Загрузка видео...

Не удалось загрузить видео

На главную

بفرما …. اینهم یک کلیپ باحال … از یکی از هم میهنای گُل کلیمی مون: ایرونی-اصفهونی-اسرائیلی 🤣😁🌺❤️🌹 چه معجونی! 😂

61,047 просмотров • 1 год назад •via X (Twitter)

Комментарии: 10

Фото профиля Savar ♕☼𓃬 🎗️
Savar ♕☼𓃬 🎗️1 год назад

Shalom Khamenei!!

Фото профиля Rosa Rubeni
Rosa Rubeni1 год назад

🤣🤣🤣

Фото профиля Neda Agha Soltan
Neda Agha Soltan1 год назад

ای جان! چه شیرین و‌چقدر خوشحالن ❤️

Фото профиля Babak👑
Babak👑1 год назад

درود و افتخار

Фото профиля Luke Guns
Luke Guns1 год назад

خیلی باحال بود. از اون اصفهانی های حاضر جوابه که در آن واحد می‌زاره تو کاسه ت🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣

Фото профиля Labkhand
Labkhand1 год назад

وای 🤣🤣👌

Фото профиля Dr. A Shahram Makoui
Dr. A Shahram Makoui1 год назад

😂😁

Фото профиля میم.الف👑
میم.الف👑1 год назад

ترکیبی خفن زنده باد

Фото профиля Shah
Shah1 год назад

دکتر جان فیضیه قم رو بزنند

Фото профиля Honesty
Honesty1 год назад

🌹🌹🌹🌷🌷🌷

Похожие видео

همه‌چیز دروغ بود؛ از تصویر زن ایرانی که تاکر کارلسون را مبهوت کرد تا حمله بی‌سابقه به دروغ‌پردازی‌های اسرائیلی در مورد ایران! جان کریاکو، افسر سابق سازمان CIA و تحلیلگر سیاسی: ۱۸ نهاد اطلاعاتی به‌طور یک‌صدا به این نتیجه رسیدند که ایران برنامه سلاح هسته‌ای ندارد؛ دو بار هم این را گفتند. ما و حتی افسرهای CIA باور نداشتیم، چه قبلاً و چه حالا، که ایرانی‌ها حتی نزدیک به داشتن سلاح هسته‌ای بوده باشند. تمام اطلاعات دروغ از اسرائیل آمده است. تاکر کارلسون: ایران در واقع یکی از آزادترین کشورهای منطقه است. یکی از شگفت‌انگیزترین تصاویری که تا به حال دیده‌ام این است که زنی با ظاهری عجیب و نیمه‌برهنه، با حلقه‌ای در بینی، در تهران سر یک چهارراه ایستاده و عکسی از آیت‌الله خامنه‌ای را پس از کشته[شهید] شدنش در دست گرفته و تکان می‌دهد. جان کریاکو: حمله به ایران باعث اتحاد مردم شد و ما دیگر به چشم منجی دیده نمی‌شویم، بلکه به‌عنوان مهاجم یا اشغالگر دیده می‌شویم.

پارسین تی‌ویParsinTV l

17,067 просмотров • 5 месяцев назад

متن زیر نویس کلیپ : «شما فقط دو ماه قبل از زنی که همسر شما نبود صاحب فرزند شده بودید. برای من تکان‌دهنده است که اینجا بایستید و بگویید کاملاً تبرئه شده‌اید. چطور می‌توانید به این راحتی به همسر دومتان خیانت کنید، به مادر کودکی خیانت کنید که فقط دو ماه قبل به دنیا آمده بود، و بعد به ما بگویید کاملاً تبرئه شده‌اید؟ این چه جور تبرئه کاملی است؟» «سناتور، نام آن کودک گوِندولین هوپ هجست است. او هدیه‌ای از جانب خداست و الان هفت‌ساله است.» «و کمتر از دو ماه بعد از تولد آن دختر، به مادرش خیانت کردید، درست است؟» «آن‌ها اتهام‌های دروغینی بودند. این موضوع به‌طور کامل بررسی شد و من کاملاً تبرئه شدم. و بابت ازدواجی که اکنون با این زن فوق‌العاده دارم، بسیار سپاسگزارم.» «شما اعتراف کرده‌اید که در اکتبر ۲۰۱۷ در آن هتل رابطه جنسی داشته‌اید. شما گفتید این رابطه با رضایت دوطرفه بوده، درست است؟» «بله.» «شما پذیرفته‌اید که آن رابطه با رضایت دو طرف بوده، در حالی که هنوز متأهل بودید و تازه از زن دیگری صاحب فرزند شده بودید. باز هم می‌پرسم: چه توجیهی برای این قضاوت و رفتارتان دارید؟» «اتهام‌های کاملاً نادرستی علیه من مطرح شد. این موضوع به‌طور کامل بررسی شد و من کاملاً بی‌گناه شناخته شدم.» «شما اعتراف کرده‌اید که در حالی رابطه جنسی داشتید که هنوز متأهل بودید، آن هم بعد از اینکه تازه از همسر دوم خود صاحب فرزند شده بودید. شما همچنین پذیرفته‌اید که حادثه مونتری منجر به یک شکایت کیفری، یک تحقیق کیفری، یک توافق خصوصی و پرداخت نقدی به زنی شد که شکایت را مطرح کرده بود. و یک توافق‌نامه عدم افشا هم وجود داشت، درست است؟» «این یک توافق محرمانه برای حل‌وفصل یک دعوای آزاردهنده بود.» «در یک مصاحبه گفتید که این موضوع را حل‌وفصل کردید چون نگران بودید اگر علنی شود، به حرفه‌تان آسیب بزند. آیا هنوز هم معتقدید از شما اخاذی شده بود؟» «سناتور، من معتقدم این ادعاها نادرست بودند و علیه من مطرح شدند. وکیلم هم همین عبارت را به کار برد: من این فرصت را داشتم که بی‌گناهی‌ام را در برابر این ادعاهای نادرست ثابت کنم.» «اما هیچ‌یک از این مسائل را به رئیس‌جمهور ترامپ یا تیم انتقالی او، زمانی که شما را برای وزارت دفاع در نظر داشتند، نگفتید. شما آن اقدام را فاش نکردید. شکایت کیفری را فاش نکردید. تحقیقات کیفری را فاش نکردید. توافق‌نامه را فاش نکردید. پرداخت نقدی را فاش نکردید. سناتور، چرا این رویداد بسیار مهم را به فرمانده کل آینده و تیم انتقالی او اطلاع ندادید؟» «سناتور، من از همه بخش‌های این فرایند با تیم انتقالی قدردانی کرده‌ام. آن‌ها با من صادق و شفاف بوده‌اند. ما گفت‌وگوهای بسیار خوبی با هم داشته‌ایم و من از فرصتی که رئیس‌جمهور منتخب ترامپ به من داده سپاسگزارم.» «اما شما تصمیم گرفتید این موضوع را فاش نکنید، درست است؟ چون می‌دانستید به شانس‌تان لطمه می‌زند. پس تصمیم گرفتید این موضوع واقعاً مهم را به رئیس تیم انتقال نگویید، چون بیشتر نگران موقعیت خودتان بودید تا اینکه با رئیس‌جمهور آینده ایالات متحده صادق باشید. آیا چیز مهم دیگری هم هست که تصمیم گرفتید به رئیس‌جمهور منتخب و تیمش، وقتی داشتند درباره وزیر دفاع شدن شما تصمیم می‌گرفتند، نگویید؟» «سناتور، من اینجا کاملاً شفاف در برابر شما ایستاده‌ام، همان‌طور که هر کسی که این روند را دنبال کرده می‌داند.» «با وجود چندین توافق‌نامه محرمانگی و عدم افشا، دست بسیاری از افرادی که مایل‌اند با ما صحبت کنند بسته شده است. یکی از همکاران شما گفته که در یک مراسم در یک بار مست کردید و فریاد زدید: “همه مسلمان‌ها را بکشید.” یکی دیگر از همکارانتان ــ و او ناشناس هم نبود ــ گفته که شما همکارانتان را به یک کلوب استریپ بردید. شما مست بودید. تلاش کردید با رقاصه‌های برهنه برقصید. مجبور شدند شما را از صحنه دور کنند. و یکی از کارمندان شما در نتیجه همان رویداد شکایت آزار جنسی ثبت کرد. حالا می‌دانم که شما این موارد را انکار کرده‌اید، اما اگر درست باشند، آیا این دقیقاً همان نوع رفتاری نیست که فرد را برای وزیر دفاع شدن فاقد صلاحیت می‌کند؟» «سناتور، این‌ها اتهام‌های دروغین و ناشناس‌اند.» «آن‌ها ناشناس نیستند. و فقط در پایان این را به رئیس کمیته می‌گویم: شما ادعا کردید همه این‌ها ناشناس‌اند. ما اسنادی دیده‌ایم که نام‌ها به همه این موارد پیوست شده‌اند، از جمله نام مادر خود شما. پس لطفاً این را به یک ماجرای رسانه‌ایِ ناشناس تقلیل ندهید. ما نام‌های متعدد همکارانتان را دیده‌ایم که در سراسر دوران حرفه‌ای شما به‌طور مداوم درباره رفتارهای سوءاستفاده‌گرانه شما صحبت کرده‌اند.» «فکر می‌کنم وقت ایشان تمام شده است.» «خیلی بیشتر از وقتش گذشته.» «من کنار می‌روم.»

خبرگزاری شیر و خورشید

28,906 просмотров • 6 месяцев назад

صداوسیما گزارشی با عنوان «روایت‌های ناگفته نهاجا در جنگ ۱۲ روزه» ساخته و پخش کرده که آن‌قدر کذب و اغراق‌گونه بوده که حتی صدای رسانه‌های فضای مجازی نیروهای مسلح (مشکات) و دیگر نظامی‌نویس‌های هوادار جمهوری اسلامی را هم درآورده است. این گزارش بیش از آنکه روایتی حقیقی از نبرد ۱۲روزه باشد، حاصل آرزوهای دورودراز فرماندهان نیروهای مسلح به‌نظر می‌رسد. در دقیقه ۱:۰۰ روایت یکی از خلبانان نهاجا پخش می‌شود که بنا بر توضیحات، در حالی که هدف در موقعیت ساعت شش بوده، روی آن قفل راداری کرده و جنگنده دشمن از ادامه مسیر برای بمباران منصرف شده است. سپس به درگیری هوایی یک‌ونیم‌ساعته اشاره می‌شود که خلاصه‌اش قفل راداری جنگنده‌های دشمن روی جنگنده‌های نهاجا، شکستن قفل توسط خلبانان نیروی هوایی و ایجاد ترس در دشمن است. نکته عجیب این است که خلبانان ایرانی در همه موارد فقط روی جنگنده‌های اسرائیلی قفل راداری داشته‌اند؛ سؤال اینجاست چرا حتی در یک مورد از این درگیری یک‌ونیم‌ساعته شلیکی، ولو ناموفق، نکرده‌اند؟ باید در نظر داشت که در جنگ ۱۲روزه آسمان ایران آن‌چنان در دست اسرائیل بود که وزیر خارجه جمهوری اسلامی زمینی به ترکیه رفت و از آنجا پرواز کرد. در شرایطی که برتری هوایی دشمن تا حدی بود که مردم غرب تا شمال کشور گاه با چشم غیرمسلح جنگنده‌های دشمن را می‌دیدند، سخن گفتن از ترس خلبانان رژیم از شکستن قفل راداری مضحک است. رسانه مشکات وابسته به ستاد کل نیروهای مسلح در انتقاد جدی نوشته است: روابط عمومی ارتش می‌توانست با گزارشی بهتر به تفاوت توانمندی‌های نهاجا نسبت به دشمن بپردازد (موضوعی که در دقیقه ۰۰:۴۴ حتی فرمانده ارتش به آن اشاره می‌کند) و بگوید خلبانان نهاجا با آگاهی از برتری فنی و عددی دشمن و ضعف تجهیزات خود، برای کسب اجازه پرواز تلاش کردند و با آنچه داشتند از آسمان کشور دفاع کردند. ذکر واقعیت تلخ جنگ ۱۲روزه (مانند گزارش هم‌زمانی شلیک موشک‌های بالستیک هوافضای سپاه با سرکوب لانچرها توسط هواگردهای دشمن) باید فرماندهان را به تقویت نقاط قوت و رفع ضعف‌ها وادارد. برای هیچ خلبانی قابل قبول نیست که دشمن با پهپاد رزمی بر فراز پایگاه هوایی دارایی‌ها را بزند یا در حریم داخلی لانچر موشک بالستیک را سرکوب کند؛ بنابراین از فرماندهی نهاجا انتظار می‌رود ضمن قدردانی از فداکاری خلبانان، ارتقای توان نهاجا را در دستور کار قرار دهد. روایت‌های اغراق‌گونه و کذب صداوسیما درباره جنگ ۱۲روزه در حالی است که یک نماینده مجلس در صداوسیما وعده پخش اعترافات خلبان اسرائیلی اف-۳۵ را داده و سردبیر سایت مشرق وابسته به سپاه از مبادله خلبان اسرائیلی خبر داده، اما هنوز فکر نکرده مبادله با چه کسی بوده تا دروغ دیگری ببافد.

Amir Farshad EBRAHIMI

27,202 просмотров • 29 дней назад

یک مرکز ظاهراً دانشجویی و آزمایشگاهی و تحقیقاتی، برای انجام تست روی مغز موش در شرایط ترس، درخواست گربه کرده بوده. مسئول تهیه گربه‌ها هم رفته از آزادگان ۸ یا ۱۰ تا گربه نژاددار تهیه کرده و تحویل داده. بعد جنگ شروع شده، این بچه‌ها رو رها کردن و رفتن دنبال زندگی‌شون و فقط هر از گاهی براشون آب و غذا گذاشتن. از همه عجیب‌تر اینکه این گربه‌ها زیر یک سقف و با فاصله خیلی کم، در کنار دو تا میمون نگهداری می‌شدن. حالا وضعیت این بچه‌ها رو ببینید؛ علاوه بر قارچ و جرب، عفونت‌های وحشتناک و شدیدی در گوش و مجاری تنفسی دارن، زردی دارن و ظاهراً بالای ۹۰ درصد درگیر #FIP یا حتی #سرطان هستن. 😔 بعد توی دایرکت به من لطف دارید و می‌گید: «قرار نیست همه گربه‌های دنیا رو نجات بدی!» «بیشتر از توانت امداد نکن!» بخدا تا حالا بابت شرایط موجود کشور ناله نکردم؛ چون هیچ‌کدومتون مسئول فعالیت دلی ما نیستید و هیچ وظیفه‌ای هم در قبال ما ندارید. اگر کمکی هم تا امروز شده، از معرفت و محبت خودتون بوده و من همیشه سعی کردم از صمیم قلب قدردان تک‌تکتون باشم. 🤍 سه تا بچه‌ی بیست‌ساله که این گربه‌ها رو پیدا کردن، به صد نفر که خودشون رو حامی می‌دونن پیام دادن. یا جواب ندادن، یا گفتن اول پول جمع کنیم، یا گفتن پول بدید تا امداد کنیم. حتی برای آگهی کردن این طفل‌معصوم‌ها هم ازشون پول خواستن. وقتی باهاشون صحبت می‌کردم، اشکشون داشت درمیومد. باورشون نمی‌شد یکی واقعاً حاضر شده این بچه‌ها رو قبول کنه. گفتن: «باورمون نمی‌شه واقعی هستید... همه‌جا تعریفتون رو می‌کنیم.» منم بهشون گفتم: «بگو یه خر گیر آوردم!» 😂 چون ظاهراً ما برخلاف خیلی‌ها حرکت می‌کنیم؛ جایی که خیلی‌ها اول حساب‌وکتاب می‌کنن ببینن چقدر براشون می‌صرفه، ما اول به این فکر می‌کنیم که اون بچه قراره کجا بره و چه بلایی سرش بیاد. تهش هم برای همین سبک کار، برام پرونده‌سازی شد. واقعاً نمی‌دونم اسم این کار خریت، دیوونگی یا هر چیز دیگه‌ایه؛ فقط می‌دونم وقتی سه تا بچه‌ی بیست‌ساله با چشم‌های پر از اشک می‌گن «باورمون نمی‌شد کسی قبولشون کنه»، نمی‌تونم بهشون بگم چون بیشتر از توانمه، پس ولشون کن. شاید واقعاً من یه «خر» باشم... ولی حداقل این سه تا بچه امشب به‌جای رهاسازی در پارک جایی برای برگشتن دارن. 🤍🐾 و چهار تا بچه‌ی دیگه هم هستن که شرایطشون بهتره و قراره اون‌ها رو هم بیارن پیش خودمون. این قصه هنوز تموم نشده... 😔 اگر دوست داشتید تا انتها در کنارمون باشید: 🧡🤍🙏 🐾🐾🐾 💳 شماره کارت: 6219861922444483 🌿 لینک پرداخت امن از هر جای دنیا با کارت بانکی: Tchex: 🐈 آدرس ولت و اکانت‌های شبکه‌های اجتماعی:

ژن پوک

16,935 просмотров • 27 дней назад

سلطهٔ رسانه‌ای شورای نظار و پروژهٔ قهرمان سازی تحریف‌شده به رهبری برنار–آنری لوی Bernard-Henri Lévy📍 «شورای نظار» در سال ۱۹۸۳، پس از توافق پنهانی احمدشاه مسعود با فرماندهان ارتش سرخ برای جلوگیری از حمله به کاروان‌های لجستیکی شوروی در سالنگ، شکل گرفت؛ توافقی که با ادعای «جهاد» تضاد بنیادین داشت و نشان‌دهندهٔ ماهیت معامله‌محور، فرصت‌طلب و غیرمستقل پروژهٔ مسعود بود. این شورا نه برای «مقاومت»، بلکه برای گسترش قدرت شخصی مسعود در شمال افغانستان تأسیس شد و سپس برای سلطهٔ سیاسی در کابل و دیگر مناطق کشور به‌کار گرفته شد؛ فرایندی که بعدها به ویرانی گستردهٔ اجتماعی و شهری افغانستان انجامید. دستگاه رسانه‌ای و روابط خارجی مسعود: از جهاد تا پروژهٔ ویران‌سازی افغانستان❗️ از همان آغاز، احمد شاه مسعود یک ماشین تبلیغاتی چندلایه ایجاد کرد تا تصمیمات بحران‌ساز و انحصارطلبانهٔ خود را توجیه کند. او برخلاف بسیاری از فرماندهان، با ایجاد شبکه‌های ارتباطی عمیق با فرانسه، آمریکا، هند، بریتانیا، آلمان و عربستان، عملاً از حمایت مستقیم چندین محور قدرت جهانی برخوردار شد. این حمایت‌ها مسعود را به یکی از وابسته‌ترین فرماندهان جهادی نسبت به منابع مالی، رسانه‌ای و سیاسی غرب تبدیل کرد. این وابستگی خارجی، افغانستان را به میدان رقابت قدرت‌های غربی و منطقه‌ای تبدیل کرد و زمینه‌ساز جنگ‌های داخلی دهۀ ۹۰شد؛ جنگ‌هایی که کابل را با خاک یکسان کرد و ساختارهای نیم‌بند دولتی و مدنی کشور را فروپاشاند. برنار–آنری لوی: تئوریسین بحران‌سازی، روشنفکر مداخله‌جو و معمار تصویر رسانه‌ای مسعود در میان چهره‌های خارجی که در ساختن چهرهٔ مسعود نقش کلیدی داشتند، برنار–آنری لوی ( (Bernard-Henri Lévy) جایگاهی برجسته دارد. لوی نه یک روشنفکر معمولی، بلکه یکی از نمادهای مداخله‌گرایی غرب در چهار دههٔ گذشته است؛ شخصیتی که حضورش از بالکان و بوسنی تا رواندا، لیبیا، سوریه و سودان همواره با تشدید جنگ، بی‌ثباتی و فروپاشی دولتها همراه بوده است. برنار–آنری لو(Bernard-Henri Lévy)/ شیطان فرانسوی کیست؟🔍 لوی از دهۀ ۱۹۷۰ به‌عنوان یکی از «فلاسفهٔ نو» در فرانسه مطرح شد، اما برخلاف چهره‌های دانشگاهی، او راه خود را به‌سوی سیاست، رسانه و لابی‌گری باز کرد. شبکهٔ گستردهٔ او در تلویزیون‌ها، روزنامه‌ها و محافل سیاسی اروپا، وی را به چهره‌ای تبدیل کرد که می‌تواند روایت‌های دلخواه خود را به‌عنوان «تحلیل روشنفکرانه» به افکار عمومی غرب تحمیل کند. او در بسیاری از بحران‌ها نقشی فراتر از یک نویسنده بازی کرده است: در بوسنی، میانجی‌گری رسانه‌ای کرد؛ در لیبیا نقشی شبه‌نظامی یافت؛ در سودان فعال سیاسی شد؛ و در کردستان عراق، مشاور غیررسمی شماری از گروه‌ها گردید. منتقدان فرانسوی او را «امپریالیست فرهنگی»، «مداخله‌گر حرفه‌ای» و «روشنفکر ساختگی» می‌نامند؛ زیرا تقریباً همیشه در سمت همان نیروهایی قرار می‌گیرد که مداخلهٔ نظامی غرب در کشورهای جهان سوم را توجیه می‌کنند. لوی پیوند نزدیکی با لابی‌های محافظه‌کار فرانسه و آمریکا و همچنین ساختارهای حامی اسرائیل دارد؛ پیوندی که جهت‌گیری‌های ژئوپولیتیک او را توضیح می‌دهد. ورود برنار لوی به افغانستان ونقشش در ساختن یک اسطورهٔ مصنوعی⚠️ لوی در دهۀ ۱۹۸۰ وارد افغانستان شد و با استفاده از ماشین رسانه‌ای فرانسه، تصویری کاملاً ساختگی از احمدشاه مسعود ایجاد کرد. در روایت او، مسعود یک «قهرمان آزادی» بود که برای دموکراسی می‌جنگید، درحالی‌که واقعیت میدانی مسعود چیز دیگری بود: نقش او در تصفیه‌های قومی در شمال، نقش او در ویرانی کابل، جنگ‌های خونین میان تنظیم‌ها، و توافق پنهانی او با ارتش سرخ. اما لوی با شبکهٔ رسانه‌ای خود، این واقعیت‌ها را حذف کرد و یک اسطورهٔ صادراتی ساخت. این اسطوره بعداً در غرب به‌عنوان «حقیقت تاریخی» پذیرفته شد و تا امروز نیز توسط رسانه‌ها بازتولید می‌شود. روابط لوی با اسرائیل و هم‌سویی روایت او با منافع غرب لوی یکی از روشنفکران مشهور فرانسوی است که حمایت بی‌قیدوشرط خود از اسرائیل را علنی اعلام کرده و در بسیاری از بحران‌های خاورمیانه از سیاست‌های غرب دفاع کرده است. بنابراین حمایت او از مسعود و سپس احمد مسعود هرگز اقدامی «انسان‌دوستانه» نبود؛ بلکه بخشی از همان سیاست همیشگی «ساختن بازیگران وابسته» برای تأمین منافع ژئوپولیتیک غرب. نتیجهٔ این حمایت‌ها برای افغانستان بسیار واضح بود: 1- تقویت مصنوعی پروژهٔ شخصی مسعود، 2- ادامهٔ جنگ داخلی، 3- شکاف‌های قومی و سیاسی و عقب‌ماندگی تاریخی افغانستان برنار لوی، پول، تبلیغات و نقش او در تداوم کشاکش‌های داخلی❗️ در یک ارزیابی تحلیلی، آشکار است که برنار–آنری لوی از دهۀ ۱۹۸۰ تا پایان دهۀ ۹۰ شبکه‌ای قدرتمند از پشتیبانی مالی، رسانه‌ای و سیاسی را در اروپا و آمریکا برای احمد شاه مسعود فعال کرد. این شبکه با تمرکز بر برجسته‌سازی چهرهٔ مسعود و مشروعیت‌بخشی به ساختار قدرت شورای نظار، عملاً به تقویت ماشین نظامی این گروه انجامید و باعث شد روند جنگ‌های داخلی طولانی‌تر، و ویرانی کابل عمیق‌تر گردد. کارزارهای تبلیغاتی لوی تصویری اسطوره‌ای و یک‌بعدی از مسعود ساخت؛ تصویری که در نتیجه، فضای سیاسی افغانستان را از امکان شکل‌گیری یک گفتمان ملی و فراگروهی دورتر کرد. در این چارچوب تحلیلی، روشن است که مسعود از این پشتیبانی‌ها برای ساخت دولت ملی یا نهادهای فراگیر بهره نبرد، بلکه آن را در مسیر تحکیم شبکهٔ نظامی–سیاسی خود، حذف رقبا و گسترش قدرت منسجم شورای نظار به‌کار گرفت. پس از مرگ او، همان دستگاه تبلیغاتی و همان الگوی چهره‌سازی تقریباً بدون وقفه به سوی احمد مسعود چرخید و با همان روایت‌سازی‌ها، او را به‌عنوان ادامه‌دهندهٔ مشروع خط پدر معرفی کرد. این انتقال سریع نشان می‌دهد که پشتیبانی لوی و شبکه‌های همسو، نه بر اساس یک پروژهٔ ملی، بلکه بر اساس استمرار یک ساخت قدرت مشخص عمل کرده‌اند؛ الگویی که آثار آن همچنان در ساختار سیاسی و رسانه‌ای افغانستان قابل مشاهده است. الگوی جهانی لوی: از کابل (Kabul) و کندوز (Kunduz) تا بنغازی(Benghazi) و طرابلس (Tripoli): نقشی که لوی در افغانستان برای مسعود ایجاد کرد، بعدها در لیبیا با قدرت بیشتر تکرار شد. او معمار رسانه‌ای حملۀ ناتو به لیبیا بود؛ حمله‌ای که با سقوط قذافی پایان نیافت، بلکه کشور را به میدان جنگ داخلی دائمی تبدیل کرد. در سودان نیز، روایت‌سازی‌های او زمینه‌ساز فشارهای خارجی شد. این الگو دقیقاً همان الگویی بود که افغانستان هم تجربه کرده بود: ساختن قهرمان‌های جعلی، تحریک رسانه‌ای، توجیه مداخلهٔ نظامی و نهایتاً فروپاشی کشور. ماشین رسانه‌ای شورای نظار و وارونگی حقیقت: پیوند شورای نظار با برنارلوی و دیگر رسانه‌های غربی پیامدهای بزرگی داشت: 1- پنهان‌سازی نقش مسعود در تخریب کابل و شمال 2- واژگون‌سازی روایت جنگ‌های داخلی 3- تطهیر چهرهٔ مسعود و ارائهٔ او به‌عنوان «قهرمان ملی» 4- و تبدیل حکمتیار به قصاب کابل این پروژهٔ روایت‌سازی پس از ۲۰۰۱ در فضای باز رسانه‌ای افغانستان ادامه یافت. مقایسه الگوی کابل با لیبیا🔄: تداوم یک مدل روایت‌سازی شده♟️ پیوند برنار–آنری لوی با ساختارهای قدرت محلی—چه در افغانستان دههٔ ۹۰و چه در لیبیا در ۲۰۱۱—نشان می‌دهد که او یک الگوی ثابت در روایت‌سازی جنگ‌ها دنبال کرده است؛ الگویی که بر ساده‌سازی، چهره‌سازی و مشروعیت‌بخشی سیاسی استوار است. ۱. کابل: از پیچیدگی جنگ تا روایت تک‌صدایی: در افغانستان، لوی و شبکه‌های همسو با شورای نظار، جنگ داخلی کابل را از یک بحران چندبُعدی به داستانی دوطرفه تبدیل کردند: مسعود به‌عنوان «قهرمان» و حکمتیار به‌عنوان «قصاب». این قالب، نقش شورای نظار در بخشی از تخریب‌ها را کمرنگ ساخت و پروژهٔ تطهیر سیاسی مسعود را تقویت کرد—روایتی که پس از ۲۰۰۱ نیز در رسانه‌های داخلی تداوم یافت و بعدها به احمد مسعود منتقل شد. ۲. لیبیا: تکرار همان فرمول در بنغازی و طرابلس: یک دهه بعد، لوی همان روش را در لیبیا به‌کار گرفت: حمایت تمام‌قد از یک جناح، تبدیل جنگ پیچیدهٔ داخلی به نبرد خیر و شر، و مشروعیت‌بخشی رسانه‌ای به مداخلهٔ خارجی. نتیجه، مانند کابل، نه صلح، بلکه بی‌ثباتی بیشتر بود. ۳. پیوند میان دو الگو🔍 در هر دو کشور، الگوی لوی شامل سه محور اصلی بود: - ساختن یک «قهرمان» واحد - شیطانی‌سازی رقبا - حذف روایت‌های دیگر و القای یک تصویر تک‌بعدی از جنگ این مدل، به‌جای کمک به فهم واقعیت، مسیر سیاست‌گذاری و افکار عمومی را در جهت مطلوب یک قطب خاص شکل داد. پس از ۲۰۰۱: نفوذ نظار و پنهان‌سازی شکست‌ها: با همکاری فهیم و شورای نظار با آمریکا، بیش از ۶۰٪ ساختار نظام پسابن در اختیار این جریان قرار گرفت. رسانه‌های وابسته به این شبکه، شکست‌های مدیریتی، فساد، و ناکارآمدی‌های عظیم این جریان را پنهان کردند و همهٔ بحران‌ها را به دولت‌های کرزی و غنی نسبت دادند. نقش برنار–آنری لوی در جانشین‌سازی احمد مسعود/ چهره‌ای صددرصد رسانه‌ای محض❗️ پس از مرگ احمدشاه مسعود، لوی بلافاصله پروژهٔ جانشینی را فعال کرد. او احمد مسعود را به فرانسه فراخواند، شبکهٔ لابی‌گری برایش تشکیل داد، رسانه‌ها را وادار کرد او را «وارث مقاومت» معرفی کنند، و عملاً او را در همان قالب ساختگی پدرش قالب‌ریزی کرد. چگونه لوی توانست احمد مسعود را به «چهره‌ای مصنوعی» تبدیل کند؟ ۱. ساخت تصویر وارث مشروع نه براساس توانایی، بلکه صرفاً براساس نام خانوادگی. ۲. ایجاد شبکهٔ حمایت در پاریس امروز احمد مسعود در حلقه‌هایی نفس می‌کشد که همان‌ها در لیبیا و سودان نقش مداخله‌گرانه داشتند. ۳. پوشش رسانه‌ای یک‌طرفه رسانه‌های فرانسه و بریتانیا او را «رهبر مقاومت» معرفی می‌کنند، در حالی‌که در افغانستان پایگاه واقعی ندارد. ۴. استفادهٔ ابزاری از اواحمد مسعود به ابزاری برای فشار غرب بر طالبان و منطقه تبدیل شده است، نه یک بازیگر سیاسی مستقل. وضعیت امروز احمد مسعود: ادامهٔ پروژهٔ رسانه‌ای پدر، بدون پایگاه واقعی❗️ احمد مسعود اکنون در فرانسه، به‌جای آن‌که برنامه‌ای عملی برای افغانستان ارائه کند: - در محافل اروپایی رفت‌وآمد می‌کند. - از حمایت مالی و رسانه‌ای شبکهٔ لوی بهره‌مند است پایگاه مردمی ندارد و بخش عمدهٔ مشروعیت سیاسی خود را از میراث پدرش و روایت‌های رسانه‌ای مرتبط و تحریف‌شده به دست می‌آورد و مرتباً این روایت‌ها را برای کسب مشروعیت شخصی تکرار می‌کند. در واقع، احمد مسعود نه یک رهبر مستقل و برنامه‌محور، بلکه ادامه‌دهندهٔ پروژه‌ای مصنوعی و رسانه‌ای است که پدرش آغاز کرد: پروژه‌ای وابسته، بی‌برنامه و متکی بر تصویرسازی و روایت‌سازی خارجی، نه بر مشارکت و بسیج واقعی مردم افغانستان. بخش عمدهٔ هویت سیاسی او بر روایت قهرمانانهٔ پدرش بنا شده و هیچ برنامه یا راهبرد عملی برای حل بحران‌های کشور ارائه نمی‌دهد. به عبارت دیگر، احمد مسعود بیش از آنکه بازیگر سیاسی فعال و تاثیرگذار باشد، نماد یک روایت تاریخی و رسانه‌ای تثبیت‌شده است؛ روایتی که با واقعیت پیچیده و بحران‌زدهٔ افغانستان تناسب ندارد و فاقد توانایی ایجاد تغییر عملی است. نتیجه‌گیری⚠️ پروژه‌های مصنوعی و روایت‌های کاذب خطر جدی و بزرگ برای افغانستان🔄 در چهار دههٔ گذشته، سرنوشت افغانستان بارها قربانی پروژه‌هایی شده که نه از دل مردم برخاسته‌اند و نه برای منافع ملی کشور شکل گرفته‌اند؛ بلکه محصول ائتلافی از فرماندهان جنگی داخلی و مهندسی رسانه‌ای غرب بوده‌اند. در این میان، احمدشاه مسعود و پس از او احمد مسعود نمونه‌های برجستهٔ چهره‌هایی‌اند که با تکیه بر حمایت سیاسی–رسانه‌ای خارجی ـ به‌ویژه از سوی برنار–آنری لوی ـ در جایگاه‌هایی فراتر از نقش واقعی خود قرار داده شدند. در دههٔ ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰، بخش عمدهٔ تأمین مالی جبههٔ مسعود بر کنترل معادن زمرد و لاجورد و مسیرهای تجارتی شمال‌شرق افغانستان استوار بود. این اقتصاد جنگ، به‌جای ساختن یک دولت ملی، برای گسترش قدرت شورای نظار و ادامهٔ جنگ‌های داخلی به‌کار گرفته شد. درست در همین زمان، برنار–آنری لوی – چهرهٔ مشهور مداخله‌گری در سیاست خارجی فرانسه – وارد میدان افغانستان شد. لوی در رسانه‌های اروپا، احمدشاه مسعود را نه به‌عنوان یک فرماندهٔ درگیر جنگ داخلی، بلکه به‌عنوان «چهرهٔ آزادی‌خواه» معرفی کرد و با نفوذ رسانه‌ای خود، طرحی برای تقدیس و قهرمان‌سازی او ساخت؛ طرحی که زمینهٔ جمع‌آوری پول، سلاح و شبکه‌های حمایتی را فراهم کرد و به تداوم جنگ کمک رساند. پس از مرگ مسعود، لوی دقیقاً همین الگوی چهره‌سازی مصنوعی را با شکل تازه‌ای متوجه احمد مسعود کرد. او با دعوت احمد مسعود به فرانسه، ساختن حلقه‌های رسانه‌ای و پیوند دادن او به محافل سیاسی اروپا، وی را به‌عنوان «وارث مقاومت» معرفی نمود؛ در حالی که احمد مسعود از نظر پایگاه اجتماعی، نقشهٔ سیاسی و توان میدانی تقریباً هیچ جایگاه واقعی در افغانستان ندارد. امروز احمد مسعود بیشتر یک پروژهٔ سیاسی فرانسوی است تا یک رهبر ملی؛ چهره‌ای ساخته‌شده در اتاق‌های فکر اروپایی، نه برخاسته از ارادهٔ مردم افغانستان. الگوی لوی در افغانستان بخشی از رفتار گسترده‌تر او در جهان است: از بالکان تا لیبیا و سودان، هرجا که ورود کرده، مسیر به سمت مداخلهٔ نظامی، فروپاشی دولت‌ها و بی‌ثباتی رفته است. همان‌گونه که دخالت او در لیبیا به سقوط قذافی و سپس تجزیه و آشوب منجر شد، حضور او در افغانستان نیز نه “حمایت از آزادی”، بلکه ساختن شبکه‌های نفوذ و هدایت چهره‌های سیاسی وابسته بوده است. احمدشاه مسعود نه یک قهرمان ملی، بلکه محصول یک پروژهٔ رسانه‌ای–سیاسی غربی بود. جنگ‌های داخلی و ویرانی کابل پیامد مستقیم همین سیستم حمایت، تبلیغات و روایت‌سازی بود. برنار–آنری لوی نه یک روشنفکر بی‌طرف، بلکه تئوریسین مداخله و قهرمان‌ساز حرفه‌ای است که از مسعود یک اسطورهٔ مصنوعی ساخت. احمد مسعود نیز ادامهٔ همین خط است؛ چهره‌ای که بدون پایگاه مردمی، در فرانسه نگهداری، حمایت و مدیریت می‌شود. مردم افغانستان باید بدانند❗️قهرمانانی که در رسانه‌های غربی ساخته می‌شوند، هرگز قهرمانان واقعی تاریخ ما نیستند❗️❗️❗️ زمان آن رسیده است که پرده از این نوع فریب کاری های بزرگ برداشته شود؛ فریبی که سال‌ها خون، ویرانی و عقب‌ماندگی برای افغانستان🖤❤️💚 به‌جا گذاشته است.💔

تریخ حقیقتونه/ حقایق تلخ

20,743 просмотров • 10 месяцев назад

اگر جواب جنگ لبنان را بخواهیم فقط در لبنان بدهیم خواهیم باخت/ باید اردن و بحرین به محل نزاع و جنگ در ناحیه خاکستری اضافه شوند/ در تحلیل بازیگران منطقه‌ای به خودمان دروغ نگوییم! ♨️علی صمدزاده و مهدی خراتیان در نشست «پس از نصرالله» در تمام‌رخ: 🔹بین ما و طرف آمریکایی-اسرائیلی از قبل دو ناحیه جنگ خاکستری در عراق و سوریه وجود داشت، اما آنها با اضافه کردن لبنان یک تصعید بسیار بزرگ به وجود آوردند. 🔹اگر بخواهیم جنگ در لبنان را در همان لبنان جواب بدهیم بازی را خواهیم باخت، چرا که طرف مقابل همه محاسبات آن محیط را انجام داده است. 🔹تجویز ما اضافه کردن مناطق خاکستری جدید به مناطق محل منازعه است. جایی که ما معادلات را محاسبه کنیم و طرف مقابل کشش نزاع در آن منطقه را نداشته باشد و ورق به هم بخورد. 🔹اصلی ترین تجویز در این زمینه اردن و بحرین است. حتی اگر یکی از اضلاع مقاومت در این محیطها درگیر شود توازن آنجا از دست میرود. اینکه آمریکا در جواب به یکبار هدف قرار گرفتن پایگاهش در اردن بمب‌افکن از خاک خودش بلند کرد و مواضع مقاومت را زد نشان دهنده این است که توان هضم تبدیل اردن به محل منازعه را ندارد. 🔹اینها جاهایی است که یک ضربه تاکتیکی میتواند به ساخت یک معادله راهبردی منتج بشود. اگر از ظرفیتهای محاسبه نشده در این جنگ استفاده نکنیم، چهارچوب محاسبات طرف مقابل برای پیروزی طراحی شده است. 🔹باید کمک کنیم ضربه‌ای که صنعا از آمریکا و انگلیس دریافت میکند در قفقاز پاسخ داده شود. چراکه انگلیسی‌ها ریسک تمام ضرباتی که انصارالله میتواند در جغرافیای دریای سرخ تا خلیج فارس به آنها بزند را محاسبه و بعد وارد جنگ شده‌اند. باید در نقطه‌ای ضربه دریافت کنند که حساب آن را نکرده‌اند. شریک اصلی بهره‌بردار تولید و انتقال نفت از آذربایجان به اسرائیل شرکت بریتیش پترولیوم است. 🔹همین قطری که رئیس‌جمهور به آنجا سفر کردند در پدافند وعده صادق2 نقش بازی کرده است. انتخاب قطر به عنوان میانجگری بین ایران و آمریکا در دولت قبل کار غلطی بود. داریم به بازیگران غیرمستقل سهم بیشتری از قدشان میدهیم. 🔹ترکیه وسط این جنگ ایستاده و انتخابهایش هم کرده است و مهم نیست اردوغان چه میگوید. بخشی از جمع‌آوری میدانی علیه حزب الله کار سرویس اطلاعاتی میت ترکیه است. چون تضعیف شیعیان در لبنان فضا را برای نفوذ ترکیه باز میکند. 🔹جمهوری اسلامی میتواند به خودش دروغ بگوید، اما ترکیه عضو ناتو است، به اسرائیل کمک راداری میکند و 60 درصد سوخت اسرائیل از طریق آن تامین میشود. در کشته شدن تک تک فلسطینیها در نوار غزه ترکیه سهم مستقیم دارد و سوخت جنگنده و تانک را او تامین کرده است. 🔹اینکه گفته میشود نباید جنگ را بزرگتر کرد، باید پاسخ داد که چون کسانی ذهن کوچک و ایده‌های حقیری دارند، دلیل نمیشود جهان خارج هم همین باشد. جنگ بزرگی برای اهداف بزرگی در حال وقوع است و همه بازیگران منطقه‌ای در آن مشارکت دارند و یک طرف منازعه ایستاده‌اند. مهم نیست دشمنی شان ابراز میشود یا پنهان است. 🔹این شما هستید که باید محاسبه کنید سهم این بازیگر در دشمنی با شما چقدر است و چه جوابی در چه سطحی باید به آن بدهید. 🔹چرا ما در تهران در جایگاه ارزیابی صحنه باید به خودمان دروغ بگوییم که مثلا طرف بحرینی و عربستان با ما کاری ندارند؟ چون در بیانیه شان گفته‌اند بیطرف اند؟ صنعا بدون هماهنگی ریاض بمباران نمیشود. عربستان نقض آتشبس کرده است، شما میتوانید پاسخ بدهید یا ندهید اما سر خودتان را کلاه نگذارید که او آتشبس را نقض نکرده است. 🔹حرف ما این نیست که موشک بزنیم، ما میگوییم جای دوست و دشمن در روایت رسمی ما جابجا نشود. وقتی ما درباره قطر و ترکیه و ... صحبت میکنیم یک عده به حالت حدی میبرند و میگویند پس آیا باید به آنکارا موشک بزنیم؟ باید با قطر و امارات قطع ارتباط کنیم و با همه بجنگیم؟ 🔹خیر؛ ممکن است رئیس جمهور شما با آنها دست هم بدهد ولی سرویس اطلاعاتی شما با سرویس او با قدرت بجنگد. 🔗فیلم کامل و نسخه صوتی در کانال تلگرام تمام‌رخ:

تمام‌رخ | TamamRokh

41,606 просмотров • 2 лет назад

ببینین ترید کردن چه سوسول بازی شده! نه TP نه SL نه اصلا عدد وارد کردن لازمه! دیگه تعارف رو کنار گذاشتن و عملا شده: ولکام تو آنچین کازینو 😁 هر کدوم از باکس هایی که کلیک میکنه در لحظه یه long یا short باز میشه اگه قیمت رسید بهش میشه TP نرسید SL میخوره یعنی دیگه فقط قیمت مهم نیست؛ مسیری که چارت میره تا به اون قیمت برسه هم قابل ترید شده حالا چرا گفتم On Chain ؟ چون همه ی این دیتاها در لحظه روی Solana پیاده میشه ؛ اساسا اولین رکن یک کازینو خوب ؛ شفافیت اون هست😉 حالا شاید بگین Solana که real time نیست! درسته ولی MagicBlock ✨ با اجرای Ephemeral Rollup روی سولانا به 1ms block time رسیده😐 برای اینکه اختلاف دست تون بیاد مثلا آربیتروم که L2 سریع محسوب میشه 250ms block time داره ! برای همین MagicBlock خودش رو یه real-time engine میدونه و این زیرساخت رو به developer ها میده که همچین کازینویی بسازن! من این ویدئو رو از Rush Trade گرفتم ولی نمونه های جذاب دیگه کم ندارن ؛ ذهن من برای تصور Real Time On Chain App داشتن زیادی فقیره😂 داریم از فاکینگ 1ms صحبت میکنیم و کلی ایده که میشه باهاش پیاده سازی کرد!

NabiYok🍌

35,620 просмотров • 9 месяцев назад