Video yükleniyor...

Video Yüklenemedi

Ana Sayfaya Dön

✨ اکنون در ششمین نمایشگاه بین‌المللی حمل‌ونقل، لجستیک و صنایع وابسته 📍 از ۶ تا ۹ شهریور 📌 محل دائمی نمایشگاه‌های بین‌المللی تهران – سالن ۷، غرفه دات‌وان چشم‌به‌راه حضورتان هستیم؛ تا ادامه این مسیر را با هم بسازیم؛ برای فردایی روشن‌تر 🌍 #دات_وان #نمایشگاه_حمل_ونقل #لجستیک #صنایع_وابسته #ایران_نوین #نوآوری #آینده_روشن

0 Yorum

Yorum bulunmuyor

Orijinal gönderinin yorumları burada görünecek

Benzer Videolar

شکست سکوت: روایت کارخانه نوآوری آزادی (نسخه کامل ویدیو به‌زودی در آپارات و یوتیوب) ۱- ۶ سال پیش #کارخانه_نوآوری_آزادی را با هدف ایجاد مکانی برای تحقق آرزوها و ایده‌های کارآفرینان جوان کشورم با همراهی خانواده علیزاده و شرکت #آما و حمایت معاونت علمی و پارک فناوری پردیس و همراهی اهالی محترم اکوسیستم کارآفرینی ایران بنیان گذاشتیم. ۲- طرح ایجاد اولین کارخانه نوآوری کشور را پی‌ریزی کردیم تا پراکندگی کارآفرینان و استارتاپ‌های نوپای آن‌ها در تهران بزرگ را کاهش دهیم و مانند مثال‌های موفق در کلان‌شهرهای دیگر جهان، با در کنار هم قرار گرفتن کارآفرینان، مربیان، سرمایه‌گذاران و حامیان اکوسیستم امکان موفقیت آن‌ها افزایش یابد. ۳- آرزوی ما تبدیل کردن «جاده مخصوص» به «سیلیکون‌ولی» ایران بود. ولی اکنون که کارخانه نوآوری به نماد کارآفرینی کشور تبدیل شده، با خطر خاموشی روبروست! مسلم است که خاموش شدن این چراغ، کارآفرینی را از بین نمی‌برد ولی تحقق این امر قدمی دیگر در ایجاد ناامیدی و تشویق به مهاجرت کارآفرینان کشورمان به سوی کشورهای منطقه و اقصی نقاط دنیا است. ۴- در آن زمان امکان مالی خرید ملک را نداشتیم و طرح ایجاد اولین کارخانه نوآوری در کشور آنقدر دور از ذهن و ترسناک بود که جذب سرمایه نیز برای آن امکان‌پذیر نبود. از این رو تنها راه ممکن، رهن و اجاره کارخانه برای بلندترین مدتی که مالک حاضر به توافق شد، یعنی ۵ سال بود. ۵- برای کاهش تهدیدها و فشارها، ایجاد امنیت برای کارآفرینان و مراکز نوآوری مستقر در کارخانه و جلوگیری از تعطیل شدن آن، حراست مجموعه به معاونت علمی محول گردید و پذیرفتیم که کارخانه نوآوری به عنوان اولین شعبه پارک فناوری پردیس ادامه راه دهد. در تمام دنیا چنین مراکزی به ابتکار دولت‌ها شکل می‌گیرد و با توان و خلاقیت بخش خصوصی ادامه راه می‌دهد. ۶- ما کارخانه نوآوری را برای ملک‌داری و یا انحصارطلبی راه‌اندازی نکردیم. کارخانه نوآوری به همت شرکت‌های پیشرو نوآور کشور از جمله سیناژن، وی‌کست، هنام فارمد، دیجی‌کالا، سامان، دیبا و علی‌بابا و هم‌آوا و سرآوا و چندین هزار کارآفرین جوان، امروز فعال‌ترین مرکز نوآوری کشور در حوزه‌های متعددی چون هوش مصنوعی، بیولوژی و داروسازی، سلامت، فیلم و محتوا، سیر و سفر، شهرسازی و معماری، مالی و بیمه، کشاورزی مدرن و ده‌ها حوزه دیگر شده است. ۷- واقعا مهم نیست که چه کسی این کارخانه را راه‌اندازی کرد. مهم آن است که این مسیر ادامه یابد و چراغ‌های برج نوآوری ایران روشن بماند. تنها راه ادامه این مسیر، مذاکره برد برد بین بخش خصوصی مستقر در کارخانه نوآوری و شرکت آما به عنوان یک شرکت سهامی عام با ذی‌نفعان متعدد و با احترام به حق مالکیت مبتنی بر قانون است. بار دیگر عزم جزم کنیم و با توافقی برد برد، چراغ کارخانه نوآوری را روشن نگه داریم. خاموش شدن این چراغ عقب‌گرد و غلبه سیاهی است. چراغی به دستم، چراغی در برابرم، من به جنگ سیاهی می‌روم.

Said Rahmani

65,491 görüntüleme • 2 yıl önce

روایتی از بازدید سعید جلیلی از نمایشگاه کتاب تهران دیروز با دکتر جلیلی راهی نمایشگاه کتاب تهران شدم. برای یک بازدید و نه یک حضور مانند حضور های سرزده و سرنزده، نه از آن حضور های پرطمطراق مسئول‌مآبانه و از سر سیری و نمایشی و دکوری. بلکه یک بازدید از جنس یک مرد کتابخوان، با همان حال و هوای کتاب‌بازها، رفته بود که کتاب ببیند و بخرد. اولش مهمان دو مراسم رونمایی کتاب بود. سالن پر شده بود، بیش از جا. اولی کتاب خاطرات شهید علی محمدی، دانشمند هسته‌ای، که همسرش بود و نویسنده و خود جلیلی. سالن انگار نفسش بند آمده بود از حضور آدم‌ها. کتاب بعدی هم «سلاح نامرئی» بود، نوشته‌ی مسعود براتی و سید حامد ترابی، که به ماجرای تحریم‌ها پرداخته بود. انتخاب این دو کتاب خودش حرف داشت. اولی پیامی بود به صورت آن‌هایی که ادعای علم بدون مرز دارند اما دانشمندان ما را ترور کردند، به قول جلیلی: «این شهدا، با همان دانش بومی، دشمن را چنان به هم ریختند که هنوز دست‌وپایشان را گم کرده‌اند.» کتاب دوم هم انگار یک ذره‌بین بود روی سلاح نامرئی دشمن، تحریم. جلیلی گفت: «ملتی که می‌خواهد به قله برسد، باید موانع را بشناسد و ازشان نترسد.» این دو کتاب‌ها از آن جهت انتخاب شده بودند که دو تیغ بودند، یکی برای نشان دادن راه، یکی برای زدن به ریشه‌ی مانع. از همان اول که پای مان را در نمایشگاه گذاشتیم جلیلی همانطور که پیشتر گفتم یک بازدید کننده و یک جفت چشم بود که انگار دنبال گنج می‌گشت در قفسه‌های کتاب. بعد از مراسم، جلیلی راه افتاد در غرفه‌ها. در میان این غرفه گردی ها چند نکته جالب به نظرم آمد: اول، دقتش عجیب بود. در هر غرفه که می‌رسید، نه از آن سوال‌های الکی که فقط برای پر کردن وقت باشد. کتاب‌ها را یکی‌یکی دست می‌گرفت، ورق می‌زد، چند خطی می‌خواند. حتی توی غرفه‌های گمنام، جالب آنکه یکی دو مورد پیش آمده بود کتاب‌هایی را می‌شناخت که غرفه دار از ته قفسه کشیدند بیرون، چون جلیلی اسمش را گفت. انگار این آدم، نقشه‌ی کل نمایشگاه را در سرش داشت. دوم، نگاهش به کتاب‌ها، نگاه یک آدم سیاسی نبود. یک کتاب‌باز واقعی بود. از غرفه‌ای که دو تا معلم شهرستانی برای بچه‌ها قصه نوشته بودند تا غرفه‌ی پژوهش‌های تاریخی درباره‌ی خلیج فارس. از ادبیات داستانی غرب تا کتاب‌های سینمایی، از غرفه‌ی یک دختر نوجوان که از دیدنش ذوق‌زده شد تا غرفه‌های شلوغ‌تر. جالب آنکه هر غرفه ای را که می ایستاد برای حال و احوال پرسی نبود، سر کتاب هایش می ایستاد و معمولا در هر غرفه ای مقداری از یکی دو کتابی که چشم اش را می گرفت را می خواند. سوم، عجیب بود که بیشتر غرفه‌هایی که سر زد، غرفه‌های کوچک و گمنام بودند. انگار عمداً از غرفه‌های پرزرق‌وبرق دوری می‌کرد. فقط آخر سر، دو سه تا غرفه‌ی اصلی را دید که دیگر داشتیم می‌رفتیم. چهار، پنج ساعت در نمایشگاه بودیم چندین جلد کتاب خرید، خریدنی که ما را هم به صرافت انداخت تا دو سه تایی از آن ها را خریداری کنیم. آنچه جلیلی از فرهنگ سیاسی و اهمیت کتابخوانی گفت را می شد در خود او دید او علم و کنش اش توییتری نیست کتابخوان است و به دنبال عمق در مسائل...

رضا صالحی

12,986 görüntüleme • 1 yıl önce

«درخواست همکاری برای ایجاد صلح و توسعه اقتصادی» در دنیای امروز، زبان سیاست اغلب با قدرت، فشار و رویارویی شکل می‌گیرد. با این حال، زبان اقتصاد، زبان منافع مشترک بین ملت‌ها است٫ زبانی که قادر به هموار کردن راه برای درک متقابل، رشد پایدار و ثبات پایدار است. من قاطعانه معتقدم که در هر کشوری، بخش خصوصی و کارآفرینان هستند که می‌توانند پل‌های اقتصادی بسازند، گفتگو را برای سیاست‌گذاران تسهیل کنند و پایه و اساس پیشرفت مشترک و منافع متقابل بین ملت‌ها را بنا نهند. در بحبوحه درگیری‌های تحمیلی و تنش‌های فزاینده، مردم شریف و مقاوم ایران سختی‌های قابل توجهی را تحمل کرده‌اند و البته محکم ایستاده‌اند؛ همانطور که سایر ملت‌های منطقه نیز از پیامدهای چنین تنش‌هایی رنج برده‌اند. در زمانی که گفتمان سیاسی در هر دو طرف به طور فزاینده‌ای به سمت تشدید و رویارویی سوق داده می‌شود، بخش خصوصی برای کمک به میدان می‌آید لذا از همکار اقتصادی خود، آقای ایلان ماسک (Elon Musk)، دعوت می‌کنم تا با همکاری و هم‌افزایی سازنده، همانند تصمیم ما به ایجاد بستری کمک کند که از طریق آن سیاست‌گذاران دو کشور بتوانند به گفتگو، درک متقابل و صلح نزدیک‌تر شوند. مردم ایران ملتی بزرگ، توانمند و صلح‌طلب هستند که می‌توانند در کنار همه ملت‌های ضعیف و قوی جهان بایستند و از طریق یک زبان مشترک - زبان توسعه، نوآوری و اقتصاد - به سوی آینده‌ای روشن‌تر حرکت کنند. از طرف هلدینگ دات وان و به عنوان بخش کوچکی از بخش خصوصی ایران، بدینوسیله آمادگی خود را برای استفاده از تمام ظرفیت‌های مالی، اقتصادی و عملیاتی موجود برای کمک به نزدیک‌تر کردن دیدگاه سیاست‌گذاران دو طرف ابراز می‌کنم. امیدواریم که شما نیز رویکردی متقابل اتخاذ کنید و در این مسیر به ما بپیوندید تا با هم بتوانیم آینده‌ای مبتنی بر صلح، ثبات و همکاری را برای منطقه و جهان رقم بزنیم. زیرا پایان همه جنگ‌ها صلح است - و این مردم هستند که بیشترین هزینه این درگیری‌ها را متحمل می‌شوند. ایران کشوری است که مردم آن هرگز آغازگر جنگ نبوده‌اند، اما همواره در برابر هر نوع تجاوزی محکم ایستاده‌اند و همچنان محکم ترخواهند‌ایستاد. با این وجود، ما معتقدیم که از طریق همکاری و هم افزایی مشترک، می‌توانیم دیدگاه صلح‌محور را در میان سیاست‌گذاران تقویت کنیم و آن را به زبانی مشترک تبدیل کنیم. و از کشور دوست ، تاجیکستان درخواست کنیم به عنوان محل میانجی‌گری صلح و‌گفتگو دو کشور ما را همراهی کند و ما برای نزدیک کردن دیدگاههای سیاستمدارن خود تلاش کنیم و آینده‌ای درخشان برای ملت‌هایمان بسازیم. با احترام، بابک زنجانی

Babak Zanjani 🔝

18,880 görüntüleme • 5 ay önce

🟥#فوری 🔴#مسعود_رجوی-۲۷ آبان۱۴۰۴ آفـریـن و درود به قهـرمانان #کانونهای_شورشی در ارتـش آزادی به‌خاطر ۶ رشته کارزار سراسری قیام آبان با ۱۶۷ عملیات ضداختناق و پراتیک انقلابی با پذیرش دستگیری و شکنجه و شهادت و #اعدام در راه آزادی خلق و میهن. سرکردهٔ لشگر ۲۷ سپاه #خامنه‌ای که حفاظت #تهران را برعهده دارد، پس از اعلام نخستین کارزار شما در آبان‌ماه، به پاسداران و بسیجیان تحت‌امر گفت برای هر گونه اغتشاش آماده باشند و هر حرکتی باید به‌شدت سرکوب شود. سپس «نواحی و حوزه‌های» بسیج و #سپاه به رفع کمبودها و آماده‌سازی مجدد تسلیحات و تجهیزات خود روی آوردند و در میدانهای تیر به تمرین تیراندازی پرداختند. در تهران در روز ۲۴ آبان نزدیک به ۳۰ هزار نفر برای کنترل اوضاع و امنیت شهر به کار گرفته شدند. نیمی از سپاه و بسیج و نیمی از نیروی سرکوبگر انتظامی بودند. قرار بر این بود که تمرکز را بر گشت‌های موتوری در محلات بگذارند. لباس شخصی‌ها و مأموران اطلاعات هم در همه جا با قوای نظامـی و انتظامـی دشمـن هم‌کاسـه و همـراه بودنـد. اما ارادهٔ فرزندان رشید میهن با یاد ۱۵۰۰شهید قیام آبان شعله‌ها را برافروخت و ثابت کرد آبان تا سرنگونی ضحاک ولایت با تهاجم حداکثر و جنگ صد برابر ادامه دارد. ماشه‌ها اکنون در جمیع جهات کشیده شده و جبهه خلق در وضعیت «یک گام تا قیام» است. #نه_شاه_نه_شیخ #زن_مقاومت_آزادی

سازمان مجاهدین خلق ایران

20,789 görüntüleme • 10 ay önce

ادعای درآمد «۷۰ تا ۲۰۰ میلیارد دلاری از عوارض تنگه هرمز» توسط یک مشت بلاگر ان‌قُلابی #گدای_شهرت از اساس پوچ است؛ چون اگر قرار بود یک‌شبه از هرمز، کانال سوئز بسازیم، درآمد چند سال اخیر سوئز با کنترل کامل مصر عبارت است از: ۲۰۱۹: حدود ۵٫۸ میلیارد دلار ۲۰۲۰: ۵٫۶ میلیارد دلار ۲۰۲۱: ۶٫۳ میلیارد دلار ۲۰۲۲: حدود ۷٫۹–۸ میلیارد دلار ۲۰۲۳: رکورد ۹٫۴ تا ۱۰٫۲۵ میلیارد دلار ۲۰۲۴: حدود ۴ میلیارد دلار ۲۰۲۵–۲۰۲۶: ماهانه حدود ۴۰۰ میلیون دلار که در یک دوره ۱۰ ساله میانگین ۵ تا ۶ میلیارد دلار بوده است؛ از ترکیه نمی‌نویسم چون به میلیون دلار است و شرف برایتان باقی نمی‌گذارد! پس حالا که کشتی‌ها مسیر عمانی را انتخاب می‌کنند، معلوم شده فاصله خیال تا واقعیت چقدر زیاد است؛ آن‌وقت یک مشت #عددنفهم برای یک تنگه بین‌المللی، رویای ۷۰ تا ۲۰۰ میلیارد دلاری را به این ملت مبعوث از همه جا بی‌خبر کف خیابان می‌فروختند! بله عزیزان؛ اقتصاد با هیجان و شعار بلاگرهای بیسواد اغطثادزاتدان اداره نمی‌شود؛ با حقوق بین‌الملل، واقعیت تجارت جهانی و محاسبه هزینه به فایده اداره می‌شود... + هر جا سخن از تنگه‌های گشاد است، نام محمدطاهر جان رحیمی می‌درخشد!

احمد جانجان

56,213 görüntüleme • 3 ay önce

یک ویدیو و چند نکته: ۱- یک ویدیوی خصوصی که غیرعامدانه و به اشتباه توسط یکی از اعضای گروه منتشر شد، دستمایهٰ حمله به سالن تیاتری دی ویتا، برای کنسل کردن اجرا و دیگر حواشی شد. قبل از هر چیز بابت به کار بردن کلمات رکیک در آن ویدیو صمیمانه عذرخواهی میکنم. سالیان سال با نوجوانان کار کردم و زبان بی‌پروای این نسل به من هم سرایت کرده. اتفاقاتی که در طول این چهار سال از سر گذراندم و البته کشتار دیماه و در ارتباط بودن بی‌وقفه (تا همین امروز) با هزاران مجروح و مصدوم، روانم را چون هر ایرانی دیگری بیش از پیش تحت فشار قرار داده. به خودم قول داده‌ام که رکاکت کلامم را کمتر کنم. ۲- دیگر از پرداختن به هر مسئله‌ای غیر از آزادی ایران خودداری خواهم کرد و حالا به زبان فارسی مینویسم که توهین من به فلسطینیان کار خوبی نبود و هر چند از حساب‌های کاربری من منتشر نشده باز هم از دیده شدنش، شرمنده م. میتوانستم صرفا حماس را دشنام دهم. توییت عذرخواهی به انگلیسی را پاک کردم چون دیکته شده بود و غیرصادقانه و به اصرار و خواستهٰ سالن نمایش منتشر شد. ۳- اجرا نه تنها کنسل نشد بلکه مدیر تیاتر محکم پاسخ داد که “به هیچ وجه صحنه را از هنرمندی که از درد ایرانیان و جنایات رژیم حرف میزند، نخواهیم گرفت.” بلونیا، چپ ترین شهر ایتالیاست و خب همهٰ آنان که به تیاتر ایمیل زده بودند یا همینجا من رو تهدید به دیپورت و مجازات کردند، آرمانی مهمتر از ایران داشتند و دارند!!! عرزشی و سایبری رژیم هم با چپهای محور مقاومت، هم‌صدا شدند. ۴- در شب سوم اجرا، گروهی از ایرانیان میهن‌پرست به محل نمایش آمدند تا هم از من محافظت کنند و هم به ایتالیاییها بفهمانند که پرشمارند. آنچه که چپ ایرانی تنها هیاهو یا ادعایش را دارد. حتی یک نفرشان برای نمونه در سالن حاضر نشد اما ۷۰۰ ایمیل در طول یک روز به سالن فرستادند که به گفتهٰ مدیر تیاتر اکثراً از طرف رژیم یا بات بودند. ۵- همیشه میگفتم، تیاتر کار میکنم که شعار ندهم. شما چپ های بی‌وطن و چشم و گوش بسته بر صدا و تصویر جنایت‌های رفته بر مردم گروگان گرفته شدهٰ ایران و خواسته هاشان، من رو مجبور کردید که برای اولین بار بر صحنه م شعار دهم تا بدانید که من رادیکال تر از همیشه تا نابودی رژیم و آزادی مردم ایران خواهم جنگید. عجیب‌ ترین شب زندگی ۲۸ ساله‌م بر صحنهٰ تیاتر! ۶-در جنبش “زن،زندگی، آزادی” از هر آنچه داشتم گذشتم تا به مبارزه بپردازم. هر چند مدتهاست که میدانیم اما لازم است تا اعلام برائت کامل خودم را اعلام کنم و به یقین به شما میگویم که این جنبش مدتهاست که توسط رژیم مصادره شده. اصرار شما بر نفهمیدن یا اذعان نکردن، تنها یک معنی دارد. ۷- من پاکباخته و سینه‌سوخته م. مرا از دیپورت و کنسل کردن نترسانید! هزینهٰ ماهیانهٰ زیست من، ۱۵۰۰ یوروست. حتی از دانشجویانم هم کمتر. چیزی برای از دست دادن ندارم! هیچ چیز! ایران آزاد خواهد شد و همه به خانه هامان باز خواهیم گشت اما راستش نمیدانم چه برخوردی از سوی مردم زیر تیغ و دار و بمب با شما بی‌وطنها خواهد شد. آیا شما هم لیاقت بهره بردن از ایران آزاد را دارید؟ آنها که در ایران مبارزه میکنند یا چشم‌به‌راه کمک برای درمان هستند مصرانه از من خواستند که پا پس نکشم و همان خواهم کرد! جانم فدای ایران و هر آنکه برای براندازی رژیم قدمی برمیدارد! #جاویدشاه #پاینده_ایران

Ashkan Khatibi 🇮🇷

128,101 görüntüleme • 6 ay önce

🟥#فوری 🔴#مسعود_رجوی - ۲ فروردین ۱۴۰۵ تبریک برای چهل و پنجمین بهار سرخ‌فام مقاومت تاریخی و اینک سال جنگ جنگ‌ها و آزمایش آزمایشات که بر قامت وطن نوشت: سال سرنوشت بر خلاف بقایای شیخ و شاه، شورای ملی مقاومت و دولت موقت صلح و آزادی می‌خواهند هر گونه فاشیسم و دیکتاتوری اعم از دینی و سلطنتی هم‌چون ۱۰۰ سال گذشته جنگ با ملت ایران است جنگ ۶۰ سالهٔ ما با شاه و شیخ برای آزادی و استقلال تا پیروزی انقلاب دموکراتیک ادامه دارد #نوروز پارسال گفتیم که #خامنه‌ای از خدای ۴۰۴ بسیار می‌ترسد و بیم آن دارد طوری بشود که به سال ۶۰ غبطه بخورد و چنین شد، آن‌قدر که جایی برای غبطه نماند. هم‌چنین گفتیم که هیچ مذاکرهٔ ”برد-برد“ و موفقیت‌آمیز برای خامنه‌ای متصور نیست. برخلاف خمینی ”زهر خوردن“ سیاسی هم در ظرفیتش نیست. بر سرکوب و غارت پا می‌فشارد اما ناخواسته بر ابعاد اشتعال و انفجاری که در تقدیر است، می‌افزاید. از این‌رو سال آتشفشان و قیام در پیش است و چنین شد، آن‌قدر که نظم و نظام منطقه و تا حدودی وضعیت جهانی آشفته شد. در میانهٔ آشفتگی و این‌همه آتش و دود و گرد و غباری که دیده‌ها را تار می‌کند، باید رکن رکین و چند اصل راهنما و عاری از ابهام جستجو کرد تا قابل تکیه باشد، ذهن را از پیچ و تاب برهاند تا مانند پر کاه در گردباد به این‌سو و آن‌سو نرود. این نیاز پیشتاز و هر شورشگر انقلابی است. در غیراینصورت به درجات در دام بقایای شیخ و شاه و کاتبان و جارچیان و روضه‌خوانان آنها می‌افتد. ۱-پس از ۳۶ سال و ۹ ماه از سلطنت خامنه‌ای، ولی‌فقیه جدید ”کینگ مجتبی خامنه‌ای دوم“ بر تخت ولایت نشست. ولایت فقیه هم موروثی شد. حاصل سیاسی آن قبل از هر چیز پس زدن و پرتاب بچهٔ شاه به عقب است. یعنی تا وقتی آن یکی هست و تعیین‌تکلیف نشده، قیمت این یکی در بازار سیاست داخلی و منطقه‌یی و بین‌المللی کیفاً کمتر است. اگر کسی می‌خواست بچهٔ‌شاه را بر تخت بنشاند باید او را بلافاصله پس از هلاکت خامنه‌ای ”صدا می‌زد“ و به‌رسمیت می‌شناخت. اما یک هفته گذشت نه از بالا و نه از پایین خبری از ”صدا و رضا“ نشد و خبرگان، مجتبی را در یک هفته ”آیت‌الله“ کرد و بر تخت نشاند. در حالی‌که یک روز هم نباید به خبرگان فرصت می‌دادند. این نکته را زودتر از همه حسن روحانی رئیس‌جمهور اسبق رژیم و شاهزاده حسن خمینی دریافتند و سریع و خاضعانه بیعت کردند. در زورآزمایی‌های پیشین هم دیدیم که خامنه‌ای در مقام ولایت رقیبان قدرتمندی مانند ”اکبر شاه“ و خاتمی و موسوی و روحانی را که تقاضای رفراندوم هم داشت، یکی پس از دیگری در هم پیچید و کنار گذاشت. اکنون در جنگ شاهزادگان هم دیدیم که مجتبی، حسن و رضا را در هم پیچید! این معنی مشخص انتخاب بچهٔ خامنه‌ای در عرصهٔ سیاسی و جنگ جانشینی در میان ورثهٔ شیخ و شاه است. اما آیا این به‌معنی پایان ماجراست؟ خیر، جنگ قدرت پایانی جز مرگ ندارد. مگر این‌که از اساس فکر کسب قدرت را به کناری گذاشته و هم‌چون مقاومت #ایران از روز نخست، عاری از هر گونه ابهام و تکلف و تعارف، هم‌چنان که مریم تأکید کرده است، بنا را بر انتقال قدرت و رأی ملت بگذاریم. ۲- ”جنگ بشردوستانه“ که تکیه کلام بچهٔ شاه است، منتهای ابتذال و دجالیت است. مضحک و حاکی از فقدان بینش سیاسی و تاریخی است. جنگ‌ها برای منافع مشخص صورت می‌گیرند و نقطهٔ عزیمتی جز این ندارند. کسی که امروز خواهان ”جنگ بشردوستانه“ و ”حملات استراتژیک“ برای ”فروپاشی“ رژیم است تا دیروز سراپا ”خشونت پرهیز“ بود و قسم و آیه می‌خورد که ”متد مبارزة“ او همیشه پرهیز از خشونت و ”نافرمانی مدنی“ بوده است. قبل از آن هم دست‌بند سبز به دست می‌کرد: «ضمناً اضافه می‌کنم که از نظر متد مبارزه، من همیشه روش پرهیز از خشونت و کارنافرمانی مدنی رو تشویق کردم» (صدای آمریکا- ۲۲ خرداد ۱۳۹۷) «اگه باور نداشتم به خشونت‌پرهیزی که اصلاً مطرحش نمی‌کردم، ولی دلیلی داره. برای این‌که شما در اصل اگه بخواین هزینه تغییر رو به حداقل برسونید و به‌خصوص که پشت سر حرکتهایی که بر مبنای انتقام‌جویی و کشت و کشتار پایه‌ریزی بشه، اغلب نتیجه دموکراتیک ازش درنمیاد. یه حکومت دیکتاتوری رو با یه حکومت دیکتاتوری دیگر جایگزین می‌کنید» (رادیو فردا-۱۹ اسفند ۱۴۰۱) ۳-#جنگ و بمباران، فرصت قیام نمی‌دهد. حتی برعکس رژیم از آن به‌عنوان سپر بلا، برای بستن شکافها و عجالتاً برون‌رفت از سایر بحرانها یا سرپوش گذاشتن بر آنها، استفاده می‌کند. ۴- فرضیه ”فروپاشی“ هوایی و خودبه‌خودی که عمود خیمهٔ شاهپرستان و مرکز ثقل بافته‌های میان‌تهی بچهٔ شاه است، به‌کلی باطل و موهوم است. نشان می‌دهد که او از مبانی ساختار رژیم ولایت فقیه و تاریخچهٔ آن بی‌اطلاع است و از آن فهمی ندارد. این رژیم از هوا فرو نمی‌پاشد. از زمین و توسط یک نیروی مشخص، فروپاشانده و سرنگون می‌شود. فروپاشی خودبه‌خودی و قیام خودبه‌خودی جواب ندارد. ۵-سرنگون کردن رژیم ولایت فقیه نیازمند نیروی جنگنده و رزم‌آور بر روی زمین است. تشکیلات و سازمان رزم و ایدئولوژی مشخصی هم می‌خواهد. #گارد_جاویدان کاغذی نیست که بتوان آن را یک‌شبه با پروپاگاند و هوچیگری درست کرد. اگر می‌شد، چرا با ۴۷ سال تأخیر؟ ما برای تشکیل کانون‌های شورشی در فضای اختناق حداکثری ۱۲ سال بی‌وقفه کار کرده و قیمت داده‌ایم. آن هم با استفاده از تجارب گرانبهای ارتش آزادیبخش که سابقهٔ آن به ۱۳۶۶ برمی‌گردد. این با حباب‌سازی و حباب‌بازی متفاوت است! در همینجا این را هم بگویم که اگر ارتش آزادیبخش با ۱۴ قرارگاه و سلاحها و مهماتش در کنار مرزهای خودمان در کمین بود و دست باز می‌داشت، بدون شک نتایج قیامهای ۸۸ و ۹۶ و ۹۸ و ۴۰۱ و ۴۰۴ سراپا متفاوت بود. ما رسیدهای تحویل ۱۹ هزار و ۷۶۱ سلاح سبک و سنگین را به نیروهای آمریکایی در جنگ اشغال عراق در سال ۲۰۰۳ در اختیار داریم که شامل۸۲۰ خودروی زرهی، هزار و ۱۲۳ تیربار زرهی، ۵۱۰ قبضه توپخانه، ۳۰۸ سلاح پدافندی، ۱۷ هزار قبضه سلاحهای پیاده و ۱۷ هزار و ۳۱۸ تن مهمات است. ۶- آمار عملیات ضداختناق کانون‌های شورشی در ۱۴۰۴ در مهین اشغال‌شده ۴۰۹۲ فقره و تعداد پراتیک‌های انقلابی در ۳۱ استان ۱۳ هزار و ۱۳۳ مورد شامل ۲۴۰ کارزار پیاپی یعنی دو سوم ایام سال بوده و از تلویزیون ملی ایران پخش شده است. کارزارهای بی‌وقفه در جمعه‌های #زاهدان هم از دیماه ۱۴۰۱ تاکنون۱۷۲ هفته است، ادامه دارد. شرکت و حمایت از کارزار ”سه‌شنبه‌های نه به اعدام“ حسابی جداگانه دارد و در این آمار محسوب نشده است. تشریح و توضیح آنچه کانون‌های شورشی از ۷ تا ۲۱ دیماه در جریان قیام در ۶۳۰ عملیات در مصاف با اهریمن و قوای دشمن ضدبشری در سراسر ایران انجام دادند، مبحث دیگری است. فقط تکرار می‌کنم که فرزندان رشید وطن درسهای ماندگار و فراموشی‌ناپذیر بر جای گذاشتند که روزگاری به آن خواهیم پرداخت. یادآوری می‌کنم که چندی پیش گفتم که از کانون‌های شورشی در قیام دیماه هنوز بیش از ۲ هزار نفر مفقود و ناپدید داریم که معلوم نیست چه تعداد دستگیر و چه تعداد شهید شده‌اند. اسامی و مشخصات همهٔ آنها موجود و قابل ارائه به هر دادگاه و مرجع بین‌المللی است. اما بر تارک و فراتر از همهٔ اینها، که در آمار و ارقام بالا محسوب نشده و نمی‌گنجد، عملیات بزرگ و شگفت پتک آتشین در فروغ۲ در حمله به بیت‌العنکبوت خامنه‌ای در قلب #تهران با شرکت ۲۵۰ نفر از مجاهدین در بامداد ۴ اسفند ۱۴۰۴ می‌درخشد و سزاوار کتابی ویژه است. بگذارید دشمن از سر ترس هر چه می‌خواهد بپوشاند و انکار کند اما اسامی دستگیر شدگان و مفقودین برای مراجع بین‌المللی ارسال شده در حالی‌که رژیم تا امروز حتی اسم یکی از آنها را (اعم از دستگیری یا شهید) اعلام نکرده است. ما باز هم به درخواستهای خود از گزارشگر ویژهٔ ملل متحد و نمایندگان سازمانهای بین‌المللی برای دیدار با نفرات دستگیر شده و رویت پیکرهای شهیدان ادامه می‌دهیم. ۷-در سال ۱۴۰۴ عملیات و کارزارهای مقاومت ایران در داخل میهن اشغال شده هم‌چون سالهای پیشین با بیشترین و گسترده‌ترین کارزارهای جهانی و حمایتهای بین‌المللی در ۵ قاره به همت و پایداری و وفای بیکران یاران شورشگر و اشرف‌نشان، ترکیب و تکمیل شد. با کهکشانها و کارزارهای پیاپی که در مجموع ۱۵۸۵ فقره تظاهرات و جلسات و تجمعات و نمایشگاهها در کشورهای مختلف جهان بود. برای عبور مبارک و پیروزمند از جنگ جنگ‌ها و آزمایش آزمایشات در سال سرنوشت آماده و برپا شوید. رود خروشان خون شهیدان در پرتو مهر تابان مقاومت و آزادی ایران ضامن پیروزی محتوم خلق ماست. زنده باد انقلاب دموکراتیک -برقرار باد جمهوری دموکراتیک مسعود رجوی-۲ فروردین ۱۴۰۵

سازمان مجاهدین خلق ایران

20,308 görüntüleme • 6 ay önce

هم‌میهنان گرامی، ایران در آستانه تحولی بزرگ و تاریخی قرار دارد و عامل تعیین‌کننده آن همچنان اراده و کنش آگاهانه مردم ایران است. این ما هستیم که باید در زمان مناسب نقش کلیدی خود را ایفا کنیم و نگذاریم سناریوهایی برخلاف خواست ملت بر کشور تحمیل شود. در این مسیر، نقش نیروهای نظامی، انتظامی، امنیتی و بدنه دستگاه‌های دولتی تعیین‌کننده است. در انقلاب ملی شیروخورشید ایران، بسیاری از نیروهای شریف با سرپیچی از دستورات سرکوبگرانه در کنار مردم ایستادند. گزارش‌های موثق نشان می‌دهد که به‌ویژه نیروهای پلیس و ارتش از به‌کارگیری سلاح علیه مردم خودداری کردند و رژیم برای کشتار از نیروهای لباس‌شخصی، بسیج، سپاه و مزدوران غیرایرانی استفاده کرد. افشای اسناد و تصاویر کشتار و هویت عاملان آن، تحویل پیکر جان‌باختگان، یاری‌رسانی به بازداشت‌شدگان، کمک به نجات کادر درمان و شکل‌گیری درمانگاه‌های زیرزمینی، از جمله اقداماتی بود که با همراهی نیروهای ریزشی در بدنه نهادهای حکومتی انجام شد. با این حال، روشن است که شمار و امکانات این نیروها در برابر دستگاه سرکوب رژیم محدود است و برای ایجاد توازن قوا، مداخله بشردوستانه بین‌المللی ضروری‌ست. اکنون که احتمال چنین مداخله‌ای از همیشه بیشتر است، برای فرماندهان نظامی و انتظامی، به‌ویژه فرماندهان ارتش و دیگر مقاماتی که دست‌شان به خون ملت آغشته نیست، فرصتی محدود باقی مانده است تا حساب خود را از رژیم جنایتکار جدا کنند. انتخاب با شماست: با پیوستن به مردم، جان خود و خانواده‌تان را حفظ کنید و در پیروزی ملت سهیم شوید؛ یا سرنوشت خود را به کشتی درهم‌شکسته جمهوری اسلامی گره بزنید و با خامنه‌ای و رژیمش غرق شوید. من در دوره تازه کارزار همکاری ملی، از شما دعوت می‌کنم هنگام پخش زنده از تلویزیون تازه‌تأسیس انقلاب ملی ایران «Iran National Revolution TV» کیوآرکد کارزار را اسکن کنید و با تیم ویژه من ارتباط بگیرید. پخش آزمایشی این شبکه به تازگی بر ماهواره یاهست آغاز شده است. سرنوشت ایران در گرو تصمیم‌های امروز ماست. با مسئولیت‌پذیری و شجاعت می‌توانیم تاریخی نو برای ملت ایران رقم بزنیم. پاینده ایران، رضا پهلوی

Reza Pahlavi

3,815,248 görüntüleme • 7 ay önce

🔴#مسعود_رجوی - ۲۷ آبان ۱۴۰۴: آفـریـن و درود به قهـرمانان #کانونهای_شورشی در ارتـش آزادی به‌خاطر ۶ رشته کارزار سراسری قیام آبان با ۱۶۷ عملیات ضداختناق و پراتیک انقلابی با پذیرش دستگیری و شکنجه و شهادت و #اعدام در راه آزادی خلق و میهن سرکردهٔ لشگر ۲۷ سپاه خامنه‌ای که حفاظت #تهران را برعهده دارد، پس از اعلام نخستین کارزار شما در آبان‌ماه، به پاسداران و بسیجیان تحت‌امر گفت برای هر گونه اغتشاش آماده باشند و هر حرکتی باید، به‌شدت سرکوب شود. سپس «نواحی و حوزه‌های» بسیج و سپاه به رفع کمبودها و آماده‌سازی مجدد تسلیحات و تجهیزات خود روی آوردند و در میدانهای تیر به تمرین تیراندازی پرداختند در تهران در روز ۲۴ آبان نزدیک به ۳۰ هزار نفر برای کنترل اوضاع و امنیت شهر به کار گرفته شدند نیمی از #سپاه و بسیج و نیمی از نیروی سرکوبگر انتظامی بودند قرار بر این بود که تمرکز را بر گشتهای موتوری در محلات بگذارند. لباس شخصی‌ها و مأموران اطلاعات هم در همه جا با قوای نظامـی و انتظامـی دشمـن هم‌کاسـه و همـراه بودنـد اما ارادهٔ فرزندان رشید میهن با یاد ۱۵۰۰ شهید قیام آبان شعله‌ها را برافروخت و ثابت کرد آبان تا سرنگونی ضحاک ولایت با تهاجم حداکثر و جنگ صد برابر ادامه دارد 🔥ماشه‌ها اکنون در جمیع جهات کشیده شده و جبهه خلق در وضعیت «#یک_گام_تا_قیام» است. #فوری #قیام_تنها_جوابه #نه_شاه_نه_شیخ مشروح:👈

Simay Azadi

13,592 görüntüleme • 10 ay önce

پس از اخراج فاطمه اردشیر لاریجانی، فرزند علی لاریجانی، از هیئت علمی دانشگاه «اموری»، موج تازه‌ای از واکنش‌ها در میان کاربران و فعالان ایرانی شکل گرفته است. در ادامه این روند، کارزاری برای اخراج عیسی هاشمی، فرزند معصومه ابتکار، از محیط‌های دانشگاهی آمریکا به راه افتاده است. جمعی از ایرانیان مقابل محل کار عیسی هاشمی حاضر شدند و با در دست داشتن پرچم‌های شیروخورشید و تصاویری از شاهزاده رضا پهلوی، علیه او و کلیت حکومت جمهوری اسلامی شعار دادند و خواستار اخراجش شدند. عیسی هاشمی عضو هیئت علمی مدعو مدرسه شیکاگو بوده و در پردیس لس‌آنجلس ایالت کالیفرنیا فعالیت داشته است. او در دانشکده رهبری سازمانی و اقتصاد رفتاری تدریس می‌کند و حوزه فعالیتش بر رهبری، تصمیم‌گیری و رفتار انسانی در ساختارهای سازمانی متمرکز است. معصومه ابتکار، مادر او، از چهره‌های شناخته‌شده جمهوری اسلامی است که فعالیت سیاسی‌اش از ابتدای انقلاب ۵۷ آغاز شد، از حضور در اشغال سفارت آمریکا در تهران تا تصدی مناصب کلیدی همچون ریاست سازمان حفاظت محیط زیست و معاونت ریاست‌جمهوری در امور زنان و خانواده. پیشینه سیاسی او همواره با انتقادهای داخلی و بین‌المللی همراه بوده و اکنون، حضور و فعالیت فرزندش در آمریکا بار دیگر توجه افکار عمومی را به تضاد میان گفتار و رفتار مسئولان جمهوری اسلامی جلب کرده است.

independentpersian

34,380 görüntüleme • 7 ay önce

پیام شاهزاده رضا پهلوی به فرماندهان ارتش و دیگر مقامات جمهوری اسلامی: با پیوستن به مردم، جان خودتان و خانواده‌تان را حفظ کنید شاهزاده رضا پهلوی Reza Pahlavi روز دوشنبه چهارم اسفند ۱۴۰۴ در پیامی به فرماندهان ارتش و دیگر مقاماتی که دست‌شان به خون ملت آغشته نیست» تأکید کرد «فرصتی محدود باقی مانده» و از آنها خواست «حساب خود را از رژیم جنایتکار جدا کنند» و «با پیوستن به مردم، جان خود و خانواده‌شان را حفظ کنند و در پیروزی ملت سهیم شوند» و یا سرنوشت‌شان را به «کشتی درهم‌شکسته جمهوری اسلامی» گره بزنند و با خامنه‌ای و رژیمش «غرق» شوند. متن کامل این پیام را در ادامه می‌خوانید: هم‌میهنان گرامی، ایران در آستانه تحولی بزرگ و تاریخی قرار دارد و عامل تعیین‌کننده آن همچنان اراده و کنش آگاهانه مردم ایران است. این ما هستیم که باید در زمان مناسب نقش کلیدی خود را ایفا کنیم و نگذاریم سناریوهایی برخلاف خواست ملت بر کشور تحمیل شود. در این مسیر، نقش نیروهای نظامی، انتظامی، امنیتی و بدنه دستگاه‌های دولتی تعیین‌کننده است. در انقلاب ملی شیروخورشید ایران، بسیاری از نیروهای شریف با سرپیچی از دستورات سرکوبگرانه در کنار مردم ایستادند. گزارش‌های موثق نشان می‌دهد که به‌ویژه نیروهای پلیس و ارتش از به‌کارگیری سلاح علیه مردم خودداری کردند و رژیم برای کشتار از نیروهای لباس‌شخصی، بسیج، سپاه و مزدوران غیرایرانی استفاده کرد. افشای اسناد و تصاویر کشتار و هویت عاملان آن، تحویل پیکر جان‌باختگان، یاری‌رسانی به بازداشت‌شدگان، کمک به نجات کادر درمان و شکل‌گیری درمانگاه‌های زیرزمینی، از جمله اقداماتی بود که با همراهی نیروهای ریزشی در بدنه نهادهای حکومتی انجام شد. با این حال، روشن است که شمار و امکانات این نیروها در برابر دستگاه سرکوب رژیم محدود است و برای ایجاد توازن قوا، مداخله بشردوستانه بین‌المللی ضروری‌ست. اکنون که احتمال چنین مداخله‌ای از همیشه بیشتر است، برای فرماندهان نظامی و انتظامی، به‌ویژه فرماندهان ارتش و دیگر مقاماتی که دست‌شان به خون ملت آغشته نیست، فرصتی محدود باقی مانده است تا حساب خود را از رژیم جنایتکار جدا کنند. انتخاب با شماست: با پیوستن به مردم، جان خود و خانواده‌تان را حفظ کنید و در پیروزی ملت سهیم شوید؛ یا سرنوشت خود را به کشتی درهم‌شکسته جمهوری اسلامی گره بزنید و با خامنه‌ای و رژیمش غرق شوید. من در دوره تازه کارزار همکاری ملی، از شما دعوت می‌کنم هنگام پخش زنده از تلویزیون تازه‌تأسیس انقلاب ملی ایران «Iran National Revolution TV» کیوآرکد کارزار را اسکن کنید و با تیم ویژه من ارتباط بگیرید. پخش آزمایشی این شبکه به تازگی بر ماهواره یاهست آغاز شده است. سرنوشت ایران در گرو تصمیم‌های امروز ماست. با مسئولیت‌پذیری و شجاعت می‌توانیم تاریخی نو برای ملت ایران رقم بزنیم. پاینده ایران، رضا پهلوی

KayhanLondon کیهان لندن

15,602 görüntüleme • 7 ay önce

فولاد یک ملت، روایت ذوب آهن آریامهر شوربختانه ساعاتی پیش به صنعت فولاد ایران حمله شد. در آغاز دهۀ ۱۳۴۰ ایران عطش توسعه داشت و یکی از کمبودهای اصلی‌اش برای توسعه آهن و فولاد بود. دیگر یک چیز بر شاه و دولتمردان حوزۀ اقتصاد و توسعه مسجل شده بود: آمریکایی‌ها تمایلی نداشتند در این زمینه به ایران کمک کنند ــ و به زودی معلوم شد حتی حاضر به کارشکنی هم بودند. ایران روی نقشۀ ژئوپولتیک دنیا در جبهۀ غرب بود و طبعاً برای ساخت کارخانۀ ذوب‌آهن و فولاد به متحدان غربی مراجعه می‌کرد. اما آمریکایی‌ها نه تنها پای معامله نمی‌آمدند، بلکه می‌کوشیدند ایران را از ورود به این صنعت منصرف کنند. ایران وقتی دید آمریکایی‌ها پای کار نمی‌آیند، تلاش کرد از بانک جهانی کمک بگیرد، اما به نظر آمریکا بانک جهانی را هم از کمک به ایران بازداشت. بهتر است اول نگاهی بیندازیم به سابقۀ صنعت ذوب‌آهن در ایران... در سال‌های پایانی حاکمیت رضاشاه ایران با کمپانیِ آلمانیِ «کروپ» که آن زمان بزرگ‌ترین تولیدکنندۀ فولاد در جهان بود به توافق رسید تا یک کارخانۀ ذوب‌آهن در کرج با ظرفیت تولید سالانه پنجاه هزار تن بسازد. از بد روزگار جنگ جهانی درگرفت و کارخانه نیمه‌کاره ‌ماند. متفقین تجهیزات کارخانه را در راه ایران توقیف کردند. (بقایای ساختمان نیمه‌کارۀ این کارخانه هنوز در کرج هست.) وقتی دکتر عالیخانیِ جوان و خوشفکر در اواخر سال ۱۳۴۱ به عنوان وزیر اقتصاد وارد کابینۀ تازه‌تأسیسِ اسدالله علم شد، مصمم بود یک کارخانۀ ذوب‌آهن با ظرفیت اولیۀ سالانه ۵۰۰ هزار تن تأسیس کند. با توجه به عدم همکاری آمریکا و سابقۀ همکاری با شرکت کروپ، قرار شد مدیر شرکت کروپ به ایران بیاید تا توافقی سر بگیرد. مدیر کروپ ۲۴ ساعت قبل از عزیمت به تهران سفر خود را کنسل کرد. علیقلی اردلان، سفیر ایران در آلمان (همان کسی که در زمستان ۵۷ واپسین وزیر دربار شاه هم بود)، پرس‌وجو کرد و فهمید باز هم دست آمریکایی‌ها در میان است و مدیر کروپ را از آمدن به ایران منصرف کرده‌اند. به این ترتیب شاه به این جمع‌بندی رسید برای ساخت ذوب‌آهن از شوروی کمک بگیرد ــ چیزی که می‌توانست آمریکا را خشمگین و بیمناک کند. بدترین خبری که می‌توانست به گوش آمریکایی‌ها برسد همین بود که ایران نه تنها ذوب‌آهن می‌سازد، بلکه این کار را هم به رقیب اصلی آمریکا سپرده است! پروژۀ سختی در پیش بود. همه می‌دانستند که چنین ایده‌ای به این آسانی‌ها سر نمی‌گیرد. از طرفی شاه هرگز نمی‌خواست خودش شخصاً از شوروی درخواست کمک کند (بعید نبود خبر آن به گوش آمریکایی‌ها برسد). خرداد ۴۴ شاه به شوروی سفر کرد؛ آن زمان خروشچِف، جانشین استالین، تازه از قدرت کنار رفته بود و برژنف مرد شمارۀ یک شوروی شده بود. شوروی که مشتاق بود به هر قیمتی در ایرانِ متحدِ آمریکا جا پا باز کند، آماده بود تا به مطالبات نامنتظرۀ ایرانی‌ها تن دهد. مقامات پایین‌تر هماهنگ کردند تا خود برژنف به شاه پیشنهاد بدهد دولت شوروی در زمینۀ آهن و فولاد به ایران کمک کند. شاه هم بدون اینکه خوشحالی‌اش را از این پیشنهاد بروز دهد، پاسخ داد بررسی می‌کنیم. اما نیاز به بررسی نبود، ایران مشتاق و آماده بود. سریع یک هیئت مذاکره‌کننده در وزارت اقتصاد تشکیل شد و مذاکرات شروع شد. اما نه به این راحتی! حدود پانزده نفر با وسواس برای این مذاکرات تعیین شدند. سوابق همۀ آنها از جهت امنیتی کامل بررسی شد و موظف شدند با نهایت رازداری در مذاکرات شرکت کنند. در مدت مذاکرات نیز ــ که یک ماه طول کشید ــ محل کار و خطوط تلفن آنها دقیق کنترل می‌شد تا اطلاع دربارۀ مذاکرۀ ایران با نمایندگان شوروی درز نکند. در نهایت قرارداد برای احداث ذوب‌آهن، ماشین‌سازی و لوله‌کشی گاز در آستانۀ انعقاد بود که گویا مِیِر (Armin H. Meyer) سفیر آمریکا در ایران، بو برده بود مذاکراتی در وزارت اقتصاد جریان دارد. بی‌درنگ با معاون وزیر اقتصاد، محمد یگانه، تماس می‌گیرد و او را به مهمانی شام دعوت می‌کند. یگانه پیش از پاسخ دادن به سفیر با عالیخانی مشورت می‌کند. از این لحظه شطرنجی سرعتی میان وزارت اقتصاد و سفیر آمریکا درمی‌گیرد... با تیزهوشی محمد یگانه، هم خود او و هم دو مقام دیگر، یعنی عالیخانی (وزیر اقتصاد) و اصفیاء (رئیس سازمان برنامه) که در مذاکرات نقش داشتند، به مهمانی سفیر می‌روند. اما دو ساعت قبل از مهمانی قرارداد با طرف شوروری را امضا می‌کنند و خبر آن را به روزنامه‌ها می‌دهند. کار تمام بود! در مهمانی، عالیخانی به سفیر می‌گوید با شوروی برای ساخت ذوب‌آهن قرارداد بستیم و رنگ از رخسار سفیر می‌رود... اما تازه عالیخانی از موضع طلبکار به سفیر می‌گوید: «ما که اول از شما خیلی کمک خواستیم، خودتان کمک نکردید!» این اتفاق تغییر بزرگی در مناسبات تجاری ایران ایجاد کرد. تقریباً همۀ دولت‌های غربی فهمیدند ایران مصمم به توسعه است و از آن پس به تعبیر عامیانه، برای آمدن به ایران ناز نمی‌کردند، زیرا می‌دانستند خطر بزرگ‌تر این است که شوروی یا یکی دیگر از اعضای بلوک شرق مثل چکسلواکی یا رومانی جای آن‌ها را بگیرد ــ چنانکه برای ساخت تراکتور ایران ابتدا سراغ رومانی رفت. به این ترتیب، آنها هم یک معاملۀ خوب را از دست می‌دادند و هم بازار ایران را می‌باختند. رفتار غربی‌ها از آن پس عوض شد، اما این عصیانگری را آمریکایی‌ها تا حد زیادی به پای عالیخانی نوشتند و بعدها چوبش را خورد. عالیخانی ــ که سال ۴۱ آمده بود ــ تا ۴۸ در وزارت اقتصاد بود و دورۀ درخشانی را در توسعۀ زیرساخت‌های توسعه رقم زد. سقوط عالیخانی مجموعه‌ای از دلایل را داشت: بسیاری به او حسادت می‌کردند و برخی به دیدۀ رقیب به او می‌نگریستند. دسیسه‌های رقیبان داخلی، زیاده‌خواهی نزدیکان دربار برای کسب پروژه‌های دلخواهشان، رفتار ناسیونالیستیِ او در تجارت خارجی و در نهایت مناعت‌طبعش در نهایت باعث شد عالیخانی استعفا دهد. اما در اینجا حتماً باید از یک تکنوکراتِ کاردان دیگر هم نام ببرم که برنامه‌ریزی و اجرای بسیاری از پروژه‌های سازندگی در دهۀ چهل بر دوش او بود: محمد یگانه. قطعاً یگانه یکی از بهترین مدیرانی است که ایران به خود دیده است. یگانه متولد زنجان بود، پدر و مادرش هر دو اهل تبریز بودند (فامیل قبلی پدرش شکرچی بود). یگانه در میانۀ دهۀ ۱۳۲۰ به آمریکا رفت و اقتصاد خواند و با شایستگی و بدون وابستگی به کسی کارمند و کارشناس سازمان ملل شد. تخصص او در ابتدا نفت بود. همان زمان درگیری ایران با شرکت نفت انگلیس اوج گرفته بود و در پی شکایت انگلستان پروندۀ ایران در شورای امنیت مطرح شده بود. مصدق برای دفاع از حق ایران به آمریکا رفت. برای سخنرانی مصدق یک متنِ سیاسی و پروپاگاندیستی تهیه شده بود که بسیار ضعیف بود. محمد یگانه که در نفت تخصص داشت، با دو همکارش از سر میهن‌دوستی و بدون اینکه وظیفه‌ای داشته باشد یک متن حقوقی درخشان تنظیم کرد و مصدق عین همان متن را در شورای امنیت خواند (یگانه آن زمان ۳۰ سال داشت). وقتی نمایندۀ انگلستان پاسخ مصدق را داد، باز یگانه و همکارانش تا صبح بیدار ماندند و جواب حقوقی دقیقی برای مصدق آماده کردند (نتیجه این شد که پروندۀ ایران به لاهه ارجاع شد). یگانه در سازمان ملل می‌درخشید و در حوزۀ صنعتی‌سازی و توسعۀ کشورهای جهان سوم تخصص داشت. وقتی برای مأموریت به تونس رفت، رئیس‌جمهور تونس گفته بود یگانه از همۀ تونسی‌ها تونسی‌تر است؛ آن‌قدر که سختکوش بود و وجدان کاری داشت. اما جذب او به دولت ایران کار عالیخانی بود. پیش از آن هم در دولت مصدق تمایلاتی برای جذب او وجود داشت، اما نشد و ده سال بعد، در ۱۳۴۳ او در وزارت اقتصاد معاونت توسعه را بر عهده گرفت و در این مقام سه کار عمده کرد: تقویت بخش خصوصی، ایجاد صنایع مادر با منابع دولتی و کمک بین‌المللی و کمک به صنایع کوچک. یگانه در سال‌های بعد هم وزیر آبادانی شد و هم وزیر اقتصاد و دارایی. اما یکی از بهترین دوره‌های خدمت او در مقام ریاست بانک مرکزی بود (۵۲ تا ۵۴). او در مبارزه با فساد بسیار بی‌تعارف بود و در برابر دربار هم می‌ایستاد ــ و شگفت‌آور اذیت‌هایی است که از جانب ساواک می‌دید (پسرخواهرش در شلوغی دانشگاه پلی‌تکنیک بازداشت شده بود و ساواک وقتی فهمید آن پسر خواهرزادۀ یگانه ست، سال‌ها او را در زندان نگه داشت تا دست‌کم یک گروی خوب از یگانه داشته باشد ــ گرچه یگانه باز هم باج نمی‌داد). و در پایان، شاید باید از منظری کنایی ــ و نه خرافی ــ یادی هم از حافظ شیرازی کنیم که در سرنوشت محمد یگانه نقش مهمی داشت. محمد در اوایل دهه بیست در تهران حقوق می‌خواند. همان زمان پیشه‌وری و یارانش در آذربایجان اعلام خودمختاری کرده بودند. نصرت‌الله جهانشاه‌لو، از اعضای مهم حزب توده که معاون پیشه‌وری شد، همشهری و دوست محمد یگانه بود. او بسیار کوشید یگانه را جذب فرقۀ دموکرات کند و از او می‌خواست دادستان زنجان شود. یگانه تمایلی به همکاری نداشت، اما بابت خانواده و بستگان خود، به ویژه بابت پدرش که بورژوا و تولیدکننده بود، نگران بود. مانده بود به این همکاری تن دهد یا نه. روزی که می‌رفت درخواست جهانشاه‌لو را قبول کند، مادرش با دیوان حافظ در دست، دنبال او دوید و در تاریک‌وروشنِ دالان خانه دیوان را دست او داد. گفت تفأل زده است. یگانه غزل را خواند؛ جواب روشن بود: «گفتم که خطا کردی و تقدیر نه این بود!» تصمیمش را گرفت؛ از دادستانی انصراف داد و چندی بعد تنها راه برای رهایی از این فشار را در مهاجرت دید. این شد که در آن مسیر دیگر افتاد ــ مسیری که یک ایستگاه آن چانه زدن با روس‌ها و تأسیس کارخانۀ ذوب‌آهن بود. متن از مهدی تدینی ویدیو از منوتو

فلات ایران

65,316 görüntüleme • 6 ay önce

مادر الهه حسین‌نژاد،‌دختری که پس از ناپدید شدن کشته شد، گفت که قاتل دخترش را نخواهد بخشید و تنها خواسته او قصاص قاتل در ملاء عام است. مادر الهه حسین‌نژاد در برنامه زنده تلویزیونی اینترنتی همشهری گفت: «من فقط قصاص قاتل دخترم را در ملاء عام می‌خواهم چون دخترم را از دست داده‌ام.» او دلیل این خواسته خود را از دست دادن دخترش عنوان کرد و با اشاره به درخواست‌های مادر قاتل برای بخشش گفت: شما دختر من را سالم برگردانید من هم پسر شما را می‌بخشم پیشتر برادر قاتل (بهمن فرزانه) به خانه پدری الهه حسین‌نژادمراجعه کرده بود تا رضایت اولیای دم را جلب کند، اما خانواده او حاضر به دیدار با آن‌ها نشده بودند. وکیل خانواده الهه حسین‌نژاد روز سه‌شنبه ۱۸ شهریور اعلام کرد حکم قصاص بهمن فرزانه، قاتل این پرونده، از سوی دیوان عالی کشور تأیید شده است. الهه حسین‌نژاد که از ۱۵ خرداد ناپدید شده بود، پیکرش پس از ۱۱ روز در بیابان‌های اطراف تهران کشف شد. پلیس تهران در ادامه تحقیقات، بهمن فرزانه راننده مسافرکش را بازداشت کرد. او ضمن اعتراف به ارتکاب جنایت، محل رهاسازی جسد را نشان داد. رئیس پلیس آگاهی انگیزه قاتل را سرقت موبایل و آزار و اذیت الهه حسین‌نژاد اعلام کرد و گفت قاتل پس از مقاومت دختر جوان او را با چاقو به قتل می‌رساند. انتشار اعترافات و اظهارات ضدونقیض متهم درباره نحوه و انگیزه قتل، پرسش‌ها و ابهام‌های فراوانی را در افکار عمومی برانگیخت.

independentpersian

68,397 görüntüleme • 1 yıl önce