正在加载视频...

视频加载失败

این گفت‌وگو را از دست ندهید؛ بحثی صریح درباره این پرسش که آیا آمریکا به‌دنبال تغییر رژیم در ایران است یا نه، و این‌که ایرانِ پس از یک حمله احتمالی چه سرنوشتی خواهد داشت. تورج اتابکی با تکیه بر تجربه تاریخی، نسبت به تکرار سناریوهای عراق و سوریه هشدار...

73,688 次观看 • 8 个月前 •via X (Twitter)

0 条评论

暂无评论

原始帖子的评论将显示在这里

相关视频

این مصاحبه، نه فقط یک تحلیل سیاسی-مدنی، بلکه یک مانیفست اخلاقی برای کنشگری در دوران بحران است. پرستو فروهر در مصاحبه خود با بی‌بی‌سی فارسی، با دفاع از ذات و کرامت جان انسان، مسئولیت هر یک از ما در قبال جامعه و شهروندان.مان را یاد آور می‌شود و بر «ایستادگی بر عاملیت مردم و نفی میان‌برهای ویرانگر» تاکید می‌کند. فروهر به درستی اشاره می‌کند؛ تغییر درست و پایدار، محصول بلوغ مدنی و تمرینِ تدریجی است. او با تکیه بر مشاهداتش از ایران در بیست‌وهفتمین سالگرد پدر و مادرش (آذر ۱۴۰۴)، تأکید دارد که جامعه ایران از مرحله «زن زندگی آزادی» به این سو دستاوردهای بزرگی را کسب کرده و حکومت را به عقب رانده، نباید آنها را فدای مداخلات خارجی یا خشونت‌های کور کرد. کنایه او به تقلیل دادن قربانیان اعتراضات به «تلفات جنگ» (در واکنش به رویکردی که در مصاحبه‌ی سی‌بی‌اس نیوز از سوی رضا پهلوی مطرح شد)، در واقع دفاع از حرمت خون شهروند در برابر سرباز جنگ است. از نظر فروهر، وقتی معترض را «سرباز» و اعتراضات را «جنگ» بنامیم، عملاً به حاکمیت مجوز سرکوب جنگی داده‌ایم و عاملیت مدنی مردم را سلب کرده‌ایم. تأکید او بر اینکه نباید سرنوشت مردم را به افرادی چون ترامپ یا نتانیاهو گره زد، برخاسته از این باور است که دموکراسی «وارداتی» یا ناشی از «تغییر رژیم از بیرون»، هرگز به حاکمیت مردم و سعادتمندی منجر نمی‌شود، فروهر با معرفی راه دیگری، راهی که زاییده مبارزه و رنج توأمان جامعه می‌داند، با هوشمندی از دوقطبی‌های کاذب (مانند «تسلیم یا جنگ») عبور می‌کند و بر «راه سوم» تأکید دارد؛ راهی که از بطن جامعه، از دل رنج‌های مشترک و از طریق گفتگو، همبستگی، مقاومت، ادامه‌ی تقویت جامعه مدنی و عقب راندن حکومت، می‌گذرد. در واقع، پیام اصلی فروهر در این مصاحبه این است که: «هیچ راه میان‌بری برای دموکراسی وجود ندارد که از روی کرامت انسان عبور نکند.» او یادآوری می‌کند که مسیر دشوار و تدریجی، در نهایت پایدارتر از هر تغییر ناگهانی و وابسته به قدرت‌های بیگانه است. Parastou Forouhar

Parsa Biparva

25,188 次观看 • 8 个月前

سه پیش‌بینی دیگر از جیانگ، درباره آینده ایران، آمریکا و جهان. ▪️پروفسور جیانگ شوئه‌چین، که به دلیل پیش‌بینی دقیق «بازگشت ترامپ به قدرت» و «آغاز درگیری با ایران» در رسانه‌های اجتماعی به «نوستراداموس چینی» شهرت یافته، سه پیش‌بینی جدید را در امتداد پیش‌بینی‌های قبلی خود بر پایه نظریه بازی‌ها و الگوهای تاریخی ارائه کرد. سه سلسله پیش‌بینی قبلی جیانگ: ۱ـ پیروزی ترامپ در انتخابات ۲۰۲۴، ۲ـ وارد شدن آمریکا به جنگ با ایران، ۳ـ شکست آمریکا در جنگ با ایران. ▪️سه پیش‌بینی جدید جیانگ در ادامه پیش‌بینی دوم و سومِ قبلی: ۱ـ حمله زمینی و باتلاق نظامی: جیانگ معتقد است که آمریکا علیرغم تمایل اولیه برای یک جنگ سریع و ارزان، در نهایت مجبور به اعزام نیروی زمینی به ایران خواهد شد. او پیش‌بینی می‌کند که به دلیل عوارض جغرافیایی کوهستانی ایران و آمادگی ۲۰ ساله این کشور برای جنگ نامتقارن، ارتش آمریکا در یک جنگ فرسایشی طولانی گرفتار شده و شکست خواهد خورد. ۲ـ انفجار سیاسی و اقتصادیِ داخلی در آمریکا: از نظر او، جامعه آمریکا توان ریسک‌پذیری و ظرفیت تولیدی لازم برای پشتیبانی از چنین جنگی را ندارد. این فشار نظامی منجر به سقوط حباب‌های اقتصادی (مانند حوزه هوش مصنوعی)، تورم ناشی از افزایش قیمت سوخت (به دلیل ناامنی در تنگه هرمز) و در نهایت بروز شورش‌های خیابانی و فروپاشی نظم سیاسی داخلی در ایالات متحده می‌شود. ۳ـ نظم نوین جهانیِ غیرآمریکایی: جیانگ پیش‌بینی می‌کند که این جنگ تیر خلاصی بر «پترودلار» (دلار نفتی) و جایگاه دلار به عنوان ارز ذخیره جهانی خواهد بود. با تضعیف هژمونی آمریکا و فرو ریخت «پکس آمریکانا» (پلیس جهان)، نظم جهانی به سمت یک سیستم چندقطبی تغییر می‌کند که در آن آمریکا دیگر مرکزیت نخواهد داشت و مراکز قدرت جدیدی شکل می‌گیرند. ▪️جایگاه ایران در نظم نوین جهانِ نوبن: طبق تحلیل‌های جیانگ، ایران به دلیل موقعیت استراتژیک در تنگه هرمز و توانمندی در جنگ‌های نامتقارن، نقش «کاتالیزور» فروپاشی هژمونی آمریکا را ایفا می‌کند. با تضعیف کنترل آمریکا بر منابع انرژی خاورمیانه، ایران به یکی از ستون‌های اصلی تأمین امنیت انرژی برای بلوک شرق تبدیل می‌شود. جیانگ معتقد است پیروزی یا مقاومت ایران در برابر آمریکا، باعث می‌شود کشورهای منطقه (مانند اعضای شورای همکاری خلیج فارس) برای بقای خود از واشینگتن فاصله گرفته و به سمت قطب‌های جدید قدرت (ایران، چین) متمایل شوند. ▪️نکته: جیانگ هشدار می‌دهد که این گذار بدون هزینه نخواهد بود و می‌تواند منجر به یک رکود بزرگ جهانی شود که حتی از بحران سال ۱۹۳۰ نیز سهمگین‌تر باشد.

Parsa Biparva 🎒 🍉

44,899 次观看 • 4 个月前

ضرب‌وشتم یک مستأجر افعانستانی توسط صاحب‌خانه‌ی ایرانی در تهران یکی از مهاجران اهل افغانستان در پاکدشت تهران می‌گوید که می‌خواهد به افغانستان برگردد، اما صاحب‌خانه‌اش در حالی که دو ماه از مدت قرارداد اجاره خانه گذشته است، پول رهن را بر نمی‌گرداند. این مهاجر با ارسال یک نوار تصویری به روزنامه اطلاعات روز، می‌گوید که از صاحب‌خانه‌اش به دادگاه شکایت کرده و پس از شکایت‌اش، زن صاحب‌خانه‌اش همراه با برادرش به خانه‌اش «حمله» کرده است. در این نوار تصویری مشاجره و درگیری دیده می‌شود و زن ایرانی به زن اهل افغانستان به خاطر فیلم‌برداری حمله می‌کند. این زن مهاجر، صاحب‌ ملک را متهم به «زورگویی» می‌کند و می‌گوید که وی حاضر نیست پول رهن را پس بدهد. او می‌افزاید که وکیل گرفته و در دادگاه شکایت کرده است. پس از اخراج مهاجران از ایران، برخی از مهاجران می‌گویند که نتوانسته‌اند مطالبات مالی خود از جمله حقوق و پول رهن خانه‌ی شان را بگیرند. مقام‌های ایرانی از این مهاجران خواسته‌اند که برای دریافت حقوق شان وکیل بگیرند. پول رهن خانه‌، دارایی اصلی خیلی از مهاجران اهل افغانستان در ایران را تشکیل می‌دهد. #خبر_من

اطلاعات روز | Etilaatroz

71,228 次观看 • 1 年前

«آیا این سریع‌ترین و قاطع‌ترین شکست تاریخ آمریکاست؟» وقتی جرمی بوئن، سردبیر بین‌المللی بی‌بی‌سی، درباره وضعیت تازه میان ایران و آمریکا حرف می‌زند، نخستین هشدارش این است که نباید زیادی درگیر تفاوت‌های نسخه‌های افشاشده شد، چون اوضاع پیوسته تغییر می‌کند. به گفته او، آنچه اکنون روی میز است یک توافق نیست، بلکه چیزی است که از آن با عنوان «یادداشت تفاهم» یاد می‌شود. او این یادداشت را راهی می‌داند برای به تعویق انداختن همان مسائل بزرگی که دو طرف در آنها فاصله زیادی دارند: حق ایران برای غنی‌سازی اورانیوم، آینده تردد از تنگه هرمز، و حمایت تهران از متحدانی مانند حزب‌الله لبنان. نقطه کانونی تحلیل بوئن این است که توازن قوا تغییر کرده و ایران دست بالا را دارد. او می‌گوید فاصله امروز با جایی که ترامپ در ۲۸ فوریه آغاز کرد بسیار زیاد است؛ روزی که عملاً از تغییر رژیم سخن گفت و تصور می‌کرد همه‌چیز سریع رخ می‌دهد. اما به گفته بوئن، نقشه اول جواب نداد و ترامپ نه نقشه‌ای دیگر داشت و نه راه بازگشتی. حالا این آمریکاست که باید به سمت ایران حرکت کند: «این مشکل ترامپ است. او نمی‌تواند در این مورد شروط را دیکته کند»، چون شیوه دیپلماسی و جنگ‌افروزی او کارساز نبوده است. تصویر او از موقعیت ترامپ. بوئن به زبان به‌کاررفته در یادداشت هم اشاره می‌کند و به باور او اگر این متن را باور کنیم، آمریکا اصلاً شروط را دیکته نمی‌کند و ایران کارت‌های زیادی در دست دارد. در مقابل، آمریکا و اسرائیل با وجود توان نظامی عظیم، به‌خاطر نقص در راهبرد سیاسی به این نقطه رسیده‌اند. برای سنجش نتیجه جنگ، بوئن چهار هدفی را که ترامپ در سخنرانی مارالاگو ترسیم کرد مرور می‌کند. هدف اول نابودی موشک‌ها و صنعت موشکی ایران بود. به گفته بوئن نیروی دریایی ایران تقریباً نابود شده، اما گزارش‌های واشنگتن‌پست و نیویورک‌تایمز می‌گویند چیزی حدود ۷۰ تا ۷۵ درصد ذخایر موشکی ایران باقی مانده و بخش بزرگی از مکان‌های نگهداری هم دوباره در دسترس قرار گرفته است؛ پس این هدف محقق نشده است. هدف دوم خنثی‌کردن نیروهای نیابتی منطقه بود، اما به گفته او حزب‌الله با وجود ضربات سنگین هنوز می‌جنگد و شبه‌نظامیان عراق همچنان مسلح و قدرتمندند. هدف سوم برخاستن مردم و سرنگونی رژیم بود. موضع بوئن صریح است: «هیچ تغییر رژیمی رخ نداده است.» او می‌گوید این تصور که کشتن رهبر، رژیم را هم از بین می‌برد، نشانه ناآگاهی کاخ سفید از سازوکار قدرت در ایران است. به گفته او این رژیم ساختاری لایه‌لایه و به‌هم‌پیوسته دارد و بر ایدئولوژی‌ای قدرتمند استوار است که چیزهایی مانند شهادت‌طلبی را هم دربر می‌گیرد. او این هدف را دست‌بالا نیم‌امتیاز می‌داند. درباره احتمال خیزش آینده هم محتاط است و می‌گوید با وجود فشار اقتصادی و میلیاردها دلار خسارت، بیشتر مردمی که از رژیم حمایت نمی‌کنند فعلاً در خانه می‌مانند و تنها در پی زنده ماندن‌اند. هدف چهارم، که بوئن آن را مهم‌ترین می‌داند، جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای بود. او یادآوری می‌کند که ایران همواره این هدف را انکار کرده، هرچند ایران اورانیوم را بسیار فراتر از سطح غیرنظامی غنی کرده. به تحلیل او، جایگاه مطلوب ایران بودن در آستانه هسته‌ای است؛ داشتن این گزینه به‌عنوان اهرم فشار. او می‌افزاید توافق برجام در سال ۲۰۱۵ محدودیت‌های سخت‌گیرانه‌ای بر غنی‌سازی گذاشته بود که ایران به آن پایبند بود، تا آنکه ترامپ آمریکا را از آن خارج کرد؛ اقدامی که به باور بوئن مسیر را به سمت جنگ کنونی باز کرد و بهای سنگینی به اعتبار آمریکا تحمیل کرد. نکته کلیدی دیگر بوئن درباره روحیه نسل تازه رهبران ایران است. او می‌گوید نسل قدیم، از جمله رهبر پیشین، محتاط بودند چون آمریکا همواره تهدید نابودی را بالای سرشان نگه می‌داشت. اما حالا به آنها حمله شده و نابود نشده‌اند، و نسل جدید با خود می‌اندیشد: «آن‌ها بدترین کارشان را کرده‌اند. ما هنوز اینجاییم.» در جمع‌بندی، بوئن به ارزیابی فیلیپس اوبراین، استاد روابط بین‌الملل، اشاره می‌کند که گفته بود اگر این متن درست باشد، «این یک عقب‌نشینی کامل از سوی ترامپ است و از نظر تاریخی سریع‌ترین و قاطع‌ترین شکست در یک جنگ در تاریخ ایالات متحده است.» بوئن می‌گوید گفتن این حرف شاید کمی زود باشد، چون جنگ ممکن است دوباره آغاز شود و محتمل‌ترین سناریو یک درگیری فرسایشی کم‌شدت است. اما تردیدی ندارد که این یک شکست راهبردی جدی برای آمریکا و به‌طور ضمنی برای اسرائیل است، مگر آنکه ترامپ بتواند توافقی رقم بزند که ایران را به جایی برساند که او می‌خواهد، نه جایی که خود رژیم می‌خواهد.

Panah Farhadbahman 🎒

31,229 次观看 • 4 个月前

«ایران تنها کشور واقعی خاورمیانه است.» دیوید استارکی، تاریخ‌دان سرشناس بریتانیایی و تحلیل‌گر تحولات سیاسی و تاریخی، به همراه جیکوب ریس‌-موگ، از چهره‌های شاخص محافظه‌کار بریتانیا و وزیر پیشین دولت این کشور، در پادکست خود به بررسی وضعیت ایران پرداختند؛ از این‌که آیا رژیم جمهوری اسلامی در آستانه سقوط قرار دارد یا نه. آن‌ها در این گفت‌وگو به تفاوت ایران به‌عنوان یک ملت تاریخی با بسیاری از کشورهای منطقه اشاره کردند؛ کشورهایی که پس از فروپاشی امپراتوری عثمانی به‌صورت مصنوعی روی نقشه شکل گرفتند و ماهیتی قبیله‌ای دارند. به گفته آن‌ها، همین پیشینه تاریخی است که ایران را به کشوری مدرن و دارای هویت ملی منسجم تبدیل کرده است. استارکی و ریس‌-موگ همچنین به رویکرد ایالات متحده نسبت به نظام پادشاهی پرداختند و به عدم علاقه آمریکا به این ساختار حکومتی و تلاش برای تحمیل ایده جمهوری به کشورهای دیگر اشاره کردند.

اتاق خبر منوتو | آرشیو

41,777 次观看 • 8 个月前

واقعیت این است که امروز «رژیم‌چنج» تنها سناریویِ برد-برد برای ترامپ است، هیچ گزینه‌ی دیگری به‌غیر از تغییر سیاسی در ایران، دستاوردی ارزشمند، برای نام و میراث ترامپ نیست، در این یادداشت تحلیلی این مساله با دقت و جزئیات، توضیح داده خواهد شد. پیش از عملیات چکش نیمه‌شب که در ۱۰ تیرماه سال ۱۴۰۴ اتفاق افتاد، آمریکا در ۵ دور مذاکره بر سر رسیدن به توافقی هسته‌ای با جمهوری‌اسلامی شرکت کرد، اما تفاوت میان درخواست ترامپ، و آنچه عراقچی ماموریت داشت تا از طرف خامنه‌ای ارائه دهد، بسیار زیاد بود، اما به هر ترتیب رژیم تمایل به امتیاز دادن حداقلی داشت. پس از عملیات نظامی آمریکا ترامپ مدعی شد که برنامه‌ی هسته‌ای رژیم را نابود کرده است، که البته آگاهانه دروغ می‌گفت، او فقط توانسته بود تا با حمله‌ای پیش‌دستانه، اهداف و نقشه‌ی جمهوری‌‌اسلامی را با تاخیر و موانع جدی روبه‌رو کند، اما گرفتاری اصلی همچنان پابرجا بود: رژیم همچنان ۴۰۰ کیلوگرم اورانیوم ۶۰٪ را در اختیار داشت! ۴۰۰ کیلوگرم اورانیوم ۶۰٪، با یک جهش فنی کوچک، می‌تواند به غنای اورانیوم ۹۰٪ که برای ساخت سلاح هسته‌ای به‌کارگرفته می‌شود برسد، با این حجم از اورانیوم می‌توان ۱۶ کلاهک هسته‌ای ساخت، که یک عدد از آن برای نابودکردن ابدی اسرائیل، کفایت می‌کند! این اورانیوم با غنای ۶۰٪، یک تهدید وجودی علیه نه تنها اسرائیل، که تمامی خاورمیانه و قلب اروپاست، برخورداری از چنین سلاحی به معنای تعطیل‌شدن پایگاه‌های نظامی آمریکا در منطقه، و خروج همیشگی این ابرقدرت از آسیای غربی است، و مشکل اساسی ترامپ این بود که با عملیات چکش نیمه‌شب، نتوانست این کالای مرگبار را از چنگال رژیم، درآورد. در دی‌ماه سال ۱۴۰۴، با شدت گرفتن اعتراضات داخلی در ایران، و پس از قتل‌عام وحشیانه‌ی مردم بی‌دفاع و بی‌پناه در خیابان‌ها، ترامپ فرصت را برای وارد آوردن فشار دوباره به رژیم، در راستای خروج اورانیوم ۶۰٪ از ایران، و تعطیلی برنامه‌های هسته‌ای و نیابتی، و نیز محدود کردن برد موشک‌های بالستیک، مناسب دید. از طرفی اسرائیل نیز با رصد وضعیت سیاسی-اجتماعی حاکم بر داخل و خارج از ایران، به‌ویژه با توجه به تثبیت جایگاه رهبری رضاشاه‌دوم پس از استقبال میلیونی ملت از نخستین فراخوان وی، مرحله‌ی نهایی طرح شکار اختاپوس را کلید زد. بزرگ‌ترین مانع بر سر این طرح اسرائیل، امضای توافقی میان ترامپ، و رژیمی بود که این‌بار برخلاف دفعه‌ی پیش، و طبق اظهارات رسمی عراقچی، حاضر بود ضمن پافشاری بر مواضع و خطوط قرمز خود، به طرف آمریکایی امتیازات حداکثری بدهد؛ اینجا بود که موساد اسرار نگران‌کننده‌ی جدی، پیرامون شدت و سرعت گرفتن برنامه‌های هسته‌ای و موشکی رژیم را با شریک آمریکایی خود در میان گذاشت، و اینچنین مسیر گفتگو، با تکیه بر جنون و‌ بلاهت دستگاه دیپلماسی نظام، به بن‌بست رسید. حالا روز سیزدهم جنگ است؛ آمریکا می‌گوید که دیگر هدفی برای زدن باقی‌نمانده، هرچند اقدامات چریکی و جنون‌آمیز رژیم در تنگه‌ی هرمز، ترامپ را با چالشی جدی برای خنثی‌کردن‌ این تهدید روبه‌رو کرده که عملا ادعای ترامپ درباره پیروزی مطلق را زیر سایه‌ای از تردید فرو می‌برد. هدف رژیم چیست؟ تحمیل آتش‌بس به آمریکا، و بازگرداندن ترامپ به پای میز مذاکره با بالا بردن حداکثری هزینه‌ی ادامه‌ی جنگ برای منطقه و جهان، که اگر ارتش آمریکا نتواند هرچه سریع‌تر مساله‌ی تنگه هرمز را برطرف کند، تا حدود زیادی به خواست خود نیز رسیده است. اما حتی اگر همین امروز تنگه‌ی هرمز گشوده شود، مساله‌ی اصلی، گره‌ی واقعی کار، همچنان پابرجاست! پیروزی کامل و مطلق ترامپ، در دستیابی به تمامی ذخایر اورانیوم غنی‌شده‌ی رژیم گره خورده است! این اورانیوم ممکن است در هرجایی از کشور پهناور ایران پنهان شده باشد! اگر نظام تا پیش از عملیات خشم حماسی، حاضر بود تا با دادن امتیازات حداکثری و ضمانت‌‌های اجرایی، خیال جهان را بابت اورانیوم غنی‌شده راحت کند، پس از ۱۳ روز بمباران زیرساخت‌های نظامی، و به هلاکت رسیدن مقامات و فرماندهان، و بالاتر از همه، به درک واصل شدن رهبری خود، بیشتر از هر زمان دیگری اطمینان دارد که حفاظت از اورانیوم غنی‌شده، و نهایتا ساخت سلاح هسته‌ای، تنها اهرمی است که سایه‌ی جنگ و سقوط را از سر این حکومت دور می‌کند. این حقیقت ترامپ را بر سر یک دوراهی تاریخی قرار می‌دهد: اتمام جنگی پرهزینه و بدون دستاورد، پذیرفتن شکست و له‌شدن چهره‌ی جهانی آمریکا به عنوان یک‌ ابرقدرت، و باخت قطعی جمهوری‌خواهان نه تنها در انتخابات میان‌دوره‌ای پیش‌رو، که در انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۲۰۲۸، یا پافشاری جدی بر اهداف جنگ، و ورود به فاز سوم آن: وارد کردن نیروهای نظامی به داخل ایران! البته ترامپ یک راه‌حل دیگر نیز برای فرار از شکست دارد: فراهم آوردن زمینه‌ی حضور خیابانی برای ملت ایران در راستای سرنگونی رژیم از درون کشور، و به دست ملت ایران، که از هرنظر برای آمریکا کم‌هزینه‌تر است! ترامپ می‌داند که پیروزی او در این نبرد به تغییر سیاسی گره خورده است! رژیم هرگز اورانیوم غنی‌شده را تحویل نخواهد داد، بدون در اختیار گرفتن اورانیوم، ترامپ بازنده‌ی جنگ خواهد بود، حتی ورود نیروی نظامی به خاک ایران، نهایتا به تغییر سیاسی منجر خواهد شد، بنابراین آمریکا برای دستیابی به پیروزی، ناچار است تا از تغییر سیاسی در ایران، پشتیبانی کند و هم‌پوشانی معنادار میان استفاده از نیروی زمینی خود، و نیروی زمینی شاه در خیابان‌ها پدید آورد. تحلیل نهایی نگارنده این است که ترامپ برای فرار از شکست، برای پرهیز از تسلیمِ جایگاه ابرقدرتی جهان به چین، برای جلوگیری از پیروزی استراتژیک محور شرارت «چین، روسیه، کره شمالی و جمهوری‌اسلامی» با تمام توان سیاسی و نظامی، از طرح رژیم‌چنج در ایران، با محوریت او که رهبری ملت و خیابان با نامش گره خورده، حمایت خواهد کرد.

سیروس پارسا

24,989 次观看 • 6 个月前

گزارش یک شبکه محلی وابسته به FOX در ایالت کالیفرنیا نشان می‌دهد که حمله‌ی گروهی از هواداران رضا پهلوی به یک شهروند ایرانی ساکن آمریکا(اهل کرمانشاه)، تنها به دلیل سر دادن شعار «نه شاه، نه رهبر؛ مردم صاحب کشور» صورت گرفته است. در ساعات اولیه پس از انتشار ویدیو، صفحات سلطنت‌طلب و رسانه‌هایی چون من‌وتو و ایران‌اینترنشنال با وارونه‌سازی ماجرا کوشیدند این حمله را به رانندهٔ یک کامیون نسبت دهند و آن را «اقدامی تروریستی» جلوه دهند. اما رسانه‌های محلی آمریکایی از جمله FOX San Francisco این ادعا را رد کرده است. کارشناسان بارها هشدار داده‌اند که رفتار خشونت‌بار و سازمان‌یافته هواداران پهلوی عملاً در راستای منافع جمهوری اسلامی عمل می‌کند؛ چه در تخریب چهره اعتراضات دموکراتیک ایرانیان، و چه در ایجاد دوگانه‌های ساختگی و انحرافی. رفتار گروهی از هواداران پهلوی که پیش‌تر عمدتاً در فضای مجازی با فحاشی، تهدید و تخریب شخصیت نمود پیدا می‌کرد، اکنون به مرحلهٔ خشونت فیزیکی و حملات مستقیم رسیده است؛ روندی خطرناک که می‌تواند امنیت تجمعات ایرانیان خارج از کشور را تهدید کند و به‌طور ناخواسته زمینه‌ساز سناریوهای مطلوب حکومت ایران شود.

Dilan_Azizmoradi

49,566 次观看 • 8 个月前

رضا پهلوی در این مصاحبه می‌گوید به میراث پدرش افتخار می‌کند و وقتی خبرنگار درباره ساواک، اعدام‌ها و شکنجه‌ها از او می پرسد، از اعلام موضع صریح طفره می‌رود. حرفهای او به روشنی نشان می‌دهد که چرا در شرایط فعلی هر نوع اقدامی در حوزه عدالت انتقالی، باید نه فقط جنایات ج ا که جنایات رژیم شاه را نیز شامل شود. تا زمانی که رضا پهلوی در عرصه سیاست اپوزیسیون نقش‌آفرین است و نه‌تنها از محکوم کردن صریح، شفاف و بدون لکنت جنایات دوران پدرش، که یکی از مهم‌ترین دلایل وقوع انقلاب ۵۷ بود، خودداری می‌کند، بلکه تصویری درخشان و افتخارآمیز از آن به دست می‌دهد، خطر تکرار چنین جنایت‌هایی، در صورتی که او هر نقشی در آینده پس از جمهوری اسلامی داشته باشد، همچنان وجود خواهد داشت. به همین دلیل، هر روند عدالت انتقالی که بدون پرداختن به جنایت‌های رژیم شاه، صرفاً بر جنایات جمهوری اسلامی متمرکز شود، در رسیدن به هدف غایی خود محکوم به شکست خواهد بود. هدف نهایی روند عدالت انتقالی، ایجاد یک حافظه جمعی از گذشته خشونت‌بار کشور است تا از تکرار آن خشونت‌ها در آینده جلوگیری شود و زمینه برای شکل‌گیری ایرانی دموکراتیک، مبتنی بر حاکمیت قانون و احترام به قواعد حقوق بشر، از جمله ممنوعیت مطلق شکنجه و لغو مجازات اعدام، فراهم آید. بدون ایجاد سازوکارهای حقیقت‌یابی و شکل دادن به یک حافظه مشترک تاریخی درباره جنایت‌های ساواک، و همچنین جنایاتی که علیه ملیت‌های ایران در دوره شاه انجام شده، دستیابی به چنین هدفی ممکن نخواهد بود. دادگاه پرویز ثابتی ممکن است بتواند به‌عنوان بستری برای روشن شدن بخشی از حقیقت و تأیید آن در چارچوب یک روند قضایی بی‌طرف و مبتنی بر حقوق بین‌الملل عمل کند، اما به‌تنهایی نمی‌تواند جایگزین وظیفه گسترده همه کسانی شود که در حوزه عدالت انتقالی فعالیت یا تولید فکر می‌کنند. پی‌نوشت: این مصاحبه بخشی از گزارش نسبتاً مفصلی است که تلویزیون هلند درباره وقایع هفته گذشته در پارلمان هلند پخش کرده است. دیدن کامل این گزارش را توصیه می‌کنم. اگر آن را در یوتیوب ببینید، می‌توانید زیرنویس فارسی را نیز فعال کنید و مشاهده کنید که چگونه هواداران پهلوی جلسه پارلمان هلند را به تشنج کشاندند و با رفتار مفتضحانه خود و بردن آبروی اپوزیسیون، آب به آسیاب جمهوری اسلامی ریختند. برآیند گزارش نیز نشان می‌دهد که این رسانه، پهلوی و هوادارانش را جریان‌هایی افراطی، متعصب و آماده برای اقدامات خطرناک علیه مخالفان خود، که در این مورد، همگی از مخالفان سالیان‌سال جمهوری اسلامی نیز هستند، ارزیابی می‌کند. (لینک در پایین)

Shadi Sadr

18,056 次观看 • 2 个月前

به نظر می‌رسد یک موضوع نفوذ و خرابکاری امنیتی در کشور در حال وقوع است. پس از زمین‌گیر شدن بانک‌های دولتی کشور و عدم پاسخگویی مسئولان نسبت به مشکلات ایجادشده، و بی توجهی به حقوق‌سر ماه کارکنان٫ اکنون گزارش‌ها حاکی از آن است که گمرک ریمدان نیز بیش از ۱۰ روز است به بهانه خرابی سامانه‌ها یا دلایل غیرقابل قبول، از خروج قطارها و تریلی‌ها جلوگیری می‌کند که این امر موجب ایجاد ترافیک و انباشت گسترده کالا در مبادی خروجی کشور شده است. گازهای صادراتی ایران که در ایزوتانک‌ها نگهداری می‌شوند، نباید برای مدت طولانی در دمای بالاتر از ۴۰ درجه سانتی‌گراد متوقف بمانند؛ با این حال، به نظر می‌رسد کارشناسان و مدیران گمرکی نسبت به این موضوع و مخاطرات احتمالی آن بی‌توجه هستند. در کارگروه مربوطه مدعی العموم گزارش موضوع ترک فعل‌ها، بی‌توجهی‌ها و ناتوانی‌های مدیریتی نیز به‌صورت جداگانه مورد بررسی و پیگیری قرار خواهد گرفت تا از به خطر افتادن امنیت و منافع کشور جلوگیری شود. #بایک‌زنجانی #دات‌وان

Babak Zanjani 🔝

27,106 次观看 • 3 个月前

داستان مریم طهماسبی جنبه‌ های دیگری هم دارد که *نشریه نیشن* به خوانندگانش نگفته است. طهماسبی در مقاله‌اش، خود و خانواده‌اش را دو فرد دانشگاهی و معمولی معرفی می‌کند که امروز باید تاوان کاری را بدهند که مادر همسرش، حتی پیش از تولد او، انجام داده است. او از آمریکایی می‌نویسد که «دوستش داشته» و خانواده‌اش را قربانی مجازات به‌دلیل نسبت خانوادگی جلوه می‌دهد. اما آمریکایی‌ها سزاوار شنیدن همه داستان هستند. طهماسبی از مادرشوهرش، معصومه ابتکار، صرفاً به‌عنوان «مترجم گروگان‌گیران ایرانی» یاد می‌کند. این توصیف، نقش تاریخی ابتکار را به شکلی جدی تحریف و کوچک می‌کند. ابتکار صرفاً یک مترجم نبود. او سخنگوی انگلیسی‌زبان دانشجویان اسلام‌گرایی بود که سفارت آمریکا در تهران را اشغال کردند و ۵۲ آمریکایی را به مدت ۴۴۴ روز به گروگان گرفتند. او در برابر رسانه‌های بین‌المللی چهره و صدای گروگان‌گیران بود و از اقدام آنان دفاع می‌کرد. ابتکار بعدها نیز به یکی از چهره‌های بلندپایه جمهوری اسلامی تبدیل شد و چندین دوره در مقام معاون رئیس‌جمهور فعالیت کرد. بخش مهم دیگری از این داستان که از روایت طهماسبی حذف می‌شود «آقازاده» بودن است. معصومه ابتکار به بالاترین سطوح ساختار سیاسی جمهوری اسلامی راه یافت و خانواده‌اش نیز در زمره خانواده‌های متصل به قدرت قرار گرفتند؛ خانواده‌هایی برخوردار از جایگاه، ارتباطات، امکانات تحصیلی و حرفه‌ای و امکان رفت‌وآمد و زندگی در خارج از کشور؛ فرصت‌هایی که برای میلیون‌ها ایرانی عادی، به‌ویژه کسانی که همین نظام سرکوب یا از حقوق اولیه‌شان محروم کرده، دست‌نیافتنی بوده است. صرف‌نظر از اینکه درباره برخورد کنونی با طهماسبی در آمریکا چه نظری داشته باشیم، نمی‌توان این پیشینه و امتیازات را از روایت حذف کرد و خانواده‌ای با چنین ارتباطاتی را صرفاً خانواده‌ای عادی و بی‌بهره از قدرت و نفوذ معرفی کرد. و بعد می‌رسیم به رفتار خود طهماسبی در آمریکا. در ویدیویی که به‌صورت عمومی منتشر شده، طهماسبی ابتدا خانه همسایه‌اش را که پرچم آمریکا بر آن نصب شده نشان می‌دهد. سپس دوربین را به سمت خانه‌ی خود و پرچم امام حسین بر سر در ان می‌چرخاند و با لحنی تمسخرآمیز می‌گوید: «اونا پرچم آمریکا رو زدن به خونه‌شون، منم پرچم امام حسین زدم.» چرا این جمله اهمیت دارد؟ چون امام حسین در فرهنگ شیعه صرفاً یک شخصیت مذهبی نیست. واقعه کربلا، حسین را به یکی از قدرتمندترین نمادهای مبارزه با ظلم، ایستادگی در برابر حاکم نامشروع، سر فرود نیاوردن، مقاومت، فداکاری و شهادت تبدیل کرده است. طبیعتاً احترام به امام حسین یا نصب پرچم او هیچ معنای ضدآمریکایی ندارد. مسئله اینجا انتخاب خود طهماسبی برای قرار دادن این دو نماد در برابر یکدیگر است. هیچ‌کس این مقایسه را به او تحمیل نکرد. این خود اوست که ابتدا پرچم آمریکا را نشان می‌دهد و سپس در مقابل آن، پرچمی را قرار می‌دهد که در فرهنگ سیاسی و مذهبی او نماد مقاومت و ایستادگی است. در چنین فضایی، دشوار است این رفتار را صرفاً ابراز یک باور مذهبی دانست. پیامی که خود او می‌سازد روشن است: یک طرف پرچم آمریکا؛ طرف دیگر، نماد مقاومت و ایستادگی او. این تصویر، روایت امروز او از کسی که صرفاً «عاشق آمریکا» بوده را دست‌کم بسیار پیچیده‌تر می‌کند. هیچ‌یک از این موارد به این معنا نیست که فرزندان باید به‌خاطر اعمال والدینشان مجازات شوند. نباید چنین باشد. همان‌طور که وابستگی خانوادگی نیز حق برخورداری هر فرد از دادرسی عادلانه و روند قانونی در آمریکا را از بین نمی‌برد. اما دقیقاً به همین دلیل است که تمام داستان باید گفته شود. وقتی از مردم آمریکا انتظار همدردی دارید، یکی از شناخته‌شده‌ترین سخنگویان گروگان‌گیران سفارت آمریکا را صرفاً به یک «مترجم» تقلیل ندهید.امتیازات، موقعیت و ارتباطات سیاسی خانواده‌ای را که سال‌ها به بالاترین سطوح قدرت در جمهوری اسلامی متصل بوده، از روایت حذف نکنید. و وقتی به آمریکایی‌ها می‌گویید چقدر کشورشان را دوست دارید، آن بخش از گذشته خودتان را هم حذف نکنید که در آن، پرچم همسایه آمریکایی‌تان را به تمسخر می‌گیرید و آگاهانه آن را در برابر نمادی قدرتمند از مقاومت و ایستادگی قرار می‌دهید. آمریکایی‌ها خودشان می‌توانند درباره معنای همه اینها قضاوت کنند؛ اما پیش از قضاوت، حق دارند تمام داستان را بدانند. #StopIRILobby

Lawdan Bazargan

40,520 次观看 • 1 个月前