Video wird geladen...

Video konnte nicht geladen werden

Zur Startseite

اینو دیدم وقتی بهش نیاز داشتم، گفتم شاید توهم نیاز داری ببینیش🫵🏻

14,047 Aufrufe • vor 25 Tagen •via X (Twitter)

0 Kommentare

Keine Kommentare verfügbar

Kommentare vom Original-Post werden hier angezeigt

Ähnliche Videos

خودشیفته، نارسیسیت، نابالغ، اینسکیور، دغل‌باز، لاشی... فرقی نمی‌کنه که اسمش رو چی بذارید. اما اگه اندازه ۵ دقیقه حوصله کنید می‌خوام برای شما از یک لحظه بگم. لحظه‌ای که اولین جرقه‌ی همه دردسرهای بعدی رو می‌زنه. لحظه‌ای که مثل تیغی در گلو هم دردآوره و هم اجازه نمی‌ده غذا بخوری. که اگه فکری به حالش نکنی، باعث می‌شه سوتغذیه نحیفت کنه یا حتی بکشتت. (قبلش ویدیوی این پست رو ببینید) 🔖 پرده اول: کودکی گریه می‌کنه. شاید از گشنگی کلافه شده، شاید از تنهایی ترسیده. شاید پوشکش اذیتش می‌کنه. شاید پرخاش مراقبینش به همدیگه رو دیده. دستانش رو در هوا تکون می‌ده و رد چشمانش به دنبال چهره گرم مامان یا دست حمایتگر بابا می‌گرده. مامان درد مزمنی پیدا کرده. شاید کمرش درد می‌کنه. شاید چند وقتیه درگیر ترفیع شغلی باباست چون بابا پروژه جدیدی گرفته و چند وقتیه دیر وقت به خونه میاد و در دسترس نیست. مامان شاید بعد از زایمان، افسردگی گرفته. شاید مشکل مالی‌ای پیش اومده و بابای تحت فشار، مامان رو هم مضطرب و نگران کرده. شاید مامان و بابا به این‌جای زندگی فکر نکرده بودن و حالا چکه‌های گاه و بی‌گاه سقف رابطه‌شون تبدیل به نم‌گرفتگی همیشگی و پوسیدگی رنگ و گچ شده. هر چه که هست چشم‌های کودک می‌گرده و خط نگاهش به چهره در هم کشیده‌ای می‌خوره. به چشمانی کم‌فروغ. به صورتی عصبانی. به لب‌هایی که گوشه‌هاش پایین افتاده. به ابروهای درهم‌کشیده‌ای که نشانی از محبت در اون‌ها نیست. شاید چشم‌‌های کودک می‌گرده و می‌گرده اما نگاهی پیدا نمی‌کنه. و این نه ماجرای امشب و هفته پیش و ماه گذشته، بلکه پاسخیه که - شاید همیشه، شاید گاه‌به‌گاه - اما مستمر و پیوسته دریافت می‌کنه: ⚡️لحظه‌ای که چشم‌ها به جست‌وجوی چشمه خنک و زلال توجه و محبت رفتن اما تشنه، با مشک خالی و با مُشتی خاک در کام برگشتن. 🔖 پرده دوم: کودک بزرگ‌تر می‌شه. به هر حال شیرین و بامزه‌اس (مگر این که خیلی بدشانس باشه که حتی بامزه و لپ‌دار هم نباشه). اون‌طور که هر کودک ۳-۴ ساله‌ای به توجه و دیده شدن نیاز داره، او هم به دنبال نیازش می‌گرده. مثل ریشه‌ای در خاک به دنبال آب، مثل گرسنه‌ای به دنبال غذا. شاید اگه بچه گربه وحشی رو در جنگل یا صحرا پیدا کنید و نون خشکی جلوش بندازید، حتی بوش هم نکنه. اما گربه‌ی توی کوچه - البته نه کوچه‌های حالا که پر از غذای خشک خارجیه - با دنده‌هایی که از زیر پوستش کمی معلومه و تن نحیفش، همون نون خشک رو هم به دندون می‌کشه و با میو کردن ضعیفی سعی می‌کنه شما رو راضی کنه تا سوسیس وسط نون که بوش بهش خورده رو هم بهش بدید. هر چه که هست، کودک به روشی که نمی‌دونه از کجا میاد ولی براش کار می‌کنه، توجه رو می‌گیره و سیراب می‌شه. شاید چون مودبه، شاید چون همیشه موهاش آب و شونه شده‌اس، شاید چون بلده دست به کنترل تلویزیون نزنه. شاید چون وقتی عصبانیه می‌گه چشم و گریه نمی‌کنه، شاید چون بلده شعری که بچه‌های ۷-۸ ساله با مشکل می‌خونن رو از حفظ بخونه. شاید چون بلده باز هم به چشمان بی‌فروغ و صورت در هم‌کشیده یا لب‌هایی که نمی‌جنبه و شاید حتی چشمی که نیست، نگاه کنه بی آن که خم به ابرو بیاره. در عوض کاری کنه که اون چشم‌ها اندکی برق بزنن و لب‌ها کمی بخندن. ⚡️بالاخره راه‌حل کنار اومدن با اون لحظه پیدا می‌شه. 🔖 پرده سوم: نوجوون ۱۳ ساله در اتاقش نشسته و با خودش فکر می‌کنه - یا شاید حتی فکر نمی‌کنه و بعداً متوجه جریان ناخودآگاه فکرش می‌شه - و می‌گه: «دیدی چه بیابان وحشتی بود؟ دیدی که چه گرسنه و تشنه بودیم؟ اما ما موفق شدیم. نه! یه ذره دیگه تا موفقیت مونده... ولی دیدی چیزی رو ساختیم که دیگه همه چشم‌ها با ذوق و همه لب‌ها با خنده باهاش روبرو می‌شن؟ می‌دونم... همه‌ی همه که نیست. کلی چهره هست که تا حالا ندیدیم. این صورتایی که هر روز می‌بینیم هم به نظر می‌رسه هنوز هم بعضی وقت‌‌ها در‌هم‌کشیده و کم‌فروغه. آخ! دیدی پریروز دو تاشون بهمون لبخند نزدن؟ خیلی تلخ بود. ولی جای نگرانی نیست. چون این چیزی که داریم می‌سازیم یکم دیگه، اگه فقط یکم دیگه روش کار کنیم دیگه به همه چشم‌ها و لب‌ها ذوق و خنده میاره» 🔖 از پرده سوم به بعد، برنامه‌ریزی پیش‌فرض مشخصه: یکم دیگه روی اون چیزی که داریم می‌سازیم کار کنیم تا دیگه همه بپسندنش. تا دیگه از اون جست‌وجو با کام تشنه و پرخاک و مشک خالی برنگردیم. تا دیگه اون لحظه ⚡️ تکرار نشه. اما کیه که ندونه دنیا کارش ناکام کردنه؟ کیه که ندونه آدم‌ها اصلاً به مشک ما نگاه نمی‌کنن که بخوان پرش کنن؟ این رو من و شما می‌دونیم، اما گربه‌ای که با نون خشک سیر شده نمی‌دونه. ریشه‌ای که جون کنده تا خودش رو به آب برسونه نمی‌دونه. و این همون تیغ در گلوست. هر ارتباط جدید با برنامه‌ریزی پیش‌فرض تکرار نشدن اون لحظه آغاز می‌شه و بعد از اندکی - اگه ادامه‌دار بشه - به گروگان گرفته می‌شه تا هیچ وقت باعث رخ دادن دوباره اون لحظه ⚡️ نشه. به هر حال اون لحظه خیلی خیلی دردناکه و ما هم این همه سال زحمت کشیدیم تا این محصول همه‌پسند رو بسازیم. حالا درسته کماکان یکی دو تا جاش گیر و گور داره. اما تیم توسعه قول داده با فیدبک‌های جدید حتماً محصول نهایی رو تا چند ماه دیگه آماده کنه. چیزی که مهمه اینه که تیغ رو دست نزنیم. چون دست زدن بهش درد داره. اما خب این شکم گرسنه نیاز به غذا داره. با هر لقمه هم تیغْ گلو رو خراش می‌ده و درد داره و غذا بهش می‌چسبه. درسته که یکمی درد داره. اما محصول ما قراره درد تیغ رو در نسخه نهایی کاملاً رفع کنه. از طرفی اگه تیغ رو دربیاریم ممکنه گلومون بچسبه بهم و دیگه نتونیم غذا بخوریم. حتی تیم توسعه گفته شاید کل دستگاه گوارش رو از کار بندازه. ما که نمی‌دونیم چی می‌شه. بعد خب معده و روده رو هم نمی‌شناسیم که بخوایم بهشون رسیدگی کنیم. فقط تیغ و گلو رو می‌شناسیم و غذا. ولی این درد گلو باعث می‌شه نه درست طعم غذا رو بفهمیم، نه درست بجویم و قورتش بدیم. بقیه هم تا کی تحمل آخ و اوخ و غذا خوردن خاص ما رو بکنن؟ خسته می‌شن دیگه... البته ما هم می‌تونیم سریع‌تر از سر سفره پاشیم تا کسی متوجه تیغ در گلو و رژیم خاصمون نشه. رژیم غذاییمون هم به خاطر عفونت و زخم‌های مکرر محدود و محدودتر می‌شه. ♻️ و زندگی همین‌طور پیش می‌ره... اگه خوش‌شانس باشیم، با یکی هم‌سفره می‌شیم که بالاخره یه فیدبکی به این محصول و این حقیقت که هنوز بعد از این همه سال تحقیق و توسعه نتونسته مشکل تیغ در گلو رو حل کنه، بده. و سوالی که بعد از اون هر بار تکرار می‌شه و باید بهش جواب بدیم، اینه: آیا جرئت مواجه شدن با اون لحظه⚡️ و در آوردن تیغ و درد و مراقبت‌های بعدش رو داریم... یا به کار روی محصول ادامه می‌دیم؟

Mehdi Jahani

17,758 Aufrufe • vor 9 Monaten

مادر جاویدنام محراب گلستانی پس از درآوردن لباس عزا نوشت: «ما پیمان بستیم؛ ادامه داریم» سوره دهقانی، مادر جاویدنام #محراب_گلستانی، در ویدئویی که از خود منتشر کرده، اعلام کرد پس از گذشت چهل روز لباس عزا را از تن درآورده است. او در متن همراه این ویدئو، در پایان خطاب به خاله‌ها، عمه‌ها و دایی‌ها نوشت: «چهل روز گذشت .... وقتی عمه ی عزیزم این لباس را بمن هدیه داد تا به رسم سنت مرا از عزا در بیاورد ، گفتم نه از من نخواهید ... من تا همیشه عزادارم . اما یادم رفته بود که من پیمان بستم ، پیمان بسته بودم که بجای پاره ی تنم محرابم عشق بورزم ، مهر بورزم ، زندگی کنم ..... زندگی کنم... پس خواسته ی ذهن و جسمم را پس زدم ، سخت بود ..... اما دنیای من ، الان به فرکانس پرانرژی من نیاز دارد به نور نیاز دارد .... پس برخاستم نه خاله ها عمه ها ، دایی ... یادتون نره ما پیمان بستیم ، ما..... ادامه داریم نه برای فرزندم ، فرزند وطن محراب گلستانی» جاویدنام محراب گلستانی، دانش‌آموز ۱۷ساله بود که در ۱۹ دی به دلیل اصابت گلوله جنگی در اصفهان جان باخت. محراب گلستانی متولد شهریور ۱۳۸۷ و دانش‌آموز سال آخر دبیرستان تیزهوشان اصفهان بود. او به‌گفتۀ بستگانش داشت خود را برای کنکور آماده می‌کرد و دوست داشت دندانپزشکی بخواند. محراب گلستانی روز ۱۹ دی با شلیک گلوله جنگی از ناحیه پا هدف قرار گرفت. در حالی که تمام خیابان‌ها بسته بود، مردم او را به یک درمانگاه رساندند، اما به‌دلیل نبود خون برای تزریق، جان خود را از دست داد. #محراب_گلستانی

TavaanaTech تواناتک

74,802 Aufrufe • vor 7 Monaten

در دنیای پرسرعت امروزی، ما هر روز درگیر حجم زیادی از کارها هستیم. این فشارها، وقتی با عجله و استرس همراه شوند، می‌توانند به سیستم عصبی ما آسیب بزنند. با آرامش انجام دادن کارها می‌تواند دقیقاً همان چیزی باشد که سیستم عصبی به آن نیاز دارد تا به حالت تعادل و تنظیم بازگردد. سیستم عصبی ما به گونه‌ای طراحی شده که در شرایط استرس و فشار، هورمون‌های استرس ترشح می‌کند، که این امر می‌تواند به مرور زمان باعث کاهش کارآیی مغز، اضطراب و اختلالات خواب شود. در مقابل، وقتی ما کارها را به آرامی و با دقت انجام می‌دهیم، به سیستم عصبی پیام می‌دهیم که در وضعیت ایمن و آرام قرار داریم. این باعث کاهش ترشح هورمون‌های استرس و افزایش ترشح هورمون‌های آرامش‌بخش مانند سروتون و اکسی‌توسین می‌شود. آرامش در انجام کارها نه فقط یک گزینه، بلکه یک ضرورت برای حفظ سلامت روان و جسم است. با هر قدم آهسته و آگاهانه، شما به سیستم عصبی خود فرصتی می‌دهید که دوباره تعادل را پیدا کند و به بهترین شکل ممکن عمل کند. آرام حرکت کن، چون ذهن و بدن تو ارزش این آرامش را دارند.

امیرعلی

80,436 Aufrufe • vor 1 Jahr

در رابطه با فیلم جدید از مهمات خوشه‌ای موشک سپاه. مشخصا ارتفاع رهاسازی پایین است، چون برخلاف انواع پرتعداد، مهمات بزرگتر و قوی تر است و نیاز به اصابت دقیق تر دارد. به این سیستم نه MIRV میگویند نه MRV. در سیستم MRV هر یک از مهمات در خارج جو و معمولا پس از اتمام مرحله boost جدا شده و پرتاب میشود. یعنی یک Reentry Vehicle کامل با قابلیت تحمل حراراتی بالا است. علت اینکه دانشمندان موشک جدا سازی پس از مرحله boost را ترجیح میدادند این بود که الگو اصابت براساس محاسبات بالستیک قابلیت پیش بینی بهتری داشت. جدا سازی داخل اتمسفر به علت عدم قطعیت نیروهای آیرودینامیکی شاید محل اصابت را با عدم قطعیت بیشتر در سرعتهای بالا (مخصوصا برد قاره پیما) مواجه کند به ویژه اگر محلهای اصابت فاصله داشته باشد. در حملات اتمی باید این امر را رعایت کنید که محل های اصابت فاصله-زمانی کافی داشته باشند تا روی یکدیگر اثر منفی نگذارند. چون انفجار قبلی میتواند روی سرجنگی بعدی که باید اصابت کند اثر گذاشته و آنرا نابود کند. پس اینجا ما با یک سرجنگی خوشه‌ای مواجه هستیم و نه MRV. نمیدانم شاید سپر حرارتی آنها برای پرتاب از خارج جو هم آماده باشد، یعنی هر خوشه یک RV کامل باشد که از آن خصوصیت استفاده نشده باشد.

Mohsen.Reyhani

43,746 Aufrufe • vor 3 Monaten

یک ترند تازه در شبکه‌های اجتماعی در حال گسترش است که در آن شماری از زنان افغان با ثبت ویدیوهای کوتاه، علامت‌های شناخته‌شده درخواست کمک در شرایط خشونت را نشان می‌دهند. این حرکت، که به‌عنوان نوعی کارزار آگاهی‌دهی توصیف می‌شود، با هدف جلب توجه به وضعیت زنان و دختران در افغانستان شکل گرفته است. مریم محمدی، دانشجوی کارشناسی ارشد در فرانسه که در این کارزار شرکت کرده، به افغانستان اینترنشنال گفته است که هدف او از نشان دادن این علامت، استفاده از یک نشانه جهانی برای درخواست کمک در شرایط خشونت بوده است. او گفته است: «وقتی کسی این علامت را نشان می‌دهد، در واقع بدون کلام می‌گوید که در معرض خشونت یا فشار قرار دارد و به حمایت نیاز دارد». خانم محمدی همچنین گفته است که واکنش‌های بین‌المللی به وضعیت زنان افغانستان اغلب به «ابراز نگرانی و صدور بیانیه» محدود می‌ماند، در حالی که به باور او، وضعیت نیازمند اقدام جدی‌تر است. لیلی آرتین و دخترش ونوس نیز از جمله کسانی هستند که به این کارزار پیوسته‌اند و می‌گویند هدف‌شان جلب توجه جهانی به وضعیت زنان در افغانستان است.

افغانستان اینترنشنال

20,095 Aufrufe • vor 3 Monaten