Video yükleniyor...

Video Yüklenemedi

Ana Sayfaya Dön

بابا کسخلا با مردم ایران بحث سیاسی نکنین. ماها از وقتی حرف زدنو شروع کردیم داریم بردنِ بحثای سیاسی رو تمرین میکنیم و اینجوری میشه که در نهایت میرینیم بهتون، مثل کاری کع این برادر نازنینمون میکنه. زیبایی بره تایم لاین:

171,694 görüntüleme • 6 ay önce •via X (Twitter)

0 Yorum

Yorum bulunmuyor

Orijinal gönderinin yorumları burada görünecek

Benzer Videolar

آقای سردار پاشایی، به عنوان یک فرد جمهوری‌خواه باید بهتون بگم این کاری که شما می‌کنید عین بی اخلاقی است! شما تریبون گرفتید که صدای مردم ایران باشید. اینکه من و شما و هرکسی در مورد سیستم پادشاهی چه نظری داریم، به هیچ وجه مرتبط به سوالی نیست که از شما پرسیده شد! شما توی دوربین نگاه کردید، دروغ گفتید، و صدای میلیون‌ها ایرانی، و هزاران نفر از کشته شدگان رو سانسور کردید. من صدها ویدیو از مناطق مختلف اراک در روزهای مختلف به دستم رسیده، که در بیشتر اونها شعار به نفع آقای پهلوی داده می‌شه! ویدیوهای سراسر کشور همین روند رو نشون می‌ده. ممکنه شما، من نوعی، یا هرکسی از این شعار‌ها خوشحال نباشه! اما کسی اجازه نداره در فضای رسانه‌ای خارج، صدای مردم شجاع داخل کشور، صدای جانباختگان‌مون رو سانسور کنه! با‌گفتن اینکه پادشاهی در ایران مساوی دیکتاتوری است، مردم ایران رو تحقیر نکنید. مردم ایران، در فردای آزادی ایران، به آزادی و دموکراسی خواهند رسید. حالا یا با فرمت جمهوری که مورد نظر شما و من است. و یا با فرمت پادشاهی مشروطه! این مردم بیشتر از هر ملتی برای دموکراسی و آزادی بها دادند، و وقتی به دستش بیارن بهتر از هر ملتی قدرش رو می‌دونند و ازش محافظت می‌کنند.

Saeid Vafa

50,277 görüntüleme • 7 ay önce

اگر با بازداشت، کشتن و اعدام ما، وضعیت این مملکت تغییر می‌کند و از رنج مردم کاسته می‌شود و ایران عزیزمان رنگ آرامش به خود می‌بیند ما در ابتدای صف ایستاده‌ایم. یک جان داریم و هزاران بار آن را فدای ایران و مردم رنج‌کشیده‌اش می‌کنیم. حرف زدن، انتقاد کردن، انتخاب سبک زندگی، انتخاب سبک پوشش، مخالفت با حکومت، نخواستن حکومت و همه اینها حق‌ ماست، آن چیزی که حق ما نیست بازداشت، زندان و تحقیر و کشته شدن‌است. پیش از این تحقیر جمعی را تحمیل کردید و امروز بلاتکلیفی جمعی را تجربه می‌کنیم. ما به‌عنوان ملت ایران این روزها همدیگر را پیدا کرده‌ایم، رنج یکدیگر را می‌بینیم، درد همدیگر را می‌فهمیم و همدرد هستیم. بر اساس منافع ملی و خیر جمعی کنار هم می‌مانیم و آینده را تغییر داده و می‌سازیم. مهدی یراحی داخل ایران بوده و با وجود خطر‌ها سال‌ها از حقوق انسانی، حقوق کارگران، حقوق زنان حرف زده، به نقض حقوق شهروندان ایران اعتراض کرده و به قول خودش: «بی‌تفاوت نبوده و سکوت نکرده»، و مونده تا پس بگیره، مهدی یراحی و زندانیان سیاسی باید آزاد شوند، آزادی زندانیان سیاسی-عقیدتی فارغ از تمام اختلاف‌ها باید خواست همه فعالان و جامعه ایران باشد. مشکلات مملکت را به گردن مردم می‌اندازید و با آنها به گونه‌ای رفتار می‌کنید که انگار اتباع بیگانه هستند. مردم ایران و زندانیان سیاسی-عقیدتی مگر در وضعیت بغرنج ایران و قدرت حاکم سهیم بوده‌اند که آنها را بازداشت و زندانی می‌کنید؟ زندان جای آنهاست که مردم و بچه‌های ایران را با گلوله و باتون می‌کشند، آنها که از ثروت مردم ایران دزدی و اختلاس می‌کنند، آنها که دم از حجاب زنان می‌زنند و خود آنگونه که در افشای ویدیو‌ها می‌بینیم فاسد و اهل دروغ و نیرنگ هستند.

Hossein Ronaghi

162,000 görüntüleme • 3 yıl önce

سروش دباغ، توله فرج دباغ(عبدالکریم سروش) تازگیا راه افتاده تو کلابهاوس اتاق به اتاق میره و با تکرار یه استدلال تکراری، به خیال خودش به کسانی پاسخ میده که جنگ رو به عمل جراحی برداشتن یک غده سرطانی(ج‌ا) از بدن بک بیمار(ایران) تشبیه کرده‌ان که باید درد و خونریزیش رو تحمل کرد تا بهبود پیدا شخ. او میگه چطور مردمی که خارج تز کشور و دور از بمبارانها هستند برای مردم ایران تصمیم میگیرن. وقتی بهش گفته میشه ایرانیان خارج از کشور فقط پژواک صدای مردم داخل هستن، او میگه در کل تظاهرات داخل در ۱۸ و ۱۹ دی فقط ۲ تا ۳ میلیون نفر به خیابون اومدن، وقتی بهش گفته میشه اولن بیشتر از این بوده پ دومن دهها هزار نفر رو کشته حکومت و بدیهتن همه ۹۰ م نمیتونستن تو خیابون بیان، طفره میره و میگه از کجا معلوم که جنگ خواسته مردم ایران باشه. جر و بحث کردن با چنین مزبله‌هایی بیفایده است. تنها پاسخ به کسانی چون او اینه: تو هم نمیدونی خواسته مردم چیه. به جای زر زدن، اگر عرضه داری برو اینترنت رو آزاد کن که صدای مردم به گوش برسه. اگر عرضه این کار رو نداری(که نداری) برو جنگو متوقف کن! همونقدر که ایرانیان خارج از کشور میتونن جنگ راه بندازن(که نمیتونن) توی مخالف هم میتونی متوقفش کنی(که نمیتونی). جر و بحث کردن با چنین جرثومه‌هایی فقط استهلاک انرژیه. یادآوری: این ترهات این بی‌وجود درباره کتلت سلیمانیه.

Mehdi

54,599 görüntüleme • 6 ay önce

یه چیزی می‌خوام بگم. احتمالاً روشنفکرها می‌خندند و بقیه فحش می‌دن؛ ولی می‌گم. من فکر می‌کنم ما اگر یه روزی قراره هرگونه «گذار» به دموکراسی داشته باشیم، اگه یه روزی قراره به آشتی ملی فکر کنیم، اگر یه روز قراره یک ائتلاف، هم‌گرایی‌، هم‌افزایی، شکل بگیره، به کسی مثل داریوش اقبالی نیاز داریم. نه لزوماً به‌عنوان یک چهره سیاسی. اتفاقاً شاید مهم‌ترین ویژگی‌ش اینه که هیچ‌وقت یک چهره سیاسی به معنای متعارفش نبوده و در عین حالز هیچ‌وقت فقط خواننده هم نبوده؛ و احساس تعهد اجتماعی خودش به مردم ایران رو ثابت کرده. کسی که در هر دو حکومت، صدای مستقل خودش رو داشته و بابتش در هر دو حکومت هزینه داده. در عین این‌که موضع سیاسی خودش رو داشته و داره، تا جایی که من دیده‌ام، کمتر وارد بازی نفی دیگران شده. با اندکی ضریب خطا، زیر پرچم هیچ دسته و گروهی نرفته. در ترانه‌هاش ظلم، تمامیت‌خواهی و تحجر رو هدف قرار داده، از هر جنس و لباس. و به نظرم این دقیقاً همون چیزی‌یه که برای آشتی ملی بهش نیاز داریم. آشتی ملی فقط کنار هم نشستن چند گروه و چهره سیاسی نیست. به آدم‌هایی نیاز داره که اعتبارشون رو بیرون از قبیله‌های سیاسی ساخته‌اند؛ آدم‌هایی که هنوز می‌تونن با چند ایرانِ متفاوت حرف بزنن، بدون این‌که برای شنیده شدن، اول از مخاطب بخوان هویت و گذشته خودش رو انکار کنه. بدون طلبِ اعلامِ وفاداری. داریوش، غایبِ همیشه‌حاضرِ فضای سیاسی و اجتماعی ایرانه. کمتر کسی رو سراغ دارم که به اندازه داریوش تلنگر زده باشه که ما اگر به دنبال تغییریم، باید از خودمون شروع کنیم. در کارهاش، دیکتاتور درونمون رو هنرمندانه و صریح به رومون آورده. نقدش ارزشمنده؛ چون خودش، نقد رو از نقد خودش شروع کرده. در مورد گذشته‌اش شفاف، و شاید سخت‌گیرترین منتقدِ خودش بوده. دیگران رو نقد کرده، اما شهامت پذیرش اشتباهات خودش رو هم داشته. و مهم‌تر از همه، رنج شخصی خودش رو فقط روایت نکرده؛ سعی کرده اون رنج رو با محبوبیت عمومی‌ش پیوند بده و از توش به دنبال کاهش درد بقیه باشه. . اینجاست که ماجرای اعتیادش برای من فقط یک داستان شخصی یا قصه «سقوط و بازگشت» نیست. سال‌ها پیش، معاون وزیر بهداشت می‌گفت ابعاد و عمق کمکی که داریوش به ترک و مبارزه با اعتیاد کرده، خیلی از نهادهای مسئول جمهوری اسلامی نکرده‌اند. محبوبیت داریوش، البته، محصول چیزی که خودش بهش «تولد دوباره» می‌گه، نیست. در روزهای اوج اعتیادش هم، در طبقات مختلف اجتماعی، نه فقط محبوب که برای خیلی‌ها اسطوره بود. مبارزه‌اش با اعتیاد احترامش رو بیشتر کرد و بهش کاریزمای تازه‌ای داد، اما مهم‌تر از اون، چیزی رو که سال‌ها در ترانه‌هاش گفته بود، در زندگی خودش به محک گذاشت: این‌که تغییر، قبل از هر جا، باید از خود آدم شروع بشه. داریوش در این سال‌ها، بی‌ادعا و در حد بضاعت خودش، نهادسازی کرد. شبکه‌سازی کرد. باورش به کار جمعی رو در عمل ثابت کرد. اشتباهاتش رو به رسمیت شناخت، روی باورهاش ایستاد و در همه سال‌هایی که در اوج بوده، کماکان رشد کرده. این ترانه جدید هم برای من مثال و نشونه روشنی از جایگاه داریوشه و پنجره‌ای که از اون، به ایران نگاه می‌کنه. و شاید یکی از رازهای موندن، و اسطوره شدن، همین باشه: قدرت انتخاب همراهان درست در هر پیچ مسیر. همراه داریوش در این ترانه، فرزاد فتاحی عزیزه. ولی ورای این ترانه، چیزی که برای من مهم‌تره همون حرف اوله. اگر یه روز واقعاً قرار باشه از حذف همدیگه عبور کنیم، اگر قرار باشه آدم‌هایی با گذشته‌ها، باورها و روایت‌های متفاوت دوباره بتونن کنار هم بایستن، فقط به سیاستمدار احتیاج نداریم. به سرمایه اجتماعی آدم‌هایی هم احتیاج داریم که سال‌هاست، بی‌اون‌که از ما بخوان شبیه‌شون فکر کنیم، دارن یادمون می‌ندازن که تغییر از خودمون شروع می‌شه. برای من، داریوش یکی از اون آدم‌هاست.

Panah Farhadbahman 🎒

23,505 görüntüleme • 1 ay önce

بخش هایی از مصاحبه ی صدیقه وسمقی: ‼️‼️‼️‼️‼️‼️‼️ مجری: الان آقای پهلوی به عنوان چهره آلترناتیو در خارج از ایران مطرح شده و در داخل ایران هم پایگاه اجتماعی داره؛ حالا کم یا زیاد اندازه‌اش، درصدش رو نمی‌دونیم، ولی به هر حال صحبت‌های خود ایشونم اینه که منو در خیابان‌های ایران صدا کردن و خب به هر حال شعارهایی هم بود که در حمایت از ایشون بود. این چقدر این هم‌بستگی می‌تونه در بین داخل و آقای پهلوی اصلاً اتفاق بیفته؟ وسمقی: ببینید مشکلی که وجود داره این هست که جریان طرفدار آقای پهلوی، جریان پادشاهی‌خواهه‌. ببینید نظام پادشاهی، ما ازش سال ۵۷ عبور کردیم. نهاد پادشاهی و نهاد روحانیت، دو نهاد سنتی هستند که همیشه در طول قرن‌ها و هزاره‌ها با همدیگه رقابت داشتن. دو تا قدرت بودن که همیشه با همدیگه رقابت کردن، گاهی با هم سازش کردن، قدرتو تقسیم کردن، گاهی یکی قدرتو به دست آورده. خب ما به نظرم دیگه الان بعد از جمهوری اسلامی باید از این دو نهاد سنتی که هر دو هم در واقع نهادهای استبدادی هستن، باید بتونیم عبور بکنیم.ما سال ۵۷ از نهاد سلطنت عبور کردیم، گذاشتیمش کنار؛ هرچند از استبداد عبور نکردیم. خب نهاد روحانیت که در کمین بود و رقیب نهاد پادشاهی بود، قدرتو به دست گرفت و مردم ایران در اون زمان هنوز اون توانمندی رو برای اینکه نهاد روحانیت رو هم مثل نهاد سلطنت کنار بذارن و پس بزنن، نداشتن. این توانمندی به تدریج به وجود اومده و الان مردم می‌خوان که این نهاد سنتی استبدادی رو هم کنار بذارن. حالا طرفداران آقای پهلوی پادشاهی‌خواهند. نهاد پادشاهی یک نهاد سنتیست؛ هیچ‌وقت انتخابی نبوده، هیچ‌وقت دموکراتیک نبوده. یک نهادیست که خب می‌دونین، شما در تاریخ نگاه کنین در ایران و همه نقاط جهان، پادشاهان با زور اومدن. هر سلسله‌ای اومده، سلسله دیگری رو با زور کنار گذاشته و خودش نشسته و هیچ‌وقت مردم دخالتی نداشتن که مثلاً بیان و پادشاهان رو انتخاب بکنن. من تعجب می‌کنم که بعد از این تجربه‌های فراوان و رنج‌های فراوان، خون‌های زیادی که ما دادیم، ما می‌خوایم دوباره به جای پیدا کردن یک راه سوم و بنیان گذاشتن یک نهاد سوم، باز بیاییم برگردیم به نهاد پادشاهی که یک نهاد به هر حال کهنه و قدیمیست و ذاتشم استبداد داره. چرا؟ چون متمرکز بر فرده. ما مردم در دوره‌ای الان داریم زندگی می‌کنیم که خواهان حقوق بشریم، خواهان به رسمیت شناختن حقوق فردی هستیم، برای خودمون حق انتخاب قائلیم. چرا باید با اعطای یک قدرت مادام‌العمر به یک فرد، به یک خانواده و به یک خاندان، حق انتخاب رو برای همیشه از خودمون و از آیندگانمون سلب بکنیم؟ اگه نسل بعدی اومدن و گفتن که چرا شما این کارو کردید؟ ما نمی‌خوایم مثلاً این حکومت رو، حکومت فردی رو، چه بهش خواهیم گفت؟ اگر که سال ۵۷ مردم نهاد سلطنت رو کنار گذاشتن و از اون چاه افتادن تو چاه بعدی یعنی باز هم نهاد روحانیت، و حالا می‌خوان اونو کنار بذارن، آیا ما نباید از این تجربه‌ها درس بگیریم؟ به نظر من مردم به خاطر اینکه به استیصال رسیدن، مردم به خاطر عملکرد بسیار ناگوار و ناهنجار جمهوری اسلامی، دنبال یک مفری می‌گردن، دنبال یک راه نجات می‌گردن و خب سرمایه‌گذاری زیادی شده روی آقای پهلوی از لحاظ تبلیغاتی و غیره که ایشون به یک آلترناتیو و بدیل تبدیل بشه. حالا خیلی‌ها هم تصورشون اینه که میشه به این ترتیب از جمهوری اسلامی گذر کرد. اما کسانی که نظام پادشاهی رو نظام مناسبی برای آینده ایران نمی‌دونن، نمی‌تونن کنار این جریان بایستن. کسانی که خواهان استقلال ایرانن و نمی‌خوان که یک حکومت به وسیله قدرت‌های خارجی بر مردم ایران تحمیل بشه، نمی‌تونن کنار این جریان بایستن. این جریان متأسفانه این مشکلات رو داره. من می‌دونم ممکنه از این حرفای من هم این افراد ناراحت بشن، اما ما به فکر ایران و نجات ایران هستیم. به نظر من ما همهمون سرمایه‌هامون رو باید صرف ایران بکنیم نه اشخاص. خب اگر اشخاصی به آقای پهلوی علاقه دارن، در آینده وقتی که نظامی برای ایران، به قد و قواره ایران برای دموکراسی و آزادی در ایران به وسیله اندیشمندان و نخبگان این کشور ترسیم شد، تعیین شد، هر کسی بیاد انتخاب بشه توسط مردم برای یک مدت موقتی اداره کشور رو به دست بگیره، ولو آقای پهلوی باشه، دیگران باشن، به انتخاب ملت. خب این اشکالی نداره. ولی اینکه به خاطر علاقه به یک شخص یا به یک خانواده ما بیاییم یک نظام سیاسی برای ایران تعریف بکنیم که ممکنه آیندگان باز هم مخالفت بکنن و ایراد بگیرن و اونا به دردسر بیفتن، من این رو مناسب نمی‌دونم. من همیشه این جمله رو میگم که ما باید ساختار سیاسی آینده ایران رو به قد و قواره این کشور ببریم و بدوزیم، نه به قد و قواره یک شخص و فرد. ۱/۲

آرش یوسفی -ARASH

32,920 görüntüleme • 7 ay önce

بخش‌هایی از صحبت‌های امین بزرگیان در گفت‌وگو با میلاد پورعیسی: ‼️‼️‼️‼️‼️‼️‼️‼️ نسخه کامل این مصاحبه را می‌توانید در کانال یوتیوب هامون تماشا کنید: ‼️‼️‼️‼️‼️‼️‼️‼️‼️‼️ امین بزرگیان: برخلاف تصوری که وجود داشت نسبت به مداخله خارجی در ایران، خب روند جوری شد که این مداخله خارجی مورد استقبال عمومی قرار نگرفت. حالا اینکه مورد استقبال عمومی قرار نگرفت ؛ اصلاً فراموش نکنیم که یکی از زنجیره‌های این پروژه این بود که ما وقتی آسمان رو اشغال کردیم، روی زمین یه اتفاقاتی خواهد افتاد.‼️‼️ این مشاوران و اینا رفتن، مشاوران راستگرا و اپوزیسیون رفتن به این آمریکا و اسرائیل گفتن آقا شما اگر چنانچه فلان جا رو بزنید و آسمون رو بگیرید و اینا، مردم اینقدر عاصی‌ان که میان تو خیابون.‼️‼️ نمونش، نمونه کار شما جنبش‌های مردمی رو ببینید، مردم اومدن تو خیابون. ‼️اون جنبش‌ها به خاطر این به سرانجام نرسید که سرکوب شد ‼️و اگر چنانچه شما این نظم سرکوب‌کننده رو، چه می‌دونم، تضعیف کنید یا از بین ببرید، این به سرانجام می‌رسه، تبدیل میشه به انقلاب. بعد خود شما هم، مخالف پروژه شما هم نیست که نمی‌خواید دیگه در کشورهای خاورمیانه مثل عراق و افغانستان بیاید ‼️و مداخله کنید، خود همین میشه انقلاب. خب این روشن بود، یعنی مشخص بود کسانی که این مشورت رو دادن به آقای آمریکا و آقای اسرائیل، سرسوزنی شناخت از جامعه ایران نداشتن. نمی‌شناختن جامعه ایران. یعنی نرفته بودن حتی این تحقیقات اجتماعی رو ببینن، خصلت‌های جامعه رو ادراک بکنن. یه سری آدم سیاسی بودن که مواجهه‌شون با جامعه ایران این بود که یه سری آدم هر از چند وقت یه بار اومدن تو خیابون و اعتراض کردن و کلاً این چیز رو، این خبر هم بهشون رسیده بود که مردم به اینجاشون رسیده. خب این دو تا رو کنار همدیگه گذاشتن به صورت مکانیکی و گفتن این جامعه، جامعه انقلابی‌ه، جامعه‌ای که درمیاد توی خیابون. در حالی که این ناشی از عدم شناخت جامعه ایران بود.‼️ به چند دلیل. حالا دلایل مختلف و متعددی رو میشه مطرح کرد که اساساً حتی اون وقتی که جامعه می‌اومده بیرون اعتراض می‌کرده، این جنبش، جنبش اعتراضی بوده یا جنبش انقلابی بوده؟ این رو باید اساساً ما سوژه انقلابی در ایران داریم یا سوژه معترض داریم در ایران؟ ‼️پیوندهای جامعه با دولت چه نوع پیوندیه؟ آیا اون پیوندی هست که بشه از توش چیزی تحت عنوان انقلاب رو درآورد؟ انقلاب یعنی تغییر حکومت و فلان این حرفا. بعدشم چیزی که مفروض چیزشون بود این بود که آقاجان، ما در فقدان تمام عناصر انقلاب ‼️‼️مثل رهبری، مثل سازماندهی، مثل چه می‌دونم همه این چیزا، اعتصابات و این حرفا، ‼️‼️اینا رو نداریم و نمی‌تونیم درستش بکنیم و اینا. اینا رو همه رو حواله می‌دادن به اینکه این به خاطر چی سازماندهی نداریم، به خاطر چی اینا رو نداریم؟ که سرکوبه. خب که اینم گفتن به جای همه اینا که نداریم، آمریکا رو داریم، این بیاد. ‼️‼️ فکر می‌کردن که یک راه میانبری وجود داره برای انقلاب. برای همین هم از ‼️‼️کلمه براندازی ‼️‼️استفاده می‌کردن، از کلمه انقلاب استفاده نمی‌کردن، به خاطر اینکه می‌دونستن که این نمی‌تونه انقلاب باشه. انقلاب یه پدیداری از پایینه، احتیاج به سازماندهی داره، احتیاج به پیوند نیروها داره، اتحادهای درون بین طبقات داره، هزار تا چیز دیگه داره، نمیشه اینجوری. برای همین گفتن براندازی. براندازی یعنی که حکومت بره، فقط همین. ‼️‼️ یعنی اون هدف نهایی انقلاب رو فقط منظورشون بود. اون فرایندی که ما به اینجا برسیم، گفتن امکاناتش وجود نداره، اینو آمریکا برامون انجام میده.‼️‼️‼️ همه این عوامل رو وقتی کنار هم می‌ذارید، پس اصلاً چیز عجیبی نبود که جامعه در معرض جنگ وقتی قرار می‌گیره، تن نمیده به اون، به این پروژه.‼️ یعنی با وجود تمام مشکلاتی که داره، با تمام اینکه اصلاً نمی‌خواد سر به تن دولت باشه، ‼️اینی که بخواد وارد چنین پروژه‌ای بشه، این براش غیرممکنه. چرا؟ خیلی ساده‌ست آقای پورعیسی، به خاطر اینکه جامعه، جامعه مدرنیه. جامعه‌ایه که تا حد زیادی دموکراتیکه. تو این جامعه سال‌ها کار شده. حالا ما نتایج ملموس مادیشو نداریم، ندیدیم هنوز، اما ببین، ۲۰۰ سال پیش حدوداً انقلابی شده تو این مملکت، همزمان با اروپا. بعد خود این سازوکار از درون یک انقلابی بیرون اومده به نام ۵۷. و از نیمه دهه ۷۰ تو مملکت آدما کتاب چاپ شده، روزنامه چاپ شده، ارزش‌های دموکراتیک مهم شده، فلان. همه اینا غیب نمیشه توی جامعه‌ای، هرچقدر هم مسئله داشته باشه. حالا یه موقع است ما فقط به صداهای بلند توجه می‌کنیم، لحظات بیان خستگی‌ها، لحظات بیان خشم‌ها. با اینا نمیشه معیار فهم گذاشت. لینک کانال یوتیوب هامون:

آرش یوسفی -ARASH

12,538 görüntüleme • 2 ay önce

این دو ویدئو، یکی از سینا عضدی و دیگری از شیرین سعیدی، را کنار هم ببینید. هم‌سویی استدلال‌ها و شیوه‌ی دفاع آن‌ها از رژیم جمهوری اسلامی تصادفی نیست. سینا عضدی، بعد از کشتار معترضان آبان ۹۸، در مصاحبه با بی‌بی‌سی تلاش می‌کند با تحریف ایده‌های توماس هابز درباره مفهوم «قرارداد اجتماعی»، استفاده حکومت از زور علیه شهروندان را امری طبیعی و عمومی جلوه دهد؛ انگار کشتار مردم در خیابان بخشی از «حق دولت مدرن» است. خانم دکتر قلابی شیرین سعیدی هم با ادبیاتی بسیار مشابه، از همان منطق استفاده می‌کند: دولت مدرن را ذاتاً خشن می‌داند، و نتیجه‌ای که می‌گیرد نه دفاع از مردم، نه محکومیت سرکوب، و نه ایستادن کنار قربانیان، بلکه عادی‌سازی خشونت دولت است. این دقیقاً زبان نسل جدید مهره‌های جمهوری اسلامی است: با ادبیات آکادمیک حرف می‌زنند، اما در عمل خشونت حکومت را عادی سازی می‌کنند. از «حکومت»، «قرارداد اجتماعی»، «قوه قهریه» و «واقعیت دولت مدرن» حرف می‌زنند، و جنایات رژیم را در لفافه‌ی نظریه علمی پنهان می‌کنند. مشکل این افراد فقط داشتن نظر سیاسی متفاوت نیست. مشکل این است که با زبان علوم سیاسی، برای سرکوب و کشتار مردم توجیه می‌سازند. وقتی جمهوری اسلامی هزاران نفر را در خیابان می‌کشد، این‌ها به جای ایستادن کنار قربانیان، بحث را می‌برند به این‌که «همه دولت‌ها خشونت می کنند» و «دولت حق استفاده از زور دارد.» این همان کاری است که لابی‌ها و مدافعان نرم جمهوری اسلامی سال‌ها انجام داده‌اند: پاک کردن مرز بین دولت دموکراتیک و حکومت جنایتکار. یکی کردن پلیس در یک کشور آزاد با نیروهای سرکوبگر جمهوری اسلامی. تبدیل کشتار مردم به یک بحث نظری تحریف شده درباره دولت مدرن. کاری که اتحاد علیه مهره‌های رژیم در ایران انجام می‌دهد افشا کردن این چهره‌ها، نشان دادن الگوهای مشترک در حرف‌هایشان، و روشن کردن این‌ واقعیت است که چگونه این مهره ها با زبان دانشگاهی و رسانه‌ای، جنایت‌های جمهوری اسلامی را سفیدشویی می‌کنند. #StopIRILobby #FireSaeidi #FireAzodi #IranMassacre

AAIRIA

12,209 görüntüleme • 2 ay önce

مهدی خلجی دلیل اخراجش از انستیتو واشنگتن را دو اختلاف نظر عنوان میکنه. مخالف « تحریک» مردم به ریختن به خیابان بوده 🫤 و از این « تصویر دیجیتالی» که درباره‌ی اعتراضات ساخته بود 😳 بسیار مخالفت میکرده و بشدت معتقده که در ایران « امکان انقلاب» وجود نداره! 😒 در نهایت میگه سیاست انستیتو رفته بسمت جریان راست‌گرای حامی اسرائیل و جریان آقای پهلوی، دوستانش و «شخص خودش» باعث خروج من از انستیتو شده🤡 می بینید که چطور تاریخ زیسته‌ای ما رو جلوی چشمامون تحریف میکنند!؟ روی در و دیوار کرج چنان گوشت و خون ریخته بوده که با آب فشار قوی نمی تونستند تمیزش کنند! تحریک مردم؟!!!! تصویر دیجیتال؟!!!…. ایران بیش از ۵۰ هزار جوان در دو روز از دست داد و خبرنگاران از رهبر انقلاب رضاشاه دوم می پرسند که این درسته مامور اسرائیلی؟ چرا پدرت دیکتاتور بود؟ چرا هوادارانت فحش میدن؟ دنیا ماها رو بطرز وحشتناک سانسور کرده بعد ببینید #توهم کج افراطی رو.. دستیاران جی‌دی ونس تریتا پارسی و سهراب احمری پدسگ نایاکی هستند بعد این لامصب رو ببینید چه دروغ ها بهم می بافه… هرزه‌های رسانه‌ی حکومتی

Adlin ♛ ‏𓃭 𖤓

31,631 görüntüleme • 1 ay önce

داریوش اقبالی کسی که موجودیت خودش رو در مخالفت با پهلوی تعریف می‌کنه. رنه دکارت گفت: «من می‌اندیشم، پس هستم» داریوش هم می‌گه: «من مخالف پهلویم، پس هستم». اما سوابق مبارزاتی داریوش: داریوش قبل از بلوای ۵۷ یک بار به زندان می‌افته و این زندان رو که مدتش هم چند روز بوده بعنوان سوابق مبارزاتی‌اش چند باری تو‌کنسرتهاش با افتخار اعلام کرده. اما چرا دستگیر میشه و میره زندان؟ سال ۱۳۵۳ همون موقع که میخوند: «پشت سر جهنمه، روبرو قتلگاه آدمه» با یکی از دوستهاش تو نیاوران یک خونه اجاره میکنه و اونجا رو تبدیل میکنه به شیره کش خونه. مردم محل شکایت می‌کنند و پلیس داریوش رو با این اقلام دستگیر میکنه: - ۴۶ سانت هروئین (مگه واحد اندازه‌گیری هروئین گرم نبود؟؟ دوستانی که وارد هستند کامنت کنند ببینیم چرا سانتی اندازه می‌کرفتند اون موقع؟) - ۱۷۵ گرم تریاک - ۲۵ گرم حشیش - ۲ تا وافور دلیل مخالفت داریوش با پهلوی همون ۴۶ سانت هروئین بوده. این هم یک ویدیو از چند وقت پیش که میگه: در کوله‌پشتی سربازان بیگانه که مهمات حمل میکنند، آزادی وجود نداره برای سرزمین ایران. آقای داریوش دیدی که سربازان آمریکایی و اسراییلی، مرگ خامنه‌ای رو رقم زدند و به دنبال این مرگ، آزادی ایران خواهد آمد. پس در کوله پشتی سربازان آزادی وجود داشت. یک ویدیو دیگه از این بیسواد خود دانشمندپندار که تو یک کنسرت، شاه و شیخ رو یکی میدونه: داریوش، دیدی که مردم ایران با پشت دست کوبیدند تو دهنت و اعلام کردند که شاه را می‌خواهند و نه تو و نه خیلی بزرگتر از تو در برابر اراده مردم هیچ کاری از دستتان ساخته نیست. نور بر تاریکی پیروز خواهد شد. #پاینه_ایران، #جاوید_شاه Dariush Eghbali | داریوش اقبالی #این_آخرین_نبرده_پهلوی_برمیگرده #نور_بر_تاریکی_پیروز_است #داریوش

Shawna (شانا) Azad

14,553 görüntüleme • 6 ay önce