Video yükleniyor...
Video Yüklenemedi
ایده آزادی های یواشکی و چهارشنبه های سفید، چگونه شکل گرفت؟! این توییتی که مینویسم رو هیچ کس تا حالا بهتون نگفته! فکر می کنید، ایده چارشنبه های سفید مسیح علینژاد از کجا اومد؟! اول این کسخل رو در خیابان خلوت ببینید و یک کمی بخندید، تا بعد بریم... show more
16,575 görüntüleme • 1 ay önce •via X (Twitter)
23 Yorum

در سالهای بعد از کودتای نظامی در آرژانتین، گروهی از مادران آرژانتینی که فرزندانشان در دوران دیکتاتوری نظامی بین سالهای ۱۹۷۶ تا ۱۹۸۳ ناپدید شده بودند، روزهای پنجشنبه ساعت سه و نیم در میدان مایو جمع میشدند! این مادران از سال ۱۹۷۷ هر هفته در میدان اصلی بوئنوس آیرس (میدان مایو)

مقابل کاخ ریاستجمهوری تجمع میکردند تا از سرنوشت فرزندان خودشان جویا شوند. همه شون روسری سفید به سر می انداختن که نماد اعتراض مدنی بود. روسری سفید به نماد این جنبش تبدیل شده بود و گفته میشه که این روسری ها در ابتدا از پوشک پارچهای سفید کودکان ساخته شده بود تا نماد

فرزندان گمشدهشان باشد. در کودتای آرژانتین، حدود ۳۰ هزار نفر ناپدید شدند که بیشتر آنها جوانانی از مخالفان دولت بودند. مادران با وجود سرکوب شدید توسط حکومت نظامی، از جمله آدمربایی و قتل برخی از بنیانگذاران جنبش، هرگز دست از اعتراض برنداشتند و این حرکت به یکی از نمادهای مبارزه

برای حقوق بشر در جهان تبدیل شد. اینو تا اینجا داشته باشید. در سال ۲۰۰۳ دولت کوبا ۷۵ مخالف سیاسی را دستگیر کرد که اکثرا از لیبرال های جامعه بودند که در تبلیغات رسانه ای این اتفاق رو بهار سیاه در کوبا نامگذاری کردند! همسران، دختران و حتی معشوقه های بازداشت شدگان، روزهای یک شنبه

لباس سفید می پوشیدند و با کپی کردن اعتراض مادران آرژانتینی، بر علیه حکومت فیدل کاسترو راهپیمایی می کردند! این اعتراضات مورد حمایت کوبایی های ساکن فلوریدا و بخصوص دولت آمریکا قرار گرفته بود، و ابزار تبلیغاتی شده بود بر علیه نقض حقوق بشر در کوبا توسط دولت چپ گرای فیدل کاسترو. یعنی

به زبان ساده تر: یک جنبش چپی که در آرژانتین شکل گرفته بود به یک جنبش نیروی راستی در کوبا تبدیل شده بود، و دولت آمریکا هم ازش حمایت می کرد. اینم تا اینجا داشته باشید! وقتی مسیح علینژاد کمپین آزادی های یواشکی و چهارشنبه های سفیدش رو شروع کرد، دقیقا کپی این جنبش ها را با پروژه

مخالفت با حجاب اجباری در ایران، به اسم خودش ثبت کرد! مسیح علینژاد با الهام از یک جنبش مدنی در آرژانتین که بعدها سکه تقلبی اش در کوبا زده شده بود، و مورد حمایت دولت آمریکا قرار گرفته بود، یک نسخه ایرانی از این جنبش سفید پوشی رو راه انداخت و کل مبارزات مدنی و اجتماعی زنان از عصر

مشروطه تا به امروز رو به نام خودش مصادره کرد! و حتی رفت در موردش یک کتاب نوشت: «باد در موهایم»! که از قضا عکس پشت جلد کتاب هم از یک عکاس مشهور بود و حتی عکس پشت جلد کتابش رو هم کپی کرده بود! و کل جنبش تاریخی زنان ایران رو در ۱۰۰ سال اخیر به ۲۰ دلار فروخت! یک تعداد سگ دست آموزش

هم که به دنبال کیس پناهندگی و مهاجرت بودند، از این فضایی که ایجاد کرده بود، نهایت استفاده رو کردند و با همکاری باهاش، باندهای مختلف مجازی در شبکه های اجتماعی، راه انداختند و تمامی فعالان واقعی حقوق زن و اپوزیسیون شریف ایرانی رو که رقبای مسیح علینژاد بودند رو تخریب کرده و به لجن

کشیدند! و شد آنچه که نباید می شد! حالا فهمیدید که چطور از یک ایده میشه، پروژه ساخت؟ و چطور با تقلب کردن از یک جنبش اصیل، یک نسخه قلابی درست کرد و سند یک جنبش اصیل ۱۰۰ ساله رو به اسم یک شیاد ثبت کرد؟! این نکته ای که خدمتتون گفتم. در طول ده سال اخیر که مسیح علینژاد، ازش کاسبی

می کنه رو هیچ کس بهتون نگفته بود... و این وظیفه رسانه ها، صدا و سیما و بخصوص فعالان حقوق زن بود که باید می اومدن یک مرزبندی ایجاد می کردند و کارهای متقلبانه ی این شیاد رو افشا می کردند... حالا که یاد گرفتید، ریت کنید تا آبروش بره:)

اینکه مسیح علینژاد پروژه بگیر و پروژه بسازه درسته. اما ایکاش شما نام ویدا موحد رو میآوردید. در حقیقت یه کاری رو ویدا موحد شروع کرد، زندانش رو هم رفت. زنان راهش رو ادامه دادن و مبارزه مدنی کردن. علینژاد کلش رو یک جا به نام خودش پروژه کرد و مفتش رو برد #دختران_خیابان_انقلاب

بحث من نقد مسیح علی نژاد بود نه بررسی کیس ایشون! در ضمن، شناخت زیادی هم از ایشون ندارم! فقط اون زمان مثل همه خبرهاش رو خوندم.

از داخل کمکش کردن بهش ایده دادن بازخورد میدانی دادن اصلاحش کردن جمهوری اسلامی تنها حکومتیه که پول برندازیش رو از بودجه خودش برمیدارن

متاسفانه جامعه اصلاح طلب ها هم آتیش بیار این معرکه بود

یه تنه با همین امکاناتش تمام صدا وسیما و نهادهای دولتی و فرهنگی و امنیتی و ستادی و قرارگاه و شورای مجازی و... با اون همه بودجه میلیاردی به چالش کشید و حریفش نشدن باختید بد هم باختید

یک تنه نبود، کل دستگاه رسانه ای و تبلیغاتی آمریکا پشت سرش بودند. ایضا دوستان اصلاحطلب داخلیش. وگرنه به تنهایی مال این گوه خوریا نبود!

باشه اگر بود پشت سر یه نفر بود اینجا با اون همه بودجه های فرهنگی و قرارگاهی و این همه آدم ازش باختن باخت رو به گردن این و اون نندازید قبول باید کرد که عرضه کار نداشتیم یا بلد نبودیم وگرنه با این همه بودجه های همت همت نباید اینطور میشد دیگه تموم شد این تحلیل ها هم راهبردی نداره

دلم برای اونایی میسوزه که بعد خزعبلات سرکار به خودشون میگن حالا فهمیدم چیشده از امروز تبیین کنم برای بچه های هیئت که مسی قمیکلا از چی کپی کرده. یکی هم میگه سند حرفات میگه یه مقاله نه ببخشید یه نقاله خوندم بهش میگه تو۲دیقه برای مسواک زدنت وقت نمیزاری چطوری نقاله میخونی خفه میشه

احساس میکنم کم کم داری مسیر حزبیتو وارد تحلیل ها میکنی. بدون جهت گیری تحلیل کن. اوایل اینطوری نبودی ولی تازگیا زیادی به اصلاح طلبا تیکه میندازی. انگار که اصولگرایی توو این مملکت خیانت نکرده. البته از اول یه حدس هایی میشد زد در مورد وابستگیت به اورگان یا سازمان خاص.

دقیقا کجای حرفم اشتباه بود؟ یعنی اگه بگم: مسیح علینژاد اصلاح طلب بود و اصلاحطلبان پروموتش میکردن و خودش هم بهشون دل میداد و قلوه میگرفت! ـ چیزی که کاملا مشخصه و همه عالم و آدم می دونن ـ و خودش هم حتی نمی تونه از زیرش فرار کنه! آیا گفتن این حقیقت ها منو اصول گرا میکنه؟

در هر صورت من این برداشت رو از شما دارم. یه روزی مشخص میشه. دیر و زود داره ولی سوخت و سوز نداره.

اکی؛)
Benzer Videolar
Sensitive content
این عرزشی را در این ویدیوهایی که پیدا کردم ببینید که با قدرت میگفتند در «اکثریت» هستند و زنانی را که در چهارشنبه های سفید نافرمانی مدنی میکردند اینطوری مسخره میکردند. حالا به غلط کردن افتادهاند وقتی فهمیدند یک مشت آلتهای جنسیِ سرگردانِ در اقلیت هستند
Masih Alinejad
50,037 görüntüleme • 27 gün önce

