正在加载视频...

视频加载失败

این زنک عجوزه کاسه‌توالت لیسِ فرقه اصلاحات، بخاطر متنی که قبلاً برای این کلیپِ دشمنی‌اش با #پرچم_شیروخورشید نوشته بودم و ۳K لایک خورده بود ریپورتم کرد، ۱۲ ساعت اکانتم بسته بود. دوباره پست میکنم بیشتر دیده بشه بشناسید این انگل رو. شما هم در بیشتر دیده شدنش کمک کنید لطفا

51,765 次观看 • 2 个月前 •via X (Twitter)

0 条评论

暂无评论

原始帖子的评论将显示在这里

相关视频

این چه سمی بود که الان دیدم :))) آخه بچه مزلف Q تو دقیقا باد کدام روده‌ای هستی که بخواهی برای کسی هزینه درست کنی؟ تو اختیار بالا کشیدن تنبان خودت را هم نداری! تو همانی هستی که به گفته خودت برای گرفتن یک جاکلیدی، وسط پاساژ عرعر کرده‌ای:)) طرف با ثبت شرکت‌های صوری در ساختار ج.ا رانت‌خواری و لاشخوری می‌کرد الان هم صادر شده تا سه‌گانه سوز شود، هم ملت را به اسم کمک به آسیب‌دیدگان و خانواده‌های دادخواه تیغ می‌زند و هم جایگاه سگ و کفتار پاچه گیر را با دیگر اوباش برای آن زنک روانپریش بازی می‌کند، هنوز یادمان نرفته وقتی آن زنک بی‌مایه تا خرخره خورده و سگ مست شده بود، به روشنی جلوی دوربین گفت که افسار این سگان را در دست دارد و برای پاچه‌گیری و لات بازی و عربده‌کشی‌های مجازی از آنها استفاده می‌کند. بزرگواران، سر سوزنی نباید این Q و اوباشی بمانند این را جدی گرفت، فقط باید زد توی سرشان و تحقیرشان کرد، همین و بس😂

Vahid Bahman وحید بهمن

118,353 次观看 • 2 年前

تجربه‌ی جنگی خودمو فعلا از منطقه #سلسبیل تهران میگم بعدش میرم سذاغ #پونک. تا ساعت ۲۰ ما خیابون رو گرفته بودیم و این حجم عظیم از پاسخ میلیونی مردم به فراخوان پادشاه تو تمام تاریخ معاصر ایران بی‌سابقه بود. تو کوچه‌ها مردم در خونه‌ها رو باز کرده بودن و خودشون بیرون بودن. هم نوجوانها بودن. هم جوانها و والدین با کودکانشون و هم حتی پیرهای عصا به دست. شعار غالب این بود "این آخرین نبرده، پهلوی بر میگرده" و #جاویدشاه بعدش درگیریها برای ما از پایین سپه و بعد سر هاشمی شروع شد(از دید من). مردم تونستن خیابونها رو با سوزوندن چندتا موتور و ون سگهای رقیه ببندن. نصف بیشتر نیروهای اشغالگر از نواب پیچیده بودن تو دامپزشکی که بتونن جمعیت رودکی و خوش و قصرالدشت رو قیچی کنن. بقیه هم از خیابونهای اصلی متصل به اتوبانهای نواب و یادگار اومده بودن. بار بعدی باید برای گرفتن و نگهداشتن #سلسبیل بهتره اول این نقاط رو با روغن سوخته و میخ و... و گرم🔥 کردن موتورها و ونهای سگهای رقیه ببندیم تا قسمت عمده جابجایی و پشتیبانی نیروهای اشغالگر فلج بشه و اونهایی که اومدن به دام بیفتن و جون مردم بیشتر در امان بمونه. 🚨نواب سر دامپزشکی و سپه 🚨قصرالدشت سر آذربایجان 🚨جیحون سر آزادی و کوچه زمانی 🚨یادگار سر هاشمی 🚨کارون سر کمیل و سپه 🚨پل مرتضوی تو این مناطق تمام مساجد و حسینیه‌ها و خونه‌هایی که هرسال هیئت میشن پایگاههای سپاه و بسیجن. مدارس و اداات دولتی هم اکثرا محل دپوی نیروهای اشغالگرن. اونها برای قتل‌عام ما اومدن. باهاشون یجوری رفتار کنید که انگار با عراقی‌های اشغالگر خرمشهر روبرو شدید. کوچکترین رحم خیانت به وطنه #جاویدشاه

Yaar - يار ‌‌قدیمی 🇮🇷🇮🇱

129,226 次观看 • 8 个月前

رها (زهرا) بهلولی‌پور، متولد ۳۰ آذر ۱۳۸۱، دانشجوی زبان ایتالیایی دانشگاه تهران و ساکن خوابگاه بود. اما از شرایط خوابگاه ناراضی بود، چندی پیش در کانال تلگرامش نوشته بود: «دلم می‌خواد تا صبح توی خیابون باشم اما به این خوابگاه لعنتی برنگردم.» به گفته نزدیکانش رها فرزند دوم خانواده‌ای‌ ۴ نفره از ایل قشقایی است. رها ۱۹ دی ۱۴۰۴ به دلیل شلیک گلوله از سوی نیروهای جمهوری اسلامی و اصابت آن به ریه‌اش جان سپرد. پیکرش در شهر فیروزآباد به خاک سپرده شد. رها در کانال تلگرامش نوشته بود «من خیلی طرفدار زندگی ام» او در آخرین پیغام کانال تلگرامش چند ساعت پیش از کشته‌شدنش نوشت:«یک لحظه وصل شده‌م و فقط می‌‌خوام بنویسم زن، زندگی، آزادی برای همیشه.» رها بهلولی‌پور، در کانال تلگرامش از روزمرگی‌هایش می‌نوشت، ولی این اواخر بیشتر اخبار اعتراضات و بازداشت‌ها را نشر می‌داد. رها در متنی انتقادی در مورد شرایط دانشگاه نوشته بود: «من متوجه نمی‌شم این دانشگاه لعنتی با این بودجه چی‌کار می‌کنه که بهانه‌ش برای رسیدگی‌نکردن به مشکلات و ایجاد ایمنی‌ —که البته غلط می‌کنه چنین بهانه‌ای میاره— کمبودشه! اصلا چرا می‌گم متوجه نمی‌شم؟! معلومه که دیگه صرف چی می‌شه! حجاب‌بان، همایش‌های مذهبی مزخرف و حراست‌هایی که کارشون فقط گیردادن به ظاهره و هزاران کار بیهوده‌ی دیگه.» رها اهل مطالعه بندود، عاشق ادبیات و سینما. به فروغ فرخزاد علاقه داشت. جمهوری اسلامی جان این دختر عاشق و پرشور را گرفت و رویاهایش برای زندگی، عاشقی و آزادی، ناتمام ماند. این آدرس کانال تلگرامش است: #رها_بهلولی‌پور ⁧#زهرا_بهلولی‌پور⁩ #جنایت_علیه_بشریت #انقلاب_۱۴۰۴ #digitablackoutiran #iranmassacre #iranrevolution2026 اطلاعات برگرفته از اینستاگرام شیما بابایی و نوشته‌های خود رها در کانال تلگرامش

توانا Tavaana

160,543 次观看 • 8 个月前

کارچاق کن های فرقه پهلوی در دادگاه را بشناسیم: دروغگو، فریب کار و جنایت‌پوش به همراه مستند ویدیویی از وحشی گری اوباش پهلوی در ساختمان دادگاه 1- پیشتر نوشته بودم که تیم حقوقی و وکیل #رضا_پهلوی، به طور اتفاقی همان تیم و وکیلی است که از طرف نادر گنجی (دست راست جواد لاریجانی برای فریب جامعه جهانی در نشست های حقوق بشری، و مهره رسمی وزارت اطلاعات، شاغل در انجمن نجات) نامه تهدیدآمیز خطاب به من می نوشت و با تهدید، عذرخواهی من از این مزدور را طلب می کرد. 2- همچنین نوشته بودم که مهدی احمدزاده رضوی با همکاری و همراهی دیگر مهره رژیم، آرزو سلطانی، بارها از یک پزشک و افراد دیگر درخواست ماده کشنده کرده است تا بلکه با قتل نگارنده، پهلوی شیاد را از مسوولیت حقوقی برهاند. گفته های افرادی که مستقیما طرف درخواست این دو جنایتکار بوده اند، در دادگاه ثبت و ضبط شده است و یک پرونده جنایی هم نزد پلیس ونکوور علیهشان گشوده شده است. 3- اما در پس تمام این ماجراها، دست یک گروه از وکلای کارچاق کن دیده می شود. خوانندگان این برگه به یاد دارند که چگونه آرزو سلطانی بر این صحه گذاشت که دفاعیه او را را رامین ژوبین نوشته بود (هم در آن پرونده و هم در یک پرونده دیگر، آرزو سلطانی با محکومیت قطعی و چندین حکم پرداخت هزینه و ، از همه مهمتر، قرار مجرمیت به علت سرپیچی از احکام دادگاه رو به رو شده است) جالب است بدانید که با معرفی رامین ژوبین، از سال 2023 (ماه ها پیش از آغاز حمله فرقه پهلوی به نگارنده اما ظااهرا در تدارک حقوقی برای پیامدهای آن حملات ارتش سایبری پهلوی شیاد)، گروه حقوقی آلن-مک‌میلان و وکیلی به نام نوژان کاموسی به عنوان وکیل آرزو سلطانی و گروه "بیدادگران" منصوب شد، بی آنکه هنوز شکایتی و موضوع شکایتی وجود داشته باشد! 4- اسناد به دست آمده نشان می دهند که تنها در یک قلم، آرزو سلطانی، که در دادگاه دم از نداری و درماندگی می زند، 11000 دلار به وکلایش پرداخت کرد، بی آنکه حتی حضوری در دادگاه ها داشته باشد. 5- تیم حقوقی آلن اما در پرونده شکایت از پهلوی، از آغاز وکالت دیگر مهره جنایتکار #سطلی_سپاهی سید مهدی احمدزاده رضوی قمی را برعهده گرفتند و در دادگاه حاضر بوده اند 6- همین تیم، تاکنون دست‌کم چهار شهادت‌نامه دروغ برای احمدزاده نوشته اند و در دادگاه هم به ثبت رسانده اند. 7- احمدزاده در این شهادت نامه های دروغ، اول به دروغ مدعی شد که تا 9 ماه پس از شکایت من از پهلوی، اصلا خبری از این شکایت نداشته است و بنابراین، اتهام انتقام گیری بابت آن شکاست به او نمی چسبد! تا چندین ماه هم بر این ادعای دروغ پای فشرد. اما آنگاه که با اسناد غیرقابل انکار نشان دادم که احمدزاده دروغ می گوید، یکباره مدعی شد که اشتباه شده است و معنی کلمات مندرج در شهادت نامه خود را نمی دانسته است! 8- در یک شهادت دروغ دیگر، احمدزاده اخیرا، هر گونه همکاری خود در هدایت گروه بیدادگران (که در کنار آرزو سلطانی، رهبری اش را به دست دارد) را نفی کرد. اما این دروغ گویی او مصادف شد با درز کردن اسناد گروه بیدادگران که به وضوع نقش احمدزاده در جعل، دزدی، تهدید به قتل، افترا، . … آن هم با استفاده از ریاست خود و سلطانی بر گروه بیدادگران را به اثبات می رساند. 9-اضافه بر آن، این تبهکاران، نام و نشانی و ایمیل خود را رسما در اسناد دولتی کانادا به ثبت رسانده اند و این اسناد در اختیار من قرار دارند. احمدزاده به رغم شهادت دروغش، شخصا نام و مشخصات خود را به عنوان عضو هیات مدیره بیدادگران در اسناد اداره ثبت بریتیش کلمبیا آورده است! 10- اخیرا احمدزاده در یک شهادت نامه دروغ دیگر، که آن هم در همان بنگاه حقوقی بدسابقه تنظیم شده است، مدعی شده است که دیگران، بدون اطلاع او نامش را در اسناد گروه بیدادگران وارد کرده اند! اما این موجود به غایت دروغگو و احمق، یادش رفته است که خودش درخواست داده بود که برایش ایمیلش را در فرم های دولتی این گروه به روز کنند و متن و سکرین شات پیام او هم موجود است که از تغییر آن ایمیل تشکر هم کرده است (سند مربوز هم نزد نگارنده موجود است) 11- برای اینکه درجه حماقت و رذالت توامان فرقه تروریستی پهلوی را بشناسید، توجهتان می دهم که اکنون به سرنخ هایی دست پیدا کرده ایم که احمدزاده و سلطانی، درسال 2023 در یک شعبه مشخص بانک TD حاضر شده اند و با هم، حساب مشترک بانکی برای گروه بیدادگران باز کرده اند. با پیگیری نگارنده، قرار شده است که اطلاعات این حساب به زودی از سوی TD در اختیار نگارنده و دادگاه قرار بگیرد. 12- نکته اصلی این یادداشت اما اینست که بنا بر محتوای درزکرده از گروه واتس‌اپی بیدادگران، سلطانی و احمدزاده تصمیم می گیرند که برای پیشیرد شیادی خود، اتهام "ضد زن بودن" را متوجه نگارنده کنند. همزمان، تصمیم می گیرند که یک وکیل زن، اما بسیار وحشی و بدرفتار، از طرف احمدزاده در دادگاه ظاهر شود و به هر ترتیب سعی کند در ساختمان دادگاه درگیری فیزیکی با من ایجاد کند. چنین شد که تا مدتی، نوژان کاموسی عقب ایستاد و آزارگری تیم جنایتکار رضا پهلوی در ونکوور، از دریچه وکیلی به نام Mia Stewart در خود دادگاه ادامه یافت. در یک مورد، ستوارت که متوجه بود- در واقع در جریان دادگاه به قاضی اعلام کرده بودم- که باید برای جلسه دیگری دادگاه را زود ترک کنم، پس از پایان جلسه با موبایلی که در وضعیت ضبط تصویر قرار داده بود، به من حمله ور شد. ستوارت با خیال اینکه او تنها کسی ست که دارد فیلم می گیرد، به وضوح مترصد این بود که با خشمگین کردن من، درگیری فیزیکی ایجاد کند و آن بخش را از فیلم جدا و برجسته کند. ستورات با چند بار بردن نام من، سعی در توقف من داشت و نهایتا زمانی که داشتم به آسانسوری وارد می شدم، بدن عظیم خود را در برابر ورودی آسانشور قرار داد تا شاید مشتی یا سیلی ای به صورتش روانه کنم. اما من رویم را به سمت آسانسوری دیگر برگرداندم و این بار ستورات مانند یک گوریل پرنده خودش را جلوی ورودی آن یکی آسانسور هم پرت کرد و یک ریز با کلمات بی ربط قصد تحریک مرا داشت، … القصه، بی درنگ رفتار این وکیل وحشی را به کانون وکلای استان بریتیش کلمیبا گزارش کردم و هم زمان رسما پیگیری کردم که پلیس دادگاه تصاویر دوربین های مداربسته از زمان واقعه را حفظ کند تا دست کانون برای لاپوشانی بسته شود. هر چند کانون برخورد 100% شایسته ای از خود نشان نداد، اما به دنبال ارایه فیلم حادثه، ناچار شد که رفتار ستوارت را محکوم کند، به او هشدار غیر رسمی دهد و اعلام کند که در صورت تکرار، برخورد جدی تری با او خواهد شد. اکنون، احمدزاده به دروغ در دادگاه مدعی شده است که شکایت از این وکیل وحشی بی‌مبنا بوده است و کانون هم نهایتا هیچ برخوردی با او نکرده است! (با این خیال خام که من در برابر این دروغ گویی سکوت می کنم یا سندی از وحشی گری ستوارت ندارم!) از این رو برای مقابله با این فرقه تبهکار و کارچاق کن هایی که به نام وکیل و بنگاه حقوقی، پروار از پول های آلوده #سطلی_سپاهی ها قصد فریب دادن دادگاه را کرده اند، فیلمی که مستقلا از منابع مطلع به دست آورده ام را با شما به اشتراک می گذارم و بخش های مربوط از نامه های کانون وکلا را هم مستندا در اختیارتان خواهم گذاشت #پهلوی_شیاد #IRGCterrorists #جاوید_ایران

Masood Masjoody | مسعود مسجودی

34,618 次观看 • 10 个月前

فرض کنیم جنگ نشه، کی بیشتر از همه ضرر می‌کنه؟ باورم نمیشه هنوز کسی در مورد اینکه جنگ میشه یا نه شک داشته باشه. اینجا نمی‌خوام وارد داستان‌های تحلیل نظامی و تسلیحاتی بشم. یک لحظه همه‌ی سیگنال‌ها و اخبار دیگه ر رها کنید. برای جنگ یک دلیل خیلی ساده‌ و محکم‌ و در این حال مهم وجود داره که هیچ کدوم از اینا نیست. (حفظ جان مردم ایران و مداخله بشردوستانه، مقابله با گندکاری‌های ج‌اسلامی، تحریک برادران اهل کتاب اسراییلی نیست) روزی که ترامپ به مردم ایران قول داد ازشون حمایت می‌کنه، خودش ر وارد معادله‌ای کرد که در یک بن‌بست کامل قرارش میداد. فرض کنید همین فردا ترامپ اعلام کنه که جنگ کنسله، و اصولا ج‌اسلامی هم هیچ شرطی ر قبول نکنه، ده‌ها میلیارد دلار پول انتقال تسلیحات نظامی آمریکا به ۱۰ کشور مختلف منطقه و اروپا هم فدای سر طفلان اِریکا. فرض کنید همین فردا سنتکام دستور بده که سربازان و ناوهای آمریکایی پس از خرید سوغات کافی و زیارت عتبات عالیات عراق، و سیاهت دوبی و عربستان و قطر و بحرین و … چمدون‌ها ر ببندن و به آمریکا برگردن. فرض کنید اصلاح‌طلبای خونخوا‌ر بازم موفق بشن با مذاکره از این قائله، جنازه نیمه‌جان حکومت ولایی ر بیرون بکشن! اصلا فرض کنید برنامه اتمی‌شون ر هم حفظ کنن، و موشک‌هاشونم بدون کوچک‌ترین تعدیل حفظ بشه. دیگه از این بدتر میشه؟ فرض کنید ترامپ به هیچ کدوم از دستاوردهای احتمالی نرسه و با کلی ضرر مالی انتقال این همه تجهیزات (که از زمان نبرد با صدام حسین، بی‌سابقه‌اس)، صحنه ر ترک کنه و ما ر با ج‌اسلامی (با ادامه کشتار معترضان، با ادامه‌ی قطع ارتباط با دنیا) تنها بذاره. 🛑 اینجا پیام فقط به تهران داده نمی‌شه. پکن و مسکو هم دارن نگاه می‌کنن. به محض اینکه آمریکا این کار رِ بگنه، شانس اینکه چین یک حرکت انتحاری برای محاصره و فتح تایوان بکنه، به شدت بالا میره. منطقی است که چینی‌ها از این اتفاق نتیجه بگیرن که ترامپ توان عمل کردن به قول‌هاش ر نداره و نمی‌تونه در مقابل رد شدن حکومتی مثل ج‌اسلامی (که هزار برابر ضعیف‌تر از چینه) از خط قرمزهای آمریکا واکنش نشون بده. پس به احتمال زیاد این آمریکا هرگز در مقابل چین هم نخواهد ایستاد. چینی که بازوهای قدرتش در تمام دنیا پراکنده شده. فقط لحظه‌ای به تنش در تایوان فکر کنید. با اون فاصله کم از سواحل چین. اگه ترامپ وارد جنگ با ج‌اسلامی نشه، تحلیل در پکن قطعا این خواهد بود که در اسرع وقت می‌تونن تکلیف تایوان ر برای همیشه یک‌سره کنن و آمریکا هم جرأت مداخله نداره. در طرف دیگه‌ی ماجرا، روسیه به رهبری پوتین، خیلی راحت این نتیجه ر می‌گیره که آمریکا ر میشه مجبور کرد خیلی سریع از اکراین عقب بکشه! و اروپایی‌ها هم که پتانسیل حمایت کافی از اکراین ر ندارن. شما دارید به یک زمین چند وجهی از چندین جبهه فعال درگیر و به هم متصل نگاه می‌کنید. ❌خاورمیانه، شرق آسیا و اروپای شرقی. اینجا دیگه مسأله فقط حمایت از مردم ایران نیست. اگه ایالات متحده در این ماجرا به هر نحو، موفق به شکست کامل ایران نشه (توافق و تسلیم کامل و یا شکست در جنگ)؛ یک موقعیت ژئوپلتیکی خیلی خطرناک بوجود میاد. خوشبختانه (برای ما) ترامپ خودش ر در یک بن‌بست گیر انداخته که محکوم به طی کردن یکی از این دو راهه: راه اول: تسلیم کامل حکومت اسلامی در توافق که تقریبا محاله. و راه دوم یعنی جنگ. و دوباره می‌گم، این ارتباطی به دلسوزی، مداخله‌ی بشردوستانه و تاثیر اسرائیل و جزییات پروژه‌ی هسته‌ای نداره. گاهی تو سیاست قدرت‌های بزرگ، مسئله این نیست که کی جنگ ر دوست داره یا نداره؛ مسئله اینه که کدوم گزینه براشون پرهزینه‌تره: عقب‌نشینی یا تقابل. #جاويدشاه‌

Nima. Monsefi. نیما منصفی

37,286 次观看 • 7 个月前

حمله به سفارت و پایان دکترین “ساختمان بغلی” بعدازظهر روز ۱۳ فروردین، در آشپزخانه‌ی دفتر به همراه میلاد (ایرانی)، مهدی (لبنانی) و حسینین (سوری) نشسته بودیم و درباره‌ی آداب روز طبیعت در ایران صحبت می‌کردیم که پیامی از علیرضا آیتی، معاون سفیر ایران در دمشق، دریافت کردم. پیام را باز کردم. فیلمی ۱۲ ثانیه‌ای بود که از پنجره‌ی اتاقش در سفارت گرفته شده بود؛ ساختمان بغلی سفارت در حال سوختن بود. چند پیکر در خیابان در میان شعله‌ها می‌سوختند و صدای فریاد و جیغ از همه‌جا بلند بود. بلافاصله فیلم بعدی رسید. در آن، علیرضا گفت: «حسین، ساختمان بخش کنسولی رو زدند!» ساختمان کنسولگری ایران محل مراجعه‌ی بسیاری از مردم برای انجام امور اداری بود. این ساختمان چهار طبقه داشت: طبقه‌ای به بخش کنسولی سفارت اختصاص داشت، یک طبقه منزل صاحب ساختمان بود، طبقه‌ی سوم محل زندگی سفیر ایران، و طبقه‌ی چهارم میهمان‌سرای سفارت بود. در همان لحظه که فیلم را هضم کردم، اولین نگرانی‌ام علیرضا (اکبری)، فرزند سفیر، و حاج خانم (همسر سفیر) بود؛ چون آن‌ها تنها در منزل بودند و معمولاً سفیر تا آخر شب در دفتر کارش می‌ماند. دست‌پاچه شدم. گوشی را برداشتم و با سفیر تماس گرفتم؛ خطش مشغول بود. چند بار تلاش کردم، فایده‌ای نداشت. با حسین افشار تماس گرفتم. در حالی که گریه می‌کردم گفتم: «حاجی، ساختمان سفارت رو زدند!» حسین گفت: «مطمئنی؟» گفتم: «بله، تصاویرش رو دیدم.» در حال صحبت با حسین بودم که دیدم یک خبرگزاری “همه‌چیزدان” که حتی مدعی زنده بودن سید حسن نصرالله هم بود، در خبری غیرواقعی اعلام کرد: «حمله‌ی رژیم صهیونیستی به ساختمان کناری سفارت ایران در خیابان المزه دمشق» داشتم سکته می‌کردم. بوی لاپوشانی به مشام می‌رسید. به حسین گفتم: «مگه می‌شه این رو هم نادیده گرفت؟» در همان لحظه، زیرنویس شبکه خبر دقیقاً همین جمله را تکرار کرد. به حسین گفتم: «حاجی، من می‌دونم این ساختمون، خاک ماست؛ کنسولگری و منزل سفیره. نمی‌شه حمله به خاک رو انکار کرد.» حسین گفت: «به خدا توکل کن و خبر رو منتشر کن.» دمِ هادی قاسمی گرم که خبرگزاری دانشجو را واقعاً آزادمردانه در خدمت روایت صحیح از “طوفان الأقصی” قرار داد. با عکسی که صابر (ایرانی) از بالای ساختمانِ در حال سوختن گرفته بود ــ که تابلوی ساختمان سفارت و پرچم ایران هم در آن مشخص بود ــ، خبر را در خروجی خبرگزاری قرار دادم: «حمله جنگنده‌های رژیم صهیونیستی به ساختمان سفارت و منزل سفیر ایران در سوریه» دقایقی بعد، زیرنویس‌ها و تیترها تغییر کرد. سوار ماشین شدم و به همراه دو برادر دیگر، خودم را به دمشق رساندم، برای روایتِ خانه‌خرابی. وقتی به محل رسیدیم، پیکرها را یکی‌یکی بیرون می‌آوردند: پیکر حسین امان‌اللهی… لباس‌هایش را در آغوش گرفتم. پیکر ابو مهدی… و شهید والامقام حاج رحیمی… خدایا، چه خونی از ما ریخته شد. شهید حاج ابو مهدی همیشه سید حسن را «باب‌الجنه» خطاب می‌کرد. حالا جمعِ بهشتی‌شان در اعلی علیین است. دفاع دلیرانه از حرم اهل‌بیت علیهم‌السلام، به شهدای عزیز ما توفیق دفاع از اقصای امت را داد. بخشی از کتابی که نوشته‌ام و نامش را «آدم‌هایی که شما نمی‌شناسید» گذاشته‌ام. این آدم‌ها اگر نبودند، کسانی با دکترین «ساختمان بغلی»، حتی حمله به خاک را هم…

Hossein Pak

13,492 次观看 • 1 年前

مجنون‌های قدرت کجا تشریف دارند! یادم نمی‌رود که می‌گفت "زه دی فرار سلی نه‌یم" نمی‌دانم امروز کجاست که هیچ صدایش و پیامش شنیده نمی‌شود؟ آن جنایت‌کار سال‌ها از بیت‌المال ملت دردمند کشور ما، منظور پشتون، علی وزیر و صدها جنایت‌کار دیگر را تغذيه کرد. این مفت خوران تاریخ و جنایت‌کاران زمان کجا تشریف دارند که امروز زن و مرد کشورما که در سرزمین آنان مهاجر هستند مورد توهین و تحقیر قرار دارند واز آنان خبری نیست؟ چرا دیروز لر او بر یو بود و امروز تفاوت دارد؟ غنی فراری خودش که هیچ نواسه هایش که هر روز لر او بر خواهی داشتند کجا تشریف دارند، چرا امروز نمی‌خواهند که برادران شان در مقابل جنایت حکومت پاکستان ایستاده شوند؟ فرض بر این که این عمل را جمهوری اسلامی ایران در مقابل مهاجران افغانستانی انجام می‌داد، حال نواسه‌های بابا فرار در فضای مجازی چی وضعیت را در مقابل ما برپا می‌کردند؟ می‌دانم تمام ما را جاسوس قلمداد می‌کردند و شب و روز فحاش می‌دادند، اما امروز در برابر برادران دروغین خود شان یکجا با بابای خود خاموشی مرگ بار را اختیار کردند، این کار واقعا شرم‌آور است. نمی‌دانم بعد از این هم لر او بر یکی خواهد بود یا خیر؟ بیشتر در ويدیو تماشا کنید واقعا دیدن این ویدیو برای هر آدم با وجدای سخت تمام می‌شود. ببینید که در مقابل یک ریش سفید افغانستانی یک پاکستانی چگونه بر خورد غیر انسانی می‌کند. روحانی

روحانی🦅

16,504 次观看 • 2 年前

رئیس‌جمهور: با اخبار استعفا می‌خواهند بین دولت و رهبری اختلاف درست کنند/ آقای پزشکیان! با دشمن فرضی نجنگید؛ «کاسبان استعفا» در اطراف شما هستند نه بین منتقدان دفتر رئیس جمهور در واکنش به اخبار استعفای پزشکیان، بخشی از گفتگوی رئیس جمهور با مردم را منتشر کرده که پزشکیان در آن ادعا می‌کند کسانی در صدد ایجاد اختلاف بین دولت و رهبری هستند. اما نگاهی به رخدادهای گذشته نشان می‌دهد که خط استعفا عموماً از سوی حامیان دولت پررنگ شده و کاسبان استعفا دقیقا به اردوگاه حامیان پزشکیان تعلق دارند. اولین بار، این رسانه‌های حامی دولت مانند روزنامه اعتماد (متعلق به رئیس شورای اطلاع‌رسانی دولت) و سازندگی بودند که خبر از جلسه پنج‌نفره پزشکیان با روحانی، ناطق نوری، سیدحسن خمینی و جهانگیری دادند. طبق روایت همین رسانه‌ها، در آن جلسه به پزشکیان توصیه شده بود که در صورت عدم اجرای خواسته‌هایش، محکم بایستد و بگوید: «با این شیوه نمی‌شود کشور را اداره کرد.» اسحاق جهانگیری عضو همین جلسه در جای دیگری به بهانه توضیح عدم حضور خود برای انتخابات ریاست جمهوری، بحث استعفا را باز کرده و گفته بود: «مشکلات به حدی است که من فکر می‌کنم اگر رئیس‌جمهور شوم شش ماه بعدش همین مردم به خیابان می‌آیند و شعار می‌دهند، مرگ بر فلانی! استعفا! استعفا! چون به کس دیگری که نمی‌توانند بگویند به رئیس‌جمهور می‌گویند.» پس از انتشار گسترده این خبر و شکل‌گیری موج اولیه، تیم رسانه‌ای دولت با یک تکذیبیه ناشیانه، شایعه‌ای را که هنوز فراگیر نشده بود، به یک خبر رسمی تبدیل کرد و به جای درخواست از حامیان پزشکیان برای نپرداختن به چنین مسائل حساسی، بلافاصله رسانه‌های منتقد را به همسویی با دشمن و تولید شایعه متهم کرد! موج دوم فشار برای استعفا، دقیقاً پس از بیانات قاطع رهبر انقلاب درباره ممنوعیت مذاکره با آمریکا کلید خورد. این بار نیز کاربران و رسانه‌های اصلاح‌طلب در اقدامی هماهنگ، پزشکیان را تشویق به کناره‌گیری کردند تا به خیال خود، هزینه این تصمیم را برای نظام بالا ببرند. در این فاز، خبرگزاری رسمی دولت (ایرنا) در یادداشتی، ضمن ترسیم فضایی بحرانی از ناتوانی دولت، صراحتاً نسخه را پیچید و نوشت: «انتظار می‌رود رهبر انقلاب دست دولت و رئیس‌جمهور را برای پیشبرد امور و رفع موانع با تفویض پاره‌ای از اختیارات در داخل و خارج باز بگذارند.» مرتضی الویری، فعال سیاسی اطلاح‌طلب هم پس از کنار رفتن ظریف و همتی از کابینه تعارف را کنار گذاشت و صریحاً گفت: «اگر من جای آقای پزشکیان بودم در استعفا دادن درنگ نمی‌کردم. ایشان با این شرایط به‌ وجود آمده، ایشان نمی تواند به قول و وعده‌هایی که به مردم داده وفا کند و آن‌ها را تحقق بخشد.» در همان روزها، انصاف نیوز رسانه حامی دولت در مطلبی از جریان تندی در بدنه اصلاحات پرده برداشت که در حال فشار بر پزشکیان برای استعفا و کناره‌گیری از ریاست جمهوری است. این رسانه نوشت: «نمی‌شود دفاع جریان اصلاحات از دکتر پزشکیان بر اساس انتظار گشایش حداقلی باشد بعد که مردم رای دادند حالا بگوییم چون نمی‌گذارند پزشکیان استعفا دهد.» انصاف نیوز در ادامه می‌افزاید: «این روزها باز هم یک جریان تند مانند سال ۸۸ قصد دارد بر پایه‌ی تحلیل‌های اشتباه خود که فکر می‌کند چنانچه سیاست فشار برای استعفای پزشکیان را در دستور کار قرار دهد حاکمیت عقب نشینی خواهد کرد و روزنه گشایی تبدیل به دروازه گشایی خواهد شد، شروع به تحلیل و فشار برای جا انداختن استعفای پزشکیان کرده است!» حالا و در چنین شرایطی باید به رئیس جمهور یادآور شد که اگر نگران شایعات مرتبط با استعفای خود و القای اختلاف میان دولت و رهبری هستید، نیاز نیست راه دوری بروید و با دشمن فرضی بجنگید؛ چرا که «کاسبان استعفا» همواره در اطراف شما بوده‌اند نه در میان منتقدان.

رجانیوز

12,489 次观看 • 1 个月前

به هندوستان میگن آزمایشگاه نابرابری. جایی که یه حجم وحشتناک از ثروت بالای هرم راج‌ها جمع شده و اون پایین میلیون‌ها آدم دارن با فقر و محرومیت دست و پنجه نرم میکنن. نگذارید ایران رو به هندوستان دوم تبدیل کنن. نظام ارباب و رعیتی جدید مطبوع حزب کارگزاران و سپاه! این رو به اون دوستانی میگم که سکوت کردن و ته دلشون میگن بذار بنزین بشه ۱۰۰ هزار تومن، دلارم بره ۳۰۰ هزار. هرچی فشار بیشتر بشه مردم زودتر میریزن تو خیابون. 🔴 شاید یه زمانی این تحلیل قابل دفاع بود. ولی فشار هم یه آستانه داره. یه Threshold. تا یه جایی فشار میتونه آدم رو عصبانی کنه و هلش بده سمت اعتراض و شورش. ولی از یه جایی به بعد لزوما این اتفاق نمیفته. ممکنه دقیقا برعکس بشه. ممکنه جامعه رو اونقدر له کنی که دیگه تمام فکر و ذکر آدم بشه زنده موندن. وقتی دکترین شوک رو روی جامعه‌ای پیاده میکنی که دیگه ظرفیت جذب یه شوک جدید رو نداره، جامعه‌ای که همین الان میلیون‌ها نفرش با فقر و ناامنی اقتصادی درگیرن، دیگه فقط قدرت خرید مردم رو پایین نمیاری. کم کم کرامت آدم‌ها رو هم میگیری. آدمی که از صبح تا شب داره حساب میکنه اجاره‌ش رو چجوری بده، گوشت بخره یا نخره، داروش رو بخره یا قبضش رو بده، لزوما انقلابی‌تر نمیشه. اتفاقا ممکنه دیگه نه وقت اعتراض داشته باشه، نه انرژی اعتراض، نه توان سازماندهی و نه حتی جرات اینکه درآمد چند روزش رو از دست بده. این همون نقطه خطرناکه. شوک اقتصادی معمولا وسط بحران بهتر جواب میده چون جامعه هنوز نفهمیده از کجا خورده که شوک بعدی میرسه. ولی وقتی فشار از آستانه تحمل رد شد نتیجه لزوما انفجار نیست. نتیجه‌ش یه جامعه خسته، فقیر، بدهکار و وابسته‌ست که تمام انرژیش صرف بقا میشه و برای خدمت به ارباب‌های رانتی با خودش رقابت هم میکنه! سیاست‌های اقتصادی حزب کارگزاران و شبکه‌های رانتی سپاه و حکومت امروز اینه. هدفشون اینه: ایران تبدیل بشه به یه جامعه دو طبقه. یا یه جوری به شبکه قدرت، رانت و سرمایه وصلی و جزو طبقه اربابانی. یا فرقی نمیکنه دکتر باشی، مهندس باشی، استاد دانشگاه باشی، کارمند باشی، کارگر باشی یا کشاورز. درآمدت هر روز بی ارزش‌تر میشه و کم کم پرت میشی تو یه طبقه‌ای که فقط باید کار کنه تا زنده بمونه. مسئله دقیقا همینه. وقتی حقوق من و تو ریالیه ولی یکی یکی هزینه‌های زندگی رو با دلار تنظیم میکنن چه اتفاقی میفته؟ دلار شناور. انرژی به قیمت جهانی. بنزین نزدیک قیمت جهانی. خیلی خب. پس حقوق منم جهانی کن. قدرت خرید منم جهانی کن. خدمات عمومی منم جهانی کن. رقابت اقتصادی رو هم واقعی کن. رانت و انحصار رو هم جمع کن. نمیشه درآمد مردم ریالی باشه بعد موقع گرفتن پول از مردم یهو همه چی جهانی بشه. اسم این بازار آزاد نیست. بازار آزاد وقتی معنی داره که رقابت واقعی وجود داشته باشه. وقتی اقتصاد پر از رانت و انحصاره آزاد کردن قیمت‌ها میتونه فقط یه معنی داشته باشه. سود برای بالایی‌ها و هزینه برای بقیه. یعنی سود خصوصی و ضرر عمومی. برای همین نذارید این سیاست‌ها رو با چهارتا اصطلاح شیک اقتصادی و استدلال ظاهرا لیبرال بهتون بفروشن. و از اون مهم‌تر سکوتتون در برابر فقیرتر شدن مردم رو با این امید توجیه نکنید که بذار فشار بیشتر بشه، مردم بالاخره شورش میکنن. 🔴 هیچ قانون تاریخی‌ای وجود نداره که بگه هرچی مردم فقیرتر بشن انقلاب نزدیک‌تر میشه. گاهی دقیقا برعکسه. هندوستان هم نمونشه! فقر مزمن میتونه آدم رو اونقدر درگیر نون شب، اجاره، قسط و زنده موندن کنه که دیگه چیزی برای کنش سیاسی براش باقی نمونه. خطری که من میبینم دقیقا همینه. یه ایران دو طبقه. بالا یه اقلیت کوچیک که به رانت، انحصار، سرمایه و قدرت سیاسی وصله. پایین اکثریتی که دیگه حتی مدرک و تخصص و شغلش هم نجاتش نمیده. دکتر و مهندس و استاد دانشگاه و کارمند و کارگر و کشاورز همه کم کم تو یه طبقه جمع میشن. طبقه‌ای که باید تمام عمرش بدوه تا فقط زنده بمونه. حتی ممکنه توی این مدل فردا کارخانه خارجی هم بیاد. سرمایه خارجی هم بیاد. بازار هم ظاهرا آزادتر بشه. حتی یه سری آزادی اجتماعی هم بدن. ولی تا وقتی رانت و انحصار سر جاشه این اسمش جامعه آزاد و مرفه نیست. این میتونه یه مدل خیلی ساده باشه. آزادی اقتصادی برای صاحبان قدرت. قیمت جهانی برای مردم. درآمد ریالی برای مردم. رانت برای همونایی که همیشه به سفره وصل بودن. نگذارید ایران رو به آزمایشگاه این مدل از نابرابری تبدیل کنن. فقر بیشتر لزوما انقلاب نمیاره. گاهی فقط آدم‌ها رو اونقدر درگیر زنده موندن میکنه که دیگه فرصت فکر کردن به تغییر رو هم نداشته باشن. فقر وقتی از حدش فراتر بره دیگه انقلابی بیشتر نمیسازه. فقط رعیت بیشتری میسازه برای مرعشی‌ها، مدلل‌ها و هاشمی‌ها. سکوت نکنید🔴

Nima. Monsefi. نیما منصفی

23,076 次观看 • 24 天前

خودشیفته، نارسیسیت، نابالغ، اینسکیور، دغل‌باز، لاشی... فرقی نمی‌کنه که اسمش رو چی بذارید. اما اگه اندازه ۵ دقیقه حوصله کنید می‌خوام برای شما از یک لحظه بگم. لحظه‌ای که اولین جرقه‌ی همه دردسرهای بعدی رو می‌زنه. لحظه‌ای که مثل تیغی در گلو هم دردآوره و هم اجازه نمی‌ده غذا بخوری. که اگه فکری به حالش نکنی، باعث می‌شه سوتغذیه نحیفت کنه یا حتی بکشتت. (قبلش ویدیوی این پست رو ببینید) 🔖 پرده اول: کودکی گریه می‌کنه. شاید از گشنگی کلافه شده، شاید از تنهایی ترسیده. شاید پوشکش اذیتش می‌کنه. شاید پرخاش مراقبینش به همدیگه رو دیده. دستانش رو در هوا تکون می‌ده و رد چشمانش به دنبال چهره گرم مامان یا دست حمایتگر بابا می‌گرده. مامان درد مزمنی پیدا کرده. شاید کمرش درد می‌کنه. شاید چند وقتیه درگیر ترفیع شغلی باباست چون بابا پروژه جدیدی گرفته و چند وقتیه دیر وقت به خونه میاد و در دسترس نیست. مامان شاید بعد از زایمان، افسردگی گرفته. شاید مشکل مالی‌ای پیش اومده و بابای تحت فشار، مامان رو هم مضطرب و نگران کرده. شاید مامان و بابا به این‌جای زندگی فکر نکرده بودن و حالا چکه‌های گاه و بی‌گاه سقف رابطه‌شون تبدیل به نم‌گرفتگی همیشگی و پوسیدگی رنگ و گچ شده. هر چه که هست چشم‌های کودک می‌گرده و خط نگاهش به چهره در هم کشیده‌ای می‌خوره. به چشمانی کم‌فروغ. به صورتی عصبانی. به لب‌هایی که گوشه‌هاش پایین افتاده. به ابروهای درهم‌کشیده‌ای که نشانی از محبت در اون‌ها نیست. شاید چشم‌‌های کودک می‌گرده و می‌گرده اما نگاهی پیدا نمی‌کنه. و این نه ماجرای امشب و هفته پیش و ماه گذشته، بلکه پاسخیه که - شاید همیشه، شاید گاه‌به‌گاه - اما مستمر و پیوسته دریافت می‌کنه: ⚡️لحظه‌ای که چشم‌ها به جست‌وجوی چشمه خنک و زلال توجه و محبت رفتن اما تشنه، با مشک خالی و با مُشتی خاک در کام برگشتن. 🔖 پرده دوم: کودک بزرگ‌تر می‌شه. به هر حال شیرین و بامزه‌اس (مگر این که خیلی بدشانس باشه که حتی بامزه و لپ‌دار هم نباشه). اون‌طور که هر کودک ۳-۴ ساله‌ای به توجه و دیده شدن نیاز داره، او هم به دنبال نیازش می‌گرده. مثل ریشه‌ای در خاک به دنبال آب، مثل گرسنه‌ای به دنبال غذا. شاید اگه بچه گربه وحشی رو در جنگل یا صحرا پیدا کنید و نون خشکی جلوش بندازید، حتی بوش هم نکنه. اما گربه‌ی توی کوچه - البته نه کوچه‌های حالا که پر از غذای خشک خارجیه - با دنده‌هایی که از زیر پوستش کمی معلومه و تن نحیفش، همون نون خشک رو هم به دندون می‌کشه و با میو کردن ضعیفی سعی می‌کنه شما رو راضی کنه تا سوسیس وسط نون که بوش بهش خورده رو هم بهش بدید. هر چه که هست، کودک به روشی که نمی‌دونه از کجا میاد ولی براش کار می‌کنه، توجه رو می‌گیره و سیراب می‌شه. شاید چون مودبه، شاید چون همیشه موهاش آب و شونه شده‌اس، شاید چون بلده دست به کنترل تلویزیون نزنه. شاید چون وقتی عصبانیه می‌گه چشم و گریه نمی‌کنه، شاید چون بلده شعری که بچه‌های ۷-۸ ساله با مشکل می‌خونن رو از حفظ بخونه. شاید چون بلده باز هم به چشمان بی‌فروغ و صورت در هم‌کشیده یا لب‌هایی که نمی‌جنبه و شاید حتی چشمی که نیست، نگاه کنه بی آن که خم به ابرو بیاره. در عوض کاری کنه که اون چشم‌ها اندکی برق بزنن و لب‌ها کمی بخندن. ⚡️بالاخره راه‌حل کنار اومدن با اون لحظه پیدا می‌شه. 🔖 پرده سوم: نوجوون ۱۳ ساله در اتاقش نشسته و با خودش فکر می‌کنه - یا شاید حتی فکر نمی‌کنه و بعداً متوجه جریان ناخودآگاه فکرش می‌شه - و می‌گه: «دیدی چه بیابان وحشتی بود؟ دیدی که چه گرسنه و تشنه بودیم؟ اما ما موفق شدیم. نه! یه ذره دیگه تا موفقیت مونده... ولی دیدی چیزی رو ساختیم که دیگه همه چشم‌ها با ذوق و همه لب‌ها با خنده باهاش روبرو می‌شن؟ می‌دونم... همه‌ی همه که نیست. کلی چهره هست که تا حالا ندیدیم. این صورتایی که هر روز می‌بینیم هم به نظر می‌رسه هنوز هم بعضی وقت‌‌ها در‌هم‌کشیده و کم‌فروغه. آخ! دیدی پریروز دو تاشون بهمون لبخند نزدن؟ خیلی تلخ بود. ولی جای نگرانی نیست. چون این چیزی که داریم می‌سازیم یکم دیگه، اگه فقط یکم دیگه روش کار کنیم دیگه به همه چشم‌ها و لب‌ها ذوق و خنده میاره» 🔖 از پرده سوم به بعد، برنامه‌ریزی پیش‌فرض مشخصه: یکم دیگه روی اون چیزی که داریم می‌سازیم کار کنیم تا دیگه همه بپسندنش. تا دیگه از اون جست‌وجو با کام تشنه و پرخاک و مشک خالی برنگردیم. تا دیگه اون لحظه ⚡️ تکرار نشه. اما کیه که ندونه دنیا کارش ناکام کردنه؟ کیه که ندونه آدم‌ها اصلاً به مشک ما نگاه نمی‌کنن که بخوان پرش کنن؟ این رو من و شما می‌دونیم، اما گربه‌ای که با نون خشک سیر شده نمی‌دونه. ریشه‌ای که جون کنده تا خودش رو به آب برسونه نمی‌دونه. و این همون تیغ در گلوست. هر ارتباط جدید با برنامه‌ریزی پیش‌فرض تکرار نشدن اون لحظه آغاز می‌شه و بعد از اندکی - اگه ادامه‌دار بشه - به گروگان گرفته می‌شه تا هیچ وقت باعث رخ دادن دوباره اون لحظه ⚡️ نشه. به هر حال اون لحظه خیلی خیلی دردناکه و ما هم این همه سال زحمت کشیدیم تا این محصول همه‌پسند رو بسازیم. حالا درسته کماکان یکی دو تا جاش گیر و گور داره. اما تیم توسعه قول داده با فیدبک‌های جدید حتماً محصول نهایی رو تا چند ماه دیگه آماده کنه. چیزی که مهمه اینه که تیغ رو دست نزنیم. چون دست زدن بهش درد داره. اما خب این شکم گرسنه نیاز به غذا داره. با هر لقمه هم تیغْ گلو رو خراش می‌ده و درد داره و غذا بهش می‌چسبه. درسته که یکمی درد داره. اما محصول ما قراره درد تیغ رو در نسخه نهایی کاملاً رفع کنه. از طرفی اگه تیغ رو دربیاریم ممکنه گلومون بچسبه بهم و دیگه نتونیم غذا بخوریم. حتی تیم توسعه گفته شاید کل دستگاه گوارش رو از کار بندازه. ما که نمی‌دونیم چی می‌شه. بعد خب معده و روده رو هم نمی‌شناسیم که بخوایم بهشون رسیدگی کنیم. فقط تیغ و گلو رو می‌شناسیم و غذا. ولی این درد گلو باعث می‌شه نه درست طعم غذا رو بفهمیم، نه درست بجویم و قورتش بدیم. بقیه هم تا کی تحمل آخ و اوخ و غذا خوردن خاص ما رو بکنن؟ خسته می‌شن دیگه... البته ما هم می‌تونیم سریع‌تر از سر سفره پاشیم تا کسی متوجه تیغ در گلو و رژیم خاصمون نشه. رژیم غذاییمون هم به خاطر عفونت و زخم‌های مکرر محدود و محدودتر می‌شه. ♻️ و زندگی همین‌طور پیش می‌ره... اگه خوش‌شانس باشیم، با یکی هم‌سفره می‌شیم که بالاخره یه فیدبکی به این محصول و این حقیقت که هنوز بعد از این همه سال تحقیق و توسعه نتونسته مشکل تیغ در گلو رو حل کنه، بده. و سوالی که بعد از اون هر بار تکرار می‌شه و باید بهش جواب بدیم، اینه: آیا جرئت مواجه شدن با اون لحظه⚡️ و در آوردن تیغ و درد و مراقبت‌های بعدش رو داریم... یا به کار روی محصول ادامه می‌دیم؟

Mehdi Jahani

17,758 次观看 • 9 个月前

روایتی از بازدید سعید جلیلی از نمایشگاه کتاب تهران دیروز با دکتر جلیلی راهی نمایشگاه کتاب تهران شدم. برای یک بازدید و نه یک حضور مانند حضور های سرزده و سرنزده، نه از آن حضور های پرطمطراق مسئول‌مآبانه و از سر سیری و نمایشی و دکوری. بلکه یک بازدید از جنس یک مرد کتابخوان، با همان حال و هوای کتاب‌بازها، رفته بود که کتاب ببیند و بخرد. اولش مهمان دو مراسم رونمایی کتاب بود. سالن پر شده بود، بیش از جا. اولی کتاب خاطرات شهید علی محمدی، دانشمند هسته‌ای، که همسرش بود و نویسنده و خود جلیلی. سالن انگار نفسش بند آمده بود از حضور آدم‌ها. کتاب بعدی هم «سلاح نامرئی» بود، نوشته‌ی مسعود براتی و سید حامد ترابی، که به ماجرای تحریم‌ها پرداخته بود. انتخاب این دو کتاب خودش حرف داشت. اولی پیامی بود به صورت آن‌هایی که ادعای علم بدون مرز دارند اما دانشمندان ما را ترور کردند، به قول جلیلی: «این شهدا، با همان دانش بومی، دشمن را چنان به هم ریختند که هنوز دست‌وپایشان را گم کرده‌اند.» کتاب دوم هم انگار یک ذره‌بین بود روی سلاح نامرئی دشمن، تحریم. جلیلی گفت: «ملتی که می‌خواهد به قله برسد، باید موانع را بشناسد و ازشان نترسد.» این دو کتاب‌ها از آن جهت انتخاب شده بودند که دو تیغ بودند، یکی برای نشان دادن راه، یکی برای زدن به ریشه‌ی مانع. از همان اول که پای مان را در نمایشگاه گذاشتیم جلیلی همانطور که پیشتر گفتم یک بازدید کننده و یک جفت چشم بود که انگار دنبال گنج می‌گشت در قفسه‌های کتاب. بعد از مراسم، جلیلی راه افتاد در غرفه‌ها. در میان این غرفه گردی ها چند نکته جالب به نظرم آمد: اول، دقتش عجیب بود. در هر غرفه که می‌رسید، نه از آن سوال‌های الکی که فقط برای پر کردن وقت باشد. کتاب‌ها را یکی‌یکی دست می‌گرفت، ورق می‌زد، چند خطی می‌خواند. حتی توی غرفه‌های گمنام، جالب آنکه یکی دو مورد پیش آمده بود کتاب‌هایی را می‌شناخت که غرفه دار از ته قفسه کشیدند بیرون، چون جلیلی اسمش را گفت. انگار این آدم، نقشه‌ی کل نمایشگاه را در سرش داشت. دوم، نگاهش به کتاب‌ها، نگاه یک آدم سیاسی نبود. یک کتاب‌باز واقعی بود. از غرفه‌ای که دو تا معلم شهرستانی برای بچه‌ها قصه نوشته بودند تا غرفه‌ی پژوهش‌های تاریخی درباره‌ی خلیج فارس. از ادبیات داستانی غرب تا کتاب‌های سینمایی، از غرفه‌ی یک دختر نوجوان که از دیدنش ذوق‌زده شد تا غرفه‌های شلوغ‌تر. جالب آنکه هر غرفه ای را که می ایستاد برای حال و احوال پرسی نبود، سر کتاب هایش می ایستاد و معمولا در هر غرفه ای مقداری از یکی دو کتابی که چشم اش را می گرفت را می خواند. سوم، عجیب بود که بیشتر غرفه‌هایی که سر زد، غرفه‌های کوچک و گمنام بودند. انگار عمداً از غرفه‌های پرزرق‌وبرق دوری می‌کرد. فقط آخر سر، دو سه تا غرفه‌ی اصلی را دید که دیگر داشتیم می‌رفتیم. چهار، پنج ساعت در نمایشگاه بودیم چندین جلد کتاب خرید، خریدنی که ما را هم به صرافت انداخت تا دو سه تایی از آن ها را خریداری کنیم. آنچه جلیلی از فرهنگ سیاسی و اهمیت کتابخوانی گفت را می شد در خود او دید او علم و کنش اش توییتری نیست کتابخوان است و به دنبال عمق در مسائل...

رضا صالحی

12,986 次观看 • 1 年前

لطفا این توییت و توییت کوت‌شده را ببینید و بخوانید. … در ساعت ۳:۳۰ صبح درگیری آغاز شد، صدای تیر و انفجار به گوش رسید و بیش از سه ساعت ادامه داشت. نیروها با مقاومت شدید روبه‌رو شدند با ۱۵ تانک و ۱۲۰ خودرو زرهی دەها توپ و خمپارە و پهباد در نبرد شرکت کردند و نیروهای امنیتی نتوانستند پیشروی کنند، بنابراین نقشه عملیات را تغییر دادند و با تعداد زیادی پهپاد انتحاری حملە را از سر گرفتند. سپس نیروهای کوماندو با چند خودرو زرهی ضدگلولە وارد هتل لالەزار شدند… (ویدئو را ببینید) - این اتفاقات گوشه‌ای از درگیری گسترده نظامی وسط شهر سلیمانیه بین دو پسرعمو یعنی بافل طالبانی و لاهور شیخ‌جنگی در یکی از دو عشیره‌نشین اقلیم کردستان عراق بود که دو ماه پیش در ۲۲ اگوست امسال رخ داد. طبیعتا میزگرد و تحلیل زیادی از سوی خبرنگاران ژن‌ ژیانی در رسانه‌های فارسی ندیدید چون به صلاح نبود! ماه قبل از این هم در آن یکی عشیره نشین یعنی قلمرو بارزانی‌ها چنین اتفاقی افتاد که زیر همین توییت به آن پرداخته‌ام. در دهه شصت نیز همین کومله و دموکرات ایران بیش از هزار نفر را در درگیری بین خود کشتند و اعدام کردند و الان هم درباره‌اش چیزی به کسی نمی‌گویند! در زمان جنبش ۱۴۰۱ هم که مثلا اوج ژست‌گرفتن اینها در مقوله اتحاد بود، دیدید که دو گونه‌ی مختلف از کومله به جان هم افتادند! قبیله‌گرایان با کمک برخی افراد بی‌خاصیت و بادشده در رسانه‌ها و با پول‌ها و‌ کنفرانس‌های مشکوکی که بوی رجوی می‌دهد، قصد دارند چنین بلایی بر سر ایران بیاورند و به اسم دموکراسی و فدرالیسم و با اتنیک‌بازی من‌درآوردی خود، هر منطقه از ایران را جولانگاه یک خان و چراگاه تعدادی تفنگ‌چی و منطقه تحت‌الحمایه و نیابتی کشوری بیگانه کنند. چرا که خان‌ها برای پیروزی در رقابت میان خود، طبیعتا محتاج قدرتی در آنسوی مرزها می‌شوند. فرقی ندارد تجزیه‌طلب ترک و نوکر علی‌اف و اردوغان باشد یا عشیره‌گرای کرد و … - به این موجودات خطرناک بها ندهید. مرعوب نشخوارهای به اصطلاح جامعه‌شناسانه آنها نشوید و درست مانند جمهوری اسلامی به آنها نگاه کنید: ضد ایرانی، مرتجع و خطرناک! از این به بعد وارد مناظره تلویزیونی هم با اینها نشویم و ناخواسته آنها را تبلیغ نکنیم. شهروند کرد و ترک و عرب و بلوچ و لر و … صاحب این کشور است و باید بالاترین جایگاه «کل کشور» را کسب کند، نه اینکه تقنگ‌چی یا خان فلان منطقه شود! اجازه ندهیم گسترش فقر و تبعیض مذهبی که هدف و‌ نتیجه جمهوری اسلامی است، ابزار توجیه و هیزم آتش فرقه‌گرایان و عشیره‌پرستان شود. #ابتذال_قومگرایی #همکاری_ملی #نبردباتاریکی

nejat.bahrami نجات بهرامی

86,301 次观看 • 11 个月前

🟥ما همه اشتباه کردیم، جمهوری اسلامی با این جنگ ساقط نخواهد شد، فقط ایران نابود می شود. دوستان عزیز، مخالفان محترم و حتی دشمنان گرام، زمان آن رسیده که همه ما با حقیقتی تلخ و گزنده روبرو شویم. هیجانات ناشی از کینه و خشم دی ماه و حذف سریع خامنه‌ای و سران نظامی و امنیتی و سیاسی و تیترهای داغ خبری، چشمان بسیاری از ما را بر واقعیت‌های روی زمین بسته بود. بیایید تعارف را کنار بگذاریم، محاسبات ما غلط بود. خیلی هم غلط بود و دود آن به چشم همه رفت و بیشتر هم خواهد رفت، از مردم مظلوم ایران و مردم سایر کشورهای منطقه تا دیاسپورای با شرف و از مردم بقیه نقاط جهان که درگیر کمبود و گرانی و سختی خواهند شد تا احزاب سیاسی و سیاستمداران که مسبب این وضع شناخته خواهند شد. 1⃣ توهم فروپاشی با حذف سران از دونالد #ترامپ و استراتژیست‌های کاخ سفید گرفته تا سران اروپایی، تحلیلگران پرطمطراق ماهواره‌ای و حتی بسیاری از مردم عادی من جمله خود من، همگی در یک تله محاسباتی مشترک افتادیم. تصور این بود که با حذف فیزیکی مهره‌های کلیدی، زدن فرماندهان ارشد سپاه و یا حتی خروج #خامنه‌ای از صحنه، ساختار قدرت در ایران مثل یک خانه پوشالی فرو می‌ریزد. اما واقعیت سخت نشان داد که ساختار امنیتی نظامی جمهوری اسلامی، پیچیده‌تر و مستحکم تر از آن است که با حذف رهبران اصلی و فرماندهان نظامی و امنیتی و حتی ضربات نظامی تمام عیار از هم بپاشد. فکر همه چیز از سالها قبل شده بود. جنگ نه تنها باعث فروپاشی آنها نشد، بلکه معادلات را به سمت انسداد عمیق تر، تصاعد تنش و البته قدرت گرفتن بیشتر نظام جمهوری اسلامی پیش برد. 2⃣ چه کسانی هنوز به معجزه جنگ دل بسته‌اند؟ علیرغم تمام شواهد، هنوز سه گروه بر طبل توخالی توهم سقوط با جنگ می‌کوبند. 🔸اول، مسخ‌شدگان و کم هوشان رسانه‌ای، کسانی که شبانه‌روز تحت بمباران خبری دو شبه رسانه و تلویزیون‌ فارسی‌زبان خاص هستند، رسانه‌هایی که برای جلب کلیک و بیننده، از جنگ یک انیمیشن ساده برای مخاطب ساده لوح و کم هوش خودساخته‌اند و طوطی وار به رویا فروشی برای رعیت رسانه ای ادامه می دهند. 🔸دوم، طرفداران یک فرقه سیاسی خاص، عقب ماندگان سیاسی و زامبی های اخلاق ستیزی که حیاتشان در گروی هرج‌ومرج و ویرانی است و تصور می‌کنند بر روی ویرانه‌های ناشی از بمب، برای آن‌ها و رهبرشان در ایران فرش قرمز پهن خواهد شد. 🔸سوم، رویافروشان حرفه‌ای، تحلیلگرانی که نان شب خود را از راه تحمیق مخاطب درمی‌آورند. کسانی که با شعارهای توخالی مثل کار تمام است و فلانی در راه است، سال‌هاست برای خود دکان ساخته‌اند و به جای تحلیل، امید کاذب می‌فروشند و برای لقمه ای نان حتی از اینکه هر روز بیشتر از قبل شبیه یک دلقک ارزان قیمت شوند هم ابای ندارند. 3⃣ واقع‌بینی، تنها راه نجات باقی‌مانده. چه باید کرد،‌چه می توان کرد؟ اگر واقعاً دل‌سوز ایران هستیم، باید از فضای فانتزی خارج شویم و بر روی سه محور حیاتی تمرکز کنیم. 🔹اول، توقف فوری جنگ، پیش از آنکه زیرساخت‌های ملی، نیروگاه‌ها و سرمایه‌های تمدنی ایران به کلی نابود شود، باید برای صلح و پایان درگیری فشار آورد. ویرانی ایران، هیچ برنده‌ای در میان ملت نخواهد داشت. 🔹دوم، جلوگیری از انتقام‌گیری داخلی، در فضای جنگی، اولین قربانی مردم داخل هستند. باید به هر طریق ممکن مانع از آن شد که جمهوری اسلامی نارضایتی‌های انباشته را به بهانه شرایط جنگی، با سرکوب خشن و انتقام‌گیری از مردم عادی پاسخ دهد. 🔹سوم، صیانت از زیست انسانی، تلاش برای تضمین رسیدن دارو، غذا و اقلام اساسی به دست مردم و پافشاری بر تداوم فعالیت زیرساخت‌های حیاتی مانند آب، برق و بهداشت به هر طریق ممکن از جمله بسیج جهان برای جلوگیری از فاجعه انسانی. 4⃣ تنها برنده این جنگ نتانیاهو بود، نه حتی اسراییل یا مردمش نتانیاهو از اول می دانست این جنگ باعث سقوط جمهوری اسلامی نخواهد شد ولی این توهم را به ترامپ فروخت( یا با اسناد اپستین معامله کرد؟) و رهبر خودخوانده دوران مثلا گذار را هم با رویافروشی رام و دست آموز کرد و در آخر هم به هدفش که نابودی زیرساختها و توان جمعی ایران و سد کردن راه توسعه کشور تا ده ها سال آینده بود رسید. 🟧و در نهایت، خلاصه کلام من این است. ما همه اشتباه کردیم از ترامپ تا تحلیلگران حرفه ای و من و شمای مردم عادی! سقوط یک سیستم سیاسی با بمب و موشک خارجی، اگر هم ممکن باشد که درباره جمهوری اسلامی نیست به معنای دموکراسی،‌رفاه و آزادی نیست، به معنای سوریه‌ای شدن است. زمان آن است که از رویاپردازی دست بکشیم و برای بقا و نجات ایران در دنیای واقعی تلاش کنیم.

Ali Bornaei

498,787 次观看 • 5 个月前

من #برهان_کرمی هستم. من کشته شدم، در تاریخ ۲۵ آبان ماه ۱۴۰۱. سی و دو سالم بود، متولد ۶ آبان ۱۳۶۹. فرزند محمود و آمنه بودم. در سال ۱۳۹۵ وقتی ۲۶ ساله بودم ازدواج کردم و صاحب یه فرزند دختر خردسال بنام بارین بودم. کُرد اهل سنت، اهل روستای چروسانه و بعد از ازدواج ساکن روستای یوزیدر از توابع شهرستان کامیاران در استان کردستان بودم. توی روستامون همزمان با درس خوندن به کشاورزی و دامداری هم‌ مشغول بودم، تا مقطع دیپلم درس خوندم. بعد از ازدواج و نقل مکان از زادگاهم شغلم کارگر گچکار بود. به فوتبال و کوهنوردی علاقه داشتم. اصولا انسانی بودم زحمتکش با پشتکار زیاد و مردم دوست که اگه کاری برای کسی از دستم برمیومد کوتاهی نمیکردم و به حقوق مساوی زن و مرد هم معتقد بودم. بعد از کشته شدن مهسا ژینا امینی در اواخر شهریور ماه ۱۴۰۱، در جریان اعتراضات گسترده ای که در کردستان شکل گرفت، روز ۲۴ آبان تو کامیاران نیروهای سرکوبگر وحشیانه چند نفرو با شلیک گلوله جنگی کشتن که یکی از اونا #فواد_محمدی بود. روز ۲۵ آبان بود، اعتصابات عمومی تو کردستان شروع شده بود، من ساعت شش صبح برای دو ساعت عازم محل کارم شدم ولی بعد به منظور همبستگی با اعتصابات برگشتم خونه. ساعت ۱۲ ظهر بود که منم مثل خیلی از همشهریام برای دلجویی از خانواده فواد روبروی منزلش تو کامیاران محله فرهنگسرا، خیابون «زرنه» جمع شدیم. دو بار با همسرم تلفنی صحبت کردم و گفتم بزودی برمیگردم خونه. مزدورای حکومتی بهمون حمله ور شدن و تیراندازی میکردن، ناگهان من هدف شلیک گلوله جنگی در ناحیه سرم قرار گرفتم، غرق در خون افتادم کف خیابون و جابجا کشته شدم…. ساعت ۳ وقتی همسرم تماس گرفت دیگه جواب ندادم. بعد از چند تماس یه مرد ناشناس جواب داد و گفت که من پام تیر خورده و بردنم بیمارستان سینا. خانوادم خودشونو سریع به بیمارستان رسوندن و با قسم و التماس و نشون دادن عکس من بابت شناسایی، با اشاره یک پرستار متوجه شدن که من فوت شدم و منتقلم کردن به سردخونه. بعد از کشته شدنم یه ویدیو از لحظه قتل من پخش کردن که در جریان این تیراندازی، حکومت فردی که کنار من بود رو ضارب و قاتل معرفی کرد!! رژیم جنایتکار اعلام کرد که ضارب تیر رو به شکم من شلیک کرده، ولی دروغ بود، اگه تیر به شکمم شلیک شده بود جسمم بلافاصله بدون حرکت روی زمین نمی افتاد، ضمنا با توجه به فیلم موجود از جنازه ام معلومه که تیر از ناحیه صورتم وارد و از ناحیه پشت سرم خارج شده که فرضیه تیر خوردن از فرد بغل دستی رو رد میکنه. نیروهای امنیتی تو بیمارستان خانوادمو بشدت تهدید کردن در صورتی جنازمو بهشون تحویل میدن که تعهد نامه ای امضا کنن مبنی بر خاکسپاری به صورت مخفیانه و بدون حضور مردم، سر ندادن شعارهای ضد انقلابی موقع خاکسپاری و عدم اطلاع رسانی در مورد قتل و دیگه اینکه مراسم خاکسپاری رو باید نیم ساعته تموم کنن! پیکر بیجون من چهارشنبه شب ۲۵ آبان ماه ۱۴۰۱ تو روستای چروسانه از توابع شهرستان کامیاران مظلومانه و در جو شدید امنیتی به خاک سپرده شد…علیرغم تهدید نیروهای امنیتی مراسم با حضور تعداد زیادی از هموطنام برگزار شد. اونا شعار میدادن: «دایه برای فرزندت گریه نکن عهد باشه که انتقامشو بگیریم». مراسم ختم هم فرداش تو خونمون برگزار شد. بعد از خاکسپاری مزدورای رژیم به خانوادم گفتن که میتونن منو شهید حکومتی اعلام کنن و کارت عضویت بنیاد شهید بگیرن ولی اونا قبول نکردن. خانوادم با ثبت شکایت یه پرونده قضایی تو شعبه دوم بازپرسی دادگستری شهرستان کامیاران باز کردن و امیدوار بودن دادرسی عادلانه انجام بشه! رئیس کل دادگستری استان کردستان ادعا کرد که روز کشته شدن من هیچ ماموری تو محل حضور نداشته و قتل کار «اغتشاشگرا»بوده! مراسم چهلم من و فواد در تاریخ یکشنبه ۴ دیماه ۱۴۰۱ تو روستای ماویان از توابع شهرستان کامیاران با حضور گسترده هموطنامون برپا شد. مردم حرف فواد رو بازگویی میکردن: «تا زن آزاد نشه جامعه آزاد نمیشه». روز ۲۸ مرداد ماه ۱۴۰۲ پسر عموم حسام ۳۹ ساله توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد، چند روز بعدش هم برادرش سیروان ۳۵ ساله رو دستگیر کردن و بعد از ضرب وشتم شدید و ضبط حسابای کاربریش آزادش کردن. 👇🏼👇🏼👇🏼

Loabat

36,919 次观看 • 1 年前

#PersianGulf برای اولین بار ازتون خواهش میکنم یه توییت من رو بخونید. ما تو یه بزنگاه خیلی مهم تاریخی سیاسی هستیم. شواهد نشون میده که به احتمال بالا تو کابینه ترامپ سر موضوع تغییر نام #خلیح‌_فارس اختلافه و مثلا روبیو یا فلان وزیر مخالف تغییر نام خلیج‌فارسن ولی ونس و ویتکاف و... موافقن. روبیو الان دو پست مهم وزارت خارجه و مشاور امنیت ملی رو داره و ترامپ بهش علاقه زیادی داره و شاهزاده هم باهاش ارتباط داره و مطمئن باشید تا الان باهاش تماس گرفته یا بزودی تماس میگیره و در این شرایط، خیلی مهمه که ما به جای سکوت یا اولویت دادن به تحلیلهای شخصی و دعوا با همدیگه، یکپارچه پشت پادشاه و اعتراضش بایستیم. ترامپ هنوز هیچ فرمانی رو در این مورد امضا نکرده و تصمیمش رو هم علنی نکرده. تو این شرایط، این چندروز برای ما تایم طلایی محسوب میشه و فرصت داریم با تمام توان و امکاناتمون از جمله پتیشن و ترند هشتگ و تجمعات اعتراضی تو آمریکا و یا جلوی سفارتهای آمریکا تو اروپا سر و صدا کنیم و اعتراضمون رو "بدون آمریکاستیزی" و با نمادهای میهنی و پادشاهی و بنرهای ضدرژیم نشون بدیم. تکرار میکنم مهمه که تو اعتراضاتمون علاوه بر پرچم ایران و عکسهای شاه، نمادهای ضدرژیم هم داشته باشیم تا ثابت بشه که ما مردم ایرانیم نه صادراتیهای رژیم یا چپگراهای احمق و هیچ دشمنی با آمریکا نداریم. موج اعتراضات ما میتونه به مخالفین این تصمیم تو کابینه ترامپ وزن زیادی بده. ترامپ یه شخصیت خودشیفته و نمایشی و عوامگرا داره و عاشق محبوبیته و اگه قانع بشه که این تصمیم باعث میشه یه ملت تو یه جغرافیای خیلی حساس ایران، مثل کارتر سالها ازش متنفر بشن یا به وجهه سیاسی آمریکا آسیب زده میشه یا به نفع رژیم تموم میشه، قطعا عقب‌نشینی میکنه. ولی اگه ببینه با وجود درز کردن این قضیه به رسانه‌ها، هیچ واکنش تندی از میلیونها ایرانی به وجود نیومده، قطعا نتیجه میگیره که این تصمیمش هزینه‌ کمی داره و به فایده‌ش کاملا میصرفه. نام خلیج مکزیک راحت عوض شد چون به ت_خ_م هیچ مکزیکی نبود. ولی اگه طبق استراتژی بعضی دوستان ترامپیست، صبر کنیم تا ترامپ اول فرمان اجرایی رو امضا کنه و بعد بهش اعتراض کنیم اون موقع دیگه اعتراض ما هیچ فایده‌‌ای نداره چون اولا بعد از امضا، ترامپ محاله تصمیمشو عوض کنه و گند بزنه به اعتبار امضای خودش، و دوما اون موقع، لغو این تصمیم میشه یه توهین بزرگ به عربستان و متحدین عربش. شاید فکر کنید چون پای پول زیادی وسطه هیچ کاری از ما برنمیاد و ترامپ ناچاره به درخواست عربستان تن بده ولی این تحلیل درستی نیست. آمریکای ترامپ تو موقعیت بسیار برتر سیاسی و افتصادی و نظامیه و قدرت چانه‌زنی بالایی داره و اعراب از لحاظ امنیتی بهش نیاز زیادی دارن، همچنین ترامپ رابطه خیلی دوستانه‌ و تسلط خوبی رو عربستان داره و خیلی ساده میتونه به بهونه‌های مختلف این درخواست رو بپیچونه یا عقب بندازه و همزمان هیچ خدشه‌ای به سیاستش تو دوشیدن اعراب وارد نشه. این قضیه رو فعلا اصلا کوچک‌انگاری نکنید و نگید که این تغییر نام فقط برای دولت آمریکاس و نمیتونن تو سطح جهان چیزی رو عوض کنن و اهمیتی نداره. اولا آمریکا الان مهمترین کشور دنیاست و به تنهایی از تمام اتحادیه اروپا و غرب و شرق دنیا مهمتره. دوما در صورت وقوع، کشورهای دیگه اروپایی هم همین راه رو میرن تا از آمریکا تو دوشیدن عربها عقب نمونن. این اتفاق اگه بیفته اندازه تمام این ۴۷سال به دستگاه تبلیغاتی رژیم خون پروپاگاندا تزریق میشه و به اصلاحطلبها و چپهای آمریکاستیز عقبمونده فرصت میده تا ایدئولوژی کمونیستی امپریال‌ستیزی خودشون رو توی زرورقی از میهنپرستی بپیچن و به خورد مردم بدن. من خودم تمام توانمو میذارم و خواهش من از شما اینه که با تمام امکانات و توانتون، حساسیت و اعتراضتون رو به این قضیه نشون بدید و با تمام ابزارهایی که دارید، پشت پادشاه میهنپرست پهلوی بایستید و از موضعش حمایت کنید. این توییت طولانی رو با یه نقل قول از شاهنشاه عزیز تموم میکنم: "من از همه شما هموطنان عزیرم میخواهم تا به ایران فکر کنیم..." ‌#پاینده_ایران

Yaar - يار ‌‌قدیمی 🇮🇷🇮🇱

77,786 次观看 • 1 年前