Loading video...

Video Failed to Load

Go Home

اینجا پدر جاویدنام #محسن_عباسی می‌خواد به او یکی پسرش که در کنار محسن تیر خورده بود و به شدت آسیب دیده، خبر بده که محسن جاویدنام شده! میگه: «بابا فرض کن بدترین درد، دردِ جگره» فقط جگرسوخته‌ها میفهمن اون «درد جگر» که ازش حرف میزنه چیه! 💔

86,652 views • 1 day ago •via X (Twitter)

41 Comments

👑 جیمی جیمز's profile picture
👑 جیمی جیمز1 day ago

من آخر دق میکنم از این درد

Garshasp's profile picture
Garshasp1 day ago

دور از جون عزیزم، این صحنه ها باید عزم ما رو برای سرنگون کردن جمهوری اسلامی جذم تر کنه.

👑مجيد آفلاين 🇮🇷's profile picture
👑مجيد آفلاين 🇮🇷1 day ago

ببین با اون دردی که خودشون بابت از دست دادن اون یکی پسرشون و زخمی شدن این پسرش تحمل کردن، چجوری باید خودشون رو محکم نگه دارن آهسته آهسته به این یکی پسرشون ماجرا رو بگن. بمیرم براتون

Memol's profile picture
Memol1 day ago

💔😭😭😭😭 انتقام میگیریم

Garshasp's profile picture
Garshasp1 day ago

این شیعه‌های رافضی فکر کردند ما هم مثل یزید فقط با خودشون و خواهراشون کار داریم و قراره ۱۴۰۰ سال دیگه بمونن و مظلوم نمایی کنند!

👑👑👑Ahooye khasteh👑👑👑's profile picture
👑👑👑Ahooye khasteh👑👑👑1 day ago

خدایا من چرا زنده ام 😭😭😭😭😭

Garshasp's profile picture
Garshasp1 day ago

برای انتقام

Vishar's profile picture
Vishar1 day ago

آی خدااااا😭😭😭😭😭😭 چطور ما بعد این همه درد زنده ایم😭😭😭😭😭😭😭😭😭

Garshasp's profile picture
Garshasp1 day ago

با این باور که ایران رو پس میگیریم و روزها با تماشای ستون های برق قراره هلهله کنیم.

هـــ's profile picture
هـــ1 day ago

امان از تلنبار انزجار؛خشم و نفرت فروخورده و سرکوب شده ی مردم... وای از روزی که تیر از چله رها شود.

Nadia🇮🇷🇺🇸🇮🇱's profile picture
Nadia🇮🇷🇺🇸🇮🇱1 day ago

@SharOBalaa اين چه دردئ بود كه يك ملت را عزادار كرد 😭

Holly Blaze's profile picture
Holly Blaze1 day ago

😭😭😭😭 گر از این درد بمیرم رواست،خودش جیگرش سوخته داره به اون یکی جگر گوشه اش دلداری میده

شیرین's profile picture
شیرین1 day ago

بمیرم مادر بمیرم برات

NilouIR's profile picture
NilouIR1 day ago

@odkolon181920 تک تک قاتلین این عزیزانمون رو به عزای بچه هاشون میشونیم تا بفهمم از دست دادن یعنی چی 😭😭

gole pamchal's profile picture
gole pamchal1 day ago

😭😭😭😭میگه من همین یه کاکارو داشتم .. بعدبگید سری بعدی سری بعد واس چی میاین خیابون برا انتقام فهمیدین؟ انتقام بیشرفا

fereshteh's profile picture
fereshteh1 day ago

خدایا قلبم‌ مچاله شد. بمیرم براشون😭💔

Sephrebaba's profile picture
Sephrebaba1 day ago

@zarifi_saeid عرزشی امیدوارم بلایی در همین دنیا به سرت بیاد که هر روز ارزوی مرگ کنی و مرگ سراغت نیاد. #KingRezaPahlavi‌ForIran

Red Champion's profile picture
Red Champion1 day ago

@Gitiqk7w برات بمیرم 😔😔😔😔😔😔 …. بزودی خودشون تجربه می کنن این درد و….. بهت قول می دم

Anami's profile picture
Anami1 day ago

چقدر به این خانواده ها بدهکاریم ! #IranMassacre‌2026 #KingRezaPahlavi‌ForIran

👑𝕾𝖍𝖎𝖗𝖎𝖓👑's profile picture
👑𝕾𝖍𝖎𝖗𝖎𝖓👑1 day ago

آخ نابود بشی اسلام آخ نابود بشی جمهوری اسلامی

(sīn ḥāʾ) کوروش خراسانی's profile picture
(sīn ḥāʾ) کوروش خراسانی1 day ago

آخ بابام آخ...

History In Pics's profile picture
History In Pics1 day ago

😭😭😭😭

👑👑👑چشم انتظار شاه👑👑👑's profile picture
👑👑👑چشم انتظار شاه👑👑👑1 day ago

جیگرمونو سوزوندین جیگرتونو آتیش میزنیم

Khiar MajlesE🇮🇷🇮🇱's profile picture
Khiar MajlesE🇮🇷🇮🇱1 day ago

@___IRANI 💔🫠

Garshasp's profile picture
Garshasp1 day ago

@___IRANI 🥀🥀🥀

#IranMassacre2026 Jan, 55 K were Slaughtered's profile picture
#IranMassacre2026 Jan, 55 K were Slaughtered1 day ago

💔💔💔

Garshasp's profile picture
Garshasp1 day ago

بدون انتقام نخواهد موند

🇮🇷ایران ازاد's profile picture
🇮🇷ایران ازاد1 day ago

@patriot_apranik واییییی اشکم بند نمیاد ، چه به روزه خانوادهها اووردن 😭😭😭😭

mina's profile picture
mina1 day ago

واااای جیگرم سوخت اخخخخخ الهی بمیرم این بچه چه حالی شد 😭😭😭😭 خدا لعنتون کنه

Madmazel🇮🇷's profile picture
Madmazel🇮🇷1 day ago

@Iranswou وای من الان تونستم این فیلمو کامل ببینم😭😭😭خدایا داغ بزار رو دل تک تک طرفدارا این رژیم ادم کش حرومزاده

کیمیاگر's profile picture
کیمیاگر1 day ago

غم درد برادر را برادر مرده میداند.ج.اسلامی تاوان این اشکها را خواهد داد.

dastayo's profile picture
dastayo1 day ago

فقط برای انتقام زنده ایم و نفس میکشیم، تا روزش برسه و نذاریم حتی فرصت کنید برای مردن هم عزاداری کنید

ARDESHIR's profile picture
ARDESHIR1 day ago

پدر کوه ه‍

عسل شاکری's profile picture
عسل شاکری1 day ago

@zarifi_saeid وای سوختم وای سوختم بمیرم براتون #KingRezaPahlavi

Hana هانا 🇮🇷's profile picture
Hana هانا 🇮🇷1 day ago

چه خانواده هایی که داغدار نشدن، هر روز یه عکس یه اسم یه ویدئوی جدید😞 لعنت به جمهوری اسهالی، لعنت به آخوندا و عرزشیای حرومزاده قاتل

Pariii's profile picture
Pariii1 day ago

به قاتلای این بچه ها رحم نمیکنیممم. جیگرمونو سوزوندن جیگرشونو آتیش میزنیمممم

من اون نیستم's profile picture
من اون نیستم1 day ago

وای😭😭😭وای کاش ما مرده بودیم

Ayatollah_Hamenei_Is_Dead's profile picture
Ayatollah_Hamenei_Is_Dead1 day ago

@AramBafeghi مادر قهبه هااااااااااااااااا حرامزاده های محمدی ضجه خواهید زد… التماس خواهید کرد…کسی شما را نخواهد بخشید مادرقهبه های رواااااااانی #محسن_عباسی

Houri's profile picture
Houri1 day ago

جزییات و گفتگوی بین این پدر و پسر ویران کننده‌‌‌ست😓💔

فلافل سوخته(شهرامو)'s profile picture
فلافل سوخته(شهرامو)1 day ago

@patriot_apranik اخ که آتیش گرفتم😭😭😭😭

Mercede 👑's profile picture
Mercede 👑1 day ago

@AramBafeghi با اینهمه درد چه کنیم 💔💔💔💔

Related Videos

پوریا علیپور، از معترضانی که در نازی‌آباد به شدت مورد ضرب و شتم قرار گرفت و احتمالا همه ما ویدیوی آن را دیده باشیم ، با انتشار ویدیویی از قربانیان شلیک عامدانه به چشم در خوردرویش، متن زیبایی را نوشت: «میخوام هم یه خاطره به یادگار بنویسم هم از حسین بگم اول از حسین میگم حسیییین مظلوم ، مظلوم حسین پارسال حسین بینایی جفت چشماشو در اعتراضات از دست داده ۲۲ سالشه خیلی خفن و باحاله و فوق العاده تو دل برو دیروز رفته بود فارابی تا لنز چشمشو برداره و بخیه های یکی از چشماشو بکشه که لنزو برداشتن ولی چون چشمش کوچیک شده بود نشد که بخیه ها رو بکشن درد داشتا ولی به روی خودش نمیاورد که بچه ها ناراحت نشن من بگردم برات داداشششش که درد این بخیه ها هم ماندگار شد حسین هم شکایت کرده به امید گرفتن حقش....اما افسوس که حسین جز یه بدن پر از ساچمه و دو تا چشم نابینا مدرک دیگه ای نداره.... حالا یادگاریم ۱۴۰۲/۱۰/۹ حسین خان زنگ زد بهم که من و علی طاهونه و نعمت اومدیم فارابی علی و حسین قرار بود برن پیش دکتر که نعمت باهاشون اومده بود که تنها نباشن ۳ نفر بایه چشم تایمی رسیدم که داداشیا رفته بودن نهار بخورن 😁😁😁 زمان زیادی منتظر بودیم. با سه نفر دیگه که آسیب دیده چشم بودن هم آشنا شدیم که رسانه ای نشده بودن و دوست هم نداشتن بشن فازشون ولی خفن بود نوبت به حسین و علی رسید و کلی درد که باید تحمل میکردن که هم ناراحت کننده بود هم اعصابمو و بهم میریخت ولی بچه ها انقدر با عشق و قوی بودن که به روی خودشون نمیاوردن انگار زخم دلشون آستانه تحمل درد جسمانی رو براشون بالا برده بود.... ولی ما که اینجوری تمومش نمیکنیم شاد تمومش میکنیم.» #پوریا_علیپور #دادبان

دادبان

68,293 views • 2 years ago

درد دل دردناک یکی از اعضای خانواده جاویدنام حامد دلدار این اشک‌های مادر من است… مادری که فقط دلش برای پسرش تنگ شده بود؛ و هست. مادری که می‌خواست برود سر مزار پسرش، کنارش بنشیند، چند لحظه با او خلوت کند و دلتنگی‌اش را با سنگ مزارش قسمت کند. اما خانوادهٔ مزار بغلی حامد و مردان محلهٔ آقاسید یعقوب به مادرم حمله کردند و او را زدند. دست روی مادری بلند کردند که خودش ماه‌هاست داغِ فرزندش را به دوش می‌کشد. واقعاً چطور توانستید دست روی یک مادر بزنید؟ کجای این کار نشانی از انسانیت و غیرت داشت؟ این اشک‌ها را خوب ببینید… این اشک‌های یک مادر داغدار است. اشکی که شاید از چشم بیفتد، اما آهِ مادری که دلش شکسته، به این سادگی از زمین و زمان نمی‌گذرد. مادرم فقط می‌خواست برود پیش پسرش بنشیند… همین. و حالا دیگر نمی‌تواند برود پیش حامد، چون مردان محلهٔ آقاسید یعقوب و خانوادهٔ مزار بغلی حامد به او حمله می‌کنند. امروز، به جای اینکه کنار مزار فرزندش آرام بگیرد، با تنِ کبود و چشم‌های اشک‌آلود برگشته است. این تصویر را می‌گذارم تا همه ببینند با یک مادر چه کردید. با مادری که فقط دلش برای پسرش تنگ شده بود. #حامددلدار 🥀🖤

SherlockReturns👑

11,090 views • 14 days ago

متفکر اعظم و با سوادترین رییس جمهور دنیا در جواب یک دانشجو که پیشنهاد داد از هوش مصنوعی استفاده کنند در کلماتی گهربار و علمی فرمود : هوش مصنوعی اگه درست بود تا الان مارو خورده بود ! هوش مصنوعی مسته ! همه این سوتی ها به کنار اون چیزی که به من تیر آخر رو زد این بود که رییس جمهور مملکت فکر می‌کرد چون اسراییل با هوش مصنوعی به ایران حمله کرده پس استفاده ازش برای ما خطرناکه و ممکنه بیاد مارو بخوره !!!! خیلی قشنگ یه جوک قدیمی رو به صورت تصویری بازسازی کرد به یارو میگن خبر داری میخواد موبایل بیاد تو روستا ؟ طرف که هیچ‌ درکی از موبایل نداشت با خودش فکر کرد لابد چیز خطرناکیه و گفت به درک بابا بذار بیاد همه مون رو بخوره از این زندگی راحت بشیم :) حتی تصورشم نمی‌کردم این جوک در مورد یه آدم بی بیسواد و اندکی خنگ هم به واقعیت بپیونده چه برسه به اینکه رییس جمهور مملکت ایران نقش اولش باشه ! شاید شما به این متن خندیده باشین و به نظرتون متن طنز آلودی باشه ولی من این توییت رو از سر درد و اندوه زیاد نوشتم وقتی که خیلی غمگین و ناامید میشم قلمم ناخودآگاه طنز آلود میشه نمی‌دونم شاید برای این باشه که اندکی از درد و ناراحتیم رو کاهش بده حقیقتا درد داره مملکتی که دانشمندان و نخبگانی مثل چمران با تخصصش تو پلاسما فیزیک و شهریاری با محاسبات فیزیکش و تهرانی مقدم با نبوغش توی موشکی و.... فداش شدن همچین آدمی با چنین درک کاریکاتوری و از مقولات مهم علمی رییس جمهوری شده باشه بیشتر به نظر میرسه یه دلقک رو رییس جمهور کردیم که به جای حل مشکلات مارو به اونا بخندونه که مشکلات رو یادمون بره ! تبریک میگم با لجاجت مملکت رو به جایی رسوندین که بزرگترین دستاورد رییس جمهورش سوتی های غیر قابل باور هفتگیشه از متر ۱۰۰ گرفته تا نسل ضد و هوش مصنوعی مستی که میاد مارو میخوره.... دریغ بود این ایرانی که از سر لجاجت ویرانش کردین دریییییییغ

شوفر اسنپ ِ سیاست زده

15,414 views • 9 months ago

نه داد، نه دادرسی: #محسن_لنگرنشین را میخواهند فردا بکشند محسن لنگرنشین، ۳۴ ساله، یکی از نخبگان در حیطه امنیت شبکه بود. به همین دلیل، در اواسط دهه دوم زندگی‌اش با پیشنهاد دانشگاه امام حسین، در حیطه امنیت شبکه در این دانشگاه مشغول به کار می‌شود. بعد از مدتی کوتاه، با دیدن سرکوب مردم در دهه ۹۰، با نوشتن استعفا از کار در این دانشگاه انصراف می‌دهد و در شرکتی خصوصی، بنا بر تخصص خود، مشغول به کار می‌شود. در کنار کار در این شرکت، در گمرک تهران نیز به خرید و فروش ماشین می‌پردازد. دستگاه امنیتی مدعی است که این فرد در ترور حسن تهرانی مقدم (که در سال ۱۳۹۰ کشته شد ـ در آن تاریخ محسن ۱۹ سال بیشتر نداشت) و همین‌طور سرهنگ پاسدار صیاد خدایی (که در سال ۱۴۰۱ کشته شد)، نقش شناسایی را بر عهده داشته است. محسن یک‌سال پیش از این تاریخ در اصفهان ساکن بوده و پرینت اس‌ام‌اس‌ها، تماس‌ها و حضور هرروزه او در محل کار، این ادعا را رد می‌کند. محسن لنگرنشین، ۱۲ تیرماه ۱۴۰۲ بازداشت شد. او ابتدا به مدت ۲۴ ساعت به یک خانه امن وزارت اطلاعات منتقل می‌شود. در آن‌جا تا صبح روز بعد بازجویی و مورد تهدید قرار می‌گیرد تا آنچه بازجویان می‌خواهند را بنویسد. روز بعد، او را برای تفهیم اتهام به دادسرا می‌برند. آقای لنگرنشین در دادسرا اتهامات واهی مربوط به جاسوسی برای اسرائیل را نمی‌پذیرد و پس از آن به بند امنیتی ۲۰۹ اطلاعات منتقل می‌شود و ۴۳ روز را در سلول انفرادی تحت شدیدترین شکنجه‌ها می‌گذراند. او را تحت بازجویی‌های سنگین شبانه قرار می‌دهند. او را تهدید می‌کنند که اگر اعتراف نکند، تک‌تک اعضای خانواده‌اش ـ از جمله پدر، مادر، خواهر و نامزدش ـ را به بند ۲۰۹ منتقل می‌کنند و چنان فشاری بر آن‌ها وارد می‌کنند که اگر آن‌ها را ببیند، نشناسد. به او اعلام کردند که خواهر و مادرش را بازداشت و به بند ۲۰۹ اطلاعات منتقل کرده‌اند و در صورتی آن‌ها را رها می‌کنند که چیزهایی را که ما می‌خواهیم، بنویسی. با شکنجه، او را مجبور کردند که بگوید یک موتور هوندا ۱۲۵ را برده و از سرهنگ خدایی فیلم‌برداری کرده و در تعقیب او بوده است. این در حالی است که طبق استعلامی که در پرونده موجود است، نام‌برده هیچ‌وقت موتور هوندا ۱۲۵ نداشته است. همچنین، او را به محل حادثه منتقل کردند تا آنچه بازجویان می‌خواهند را بگوید و در این حین از او فیلم‌برداری کردند. از دیگر موارد شکنجه این بود که دست و پایش را زنجیر کردند، او را با شلاق زدند و به او اعلام کردند که اگر به مواردی که بازجوها برای اعتراف می‌خواهند، تمکین نکند، تا ساعاتی دیگر اعدام می‌شود و در صورت تمکین، حکم حبس ابد به او خواهند داد و بعد از چند سال آزاد خواهد شد. متأسفانه، اتهاماتی را به آقای لنگرنشین منتسب کرده‌اند که ادله لازم برای اثبات آن‌ها وجود ندارد، و قاضی صلواتی (شعبه ۱۵) تنها به اعترافات اجباری تحت شکنجه در دادگاه استناد کرده و حکم اعدام برای وی صادر کرده است. حکم او عیناً در دیوان تأیید شد. وکلا تا به امروز سه بار درخواست اعاده دادرسی کرده‌اند که آخرین آن، هفته گذشته بود و به فاصله چند روز (شنبه) مجدداً اعاده رد شد. یکی از اعضای خانواده او می‌گوید: «محسن از ایران خارج شده بود و اگر ذره‌ای از اتهامات انتسابی به او درست بود، هرگز به ایران بازنمی‌گشت.» محسن لنگرنشین قرار است سپیده‌دم چهارشنبه (فردا) اعدام شود. #نه_به_اعدام

Ryma Sheermohammadi

88,816 views • 1 year ago

احمد خدایی، همسر جاویدنام صالحه اکبری، در روزهای اخیر به شدت تحت فشار بود. چند بار احضار و تهیدید شده بود و گفته بودند که نباید در مورد همسرت استوری بگذاری، نباید بگویی که او را کشتند و تو شاهد قتل او بودی... چندین نفر از جاهای مختلف با او در تماس بودند. تلاش می‌کردند که به او امید بدهند. تلاش می‌کردند که او را به مشاور و روان‌شناس وصل کنند، اما احمد می‌گفت هیچ تمایلی به صحبت با مشاور ندارد و تنها خواسته‌ او این بود که صدای مظلومیت همسرش شنیده شود. از ۶ اسفند با احمد در تماس بودم، هر خواسته‌ای داشت، انجام دادم. گفت درباره همسرم استوری بذار، گذاشتم، گفت فلان ویدیو که تصاویر همسرم است، منتشر کن. داستان نحوه کشته شدن صالحه را تعریف کرد، منتشر کردم. در اسپیس صحبت کردم و گفتم قصد خودکشی دارد. در استوری‌های اینستاگرام او را معرفی کردم، خیلی از مردم با او صحبت می‌کردند. با اشکان خطیبی هم صحبت کرده بود. با ادمین مسیح علی‌نژاد هم داستانش را در میان گذاشته بود و او هم منتشر کرده بود. قطع اینترنت باعث شده بود مدتی ارتباطمان کم شود. می‌دانم با عزیزان زیادی حرف می‌زد و داستان عشق خود و صالحه را بازگو می‌کرد. اخیرا به اراک رفته بود، سر مزار همسرش، در آنجا بازداشت شد و برایش پرونده‌سازی شد. همین روزها احضار شده بود که به اراک به دادسرا برود، اما گفته بود که نمیروم. خانواده صالحه بسیجی بودند و قتل دخترشان را «خودکشی» اعلام کرده بودند، علاوه بر این تلاش می‌کردند که خانه احمد را هم تصاحب کنند. احمد دخترش (دختری که از ازدواج قبلی‌اش داشت) را نزد پدر و مادرش گذاشته بود. می‌گفت هر بار به دیدن دخترش می‌رود، دخترش از صالحه می‌پرسد و حالش بد می‌شود. ویدیو و تصاویری از احمد نزد ما و احتمالا افرادی دیگر محفوظ و موجود است و به زودی منتشر می‌شود. وقتی که اقدام به خودکشی کرد، استوری و پست گذاشت و اعلام کرد. افرادی با اورژانس اردبیل تماس گرفتند، اما وقتی که اورژانس رفت، کار از کار گذشته بود و احمد رفته بود ... جاویدنام صالحه اکبری، تکنسین اتاق عمل بود، که با شلیک مستقیم به قلب در برابر چشمان همسرش کشته شد در روزهای پر شور دی ماه خونین ۱۴۰۴ زمانی که هنوز اینترنت قطع نشده بود، احمد خدایی، کوهنورد و مربی شناخته‌شده اردبیلی، در صفحه اینستاگرام خود از افرادی که در جریان اعتراضات آسیب دیده بودند خواست در صورت نیاز به خدمات درمانی و نگرانی از مراجعه به مراکز رسمی، با او تماس بگیرند. همسر احمد خدایی، صالحه اکبری، تکنسین اتاق عمل بود و یک اتاق خانه‌ کوچکشان را به خارج کردن ساچمه‌ها و پانسمان مجروحان اختصاص داده بودند. آن‌ها تازه ازدواج کرده بودند، خانه‌شان بوی زندگی می‌داد، احمد از ازدواج قبلی‌اش دختری داشت که با صالحه رابطه خیلی خوبی داشت. چند روز بعد، شب ۲۲ دی‌ماه و حوالی ساعت ۱۰، مأموران امنیتی به منزل این زوج مراجعه کردند. هدف، بازداشت احمد خدایی عنوان شده بود، اما در زمان ورود مأموران، او در خانه حضور نداشت و برای خرید لوازم پانسمان و دارو به خارج از خانه رفته بود. مأموران در داخل منزل منتظر ماندند تا او بازگردد. با بازگشت احمد خدایی، در بدو ورود به آپارتمان، ناگهان با حمله مأموران مواجه شد. او در برابر چشمان همسرش با شوکر، مشت و لگد مورد ضرب‌وشتم قرار گرفت. در این میان، صالحه اکبری، که او هم مثل همسرش کوهنورد بود، برای دفاع از همسرش با کلنگ کوهنوردی به سمت مأموران رفت. در همان لحظه، یکی از مأموران با سلاحی مجهز به صداخفه‌کن به قلب او شلیک کرد. گلوله از بدنش عبور کرد و او در همان محل جان باخت. ماموران اسلحه روی سر احمد می‌گذارند و می‌گویند یا خودت و دخترت را می‌کشیم، یا باید سناریوی ما را اعلام کنی. پس از این واقعه، پیکر او از خانه خارج شد و احمد خدایی نیز بازداشت و برای یازده روز در بازداشت نگه داشته شد. در زمان بازداشت احمد، ماموران با رئیس فدراسیون کوهنوردی تماس گرفتند، احمد پشت تلفن به ناچار سناریوی سقوط از کوه را گفت، ولی عمدا منطقه‌ای را اعلام کرد که غیرممکن است که کسی از آنجا سقوط کند و بدین وسیله به رئیس فدراسیون که نسبت به دانش کوهنوردی حرفه‌ای احمد اطلاع داشت، پیام‌ داد که جریان چیز دیگری است. خانواده صالحه و به خصوص پدر او، که طرفدار حکومت است، روایتی دروغ مبنی بر خودکشی دخترش را بیان کردند. پس از آزادی، احمد خدایی با تهدیدهایی مواجه شد تا سکوت کند. پیکر همسرش را در اطراف اراک به خاک سپردند(صالحه اصالتا اراکی بود). احمد در خانه‌اش با خاک مزار همسرش مکانی برای سوگواری درست کرده و در تنهایی از غم هجران همسرش اشک می‌ریخت و از قصدش برای پیوستن به صالحه می‌گفت.

Javad Tavvaf

98,063 views • 5 months ago

حسین مصطفوی، معروف به Mr Most سالهاست که در تورنتوی کانادا زندگی می‌کنه، شرکت Real Estate داشت و حدوداً ۳۵ تا خونه در تورنتو و بیشتر در محدوده‌ی یانگ و فینچ تا یانگ و شپرد، به اسمش هست. احتمالاً خیلی از کسایی که توی تورنتو زندگی می‌کنن تابلوهاشو دیدن. ولی مدتیه که پرونده‌ی خونه‌هاش یکی‌ یکی داره میره دادگاه و تا الان هم حداقل سه تا از خونه‌هاشو از دست داده. دلیلش هم این بوده که وام‌های بانکی مربوط به اون املاک پرداخت نشده و بانک‌ها و موسسات مالی مجبور شدن برای گرفتن پولشون برن دادگاه. احتمالاً این روند ادامه خواهد داشت و ایشون به احتمال زیاد، املاک بیشتری رو در آینده‌ی نه چندان دور از دست خواهد داد. چند سال پیش هم Real Estate License رو از دست داد. ماجرا هم مربوط به حساب Trust شرکت Real Estate بود، همون حسابی که پول معامله‌ی خریدار و فروشنده موقتاً اونجا نگهداری میشه و باید در موعد مقرر به طرف مربوطه پرداخت بشه. طبق پرونده‌ای که درباره‌ش مطرح شده بود، پول در موعد مقرر پرداخت نشد، ازش شکایت شد و در نهایت License رو از دست داد. حالا چیزی که همیشه برای من سئوال بود اینه که چطوری میشه یه آدم با این همه خونه و ملک، دونه‌دونه اینا رو از دست بده؟! واقعاً از دست دادن این همه ملک خودش یه هنری می‌خواد که کار هر کسی نیست. حتی به نقل از یکی از دوستانی که سازنده‌ی ملک در تورنتو هست، حسین مصطفوی بهش گفته بود که احتمالاً تا آخر سال به ایران برخواهد گشت. از طرف دیگه، ایشون برای مراسم چال کردن لاشه‌ی #موشعلی (#درمانده) به ایران رفته بوده و در این مراسم شرکت کرده، همون‌طور که توی این ویدئو هم می‌بینید. حالا تازه متوجه میشم که چجوری اون همه پول و سرمایه داره از بین میره و چرا می‌خواد به ایران برگرده.

 Amir 𓃬☼

33,938 views • 15 days ago

پیام: «یه مزدور قاتل رو میخوام معرفی کنم ولی تریبونی ندارم و کسی هم نمیشناسم که تو این راه کمکم کنه: دکتر ایوب توکلیان متخصص طب اورژانس بیمارستان سوانح طالقانی مشهد. یه کثافت عرزشی تمام عیار. ۱۸ام روز اول فراخوان شاهزاده، ساعت ۱۰ونیم شب بود که سیل بچه‌های مجروح و تیر خورده سمت بیمارستان ما اومد، اورژانس بیمارستان دریای خون بود و جای سوزن انداختن نبود. این عوضی اون شب کشیک بود. به چشم میدیدم و میشنیدم که CPR بچه‌هامون که هنوز علائم حیاتی ضعیفی داشتن رو زودتر از موعد ختم اعلام میکرد و میگفت بذارین این کثافتا بمیرن تا دیگه آشوب درست نکنن و آمبولانسامون رو آتیش نزنن (البته که بچه‌های پرستار به حرفش گوش نمیکردن). موردی که خودم با چشمای خودم شاهدش بودم یه پسر ۱۵ یا ۱۶ ساله بود که گلوله جنگی به ران پا خورده بود و شریان فمورال رو پاره کرده بود. از پاش مثل آبشار خون میریخت. پدرش جلوی این آشغال التماس میکرد که به داد بچم برس ولی این میگفت اول برین تشکیل پرونده بدین بعد من میام ویزیت میکنم!!!! تو روزهای عادی و روتین مریض اورژانس که میاد اول به سرعت اقدامات درمانی شروع میشه و وقتی اوضاع استیبل شد از همراهی میخوان کارای تشکیل پرونده و بستری رو انجام بده. اون طفلک بخاطر خونریزی زیاد و شوک هموراژیک جاویدنام شد. وسط اون جهنم با همراهای بچه‌هامون بخاطر حجاب درگیر میشد. با دستای خودش با تصمیمای خودش اون شب دست کم ۲۰ تا ۳۰ نفر از بچه‌هامون رو کشت. این کثافت از اون حرومیایی که کف خیابون به سمت بچه‌هامون تیراندازی کردن هیچی کم نداره. این هم بگم که این آشغال به کلّاش و شیاد بودن هم معروفه. روی پیشونی جای مهر داره ولی بخاطر پول و کارانه‌ای که به پزشکا تعلق میگیره هر کار کثافتی که فکرش رو بکنین انجام میده. نمونه بارزش اینه که واسه مریضی که به اصطلاح اکسپایر شده و فوت شده و عملیات احیا و CPR تموم شده میاد چست تیوب میذاره، یا میاد cvلاین میگیره یا میاد خون تزریق میکنه. باور کنین که میاد به جسد خون تزریق میکنه فقط بخاطر اینکه توی پرونده بیمار کد ثبت بشه و بتونه پول بیشتری بگیره حتی از کسی که فوت شده. اسمش رو سرچ کنین تو آپارات هم یه ویدئو ۵۰ دقیقه‌ای هست که رفته صداوسیما نمیدونم چه برنامه‌ای هست که مصاحبه میکنه و هممون رو تروریست و فریب خورده خطاب میکنه. دقیقا خزعبلاتی که ج‌ا داره جار میزنه. توی بخش هم همیشه با همکارا یا بیمارا و همراهاشون درگیره بحاطر حجاب و مسائل اعتقادی. این کثافت امروز هم شیفت بود. حق این عوضی نیس که راست راست راه بره درحالیکه دستش به خون بچه‌هامون آغشته‌اس.»

ـــه

140,868 views • 7 months ago

محسن قدیمی، برادر جاویدنام مهدی قدیمی، با انتشار متنی به همراه سه ویدیو، جزئیاتی از آخرین ساعات زندگی برادرش در روز جمعه ۱۹ دی در فریدونکنار را روایت کرده است. به گفته او، فیلم اول مربوط به ساعت ۱۶ روز جمعه ۱۹ دی است. در این ویدیو، مهدی قدیمی با پدرش صحبت می‌کند و از او می‌خواهد هرچه سریع‌تر به خانه بازگردد. محسن قدیمی به نقل از برادرش نوشته است: «بیا خونه، بیرون امن نیست. هرچقدر که می‌خوای امروز کار کنی من بهت میدم، فقط سریع‌تر بیا خونه.» او این جملات را نشانه نگرانی مهدی از وضعیت آن روز عنوان کرده است. بر اساس توضیح محسن قدیمی، فیلم دوم ساعت ۲۱:۵۹ همان شب ضبط شده و لحظه‌ای را نشان می‌دهد که مهدی قدیمی با اصابت گلوله جنگی به ناحیه قلب به زمین می‌افتد. او نوشته است که با وجود ادامه تیراندازی، «جوانان قهرمان ایران» پیکر برادرش را رها نکردند و تلاش کردند او را به بیمارستان برسانند. با این حال، به گفته او، مهدی پیش از رسیدن به بیمارستان جان خود را از دست داده است. محسن قدیمی همچنین می‌گوید فیلم سوم صبح روز شنبه ضبط شده و در آن، کفش برادرش در پیاده‌رو محل کشته شدن او پیدا می‌شود.

اتاق خبر منوتو | آرشیو

17,674 views • 7 months ago

با توجه به اطلاعات موجود، اگرچه #کیانوش_سنجری پیش‌تر درباره مرگ مادرش با من و برخی دیگر از دوستان صحبت کرده و برادر کوچکترش را پنهان کرده بود، اما واقعیت این است که مادر ایشان همچنان زنده است و مجید سنجری‌باف نیز وجود دارد و برادر تنی کیانوش است که شش سال از او کوچکتر است. من با او صحبت کردم و او از من خواست که توئیتی را که درباره تلاش کیانوش برای پنهان کردن او منتشر کرده بودم، حذف کنم، زیرا با واقعیت منطبق نبود. من این وعده را مشروط بر توضیح او درباره اطلاعات سایت #عدالت‌_علی، مبنی بر شکایت او از فردی به اتهام توهین به رهبری، به او دادم تا بتوانم آن را منتشر کنم. او توضیح داد که در آن پرونده، او هیچ شکایتی به دلیل توهین به رهبری نداشته است؛ بلکه شکایت وی به دلیل سرقت صورت گرفته بود. اما افسر بازپرس پرونده پس از بررسی ویدئوهای دوربین‌های مدار بسته به صحنه‌ای برخورد کرده که در آن، متهم به سرقت، تصاویر علی خامنه‌ای را معدوم می‌کند و از این رو، اتهام توهین به رهبری نیز از سوی بازپرس پرونده، نه مجید سنجری به اتهامات متهم افزوده شده است. در ادامه بخشی از روایت برادر #کیانوش را به اشتراک می‌گذارم. بنا به گفته‌های #مجید_سنجری، کیانوش در ساعات پایانی زندگی خود، پس از دیدار با #حسین_رونقی ملکی و عالیه مطلب‌زاده، با خودروی خانمی که از او به عنوان روان‌درمانگر کیانوش یاد شده (خانمی که در ویدئوی منتشر شده از جسد کیانوش، همراه یک مرد کنار جنازه دیده می‌شوند) از خانه خارج شده و به بخش غذاخوری (Food Court) مرکز تجاری چارسو رفته است. مجید سنجری بیان می‌کند که در مصاحبه‌ای که در کلانتری با خانم گویا (روان‌درمانگر) انجام شده، او توضیح داده که هر دو مدتی در آنجا به گفتگو مشغول بوده‌اند و پس از اینکه خانم روان‌درمانگر از انصراف کیانوش از خودکشی اطمینان حاصل کرد، از او جدا شد. اما بلافاصله به آن محل بازگشت تا پاوربانک خود را که فراموش کرده بود، بردارد و در این زمان مشاهده کرد که کیانوش در حال بالا رفتن از پله‌ها است. او تلاش کرد تا حراست را از احتمال یک خودکشی مطلع کند، اما پیش از هرگونه واکنشی، کیانوش خود را به پایین پرت کرد و با پا به زمین افتاد. بنا به گفته او، کیانوش تا ده دقیقه زنده بود و سپس جنازه او بین ۲۵ تا ۳۰ دقیقه در محل باقی ماند تا توسط مأموران به سردخانه کهریزک منتقل شد. مجید سنجری کمی پس از مرگ کیانوش توسط حسین رونقی ملکی از موضوع مطلع شد و به کلانتری مراجعه کرد. او یک روز بعد برای تشخیص هویت به کهریزک رفت و جسد کیانوش را شناسایی کرد. در این مشاهده، او تنها صورت و تا ناحیه گلوی جسد را مشاهده کرد. او اظهار داشت که نهادهای امنیتی از او تعهد گرفته‌اند که جسد را بدون سر و صدا دفن کند و به او کمک کردند که مراحل دفن در محلی که پدر کیانوش نیز در آن دفن شده است، با سرعت صورت گیرد. پیش از دفن جسد، صورت کیانوش به او و مادرش نشان داده شده است. گزارش پزشکی قانونی که شامل نحوه مرگ و نتایج آزمایش سم‌شناسی است، هنوز در اختیار خانواده او قرار نگرفته است. به گفته مجید سنجری، در مدارک تنظیم شده، علت مرگ برخورد با جسم سخت و تیز عنوان شده است. اما حتی با فرض صحت این روایت نیز از ابهامات موجود در خصوص مرگ کیانوش سنجری کاسته نمی‌شود. قرار بود او ساعاتی بعد از مرگ مشکوکش به آمریکا سفر کند. او حتی سوغاتی‌ها و اقلام مورد نیاز برای سفر را تهیه و بسته‌بندی کرده بود و به تأیید خانواده و افراد دخیل در کمک به او برای بازگشت به آمریکا، هیچ سخنی از پشیمانی یا لغو سفر به میان نیامده بود. ارتباطات کیانوش به شکلی مشکوک، تقریباً سه روز پیش از مرگ او با نزدیکانش قطع شده بود. او حتی حساب کاربری سیگنال خود را از تلفن همراه حذف کرده بود. آخرین فردی که توانسته بود با او به صورت صوتی صحبت کند، حدود ۲۴ ساعت پیش از مرگ او بود و پس از آن تنها چند پیام متنی در واتس‌اپ دیده شده و تماس‌ها به‌کلی قطع شده بود. دانستن تمام جزئیات آنچه در چند ساعت پایانی رخ داده است، از جمله نقش و گفتگوهای افرادی که با کیانوش دیدار کرده‌اند، به‌ویژه خانم روان‌درمانگر، بخش مهمی از درک صحیح وقایع صورت گرفته را تشکیل می‌دهد. شواهد دیگری نیز به دست آمده که در حال راستی‌آزمایی آن‌ها هستم و در صورت صحت، جریان این ماجرا را به سویی دیگر خواهد بود.

Ahmad Batebi 🛡️ 🇮🇷 🇺🇸

146,823 views • 1 year ago

ویدیویی به دست ایران‌وایر رسیده، که لحظه تحویل پیکر فائزه مستعان به پدرش را در پارکینگ یک ساختمان مسکونی در فردیس کرج نشان می‌دهد. در این تصاویر، پدر با صدا زدن دخترش می‌گوید: «فائزه بابا، اشکت اومده.» این پدرش سوگوار به افرادی که کنار پیکر فائزه هستند می‌گوید: «این(فائزه) از هشتگرد اومده تا اینجا. ببرمش پهلوی خانواده.» در بخشی از این ویدیو، فردی در پاسخ به پرسش حاضران درباره نحوه پیدا شدن پدر فائزه می‌گوید تلفن همراه او(فائزه) زنگ خورده بود. ویدیو مربوط به شامگاه ۱۸ دی است. فائزه مستعان، متولد مهر ۱۳۸۴، در جریان اعتراضات ۱۸ دی‌ماه در فردیس کرج بر اثر اصابت گلوله به سینه کشته شد. بنا بر روایت شاهدان، پس از قطع تماس با او، خانواده‌اش در همان منطقه به جست‌وجو پرداختند و در نهایت پیکرش توسط یکی از معترضان به خانواده تحویل داده شد. به گفته نزدیکان، پیکر فائزه تا حوالی ساعت ۶ صبح در آغوش مادرش بود و سپس برای کالبدشکافی منتقل شد. گزارش‌ها حاکی است که پیکر او حدود دو روز بعد به خانواده تحویل داده شد. مادر فائزه در جریان مراسم خاکسپاری دچار کما شد و مراسم بدون حضور او برگزار شد.

ایران وایر

20,391 views • 8 months ago

🚨🦀 بیش از صدهزار کشته فقط در هیجده ساعت روایت تکان‌دهنده برادر جاویدنام مجتبی روستایی؛ «کمرم خم شده از بی‌براری» برادر جاویدنام مجتبی روستایی از روز ۱۸ دی ۱۴۰۴ و لحظه‌های هولناک جست‌وجوی پیکر برادرش نوشته است: «از ۱۸ دی به بعد دیگر آدم سابق نشدم و نخواهم شد. رفتم بیمارستان بعثت و تا صبح منتظر ماندم یکی داداشم را بیاورد. آخر سر فهمیدم مجتبی اولین نفری بوده که برده‌اند سردخانه. وقتی رفتم کهریزک، تک‌تک آمبولانس‌ها را نگاه می‌کردم و کاورها را باز می‌کردم تا پاره تنم را پیدا کنم. داخل کهریزک کولش کرده بودم و به خودم بسته بودم تا بتوانم در صف جنازه‌ها بایستم. به خدا هر شب یا یک شب در میان تمام آن بچه‌ها به خوابم می‌آیند. افسرده شدم، گوشه‌نشینم و اشکم خودبه‌خود جاری می‌شود. مجتبی به خوابم می‌آید و می‌گوید کمرت درد نگرفت من را گرفتی پشتت؟ نه برار، کمرم درد نگرفت؛ کمرم خم شده از بی‌براری... درد من اینه.» این فقط روایت یک برادر نیست؛ روایتی از زخمی است که جنایت علیه بشریت توسط رژیم تروریستی جمهوری اسلامی بر خانواده‌های ایران گذاشت. باید صدایش باشیم.

✡︎𝐋𝐢𝐯𝐞𝐈𝐫𝐚𝐧𝐍𝐞𝐰𝐬🇮🇷🇮🇱

42,264 views • 20 days ago

چه درد سنگینی است وقتی انسانیت در زیر سایه #تعصب دفن می‌شود، یک پیرمرد #هزاره با محاسن سفید، در بستر #شفاخانه عینو مینه کندهار، میان مرگ و زندگی دست‌وپنجه نرم می‌کند و اما نه تقدیر، بلکه بی‌رحمی انسان‌ها راه نجات را بر او می‌بندد. او در فهرست نخست #عملیات قرار داشت، امید در چشمانش هنوز خاموش نشده بود، اما تنها به جرم #هزاره بودن، دستی که باید درمان می‌کرد، از یاری‌اش دریغ ورزید. این دیگر فقط یک #بی‌عدالتی نیست، این شکستن ستون‌های انسانیت است. اینجا دیگر درد، فقط درد یک فرد نیست، زخم عمیق یک قوم است که سال‌هاست با تبعیض و رنج، #استخوان‌هایش فرسوده شده‌اند. چگونه می‌توان دید انسانی در آستانه مرگ باشد و باز هم نفرت را بر نجات ترجیح داد؟ آه از این روزگار که در آن، #مهربانی به فراموشی سپرده شده و تعصب، جای وجدان را گرفته است. لعنت بر ظلم، لعنت بر بی‌رحمی، و لعنت بر زمانی که انسان بودن، دیگر معیار ارزش نیست.

Azizullah Sanjar 🇦🇫

27,261 views • 5 months ago