Video yükleniyor...
Video Yüklenemedi
ایران پیما فقط یک اتوبوس نبود - دنیای خاطره بود #توریست_افکار
163,230 görüntüleme • 1 yıl önce •via X (Twitter)
11 Yorum

مهم ترین مشخصه آن، بوفه ای بود که شاگرد در ابتدای مسیر در آن خوابیده بود، بعد با قیافه شاکی از زمانه بیدار میشد و با یک پارچ و لیوان پلاستیکی بین مسافران آب توزیع میکرد، همه هم از آن لیوان قرمز رنگ آب می نوشیدند، هبچ کس هم هیچ چیزی اش نمی شد. همه هم شاد وخوشحال بودند.🙂🙂🙂

آخ گفتی - مادرم مگه میگذاشت من از او آب بگیرم؟؟؟؟؟ 🤣🤦

این توییت بوی گازوئیل، صدای گریه بچه، نوای حمیرا، و حس مثانه در حال انفجار میده.

چقدر من از اتوبوس و مینی بوس متنفرم حتی تو ترافیک کنارشون باشم حالت تهوع و استرس میگیرم ☹😫 لعنت ب اون مهد کودکی ک بچه ای با شرایط مزاجی منو با اتوبوس میبرد اردو

دبه آب روی پله در عقب، عند جزییات بود 👌👌👌

حتی اسامی هم در زمانی که ایران بهشت بود حس خوبی داشت راه اهن رجا الفجر و زجر فجر و

یه جیز خیلی جالبش اینه صندلیای این ۳۰۲ ها از انواع اسکانیا و وولوهای جدید راحتتره من تازگی تو مسی دانشگاه جفتشو سوار میشدم و این به چشم میومد اصلا

کف اتوبوس تو دهه ۶۰ همیشه پر از پوست تخمه بود!

از این اتوبوس های ایران پیما متنفرم، یکدفعه از اصفهان تا رامسر را باهاش رفتیم حدود ۱۴ ساعت طول کشید، وقتی پیاده شدم دیگه اون آدم سابق نبودم!

وای خدا 😍 خیلی خوبه ، عالیه، ممنون از توییتهای قشنگ شما👏

لطف دارید 🙏🥂
