正在加载视频...

视频加载失败

اونی که گفت آقا توپ سپهر دزدیده بشه! چرا نگفت خدا یه توپ مثل مال سپهر بهم بده؟😅 یا اونی که اولش گفت پول، بعد گفت نه درس! انگار یه لحظه یادش اومد معلم انشاء داره نگاش میکنه😅 ان شاءالله که امشب دیگه درست آرزو کنیم😁

19,289 次观看 • 8 个月前 •via X (Twitter)

0 条评论

暂无评论

原始帖子的评论将显示在这里

相关视频

ابتذال، به روایت تصویر ‼️‼️‼️‼️‼️ موسی غنی نژاد: شما یه فیلسوف لیبرال برای من بگو… نشان بده که این شیادی آقای شریعتی رو داشته باشه، که این از این کارا کرده باشه. مثال دیگه، واقعیت‌ها. حالا این شیادی در میشل فوکو هم هست. چرا اون شیادی رو می‌کنه؟ دغدغه میشل فوکو چیه؟ خب؟ اینا زندگی‌نامه‌نویس‌های میشل فوکو رفتن اینو درآوردن. دغدغه میشل فوکو این است که همجنس‌بازه. و اون زمان که داره دهه ۵۰، دهه ۶۰ داره این کتاب‌هاشو می‌نویسه، به شدت همجنس‌بازی در جامعه فرانسه بد دیده میشه. درسته؟ این تحت فشاره. تحت فشاره و می‌خواد انتقام خودشو از این جامعه بگیره که چرا شما مسئله همجنس‌بازی رو مثلاً ممنوع کردید. این یه ساختار درست می‌کنه. یه فرانسه‌ی البته فوق‌العاده… من به نظر من میشل فوکو به جای اینکه فیلسوفِ خیلی فیلسوف باشه، ادیبه. فرانسوی‌ای که اون می‌نویسه تقریباً میشه گفت که هیچ‌کی بلد نیست؛ اینقدر قشنگ، دقیق و پیچیده می‌تونه بنویسه حرفاشو. خب، حالا اینه داستان. اینو من نمیگم، این زندگی‌نامه‌نویس‌ها میگن. خب که میگن آقا چه مشکلی داشتی تو؟ پس این انتقادت چی بود؟ تو که آزادانه هرچی دوست داشتی می‌گفتی.»
1:42

Sensitive content

ابتذال، به روایت تصویر ‼️‼️‼️‼️‼️ موسی غنی نژاد: شما یه فیلسوف لیبرال برای من بگو… نشان بده که این شیادی آقای شریعتی رو داشته باشه، که این از این کارا کرده باشه. مثال دیگه، واقعیت‌ها. حالا این شیادی در میشل فوکو هم هست. چرا اون شیادی رو می‌کنه؟ دغدغه میشل فوکو چیه؟ خب؟ اینا زندگی‌نامه‌نویس‌های میشل فوکو رفتن اینو درآوردن. دغدغه میشل فوکو این است که همجنس‌بازه. و اون زمان که داره دهه ۵۰، دهه ۶۰ داره این کتاب‌هاشو می‌نویسه، به شدت همجنس‌بازی در جامعه فرانسه بد دیده میشه. درسته؟ این تحت فشاره. تحت فشاره و می‌خواد انتقام خودشو از این جامعه بگیره که چرا شما مسئله همجنس‌بازی رو مثلاً ممنوع کردید. این یه ساختار درست می‌کنه. یه فرانسه‌ی البته فوق‌العاده… من به نظر من میشل فوکو به جای اینکه فیلسوفِ خیلی فیلسوف باشه، ادیبه. فرانسوی‌ای که اون می‌نویسه تقریباً میشه گفت که هیچ‌کی بلد نیست؛ اینقدر قشنگ، دقیق و پیچیده می‌تونه بنویسه حرفاشو. خب، حالا اینه داستان. اینو من نمیگم، این زندگی‌نامه‌نویس‌ها میگن. خب که میگن آقا چه مشکلی داشتی تو؟ پس این انتقادت چی بود؟ تو که آزادانه هرچی دوست داشتی می‌گفتی.»

آرش یوسفی -ARASH

55,388 次观看 • 1 个月前

ماه اوت سال ۲۰۱۹ با یه پاسپورت جعلی قاچاقی از جزیره میکونوس یونان به پاریس پرواز کردم و یه دوستی با ماشین من رو رسوند به شهر کلن آلمان. دو ماه و نیم تو یه کمپ موقت تو شهر اِسن بودم که یه ماه اولش با یه پسر ایرانی به اسم دانیل تو یه اتاق بودیم. خیلی پسر مشتی و باحالی بود و اصلا مشکلی نداشتیم. آرایشگر بود و موهای بچه ها رو کوتاه میکرد. تنها مشکل من این بود که دانیل شب‌ها خیلی خر و پف میکرد و من نمی‌توانستم بخوابم. بعضی شبها از صدای بلندش عصبی می‌شدم و می‌رفتم تو راهرو می‌شستم. بالاخره نگهبان‌های کمپ دلشون برام سوخت و مدیریت بهم یه اتاق جدا داد. بعد از مصاحبه‌م از اونجا به یه کمپ دیگه تو شهر راینه منتقل شدم. شاید بگم یکی از سخت ترین دوران زندگیم رو تو اون کمپ گذروندم. با سه تا پسر ایرانی هم اتاق بودم. دو تا آرش و اسماعیل. واقعا بچه های خوبی بودن ولی سبک زندگی من به اونها نمی‌خورد. اونها تقریبا هر شب تا دیر وقت عیش و نوش داشتن و من زود می‌خوابیدم و صبح‌ها ساعت ۶ بیدار میشدم و تو‌ کمپ می‌دویدم و ورزش میکردم. از طرفی هم شرایط زندگی تو کمپ خیلی مشابه زندگی تو کمپ اشرف بود. منظورم بخش زندگی جمعیش بود. اتاق خواب جمعی، سالن غذاخوری جمعی، حموم و توالت جمعی. این خیلی من رو آزار می‌داد. طوری که تو دسامبر ۲۰۱۹ دوچار افسردگی شدید شدم. تو عمرم، حتی با گذشت از اون همه بلا تو مجاهدین هیچ وقت افسرده نشده بودم. اما توی اون کمپ از درون احساس خفگی شدید می‌کردم. به خودم می‌گفتم من که از چنگ اون فرقه آزاد شدم و چی شد دوباره افتادم توی این وضعیت. هفته‌ای سه شب کابوس می‌دیدم که دوباره برگشتم تو مجاهدین و از شدت ترس بیدار میشدم. بعضی وقتها قلبم اینقدر تند می‌تپید احساس می‌کردم ممکنه الان سکته کنم. توی کمپ خیلی ساکت بودم و تلاش می‌کردم فقط با افراد سلام و علیک داشته باشم. هر روز کامپیوترم‌ رو بر‌ می‌داشتم و می‌شستم تو اتاق اینترنت و یا زبون آلمانی می‌خوندم و یا خرد خرد کتاب سرگذشت زندگیم رو می‌نوشتم. در ظاهر تلاش می‌کردم خودم رو محکم و سرحال نشون بدم ولی در درون داشتم خفه میشدم. انگار یکی گلوم رو از تو‌ گرفته بود و فشار می‌داد. چند شب زیر پتو از حال خودم گریه‌م گرفت و فقط تلاش می‌کردم گریه‌م رو غورت بدم تا هم اتاقی‌هام متوجه نشن. یه روز دیگه تاب نیاوردم و رفتم پیش یکی از کارکنان کمپ. یه مرد افغانی بود که سال‌های سال توی آلمان زندگی می‌کرد و با همسرش توی کمپ کار می‌کردن. بچه‌های ایرانی کمپ باهاش خیلی خوب بودن و برای احترام زیادی قائل بودن. من باهاش هیچ وقت صحبت نداشتم ولی از انرژیش احساس میکردم می‌تونم بهش اعتماد کنم. رفتم پیشش و درخواست صحبت کردم. من رو برد تو یه اتاق و نشستیم سر میز. گفت بگو پسرم چی شده؟ هر بار که دهنم رو باز میکردم صحبت کنم بغضم می‌گرفت و نمی‌تونستم. گفت کار من اینجا اینه که به تو کمک کنم و راحت حرف بزن. تو اون لحظه یه دفع بغضم ترکید و شروع به گریه کردم. دیگه نمی‌تونستم خودم رو نگه دارم و تو اون لحظه احساس کردم دیگه نیازی نیست خودم رو قوی نشون بدم. بعد از یه دقیقه گریه به خودم مسلط شدم و شروع کردم به تعریف زندگیم و شرایط توی فرقه مجاهدین و سختی‌هایی که کشیده بودم. تو کل ۲۰ دقیقه‌ای که من صحبت میکردم اون هیچ چی نگفت. وقتی تموم‌ شدم گفت یه دقیقه واستا. گوشیش رو در آورد و زنگ زد به مدیر کمپ. گفت پیش یکی از پناهنده‌ها هستم که داستانش فرق می‌کنه و اتاق تکی نیاز داره. بعد در جا من رو برد پیش دکتر کمپ. داستان من رو خلاصه به دکتر گفت و دکتره درجا برگشت بهم گفت که من مجاهدین رو میشناسم و می‌دونم چی کشیدی. گفت میتونم برات دارو تجویز کنم ولی فکر میکنم همین که اتاق تکی داشته باشی بهت کمک میشه که کمی آرامش‌ پیدا کنی. از اون به بعد و تا زمان شروع کرونا، من یه اتاق تکی داشتم. آرامش توی اتاق کمی بهم احساس راحتی دست داد. دیگه احساس خفگی نمی‌کردم. دقیقا همون دوران بود که با همسر فعلیم آشنا شده بودم و اون بهم یوگا و مدیتیشن یاد داد. روزی دو بار توی اتاقم می‌شستم و ۲۰ دقیقه مدیتیشن میکردم. رفتم توی باشگاه شهر ثبت نام کردم و کلا روحیه‌م عوض شد. یه طوری از درون انگار خودم یا همون اصالتم رو پیدا کردم. روزها تو‌ اتاقم می‌شستم و به گذشته‌م فکر میکردم و اینکه از چه سختی‌هایی عبور کردم. یه روز توی همین فکرها بودم‌ که یهو به ذهنم زد منی که از این همه سختی و بلا عبور کردم پس از هر چی هم بعدش بیاد می‌تونم عبور کنم. تصمیم گرفتم دیگه غصه آینده رو نخورم. و تا به امروز هم همینطور بوده. یک لحظه هم غصه اینکه قراره چی بشه و من چی میشم و آیا از پسش بر میام رو نخوردم. اطمینان دارم که بر میام. یه جوری شکست ناپذیر شدم تو زندگی. دیگه از چیزی نمی‌ترسم. زندگی زیباست✨🌷

Ray Torabi

26,451 次观看 • 1 年前

پیام: «یه مزدور قاتل رو میخوام معرفی کنم ولی تریبونی ندارم و کسی هم نمیشناسم که تو این راه کمکم کنه: دکتر ایوب توکلیان متخصص طب اورژانس بیمارستان سوانح طالقانی مشهد. یه کثافت عرزشی تمام عیار. ۱۸ام روز اول فراخوان شاهزاده، ساعت ۱۰ونیم شب بود که سیل بچه‌های مجروح و تیر خورده سمت بیمارستان ما اومد، اورژانس بیمارستان دریای خون بود و جای سوزن انداختن نبود. این عوضی اون شب کشیک بود. به چشم میدیدم و میشنیدم که CPR بچه‌هامون که هنوز علائم حیاتی ضعیفی داشتن رو زودتر از موعد ختم اعلام میکرد و میگفت بذارین این کثافتا بمیرن تا دیگه آشوب درست نکنن و آمبولانسامون رو آتیش نزنن (البته که بچه‌های پرستار به حرفش گوش نمیکردن). موردی که خودم با چشمای خودم شاهدش بودم یه پسر ۱۵ یا ۱۶ ساله بود که گلوله جنگی به ران پا خورده بود و شریان فمورال رو پاره کرده بود. از پاش مثل آبشار خون میریخت. پدرش جلوی این آشغال التماس میکرد که به داد بچم برس ولی این میگفت اول برین تشکیل پرونده بدین بعد من میام ویزیت میکنم!!!! تو روزهای عادی و روتین مریض اورژانس که میاد اول به سرعت اقدامات درمانی شروع میشه و وقتی اوضاع استیبل شد از همراهی میخوان کارای تشکیل پرونده و بستری رو انجام بده. اون طفلک بخاطر خونریزی زیاد و شوک هموراژیک جاویدنام شد. وسط اون جهنم با همراهای بچه‌هامون بخاطر حجاب درگیر میشد. با دستای خودش با تصمیمای خودش اون شب دست کم ۲۰ تا ۳۰ نفر از بچه‌هامون رو کشت. این کثافت از اون حرومیایی که کف خیابون به سمت بچه‌هامون تیراندازی کردن هیچی کم نداره. این هم بگم که این آشغال به کلّاش و شیاد بودن هم معروفه. روی پیشونی جای مهر داره ولی بخاطر پول و کارانه‌ای که به پزشکا تعلق میگیره هر کار کثافتی که فکرش رو بکنین انجام میده. نمونه بارزش اینه که واسه مریضی که به اصطلاح اکسپایر شده و فوت شده و عملیات احیا و CPR تموم شده میاد چست تیوب میذاره، یا میاد cvلاین میگیره یا میاد خون تزریق میکنه. باور کنین که میاد به جسد خون تزریق میکنه فقط بخاطر اینکه توی پرونده بیمار کد ثبت بشه و بتونه پول بیشتری بگیره حتی از کسی که فوت شده. اسمش رو سرچ کنین تو آپارات هم یه ویدئو ۵۰ دقیقه‌ای هست که رفته صداوسیما نمیدونم چه برنامه‌ای هست که مصاحبه میکنه و هممون رو تروریست و فریب خورده خطاب میکنه. دقیقا خزعبلاتی که ج‌ا داره جار میزنه. توی بخش هم همیشه با همکارا یا بیمارا و همراهاشون درگیره بحاطر حجاب و مسائل اعتقادی. این کثافت امروز هم شیفت بود. حق این عوضی نیس که راست راست راه بره درحالیکه دستش به خون بچه‌هامون آغشته‌اس.»

ـــه

140,667 次观看 • 6 个月前

راز جعبه بونوئل فیلم روایت زنیه که ازدواجی بی‌روح و امیال سرکوب شده محصورش کردن و واسه کشف تاریکترین نقطه درونش بعد از ظهرها..... خب حالا تو این روایت یه صحنه هست که ده‌ها ساله که سینمادوست‌ها رو جادو و اَنِک خودش کرده: یه آقای آسیایی میاد تو اتاق، یه جعبه دستش و وقتی درشو باز میکنه، صدای وزوز حشره‌ای شنیده می‌شه. همه چندششون میشه الان همون خانم، سورین. خب حالا چی تو اون جعبه است؟ دوربین هیچوقت نشون نمی‌ده. ​راز این جعبه، بزرگ‌ترین شوخی و در عین حال عمیق‌ترین کشف بونوئل بود. وقتی ازش پرسیدن جناب بونوئل حالا تو این جعبه چی هست؟ دُن بونوئل فقط لبخند زد و گفت: "هر چیزی که خودتون دوست دارید اونجا باشه." ​و بدین ترتیب، یه "مک‌گافین" سوررئالیستی خلق کرد؛ (ابزاری که محتوای فیزیکیش هیچ اهمیتی نداره، بلکه کارکرد روان‌شناختیش همه‌چیزه). خیلی زیاد درباره کارکرد یا نمادپردازی این جعبه بحث شده. برخی معتقدن این جعبه مثل آینه‌‌ای رو به اعماق تاریک مخاطبه ​چون وقتی بیننده نمی‌دونه توش چیه، مجبور میشه جای خالی رو با تاریکترین تخیلات، ترس ها و خط قرمزهای ذهنیش پرکنه. یه سری هم برای توضیحش دست به دامن فروید میشن و میگن که از نگاه فرویدی، نوع شئ مهم نیست؛ لذت مطلق مشتری و تسلیم همراه با رضایت سورین اهمیت داره(لو دادم خانم چه‌کاره است😅). از طرفی، این جعبه، هم نمادی زنانه از تابوهای بیدارشده‌ی سورینه و هم رازی از اعماق ناشناخته‌ میل انسانی که نمی‌تونه اونو به زبون بیاره. ​بونوئل با نشون ندادن محتوای جعبه، سینما رو به سمتی برد که رازها ماندگارتر از جواب‌ها بشن. سال‌ها بعد، کوئنتین تارانتینو همین میراث سینمایی را وام گرفت و چمدان درخشان و مرموز Pulp Fiction رو خلق کرد—چمدانی که مثل جعبه‌ی بونوئل، محتوایش هرگز دیده نشد، اما روح داستان را در دست گرفت. (البته اون نمای چمدان رو تارانتینو از فیلم دیگه‌ای هم الهام گرفته که قبلا درباره‌ش نوشتم.) اینقدر دوستت دارم بونوئل عزیزم که نگو و نپرس.

MoBogart

38,123 次观看 • 26 天前

ی #نکته آخر شبی بگم و شمعهارو فوت کنم : خوب که به داستان ما مردم و شاه نگاه کنیم ، میبینید که ما و این جناب آقای خاص به یک تعامل دوجانبه رسیدیم که از شگفتیهای دورانه و نمونه مشابه نه در تاریخ ایران که فکر نمیکنم در تاریخ بشر هم داشته باشه .گ و این حاصل نشده ، مگر اینکه شما مردم لباس پرسشگری تنتون کردین و شدین شهروند مدرن پرسشگر . حالا دیگه نگمتون که این اکت شما چه نتایج عظیمی به بار آورده ، که زبان از گفتنش قاصره . که اگه بخام فقط به یک نمونه اشاره کنم ، اینکه شما مردم تنها طی ۲ سال گذشته بارها شاه رو از دهان گرگ کشیدین بیرون و نشونش دادین که این فضایی که برای ایشون میسازن ، یک فضای هایپر رئالیتی دروغینه که با واقعیت زمین تا آسمون متفاوته . که اگر شما ملت سکوت کرده بودین و عین بز اخوش سر تکون میدادین ، هنوز دور شاه رو علینژاد و نازیلا گلستان و دریا صفایی و همین لشکر اراذل و اوباش گرفته بودند و شاه هم به تصور اینکه این جماعت سخنگویان واقعی جامعه ایران هستند ، تمام کارت پهلوی را برای این اراذل خرج میکرد . در یک کلام‌ شده پینگ‌پونگ . شاه بغل دست هرکسی که مینشینه ، به ما مردم سیگنال میده این بابا عیارش چیه ؟ شما مردم قبولش دارید ؟ بلافاصله طرف میره زیر ذره‌بین ملت و به سرعت معلوم میشه طرف آدم مردمه یا حکومت ، الباقیشم دیگه خودتون دیدین دیگه ، من چی بگم ؟ زوزه‌های علینژاد ، ی نمونه اخیرشه . خلاصه که شما ملت شدین هسته گزینش رهبران سیاسی ، نه رهبران زورچپونی . من به شخصه معتقدم شاه این حق مسلم رو داره که در کنار هرکسی بنشینه و با هرکسی که صلاح میدونه صحبت کنه ، ائتلاف کنه و حتی متحد بشه . به شرطی که طرف ، طرف درست باشه . نه اینکه ی صیغه‌رو دوزاری مثل علینژادی که تازه میگن و شایعه است که این زنیکه ، گعضو باند #فائزه_هاشمی|ه . پس این بازی ما ملت با این مهره‌هایی که هوش کافی دارند ، نه عقل سلیم دارند و نه مهارت کافی برای کارشون ادامه خواهد یافت تا زمانی که مهره‌های اصلی بیان جلوی صحنه . تا علینژاد و اسمالیون و .... جلوی صحنه هستند کار ما هم چیزی نخواهد بود مگر تخریب این مهره‌هایی که حتی صلاح کار خودشونم نمیدونند . حالا شاید ی روزی گفتند که فلان و بهمان چهره سیاسی کشور از داخل کشور میخان با شاه مذاکره کنند ، متحد بشن ، ائتلاف تشکیل بدن ، اونوقته که دیگه باید همه چیز رو سپرد به کف #وکیل_ملت و اونجاست که ایشون خودشون میدونند که چه چیزی به صلاح ایران و مردمش هست و البته که به همون ترتیب هم عمل خواهند کرد ، دراون زمان دیگه هر نقد و توهین و توصیفی ، هیچ معنایی نداره مگر بستن دست شاه و جلوگیری از تشکیل یک جریان و روند سیاسی . و‌ما تا امروز برای چی جنگیدیم ؟ برای این جنگیدیم که تمام سناریوهای حذف وکیل ملت رو بسوزونیم که تا این لحظه ، خوب یا بد ، به وظیفه ملیمون عمل کردیم و‌تا امروز شاه رو در سپهر سیاسی کشور حفظش کردیم و و‌ مانع از حذفش شدیم ، حتی با وجود توطئه فتنهٔ جورج تاون . حالا به این فیلم‌ 👇 توجه کنید : در اینجا فائزه شرح‌کشافی در مورد اقازاده‌های پس از انقلاب و تنها آقازاده پیش از انقلاب میده که از قضای روزگار جز خوبی شاه ما نمیگه . و حالا این سئوال مهم پیش میاد که پس چرا طیفی که شبانه‌روز معروفن به توله‌های بابااکبر که لشکر عظمی است از روزنامه‌نگاران آموخته شده توسط بهنود و شمس‌الواعظین و... که نمودشون در علینژاد متجلی میشه ، اینگونه با حقد و حسادت و کینه برعلیه شاه و خاندان پهلوی میتازند ؟ و این سئوالی است که اگر ما مردم ایران یکبار باید به پاسخش فکر کنیم ، فائزه و تمام حضرات اصلاحطلبان باید دوبار به پاسخش فکر کنند . چرا که حداقلش اینه که شاه ما در حال حاضر شده متر و معیار مشروعیت سیاسیون نزد مردم ایران و اتفاقاً دور نیست روزی که اصولگراها آسون‌تر از شما راضی به گرفتن این مشروعیت از ایشون بشوند

Persian Banksy🤨🧐

10,418 次观看 • 2 年前

این تیکه از یه مستند ۵۲ قسمتیه به نام ظهور. ۱۵ سال پیش ترند شد و رائفی پور با اسکی خط به خط رو این بین ارزشی ها فرقه آخرالزمانی مصاف رو درست کرد. کاری به کل ۵۲ قسمتش ندارم، کارم به این ۱ دقیقه است. شما یه عمر مغز ملت رو با نشانه های ظهور سوراخ کردی. حالا که تو این ویدیو داره مهم ترین نشانه اومدن دجال رو، پول الکترونیکی بانک مرکزی یعنی CBDC معرفی می‌کنه و اسراییل در اوج آمادگی تکمیل نظم نوین منطقه است و بانک مرکزی جمهوری اسلامی داره ارز دیجیتال رمزریال رو همه گیر می‌کنه که عملا برده داری نوینه و پول قابل برنامه ریزیه، کدوم گوری رفتید؟ رمز ریال بانک مرکزی رو می‌خواین همه گیر کنید که فردای نوعی اسراییل پاشد اومد، دست پای شیعیان ایران رو غل و زنجیر شده تحویل موساد بدین؟ چرا ساکتید پس؟ چرا لال شدید؟ من که می‌دونم کل تک تک بچه ارزشی ها این ۵۲ قسمت رو دیدن. سیستم بانکی و مالیاتی و صادرات و واردات رو کامل دولتی (شیطانی) کردید مردم راه تنفس ندارند، با ارز دیجیتال بانک مرکزی که پول قابل برنامه ریزیه و عملا شهروند بد درجا پولش فریز میشه یا مثلا یه گروه کالا رو نمی‌تونه بخره یا خیار برای همه ۱۰۰ هزارتومنه برای اون میشه ۱ میایون تومن، می‌خواین شهروند ایرانی رو با غل و زنجیر کامل cbdc پکیج بسته بندی کنید با برچسب قیمت رایگان تقدیم اسراییل کنید؟ خجالت نمی‌کشید؟ شما ادعای شیعه بودن هم دارید؟ تا قبل از این همه داده ها و اطلاعات زندگی مردم رو متمرکز و دولتی کردید تهش فهمیدید یه بکاپ همیشگی دست اسراییله از همونجا تا اتاق همه اتون اومد که خب خود دانید بعد به بهانه های رذالت گونه در غرب مالیات فلان است، تمام قولنامه ها رو باطل می‌کنید خلاف شرع! همه دارایی ها رو با نام می‌کنید، زندگی رو به فلاکت می‌کشید بعد گِس وات؟ با این سابقه سوراخ گشاد امنیتی که عملا بقای شما رو با سوال مواجه کرده، دارید cbdc پول قابل برنامه ریزی بانک مرکزی هم قفس نهایی می‌کنید که همه امونو برده کنید تحویل چین یا موساد بدید؟ شرم نمی‌کنید ساکتید؟ اصلا گیریم پس فردا جنگ شد، شما سقوط کردید، آقای پهلوی اومدن جاتون. دنیا که به آخر نمی‌رسه، اونوقت شهروند ایرانی شیعه که تمام بند بند وجودش رو زنجیر زدی قفل کردی، اون روز چطوری می‌خواد نیروی بیگانه رو هل بده بیرون با حاکم ایرانی جدیدش مستقل زندگی کنه؟ اگه موندنی شدید هم که دنیا تحریمتون کرده می‌خواین شیعه رو پکیج کنید بکنید برده چین و روسیه و اونا هم نم نم پروژه دین زدایی ایران رو کامل کنند تا ایران همیشه برده کمونیسم باقی بمونه؟ یا از اون بدتر، با این عقب موندگی همیشگی تکنولوژیکی، هک هم بشید. چه بلایی سر این ملت میاد؟ چیکار دارید می‌کنید؟ این پروژه cbdc باید متوقف بشه، از فتوای مراجع گرفته تا هرگونه اعتراضی، این سند بردگی ابدی ملت ایرانه. نه تنها باید متوقف بشه که تا ابد باید ممنوع بشه. رائفی پور احمق چرا لالی؟ مناظره که جیگر لازم نداشتی بیای، اوج پروژه دجال رو داری میبینی و ساکتی خاک بر سرت کنند؟ بمباران ویدیو می‌کنمت. دستم بنده چندتا کار بکنم میام سر وقتت. شما چه نیازی به پول قابل برنامه ریزی داری جز سرکوب و خفقان و بردگی ابدی؟ هرکس ادعای شیعه بودنش میشه و ساکته باید فاتحه دینش رو خووند. علی اکبر رائفی پور 🟥 ☫ 🟩

🏴JannatKhah🔩🪰

17,800 次观看 • 8 个月前

عزیزان، وقتی ماه‌هاست از عمو مارک‌لوین حرف می‌زنیم از چی حرف می‌زنیم دقیقاً اینجاست، دیشب ترامپ شیر خدا پستی رو در تروث‌سوشال منتشر کرد و تأکید کرد امشب حتماً برنامه‌ی عمو مارک‌لوین رو در فاکس‌نیوز ببینید، پس قبل از هر چیز اول توییت زیر عمو رو فیو و ریتوییت کنید، و بعد بخشی از سخنرانی بسیار بسیار درخشان عمو مارک‌لوین، این منصور حلاج‌زمانه در برنامه‌ی دیشب رو که ترجمه کردم بخونید/ببینید: «عزیزان، در برخورد با رژیم شیعه‌سانان رافضی، کل قضیه تهش میرسه به سه تا راهکار اصلی: عقب انداختن، مهار کردن، یا شکست دادن. حالا می‌خوام براتون توضیح بدم که چرا عقب انداختن و مهار کردن در نهایت جواب نمیده. اصلاً هدف ما چیه؟ اینکه برنامه هسته‌ای و غنی‌سازی روافض قحبه رو عقب بندازیم؟ مهارش کنیم؟ برای یه مدت کوتاه مهارش کنیم؟ برای ۲۰ سال؟ یا واسه همیشه؟ یا اینکه بیایم کلاً کار رو یک‌سره کنیم و با شکست دادن این رژیم پدرخراب، یعنی نابود کردن و کاییدنش به همه‌ تهدیدهایی که از دلش بیرون میاد پایان بدیم؟ قضیه وقتی جدی‌تر می‌شه که رژیمی مثل روافض هزارپدر، بنیادگرایی مذهبی رو با یه ایدئولوژی سیاسی رادیکال ترکیب می‌کنه. یعنی یه بنیادگرایی مذهبی بین‌المللی و انقلابی که معتقدن از طرف الله بهشون دستور داده شده و حکم می‌کنه که باید هر مانعی رو سر راهشون هست، با هر وسیله‌ی ممکن یا لازم از بین ببرن. این کسمغزای متوهم باور دارن تنها راهی که باعث ظهور امام دوازدهم می‌شه و تضمین می‌کنه که صلح، رفاه و احکام و اصول قرآن به درستی تو کل دنیا اجرا بشه، اینه که برن بقیه‌ی جاها رو فتح کنن و کافرها رو از بین ببرن. چند نفر از شما که الان دارید من رو نگاه می‌کنید، واقعاً باورتون می‌شه که یه تیکه کاغذ توافق با شیطان بزرگ یعنی آمریکا، می‌تونه جلوی این تفکر رو بگیره؟ واقعاً چند نفرتون این رو باور دارید؟ مشکل اصلی دقیقاً همین‌جاست. علمای پدرقحبه‌ی اسلامی که درباره‌ی این چیزها نوشتن و مینویسن، امام‌جمعه‌هایی که هر روز تو مساجدشون این کسشرا رو می‌گن، و رژیم پدرخراب شیعه‌سانان‌رافضی که تمام منابعش رو جمع کرده تا این تفکر رو ترویج بده، قبلاً به ما گفتن و همین الان هم دارن میگن که غرب باید فتح و نابود بشه. کشور ما بزرگترین مانع سر راهشونه و باید از بین بره. اونا اسرائیل رو بزرگترین تهدید فوری خودشون می‌دونن، چون تو منطقه خاورمیانه‌ست. از همه به قلب انقلاب کیری روافض نزدیک‌تره و جلوی متحد شدن نیروهای کسکش‌پدر مسلمان برای اون جهاد انقلابی که فکر می‌کنن حکم خداست رو گرفته. این رژیم اصلاً داره زندگی می‌کنه که فتح کنه، نابود کنه و بکشه تا به همون هدفی که بخاطرش به وجود اومده برسه، یعنی تنها دلیل بودنش. اونا هیچ‌وقت به هیچ توافقی که بخواد این انقلابِ به اصطلاح کیری خدایی‌شون رو محدود، مهار یا مدیریت کنه نمی‌تونن پایبند ‌بمونن. چون از نظر قحبه‌های رافضی، تن دادن به این کار یعنی نافرمانی از خدا و نابود کردن خودشون. واسه همین شریعت یه راهی رو برای توافق‌های فریب‌کارانه باز کرده تا بتونن ایمان و ایدئولوژی‌شون رو پیش ببرن و گسترش بدن. اسمش «تقیه» است. قبلاً هم درباره‌ش صحبت کردیم. تقیه. ای کاش همه تو وزارت امور خارجه، وزارت دفاع، شورای امنیت ملی، همه‌ی سفرا، فرستاده‌های ویژه و حتی همه‌ی اعضای کنگره از هر دو حزب، مجبور بودن حداقل یه دوره‌ی آموزشی درباره این موضوع بگذرونن. حداقل یه دوره. تقیه این اجازه رو میده که برای کارهایی مثل حفظ امت، دست به فریب‌کاری، پنهان‌کاری و این‌جور چیزها بزنن. تو قضیه‌ی رژیم شیعه‌سانان هزارپدر، یعنی حفظ خود انقلاب. هر کاری که لازمه بکن فقط انقلاب باید زنده بمونه و رشد کنه. ختم کلام. خب، حالا همه اینا یعنی چی؟ یعنی اینکه هدف اصلی رژیم شیعه‌سانان خدعه‌زاده‌ی رافضی، فقط و فقط بقا و زنده موندنه. ممکنه تو جنگ‌های نظامی رو ببازه، ممکنه زیرساخت‌های نظامی و صنعتی‌ش رو از دست بده، حتی ممکنه رهبران رده اول و رده دومش حذف بشن، اما ساختار این رژیم مادرخراب همون ایدئولوژی‌شه. همون انقلابه. این یعنی اون ساختار بنیادین سیاسی، مذهبی و حاکمیتی انقلاب کیری اسلامی زنده می‌مونه. درست مثل کمونیست‌های چین…»
4:25

Sensitive content

عزیزان، وقتی ماه‌هاست از عمو مارک‌لوین حرف می‌زنیم از چی حرف می‌زنیم دقیقاً اینجاست، دیشب ترامپ شیر خدا پستی رو در تروث‌سوشال منتشر کرد و تأکید کرد امشب حتماً برنامه‌ی عمو مارک‌لوین رو در فاکس‌نیوز ببینید، پس قبل از هر چیز اول توییت زیر عمو رو فیو و ریتوییت کنید، و بعد بخشی از سخنرانی بسیار بسیار درخشان عمو مارک‌لوین، این منصور حلاج‌زمانه در برنامه‌ی دیشب رو که ترجمه کردم بخونید/ببینید: «عزیزان، در برخورد با رژیم شیعه‌سانان رافضی، کل قضیه تهش میرسه به سه تا راهکار اصلی: عقب انداختن، مهار کردن، یا شکست دادن. حالا می‌خوام براتون توضیح بدم که چرا عقب انداختن و مهار کردن در نهایت جواب نمیده. اصلاً هدف ما چیه؟ اینکه برنامه هسته‌ای و غنی‌سازی روافض قحبه رو عقب بندازیم؟ مهارش کنیم؟ برای یه مدت کوتاه مهارش کنیم؟ برای ۲۰ سال؟ یا واسه همیشه؟ یا اینکه بیایم کلاً کار رو یک‌سره کنیم و با شکست دادن این رژیم پدرخراب، یعنی نابود کردن و کاییدنش به همه‌ تهدیدهایی که از دلش بیرون میاد پایان بدیم؟ قضیه وقتی جدی‌تر می‌شه که رژیمی مثل روافض هزارپدر، بنیادگرایی مذهبی رو با یه ایدئولوژی سیاسی رادیکال ترکیب می‌کنه. یعنی یه بنیادگرایی مذهبی بین‌المللی و انقلابی که معتقدن از طرف الله بهشون دستور داده شده و حکم می‌کنه که باید هر مانعی رو سر راهشون هست، با هر وسیله‌ی ممکن یا لازم از بین ببرن. این کسمغزای متوهم باور دارن تنها راهی که باعث ظهور امام دوازدهم می‌شه و تضمین می‌کنه که صلح، رفاه و احکام و اصول قرآن به درستی تو کل دنیا اجرا بشه، اینه که برن بقیه‌ی جاها رو فتح کنن و کافرها رو از بین ببرن. چند نفر از شما که الان دارید من رو نگاه می‌کنید، واقعاً باورتون می‌شه که یه تیکه کاغذ توافق با شیطان بزرگ یعنی آمریکا، می‌تونه جلوی این تفکر رو بگیره؟ واقعاً چند نفرتون این رو باور دارید؟ مشکل اصلی دقیقاً همین‌جاست. علمای پدرقحبه‌ی اسلامی که درباره‌ی این چیزها نوشتن و مینویسن، امام‌جمعه‌هایی که هر روز تو مساجدشون این کسشرا رو می‌گن، و رژیم پدرخراب شیعه‌سانان‌رافضی که تمام منابعش رو جمع کرده تا این تفکر رو ترویج بده، قبلاً به ما گفتن و همین الان هم دارن میگن که غرب باید فتح و نابود بشه. کشور ما بزرگترین مانع سر راهشونه و باید از بین بره. اونا اسرائیل رو بزرگترین تهدید فوری خودشون می‌دونن، چون تو منطقه خاورمیانه‌ست. از همه به قلب انقلاب کیری روافض نزدیک‌تره و جلوی متحد شدن نیروهای کسکش‌پدر مسلمان برای اون جهاد انقلابی که فکر می‌کنن حکم خداست رو گرفته. این رژیم اصلاً داره زندگی می‌کنه که فتح کنه، نابود کنه و بکشه تا به همون هدفی که بخاطرش به وجود اومده برسه، یعنی تنها دلیل بودنش. اونا هیچ‌وقت به هیچ توافقی که بخواد این انقلابِ به اصطلاح کیری خدایی‌شون رو محدود، مهار یا مدیریت کنه نمی‌تونن پایبند ‌بمونن. چون از نظر قحبه‌های رافضی، تن دادن به این کار یعنی نافرمانی از خدا و نابود کردن خودشون. واسه همین شریعت یه راهی رو برای توافق‌های فریب‌کارانه باز کرده تا بتونن ایمان و ایدئولوژی‌شون رو پیش ببرن و گسترش بدن. اسمش «تقیه» است. قبلاً هم درباره‌ش صحبت کردیم. تقیه. ای کاش همه تو وزارت امور خارجه، وزارت دفاع، شورای امنیت ملی، همه‌ی سفرا، فرستاده‌های ویژه و حتی همه‌ی اعضای کنگره از هر دو حزب، مجبور بودن حداقل یه دوره‌ی آموزشی درباره این موضوع بگذرونن. حداقل یه دوره. تقیه این اجازه رو میده که برای کارهایی مثل حفظ امت، دست به فریب‌کاری، پنهان‌کاری و این‌جور چیزها بزنن. تو قضیه‌ی رژیم شیعه‌سانان هزارپدر، یعنی حفظ خود انقلاب. هر کاری که لازمه بکن فقط انقلاب باید زنده بمونه و رشد کنه. ختم کلام. خب، حالا همه اینا یعنی چی؟ یعنی اینکه هدف اصلی رژیم شیعه‌سانان خدعه‌زاده‌ی رافضی، فقط و فقط بقا و زنده موندنه. ممکنه تو جنگ‌های نظامی رو ببازه، ممکنه زیرساخت‌های نظامی و صنعتی‌ش رو از دست بده، حتی ممکنه رهبران رده اول و رده دومش حذف بشن، اما ساختار این رژیم مادرخراب همون ایدئولوژی‌شه. همون انقلابه. این یعنی اون ساختار بنیادین سیاسی، مذهبی و حاکمیتی انقلاب کیری اسلامی زنده می‌مونه. درست مثل کمونیست‌های چین…»

Siavash

74,102 次观看 • 3 个月前

من داغدارم. داغدار رفتنِ سرلشکر باقری که تازه با اون ویدیوش شناخته بودمش. اگر کسی فکر میکنه مستقیم نمیگم، اینم به انگلیسی و برای ثبت در حافظه ی تاریخی توییتر. اینجا رسما بدون حضور مغز صحبت کردم و کلام پراکنده است. اگر شما زبانتون میگیره از گفتنِ این مساله مشکل از شماست و تخیلی که براتون مهندسی کردند. اونکه سپاه و دار و دسته اش هم در این مهندسی تخیل شریکند قصه ی بسیار و بی نهایت مهمی است که بهش خواهم پرداخت. همیشه از مخالفان قرار دادن سپاه در لیست تروریستی بودم و هشدار داده بودم که این مقدمه آوردنِ جنگ به ایران بود. من اینجا از سردارانِ ش.هید شده قدردانی کردم گفتم برای شماهام بذارم چون نکته داره . آقا من همونقدر که از سمت مجاهدین و موساد اذیت شدم از دست مخالفان مذاکره و پروژه بگیرانِ “ما بمب میخواهیم و فلان”َ داخل تخریب شدم. یعنی دلم خونه اگر بخوام باز کنم این مساله رو. اگر نمیگم دلیل بر نبودنش نیست. اما از همون اول به هشتگ ت.روریستی بودن س.پاه ایراد گرفتم. یعنی اولش نمیدونستم چی شده. به دوستم گفتم: خب حالا س.پاه تر.وریستی بشه چی میشه؟‌ گفت: یحتمل نمیتونن بیان اینجا. گفتم : خب حالا نیان. یعنی فکر میکردیم اساس بدتری نداره. بعد کم کم شک کردم. دیدم اونی که زمان زن زندگی آزادی تو خیابون سرکوب میکنه اصلا س.پاه نیست. پس حکایت اینکه “سپاه رو تروریستی کنیم” چی بود؟‌ بعد فهمیدم وقتی شما یک گروه نظامی رو ترو-ریست تعریف میکنی اونها تارگت مشروع میشن و اجماع عمومی و جهانی برای جنگ راحت تر ایجاد میشه. و نکته ی جالب اینجاست که این نکته که چنین هشتگ و خواسته ای باعث میشه جنگ به داخل مرزهای ایران وارد بشه رو کارشناسی مطرح کرد که خودش توسط همین مخالفان مذاکره و به اصطلاح تندروها، به شدت اذیت شده بود. قصه های خون دل خوردن از داخلیها بمونه برای بعد. امروز وقت بازنگریِ خیلی چیزاست: اینکه هواپیمای اوکراینی رو کی زد که مقدمات چنین جایی که الان هستیم فراهم بشه و تقاضای تحریم آسمانهای ایران (که به مثابه اعلام جنگ و بی دفاع کردنِ ایران در برابر حمله بود) این چنین وحدتِ بعد از ت.رور سردار س.لیمانی به هوا بره؟ این سوال خیلی جای فکر داره. چرا وقتی نیروی سرکوب تو خیابون زمان تظاهرات مهسا، پلیس ضد شورش بود و س.پاه نبود، این هشتگ جلو رفت؟‌ (اون موقع پرسیدم: همون کسایی که میگفتند “اسراییل اگر زده، کشته، آدم نظام بودند” گفتند “نه س.پاه بوده! لباس نیروی انتظامی رو روی لباس س.پاهی پوشیده بودند.” یعنی کلا دوستان ایده ای از پلیس ضد شورش نداشتند. یعنی داشتند: اما هدف آوردنِ ایران به همین نقطه بود. به همین جایی که الان هستیم. سفیدشویی و عادی سازیِ کشته شدنِ سردار ایرانی توسط دشمن. خیلی سوال. خیلی قصه هایی که باید بررسی بشن. ولی من بگم که برای من سردار ایرانی که توسط دشمن کشته میشه یک سردار ایرانی است. تمام. این رو گفتم بدون لکنت بنویسم: من عزادارِ کسانی هستم که در بین ما نیستند. اما آدم واسه خنک کردنِ دل همسایه، ابزار کپک زدنِ سواد خودش رو فراهم نمیکنه. من امروز به شدت عزادارم. به شدت ازینکه اس.راییل اونها رو از ما گرفت عصبانی. و اینجا گفتم: به انگلیسی هم گفتم که اگر لازم باشه با لکنت کمتری گفته بشه. سواد خودتون رو پاکسازی کنید.موتورهای جهل به شدت مشغول کار بودند.

نسیم نوروزی

50,624 次观看 • 1 年前

۱/۲ 🔴نظر پرفسور میرشایمر در مورد احتمال حمله هسته ای اسرائیل به ایران. 🔸قاضی ناپلیتانو: می‌خوام یه کلیپ براتون پخش کنم از یه مصاحبه با جان کیریاکو. شاید آقای کیریاکو رو بشناسید. اون مأمور بازنشسته سیا است. تنها کسی بود که به خاطر رژیم شکنجه بوش-چنی زندان رفت، چون خودش از چیزهایی که مجبور شده بود ببینه حالش به هم می‌خورد و شکنجه‌ها و اسم شکنجه‌گرها رو افشا کرد. الان البته از زندان آزاد شده، این چند سال پیش بود. ولی اون یه ادعای خیلی تکان‌دهنده درباره اسرائیلی‌ها داره و من نظرتون رو می‌خوام بدونم. پروفسور میرشایمر، 🔸قاضی ناپلیتانو:کریس کلیپ شماره سه. 🔻آغاز پخش کلیپ. «جان کریاکو: دلیلش اینه که به من گفتن دونالد ترامپ تصمیم گرفت ایران رو بمباران کنه چون اسرائیلی‌ها برای اولین بار گفتن: اگر شما این پناهگاه‌های زیرزمینی رو بمباران نکنید و این تأسیسات رو نزنید، ما خودمون از سلاح هسته‌ای استفاده می‌کنیم. تا اون موقع هیچ‌وقت چنین تهدیدی نکرده بودن. برای همین ترامپ گفت: بمباران ایران شاید واقعاً جلوی شروع جنگ جهانی سوم رو بگیره اگر مانع بشه که اسرائیلی‌ها سلاح هسته‌ای به کار ببرن.» جولیان دوری: یعنی طبق منبع شما، اسرائیلی‌ها به رئیس‌جمهور ایالات متحده گفتن که اگر ارتش آمریکا با قدرت خودش تأسیسات هسته‌ای ایران رو نزنه، اسرائیل به تنهایی از سلاح هسته‌ای استفاده می‌کنه. جان‌کیریاکو: آره. جولیان دوری: می‌بینی مشکل این حرف چیه جان؟ آره. چون اونا هیچ‌وقت رسماً اعتراف نکردن که سلاح هسته‌ای دارن. دقیقاً. پس تو داری به من می‌گی اونا به رئیس‌جمهور آمریکا اعتراف کردن که سلاح هسته‌ای دارن، ولی هنوز توی معاهده آژانس بین‌المللی انرژی اتمی (IAEA) نیستن؟ جان‌کیریاکو: خب، اگر حرف افشاگرهای هسته‌ای اسرائیل درست باشه، آره، از دهه ۵۰ شروع کردن، اواخر دهه ۶۰ یا اوایل دهه ۷۰ بهش رسیدن. برو ببین موردخای وانونو رو.مم‌هوم. می‌دونی، وانونو بی‌دلیل به خیانت متهم نشد. 🔻انتهای پخش کلیپ. 🔸قاضی ناپلیتانو: قابل قبوله، پروفسور میرشایمر؟ 🔹پرفسور میرشایمر: اوه، قطعاً قابل قبوله. من که مدرک محکمی برای تأیید حرف جان کیریاکو ندارم، نمی‌گم بهش شک دارم، ولی مدرک سخت ندارم. اما از نظر منطقی کاملاً معنا داره. باید یادتون باشه که اسرائیلی‌ها واقعاً باور دارن، کاملاً محکم باور دارن که ایران با سلاح هسته‌ای تهدید وجودی برای آنهاست. و باور دارن که همین توانایی غنی‌سازی هسته‌ای که ما ۲۲ ژوئن امسال زدیم (یعنی ایالات متحده در ۲۲ ژوئن امسال زد) مقدمه‌ای برای به‌دست آوردن سلاح هسته‌ای توسط ایران بود. برای همین خیلی خیلی مشتاق بودن که اونو نابود کنن. ما همچنین می‌دونیم که خودشون به تنهایی نمی‌تونن این کار رو بکنن. نه فوردو رو تونستن بزنن مثل کاری که ما کردیم، نه نطنز رو. اصلاً نمی‌تونن. توانایی‌اش رو ندارن. بمب‌هایی ندارن که بتونه اون‌قدر عمیق بره. پس اگر نتونن این تهدید وجودی رو با سلاح‌های متعارف از بین ببرن، ولی بتونن با سلاح هسته‌ای (شاید حتی فکر کنن با یه سلاح هسته‌ای کوچک هم بشه)، فکر می‌کنم احتمال اینکه این کار رو بکنن خیلی بالاست. فکر می‌کنم اگر در آینده شواهد محکمی باشه که ایران داره سلاح هسته‌ای به دست میاره، واقعاً شواهد محکم، (که البته تابستون امسال این‌طور نبود)، و اسرائیلی‌ها نتونن اون توانایی رو با نیروهای متعارف خودشون نابود کنن، من پول زیادی شرط می‌بندم که از سلاح هسته‌ای استفاده می‌کنن. باز هم تکرار می‌کنم، اونا این رو تهدید وجودی می‌بینن. و وقتی حرف از استفاده از نیروی نظامی علیه دشمنانشونه، اسرائیلی‌ها تقریباً هیچ مرزی نمی‌شناسن. ما این رو در سال‌های اخیر دیدیم. کلمه «خویشتنداری» وقتی حرف از رفتار نظامی اسرائیلی‌هاست اصلاً معنایی نداره. پس فکر می‌کنم این یه تهدید واقعیه، نه فقط الان، بلکه یه تهدید واقعی برای آینده هم هست. 🔻منتخبی از لحظه 26:03 تا اخر گفتگوی زیر: Prof. John Mearsheimer _ Ukraine and Reality-Judging Freedom- Andrew Napolitano-20251120Thu اتصال به این فرسته در کانال تلگرام "بین دوگانگی ها ":

Farhad Ghoddoussi

87,037 次观看 • 9 个月前

ماجرای تهدید من به مرگ رادین: «آلبرت، اگه تو یه کوچه‌ی خلوت بن‌بست، پهلوت گرم شد، بدون کارِ من بوده.» سیاوش ناس: «تو بلژیک چند هزار تا ایرانی داریم؟ از این چند هزار تا چند درصدشون مرد هستن؟ از این مردها چند درصدشون تو رِنج سنی آلبرت هستن؟ چند تا از این‌ها که تو رنج آلبرت هستن، صداشون شبیه آلبرته؟ بلژیک خیلی کوچیکه؛ یعنی پیدا کردنت اصلاً هیچ کاری نداره. شما فکر می‌کنین پادشاهی‌خواه‌ها همه آدم‌های شیکی‌ان؟ خشونت‌پرهیزن؟ درسته، ولی بینشون آدم‌های کثافتی مثل من هم هست. این‌که هنوز نیومدن سراغت، به خاطر اینه که از تو گنده‌ترهاش هستن و اونا که تموم شدن، نوبت به تو می‌رسه.» قضیه از اینجا شروع شد که سیاوش ناس توییتی گذاشته بود: «بزنید تو دهن هر کسی که گفت شاهزاده و نگفت رضاشاه دوم»، که من کوت کردم و نوشتم این با منش شاهزاده رضا پهلوی مغایرت داره. ایشون در مصاحبه‌ای گفته بودن: «اگر شما به دموکراسی اعتقاد دارید، آیا می‌تونید بگید کسی حق ندارد من رو به یک عنوان خاص خطاب بکنه؟» در کتاب زمان انتخاب هم شاهزاده رضا پهلوی گفتند که اگر قراره نقشی نهادی ایفا کنند، مردم از خلال یک رفراندوم در این مورد تصمیم خواهند گرفت و تا پیش از رفراندوم، خواهان نقشی فراجناحی و عامل اتحاد هستند که هیچ ترجیحی برای پادشاهی یا جمهوری، چپ یا راست قائل نیست. ماجرا ادامه داشت و سیاوش توییت گذاشت که «من از مراد ویسی می‌خوام نامزد بشن برای نخست‌وزیری و من به نخست‌وزیری ایشون رأی می‌دم»، و من منشن گذاشتم که در پادشاهی، نخست‌وزیر با رأی مستقیم مردم انتخاب نمی‌شه، بلکه مجلس نخست‌وزیر رو تعیین می‌کنه. بعدها با وینر، که از دوستانشون هست، بحثی داشتم که ادعا می‌کرد مغلطه توهینه. توضیح دادم مغلطه، الگوی خطای استدلاله و نه فحش و ناسزا، و بسیار از احساس ضعف در بحث آشفته و عصبی شد و هوار می‌کشید. از اینجا بود که دیگه به غرور این افراد برخورد و شروع کردن به تهدید به مرگ و تهمت و داستان‌سرایی که آلبرت مجاهده، تجزیه‌طلبه، اصلاح‌طلبه، سپاهیه، به جاویدنام‌ها توهین کرده، به خاندان پهلوی توهین کرده و … حتی به بسیاری از کسانی که در اسپیس‌های من میان پیام دادن که اونجا نرید چون آلبرت مزدوره. چنین رفتارهایی حقیقتاً بسیار شک‌برانگیزه. چطور می‌شه پادشاهی‌خواه باشیم و هیچ نزدیکی‌ای به منش شاهزاده رضا پهلوی نداشته باشیم؟ چطور می‌شه دغدغه این رو نداشته باشیم که رفتارمون به حساب جریان پادشاهی‌خواه نوشته می‌شه؟ یعنی واقعاً صرف این که یکی به یه پادشاهی‌خواه بگه مزدور، همین کافیه که در برابر تهدید به پیدا کردن هویت و تهدید به قتل، سکوت پیشه کنیم؟ خلاصه قماش عجیبی هستن. بسیار عجیب. بیش از این‌که مفید باشن برای جریان ملی‌گرا، مخرب هستن. دیگه قضاوت با شما. #جاویدشاه Siavash Nas 🇮🇷 Pirooz "Let there be Light !" Lion&Sun winner

آلبرت انیشتین

25,546 次观看 • 4 个月前

🎥لخت مادرزاد با هنرپیشه مرد دو نفری سکس انجام دادیم و با اصرار به پدر و مادرم این صحنه ها را نشان دادم: واکنش آنها چه بود؟ 👇👇 👈 این مصاحبه مربوط به «امیلیا کلارک»، بازیگر نقش کالیسی (مادر اژدها) در سریال «بازی تاج و تخت» است. داستان از این قرار است که او در یکی از قسمت‌های اول سریال، یک صحنه سکس بسیار بی‌پرده و کاملاً لخت مادرزاد با بازیگر مرد مقابلش (جیسون موموآ) داشته است. این صحنه اصلاً نمای دور نبوده و دوربین کاملاً روی آن‌ها زوم کرده بود. حالا امیلیا با خنده تعریف می‌کند که چطور به اشتباه از پدر و مادرش خواسته بود دقیقاً همین قسمت از سریال را تماشا کنند و وقتی این صحنه پخش شده،.... ✅ مجری: این نقشی که بازی کردی، شبیه‌ترین کاراکتر به خودِ واقعی‌ت بوده تا حالا، نه؟ 🔺امیلیا: آره، آره... واقعاً شبیه اون یکی نیستم... کالیسی! ببخشید، مادر اژدها! آره. سلام دِری (به شوخی)... مرسی، آره... دقیقاً همینه. من خیلی... خیلی بیشتر شبیه لوئیس هستم، قطعاً! ✅ مجری:: چون امیلیا، تو توی «گیم آف ترونز» بازی کردی که دیگه همه‌جا هست؛ یعنی تو هر کشوری بگی واسه خودش غولی شده! مثل سریال «فرندز». امیلیا: واقعاً همین‌طوره. ✅ مجری: ولی انگار مامان و بابات یکم نگران شده بودن، چون چند قسمت اول خیلی کار خاصی نداشتی، نه؟ 🔺امیلیا: نه بابا، آره، آره... یه سری قسمت‌ها بود که اونا می‌گفتن «نه، عالی بود» ولی خب راستش خیلی توی چشم نبودی. ✅ مجری: آره خب... 🔺امیلیا:ولی بعدش من بهشون اصرار کردم که قسمت آخرو... یعنی نه این قسمت آخری، اون قسمت قبلیش رو ببینن. که البته الان که فکر می‌کنم، می‌بینم بدترین گزینه‌ی ممکن رو واسه دیدن انتخاب کرده بودم! چون توی اون قسمت زیادی حضور داشتم! (اشاره به همان صحنه لختِ مادرزاد) ✅ مجری: یه ریزه حضور داشتی آره؟ (با تیکه و خنده) 🔺امیلیا: اومم، آره... همین‌طوره... آره... ✅ مجری: عجب قسمتی هم واسه شروع انتخاب کردی! قشنگ می‌تونم تصور کنم چطوری از پسش براومدی! 🔺امیلیا: آره... وای خدا! ✅ مجری: خب معلومه، اولش نمای دوربین از دور بود ولی بعدش دوربین قشنگ رفت تو عمق ماجرا! حالا خودت نشستی اینو با مامان و بابات ببینی؟ 🔺امیلیا: (می‌خنده) ✅ مجری: بذار مودبانه بپرسم! قشنگ رفت تو عمقِ... نه، منظورم اینه که با مامان بابات تماشا کردی؟ 🔺امیلیا: آره... چون قشنگ اوضاع خیار شده بود! (خیلی ضایع و سنگین بود) ✅ مجری: آره، آره. مجبور شدی اتاق رو ترک کنی یا همه‌تون همون‌جا نشستین و زل زدین به مانیتور و گفتین «خب، باشه، داریم اینو می‌بینیم دیگه»؟ 🔺امیلیا: آره... اوضاع خیلی عجیب شد! مامانم شوکه زل زده بود به تلویزیون، بابام هم برگشت گفت: «تو به ما گفتی میرم هنرپیشه بشم واسه همین کارا؟!» ✅ مجری: مجبور شدی اتاق رو ترک کنی؟ 🔺امیلیا: نه، سریع بحث رو عوض کردم!

Akbar Ganji

93,949 次观看 • 29 天前

فسادی بنام #فاند_گیت که هرگز نمیگذاریم خاموش شود! پروژه ی مسیح علینژاد-مینا خانی-شاهد علوی-نازنین بنیادی با پروموت کردن شیرین عبادی و فیروز نادری! بخوانید: پروژه «ما شهروندان دیجیتال» یه کمپین بود که توسط مسیح تو سال ۲۰۱۸-۲۰۱۹ معرفی شد. این پروژه با حمایت سازمان آمریکایی «خانه آزادی» (Freedom House) راه‌اندازی شد و هدفش رو تو وب‌سایتشون اینگونه اعلام کردند: کمک به ایرانی‌ها برای شناخت و مقابله با اطلاعات گمراه‌کننده و جعلی تو حوزه‌های سیاسی، اجتماعی و اقتصادی، و جلوگیری از پخش شدن ناخواسته اخبار نادرست،دقیقا همچو فساد Disinfo مریم معمار صادقی که منجر به اخراج او شد! مسیح علینژاد و شاهد علوی و نازنین بنیادی و میناخانی که هیچکدام در این امر تخصصی نداشتند، تو ویدیویی که ۱۶ دسامبر ۲۰۱۸ منتشر کردن، گفتن که این کمپین می‌خواد تهدیدهای اینترنتی رو شناسایی و خنثی کنه و به مردم یاد بده چطور اخبار جعلی رو تشخیص بدن. شاهدعلوی اشاره کرد که یه گروه از «دوستان ایرانی خوش‌فکر و فنی» پشت این پروژه هستن، ولی هیچ‌وقت اسم این افراد یا مدیرای اصلی کمپین رو نگفتند و علینژاد هم تو جواب سوالای مردم درباره بودجه و جزئیات، گفت: که کنجکاوی درباره این چیزا کار «حکومت دیکتاتوری» برای خراب کردن بحثه و اطلاعات بیشتری نداد!!!! -شباهت به پروژه‌های دیگه: این پروژه را با «ایران دیس‌اینفو» (Iran Disinformation Project) که وزارت خارجه آمریکا حمایت مالی‌ش می‌کرد مقایسه کردیم ، چون هر دو قرار بود با پروپاگاندا و اخبار جعلی مقابله کنند اما ایران دیس‌اینفو به جنجال کشیده شد، چون به‌جای هدف اعلام‌شده‌ش، بیشتر به فعالای مخالف سیاست‌های آمریکا حمله می‌کرد و بجای تاسیس یک مجموعه ی هدفمند و مکانیزم مشخص در این راه،با ساخت چهار اکانت توییتری به مخالفان رژیم اخوندی و سیاست های امریکا حمله ور شد، این شباهت باعث شد سوالایی درباره نیت واقعی «ما شهروندان دیجیتال» پیش بیاد. -ابهامات و انتقادات یکی از بزرگ‌ترین انتقادها به این پروژه این بود که شفافیت نداشت. نه اسم گرداننده‌ها معلوم شد، نه مشخص شد بودجه‌ش دقیقاً از کجا میاد و چقدره و با عدم مشخصات واقعی پولها خرج چه اهدافی میشود، علینژاد و علوی فقط گفتن که «خانه آزادی» پشتشه، ولی جزئیات قرارداد یا افراد کلیدی رو فاش نکردن. این موضوع باعث شد بعضی‌ها فکر کنن پروژه بیشتر یه ابزار سیاسیه تا یه حرکت واقعی برای آموزش مردم. -سرنوشت پروژه: بعد از رونمایی اولیه و چند لایو اینستاگرامی (مثل یکی که قرار بود ۲۱ آذر ۹۸ برگزار بشه)، فعالیت چشمگیری از این کمپین دیده نشد و به نظر می‌رسه کم‌کم برچیده شده و هزینه ها علیرغم ریخت و پاش ها فقط به اسم مردم ایران نوشته شد اگه بخوام ساده بگم: این پروژه قرار بود به ایرانی‌ها کمک کنه تو دنیای دیجیتال گول اخبار جعلی رو نخورن، ولی به‌خاطر ابهام تو مدیریت و بودجه‌ش، بیشتر به‌عنوان یه حرکت جنجالی دیده شد تا پس از آن هیچ پروژه ای در این راستا تا مدتی بر قرار نگردد. علینژاد جدا از غرامت ۳/۳ میلیون دلاری چیزی حدود هشتصد هزار دلار نیز طبق اسناد تا این لحظه فاند گرفته و البته پروژه های اینچنین که ارقامشان مشخص نیست به اسامی و بهانه ای بنام #ایران و مردمانش! سوال:ایا اگر بخواهیم وس از هشت سال بدانیم نتیجه و البته جزییات را بگویند محکوم به دیکتاتور بودن میشویم؟ #پسرعاقل_نوح #غرامت_گیت Marco Rubio Department of Government Efficiency Elon Musk Saghivr HF

پسر عاقل نوح

60,628 次观看 • 1 年前

آن روزها که شهرام همایون برای بقای شبکه‌ی تلویزیونی‌اش گلریزان راه می‌انداخت و از مخاطبانش پول می‌خواست، برای خیلی از ما سوژه‌ی طنز بود. جمهوری اسلامی هم مسخره‌اش می‌کرد و برایش برنامه می‌ساخت. اما بعضی چیزها را گذر زمان بهتر نشان می‌دهد. امروز که بخش‌هایی از فضای رسانه‌ای و اپوزیسیون ایران با پول‌های غیرشفاف، وابستگی‌های سیاسی و مناسباتی آلوده شده‌اند که استقلال رسانه را به یک شوخی تلخ تبدیل کرده، آن گلریزان‌ها برای من معنای دیگری پیدا کرده‌اند. شهرام همایون دست‌کم جلوی دوربین از همفکران و مخاطبان خودش پول می‌خواست تا رسانه‌اش را سرپا نگه دارد. کسانی به او پول می‌دادند که می‌دانستند به چه کسی و برای چه چیزی پول می‌دهند. ممکن بود من با آن رسانه، عقایدش و سیاستش مخالف باشم، اما امروز ارزش استقلالی را که در آن رفتار بود بهتر می‌فهمم. این روزها وجه دیگری از شهرام همایون هم برای من قابل احترام شده است. در گفتگویی که این ویدیو بخشی از آن است، تماس‌گیرنده‌ای درباره‌ی پل‌ها، نیروگاه‌ها و زیرساخت‌هایی حرف می‌زند که در جمهوری اسلامی ساخته شده‌اند و استدلال می‌کند که چون آخوندها و نهادهایی مثل قرارگاه خاتم‌الانبیا در ساخت آنها نقش داشته‌اند، این‌ها دیگر به مردم تعلق ندارند. شهرام همایون وسط حرفش می‌پرد و می‌گوید: «نه. اول راجع به تعلقش صحبت کنیم.» شاید تمام مسئله همین یک کلمه باشد: تعلق. پل مال آخوند نیست. نیروگاه مال سپاه نیست. پالایشگاه مال جمهوری اسلامی نیست. اگر قرارگاه خاتم مجری یک پروژه بوده، صاحب آن پروژه نشده است. این‌ها با پول مردم ساخته شده‌اند، به دست مردم ساخته شده‌اند و مردم از آنها استفاده می‌کنند. همان‌طور که خود همایون در گفتگو می‌گوید: «آخوند ارث پدری داشته مگه؟» نداشته. ایران هم ارث پدری جمهوری اسلامی نیست. یکی از بزرگ‌ترین خیانت‌های جمهوری اسلامی، به گمان من، دقیقاً همین بوده که برای دهه‌ها تلاش کرده خودش را با ایران یکی کند. مخالف نظام را مخالف ایران نامید. منتقد را جاسوس خواند. معترض را عامل بیگانه، وطن‌فروش و مزدور معرفی کرد. آن‌قدر این واژه‌ها را برای سرکوب شریف‌ترین مخالفان خودش مصرف کرد که معنای خیانت، جاسوسی و حتی وطن را فرسوده کرد. حالا بخش‌هایی از مخالفان جمهوری اسلامی هم همان دروغ را پذیرفته‌اند، فقط علامت معادله را عوض کرده‌اند. جمهوری اسلامی می‌گفت: «من ایرانم، پس مخالفت با من مخالفت با ایران است.» این‌ها می‌گویند: «جمهوری اسلامی ایران است، پس هرچه به ایران ضربه بزند به جمهوری اسلامی ضربه زده است.» دو دشمن، روی یک دروغ مشترک به توافق رسیده‌اند: اینکه ایران همان جمهوری اسلامی است. و اینجاست که ما به یکی از نتایج فاجعه‌بار این سال‌ها رسیده‌ایم. آدمی می‌تواند آن‌قدر از جمهوری اسلامی متنفر باشد که دیگر نتواند میان حکومت و کشور، میان سپاه و جامعه، میان یک نهاد سرکوبگر و زیرساختی که میلیون‌ها انسان از آن استفاده می‌کنند تمایز بگذارد. می‌تواند تخریب پل، نیروگاه یا تأسیسات کشور خودش را نه به‌عنوان آسیب به مردم، که به شکل ضربه‌ای به حکومت تصور کند. من قبلاً در توییتی نوشته بودم جنگ عراق «جنگ تحمیلی» بود و جنگی که امروز درگیرش هستیم «جنگ تحمیقی» است. شوخی با کلمات بود، اما منظورم جدی بود. در این جنگ، مردم فقط قربانی خشونت و حمله نیستند. آنها را احمق فرض می‌کنند و هم‌زمان ماشین‌های تبلیغاتی و رسانه‌ای مختلف مدام در حال فرسایش قدرت تشخیص‌شان هستند. فاجعه فقط این نیست که کسی از حمله‌ی خارجی به کشور خودش استقبال کند. فاجعه جایی عمیق‌تر است: جایی که برای توضیح اینکه یک پل متعلق به مردم است، دیگر باید استدلال کرد. وقتی بدیهیات نیاز به اثبات پیدا می‌کنند، مسئله دیگر صرفاً اختلاف سیاسی نیست. این همان چیزی است که در این ویدیو برای من دردناک است. شهرام همایون دارد تلاش می‌کند چیزی را دوباره بدیهی کند که اصلاً نباید از بدیهی بودن خارج می‌شد: این کشور مال مردم آن است. من خودم چنین اعصابی ندارم. واقعاً ندارم. نمی‌توانم هر مزخرفی را بشنوم و با همان آرامش بنشینم و از ابتدا توضیح بدهم چرا چنین استدلالی از اساس تباه است. شاید این ضعف من باشد. هر عقیده‌ای هم صرفاً به این دلیل که کسی به آن باور دارد، شایسته‌ی احترام نیست. آدم‌ها حرمت دارند، اما همه‌ی عقاید محترم نیستند. بعضی حرف‌ها واقعاً مزخرف‌اند. اما دقیقاً به همین دلیل است که کاری که شهرام همایون در این گفتگو می‌کند برای من ارزشمند است. چون او کاری را انجام می‌دهد که من توانش را ندارم. راه گفتگو را نمی‌بندد. می‌شنود. سؤال می‌کند. از طرف مقابل می‌خواهد تا انتهای استدلالش برود و بعد با همان بدیهیات فراموش‌شده روبه‌رویش می‌کند. این فقط خونسردی نیست. نوعی احساس مسئولیت است. اما اگر بخواهیم منصف باشیم، مسئول اصلی وضعیتی که ما را به این نقطه رسانده پیش از هر کس جمهوری اسلامی است. این حکومت تار و پود اعتماد عمومی را چنان از هم باز کرده که ترمیم آن، اگر ممکن باشد، سال‌ها طول خواهد کشید. وقتی حکومت برای دهه‌ها هر مخالفی را جاسوس می‌نامد، روزی می‌رسد که مردم دیگر حتی نمی‌دانند جاسوس واقعی کیست. وقتی همه‌چیز پروپاگانداست، حقیقت هم اعتبارش را از دست می‌دهد. وقتی دستگاه امنیتی بخش بزرگی از توانش را صرف تعقیب روزنامه‌نگار، فعال مدنی، زن معترض و مخالف سیاسی می‌کند، در همان حال راه برای نفوذ واقعی سرویس‌های خارجی باز می‌ماند. عمق نفوذ اسرائیل در ساختارهای امنیتی و نظامی جمهوری اسلامی دیگر چیزی نیست که بتوان آن را به سادگی نادیده گرفت. اما برای من حتی دردناک‌تر از نفوذ در یک ساختار نظامی، نفوذ در ذهن جامعه است. ضعیف شدن جمهوری اسلامی برای من تراژدی نیست. فروپاشی قدرت تشخیص مردم، از بین رفتن حس تعلق به کشور و تبدیل شدن ایران به زمین بازی قدرت‌های خارجی تراژدی است. و این همان جایی است که صرف «سرنگونی جمهوری اسلامی» دیگر پاسخ کافی نیست. این حرف به معنای تسلیم شدن یا دست کشیدن از مبارزه نیست. درست برعکس. مبارزه با جمهوری اسلامی باید ادامه پیدا کند، اما اگر قرار باشد فقط رأس هرم عوض شود و همان فرهنگ حذف، همان قهرمان‌پرستی، همان دشمن‌سازی، همان بی‌اعتمادی و همان منطق «هر که با من نیست علیه من است» باقی بماند، چیز زیادی تغییر نکرده است. ما مستحق آزادی هستیم. آزادی حق ماست. اما برای حفظ آزادی باید ظرفیتش را هم بسازیم. باید نهاد بسازیم. شبکه بسازیم. گفتگو یاد بگیریم. شکست سیاسی را تحمل کنیم. مخالف را دشمن ندانیم. یاد بگیریم که اکثریت حق ندارد حقوق اقلیت را له کند و اقلیت هم نمی‌تواند چون رأی نیاورده میز بازی را به هم بزند. باید قواعد مشترکی بسازیم که از اشخاص مهم‌تر باشند. این‌ها کارهای بعد از جمهوری اسلامی نیستند. خود این‌ها بخشی از مبارزه با جمهوری اسلامی‌اند. و شاید نقطه‌ی شروع همان چیزی باشد که شهرام همایون در آن مکالمه گفت: «اول راجع به تعلقش صحبت کنیم.» قبل از اینکه درباره‌ی جمهوری یا پادشاهی دعوا کنیم، قبل از اینکه برای حکومت بعدی اسم انتخاب کنیم، باید دوباره بفهمیم چه چیزی به ما تعلق دارد. این شهرها. این جاده‌ها. این پل‌ها. این نیروگاه‌ها. این حافظه‌ی جمعی. این آینده. و ایران. ایران نه مال جمهوری اسلامی است، نه سپاه، نه آخوند، نه شاه، نه موساد و نه هیچ قدرت خارجی دیگری. اگر قرار است روزی آزاد باشیم، شاید یکی از اولین کارها این باشد که دوباره یادمان بیاید این کشور مال ماست.

Panah Farhadbahman 🎒

62,759 次观看 • 15 天前

با توجه به تجربه زیسته، مطالعات و آنچه درباره سیاست آمریکا و تحولات منطقه خوانده، دیده و دنبال کرده‌ام، با این چهار دقیقه از صحبت‌های سعید لیلاز کاملاً همدل و هم‌نظر هستم ‼️‼️‼️‼️‼️‼️‼️‼️‼️‼️‼️‼️‼️‼️ سعید لیلاز: غیرممکن بود ما بتونیم جلوی جنگ رو بگیریم. غیرممکن بود. زمانش ممکن بود عقب و جلو بیفته، ولی چون آمریکایی‌ها زمان رو به زیان خودشون می‌دونستند و ایران رو در حداکثر ضعفی که ممکن بود می‌پنداشتند، چه ضعف نظامی، چه ضعف اقتصادی و چه ضعف مشروعیت داخلی و بین‌المللی، بعد از حوادث دی‌ماه ما در کف مشروعیت داخلی و بین‌المللی بودیم. این جمله‌ی آدولف هیتلر مشهوره که وقتی می‌خواست به شوروی حمله کنه، می‌گفت: «یک لگد به در بزنیم، کل ساختمان فرو می‌ریزه.» این‌ها هم فکر می‌کردند همین اتفاق می‌افته. بله، این‌ها فکر می‌کردند زمان به زیان آمریکاست. آمریکا از سال ۲۰۲۷ می‌خواد روی مسئله‌ی چین متمرکز بشه. سرعت قدرت گرفتن چین این‌قدر زیاده که اگر آمریکا در این یکی دو سال با ایران برخورد نمی‌کرد، ممکن بود هرگز نتونه این کار رو انجام بده. بنابراین این‌که ما فکر کنیم می‌تونستیم با دیپلماسی جلوی این جنگ رو بگیریم، یک اشتباه بزرگه. مهرماه ۱۴۰۴، اگر اشتباه نکنم، از دفتر آقای لاریجانی با من تماس گرفتن که بلند شو بیا شورای عالی امنیت ملی، جلسه داریم. همون روز بلافاصله بلند شدیم و رفتیم خدمتشون. به ما توضیح دادند که در جریان مذاکرات نیویورک، با وساطت آقای مکرون، با تیم آمریکایی نشستیم و چانه‌زنی کردیم. آقای مکرون هم می‌گفت: «آقا، بیاید مصالحه کنید.» در نهایت به یک توافقی رسیدیم. وقتی تیم آمریکایی این توافق رو برای آقای ترامپ بردند، آقای ترامپ گفت: «نه، من قبول ندارم. این کمه. یک مقدار دیگه هم بهش اضافه کنید.» جزئیاتش رو به ما نگفتند. من هم مثل بعضی دوستان نیستم که از خودم چیزی بسازم. عین چیزی رو که می‌شنوم می‌گم. رفتیم و دوباره برگشتیم. چیزهایی رو که آقای ترامپ خواسته بود قبول کردیم. جمهوری اسلامی پذیرفت. این جمله‌ی منِ لیلاز نیست، جمله‌ی شهید لاریجانیه. دوباره بردند پیش آقای ترامپ. گفت: «نه، من نمی‌خوام. این کمه. دوباره بیشترش کنید.» بار سوم و بار چهارم، ما یقین پیدا کردیم که ایالات متحده‌ی آمریکا دنبال مصالحه نیست. آقای مکرون الان شاهده و می‌تونه این حرف آقای لاریجانی رو راستی‌آزمایی کنه. ما مطمئن شدیم که آمریکایی‌ها دنبال توافق نیستند. در مهرماه ما رو صدا کرد و گفت بر همین قیاس، ما حدس می‌زنیم تا پایان دی‌ماه، یعنی تا پایان سال ۲۰۲۵، به ایران حمله خواهد شد و یک تهاجم نظامی جدید شکل خواهد گرفت. برخورد بین ایران و آمریکا گریزناپذیره. ما ۳۰ سال در حال دیپلماسی بودیم. ۳۰ سال موفقیت‌آمیز کوشیدیم جلوی جنگ رو بگیریم، ولی رسیدیم به جایی که دیگه نمی‌شد. چرا نمی‌شد؟ هم دولت آمریکا دولتی‌ست که به قول خودشون نئوکان‌ه و هم این‌که آمریکایی‌ها دارن خودشون رو برای برخورد با چین آماده می‌کنن. یادتون باشه در زمینه‌ی سیاست خارجی، کمترین تفاوت بین دموکرات‌ها و جمهوری‌خواه‌ها وجود داره. اصلاً تفاوتی وجود نداره. وقتی آقای بایدن در سال ۲۰۲۰ رئیس‌جمهور آمریکا شد، از ژانویه‌ی ۲۰۲۱ به بعد تقریباً تمام مصوبات دولت آقای ترامپ رو لغو کرد، غیر از سه مورد: یکی تحریم‌های ایران، یکی تحریم‌های چین و یکی تحریم‌های کوبا. بنابراین این‌که فکر کنید به خاطر اومدن آقای ترامپ، رویکرد دولت آمریکا عوض شده، ساده‌لوحانه‌ست. آمریکایی‌ها برای این‌که بتونن تکلیف خودشون رو با چین روشن کنن، چاره‌ای ندارن جز این‌که ایران رو به‌عنوان پشت جبهه‌ی خودشون صاف کرده باشن. اولاً ایران قدرت بزرگیه و ثانیاً باید گلوگاه نفتی چین که بهش وابسته‌ست، یعنی خلیج فارس، رو قیچی کرده و تحت کنترل گرفته باشن. به همین دلیله که بعد از سقوط مادورو در ونزوئلا، من همواره فکر می‌کردم که داستان ایران به‌زودی تغییر خواهد کرد. یعنی آمریکایی‌ها نمی‌تونن برای حرکت به سمت چین، از بابت نفت ایران و تنگه‌ی هرمز خیال‌شون راحت نباشه.

آرش یوسفی -ARASH

109,352 次观看 • 1 个月前