Loading video...

Video Failed to Load

Go Home

این آدم قرار نیست بزاره آخوندا کون سالم به‌در ببرن، شک نکنید، ولی مطمئنم تا سالها پارمون میکنه اینقدر منت سرمون میزاره.

194,857 views • 5 months ago •via X (Twitter)

0 Comments

No comments available

Comments from the original post will appear here

Related Videos

چیزی که این حرف‌ها رو متفاوت می‌کنه، خودِ آدمیه که داره می‌زندشون. جاش راشینگ سال‌ها تفنگدار نیروی دریایی آمریکا بود. تو جنگ عراق سخنگوی سنتکام بود؛ یعنی همون کسی که قرار بود حرف ارتش آمریکا رو به گوش دنیا برسونه. ولی بعد استعفا داد، و درست در بدو تولد الجزیره‌ی انگلیسی به این شبکه پیوست و کم‌کم به یکی از چهره‌های شناخته‌شده‌اش در آمریکا تبدیل شد. حالا همین آدم، سازنده‌ی مستند «کودکان زیر آتش»، رفته بالای صحنه تا جایزه‌ی امی رو بگیره. این هم متن کامل حرف‌هاش: «خب بچه‌ها. ممنونم. دوستتون دارم. عاشق این لحظه‌ام. عاشق همه‌تونم. ببخشید که این‌قدر طول کشید. ولی خب، الان اینجام. یه حرفی دارم که باید بزنم. نباید از نظرمون دور بمونه که چقدر تلخه آدم بابت پوشش یه نسل‌کشی جایزه بگیره، اونم تو همون کشوری که باعث شده این نسل‌کشی اتفاق بیفته و ادامه پیدا کنه. می‌خوام این رو تقدیم کنم به اون ۱۱ خبرنگار الجزیره؛ ۱۱ همکاری که از ۷ اکتبر تا حالا تو غزه به دست اسرائیل کشته شدن، و به ۲۷۰ همکار دیگه‌شون، خبرنگارهایی که از ۷ اکتبر به این‌طرف تو غزه کشته شدن. می‌خوام از ده‌ها پزشکی یاد کنم که زندگی پرپول و موفقشون رو اینجا رها کردن تا همه‌چیزشون رو به خطر بندازن، برن غزه و کمک کنن؛ و به این برسن که شاید شمشیر برنده‌ی حقیقت و شهادت دادن، از اون چاقوی جراحی‌ای که با خودشون به میدان می‌برن قوی‌تر باشه. اونا برگشتن و تو همین فیلم شهادت دادن. و به خاطر همین آدم‌هاست که میرا، اون دختر کوچولوی چهارساله که تو فیلم ما یه گلوله تو مغزش بود، امروز تو مکزیکوسیتی داره درمان می‌شه، کنار مادرش اسرا؛ مادری که موقع فیلم‌برداری ما پاش رو از دست داد. اینا روزهای تاریکی برای روزنامه‌نگاریه. یا داریم زیر فشار مالی له می‌شیم، یا داریم به دست قدرت‌های کلانی خریده می‌شیم که دارن پیام رو مصادره می‌کنن. ولی باید بهتون بگم، خواهش می‌کنم که دست از این نبرد خوب برندارین؛ نبرد برای حقیقت، نبرد برای انسانیت. چون هیچ ملتی بدون مطبوعات آزاد، آزاد نیست. پس به این نبرد خوب ادامه بدین. ممنونم.»

Panah Farhadbahman 🎒

25,887 views • 2 months ago

پنج دقیقه جفنگ و مهمل، همراه با عشوه‌های شتری و ننر بازی. اوج تهی بودن یک بشر به اسم #مهدیه_گلرو ولی کاری به ایناش ندارم. میخوام این مهملی که “جمهوری‌خواهی رئیس نمیخواد” و این که زیاد بهمون میگن “خجالت بکشید، شما خودتون میخواید یکی شاهتون بشه و شما رعیتش بشید. چرا خودتون نه؟” را یه توضیح بدم، بیشتر برای امثال این عمله که هنوز نمیفهمن. جامعهٔ انسانی در هر حد و اندازه‌اش نیاز به ساختار و تشکّل داره. این که شما در کجای این ساختار قرار میگیری هم فقط بر این اساسه که چطور میتونی به انسجام و حرکت اون ساختار کمک کنی. شما اگه توی یه شرکت هم کار میکنی، یه رئیس داری و یه مدیرعامل و یه تعداد کارمند زیردستت. این که یکی تو این ساختار، مدیرعامل شده، معنیش این نیست که حق شما را خورده. مهم، همکاری جمعی در قالب اون ساختاره. درسته که توی یه شرکت مثل تسلا، ایلان‌ماسک ملیونی حقوق میگیره و معروفه، احتمالاً طراح‌هایی هم داره که بدنه ماشین را طراحی میکنند و در کار خودشون چه بسا بهترین در دنیا باشند. اما نمیان بر علیه ایلان‌ماسک قیام کنن که تو چرا مدیرعامل و معروفی ولی ما نیستیم. بلکه با رضایت کامل در اون مجموعه کار میکنن چون اون ساختار بهشون امکان میده که کاری که دوست دارن را انجام بدن. این که #مهدیه_گوزو هنوز با این سن و هیکل فکر میکنه جمهوری‌خواهی یعنی این که رئیس نداشته باشی، نشون میده که این آدم نه تنها جامعه‌شناسی و سیاست را در حد سرگین هم نمیفهمه، که حتی خاله‌بازی هم بلد نیست. بعد همین اراذل به ما اعتراض میکنن که چرا نمیخواین تو یه فرآیند انتخاباتی با ما تو یه کاسه باشین!!! آخه چرا منِ نوعی، باید با این گوزو هر چهار سال اعصاب و روانم گهی بشه؟

جوالدوز

94,547 views • 1 year ago

اتمام حجت پاتریک بت دیوید با رضا پهلوی با اولتیماتوم «این آخرین فرصته» #No2ShahNo2Mullahs ✔️طرفداران تو بی ادب و وحشی هستند و الان بمن توهین میکنند ولی برای من مهم نیست. من برای آخرین بار به تو یک فرصت میدم که شاید قابلیتی از خودت نشون بدی و برام فحش های طرفدارات اصلا اهمیتی نداره ✔️تو ولیعهد نیستی تو رضا پهلوی هستی ✔️تو ۴۷ سال هست داری کمپین میکنی برای کسب پستی که هنوزم بدست نیاوردی و باور ندارم که بدست هم بیاوری ✔️تو هیچ شغلی هرگز نداشتی، بجاش سرگرمی های شخصی داری ✔️بهت میگن شاهنشاه اما تو شاه نیستی آقای رضا پهلوی ✔️تو یک آدم دم دمی مزاجی که هر دم حرفی میزنی و با جهت باد تغییر موضع میدی، یکبار میگی دخالت کنید،حمله کنید بعد میگی حمله نکنید، دخالت نکنید، حرف حسابت معلوم نیست چیه، خودت شخصا نمیتونی موضع بگیری و به دهن چپ و راستت نگاه میکنی. ✔️من به تو باور ندارم با اینحال اگر بجنبی و این معامله را با ترامپ انجام بدی ،احترام من و بقیه را به دست میاری هر چند معتقدم از دست تو اینکار برنمیاد. ✔️تو تمام وقت در طول این سالها دنبال فاند و پول جمع کردن بودی بدون هیچ نتیجه ای برای مردم ایران 🔴 پاتریک بت دیوید ‌دوستی نزدیکی با رضا پهلوی داشته است. او‌ یک کارآفرین، نویسنده و یوتیوبر ایرانی-آمریکایی است. او بیشتر به دلیل بنیان‌گذاری شرکت بازاریابی و خدمات مالی PHP Agency و تولید محتوای آموزشی در زمینه کارآفرینی شناخته شده است. پاتریک بت دیوید از یک خانواده مهاجر ایرانی است که در دوران کودکی به آمریکا مهاجرت کرده و با تلاش و پشتکار توانسته به موفقیت‌های چشمگیری در دنیای کسب و کار دست یابد. #No2ShahNo2Mullahs

Elham Nikzat

68,204 views • 7 months ago

جان کیریاکو، جاسوس سابق سی‌آی‌ای و پروفایلر رضا پهلوی: وقتی در سیا بودم، وظیفه‌ام این بود، اولین کارم در سیا همین بود، این‌که برای رئیس‌جمهور، معاون رئیس‌جمهور، مشاور امنیت ملی، و وزرای خارجه و دفاع، رهبران خارجی را پروفایل کنم. وقتی قرار بود با یک رهبر جهانی کنند، ما باید یک پروفایل روان‌شناختی محرمانه از آن رهبر جهانی می‌نوشتیم. و هنوز هم تا حدی از انجام‌دادنش برای خودم لذت می‌برم. وقتی تازه استخدام شدم، کارم عملاً این بود که زندگینامه‌نویس محرمانه صدام حسین برای جامعه اطلاعاتی باشم، یعنی زندگینامه‌نویس روان‌شناختی محرمانه‌اش. و من با تیمی از روان‌پزشکان، روان‌شناسان و انسان‌شناسان کار می‌کردم تا مطمئن شویم که تحلیل‌های به‌روز و پیشرفته‌ای داریم. اولین پروفایل ما قرار است درباره مردی به نام رضا پهلوی باشد، کسی که دیروز در مراسم خاک‌سپاری لیندزی گراهام در واشنگتن حضور داشت. رضا پهلوی، ولیعهد سابق و پسر ارشد آخرین شاه ایران است. او مدت‌ها منتظر فرصت مانده بود، و تلاش می‌کرد خود را برای رهبری ایران در صورت تغییر رژیم، مطرح کند. در این کلیپ‌ها خواهید شنید که او چقدر کاریزماتیک است، و خودتان می‌توانید در باره اینکه چقدر احتمال دارد او رهبر ایران شود تصمیم بگیرید. اما بگذارید چند نکته درباره رضا پهلوی بگویم. من، نه چندان شوخی‌وار، در مصاحبه‌های پادکستی‌ام در گذشته از او به عنوان «شاهزاده دلقک ایران» یاد کرده‌ام. او در سن بسیار پایین ایران را ترک کرد، در اوایل دهه بیست‌سالگی‌اش، یعنی حدود ۲۰ سالگی، در سال ۱۹۷۹. او از سال ۱۹۷۹ تاکنون به ایران برنگشته است. او به‌شدت توسط اسرائیل حمایت می‌شود، از سوی جامعه یهودیان اینجا در آمریکا، از سوی جامعه تبعیدیان ایرانی اینجا در آمریکا. نه همه این جامعه، اما منظورم مثلاً ایرانیان ثروتمند تبعیدی در جنوب کالیفرنیا است. او در یک قصر چند میلیون دلاری در پوتوماک، مریلند یکی از حومه‌های اعیان‌نشین واشنگتن دی‌سی، زندگی می‌کند. اما او داخل بازی نیست. او هیچ‌وقت داخل بازی نبوده. از زمانی که آمریکا و اسرائیل بمباران ایران را آغاز کردند، او در چند پادکست ظاهر شده است. یک‌دو بار در برنامهٔ پاتریک بت-دیوید بود و در چند پادکست دیگر هم که در آن‌ها، به‌نوعی می‌گوید آنچه انتظار دارید بگوید؛ یعنی، بله، رژیم وحشتناک است. باید سرنگون شود. مردم ایران باید آزاد شوند. و بعد گاهی می‌گوید که او کسی است که باید ایران را رهبری کند. و گاهی دیگر می‌گوید که او کسی نیست که باید ایران را رهبری کند. حقیقت این است که و من قبلاً هم این را گفته‌ام و به خاطرش تهدید به مرگ شده‌ام. باز هم می‌خواهم این را بگویم. او از پیاده‌روی از هواپیما تا ترمینال جان سالم به در نمی‌برد اگر قرار بود به ایران برگردد. در ایران کسی او را نمی‌خواهد، هیچ‌کس. و اگر یک چیز باشد که بمباران ایران توسط اسرائیل و آمریکا انجام داده، این است که مردم ایران را متحد کرده است. نمی‌توانی به یک کشور حمله کنی، رهبران مذهبی‌اش را بکشی، بیشتر سران حکومتش را به قتل برسانی، تمام فرماندهان نظامی را به قتل برسانی. دانشمندان هسته‌ای را بکشی و بگویی، ما برای کمک اینجا هستیم. ما می‌دانیم که شما را بمباران کرده‌ایم. و ما، شب اولِ بمباران، مدرسه را منفجر کردیم و ۱۶۰وچند دختربچه از آن مدرسه را کشتیم. اما، اما ما آدم‌های خوبیم و آمده‌ایم به شما کمک کنیم. و می‌خواهیم این دست‌نشانده را، این دلقک اهل پوتوماکِ مریلند را بر شما تحمیل کنیم تا او بتواند مثل پدرش دیکتاتور شود. خب، دلیل اینکه پدرِ رضا پهلوی، محمدرضا پهلوی، اصلاً سرنگون شد این بود که یک دیکتاتور خون‌ریز و قاتل بود. و مردم از این‌که به دست ساواک، پلیس مخفی، کشته شوند، خسته شده بودند. پس رضا پهلوی قرار نیست به ایران برگردد. او قرار نیست ایران را رهبری کند. او قرار نیست هیچ نقشی از هیچ جهت داشته باشد. با این حال، جناح طرفدار جنگِ حزب جمهوری‌خواه و همچنین دولت اسرائیل فکر می‌کنند او فوق‌العاده است. یک کلیپ کوتاه داریم که می‌خواهیم از مصاحبه‌ای که رضا پهلوی دیروز با رویترز انجام داد، به شما نشان بدهیم. گذشته از این واقعیت که از نظر مشروعیت، کاملاً هرگونه مشروعیتِ باقی‌ماندهٔ احتمالی را که او فراموش می‌کند که وقتی پدرش برای نخستین بار سرنگون شد، ایران دوره‌ای از رؤسای‌جمهور مختلف را پشت سر گذاشت. حتی آن زمان هم یک یادداشت تحریریه کارتونی وجود داشت، یادم هست، در نیویورک تایمز، که در آن آیت‌الله خمینی به یک فردی با ظاهر ایرانی می‌گفت، من یک خبر خوب دارم و یک خبر بد. خبر خوب این است که، من شما را به عنوان رئیس‌جمهور ایران منصوب می‌کنم. خبر بد این است که، من شما را به عنوان رئیس‌جمهور ایران منصوب می‌کنم. چون یک چرخه‌ای از رؤسای‌جمهور ایران وجود داشت که یا هدف بمب‌گذاری یا گلوله می‌شدند. یا بازداشت می‌شدند، یا ناپدید می‌شدند، یا هر چیز دیگر. آن زمان، رژیم ضعیف بود. امروز نه. این جنگ مردم ایران را دور هم جمع کرده تا بسیج شوند. می‌دانید، آدم فکر می‌کند ما باید از جنگ عراق درسی گرفته باشیم. ما خودمان را آن‌قدر قانع کرده‌ایم که ما آدم‌های خوبیم، که اصلاً نمی‌توانیم تصور کنیم وقتی از مرزی عبور می‌کنیم، قرار نیست ما را به‌عنوان آزادکننده ببینند. قرار است ما را ببینند به‌عنوان متجاوز و اشغالگر. این اتفاق بارها و بارها تکرار می‌شود. ما نتوانستیم طالبان را شکست بدهیم. آن‌ها حتی کفش هم نداشتند. و ما را شکست دادند. ما نتوانستیم عراقی‌ها را شکست دهیم. عراق هنوز در وضعیت هرج‌ومرج است. اما فکر می‌کنیم قرار است در ایران به‌عنوان آزادی‌بخش از ما استقبال شود؟! چرا باید چنین فکری بکنیم؟ چنین فکری می‌کنیم چون مردم هیچ درکی از تاریخ ندارند. پس این دلقک اینجا، در انتظار فرصت نشسته و وانمود می‌کند که برای رهبری ایران رقابت می‌کند در صورت تغییر رژیم. من او را به احمد چلبی تشبیه می‌کنم. برای آن‌هایی از شما که احمد چلبی را به خاطر ندارند، او دلقک مشابهی بود که حقوق‌بگیر سیا بود، یعنی دولت آمریکا. و ما این نقشه واقعاً احمقانه را کشیدیم تا او را به‌محض اینکه صدام حسین را سرنگون کردیم، رئیس‌جمهور عراق کنیم. و مردم عراق گفتند، «نه، چنین خبری نیست.» خب، باز هم دارد تکرار می‌شود.

Panah Farhadbahman 🎒

51,090 views • 15 days ago

آذر ماجدی: ‼️‼️‼️‼️ ۱۹۹۱ که بعداً کردستان عراق به یه معنا اتونومی بیشتری پیدا کرد تعداد زیادی از مردم کردستان عراق کشته، ویران، آواره شدن، درد کشیدن و روی درد اون‌ها دو تا خونواده بارزانی و طالبانی قدرت گرفتن. اینا الان به بیلیونر تبدیل شدن. ثروتی که تو آمریکا دارن وحشتناکه ولی معلم توی کردستان عراق، کارگر تو کردستان عراق بعضاً ۶ ماه به ۶ ماه حقوق نمی‌گیرن. وضعیت مردم کردستان عراق الان با آمار و ارقام بدتر از شرایطیه که زمان صدام سر کار بود داشتن. زمان صدام زبونشونو می‌تونستن حرف بزنن، مدرسه‌شون به زبون کردی درس می‌داد، کاملاً از یه خودمختاری برخوردار بودن ولی اینقدر فرق نبود. قتل‌های ناموسی از زمانی که این‌ها اومدن سر کار وحشتناک توی کردستان عراق بالا رفته. این کاریه که ناسیونالیسم کرد اینجا کرده. بحث دفاع از صدام نیست، بحث در اینکه اگر شما فریب ناسیونالیسم رو بخورید فکر می‌کنید اون‌ها رهایی میدن. ببینید تمام این معما در دو تا کلمه خوابیده، در دو تا عبارت خوابیده: خاورمیانه جدید، اسرائیل بزرگ. نقشه‌ای که از بعد از جنگ جهانی اول با تشکیل اسرائیل شروع کردن و با نابودی منطقه خرد خرد بردن جلو، الان دارن به آخرین مراحلش می‌رسن. مسئله کرد از اول که شروع شد، که بتونن این شرایط رو حفظ کنن با جنگ و خصومت. به خصوص همیشه بخشی از مردم، سازمان‌های ناسیونالیست کرد مسلح بودن. این اتفاق برای کسای دیگه نمیفتاد ولی تو کردستان عراق همیشه مسلح بودن، تو کردستان ترکیه مسلح شدن و بعد تو کردستان ایران یه دوره‌ای مسلح بودن و دوباره از بعد از شکست انقلاب ۵۷ مسلح شدن. این مسئله کرد یه ویژگی خاصی داشت به خصوص که سمپاتی و هم‌بستگی بسیاری از طرف مردم دنیا نسبت بهشون احساس میشد چون به طور واقعی زیر ستم بودن، سرکوب شده بودن. ولی الان چه اتفاقی داره میفته؟ ناسیونالیسم کرد به یک ابزار کامل مزدوری امپریالیسم آمریکا بدل شده. این هیچ ربطی به مردم کردستان نداره، این هیچ ربطی به احزاب چپی که الان مخالف جنگن و مخالف این حرکتان نداره. وقتی یک نیرویی خودش رو به این شکل در خدمت کی می‌ذاره؟ در خدمت (من الان دیگه نمی‌دونم چه لفظی استفاده کنم، بعضی وقتا آدم می‌مونه باید بگم شیطانی تنها لفظیه که به نظرم می‌رسه) به ارتش اسرائیل. ببینید چه‌جوری داره می‌کشه، به بمب‌های اسرائیل و آمریکا نگاه کنید چطوری دارن می‌کشن. بچه‌ها رو مثل پودر تیکه تیکه می‌کنن و شما هنوز حاضرید بگید من بدون قید و شرط از این دولت حکومت می‌گیرم؟ مردم رو الاغ فرض کردید؟ ابله فرض کردید؟ مگه میشه همچین چیزی؟ مگه میشه همچین چیزی؟ دولت آمریکا (تموم می‌کنم)، دولت آمریکا، دولت‌های غربی، اسرائیل، این‌ها به شما بدون قید و شرط هیچی نمیدن. حتی نونم نمیدن اگه گشنه باشید بخورید، همش با قید و شرطه. این‌ها خودشون رو فروختن، خودشون رو به فاشیسم و به جنایت و به نسل‌کشی فروختن و تاریخ در مورد این‌ها قضاوت خواهد کرد.

آرش یوسفی -ARASH

47,568 views • 3 months ago

کالبدشکافی یک عملیات روانی - تله سلبریتی‌ها: اگر یادتان باشد اصلاح‌طلبان شعار «ایران برای همه ایرانیان» از رضا شاه پهلوی را در کمپین‌های تبلیغاتی‌شان مصادره و تکرار کردند. حال اتاق‌ فکر امنیتی جمهوری اسلامی، فاز اجرایی این مصادره را کلید زده‌است. هدف نهایی این پروژه تغییر زمین بازی از «مردم در برابر رژیم» به «مردم در برابر مردم» است. چطور؟! از دی‌ماه جمهوری اسلامی مطمئن‌ شده‌است که نمیتواند نام پهلوی و گستردگی پایگاه طرفداران او را به زمین بزند، اما سناریویی ۴ مرحله‌ای طراحی کرده تا حامیان پادشاهی‌خواه را افرادی تک‌صدا، خشن و حذف‌گر جلوه دهد و جامعه‌ی جهانی را از تنها آلترناتیو واقعی برای ایران آزاد بترساند. این سناریوی امنیتی دقیقاً چگونه کار میکند؟ با نگاه دقیق به تمامی حواشی زرد اخیر از سلبریتی‌ها میتوان به یک الگوی مشخص رسید. 1️⃣ مرحله اول: طعمه‌گذاری و ساخت نماینده فیک: سلبریتی‌ها و چهره‌های مشهور اعم از سالم و یا فاسد، مورد دار یا غیر مورد دار را با تهدید پرونده‌های باز یا وعده‌ی پول بیشتر به میدان میفرستند تا دقیقاً روبروی خواست عموم جامعه بایستند و مشخصاً نام «پهلوی» را هدف قرار دهند. نکته مهم اینجاست: آنها میخواهند افکار عمومی جامعه‌ را از «اپوزیسیون جمهوری‌اسلامی بودن» به «اپوزیسیون پهلوی شدن» تغییر دهند. 2️⃣ مرحله دوم: تحریک و مهندسی واکنش‌ها: افکار عمومی و مبارزان، به صورت طبیعی و از روی خشم، به این سلبریتی‌ها حمله کرده و آنها را طرد (کنسل کالچر) میکنند. اینجا اتفاق مهمی میفتد: سایبری‌های رژیم وارد میشوند و شدیدترین واکنش‌ها را در مجازی برجسته میکنند. یک «اختلاف سیاسی» به یک «دعوای اجتماعی» تبدیل می‌شود. 3️⃣ مرحله سوم: قاب‌بندی مجدد (برداشت محصول): حالا پروپاگاندای رژیم همان واکنش‌های انتخاب‌شده را جدا میکند و در سطح گسترده و هماهنگ برای مخاطب داخلی و خارجی پخش میکند که: «ببینید! این‌ها هنوز به قدرت نرسیده‌اند با مخالفان خود چه می‌کنند! این افراد بدتر از رژیم هستند و این است تصویری که از قدرت در ایران آینده میخواهند.» در این مرحله، رفتار واکنشیِ ارگانیک بخشی از پایگاه طرفداران و یا حتی سازماندهی شده از جانب خودشان را به کل یک پروژه سیاسی بزرگ نسبت میدهند تا تصویر آلترناتیو را تخریب کنند. 4️⃣ مرحله چهارم: ضربه اصلی (تله دوراهی): اینجاست که آن جمله کلیدی و عملیات روانی را بصورت کاملا مهندسی‌شده وارد میکنند: «اگر قرار است ایران را آزاد کنید، چرا از همین امروز مخالفان را تحمل نمیکنید؟ پس چه شد؟ آیا در ایرانِ پهلوی قرار نیست جا برای همه باشد؟» این جمله از نظر تبلیغات منفی ویرانگر است؛ چون مخاطب را مجبور میکند بین دو مفهوم دروغینِ ساخته‌ی رژیم گیر بیفتد و تلاش میکند مفهوم «پهلوی = آزادی برای همه» را با «طرفداران پهلوی = حذف مخالفان» جایگزین کند. ⚠️ خطر اصلی و راه بی‌اثر کردن‌ تله: مهم‌ترین نکته این است: سلبریتی‌ها در این بازی فقط یک «دستمال یکبار مصرف» برای عصبانی کردن ما هستند. این بازی از لحظه‌ی اول بصورت zero-sum طراحی شده‌است و اگر تمام انرژی جامعه صرف این شود که «فلان سلبریتی چرا این را گفت؟»، پروژه امنیتی اتاق فکر اصلاح‌طلبان موفق شده است. درگیر شدن در این بازی، بخشی از هدف مطلوب رژیم است. پاسخ ندادن به این موارد هم به‌نوعی راه را برای تخریب شاه باز میگذارد. تا به اینجا به‌نظرم کم‌هزینه‌ترین راه، پررنگ کردن خیانت و فساد این مهره‌های سوخته‌ی رژیم، خارج از زمین طراحی‌شده ‌در این بازی است نه صرفِ اینکه مقابل پهلوی جهت‌گیری داشته‌اند. چرا که این افراد اصلا عددی نیستند که سوگیری‌ عامدانه‌ی آنها با پهلوی اهمیت داشته باشد. ما باید از روی طعمه‌ها بپریم و روی هدف اصلی تمرکز کنیم. اگر آنها میخواهند این شک را در جامعه بیندازند که آیا یک فرد یا گروه حق دارد برای آینده ایران تصمیم بگیرد؟ پاسخ ما همان اصل بنیادینی است که رضا شاه پهلوی همواره بر آن تاکید کرده‌اند: ایران برای همه ایرانیان است؛ اما بدون هر ورژنی از جمهوری اسلامی. پی‌نوشت: ویدیو را از اکسپلور اینستاگرام گه‌خور‌های پادشاهی‌خواهان برداشته‌ام تا متوجه عمق سرمایه‌گذاری و هماهنگی رژیم برای تولید محتوا در این راستا باشیم. پاینده ایران، جاویدشاه 🇮🇷

Apranik 🇮🇷🇮🇱

22,997 views • 7 days ago

بخش‌هایی از صحبت‌های امین بزرگیان در گفت‌وگو با میلاد پورعیسی: ‼️‼️‼️‼️‼️‼️‼️‼️ نسخه کامل این مصاحبه را می‌توانید در کانال یوتیوب هامون تماشا کنید: ‼️‼️‼️‼️‼️‼️‼️‼️‼️‼️ امین بزرگیان: برخلاف تصوری که وجود داشت نسبت به مداخله خارجی در ایران، خب روند جوری شد که این مداخله خارجی مورد استقبال عمومی قرار نگرفت. حالا اینکه مورد استقبال عمومی قرار نگرفت ؛ اصلاً فراموش نکنیم که یکی از زنجیره‌های این پروژه این بود که ما وقتی آسمان رو اشغال کردیم، روی زمین یه اتفاقاتی خواهد افتاد.‼️‼️ این مشاوران و اینا رفتن، مشاوران راستگرا و اپوزیسیون رفتن به این آمریکا و اسرائیل گفتن آقا شما اگر چنانچه فلان جا رو بزنید و آسمون رو بگیرید و اینا، مردم اینقدر عاصی‌ان که میان تو خیابون.‼️‼️ نمونش، نمونه کار شما جنبش‌های مردمی رو ببینید، مردم اومدن تو خیابون. ‼️اون جنبش‌ها به خاطر این به سرانجام نرسید که سرکوب شد ‼️و اگر چنانچه شما این نظم سرکوب‌کننده رو، چه می‌دونم، تضعیف کنید یا از بین ببرید، این به سرانجام می‌رسه، تبدیل میشه به انقلاب. بعد خود شما هم، مخالف پروژه شما هم نیست که نمی‌خواید دیگه در کشورهای خاورمیانه مثل عراق و افغانستان بیاید ‼️و مداخله کنید، خود همین میشه انقلاب. خب این روشن بود، یعنی مشخص بود کسانی که این مشورت رو دادن به آقای آمریکا و آقای اسرائیل، سرسوزنی شناخت از جامعه ایران نداشتن. نمی‌شناختن جامعه ایران. یعنی نرفته بودن حتی این تحقیقات اجتماعی رو ببینن، خصلت‌های جامعه رو ادراک بکنن. یه سری آدم سیاسی بودن که مواجهه‌شون با جامعه ایران این بود که یه سری آدم هر از چند وقت یه بار اومدن تو خیابون و اعتراض کردن و کلاً این چیز رو، این خبر هم بهشون رسیده بود که مردم به اینجاشون رسیده. خب این دو تا رو کنار همدیگه گذاشتن به صورت مکانیکی و گفتن این جامعه، جامعه انقلابی‌ه، جامعه‌ای که درمیاد توی خیابون. در حالی که این ناشی از عدم شناخت جامعه ایران بود.‼️ به چند دلیل. حالا دلایل مختلف و متعددی رو میشه مطرح کرد که اساساً حتی اون وقتی که جامعه می‌اومده بیرون اعتراض می‌کرده، این جنبش، جنبش اعتراضی بوده یا جنبش انقلابی بوده؟ این رو باید اساساً ما سوژه انقلابی در ایران داریم یا سوژه معترض داریم در ایران؟ ‼️پیوندهای جامعه با دولت چه نوع پیوندیه؟ آیا اون پیوندی هست که بشه از توش چیزی تحت عنوان انقلاب رو درآورد؟ انقلاب یعنی تغییر حکومت و فلان این حرفا. بعدشم چیزی که مفروض چیزشون بود این بود که آقاجان، ما در فقدان تمام عناصر انقلاب ‼️‼️مثل رهبری، مثل سازماندهی، مثل چه می‌دونم همه این چیزا، اعتصابات و این حرفا، ‼️‼️اینا رو نداریم و نمی‌تونیم درستش بکنیم و اینا. اینا رو همه رو حواله می‌دادن به اینکه این به خاطر چی سازماندهی نداریم، به خاطر چی اینا رو نداریم؟ که سرکوبه. خب که اینم گفتن به جای همه اینا که نداریم، آمریکا رو داریم، این بیاد. ‼️‼️ فکر می‌کردن که یک راه میانبری وجود داره برای انقلاب. برای همین هم از ‼️‼️کلمه براندازی ‼️‼️استفاده می‌کردن، از کلمه انقلاب استفاده نمی‌کردن، به خاطر اینکه می‌دونستن که این نمی‌تونه انقلاب باشه. انقلاب یه پدیداری از پایینه، احتیاج به سازماندهی داره، احتیاج به پیوند نیروها داره، اتحادهای درون بین طبقات داره، هزار تا چیز دیگه داره، نمیشه اینجوری. برای همین گفتن براندازی. براندازی یعنی که حکومت بره، فقط همین. ‼️‼️ یعنی اون هدف نهایی انقلاب رو فقط منظورشون بود. اون فرایندی که ما به اینجا برسیم، گفتن امکاناتش وجود نداره، اینو آمریکا برامون انجام میده.‼️‼️‼️ همه این عوامل رو وقتی کنار هم می‌ذارید، پس اصلاً چیز عجیبی نبود که جامعه در معرض جنگ وقتی قرار می‌گیره، تن نمیده به اون، به این پروژه.‼️ یعنی با وجود تمام مشکلاتی که داره، با تمام اینکه اصلاً نمی‌خواد سر به تن دولت باشه، ‼️اینی که بخواد وارد چنین پروژه‌ای بشه، این براش غیرممکنه. چرا؟ خیلی ساده‌ست آقای پورعیسی، به خاطر اینکه جامعه، جامعه مدرنیه. جامعه‌ایه که تا حد زیادی دموکراتیکه. تو این جامعه سال‌ها کار شده. حالا ما نتایج ملموس مادیشو نداریم، ندیدیم هنوز، اما ببین، ۲۰۰ سال پیش حدوداً انقلابی شده تو این مملکت، همزمان با اروپا. بعد خود این سازوکار از درون یک انقلابی بیرون اومده به نام ۵۷. و از نیمه دهه ۷۰ تو مملکت آدما کتاب چاپ شده، روزنامه چاپ شده، ارزش‌های دموکراتیک مهم شده، فلان. همه اینا غیب نمیشه توی جامعه‌ای، هرچقدر هم مسئله داشته باشه. حالا یه موقع است ما فقط به صداهای بلند توجه می‌کنیم، لحظات بیان خستگی‌ها، لحظات بیان خشم‌ها. با اینا نمیشه معیار فهم گذاشت. لینک کانال یوتیوب هامون:

آرش یوسفی -ARASH

12,538 views • 23 days ago

صحبتهای بانو در مورد اقای خامنه ای : آقای خامنه‌ای سه کار مهم انجام داد. اولین موفقیت آقای خامنه‌ای با نوع مرگی که خودش انتخاب کرد، به‌نوعی شرایط را تغییر داد. چون وقتی یک رهبر سیاسی در قلمرو کشور خودش هدف قرار می‌گیرد و در نخستین اقدام کشته می‌شود، از نگاه بسیاری این می‌تواند جنگ را در چارچوبی غیرقانونی قرار دهد. در دنیا معمول نیست که به یک کشور حمله شود و رهبر سیاسی آن کشور را بالافاصله در مقر اصلی خود هدف قرار دهند. به همین دلیل، هیچ‌کدام از متحدان اروپایی امریکا و کشورهای متحد امریکا در جنگ همراهی نکردند. همین موضوع باعث شد آمریکا نیز ریسک ورود مستقیم به خاک ایران و اعزام نیرو در جنگ را نپذیرد. حتی گفته می‌شود ترامپ به اسرائیل گفته بود اگر قرار باشد نیروی زمینی وارد شود، اسرائیل نیز باید در کنار آمریکا نیرو اعزام کند و در نهایت این موضوع منتفی شد. به همین دلیل، از نگاه برخی، حرمت ایران حفظ شد؛ زیرا ورود نیروی خارجی به داخل ایران نوعی هتک حرمت تلقی می‌شود. دومین موفقیت نکته دوم این بود که تنگه هرمز در جنگ ۱۲ روزه بسته نشد و در مرحله بعدی این اقدام انجام شد. این موضوع باعث اختلافات جدی میان ترامپ و نتانیاهو شد . گفته می‌شود ترامپ از عملکرد نتانیاهو ناراضی شد و به او گفت: «مگر نمی‌دانستی که چنین توانایی دارند؟ چرا چنین تصمیمی گرفتی؟» در مقابل نیز این استدلال مطرح شد که ما هم باور داشتیم ایرانیان توانایی انجام آن را دارند اما نکته اینجاست که اگر ایران واقعاً قصد بستن تنگه را داشت، چرا در جنگ ۱۲ روزه این کار را انجام نداد؟ سومین موفقیت نکته سوم این بود که اگر آقای خامنه‌ای کشته نمی‌شد و در پناهگاه باقی می‌ماند، سپس حوادث بعدی رخ می‌داد، ممکن بود تصویر بسیار منفی‌ای از او که سالها بر کشور حکومت کرده بود در تاریخ ثبت شود. در آن صورت، بسیاری از اتفاقات و خسارت‌ها و ننگ بر گرده تاریخ می ماند و این می‌توانست میراث سیاسی بسیار سنگینی بر دوش ایرانیان بر جای بگذارد. اما به‌جای آن، روند وقایع به شکل دیگری رقم خورد. من مطمئنم نیروهای حفاظت به ایشان پیشنهاد داده بودند که محل را ترک کند. آیا آقای خامنه‌ای اگر آنجا می‌ماند کشته نمی‌شد؟ چرا، مرگی با ذلت و در اوج نفرت عمومی برای ایشان در نظر گرفته شده بود؛ و در شرایطی که وجهه او به‌شدت آسیب دیده بود. تصور کنید همه آن اتفاقات رخ می‌داد؛ طبیعی بود که نگاه جامعه کاملاً متفاوت می‌شد. همین ها که امروز جنایت مدرسه میناب را انکار می کنند. اگر آقای خامنه ای در پناهگاه بود برای کشته های میناب ناله ها سر می کردند. البته باید گفت برخی حوادثی که درباره حملات بعدی یا مسائل دیگر مطرح می‌شود، برای بعد از درگذشت ایشان برنامه‌ریزی شده بود. ایشان شخصا چگونگی مقابله با امریکا و اسراییل را برای پسا خودشان هم ترسیم کردند در اصل، آقای خامنه‌ای تلاش کرد روند بازی را به نفع ایران تغییر دهند و در مناسب ترین زمان ممکن از اهرم تنگه هرمز استفاده کند. سال‌ها بود که بسیاری از ایرانی‌ها می‌گفتند اگر جنگی رخ دهد، ایران تنگه هرمز را خواهد بست. این موضوع جدیدی نبود. اما در مرحله اول تصمیم گرفته شد که این کار انجام نشود و از نگاه طرفداران این تحلیل، همین تصمیم یک موفقیت بود. برنامه‌ای که برای هدف قرار دادن ایشان مطرح می‌شد، مربوط به خردادماه بود. حتی برخی افراد نیز گفته بودند که برنامه عملیات برای ماه ژوئن تنظیم شده بود. اسرائیل قصد داشت بیت رهبری را هدف قرار دهد و آقای خامنه‌ای را تحقیر کند. من بارها گفته بودم که هدف فقط یک حمله نظامی نیست، بلکه تلاش برای تحقیر و شکستن نمادهای حاکمیت است. به همین دلیل، از نگاه این تحلیل، آقای خامنه‌ای با آگاهی و شجاعت تصمیم گرفت در محل باقی بماند. اگر در آن شرایط فاجعه‌ای بزرگ رخ می‌داد و کشور آمادگی لازم را نداشت، نتایج بسیار متفاوت می‌شد. در نهایت، طرفداران این دیدگاه معتقدند که آقای خامنه‌ای با استفاده از اطلاعات موجود، بهترین برنامه‌ریزی و تاکتیک‌ها را به کار گرفت و نتایجی که امروز دیده می‌شود، حاصل همان مدیریت است. این روند همچنان ادامه دارد. از نگاه این تحلیل، شهادت آقای خامنه‌ای باعث برانگیخته شدن مردم شد. او بارها گفته بود: «روزی که من نباشم، مردم مبعوث خواهند شد.» طرفداران این دیدگاه معتقدند که او می‌دانست مرگش می‌تواند به عاملی برای اتحاد و همبستگی ملی تبدیل شود. آن‌ها باور دارند که این تصمیم آگاهانه گرفته شد تا مردم متحد شوند و نوعی غیرت ملی شکل بگیرد. خلاصه، او عمداً ماند تا با کشته شدن خود، مردم را متحد کند و حقیقت آشکار شود. این همان چیزیست که خودش از آن با عنوان «مبعوث شدن مردم» یاد می‌شود. #شخصی

خبرگزاری شیر و خورشید

26,042 views • 2 months ago

۱/۲ 🔴نظر پرفسور میرشایمر در مورد احتمال حمله هسته ای اسرائیل به ایران. 🔸قاضی ناپلیتانو: می‌خوام یه کلیپ براتون پخش کنم از یه مصاحبه با جان کیریاکو. شاید آقای کیریاکو رو بشناسید. اون مأمور بازنشسته سیا است. تنها کسی بود که به خاطر رژیم شکنجه بوش-چنی زندان رفت، چون خودش از چیزهایی که مجبور شده بود ببینه حالش به هم می‌خورد و شکنجه‌ها و اسم شکنجه‌گرها رو افشا کرد. الان البته از زندان آزاد شده، این چند سال پیش بود. ولی اون یه ادعای خیلی تکان‌دهنده درباره اسرائیلی‌ها داره و من نظرتون رو می‌خوام بدونم. پروفسور میرشایمر، 🔸قاضی ناپلیتانو:کریس کلیپ شماره سه. 🔻آغاز پخش کلیپ. «جان کریاکو: دلیلش اینه که به من گفتن دونالد ترامپ تصمیم گرفت ایران رو بمباران کنه چون اسرائیلی‌ها برای اولین بار گفتن: اگر شما این پناهگاه‌های زیرزمینی رو بمباران نکنید و این تأسیسات رو نزنید، ما خودمون از سلاح هسته‌ای استفاده می‌کنیم. تا اون موقع هیچ‌وقت چنین تهدیدی نکرده بودن. برای همین ترامپ گفت: بمباران ایران شاید واقعاً جلوی شروع جنگ جهانی سوم رو بگیره اگر مانع بشه که اسرائیلی‌ها سلاح هسته‌ای به کار ببرن.» جولیان دوری: یعنی طبق منبع شما، اسرائیلی‌ها به رئیس‌جمهور ایالات متحده گفتن که اگر ارتش آمریکا با قدرت خودش تأسیسات هسته‌ای ایران رو نزنه، اسرائیل به تنهایی از سلاح هسته‌ای استفاده می‌کنه. جان‌کیریاکو: آره. جولیان دوری: می‌بینی مشکل این حرف چیه جان؟ آره. چون اونا هیچ‌وقت رسماً اعتراف نکردن که سلاح هسته‌ای دارن. دقیقاً. پس تو داری به من می‌گی اونا به رئیس‌جمهور آمریکا اعتراف کردن که سلاح هسته‌ای دارن، ولی هنوز توی معاهده آژانس بین‌المللی انرژی اتمی (IAEA) نیستن؟ جان‌کیریاکو: خب، اگر حرف افشاگرهای هسته‌ای اسرائیل درست باشه، آره، از دهه ۵۰ شروع کردن، اواخر دهه ۶۰ یا اوایل دهه ۷۰ بهش رسیدن. برو ببین موردخای وانونو رو.مم‌هوم. می‌دونی، وانونو بی‌دلیل به خیانت متهم نشد. 🔻انتهای پخش کلیپ. 🔸قاضی ناپلیتانو: قابل قبوله، پروفسور میرشایمر؟ 🔹پرفسور میرشایمر: اوه، قطعاً قابل قبوله. من که مدرک محکمی برای تأیید حرف جان کیریاکو ندارم، نمی‌گم بهش شک دارم، ولی مدرک سخت ندارم. اما از نظر منطقی کاملاً معنا داره. باید یادتون باشه که اسرائیلی‌ها واقعاً باور دارن، کاملاً محکم باور دارن که ایران با سلاح هسته‌ای تهدید وجودی برای آنهاست. و باور دارن که همین توانایی غنی‌سازی هسته‌ای که ما ۲۲ ژوئن امسال زدیم (یعنی ایالات متحده در ۲۲ ژوئن امسال زد) مقدمه‌ای برای به‌دست آوردن سلاح هسته‌ای توسط ایران بود. برای همین خیلی خیلی مشتاق بودن که اونو نابود کنن. ما همچنین می‌دونیم که خودشون به تنهایی نمی‌تونن این کار رو بکنن. نه فوردو رو تونستن بزنن مثل کاری که ما کردیم، نه نطنز رو. اصلاً نمی‌تونن. توانایی‌اش رو ندارن. بمب‌هایی ندارن که بتونه اون‌قدر عمیق بره. پس اگر نتونن این تهدید وجودی رو با سلاح‌های متعارف از بین ببرن، ولی بتونن با سلاح هسته‌ای (شاید حتی فکر کنن با یه سلاح هسته‌ای کوچک هم بشه)، فکر می‌کنم احتمال اینکه این کار رو بکنن خیلی بالاست. فکر می‌کنم اگر در آینده شواهد محکمی باشه که ایران داره سلاح هسته‌ای به دست میاره، واقعاً شواهد محکم، (که البته تابستون امسال این‌طور نبود)، و اسرائیلی‌ها نتونن اون توانایی رو با نیروهای متعارف خودشون نابود کنن، من پول زیادی شرط می‌بندم که از سلاح هسته‌ای استفاده می‌کنن. باز هم تکرار می‌کنم، اونا این رو تهدید وجودی می‌بینن. و وقتی حرف از استفاده از نیروی نظامی علیه دشمنانشونه، اسرائیلی‌ها تقریباً هیچ مرزی نمی‌شناسن. ما این رو در سال‌های اخیر دیدیم. کلمه «خویشتنداری» وقتی حرف از رفتار نظامی اسرائیلی‌هاست اصلاً معنایی نداره. پس فکر می‌کنم این یه تهدید واقعیه، نه فقط الان، بلکه یه تهدید واقعی برای آینده هم هست. 🔻منتخبی از لحظه 26:03 تا اخر گفتگوی زیر: Prof. John Mearsheimer _ Ukraine and Reality-Judging Freedom- Andrew Napolitano-20251120Thu اتصال به این فرسته در کانال تلگرام "بین دوگانگی ها ":

Farhad Ghoddoussi

87,037 views • 9 months ago

من داغدارم. داغدار رفتنِ سرلشکر باقری که تازه با اون ویدیوش شناخته بودمش. اگر کسی فکر میکنه مستقیم نمیگم، اینم به انگلیسی و برای ثبت در حافظه ی تاریخی توییتر. اینجا رسما بدون حضور مغز صحبت کردم و کلام پراکنده است. اگر شما زبانتون میگیره از گفتنِ این مساله مشکل از شماست و تخیلی که براتون مهندسی کردند. اونکه سپاه و دار و دسته اش هم در این مهندسی تخیل شریکند قصه ی بسیار و بی نهایت مهمی است که بهش خواهم پرداخت. همیشه از مخالفان قرار دادن سپاه در لیست تروریستی بودم و هشدار داده بودم که این مقدمه آوردنِ جنگ به ایران بود. من اینجا از سردارانِ ش.هید شده قدردانی کردم گفتم برای شماهام بذارم چون نکته داره . آقا من همونقدر که از سمت مجاهدین و موساد اذیت شدم از دست مخالفان مذاکره و پروژه بگیرانِ “ما بمب میخواهیم و فلان”َ داخل تخریب شدم. یعنی دلم خونه اگر بخوام باز کنم این مساله رو. اگر نمیگم دلیل بر نبودنش نیست. اما از همون اول به هشتگ ت.روریستی بودن س.پاه ایراد گرفتم. یعنی اولش نمیدونستم چی شده. به دوستم گفتم: خب حالا س.پاه تر.وریستی بشه چی میشه؟‌ گفت: یحتمل نمیتونن بیان اینجا. گفتم : خب حالا نیان. یعنی فکر میکردیم اساس بدتری نداره. بعد کم کم شک کردم. دیدم اونی که زمان زن زندگی آزادی تو خیابون سرکوب میکنه اصلا س.پاه نیست. پس حکایت اینکه “سپاه رو تروریستی کنیم” چی بود؟‌ بعد فهمیدم وقتی شما یک گروه نظامی رو ترو-ریست تعریف میکنی اونها تارگت مشروع میشن و اجماع عمومی و جهانی برای جنگ راحت تر ایجاد میشه. و نکته ی جالب اینجاست که این نکته که چنین هشتگ و خواسته ای باعث میشه جنگ به داخل مرزهای ایران وارد بشه رو کارشناسی مطرح کرد که خودش توسط همین مخالفان مذاکره و به اصطلاح تندروها، به شدت اذیت شده بود. قصه های خون دل خوردن از داخلیها بمونه برای بعد. امروز وقت بازنگریِ خیلی چیزاست: اینکه هواپیمای اوکراینی رو کی زد که مقدمات چنین جایی که الان هستیم فراهم بشه و تقاضای تحریم آسمانهای ایران (که به مثابه اعلام جنگ و بی دفاع کردنِ ایران در برابر حمله بود) این چنین وحدتِ بعد از ت.رور سردار س.لیمانی به هوا بره؟ این سوال خیلی جای فکر داره. چرا وقتی نیروی سرکوب تو خیابون زمان تظاهرات مهسا، پلیس ضد شورش بود و س.پاه نبود، این هشتگ جلو رفت؟‌ (اون موقع پرسیدم: همون کسایی که میگفتند “اسراییل اگر زده، کشته، آدم نظام بودند” گفتند “نه س.پاه بوده! لباس نیروی انتظامی رو روی لباس س.پاهی پوشیده بودند.” یعنی کلا دوستان ایده ای از پلیس ضد شورش نداشتند. یعنی داشتند: اما هدف آوردنِ ایران به همین نقطه بود. به همین جایی که الان هستیم. سفیدشویی و عادی سازیِ کشته شدنِ سردار ایرانی توسط دشمن. خیلی سوال. خیلی قصه هایی که باید بررسی بشن. ولی من بگم که برای من سردار ایرانی که توسط دشمن کشته میشه یک سردار ایرانی است. تمام. این رو گفتم بدون لکنت بنویسم: من عزادارِ کسانی هستم که در بین ما نیستند. اما آدم واسه خنک کردنِ دل همسایه، ابزار کپک زدنِ سواد خودش رو فراهم نمیکنه. من امروز به شدت عزادارم. به شدت ازینکه اس.راییل اونها رو از ما گرفت عصبانی. و اینجا گفتم: به انگلیسی هم گفتم که اگر لازم باشه با لکنت کمتری گفته بشه. سواد خودتون رو پاکسازی کنید.موتورهای جهل به شدت مشغول کار بودند.

نسیم نوروزی

50,624 views • 1 year ago

قبل از خواندن یک نکته را باید عرض کنم : شان مخاطبین این صفحه و هدف من از این کار افشا و معرفی بلاگرها شاخ های مجازی نیست ، این کار را بسیار زرد ، حاشیه‌ای و نامسئله در این مقطع می دانم. از پرداختن به این افراد از تینا گرفته تا مونا و هانیه و حالا شکیبا و اسی و بقیه کثافت‌ها فقط و فقط معرفی بلاگرهایی است که در خدمت اهداف کثیف رژیم جمهوری اسلامی هستند، پس از معرفی این بلاگر و آن بلاگر که این رو بگو ... خواهش می کنم خودداری کنید. اما قطعا هر بلاگر حکومتی را که به قطعیت برسم بهش خواهم پرداخت. همه اطلاعات راستی آزمایی شده ما درباره شکیبالطفی این است و بیش از این هم ارزش پرداختن ندارد ، در خانه اگر کس است یک حرف بس است : شکیبا لطفی نه شکیبا لطف بچه كرج بود ، در گذشته ای نه چندان دور كلا خودش بود و یه كت و شلوار نارنجي فردی به شدت بددهن و بی ادب . شكيبا به عنوان ... با ٢ دختر دیگه ميرن تركيه با تعدادی مدیر دولتی و آزاد اونجا مواد ميزن و.... این سرآغاز آشنایی او با اسی است . الان بعد ٩ سال ازدواج نکردند و قرار هم نیست بکنند در واقع سرویس دادن و سرویس گرفتن است. پیج شكيبا ٢ سال بيش بسته شد به دليل حجاب…. به يك روز كامل نكشيده باز شد دوباره. كلى هم تو همه عكس هاش ليوان هاى مشروب هست … اسماعیل اسکندری مهرانجانی یا همان اسی به حکومت ، عراقچی ،ابریشم چی و سپاه پاسداران در دوبی و لندن وصل است و کارش حمل پول به خارج از کشور و در واقع پولشویی است، حالا اگر آب بندی و قاچاق مواد مخدر هم بشود ، ابایی ندارد از انجامش و این همه کارش هست و واردات و صادرات آجیل دروغی بیش نیست. شكيبا با اين تو مهموني دوست ميشه دو سال ميرن دبي پيجش رو ميبنده بعد برميگرده با سفرهاي اروپايي و لباس های برند و خونه تو نياوران و ….. شکیبا لطفی با ۲۴ سن و خانواده معمولی رو به پایین ، حالا هر ماه مسافرتهای لاکچری میره ساعت بالای پنجاه هزار دلاری دستش هست و چند ماه پیش هم رفت آمریکا . هر روز با یک کیف و کفش و جواهرات میاد پست میذاره ، و show off میکنه به مردمی که پولشون رو دزدیده ، ایشون دقیقا بیان بگن منبع این پولها از کجاس ؟ اما اسی کیست ؟ اسم پدر و مادر اسماعیل، هدایت و بتول است، کسی که به او حاج هدایت می‌گویند و در کار نخود بوده است. عموی ناتنی‌شان هم حاج خداکرم است. اما الان اسی اسکندری به‌راحتی از بانک‌ها وام‌های کلان می‌گیرد و شکیبا هم جزو بلاگرهای بسیار کثیف است. شکیبا در حالی پشت سر مهسا، چتریو، ساناز و بقیه، حرف‌های زیادی می‌زند و می‌گوید این‌ها تازه به پول رسیده‌اند؛ در حالی که خودش عملاً مثل یک کارگر زیر دست اسماعیل کار می‌کند، چون اسماعیل آدم بسیار خشن و وحشی‌ای است. با این حال، به‌خاطر پول، از خودش هم مایه می‌گذارد که رابطه حفظ بماند. کل خانواده اسکندری پاسپورت دومینیکا دارند.(این یک فکت است هرکسی را دیدید پاسپورت دومینکن داره یه جای کارش میلنگه) اما ساناز او کارش را با ارسال عکس های نیمه برهنه اش برای مدیران دولتی و آزاد شروع کرد و در قبالش سفرهای داخلی و خارجی با آنها می رفت ، در بعضی موارد از مدارک آنها و یا گفتگوهایشان فیلم و صدا ضبط می کرد بسیاری هنوز بر این باورند او پرستوی نهادهای امنیتی برای به دام انداختن و یا باجگیری از آنها بوده ( بسیار عجیب است در پرونده مونا کاکاوند هم عین همین تصاویر و عین همین سابقه موجود است که بعدا به آن خواهیم پرداخت) رابطه ساناز و اسی همین گونه آغاز می شود. دوست‌پسر شکیبا از طریق ساناز برای رؤسای بانک‌ها دختر جور می‌کرد تا بتواند از آن‌ها وام بگیرد. برایشان هتل دوبی می‌گرفت و دختر می‌فرستاد تا کارش در بانک راحت جلو برود. تا کنون کمتر پیجی درباره آنها نوشته اند یا ترسیده‌اند یا خریده شده‌اند یا تهدید می‌کنند. اگر نوشته شود، مثل بمب می‌ترکد. اما روابط دوست‌دختر/دوست‌پسری‌شان واقعاً آلوده و کثیف است؛ مصرف خانوادگی کوکائین هم دارند، زن و مرد. درباره اسی اسکندری که با عراقچی کار می‌کند: عراقچی از ایران پهپاد و سلاح جنگی می‌فرستد روسیه و روسیه هم به‌جای پول، به ایران روغن، گندم و ذرت می‌دهد. حالا اسی از طریق یک پسر که ۶–۷ سال است نمی‌تواند به ایران بیاید، این روغن و گندم را می‌گیرد تا داخل ایران بفروشد. این شاید مهمترین قسمت ماجرا باشد : عراقچی و سپاه پاسداران در بیرون تجارت کثیف مواد مخدر و سلاح دارند و بجای پول قهوه، برنج و ماشین های لوکس وارد می کنند و اسی در واقع ترانسفرماتور حکومت است و شکیبا هم فقط پوشش ،با او در سفرها می‌رود عکسی می‌اندازد و می‌آید . همین !

Amir Farshad EBRAHIMI

134,733 views • 6 months ago

مصاحبه کامل رویترز با شاهزاده ناکام، رضاپهلوی 📷📷📷📷📷📷📷📷📷 خبرنگار: رضا پهلوی، خوش آمدید. ممنون که امروز در پاریس با رویترز صحبت می‌کنید. در طول چهار ماه گذشته، ما با بیش از ۵۰ نفر، از جمله هشت نفر از همکاران فعلی و سابق شما، برای تهیه گزارشی درباره شما مصاحبه کرده‌ایم. مخاطبان ما همیشه از اینکه سوژه گزارش ما با پاسخ دادن به سوالات موافقت می‌کند، سود می‌برند. پس باز هم ممنون. رضا پهلوی: ممنون که این فرصت را به من دادید. خبرنگار: حتماً. پس اولین سوال من این است: شما در اروپا و ایالات متحده مشغول کمپین بوده‌اید، سخنرانی کرده‌اید، بودجه جمع‌آوری کرده‌اید و با مقامات منتخب برای رهبری یک دولت انتقالی در ایران دیدار کرده‌اید. با این حال، به نظر نمی‌رسد دولت ترامپ از شما حمایت کند. با توجه به همه اینها، مسیر شما برای بازگشت به ایران چیست و فکر می‌کنید تغییر رژیم در چه زمانی می‌تواند واقعاً محقق شود؟ رضا پهلوی: این کمپین ۴۶ سال پیش به عنوان یک ماموریت مادام‌العمر برای آزادی ایران آغاز شد و هرگز موضوع شخص من نبوده است. این درباره مردم ایران و حق آنها برای تعیین سرنوشت‌شان بوده است که دقیقاً تمام موضوع همین است. این وظیفه یک دولت خارجی نیست که تصمیم بگیرد چه کسی یا چه چیزی باید جایگزین برای ایران باشد. این بر عهده مردم ایران است. من هرگز از هیچ رهبر یا دولتی درخواست هیچ‌گونه تاییدیه‌ای نکرده‌ام. تمام ماموریت من در زندگی، و بارها و بارها آن را گفته‌ام، این است که اطمینان حاصل کنم مردم ایران در آینده این فرصت را خواهند داشت که تعیین کنند عملکرد دوره گذار پس از فروپاشی رژیم چه خواهد بود؛ تا بتوانیم یک مجلس موسسان داشته باشیم که درباره هر شکل نهایی سکولار و دموکراتیکی که مسلماً باید شکل بگیرد بحث کند و به مردم ایران اجازه انتخاب بدهد. خبرنگار: اما از جایی که امروز نشسته‌ایم، فکر می‌کنید تغییر رژیم چه زمانی ممکن است رخ دهد؟ رضا پهلوی: من فکر می‌کنم ما به آن بسیار نزدیک هستیم. دلیلی که این را می‌گویم این است که اول از همه، رژیم در ضعیف‌ترین وضعیت خود در طول ۴۷ سال گذشته قرار دارد. ناگفته نماند از نظر مشروعیت، هرگونه مشروعیت احتمالی باقی‌مانده‌ای را که ممکن بود داشته باشد کاملاً از دست داده است. به این معنا که بسیاری از دولت‌ها در تمام این چهار دهه همیشه از روش مماشات با امید به تغییر رفتار پیروی کرده‌اند و به نوعی به مشروعیت بخشیدن به این رژیم کمک کرده‌اند. خبرنگار: با این حال، اجازه بدهید درباره برخی از اظهارات شما بپرسم. شما در ژوئیه ۲۰۲۴ در کنفرانس ملی محافظه‌کاری در واشنگتن سخنرانی کردید و گفتید: “دوستان من، ما به دنبال مداخله شما نیستیم.” سپس امسال در اواسط فوریه از واشنگتن خواستید به ایران حمله کند و به رویترز گفتید که: “مداخله راهی برای نجات جان انسان‌هاست.” و سپس هنگامی که جنگ آغاز شد، به فاکس نیوز گفتید: “این همان تغییردهنده بازی است که تمام این مدت منتظرش بودیم.” پس چه چیزی باعث شد دیدگاه شما در مورد مداخله بین سال‌های ۲۰۲۴ و ۸ و ۹ ژانویه ۲۰۲۶ تغییر کند؟ رضا پهلوی: وقتی شما با آن سطح از قتل عام زندگی و سروکار دارید، تمام چشم‌انداز مسائل تغییر می‌کند. تا مدت‌ها می‌گفتم ما نیازی به هیچ مداخله‌ای نداریم و بگذارید مردم ایران توانمند شوند. سال‌ها گفته‌ام دیپلماسی کار نمی‌کند و جنگ هم راه‌حل نیست. شما فقط یک راه سوم دارید و آن توانمندسازی مردم ایران است. این چیزی است که من حداقل در ۲۰ سال گذشته در سراسر اروپا و ایالات متحده گفته‌ام. آنچه تغییر کرد، اتفاقی بود که در ۸ ژانویه رخ داد. در آن مورد من گفتم ببینید، این مداخله در واقع می‌تواند به نجات جان‌های بیشتری کمک کند که در غیر این صورت از دست می‌رفتند. بنابراین این واقعاً مسئله تلاش برای محافظت از جان‌های بیشتر در برابر این رژیم است؛ رژیمی که نشان می‌دهد هیچ حد و مرزی در اینکه چقدر حاضر است برای کشتن شهروندان خود پیش برود، ندارد. خبرنگار: ما با یک نماینده کنگره مصاحبه کردیم که شما را فردی خوش‌بیان، فروتن و دارای ویژگی‌های ریاست جمهوری توصیف کرد. اما همان‌طور که مطمئناً می‌دانید، شما منتقدانی هم دارید. من نمی‌خواهم شما را معذب کنم، اما می‌دانید، برخی از افراد اشاره می‌کنند که شما هرگز شغل حقوق‌بگیری نداشته‌اید و فاقد مهارت‌های رهبری حیاتی هستید. اسکات اندرسون، نویسنده کتاب «شاهِ شاهان: انقلاب ایران» گفت که شما در نوعی “حباب سلطنت‌طلبی” زندگی می‌کنید. و نقل قول: “هر آنچه همیشه درباره او از افراد در دیاسپورای ایرانی شنیده‌ام این است که او به نوعی یک فرد بی‌اهمیت و سبک‌وزن است.” به نظر می‌رسد اعتبار اصلی شما وراثت باشد. شما پسر آخرین شاه هستید. پاسخ شما به این چیست؟ مطمئنم برخی از این موارد را قبلاً شنیده‌اید. شما ۴۸ سال است که پای خود را در ایران نگذاشته‌اید. پدر شما پس از یک قیام مردمی علیه حکومت استبدادی‌اش به تبعید رفت. شما فکر می‌کنید چه صلاحیت‌هایی برای رهبری یک دولت انتقالی در ایران دارید؟ رضا پهلوی: خب، اگر یک وکیل تصمیم بگیرد پرونده‌ای را به صورت رایگان و داوطلبانه، pro bono، به عهده بگیرد، آیا این بدان معناست که او شغلی ندارد؟ من این کار را داوطلبانه و به صورت رایگان برای چهار دهه انجام داده‌ام، به عنوان فداکاری من در راه کشورم. من می‌توانستم به راحتی در آن زمان در قاهره، وقتی پدرم فوت کرد، تصمیم بگیرم که بی‌خیال همه‌چیز شوم و بگویم به درک. من می‌توانستم مانند بسیاری دیگر، زندگی، تجارت و کارهای دیگر را دنبال کنم. نه اینکه آنها ارتباطاتی نداشتند، نه اینکه آنها مردمی نداشتند، اما من تصمیم گرفتم به خاطر کشورم در این مسیر بمانم؛ کشوری که فکر می‌کنم از نظر تمدن، از نظر فرهنگ و از نظر آنچه می‌توانند به جهان ارائه دهند، سزاوار وضعیتی بسیار بهتر از این رژیم و این دولت هستند. بنابراین این یک فداکاری شخصی برای یک عمر بوده است. در مورد سابقه کاری، فکر می‌کنم این بخشی از دلیلی است که جوانان امروز در ایران، که من را در این ۴۶ سال دنبال کرده‌اند و دیده‌اند که چه گفته‌ام و چه کرده‌ام، من را با اعمال خودم قضاوت می‌کنند. این هیچ ربطی به گذشته ندارد. بله، من به طور اتفاقی نام پهلوی را دارم و اتفاقاً آن یک نکته مثبت است. این همان چیزی است که مردم در خیابان‌ها شعار می‌دهند. اکنون مردم حق دارند نظر خود را داشته باشند. ممکن است برخی از چهره من خوششان نیاید. ممکن است برخی فکر کنند من باید این کار یا آن کار را انجام دهم. من فقط با افکار و اصول خودم صادق هستم و سعی می‌کنم با آنچه در توان دارم بهترین باشم. تلاش می‌کنم تا جایی که ممکن است عناصری را گرد هم بیاورم که معتقدم می‌توانند در انجام کار به طور همه‌جانبه حمایت‌کننده باشند. این کاری است که من تمام وقت خود را صرف آن کرده‌ام؛ از طریق تعامل با اعضای جامعه خودمان، با دیاسپورا، با مردم داخل ایران و البته بخش خارجی آن. دوستان ایران، کسانی که معتقدند ایران سزاوار زندگی در قرون تاریک نیست، آنگونه که ما زندگی کرده‌ایم، و ایرانی را به یاد می‌آورند که مرفه بود، در حال شکوفایی بود و کمک‌هایشان به هنر، موسیقی، علم و غیره. فکر می‌کنم دقیقاً به همین دلیل است که امروز مردم به خیابان‌ها می‌روند و جان خود را برای آینده‌ای بهتر فدا می‌کنند. شما هرگز نمی‌توانید ۱۰۰ درصد حمایت همه را داشته باشید. همیشه برخی استثناها وجود خواهد داشت، اما فکر می‌کنم در بیشتر موارد من از حمایت گسترده‌ای در داخل و خارج از ایران برخوردارم. خبرنگار: می‌خواهم کمی در مورد چارچوب شما که سال گذشته درباره یک دولت انتقالی منتشر کردید صحبت کنم. این چارچوب خواستار برگزاری رفراندوم در عرض ۶ ماه است که می‌تواند منجر به یک پادشاهی پارلمانی یا جمهوری شود. آیا شما پادشاه شدن را در صورتی که خواست مردم ایران باشد رد می‌کنید؟ رضا پهلوی: خب، من به شما می‌گویم، من برای مقامی نامزد نمی‌شوم. این هرگز دغدغه من نبوده است و می‌دانید، این همچنین به این بستگی دارد که در نهایت چه چیزی به بهترین وجه در خدمت اهداف کشور است. در این مقطع، تمرکز من روی دوره پس از رفراندوم نیست. تنها تمرکز من در حال حاضر باید این باشد و هست که چگونه به آن نقطه نهایی برسیم. یکی از نقش‌های من متحد کردن مردم است. من نمی‌توانم با نمایندگی کردن یک جایگزین از نظر محصول نهایی در مقابل فرآیند رسیدن به آن، مردم را متحد کنم، زیرا این همیشه تفرقه‌انگیز است. به همین دلیل است که به شما می‌گویم، به من به عنوان یک نامزد برای رسیدن به یک مقام نگاه نکنید. به من به عنوان کسی نگاه کنید که راهی به سوی آن آینده برای شما فراهم می‌کند، صرف نظر از اینکه رای نهایی شما چه خواهد بود. خبرنگار: بسیار خب. من می‌خواهم به زودی به مسئله متحد کردن اپوزیسیون برسم، اما می‌خواهم ابتدا روی فعالیت‌های شما در ماه‌های اخیر تمرکز کنم. من با برخی از حامیان مالی شما صحبت کرده‌ام که بخشی از گروهی هستند که بیش از ۳ میلیون دلار به شما و کمپین‌تان کمک کرده‌اند. آنها می‌گویند که به دلایل زیر از شما ناامید شده‌اند: اینکه شما بلافاصله پست رسانه‌های اجتماعی پرزیدنت ترامپ را که گفته بود “ما ایران را تا مرز نابودی بمباران می‌کنیم یا به عصر حجر برمی‌گردانیم” به شدت مورد انتقاد قرار ندادید. می‌دانم که بعداً در پاسخ به سوالات خبرنگاران این کار را کردید، اما بلافاصله پستی درباره آن منتشر نکردید. اینکه شما برخی از خشونت‌های حامیان رادیکال‌تر علیه سایر مخالفان ایرانی و آزار و اذیت آنها را به شدت محکوم نکرده‌اید. همچنین آنها معتقدند که شما برای متحد کردن اپوزیسیون به شدت متفرق ایران به اندازه کافی تلاش نکرده‌اید. آنها همچنین می‌گویند که این مسائل را در تماس‌های خصوصی با شما مطرح کرده‌اند، اما در کمال ناامیدی آنها، شما توصیه‌های آنها را نپذیرفته‌اید. پاسخ شما به این موارد چیست؟ رضا پهلوی: خب، اجازه دهید ابتدا از حامیان مالی شروع کنم. فرض می‌کنم شما به آنها بانیان، benefactors، می‌گویید. من قرار نیست ماموریت را بر اساس انتظارات بانیان تغییر دهم که چون ما به تو پول می‌دهیم، پس باید فلان و بهمان کار را انجام دهی. روش کار این‌طور نیست. خبرنگار: خب، دو مسئله وجود داشت. یکی اینکه شما برای متحد کردن اپوزیسیون به شدت متفرق ایران به اندازه کافی تلاش نکرده‌اید و اینکه آنها این مسائل را با شما مطرح کرده‌اند و شما توصیه‌های آنها را نپذیرفته‌اید. رضا پهلوی: خب، فکر می‌کنم حداقل در دو سال گذشته در گسترده کردن این خیمه بسیار فعال بوده‌ام. در واقع، فکر نمی‌کنم تا به حال چنین طیف گسترده‌ای از نمایندگان متنوع اپوزیسیون ایران را که از تمام اقشار و ایدئولوژی‌ها زیر یک سقف جمع شده باشند، داشته‌ام. در واقع، من با افرادی تماس گرفته‌ام که زمانی بدترین دشمنان پدرم بودند. امروز آنها کاملاً همراه و در حال همکاری با من هستند. من در مورد مارکسیست‌های سابق، افرادی که عضو حزب توده بودند، سازمان فدائیان و اعضای سابق مجاهدین خلق صحبت می‌کنم. نمی‌دانم چقدر بیشتر از این می‌توانید این چتر را گسترش دهید که شامل این افراد هم بشود تا ثابت کنید در واقع اتحاد بسیار بیشتری از همیشه وجود دارد. مسلماً در داخل ایران هرگز یک ائتلاف بی‌نقص وجود نخواهد داشت. اما فکر می‌کنم که من این چتر را بسیار گسترده کرده‌ام و نمی‌دانم افرادی که چنین اظهاراتی می‌کنند چقدر جلساتی را که داشته‌ام و گردهمایی‌هایی را که داشته‌ام دنبال کرده‌اند یا از آنها آگاهند. اما می‌توانم به شما اطمینان دهم که این همیشه تلاش من بوده است. خبرنگار: در فاصله چند ماه در اوایل امسال، کسانی که خود را حامی شما معرفی می‌کنند، یک خبرنگار کرد را در لندن کتک زدند و او را راهی بیمارستان کردند. آنها صاحبان رستوران‌هایی را در لندن و وین مرعوب کردند و خواستار به نمایش گذاشتن پرچم شیر و خورشید قبل از انقلاب شدند. در نشستی از کنفرانس آزادی ایران در لندن، به برخی از شرکت‌کنندگان توصیه شد به دلیل ترس از خشونت از طریق زیرزمین محل را ترک کنند. هنگامی که یکی از حاضران با پای پیاده محل را ترک کرد، مورد ضرب و شتم قرار گرفت. موارد دیگری در نشست سی‌پک، CPAC، در تگزاس در ماه مارس رخ داد، جایی که یکی از حامیان شما به یک فعال اپوزیسیون گفت که اگر شعار جاوید شاه ندهد، با کامیون از روی او رد خواهد شد. پلیس لاهه در حال تحقیق درباره ادعاهایی است که حامیان شما مخالفان را در آنجا آزار داده و تهدید کرده‌اند. می‌خواهیم یک ویدیوی کوتاه را به شما نشان دهیم. این همان روزنامه‌نگار کردی است که بستری شده بود. خبرنگار: بله، پاسخ شما به این چیست؟ رضا پهلوی: من به تکثرگرایی اعتقاد دارم. من به تساهل اعتقاد دارم. من به مدنیت در بحث، در استدلال، در رفتار، احترام و عدم خصومت یا وحشیگری از هر نوعی اعتقاد دارم. این برای همه صدق می‌کند. هر کسی که ادعا می‌کند حامی من است باید درک کند که اینها دستورالعمل‌ها هستند. هر کسی که این دستورالعمل‌ها را نقض کند، اولاً من او را یک حامی در نظر نمی‌گیرم و اولین کسی خواهم بود که آن رفتار را محکوم می‌کنم. اگر رفتار آنها مجرمانه باشد، باید با مجازات کامل قانونی در هر کشوری که این تخلف در آن رخ داده است روبرو شوند. بگذارید در این مورد بسیار شفاف باشم. در نهایت، همچنین باید بگویم که فراموش نکنید رژیم نیز عوامل نفوذی و آشوبگران زیادی دارد که به قول فرانسوی‌ها در پوشش حامیان این یا آن گروه برای ایجاد چنین درگیری‌هایی عمل می‌کنند. خبرنگار: می‌دانید اینها حوادثی مجزا نیستند. می‌دانید که الگویی از رفتار در میان حامیان شما وجود دارد و این خشونت‌آمیز است. رضا پهلوی: همان‌طور که گفتم، من آن را محکوم می‌کنم. من از آن فاصله می‌گیرم. من آن را توجیه نمی‌کنم. من از آن چشم‌پوشی نمی‌کنم. در واقع، من از هر مرجعی که هست می‌خواهم که آنها را به خاطر جرمی که مرتکب شده‌اند مورد پیگرد قرار دهد. شما نمی‌توانید فقط بروید و شروع به وحشیگری با مردم کنید. این موضوع بسیار فراتر از اخلاق و رفتار اخلاقی است، بلکه پیامدهایی هم دارد. ما باید محترمانه رفتار کنیم. چگونه می‌توانیم در آینده به مردم ایران تضمین دهیم که تحت حمایت قانون قرار می‌گیرند و عدالت برقرار خواهد بود، اگر آنها این‌گونه رفتار کنند و بخواهند مدافع آینده‌ای مبتنی بر خشونت و انتقام‌جویی باشند؟ البته که نه. خبرنگار: می‌خواهم از شما چیزی بپرسم که امیدوارم به آن بپردازید و این انتقادی است که باز هم از سوی برخی از حامیان مالی شما مطرح می‌شود؛ اینکه شما ادبیات تند برخی از نزدیک‌ترین مشاوران خود را کنترل نکرده‌اید. یک مثال در ژانویه، سعید قاسمی‌نژاد در ایکس پست کرد: “شما یا با شاهزاده رضا پهلوی هستید یا با جمهوری اسلامی. اگر به هر دلیلی فرمانده میدان را تضعیف کنید، عامل دشمن هستید.” همچنین، و عذرخواهی می‌کنم چون می‌دانم این کمی ناخوشایند خواهد بود، همسر شما یاسمین نیز به خاطر برخی از اظهارات و پست‌هایش در شبکه‌های اجتماعی درباره سایر مخالفان ایرانی انتقاداتی را برانگیخته است. او در اینستاگرام تصویری از یک معترض ایرانی را بازنشر کرد که تابلویی در دست داشت که روی آن نوشته شده بود: “مرگ بر سه فاسد: ملا، چپی و مجاهد.” مطمئنم که شما این را دیده‌اید و او این شعار را در کپشن خودش هم تکرار کرد. رضا پهلوی: خب، اول از همه در مورد این یکی به خصوص، چیزی که می‌دانم این است که این تصویری بود که در داخل ایران در طول جنبش زن، زندگی، آزادی تولید شده بود. او آن را به عنوان یک اقدام خودجوش در آنجا در نظر گرفت. وقتی متوجه شدیم در آن چه نوشته شده، بلافاصله آن را حذف کرد. درست است؟ او بعداً توضیح داد که البته من حامی خشونت یا مرگ بر این و آن نیستم. بنابراین او این را رسماً بیان کرد. پس غیرمنصفانه خواهد بود که بگوییم او هرگز در این باره موضع‌گیری نکرد. در مورد تک‌تک اظهارات تیم من، ما قطعاً در حال حاضر پروتکل بسیار سخت‌گیرانه‌تری را تدوین کرده‌ایم در رابطه با اینکه تا چه حد افرادی که ارتباط نزدیکی با من دارند باید بتوانند خودشان را سانسور کنند. این در ابتدا بسیار غیرمنصفانه است، زیرا نقض آزادی بیان است، اما در عین حال دیگر نمی‌توانید مستقل عمل کنید. شما باید در مورد آنچه گفته می‌شود یا نمی‌شود بسیار محتاط‌تر باشید. یک چیز را درک کنید. من سعید و دیگران در تیمم را می‌شناسم. برخی از آنها سخت‌ترین مصائب ممکن را پشت سر گذاشته‌اند تا به جایی که امروز هستند برسند. آنها در ایران در زندان بوده‌اند. آنها توسط همان رژیمی که امروز با آن می‌جنگند، شکنجه شده‌اند. بنابراین شما باید درک کنید که بخش زیادی از این می‌تواند از نظر انسانی به دلیل سرخوردگی‌های انباشته و مواردی از این دست قابل درک باشد. من نمی‌گویم که آنها نباید برخی از اظهارات خود را مهار کنند و قبلاً با آنها در این باره صحبت کرده‌ام. امیدوارم این اصلاح شود. اما باید احساسات موجود را درک کنید. مردم در ایران در مرز انتقام‌جویی هستند و تقریباً کینه‌توز شده‌اند. خبرنگار: می‌خواهم از شما درباره قتل اخیر مسعود مسجودی بپرسم که اتفاقاً تا مقطعی یکی از حامیان شما بود. او عضو گارد جنگل، Forest Guard، بود. او یک دانشگاهی بود که در نزدیکی ونکوور زندگی می‌کرد. همان‌طور که فرض می‌کنم مطلع هستید، به یکی از منتقدان شما تبدیل شد و در سال ۲۰۲۴ در دو پرونده جداگانه از شما شکایت کرد. او ادعا کرد که شما حملات سایبری به فعالان دموکراسی‌خواه ایرانی را هدایت کرده‌اید. اجازه دهید قبل از آن بگویم که هیچ مدرکی وجود ندارد که شما در قتل او نقشی داشته‌اید. دلیل مطرح کردن این موضوع این نیست. دادستان‌های کانادا دو نفر از حامیان شما را به قتل او متهم کرده‌اند. آنچه ابتدا می‌خواهم بپرسم این است که آیا آقای مسجودی را می‌شناختید یا نه؟ رضا پهلوی: من اصلاً هیچ دیدار یا بحثی را به خاطر نمی‌آورم. می‌دانید، هزاران نفر در طول سال‌ها در تماس‌های زوم یا برنامه‌های مشابه شرکت کرده‌اند. ممکن است او هم در این بین بوده باشد. صادقانه بگویم، به یاد نمی‌آورم. اما نکته این نیست. نکته این است که آنچه اتفاق افتاده تراژیک است و هر کسی که مسئول این قتل بوده است باید در دادگاه حاضر شود و به خاطر جرمی که مرتکب شده قضاوت شود. خبرنگار: فقط دو نکته در مورد پرونده مسجودی. وقتی شما دو سوگندنامه را امضا کردید، گفتید: “من شاکی، مسعود مسجودی، را نمی‌شناسم.” می‌دانید، ما ویدیویی پیدا کردیم که او در یوتیوب منتشر کرده بود؛ یک تماس صوتی زوم که در سال ۲۰۲۱ با شما داشت. این مکالمه ۱۸ دقیقه‌ای است که او در آن با شما صحبت می‌کند. رضا پهلوی: امکانش هست. همان‌طور که در آن زمان گفتم، من به یاد نمی‌آوردم، چون این‌طور نیست که هر پنج سال یک تماس زوم داشته باشم. من شاید هفته‌ای دو بار تماس زوم با حضور هزاران نفر دارم. بنابراین صادقانه بگویم، به خاطر سپردن اینکه چه کسی آنجا بود و چه چیزی گفت، کار آسانی نیست. گاهی اوقات مردم حتی با نام واقعی خودشان وارد نمی‌شوند. بنابراین پاسخ صادقانه من در آن زمان این بود و هنوز هم همین را می‌گویم که واقعاً به خاطر نمی‌آورم هیچ مکالمه خاصی با این فرد داشته باشم. خبرنگار: می‌خواهم در مورد رابطه‌تان با سپاه پاسداران از شما بپرسم، زیرا این موضوع در پرونده مسجودی نیز مطرح شده است. “رابطه” کلمه بزرگی است. خبرنگار: خب، شما در سال ۲۰۱۸ در مصاحبه‌ای با ایران اینترنشنال گفتید که گفت‌وگوهایی با آنها و بسیج داشته‌اید و اخیراً هم از برخی از آنها خواسته‌اید که جدا شوند. موضع دقیق شما در مورد سپاه پاسداران چیست؟ رضا پهلوی: بلافاصله پس از جنبش سبز و نزدیک‌تر به خط زمانی که جنبش زن، زندگی، آزادی شروع شد، من شروع به دریافت پیام‌های مستقیمی در شبکه‌های اجتماعی خود از سوی عناصری کردم که می‌گفتند: “می‌دانی، من یک بسیجی در مشهدم.” یا: “من عضو سپاه پاسداران در فلان کشورم. ما از این رژیم متنفریم، ما با آنها نیستیم، ما به دنبال فرصتی هستیم که جدا شویم.” این واقعاً یک چیز تصادفی بود و وقتی به رسانه‌ها گفتم که من با عناصری از این دست در تماس هستم، در این زمینه بود. این‌طور نیست که من با فرماندهی سپاه صحبت کنم، اصلاً این‌طور نیست. اما عناصری از بسیج، سپاه و البته ارتش بودند که با من به طور محرمانه ارتباط برقرار می‌کردند. بدیهی است، به عنوان نشانه‌ای از اینکه بدانید توافق این است که یک روز ممکن است عناصری وجود داشته باشند که بخشی از نیروی نظامی، شبه‌نظامی یا بوروکراسی غیرنظامی همین رژیم باشند و ممکن است بخواهند جدا شوند. آنها ممکن است از نظر کیفری مقصر نباشند و دستشان به خون آغشته نباشد. بیایید در این مورد شفاف باشیم. وقتی مجبورید خدمت سربازی خود را انجام دهید، این گزینه را دارید که در ارتش یا سپاه خدمت کنید. این چیزی است که بسیاری از جوانان باید از آن می‌گذشتند. آیا این آنها را مجرم می‌کند؟ نه لزوماً. برای جدا کردن بخش عمده آنها از رهبری فاسد بالا که مستقیماً در آن جنایات، خشونت و سرکوب دخیل هستند، شما باید بتوانید آنها را جدا کنید. همان چیزی که وقتی به جنگ جهانی دوم نگاه می‌کنید، در پایان جنگ محاکمات نورنبرگ را داشتید، درست است؟ شما رهبران ارشد رایش سوم را محاکمه کردید، اما فکر نمی‌کنم منظور این بود که به دنبال تک‌تک سربازانی بروند که در ارتش آلمان خدمت کرده‌اند. به خصوص وقتی عمیق‌تر نگاه می‌کنید به آنچه در عراق پس از بعثی‌زدایی رخ داد و بخشی از دلیلی که تغییر رژیم در غرب بدنام شد. چرا این‌طور شد؟ چون در افغانستان و به ویژه در عراق بسیار ضعیف اجرا و پیاده‌سازی شد؛ جایی که گاردهای ریاست‌جمهوری به خانه فرستاده شدند و نیمی از آنها در نهایت به جنگجویان داعش تبدیل شدند. من نمی‌خواستم این مورد در ایران تکرار شود. پس اجازه دهید این را تکمیل کنم و سیر تکاملی افکارم را به شما بگویم. من گفتم بسیار خب، پس باید مطمئن شویم که همیشه یک استراتژی خروج برای کسانی که مسئول قتل یا رفتار مجرمانه نیستند، در دسترس است. این حتی باید بخشی از چیزی باشد که در عدالت انتقالی بررسی خواهیم کرد. اما پس از آن سپاه شروع به اقدام بسیار خشن‌تر کرد. سپاه تبدیل به یک ابزار واقعی و یک مانع شد، نه تنها علیه شهروندان خود، بلکه در جنگ‌های نیابتی که تا نیمکره غربی گسترش می‌یابند. در این مرحله و حداقل در ۱۰ سال گذشته، من یکی از اولین مدافعان تروریستی شناختن سپاه پاسداران بوده‌ام، به دو دلیل: اول اینکه رفتار آنها در داخل و خارج از کشور چیزی کمتر از ترور نیست. دوم، به عنوان ابزاری در رویکرد ما در برنامه عمل پنج‌بندی من که شامل فشار حداکثری بر رژیم است. یکی از آنها اعمال فشار بیشتر بر رژیم با تروریستی شناختن سپاه است که عنصر کلیدی حفظ این رژیم است. من این را خواسته‌ام و در چند سال گذشته، به ویژه در اروپا، برای آن کمپین کرده‌ام. حتی در ماه‌های اخیر که در بریتانیا بودم، از نخست‌وزیران سابق بریتانیا همین سوال را پرسیدم که چرا دولت شما سپاه را در لیست سازمان‌های تروریستی قرار نداده است؟ آنها پاسخ خودشان را می‌دهند. اما من مدافع بسیار سرسختی برای قرار دادن سپاه در این لیست بوده‌ام. چرا؟ چون فکر می‌کردم که اکنون لحظه‌ای است که آنها دیگر یک نیروی صرف نیستند، بلکه یک مانع واقعی بر سر راه آزادی ما هستند. به همین دلیل باید به عنوان عنصری دسته‌بندی شوند که نه تنها تهدیدی برای شهروندان خود ما هستند، بلکه اکنون یک تهدید واقعی برای غیرنظامیان خارجی نیز محسوب می‌شوند: شهروندان بریتانیایی، آلمانی، سوئدی، روزنامه‌نگاران، اعضای جامعه دگرباشان جنسی، جامعه یهودی و غیره. خبرنگار: پس برای روشن شدن موضوع، شما معتقدید عناصری در سپاه پاسداران وجود دارند که می‌توانند بازپروری شوند؟ رضا پهلوی: اگر شما مستقیماً مسئول درخواست برای قتل عام و کشتار مردم بوده‌اید، این یک جنایت نابخشودنی است. اینکه مجازات آن چیست، تصمیم‌گیری درباره آن به عهده من نیست. این به عهده سیستم قضایی آینده و هر قانون کشوری در آن زمان است که مجازات این نوع رفتار را تعیین کند. اما در عین حال، چیزی که من می‌گویم این است که درجات مختلفی از تقصیر وجود دارد. خبرنگار: گزارش‌هایی به صورت ناشناس وجود داشته مبنی بر اینکه شما از اسرائیل و عربستان سعودی کمک مالی دریافت کرده‌اید. آیا این درست است؟ رضا پهلوی: کاملاً دروغ است. من دریافت‌کننده هیچ بودجه دولتی یا عمومی در خارج نبوده‌ام. هر پنی که به کمپین من می‌رسد از کمک‌های مالی خصوصی حامیان است. امیدوارم بانیان بیشتری داشته باشیم که چک‌های بزرگ‌تری به ما بدهند. خبرنگار: مگر اینکه چیز دیگری باشد که ما مطرح نکرده باشیم و شما بخواهید به آن بپردازید. رضا پهلوی: من اطمینان مطلق دارم که وقتی ما آزاد شویم، تمام این زمینه‌های تاریکی یا منفی کاملاً ناپدید خواهند شد. من به این ایمان دارم. اگر نداشتم، صادقانه بگویم خودم را درگیر این موضوع نمی‌کردم. بنابراین شاید ما برای این ساخته نشده‌ایم. شاید سزاوار بهتر از این نیستیم. شاید، می‌دانید، همان‌طور که یکی از ضرب‌المثل‌ها می‌گوید، شما مردم را با دولت‌هایی که دارند قضاوت می‌کنید. اما در این مورد، یک استثنا است. ایران توسط رژیمی اشغال شد که از روز اول علیه ما به عنوان یک ملت جنگ به راه انداخت و این ما نیستیم. بنابراین من فکر می‌کنم رژیمی که شهادت را جشن می‌گیرد و خواستار خشونت است، نماینده ایرانیانی نیست که صلح‌طلب هستند و آن آینده را می‌خواهند. این دقیقاً کمپین ما را تعریف می‌کند؛ اینکه ما چگونه با افرادی که در حال حاضر کشورمان را اشغال کرده‌اند متفاوت هستیم. چه من باشم یا نباشم، چه روزی به ایران برسم یا نه، به آن انبوه جمعیت و ملت ۹۲ میلیونی قدرتمند نگاه کنید که منتظرند بخشی از یک جهان آزاد باشند. آنها سزاوار حضور در آنجا هستند و این همان چیزی است که من برای آن می‌جنگم. خبرنگار: رضا پهلوی، مجدداً از اینکه امروز با رویترز صحبت کردید بسیار سپاسگزارم.

آرش یوسفی -ARASH

212,588 views • 21 days ago

آقای پزشکیان در روز خبرنگار عملا گفت ایران جز مذاکره هچ راه دیگری ندارد و با این کار ایران را «بی‌ چاره» و مستاصل نشان داد و بعد هم بلافاصله گفت این امر با رهبری هماهنگ است. اگرچه در این دو روز بسیاری درباره این سخن نوشته‌اند اما دو نکته نیازمند برجسته‌سازی و تدقیق بیشتر است: اول اینکه شک نکنید ارسال پیام ضعف پزشکیان به منظور مذاکره نیست. چرا که دولتی که بخواهد واقعا مذاکره کند و امتیاز بدهد و امتیاز بگیرد اتفاقا خودش را تا حد امکان قوی نشان می‌دهد و اتفاقا دست مخالفان را هم باز می‌گذارد تا بتواند قدرت چانه‌زنی‌اش را در پای میز بیشتر کند. همانطور که عراقچی هفته پیش در مصاحبه با فایننشیال تایمز به درستی ایران را مقتدر و مردم را مخالف مذاکره نشان داد. به یاد بیاورید حتی حسن روحانی و جواد ظریف هم پیش از ورود به مذاکرات برجام در سال نود و دو هرگز چنین وضعیت کشورشان را بی چاره و بدون گزینه و محقر تصویر نکردند. کسی نیازمند دکترای روابط بین‌الملل نیست تا بتواند تصور کنید ویتکاف با تیم مذاکره کننده کشوری که رییس جمهورش آن را تا این حد بی چاره و حقیر نشان داده چگونه رفتار خواهد کرد؟ آیا ایران حتی امکان جابجایی یک ویرگول را در متنی که از سوی آمریکایی‌ها به ایران دیکته خواهد شد دارد یا فقط باید هرآنچه را جلویش گذاشته می‌شود امضا کند؟ آنچه پزشکیان انجام می‌دهد ربطی به مذاکرات ندارد بلکه موضوعش امری شناخته شده در علوم سیاسی به نام کاپیتولاسیون است. دوم، پزشکیان عملا ادعا کرده آیت‌الله خامنه‌ای هم با موضع او برای نشستن بر میز مذاکره به عنوان تنها راه موافق است. به عبارتی آیت‌الله خامنه‌ای هم خواهان تسلیم ایران مقابل آمریکاست. باید گفت آقای خامنه‌ای مسعود پزشکیان نیست که صبح یک چیز بگوید و ده دقیقه بعد در همان مصاحبه حرفش را عوض کند. حداقل از سال شصت و هشت که ایشان بر مسند رهبری بوده تا امروز یک منظومه فکری منسجم داشته. تا جایی که وقتی مجبور بوده تغییری حتی تاکتیکی در جهت‌گیری‌هایش بدهد خود را موظف می‌دانسته برایش اسباب نظری و ارجاعات تاریخی و دینی پیدا کند، همانطور که اجازه گفتگوی مستقیم با آمریکا را بواسطه مفهوم نرمش قهرمانانه امام دوم شیعیان توضیح داد. به همین علت هم هست که ارتشی از دهها خبرنگار فارسی زبان در رسانه‌های غربی شغلش این است که بگردد از فلان گفته امروز ایت‌الله خامنه‌ای با سخن بیست سال پیشش تفاوت و تناقضی دربیاورد و آن را با افتخار در بوق و کرنا کند. ازینرو از مسعود پزشکیان باید خیلی واضح پرسید سندش برای این ادعا که آیت‌الله خامنه‌ای تغییر موضعی ماهوی داده و خواهان تسلیم ایران شده چیست؟ کجا چنین گفته؟ در کدام سخنرانی؟ کدام روز؟ مگر نه اینکه در همین آخرین سخنرانی که به صورت نمادین ان را ایستاده هم انجام داد از قدرت و عزم و استقامت ملت ایران گفت؟ به فرض هم که رهبری خواهان تسلیم ایران شود، آیا امری چنین سرنوشت ساز باید بدون اعلام رسمی ایشان و با پیغام و پسغام دادن به شما اتفاق بیفتد؟ یعنی تکرار آنچه را که ایت‌الله خمینی بواسطه یک بمب خبری در قالب نامه جام زهر انجام داد، آیت‌الله خامنه‌ای درگوشی فقط به پزشکیان گفته؟ آنچه مسعود پزشکیان در روز خبرنگار انجام داد بدعتی غریب در تاریخ معاصر ایران بود. پزشکیان چیزی را به رهبر ایران منصوب کرد که با تمام سنت فکری و عملی آیت‌الله خامنه‌ای در تضاد است. تصور کنید امروز که در حیات رهبر دوم چنین می‌کنند فردا که او در میان نباشد چه چیزها به او منصوب می‌کنند. اما فریب نخورید. پزشکیان برغم تلاشش برای بُهلول‌نمایی، چنین سخنان ضدملی را از روی سادگی بیان نکرده. او عملا موضعی گرفت که بتواند تابوی تسلیم نشدن را بشکند و اجازه دهد نیروهای همسویش به میدان بیایند و با اردوکشی سیاسی فرایندی را اغاز کنند که در نهایت آیت‌الله خامنه‌ای در عمل انجام شده قرار گیرد و تن به تسلیم دهد. روندی که آغاز شده و همین امروز با بیانیه هفتاد و هشت نفر از پیشکسوتان سیاست خارجی کلید خورده. اگر نیروهای ملی و همچنان معتقد به قدرت ایران در بهمن چهارصد و سه به میدان آمده بودند و از موضع رهبری در شرافتمندانه، هوشمندانه و عاقلانه نبودن مذاکره تمام قد دفاع کرده‌بودند، یکماه بعد رهبری مجبور به تغییر موضع و تن دادن به مذاکرات عمان نمی‌شد. مذاکراتی که مقدمه بمباران و نابودی مراکز اتمی بود. امروز هم اگر این نیروهای ملی و معتقد به ایران قوی برغم هزینه‌هایش با شدت مقابل بدعت سازی مسعود پزشکیان و تحریف آشکار مواضع رهبری نایستند، فردا ممکن است دیر باشد.

Ali Alizadeh

45,649 views • 1 year ago