Video wird geladen...

Video konnte nicht geladen werden

Zur Startseite

اوه اوه #مرودشت رو ببین 🥹 دور سرتون بگردم 🫂

193,192 Aufrufe • vor 4 Monaten •via X (Twitter)

0 Kommentare

Keine Kommentare verfügbar

Kommentare vom Original-Post werden hier angezeigt

Ähnliche Videos

یه برنامه تلویزیونی تو کره پخش میشه به اسم «ملاقات با شما». این برنامه تو یه حرکت جنجال آفرین مادری به اسم «جانگ جی سونگ» رو که دخترش «نایون» رو تو سال 2016 بعلت یه بیماری ناشناخته از دست داده بود، بوسیله‌ی واقعیت مجازی رو در رو کرده! خانم نایون یه هد ست واقعیت مجازی VR رو روی چشمانش گذاشت و به باغی رفت که دخترش اونجا منتظرش بود. خانم جانگ در حالی که دخترش رو تو بغلش گرفته بود بهش گفت: اوه قشنگ من... دلم برات تنگ شده بود. نایون هم با چشمای درخشان و موهای مشکی از مادرش می‌پرسه کجا بود تاحالا و آیا بهش فکر میکنه؟ مادرش جواب داد: همیشه این کارو میکنم. نایون گفت: دلم خیلی برات تنگ شده بود مامان. جانگ هم گفت: منم همینطور عزیزم. جانگ از اول برای گرفتن دست نایون مردد بود. چون اون هرچی باشه مجازیه و واقعیت نداره! ولی نایون اصرار کرد دستشو بگیره. جانگ در حالی که به پهنای صورت اشک می‌ریزه دست نایون رو میگیره. شوهر، پسرش و بقیه‌ی افراد توی استودیو هم که شاهد این اتفاقات بودن اشک میریختن. بعدش نایون میره و از باغ یه گل میچینه و به مادرش میده و میگه: مامان میبینی... دیگه درد نمی‌کشم و باعث لبخند ذوق مادر میشه. در پایان این سفر جادویی، به مادرش میگه مامان من خسته ام، میرم بخوابم و با مادرش خداحافظی کرد. با این برنامه استقبال زیادی روبرو شده و همه دوست دارن عزیزانشون رو برای یکبار هم شده، بصورت مجازی ببینن... منتقدان جدی هم داره. نادیده گرفتن حقوق متوفی، اینکه چه کسی آواتار رو کنترل میکنه، اینکه چی میگه، دستکاری عاطفی شخصیت مجازی و فریب طرف حقیقی اتهاماتی هست که به این طرح وارده.

⚔️🏴𝐇𝐢𝐫𝐤𝐚𝐧 (𐂂)

186,143 Aufrufe • vor 1 Jahr

مدتهاست خیلی‌هاتون ثابت کردید:یکبار هم خیابون نرفتید. کوچکترین آزاری از جاعش ندیدید. تهش یه حجاب بوده که با غر سر کردید. یه گرونی بوده که خیلی بهتون فشار نیاورده. هیچوقت قربانی ظلم این رژیم نبودید. همیشه امنیت‌تون حفظ بوده. با عرزشی و برانداز سازگار بودید. هم برنج معاویه رو خوردید هم نماز علی رو داشتید. الویت آخر زندگی‌تون هم برقراری دموکراسی و حقوق‌بشر نبوده. دیدید، ولی تجربه زیسته نداشتید. با “من سیاسی نیستم”، مجوز استفاده از همه‌چیز رو به خودتون دادید. همونجور که ننه‌باباتون، تخم‌ش نبود #خوزستان نابود شد، شما هم از جنگ فقط اوه و پوف از دورش رو داشتید. ولی… الان، جنگنده اومده بالا سرت. بمب میخوره بغل خونه‌‌ت. کس‌شعرای همیشگیت، کار نمیکنه. اینه که نگرانت کرده. اینبار اولین باریه که ممکنه هزینه بدی. ممکنه تازه. تو نگران #زیرساخت نیستی، تو نگرانی که ارزیابی‌ها داره تغییر میکنه. تو نگرانی اگه شیشه خونه‌ت بشکنه، نمیتونی بری غرامت بگیری، چون خیلیا قبل تو توی صف هستن. تو اتصالات نامرئی‌ت با این رژیم، خیلی خیلی محکم و جوندار هستن. تو، قبول نداری که این رژیم، دشمن ایرانه. تو باورنداری مردم ۴۸ ساله توو جنگن. تو باورنداری تنها مسبب این شرایط فقط #جاعش هست. تو ته قلبت با بسیج و سپاه و رژیم، راحت‌تری. تو میگی نگران کشته‌شدن مردمی، یک هفته توی جنگ، هنوز یک‌دهم رکورد جنایت رژیم در دی‌ماه هم نشده. تو حتی نگران #پناهگاه #آژیر #اينترنت نداشتن مردم نیستی. تو نگران #جنگ‌طلبی رژیم نیستی. تو احمق نیستی، میدونم؛ واژه برات ندارم. #پاينده_ایران

Mediss Tavakkoli_

64,487 Aufrufe • vor 4 Monaten

۱/۲ 🔴نظر پرفسور میرشایمر در مورد احتمال حمله هسته ای اسرائیل به ایران. 🔸قاضی ناپلیتانو: می‌خوام یه کلیپ براتون پخش کنم از یه مصاحبه با جان کیریاکو. شاید آقای کیریاکو رو بشناسید. اون مأمور بازنشسته سیا است. تنها کسی بود که به خاطر رژیم شکنجه بوش-چنی زندان رفت، چون خودش از چیزهایی که مجبور شده بود ببینه حالش به هم می‌خورد و شکنجه‌ها و اسم شکنجه‌گرها رو افشا کرد. الان البته از زندان آزاد شده، این چند سال پیش بود. ولی اون یه ادعای خیلی تکان‌دهنده درباره اسرائیلی‌ها داره و من نظرتون رو می‌خوام بدونم. پروفسور میرشایمر، 🔸قاضی ناپلیتانو:کریس کلیپ شماره سه. 🔻آغاز پخش کلیپ. «جان کریاکو: دلیلش اینه که به من گفتن دونالد ترامپ تصمیم گرفت ایران رو بمباران کنه چون اسرائیلی‌ها برای اولین بار گفتن: اگر شما این پناهگاه‌های زیرزمینی رو بمباران نکنید و این تأسیسات رو نزنید، ما خودمون از سلاح هسته‌ای استفاده می‌کنیم. تا اون موقع هیچ‌وقت چنین تهدیدی نکرده بودن. برای همین ترامپ گفت: بمباران ایران شاید واقعاً جلوی شروع جنگ جهانی سوم رو بگیره اگر مانع بشه که اسرائیلی‌ها سلاح هسته‌ای به کار ببرن.» جولیان دوری: یعنی طبق منبع شما، اسرائیلی‌ها به رئیس‌جمهور ایالات متحده گفتن که اگر ارتش آمریکا با قدرت خودش تأسیسات هسته‌ای ایران رو نزنه، اسرائیل به تنهایی از سلاح هسته‌ای استفاده می‌کنه. جان‌کیریاکو: آره. جولیان دوری: می‌بینی مشکل این حرف چیه جان؟ آره. چون اونا هیچ‌وقت رسماً اعتراف نکردن که سلاح هسته‌ای دارن. دقیقاً. پس تو داری به من می‌گی اونا به رئیس‌جمهور آمریکا اعتراف کردن که سلاح هسته‌ای دارن، ولی هنوز توی معاهده آژانس بین‌المللی انرژی اتمی (IAEA) نیستن؟ جان‌کیریاکو: خب، اگر حرف افشاگرهای هسته‌ای اسرائیل درست باشه، آره، از دهه ۵۰ شروع کردن، اواخر دهه ۶۰ یا اوایل دهه ۷۰ بهش رسیدن. برو ببین موردخای وانونو رو.مم‌هوم. می‌دونی، وانونو بی‌دلیل به خیانت متهم نشد. 🔻انتهای پخش کلیپ. 🔸قاضی ناپلیتانو: قابل قبوله، پروفسور میرشایمر؟ 🔹پرفسور میرشایمر: اوه، قطعاً قابل قبوله. من که مدرک محکمی برای تأیید حرف جان کیریاکو ندارم، نمی‌گم بهش شک دارم، ولی مدرک سخت ندارم. اما از نظر منطقی کاملاً معنا داره. باید یادتون باشه که اسرائیلی‌ها واقعاً باور دارن، کاملاً محکم باور دارن که ایران با سلاح هسته‌ای تهدید وجودی برای آنهاست. و باور دارن که همین توانایی غنی‌سازی هسته‌ای که ما ۲۲ ژوئن امسال زدیم (یعنی ایالات متحده در ۲۲ ژوئن امسال زد) مقدمه‌ای برای به‌دست آوردن سلاح هسته‌ای توسط ایران بود. برای همین خیلی خیلی مشتاق بودن که اونو نابود کنن. ما همچنین می‌دونیم که خودشون به تنهایی نمی‌تونن این کار رو بکنن. نه فوردو رو تونستن بزنن مثل کاری که ما کردیم، نه نطنز رو. اصلاً نمی‌تونن. توانایی‌اش رو ندارن. بمب‌هایی ندارن که بتونه اون‌قدر عمیق بره. پس اگر نتونن این تهدید وجودی رو با سلاح‌های متعارف از بین ببرن، ولی بتونن با سلاح هسته‌ای (شاید حتی فکر کنن با یه سلاح هسته‌ای کوچک هم بشه)، فکر می‌کنم احتمال اینکه این کار رو بکنن خیلی بالاست. فکر می‌کنم اگر در آینده شواهد محکمی باشه که ایران داره سلاح هسته‌ای به دست میاره، واقعاً شواهد محکم، (که البته تابستون امسال این‌طور نبود)، و اسرائیلی‌ها نتونن اون توانایی رو با نیروهای متعارف خودشون نابود کنن، من پول زیادی شرط می‌بندم که از سلاح هسته‌ای استفاده می‌کنن. باز هم تکرار می‌کنم، اونا این رو تهدید وجودی می‌بینن. و وقتی حرف از استفاده از نیروی نظامی علیه دشمنانشونه، اسرائیلی‌ها تقریباً هیچ مرزی نمی‌شناسن. ما این رو در سال‌های اخیر دیدیم. کلمه «خویشتنداری» وقتی حرف از رفتار نظامی اسرائیلی‌هاست اصلاً معنایی نداره. پس فکر می‌کنم این یه تهدید واقعیه، نه فقط الان، بلکه یه تهدید واقعی برای آینده هم هست. 🔻منتخبی از لحظه 26:03 تا اخر گفتگوی زیر: Prof. John Mearsheimer _ Ukraine and Reality-Judging Freedom- Andrew Napolitano-20251120Thu اتصال به این فرسته در کانال تلگرام "بین دوگانگی ها ":

Farhad Ghoddoussi

87,037 Aufrufe • vor 7 Monaten

برادرم مریض بود و یک روز گفت: -مامان اینا کی هستند که اومدن تو خونه؟ کمی دور و برمون رو نگاه کردیم و مادرم گفت: +قربونت برم کسی اینجا نیست! من و هادی و خواهرت اینجاییم! -نه اینجان؛ ازم می‌خوان که باهاشون برم! مادرم ترسید و بلند پدرم رو صدا کرد: ×چیه چی شده؟ -بچه جن دیده! ×جن دیگه چیه؟! جن کجا بود؟بابا اینجا که کسی نیست؟! +چرا شما نمی‌بینید!!! مادربزرگم هم اومد تو پذیرایی و یه قرآن گرفت دستش و شروع کرد به خوندن. مادرم برادرم رو بغل کرد و پدرم هم مونده که چیکار کنه یه آتیش روشن کرد و دور اتاق می‌چرخوند و لگد می‌زد به در و دیوار می‌گفت ببین؛ هیچ‌کس نیست! من هم مثل بروسلی با لگد می‌رفتم رو مبل و در و دیوار و کلی حال می‌کردم‌‌ و می‌گفتم برید گمشید! انگار که همه داریم بازی می‌کنیم… شیر تو شیری شده بود و برادرم هم می‌خندید و آخرش گفت: بسه دیگه؛ رفتند!!! برادرم به پدرم گفت: -بابا ببخشید که باید همه‌ش منو بغل می‌کردی با اینکه کمر درد داشتی! بابام بغلش کرد و دور خونه می‌چرخوندش و می‌گفت: -تو رو بغل نکنم پس کیو بغل کنم پدرسوخته‌!؟ کلی چلوندشو و بوسش کرد… بعد با من صحبت کرد و گفت مراقب مامان و بابا باش و آخرش به مامانم گفت که خسته است و می‌خواد بخوابه. مادرم بغلش کرد و بردش تو اتاقش و رو تخت کنارش دراز کشید و خوابیدن. نزدیک‌های صبح بود که دیدم صدای جیغ و داد مادرم میاد. همه یک‌دفعه بیدار شدیم. مادرم جیغ می‌زد و اسم پدرم و صدا می‌زد و هی می‌گفت بچه حالش بده. بابام هول شده بود. اون موقع ماشین نداشتیم. داداشم رو بغل کرد و پا برهنه دوید تو خیابون که کله سحر یه تاکسی؛ چیزی پیدا کنه و مادرم هم دنبالش دوید تو خیابون... بعد از چند ساعت پدرم برگشت. مادربزرگ دوید سمت در و چشم تو چشم شدن. پدرم سرش رو تکون داد و مادربزرگ شروع کرد به شیون و زاری. پدرم تلاش می‌کرد تو صورت ما نگاه نکنه و همش سرش رو سمت و دیوار و سقف می‌گرفت و با صدای بغض گرفته‌اش به من و خواهرم گفت بیایید اینجا رفت از تو کمد دو تا بسته شکلات گنده آورد داد به ما. گفتم: +همش مال ما؟ -آره همش مال شماست. +همه رو امروز بخوریم؟ -آره بابا جون. نوش جونتون. +پس داداشی چی؟ -دیگه طاقت نیاورد و اشکاش جاری شد. اشک‌هایی که تا اون روز کسی ندیده بود. اومده بود شناسنامه پسرش رو ببره تا… مادرم تعریف می‌کرد که وقتی به جلوی در بیمارستان رسیدن برادرم گفت: مامان غصه نخوریا؛ اونا گفتند که تا تو بیایی مراقبم هستند و همون موقع واسه همیشه رفت… هیچ‌وقت یادم نمی‌ره که سر خاکش مادرم رفته بود تو قبر و بیرون نمی‌اومد! می‌گفت منم باید باهاش خاک کنید! هیچ دردی برای پدر و مادر مثل از دست دادن بچه نیست… #PersianGulf

Hadi Beheshti

39,691 Aufrufe • vor 1 Jahr