Video wird geladen...

Video konnte nicht geladen werden

Zur Startseite

بچه شاه در سوئد می‌گفت «میلیون‌ها نفر نام مرا فریاد زدند!» اما آمارها پرده از این پایگاه فیک برداشتند. تحقیقات نشان داد محبوبیت پوشالی شازده، محصولِ سانسور صدای اکثریت و بزرگ‌نماییِ شعارهای یک اقلیت توسط رسانه‌های اجاره‌ای است. رسواییِ اپوزیسیون قلابی تمامی ندارد

16,580 Aufrufe • vor 4 Monaten •via X (Twitter)

0 Kommentare

Keine Kommentare verfügbar

Kommentare vom Original-Post werden hier angezeigt

Ähnliche Videos

دروغ فاشیست‌های پهلوی؛ از تونل مترو تا تاریکی ذهنشان صبح سه‌شنبه، #قطار_مترو از کرج به تهران در میانه‌ی راه متوقف شد. گفتند: «برق قطع شده» و مسافران را میان تونل، در تاریکی و بی‌خبری، پیاده کردند. باز همان جمله‌ی تکراری مسئولان: «نقص فنی در تأمین برق» اما مردمی که هر روز با تأخیر، خشم و خطر روبه‌رو هستند، دیگر این دروغ‌ها را باور ندارند. گلایه‌ها به فریاد بدل شد و صدای اعتراض از دل تونل‌های مترو برخاست. و آنگاه فاشیسم دروغگوی #پهلوی، با تمام وقاحت، صدای این مردم را جعل کرد! بر روی فیلم، صداگذاری کردند تا وانمود کنند مردم فریاد می‌زنند: «رضا شاه، روحت شاد!» اما در حقیقت، در فیلم اصلی، مردم تنها یک شعار سر دادند شعاری که از عمق رنج، از عمق آزادی‌خواهی، و از دل میلیون‌ها انسان برمی‌خاست: 🔴 مرگ بر خامنه‌ای 🔴 این حقیقت است، نه آن‌چه فاشیست‌های دروغ‌گو می‌خواهند بسازند. دروغ‌پردازان پهلوی هرگز صدای ملت را درک نکرده‌اند؛ چون مردمی که در تاریکی تونل‌ها فریاد آزادی می‌زنند، هرگز دلشان برای سایه‌ی تاج و تخت تنگ نمی‌شود. فاشیسم می‌تواند صدا جعل کند، اما نمی‌تواند حقیقت را خاموش کند. زیرا حقیقت، صدای همان مردم است؛ مردمی که در تاریکی ماندند، اما دروغ را روشن کردند. مردمی که نه نام شاه را فریاد زدند، بلکه نام دشمن آزادی را به مرگ محکوم کردند. #مرگ_بر_خامنەای

Chia Aliyar

19,175 Aufrufe • vor 10 Monaten

در مناظره برنامه Aktuellt در تاریخ ۲۵ فوریه، وزیر اقلیم و محیط‌زیست سوئد، رومینا پورمختاری، حضور داشت و درباره وضعیت ایران اظهار نظر کرد. او در ابتدای پاسخ خود گفت: «من ادعا نمی‌کنم که نماینده ۹۰ میلیون نفر در ایران هستم، اما… به‌روشنی می‌توان دید که یک رهبر اپوزیسیون وجود دارد که بیش از ۹۰ میلیون ـ ۹۴ میلیون ـ بازدید از ویدیوهای اینستاگرامی خود داشته است؛ ویدیوهایی که در آن‌ها مردم را دعوت می‌کرد به خیابان بیایند و تظاهرات کنند. – منظورتان ولیعهد رضا پهلوی است؟ – بله، منظورم اوست. و وقتی اینترنت قطع شد، تعداد بازدیدها به ۸ میلیون کاهش یافت. این موضوع به‌روشنی گویای واقعیت است. من نشنیده‌ام که مردم در خیابان‌ها نام رهبر اپوزیسیون دیگری را فریاد بزنند. و این مسئله لزوماً به ایدئولوژی شخصی من یا خواسته‌های من مربوط نمی‌شود؛ موضوع این است که صدای مردم ایران با قطع اینترنت خفه می‌شود. و من وظیفه خود می‌دانم که آنچه را مردم در خیابان‌ها فریاد می‌زنند، بازتاب دهم. اجازه بدهید کمی پیش‌زمینه ارائه کنم: ولیعهد رضا پهلوی فرزند شاهی است که در سال ۱۹۷۹ سرنگون شد. از آن زمان، پهلوی در تبعید زندگی کرده است. او از دهه ۱۹۸۰ در ایالات متحده آمریکا سکونت دارد. و شما معتقدید که او می‌تواند یک راه‌حل انتقالی مناسب در انتظار دموکراسی باشد؟ چرا؟ به این دلیل که او خود خواهان یک دموکراسی سکولار در ایران است. بیش از ۳۰ سال است که درباره این موضوع سخن گفته می‌شود. او طرفدار پادشاهی مطلقه نیست، بلکه خواهان یک پادشاهی مشروطه است و خود را به‌عنوان یک رهبر دوره گذار می‌بیند. او حتی سوئد را به‌عنوان نمونه‌ای از یک پادشاهی مشروطه موفق مطرح کرده است. #رضا_پهلوی #ولیعهد_رضا_پهلوی #انقلاب_ملی #ایران #اعتراضات_ایران #دموکراسی_برای_ایران #گذار_از_جمهوری_اسلامی #اینترنت_آزاد #صدای_مردم #پادشاهی_مشروطه #RezaPahlavi #Iran #IranProtests #FreeIran #InternetShutdown #StandWithIran

Amir Yaghmai امیر یغمایی

59,508 Aufrufe • vor 6 Monaten

این فیلم به حقیقت وقایع مراسم ختم #خسرو_علیکردی در مشهد را نشان می‌دهد. حضور جمعیت گسترده‌ای که به شعارهای تفرقه‌افکنانه و ارتجاعی پهلوی‌طلب‌ها بی‌اعتنا بوده و برخی مخالفت کردند، نشان می‌دهد که این گروه اقلیت محض است. واقعیت این است که جریان مشروطه‌خواهی در معنای واقعی‌اش وجود ندارد و به جز تک چهره‌ها، اکثر افراد به دنبال سلطنت مطلقه هستند. این افراد در برابر ایران شعار «جاوید شاه» سر دادند، در حالی که آن شاه وابسته به دولت‌های بریتانیا و آمریکا بود! برای این جماعت که فاقد عزت‌نفس هستند، اهمیت ایران و ارزش‌های انسانی به حاشیه رفته و تنها اثبات سرسپردگی و رعیت‌بودگی برایشان مهم است. وقیح شدن آنها نتیجه نجابت جمهوری‌خواهان و برساخته وحدت کاذب اپوزیسیون است که صرفاً به مخالفت با جمهوری اسلامی محدود می‌شود. اپوزیسیون دمکرات و ملی سزاوار وحدت است نه اینکه با هر کسی که صرفا با حکومت مخالفت می‌کند، عهد مودت بست! اکنون، از کسانی که واقعاً به ایران، دموکراسی، آزادی و انسانیت اهمیت می‌دهند، انتظار می‌رود تا بخش فحاش و خشن پهلوی‌طلب‌ها را به عنوان یک گروه فشار شناخته، از سوءاستفاده و مصادره مراسم‌ توسط آنها جلوگیری کنند. این جماعت فاشیست‌خصال هیچ تفاوتی با «پایداری‌چی‌ها» و «بسیجی‌ها» ندارند و مصداق بارز شرارت هستند.

Ali Afshari

16,666 Aufrufe • vor 8 Monaten

♟️چرا همیشه حوادث امنیتی (که رد پای گروه‌های خاص در آن نمایان است) دقیقاً در سفرهای شاه به اروپا، خصوصاً آلمان یا نهادهای حقوق بشری رخ میدهد؟ پاسخ در یک کلمه خلاصه میشود: «شکستنِ انحصار». سال‌هاست که تریبون‌های اروپا در قبضه‌ی اپوزیسیون فیک، لابی‌گران، اصلاح‌طلبان و بازوهای نیابتی مجاهدین است. اگر به اسپانسرهای چهره‌هایی مثل هانا نیومان یا مواضع حزب سبز آلمان نگاه کنید، می‌بینید میلیون‌ها دلار فاند خرج شده تا این صداهای کنترل‌شده، به عنوان «نماینده مردم ایران» فاکتور شوند. چرا جمهوری اسلامی ۴۷ سال دوام آورده؟ دقیقاً به خاطر همین اپوزیسیونِ دست‌ساز و مماشاتِ اروپا! حضور مستمر رضاشاه دوم در اروپا یعنی پایان دادن به این انحصار و سوختنِ میلیون‌ها دلار سرمایه‌گذاریِ رژیم. به همین دلیل، با ایجاد حوادث امنیتی تلاش می‌کنند هزینه و ریسک حضور ایشان را بالا ببرند. اینجاست که جنگ روانیِ پیچیده‌ی سایبری‌ها وارد عمل می‌شود. آن‌ها با تحریک احساسات میهن‌پرستانه، ذهن مخاطب را به این نقطه می‌کشانند: «اصلاً چه نیازی است شاه به اروپا برود و به خبرنگاران چپ‌گرا جواب پس بدهد؟» هدف؟ منزوی کردنِ تنها صدای واقعیِ مردم در عرصه‌ی بین‌الملل. گویی شاهِ ۶۵ ساله با این سطح از پختگی سیاسی، قدرت تشخیص ضرورت حضور در این میدانِ مین‌گذاری‌شده را ندارد! رژیم میخواست با اهرم فشار امنیتی و روانی، ایشان را از اروپا حذف کند، اما نتیجه چه شد؟ برخلاف نیت رژیم و بازوهای سایبری‌اش، پیام ویدیویی شاه مستقیماً از سدِ رسانه‌های چپ و فیک عبور کرد، صدها میلیون بار دیده شد و ۴۷ سال مماشات اروپا و اپوزیسیون‌سازیِ آن‌ها جلوی چشم دنیا نقش بر آب شد. کیش و مات 👑 جاویدشاه 🇮🇷

Apranik 🇮🇷🇮🇱

21,440 Aufrufe • vor 4 Monaten

خانمی که می‌بینید نوشی دادگستره؛ رهبر حزب چپ سوئد. مجری از او می‌پرسد: «اسم کوچک ناپلئون چه بود؟» و خانم دادگستر پاسخی ندارد. بعد هم با اعتمادبه‌نفس عجیبی می‌گوید: «از من سؤال علمی نپرسید!» این لحظه فقط یک اشتباه ساده نیست. تصویر زنی است که سال‌ها در رأس یک حزب سیاسی نشسته، اما حتی ابتدایی‌ترین دانش تاریخی را هم ندارد. کسی که قرار است درباره آینده جامعه حرف بزند، نمی‌داند ناپلئون چه اسمی داشته. و وقتی گیر می‌افتد، به‌جای پذیرش نادانی، فرار می‌کند پشت جمله‌ای که خودش را مضحک‌تر می‌کند. اما ماجرا فراتر از یک نفر است. این صحنه ناخواسته تصویری فشرده از بحران فکری چپ مدرن را به نمایش می‌گذارد؛ چه در سوئد، چه در اروپا، چه در آمریکا و چه در هر جای دیگر دنیا. چپ امروز سال‌هاست خود را وارث خرد، آگاهی و پیشرفت معرفی می‌کند. از دانشگاه تا رسانه، از فرهنگ تا سیاست، مدام این روایت تکرار می‌شود که چپ در سمت درست تاریخ ایستاده و مخالفانش یا ناآگاه‌اند یا عقب‌مانده. اما هرچه این ادعا بزرگ‌تر شده، فاصله آن با واقعیت هم بیشتر شده است. جریانی که روزگاری ادعای دفاع از طبقه کارگر داشت، امروز بیشتر سرگرم تولید شعارهای ایدئولوژیک است. جریانی که قرار بود واقعیت‌های اقتصادی را اصلاح کند، در بسیاری از کشورها به ماشین تولید مالیات، بوروکراسی و وابستگی به دولت تبدیل شده است. جریانی که زمانی خود را پرچمدار آزادی بیان می‌دانست، امروز بیش از هر زمان دیگری شیفته سانسور، برچسب‌زنی و حذف مخالفان شده است. شاید به همین دلیل چنین لحظه‌هایی این‌قدر دیده می‌شوند. چون مسئله فقط ندانستن پاسخ یک سؤال نیست؛ مسئله فرو ریختن تصویری است که سال‌ها از «برتری فکری» چپ ساخته شده بود. تصویری که با هر برخوردی با واقعیت، کمی بیشتر ترک برمی‌دارد

SherlockReturns👑

28,806 Aufrufe • vor 21 Tagen

«در این سال‌ها نگذاشتند صدای واقعی ما به دنیا برسد؛ از نوبل بگیرش تا فیلمساز جایزه بگیرش» در تماس تلفنی یک مخاطب از تهران با نام مستعار «آرشام قاسمی» با برنامه‌ زنده تلویزیونی منوتو، او از «تجربه نزدیک به مرگ» خود در جریان اعتراضات اخیر سخن گفت و از فضای «خشم، عزاداری و بی‌هراسی» در میان شهروندان گزارش داد. این مخاطب گفت روز پنجشنبه در محدوده میدان هفت‌تیر هدف تهدید نیروی سرکوب قرار گرفته و تنها به‌طور «تصادفی» از تیراندازی جان سالم به در برده است. او همچنین از کشته‌شدن یکی از آشنایان خود در همان شب خبر داد و افزود: «ترس در ما جایی ندارد.» وی در توصیف «حال و هوای شهر» گفت در مترو تهران جوانی رپ اعتراضی خوانده و مسافران به‌صورت یک‌صدا همراهی کرده‌اند؛ فضایی که به گفته او نشان‌دهنده تغییر روحیه عمومی است. در بخش دیگری از صحبت‌ها، این مخاطب از آنچه «عدم انتقال صدای واقعی معترضان به جهان» توسط برخی چهره‌های فرهنگی و سیاسی داخل و خارج کشور توصیف کرد، انتقاد کرد و گفت این افراد با «بازی در نقش اپوزیسیون کنترل‌شده»، به تضعیف اعتراضات و تقویت جمهوری اسلامی کمک کرده‌اند. او همچنین به حضور برخی سینماگران و فعالان در محافل فرهنگی خارج از کشور در شرایط سرکوب داخلی اعتراض کرد. این مخاطب در پایان با اشاره به ادامه اعتراضات گفت شهروندان ایران «واقعی و بی‌هراس» هستند و افزود: «بذارین نفس بکشیم… ما چهل‌وهفت ساله که تو زندانیم.»

اتاق خبر منوتو | آرشیو

23,278 Aufrufe • vor 7 Monaten

ناصر تقوایی، مردی که با زندگی خود علیه سانسور به‌پا خاست. در دوران سرد و خفقان‌آور سانسور، در شرایطی که اندیشه، هنر، جامعه، سیاست و هر آن‌چه در این سرزمین وجود دارد، زیر سایه‌ خفقان و سانسور است، کمتر کسی را می‌توان یافت که همچون ناصر تقوایی با «زندگی کردن خودش»، «نه گفتن» و انتخاب «دشواری آزاده زیستن»، به نبرد با جهل و ویرانی برخاسته باشد. نه‌تنها با کلمات یا فیلم‌ها، بلکه با تمام وجودش، در برابر سرکوب فکری، ادبی و هنری ایستاد. او می‌دانست که سانسور اندیشه را به خاک می‌سپارد، و نمی‌خواست اندیشه‌اش را تسلیم‌شده و زیر خاک ببیند. تقوایی می‌فهمید که سانسور، آگاهی و حافظه یک ملت را هدف قرار می‌دهد و آن را به یغما می‌برد. به همین دلیل، با «فیلم نساختن» نقش خود را ایفا کرد. در زمانی که بیشتر مخالفان سانسور، به شکلی تن به خودسانسوری می‌دادند تا از تیغ سانسور رسمی در امان بمانند، تقوایی پرسش ساده اما مهمی را مطرح کرد: «در کجای دنیا واژه‌ها مجرم‌اند؟» وقتی از تقوایی صحبت می‌کنم، نمی‌گویم «کارگردان»، بلکه او را «درخت استوار و کهن‌سال سینمای ایران» می‌نامم. زیرا او بیشتر از آن که بخواهد فیلم بسازد، می‌خواست حقیقت را نشان دهد. حتی اگر بهای آن حذف یا خاموشی باشد. خاموشی تقوایی در سال‌های اخیر، یک اعتراض بود. او می‌توانست فیلم بسازد، اما نساخت. این خاموشی یک امتناع آگاهانه از تن دادن به سانسور بود. در شرایطی که بسیاری از کسانی که مخالف سانسور بودند، یا از کشور رفتند یا ناچار به تغییر واژه‌ها شدند، تقوایی نرفت و در برابر سانسور ایستاد. او خاموش ماند، اما خاموش نشد. ناصر تقوایی به ما آموخت که زندگی خود می‌تواند به مثابه یک اعتراض باشد. وقتی سانسور، حقیقت را خفه می‌کند، وظیفه‌ی هنرمند فقط «خلقِ اثر زیبا» نیست، بلکه «به صدا درآوردنِ خاموشان» است. تقوایی این مفهوم را به عمل تبدیل کرد و فیلم‌هایی ساخت که می‌خواستند دیده شوند، انگار هیچ مانعی وجود ندارد. فیلم‌هایی که در آن‌ نفسِ حقیقت شنیده می‌شد. او بقای خود را به خودسانسوری گره نزد. او حقیقت را در لایه‌ها قرار می‌داد؛ آن‌چه را سانسور می‌خواست بپوشاند، با زبان خود عریان می‌کرد. نگاه دقیق به جامعه، به طبقات فرودست، به رابطه انسان‌ها با قدرت، باعث شد که او همیشه در تنش با سانسور باقی بماند. تقوایی تسلیم نشد، هرچند بهای سنگینی برای این مقاومت پرداخت. تقوایی نمی‌خواست «خوب باشد»، بلکه می‌خواست «درست باشد». او می‌دانست که این درستی هزینه دارد. مرام او این بود که «اگر نمی‌توانی حقیقت را بی‌کم‌وکاست بگویی، اصلا نگو.» ناصر تقوایی با سخنانش شریان وجدان جامعه را فشار می‌داد. او هیچ‌گاه سهم خود از رنج جمعی را فراموش نکرد و در این رنج، فهمی عمیق از درد و سرکوب را داشت. وقتی می‌گفت: «ایران را دوست دارم، برای اینکه وطن منست، خوزستان را دوست دارم، برای اینکه ولایت منست، و عاشق آبادان هستم، برای اینکه زادگاه منست»، این فقط ابراز عشق به جغرافیا نبود، بلکه فریادی از تعلق، از سرکوب‌ها و زخم‌ها بود. از مقاومتی عمیق نسبت به آنچه وطن را از آدم‌ها جدا می‌کند. یکی از بزرگ‌ترین نشانه‌های مبارزه حقیقی در مواجه با دیکتاتوری، امتناع در شرایطی است که تسلیم شدن آسان‌تر است. تقوایی در مواردی از کار کردن در شرایطی که باید محتوای خود را تعدیل یا اصلاح می‌کرد، امتناع کرد. او حاضر نبود به سانسور و قدرت حاکم خدمت کند، حتی اگر این به معنای سکوت باشد. او می‌دانست هر اثری که «شکسته» باشد، به ظاهر زنده است اما در درون مرده است. چنین امتناعی، اگرچه به ظاهر خمودگی است، در باطن انفجار عظیمی است: انفجاری در جانِ تو، در ذهنِ مخاطب، و در هزاران نقطه تاریک جامعه که نوایی برای شنیدن ندارند. تقوایی نشان داد که گاهی هنرِ واقعی نه در ساختن، بلکه در نساختنِ آن‌چیزی است که تحمیل می‌شود. هنرِ واقعی در ایستادنِ کوچک اما محکم است؛ در سکوتی که پر از فریاد است. کار نکردن به دلیل سانسور، عملی که تقوایی به آن پایبند بود، شکلی از مقاومت نهفته و صدایی در تاریکی است. مقاومتی که در سکوت یک انسان ریشه دارد، شاید بی‌صداترین و خطرناک‌ترین مقاومت باشد، چون قابل حذف نیست و ریشه در جان انسان دارد. پاینده ایران ویدیو از آرتین غضنفری

Hossein Ronaghi

46,773 Aufrufe • vor 10 Monaten

خانم مصی علی‌نژاد، شعار میلیون‌ها ایرانی از درون ایران را شنیدید که جان در دست در خیابان‌ها فریاد میزنند؟ شما سال‌ها به دنیا گفتید «صدای مردم ایران را بشنوید»؛ هرچند در عمل، همواره تلاش کردید اعتراضات مردم را زنانه–مردانه و قومیتی کنید؛ رویکردی که عملاً به چندپاره‌کردن جامعه، تضعیف هم‌صدایی ملی، و نمایندگی گزینشی صداها انجامید، مسیری که فاند گرفتن برای امثال شما را تسهیل کرد. اگر واقعاً مسئله شما مردم ایران و صدای آن‌هاست، بیش از دو هفته است که مردم میلیونی در خیابان‌ها با صدای بلند فریاد بازگشت پادشاهی و #شاهزاده_رضا_پهلوی را صدا می‌زنند. چرا شما این صدا را نمی‌شنوید و حتی یک‌بار هم از انتخاب مردم ، شاهزاده رضا پهلوی از تریبون‌های جهانی‌ای که در اختیار دارید نام نبرده‌اید؟ آیا «صدای مردم» فقط زمانی معتبر است که با سلیقه و روایت شما هم‌خوانی داشته باشد؟ مردم دارند انتخاب‌شان را فریاد می‌زنند و می‌گویند: #این_آخرین_نبرده_پهلوی_برمی‌گرده تا کی می‌خواهید با دوگانگی آشکار و رفتار متفاوت، صدای میلیونی مردم را نادیده بگیرید و حذف کنید؟ البته جهان صدای مردم ایران را شنیده و نیازی به تحریف روایت‌ها از امثال شما ندارد؛ اما دست‌کم جایگاه خودتان را نزد مردم روشن کنید. بماند برای تاریخ اختر قاسمی خبرنگار و فعالی که حتی یک سنت هم فاند برای صدای مردمش دریافت نکرد کلن، ۱۰ ژانویه ۲۰۲۶ لطفا اگر با متن موافق بودید به اشتراک بگذارید Masih Alinejad 🏳️ #مصی_علینژاد #Masih_alinejad

Akhtar Ghasemi

113,672 Aufrufe • vor 7 Monaten

شاهزاده رضا پهلوی روز جمعه ۱۳ تیر با انتشار فایل صوتی در اینستاگرام، به کشته‌شدن مهدی عبایی و علیرضا کرباسی، دو جوان طبیعت‌گرد اهل همدان توسط نیروهای بسیج واکنش نشان داد و گفت: «مهدی عبایی و علیرضا کرباسی، دو جوان طبیعت‌گرد اهل همدان چند شب پیش، بی‌گناه، به دست اوباش بسیجیِ رژیم به قتل رسیدند.» شاهزاده رضا پهلوی تاکید کرد: «این دو جوان، نه نخستین قربانیان این رژیم‌ اند و نه آخرین‌شان خواهند بود. تا زمانی که این رژیم پابرجاست، قتل جوانان و مردم بی‌گناه ادامه خواهد داشت.» او با اشاره به مراسم خاکسپاری آن‌ها افزود: در مراسم خاکسپاری آن‌ها، مردمِ خشمگین همدان با صدای بلند فریاد زدند: «دشمن ما همین‌جاست، دروغ می‌گن آمریکاست» و «ایرانی می‌میرد، ذلت نمی‌پذیرد». این شعارها که به‌ویژه از دی‌ماه ۹۶ به طور متداوم در گوشه‌‌وکنار ایران سر داده شده، واقعیتی‌ است که امروز باید بلندتر و گسترده‌تر از همیشه تکرار شود. شاهزاده رضا پهلوی در ادامه با تاکید بر اینکه خشم مردم همدان از قتل این دو جوان، خشمی ملی است و باید در سراسر ایران فریاد زده شود افزود: «تا کی و کجا اکثریت ملت باید به دست اقلیتی فاسد، متوهم، و جنایتکار تحقیر شود؟! ضمن همدردی با خانواده‌ها و دوستان مهدی و علیرضا، به همه شما هم‌میهنانم می‌گویم که امروز دیگر، نشستن و سکوت جایز نیست. زمان برخاستن و اعتراض است. زمان فریاد خشم است.»

independentpersian

30,026 Aufrufe • vor 1 Jahr

شرم بر شما زنانی که در نشست های بین المللی شرکت می کنید و می شوید دهان و زبان طالبان! شما لابیگران بی حیا و بی وجدانِ طالبان؛ شما و پروژه های سفید نمایی طالبان، همیشه بلاخره آشکار می شوید. شما و این اجندای قومی تان که هیچ سیری ندارید از مکیدن خون دیگران! نشستی با این عنوان برگزار شده : Rethinking Minority through the Case of Pashtun Women in Afghanistan بازاندیشی در مفهوم اقلیت با مطالعه‌ موردی زنان پشتون در افغانستان با حمایت : Ministry of Foreign Affairs of Denmark (وزارت امور خارجه دانمارک) Norwegian Ministry of Foreign Affairs (وزارت امور خارجه نروژ) Sweden / Sverige و Raoul Wallenberg Institute of Human Rights and Humanitarian Law و‌صحبت کنندگان : شبانه صالحی، محقق در دانشگاه اوتاوا اسپوژمی اکبری زی فعال حقوق زنان ( در عکس ببینید، شرکت کنندگان و موضوع دقیق این نشست را ...) و اما: این نشست با عنوان « بازاندیشی در مفهوم اقلیت با مطالعه‌ موردی زنان پشتون در افغانستان» در واقع دارای تناقضهای آشکار و اجندای پنهان است. اگر چه در ظاهر در این نشست با زبانی آکادمیک به سراغ مسئله‌ای حساس رفته اند، اما پر است از تناقضهای فاحش، پاکسازی گفتمانی و بازیهای خطرناک هویتی. چگونه است که حالا، زنان پشتون در افغانستان به عنوان « اقلیت» بازتعریف می‌شوند، آن‌هم در بستری که قوم پشتون به‌ طور تاریخی و ساختاری در قدرت بوده و هست؟ آیا این بازی زبانی، تنها تلاش دیگری‌ است برای وارونه‌ سازی روایتها و تسلط گفتمان قومیِ خاص، این‌بار با نقاب « زنانگی» و « آکادمیسم» ؟! شما پشتون ها در تمام گفتمانهای سیاسی‌تان، سینه سپر می‌کنید و فریاد می‌زنید که اکثریت هستید؛ در تحلیلهای کلان جمعیتی، در مباحث قومی، در تعیین ساختار دولت و قانون اساسی، هرجا لازم باشد خود را اکثریت غالب معرفی می‌کنید؛ اما حالا که پای منابع و توجه بین‌المللی و سفید نمایی طالبان و اجندای هژمونی قومی تان وسط است، ناگهان زنان پشتون به اقلیتِ خاموش بدل می‌شوند؟! مضحک است. واقعا وقیح است. شما حتی از واژه‌ « اقلیت» هم نمی‌گذرید؛ آن را به ابزار تازه‌ای برای تثبیت اجندای قوم‌ محور خود تبدیل می‌کنید؛ در حالی که زنان هزاره، تاجیک، بلوچ، ایماق، ترکمن، ازبیک... در افغانستان ، و صدها هزار زن بی‌ نام و نشان که هیچ صدایی ندارند، هر روز در زیر فشار دوگانه‌ قوم، دین و دولت خُرد می‌شوند؛ هر روز و هر لحظه با فرهنگ « پشتون والی » شما مدعی اکثریت به یوغ کشیده می شوند و بعد یک دفعه این « اقلیت» را هم به یغما می برید ؟! اگر درد و مساله زن‌ در افغانستان مهم است، پس این درد را نباید مصادره کرد. نباید آن را در انحصار قوم یا قبیله‌ای خاص قرار داد و برایش ساختاری جعلی از « اقلیت ‌بودن» ساخت، تا فقط خود شنیده شوید و دیگران همچنان در حاشیه بمانند. اگر قرار است از اقلیت سخن بگویید، از آنهایی بگویید که نه تنها در قدرت سیاسی نیستند، بلکه در هیچ گفتمان رسمی، حتی در حاشیه هم جای ندارند. و واقعا « اقلیت » هایی هستند که در چنبره عقب ماندگیِ شما مدعی اکثریت ها اسیرند. این نوع نشست ها و عنوان های عوام فریبانه نه باز اندیشی است، نه صدای زن، نه حرکت رهایی ‌بخش. بلکه بازی دیگری‌ است در زمین سیاست قومی؛ و تأسف‌ بارتر اینکه از رنجِ زن افغانستان به شکل های مختلف سو استفاده می شود، برای اهدافی که هیچ نسبتی با عدالت و آزادی ندارند؛ و تنها در راستای سفید نمایی و تلاش در به رسمیت شناسی حاکمیت طالبان تک قومی، با اجندای بسیار مشخص پشتونیزم - طالبانیسم کردن افغانستان. باز هم تاکید می کنم وقتی ادعا می‌کنید که زنان پشتون « اقلیت» هستند، در حالی که در تمام عرصه‌ های دیگر خود را « اکثریت» معرفی می‌کنید، شما فقط روایت را دست کاری نمی‌کنید؛ بلکه به شکلی آگاهانه و خطرناک، ساختار ظلم را می‌پوشانید و آن را با زبانی زیباشناختی و بین‌المللی، بازسازی می‌کنید. و متاسفم که این پروژه قومی با حمایت نهادهایی انجام می‌شود که باید مدافع عدالت باشند، نه تقویت‌کننده‌ صدای سلطه گرانی باشند که تنها لباس جدیدی بر تن کرده‌اند. زنان افغانستان نیازی به جعل روایت ندارند. نیازمند عدالت‌ اند. نیازمند حقیقت ‌اند. و هیچ حقیقتی با دروغ ساختاری و گفتمان قوم‌ محورِ پیچیده در کلمات دانشگاهی به‌دست نخواهد آمد. و در این ویدیوی کوتاه می بینید این خانم مثلا اهل دانشگاه و آکادمیک چطور جامعه بین الملل را ماهیانه تشویق به تعامل با طالبان می کند با زبانِ مدافع حقوق بشری و مدافع حقوق زنان پشتون. شرم بر شما باد!

Sahraa Karimi / صحرا کریمی

37,120 Aufrufe • vor 1 Jahr

قبلا هم این رو گفتم؛ بچه‌های آبان حقیقتا مظلوم بودند. دولت دست اصلاحطلبها بود و رسانه‌ها هم. وقایع آبان و جنایات رژیم با تمام ابزارهای ممکن بایکوت و سانسور شد. هزاران خون شریف بیگناه از بهترین فرزندان این آب و خاک ریخته شد و کسی حتی اسمشان را نشنید. یکیشان #مهدی_سلمان‌زاده بود. نوجوانی با فقط ۱۴سال سن. بعد از شرکت در مراسم چهلم پویا بختیاری توسط وحوش سرکوبگر در خانه‌اش به قتل رسید. چند نفرمان اسمش را میدانیم؟ بعد از جاویدنام شدن مهدی، پدرش علم خونخواهی خون فرزندش و بقیه‌ی بچه‌های آبان را به‌دست گرفت و فریاد زد. با پرچم شیروخورشید به مقبره‌ی کوروش رفت و فریاد دادخواهی سر داد. به خوزستان و مزار جاویدنامان آبان رفت. به نیزارهای ماهشهر رفت و از نیزارها و اسنادی که از جنایات رژیم در آنجا باقی مانده بود فیلم گرفت و منتشر کرد. نِی‌های خونین و نیمه‌سوخته را به همگان نشان داد. رسانه‌ها اما بایکوتش کردند. فعالان و موسسات حقوق‌بشری هم. هیچ‌جا اسمی از این پدر و فرزند عزیزش مطرح نشد (همگی میدانیم اسم چه کسانی مرتباً در رسانه‌ها مطرح شده و میشود و خواهد شد). این پدر شریف و داغدار و میهن‌دوست امروز در زندان است و خانواده‌اش تحت آزار. باز هم هیچ اسمی از آنها نیست. ما مردم حقیقتا دستمان بسته‌ست. خودمان هزار و یک گرفتاری داریم و ابزاری هم برای خبر گرفتن از جاویدنامان شریفمان و خانواده‌هایشان نداریم. با اینحال شاید بتوانیم (و وظیفه‌مان است) در حد خودمان نگذاریم این خون‌های شریف و خانواده‌های شریف و داغدارشان فراموش شوند. به امید روزی که با آزادسازی کشورمان از لوث وجود ج.ا روسفید شویم پیش تمام جاویدنامان راه آزادی وطنمان. (نام پدر شریف و میهن‌دوست جاویدنام مهدی سلمان‌زاده، که ۷سال حکم زندان گرفته و در زندان ج.ا است، #رضا_سلمان‌زاده است)

Sheldon

77,640 Aufrufe • vor 11 Monaten

هیهات پاکستان - اگر هوشیار و بیدار بودید، وضع‌تان تا اینجا نمی‌رسید: نمایندهٔ خاص پاکستان، آقای درانی، ادعا دارد که خانوادهٔ امرالله صالح در هندوستان است. به ایشان چلنج می‌دهم که اگر کسی از خانواده، هم‌قریه، اقوام یا همکاران، یا به اصطلاح پنجشیری‌ها، عمک بچه‌های مرا در هندوستان سراغ یافتید یا اسم بردید، من برایتان آفرین گفته جایزه خواهم داد؛ چون واقعیت این است که حرف ایشان از اساس بی‌اساس است. این قضاوت موصوف مرا به یاد قصهٔ ناگفتهٔ دیدار قهرمان ملی، شهید احمد شاه مسعود، در سال ۱۹۹۵ یا ۱۹۹۶ با وزیر خارجهٔ پاکستان، سردار اصف احمد خان دواله، می‌اندازد. وزیر ادعا داشت که مخالفت اسلام‌آباد با حکومت مجاهدین به خاطر حضور مشاورین و نظامیان هندی در پایگاه بگرام است. به هرحال، برایش وضاحت داده شده بود که این حرف شما نادرست است. اما سردار آصف تأکید داشت این اطلاعات موثق است؛ زیرا آی‌اس‌آی در اطلاعات خود دقیق است و با مجاهدین شناخت زیاد دارند.آن مجلس پایان خوشایندی نداشت. در آخر مجلس، به درخواست سردار آصف خان، وزیر خارجهٔ وقت پاکستان، قرار شده بود که یک عکس شانه‌به‌شانه با شهید مسعود گرفته شود. از افسر آی‌اس‌آی که در مجلس حضور داشت، خواسته می‌شود عکس بگیرید. افسر پس از چند بار فشار دکمهٔ کمره متوجه می‌شود که کمره‌اش فلم ندارد و خالی است. قهرمان ملی با لبخندی که منحصر به خودش بود به سردار آصف خان می‌گوید: «شما اتکای‌تان از دید اطلاعات به این آدم‌هاست. اینها که از درون کمرهٔ عکاسی خود خبر ندارند، چه رسد به داخل پایگاه بگرام.» به هر حال، هندوستان کشور محترم - بزرگ، عمیق و استوار است که من با آن روابط نزدیک و صمیمانهٔ مسلکی و سیاسی با داشته‌ام؛ اما ادعای درانی در مورد خانوادهٔ من مطلق بی‌اساس است.

Amrullah Saleh

156,774 Aufrufe • vor 9 Monaten

کمپین ما علیه خانم دکتر قلابی شیرین سعیدی دارد نتیجه می‌دهد و کمبریج تحقیقات رسمی خود را شروع کرده است و این موضوع شیرین سعیدی را به‌ شدت خشمگین کرده است. خانم دکتر قلابی شیرین سعیدی در دو ویدیوی اخیر خود به‌شدت به دانشگاه کمبریج حمله کرده و در واکنش به تحقیقات رسمی درباره پژوهش دوره دکتری‌اش، بارها خطاب به دانشگاه گفته است: «Fuck you». او کمبریج و استادان آن را به نژادپرستی، برتری‌طلبی سفیدپوستان و صهیونیسم متهم کرده، تحقیقات را «پرونده‌سازی و تعقیب مغرضانه علیه خود» خوانده و حتی مدعی شده است کسانی که کار او را زیر سؤال برده‌اند می‌خواهند او را «بکشند». اما هیچ‌کدام از این اتهامات پاسخی به پرسش‌های اصلی این پرونده نیست. سه زندانی سیاسی سابق ایران، مریم نوری، نسرین پرواز و نازلی پرتوی، روایت سعیدی از تجربیات و ارتباطش با آنها را به چالش کشیده‌اند. این زنان زندان‌های جمهوری اسلامی، شکنجه، سلول انفرادی، جدایی از فرزندان و از دست دادن عزیزان خود را تجربه کرده‌اند. اکنون پرسش این است که آیا خاطرات و تجربیات آنها در تحقیقات سعیدی به‌درستی بازتاب داده شده است؟ آیا مصاحبه‌هایی که به آنها نسبت داده شده واقعاً انجام شده‌اند؟ و آیا اصول و استانداردهای اخلاقی پژوهش رعایت شده است؟ پاسخ به این پرسش‌ها نباید دشوار باشد. فایل صوتی یا متن پیاده‌شده مصاحبه‌های مورد اختلاف کجاست؟ فرم‌های رضایت کجاست؟ چه مدارکی نشان می‌دهد این مصاحبه‌ها چه زمانی و کجا انجام شده‌اند؟ و چه ضوابط اخلاقی در انجام این پژوهش رعایت شده است؟ اگر سعیدی چنین مدارکی در اختیار دارد، کافی است آنها را به بازرس ارائه کند. زنانی که روایت او را به چالش کشیده‌اند، شایسته پاسخ‌هایی مستند هستند، نه فحاشی و اتهام‌زنی. سعیدی اکنون تلاش می‌کند پرونده خود را به مرگ تأسف‌بار «جیسون آردی» پیوند بزند و هر دو ماجرا را حمله‌ای علیه دانشگاهیان موفقی معرفی کند که به اقلیت‌ها تعلق دارند. او با استناد به پرونده آردی اعلام کرده که حاضر نیست با آنچه «پرونده‌سازی و تعقیب مغرضانه توسط کمبریج» می‌نامد همکاری کند. اما یک واقعیت مهم نباید فراموش شود: رسیدگی کمبریج به شکایت‌ها درباره تحقیقات سعیدی از دسامبر ۲۰۲۵ آغاز شده است. این پرونده ماه‌ها پیش از اتفاقات اخیر مربوط به آردی در جریان بوده است. بنابراین پیوند زدن این دو پرونده، پاسخی به پرسش‌های مشخص درباره تحقیقات دکتری سعیدی نیست. مرگ جیسون آردی اتفاقی غم‌انگیز است و نباید از آن به‌عنوان سپری برای جلوگیری از بررسی یک پرونده کاملاً جداگانه استفاده شود. هویت سعیدی به‌عنوان یک زن مسلمان ایرانی نه دلیلی برای محکومیت اوست و نه می‌تواند او را از همان استانداردهای دانشگاهی که باید درباره همه پژوهشگران اعمال شود، مستثنا کند. «اتحاد علیه مهره های رژیم اسلامی ایران» ماه‌هاست تلاش می‌کند دانشگاه‌ها و مؤسسات مربوطه را متقاعد کند که به‌جای گرفتار شدن در اتهامات سیاسی و شخصی، مدارک را بررسی کنند و اجازه دهند شواهد سخن بگویند. این پیگیری اکنون در حال نتیجه دادن است. این تحقیقات درباره عقاید سیاسی سعیدی نیست. پرسش‌ها بسیار ساده‌اند: آیا این پژوهش واقعاً به همان شکلی که ادعا شده انجام شده است؟ آیا روایت زندانیان سیاسی به‌درستی و با رعایت اصول اخلاقی مورد استفاده قرار گرفته است؟ و آیا اسناد و مدارک موجود، ادعاهای مطرح‌شده در رساله دکتری را تأیید می‌کنند؟ فحاشی به کمبریج، متهم کردن منتقدان به نژادپرستی و صهیونیسم، یا پیوند زدن این پرونده به مرگ یک دانشگاهی دیگر، پاسخی به هیچ‌یک از این پرسش‌ها نیست. پاسخ را فقط اسناد و شواهد مشخص خواهند کرد. باید اجازه داد تحقیقات مسیر خود را طی کند. #FireSaeidi #CambridgeUniversity #StopIRILobby

AAIRIA

13,446 Aufrufe • vor 16 Tagen

۲ سال پیش، ۲۱ سپتامبر ۲۰۲۲، درست ۵ روز پس از خبر قتل مهسا امینی در مونترال، یکی از «ووک» ترین، چپ ترین، «مزاحمین خلق» و «اصلاح طلب» خیز ترین شهرهای جهان (پس از پاریس)، در جمع هزاران ایرانی کانادایی که به فراخوان ساده ای از سمت «مردم» آمده بودند، پشت تریبون، در کف خیابان (و نه در سالنهای سرپوشیده و یا زیر مجسمه ها و پارکها) با صدای بسیار بلند، اهمیت «میهن پرستی» و دوری از «چپ افراطی و اسلام افراطی» فریاد شد. آیا میدانستید مونترال، در یک چهارشنبه روزی ساعت ۵ عصر، وسط هفته و در یک روز کاری، همزمان با حضور ابرام قاتل شش کلاسه در نیویورک، اولین شهری بود که بزرگترین اعتراض خیابانی خارج از کشور را ترتیب داد. و آیا میدانید در همین روز پشت تریبون با افتخار پیام تاریخ ساز #جاوید_شاه از بلندگو فریاد شد؟ و مهمتر از این شعار و پیام بنیادین آن، آیا میدانستید در سایه همین شعار و پیام و باور برگزارکنندگان این رویداد سترگ، بسیاری از مردم، در آن روز به یاد ماندنی، تقریبا از تمام جریانهای فکری (جز اسلامیستهای رادیکال و چپ ووکیست افراطی) آزادانه پشت تریبون رفتند و پیامشان را برای همه خواندند؟! بله در سایه همین شعار و باور برگزارکنندگان این برنامه به «میهن پرستی» و پیام «جاوید شاه» بود، که تمام باورهای فکری فرصت ایستادن دوشادوش هم و صحبت از پشت تریبون پیدا کردند. چرا که همانا شعار جاوید شاه، همان شعار جاوید و #پاینده_ایران است با تمام مردمان و باورهایش. میدانید دلیل این پیروزی خیره کننده «مردم» چه بود؟ دلیل آن فقط و فقط خود «مردم» و خودجوش بودن این تظاهراتها و چشم به راه اپوزیسیون فیک شاغل در #گنداب_رسانه نبودن بود! و آیا میدانید مسیر حرکت این دریای عظیم جمعیت در آن روز کجا بود؟ مستقیم تا مقابل رادیو تلویزیون کانادا CBC، یکی دیگر از سنگرهای چپها و گلوبالیستهای اهریمن سرشت! و طبیعتا کوچکترین پوشش راستین از این اتفاق تاریخی، پیام آن و برگزارکنندگانش نشد! در پی این تظاهرات تاریخی چند اتفاق تاریخی و تاریخ ساز دیگر نیز در مونترال و سپس جهان افتاد، که طبیعتا نه هیچگاه در گنداب رسانه ها صحبتی از آن شد، و نه هرگز «بیک اکانتهای» تویتری و اپوزیسیون فیک صادراتی کراواتی پولکی بادکنکی باد شده و شاغل در گنداب رسانه ها از آن صحبتی کردند! ادامه دارد … #مهسا_امینی #پهلوی_امید_ملت

Mohsen Rostami

37,081 Aufrufe • vor 2 Jahren

کالبدشکافی یک عملیات روانی - تله سلبریتی‌ها: اگر یادتان باشد اصلاح‌طلبان شعار «ایران برای همه ایرانیان» از رضا شاه پهلوی را در کمپین‌های تبلیغاتی‌شان مصادره و تکرار کردند. حال اتاق‌ فکر امنیتی جمهوری اسلامی، فاز اجرایی این مصادره را کلید زده‌است. هدف نهایی این پروژه تغییر زمین بازی از «مردم در برابر رژیم» به «مردم در برابر مردم» است. چطور؟! از دی‌ماه جمهوری اسلامی مطمئن‌ شده‌است که نمیتواند نام پهلوی و گستردگی پایگاه طرفداران او را به زمین بزند، اما سناریویی ۴ مرحله‌ای طراحی کرده تا حامیان پادشاهی‌خواه را افرادی تک‌صدا، خشن و حذف‌گر جلوه دهد و جامعه‌ی جهانی را از تنها آلترناتیو واقعی برای ایران آزاد بترساند. این سناریوی امنیتی دقیقاً چگونه کار میکند؟ با نگاه دقیق به تمامی حواشی زرد اخیر از سلبریتی‌ها میتوان به یک الگوی مشخص رسید. 1️⃣ مرحله اول: طعمه‌گذاری و ساخت نماینده فیک: سلبریتی‌ها و چهره‌های مشهور اعم از سالم و یا فاسد، مورد دار یا غیر مورد دار را با تهدید پرونده‌های باز یا وعده‌ی پول بیشتر به میدان میفرستند تا دقیقاً روبروی خواست عموم جامعه بایستند و مشخصاً نام «پهلوی» را هدف قرار دهند. نکته مهم اینجاست: آنها میخواهند افکار عمومی جامعه‌ را از «اپوزیسیون جمهوری‌اسلامی بودن» به «اپوزیسیون پهلوی شدن» تغییر دهند. 2️⃣ مرحله دوم: تحریک و مهندسی واکنش‌ها: افکار عمومی و مبارزان، به صورت طبیعی و از روی خشم، به این سلبریتی‌ها حمله کرده و آنها را طرد (کنسل کالچر) میکنند. اینجا اتفاق مهمی میفتد: سایبری‌های رژیم وارد میشوند و شدیدترین واکنش‌ها را در مجازی برجسته میکنند. یک «اختلاف سیاسی» به یک «دعوای اجتماعی» تبدیل می‌شود. 3️⃣ مرحله سوم: قاب‌بندی مجدد (برداشت محصول): حالا پروپاگاندای رژیم همان واکنش‌های انتخاب‌شده را جدا میکند و در سطح گسترده و هماهنگ برای مخاطب داخلی و خارجی پخش میکند که: «ببینید! این‌ها هنوز به قدرت نرسیده‌اند با مخالفان خود چه می‌کنند! این افراد بدتر از رژیم هستند و این است تصویری که از قدرت در ایران آینده میخواهند.» در این مرحله، رفتار واکنشیِ ارگانیک بخشی از پایگاه طرفداران و یا حتی سازماندهی شده از جانب خودشان را به کل یک پروژه سیاسی بزرگ نسبت میدهند تا تصویر آلترناتیو را تخریب کنند. 4️⃣ مرحله چهارم: ضربه اصلی (تله دوراهی): اینجاست که آن جمله کلیدی و عملیات روانی را بصورت کاملا مهندسی‌شده وارد میکنند: «اگر قرار است ایران را آزاد کنید، چرا از همین امروز مخالفان را تحمل نمیکنید؟ پس چه شد؟ آیا در ایرانِ پهلوی قرار نیست جا برای همه باشد؟» این جمله از نظر تبلیغات منفی ویرانگر است؛ چون مخاطب را مجبور میکند بین دو مفهوم دروغینِ ساخته‌ی رژیم گیر بیفتد و تلاش میکند مفهوم «پهلوی = آزادی برای همه» را با «طرفداران پهلوی = حذف مخالفان» جایگزین کند. ⚠️ خطر اصلی و راه بی‌اثر کردن‌ تله: مهم‌ترین نکته این است: سلبریتی‌ها در این بازی فقط یک «دستمال یکبار مصرف» برای عصبانی کردن ما هستند. این بازی از لحظه‌ی اول بصورت zero-sum طراحی شده‌است و اگر تمام انرژی جامعه صرف این شود که «فلان سلبریتی چرا این را گفت؟»، پروژه امنیتی اتاق فکر اصلاح‌طلبان موفق شده است. درگیر شدن در این بازی، بخشی از هدف مطلوب رژیم است. پاسخ ندادن به این موارد هم به‌نوعی راه را برای تخریب شاه باز میگذارد. تا به اینجا به‌نظرم کم‌هزینه‌ترین راه، پررنگ کردن خیانت و فساد این مهره‌های سوخته‌ی رژیم، خارج از زمین طراحی‌شده ‌در این بازی است نه صرفِ اینکه مقابل پهلوی جهت‌گیری داشته‌اند. چرا که این افراد اصلا عددی نیستند که سوگیری‌ عامدانه‌ی آنها با پهلوی اهمیت داشته باشد. ما باید از روی طعمه‌ها بپریم و روی هدف اصلی تمرکز کنیم. اگر آنها میخواهند این شک را در جامعه بیندازند که آیا یک فرد یا گروه حق دارد برای آینده ایران تصمیم بگیرد؟ پاسخ ما همان اصل بنیادینی است که رضا شاه پهلوی همواره بر آن تاکید کرده‌اند: ایران برای همه ایرانیان است؛ اما بدون هر ورژنی از جمهوری اسلامی. پی‌نوشت: ویدیو را از اکسپلور اینستاگرام گه‌خور‌های پادشاهی‌خواهان برداشته‌ام تا متوجه عمق سرمایه‌گذاری و هماهنگی رژیم برای تولید محتوا در این راستا باشیم. پاینده ایران، جاویدشاه 🇮🇷

Apranik 🇮🇷🇮🇱

23,593 Aufrufe • vor 20 Tagen

🚨گزارش تصویری: بنگاه آمارسازی گمان سازنده اعداد و ارقام دلخواه برای پروژه‌هایی که نیاز به "پشتیبانی آماری" دارند تا به نهادهای تأمین بودجه و افکار عمومی فروخته شوند! در گزارش تصویری زیر، با ارائه اسناد و شواهد نشان داده‌ام که مؤسسه گمان متعلق به عمار ملکی در چرخه بازتولید فاند و فساد، نقش "عددساز" را بازی می‌کند. گمان از فاندخوران پول می‌گیرد و به نفعشان آمارسازی می‌کند. 📎 در این گزارش می‌بینید: ۱. مدارک ثبت و گزارش اعتباری مؤسسه گمان در هلند ۲. منابع مالی و پشتیبانی گمان: عمار ملکی با سفارش نهادها و افرادی چون لادن برومند، ایران‌اینترنشنال، صدای آمریکا، و آژانس رسانه‌های جهانی آمریکا (USAGM)، آمار و ارقامی تولید می‌کند که دقیقاً با روایت‌های از پیش تعیین‌شده تطابق دارند. ۳. چرخه فساد و تعارض منافع در تأمین مالی و پشتیبانی از گمان: ◀️آژانس توسعه بین‌المللی آمریکا (USAID) بودجه‌ای تحت عنوان «حمایت از دموکراسی در ایران» تخصیص می‌دهد. ◀️این بودجه از طریق واسطه‌هایی چون لادن برومند، بنیادهای زنجیره‌ای حقوق بشری (مانند هرانا، بنیاد حقوق بشر ایران، اتحاد برای ایران)، صدای آمریکا، ایران‌اینترنشنال و USAGM به مؤسسه گمان (عمار ملکی) می‌رسد. ◀️ عمار ملکی نیز به سفارش آن‌ها، آمارهایی تولید می‌کند که خروجی دلخواه حامیان مالی را ارائه دهد؛ مانند این ادعا که مردم ایران خواهان ائتلاف فلان چهره‌ها هستند، یا اینکه VOA و ایران‌اینترنشنال بیشترین اعتبار را نزد مردم دارند. ◀️سپس این آمارها در گزارش‌های بازگشتی به USAID و وزارت خارجه آمریکا درج می‌شود تا نشان دهند که پروژه "موثر" بوده است. این گزارش‌ها به کنگره آمریکا ارائه می‌شوند تا بودجه سالانه تمدید و تأیید شود. 📌 نکته کلیدی: تاریخ انتشار این گزارش‌ها و اتفاقاتی که بلافاصله پس از آن‌ها رخ می‌دهد، کاملاً معنادار است. 🎭 نقش گمان در دسیسه جورج‌تاون: چند روز پیش از رونمایی از دسیسه «ائتلاف جورج‌تاون»، گمان گزارشی ساختگی منتشر کرد که به سفارش ایران‌اینترنشنال تهیه شده بود. این گزارش، که بر اساس آماری ساختگی درباره درصد محبوبیت چهره‌های موسوم به «اپوزیسیون» در کنار شاهزاده رضا پهلوی تهیه شده بود، مدعی شد: ۸۵٪ از مردم ایران خواهان ائتلاف اپوزیسیون هستند و حتی رأی داده‌اند چه کسانی در این ائتلاف باشند! در این گزارش، محبوبیت واقعی شاهزاده رضا پهلوی به‌عنوان طعمه استفاده شد تا یک ائتلاف جعلی و بی‌خاصیت به‌عنوان "خواست مردم" جا زده شود. در نهایت، افرادی مانند مسیح علینژاد، عبدالله مهتدی، حامد اسماعیلیون و نازنین بنیادی به‌عنوان نمایندگان این ائتلاف در مراسم جورج‌تاون ظاهر شدند. 📉 گمان و عددسازی به نفع رسانه‌های ایران‌ستیز (اینترنشنال و صدای آمریکا): پس از افشای رسوایی «جورج‌تاون» و روشن شدن ماهیت واقعی اینترنشنال و مهره‌هایش (اسماعیلیون، مهتدی، علینژاد و بنیادی)، گمان طبق معمول مأمور شد تا فضا را با آمار جعلی مدیریت کند. در گزارش تابستان ۱۴۰۲خود، گمان ایران‌اینترنشنال را معتبرترین و پرمخاطب‌ترین رسانه نزد مردم ایران معرفی کرد! این در حالی بود که مخاطبان اینترنشنال به‌شدت کاهش یافته بودند و #بایکوت_اینترنشنال در شبکه‌های اجتماعی ترند شده بود. جالب‌تر آنکه عمار ملکی ادعا کرد برنامه "تبلت" مسیح علینژاد یکی از پربیننده‌ترین برنامه‌های VOA بوده! ملکی در حالی تلاش می‌کرد اینترنشنال را احیا کند که خودش بلندگوی رسمی این رسانه است و به‌صورت مرتب به عنوان کارشناس در برنامه‌های آن دعوت می‌شود تا از آمار ساختگی خود دفاع کند. 🌀 گمان در خدمت گفتمان جعلی و مبهم «گذار خشونت‌پرهیز»: در جدیدترین گزارش، گمان ادعا کرده که طی دو سال اخیر: حمایت مردم از براندازی به‌عنوان پیش‌شرط تغییر از ۶۱٪ به ۳۵٪ کاهش یافته! در عوض، از رشد مفهومی مبهم به نام: گذار ساختاری و خشونت‌پرهیز از جمهوری اسلامی خبر داده است. با اضافه کردن طرفداران اصلاحات به این ترکیب ساختگی، آماری مهندسی شده ارائه شده تا نمایش دهند که «اپوزیسیون خاکستری» از براندازان پیشی گرفته است. 💰 نتیجه: فاندخورها با آمار ساختگی عمار ملکی، تمدید فاندها را تضمین می‌کنند و سهم خود را دریافت می‌کنند. در این مافیای فاسد، پول، آمار، رسانه و نفوذ در خدمت حفظ ظاهر یک آپوزیسیون جعلی و قابل‌کنترل هستند؛ آپوزیسیونی که در نهایت، به بقای جمهوری اسلامی کمک کرده است. GAMAAN - گَمان

غزال

22,840 Aufrufe • vor 1 Jahr