Загрузка видео...

Не удалось загрузить видео

На главную

بشنوید چی میگوید. هیچ امکان ندارد نظام امارت اسلامی اجازه امریکا را در بگرام بدهد و حتا بحث کردن در این مورد ضایع وقت است. آین هم به گروی لندغرهای که میگویند امارت اسلامی در بدل پول بگرام را میدهد.#افغانستان #نظام_امارت_اسلامی #چوچهای_نداف.

25,069 просмотров • 11 месяцев назад •via X (Twitter)

Комментарии: 0

Нет доступных комментариев

Здесь появятся комментарии из оригинального поста

Похожие видео

امروز اگر خلیفه صاحب گاهی نرم و گاهی تند میگوید بخاطر اصلاحات در نظام و متوجه ساحتن مقامات است که از اهداف تعین شده دور نشویم. در گذشته حکومت دست نشانده به حمایت غربی ها بود و در قصه ی ملت نبود و ملت هم توقع از آن نداشت اما امروز که نظام اسلامی حاکم و کشور مستقل و آزاد است مردم توقع بیشتر از این نظام دارند و به همین خاطر خلیفه صاحب میگوید که نظریات مردم در تصیمیم گیری های حکومت باید مدنظر گرفته شود و ما دید وسیع به مسائل کشور داشته باشیم. خلیفه صاحب میگوید حکومت مسُولیت دارد به مردم سهولت و زمینه کار برای مردم خصوصن جوانان فراهم و مردم در آبادی کشور سهم داشته باشند و این ملت که در کنار امارت اسلامی قرار داشتند و باعث پیروزی امارت اسلامی در برابر حکومت گذشته و متحدان غربی اش شد نباید اکنون از امارت اسلامی فاصله بگیرند. این چیزی واضح است تا زمانی حکومت ها پایدار استند که حمایت ملت را داشته باشند و مردم خود را در نظام ببینند و صدای شان از سوی حکومت ها شنیده شود و در غیر آن اگر مردم از نظام ها فاصله بگیرند و نارضایتی در میان مردم نسبت به حکومت ها بیشتر شود در آنصورت آن حکومت ها دیگر پایدار نیستند مانند نظام سوریه که مردم دست از حمایت آن برداشتند و در مدت چند روز سقوط نمود. برخی ها نباید از صحبت های خلیفه صاحب درک اشتباه داشته باشند چون صحبت های خلیفه صاحب که گاهی وقت میداشته باشد صحبت های اصلاحی است که خلال های که نظام دارد باید اصلاح و پایداری نظام بیشتر شود چون این نظام به برکت خون شهدا و زحمت زیادی مجاهدین و مردم بدست آمده است و امروز همه ما مکلف به حفظ و پایداری این نظام استیم.

Sirajuddin Haqqani Fan's

45,201 просмотров • 1 год назад

هشدار محتوای آزاردهنده: این تصاویر ویدئویی تکان دهنده تصاویر ویدئویی از بدن زنی است که چند روز پیش عکسی از خود را بعد از شلاق خوردن در تهران برایم فرستاده بود. او نوشته بود «این تصویر واقعی زندگی زن در جمهوری اسلامی است. پیکری زخمی از شلاق ستم اما استوار.» فکر می‌کنید چقدر قدرت می‌خواهد ایستادن بر چنین تن رنجوری از شلاق چنین استوار. چقدر باور به عدالت و حقیقت. در آستانه ابلاغ شدن لایحه ننگین «حجاب و عفاف» می‌خواهم با انتشار این ویدئو یادآوری کنم، که این تازه پیش از اجرایی شدن این قانون جدید است. سطح فاجعه ستم جنسیتی عظیم تر از این حرف‌هاست و البته مقاومت زنان سر بلند ایران نیز. همه فعالانی که دسترسی به جامعه جهانی دارند باید اکنون صدای این زنان باشند و بحث آپارتاید جنسیتی را بیش از پیش در نظم بین المللی جدی بگیرند. کسانی که هم نوشتند که با این قانون جدید، آپارتاید جنسیتی در ایران قانونی شد. اتفاقا باید گفت قبلا هم آپارتاید علیه زنان ایران قانونی و شرعی بود و دقیقا به همین دلیل است که ما سالهاست ‌ فریاد می‌زنیم نظم جهانی باید مفهوم آپارتاید جنسیتی را در خود بگنجاند و جمهوری اسلامی و طالبان را ذیل آن قرار دهد. جمهوری اسلامی پیش از این هم نظام آپارتاید جنسیتی را قانونی و ساختارمند کرده بود فقط شبکه‌های اجتماعی و دوربین‌هایی که شده است اسلحه‌ی زنان، حالا این خشونت‌های سیستماتیک را علنی‌تر و زنان را متحدتر کرده است. این دیگر فقط آپارتاید جنسیتی نیست، ابن برده‌داری اسلامی و بسیج گسترده مردسالاری اجتماعی به سوی زنان است که می‌تواند در صورت دست کم گرفته شدن این طرح، خطرات وحشتناکی بیافریند. این قانون جدید حجاب فقط توهین به زنان ایرانی نیست بلکه توهین به زنان و مردان آزادی‌خواهی است که نمی‌خواهند برده و مطیع چنین حکومت واپسگرایی باشند. با اتحاد و‌ همبستگی در برابر این جنگ تمام‌عیار علیه زنان می‌ایستیم. #زن_زندگى_آزادى‌

Masih Alinejad

53,051 просмотров • 1 год назад

در پی هر تاریکی روشنایی است: جمهوری اسلامی ایران تصمیم خود را مبنی بر خروج مهاجران افغانستان یا به قول خودشان اتباع گرفته است. نوشتن نامه سرگشاده، گلایه، دعوت به بردباری و حوصله، توسل به سعدی و حافظ و برجسته‌سازی مشترکات ره به جایی نمی‌برد و بهتر است به ظرفیت‌های خودی فکر کنیم. در عین حال باعث ضیاع وقت خود و تهران نشویم. این اخراج هر دلیلی که دارد به منافع امنیتی و ملی ایران مربوط است و در آن جایی برای گنجاندن چند میلیون آواره از کشور همسایه تعریف نشده و اگر هم شده بود وقتش گذشته است. عوامل و دلایلی که ممکن است دولت ایران را واداشته این تصمیم را بگیرد عبارت‌اند از: نخست، یادآوری به دنیا که فاجعه انسانی در افغانستان منشأ در قرارداد بدنام دوحه دارد و جمهوری ایران مجبور نیست آوارگان دسیسه آمریکا را پناه دهد. دوم، ممکن است تعدادی از شهروندان کشور ما در کارهای خلاف دست زده باشند و این حتمی نیست که جاسوسی برای اسرائیل بوده باشد. نباید فراموش کنیم که طالبان بیش از پانزده هزار مجرم را از زندان‌های افغانستان رها کرد و اکثراً راهی ایران شدند. سوم، این تصمیم احتمالاً برای اعمال فشار بر طالبان و در کل بر افغانستان است. اما هدف سیاسی و راهبردی این فشار را نمی‌توان به سادگی وضاحت داد. فرض اینکه اخراج مهاجران به هدف فشار بر طالبان و افغانستان اعمال می‌گردد، اما در نهایت چه دستاوردی را از آن توقع دارند و چگونه آن دستاورد را اندازه‌گیری می‌کنند هنوز معلوم و هویدا نیست. چهارم، جمهوری اسلامی ایران به آغاز مجدد جنگ می‌اندیشد. احتمال آن نیز بعید نیست. تهران به جنگی آمادگی می‌گیرد که احتمالاً قوی‌تر از آنچه اتفاق افتاد خواهد بود. در آن سناریو ایران نمی‌خواهد دغدغه‌ای از حضور بیگانه، ولو آن بیگانه هم‌زبان و همسایه باشد، در خاک خود داشته باشد. این بار معلوم است که تهران حاضر است تبعات تصمیم خود را مدیریت کند. پنجم، در طول تاریخ، در هر کشوری که بحران ایجاد شده، دولت‌ها کوشیده‌اند عنصر بیگانه را مقصر اصلی و دلیل گسست‌ها قلمداد کنند. نفوذ و رخنه اطلاعاتی اسرائیل در جنگ علیه ایران هیچ ربط تعیین‌کننده‌ای به مهاجران افغانستان ندارد. فرض کنیم هسته‌های مخرب اسرائیل سه لایه داشتند: طراح، عملی‌کننده، لایه مصرفی. طراح که مسلماً یا در اسرائیل قرارگاه دارد یا تحت پوشش بیزنس‌های عادی و مشروع در یکی از شهرهای کشورهای همسایه مستقر شده است. عامل وسطی که باید موضوع را در داخل خاک ایران مدیریت کند نیاز به اسناد قوی برای تردد دارد و ممکن است نیاز به اسناد قوی و مشروع برای داشتن بیزنس و کاروبار قابل‌باور داشته باشد. این امکانات در اختیار شهروندان افغانستان قرار ندارد. افغان در ایران نیروی کار است. لایه زیرین است، پس سؤال اینجاست که آیا کارگر سر فلکه طراح خرابکاری در جامعه‌ای مغلق و پیچیده مانند ایران شده می‌تواند؟ پاسخ ساده این است که نه. نمی‌تواند یا بعید به نظر می‌رسد. در ادبیات غربی نیروی بشری را به دو دسته تقسیم می‌کنند: پیراهن‌سفیدها، یعنی کسانی که کار پشت میز می‌کنند، و لباس‌آبی‌ها، کسانی که آستین برمی‌زنند و با خاک و فلز سروکار دارند. افغان در ایران از نوع دوم است. خرابکاری‌هایی که در جنگ دوازده‌روزه در داخل ایران از طرف عوامل نفوذی صورت گرفت کار لباس‌سفیدها است، نه لباس‌آبی‌ها. اما گفتن این حرف‌ها نیز فایده‌ای ندارد. حالا بر ماست که باید در موضوع دخالت مثبت کنیم و هدف دخالت خویش را نیز با وضاحت بدانیم. بازگشت نیروی جوان و ضد طالبان از ایران نویدی خوش است. این نقطه مثبت است. این موج برای پرسازی خیابان‌ها و کوه‌ها و دره‌ها کافی است. کسانی که برمی‌گردند واقعیت جدیدی در افغانستان ایجاد می‌کنند. این‌ها به سایه مبدل نخواهند شد. این‌ها ریشه دارند. لهذا باید در پس این سیاهی روشنایی دید و ایجاد کرد. این بازگشت برای بسیج نیروی آزادی‌بخش مهم است. بر ماست که باید عواطف و احساسات بازگشتی‌ها را مسیر دهیم و برایشان برسانیم که منشأ آوارگی و تیره‌بختی‌شان در چیست و در کجاست؟ یقیناً منشأ همه بدبختی‌ها گروه نامشروع، ضد ملی، متعصب و جهل‌پرور طالبان است که همه فرصت‌های واقعی را بر باد داده است. پس بهتر است به جای عریضه برای تمدید برگه، استراتژی برای نیروی بازگشتی ترتیب داد. هیچ راه‌حلی برای مهار بحران عظیم انسانی در کشور در موجودیت ساختار طالبان امکان‌پذیر نیست. این تشکیلات ضد ملی و قهقرایی باید سرنگون شود. ان‌شاءالله.

Afg Green Trend

180,343 просмотров • 1 год назад