Video yükleniyor...

Video Yüklenemedi

Ana Sayfaya Dön

بعد از حدود 2 ماه فکنم امروز تونستم خروجی بگیرم , نظرتون چیه؟ تمامی صداها با API گوگل خروجی گرفته شده بدون هیچ دستکاری بر اساس تایمبندی فایل زیرنویسی که با ویسپر خودم خروجی گرفتم و با سایت به فارسی ترجمه کردم نظرتون چیه؟😂 بیاید استارتاپ بزنیم آغا 😁

62,973 görüntüleme • 1 yıl önce •via X (Twitter)

0 Yorum

Yorum bulunmuyor

Orijinal gönderinin yorumları burada görünecek

Benzer Videolar

🎙️ چالش این هفته: پادکست «صبح بخیر»! ایده اصلی این بود که یک پادکست شخصی‌سازی‌شده برای شروع روز داشته باشیم. همه چیز رو در #n8n ساختم و چند سرویس رو به هم وصل کردم: - اسم، شهر و زبان مورد علاقه‌ات رو می‌گیره. بعد کل پادکست به همون زبان ساخته می‌شه؛ چه فارسی، چه انگلیسی، چه هلندی یا هر زبان دیگه. این پادکست سه بخش اصلی داره: 🌦️ هواشناسی: پیش‌بینی ۱۵ ساعته از OpenWeatherMap 🗓️ برنامه روزانه: اتصال به Google Calendar 📰 خبرها: تیترهای اصلی و خبرهای مرتبط با کلمات کلیدی از NewsAPI اما بخش جذاب ماجرا اینجاست: خروجی فقط متن نیست! همه داده‌ها یکی می‌شن و با مدل Gemini TTS گوگل به یک فایل صوتی چند صدایی تبدیل می‌شن. پارامترها رو طوری تنظیم کردم که ورودی متن در حدی باشه که طول پادکست از ۳ دقیقه بیشتر نشه؛ در حد زمان خوردن قهوه صبح‌گاهی ☕️ در نهایت خروجی رو به یک فایل MP3 تبدیل می‌کنم و می‌فرستم به تلگرام بریم ببینیم برای هفته بعد چه Workflow خواهیم داشت. #هوش_مصنوعی #AttaBuildsAI #n8n #Automation #AI

Atta Khalighi S.

26,718 görüntüleme • 1 yıl önce

◼️پرسیدم: به نظرتون چرا آدم‌ها دوست دارند که تروماها و رنج هایشان را به جای حل کردن، مکرر تجربه کنند؟ مثلا با کسی دوست می‌شوند که زخم‌هایشان را تازه می‌کند، یا با کسی ازدواج می‌کنند که کابوس‌هایشان را مجدد زنده می‌کند، و همینطور در انتخابِ ساختارهای اجتماعی و قدرت، اشتباه‌‌هایشان را مکرر تکرار می‌کنند. 🔻کمی فکر و بحث کردند، بعد انیمیشن زیر با نام باد (Wind) از Robert Loebel را نشان دادم و گفتم جواب این سوال در «وجودِ باد» است؛ تمام روابط و ساختارها در انیمیشن زیر بر اساس وجود باد که سمبلی از تروماست شکل گرفته است و وقتی باد قطع می‌شود، تمام ساختارهای شکل گرفته، بی‌معنی می‌شوند و آدمها با تروما می‌توانند زندگی کنند ولی بدون معنا نه؛ پس دوباره خودشان، باد را راه می‌اندازند تا بتوانند مجدد کار کنند و سرگرم باشند و غر بزنند. و تا فرد و جامعه‌ای به خودآگاهی(Self awarness) نرسد و از بی‌معنایی‌های موقت که علامت رشد است نترسد، مجبور به تکرار است.

دکتر روح الله صدیق

15,146 görüntüleme • 1 yıl önce

🔥فوری/ ۳ آوریل ۲۰۲۶ - دقایقی پیش نیروهای مسلح ایران، خبر از سرنگونی یک جنگنده‌ی مهاجم بر فراز قشم را منتشر و تصاویر مربوط به آن را منتشر کردند. - اما بیاید تصویر منتشر شده را بررسی کنیم: * براساس تصویر و نوع شکل گاز خروجی از انتهای جنگنده می‌توان احتمال داد این پرنده، یک جت تک‌موتره و احتمالا از نوع F-16 و یا F-35 می‌باشد. (تصویر-۱) * در ابتدای تصویر منتشر شده، ما شاهد یک روشنایی آزاد شده از روی این جنگنده هستیم. از آن‌جا که رد دود و یا روشنایی دیگری از خارج از تصویر به سمت جنگنده دیده نمی‌شود، می‌توان با احتمال بالایی گفت، جنگنده‌ی مذکور فِلر-چف زده باشد (تصویر-۲). * فلر-چف نوعی ابزار گمراه‌کننده است که جنگنده‌ها از خود شلیک می‌کنند جهت منحرف کردن موشک‌هایی حرارتی . فلر-چف یک یا چند جسم سوزان و با حرار بالا است ( تصویر-۲) که از جنگنده شلیک می‌شود، به‌منظور منحرف کردن موشک‌های حرارتی که در حال تعقیب حرار خروجی از موتور جنگنده می‌باشند. * براساس تصویر منتشر شده، بعد از فلر-چف زدن، جنگنده با تمام توان و افزایش قدرت موتور و مانور سنگین، به دنبال فرار از پرتابه‌ای است که به سمتش می‌آید (تصویر-۳) این یعنی سیستم‌های هشدار به خلبان اطلاع داده‌اند که یک موشک در حال حمله به جنگنده است. * در پایان ویدئو هم می‌بینیم، جنگنده حین اجرای یک مانور سنگین، در حالی که موتور بر روی اخرین توان خود است، با استفاده از فلر-چف، از قفل موشکی روی خود می‌گریزد و دوربین سیستم راداری آن را گم می‌کند. - بر اساس تمام موارد بالا، احتمالا می‌دهم جنگنده مورد اصابت موفق قرار نگرفته است و حتی اگر اصابتی هم در کار باشد، این ویدئو مربوط به اصابت اداعایی نیست. » اخبار و تحلیل‌های امنیتی و نظامی من در تویتر، یوتیوب و بله را در این آدرس بخوانید: Punisher346

Punisher346

36,454 görüntüleme • 5 ay önce

نسخه‌ی جدید Pocket TTS Farsi v2 منتشر شد! تبدیل متن فارسی به گفتار که روی CPU اجرا می‌شه؛ بدون GPU و بدون API. فقط حدود ۱۰۰ مگابایت، چند برابر سریع‌تر از زمان واقعی، و با امکان کلون کردن هر صدایی فقط با ۵ ثانیه فایل صوتی. این نسخه با ۹۷۳ ساعت داده و ۲,۹۷۸ گوینده آموزش داده شده و در تمام معیارها از v1 بهتره. حتی در تست شنیداری blind هم عملکرد بهتری داشت. توی ویدیوی پایین توضیح دادم یک سری چیزها را. با صدا ببینید.👇 اما جالب‌ترین چیزی که در این مسیر یاد گرفتم (۱۰۰۰ دلار بیشتر هزینه آموزش😅 ) این بود که benchmark من در واقع داشت مدلی رو ارزیابی می‌کرد که تقریباً درعمل اینجوری نبود. به خاطر ۴ تا باگ مهم که توی کدی پنهان شده بود و evaluation من حتی یک بار هم اجراشون نکرده بود. از جمله یک خط کد که بی‌سروصدا اولین کلمه‌ی هر جمله رو حذف می‌کرد! توی پست جدید، کل این مسیر رو نوشتم؛ از مشکلات benchmark گرفته تا چیزهایی که یک benchmark اساساً نمی‌تونه در زبانی مثل فارسی بشنوه، زبانی که Vowels / مصوت‌ها رو به‌صورت کامل در نوشتار نمایش نمی‌ده. لینک بلاگ: 🤗 مدل: 💻 کد: کانال تلگرام:

Mehdi Allahyari

25,187 görüntüleme • 7 gün önce

برگ‌ریزان: «شصت دقیقه» با افسر نیروی هوایی آمریکا با نام مستعار «براوو» گفتگو کرده که می‌گه بعد از این‌که جنگنده F-15E که او خلبانش بود در ماه آوریل بر فراز ایران سرنگون شد و اجکت کرد، تقریباً سقوط آزاد داشته؛ چون چتر نجاتش در حمله اولیه آسیب دیده بوده و کامل باز نشده. می‌گه کارشناسان تخمین زدن با سرعتی بین ۱۱۰ تا ۱۶۰ کیلومتر در ساعت به زمین برخورد کرده و کمر، دست و شونه‌اش شکسته. با وجود این جراحات، براوو از دره‌ای که توش فرود اومده بوده، خودش رو به بالای یک خط‌الرأس حدود ۲۱۰۰ متری رسونده تا اسیر نشه و منتظر عملیات نجات بمونه. 'یه لحظه سرم رو بالا گرفتم و دیدم هیچ چتری بالای سرم نیست. وحشتناک‌ترین چیزی بود که توی تمام عمرم دیده بودم.' براوو زنده موندنش رو یک «معجزه امروزی» توصیف کرده و گفته این اتفاق «نشونه حمایت خداوند در زندگی من بوده» و هیچ توضیح دیگه‌ای برای این‌که چطور از چنین برخوردی بدون جراحات فاجعه‌بار زنده مونده، پیدا نمی‌کنه.

Pouria Zeraati

145,032 görüntüleme • 7 gün önce

تصاویر هوایی جمهوری اسلامی از تشییع جنازه خامنه‌ای، همگی تقطیع شده هستند؛ هیچ تصویری وجود ندارد که تمام مسیر، از میدان «امام حسین» تا میدان «آزادی» را بدون تقطیع نشان دهد. از آنجا که جمعیت در حال حرکت بودند، با توجه به اینکه ساعت تصاویر نیز مشخص نیستند، نمی‌توان با قطعیت گفت، جمعیت ویدیوهای مربوط به میدان «امام حسین» با ویدیوهای میدان «انقلاب» و میدان «آزادی» متفاوت هستند. به بیانی، ممکن است همان جمعیتی که در میدان «امام حسین» حضور داشته، ساعاتی بعد در تصاویر هوایی میدان «انقلاب» و بعد «آزادی» حضور داشته باشند. با این‌حال با فرض متفاوت بودن افراد، بر اساس تصاویر هوایی وب‌سایت رهبر جمهوری اسلامی و تصاویر ماهواره‌ای خبرگزاری رویترز، در تصاویر منتشر شده که در این گزارش بررسی شد، حداکثر ۱۴۰ هزار نفر در مراسم تشییع خامنه ای در تهران دیده می‌شوند. این رقم تا ارقام میلیونی که مقام‌های رسمی جمهوری اسلامی اعلام و برخی رسانه‌های خارج کشور نیز آن را بازنشر کردند، فاصله بسیار دارد. حتی اگر جمعیت در تمامی مسیر میدان «امام حسین» تا میدان «آزادی» به طول حدود ۱۰ کیلومتر و عرض ۴۰ متر هم حضور داشتند، باز هم گنجایش این محدوده حدود ۴۰۰ هزار نفر است، حتی دو برابر این رقم هم به یک میلیون نمی‌رسد.

AmirHadi Anvari | امیرهادی انواری

10,966 görüntüleme • 2 ay önce

با توجه به اطلاعات موجود، اگرچه #کیانوش_سنجری پیش‌تر درباره مرگ مادرش با من و برخی دیگر از دوستان صحبت کرده و برادر کوچکترش را پنهان کرده بود، اما واقعیت این است که مادر ایشان همچنان زنده است و مجید سنجری‌باف نیز وجود دارد و برادر تنی کیانوش است که شش سال از او کوچکتر است. من با او صحبت کردم و او از من خواست که توئیتی را که درباره تلاش کیانوش برای پنهان کردن او منتشر کرده بودم، حذف کنم، زیرا با واقعیت منطبق نبود. من این وعده را مشروط بر توضیح او درباره اطلاعات سایت #عدالت‌_علی، مبنی بر شکایت او از فردی به اتهام توهین به رهبری، به او دادم تا بتوانم آن را منتشر کنم. او توضیح داد که در آن پرونده، او هیچ شکایتی به دلیل توهین به رهبری نداشته است؛ بلکه شکایت وی به دلیل سرقت صورت گرفته بود. اما افسر بازپرس پرونده پس از بررسی ویدئوهای دوربین‌های مدار بسته به صحنه‌ای برخورد کرده که در آن، متهم به سرقت، تصاویر علی خامنه‌ای را معدوم می‌کند و از این رو، اتهام توهین به رهبری نیز از سوی بازپرس پرونده، نه مجید سنجری به اتهامات متهم افزوده شده است. در ادامه بخشی از روایت برادر #کیانوش را به اشتراک می‌گذارم. بنا به گفته‌های #مجید_سنجری، کیانوش در ساعات پایانی زندگی خود، پس از دیدار با #حسین_رونقی ملکی و عالیه مطلب‌زاده، با خودروی خانمی که از او به عنوان روان‌درمانگر کیانوش یاد شده (خانمی که در ویدئوی منتشر شده از جسد کیانوش، همراه یک مرد کنار جنازه دیده می‌شوند) از خانه خارج شده و به بخش غذاخوری (Food Court) مرکز تجاری چارسو رفته است. مجید سنجری بیان می‌کند که در مصاحبه‌ای که در کلانتری با خانم گویا (روان‌درمانگر) انجام شده، او توضیح داده که هر دو مدتی در آنجا به گفتگو مشغول بوده‌اند و پس از اینکه خانم روان‌درمانگر از انصراف کیانوش از خودکشی اطمینان حاصل کرد، از او جدا شد. اما بلافاصله به آن محل بازگشت تا پاوربانک خود را که فراموش کرده بود، بردارد و در این زمان مشاهده کرد که کیانوش در حال بالا رفتن از پله‌ها است. او تلاش کرد تا حراست را از احتمال یک خودکشی مطلع کند، اما پیش از هرگونه واکنشی، کیانوش خود را به پایین پرت کرد و با پا به زمین افتاد. بنا به گفته او، کیانوش تا ده دقیقه زنده بود و سپس جنازه او بین ۲۵ تا ۳۰ دقیقه در محل باقی ماند تا توسط مأموران به سردخانه کهریزک منتقل شد. مجید سنجری کمی پس از مرگ کیانوش توسط حسین رونقی ملکی از موضوع مطلع شد و به کلانتری مراجعه کرد. او یک روز بعد برای تشخیص هویت به کهریزک رفت و جسد کیانوش را شناسایی کرد. در این مشاهده، او تنها صورت و تا ناحیه گلوی جسد را مشاهده کرد. او اظهار داشت که نهادهای امنیتی از او تعهد گرفته‌اند که جسد را بدون سر و صدا دفن کند و به او کمک کردند که مراحل دفن در محلی که پدر کیانوش نیز در آن دفن شده است، با سرعت صورت گیرد. پیش از دفن جسد، صورت کیانوش به او و مادرش نشان داده شده است. گزارش پزشکی قانونی که شامل نحوه مرگ و نتایج آزمایش سم‌شناسی است، هنوز در اختیار خانواده او قرار نگرفته است. به گفته مجید سنجری، در مدارک تنظیم شده، علت مرگ برخورد با جسم سخت و تیز عنوان شده است. اما حتی با فرض صحت این روایت نیز از ابهامات موجود در خصوص مرگ کیانوش سنجری کاسته نمی‌شود. قرار بود او ساعاتی بعد از مرگ مشکوکش به آمریکا سفر کند. او حتی سوغاتی‌ها و اقلام مورد نیاز برای سفر را تهیه و بسته‌بندی کرده بود و به تأیید خانواده و افراد دخیل در کمک به او برای بازگشت به آمریکا، هیچ سخنی از پشیمانی یا لغو سفر به میان نیامده بود. ارتباطات کیانوش به شکلی مشکوک، تقریباً سه روز پیش از مرگ او با نزدیکانش قطع شده بود. او حتی حساب کاربری سیگنال خود را از تلفن همراه حذف کرده بود. آخرین فردی که توانسته بود با او به صورت صوتی صحبت کند، حدود ۲۴ ساعت پیش از مرگ او بود و پس از آن تنها چند پیام متنی در واتس‌اپ دیده شده و تماس‌ها به‌کلی قطع شده بود. دانستن تمام جزئیات آنچه در چند ساعت پایانی رخ داده است، از جمله نقش و گفتگوهای افرادی که با کیانوش دیدار کرده‌اند، به‌ویژه خانم روان‌درمانگر، بخش مهمی از درک صحیح وقایع صورت گرفته را تشکیل می‌دهد. شواهد دیگری نیز به دست آمده که در حال راستی‌آزمایی آن‌ها هستم و در صورت صحت، جریان این ماجرا را به سویی دیگر خواهد بود.

Ahmad Batebi 🛡️ 🇮🇷 🇺🇸

146,823 görüntüleme • 1 yıl önce

تقریبا یک هفته روش وقت گذاشتم و سعی کردم تا جای ممکن موارد امنیتی رو لحاظ کنم تا مبادا کاربر به اشتباه بخواد کانفیگی بزنه که امنیتش رو به خطر بندازه (مثلا توی همین کلیپ اونجایی که صفحه سیاه میشه در واقع از کاربر اثر انگشت میخواد تا تنظیمات رو ذخیره کنه) طبق انتظار همه چیش خوب کار میکنه ولی به چند دلیل تصمیم گرفتم که منتشرش نکنم😔 - طبیعتا گوگل پلی این اپ رو به خاطر این ویژگی خطرناک قبول نمیکنه، در نتیجه کاربرها اکثرا مجبور میشن مرورگر رو به صورت فایل apk نصب کنن. نصب مرورگر به صورت فایل apk یعنی خداحافظی با آپدیتهای جدید و سلام به apkهای دستکاری شده و جاسوس افزار - وجود این ویژگی توی مرورگر در رو برای سو استفاده‌های بعدی باز میکنه. به هر حال یه عده میتونن با هدف جاسوسی یه جوری کانفیگشون رو توی مرورگر بذارن. مثلا یکی مرورگرش رو جوری کانفیگ میکنه که بتونه همه ترافیک ssl رو بفرسته سمت سرور خودش و اونجا رمزگشایی کنه، بعد گوشیش رو میده دست شما که مثلا باهاش به حساب بانکیتون لاگین کنید. پسورد شما لو میره! - توسعه و بروزرسانی مرورگر کار بسیار پرمسئولیت و خطرناکیه. یه تیم با نظارتهای امنیتی بالا لازم داره. به هر حال خیلی دوست داشتم واقعا میشد اینو منتشر کرد ولی فکر میکنم شرش خیلی بیشتر از خیرش باشه. با همه اینها گفتم حداقل یه کلیپ ازش بذارم شما هم ببینید چطوری کار میکنه. مثلا اینجا ادرس رو با گواهی باز میکنه.

aleskxyz

12,614 görüntüleme • 4 ay önce

سلام و درود بر هموطنان عزیز و همزبانان کُرد باغیرتم، من ناصر بکرزاده هستم و صدای من را از زندان مرکزی ارومیه می‌شنوید. شاید این آخرین صدای من باشد. من فرزند ملا منصور هستم، ۲۶ ساله هستم و دو خواهر کوچک‌تر از خودم دارم. در سن ۲۳ سالگی، زمانی که در اوج آرزوها و میل به زندگی بودم، دستگیر شدم. پدر و مادرم از روز اول دستگیری من تا امروز، هر روز مرده‌اند و زنده شده‌اند. غم دوری و فراق، بر روی دوش‌شان سنگینی کرده و در اوج جوانی، پیر و شکسته شده‌اند. زمانی شاد بودند و آرزو داشتند تک‌پسرشان را در لباس دامادی ببینند. چند روز پیش از دستگیری‌ام قرار بود به خواستگاری برویم و اکنون ۴ سال است که آن دختر در انتظار من مانده است. همین الان هم که چند ساعت است خبر تأیید حکم اعدامم را شنیدم، نمی‌دانم چطور به او زنگ بزنم و بگویم که حکم من تأیید شده و قرار است اعدام شوم. پس از پایان تحصیلات مدرسه، با توجه به تصمیم پدرم و علاقه‌ای که خودم داشتم، شروع به تحصیل در مدرسه علوم دینی صلاح‌الدین ایوبی پیرانشهر کردم. پس از دو سال درس خواندن، به دلیل شرایط خانواده، تصمیم گرفتم بخشی از بار مسئولیت را از دوش پدرم بردارم و یک مغازه فروش موبایل در ارومیه راه‌اندازی کردم. در تاریخ ۱۲ دی ۱۴۰۲ دستگیر شدم و به مدت ۳ ماه در سلول انفرادی اطلاعات سپاه نگهداری شدم و تحت شدیدترین شکنجه‌های روحی قرار گرفتم. شعبه اول دادگاه انقلاب اسلامی ارومیه پس از دو جلسه دادگاه در تابستان ۱۴۰۳، در پاییز همان سال بدون ارائه دلایل و مستندات کافی، حکم اعدام من را صادر کرد. این حکم در فروردین ۱۴۰۴ در شعبه ۳۹ دیوان عالی کشور، با توجه به نبود شواهد و مدارک قانونی، نقض شد. پرونده برای رسیدگی مجدد به شعبه دوم دادگاه انقلاب اسلامی ارومیه ارجاع داده شد، اما همان دادگاه برای بار دوم، در سایه جنگ ۱۲ روزه، دوباره حکم اعدام صادر کرد. این حکم نیز بار دیگر در پاییز ۱۴۰۴ در شعبه ۳۹ دیوان عالی کشور نقض شد و بی‌گناهی من مورد تأیید قرار گرفت. با این حال، پرونده برای سومین بار به شعبه دوم دادگاه انقلاب اسلامی ارومیه بازگشت ولی متأسفانه به دلیل شرایط کشور در دی ماه ۱۴۰۴، برای سومین بار، حکم اعدام من، بر اساس نامه‌ای که از دفعات قبل کپی شده بود، صادر شد. این حکم امروز صبح از سوی شعبه ۳۹ دیوان عالی کشور و در شرایط جنگی حاکم بر کشور، تأیید شد. شنیدن حکم اعدام شاید برای بیشتر مردم قابل درک نباشد، اما این حکم طوری است که هیچ کس و هیچ چیزی نمی‌تواند آن را تحمل کند. اعدام مرا کشت، متلاشی کرد و هر لحظه مُردن خودم را می‌بینم و خانواده‌ام را هم از پای درآورده است. از کنار این نامه اعدام راحت رد نشوید، امروز نوبت من است و فردا نوبت فرد دیگری. از هموطنان عزیزم، از کُردهای با غیرت در داخل کشور و هر جای دنیا، و از ماموستاهای آیینی که من از طلبه‌های آن‌ها بوده‌ام، خواهش می‌کنم صدای بی‌صدای من باشند. صدای مرا به گوش سازمان‌های حقوق بشری، از جمله عفو بین‌الملل، و کل جهان برسانند. ارومیه با کل ایران فرق دارد. این را از صمیم قلب می‌گویم: نخستین «جرم» من کُرد بودنم بود و پس از آن، سنی بودنم. به داد من برسید. من نه اولین نفر هستم و نه آخرین نفر خواهم بود. ناصر بکرزاده ۵ اردیبهشت ۱۴۰۵ زندان مرکزی ارومیه منبع Kurdistan Human Rights Network

Jeanne

44,264 görüntüleme • 4 ay önce

ماه اوت سال ۲۰۱۹ با یه پاسپورت جعلی قاچاقی از جزیره میکونوس یونان به پاریس پرواز کردم و یه دوستی با ماشین من رو رسوند به شهر کلن آلمان. دو ماه و نیم تو یه کمپ موقت تو شهر اِسن بودم که یه ماه اولش با یه پسر ایرانی به اسم دانیل تو یه اتاق بودیم. خیلی پسر مشتی و باحالی بود و اصلا مشکلی نداشتیم. آرایشگر بود و موهای بچه ها رو کوتاه میکرد. تنها مشکل من این بود که دانیل شب‌ها خیلی خر و پف میکرد و من نمی‌توانستم بخوابم. بعضی شبها از صدای بلندش عصبی می‌شدم و می‌رفتم تو راهرو می‌شستم. بالاخره نگهبان‌های کمپ دلشون برام سوخت و مدیریت بهم یه اتاق جدا داد. بعد از مصاحبه‌م از اونجا به یه کمپ دیگه تو شهر راینه منتقل شدم. شاید بگم یکی از سخت ترین دوران زندگیم رو تو اون کمپ گذروندم. با سه تا پسر ایرانی هم اتاق بودم. دو تا آرش و اسماعیل. واقعا بچه های خوبی بودن ولی سبک زندگی من به اونها نمی‌خورد. اونها تقریبا هر شب تا دیر وقت عیش و نوش داشتن و من زود می‌خوابیدم و صبح‌ها ساعت ۶ بیدار میشدم و تو‌ کمپ می‌دویدم و ورزش میکردم. از طرفی هم شرایط زندگی تو کمپ خیلی مشابه زندگی تو کمپ اشرف بود. منظورم بخش زندگی جمعیش بود. اتاق خواب جمعی، سالن غذاخوری جمعی، حموم و توالت جمعی. این خیلی من رو آزار می‌داد. طوری که تو دسامبر ۲۰۱۹ دوچار افسردگی شدید شدم. تو عمرم، حتی با گذشت از اون همه بلا تو مجاهدین هیچ وقت افسرده نشده بودم. اما توی اون کمپ از درون احساس خفگی شدید می‌کردم. به خودم می‌گفتم من که از چنگ اون فرقه آزاد شدم و چی شد دوباره افتادم توی این وضعیت. هفته‌ای سه شب کابوس می‌دیدم که دوباره برگشتم تو مجاهدین و از شدت ترس بیدار میشدم. بعضی وقتها قلبم اینقدر تند می‌تپید احساس می‌کردم ممکنه الان سکته کنم. توی کمپ خیلی ساکت بودم و تلاش می‌کردم فقط با افراد سلام و علیک داشته باشم. هر روز کامپیوترم‌ رو بر‌ می‌داشتم و می‌شستم تو اتاق اینترنت و یا زبون آلمانی می‌خوندم و یا خرد خرد کتاب سرگذشت زندگیم رو می‌نوشتم. در ظاهر تلاش می‌کردم خودم رو محکم و سرحال نشون بدم ولی در درون داشتم خفه میشدم. انگار یکی گلوم رو از تو‌ گرفته بود و فشار می‌داد. چند شب زیر پتو از حال خودم گریه‌م گرفت و فقط تلاش می‌کردم گریه‌م رو غورت بدم تا هم اتاقی‌هام متوجه نشن. یه روز دیگه تاب نیاوردم و رفتم پیش یکی از کارکنان کمپ. یه مرد افغانی بود که سال‌های سال توی آلمان زندگی می‌کرد و با همسرش توی کمپ کار می‌کردن. بچه‌های ایرانی کمپ باهاش خیلی خوب بودن و برای احترام زیادی قائل بودن. من باهاش هیچ وقت صحبت نداشتم ولی از انرژیش احساس میکردم می‌تونم بهش اعتماد کنم. رفتم پیشش و درخواست صحبت کردم. من رو برد تو یه اتاق و نشستیم سر میز. گفت بگو پسرم چی شده؟ هر بار که دهنم رو باز میکردم صحبت کنم بغضم می‌گرفت و نمی‌تونستم. گفت کار من اینجا اینه که به تو کمک کنم و راحت حرف بزن. تو اون لحظه یه دفع بغضم ترکید و شروع به گریه کردم. دیگه نمی‌تونستم خودم رو نگه دارم و تو اون لحظه احساس کردم دیگه نیازی نیست خودم رو قوی نشون بدم. بعد از یه دقیقه گریه به خودم مسلط شدم و شروع کردم به تعریف زندگیم و شرایط توی فرقه مجاهدین و سختی‌هایی که کشیده بودم. تو کل ۲۰ دقیقه‌ای که من صحبت میکردم اون هیچ چی نگفت. وقتی تموم‌ شدم گفت یه دقیقه واستا. گوشیش رو در آورد و زنگ زد به مدیر کمپ. گفت پیش یکی از پناهنده‌ها هستم که داستانش فرق می‌کنه و اتاق تکی نیاز داره. بعد در جا من رو برد پیش دکتر کمپ. داستان من رو خلاصه به دکتر گفت و دکتره درجا برگشت بهم گفت که من مجاهدین رو میشناسم و می‌دونم چی کشیدی. گفت میتونم برات دارو تجویز کنم ولی فکر میکنم همین که اتاق تکی داشته باشی بهت کمک میشه که کمی آرامش‌ پیدا کنی. از اون به بعد و تا زمان شروع کرونا، من یه اتاق تکی داشتم. آرامش توی اتاق کمی بهم احساس راحتی دست داد. دیگه احساس خفگی نمی‌کردم. دقیقا همون دوران بود که با همسر فعلیم آشنا شده بودم و اون بهم یوگا و مدیتیشن یاد داد. روزی دو بار توی اتاقم می‌شستم و ۲۰ دقیقه مدیتیشن میکردم. رفتم توی باشگاه شهر ثبت نام کردم و کلا روحیه‌م عوض شد. یه طوری از درون انگار خودم یا همون اصالتم رو پیدا کردم. روزها تو‌ اتاقم می‌شستم و به گذشته‌م فکر میکردم و اینکه از چه سختی‌هایی عبور کردم. یه روز توی همین فکرها بودم‌ که یهو به ذهنم زد منی که از این همه سختی و بلا عبور کردم پس از هر چی هم بعدش بیاد می‌تونم عبور کنم. تصمیم گرفتم دیگه غصه آینده رو نخورم. و تا به امروز هم همینطور بوده. یک لحظه هم غصه اینکه قراره چی بشه و من چی میشم و آیا از پسش بر میام رو نخوردم. اطمینان دارم که بر میام. یه جوری شکست ناپذیر شدم تو زندگی. دیگه از چیزی نمی‌ترسم. زندگی زیباست✨🌷

Ray Torabi

26,451 görüntüleme • 1 yıl önce

🔴 گروگان‌گیری جمهوری اسلامی برای خاموش‌کردن صدای اعتراض ملت ایران رژیم تروریستی جمهوری اسلامی، از روز یکشنبه ۲۳ شهریور ۱۴۰۴، همسر و فرزندانم را به گروگان گرفته است. این روز، هم‌زمان با تولد همسرم بود؛ اما به‌جای جشن، ۷ نفر از مزدوران امنیتی شامل دو زن و پنج مرد با مسئولیت سرتیمشان، مزدوری به نام فرهادی از پلیس امنیت تهران بزرگ در ساعت ۱۵:۰۰ به منزلم وارد شدند و خانه را به صحنه تهدید و وحشت بدل کردند. تمام جرم زینب محمد ورامینی(همسرم)، نرگس و محمد حسین و محمدمهدی فرزندانم، این است که همسر و فرزندان من هستند و البته که جرم من این است که از دامن ننگین این رژیم ضد مردمی ریزش کردم تا در کنار مردمم باشم و به سفره ننگین انقلاب‌شان لگد زدم. فشار بر خانواده‌ام، با دستور مستقیم اسماعیل خطیب انجام شده تا صدایم را خاموش یا وادار به عقب‌نشینی کنند. با انتشار فایل صوتی همسرم در #شبنامه اعلام می‌کنم: اگر بلایی بر سر عزیزانم بیاید، مسئولش رژیمی است که گروگان‌گیری را سرلوحه اقدامات ننگین خویش کرده است. شبنامه با یا بدون من همچنان صدای ملت ایران و خانواده‌های مظلوم و دلیر دادخواه بوده و خواهد بود. ملتی که با دست خالی در برابر رژیمی ضد انسانی و تا بن دندان مسلح ایستاده‌اند و تصمیم گرفته‌اند که هرگز به عقب باز نگردند. جان من، همسر و فرزندانم، به فدای جان همه جاویدنامان ایران‌زمین و خانواده‌های مظلوم و دردمند ایران که چون سرو رعنا در برابر طوفان جمهوری اسلامی ایستاده‌اند. سه‌شنبه ۲۵ شهریورماه ۱۴۰۴ #شبنامه Reza Pahlavi Reza Pahlavi Communications KayhanLondon کیهان لندن Iran International English اتاق خبر منوتو Amir Etemadi 🇮🇷 امیرحسین اعتمادی Saeed Ghasseminejad Amnesty International United Nations GermanForeignOffice Hannah Neumann شبنامه

شبنامه

59,096 görüntüleme • 1 yıl önce

آخرین تولد غزاله چلابی، جان‌باخته خیزش ۱۴۰۱ فاطمه مجتبایی، مادر غزاله نوشت: «خوب به این فیلم نگاه کنید ،شور و ذوق زندگی را در آخرین تولد دخترم نگاه کنید ،،،،،،او دیگر زنده نیست😭اوبرای همیشه ۳۳ ساله ماااند 💔او با دستهای خالی ،،تنها با یک گوشی موبایل ،،،صحنه کشتن خود را ثبت کرد 😭😭فریادها و جیغهای وحشت زده اطرافیانش را که از دیدن آن صحنه شوکه شده بودند را هیچگاه فراموش نخواهم کرد ،، آخرین فریادش که همه را به مبارزه فرا میخواند را هیچگاه فراموش نخواهم کرد ( نترسید نترسید ما همه با هم هستیم )و صدای گلوله و تیری که پیشانی اش را هدف گرفتند و او را نقش بر زمین کردند 😭😭هنوز نمیتوانم آن فیلم را نگاه کنم 😭نفس هایم به شماره می افتد و صدای تپش های قلبم را می شنوم ،هنوز هم وقتی از جلوی فرمانداری شهرم عبور میکنم صدای قلبم را میشنوم 💔آنجا قتلگاه فرزند من است جایی که خون گرمش بر زمین جاری شد۰ امروز بعد از گذشت دوسال قاتلان همه فرزندان نیلی آزادانه در خیابانها می چرخند و بسیاری از آنان ترفیع گرفته اند و هیچ اراده ایی برای شناسایی آنان نیست ۰ امروز بعد از گذشت دو سال ،ذره ایی از داغ فرزندم کم نشده ،هنوز چشم براهش هستم ،هنوز چهره خندان و مهربانش ،صدای گرم و زیبایش را در گوشم میشنوم ۰۰۰۰۰۰ من هم برای کشته شدگان آبا ۹۸و برای کشته شدگان پرواز اوکراین شمع روشن کردم و با بازماندگانشان همدردی کردم ،،،،اما هیچگاه فکر نمیکردم که روزی دختر خودم در جامعه ایی پر از ظلم و ستم ،،، که مردمش سکوت اختیار کرده اند و تنها نظاره گر هستند ،،طعمه قاتلان و جانیان شود ۰ و این تسلسل تاریخ ادامه خواهد داشت هشیار باشید قاتلان آزادانه در شهر می چرخند امروز پانزدهم شهریور ۱۴۰۳ ،،پانزده روز دیگر سی ام شهریور است. روز قتل عام جوانان وطن ،روز که بی هیچ درنگی ،با گلوله های جنگی قلب ها و مغزهای زیادی را هدف گرفتند و فرزندان ما را به خاک و خون کشیدند ۰ روزی که پدران و مادران و برادران و خواهران بیشماری را ،عزادار عزیزانشان کردند روزی که با نعره های مستانه و حیدر حیدر کنان فرزندان رشید وطن را به گلوله بستند و با دروغ و نیرنگ این فجایع را کتمان کردند.» #غزاله_چلابی #دادبان

دادبان

120,470 görüntüleme • 2 yıl önce

ابلاغ حضوری به یکی از برنامه‌ریزان قتل از اردوگاه #پهلوی_شیاد: Arezou Soltani این، تصاویر 27 اکتبر ساعت 2:21 گرفته شده اند و یکی از دو نفر #سطلی_واجایی خبیثی‌ را نشانی می‌دهند که به گواهی چندین شاهد و اسناد دیداری-شنیداری ثبت شده، به دنبال قتل من بوده اند (آرزو سلطانی و مهدی احمدزاده رضوی قمی). مهدی احمدزاده قمی، در همگی موارد گزارش شده از تلاش برای به دست آوردن ماده دارویی کشنده، در کنار و همدست سلطانی بوده است. دادگاه‌های 12 و 7 نوامبر: Committal Hearing Against Soltani: Nov 12, 2025, S-242366 پس از اعلان مجرمیت سلطانی برای نافرمانی از دادگاه* در پرونده S-242366 (تاریخ صدور حکم مجرمیت: 9 اکتبر 2025)، نوبت به تعیین مجازات او رسیده است. در روز 12 نوامبر، دادگاه به موضوع امضای حکم بازداشت سلطانی، تعیین مدت زندانی‌شدنش، و تعیین میزان جریمه خواهد پرداخت (پست زیرین). Contempt Hearing Against Soltani and Wakuppers: Nov 7, 2025, S-246401 به رغم محکومیت سلطانی در 9 اکتبر، او و گروه #سطلی_سپاهی تحت ریاستش، یعنی Wakuppers، از حکم دیگری که روز 10 اکتبر اینبار در پرونده S-246401 علیهشان صادر شد هم سرپیچیدند و از تسلیم کردن اسناد مورد نظر دادگاه سر باز زدند. از این رو، جلسه دیگری هم در روز 7 نوامبر برگزار خواهد شد تا مجرمیت سلطانی و گروهش در این پرونده هم تثبیت شود. ابلاغ حضوری در روز 24 اکتبر، دو دادخواست مربوط به دو دادگاه نهم و دوازدهم را با ایمیل به سلطانی و گروه Wakuppers ابلاغ کردم. اما برای بستن هر گریزگاه ممکن به روی سلطانی و گروه تبهکارش، و با توجه به طبیعت جنایی احکام درخواسته (که دارای شرایط و لوازمی استثنایی در دل دادرسی‌های مدنی اند)، ابلاغ حضوری هم لازم می‌بود. امروز، در مراجعه به نشانی کاری سلطانی، دریافتیم که حدود دو ماه پیش، سلطانی به علت استعمال ماده مخدر در محل کار و رفتارهایی که مضر به اعتبار کارفرما دانسته شد، از شغل پوششی اش (کوتاه کردن پاچه شلوار در Pacific Centre ونکوور) اخراج شده است و فعلا خانه‌نشین است. اندکی بعد، سلطانی در حالی که می‌بینید (پتویی بر سر و محصور دودی با بوی تند پلاستیک سوخته (احتمالا کوکایین))، و نشسته بر پلکان زیرزمین بیغوله‌ای یافت شد و کار ابلاغ در کمتر از 5 ثانیه به تمام و کمال و در سکوت به انجام رسید! بسته شدن دفتر آزارگری‌های سازمان‌یافته‌ی اوباشی چون سلطانی (و دیگر اوباش #سطلی_سپاهی) این چنین به انجام می‌رسد: اویی که به "انتقام" اینکه چرا از پهلوی شیاد شکایت شده است، در 27 و 28 ژانویه 2024 ویدیو می‌گذاشت تا حمایت من از تظاهرات برای محکومیت اعدام چهار جوان کرد را- با سلیطه‌گری بی‌مانند و امتزاج بی‌مثال وقاحت و حماقت- به عنوان حمایت از تظاهرات همدستانه‌ی "حماسی ها و سپاهی ها" با -اینجا را شوخی نمی‌کنم- "مجاهدین"!، با هدف گرم کردن "انتخابات رژیم" جا بزند (ویدیو به پیوست، که در اینستاگرم سلطانی منتشر شد)؛ اویی که، به گواه اسناد به دست آمده از WhatsApp گروهک تبهکارش، از ونکوور بساط بازجویی و اتهام زنی فرامرزی پهن می‌کرد؛ هم اویی که در کنار مهدی احمدزاده رضوی قمی- باز هم به گواه اسناد به دست آمده و شاهدان عینی- افتخار می‌کردند که مدارک شناسایی مرا به سرقت برده اند و می‌خواهند با دستکاری آنها، فرم شرکت در انتخابات رژیم به نام من جعل کنند و پایینش "و من الله توفیق" بنویسند؛ هم اویی که در کنار مهدی احمدزاده رضوی قمی، با تگ کردن اوباش سایبری #پهلوی_شیاد (که یازده تن از ایشان نهایتا در دادگاه محکوم شدند) و زمینه سازی چند ماهه، در انتشار مدارک سرقتی و برگه رای جعلی نقش اساسی داشت؛ اینچنین خوار و زبون، به سوی سرنوشتی می‌رود که سزاوارش است. #IRGCterrorists #جاوید_ایران

Masood Masjoody | مسعود مسجودی

298,528 görüntüleme • 10 ay önce

جمهوری اسلامی و اصلاح طلب ها به شما #دروغ میگویند که ایالات متحده حق ندارد به اموال بلوکه شده دست بزند! جواد ظریف با علم به اینکه اموال نقد بلوکه شده ی ایرانیان در امریکا به پایان رسیده،به ایران و ایرانی دروغ میگوید،گویی دست همه ی شان در این غارت،در دست هم است! تا امروز ۸/۷ میلیارد دلار از اموال بلوکه شده و دارایی های دیگر بعنوان غرامت به قربانیان و شاکیان بنا به حکم دادگاه ها،پرداخت گردیده و حالا با حضور لابی های قوی دست درازی به املاک،اموال بلوکه شده ی خارج از امریکا و نفت ایران را در پیش گرفته!نفتی که هرگز طی این حدودا نیم قرن گذشته برای صاحبان اصلی اش،مردم ایران نبوده و حالا علاوه بر جمهوری اسلامی،امریکا و شرکای اصلاحاتی،نایاکی و اپوزوسیون دست سازشان سُفره ای مزین به خون و خشم و فریاد اهالی ایرانزمین پهن کرده و با دستهای الوده ی شان،مشغول تاراج و یغمای طلای ناب زیر زمینی هستند و در این مسیر حتی از تهدید جانی و تخریب و هر چه که در توانشان بوده،کوتاه نیامده اند! لازم به یاداوریست که ؛ ۱-در این بخش ایرانیان زیادی از طُرُق مختلفی همچو وکیل،شاهد،کارشناس و راهنما و ...در حال همکاری با امریکایی ها هستند و سهم خواه! ۲-وزارت خزانه داری امریکا از سال ۲۰۱۷ اطلاع رسانی در باب رقم احکام دادگاه ها را دیگر منتشر نکرده و رقم نهایی ۵۰ میلیارد دلار است،رقمی که ما امروز چیزی بالغ بر ۷۰۰ میلیارد دلار تخمین میزنیم. این فیلم چند ثانیه ای ،فقط بخشی از تلاشهای ما طی حدود ۳ سال گذشته میباشد،جمع آوری اسناد و مدارک دادگاه ها و احکام صادر شده و سایر اطلاعات این پرونده ها،این یک نمونه از پرونده هایی است که پس از بیانیه ی الجزایر( به سال ۱۹۸۱ و حضور بهزاد نبوی و حاتم بخشی در منزل سفیر امریکا) شروع شد و هرگز تا به امروز متوقف نگردید! تاریخ این پرونده به سال ۱۹۸۳ به باز میگردد و این یکی از حدود ۵۰۰۰ هزار پرونده و حکم است که ما باید با صرف زمان بسیاری این اسناد را جمع اوری،ترجمه و پس از راستی آزمایی، آپلود کنیم تا بزودی در یک وب سایت از این فاجعه و آینده سوزی ایران در بخش #غرامت_گیت پرده برداریم و باید بگوییم که افراد مهمی در این راستا سرمایه گذاری کرده اند،وکلا و لابی های بسیار مهم و کنگرسمن ها و وکلای گردن کلفت برای فردای ایران نقشه ها دارند،تصور نکنیم که احکام را میشود به غیر از پرداخت،راه حلی دیگر یافت! ما در این مسیر تنها بوده ایم و برای ادامه ی راه نیاز به همیاری و کمک شما هم میهنان خارج از کشور داریم،برای ادامه ی این مسیر و وظیفه ی ملی،حضور شما کمک مهمی میباشد. #پسرعاقل_نوح

پسر عاقل نوح

13,897 görüntüleme • 10 ay önce

افتضاح پشت افتضاح ادعای رهبری یک کشور رو دارن، ولی همه جا تقلب می‌کنن. یه عده گفتن من دروغ می‌گم و امکان نداره بشه دو بار رای داد. این ویدئو رو ببینین که گرفتم. 4 تا پنجره گوگل کروم همزمان باز کردم (هر پنجره یه پروفایل جدید هست برای همین رنگ پنجره‌ها فرق داره - اینکه پروفایل مختلف باشن مهمه). در کمتر از 2 دقیقه 4 بار رای دادم. نیازی به دو دقیقه نبود البته و تو 10 ثانیه هم می‌شد 4 بار رای داد. فقط چون روند رو نشون می‌دادم و نتیجه رفرش رو هم می‌خواستم بهتون نشون بدم کمی طولانی‌تر شد. تو پنجره دوم و چهارم چند بار رفرش هم کردم که تو پنجره چهارم آپدیت شدن اعداد رو هم ببینین و بعدش امضا هم زدم. دلیل این کار ضعف فنی نیست. فردی که کوچک‌ترین آشنایی با سیستم‌های کامپیوتری و وبسایت و اینترت داشته باشه می‌تونه جلوی این قضیه رو بگیره ولی نگرفتن. چون می‌خوان از هر سیستم ده‌ها و صدها بار رای رو ثبت کنن که نتیجه عدد بزرگ‌تری باشه. ما یه مدت امضا کنندگان کارزار رفتن به غزه رو مسخره می‌کردیم نگو اینا از اونا شارلاتان‌ترن! این کاری که امیر اعتمادی و قاسمی‌نژاد دارن می‌کنن چوب حراج زدن به همون نیمچه آبروی باقیمانده رضا پهلویه. تهش می‌خوان یه گزارش بدن بگن 20 میلیون امضا کردن و پول خوبی به جیب بزنن. سال‌هاست دارن یه سری از مردم رو با این بازی‌ها سرگرم می‌کنن. بدون هیچ خروجی مشخصی. از این پروژه به اون پروژه. از این کارزار به اون کارزار. اما نتیجه صفر. این وسط فقط پول‌های میلیون دلاری جمع شده و هیچوقت حتی یک گزارش یک خطی از نحوه خرج کردن پول‌های جمع شده داده نشده. خوش به حال جمهوری اسلامی که این اپوزسیون رو داره به عنوان اپوزسیون خودش می‌فروشه.

نفوذی‌ها

285,725 görüntüleme • 11 ay önce