Загрузка видео...

Не удалось загрузить видео

На главную

آینده جنگ؟ 🧵۱/۲ #توهم_کنترل در مورد استراتژی آمریکا در مورد تنش‌ در تنگه هرمز بارها نوشته‌ام. در روزهای اخیر این سناریو به بلوغ رسید. سناریویی پیچیده‌ای که نام دیگش میشه: «معاوضه بازدارندگی واقعی با توهم» اجازه بدید دو نمونه‌ی تاریخی بیارم: مونتگومری پیش از نبرد العلمین در مقابل نیروهای...

51,696 просмотров • 5 месяцев назад •via X (Twitter)

Комментарии: 0

Нет доступных комментариев

Здесь появятся комментарии из оригинального поста

Похожие видео

واقعیت این است که امروز «رژیم‌چنج» تنها سناریویِ برد-برد برای ترامپ است، هیچ گزینه‌ی دیگری به‌غیر از تغییر سیاسی در ایران، دستاوردی ارزشمند، برای نام و میراث ترامپ نیست، در این یادداشت تحلیلی این مساله با دقت و جزئیات، توضیح داده خواهد شد. پیش از عملیات چکش نیمه‌شب که در ۱۰ تیرماه سال ۱۴۰۴ اتفاق افتاد، آمریکا در ۵ دور مذاکره بر سر رسیدن به توافقی هسته‌ای با جمهوری‌اسلامی شرکت کرد، اما تفاوت میان درخواست ترامپ، و آنچه عراقچی ماموریت داشت تا از طرف خامنه‌ای ارائه دهد، بسیار زیاد بود، اما به هر ترتیب رژیم تمایل به امتیاز دادن حداقلی داشت. پس از عملیات نظامی آمریکا ترامپ مدعی شد که برنامه‌ی هسته‌ای رژیم را نابود کرده است، که البته آگاهانه دروغ می‌گفت، او فقط توانسته بود تا با حمله‌ای پیش‌دستانه، اهداف و نقشه‌ی جمهوری‌‌اسلامی را با تاخیر و موانع جدی روبه‌رو کند، اما گرفتاری اصلی همچنان پابرجا بود: رژیم همچنان ۴۰۰ کیلوگرم اورانیوم ۶۰٪ را در اختیار داشت! ۴۰۰ کیلوگرم اورانیوم ۶۰٪، با یک جهش فنی کوچک، می‌تواند به غنای اورانیوم ۹۰٪ که برای ساخت سلاح هسته‌ای به‌کارگرفته می‌شود برسد، با این حجم از اورانیوم می‌توان ۱۶ کلاهک هسته‌ای ساخت، که یک عدد از آن برای نابودکردن ابدی اسرائیل، کفایت می‌کند! این اورانیوم با غنای ۶۰٪، یک تهدید وجودی علیه نه تنها اسرائیل، که تمامی خاورمیانه و قلب اروپاست، برخورداری از چنین سلاحی به معنای تعطیل‌شدن پایگاه‌های نظامی آمریکا در منطقه، و خروج همیشگی این ابرقدرت از آسیای غربی است، و مشکل اساسی ترامپ این بود که با عملیات چکش نیمه‌شب، نتوانست این کالای مرگبار را از چنگال رژیم، درآورد. در دی‌ماه سال ۱۴۰۴، با شدت گرفتن اعتراضات داخلی در ایران، و پس از قتل‌عام وحشیانه‌ی مردم بی‌دفاع و بی‌پناه در خیابان‌ها، ترامپ فرصت را برای وارد آوردن فشار دوباره به رژیم، در راستای خروج اورانیوم ۶۰٪ از ایران، و تعطیلی برنامه‌های هسته‌ای و نیابتی، و نیز محدود کردن برد موشک‌های بالستیک، مناسب دید. از طرفی اسرائیل نیز با رصد وضعیت سیاسی-اجتماعی حاکم بر داخل و خارج از ایران، به‌ویژه با توجه به تثبیت جایگاه رهبری رضاشاه‌دوم پس از استقبال میلیونی ملت از نخستین فراخوان وی، مرحله‌ی نهایی طرح شکار اختاپوس را کلید زد. بزرگ‌ترین مانع بر سر این طرح اسرائیل، امضای توافقی میان ترامپ، و رژیمی بود که این‌بار برخلاف دفعه‌ی پیش، و طبق اظهارات رسمی عراقچی، حاضر بود ضمن پافشاری بر مواضع و خطوط قرمز خود، به طرف آمریکایی امتیازات حداکثری بدهد؛ اینجا بود که موساد اسرار نگران‌کننده‌ی جدی، پیرامون شدت و سرعت گرفتن برنامه‌های هسته‌ای و موشکی رژیم را با شریک آمریکایی خود در میان گذاشت، و اینچنین مسیر گفتگو، با تکیه بر جنون و‌ بلاهت دستگاه دیپلماسی نظام، به بن‌بست رسید. حالا روز سیزدهم جنگ است؛ آمریکا می‌گوید که دیگر هدفی برای زدن باقی‌نمانده، هرچند اقدامات چریکی و جنون‌آمیز رژیم در تنگه‌ی هرمز، ترامپ را با چالشی جدی برای خنثی‌کردن‌ این تهدید روبه‌رو کرده که عملا ادعای ترامپ درباره پیروزی مطلق را زیر سایه‌ای از تردید فرو می‌برد. هدف رژیم چیست؟ تحمیل آتش‌بس به آمریکا، و بازگرداندن ترامپ به پای میز مذاکره با بالا بردن حداکثری هزینه‌ی ادامه‌ی جنگ برای منطقه و جهان، که اگر ارتش آمریکا نتواند هرچه سریع‌تر مساله‌ی تنگه هرمز را برطرف کند، تا حدود زیادی به خواست خود نیز رسیده است. اما حتی اگر همین امروز تنگه‌ی هرمز گشوده شود، مساله‌ی اصلی، گره‌ی واقعی کار، همچنان پابرجاست! پیروزی کامل و مطلق ترامپ، در دستیابی به تمامی ذخایر اورانیوم غنی‌شده‌ی رژیم گره خورده است! این اورانیوم ممکن است در هرجایی از کشور پهناور ایران پنهان شده باشد! اگر نظام تا پیش از عملیات خشم حماسی، حاضر بود تا با دادن امتیازات حداکثری و ضمانت‌‌های اجرایی، خیال جهان را بابت اورانیوم غنی‌شده راحت کند، پس از ۱۳ روز بمباران زیرساخت‌های نظامی، و به هلاکت رسیدن مقامات و فرماندهان، و بالاتر از همه، به درک واصل شدن رهبری خود، بیشتر از هر زمان دیگری اطمینان دارد که حفاظت از اورانیوم غنی‌شده، و نهایتا ساخت سلاح هسته‌ای، تنها اهرمی است که سایه‌ی جنگ و سقوط را از سر این حکومت دور می‌کند. این حقیقت ترامپ را بر سر یک دوراهی تاریخی قرار می‌دهد: اتمام جنگی پرهزینه و بدون دستاورد، پذیرفتن شکست و له‌شدن چهره‌ی جهانی آمریکا به عنوان یک‌ ابرقدرت، و باخت قطعی جمهوری‌خواهان نه تنها در انتخابات میان‌دوره‌ای پیش‌رو، که در انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۲۰۲۸، یا پافشاری جدی بر اهداف جنگ، و ورود به فاز سوم آن: وارد کردن نیروهای نظامی به داخل ایران! البته ترامپ یک راه‌حل دیگر نیز برای فرار از شکست دارد: فراهم آوردن زمینه‌ی حضور خیابانی برای ملت ایران در راستای سرنگونی رژیم از درون کشور، و به دست ملت ایران، که از هرنظر برای آمریکا کم‌هزینه‌تر است! ترامپ می‌داند که پیروزی او در این نبرد به تغییر سیاسی گره خورده است! رژیم هرگز اورانیوم غنی‌شده را تحویل نخواهد داد، بدون در اختیار گرفتن اورانیوم، ترامپ بازنده‌ی جنگ خواهد بود، حتی ورود نیروی نظامی به خاک ایران، نهایتا به تغییر سیاسی منجر خواهد شد، بنابراین آمریکا برای دستیابی به پیروزی، ناچار است تا از تغییر سیاسی در ایران، پشتیبانی کند و هم‌پوشانی معنادار میان استفاده از نیروی زمینی خود، و نیروی زمینی شاه در خیابان‌ها پدید آورد. تحلیل نهایی نگارنده این است که ترامپ برای فرار از شکست، برای پرهیز از تسلیمِ جایگاه ابرقدرتی جهان به چین، برای جلوگیری از پیروزی استراتژیک محور شرارت «چین، روسیه، کره شمالی و جمهوری‌اسلامی» با تمام توان سیاسی و نظامی، از طرح رژیم‌چنج در ایران، با محوریت او که رهبری ملت و خیابان با نامش گره خورده، حمایت خواهد کرد.

سیروس پارسا

24,989 просмотров • 6 месяцев назад

دونالد ترامپ پیش از سوار شدن به هواپیمای ریاست‌جمهوری در فلوریدا با خبرنگاران در مورد ایران و مذاکراتی که می‌گوید با این کشور در جریان است، صحبت کرد. آقای ترامپ گفت که آمریکا با یک «مقام بلندپایه» در ایران در تماس است که به اعتقاد او بین رهبران این کشور «مورد احترام‌ترین» فرد است؛ او تاکید کرد که این فرد مجتبی خامنه‌ای نیست. رئیس‌جمهور آمریکا گفت که بعد از کشته شدن سران حکومت، در عمل مثل این است که در ایران تغییر رژیم صورت گرفته است او درباره جنگ با ایران گفت که «اگر اوضاع خوب پیش برود، در نهایت این مسئله را حل‌وفصل خواهیم کرد» در غیر این صورت، «با تمام وجود به بمباران ادامه خواهیم داد.» آقای ترامپ همچنین گفت هم ایران و هم آمریکا «هر دو به دنبال توافق» هستند. آقای ترامپ گفت که اگر مذاکره با ایران خوب پیش برود تنگه هرمز به‌زودی باز می‌شود و قیمت نفت به‌شدت سقوط خواهد کرد. آقای ترامپ در ادامه گفت که ۱۵ مورد درخواست از ایران دارد از جمله اینکه ایران هیچ‌وقت نباید سلاح هسته‌ای داشته باشد. او درباره اینکه کنترل تنگه هرمز پس از توافق با ایران با چه کسی خواهد بود، گفت که کنترل «مشترک» خواهد بود و وقتی سوال شد بین چه کسانی، گفت که «شاید من و آیت‌الله.» وزارت امور خارجه ایران پیشتر در واکنش به اظهارات دونالد ترامپ گفت که هیچ‌گونه گفت‌وگویی بین تهران و واشنگتن وجود ندارد.

BBC NEWS فارسی

11,230 просмотров • 6 месяцев назад

هم‌میهنان عزیزم، ملت بزرگ ایران، به همه شما که در این ۱۰۰ روز برای آزادی و بازپس‌گیری ایران ایستادید؛ با فداکاری در برابر گلوله‌ها سینه سپر کردید و در ۴۰ روز گذشته خطر بمباران را به جان خریدید، درود می‌فرستم. می‌دانم خبر آتش‌بس دوهفته‌ای میان جمهوری اسلامی با آمریکا و اسرائیل، بسیاری از شما را دلسرد کرده است. اما امروز، نه زمان ناامیدی، که زمان باور بیشتر به پیروزی است. آنچه در این ۴۰ روز رخ داد، دقیقاً در مسیر همان مطالباتی است که ملت ایران از جامعه جهانی خواست و بعد از جان‌فشانی در خیابان‌های ایران، در تظاهرات روز جهانی اقدام در ۱۴ فوریه (۲۵ بهمن) نیز فریاد زد. ضرباتی که در تنها ۴۰ روز بر پیکر جمهوری اسلامی وارد شد، بی‌سابقه بوده، و برای این رژیم جبران‌ناپذیر است. حذف علی خامنه‌ای، قاتل ده‌ها هزار ایرانی شجاع، به‌تنهایی دستاوردی تاریخی برای ملت ماست. حال آنکه، به جز او، ده‌ها تن از فرماندهان و عاملان اصلی سرکوب در سپاه و بسیج و دستگاه‌های اطلاعاتی رژیم نیز از میان برداشته شدند. هزاران نیروی سرکوب به هلاکت رسیدند. ساختار فرماندهی و کنترل سرکوب، فلج شده و فرو پاشیده است. زیرساخت‌های نظامی‌، که نه برای دفاع از ایران، بلکه برای صدور تروریسم و بی‌ثباتی ساخته شده بودند، نابود شده‌اند. منابع مالی رژیم برای سرکوب در داخل و تروریسم در خارج، به‌شدت کاهش یافته است. جمهوری اسلامی امروز در منطقه و جهان از همیشه منزوی‌تر و منفورتر است. آنچه برای این رژیم باقی مانده، تکیه بر مزدوران بیگانه و اقلیتی خون‌ریز و خون‌شوی است که منافع‌شان در بقای این رژیم است؛ رژیمی که در میدان واقعیت شکستی سخت خورده، اما با قطع اینترنت به ۹۰ میلیون ایرانی، و از طریق ماشین دروغ‌پردازی‌اش، هنوز ژست پیروزی می‌گیرد و رجز می‌خواند. آنها که مدعی بودند هرگز تن به آتش‌بس نمی‌دهند، امروز هم رهبر و فرماندهان‌شان را از دست داده‌اند، هم جنگ را باخته‌اند، هم آتش‌بس را پذیرفته‌اند، و هم به میز مذاکره برای تسلیم کامل کشانده شده‌اند. ما اما از آغاز می‌دانستیم که جمهوری اسلامی تنها با حذف فرماندهی و تضعیف دستگاه سرکوب از طریق حملات هوایی، سقوط نمی‌کند. از همین رو بود که در تمام پیام‌هایم به شما تاکید کردم که این ما ملت ایران هستیم که باید ضربه نهایی را به رژیم ضعیف‌شده وارد و آن را سرنگون کنیم. می‌خواهم بدانید که من وضعیت شما در ایران را بسیار دقیق زیر نظر دارم. می‌دانم که جمهوری اسلامی بسیار تضعیف شده اما هنوز توانایی سرکوب آن به طور کامل از بین نرفته است. همه هدف من این است که اقدام نهایی برای سرنگون کردن جمهوری اسلامی با کمترین هزینه جانی باشد. جان تک‌تک شما برای من ارزشمند است. پس، از شما می‌خواهم که شکیبا باشید، از خودتان محافظت کنید، و با باور به پیروزی و آمادگی کامل، در انتظار لحظه تعیین‌کننده بمانید. در این فاصله، من و همه هم‌میهنان‌مان در خارج از کشور با تمام توان، خواست شما را که پایان دادن به جمهوری اسلامی است، فریاد خواهیم زد. ایمان داشته باشید که هیچ نیرویی در جهان توان ایستادن در برابر قدرت یک ملت متحد را ندارد. جمهوری اسلامی این بار، راه گریز، و بختی برای بقا ندارد؛ و به دستان پرقدرت شما ملت بزرگ ایران سرنگون خواهد شد. پاینده ایران، رضا پهلوی

Reza Pahlavi

2,017,792 просмотров • 5 месяцев назад

«دکتر مندل، اگر ایرانی‌ها نخواهند هیچ‌کس در امورشان دخالت کند، چه باید بکنند؟ اگر نخواهند بمباران دوباره در تهران از سر گرفته شود چه؟ شما در ایران زندگی نمی‌کنید. من هم در تهران زندگی نمی‌کنم، اما مردمم در ایران زندگی می‌کردند و نمی‌خواهند زیر بمباران باشند. آن‌ها نمی‌خواهند هیچ‌کس برایشان تصمیم بگیرد. و مردم ما کرد، ترک، لر، بلوچ، ترکمن... بیش از ۳۰۰۰ سال است که به عنوان یک ملت در کنار هم زندگی می‌کنیم. ما قومی به نام (فارس) به آن معنا و کنایه ای که گفتید نداریم. همه ما ایرانی هستیم و فارس از نظر قومیتی معنایی ندارد. همه ما به یک زبان صحبت می‌کنیم تا بتوانیم ارتباط برقرار کنیم و آن زبان فارسی است؛ همان‌طور که در اسرائیل مردم به زبان عبری یا در آمریکا به زبان انگلیسی برای ارتباط صحبت می‌کنند. و طوری صحبت می کنید که انگار افراد مسلح از شمال و از جنوب باید وارد شوند تا نظر شما تامین شود. این یک ایده تجزیه‌طلبانه و وحشتناک است و هیچ‌کس از آن حمایت نمی‌کند؛ نه در داخل ایران و نه تا جایی که من می‌دانم هیچ‌کس در خارج از ایران در منطقه. و شما گفتید ترامپ باید با زور تنگه هرمز را باز کند. لطفاً به عنوان یک استراتژیست برای ما توضیح دهید: او از چگونه با زور می‌ خواهد تنگه هرمز را باز کند؟ آیا به این معناست که هزاران ایرانی ساکن در خط ساحلی خلیج فارس و تنگه هرمز باید کشته شوند تا آنجا با زور باز شود؟ چیزی که توصیف کردید شبیه به شروع جنگ جهانی سوم است.» ILTV Israel News #تنگه_هرمز

CameliaEntekhabifard

23,626 просмотров • 2 месяцев назад

جمهوری اسلامی ایران در مرحله پایانی حیات ننگین ‌‌و ‌کوتاه خود قرار دارد. نکته غریب در این وسط این است که بزرگ‌ترین تهدید برای رژیم، جنگ نیست، بلکه صلح است! کشتار دی ماه ۴۰۴ اثبات کرد، رژیم هیچ پاسخی در برابر معترضین به شرایط اسفناک کشور بجز سرکوب ندارد، و شکافی که در نتیجه این قتل عام بین دولت و ملت افتاده است، تا ده‌ها سال قابل ترمیم نیست، در نتیجه امکان ادامه حکومت در بلند مدت و میان مدت برای رژیم وجود ندارد. با پایان عصر علی خامنه‌ای، هیچ جانشینی که در سطح او، جایگاه و بٌرش در بین جناح‌های قدرت داشته باشد در بین عوامل رژیم وجود ندارد و مهم‌ترین ضعف در مجتبی خامنه‌ای (فارغ از زنده بودن/نبودن او) نداشتن وزن و اعتبار در بین روحانیون و فرماندهان سپاه است. چنانچه حملات خرداد ماه سال گذشته را با هدف حذف فرماندهان مهم سپاه و حملات اسفند را در راستای حذف رهبران و سرداران امنیتی تاثیرگذار در ساختار رژیم دسته بندی بکنیم، خروجی کار (تا اکنون) سوار شدن همان جریانی در سپاه پاسداران بر رأس امور است که پیش از این، دست خطش را بر روی موشک قدر h در شب تولد قاسم سلیمانی در نوزدهم اسفند ۱۳۹۴ دیده بودیم، و یا رد پای‌شان را در حذف‌هایی مانند حسن طهرانی مقدم، سیّد ابراهیم رئیسی و اسماعیل هنیه مشاهده کرده بودیم..! در واقع امر، جمهوری اسلامی از یک دیکتاتوری سنتی/مذهبی به یک دیکتاتوری/حکومت نظامی تبدیل شده است، اما در امر واقع، ما تا امروز شاهد «یک پوست اندازی سیستماتیک» با حذف جریان نزدیک به مسکو و آماده شدن شرایط برای ورود عوامل هسته نرم در ساختار رژیم به قدرت و نزدیک به لندن، تل‌آویو و تا حدودی چین بودیم. موضوعی که سالها پیش، عمو مانوک هشدار آنرا با مراقبت از تعویض شدن ریش‌ها و عمامه‌ها با صورت‌های سه تیغ شده و کروات، به #ما داده بود…! هشداری که اکنون حاوی پیام مهمی برای مردم ایران است و آن: «تعویض علی خامنه‌ای قاتل با جمعی از قاتلین بالفطره است که میزان فساد و منافع آنها حتی از علی خامنه‌ای هم بیشتر است.» در انتها، شرایط خاورمیانه امروز شباهت بسیار زیادی به شرایط این منطقه در سال ۲۰۰۳ پیدا کرده است که تنها تفاوت آن، تغییر نام عراق به ایران است، یعنی رژیمی که شدیداً تضعیف شده، اما کاملاً شکست نخورده و (هنوز) سقوط نکرده است. حکومتی که همچنان توانایی ایجاد تهدیدات نامتقارن و‌ پرهزینه را در تنگه هرمز و ایجاد ناامنی با کمک سلولهای پنهان خود را دارد و حاضر است از آن‌ها با توجیه «انتقام» استفاده کند. در نتیجه، مشکلات همچنان باقی میمانند و به مرور کشورهای دیگر را وارد بحران میکند، و از همه مهمتر، ممکن است جنگ خاورمیانه را برای آمریکا، بجای حل سریع یک معادله دو مجهولی، به یک باتلاق چند جانبه و دراز مدت تبدیل بکند. برای مواجهه نشدن با این شرایط، واشنگتن بدون شک بر شدت و میزان حملات خود خواهد افزود و باقی مانده رژیم را به نحوی تحت فشار قرار میگذارد که در کمترین زمان به بیشترین اهداف از پیش تعیین شده از جمله کشیدن افسار موشکی و هسته‌ای رضایت بدهند تا تمرکز خود را بر روی مهار چین و اوضاع شرق آسیا بگذارد. تاکتیکی که در سیاست جنگ به «تشدید فشار برای کاهش تنش» معروف است. در طرف مقابل، سپاه پاسداران هم با درک این موضوع، سعی در گسترش جغرافیای درگیری خواهد کرد و اتلاف زمان با کمک جلسات بدون نتیجه دیپلماتیک را در دستور کار قرار خواهد داد. مشکل اصلی هم در مذاکرات بین رژیم ایران و واشنگتن، به عدم امکان رسیدن به شرایطی هست که در آن جمهوری اسلامی تضمین‌هایی مبنی بر اینکه مجددا مورد حمله قرار نمیگیرد و تحریم‌هایش کاهش می‌یابد، بدست بیاورد است. (نکاتی که برای ادامه حیات رژیم کلیدی هستند.) در جمع بندی نهایی میتوان گفت، تضاد منافع و بحرانی که بین قدرتهای بزرگ از زمان رونمایی ویروس کرونا نمایان شد و در باتلاق اوکراین و خرابه‌های غزه و فلات ایران بر روی پوست شهر آمده، باعث گره خوردن تحولات از نوع گره کور شده است که بازگشت به شرایط و نظم قبل از ۲۰۱۹ را به یک امر غیر ممکن تبدیل کرده است و رسیدن به یک نظم جدید و نوین جهانی را ضروری کرده است… آیا شما برای این تغییر بزرگ، آماده شده‌اید..؟!

Maziyar Razmjou 🇮🇷

45,204 просмотров • 2 месяцев назад

پس از حملات موشکی روز یکشنبه ایران به اسرائیل و پاسخ متقابل اسرائیل به نقاط مختلف ایران، مصطفی خوش‌چشم، کارشناس صداوسیما، در برنامه‌ای در تاریخ دوشنبه ۱۸ خردادماه گفت آمریکا خردخرد به رادارها و دکل‌ها در جزایر جنوبی ایران حمله می‌کند؛ «این‌ها پیش‌درآمد جنگ است». او با اشاره به حملات موشکی روز یکشنبه ایران به اسرائیل و پاسخ متقابل اسرائیل به نقاط مختلف ایران، تاکید کرد که واشنگتن اکنون در میان لایه مذاکرات، دو جزیره راهبردی سیریک و قشم را در دو دهانه تنگه هرمز هدف قرار داده و به رادارها، دکل‌های مخابراتی و سیستم‌های پدافندی ضربه می‌زند. این کارشناس هشدار داد که ترامپ می‌خواهد زیر خط تنش و بدون دادن هزینه، آستانه تحمل ایران را بسنجد تا در نهایت با کور کردن پدافند کشور، برگ برنده تهران در کنترل منطقه را از بین ببرد و با باز کردن کامل تنگه هرمز، مسیر را برای عبور آزادانه ناوگان بزرگ کشتی‌ها هموار کند. تنش‌های نظامی در منطقه پس از حملات موشکی و تبادل آتش میان ایران و اسرائیل افزایش یافت. در ادامه این درگیری‌ها، فرماندهی مرکزی ایالات متحده (سنتکام) سه‌شنبه ۱۹ خردادماه اعلام کرد نیروهای آمریکایی حملات نظامی موسوم به «دفاع از خود» را علیه ایران آغاز کرده‌اند. سنتکام گفت این عملیات با دستور مستقیم رییس جمهوری آمریکا و در پاسخ به سرنگونی یک هلیکوپتر آپاچی ارتش ایالات متحده انجام شده است.

independentpersian

45,278 просмотров • 3 месяцев назад

«آیا این سریع‌ترین و قاطع‌ترین شکست تاریخ آمریکاست؟» وقتی جرمی بوئن، سردبیر بین‌المللی بی‌بی‌سی، درباره وضعیت تازه میان ایران و آمریکا حرف می‌زند، نخستین هشدارش این است که نباید زیادی درگیر تفاوت‌های نسخه‌های افشاشده شد، چون اوضاع پیوسته تغییر می‌کند. به گفته او، آنچه اکنون روی میز است یک توافق نیست، بلکه چیزی است که از آن با عنوان «یادداشت تفاهم» یاد می‌شود. او این یادداشت را راهی می‌داند برای به تعویق انداختن همان مسائل بزرگی که دو طرف در آنها فاصله زیادی دارند: حق ایران برای غنی‌سازی اورانیوم، آینده تردد از تنگه هرمز، و حمایت تهران از متحدانی مانند حزب‌الله لبنان. نقطه کانونی تحلیل بوئن این است که توازن قوا تغییر کرده و ایران دست بالا را دارد. او می‌گوید فاصله امروز با جایی که ترامپ در ۲۸ فوریه آغاز کرد بسیار زیاد است؛ روزی که عملاً از تغییر رژیم سخن گفت و تصور می‌کرد همه‌چیز سریع رخ می‌دهد. اما به گفته بوئن، نقشه اول جواب نداد و ترامپ نه نقشه‌ای دیگر داشت و نه راه بازگشتی. حالا این آمریکاست که باید به سمت ایران حرکت کند: «این مشکل ترامپ است. او نمی‌تواند در این مورد شروط را دیکته کند»، چون شیوه دیپلماسی و جنگ‌افروزی او کارساز نبوده است. تصویر او از موقعیت ترامپ. بوئن به زبان به‌کاررفته در یادداشت هم اشاره می‌کند و به باور او اگر این متن را باور کنیم، آمریکا اصلاً شروط را دیکته نمی‌کند و ایران کارت‌های زیادی در دست دارد. در مقابل، آمریکا و اسرائیل با وجود توان نظامی عظیم، به‌خاطر نقص در راهبرد سیاسی به این نقطه رسیده‌اند. برای سنجش نتیجه جنگ، بوئن چهار هدفی را که ترامپ در سخنرانی مارالاگو ترسیم کرد مرور می‌کند. هدف اول نابودی موشک‌ها و صنعت موشکی ایران بود. به گفته بوئن نیروی دریایی ایران تقریباً نابود شده، اما گزارش‌های واشنگتن‌پست و نیویورک‌تایمز می‌گویند چیزی حدود ۷۰ تا ۷۵ درصد ذخایر موشکی ایران باقی مانده و بخش بزرگی از مکان‌های نگهداری هم دوباره در دسترس قرار گرفته است؛ پس این هدف محقق نشده است. هدف دوم خنثی‌کردن نیروهای نیابتی منطقه بود، اما به گفته او حزب‌الله با وجود ضربات سنگین هنوز می‌جنگد و شبه‌نظامیان عراق همچنان مسلح و قدرتمندند. هدف سوم برخاستن مردم و سرنگونی رژیم بود. موضع بوئن صریح است: «هیچ تغییر رژیمی رخ نداده است.» او می‌گوید این تصور که کشتن رهبر، رژیم را هم از بین می‌برد، نشانه ناآگاهی کاخ سفید از سازوکار قدرت در ایران است. به گفته او این رژیم ساختاری لایه‌لایه و به‌هم‌پیوسته دارد و بر ایدئولوژی‌ای قدرتمند استوار است که چیزهایی مانند شهادت‌طلبی را هم دربر می‌گیرد. او این هدف را دست‌بالا نیم‌امتیاز می‌داند. درباره احتمال خیزش آینده هم محتاط است و می‌گوید با وجود فشار اقتصادی و میلیاردها دلار خسارت، بیشتر مردمی که از رژیم حمایت نمی‌کنند فعلاً در خانه می‌مانند و تنها در پی زنده ماندن‌اند. هدف چهارم، که بوئن آن را مهم‌ترین می‌داند، جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای بود. او یادآوری می‌کند که ایران همواره این هدف را انکار کرده، هرچند ایران اورانیوم را بسیار فراتر از سطح غیرنظامی غنی کرده. به تحلیل او، جایگاه مطلوب ایران بودن در آستانه هسته‌ای است؛ داشتن این گزینه به‌عنوان اهرم فشار. او می‌افزاید توافق برجام در سال ۲۰۱۵ محدودیت‌های سخت‌گیرانه‌ای بر غنی‌سازی گذاشته بود که ایران به آن پایبند بود، تا آنکه ترامپ آمریکا را از آن خارج کرد؛ اقدامی که به باور بوئن مسیر را به سمت جنگ کنونی باز کرد و بهای سنگینی به اعتبار آمریکا تحمیل کرد. نکته کلیدی دیگر بوئن درباره روحیه نسل تازه رهبران ایران است. او می‌گوید نسل قدیم، از جمله رهبر پیشین، محتاط بودند چون آمریکا همواره تهدید نابودی را بالای سرشان نگه می‌داشت. اما حالا به آنها حمله شده و نابود نشده‌اند، و نسل جدید با خود می‌اندیشد: «آن‌ها بدترین کارشان را کرده‌اند. ما هنوز اینجاییم.» در جمع‌بندی، بوئن به ارزیابی فیلیپس اوبراین، استاد روابط بین‌الملل، اشاره می‌کند که گفته بود اگر این متن درست باشد، «این یک عقب‌نشینی کامل از سوی ترامپ است و از نظر تاریخی سریع‌ترین و قاطع‌ترین شکست در یک جنگ در تاریخ ایالات متحده است.» بوئن می‌گوید گفتن این حرف شاید کمی زود باشد، چون جنگ ممکن است دوباره آغاز شود و محتمل‌ترین سناریو یک درگیری فرسایشی کم‌شدت است. اما تردیدی ندارد که این یک شکست راهبردی جدی برای آمریکا و به‌طور ضمنی برای اسرائیل است، مگر آنکه ترامپ بتواند توافقی رقم بزند که ایران را به جایی برساند که او می‌خواهد، نه جایی که خود رژیم می‌خواهد.

Panah Farhadbahman 🎒

31,229 просмотров • 4 месяцев назад

در روز ۷ اکتبر سال ۲۰۲۳ یک اتفاق بسیار عجیب نظامی باعث شد که بحث‌های باز در مورد زنان و قدرت عملیاتی آنان در نبرد با دشمن برای همیشه از بین برود. این سوال همیشه وجود داشت که آیا زنان قادر هستند که زیر آتش و تهدید شدید و چندبرابر، یک دیوار کاملاً مستحکم پدافندی را به وجود آورده و موفقیت‌آمیز آن را نگهداری کنند؟ در ۷ اکتبر این سوال به خوبی پاسخ داده شد. البته ما علاقه‌مندان به گستره‌های تاریخی نظامی از زنی اوکراینی به نام ماریا اوکتیابرسکایا شنیده بودیم که در جنگ جهانی دوم و به خاطر کشته شدن شوهرش تمام دارایی‌های خودش را فروخته بود، یک تانک خریده بود و اصرار داشت که خودش آن را در جبهه رانندگی کند، اما این داستان کمی اغراق‌آمیز بود و او بعدها خودش فقط راننده تانک بود، در حالی که فرمانده و تیرانداز تانک مرد بودند. اما در ۷ اکتبر، موضوع کاملاً تفاوت کرد: در آن روز که تروریست‌های مسلمان حماس به اسرائیل حمله کردند و زن و بچه و مرد اسرائیلی را با نفرت می‌کشتند، شوکی که به اسرائیل وارد شد کاملاً غیرقابل‌تصور بود، بخصوص این که ۴۸ ساعت تمام، سیستم‌های دفاعی اصلاً هماهنگ نبودند و غافلگیری صددرصد بود. در این بین، دو یا سه تانک و زره‌پوش اسرائیلی که در مرز مصر مشغول گشت‌زنی بودند دریافتند که در فاصله‌های زیاد در شمال محل استقرارشان یک اتفاق بسیار مهم رخ داده است و این که از سوی غزه تعداد زیادی تروریست مسلح به همه‌چیز با وانت و موتورسیکلت در حال ریختن به داخل شهرک‌های اسرائیلی در نزدیک غزه هستند. پرسنل این دو تانک، یعنی راننده، تیرانداز و فرمانده همگی دختران جوان هستند که بلافاصله با خلاقیت نظامی خودشان وارد عمل می‌شوند و به سرعت به طرف غزه پیشروی می‌کنند، عملی که خودش بسیار عجیب است، چون تانک معمولاً خودش مسافت زیادی نباید طی کند و معمولاً یک کشنده سنگین او را به محل نبرد می‌برد. به هر روی کاری که این دختران کردند، وارد رکوردهای نظامی جهان شد : آنان ۱۷ ساعت تمام جنگیدند، بیش از ۵۰ تروریست را خنثی کردند، یک ورودی تهاجمی تروریست‌ها از غزه به اسرائیل را نه تنها بستند، بلکه بارها از حالت دفاعی به حالت تهاجمی عوض کردند در حالی که دشمن مسلح به موشک‌های ضدتانک وحشتناک بود و هر لحظه احتمال نابودی همه آنان می‌رفت. از این‌ها گذشته، این دختران، دو شهرک اسرائیلی را از مرگ و نابودی حتمی نجات دادند، به نیروهای از راه‌رسیده پشتیبانی زرهی دادند، از زخمیان دفاع کردند، پشتیبانی رزمی و لجستیکی امداد و تهاجم را پوشش دادند. ۱۷ ساعت، بدون وقفه، بدون حتی پنج دقیقه وقفه! هیچ کشوری در تاریخ مدرن بشری چنین واقعیتی را تاکنون به خود ندیده، و تا آن زمان، هیچ ارتشی در دنیا ترکیب این‌چنین نیرو نداشته است. این دختران در اصل یک باب جدید در معادلات نبرد زمینی و زرهی در تاریخ بشریت باز کردند. نویسنده این مطلب را امروز نوشت تا بدون تعارف به یک موضوع مهم اشاره کند: شکی نیست، نبرد نهائی ایران برای آزادی در راه است، و ما باید به این موضوع فکر کنیم که استفاده از زن در میدان نبرد از دید تاکتیکی یک نکته بسیار مهم است. نه تنها به عنوان رزمنده، بلکه به عنوان نیروی فرماندهی میدانی، نه تنها از دید لجستیکی و پشتیبانی، بلکه خیلی فراتر از آن فرماندهی ستادی و هماهنگی شبکه نبرد. چرا که عمل کاملاً خودمختار و اتوماتیک این دختران اسرائیلی به ما نشان داد که زنان در میدان نبرد، دارای ویژگی‌هایی هستند منحصر به فرد و کاملاً درخور توجه. هدف باید این باشد که از زن در میدان نبرد نه تنها به عنوان اسلحه مخرب و به شدت خطرناک استفاده کرد، بلکه باید به او این امکان و فضا را داد که این اسلحه را سر خود و بر اساس تشخیص شخصی مورد استفاده قرار دهد. با سپاس رضا.

Reza

30,591 просмотров • 1 месяц назад

متن کامل سخنرانی در روز دوم «کنفرانس ایران» به میزبانی سازمان نوفدی که به «برنامه دوران اضطرار» و پروژه شکوفایی ایران اختصاص داشت. ١٠ سپتامبر ٢٠٢۵ (١٩ شهریور ٢۵٨۴/١۴٠۴) واشینگتن دی‌سی ---------------- دوستان عزیز، هم‌میهنان گرامی، پیش از هر چیز، از همه شما که دیروز و امروز در کنفرانس ایران حضور داشتید و همچنین از همه کسانی که این نشست را از سراسر جهان دنبال کردند، صمیمانه سپاسگزارم. همچنین وظیفه خود می‌دانم از سازمان نوفدی و همه کارشناسان و متخصصانی که در پروژه «شکوفایی ایران» و به‌ویژه در تدوین برنامه مرحله اضطرار مشارکت کرده‌اند، قدردانی کنم. همان‌طور که در روز رونمایی از این پروژه گفتم، این یک پروژه ملی است؛ پروژه‌ای متعلق به همه ملت ایران. از همان روز نخست انتشار برنامه مرحله اضطرار، ما اعلام کردیم که از نقدها و پیشنهادها استقبال می‌کنیم. اساساً هدف از انتشار این برنامه در این مقطع، همین بود: تا در معرض نقد و بررسی دقیق قرار گیرد، چکش‌کاری شود و در نهایت، به بهترین نسخه خود برای زمان اجرا بعد از سقوط این رژیم برسد. باعث خوشحالی است که از زمان انتشار، هزاران نقد و پیشنهاد به دست ما رسیده است. تیم نویسندگان و گردآورندگان همه آنها را با دقت بررسی کرده‌اند و خواهند کرد و از آن‌ها برای بهبود برنامه بهره خواهند گرفت. البته در کنار نقدهای سازنده، تخریب، سنگ‌اندازی و اتهام‌زنی هم متاسفانه بوده است. این موضوع برای من جای تعجب نداشت، زیرا اطلاع دقیق دارم که رژیم در ماه‌های گذشته کارزاری تازه و سازمان‌یافته برای حمله و تخریب علیه من، تیم و فعالیت‌هایمان آغاز کرده است. این کارزار تخریب به‌ویژه از زمان اعلام پلتفرم همکاری ملی برای جذب نیروهای نظامی، انتظامی، امنیتی و دولتی شدت گرفت؛ پس از برگزاری موفقیت‌آمیز و شکوهمند همایش مونیخ، وارد فاز تازه‌ای شد؛ و با انتشار برنامه مرحله اضطرار به اوج خود رسید. تکلیف با آنهایی که آگاهانه به دنبال حفظ این رژیم ضدایرانی هستند روشن است. امیدوارم معدود کسانی نیز که ناآگاهانه در دام رژیم افتاده‌اند، راه خود را از بدخواهان جدا کنند. بار دیگر تأکید می‌کنم: همه آنهایی که به اصول بنیادینِ «حفظ تمامیت ارضی ایران، پاسداری از آزادی‌های فردی و برابری همه شهروندان، جدایی دین از حکومت، و حق ملت ایران برای انتخاب شکل حکومت آینده خود» باور دارند، باید بتوانند با هم همکاری کنند. من از همه آنها دعوت می‌کنم که بخشی از راه‌حل باشند و به این کارزار ملی بپیوندند. اما برای آنها که می‌خواهند بخشی از مشکل باقی بمانند، ما حتی یک ثانیه وقت تلف نخواهیم کرد. این قطار در حال حرکت است و با تخریب‌ها و سنگ‌اندازی‌ها متوقف نخواهد شد. امروز جمهوری اسلامی در ضعیف‌ترین و شکننده‌ترین وضعیت خود در طول ۴۶ سال گذشته قرار دارد، و از تامین ابتدایی‌ترین نیازهای مردم ایران، همچون آب و برق و سوخت، ناتوان است. در مقابل، ما از همین امروز در حال برنامه‌ریزی هستیم تا پس از سقوط رژیم، مشکلات مردم به سرعت حل شود. ما امروز، هم برای سرنگونی این رژیم استراتژی و برنامه داریم، و هم برای جایگزینی آن. و گام‌به‌گام بر اساس این برنامه مدون پیش می‌رویم. نگاهی به حجم فعالیت‌ها و موفقیت‌های کارزار ما در همین دو ماه گذشته، بهترین نشانه و دلیل است که چرا باید به پیروزی ایمان داشته باشیم.

Reza Pahlavi

397,574 просмотров • 1 год назад

هم‌میهنان عزیزم، لحظاتی سرنوشت‌ساز پیشِ روی ماست. کمکی که رئیس‌جمهور ایالات متحده به مردم شجاع ایران وعده داده بود، اکنون رسیده است. این یک مداخله بشردوستانه است؛ و هدف آن، جمهوری اسلامی، دستگاه سرکوب و ماشین کشتار آن است؛ نه کشور و ملت بزرگ ایران. اما، با وجود رسیدن این کمک، پیروزی نهایی هم‌چنان به دست ما رقم خواهد خورد. این ما ملت ایران هستیم که در این آخرین نبرد کار را تمام خواهیم کرد. زمان بازگشت به خیابان‌ها نزدیک است. اکنون که جمهوری اسلامی در حال فروپاشی است، پیام من به نیروهای نظامی، انتظامی و امنیتی کشور روشن است: شما سوگند خورده‌اید حافظ ایران و ملت ایران باشید، نه حافظ جمهوری اسلامی و سرکردگانش. وظیفه شما دفاع از مردم است، نه دفاع از رژیمی که با سرکوب و جنایت، میهن ما را به گروگان گرفته است. به ملت بپیوندید و به یک گذار باثبات و امن کمک کنید. در غیر این صورت، با کشتی درهم‌شکسته خامنه‌ای و رژیمش غرق خواهید شد. و پیام من به رئیس‌جمهور ایالات متحده، پرزیدنت ترامپ، این است: ملت شریف ایران، با وجود سرکوب و کشتار وحشیانه این رژیم، نزدیک به دو ماه با دلاوری ایستادگی کرد. اینک از شما می‌خواهم بیشترین احتیاط ممکن را برای حفظ جان غیرنظامیان و هم‌میهنانم به کار ببرید. مردم ایران، متحدان طبیعی شما و جهان آزادند، و یاری شما در سخت‌ترین دوره تاریخ معاصر ایران را فراموش نخواهند کرد. و به شما هم‌میهنان عزیزم در ایران: در این ساعت‌ها و روزهای حساس، بیش از هر زمان دیگر باید بر هدف نهایی خود متمرکز بمانیم: بازپس‌گرفتن ایران. من از شما می‌خواهم که در حال حاضر در خانه‌های خود بمانید و آرامش و امنیت خود را حفظ کنید. هوشیار و آماده باشید تا در زمان مناسب، که به‌طور دقیق به اطلاع شما خواهم رساند، برای اقدام نهایی به خیابان‌ها باز گردید. پیام‌های من را از طریق شبکه‌های اجتماعی و رسانه‌های ماهواره‌ای دنبال کنید. اگر در اینترنت و ماهواره اختلال ایجاد شد، از طریق امواج رادیویی با شما در تماس خواهم بود. ما به پیروزی نهایی بسیار نزدیکیم. می‌خواهم هر چه زودتر در کنار شما باشم تا با هم ایران را پس بگیریم و دوباره بسازیم. پاینده ایران، رضا پهلوی

Reza Pahlavi

14,058,490 просмотров • 7 месяцев назад

ونس: هفته اول بعد از امضای تفاهم‌نامه، ما روزانه ۲۰ میلیون بشکه نفت از تنگه هرمز دریافت می‌کنیم. قبل از جنگ هم همین‌طور بود. قیمت نفت به شدت پایین می‌آید. و عناصری یعنی تندروها در نظام ایران، یک جورایی وحشت‌زده می‌شوند. آنها می‌گویند: «اوه لعنتی، آیا ما همین الان مهم‌ترین نقطه اهرم خود را از دست دادیم؟» سلاح‌های هسته‌ای را بیخیال، ما فقط این اهرم را در این تفاهم‌نامه از دست دادیم. و بنابراین این نوع وحشت در سیستم آنها ایجاد شد. بنابراین آنها به چند کشتی شلیک کردند. ما هم پاسخ دادیم. فکر می‌کنم این کاملاً مناسب بود. البته، اگر قرار است آنها به کشتی‌ها شلیک کنند، ما هم به افرادی که به کشتی‌ها شلیک می‌کنند، شلیک خواهیم کرد یا تأسیساتی که آنها برای شلیک به کشتی‌ها استفاده می‌کنند، از بین خواهیم برد. بنابراین این اتفاق می‌افتد، بسیار خب. و سپس ایرانی‌ها اعلام می‌کنند و متوجه می‌شوند که حق با شماست، ما نباید به کشتی‌ها شلیک می‌کردیم. بنابراین آنها دوباره به میز مذاکره بازمی‌گردند و چند روز دیگر مذاکره انجام می‌شود. و سپس مرحله‌ای که آنها الان در آن قرار دارند این است که تندروها به شدت، واقعاً با شدت به تمام نفتی که از تنگه هرمز خارج می‌شود، واکنش نشان داده‌اند. و آنها اساساً گفتند، ما سعی می‌کنیم این روند را متوقف کنیم. ما از از دست دادن اهرم فشار خود می‌ترسیم. اکنون عمل‌گرایان در سیستم آنها می‌گویند این یک اشتباه بود. بیایید به گفتگو ادامه دهیم. و بازهم، آیا من می‌دانم که در نهایت اوضاع چگونه پیش خواهد رفت؟ البته که نمی‌دانم. اما کاری که ما انجام می‌دهیم یک رقص دیپلماتیک ظریف است که در آن از نقاط اهرم اقتصادی استفاده می‌کنیم. ما از سیاست هویج و چماق استفاده می‌کنیم. ما سعی می‌کنیم با عمل‌گرایان صحبت کنیم. و سپس البته وقتی آنها مرتکب اعمال خشونت‌آمیز می‌شوند، ما به آن پاسخ می‌دهیم. و همه اینها به طور همزمان در حال وقوع است تا ما را در مسیر بهتر قرار دهد.

آرش یوسفی -ARASH

22,422 просмотров • 2 месяцев назад

بردیم! برای دومین بار! ترامشلوها نزدیک به یک میلیون دلار هزینه کرده اند و ما (میرا نصیری، محمد موسوی و ایمان آسمانی) توانستیم با دستانی خالی، و بدون وکیل برای بار دوم، ترامشلوها را به عقب برانیم. این پیروزی تنها از آنِ ما نیست. بلکه از آنِ تمام مردمیست که سال‌ها تحت استبداد جمهوری اسلامی به سر برده و آسایش و جان و مال خود را در راه آزادی میهن، از دست داده اند. بخش سوم دادگاه در میانه ماه دسامبر برگزار خواهد شد. در این بین، مدارک بسیاری در اختیار داریم که در حال ترجمه رسمی هستند. شما نیز می توانید مستندات مهم مربوط به این پرونده را برایمان ارسال کنید. در آخر و به ویژه برای کسانی که در جریان نیستند، این توضیح را به اشتراک می‌گذارم: کمپین مالی ترامشلوها در سال ۲۰۲۳ و جهت دریافت کمک مالی برای مبارزه حقوقی با متا در آمریکا، راه اندازی شد. در آن زمان، سینا و ادریس لاریجانی به متا شکایت برده بودند و در نتیجه آن، حساب های اینستاگرامی ام بسته شدند. نزدیک به ۹ هزار دلار در طول چند ماه جمع آوری شده و با پیگیری یک وکیل خبره کانادایی، توانستم حساب‌هایم را پس از ۸ ماه، بازیابی کنم. پس از طرح شکایت ترامشلوها در دادگاه بریتیش کلمبیا، این کمپین را به مسیر حقوقی مبارزه با ترامشلو ها اختصاص داده و درخواست کمک مالی را برای باری دیگر با همگان به اشتراک گذاشتم. از آن پس، نزدیک به ۱۸ هزار دلار کانادا، جمع آوری شده که بیشترین بخش آن در جهت ترجمه های رسمی و مهرهای دادگاه و بخش دیگر برای دریافت مشاوره حقوقی صرف شده و می شود. ماهی مهزاد اطمینان یک مهره سوخته است که از طرف ترامشلوها در این پرونده قرار گرفته تا خبرچین آن‌ها باشد. همانطور که صداهای ضبط شده اش را پیشتر با شما به اشتراک گذاشته ام، وی در صدد بوده تا نام وکلایی که با آن‌ها کار می‌کنم را به دست بیاورد. بنابراین و برای بار دیگر اعلام میکنم که تا پایان این دادگاه، هیچ رسیدی به اشتراک نخواهم گذاشت و منابع حقوقی‌مان را ذکر نخواهم کرد! در نظر داشته باشید که پروسه های حقوقی کانادا بسیار هزینه برند. اگر قصد همراهی مالی دارید، محبت کرده، بدون منت و چشمداشتی از ما، پشتیبانی کنید. و بدانید که برای استخدام یک وکیل، حداقل به ۲۰ هزار دلار برای هر موکل نیاز است که در توان هیچیک از ما نیست. ما سه نفر، با تمام انرژی و وقت و جسارتمان، در برابر ترامشلوها ایستاده ایم و تا آخرین نفس هم به این مبارزه ادامه خواهیم داد؛ چه با همیاری مالی شما؛ چه با حمایت قلبیتان. بامهر، میرا نصیری #ترامشلو # Tarameshloo

Mira Nassiri

30,964 просмотров • 11 месяцев назад

هشداری چندباره به سیاستگذاران درباره فرصتهایی برای اتمام جنگ و تثبیت قدرت ایران که یکی پس از دیگری که از دست می‌روند. دیروز فدرال رزرو در چرخش مهم و کم‌سابقه، در حالی که نبرد برای مهار تورم خود را به اتمام نرسانده بود، نرخ بهره را 25bps افزایش داد، و حتی سیگنال افزایشی دیگر را در سال ۲۰۲۶ داد، امری که روند صعودی اوراق قرضه کوتاه مدت را تقویت و نگرانی را بر بازارهای مالی آمریکا حاکم ساخت (برای مثال شاخص Fear/Greed برای نخستین بار از ماه می در وضعیت Extreame Fear) قرار گرفت. اکنون سوال این است که سخنان مهم وارش در کنفرانس خبری حاوی چه نکته مهمی برای سیاستگذار ایرانی است؟ اکنون در شرایطی هستیم که مساله امکان تاثیرگذاری بر کلان روندهای اقتصادی در آمریکا توسط جریانهای حامی تسلیم بی قید و شرط در برابر آمریکا (که در ظاهر خود را طرفدار مذاکره جلوه می‌دهند) بالکل انکار میشود. از طرف دیگر سیاستگذار ایرانی نیز به دلایلی تصمیم به غمض عین در حوزه تحولات تنگه و خلیج فارس گرفته است و فرایند STS با روندی صعودی در حال تغییر نگرش بازار بر قیمت نفت و فرسایش حکمرانی ایران بر این تنگه راهبردی است و جهش اخیر به واسطه تحرکات انصارالله با اخبار مذاکراتی ایران و یمن با آمریکا و اخبار تعمیر شدن خط لوله و ... در حال مهار شدن است، و این در حالیست که به موجب سخنان وارش، تنشهای اخیر ژئوپولتیک نه تنها یکی از سه عامل اصلی بالابردن نرخ بهره بوده است، بلکه میتوان با استناد به سخنان خود وارش نشان داد که «عامل اصلی» بوده است؛ و عجبا و اسفا که برخی در تهران بدون چیدن زیرساختهای لازم برای «نقد کردن» تصاعد تنش اخیر و تبدیل آن به یک سازه توافقی در آستانه سفر مهم شی به واشنگتن، فرصتی مهم را برای تثبیت صلح در رویای اعتمادسازی با فلان کشور و بهمان کشور از دست می‌دهند. برای شروع ابتدائا لازم می‌دانم متن سخنان وارش را در چهار فراز و در پاسخ به خبرنگاران دقیقا نقل قول نمایم: ۱. بخش اول، دلیل پاسخ فدرال رزرو به شوک عرضه ناشی از انسداد تنگه هرمز، در پاسخ سوال ریچارد اسکوبیدو از سی بی اس: سوال خبرنگار «رئیس وارش، ممنون که این گفت‌وگو را انجام دادید. من ریچارد اسکوبیدو از شبکه CBS هستم. اجازه بدهید مستقیماً سراغ سؤالاتم بروم. می‌دانید، افزایش ۲۵ واحد پایه‌ای نرخ بهره، تنگه هرمز را بازگشایی نمی‌کند. بنابراین می‌خواهم بدانم به نظر شما این افزایش‌های کوچک‌تر نرخ بهره چگونه می‌توانند مؤثر باشند، وقتی لزوماً نمی‌توانند به سمت عرضه انرژیِ فشارهای تورمی رسیدگی کنند؟ پاسخ کوین وارش: «بله، سؤال خوبی است، ریچارد. ما نمی‌توانیم بر قیمت هیچ کالای منفردی اثر بگذاریم؛ چه قیمت نفت باشد و چه مواد غذایی در فروشگاه. اما کاری که می‌توانیم و انجام خواهیم داد این است که اطمینان حاصل کنیم هرگونه تغییر در قیمت‌های نسبی، در سطح اقتصاد گسترده‌تر نشود و آثار درجه دوم و درجه سوم در اقتصاد ایجاد نکند. این وظیفه‌ای است که بر عهده ما گذاشته شده، و ما همین کار را انجام خواهیم داد.» ۲. بخش دوم، مطرح کردن مساله دلایل افزایش تغییر نرخ بهره: سوال خبرنگار: «سلام، حال شما چطور است؟ ممنون. می‌توانید کمی بیشتر برایمان توضیح دهید که از جلسه ماه جولای تا امروز چه چیزی تغییر کرده است؟ همان‌طور که اشاره کردید، در آن زمان فدرال رزرو تصمیم گرفت نرخ بهره را بدون تغییر نگه دارد. و در همین ارتباط، آیا می‌توانید برایمان توضیح دهید که آیا گزارش خرده‌فروشی امروز نشان می‌دهد که تقاضا در حال داغ‌تر شدن است و در نتیجه احتمالاً تهدیدی برای افزایش بیشتر قیمت‌ها ایجاد می‌کند؟» ممنون.» پاسخ کوین وارش: «بله. همان‌طور که شاید بدانید، من آدمی نیستم که به یک داده خاص وابسته باشم؛ بنابراین نمی‌خواهم صرفاً بر اساس داده‌ای که در اختیار ما قرار می‌گیرد، واکنش خاصی نشان بدهم. اما درباره سؤال اول شما، فکر می‌کنم سؤال مهم‌تر همین است: در هفت هفته‌ای که از آخرین دیدار ما گذشته، چه اتفاقی افتاده است؟ اول از همه باید بگویم که اکثریت قابل‌توجهی از همکارانم، هفت هفته پیش، معتقد بودند که این هفت هفته، سرمایه‌گذاری خوبی بوده است؛ راهی برای خریدن زمان تا بتوانیم تصمیمی سنجیده بگیریم. می‌خواهم به سه اتفاقی اشاره کنم که در فاصله بین این دو جلسه رخ داده است. نخست، هفت هفته پیش درباره قدرت اقتصاد قضاوتی داشتم. از آن زمان مجموعه نسبتاً گسترده‌ای از داده‌ها، از جمله داده‌های مربوط به بازار کار، نشان داده‌اند که اقتصاد تقویت شده است. شاید شنیده باشید که چند هفته پیش در جکسون هول هم به این موضوع اشاره کردم. این قضاوتی است که من و کمیته به آن رسیده‌ایم. دوم، روندهای تورم است. من در جکسون هول گفتم که روندها اهمیت دارند. گفتم باید از پنجره بیرون را نگاه کنیم و واقعیت را مورد بررسی قرار دهیم. قضاوت من چند هفته پیش این بود که روندهای تورمی تابستان از این آزمون سربلند بیرون نمی‌آمدند. از آن زمان تاکنون اطلاعات بسیار کمی دیده‌ام که باعث شود در این تصمیم تجدیدنظر کنم؛ بنابراین همچنان بر همان موضع باقی مانده‌ام. و سومین چیزی که در این هفت هفته تغییر کرده، ژئوپلیتیک است. نمی‌توان از نقاط بحرانی در سراسر جهان چشم پوشید، و قضاوت ما درباره اینکه کدام وضعیت ژئوپلیتیکی محتمل‌تر و کدام‌یک کم‌احتمال‌تر است، تغییر کرده است. هر سه این عوامل، زمینه را برای یک تصمیم قاطع و یکپارچه امروز فراهم می‌کنند.» ۳. بخش سوم: پاسخ به سوال نیک تیمیراس از وال استریت ژورنال در مورد دلیل تغییر رویکرد وارش نسبت به گذشته سوال خبرنگار: «ممنونم، نیک تیمرائوس از وال‌استریت ژورنال. رئیس [فدرال رزرو]، پاییز گذشته شما ابراز نگرانی کرده بودید که فدرال رزرو در آستانه ارتکاب، به قول خودتان، ششمین یا هفتمین «اشتباه بزرگ» خود قرار دارد؛ آن هم با این تصمیم که اقتصاد آن‌قدر قوی است که کاهش نرخ بهره را توجیه نمی‌کند. اما امروز شما نرخ‌ها را کاهش دادید. می‌توانید توضیح دهید که چه چیزی باعث شد ارزیابی خود شما از اقتصاد آمریکا از آن زمان تا امروز تغییر کند؟» پاسخ کوین وارش: «خب، من تمام آن زمینه و چارچوب بحث را به خاطر ندارم، اما می‌توانم درباره وضعیت فعلی رشد اقتصادی به شما بگویم. حدس من، زمانی که حدود صد و ده یا صد و بیست روز پیش [به فدرال رزرو] آمدم، این بود که اقتصاد آمریکا در حال تقویت شدن است. حتی طی چند هفته گذشته، فکر می‌کنم اکنون داده‌هایی داریم ــ اگر بخواهیم تعریف گسترده‌ای از داده‌ها داشته باشیم ــ که نشان می‌دهند اقتصاد واقعاً تقویت شده و رشدِ زیربنایی بالاتر رفته است. مشکل، تورم است. ثبات قیمت‌ها بیش از پنج سال و نیم است که به یک مشکل تبدیل شده است. بنابراین، کاری که کمیته امروز تصمیم گرفت انجام دهد این بود که اقدامی صورت دهد تا بازگشت به‌موقع به هدف ثبات قیمت‌ها تضمین شود. ثبات قیمت‌ها، بنیان رشد اقتصادی است و فکر می‌کنم امروز گام مهمی برای تحقق آن برداشتیم؛ و بخشی از این کار را نیز از طریق حذف آن میزان از سیاست انبساطی که پیش‌تر به آن اشاره کرده بودم انجام دادیم.» ۴. پاسخ به سوال نیل ایرون از اکسیوس در مورد دلایل بالارفتن بازدهی اوراق و نسبت آن با تنشهای ژئوپولتیک سوال خبرنگار: «ممنونم، آقای رئیس. نیل اروین از آکسیوس. بازده اوراق قرضه بلندمدت طی چند ماه گذشته، و به‌ویژه در چند هفته اخیر، به میزان قابل‌توجهی افزایش یافته است. فکر می‌کنید بازار اوراق قرضه چه پیامی به شما می‌دهد، به‌خصوص درباره چشم‌انداز رشد اقتصادی، نرخ بهره خنثی (Neutral Rate) و اینکه این وضعیت چه پیامدهایی برای سیاست پولی دارد؟» پاسخ کوین وارش: «بله. اجازه بدهید از منظر تاریخی به موضوع نگاه کنم. اینکه قیمت‌های بازار اوراق قرضه از این به بعد چه مسیری را پیش‌بینی می‌کنند، من می‌خواهم اجازه بدهم خودشان این کار را انجام دهند. می‌خواهم بگذارم بازار هر داستانی را که می‌خواهد به من بگوید. وظیفه من این است که آن داستان را مورد پرسش و بررسی قرار دهم. اما اگر بپرسید چرا بازدهی‌ها، مثلاً از زمان آخرین نشست FOMC تا امروز، افزایش یافته‌اند، من سه دلیل برایتان می‌آورم؛ هرچند باید بگویم این عوامل معمولاً هم‌زمان و درهم‌تنیده‌اند. این مجموعه‌ای پیچیده از عوامل است که بر مهم‌ترین دارایی در سراسر جهان، یعنی اوراق خزانه‌داری ۱۰ساله آمریکا، تأثیر می‌گذارند. این اوراق همان داراییِ بدون ریسک هستند که قیمت‌گذاری تقریباً تمام دارایی‌های جهان به آن مرتبط است. پس سه عامل را مطرح می‌کنم: اول، قدرت اقتصادی: فکر می‌کنم بخشی از دلیل افزایش بازده اوراق بلندمدت در طول سال ۲۰۲۶ این است که اقتصاد تقویت شده است. دلیل دوم، رقابت برای جذب سرمایه: افزایش شدید مخارج سرمایه‌ای که در اظهاراتم به آن اشاره کردم، واقعی است. شرکت‌هایی که اصطلاحاً هایپراسکیلرها (Hyperscalers) نامیده می‌شوند، در بازار مشغول جذب منابع مالی هستند. بنابراین رقابت برای سرمایه واقعاً وجود دارد و فکر می‌کنم تا حدی افزایش بازدهی اوراق را توضیح می‌دهد. عامل سوم: ژئوپلیتیک است. وضعیت در نقاط بحرانی مختلف جهان باعث افزایش بازدهی‌های بلندمدت شده است. موضوع فقط قیمت‌های نقدی انرژی یا قیمت‌های لحظه‌ای ذرت، سویا یا گندم نیست. بلکه مسئله، تفاوت میان این قیمت‌های نقدی و چیزی است که اصطلاحاً «کرک اسپرد» (Crack Spreads) نامیده می‌شود؛ یعنی اینکه این تفاوت قیمت‌ها چه معنایی برای محصولاتی دارد که در نهایت به فروشگاه‌های سراسر کشور راه پیدا می‌کنند. فکر می‌کنم این سه مورد، مهم‌ترین توضیحات هستند؛ اما قطعاً فهرست کاملی از عوامل نیستند.» ---------------------------------------------------------------------------- پایان نقل قول از مصاحبه خبری وارش ---------------------------------------------------------------------------- وارش در سخنانش هم در بیان دلایل رویکرد تهاجمی فد، و هم در مقام دلایل رشد بازدهی اوراق، به مساله تنشهای ژئوپولتیک اشاره می‌کند. در سوال اول خبرنگار صراحتا به مساله انسداد تنگه اشاره و تلویحا آنرا عامل اصلی رویکرد فد دانسته، پاسخ فد را برای باز شدن تنگه بی اثر ارزیابی می‌کند؛ اما وارش میگوید که با اینکار تلاش شده تا جلوی گسترش آثار تورمی آن و تبعات مرتبه دوم و مرتبه سوم آن گرفته شود. پر واضح است که هم مساله تورم و هم مساله رشد اقتصادی آمریگا در جلسه ماه جولای فد نیز مد توجه بوده‌ و در بیانیه فد، سند Minutes و کنفرانس خبری وارش به این دو مورد دقیقا اشاره شده است. لذا این دو اموری نیستند که بتوان آنها را مصداق «تغییری عمده» در نگاه وارش و سایر اعضای فد تلقی کرد. چیزی که در این مدت تغییر کرده، استمرار تنشهای ژئوپولتیک خصوصا جنگ ایران و تصاعد تنش اخیر در باب المندب بوده که چشم انداز آعضای فد را برای اتمام «زودگذر» این تنشها از بین برده و «روندی» جدید ساخته است که فدرال رزرو باید به آن واکنش نشان دهد. این، مساله ای است که پیشتر نگارنده بارها و بارها با استناد به سخنان مکرر جروم پاول (رییس سابق فدرال رزرو) نسبت به اهمیت آن هشدار داده و تذکر داده است که Fed از شوکهای موقت عبور می‌کند، اما اگر شوکها شکل روندی به خود بگیرند، حتما به آن واکنش نشان می‌دهد. این «روند» که وارش نیز آنرا کاملا به رسمیت شناخته است، در اصل معادله جدیدی ناشی از ضرب شدن شوک باب المندب در شوک تنگه هرمز است که با ضرب شدن در تورم چسبنده و اقتصاد قدرتمند آمریکا، باعث رویکرد تهاجمی فد شده، و همچنین با تجمیع با رقابت جذب سرمایه شرکتهای بزرگ موجبات جهش بازدهی اوراق قرضه را فراهم کرده است، جهشی که عمده آن به دلیل رشد قابل توجه term premium نگهداری اوراق است و مساله رشد اقتصادی آمریکا در آن وزن محدودی دارد. متاسفانه در شرایط فعلی کشور، درک مقامات از اهمیت این نکات بسیار محدود است، و جریانهای غربگرا که پیش از جنگ گزینه نفت و تنگه هرمز را کوچکنمایی می‌کردند، اکنون هرگونه اثر قیمت نفت بر روندهای کلان اقتصاد آمریکا را ناممکن جلو می‌دهند. این جریان نیز با مستمسک قرار دادن «نرسیدن نفت به ۱۵۰ دلار» در حال تولید این روایت است که تنگه اثری در مهار ترامپ نداشته است. از طرف دیگر سیاستگذار نیز با عدم درک شرایط حساس، در حال مجال دادن به فرایندی آمریکایی-هندی-اماراتی برای STS است که روزانه حجم زیادی از نفت پشت تنگه را از طریق کشتیهای کوچک و لنجها در مسیر نزدیک ساحل جنوبی جابجا کرده و حاکمیت ایران بر تنگه را مخدوش می سازد و مانع فراتر رفتن نفت از مرزهای تحمل بازارهای مالی جهان می‌شود. همانطور که بارها عرض شد مساله این نیست که با جهش نفت، «اقتصاد آمریکا را نابود کنیم» بلکه مساله این است که چطور «ریسک رکود جهانی» را به پکن و واشنگتن بفروشیم، بدون اینکه از خطوط قرمز عبور کنیم. مساله اساسی این است که نه حساسیت شرایط درک می‌شود و نه برای نقد کردن آن در قالب توافقی چند جانبه که یک ضلع آن چین است، اقدام مهمی صورت می‌گیرد و فرصت سفر ترامپ به پکن (در ماه می) و سفر قریب الوقوع شی به واشنگتن آن هم در مقطع نفت برنت ۱۰۵ دلاری و بالا رفتن نرخ بهره در آمریکا، به راحتی دود شده و به هوا فرستاده می‌شود. همین جریانهای غربگرا بارها از عدم تمایل چین برای مداخله در خاورمیانه سخن می گفتند (همانطور که از ناکارآمدی ابزار تنگه و نفت سخن می‌گفتند) اما طرح سخنان مهم شی در بریکس و طرح چهار ماده‌ای شی در دیدار با سیسی که در آن عملا چین در قامت یک نظم ساز، بر خروج آمریکا از خاورمیانه تاکید و فلسطین را دال مرکزی حل مسائل منطقه معرفی می‌کند، این جماعت را مجددا رسوا کرده است، جماعتی که البته روی زیادی دارد و نفوذ بسیاری در دستگاههای حساس داشته و دارد. در پایان به سیاستگذاران هشدار می‌دهیم که نادیده گرفتن STS در تنگه هرمز به امید صیانت از سیاست همسایگی و ...، دودمان کشور را بر باد می‌دهد و روند مهمی را که عاقبت به تغییر رویکرد فدرال رزرو منجر شد، به خطر می‌اندازد. همچنین تصاعد تنش باید هدفمند باشد و زمینه را برای یک توافق کلان چند جانبه با مشارکت قدرتهای بزرگ و کشورهای منطقه فراهم کند. زمینه‌سازی برای مذاکرات نهایی همانقدر مهم است که افزایش فشار بر اقتصاد آمریکا، و نباید هیچ یک فدای دیگری شود. امید که چنین شود.

Mahdi Kharratiyan

119,447 просмотров • 11 дней назад

🚨از سرگیری حملات محدود آمریکا در محور جنوب و پاسخ رژیم: دلایل و چشم انداز تحولات پیش رو🚨 تحلیل: در مقطع فعلی آمریکا با حفظ محاصره دریایی و آغاز جنگ اقتصادی دست بالا را دارد و ترجیحا قصد درگیرشدن در جنگ فراگیر با ابعاد بزرگ منطقه ای ندارد. با اینکه خیلی چیزها به رفتار نظامی جمهوری اسلامی بستگی دارد، در حال حاضر دولت #ترامپ به طور اصولی بهترین راه برای خفه سازی و تسلیم سازی رژیم را ادامه جنگ اقتصادی و در صورت نیاز عملیات نظامی محدود می بیند. از آنجاییکه ج.ا در روزهای گذشته به پایگاه امریکایی ها در اردن حمله کرد و یک تلاش برای حمله پهپادی هم به امارات نشان داد و حوثی ها هم به یک کشتی عربستان سعودی حمله کردند، ایالات متحده در چارچوب متد #چمن_زنی برای کاهش خطر حملات ج.ا به کشتی ها و نفکش ها و نیروهای آمریکایی حملاتی را عمدتا در محور جنوب از سرگرفته است. آمریکا می خواهد قدرت مانور عملیاتی اش در تنگه هرمز تثبیت شود. اما پرسش کلیدی این است مگر آمریکا پیشتر بین 7 تا 25 ژوئیه گذشته تقریبا هر شب به مواضع جمهوری اسلامی در محور جنوب حمله نکرد؟ مگر ادمیرال برد کوپر فرمانده #سنتکام نگفته بود که باید حملات متوقف شود؟ مگر او نگفته بود که حملات به سقف اثربخشی خود رسیده است؟ پس چرا آمریکا دوباره حملات را از سرگرفته؟ چه اتفاق جدیدی رخ داده است؟ نکته من همینجاست! واقعیت این است که به دلیل زمان دادن به جمهوری اسلامی و در نتیجه قطع آن حملات، رژیم در همین باز زمانی و طبق اظهارات خود منابع آمریکایی فعالیتهایی برای احیای توان پدافند، موشکهای ضد کشتی و راداری انجام داده و برخی مقامات آمریکایی تایید کرده اند که علاوه بر ادامه حملات به کشتی ها، جمهوری اسلامی قصد داشته یک جنگنده اف ۳۵ رو با ضد هوایی یا MANPAD مورد حمله قرار دهد (که البته موفق نبود). حالا آمریکا بازهم حملات را شروع کرده ولی نکته اساسی ای که همیشه تاکید داشته ام (مساله زمان) اینجا بازهم به وضوح خودش را نشان داده. اساسا مشکل اینه که خود آمریکا به رژیم زمان می دهد! و در سایه زمانی که سپری می شود [حالا تحت لوای دیپلماسی فشار، جنگ ناقص یا جنگ اقتصادی] ما شاهد تلاش هرچند محدود ج.ا برای بازسازی اش هستیم. واقعیت این است که حمله های رژیم کمتر مثل سابق روی بهای نفت تاثیر می گذارد، مضاف بر اینکه کارت تنگه هرمز هم بی اثر شده است. ولی در صورت اشتباه محاسباتی و بسته به نوع رفتار نظامی رژیمی که در گوش رینگ افتاده، این حملات ممکن است منجر به کشته شدن غیرنظامیان در کشورهای منطقه، کشته شدن سربازان آمریکایی و اساسا باعث ایجاد دردسر فرسایشی زیاد برای کشورهای منطقه می شود. برای همین است که انور قرقاش مشار رئیس امارات متحده عربی دیروز گفت وضعیت نه جنگ نه صلح راه حل درستی نیست! او به نوعی از جنگ اقتصادی آمریکا حمایت کرد ولی انتقاداتی نیز در اظهارات او نسبت به ترامپ مستتر بود. جمهوری اسلامی در موقعیت افتضاحی است، اگر دست رو دست بگذارد کارت های باقی مانده اش را هم از دست می دهد. رژیم نمی تواند اهرم سازی موثر کند ولی می تواند با درگیری نظامی زیر آستانه جنگ تمام عیار زمان بخرد و آمریکا را در یک جنگ فرسایشی نگه دارد. ------ حرفهای بسنت و عجله در تحلیل و قضاوت ------ حرفهای اسکات بسنت در بوته عمل قابل سنجش است. مقامات آمریکایی از جمله خود ترامپ اظهارات ضد و نقیض زیادی داشته و دارند چرا که بر اساس ابهام جلو می روند. خود حرفهای بسنت دارای تناقضات زیادی است هرچند اصل سیاست اش درست است. بسنت در دولت تصمیم گیرنده اصلی نیست و این ترامپ است که تصمیم می گیرد و تا زمانی که نگوید رژیم جمهوری اسلامی باید برود و #شاهزاده_رضا_پهلوی را به رسمیت نشناسد و #اسرائیل وارد کارزار نظامی برای حذف فیزیکی نشود حرفها معیار سنجش معتبر برای من نیست. هنوز با اطمینان نمی توان گفت دولت ترامپ صد در صد خواهان تغییر رژیم در ایران به معنای واقعی است. تغییر رژیم به معنای واقعی با نبرد تن به تن مردم ایران و سپاه و حمایت مستقیم نظامی آمریکا/اسرائیل و تسخیر مراکز حکومتی و ... هزاران فاکتور دیگر رخ خواهد داد. فعلا چنین علائمی دیده نمی شود. تعییر رژیم در توییتر نیز رخ نمی دهد. در کف خیابان رخ می دهد! به رغم اظهارات مقامات آمریکایی هنوز یک نارسایی در راهبرد آمریکا وجود دارد: یک مشکل این است که این زور نظامی ای که آمریکا تا الان بکار گرفته نه آنقدر است که جمهوری اسلامی را وادار به تسلیم کند و نه آنقدر که رژیم را ساقط کند. اگر هدف آمریکا تغییر رژیم به معنای واقعی باشد ایجاد فلج اقتصادی و معیشتی در چارچوب جنگ اقتصادی فقط یک شرط لازم است اما شرط کافی نیست. شرط کافی برای سقوط و تغییر رژیم حمایت از مردم و بکارگیری اهرم نظامی قدرتمند از جمله اقدام ترکیبی است (همان چیزی که داوید برنئا رئیس پیشین #موساد چند روز پیش بیان کرد، او گفت جنگ اقتصادی کافی نیست.) شاید عده ای اینطور استدلال کنند که هنوز جا هست که جمهوری اسلامی از نظر اقتصادی ضعیفتر شود تا شرایط خیزش مردم فراهم شود. این را هم اگر مفروض بدانیم بازهم باید بدانیم که با دادن زمان به ج.ا حکومت می تواند قوای سرکوب را تقویت کند و منابع مالی برای سرکوب را حفظ و خود را برای جنگ با مردم مهیا تر کند. رژیم منابع مالی برای کشتار و نه اداره کشور را نزد خود نگه می دارد. نکته اساسی همیشگی من این است که با گذشت زمان ریسک پیچیده تر شدن و خطرناک تر شدن اوضاع در ایران واقعی و جدی است. بنابراین ما به شفافیت راهبردی نیاز از سوی آمریکا نیاز داریم: دولت ترامپ باید با دادن اولتیماتوم نهایی خواستار تسلیم بی قید و شرط ج.ا شود و اگر ج.ا تسلیم نشد دائما حرف نزند بلکه اقدام نظامی فراگیر را با هدف کمک به مردم ایران برای تغییر رژیم انجام دهد. با این اقدامات نیم بند نظامی نمیتوان ج.ا را ساقط کرد! یک مشکل دیگر: این اقدامات نیم بند آمریکا زیر سایه جنگ اقتصادی وقتی با دادن زمان به حکومت ادامه پیدا میکنه و وقتی ج.ا کشورهای منطقه را در واکنش هدف قرار می دهد، معادله راهبردی برای اسرائیل و کشورهای منطقه پیچیده تر و خطرناک تر میشود. چرا؟ چون امریکا مدیریت ریسک را با تکرار این سیکل اقدامات نظامی ناتمام و نیم بند عمدتا به کشورهای منطقه از جمله اسرائیل و عربستان و امارات و ... واگذار می کند. خودش عقب می کشد و اعلام پیروزی می کند ولی همیشه بار اصلی بازدارندگی و ریسک پذیری را به دوش کشورهای منطقه می اندازد. این در حالیست که اسرائیل و کشورهای عربی نمی توانند بازدارندگی خود را فدای زنجیره ای از کنش ها واکنش ها کنند و توان بازدارندگی شان را در برابر این چرخه های تکراری درگیری فرسوده کنند. من فکر نمی کنم تهدیدهای ج.ا بدون اقدامات نظامی فراگیر و بزرگ و قاطع آمریکا به شکلی که ساختار حکمرانی به طور فیزیکی از بین برود به طور مطمئن برطرف شود. آمریکا در نهایت راهی جز دادن هزینه مالی و جانی برای ساقط کردن رژیم ندارد. این هزینه را آمریکا نیز باید بدهد حتی با خون!

Hossein Aghaie, Ph.D.

72,306 просмотров • 27 дней назад