عزیزی بانک انقال شده است و میخواهند بالای او ده هاچک را امضا کنند و بگویند که گویا پول هایش را قبلا کشیده است. یک نیروی واکنش سریع شامل هیات پولیس – امنیت ملی – سارنوالی و محکمه توانستند عبدالاحد را در یک اتاق عزیزی بانک در حالیکه چندین چک را زیر میله تفنگ و فشار امضا کرده بود نجات دهند. این درحالی بود که عزیزی قبلا گفته بود که در اثر انفجار در چهارراهی زنبق اصلا تمام اسناد های مربوط به عبدالاحد گم شده است. کسانی که تلاش داشتند از عبدالاحد به زور امضا بگیرند با همه اسناد و مدارک بصورت بالفعل در صحنه ی ارتکاب جرم دستگیر شدند و رییس زندان به اسم توتاخیل فرار کرد و الی آمدن طالبان در خارج به سر می برد. او یکی از شرکای این جرم بود و چندین قضیه دیگر نیز داشت. درین جریان اقای عزیزی بسیار به شکل دست و پاچه و مضطرب تلاش داشت که مرا ببیند. من قبول کردم که دیدار داشته باشیم ولی نه خصوصی و یا تنها. د رملاقات رییس دفترم اقای اکبری – مشاورم آقای هارون میر – دو نفر از تاجران که واسطه عزیزی بودند حاضر بودند. به قصه اش گوش کردم. از سر و رویش عرق می ریخت و هر چند لحظه آب می نوشید و بار بار معذرت میخواست که ببخشید کمی تکلیف دارم. پس از شنیدن داستان آقای عزیزی برایش گفتم اینکه شما راست میگویید و یا غیر آن مربوط من نیست و باید این مسایل در سارنوالی و محکمه گفته شود. خواهش عزیزی این بودکه فقط کرکتر و حالت این دوسیه از جرمی به مدنی تبدیل گردد. او میدانست که اگر دوسیه از جرمی به مدنی تبدیل گردد عبدالاحد را میتواند ده ها سال دیگر دنبال نخود سیاه روان کند و خودش را با پرداخت رشوه و واسطه حفاظت نماید. من گفتم این صلاحیت را من ندارم. گفت شما که خبر شدید دوسیه را تغیر داده ام واکنش نشان ندهید همینقدر به من کفایت میکند. گفتم این را وعده داده نمیتوانم. در یک جلسه در ارگ دوسیه مربوط به عزیزی بانک رسما تسلیم شخص قاضی القضات کشور گردید. موضوع تنها این نبود که هژده ملیون دزدی شده است بلکه این بود که وقتی این بانک لانه ی کلاهبرداری است آیا واقعا بانک است و نقدینه دارد یا خیر. هیات تعین شد که پول نقد بانک را بررسی نماید. قرضه هایش را بررسی نماید و ابعاد مختلف مرتبط به اصول و مقررات بانکداری را بررسی نماید. گزارش هیات هایی که تعین شده بود تکان دهنده بود. من اما کاپی این گزارش ها را با خود ندارم و به اساس لایحه وظایف نقل گزارش به من ارایه نگردیده بود. آقای عزیزی در تلاش برای تبدیل دوسیه از جنایی به مدنی موفق شد که شخص رییس جمهور را نیز ملاقات نماید. من در آن ملاقات حضور نداشتم و از محتوای آن نمیدانم. هیات هایی که موظف به بررسی عزیزی بانک بودند مدعی بودند که بانک در معرض فروپاشی و افلاس قرار دارد و توان مدیریت قرضه هایش را ندارد. سرمایه گذاری های این بانک در افغانستان عمدتا ناقص و زیان آور بوده و مثلا از تمام ساختمان هایی که این بانک ساخته است ده درصد آنرا تا حال نتوانسته است به فروش برساند . در آن زمان محاسبه گردیده بود که اگر عزیزی بانک به منوالی که تا حال جایداد ها و اپارتمان های خود را فروخته است ادامه دهد ممکن است در ظرف پنجاه سال سرمایه خود را بدست آورد. عزیزی بانک در دوران اقای کرزی نیز در لبه ی سقوط و افلاس مطلق قرار داشت و با مداخله یک حلقه مشخص که تطمیع شده بودند از سقوط و رفتن به سرنوشت کابل بانک نجات یافت. حالا خبر شدم که اقای عزیزی گفته است که ده ملیارد دالر قرار است سرمایه گذاری نماید. شاید درین دوسال معجزه یی رخ داده باشد و یا اینکه این تبلیغات او در هماهنگی با خلیل زاد بخاطر عادی نشان دادن وضعیت افغانستان تحت سلطه طالبان است. عزیزی یکی از دوستان شخصی و نزدیک خلیل زاد است و در گذشته شایعات مبنی بر اینکه خلیل زاد یکی از نفع برنده گان این بانک است نیز در حلقات تاجران وجود داشت. سقوط جمهوریت باعث بقای عزیزی بانک گردید و او فرصت یافت از پرداخت حد اقل شش صد ملیون دالر پول امات مردم شانه خالی کند. متاسفانه و چه درد آور. بهتر خواهد بود قبل از آوردن ده ملیارد دالر سرمایه تخیلی امانت های مردم را پس بدهد تا بدینسان بشود از شدت ظلم و ستم بالای یک تعداد هموطنان ما کاسته شود. در هرحال اعلان سرمایه گذاری ده ملیارد دالر توسط عزیزی یک تبلیغ بی اساس مافیایی در راستای منافع مبهم است و هرگز اجرایی نخواهد شد. شرکای دسیسه بدنام دوحه تلاش دارند در سال جاری از حجم صدای منفی و بازتاب وقعیت های زشت و خجالت آور از افغانستان کاسته شود و اعلامیه عزیزی یکی از وسایل جنگ روانی درین راستاست. هموطنان گرامی . امید است که در تعامل تان با این بانک هوشیار و مواظب باشید. برای مردم ، تجار و نهاد های جهانی که با افغانستان در تعامل اند ثبوت و مستندات ذیل را ارایه خواهیم داشت. البته فعالیت خود را آغاز کرده ایم و بسا ازین موارد با گذشت زمان برملا خواهد گردید. یکم : عزیزی بانک پول نقد ندارد و اگر تفتیش مسلکی یا Forensic Audit صورت گیرد معلوم خواهد گردید که قرضه هایش به حلقات خودی مانند اونکس گروپ داده شده است. نه تنها که این قرض ها قابل بازگشت نیست بلکه زیان آور هم است. دوم : سرمایه های غیر منقول عزیز بانک در کابل که از پول ملت به شکل غیر قانونی ساخته شده است مانند چند بلند منزل در شهر نو از جمله کلوله پشته نه تنها که ارزش تجارتی ندارند بلکه فاقد حد اقل معیار های مهندسی و انجنیری نیز استند . دو تا موسسه آلمانی پس از تست خاک از عقب این تعمیر ها کوچیدند زیرا گفته شد که در یک زلزله بالای شش این تعمیر ها فرومی ریزند. اپارتمان های این بلاک ها نیز پس از گذشت بیشتر از ده سال به فروش نرسیده اند. سوم : ما ثابت خواهیم کرد که عزیزی بانک یک موسسه پول شویی برای مافیای افغانستان و چند کشور دیگر در حال جنگ است و هیچ نوع معیار و استندرد بانکی ندارد. عزیزی بانک بیشتر به یک شارلتان تبلیغاتی شباهت دارد تا به یک بانک و یا حتا صرافی. چهارم : ما ثابت خواهیم کرد که وعده ده ملیارد دالر سرمایه گزاری عزیزی بانک نه تنها که جعل است بلکه تلاش های این موسسه در شبکه های اجتماعی نیز منشا در یک دسیسه دارد. امید است که مردم عزیز ما در تعامل و معامله با این شرکت کلاهبردار و جعل احتیاط کنند. کریدت کارت هایی را که عزیزی بانک توزیع میکند به اعتبار یک موسسه لبنانی با سابقه جرمی و پول شویی است. پنجم : ما در طول همین سال ثابت خواهیم کرد که عزیزی بانک حتا ده ملیون دالر سرمایه گزاری نخواهد توانست و در عوض چه مقدار از داشته های ملت را به خارج انتقال خواهد داد. بازهم آسان ترین خدمت به مردم واپس دهی سپرده هایشان است نه گزافه سرایی در شبکه های اجتماعی. ششم : تلاش برای بدست آوردن تمام اسناد و مدارک اثباتیه در ارتباط به بلاک هایی که این بانک ساخته است – چه در مبحث زمین – مهندسی – قرضه به اشخاص تقلبی و شبکه های درونی آغاز یافته و نتایج با مردم شریک خواهد شد. هفتم : ارایه داستان مفصل ورشکستگی این بانک در دوران آقای کرزی و اینکه با مداخله کدام شخص – به چه شکل و با ارایه چه مقدار رشوت اسناد تفتیش از بین برده شد و بانک عزیزی با توسل به خیانت حفظ گردید. یک بخش از مردم ما از جریان به شکل شفاهی خبر دارند و انشالله ما اسناد آنرا ارایه خواهیم نمود. هشتم :بعضی ها پرسیده اند که چرا ما در زمانش این قصه وحشتناک را افشا نکردیم. پاسخ بسیار ساده است. وظیفه ی من حفاظت از اقتصاد افغانستان بود و نمیخواستیم یک ادعای ثابت ناشده را با دور زدن از دستگاه عدلی و قضایی مطبوعاتی بسازیم. سقوط جمهوریت برای عزیزی بانک اب حیات شد و حالا نه دولت است – نه ملت صدا دارد و نه در افغانستان معیار ها و ارزش ها وجود دارند. اما این آخر قصه نیست. هدف نهایی تلاش ما این است که مردم را در روشنایی قرار بدهیم تا باردیگر ازین مارسیاه در امان باشند. پس با ما باشید. پس از نشر اعلامیه اولی ما عزیزی به سکرترش به اسم ارجاز از کشور قزاقستان دستور داده است که هیچ نوع تیلفون از هیچ افغان را نبردارد. به کسی صدا نگذارد و از صحبت با اتباع افغانستان زیر هر اسمی که می باشد ابا ورزد. گزارشات فراوان از شیوه یی که وی فعالیت های کلاهبرداری و پول شویی را مدیریت میکند نیز در اختیار داریم. البته هر کار زمان بر است اما شدنی. 2. بخشی از ثبوت ویدیویی از لحظه های حضور عبدالاحد نام (قربانی کلاهبرداری و جعل اسناد ) در عزیزی بانک شخص که در وسط با پیراهن و تنبان است عرب زاده نام دارد و وکیل مدافع رسمی و دایمی عزیزی بانک است. شخص که پکول به سر دارد در کوچ نشسته است همان عبدالاحد نام است (عبدالاحد پوپل زی ) که از زندان به شکل غیر قانونی و قاچاق به مرکز عزیزی بانک انتقال یافته بود . تناقض ، اضطراب و لرزش منطق در سخنان عرب زاده نشان دهنده ی کرکتر عزیزی بانک است. قضاوت با شما. سلسله نشر این ویدیو الی تکمیل یک ساعت ادامه خواهد داشت.

Afg Green Trend

134,489 Aufrufe • vor 1 Jahr

پس شماها غلط کردید که بر علیه ی #شاه شورش کردید،پس شماها غلط کردید وقتی شاه گفت:صدای انقلابتان را شنیدم،شور حسینی برداشتید و به کمتر از سرنگونی و کشتار خاندان پهلوی،رضایت ندادید! پس شماها غلط کردید که عکس خمینی را در ماه دیدید و بدنبال آمال وارثان مصدق و کینه ورزان به ک*ته شدن فاطمی،یک ایران را به ویرانی کشاندید. پس شماها غلط کردید که دست به ترور چند باره ی شاه زدید و در صفوف مختلف اجنبی،همچو توده و فدایی خلق و مجاهد،بر علیه ی ایران و شاه صف کشیدید! شماها غلط کردید به دروغ گفتید: در اوین چند گونی ناخن پیدا کردید،صمد را شاه کشت،تختی را شاه کشت و تف و شرم بر تمام جلال آل احمدها و سیمین دانشور ها و گنجی و میلانی و ظریف و غنی نژادها!! براستی که تاریخ نشان داد: شاه سعی کرد مشتی حیوان وحشی و تمدن گریز را،مشتی جنایتکار اجتماعی-سیاسی را به جهانیان متمدن و آراسته و شبیه به انسان نشان دهد،لباس همچو آدمیان بر تن تان کرد،دانشگاه و راه اهن و بیمارستان و دادگاه و ...را همچو ادامه ی سیاست های پدر(#رضاشاه)برایتان مهیا نمود،شماها را به خارج کشور فرستاد،اما شما #دانشجویان_کنفدراسیون چه کردید؟ به اغوش زنا زاده های کمونیست و CIA و خمینی،پناه بردید و مشغول همخوابی شدید و حامله به شومترین فرزند تاریکی،یعنی ۵۷ ،ایران را به آتش کشیدید. تک تک شماها،وارثان تاریکی،سفیران نابودی و فرزندان جنایت و ویرانی هستید! پ ن مهم: یکی از مهمترین فاکتورهایی که جامعه باید بداند: غنی نژاد با تمام این تعاریف امروز میگوید، پزشکیان انسان خاکی و سالمی هست،اگر بگذارند کارش را بکند،خوب است!!! پس بدانیم: اعتماد به دو قشر،یکی اراذل ۵۷ و دیگری کثافت های اصلاحطلب،یعنی خیانت،فرقی هم نمیکند،تحت نام ریزشی باشند یا ارزشی،در ایران باشند یا در خارج کشور،صادراتی باشند یا وارداتی،بر ضد رژیم باشند یا موافق،تحصیلکرده یا بیسواد،بند بند وجودشان آلوده به #خمینیسم و اسلام سیاسی است،اینان آفت جامعه هستند و مشتی پلشت منفعت طلب بی حیا و پاره! #پسرعاقل_نوح

پسر عاقل نوح

28,270 Aufrufe • vor 11 Monaten

اگر جواب جنگ لبنان را بخواهیم فقط در لبنان بدهیم خواهیم باخت/ باید اردن و بحرین به محل نزاع و جنگ در ناحیه خاکستری اضافه شوند/ در تحلیل بازیگران منطقه‌ای به خودمان دروغ نگوییم! ♨️علی صمدزاده و مهدی خراتیان در نشست «پس از نصرالله» در تمام‌رخ: 🔹بین ما و طرف آمریکایی-اسرائیلی از قبل دو ناحیه جنگ خاکستری در عراق و سوریه وجود داشت، اما آنها با اضافه کردن لبنان یک تصعید بسیار بزرگ به وجود آوردند. 🔹اگر بخواهیم جنگ در لبنان را در همان لبنان جواب بدهیم بازی را خواهیم باخت، چرا که طرف مقابل همه محاسبات آن محیط را انجام داده است. 🔹تجویز ما اضافه کردن مناطق خاکستری جدید به مناطق محل منازعه است. جایی که ما معادلات را محاسبه کنیم و طرف مقابل کشش نزاع در آن منطقه را نداشته باشد و ورق به هم بخورد. 🔹اصلی ترین تجویز در این زمینه اردن و بحرین است. حتی اگر یکی از اضلاع مقاومت در این محیطها درگیر شود توازن آنجا از دست میرود. اینکه آمریکا در جواب به یکبار هدف قرار گرفتن پایگاهش در اردن بمب‌افکن از خاک خودش بلند کرد و مواضع مقاومت را زد نشان دهنده این است که توان هضم تبدیل اردن به محل منازعه را ندارد. 🔹اینها جاهایی است که یک ضربه تاکتیکی میتواند به ساخت یک معادله راهبردی منتج بشود. اگر از ظرفیتهای محاسبه نشده در این جنگ استفاده نکنیم، چهارچوب محاسبات طرف مقابل برای پیروزی طراحی شده است. 🔹باید کمک کنیم ضربه‌ای که صنعا از آمریکا و انگلیس دریافت میکند در قفقاز پاسخ داده شود. چراکه انگلیسی‌ها ریسک تمام ضرباتی که انصارالله میتواند در جغرافیای دریای سرخ تا خلیج فارس به آنها بزند را محاسبه و بعد وارد جنگ شده‌اند. باید در نقطه‌ای ضربه دریافت کنند که حساب آن را نکرده‌اند. شریک اصلی بهره‌بردار تولید و انتقال نفت از آذربایجان به اسرائیل شرکت بریتیش پترولیوم است. 🔹همین قطری که رئیس‌جمهور به آنجا سفر کردند در پدافند وعده صادق2 نقش بازی کرده است. انتخاب قطر به عنوان میانجگری بین ایران و آمریکا در دولت قبل کار غلطی بود. داریم به بازیگران غیرمستقل سهم بیشتری از قدشان میدهیم. 🔹ترکیه وسط این جنگ ایستاده و انتخابهایش هم کرده است و مهم نیست اردوغان چه میگوید. بخشی از جمع‌آوری میدانی علیه حزب الله کار سرویس اطلاعاتی میت ترکیه است. چون تضعیف شیعیان در لبنان فضا را برای نفوذ ترکیه باز میکند. 🔹جمهوری اسلامی میتواند به خودش دروغ بگوید، اما ترکیه عضو ناتو است، به اسرائیل کمک راداری میکند و 60 درصد سوخت اسرائیل از طریق آن تامین میشود. در کشته شدن تک تک فلسطینیها در نوار غزه ترکیه سهم مستقیم دارد و سوخت جنگنده و تانک را او تامین کرده است. 🔹اینکه گفته میشود نباید جنگ را بزرگتر کرد، باید پاسخ داد که چون کسانی ذهن کوچک و ایده‌های حقیری دارند، دلیل نمیشود جهان خارج هم همین باشد. جنگ بزرگی برای اهداف بزرگی در حال وقوع است و همه بازیگران منطقه‌ای در آن مشارکت دارند و یک طرف منازعه ایستاده‌اند. مهم نیست دشمنی شان ابراز میشود یا پنهان است. 🔹این شما هستید که باید محاسبه کنید سهم این بازیگر در دشمنی با شما چقدر است و چه جوابی در چه سطحی باید به آن بدهید. 🔹چرا ما در تهران در جایگاه ارزیابی صحنه باید به خودمان دروغ بگوییم که مثلا طرف بحرینی و عربستان با ما کاری ندارند؟ چون در بیانیه شان گفته‌اند بیطرف اند؟ صنعا بدون هماهنگی ریاض بمباران نمیشود. عربستان نقض آتشبس کرده است، شما میتوانید پاسخ بدهید یا ندهید اما سر خودتان را کلاه نگذارید که او آتشبس را نقض نکرده است. 🔹حرف ما این نیست که موشک بزنیم، ما میگوییم جای دوست و دشمن در روایت رسمی ما جابجا نشود. وقتی ما درباره قطر و ترکیه و ... صحبت میکنیم یک عده به حالت حدی میبرند و میگویند پس آیا باید به آنکارا موشک بزنیم؟ باید با قطر و امارات قطع ارتباط کنیم و با همه بجنگیم؟ 🔹خیر؛ ممکن است رئیس جمهور شما با آنها دست هم بدهد ولی سرویس اطلاعاتی شما با سرویس او با قدرت بجنگد. 🔗فیلم کامل و نسخه صوتی در کانال تلگرام تمام‌رخ:

تمام‌رخ | TamamRokh

41,606 Aufrufe • vor 2 Jahren