Video wird geladen...

Video konnte nicht geladen werden

Zur Startseite

ببینید رضا پهلوی چقدر عالی و قشنگ توضیح میده که چرا نباید دنبال نظام پادشاهی مطلق بود، بی‌وطن‌های «از دموکراسی بگو» او رو متهم می‌کنند به دیکتاتوری، ولی همین مرد میگه شما مردم ایران ۲ راه بیشتر ندارید: ۱- سیستم دموکراسی کامل ۲- پادشاهی مشروطه بدون دخالت شاه در...

60,613 Aufrufe • vor 7 Monaten •via X (Twitter)

0 Kommentare

Keine Kommentare verfügbar

Kommentare vom Original-Post werden hier angezeigt

Ähnliche Videos

آقای سردار پاشایی، به عنوان یک فرد جمهوری‌خواه باید بهتون بگم این کاری که شما می‌کنید عین بی اخلاقی است! شما تریبون گرفتید که صدای مردم ایران باشید. اینکه من و شما و هرکسی در مورد سیستم پادشاهی چه نظری داریم، به هیچ وجه مرتبط به سوالی نیست که از شما پرسیده شد! شما توی دوربین نگاه کردید، دروغ گفتید، و صدای میلیون‌ها ایرانی، و هزاران نفر از کشته شدگان رو سانسور کردید. من صدها ویدیو از مناطق مختلف اراک در روزهای مختلف به دستم رسیده، که در بیشتر اونها شعار به نفع آقای پهلوی داده می‌شه! ویدیوهای سراسر کشور همین روند رو نشون می‌ده. ممکنه شما، من نوعی، یا هرکسی از این شعار‌ها خوشحال نباشه! اما کسی اجازه نداره در فضای رسانه‌ای خارج، صدای مردم شجاع داخل کشور، صدای جانباختگان‌مون رو سانسور کنه! با‌گفتن اینکه پادشاهی در ایران مساوی دیکتاتوری است، مردم ایران رو تحقیر نکنید. مردم ایران، در فردای آزادی ایران، به آزادی و دموکراسی خواهند رسید. حالا یا با فرمت جمهوری که مورد نظر شما و من است. و یا با فرمت پادشاهی مشروطه! این مردم بیشتر از هر ملتی برای دموکراسی و آزادی بها دادند، و وقتی به دستش بیارن بهتر از هر ملتی قدرش رو می‌دونند و ازش محافظت می‌کنند.

Saeid Vafa

50,328 Aufrufe • vor 7 Monaten

مصاحبه تلویزیون آلمان با رضا پهلوی بسیار تحقیرآمیز بود. در ابتدای مصاحبه، مجری از عبارت «شاهزاده» استفاده نکرد؛ در حالی‌ که معمولاً در مصاحبه‌های رسانه‌های غربی از این عنوان استفاده می‌شود. گوینده در تمام مدت او را «رضا پهلوی» خطاب می‌کرد. در جایی نیز پرسید که منتقدان شما می‌گویند قصد دارید دوباره یک دیکتاتوری جدید و سلسله پهلوی را در ایران تأسیس کنید و این‌که آیا از [جنایات] پدر خود فاصله گرفته‌اید؟ آآقای پهلوی در پاسخ به مجری گفت که ۴۶ سال از عمر خود را در غرب سپری کرده و ارزش‌های غربی را بخوبی می‌شناسد. اما آلمانی‌ها که خود دیکتاتوری هیتلر را پشت سر گذاشته‌اند، می‌دانند که دیکتاتورها بیش از همه از شعارهای دموکراسی سوءاستفاده کرده‌اند. عجیب‌ترین بخش پاسخ رضا پهلوی اما به این پرسش بود که آیا برنامه دارد به ایران بازگردد؟ او گفت قصد دارد حتی اگر ممکن شد، پیش از سرنگونی و سقوط رژیم به ایران برگردد. درباره چگونگی بازگشت خود ولی توضیح بیشتری نداد.

Turkmen sahra (ترکمن‌ صحرا)

75,210 Aufrufe • vor 8 Monaten

بخش هایی از مصاحبه ی صدیقه وسمقی: ‼️‼️‼️‼️‼️‼️‼️ مجری: الان آقای پهلوی به عنوان چهره آلترناتیو در خارج از ایران مطرح شده و در داخل ایران هم پایگاه اجتماعی داره؛ حالا کم یا زیاد اندازه‌اش، درصدش رو نمی‌دونیم، ولی به هر حال صحبت‌های خود ایشونم اینه که منو در خیابان‌های ایران صدا کردن و خب به هر حال شعارهایی هم بود که در حمایت از ایشون بود. این چقدر این هم‌بستگی می‌تونه در بین داخل و آقای پهلوی اصلاً اتفاق بیفته؟ وسمقی: ببینید مشکلی که وجود داره این هست که جریان طرفدار آقای پهلوی، جریان پادشاهی‌خواهه‌. ببینید نظام پادشاهی، ما ازش سال ۵۷ عبور کردیم. نهاد پادشاهی و نهاد روحانیت، دو نهاد سنتی هستند که همیشه در طول قرن‌ها و هزاره‌ها با همدیگه رقابت داشتن. دو تا قدرت بودن که همیشه با همدیگه رقابت کردن، گاهی با هم سازش کردن، قدرتو تقسیم کردن، گاهی یکی قدرتو به دست آورده. خب ما به نظرم دیگه الان بعد از جمهوری اسلامی باید از این دو نهاد سنتی که هر دو هم در واقع نهادهای استبدادی هستن، باید بتونیم عبور بکنیم.ما سال ۵۷ از نهاد سلطنت عبور کردیم، گذاشتیمش کنار؛ هرچند از استبداد عبور نکردیم. خب نهاد روحانیت که در کمین بود و رقیب نهاد پادشاهی بود، قدرتو به دست گرفت و مردم ایران در اون زمان هنوز اون توانمندی رو برای اینکه نهاد روحانیت رو هم مثل نهاد سلطنت کنار بذارن و پس بزنن، نداشتن. این توانمندی به تدریج به وجود اومده و الان مردم می‌خوان که این نهاد سنتی استبدادی رو هم کنار بذارن. حالا طرفداران آقای پهلوی پادشاهی‌خواهند. نهاد پادشاهی یک نهاد سنتیست؛ هیچ‌وقت انتخابی نبوده، هیچ‌وقت دموکراتیک نبوده. یک نهادیست که خب می‌دونین، شما در تاریخ نگاه کنین در ایران و همه نقاط جهان، پادشاهان با زور اومدن. هر سلسله‌ای اومده، سلسله دیگری رو با زور کنار گذاشته و خودش نشسته و هیچ‌وقت مردم دخالتی نداشتن که مثلاً بیان و پادشاهان رو انتخاب بکنن. من تعجب می‌کنم که بعد از این تجربه‌های فراوان و رنج‌های فراوان، خون‌های زیادی که ما دادیم، ما می‌خوایم دوباره به جای پیدا کردن یک راه سوم و بنیان گذاشتن یک نهاد سوم، باز بیاییم برگردیم به نهاد پادشاهی که یک نهاد به هر حال کهنه و قدیمیست و ذاتشم استبداد داره. چرا؟ چون متمرکز بر فرده. ما مردم در دوره‌ای الان داریم زندگی می‌کنیم که خواهان حقوق بشریم، خواهان به رسمیت شناختن حقوق فردی هستیم، برای خودمون حق انتخاب قائلیم. چرا باید با اعطای یک قدرت مادام‌العمر به یک فرد، به یک خانواده و به یک خاندان، حق انتخاب رو برای همیشه از خودمون و از آیندگانمون سلب بکنیم؟ اگه نسل بعدی اومدن و گفتن که چرا شما این کارو کردید؟ ما نمی‌خوایم مثلاً این حکومت رو، حکومت فردی رو، چه بهش خواهیم گفت؟ اگر که سال ۵۷ مردم نهاد سلطنت رو کنار گذاشتن و از اون چاه افتادن تو چاه بعدی یعنی باز هم نهاد روحانیت، و حالا می‌خوان اونو کنار بذارن، آیا ما نباید از این تجربه‌ها درس بگیریم؟ به نظر من مردم به خاطر اینکه به استیصال رسیدن، مردم به خاطر عملکرد بسیار ناگوار و ناهنجار جمهوری اسلامی، دنبال یک مفری می‌گردن، دنبال یک راه نجات می‌گردن و خب سرمایه‌گذاری زیادی شده روی آقای پهلوی از لحاظ تبلیغاتی و غیره که ایشون به یک آلترناتیو و بدیل تبدیل بشه. حالا خیلی‌ها هم تصورشون اینه که میشه به این ترتیب از جمهوری اسلامی گذر کرد. اما کسانی که نظام پادشاهی رو نظام مناسبی برای آینده ایران نمی‌دونن، نمی‌تونن کنار این جریان بایستن. کسانی که خواهان استقلال ایرانن و نمی‌خوان که یک حکومت به وسیله قدرت‌های خارجی بر مردم ایران تحمیل بشه، نمی‌تونن کنار این جریان بایستن. این جریان متأسفانه این مشکلات رو داره. من می‌دونم ممکنه از این حرفای من هم این افراد ناراحت بشن، اما ما به فکر ایران و نجات ایران هستیم. به نظر من ما همهمون سرمایه‌هامون رو باید صرف ایران بکنیم نه اشخاص. خب اگر اشخاصی به آقای پهلوی علاقه دارن، در آینده وقتی که نظامی برای ایران، به قد و قواره ایران برای دموکراسی و آزادی در ایران به وسیله اندیشمندان و نخبگان این کشور ترسیم شد، تعیین شد، هر کسی بیاد انتخاب بشه توسط مردم برای یک مدت موقتی اداره کشور رو به دست بگیره، ولو آقای پهلوی باشه، دیگران باشن، به انتخاب ملت. خب این اشکالی نداره. ولی اینکه به خاطر علاقه به یک شخص یا به یک خانواده ما بیاییم یک نظام سیاسی برای ایران تعریف بکنیم که ممکنه آیندگان باز هم مخالفت بکنن و ایراد بگیرن و اونا به دردسر بیفتن، من این رو مناسب نمی‌دونم. من همیشه این جمله رو میگم که ما باید ساختار سیاسی آینده ایران رو به قد و قواره این کشور ببریم و بدوزیم، نه به قد و قواره یک شخص و فرد. ۱/۲

آرش یوسفی -ARASH

32,920 Aufrufe • vor 7 Monaten

در مناظره برنامه Aktuellt در تاریخ ۲۵ فوریه، وزیر اقلیم و محیط‌زیست سوئد، رومینا پورمختاری، حضور داشت و درباره وضعیت ایران اظهار نظر کرد. او در ابتدای پاسخ خود گفت: «من ادعا نمی‌کنم که نماینده ۹۰ میلیون نفر در ایران هستم، اما… به‌روشنی می‌توان دید که یک رهبر اپوزیسیون وجود دارد که بیش از ۹۰ میلیون ـ ۹۴ میلیون ـ بازدید از ویدیوهای اینستاگرامی خود داشته است؛ ویدیوهایی که در آن‌ها مردم را دعوت می‌کرد به خیابان بیایند و تظاهرات کنند. – منظورتان ولیعهد رضا پهلوی است؟ – بله، منظورم اوست. و وقتی اینترنت قطع شد، تعداد بازدیدها به ۸ میلیون کاهش یافت. این موضوع به‌روشنی گویای واقعیت است. من نشنیده‌ام که مردم در خیابان‌ها نام رهبر اپوزیسیون دیگری را فریاد بزنند. و این مسئله لزوماً به ایدئولوژی شخصی من یا خواسته‌های من مربوط نمی‌شود؛ موضوع این است که صدای مردم ایران با قطع اینترنت خفه می‌شود. و من وظیفه خود می‌دانم که آنچه را مردم در خیابان‌ها فریاد می‌زنند، بازتاب دهم. اجازه بدهید کمی پیش‌زمینه ارائه کنم: ولیعهد رضا پهلوی فرزند شاهی است که در سال ۱۹۷۹ سرنگون شد. از آن زمان، پهلوی در تبعید زندگی کرده است. او از دهه ۱۹۸۰ در ایالات متحده آمریکا سکونت دارد. و شما معتقدید که او می‌تواند یک راه‌حل انتقالی مناسب در انتظار دموکراسی باشد؟ چرا؟ به این دلیل که او خود خواهان یک دموکراسی سکولار در ایران است. بیش از ۳۰ سال است که درباره این موضوع سخن گفته می‌شود. او طرفدار پادشاهی مطلقه نیست، بلکه خواهان یک پادشاهی مشروطه است و خود را به‌عنوان یک رهبر دوره گذار می‌بیند. او حتی سوئد را به‌عنوان نمونه‌ای از یک پادشاهی مشروطه موفق مطرح کرده است. #رضا_پهلوی #ولیعهد_رضا_پهلوی #انقلاب_ملی #ایران #اعتراضات_ایران #دموکراسی_برای_ایران #گذار_از_جمهوری_اسلامی #اینترنت_آزاد #صدای_مردم #پادشاهی_مشروطه #RezaPahlavi #Iran #IranProtests #FreeIran #InternetShutdown #StandWithIran

Amir Yaghmai امیر یغمایی

59,852 Aufrufe • vor 7 Monaten

فریب پروپاگاندای رژیم را نخوردید! خوب گوش کنید که سناتور گراهام در خصوص شاهزاده چه گفت در حالی که دستگاه پروپاگاندای رژیم و بوقچی‌های برون‌مرزی‌اش سعی دارند با تقطیع پاسخ سناتور لیندزی گراهام به پرسش جهت‌دارِ کریستین امانپور، این‌گونه القا کنند که سناتور گراهام گفته «حمایتش را پشت شاهزاده رضا پهلوی نمی‌گذارد»، از شما می‌خواهیم تا نسخه‌کامل این بخش از پرسش و پاسخ را ببینید تا به درستی درک کنید که سناتور گراهام بعد از «نه» چه گفت و چگونه ادامه داد. پرسش امانپور این بود که آیا او حاضر است به‌عنوان یک سناتور ارشد جمهوری‌خواه اعلام کند که ایالات متحده پشت رضا پهلوی ایستاده است. پاسخ گراهام «نه» بود، اما بلافاصله توضیح داد: «چون این وظیفه من نیست.» یعنی اعلام رسمی اینکه رهبر آینده یک کشور چه کسی باشد، در حیطه وظایف او نیست. او نگفت که از شاهزاده حمایت نمی‌کند؛ او گفت تعیین رهبر ایران کار او نیست. اما بخش مهم ماجرا بعد از همین جمله آغاز می‌شود. او بلافاصله گفت که بارها در برنامه‌های تلویزیونی (از جمله در شبکه‌ی فاکس) همراه با شاهزاده رضا پهلوی حضور داشته است. سپس تأکید کرد که از توانایی ایشان در توضیح روشنِ آنچه بر سر آینده ایران است، بسیار تحت تأثیر قرار گرفته است. این یک ارزیابی شخصی مثبت و صریح است. در ادامه نیز تصریح کرد که مطمئن است شاهزاده رضا پهلوی در ایران نقشی برجسته خواهند داشت. این جمله به معنای پیش‌بینی نقش مهم و اثرگذار در آینده سیاسی ایران است، نه فاصله گرفتن از ایشان. بنابراین پاسخ کامل او چنین ساختاری دارد: او رهبر تعیین نمی‌کند، اما شناخت شخصی و ارزیابی مثبت خود را بیان می‌کند، و نقش مهم ایشان در آینده ایران را محتمل می‌داند. تقطیع سخنان و پخش تنها یک «نه»، بدون ذکر توضیح و جملات بعدی، تصویر نادرستی از محتوای کامل پاسخ ارائه می‌دهد. #لیندزی_گراهام #کریستین_امانپور #شاهزاده_رضا_پهلوی Unika News

Unika News

34,785 Aufrufe • vor 8 Monaten

در مصاحبه‌ام به پرسش خبرنگار درباره شخص شاهزاده رضا پهلوی برای رهبری انقلاب چنین گفتم: همراه با من میلیون‌ها ایرانی در ایران هستند که یقین دارند شاهزاده رهبر این انقلاب است. میلیونها ایرانی با خونشان نوشته‌اند می‌خواهند رضا پهلوی نقش رهبری برای نجات ایران را بازی کند. در ضمن دیروز یک تظاهرات با شکوه بود به درخواست شاهزاده رضا پهلوی، پس میلیون‌ها ایرانی که از خانه‌هایشان بیرون آمدند، از سراسر دنیا آمدند تا آنجا باشند، همین را می‌گویند: ما شاهزاده پهلوی را برای گذار انتخاب کردیم. و البته، آینده ایران در یک دموکراسی زیبا خواهد بود و اونا تصمیم می‌گیرن که برای آینده ایران چی می‌خوان. ولی الان همه‌مون تصمیم گرفتیم، هشتاد درصد ایرانیها، می‌خوان شاهزاده پهلوی دوران گذار رو رهبری کنه و آینده ایران رو ترسیم کنه. او یه دموکرات است، کسیست که از سیاست دنیا سر در می‌آورد. واقعاً توانایی داره که این گذار به دموکراسی رو انجام بده. و بله، براش آرزوی موفقیت می‌کنم و من با میلیون‌ها ایرانی دیگه ازش حمایت می‌کنیم، تنها امید ایران برای نجات یافتن اوست. #انقلاب_شیروخورشید Reza Pahlavi Communications Reza Pahlavi

Darya Safai MP

18,988 Aufrufe • vor 7 Monaten

کریستین امانپور، در این ویدیو از کنفرانس امنیتی مونیخ گزارش می‌دهد و درباره مصاحبه‌هایش با شاهزاده رضا پهلوی، لیندزی گراهام و رهبر پارلمان اروپا صحبت می‌کند. او می‌گوید پنل بسیار قوی بوده و با شاهزاده رضا پهلوی، برجسته‌ترین رهبر اپوزیسیون ایران و پسر آخرین شاه، گفت‌وگو کرده است. پدر او ۴۷ سال پیش، تقریباً همین روزها، در انقلاب اسلامی سرنگون شد. 🔴 برنامه‌های شاهزاده رضا پهلوی: او می‌خواهد دموکراسی نمایندگی به ایران بیاورد. به گفته خودش، مهم نیست نظام سوسیالیستی، محافظه‌کار، چپ یا راست باشد؛ مهم این است که مردم نمایندگی شوند. 🔴 پایان رژیم: شاهزاده رضا پهلوی بارها تأکید کرد که راه این رژیم به پایان رسیده، به‌ویژه چون نام او در اعتراضات خیابانی ایران بارها فریاد زده شد. 🔴 کشتار معترضان: او از خون روی دست رژیم سخن گفت؛ هزاران، شاید ده‌ها هزار معترض ایرانی کشته شدند که فقط آزادی، دموکراسی و زندگی بهتر می‌خواستند و حتی توان پرداخت هزینه‌های اولیه زندگی را ندارند. 🔴 موضع لیندزی گراهام: سناتور جمهوری‌خواه آمریکایی گفت تردیدی نیست که این رژیم نمی‌تواند ادامه یابد. ایالات متحده باید به هر شکل ممکن به پایان آن کمک کند؛ ترجیحاً توسط خود مردم، اما در صورت نیاز حتی با کمک نظامی خارجی. او پیش‌تر در X نوشته بود ترامپ باید تلاشش را بیشتر کند و به وعده‌اش به مردم ایران عمل کند که گفته بود: «به اعتراض ادامه دهید، کمک در راه است». 🔴 موضع اتحادیه اروپا: رهبر پارلمان اروپا، روبرتا متسولا، نیز گفت زمان پایان دادن به رژیم فعلی ایران و توقف سرکوب خونین اعتراضات چند سال اخیر فرا رسیده است. 🔴 همگرایی اروپا و آمریکا: امانپور از همگرایی فکری اروپا و آمریکا در این موضوع شگفت‌زده شد، در حالی که اروپا در ۴۷ سال گذشته رویکرد دیپلماتیک‌تری نسبت به ایران داشته است.

Hadi Zonouzi هادی زنوزی

94,489 Aufrufe • vor 8 Monaten

در باب پروژه بیهوده «اتحاد» بسیاری می‌پرسند که فایده اتحاد یا ائتلاف شاهپور رضا پهلوی با بدترین دشمنان پدرش — مانند اعضای سابق مجاهدین خلق، حزب توده، احزاب کمونیستی و ریزشی‌های جمهوری اسلامی — چیست؟ مگر قرار نیست این اتحادها به هم‌افزایی نیروها و تقویت جبهه مخالفان منجر شود؟ این افراد نه پایگاهی واقعی در میان معترضان دارند، نه شعاری به نفع‌شان سر داده می‌شود و حتی شعارهای مردمی علیه «سه فاسد» نشان می‌دهد که تا چه حد دشمنان شاهنشاه آریامهر در ذهن مردم منفورند. به نظر من، شاهپور رضا پهلوی به خوبی از این واقعیت آگاه است و حتی می‌داند که فروپاشی این ائتلاف‌ها آسیب جدی به جایگاه او نمی‌زند، هرچند برای دیگر شرکت‌کنندگان در ائتلاف ویرانگر خواهد بود. به همین دلیل بود که به راحتی از ائتلاف جورج‌تاون خارج شد. هدف واقعی او از این ائتلاف‌ها، آن چیزی نیست که در ظاهر می‌گوید (متحد کردن مخالفان برای مبارزه مؤثرتر). هدف اصلی چیزی است که به زبان نمی‌آورد، زیرا نمی‌خواهد هزینه سیاسی‌اش را بپردازد. سال‌ها پیش، زنده‌یاد مانوک خدابخشیان با اشاره به مصاحبه ایشان با باربارا والترز پرسید: «آیا شاهزاده واقعاً می‌خواهد به ایران برگردد؟» در مارس ۲۰۲۱ نیز یک فایل صوتی جنجالی از او منتشر شد که در آن خود را در برابر میراثی که به ارث برده، «ربل» (شورشی) خواند و گفت: «به عنوان یک دموکرات نمی‌توانم توجیه کنم که مبنای تعیین یک مسئول، حتی به مفهوم سمبلیک، موروثی باشد. شخصاً یک نظام حکومتی جمهوری را به پادشاهی موروثی ترجیح می‌دهم، زیرا یک دوره انتخاباتی مشخص دارد و افراد مسئول هستند.» این سخنان واکنش‌های گسترده و منفی پادشاهی‌خواهان را برانگیخت و بسیاری آن را «استعفای رسمی از سوگند پادشاهی» دانستند. فشارها باعث شد که او دیگر از همان ادبیات استفاده نکند و موضعش را به شکل تاکتیکی تغییر دهد: «مردم حق انتخاب نوع حکومت را دارند و من بی‌طرف هستم.» این تغییر موضع باعث شد که اعتراضات تا حد زیادی فروکش کند، زیرا بسیاری از پادشاهی‌خواهان امیدوار شدند که در ایران آزاد بتوانند برای انتخابات مجلس مؤسسان و احیای مشروطه تلاش کنند. اما حمایت او از «دفترچه اضطراری» (که قانون اساسی مشروطه را منسوخ اعلام می‌کرد و رفراندومی شبیه به رفراندوم خمینی — بدون گزینه پادشاهی مشروطه — پیشنهاد می‌داد) و همچنین سخنان چند ماه پیش مبنی بر «سوگندم را به مجلس آینده واگذار کردم»، نشان داد که موضع اصلی او تغییری نکرده است. به نظر می‌رسد این نوع ائتلاف‌ها به او بهانه می‌دهند که به عنوان «محور یک اتحاد گسترده و بی‌طرف»، از پذیرش مسئولیت‌های قانونی خود (بر اساس سوگند پادشاهی و قانون اساسی مشروطه) شانه خالی کند و همزمان هزینه سیاسی استعفای رسمی را — که مستلزم تشکیل شورای نیابت سلطنت است — نپردازد. راستی، دقت کرده‌اید که در هیچ‌کدام از ائتلاف‌هایی که شاهپور رضا پهلوی تشکیل داده، جایی برای مشروطه‌خواهانی که خواهان بازگشت به قبل از فتنه ۵۷ هستند وجود نداشت؟

Asghar Sepehri

13,212 Aufrufe • vor 2 Monaten

سقراط یکی از مشهورترین اندیشمندان تاریخ بشر است. مردم او را پدر فلسفه می‌نامند. از او به‌عنوان مردی یاد می‌شود که سؤال‌های ناخوشایند می‌پرسید و همه اطرافش را وادار می‌کرد عمیق‌تر فکر کنند. اما بخش تکان‌دهنده اینجاست: سقراط از دموکراسی متنفر بود. او فکر می‌کرد دموکراسی در واقع یکی از سریع‌ترین راه‌هایی است که یک جامعه می‌تواند خودش را نابود کند. پس چرا سقراط از دموکراسی متنفر بود؟ به‌ویژه وقتی آتن زادگاه دموکراسی بود. برای فهمیدن این موضوع باید به آتن باستان برگردید. آتن زادگاه دموکراسی بود. شهروندان مستقیماً رأی می‌دادند. جمعیت‌های بزرگی گرد هم می‌آمدند و درباره جنگ، قوانین و رهبری تصمیم‌های مهم می‌گرفتند. روی کاغذ، این سیستم شبیه آزادی بود. به نظر می‌رسید که بهترین و منصفانه‌ترین نظام ممکن است. اما سقراط به آن نگاه کرد و یک ضعف مرگبار را دید. او باور داشت که دموکراسی به افراد آگاه و همین‌طور به کسانی که کاملاً هیچ نمی‌دانند، قدرتی برابر می‌دهد. او باور داشت که یک جامعه نمی‌تواند دوام بیاورد اگر تصمیم‌ها را افرادی بگیرند که نمی‌فهمند درباره چه چیزی تصمیم می‌گیرند. سقراط این را با یک مثال ساده توضیح داد. اگر بیمار بودید، آیا به پزشک‌تان رأی می‌دادید؟ آیا از جمعیت می‌خواستید که تعیین کنند چه کسی جراحی‌تان را انجام دهد؟ البته که نه. شما ماهرترین پزشکی را انتخاب می‌کردید که می‌توانستید پیدا کنید، چون می‌دانید زندگی‌تان به تخصص وابسته است. پس سقراط یک پرسش ترسناک مطرح کرد: اگر برای پزشکی به متخصصان اعتماد می‌کنیم، چرا برای سیاست به متخصصان اعتماد نمی‌کنیم؟ چرا اجازه می‌دهیم یک جمع انتخاب کند چه کسی کل کشور را اداره کند، حتی اگر بیشترشان درباره اقتصاد، جنگ، قانون یا رهبری هیچ چیز را نفهمند؟ برای سقراط، این حکمت نبود؛ این قمار بود. او معتقد بود دموکراسی رهبری را به یک مسابقه محبوبیت تبدیل می‌کند. فردی که برنده می‌شود، همیشه باهوش‌ترین نیست و همیشه هم واجد شرایط‌ترین نیست، بلکه کسی است که می‌تواند مردم را سرگرم کند، کسی که می‌تواند احساسات را دستکاری کند، کسی که می‌تواند به جمعیت بگوید آنچه دوست دارند بشنوند. پس سقراط در اصل معتقد بود دموکراسی بهترین فروشنده را پاداش می‌دهد، نه بهترین رهبر را. او همچنین معتقد بود دموکراسی یک ضعف دیگر هم دارد. او باور داشت دموکراسی به‌طور طبیعی تفرقه و هرج‌ومرج ایجاد می‌کند. گروه‌های مختلف خواسته‌های متفاوتی دارند. مردم بر سر قدرت با هم می‌جنگند. جامعه پرسر‌وصدا و بی‌ثبات می‌شود. با گذشت زمان، شهروندان از درگیری همیشگی خسته می‌شوند. و وقتی مردم خسته می‌شوند، دیگر آزادی نمی‌خواهند. آن‌ها شروع می‌کنند به خواستن ثبات. آن‌ها شروع می‌کنند به این‌که بخواهند کسی کنترل را به دست بگیرد و همه‌چیز را درست کند. اینجاست که سقراط باور داشت دموکراسی پایان می‌یابد. او باور داشت که دموکراسی اغلب به استبداد می‌انجامد. او باور داشت که وقتی یک جامعه آشفته می‌شود، در نهایت یک مرد قدرتمند به قدرت می‌رسد. آن مرد قدرتمند وعده نظم می‌دهد. او وعده امنیت می‌دهد. او وعده می‌دهد که دشمنان را مجازات کند. او وعده می‌دهد که کشور را دوباره عظیم کند. و آرام‌آرام، همان افرادی که زمانی دموکراسی را جشن می‌گرفتند، شروع می‌کنند به حمایت از دیکتاتوری. سقراط این را به‌عنوان یک نظریه نگفت. او در طول زندگی خودش شاهد رخ دادن آن بود. و غم‌انگیزترین بخش این است که سقراط خودش قربانی دموکراسی شد. او توسط هیئتی منصفه محاکمه شد که از شهروندان عادی تشکیل شده بود. آن‌ها فیلسوف نبودند. آن‌ها قاضی آموزش‌دیده نبودند. آن‌ها متخصص نبودند. آن‌ها فقط یک جمعیت بودند. و همان جمعیت رأی داد که او را اعدام کنند. پس در نهایت، دموکراسی حرف سقراط را به بدترین شکل ممکن ثابت کرد. سقراط از آزادی متنفر نبود. او از این ایده بدش می‌آمد که حقیقت را می‌توان با رأی اکثریت تعیین کرد. او باور داشت که رهبری چیزی نیست که مثل انتخاب یک خواننده در یک مسابقه استعدادیابی، آن را انتخاب کنی. او باور داشت که اگر یک جامعه به نادانی قدرت بدهد، نادانی در نهایت آن جامعه را نابود خواهد کرد.

خبرگزاری شیر و خورشید

14,438 Aufrufe • vor 6 Monaten

خبرنگار انگلیسی؛ من یک سؤال شخصی دارم. از آن‌جایی که می‌بینیم شما با کمک گروه لابی «Europe-Israel Press Association» اینجا حضور دارید، دولت اسرائیل از به‌دست گرفتن قدرت توسط شما در ایران حمایت می‌کند، و همین دولت همان دولتی است که به‌همراه ایالات متحده جنگی تهاجمی علیه کشور شما آغاز کرده است. بسیاری از مردم در سراسر جهان فکر می‌کنند که شما یک عامل اسرائیل هستید. آیا چنین است؟ شاهزاده رضا پهلوی: البته که نه. اما من دوستِ اسرائیل و یهودیان هستم، و توضیح می‌دهم چرا. زیرا به‌عنوان یکی از نوادگان کوروش بزرگ، ما به این افتخار می‌کنیم که یکی از پایه‌های اساسی حقوق بشر به زمان او بازمی‌گردد؛ زمانی که کوروش بزرگ از طریق منشور خود که در سراسر جهان به نمایش گذاشته شده و در میان ملت‌ها و حتی در سازمان ملل به آن اشاره می‌شود. اصول آزادی را بنیان گذاشت، وقتی که بردگان یهودی را در بابل آزاد کرد و به آن‌ها کمک کرد معابدشان را در اورشلیم بازسازی کنند. ایرانیان و یهودیان در واقع رابطه‌ای تاریخی و حتی کتاب‌مقدسی دارند؛ در حقیقت تنها دو کشوری هستند که در تاریخ معاصر می‌توانند چنین ادعایی داشته باشند. ایران همچنین تنها کشوری در خاورمیانه بود که به یهودیانی که از هیتلر و رژیم او می‌گریختند پناه داد و در ایران به آن‌ها پناهندگی داده شد. این بخشی از تاریخ ماست، بخشی از سنت ما در پناه دادن به افراد تحت آزار و تعقیب است. یهودیان در ایران آزاد بودند تا پیش از انقلاب آزادانه آیین و مناسک دینی خود را برگزار کنند. و برای بازگرداندن حقوق خود و حقوق پیروان هر دین دیگری در ایران تلاش کنند؛ زیرا یکی از ارکان بنیادین حقوق بشر باید حفاظت از آزادی مذهبی مردم باشد. این موضعی است که من از آن حمایت میکنم و برای پیگیری آن نیاز به نمایندگی یا ماموریت از سوی هیچکس ندارم؛ من نماینده مردم خود هستم.

History In Pics

59,591 Aufrufe • vor 1 Monat

دیروز نوشتم که ایرج مصداقی با طرح اتهامی بی‌مدرک مبنی بر این‌که اکانت علی کریمی در اختیار خودش نیست، دعوای بیهوده‌ای را آغاز کرد. چندین کاربر، از جمله شلدون، نوشته‌اند که چرا علی کریمی پای شاه را به این دعوا کشاند؟ سال ۲۰۱۸ شاهپور رضا پهلوی در مصاحبه با مهدی فلاحتی گفت شاه نباید مسئولیت اجرایی داشته باشد و از او دیکتاتوری ساخته شود که عده‌ای به نام او مانورهای خود را انجام دهند. او با مثال شطرنج گفت مهره شاه آخرین مهره‌ای است که باید حرکت کند و اگر آسیب ببیند، بازی باخته است. این سخن با قانون اساسی مشروطه همخوان است. طبق اصل ۴۴ متمم قانون اساسی: «شخص پادشاه از مسئولیت مبری است. وزراء دولت در هر گونه امور مسئول مجلسین هستند.» همچنین طبق اصل ۶۴ متمم: «وزراء نمی‌توانند احکام شفاهی یا کتبی پادشاه را مستمسک قرار داده، سلب مسئولیت از خودشان نمایند.» به دلایلی که برای من روشن نیست، شاهپور رضا پهلوی بعدها از این چارچوب مشروطه فاصله گرفت، قانون اساسی آن را عملاً کنار گذاشت و به‌جای ظاهر شدن در قامت پادشاه مشروطه‌ای که برای آن سوگند خورده، تصمیم گرفت در نقش رهبر انقلاب دموکراتیک عمل کند و از «دفترچه»ای حمایت کرد که در آن افراد قوا را خودش منصوب می‌کرد. با این کار، مسئولیت اقدامات کسانی را که خود منصوب کرده بود بر عهده گرفت. چند ماه بعد هم در دیداری گفت تیمش به او وفادار است و او هم به تیمش. این در حالی است که در سوگند پادشاهی مشروطه، شاه قسم می‌خورد حقوق ملت را محفوظ بدارد و منظوری جز سعادت و عظمت ملت ایران نداشته باشد؛ یعنی وفاداری‌اش باید به ملت باشد، نه به تیم. در همین دعوای علی کریمی و مصداقی هم اکثر کسانی که از مصداقی حمایت کردند، این کار را حمایت از تیم شاهپور رضا پهلوی می‌دانستند و چون خود او اعلام کرده به تیمش وفادار است، حمایت از آن تیم را حمایت از شخص او می‌دیدند. از این رو عجیب نیست که نام او هم وارد این جدل شود، حتی اگر مخاطب مستقیم دعوا نباشد. در چنین وضعیتی گفته‌ها و کارهای این تیم — از جمله ایرج مصداقی که در کمیته تدوین مقررات عدالت انتقالی است — خواسته یا ناخواسته به پای شاهپور رضا پهلوی هم نوشته می‌شود. تا وقتی به آن دفترچه و تیم وفادار بماند، نمی‌تواند خود را از این انتقادها جدا کند. این وضعیت یادآور سخن علی خامنه‌ای، رهبر انقلاب اسلامی، در نماز جمعه ۲۹ خرداد ۱۳۸۸ است که گفت «نظر آقای رئیس‌جمهور به نظر بنده نزدیک‌تر است». حدود یک ماه بعد کوشید فاصله بگیرد و بگوید فقط اقدامات درست را تأیید می‌کند، اما همان خطبه فضا را چنان تغییر داد که داخل نظام دیگر کسی حریف احمدی‌نژاد نمی‌شد؛ مخالفان ناچار بودند برای مخالفت به خود خامنه‌ای مراجعه کنند و او هزینه مقابله را بپردازد. حتی بعدها برای رد صلاحیت‌ ناچار شد علناً علیه احمدی‌نژاد موضع بگیرد. تا زمانی که شاهپور رضا پهلوی بخواهد در کسوت رهبر انقلاب دموکراتیک ظاهر شود، نه در قامت پادشاه مشروطه غیرمسئول، مسئولیت گفته‌ها و اعمال تیمش به پای او نوشته خواهد شد.

Asghar Sepehri

18,971 Aufrufe • vor 1 Monat

با توجه به نزدیکی ماجرای نهایی و تاکید رضاشاه دوم برای آمادکی مردم ایران، مجبور به بازخوانی این موضوع شدم! چرا رضاشاه تاکید داره این‌بار فرق داره؟! در پیام چند روز پیش، نتانیاهو کاملا هوشمندانه همه چیز را لو داد! به همین ۱دقیقه و ۲۵ثانیه! خوب دقت کنید چون نتانیاهو خیلی خیلی دقیق واژگان رو پشت هم چیده: ۱- من و ما و اسرائیل جنگ نمی‌خوایم! شما مردم ایران هم که جنگ نمی‌خواید! جمله آشنا نیست؟! پس کی جنگ می‌خواد؟ بله دیکتاتورهای رژیم! نمیگه دیکتاتور رژیم! جمع می‌بنده! یعنی کل رژیم! این یعنی چی که هم رضاشاه دوم و هم اسرائیل و هم ترامپ تاکید دارند؟! این یعنی مردم ایران نباید قربانی این جنگ رژیم اسلامی شوند و نمی‌شوند! یعنی اگر رژیم تسلیم نشه و حکومت رو واگذار به مردم نکنه، تک تک مهره‌های رژیم را خواهند زد و نه مردم. ۲- نتانیاهو میگه: اما خبر خوبی هست! رژیم هر روز ضعیف‌تر و اسرائیل هر روز قوی‌تر میشه! خوب دقت کنید! داره با مردم ایران صحبت می‌کنه! چرا قوی شدن اسرائیل باید خبر خوبی برای مردم ایران باشه؟!!! بله! یعنی ما پشت شما هستیم و رژیم را ضعیفتر می‌کنیم. خب ضعیف‌تر می‌کنیم که چی بشه؟! حالا می‌ره سراغ اصل مطلب!!!! ۳- میگه رژیم از شما مردم بیشتر از اسرائیل می‌ترسه! میگه برای همین شمارو در بالاترین حد ممکن سرکوب کرده! میگه امیدتون رو از دست ندهید! و اینجا یک نکته امنیتی شاهکار میگه: «من زمزمه‌ها رو می‌شنوم! زن زندگی آزادی!» زن زندگی آزادی چی بود؟! بله خیزش مردم! به عبارتی نتانیاهو داره میگه که ما قوی‌تر هستیم و با شما! امیدتون رو از دست ندهید و زمزمه‌هایی که می‌کنید (نتانیاهو بزن بقیه‌اش با ما!) شما هم مثل زن زندگی آزادی بریزید بیرون! ۴- و اما اینجا یک تاکید موکد داره برای مردم ایران! میگه امیدتون رو از دست ندهید، چون اینبار نه تنها اسرائیل که کل دنیا پشت شما خواهند بود تا رژیم رو نابود کنید. ۵- پس از نکات بسیار مهم بالا، آینده ایران رو برای مردم ایران درصورت انقلاب مجدد، تصویر می‌کنه که ایرانی با کمک ما و کل جهان می‌سازیم سراسر رفاه و اعتبار و افتخار. پس مردم ایران؟! درنگ نکنید! زمان که رسید، زن زندگی آزادی! مثل ۳ سال پیش بریزید بیرون. پایان. جیمز سرباز پادشاهی ایران #KingRezaPahlavi

JamesDean

25,455 Aufrufe • vor 1 Jahr

گویا جناب بیژن کیان در این توهم هستند که قانون اساسی مشروطه تنها به پادشاهی مظفرالدین شاه و محمدعلی شاه و احمدشاه قاجار مشروعیت می‌داد. گویا ایشان از بدیهیات حقوق اساسی و تاریخ معاصر ایران به کل ناآگاه‌اند و نمی‌دانند که پادشاهی رضاشاه کبیر و تغییر پادشاهی از خاندان قاجار به پهلوی نیز ذیل همین قانون اساسی مشروطه مشروعیت یافت (البته پس از اصلاح آن در سال ۱۳۰۴). همچنین پادشاهی محمدرضاشاه آریامهر نیز بنا به همین قانون اساسی در سال ۱۳۲۰ مشروعیت یافت و ایران اشغال شده به دست شوروی و متفقین را از خطر تجزیه حتمی نجات داد. فرزند آریامهر نیز بنا بر همین قانون اساسی ولیعهد شد. اینکه چند بند متروک از قانون اساسی مشروطه رنگ و بوی اسلامی-شیعی دارد، دلیل نمی‌شود که به شیوه روبسپیر و ژاکوبن‌ها کل قانون اساسی مشروطه و میراث حقوقی و تاریخی ایران را دور بریزیم و به نوشتن جزوه‌ها و دفترچه‌های بی‌سر‌وته همچون #دفترچه_بیچارگی و اضطرار روی بیاوریم. چنین کاری همان‌ اندازه بیخردانه و ابلهانه است که به جای تغییر رنگ دیوار خانه یا کابینت آشپزخانه، بزنیم خانه خود را از پای‌بست ویران کنیم. همه ارجاعات به اسلام و شیعه در قانون اساسی مشروطه به سادگی می‌توانند اصلاح و‌ سکولار شود، بویژه که این اصول در پنجاه سال پهلوی نیز متروک و‌ منسوخ شده بودند و در عمل اجرا نمی‌شدند. قانون اساسی مشروطه در عمل نشان داده که از طریق مجلس موسسان ظرفیت اصلاح دارد. اصولا تغییر تغییر پادشاهی از قاجار به پهلوی با اصلاح همین قانون اساسی مشروطه انجام شد، همچنین سپس‌تر افزوده شدن مجلس سنا و دو مجلسی شدن نظام پارلمانی در ایران. ایران کشوری بی‌ریشه و بی‌تاریخ و بی‌شناسمان (بی‌هویت) و دست‌ساز نیست که میراث حقوقی نداشته باشد و ناچار باشیم از هیچ برای آن جزوه و دفترچه و قانون بنویسیم. در بریتانیا نیز هرگز ماگناکارتا را ملغی نکردند، با گذشت زمان در چندین گام آن را اصلاح و دموکراتیک و سکولار کردند تا پادشاهی پارلمانی فرنوین (مدرن) از آن زاده شد. حکایت امثال بیژن کیان که گستاخانه قانون اساسی مشروطه - میراث ملی ایران - را «منحوس» می‌خوانند، حکایت کسانی است که بر سر شاخ نشسته و بُن می‌برند: یکی بر سر شاخ بُن می‌برید خداوند بستان نگه کرد و دید بگفتا که این مرد بد می‌کند نه با من که با نفس خود می‌کند

Shervan Fashandi

38,524 Aufrufe • vor 1 Jahr