Video yükleniyor...

Video Yüklenemedi

Ana Sayfaya Dön

💣بدنه اجتماعی هسته سخت جمهوری اسلامی، بزرگترین خطر دوران پساخامنه‌ای برای ایران این آدمهایی که برای مرگ #خامنه‌ای تو این شرایط دارن عزاداری می کنن رو کسی به زور نیاورده بیرون. با ساندیس و اتوبوس مجانی هم اینجا نیستن. اینها همون پایگاه اجتماعی و فرهنگی و پیاده نظام #هسته_سخت...

150,368 görüntüleme • 6 ay önce •via X (Twitter)

0 Yorum

Yorum bulunmuyor

Orijinal gönderinin yorumları burada görünecek

Benzer Videolar

به هندوستان میگن آزمایشگاه نابرابری. جایی که یه حجم وحشتناک از ثروت بالای هرم راج‌ها جمع شده و اون پایین میلیون‌ها آدم دارن با فقر و محرومیت دست و پنجه نرم میکنن. نگذارید ایران رو به هندوستان دوم تبدیل کنن. نظام ارباب و رعیتی جدید مطبوع حزب کارگزاران و سپاه! این رو به اون دوستانی میگم که سکوت کردن و ته دلشون میگن بذار بنزین بشه ۱۰۰ هزار تومن، دلارم بره ۳۰۰ هزار. هرچی فشار بیشتر بشه مردم زودتر میریزن تو خیابون. 🔴 شاید یه زمانی این تحلیل قابل دفاع بود. ولی فشار هم یه آستانه داره. یه Threshold. تا یه جایی فشار میتونه آدم رو عصبانی کنه و هلش بده سمت اعتراض و شورش. ولی از یه جایی به بعد لزوما این اتفاق نمیفته. ممکنه دقیقا برعکس بشه. ممکنه جامعه رو اونقدر له کنی که دیگه تمام فکر و ذکر آدم بشه زنده موندن. وقتی دکترین شوک رو روی جامعه‌ای پیاده میکنی که دیگه ظرفیت جذب یه شوک جدید رو نداره، جامعه‌ای که همین الان میلیون‌ها نفرش با فقر و ناامنی اقتصادی درگیرن، دیگه فقط قدرت خرید مردم رو پایین نمیاری. کم کم کرامت آدم‌ها رو هم میگیری. آدمی که از صبح تا شب داره حساب میکنه اجاره‌ش رو چجوری بده، گوشت بخره یا نخره، داروش رو بخره یا قبضش رو بده، لزوما انقلابی‌تر نمیشه. اتفاقا ممکنه دیگه نه وقت اعتراض داشته باشه، نه انرژی اعتراض، نه توان سازماندهی و نه حتی جرات اینکه درآمد چند روزش رو از دست بده. این همون نقطه خطرناکه. شوک اقتصادی معمولا وسط بحران بهتر جواب میده چون جامعه هنوز نفهمیده از کجا خورده که شوک بعدی میرسه. ولی وقتی فشار از آستانه تحمل رد شد نتیجه لزوما انفجار نیست. نتیجه‌ش یه جامعه خسته، فقیر، بدهکار و وابسته‌ست که تمام انرژیش صرف بقا میشه و برای خدمت به ارباب‌های رانتی با خودش رقابت هم میکنه! سیاست‌های اقتصادی حزب کارگزاران و شبکه‌های رانتی سپاه و حکومت امروز اینه. هدفشون اینه: ایران تبدیل بشه به یه جامعه دو طبقه. یا یه جوری به شبکه قدرت، رانت و سرمایه وصلی و جزو طبقه اربابانی. یا فرقی نمیکنه دکتر باشی، مهندس باشی، استاد دانشگاه باشی، کارمند باشی، کارگر باشی یا کشاورز. درآمدت هر روز بی ارزش‌تر میشه و کم کم پرت میشی تو یه طبقه‌ای که فقط باید کار کنه تا زنده بمونه. مسئله دقیقا همینه. وقتی حقوق من و تو ریالیه ولی یکی یکی هزینه‌های زندگی رو با دلار تنظیم میکنن چه اتفاقی میفته؟ دلار شناور. انرژی به قیمت جهانی. بنزین نزدیک قیمت جهانی. خیلی خب. پس حقوق منم جهانی کن. قدرت خرید منم جهانی کن. خدمات عمومی منم جهانی کن. رقابت اقتصادی رو هم واقعی کن. رانت و انحصار رو هم جمع کن. نمیشه درآمد مردم ریالی باشه بعد موقع گرفتن پول از مردم یهو همه چی جهانی بشه. اسم این بازار آزاد نیست. بازار آزاد وقتی معنی داره که رقابت واقعی وجود داشته باشه. وقتی اقتصاد پر از رانت و انحصاره آزاد کردن قیمت‌ها میتونه فقط یه معنی داشته باشه. سود برای بالایی‌ها و هزینه برای بقیه. یعنی سود خصوصی و ضرر عمومی. برای همین نذارید این سیاست‌ها رو با چهارتا اصطلاح شیک اقتصادی و استدلال ظاهرا لیبرال بهتون بفروشن. و از اون مهم‌تر سکوتتون در برابر فقیرتر شدن مردم رو با این امید توجیه نکنید که بذار فشار بیشتر بشه، مردم بالاخره شورش میکنن. 🔴 هیچ قانون تاریخی‌ای وجود نداره که بگه هرچی مردم فقیرتر بشن انقلاب نزدیک‌تر میشه. گاهی دقیقا برعکسه. هندوستان هم نمونشه! فقر مزمن میتونه آدم رو اونقدر درگیر نون شب، اجاره، قسط و زنده موندن کنه که دیگه چیزی برای کنش سیاسی براش باقی نمونه. خطری که من میبینم دقیقا همینه. یه ایران دو طبقه. بالا یه اقلیت کوچیک که به رانت، انحصار، سرمایه و قدرت سیاسی وصله. پایین اکثریتی که دیگه حتی مدرک و تخصص و شغلش هم نجاتش نمیده. دکتر و مهندس و استاد دانشگاه و کارمند و کارگر و کشاورز همه کم کم تو یه طبقه جمع میشن. طبقه‌ای که باید تمام عمرش بدوه تا فقط زنده بمونه. حتی ممکنه توی این مدل فردا کارخانه خارجی هم بیاد. سرمایه خارجی هم بیاد. بازار هم ظاهرا آزادتر بشه. حتی یه سری آزادی اجتماعی هم بدن. ولی تا وقتی رانت و انحصار سر جاشه این اسمش جامعه آزاد و مرفه نیست. این میتونه یه مدل خیلی ساده باشه. آزادی اقتصادی برای صاحبان قدرت. قیمت جهانی برای مردم. درآمد ریالی برای مردم. رانت برای همونایی که همیشه به سفره وصل بودن. نگذارید ایران رو به آزمایشگاه این مدل از نابرابری تبدیل کنن. فقر بیشتر لزوما انقلاب نمیاره. گاهی فقط آدم‌ها رو اونقدر درگیر زنده موندن میکنه که دیگه فرصت فکر کردن به تغییر رو هم نداشته باشن. فقر وقتی از حدش فراتر بره دیگه انقلابی بیشتر نمیسازه. فقط رعیت بیشتری میسازه برای مرعشی‌ها، مدلل‌ها و هاشمی‌ها. سکوت نکنید🔴

Nima. Monsefi. نیما منصفی

21,263 görüntüleme • 5 gün önce

#PersianGulf برای اولین بار ازتون خواهش میکنم یه توییت من رو بخونید. ما تو یه بزنگاه خیلی مهم تاریخی سیاسی هستیم. شواهد نشون میده که به احتمال بالا تو کابینه ترامپ سر موضوع تغییر نام #خلیح‌_فارس اختلافه و مثلا روبیو یا فلان وزیر مخالف تغییر نام خلیج‌فارسن ولی ونس و ویتکاف و... موافقن. روبیو الان دو پست مهم وزارت خارجه و مشاور امنیت ملی رو داره و ترامپ بهش علاقه زیادی داره و شاهزاده هم باهاش ارتباط داره و مطمئن باشید تا الان باهاش تماس گرفته یا بزودی تماس میگیره و در این شرایط، خیلی مهمه که ما به جای سکوت یا اولویت دادن به تحلیلهای شخصی و دعوا با همدیگه، یکپارچه پشت پادشاه و اعتراضش بایستیم. ترامپ هنوز هیچ فرمانی رو در این مورد امضا نکرده و تصمیمش رو هم علنی نکرده. تو این شرایط، این چندروز برای ما تایم طلایی محسوب میشه و فرصت داریم با تمام توان و امکاناتمون از جمله پتیشن و ترند هشتگ و تجمعات اعتراضی تو آمریکا و یا جلوی سفارتهای آمریکا تو اروپا سر و صدا کنیم و اعتراضمون رو "بدون آمریکاستیزی" و با نمادهای میهنی و پادشاهی و بنرهای ضدرژیم نشون بدیم. تکرار میکنم مهمه که تو اعتراضاتمون علاوه بر پرچم ایران و عکسهای شاه، نمادهای ضدرژیم هم داشته باشیم تا ثابت بشه که ما مردم ایرانیم نه صادراتیهای رژیم یا چپگراهای احمق و هیچ دشمنی با آمریکا نداریم. موج اعتراضات ما میتونه به مخالفین این تصمیم تو کابینه ترامپ وزن زیادی بده. ترامپ یه شخصیت خودشیفته و نمایشی و عوامگرا داره و عاشق محبوبیته و اگه قانع بشه که این تصمیم باعث میشه یه ملت تو یه جغرافیای خیلی حساس ایران، مثل کارتر سالها ازش متنفر بشن یا به وجهه سیاسی آمریکا آسیب زده میشه یا به نفع رژیم تموم میشه، قطعا عقب‌نشینی میکنه. ولی اگه ببینه با وجود درز کردن این قضیه به رسانه‌ها، هیچ واکنش تندی از میلیونها ایرانی به وجود نیومده، قطعا نتیجه میگیره که این تصمیمش هزینه‌ کمی داره و به فایده‌ش کاملا میصرفه. نام خلیج مکزیک راحت عوض شد چون به ت_خ_م هیچ مکزیکی نبود. ولی اگه طبق استراتژی بعضی دوستان ترامپیست، صبر کنیم تا ترامپ اول فرمان اجرایی رو امضا کنه و بعد بهش اعتراض کنیم اون موقع دیگه اعتراض ما هیچ فایده‌‌ای نداره چون اولا بعد از امضا، ترامپ محاله تصمیمشو عوض کنه و گند بزنه به اعتبار امضای خودش، و دوما اون موقع، لغو این تصمیم میشه یه توهین بزرگ به عربستان و متحدین عربش. شاید فکر کنید چون پای پول زیادی وسطه هیچ کاری از ما برنمیاد و ترامپ ناچاره به درخواست عربستان تن بده ولی این تحلیل درستی نیست. آمریکای ترامپ تو موقعیت بسیار برتر سیاسی و افتصادی و نظامیه و قدرت چانه‌زنی بالایی داره و اعراب از لحاظ امنیتی بهش نیاز زیادی دارن، همچنین ترامپ رابطه خیلی دوستانه‌ و تسلط خوبی رو عربستان داره و خیلی ساده میتونه به بهونه‌های مختلف این درخواست رو بپیچونه یا عقب بندازه و همزمان هیچ خدشه‌ای به سیاستش تو دوشیدن اعراب وارد نشه. این قضیه رو فعلا اصلا کوچک‌انگاری نکنید و نگید که این تغییر نام فقط برای دولت آمریکاس و نمیتونن تو سطح جهان چیزی رو عوض کنن و اهمیتی نداره. اولا آمریکا الان مهمترین کشور دنیاست و به تنهایی از تمام اتحادیه اروپا و غرب و شرق دنیا مهمتره. دوما در صورت وقوع، کشورهای دیگه اروپایی هم همین راه رو میرن تا از آمریکا تو دوشیدن عربها عقب نمونن. این اتفاق اگه بیفته اندازه تمام این ۴۷سال به دستگاه تبلیغاتی رژیم خون پروپاگاندا تزریق میشه و به اصلاحطلبها و چپهای آمریکاستیز عقبمونده فرصت میده تا ایدئولوژی کمونیستی امپریال‌ستیزی خودشون رو توی زرورقی از میهنپرستی بپیچن و به خورد مردم بدن. من خودم تمام توانمو میذارم و خواهش من از شما اینه که با تمام امکانات و توانتون، حساسیت و اعتراضتون رو به این قضیه نشون بدید و با تمام ابزارهایی که دارید، پشت پادشاه میهنپرست پهلوی بایستید و از موضعش حمایت کنید. این توییت طولانی رو با یه نقل قول از شاهنشاه عزیز تموم میکنم: "من از همه شما هموطنان عزیرم میخواهم تا به ایران فکر کنیم..." ‌#پاینده_ایران

Yaar - يار ‌‌قدیمی 🇮🇷🇮🇱

77,743 görüntüleme • 1 yıl önce

رفتار کشورهای منطقه و جهان خیلی شفافه. ایران تحت حکومت جمهوری اسلامی رو ابتدا تضعیف کردند، سپس دندون هاشو کشیدند و همزمان محاصره کامل کنترل شده کردند و حالا با خیال راحت،‌ رهاش‌ کردند تا با هزینه صفر نتیجه بگیرند. رفتار همه کشورهای منطقه و جهان حاکی از اونه که همه روی سقوط نظام سیاسی ایران متفق القول هستند. این نشانه ها چیست؟ روسیه به ایران تجهیزات نظامی پیچیده نمی‌دهد و یا بسیار با اکراه و تاخیر می‌دهد، همزمان چندین برابر مناسبات اقتصادی و سیاسی با کشورهای عربی دارد. چین در ایران سرمایه گذاری نمی‌کند، پول های فریز شده ایران را نمی‌دهد، نفت را با تخفیف زیاد و پرداخت نامعلوم می‌خرد و چندین برابر مناسبات با کشورهای عربی دارد. از این دو که به دید جمهوری اسلامی متحدانش هستند بگذریم آمریکا قطره چکانی پول کنترل شده آزاد می‌کند و امید توافق را در کورسو‌ زنده نگه می‌دارد اما توافق نمی‌کند. آمریکا راهبرد رهبر جمهوری اسلامی یعنی نه جنگ نه مذاکره را تمام و کمال پذیرفته و با لذت دنبال می‌کند. یقین دارد که چین به جمهوری اسلامی اجازه بی ثبات کردن منطقه را نمی‌دهد و همه کشورها متفق القول در صورت دستیابی جمهوری اسلامی به بمب اتم، حمله نظامی خواهند کرد. اما نفوذ اطلاعاتی کافی دارد که بداند چه زمانی آن ها حتی فکر به ساخت بمب اتم خواهند کرد. عربستان فهمیده که خیالش از بابت امنیت خلیج فارس از طریق قدرت نظامی آمریکا و وابستگی ۵۰ درصدی چین به نفت خلیج فارس راحت است. به دنبال تضمین امنیتی بیشتر از آمریکاست. توافقش با اسراییل قطعیست و به زودی علنی می‌شود و بعد از عربستان، دومینوی رسمیت شناختن اسراییل در کشورهای عربی خواهد ریخت. پس همین که خیالش راحت باشد که تنش با تهران کنترل شده است برایش کافی است. اسراییل از حضور جمهوری اسلامی تمام و کمال برای باز کردن جای پایش در منطقه استفاده کرد و به توافق بزرگش با عربستان رسید. با تبلیغات متعدد و شلوغ کاری، خیالش را از امنیتی سازی ایران راحت کرده. این لیست زیاده. کما اینکه آذربایجان و ترکیه در صدد روز‌ موعود هستند تا کریدور زنگزور را با هزینه صفر باز کنند. عراق در حال تجهیز سریع نیروی نظامی خودش هست تا روز موعود اروند رود را به حقیقت تبدیل کند. واقعیت این است که نشانه ها همه از این خبر می‌دهند که تقریبا همه مطمئن هستند که نظام سقوط می‌کند و منتظر زمان موعود هستند و دلیلی به توسعه روابط اقتصادی یا سیاسی با جمهوری اسلامی نمی‌بینند چون آینده ای براش متصور نیستند. تنها دارایی جمهوری اسلامی، ایدیولوژیش است که آن هم با توافق سعودی و اسراییل، از پایه شروع به متلاشی شدن می‌کند. سخنرانی های «به قله نزدیکیم» و حرف زدن از اتحاد با عربستان و مصر! علیه امریکا، نشان از این واقعیت دارد. در داخل هم چنان ایدئولوژی در حال سقوط است که با لایحه حجاب و بستن اینترنت دارن ترس و وحشت را نشان می‌دهند. در داخل و خارج و خود نظام، همه باور کردند که سقوط نزدیک است. بحران کلاسیک حکومت های مشابه، بحران جانشینی است که می‌تواند یکی از تریگرهای بالقوه این پایان باشد.‌ انباشت بحران ها میتواند تریگرهای بالقوه دیگری باشند. اما تیتراژ فیلم بالا رفته است و نم نم تماشاگران در حال ترک سالن سینما هستند. من باور بین المللی و داخلی را در سقوط می‌بینم. به قول کتاب اقتصاد روایی، روایتی که همه گیر شده، خودش واقعیت جدید را رقم خواهد زد. الان که هم فکت ها و هم آمار و ارقام و هم روایت غالب عمومی و بین المللی همگی فقط منتظر زمان وقوع هستند.

🏴JannatKhah🔩🪰

686,920 görüntüleme • 2 yıl önce

خودشیفته، نارسیسیت، نابالغ، اینسکیور، دغل‌باز، لاشی... فرقی نمی‌کنه که اسمش رو چی بذارید. اما اگه اندازه ۵ دقیقه حوصله کنید می‌خوام برای شما از یک لحظه بگم. لحظه‌ای که اولین جرقه‌ی همه دردسرهای بعدی رو می‌زنه. لحظه‌ای که مثل تیغی در گلو هم دردآوره و هم اجازه نمی‌ده غذا بخوری. که اگه فکری به حالش نکنی، باعث می‌شه سوتغذیه نحیفت کنه یا حتی بکشتت. (قبلش ویدیوی این پست رو ببینید) 🔖 پرده اول: کودکی گریه می‌کنه. شاید از گشنگی کلافه شده، شاید از تنهایی ترسیده. شاید پوشکش اذیتش می‌کنه. شاید پرخاش مراقبینش به همدیگه رو دیده. دستانش رو در هوا تکون می‌ده و رد چشمانش به دنبال چهره گرم مامان یا دست حمایتگر بابا می‌گرده. مامان درد مزمنی پیدا کرده. شاید کمرش درد می‌کنه. شاید چند وقتیه درگیر ترفیع شغلی باباست چون بابا پروژه جدیدی گرفته و چند وقتیه دیر وقت به خونه میاد و در دسترس نیست. مامان شاید بعد از زایمان، افسردگی گرفته. شاید مشکل مالی‌ای پیش اومده و بابای تحت فشار، مامان رو هم مضطرب و نگران کرده. شاید مامان و بابا به این‌جای زندگی فکر نکرده بودن و حالا چکه‌های گاه و بی‌گاه سقف رابطه‌شون تبدیل به نم‌گرفتگی همیشگی و پوسیدگی رنگ و گچ شده. هر چه که هست چشم‌های کودک می‌گرده و خط نگاهش به چهره در هم کشیده‌ای می‌خوره. به چشمانی کم‌فروغ. به صورتی عصبانی. به لب‌هایی که گوشه‌هاش پایین افتاده. به ابروهای درهم‌کشیده‌ای که نشانی از محبت در اون‌ها نیست. شاید چشم‌‌های کودک می‌گرده و می‌گرده اما نگاهی پیدا نمی‌کنه. و این نه ماجرای امشب و هفته پیش و ماه گذشته، بلکه پاسخیه که - شاید همیشه، شاید گاه‌به‌گاه - اما مستمر و پیوسته دریافت می‌کنه: ⚡️لحظه‌ای که چشم‌ها به جست‌وجوی چشمه خنک و زلال توجه و محبت رفتن اما تشنه، با مشک خالی و با مُشتی خاک در کام برگشتن. 🔖 پرده دوم: کودک بزرگ‌تر می‌شه. به هر حال شیرین و بامزه‌اس (مگر این که خیلی بدشانس باشه که حتی بامزه و لپ‌دار هم نباشه). اون‌طور که هر کودک ۳-۴ ساله‌ای به توجه و دیده شدن نیاز داره، او هم به دنبال نیازش می‌گرده. مثل ریشه‌ای در خاک به دنبال آب، مثل گرسنه‌ای به دنبال غذا. شاید اگه بچه گربه وحشی رو در جنگل یا صحرا پیدا کنید و نون خشکی جلوش بندازید، حتی بوش هم نکنه. اما گربه‌ی توی کوچه - البته نه کوچه‌های حالا که پر از غذای خشک خارجیه - با دنده‌هایی که از زیر پوستش کمی معلومه و تن نحیفش، همون نون خشک رو هم به دندون می‌کشه و با میو کردن ضعیفی سعی می‌کنه شما رو راضی کنه تا سوسیس وسط نون که بوش بهش خورده رو هم بهش بدید. هر چه که هست، کودک به روشی که نمی‌دونه از کجا میاد ولی براش کار می‌کنه، توجه رو می‌گیره و سیراب می‌شه. شاید چون مودبه، شاید چون همیشه موهاش آب و شونه شده‌اس، شاید چون بلده دست به کنترل تلویزیون نزنه. شاید چون وقتی عصبانیه می‌گه چشم و گریه نمی‌کنه، شاید چون بلده شعری که بچه‌های ۷-۸ ساله با مشکل می‌خونن رو از حفظ بخونه. شاید چون بلده باز هم به چشمان بی‌فروغ و صورت در هم‌کشیده یا لب‌هایی که نمی‌جنبه و شاید حتی چشمی که نیست، نگاه کنه بی آن که خم به ابرو بیاره. در عوض کاری کنه که اون چشم‌ها اندکی برق بزنن و لب‌ها کمی بخندن. ⚡️بالاخره راه‌حل کنار اومدن با اون لحظه پیدا می‌شه. 🔖 پرده سوم: نوجوون ۱۳ ساله در اتاقش نشسته و با خودش فکر می‌کنه - یا شاید حتی فکر نمی‌کنه و بعداً متوجه جریان ناخودآگاه فکرش می‌شه - و می‌گه: «دیدی چه بیابان وحشتی بود؟ دیدی که چه گرسنه و تشنه بودیم؟ اما ما موفق شدیم. نه! یه ذره دیگه تا موفقیت مونده... ولی دیدی چیزی رو ساختیم که دیگه همه چشم‌ها با ذوق و همه لب‌ها با خنده باهاش روبرو می‌شن؟ می‌دونم... همه‌ی همه که نیست. کلی چهره هست که تا حالا ندیدیم. این صورتایی که هر روز می‌بینیم هم به نظر می‌رسه هنوز هم بعضی وقت‌‌ها در‌هم‌کشیده و کم‌فروغه. آخ! دیدی پریروز دو تاشون بهمون لبخند نزدن؟ خیلی تلخ بود. ولی جای نگرانی نیست. چون این چیزی که داریم می‌سازیم یکم دیگه، اگه فقط یکم دیگه روش کار کنیم دیگه به همه چشم‌ها و لب‌ها ذوق و خنده میاره» 🔖 از پرده سوم به بعد، برنامه‌ریزی پیش‌فرض مشخصه: یکم دیگه روی اون چیزی که داریم می‌سازیم کار کنیم تا دیگه همه بپسندنش. تا دیگه از اون جست‌وجو با کام تشنه و پرخاک و مشک خالی برنگردیم. تا دیگه اون لحظه ⚡️ تکرار نشه. اما کیه که ندونه دنیا کارش ناکام کردنه؟ کیه که ندونه آدم‌ها اصلاً به مشک ما نگاه نمی‌کنن که بخوان پرش کنن؟ این رو من و شما می‌دونیم، اما گربه‌ای که با نون خشک سیر شده نمی‌دونه. ریشه‌ای که جون کنده تا خودش رو به آب برسونه نمی‌دونه. و این همون تیغ در گلوست. هر ارتباط جدید با برنامه‌ریزی پیش‌فرض تکرار نشدن اون لحظه آغاز می‌شه و بعد از اندکی - اگه ادامه‌دار بشه - به گروگان گرفته می‌شه تا هیچ وقت باعث رخ دادن دوباره اون لحظه ⚡️ نشه. به هر حال اون لحظه خیلی خیلی دردناکه و ما هم این همه سال زحمت کشیدیم تا این محصول همه‌پسند رو بسازیم. حالا درسته کماکان یکی دو تا جاش گیر و گور داره. اما تیم توسعه قول داده با فیدبک‌های جدید حتماً محصول نهایی رو تا چند ماه دیگه آماده کنه. چیزی که مهمه اینه که تیغ رو دست نزنیم. چون دست زدن بهش درد داره. اما خب این شکم گرسنه نیاز به غذا داره. با هر لقمه هم تیغْ گلو رو خراش می‌ده و درد داره و غذا بهش می‌چسبه. درسته که یکمی درد داره. اما محصول ما قراره درد تیغ رو در نسخه نهایی کاملاً رفع کنه. از طرفی اگه تیغ رو دربیاریم ممکنه گلومون بچسبه بهم و دیگه نتونیم غذا بخوریم. حتی تیم توسعه گفته شاید کل دستگاه گوارش رو از کار بندازه. ما که نمی‌دونیم چی می‌شه. بعد خب معده و روده رو هم نمی‌شناسیم که بخوایم بهشون رسیدگی کنیم. فقط تیغ و گلو رو می‌شناسیم و غذا. ولی این درد گلو باعث می‌شه نه درست طعم غذا رو بفهمیم، نه درست بجویم و قورتش بدیم. بقیه هم تا کی تحمل آخ و اوخ و غذا خوردن خاص ما رو بکنن؟ خسته می‌شن دیگه... البته ما هم می‌تونیم سریع‌تر از سر سفره پاشیم تا کسی متوجه تیغ در گلو و رژیم خاصمون نشه. رژیم غذاییمون هم به خاطر عفونت و زخم‌های مکرر محدود و محدودتر می‌شه. ♻️ و زندگی همین‌طور پیش می‌ره... اگه خوش‌شانس باشیم، با یکی هم‌سفره می‌شیم که بالاخره یه فیدبکی به این محصول و این حقیقت که هنوز بعد از این همه سال تحقیق و توسعه نتونسته مشکل تیغ در گلو رو حل کنه، بده. و سوالی که بعد از اون هر بار تکرار می‌شه و باید بهش جواب بدیم، اینه: آیا جرئت مواجه شدن با اون لحظه⚡️ و در آوردن تیغ و درد و مراقبت‌های بعدش رو داریم... یا به کار روی محصول ادامه می‌دیم؟

Mehdi Jahani

17,740 görüntüleme • 8 ay önce

قصه هفت اکتبر تا هفت اکتبر! بالاخره بعد از دو سال مقاومت؛ مردم غزه رنگ شادی رو دیدن. این شاید پیروزی مردم غزه نباشه اما قطعاً شکست اسرائیله دو سال پیش، هم وزیرخارجه و هم وزیر جنگ و بقیه مسئولین اسرائیل صراحتاً گفتن حتی آتش‌بسی هم در کار نخواهد بود! و سه هدف مهم پیش رو دارن: ۱- نابودی کامل حماس ۲- کوچ اجباری مردم غزه ۳- و آزادی بی‌قید و شرط همه اسرای اسرائیل اما قصه اینطور رقم نخورد؛ مقاومت جواب داد و اهداف اسرائیل یکی یکی با شکست مواجه شدن و نه تنها حماس نابود نشد بلکه عضوگیری کرد و مردم غزه تو سرزمین‌شون موندن و اسرای اسرائیل هم طی چندین مرحله در ازای آزادی هزاران زندانی فلسطینی و امتیازهای دیگه، آزاد شدن. و اسرائیل طی چندین مرحله مجبور به مذاکره و توافق با حماس شدن؛ در مقابل، اسرائیل چی بدست آورد؟ ۱- قتل‌عام ۶۰ هزار زن و بچه؛ ۲- تخریب مناطق مسکونی؛ ۳- کمبود بودجه چند ده میلیارد دلاری؛ ۴- تنفر؛ ۵- انزوا؛ ۶- و انزجار جهانی! البته وحوش نادانی هم وجود دارن که قتل‌عام زن و بچه رو پیروزی توصیف کنن که اخیرا فاش شد یا لشکر رباتیک هستن و یا مزدورهای ۷ هزار دلاری! * حالا چه اتفاقی افتاد؟ و چه اتفاقاتی پیش‌رو دارن؟ طبق توافق جدید: +یک: فعلاً یک تضمین توقف جنگ از طرف همه کشورهای میانجی داده شده +دو: ۲۰ اسیر زنده اسرائیلی در مقابل ۲۰۰۰ اسیر فلسطینی، از جمله ۲۵۰ حبس ابد؛ آزاد میشن +سه: روزانه حدود ۴۰۰ کامیون از ۵ گذرگاه کالا وارد غزه می‌کنن؛ البته با این تفاوت مهم که مدیریتش با سازمان ملل و حماس بصورت مشترکه و دیگه خبری از شرکت‌های پلید آمریکایی که عامل قحطی بودن، نیست! +چهار: و مهم‌ترینش تخلیه ارتش از اکثریت مناطق غزه‌ست نکته اول: به مورد اول توافق که قطعاً اعتمادی نخواهد بود و اصرار ترامپ بر این ماجرا ، نه از روی دلسوزی برای غزه یا اسرای اسرائیل ؛ بلکه صرفاً برای رسیدن به جایزه صلح نوبل هست! نکته دوم: سلاح حماس چی میشه؟ عملاً خلع سلاح حماس بی‌معنی خواهد شد چون هر شخص و هر خانواده در غزه تبدیل به عضوی از حماس شدن و تفکر و سلاح حماس ریشه در مردم غزه پیدا کرده. و این یک شعار نیست ، حقیقته! نکته سوم: طبق تجربه؛ این آتش‌بس و توافق قطعا نقض خواهد شد و حماس و مردم غزه هم اینو می‌دونن؛ اما... اما اولاً ما در شرایط سخت اونها نیستیم که قضاوتشون کنیم! حتی همین چند امتیاز نیم‌بند هم می‌تونه تنفسی تازه و مهم برای غزه باشه. ثانیاً مگر بالاتر از سیاهی هم رنگی هست؟ اسرائیل توی این ۲ سال چه جنایتی مونده که انجام نداده باشه؟ بمباران؟ ترور؟ قحطی؟ آتش‌سوزی؟ قتل‌عام؟ حمله به مدرسه و بیمارستان و چادر آواره‌ها؟.... عملاً چیزی جز حمله اتمی نمونده که برای منطقه‌ای مثل غزه ممکن نیست! حرف آخر: مقاومت برای فلسطین هزینه بسیار سنگینی داشت، اما امثال شهید سنوار جلوی یک اتفاق به مراتب بدتر رو گرفتن و اون هم تبدیل شدن به کرانه باختری و قتل‌عام تدریجی و ذره ذره حذف شدن بود نقشه کرانه باختری طی ۲۰ سال اخیر رو ببینید! کاملا بی‌سر و صدا و بدون اینکه جهان حساس بشه اول زندانی و بعد به مرور حذف شدن! اما غزه ایستاد و فلسطین رو به مسئله اول مردم و دولت‌های جهان تبدیل کرد و چهره واقعی اسرائیل رو به دنیا نشون داد.. بله! مقاومت هزینه داشت؛ اما نه به اندازه هزینه وحشتناک تسلیم شدن!

آدم

19,080 görüntüleme • 11 ay önce

افغانیها ۱۰درصد جمعیت ایرانن. تو دی ماه تا الان دست‌کم ۶۰هزار نفر کشته شدند که فقط دو نفرشون رو میدونیم افغان هستند. یعنی مشارکت مردم عادیشون ضد آخوند تقریبا یک_سی_هزارم بوده در حالیکه جمعیتشون یک_دهم ایرانیهاست. واضحه؟ ریاضی بلدید؟ این مادرجندگان ۹۹/۹۹۹٪ شون تو جنگیدن با آخوند در کنار ما نبودند در حالیکه تو تشییع لاشه خامنه‌ای همشون از دم جمع بودند. برعکس فاطمیون که همشون افغان هستند نقش خیلی پررنگی تو قتل‌عام ایرانیها تو دی‌ماه داشتند حتی چندبرابر عراقیها ازشون استفاده شد چون فارسی بلدن و راحت‌تر فرمان و سازمان میگیرن. ولی تلویزیون اینترنشنال با تمام توان نقش افغانیها رو تو کشتار سانسور کرد. پس مراقب باشید عکس یه افغان که اعدام شده رو براتون سر چوب نزنن که همشون رو بهتون فرو کنند و افغانیها و ایرانیها رو صاحب یه درد و هدف مشترک نشون بدن. افغانیها هرگز شبیه ما نیستند، ۹۹/۹۹شون کاملا مسلمان واقعی‌ان و دست‌کم ۳۰۰سال مغزشون از دنیا عقبه. افغانیها به لطف خون سربازان آمریکایی، ۲۰سال تمام فرصت آزادی و بنا گذاشتن یه حکومت ملی و دموکراتیک داشتند. دقت کنید" ۲۰سال آزگار" ولی با اینکه وارث پادشاهی اومد بینشون محل سگش نذاشتن و همشون چسبیدن در کون اسلام و ۲۰ سال به امریکا فخش دادنپ و یه جمهوری‌ فاسد اسلامی ساختند که فرق چندانی با طالبان نداشت و در حالیکه هنوز آخرین سرباز آمریکایی از افغانستان خارج نشده بود و هواپیما بلند نشده بود تمام شهرها بدون کوچکترین مقاومتی به آغوش طالبان پریدند و صدسال سیاه هم دیگه اون فرصت بادآورده براشون پیش نمیاد. اگه یه افغانی بصورت استثنای یک در میلیون برای ایرانیان جنگید و کشته شد، دمش گرم تو خاک میهن دفنش میکنیم ولی بقیه شما وطنداران! حتی اگه برای ما زخمی بشید بعدش باید از دم برگردید کشورتون یا کمکتون میکنیم از طریق ترکیه برید اروپا. اونجا غربیهای کصمغز درک درستی از اسلام ندارن و راحت میذارن سوارشون بشید و برای شما و ما بهتره. ایران جای شما نیست و ما هم مهاجرپذیر نیستیم و نخواهیم بود و ما تو ایرلن آزاد فردا قطعا قوانین مهاجرتی مثل امارات و کویت رو تو ایران پیاده میکنیم نه مثل آلمان و فرانسه. ما برای جرائمی مثل تجاوز و کودکبازی مجازات اعدام رو قاطعانه اجرا میکنیم و تو ایران نمیتونید مثل آلمان کودکان رو شکار کنید و نهایتا ۶ماه زندان با غذای درجه یک رایگان و اینترنت پرسرعت بگیرید. ما قوانین رو جوری محکم و کوبنده میذاریم که یه دخترک نصف‌شب تو تهران و زابل و مشهد بتونه تنهایی بره دوچرخه‌سواری و اسکیت و هیچ کدوم از شما حتی اگه قانونی تو ایران باشید مثل ابوظبی و دوبی تخم نکنید حتی کلامی اذیتش کنید که سرتون به باد نره. پس بهتره از همین الان عاقل و دوراندیش باشید و دنبال یه "بدن میزبان" جدید بگردید. #جاویدشاه

Yaar - يار ‌‌قدیمی 🇮🇷🇮🇱

60,269 görüntüleme • 10 gün önce

لطفا این توییت و توییت کوت‌شده را ببینید و بخوانید. … در ساعت ۳:۳۰ صبح درگیری آغاز شد، صدای تیر و انفجار به گوش رسید و بیش از سه ساعت ادامه داشت. نیروها با مقاومت شدید روبه‌رو شدند با ۱۵ تانک و ۱۲۰ خودرو زرهی دەها توپ و خمپارە و پهباد در نبرد شرکت کردند و نیروهای امنیتی نتوانستند پیشروی کنند، بنابراین نقشه عملیات را تغییر دادند و با تعداد زیادی پهپاد انتحاری حملە را از سر گرفتند. سپس نیروهای کوماندو با چند خودرو زرهی ضدگلولە وارد هتل لالەزار شدند… (ویدئو را ببینید) - این اتفاقات گوشه‌ای از درگیری گسترده نظامی وسط شهر سلیمانیه بین دو پسرعمو یعنی بافل طالبانی و لاهور شیخ‌جنگی در یکی از دو عشیره‌نشین اقلیم کردستان عراق بود که دو ماه پیش در ۲۲ اگوست امسال رخ داد. طبیعتا میزگرد و تحلیل زیادی از سوی خبرنگاران ژن‌ ژیانی در رسانه‌های فارسی ندیدید چون به صلاح نبود! ماه قبل از این هم در آن یکی عشیره نشین یعنی قلمرو بارزانی‌ها چنین اتفاقی افتاد که زیر همین توییت به آن پرداخته‌ام. در دهه شصت نیز همین کومله و دموکرات ایران بیش از هزار نفر را در درگیری بین خود کشتند و اعدام کردند و الان هم درباره‌اش چیزی به کسی نمی‌گویند! در زمان جنبش ۱۴۰۱ هم که مثلا اوج ژست‌گرفتن اینها در مقوله اتحاد بود، دیدید که دو گونه‌ی مختلف از کومله به جان هم افتادند! قبیله‌گرایان با کمک برخی افراد بی‌خاصیت و بادشده در رسانه‌ها و با پول‌ها و‌ کنفرانس‌های مشکوکی که بوی رجوی می‌دهد، قصد دارند چنین بلایی بر سر ایران بیاورند و به اسم دموکراسی و فدرالیسم و با اتنیک‌بازی من‌درآوردی خود، هر منطقه از ایران را جولانگاه یک خان و چراگاه تعدادی تفنگ‌چی و منطقه تحت‌الحمایه و نیابتی کشوری بیگانه کنند. چرا که خان‌ها برای پیروزی در رقابت میان خود، طبیعتا محتاج قدرتی در آنسوی مرزها می‌شوند. فرقی ندارد تجزیه‌طلب ترک و نوکر علی‌اف و اردوغان باشد یا عشیره‌گرای کرد و … - به این موجودات خطرناک بها ندهید. مرعوب نشخوارهای به اصطلاح جامعه‌شناسانه آنها نشوید و درست مانند جمهوری اسلامی به آنها نگاه کنید: ضد ایرانی، مرتجع و خطرناک! از این به بعد وارد مناظره تلویزیونی هم با اینها نشویم و ناخواسته آنها را تبلیغ نکنیم. شهروند کرد و ترک و عرب و بلوچ و لر و … صاحب این کشور است و باید بالاترین جایگاه «کل کشور» را کسب کند، نه اینکه تقنگ‌چی یا خان فلان منطقه شود! اجازه ندهیم گسترش فقر و تبعیض مذهبی که هدف و‌ نتیجه جمهوری اسلامی است، ابزار توجیه و هیزم آتش فرقه‌گرایان و عشیره‌پرستان شود. #ابتذال_قومگرایی #همکاری_ملی #نبردباتاریکی

nejat.bahrami نجات بهرامی

86,301 görüntüleme • 10 ay önce

فردی که پس از رکورد بزرگترین دزدی جهان، غارت یک کشور به مبلغ ۷ میلیارد دلار توسط زنی (مرجان شیخ الاسلام) طمع کرده و با او ازدواج میکند! فردی که یک جاسوس رو به اسم مظلوم و ستم دیده تایید میکنه و بانی غارت ۶۰ میلیون دلار از اموال بلوکه شده میشه(پرونده ی امیر حکمتی در #غرامت_گیت) نمیتونه مدعی ایران د‌وستی و یا دلواپسی باشه! فردی که در پرونده ی غارت ۱۸۰ میلیون دلاری جیسون رضاییان، نقش تعیین کننده داشته! اینان نه در عمق رفتار خود که در لایه های ابتدایی نیت شان محافظ و مراقب جمهوری اسلامی هستند. بحث ما، مهدی خلجی نیست، بحث بر سر تفکری است که عملا هیچ تضادی با جمهوری اسلامی ندارند، به سهمی که گرفته اند راضی هستند و مسئولیتشان ایجاد مانع در برابر خواست حقیقی ملتی است که نیم قرن ستم دیده و حالا خواهان برکناری جمهوری اسلامی است اما این تفکر #پهلوی_ستیز نهایت تلاشش را میکند! پیش داوری میکنند، بر اساس ترشحات و پیش فرضهای معلول و مغرضانه ی شان تصمیم به فرضیه ای قابل باور چیده و بر اساس آن استدلال میکنند. قومی پر تعداد که صادر و توسط رسانه ها قادر شدند که با پهلوی بجنگند و بر اساس مفروضاتشان سم پاشی کنند، حرف اخر او بسیار مهم است: اقای پهلوی خطرناک تر از جمهوری اسلامی است!!! در این جمله توجیه کشتار #۸و۹ژانویه (۱۸ و۱۹ دیماه) موج میزند که رژیم هرچه بکشد تا پهلوی بر سر کار نیاید، ملالی نیست! تصور کنید که این فرد چه دشمنی به ایران است، چه نقشه ی شومی برای ایران چیده که چنین مزخرفی را که نه تنها هیچکس در تاریخ به زبان نیاورده، بلکه رژیم هم از بیانش پرهیز نموده را در برنامه ی یکی مثل از تبار خودشان مطرح میکنه. او فرزند یک اخوند و خود روحانی معممی بوده که بزرگترین خطر برای ایرانند، ایران را خالی از ۹ میلیون سکنه کرده اند و اما ندای «ای دزد، ای دزد» سر میدهند! #پسرعاقل_نوح

پسر عاقل نوح

42,462 görüntüleme • 11 gün önce

فرض کنیم جنگ نشه، کی بیشتر از همه ضرر می‌کنه؟ باورم نمیشه هنوز کسی در مورد اینکه جنگ میشه یا نه شک داشته باشه. اینجا نمی‌خوام وارد داستان‌های تحلیل نظامی و تسلیحاتی بشم. یک لحظه همه‌ی سیگنال‌ها و اخبار دیگه ر رها کنید. برای جنگ یک دلیل خیلی ساده‌ و محکم‌ و در این حال مهم وجود داره که هیچ کدوم از اینا نیست. (حفظ جان مردم ایران و مداخله بشردوستانه، مقابله با گندکاری‌های ج‌اسلامی، تحریک برادران اهل کتاب اسراییلی نیست) روزی که ترامپ به مردم ایران قول داد ازشون حمایت می‌کنه، خودش ر وارد معادله‌ای کرد که در یک بن‌بست کامل قرارش میداد. فرض کنید همین فردا ترامپ اعلام کنه که جنگ کنسله، و اصولا ج‌اسلامی هم هیچ شرطی ر قبول نکنه، ده‌ها میلیارد دلار پول انتقال تسلیحات نظامی آمریکا به ۱۰ کشور مختلف منطقه و اروپا هم فدای سر طفلان اِریکا. فرض کنید همین فردا سنتکام دستور بده که سربازان و ناوهای آمریکایی پس از خرید سوغات کافی و زیارت عتبات عالیات عراق، و سیاهت دوبی و عربستان و قطر و بحرین و … چمدون‌ها ر ببندن و به آمریکا برگردن. فرض کنید اصلاح‌طلبای خونخوا‌ر بازم موفق بشن با مذاکره از این قائله، جنازه نیمه‌جان حکومت ولایی ر بیرون بکشن! اصلا فرض کنید برنامه اتمی‌شون ر هم حفظ کنن، و موشک‌هاشونم بدون کوچک‌ترین تعدیل حفظ بشه. دیگه از این بدتر میشه؟ فرض کنید ترامپ به هیچ کدوم از دستاوردهای احتمالی نرسه و با کلی ضرر مالی انتقال این همه تجهیزات (که از زمان نبرد با صدام حسین، بی‌سابقه‌اس)، صحنه ر ترک کنه و ما ر با ج‌اسلامی (با ادامه کشتار معترضان، با ادامه‌ی قطع ارتباط با دنیا) تنها بذاره. 🛑 اینجا پیام فقط به تهران داده نمی‌شه. پکن و مسکو هم دارن نگاه می‌کنن. به محض اینکه آمریکا این کار رِ بگنه، شانس اینکه چین یک حرکت انتحاری برای محاصره و فتح تایوان بکنه، به شدت بالا میره. منطقی است که چینی‌ها از این اتفاق نتیجه بگیرن که ترامپ توان عمل کردن به قول‌هاش ر نداره و نمی‌تونه در مقابل رد شدن حکومتی مثل ج‌اسلامی (که هزار برابر ضعیف‌تر از چینه) از خط قرمزهای آمریکا واکنش نشون بده. پس به احتمال زیاد این آمریکا هرگز در مقابل چین هم نخواهد ایستاد. چینی که بازوهای قدرتش در تمام دنیا پراکنده شده. فقط لحظه‌ای به تنش در تایوان فکر کنید. با اون فاصله کم از سواحل چین. اگه ترامپ وارد جنگ با ج‌اسلامی نشه، تحلیل در پکن قطعا این خواهد بود که در اسرع وقت می‌تونن تکلیف تایوان ر برای همیشه یک‌سره کنن و آمریکا هم جرأت مداخله نداره. در طرف دیگه‌ی ماجرا، روسیه به رهبری پوتین، خیلی راحت این نتیجه ر می‌گیره که آمریکا ر میشه مجبور کرد خیلی سریع از اکراین عقب بکشه! و اروپایی‌ها هم که پتانسیل حمایت کافی از اکراین ر ندارن. شما دارید به یک زمین چند وجهی از چندین جبهه فعال درگیر و به هم متصل نگاه می‌کنید. ❌خاورمیانه، شرق آسیا و اروپای شرقی. اینجا دیگه مسأله فقط حمایت از مردم ایران نیست. اگه ایالات متحده در این ماجرا به هر نحو، موفق به شکست کامل ایران نشه (توافق و تسلیم کامل و یا شکست در جنگ)؛ یک موقعیت ژئوپلتیکی خیلی خطرناک بوجود میاد. خوشبختانه (برای ما) ترامپ خودش ر در یک بن‌بست گیر انداخته که محکوم به طی کردن یکی از این دو راهه: راه اول: تسلیم کامل حکومت اسلامی در توافق که تقریبا محاله. و راه دوم یعنی جنگ. و دوباره می‌گم، این ارتباطی به دلسوزی، مداخله‌ی بشردوستانه و تاثیر اسرائیل و جزییات پروژه‌ی هسته‌ای نداره. گاهی تو سیاست قدرت‌های بزرگ، مسئله این نیست که کی جنگ ر دوست داره یا نداره؛ مسئله اینه که کدوم گزینه براشون پرهزینه‌تره: عقب‌نشینی یا تقابل. #جاويدشاه‌

Nima. Monsefi. نیما منصفی

37,286 görüntüleme • 6 ay önce

گزارش آتش سوزی داخل بازار رشت در پنجشنبه ۱۸ دی «ماجرا از اینجا شروع میشه که کسبه‌ی بازار رشت از صبح چهارشنبه به اعتصابات پیوستند و عملاً اعتراضات داخل شهر رو تقویت کردند. از همون شب، فضا در مرکز شهر به‌شدت امنیتی میشه. پنجشنبه ۱۸ دی‌ماه، بخش عمده‌ی کشته‌ها در حوالی میدان شهرداری رشت بوده. میدان شهرداری چهار خیابون اصلی داره: سعدی، شریعتی، سبزه‌میدان و امام خمینی. در این محدوده، مردم رو از هر چهار سمت به عقب می‌زدند؛ بدون هیچ نگرانی‌ای بابت کشته‌شدن شهروندان. به هر قیمتی اجازه نمی‌دادند مردم جلوتر برن. تیراندازی و استفاده‌ی سنگین از گاز اشک‌آور فقط برای عقب‌زدن مردم انجام می‌شد. اگر به ویدیوهای آتش‌سوزی‌های رشت نگاه کنید، بیش از ۹۵٪ آتش‌سوزی‌ها دقیقاً در همین چهار خیابون منتهی به میدان شهرداری اتفاق افتاده؛ همون محدوده‌ای که مردم رو با زور تیر و گاز عقب نگه داشته بودند. چون اون بخش بازار قدیمی هستش به شکل تو در تو هستش مردم فرار کردن داخل بازار که بتونن از اون سمت بازار که خلوت تر بودش فرار کنن و مامورا دنبال مردم. در همین زمان، بازار رشت از سمت خیابان شریعتی دچار حریق میشه. اون شب هم رشت با باد گرم شدید مواجه بوده؛ یعنی شرایطی که هر آتش‌سوزی‌ای می‌تونه به‌سرعت گسترش پیدا کنه. طبق گفته‌ی مغازه‌دارهای داخل بازار، بیش از یک ساعت و نیم اون محدوده کاملاً در آتش بوده، اما هیچ نیروی آتش‌نشانی برای مهار حریق وارد عمل نشده. این در حالیه که مهار آتش داخل بازار باید بالاترین اولویت ممکن می‌بود؛ چون بافت بازار قدیمی، متراکم، کوچه‌پس‌کوچه‌ای هست و با وجود باد گرم، آتش خیلی سریع پخش می‌شده. یعنی از همون شب ۱۸ دی‌ماه تا امروز، اگر داخل بازار برید و پای صحبت کسبه بشینید، حرف غالب یکیه: حکومت این بلا رو سر کسبه‌ی بازار آورده چون بازار اعتصاب کرد.»

مملکته

16,545 görüntüleme • 7 ay önce

کارچاق کن های فرقه پهلوی در دادگاه را بشناسیم: دروغگو، فریب کار و جنایت‌پوش به همراه مستند ویدیویی از وحشی گری اوباش پهلوی در ساختمان دادگاه 1- پیشتر نوشته بودم که تیم حقوقی و وکیل #رضا_پهلوی، به طور اتفاقی همان تیم و وکیلی است که از طرف نادر گنجی (دست راست جواد لاریجانی برای فریب جامعه جهانی در نشست های حقوق بشری، و مهره رسمی وزارت اطلاعات، شاغل در انجمن نجات) نامه تهدیدآمیز خطاب به من می نوشت و با تهدید، عذرخواهی من از این مزدور را طلب می کرد. 2- همچنین نوشته بودم که مهدی احمدزاده رضوی با همکاری و همراهی دیگر مهره رژیم، آرزو سلطانی، بارها از یک پزشک و افراد دیگر درخواست ماده کشنده کرده است تا بلکه با قتل نگارنده، پهلوی شیاد را از مسوولیت حقوقی برهاند. گفته های افرادی که مستقیما طرف درخواست این دو جنایتکار بوده اند، در دادگاه ثبت و ضبط شده است و یک پرونده جنایی هم نزد پلیس ونکوور علیهشان گشوده شده است. 3- اما در پس تمام این ماجراها، دست یک گروه از وکلای کارچاق کن دیده می شود. خوانندگان این برگه به یاد دارند که چگونه آرزو سلطانی بر این صحه گذاشت که دفاعیه او را را رامین ژوبین نوشته بود (هم در آن پرونده و هم در یک پرونده دیگر، آرزو سلطانی با محکومیت قطعی و چندین حکم پرداخت هزینه و ، از همه مهمتر، قرار مجرمیت به علت سرپیچی از احکام دادگاه رو به رو شده است) جالب است بدانید که با معرفی رامین ژوبین، از سال 2023 (ماه ها پیش از آغاز حمله فرقه پهلوی به نگارنده اما ظااهرا در تدارک حقوقی برای پیامدهای آن حملات ارتش سایبری پهلوی شیاد)، گروه حقوقی آلن-مک‌میلان و وکیلی به نام نوژان کاموسی به عنوان وکیل آرزو سلطانی و گروه "بیدادگران" منصوب شد، بی آنکه هنوز شکایتی و موضوع شکایتی وجود داشته باشد! 4- اسناد به دست آمده نشان می دهند که تنها در یک قلم، آرزو سلطانی، که در دادگاه دم از نداری و درماندگی می زند، 11000 دلار به وکلایش پرداخت کرد، بی آنکه حتی حضوری در دادگاه ها داشته باشد. 5- تیم حقوقی آلن اما در پرونده شکایت از پهلوی، از آغاز وکالت دیگر مهره جنایتکار #سطلی_سپاهی سید مهدی احمدزاده رضوی قمی را برعهده گرفتند و در دادگاه حاضر بوده اند 6- همین تیم، تاکنون دست‌کم چهار شهادت‌نامه دروغ برای احمدزاده نوشته اند و در دادگاه هم به ثبت رسانده اند. 7- احمدزاده در این شهادت نامه های دروغ، اول به دروغ مدعی شد که تا 9 ماه پس از شکایت من از پهلوی، اصلا خبری از این شکایت نداشته است و بنابراین، اتهام انتقام گیری بابت آن شکاست به او نمی چسبد! تا چندین ماه هم بر این ادعای دروغ پای فشرد. اما آنگاه که با اسناد غیرقابل انکار نشان دادم که احمدزاده دروغ می گوید، یکباره مدعی شد که اشتباه شده است و معنی کلمات مندرج در شهادت نامه خود را نمی دانسته است! 8- در یک شهادت دروغ دیگر، احمدزاده اخیرا، هر گونه همکاری خود در هدایت گروه بیدادگران (که در کنار آرزو سلطانی، رهبری اش را به دست دارد) را نفی کرد. اما این دروغ گویی او مصادف شد با درز کردن اسناد گروه بیدادگران که به وضوع نقش احمدزاده در جعل، دزدی، تهدید به قتل، افترا، . … آن هم با استفاده از ریاست خود و سلطانی بر گروه بیدادگران را به اثبات می رساند. 9-اضافه بر آن، این تبهکاران، نام و نشانی و ایمیل خود را رسما در اسناد دولتی کانادا به ثبت رسانده اند و این اسناد در اختیار من قرار دارند. احمدزاده به رغم شهادت دروغش، شخصا نام و مشخصات خود را به عنوان عضو هیات مدیره بیدادگران در اسناد اداره ثبت بریتیش کلمبیا آورده است! 10- اخیرا احمدزاده در یک شهادت نامه دروغ دیگر، که آن هم در همان بنگاه حقوقی بدسابقه تنظیم شده است، مدعی شده است که دیگران، بدون اطلاع او نامش را در اسناد گروه بیدادگران وارد کرده اند! اما این موجود به غایت دروغگو و احمق، یادش رفته است که خودش درخواست داده بود که برایش ایمیلش را در فرم های دولتی این گروه به روز کنند و متن و سکرین شات پیام او هم موجود است که از تغییر آن ایمیل تشکر هم کرده است (سند مربوز هم نزد نگارنده موجود است) 11- برای اینکه درجه حماقت و رذالت توامان فرقه تروریستی پهلوی را بشناسید، توجهتان می دهم که اکنون به سرنخ هایی دست پیدا کرده ایم که احمدزاده و سلطانی، درسال 2023 در یک شعبه مشخص بانک TD حاضر شده اند و با هم، حساب مشترک بانکی برای گروه بیدادگران باز کرده اند. با پیگیری نگارنده، قرار شده است که اطلاعات این حساب به زودی از سوی TD در اختیار نگارنده و دادگاه قرار بگیرد. 12- نکته اصلی این یادداشت اما اینست که بنا بر محتوای درزکرده از گروه واتس‌اپی بیدادگران، سلطانی و احمدزاده تصمیم می گیرند که برای پیشیرد شیادی خود، اتهام "ضد زن بودن" را متوجه نگارنده کنند. همزمان، تصمیم می گیرند که یک وکیل زن، اما بسیار وحشی و بدرفتار، از طرف احمدزاده در دادگاه ظاهر شود و به هر ترتیب سعی کند در ساختمان دادگاه درگیری فیزیکی با من ایجاد کند. چنین شد که تا مدتی، نوژان کاموسی عقب ایستاد و آزارگری تیم جنایتکار رضا پهلوی در ونکوور، از دریچه وکیلی به نام Mia Stewart در خود دادگاه ادامه یافت. در یک مورد، ستوارت که متوجه بود- در واقع در جریان دادگاه به قاضی اعلام کرده بودم- که باید برای جلسه دیگری دادگاه را زود ترک کنم، پس از پایان جلسه با موبایلی که در وضعیت ضبط تصویر قرار داده بود، به من حمله ور شد. ستوارت با خیال اینکه او تنها کسی ست که دارد فیلم می گیرد، به وضوح مترصد این بود که با خشمگین کردن من، درگیری فیزیکی ایجاد کند و آن بخش را از فیلم جدا و برجسته کند. ستورات با چند بار بردن نام من، سعی در توقف من داشت و نهایتا زمانی که داشتم به آسانسوری وارد می شدم، بدن عظیم خود را در برابر ورودی آسانشور قرار داد تا شاید مشتی یا سیلی ای به صورتش روانه کنم. اما من رویم را به سمت آسانسوری دیگر برگرداندم و این بار ستورات مانند یک گوریل پرنده خودش را جلوی ورودی آن یکی آسانسور هم پرت کرد و یک ریز با کلمات بی ربط قصد تحریک مرا داشت، … القصه، بی درنگ رفتار این وکیل وحشی را به کانون وکلای استان بریتیش کلمیبا گزارش کردم و هم زمان رسما پیگیری کردم که پلیس دادگاه تصاویر دوربین های مداربسته از زمان واقعه را حفظ کند تا دست کانون برای لاپوشانی بسته شود. هر چند کانون برخورد 100% شایسته ای از خود نشان نداد، اما به دنبال ارایه فیلم حادثه، ناچار شد که رفتار ستوارت را محکوم کند، به او هشدار غیر رسمی دهد و اعلام کند که در صورت تکرار، برخورد جدی تری با او خواهد شد. اکنون، احمدزاده به دروغ در دادگاه مدعی شده است که شکایت از این وکیل وحشی بی‌مبنا بوده است و کانون هم نهایتا هیچ برخوردی با او نکرده است! (با این خیال خام که من در برابر این دروغ گویی سکوت می کنم یا سندی از وحشی گری ستوارت ندارم!) از این رو برای مقابله با این فرقه تبهکار و کارچاق کن هایی که به نام وکیل و بنگاه حقوقی، پروار از پول های آلوده #سطلی_سپاهی ها قصد فریب دادن دادگاه را کرده اند، فیلمی که مستقلا از منابع مطلع به دست آورده ام را با شما به اشتراک می گذارم و بخش های مربوط از نامه های کانون وکلا را هم مستندا در اختیارتان خواهم گذاشت #پهلوی_شیاد #IRGCterrorists #جاوید_ایران

Masood Masjoody | مسعود مسجودی

34,618 görüntüleme • 9 ay önce

این بحث نه حمایت از #اسرائیل است و نه ضدیت با آن، بحث بر سر «تکرار مانیفست ۵۷ از زبان کسانی که خود را پادشاهی‌خواه می‌نامند» 🟠آرش اعلایی ویدیویی گذاشته و مو به مو حرفهای رائفی پور رو داره تکرار میکنه مبنی بر اینکه: اسراییلی ها ترسناک هستند و قصد دارند ایران رو تجزیه کنند، حتی ایران پس از سرنگونی رژیم و روی کار اومدن پادشاهی #پهلوی !! ادعایی که نه تنها سندی مستدل پشت آن نیست، بلکه این ادعاها دقیقا با سفر #شاهزاده_رضا_پهلوی پر رنگ تر شد و امروز از مجریان و افراد «#نو_پهلوی_گرا» بصورت مغرضانه شنیده میشود. 🟢اما اصل مطلب: سال ۵۷ با حضور خمینی، هرکسی که میخواست خودشو به بدنه ی رژیم بچسبونه، باید ریش و سبیلی ژولیده به صورت میگذاشت، تسبیحی به دست میگرفت و پیراهنی ترجیحا چروک‌ و سفید روی شلواری حتما پارچه ای به رنگ قهوه ای مینداخت، این ظاهر افراد بود، اما در بیان، تکیه کلام هایی همچو «برادر» و «حضرت اقا فرمودند» و «الله اکبر» و البته «الحمدالله» با تلفظ (ح) که چنان از ته ی گلو بیان میشد و حنجره تحریک میشد که محتمل بود استفراغ از ته ی معده ی اخوی!! (گلاب به روتون) این الگو تقریبا پای ثابت حضور هرکسی بود که میخواست سرباز روح الله خمینی باشه، الگویی که خیلی زود باعث نفوذ انواع جاسوس ها شد در رفتارها و ظاهری که لازم بود. همچنین مشتی متجاوز و چاقو کش و قمه بدست که در موردش قبلتر نوشتیم!( اسی تیغ زن) امروز گویی همان الگو با نوعی اپدیت جدید خودشو به نمایش گذاشته، ظاهری آراسته(که اغلب مردان اینچنین هستند)، اما چاشنی اصلی شعار «جاوید شاه» است که گویی رمز ورود به طیف ملی گرایان شده حتی با داشتن تاریخچه ای از فحاشی و تهمت و افترا به #خاندان_ایرانساز_پهلوی و شخص شاهزاده ی گرامی. عجیب که همین افراد مدتیست شده اند پادشاهی خواه چند آتشه همچو «آرش اعلایی» که امروز در حال انتشار مانیفست اهالی ایران ویران کن ۵۷ است با دست گذاشتن بر حساسیت ایرانیان که بر سر مرزهای آبی و خاکی و هوایی و... حتی حاضر به گفتگو با احدی نیستند. بی شک نسل امروز هیچ علاقه ای به تکرار نظریات نسل ۵۷ ندارد و قرارش را بر ارتباط به دنیا و دوستی و صلح نهاده در عین اینکه معتقد به کشوری قدرتمند با ارتشی پر شکوه و صد البته با باور و اصرار بر حفظ تمامیت ارضی کشور، نسلی که قرار نیست به توهم دشمنی با اسراییل و امریکا و انگلیس طی مسیر نموده و هر روز با رونمایی از یک دشمن جدید، ادامه ی راه ویران گرایان را با توهمات امثال «رائفی پور» طی کند. قرار نیست که نسل بعدی یدک کش آرز‌وهای نیمه کاره ی حامیان غزه و «فری پلستاین» گویان بدنبال لنگ بستن و نان خشک سق زدن باشد و ایران را به تباهی کشاند و بقایش به جنگ و ویرانی گره خورده باشد و طرد شده از بازارهای جهانی و علم و تکنولوژی گردد بی هیچ سهمی از پیشرفت و تعالی در جهان فقط نظاره گر پر حسرت بماند که تکرار مقدمات ستیز و جنگ چه اسراییل باشد، چه ترکیه و امارات و عربستان با موهوماتی عجیب، محکوم به تقابل و تو دهنی میباشد، چه رائفی پور و چه اعلائی! 🔺پ ن: امروز خطرناک ترین دشمنان ایران و «پهلویسم» همانهایی هستند که «جاوید شاه» گویان، صدای جمهوری اسلامی شده اند، چراکه: پنجاه‌وهفتی‌بودن، به لباس و شعار نیست، به همان دشمن‌سازی و همان توهمات است. #پاينده_ایران_جاویدشاه 🖊️جلال جنتی #پسرعاقل_نوح

پسر عاقل نوح

50,267 görüntüleme • 22 gün önce

🔴چگونه آفتاب پرستی بنام رضا پهلوی با تحلیل ها و لابی های غلط خود سرنگونی حکومت اسلامی در ایران را به تاخیر انداخت!ً 🟣خاطره ای دارم که در پایان این یادداشت میتوانید ملاحظه کنید. ۷ سال پیش در مصاحبه با پانته آ مدیری در تلویزیون ایران اینترنشنال به ادعای جنجالی رضا پهلوی در برنامه میدان توجه کنید: رضا پهلوی ادعا کرد که حمله آمریکا به ایران یک سناریوی بازنده-بازنده است ✅ آنزمان در پی تشدید تنش‌ها میان ایالات متحده و جمهوری اسلامی ایران، سیما ثابت از رضا پهلوی پرسید «حالا فرض کنیم همین فردا امریکا به ایران حمله کند شما کدوم طرف قضیه می ایستید»؛ ⚠️رضا پهلوی پاسخ داد که او‌ مخالف هرگونه حمله نظامی آمریکا به ایران است و چنین اقدامی را «سناریوی بازنده-بازنده» می‌خواند. او می‌گوید جنگ نه‌تنها به زیان مردم ایران تمام می‌شود، بلکه منافع آمریکا و ثبات منطقه را نیز با خطر جدی روبه‌رو می‌سازد. او همیشه ادعا کرده که حمله نظامی امریکا و اسراییل به ایران خط قرمز اوست. حتی بازنشر این ویدیو همزمان با حمله مستقیم امریکا و اسراییل و از بین بردن خامنه ای و شماری از فرماندهان و مقامات رژیم از این نظر مهم است تا بیاد بیاوریم که چگونه رضا پهلوی برای ماندن رژیم لابی کرد تا حمله ای صورت نگیرد و چگونه او همواره همه را از بروز چنین اتفاقی ترساند و عملا براندازی را به تاخیر انداخت. سالهای مدید رضا پهلوی با بی تدبیری هایش موجب ادامه حیات این رژیم و مصیبتهای وارده به مردم ایران شده. 🔹 من به عنوان مشاور سابق رضا پهلوی بیاد دارم وقتی ایشان مصاحبه را انجام دادند بمن زنگ زدن و گفتن برنامه چطور بود؟ من با تشویق و نگاهی مثبت به او گفتم بسیار عالی بود اما دو نکته خام بود یکی مسئله حمله نظامی و سناریو «باخت باخت » بود که شما متاسفانه خط قرمز تعیین کردی و فکر نکردی شاید مجبور باشیم در یک دوره ای حمله نظامی به رژیم را تشویق و یا حتی تایید کنیم و دیگری وقتی از شما پرسیدن اگر ایران آزاد شود به ایران باز‌میگردی و شما با بی میلی گفتی ببینیم اونزمان چه خواهد شد ، البته برای دیدن ایران و مردم دلم میخواد به جاهای مختلف مخصوصا اونجاهایی که خاطره دارم سفر کنم … و‌ من به رضا پهلوی گفتم ای وای یعنی به عنوان توریست میخواهی به ایران سفر کنی؟؟؟ او گفت اگر اوضاع هرکی هرکی باشه نمیشه رفت، خطرناکه … #no_to_reza_pahlavi #رضا_پهلوی #Thankyou_Netanyahu #ThankYouBibi #THANKYOU_TRUMP #Iran #IranWar

Victoria Azad

22,332 görüntüleme • 6 ay önce

در پی هر تاریکی روشنایی است: جمهوری اسلامی ایران تصمیم خود را مبنی بر خروج مهاجران افغانستان یا به قول خودشان اتباع گرفته است. نوشتن نامه سرگشاده، گلایه، دعوت به بردباری و حوصله، توسل به سعدی و حافظ و برجسته‌سازی مشترکات ره به جایی نمی‌برد و بهتر است به ظرفیت‌های خودی فکر کنیم. در عین حال باعث ضیاع وقت خود و تهران نشویم. این اخراج هر دلیلی که دارد به منافع امنیتی و ملی ایران مربوط است و در آن جایی برای گنجاندن چند میلیون آواره از کشور همسایه تعریف نشده و اگر هم شده بود وقتش گذشته است. عوامل و دلایلی که ممکن است دولت ایران را واداشته این تصمیم را بگیرد عبارت‌اند از: نخست، یادآوری به دنیا که فاجعه انسانی در افغانستان منشأ در قرارداد بدنام دوحه دارد و جمهوری ایران مجبور نیست آوارگان دسیسه آمریکا را پناه دهد. دوم، ممکن است تعدادی از شهروندان کشور ما در کارهای خلاف دست زده باشند و این حتمی نیست که جاسوسی برای اسرائیل بوده باشد. نباید فراموش کنیم که طالبان بیش از پانزده هزار مجرم را از زندان‌های افغانستان رها کرد و اکثراً راهی ایران شدند. سوم، این تصمیم احتمالاً برای اعمال فشار بر طالبان و در کل بر افغانستان است. اما هدف سیاسی و راهبردی این فشار را نمی‌توان به سادگی وضاحت داد. فرض اینکه اخراج مهاجران به هدف فشار بر طالبان و افغانستان اعمال می‌گردد، اما در نهایت چه دستاوردی را از آن توقع دارند و چگونه آن دستاورد را اندازه‌گیری می‌کنند هنوز معلوم و هویدا نیست. چهارم، جمهوری اسلامی ایران به آغاز مجدد جنگ می‌اندیشد. احتمال آن نیز بعید نیست. تهران به جنگی آمادگی می‌گیرد که احتمالاً قوی‌تر از آنچه اتفاق افتاد خواهد بود. در آن سناریو ایران نمی‌خواهد دغدغه‌ای از حضور بیگانه، ولو آن بیگانه هم‌زبان و همسایه باشد، در خاک خود داشته باشد. این بار معلوم است که تهران حاضر است تبعات تصمیم خود را مدیریت کند. پنجم، در طول تاریخ، در هر کشوری که بحران ایجاد شده، دولت‌ها کوشیده‌اند عنصر بیگانه را مقصر اصلی و دلیل گسست‌ها قلمداد کنند. نفوذ و رخنه اطلاعاتی اسرائیل در جنگ علیه ایران هیچ ربط تعیین‌کننده‌ای به مهاجران افغانستان ندارد. فرض کنیم هسته‌های مخرب اسرائیل سه لایه داشتند: طراح، عملی‌کننده، لایه مصرفی. طراح که مسلماً یا در اسرائیل قرارگاه دارد یا تحت پوشش بیزنس‌های عادی و مشروع در یکی از شهرهای کشورهای همسایه مستقر شده است. عامل وسطی که باید موضوع را در داخل خاک ایران مدیریت کند نیاز به اسناد قوی برای تردد دارد و ممکن است نیاز به اسناد قوی و مشروع برای داشتن بیزنس و کاروبار قابل‌باور داشته باشد. این امکانات در اختیار شهروندان افغانستان قرار ندارد. افغان در ایران نیروی کار است. لایه زیرین است، پس سؤال اینجاست که آیا کارگر سر فلکه طراح خرابکاری در جامعه‌ای مغلق و پیچیده مانند ایران شده می‌تواند؟ پاسخ ساده این است که نه. نمی‌تواند یا بعید به نظر می‌رسد. در ادبیات غربی نیروی بشری را به دو دسته تقسیم می‌کنند: پیراهن‌سفیدها، یعنی کسانی که کار پشت میز می‌کنند، و لباس‌آبی‌ها، کسانی که آستین برمی‌زنند و با خاک و فلز سروکار دارند. افغان در ایران از نوع دوم است. خرابکاری‌هایی که در جنگ دوازده‌روزه در داخل ایران از طرف عوامل نفوذی صورت گرفت کار لباس‌سفیدها است، نه لباس‌آبی‌ها. اما گفتن این حرف‌ها نیز فایده‌ای ندارد. حالا بر ماست که باید در موضوع دخالت مثبت کنیم و هدف دخالت خویش را نیز با وضاحت بدانیم. بازگشت نیروی جوان و ضد طالبان از ایران نویدی خوش است. این نقطه مثبت است. این موج برای پرسازی خیابان‌ها و کوه‌ها و دره‌ها کافی است. کسانی که برمی‌گردند واقعیت جدیدی در افغانستان ایجاد می‌کنند. این‌ها به سایه مبدل نخواهند شد. این‌ها ریشه دارند. لهذا باید در پس این سیاهی روشنایی دید و ایجاد کرد. این بازگشت برای بسیج نیروی آزادی‌بخش مهم است. بر ماست که باید عواطف و احساسات بازگشتی‌ها را مسیر دهیم و برایشان برسانیم که منشأ آوارگی و تیره‌بختی‌شان در چیست و در کجاست؟ یقیناً منشأ همه بدبختی‌ها گروه نامشروع، ضد ملی، متعصب و جهل‌پرور طالبان است که همه فرصت‌های واقعی را بر باد داده است. پس بهتر است به جای عریضه برای تمدید برگه، استراتژی برای نیروی بازگشتی ترتیب داد. هیچ راه‌حلی برای مهار بحران عظیم انسانی در کشور در موجودیت ساختار طالبان امکان‌پذیر نیست. این تشکیلات ضد ملی و قهقرایی باید سرنگون شود. ان‌شاءالله.

Afg Green Trend

180,343 görüntüleme • 1 yıl önce

شرم بر Object oriented programming! خیلی درباره‌ی بازدهی در برنامه‌نویسی صحبت می‌شه و همیشه درباره‌ی الگوریتم سریعتر یا ساختمان‌داده‌ی مناسب بحث می‌شه. اما نی‌خوام درباره‌ی یه مساله‌ای که کمتر دیدم صحبت بشه موضوعی رو باز کنم. اون هم استفاده از ویژگی‌های cpuهای مدرن مثل prefetching یا SIMD ـه! قبل از همه چیز باید بدونیم پردازش مربوط به خوندن و نوشتن اطلاعات از روی RAM و اعمال دستورات روی CPU مربوط می‌شه. اما سرعت پیشرفت و بازدهی CPUها خیلی بیشتر از RAM بوده. این عکس فاصله‌ی بازدهی پردازنده‌ها رو با رم نشون می‌ده. یعنی اگر درست کد نزنیم پردازنده زمان زیادی رو منتظر اطلاعات می‌مونه تا بتونه کارش رو ادامه بده. در این بین خیلی از ویژگی‌ها مثل سطوح مختلف Caching در پردازنده‌ها ایجاد شده مثل L1, L2, L3 و احتمالاً موقع خرید CPU بهش برخورد کردید. کاری که این Caching انجام میده خوندن اطلاعات از رم و آماده نگه داشتن اونا وقتیه که CPU در حال محاسبه ست. (به صورت فیزیکی واقعاً نزدیکتر می‌شه) از سمت دیگه چندین هسته‌ی CPU و thread استفاده می‌کنیم تا به صورت موازی پردازش‌ها رو انجام بدیم. اما هرکسی تا حالا کد برای سیستم موازی زده باشه می‌دونه اصلاً راحت نیست و الزاماً استفاده از دو خط موازی به معنی دوبرابر شدن سرعت نیست! بسته به سناریویی که قرار داریم ممکنه ۳۰ تا ۵۰ درصد افزایش سرعت داشته باشیم (بله سرعت دو برابر هم می‌رسیم مگر هیچ sync point ایی لازم نباشه اما خیلی محدوده!) اما در پردازنده‌های مدرن پردازش موازی به هسته یا thread محدود نمی‌شه. بلکه قابلیت SIMD وجود داره که کارش انجام یک عمل ریاضی روی چندین داده به صورت همزمانه. Single Instruction Multiple Data. همین‌طور CPUهای امروزی قابلیت خاصی برای پیش‌بینی شاخه در دستوراتی که اجر میشن دارند. به این صورت که وقت شما از if استفاده می‌کنید. CPU هر دو حالت true و false رو محاسبه می‌کنه و هر وقت شرط مشخص شد جواب شاخه‌ی درست رو بر می‌گردونه! حالا این قضیه در خودش یه سری روش اجرای کد و مشکل امنیتی هم داشته که مورد بحث ما نیست. حالا اگر طوری کد بنویسیم که CPU لازم نباشه مداوم branch بررسی کنه باعث افزایش سرعت پایپلاین‌های پردازشی می‌شیم. (جزییات بیشترش رو در uOps باید صحبت کنیم). حالا اگر تمام موارد بالا رو در نظر بگیریم و می‌تونیم بهینه‌ترین حالت ممکن کد بزنیم. فکر می‌کنید این افزایش سرعت تا چه حده؟ بستگی به سناریوی مساله می‌تونه بین ۱۰ تا ۱۰۰ برابر (حتی بیشتر) سریعتر باشه! اصلاً شوخی نمی‌کنم. اول مقاله نوشتم شرم بر object-oriented programming. این رو برای جلب توجه ننوشتم. در حقیقت این پارادایم برنامه‌نویسی حدود سال‌های ۸۰ میلادی محبوب شد و هنوز ادامه داره اما با پیشرفت تکنولوژی شاهد تغییر پارادایم نبودیم. در ابتدا که فاصله‌ی سرعت CPU و RAM به هم نزدیک بود تفاوت چندانی نمی‌دیدیم و همه چیز با OOP اکی بود. اما به مرور زمان که سخت‌افزار به روز شد نرم‌افزار وابسته به تفکر قدیمی باقی موند. مثلاً در OOP ما یه سری کلاس می‌سازیم و اونا رو encapsulate می‌کنیم و از اونا شی می‌سازیم و روشون پردازش انجام می‌دیم. یه چیزی مثل: struct particle { float x, y; float vx, vy; particle(const float x, const float y, const float vx, const float vy) : x(x), y(y), vx(vx), vy(vy) { } virtual ~particle() = default; virtual void update(const float delta_time) =0; }; یه کلاس خیلی ساده ذرات - particle که مختصات محیط دو بعدی x و y داره و به همین منوال سرعت در اون جهت. یه تابع virtual هم داره برای بقیه که ارث ببرند و ویژگی‌های متفاوت اضافه کنند. تو particle system یا سیستم ذارت که برای جلوه‌های ویژه VFX مثل دود، غبار، آب و غیره استفاده می‌شه ممکنه تا چندین میلیون ذره پردازش بشن (فیلم مومیایی رو یادتونه؟ آفرین همون شن‌ها) حالا من از اون کلاس ارث بردم و این تابع خیلی ساده رو پیاده کردم که فقط در هر فریم سرعت ذره رو حساب می‌کنه: void update(const float delta_time) override { volatile float x = this->x; volatile float y = this->y; x += vx * delta_time; y += vy * delta_time; this->x = x; this->y = y; } این که چرا volatile استفاده کردم به خاطر اینه که این مثال خیلی ساده ست و کامپایلر این تابع رو بهینه می‌کنه در اصل کاری که می‌کنه اجازه‌ی ساختن virtual table رو نمی‌ده و تابع بقیه جاها inline می‌شه. اما تو پروژه‌ی بزرگ با چند لایه ارث‌بری همیشه بهره بردن از بهینه‌سازی کامپایلر ممکن نیست. حالا جلوتر این رو هم بر می‌دارم که دعوایی نباشه. بعد هم کلاس particle system رو داریم که خیلی ساده هر ذره رو آپدیت می‌کنه. فقط توجه داشته باشید هر ذره به صورت یک شی در حافظه new می‌شه. حالا اگر ۱۰۰ میلیون پارتیکل رو یک بار آپدیت کنم حدود ۶۵۳ میلی‌ثانیه طول می‌کشه. بد نیست ها؟ افتضاحه! تو بازی ویدیویی که ۶۰ فریم بر ثانیه اجرا می‌شه ما ۱۶ میلی ثانیه وقت داریم تا چند میلیارد محاصبه رو انجام بدیم. (بدون volatile حدود ۵۳۰ میلی‌ثانیه) برای افزایش باذهی من یه کار خیلی ساده می‌کنم به جای این که تمام این ذرات رو new کنم که باعث می‌شه هر کدوم یه جای RAM به صورت تصادفی پخش بشن اونا رو پشت‌سر هم در یک آرایه قرار می‌دم. یعنی تمام آدرس اونا پشت‌سر هم قرار می‌گیره. فقط همین تغییر باعث می‌شه همین تعداد ۱۱۵ میلی‌ثانیه زمان ببره. حدود ۵ برابر سریعتر! همین تغییر کوچیک! چرا چون زمان پیدا کردن هر آبجکت به صورت پراکنده تبدیل شده به آدرس‌های پشت‌سر هم و CPU سریعتر می‌تونه اطلاعات رو بخونه! به این شکل: struct particles_chunk { std::vector > x; std::vector > y; std::vector > vx; std::vector > vy; } حالا در مرحله‌ی بعدی همون کد ساده رو با دستورات SIMD می‌نویسم. نتیجه‌ می‌شه ۱۱۸ میلی ثانیه: void update_simd(const float delta_time) { const size_t num_particles = particles_.x.size(); const size_t simd_end = num_particles - (num_particles % 8); const __m256 dt_v = _mm256_set1_ps(delta_time); for (size_t i = 0; i (1, std::thread::hardware_concurrency()); const size_t base_chunk_size = num_particles / num_threads; const size_t aligned_chunk_size = ((base_chunk_size + 7) / 8) * 8; std::vector threads; threads.reserve(num_threads); for (size_t t = 0; t (&particles_.x[i + prefetch_distance]), _MM_HINT_T0); _mm_prefetch(reinterpret_cast (&particles_.vx[i + prefetch_distance]), _MM_HINT_T0); _mm_prefetch(reinterpret_cast (&particles_.y[i + prefetch_distance]), _MM_HINT_T0); _mm_prefetch(reinterpret_cast (&particles_.vy[i + prefetch_distance]), _MM_HINT_T0); } _mm256_store_ps(&particles_.x[i], _mm256_fmadd_ps(_mm256_load_ps(&particles_.vx[i]), dt_v, _mm256_load_ps(&particles_.x[i]))); _mm256_store_ps(&particles_.y[i], _mm256_fmadd_ps(_mm256_load_ps(&particles_.vy[i]), dt_v, _mm256_load_ps(&particles_.y[i]))); } تا اینجا من هیچ کار عجیب و غریبی نکردم. حافظه مرتب، پشت‌سر هم و با استفاده از SIMD کد نوشتم. نه ساختمان‌داده مطرحه و نه الگوریتم و بیشتر از ۶ برابر افزایش سرعت رسیدیم! مثال بعدی که branch prediction باشه رو آخر تست یادم اومد و نشد با بقیه مقایسه کنم. اما به هر حال. فقط این مثال ساده رو ببینید: for (size_t i = 0; i < num_particles; ++i) { if (particles_.is_active[i]) { particles_.x[i] += particles_.vx[i] * delta_time; particles_.y[i] += particles_.vy[i] * delta_time; } } کاری که می‌کنیم با if چک کنیم اگر ذره فعاله سرعتش رو حساب کنیم اگر نیست هیچی. این مثال ساده حدود ۱۴۱ میلی ثانیه طول می‌کشه. اگر اون if رو حذف کنم و بیام به جاش در محاسبه غیرفعال بودن رو صفر در نظر بگیرم و جلوی branching رو بگیرم: void update_branchless(const float delta_time) { const size_t num_particles = particles_.x.size(); for (size_t i = 0; i < num_particles; ++i) { particles_.x[i] += particles_.vx[i] * delta_time * particles_.is_active[i]; particles_.y[i] += particles_.vy[i] * delta_time * particles_.is_active[i]; } } با این روش ۱۱۹ میلی ثانیه طول می‌کشه تا کدم اجرا بشه. یعنی با وجود if تقریباُ کد ما ۸۰ درصد اجرا می‌شه. این در شرایطیه که فعال بودن ذرات تصادفیه و cpu نمی‌تونه branch perdiction درستی داشته باشه. برای همین کند می‌شه. حالا شاید بگید که تو گفتی چند میلیون محاسبه زیر ۱۶ میلی‌ثانیه. بله درسته. من اینجا از دو thread استفاده کردم. فقط جنبه‌ی نمایش داشت از warmup و اینا هم اجتناب کردم چون در دنیای واقعی این پردازش‌ها می‌ره روی GPU و Compute shader که معرفی اون خودش یه پست دیگه ست. کدها رو روی CPU قدیمی اجرا کردم: Intel Core i7 6700K @ 4.00GHz Skylake 14nm 16.0GB Dual-Channel DDR4 @ 1069MHz اگر دوست داشتید این محاسبه رو با زبان برنامه‌نویسی مورد علاقه‌تون تست کنید و سعی در بهینه کردنش کنید. در ضمن اگر تمام اینا رو کنار هم بذاریم با یه سری مفاهیم شبیه به همین‌هایی که گفتیم با جزییات بیشتر می‌شه Data oriented programming که در زبان‌های مختلف مثل خانواده‌ی C، Rust، Zig و غیره براشون کتابخونه و آموزش موجوده. خلاصه بازدهی فقط به الگوریتم و ساختمان‌داده محدود نمی‌شه.

Mohamad Iraji

22,055 görüntüleme • 1 yıl önce

مراسم خاکسپاری خامنه‌ای و خواندن نماز میت در تهران از لحاظ نمایش قدرت و مقبولیت اجتماعی شکست خورد. مصلی تهران در تراکم جمعیتی بالا با در نظر گرفتن صحن اصلی و شبستان‌ها در بیشترین تخمین گنجایش ۱۷۰ هزار نفر را دارد. جمعیت در خیابان‌های اطراف نیز بین ۳۰ تا ۵۰ هزار نفر تخمین زده می‌شود. بنابراین در موقع خواندن نماز میت حداکثر ۲۲۰ هزار نفر حضور داشتند که با تبلیغات فراوان، سازماندهی زیاد، زمان مناسبی که در اختیار داشتند، هزینه کم تردد، اسکان رایگان در زائرخانه‌های ایجاد شده توسط شهرداری و هتل ارزان از کل کشور و از برخی کشورهای خارجی چون عراق، هند و برخی کشورهای دیگر آمده بودند. البته با توجه به اینکه مراسم از دیروز با خداحافظی و دیدن جنازه در تابوت خامنه‌ای شروع شده و تا امشب ادامه دارد، جمعیت سیار را نیز باید در نظر گرفت. همچنین تشییع در خیابان هم انجام می‌شود که ممکن است افراد جدیدی به آن اضافه شوند. قبل از اقامه نماز میت، جمعیت حاضر فشردگی بالا نداشت و با در نظر گرفتن چهار بار جابجایی کامل جمعیت در روز گذشته و دو بار بعد از مراسم نماز امروز و در نظر گرفتن اشتراکات با جمعیت نمازگزار، می‌توان کل جمعیت حاضر در خاکسپاری خامنه‌ای را در حد ۵۰۰ تا ۷۰۰ هزار نفر در تهران تخمین زد. جمعیت ۶ میلیونی ادعا شده اغراقی گل درشت بیش نیست. در سال ۶۸ و در جمعیت ۵۳ میلیون نفری ایران حاضران در مراسم تشییع خمینی در تهران بین ۷ تا ۱۰ میلیون نفر برآورد شده بودند. پایگاه اجتماعی نهاد ولایت فقیه در ایران تقریبا در حدود ده میلیون نفر از جمعیت ۹۰ میلیونی است. نظام نتوانست ده درصد آنها را از کل کشور برای مراسم تشییع خامنه‌ای در تهران به صورت متمرکز بسیج کند. علی‌رغم فضای احساسی ایجاد شده، قهرمان‌سازی‌ و کشته‌شدن وی طی جنگ ‌و‌ پیچیده شدن شرایط در مقایسه با مرگ طبیعی، این یک شکست تبلیغاتی و سیاسی است. در عین حال با همین آمار، خاکسپاری خامنه‌ای جزو شلوغ‌ترین مراسم تشییع جنازه‌ها در تاریخ معاصر ایران محسوب می‌شود که با توجه به کارنامه سیاه زمامداری او و صدور فرمان بزرگ‌ترین جنایت تاریخ معاصر ایران درست یک ماه قبل از کشته شدن باعث تاسف است.

Ali Afshari

60,953 görüntüleme • 2 ay önce