Loading video...

Video Failed to Load

Go Home

به یزدان که تا در جهان زنده‌ام به کین سیاوش دل آکنده‌ام

21,592 views • 1 month ago •via X (Twitter)

0 Comments

No comments available

Comments from the original post will appear here

Related Videos

این لبخند هنوز در حافظه‌ی جهان باقی‌ست. به چه می‌خندیدی تو؟ به کیک‌ تولدی که شمع‌های رنگی داشت؟ به چهره‌ی‌ مهربانی که روبرویت بود؟ به بارانی که بی‌هوا باریده بود؟ به ترانه‌ای که ناتمام مانده بود؟ به لحظه‌ای که شاد و شفابخش بود؟ به دست‌هایی که تو را در بر گرفته بود؟ این لبخند در حافظه‌ی جهان باقی‌ست. صدای این خنده در حافظه‌ی جهان باقی‌ست. خنده‌ای که می‌گوید کار این جهان به عدالت نیست. خنده‌ای که می‌گوید گمم می‌کنی، در فرودگاه‌ها و هواپیماها، در میدان‌ها و خیابان‌ها، در دادگاه‌ها و در گورستان‌ها. خنده‌ای که می‌گوید ببین من اینجا هستم، در حافظه‌ی تو، در حافظه‌ی خسته‌ی تو که سال‌هاست از ته دل نخندیده‌ای. این لبخند در حافظه‌ی جهان باقی‌ست. این لبخند عمر هزاران ساله می‌یابد. من رفته‌ام، تو رفته‌ای و صدای خنده‌ی تو بر کار و بار این جهان ادامه می‌یابد. هر بار که می‌خندی آسمان می‌لرزد، هر بار که می‌خندی من سکوت می‌کنم، هر بار که می‌خندی با خودم می‌گویم گمش کردم، با خودم می‌گویم رفت تا با صدای خنده‌اش بماند. خنده‌های شما را از ما ربودند. این لحظه یا این لحظه‌ها را ربودند. خندیدن به طلوع صبح، خندیدن به غروب خورشید، خندیدن به لبخند یک‌ کودک، خندیدن به صدای اسباب‌بازی‌ها، خندیدن به یک خبر خوش، خندیدن به رسیدن، به رسیدن به خانه، به آغوش گرم… این لبخند در حافظه‌ی جهان باقی‌ست. این لبخند آبروی جهان می‌شد اگر که جهان آبرویی می‌داشت. دوباره از نو… به چه می‌خندیدی تو؟ به چه می‌خندیدی که من تا ابد می‌توانم نگاهت کنم. #دادخواهی #PS752 #ps752justice

Association of Families of Flight PS752 Victims

26,164 views • 7 months ago