正在加载视频...

视频加载失败

بیایید همه با هم از تک تک بازداشت شدگان مراسم #خسرو_علیکردی بنویسیم و نگذاریم فراموش شوند. بعد از گذشت چهار روز از حمله وحشیانه نیروهای امنیتی به مراسم هفتم زنده‌یاد خسرو علیکردی، هنوز ۲۶ نفر از دستگیر شدگان که برخی از آنها به خاطر خشونت و وحشی‌گری ماموران دچار...

33,341 次观看 • 8 个月前 •via X (Twitter)

0 条评论

暂无评论

原始帖子的评论将显示在这里

相关视频

خانواده نرگس محمدی از بازداشت او در مشهد خبر می‌دهند. این فعال سرشناس حقوق بشر ایران، به همراه چند کنشگر دیگر در مراسم شب هفت خسرو علیکردی، وکیل حقوق بشر شرکت کرده بودند. جسد آقای علیکردی هفته پیش در دفترش پیدا شد و خانواده اش می‌گویند که تصاویر دوربین‌های مداربسته آنجا بدست مأموران امنیتی توقیف شده است. بنیاد نرگس محمدی هم گفته است که خانم محمدی به‌همراه سپیده قلیان، هستی امیری، پوران ناظمی، عالیه مطلب‌زاده و چند تن دیگر که در این مراسم حضور داشتند، بازداشت شدند. مرضیه آدینه‌زاده، خواهر ابوالفضل آدینه‌زاده از کشته‌شدگان اعتراضات ۱۴۰۱ در اینستاگرام خود نوشت که ماموران لباس‌شخصی پدرش را در این مراسم بازداشت کرده‌اند. گزارش‌ها حاکیست که در مراسم هفتم خسروعلیکردی در مشهد، شمار زیادی شرکت کردند. بنا بر همین گزارش‌ها نیروهای امنیت به شرکت‌کنندگان مراسم حمله کردند و چند نفر را با خشونت بازداشت کردند. غزل عبداللهی، دختر خانم مطلب‌زاده، هم درباره خبر این دستگیری‌ها به بی‌بی‌سی گفت که دو مرد به نام‌های اسدالله فهیمی و اکبر امینی نیز بازداشت شده‌اند.

BBC NEWS فارسی

43,111 次观看 • 8 个月前

نرگس محمدی، برنده جایزه صلح نوبل، امروز در کنار خانواده خسرو علیکردی بود و در مراسم یادبود او در مشهد سخنرانی کرد. امروز در مراسم هفتم جاویدنام دکتر خسرو علیکردی وکیل آزاده در شهر مشهد، ماموران گارد ویژه به شرکت‌کنندگان حمله کردند لازم به ذکر است، در مراسم امروز نرگس محمدی، نسرین ستوده، سپیده قلیان، پیام درفشان، خانواده آدینه‌زاده، مادر جاویدنام مریم آروین و جمع زیادی از وکلا، زندانیان سابق و فعالان مدنی حضور یافتند و طبق خبرهای دریافتی، نیروهای سرکوبگر به آن‌ها حمله کردند. گفته شده که نرگس محمدی و سپیده قلیان با ضرب و‌شتم بازداشت شدند، همچنین خبرهایی درباره بازداشت پدر ابوالفضل آدینه‌زاده، داوود علیکردی و احمد علیکردی به دست ما رسیده است.. مردم جواد علیکردی را فراری دادند، از سایر میهمانان هنوز خبری نداریم. طبق خبر دریافتی، داخل مسجد گاز اشک آور‌ زدند ماموری گفته: هرکس را گرفتنید تا می‌توانید بزنید بسیاری را بازداشت کرده‌اند. #خسرو_علیکردی #نرگس_محمدی #یاری_مدنی_توانا

توانا Tavaana

29,699 次观看 • 8 个月前

عالیه مطلب زاده، عکاس و خبرنگار، که به همراه نرگس محمدی، سپیده قلیان، هستی امیری و پوران ناظمی در جریان مراسم خسرو علیکردی بازداشت شد، دیروز در تماسی به خانواده خود در ایران گفته‌است، که فشارها امنیتی در مشهد بر آنها زیاد است و «دارند اذیتشان میکنند»، پس از تنها ادای چند جمله تماس عالیه توسط نیروهای زندان قطع شده است. غزل عبداللی، هنرمند و دختر مطلب زاده در این ویدیو به تفضیل توضیح داده است: «یک ماه از بازداشت مادرم، عالیه مطلب زاده، عکاس و خبرنگار، و نرگس محمدی، برنده جایزه صلح نوبل در مشهد گذشته است. شب گذشته، مادرم در تماس کوتاهی از بازداشتگاه امنیتی مشهد گفت که »آنها تحت فشار شدید هستند«. او گفت که »هیچ اطلاعی ندارد که چه اتفاقی قرار است برایشان بیفتد، چه تصمیم هایی درباره پرونده هایشان گرفته شده و یا مقام ها چه برنامه ای برای ادامه وضعیت آنها دارند«. او گفت »سرنوشتشان آن قدر نامعلوم است که حتی کسانی که آنها را بازداشت کرده اند پاسخی ندارند تنها سکوت و فشار بیشتر«. این تماس پیش از آن که بتواند ادامه یابد یا حرف بیشتری بزند، بلافاصله توسط نیروهای امنیتی قطع شده است. همزمان، در حالی که اعتراضات گسترده علیه رژیم در سراسر ایران ادامه دارد و اینترنت قطع است، مادرم عالیه مطلب زاده و نرگس محمدی ،سپیده قلیان، هستی امیری، پوران ناظمی به همراه بسیاری دیگر همچنان در مشهد بازداشت هستند و در سلول های انفرادی توسط نهادهای اطلاعاتی جمهوری اسلامی نگه داشته می شوند. یک ماه از بازداشت آنها گذشته و همچنان تحت بازجویی هستند. هیچ ملاقاتی برایشان انجام نشده و به وکلای خود دسترسی نداشته اند. اکنون، در سیزدهمین روز اعتراضات سراسری علیه رژیم در ایران، با تشدید اوضاع و قطع کامل اینترنت ارتباط من با دیگر اعضای خانواده نیز قطع شده، زندانیان — به ویژه کسانی که در سلول های انفرادی نگه داشته شده اند — عملاً به فراموشی سپرده شده اند و من عمیقاً نگران سلامت و جان مادرم هستم. فشار مداوم، انزوای طولانی و بی خبری کامل، او و دیگر بازداشت شدگان ۱۲ دسامبر در مشهد، مانند نرگس محمدی، را در معرض خطر جدی قرار داده است و ما نمی دانیم رژیم با آنها چه خواهد کرد. مضافا نگه داشتن خانواده ها در بیخبری نیز خود شکلی از شکنجه است.»

Mina Khani

21,753 次观看 • 7 个月前

«۵هزارتومان و ۲ کله‌قند آوردند و گفتند دیشب دختران شما را عقد کردیم» در این فایل صوتی، خانم پوران ناظمی، فعال مدنی، برای نخستین بار با جزییات از رنج‌هایی که در زندان جمهوری اسلامی در دهه شصت، هنگامی که کودکی بیش نبود، متحمل شد، سخن می‌گوید. این فایل بخشی از برنامه شماره ۶۴ کلاب هاوس تاریخ شفاهی حقوق بشر است که در تاریخ دوم جون ۲۰۲۳ با مدیریت آقای سعید دهقان، حقوقدان، برگزار شده است. این مجموعه برنامه‌ها قرار است بعدها پس از پیاده‌شدن، به صورت یک کتاب منتشر شود. این بخش از برنامه با پیشنهاد و اجازه آقای دهقان، توسط آموزشکده توانا منتشر می‌شود. آنچه باید درباره پوران ناظمی بدانیم جان پوران ناظمی، فعال مدنی و از بازداشت‌شدگان مراسم هفتم خسرو علی‌کردی، به دلیل شرایط جسمی، بیماری و پرونده قضایی باز و سنگینی که دارد، در وضعیت پرخطر قرار گرفته است. پوران ناظمی فعال مدنی، شاعر و نویسنده‌ای است که سال‌ها در حوزه‌های مختلف اجتماعی از جمله حمایت از زندانیان سیاسی، توانمندسازی زنان و حمایت از کودکان، به‌ویژه در مناطق جنوب‌شرق ایران، فعالیت مستمر داشته است. او از مخالفان مجازات اعدام و یکی از امضاکنندگان بیانیه ۱۴ فعال سیاسی برای استعفای علی خامنه‌ای به شمار می‌رود. ناظمی از دوران نوجوانی بارها به دلیل فعالیت‌های مدنی احضار و بازداشت شده و در سال‌های اخیر نیز در تجمع‌های اعتراضی مختلف، از جمله حمایت از زندانیان سیاسی، اعتراض به سرکوب معترضان خوزستانی و مخالفت با طالبان، بازداشت شده است. در جریان یکی از این بازداشت‌ها، او به‌شدت مجروح شد. در مهرماه ۱۴۰۱ و هم‌زمان با جنبش «زن، زندگی، آزادی»، پوران ناظمی بازداشت و به بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل شد. پس از آزادی در بهمن همان سال، هنگام ملاقات با پدر بیمارش در بیمارستان، به همراه خواهرش با خشونت و تعرض جنسی بازداشت شد و چند روز بعد با تودیع وثیقه آزاد گردید. دادگاه انقلاب جیرفت در شهریور ۱۴۰۲ او را با اتهام‌هایی از جمله محاربه و افساد فی‌الارض مواجه کرد؛ اتهام‌هایی که باعث شد او از حضور در دادگاه‌های جمهوری اسلامی خودداری کند و نزدیک به دو سال به‌صورت مخفیانه زندگی کند. با این حال، ناظمی در این دوره نیز فعالیت‌های مدنی خود را متوقف نکرد. مستند «پناهگاه ۲۵» بر پایه همین مقطع از زندگی او ساخته شده است. پوران ناظمی در بهمن ۱۴۰۳ اعلام کرد که به دلیل افشاگری درباره فساد مسئولان در جنوب کرمان، از سوی نهادهای امنیتی «مهدورالدم» معرفی شده است. با وجود این‌که تصور می‌شد پرونده او در شهریور ۱۴۰۴ مختومه شده باشد، کیفرخواست جدیدی علیه او صادر شد و پرونده با اتهام‌های سنگین محاربه و افساد فی‌الارض بار دیگر به جریان افتاد. خانم ناظمی، همواره غمخوار مردم محروم جنوب کرمان بود و در فعالیت‌های عام‌المنفعه مشارکت داشت. او از دوستان نزدیک فاطمه سپهری و ناهید شیرپیشه است و همواره صدای آن‌ها و سایر خانواده‌های دادخواه و زندانیان سیاسی بوده است. او در دهه شصت وقتی که هنوز کودک بود، بازداشت شده و در زندان مخوفی در کرمان محبوس شد، روایت او را از آن دوران بشنوید. #پوران_ناظمی #دهه_شصت #زندانی_سیاسی #کرمان #زندان #شکنجه #اعدام #شلاق #خسرو_علیکردی #یاری_مدنی_توانا

توانا Tavaana

28,571 次观看 • 8 个月前

مهدی نوجوان و هزاران افغانستانی دیگر، نمادِ زنده‌ای از درد، رنج و مقاومتِ هستند که در سایه ظلم و بی‌عدالتی سیستماتیک ایران، به حاشیه رانده شده‌اند. آن‌ها که به امید یافتن پناه و امنیت، از خاک جنگ‌زده و بحران‌زده خود به ایران گریختند، که عامل این بدبختی و سرگردانی ها سران سیاسی بی کفایت و خودباخته ای هستند که به جای آوردن آرامش سیاهی، بدبختی را به مردم دادند. اکنون هر روز در کوچه‌های بی‌رحمی و تبعیض قدم می‌زنند. آن‌ها به دنبال آرامشی بودند که در وطن خود نیافتند، اما در اینجا نیز چیزی جز بی‌رحمی و ستمگری نصیب‌شان نشدند. داستان مهدی نوجوان، که به دست پلیس ایران به طرز وحشیانه‌ای ضرب و شتم شد و گردن‌اش شکست، وجدان‌های بیدار را به لرزه در می‌آورد. این فاجعه دردناک، تنها گوشه‌ای از هزاران مورد نقض حقوق انسانی مهاجرین افغان در ایران است. نباید فراموش کنیم که این داستان، یکی از بی‌شمار قصه‌های تلخی است که هر روز و هر لحظه در گوشه و کنار ایران برای پناهجویان افغان تکرار می‌شود. از محرومیت‌های آموزشی و بهداشتی گرفته تا تبعیض‌های روزمره، هر یک از این ظلم‌ها، زخمِ تازه بر روح و جان این انسان‌ها می‌گذارد. ما نمی‌توانیم از یاد ببریم که روزی یک مهاجر افغان، به جرم افغان بودن و به دلیل تشنگی، از یک قطره آب محروم شد و جان خود را از دست داد. این بی‌رحمی‌ها و جنایات را نمی بخشیم و نه فراموش می کنیم. تاریخ معاصر مملو از قصه‌های تلخ مهاجرینی است که به جای همدردی و کمک، با دیوارهای بی‌تفاوتی و خشونت روبه‌رو شده‌اند. این سرزمین، که باید پناهگاهی برای آنان باشد، به زندانی ناخواسته تبدیل شده است؛ زندانی که در آن نه تنها حق زندگی، بلکه حق انسان بودن نیز از آنان سلب شده است. اما این داستان‌ها نباید در لابه‌لای صفحات تاریخ محو شوند. مهدی نباید به یک قربانی بی‌صدا در میان هزاران قربانی دیگر تبدیل شود.. ما نمی‌توانیم و نباید فراموش کنیم که هر لحظه بی‌تفاوتی و هر لحظه سکوت در برابر این بی‌عدالتی‌ها، به معنای همدستی با ظلم است. مهاجرین افغان انسان‌هایی هستند که مانند هر فرد دیگری، در دل خود آرزوها، رویاها و امیدهایی برای آینده بهتر دارند.. آنان سزاوار زندگی‌ای شرافتمندانه، سزاوار احترام و کرامت انسانی‌اند. اکنون زمان آن رسیده است که صدای این مظلومیت‌ها را به گوش جهانیان برسانیم. باید فریاد بزنیم که این ظلم‌ها و بی‌عدالتی‌ها غیرقابل تحمل‌اند و نباید ادامه پیدا کنند. ما مسئولیتی بزرگ‌تر از آنچه تاکنون پذیرفته‌ایم بر دوش داریم. این مسئولیت تنها به خاطر مهدی و هم‌میهنانش نیست، بلکه به خاطر تمامی انسان‌هایی است که به عدالت، برابری و حقوق بشر اعتقاد دارند. سکوت در برابر این درد و رنج، خیانتی به انسانیت است و تاریخ، ما را بر اساس همین واکنش‌ها قضاوت خواهد کرد. فراموش نکنیم، هر جان بی‌گناهی که زیر بار این بی‌عدالتی‌ها از دست می‌رود، ندایی است که وجدان ما را به پاسخگویی فرا می‌خواند. اکنون وقت آن است که سکوت را بشکنیم و در برابر این ظلم، ایستادگی کنیم؛ چرا که انسانیت ما را به این وظیفه فرا می‌خواند. [بنیاد فرهنگی گوهرشاد بیگم] [جنبش زنان عدالت خواه افغانستان] . #پایت_را_از_گلویم_بردار #Take_your_foot_off_my_neck #جورج_فلوید_افغانستان #پایت_را_از_گلویم_بردار #ایران #پناهجو

Golchehrah Yaftali

51,900 次观看 • 2 年前

فضای مجازی پر از انتقادهای بی باکانه جواد، برای وکیل جان باخته خسرو علیکردی، از حکومت و دستگاه های امنیتی است. خانواده علیکردی از کردهای کرمانج خراسان هستند. کردهایی که صدها سال پیش برای دفاع از خاک ایران به خراسان کوچانده شدند، حال جمعیت آنها بیش از ۱.۵ میلیون نفر است. هنگامی که خسرو دو ساله بود پدر و عموی او در جنگ ایران و عراق کشته شدند، برادر او از بنیاد شهید اعلام برائت کرد و گفت پدر و عمویشان دیروز به خاطر دفاع از ایران کشته شدند، امروز خسرو. این بخشی از سخنان جواد است: «باران و هانا ی عزیزم، دختران خردسال او، هنوز مفهوم مرگ را نمی فهمند، اما جای خالی پدر را با تمام وجود حس می کنند... اقوام ما، کردهای در تبعید، برای دفاع از وطن، که هنوز از زخمهای گذشته آرام نشده بودند، اینک زخمی بزرگتر بر دل دارند.... خشرو وکیل بود، وقتی وزارت اطلاعاتی ها او را «به اصطلاح وکیل» می خواندند. او در دادگاه های انقلاب جمهوری اسلامی با شجاعت و صلابت از جوان جنبش زن، زندگی، آزادی در سال ۱۴۰۱ دفاع کرد. همواره کنار کسانی بود که جامعه صدایشان را نشنیده بود.... #خسرو_علیکُردی

Jiyar Gol

65,648 次观看 • 8 个月前

‌ این صدا رو گوش کنید صدای شهامت مردم ایران است. صدای یک کارگر رنج دیده است. رضا مراد بهروزی که همسرش سوری بابایی چگینی دو روز پیش بازداشت شده بود، وقتی که همسرش از بازداشتگاه اطلاعات سپاه با او تماس می‌گیرد، خطاب به بازجویی اطلاعات سپاه که گوشی را از خانم بابایی چگینی گرفته، به تندی و صراحت سخن می‌گوید. او به آن بازجو می‌گوید نانی که روی سفره همسر و فرزندت می‌بری به خون آغشته است. او می‌گوید این حکومت ستمگر است غارتگر است تجاوزگر است، خیانتکار است. ما معترضیم، ما خواهان سرنگونی این رژیم آخوندی اسلامی هستیم. لازم به ذکر است خانم بابایی چینی پس از بازجویی و تفهیم اتهام به زندان چوبیندر قزوین منتقل شده است و برای او قرار وثیقه تعیین کرده‌اند. به او اتهاماتی همچون اخلال در نظم عمومی، تبلیغ علیه نظام و توهین به رهبری را منتسب کرده‌اند. مصداق این اتهامات بیشتر به استوری های انتقادی او برمی‌گردد. به خانم بابایی چگینی گفته‌اند به زودی همسرت را هم بازداشت می‌کنیم. این زوج والدین سه فرزند هستند و در طی سال‌های گذشته بارها زندانی شده‌اند و در مقاطعی هر دو در زندان بودند. #سوری_بابایی_چگینی #رضا_مرادبهروزی #اعتراضات_سراسری #یاری_مدنی_توانا

توانا Tavaana

23,536 次观看 • 7 个月前

اطلاعات جدید از جان باختن دانشجوی ۱۹ ساله بلوچ بازداشت شده توسط اطلاعات سپاه در زاهدان به گزارش حال وش/ یک نوجوان ۱۹ ساله دانشجوی بلوچ که روز سه شنبه ۱۰ بهمن ۱۴۰۲، بدلیل فعالیت در فضای مجازی توسط نیروهای اطلاعات سپاه در زاهدان بازداشت شده بود جان خود را از دست داد. هویت این نوجوان دانشجوی بلوچ:« #سپهر_شیرانی » ۱۹ ساله فرزند دکتر علی اهل فنوج و ساکن زاهدان توسط حال وش احراز شده است. به گفته منابع حال وش:« سپهر در برخی مواقع بصورت داوطلب با انتظامات مسجد مکی همکاری می کرده و روز سه شنبه دهم بهمن حوالی ساعت ۴ بعدظهر از منزل خود خارج و تلفن وی خاموش شده و سپس با پرس و جو و پیگیری، خانواده وی از بازداشت سپهر توسط اطلاعات سپاه اطمینان حاصل کردند و علت بازداشت وی را بدلیل فعالیت در فضای مجازی اعلام کرده و گفته بودند پس از پرسش سوالاتی چند او را آزاد می کنیم.» یک منبع آگاه دیگر در این باره به گزارشگر حال وش گفت: «بامداد امروز حوالی ساعت ۴:۳۰ صبح پیکر بی جان سپهر در حالی که از ناحیه سر هدف گلوله قرار گرفته بوده در پشت بام منزل آپارتمانی شان پیدا شده است در حالی که خانواده وی هیچ اطلاعی نداشتند که وی چطور از بازداشت اطلاعات سپاه بدون اطلاع آزاد شده است و از حضور وی که چطور به پشت بام خانه رفته هم هنوز بی اطلاع هستند و با توجه به سابقه دستگاه های امنیتی نحوه مرگ وی سناریوسازی شده است.» این منبع آگاه افزود:« پیشتر ماموران امنیتی به سپهر در خصوص فعالیت در فضای مجازی و حضور در انتظامات مسجد مکی و حمایت از اعتراضات جمعه های زاهدان تذکر و هشدار داده و به وی گفته بودند که حق نداری دیگر پست در مورد اعتراضات بزاری اما او توجهی به این تذکرات نکرده بود.» گفتنی است تاکنون نیروهای امنیتی و دستگاه قضایی درباره نحوه کشته شدن سپهر که گمان می رود تحت شکنجه قرار گرفته به خانواده وی پاسخی ندادند و جسد وی تا لحظه تنظیم خبر در اختیار اطلاعات سپاه است و خانوده و بستگان وی در حال انجام کارهای مربوط به تحویل جسد از پزشکی قانونی هستند. توضیح:( ویدئوی ضمیمه شده مربوط به گوشه ای از فعالیتهای سپر شیرانی در فضای مجازی در هایلات صفحه اینستاگرام وی است.)

حال وش

40,039 次观看 • 2 年前

🔴 درود هموطنان عزیزم هوشیار باشیم! ✍️ویکتوریا آزاد بر اساس مشاهدات میدانی امروز در مشهد در مراسم هفتم پاکروان خسرو علیکردی، «الگوی آشنای تفرقه بیانداز و حکومت کن»دستگاه اطلاعاتی–امنیتی جمهوری اسلامی بار دیگر تکرار شد: نفوذ تعدادی عناصر سازمان‌یافته رژیم با شعارهای انحرافی جاوید شاه، با هدف ایجاد انحراف، تنش و شکاف در صفوف معترضان و بر علیه اپوزیسیون جمهوری اسلامی 🔹در این تجمع، عده قلیلی از طرفداران رضا پهلوی با مامورین اطلاعاتی رژیم همزبان شدند و‌ جهت برهم خوردن انسجام جمعیت با شعارهای انحرافی ”جاوید شاه” سعی در جلوگیری از سخنرانی خانم نرگس محمدی داشتند؛ در حالی‌که بازداشت‌ها بطورکلی متوجه فعالان جمهوری‌خواه و معترضان اصلی بود و شعاردهندگان انحرافی و نفوذی بدون برخورد امنیتی و هیچگونه دستگیری محل را ترک کردند. این الگو، دست‌کم، سؤال‌برانگیز و مشکوک است. 🔹چند دقیقه پس از این وقایع، تشکرِ #رضا_پهلوی از شعاردهندگانی که به نفع او شعار داده بودند، نه‌تنها کمکی به ایجاد وحدت بین مبارزین نکرد، بلکه عملاً نشان داد که رضا پهلوی تا چه اندازه تشنه شنیدن شعار جاوید شاه از داخل ایران است شعاری که هرگز فراگیر نشده و نخواهد شد. شعاری که آلوده به نقشه های سازمان اطلاعات رژیم است. موضع رضا پهلوی بلا فاصله بعد از وقایع فاجعه آمیز مشهد و سرکوب وحشیانه نرگس محمدی و اکبر امینی ارمکی، پوران ناظمی، داوود علیکردی، محمد علیکردی، حسن باقری نیا، ابوالفضل ابری، اسدالله فخیمی، عالیه مطلب زاده ، هستی امیری، حبیب فدایی، سپیده قلیان، علی و رضا آدینه زاده، نورا حقی و شماری از عزیزان دیگر نه در راستای همبستگی بلکه جهت ایجاد شکاف‌ بیشتر بین نیروهای مخالف جمهوری اسلامی است. فرافکنی رضا پهلوی؛ رفتاری نه مسئولانه و نه ملی تلقی می‌شود. و این در حالیست که نرگس محمدی همه را یکپارچه به شعار زنده باد محمد رضا رهنورد دعوت کرد! امیدوارم خانم #نرگس_محمدی اکنون بیشتر درک کند چرا مقابله نظامی و مبارزه غیرمسالمت آمیز با این رژیم سرکوبگر و کثیف اوجب واجبات است. 🔹هموطنان عزیزم! تنها با تمرکز بر سازماندهی، و شعارهای فراگیر و ملی چون «زن، زندگی، آزادی» و «مرگ بر دیکتاتور» می‌توان توطئه‌های امنیتی و انحرافی رژیم را خنثی کرد. همبستگی ما شرط پیروزی است. 🔥 هدف روشن است: نه بازتولید دعواهای تاریخی و سلیقه ای، نه قهرمان‌سازی و کیش شخصیت، بلکه براندازی جمهوری اسلامی و استقرار یک حکومت سکولار دموکرات در ایران. هوشیار بمانیم. #خسرو_علیکردی #جواد_علیکردی Narges Mohammadi | نرگس محمدی Reza Pahlavi

Victoria Azad

29,190 次观看 • 8 个月前

متن کامل سخنرانی در روز دوم «کنفرانس ایران» به میزبانی سازمان نوفدی که به «برنامه دوران اضطرار» و پروژه شکوفایی ایران اختصاص داشت. ١٠ سپتامبر ٢٠٢۵ (١٩ شهریور ٢۵٨۴/١۴٠۴) واشینگتن دی‌سی ---------------- دوستان عزیز، هم‌میهنان گرامی، پیش از هر چیز، از همه شما که دیروز و امروز در کنفرانس ایران حضور داشتید و همچنین از همه کسانی که این نشست را از سراسر جهان دنبال کردند، صمیمانه سپاسگزارم. همچنین وظیفه خود می‌دانم از سازمان نوفدی و همه کارشناسان و متخصصانی که در پروژه «شکوفایی ایران» و به‌ویژه در تدوین برنامه مرحله اضطرار مشارکت کرده‌اند، قدردانی کنم. همان‌طور که در روز رونمایی از این پروژه گفتم، این یک پروژه ملی است؛ پروژه‌ای متعلق به همه ملت ایران. از همان روز نخست انتشار برنامه مرحله اضطرار، ما اعلام کردیم که از نقدها و پیشنهادها استقبال می‌کنیم. اساساً هدف از انتشار این برنامه در این مقطع، همین بود: تا در معرض نقد و بررسی دقیق قرار گیرد، چکش‌کاری شود و در نهایت، به بهترین نسخه خود برای زمان اجرا بعد از سقوط این رژیم برسد. باعث خوشحالی است که از زمان انتشار، هزاران نقد و پیشنهاد به دست ما رسیده است. تیم نویسندگان و گردآورندگان همه آنها را با دقت بررسی کرده‌اند و خواهند کرد و از آن‌ها برای بهبود برنامه بهره خواهند گرفت. البته در کنار نقدهای سازنده، تخریب، سنگ‌اندازی و اتهام‌زنی هم متاسفانه بوده است. این موضوع برای من جای تعجب نداشت، زیرا اطلاع دقیق دارم که رژیم در ماه‌های گذشته کارزاری تازه و سازمان‌یافته برای حمله و تخریب علیه من، تیم و فعالیت‌هایمان آغاز کرده است. این کارزار تخریب به‌ویژه از زمان اعلام پلتفرم همکاری ملی برای جذب نیروهای نظامی، انتظامی، امنیتی و دولتی شدت گرفت؛ پس از برگزاری موفقیت‌آمیز و شکوهمند همایش مونیخ، وارد فاز تازه‌ای شد؛ و با انتشار برنامه مرحله اضطرار به اوج خود رسید. تکلیف با آنهایی که آگاهانه به دنبال حفظ این رژیم ضدایرانی هستند روشن است. امیدوارم معدود کسانی نیز که ناآگاهانه در دام رژیم افتاده‌اند، راه خود را از بدخواهان جدا کنند. بار دیگر تأکید می‌کنم: همه آنهایی که به اصول بنیادینِ «حفظ تمامیت ارضی ایران، پاسداری از آزادی‌های فردی و برابری همه شهروندان، جدایی دین از حکومت، و حق ملت ایران برای انتخاب شکل حکومت آینده خود» باور دارند، باید بتوانند با هم همکاری کنند. من از همه آنها دعوت می‌کنم که بخشی از راه‌حل باشند و به این کارزار ملی بپیوندند. اما برای آنها که می‌خواهند بخشی از مشکل باقی بمانند، ما حتی یک ثانیه وقت تلف نخواهیم کرد. این قطار در حال حرکت است و با تخریب‌ها و سنگ‌اندازی‌ها متوقف نخواهد شد. امروز جمهوری اسلامی در ضعیف‌ترین و شکننده‌ترین وضعیت خود در طول ۴۶ سال گذشته قرار دارد، و از تامین ابتدایی‌ترین نیازهای مردم ایران، همچون آب و برق و سوخت، ناتوان است. در مقابل، ما از همین امروز در حال برنامه‌ریزی هستیم تا پس از سقوط رژیم، مشکلات مردم به سرعت حل شود. ما امروز، هم برای سرنگونی این رژیم استراتژی و برنامه داریم، و هم برای جایگزینی آن. و گام‌به‌گام بر اساس این برنامه مدون پیش می‌رویم. نگاهی به حجم فعالیت‌ها و موفقیت‌های کارزار ما در همین دو ماه گذشته، بهترین نشانه و دلیل است که چرا باید به پیروزی ایمان داشته باشیم.

Reza Pahlavi

397,299 次观看 • 11 个月前

همه خسته‌ایم، اما باید شجاعت، دلیری و آگاهی نیکا و توماج را گسترش دهیم. این روزها، حال ایران بیش از پیش، خوش نیست. در واقع حال ما، مردم ایران، مدتهاست ناخوش و بد است. از وضعیت موجود، از گزارشی که در مورد نیکا منتشر شد، از اینکه توماج را برای حرف زدن و بیان حقیقت، محکوم کرده‌اند. از اینکه رضا رسایی، عباس دریس مجاهد کورکور و افراد زیادی، زیر حکم اعدام هستند، به‌خاطر وضعیت بچه‌های اکباتان و معترضان دیگر. از اینکه شاهد افزایش خودکشی‌های گروه‌های مختلف و سرمایه های انسانی کشور بصورت‌روزانه هستیم؛ از پزشکان تا شهروندان تحت فشارهای مختلف زندگی روزمره و.... همه این‌ها باعث شده مردم خشمگین و جامعه در آستانه انفجار باشد. فقر، فساد، رانت دزدی خفت گیری و.... فراگیر شده و اکثریت مردم، توان تامین مایحتاج اولیه زندگی را ندارند. و در چنین شرایطی فرماندهان انتظامی با دو کیلو نشان افتخار بر دوش و سینه‌شان، زنان ایران را خاکریز دشمن معرفی می‌کنند، آنها را عامل بیگانه می‌نامند و از فتح سنگرهای دشمن با این رفتارهای خشن و غیرانسانی در خیابان‌ها، سخن می‌گويند. حق شهروندی و حقوق اولیه‌ی انسانی و آزادی زنان ایران، خاک ریز هیچ حکومتی و سردار نظامی نیست که بخاطرش حاضر هستند اینگونه با زنان بجنگند! در جایی و زمانی هستیم که دادخواه هان و خانواده‌های کشته شدگان را علنا آزار میدهند، تهدید و بازداشت می‌کنند که چرا دنبال قاتل عزیزانتان هستید! حکم‌هایی بر اساس اعتراف‌های افرادی که تحت اجبار و شکنجه هستند (شخصا در بازداشتگاه ها شاهد شکنجه‌ها بوده‌ام)، صادر می کنند، هرصدای دیگری را خاموش و ساکت می‌کنند و از این طریق پیش می‌روند. اگر درگیر بازداشت یکی از اعضای خانواده با آشنایان و اطرافیان خود شدیم، قطعا باید اطلاع رسانی کنیم و حرف بزنیم، در غیر اینصورت با خواست دستگاه امنیتی همراه شده‌ایم. از طرفی نهایتا منجر به آسیب به خود و دیگرانی که تصور می‌کنند این روند کارساز است خواهیم شد، حتی آزار و اذیت هایی که دیدیم را لازم است عمومی بنویسیم و تاثیر این کار را دست‌کم نگیریم. هر شخصی که ما را مورد اذیت و آزار قرار داد در مقابلش بایستیم حتی اگر با لباس شخصی باشند و رفتاری را با او داشته باشیم که با اوباش، خفت‌گیرها و دزدها داریم! چراکه جواب عناصر فراقانونی، منطقی و قانونی نیست. در هر پوششی که هستند. مردم داخل کشور به‌دليل انواع بلاهایی که هر روز بر سرشان می‌آید و تحمل وضعيت سخت و فشارهای روزافزون که در آن هستند، پژمرده و افسرده شده‌اند، حال هیچکس خوب نیست، و نمای کف جامعه آنچه در فضای شاهدیم، نیست چه بسا از واقعیت بسیار دور است. جامعه هر روز تقلا می‌کند برای اینکه از منجلابی که حاکمیت به اسم زندگی برایش درست کرده، خود را از هر راهی نجات بدهد و نجات خواهد داد، هر چند که پروسه‌ای سخت است. یادمان نرود که اگر ناامید شدیم یا حس تنهایی و شکست کردیم به این فکر کنیم که نوجوان ایران، نیکا، تا آخرین نفس و آخرین لحظه جنگید و تسلیم نشد. ما هم مانند نیکا نباید تسلیم شویم و باید تا آخرین توان برای حق زتدگی بجنگیم و تلاش کنیم. این کشور برای ماست، برای همه مردم ایران است و یقین دارم روزی عاقبت ایران را از اشغالگران ضدبشر حاکم، پس می‌گیریم. نسل جدید ایران ما، کشوری خواهند ساخت که فقر و بی‌عدالتی در آن حاکم نباشد و کسی برای حرف زدن به اعدام محکوم نشود و دختربچه‌ها، برای خواستن حق بدیهی، کشته نشوند. آگاهی شجاعت و جسارت نیکا و نیکاها را گسترش خواهيم داد.... ما سکوت نمی‌کنیم و این ظالمان حاکم، می‌توانند به شیوه همیشگی خود، همه ما را به خاطر کمترین حرف و اعتراض، بازداشت حتی محکوم به اعدام کنند اما نمی‌توانند وادار به سکوت کنند. ما با همه این سختی‌ها، در ایران کنار هم هستیم و می‌ایستیم و مدافع یکدیگر و صدای یکدیگر خواهیم بود. به امید روزهای روشن برای ایران و ملت ایران و برای زن، زندگی، آزادی...

Hossein Ronaghi

87,848 次观看 • 2 年前

جناب قاضی‌القضات! فرض کنید اینها هم در جمکران بوده‌اند! اخیراً در فضای مجازی یک ویدئو از غلامحسین #محسنی_اژه‌ای رئیس قوۀ قضائیه مشاهده کردم که به نظرم بی‌سابقه آمد. در آن ویدئو آقای اژه‌ای از اینکه به صحبت‌های مغشوش یک شهروند در مسجد جمکران، بی‌توجهی نشان داده است، عمیقاً اظهار تأثر می‌کرد. طبق گفتۀ آقای اژه‌ای، وی از این بی‌توجهی چنان عذاب وجدان پیدا می‌کند که از مسئولان مسجد می‌خواهد که از طریق بازبینی فیلم دوربین‌های مدار بسته، نشانی از آن شهروند به دست آورند تا بلکه امکان گوش سپردن به حرفش مهیا شود. حال پرسش من از ریاست قوۀ قضائیه این است که آیا فقط کسانی که در مسجد جمکران از وی تقاضای گوش سپردن به حرف خود را دارند، سزاوار این نوع دلسوزی هستند یا دیگر شهروندان ستمدیدۀ این کشور هم در این زمینه حقی دارند؟ اکنون بیش از یک ماه است که 57 شهروند سیرجانی درگیر حکمی به نفع ستاد اجرایی فرمان امام هستند که زندگی‌شان عملاً به دورخ تبدیل شده است. آنها به هر دری می‌زنند و با هر جا مکاتبه می‌کنند بلکه در دستگاه قضایی یا ستاد اجرایی، گوشی برای شنیدن حرف‌شان پیدا شود اما فقط با در بسته روبرو می‌شوند. مأموران ستاد دیروز به منازل مسکونی برخی از آنها مراجعه کرده و از آنان خواسته‌اند که خانه‌های خود را تخلیه کنند و به ستاد تحویل دهند! این بندگان خدا که بعضاً در پیرانه‌سری به سر می‌برند با حساب‌های خالی‌شده به نفع ستاد، در این سن و سال به کجا باید پناه ببرند؟ آنها تاکنون چند نامه به رئیس قوۀ قضائیه برای یک دیدار کوتاه به قصد شنیدن حرف‌شان فرستاده‌اند اما تا این لحظه هیچ وقتی به آنها داده نشده است! آقای اژه‌ای! چرا پاسخی به این شهروندان داده نمی‌شود؟ این ستاد اجرایی فرمام امام چه پدیده‌ای است که همه از اسم آن می‌ترسند؟ همه می‌گویند پیگیری نکنید که بی‌فایده است! همه می‌گویند زور هیچکس به آنان نمی‌رسد! همه می گویند آنها فعال مایشاء هستند به پر و پای آنها نپیچید! این چه پدیده‌ای است که نه به هیچ جا پاسخگوست و نه رئیس آن حاضر به دیدار و حتی گفتگوی تلفنی با شهروندانی است که تمام هستی و مایملک آنها به تصرف نهاد متبوعش در می‌آید؟ خب، این خانواده‌های درمانده باید به کجا پناه ببرند و از که کمک بخواهند؟ آیا باید خفقان بگیرند و بعد از عمری زحمت و آبروداری آوارۀ خیابان شوند؟ آیا باید جلوی قوه یا ستاد تحصن کنند؟ آیا باید اقدام به خودسوزی کنند؟ آیا باید برای بیان درد دل خود با رسانه‌های خارجی مصاحبه کنند؟ آیا باید به مجامع بین‌المللی شکایت ببرند؟ از دیوان دادگستری یا دیوان کیفری لاهه کمک بخواهند؟ جناب اژه‌ای! خب شما خودتان و خانواده و فامیل‌تان را لحظه‌ای به جای آنها بگذارید. یک قاضی شما حکم داده که 57 نفر از هستی ساقط شوند. مرد و زن و بزرگ و کوچک و پیر و جوان تمام اموال حتی ماشین زیر پا و خانۀ مسکونی خود را تحویل ستاد اجرایی دهند و آوارۀ کوچه و خیابان شوند! بعد یک نفر آدم مؤثر در این کشور پیدا نمی‌شود که به نامه‌شان پاسخ دهد! شما جای آنها بودید چه می‌کردید؟ آخر در این دنیا هر چیزی حدی دارد. چطور مصادرۀ اموال مردم هیچ حد و مرزی ندارد؟ این ستاد اجرایی با حاصل دسترنج مردم چه می‌کند؟ آنها را به چه مصرفی می‌رساند؟ چرا خود و قضات مربوطه‌اش حد و مرز نمی‌شناسند و به فلاکت شهروندان علاقه نشان می‌دهند؟ همۀ کسانی که این ماجرا را می‌شنوند برآشفته می‌شوند. برخی حرف‌شان این است که اگر به تمام این 57 نفر حبس ابد می‌دادند، کارشان راحت‌تر از این بود! چون در حبس حداقل سرپناهی و جیرۀ روزانه‌ای برای گذران زندگی وجود دارد. با تصرف تمام اموال و پس‌اندازها که تأمین همین مقدار هم برای این بندگان خدا غیرممکن است! من تمام وجدان‌های بیدار و حتی آنهایی که هنوز وجدانشان به طور کامل به خواب ابدی نرفته است، فرا می‌خوانم که اگر این یادداشت را می‌خوانند آن را به دست هر مسئولی بخصوص رئیس قوۀ قضائیه و رئیس ستاد اجرایی برسانند تا فردا روزی نگویند که خبردار نشدند وگرنه در برابر چنین ظلم فاحشی بی‌تفاوتی پیشه نمی‌کردند!

احمد زیدآبادی

26,295 次观看 • 8 个月前

روایت آنچه بر #احمد_خدایی و جاویدنام #صالحه_احمدی گذشت. در روزهای پر شور دی ماه خونین ۱۴۰۴ زمانی که هنوز اینترنت قطع نشده بود، احمد خدایی، کوهنورد و مربی شناخته‌شده اردبیلی، در صفحه اینستاگرام خود از افرادی که در جریان اعتراضات آسیب دیده بودند خواست در صورت نیاز به خدمات درمانی و نگرانی از مراجعه به مراکز رسمی، با او تماس بگیرند. همسر احمد خدایی، صالحه اکبری، تکنسین اتاق عمل بود و یک اتاق خانه‌ کوچکشان را به خارج کردن ساچمه‌ها و پانسمان مجروحان اختصاص داده بودند. آن‌ها تازه ازدواج کرده بودند، خانه‌شان بوی زندگی می‌داد، احمد از ازدواج قبلی‌اش دختری داشت که با صالحه رابطه خیلی خوبی داشت. چند روز بعد، شب ۲۲ دی‌ماه و حوالی ساعت ۱۰، مأموران امنیتی به منزل این زوج مراجعه کردند. هدف، بازداشت احمد خدایی عنوان شده بود، اما در زمان ورود مأموران، او در خانه حضور نداشت و برای خرید لوازم پانسمان و دارو به خارج از خانه رفته بود. مأموران در داخل منزل منتظر ماندند تا او بازگردد. با بازگشت احمد خدایی، در بدو ورود به آپارتمان، ناگهان با حمله مأموران مواجه شد. او در برابر چشمان همسرش با شوکر، مشت و لگد مورد ضرب‌وشتم قرار گرفت. در این میان، صالحه اکبری، که او هم مثل همسرش کوهنورد بود، برای دفاع از همسرش با کلنگ کوهنوردی به سمت مأموران رفت. در همان لحظه، یکی از مأموران با سلاحی مجهز به صداخفه‌کن به قلب او شلیک کرد. گلوله از بدنش عبور کرد و او در همان محل جان باخت. پس از این واقعه، پیکر او از خانه خارج شد و احمد خدایی نیز بازداشت و برای یازده روز در بازداشت نگه داشته شد. خانواده صالحه و به خصوص پدر او، که طرفدار حکومت است، روایتی دروغ مبنی بر خودکشی دخترش را تایید می‌کند. بعدها سیستم امنیتی تلاش می‌کند روایت سانحه در حین کوهنوردی را نیز مطرح کند. روایت‌هایی دروغ که برای سرپوش گذاشتن بر جنایتی هولناک ساخته شده است. با این حال روایتی واقعی ماجرا توسط نزدیکان و دوستان این خانواده به آموزشکده توانا رسیده است که نشان می‌دهد قتل در داخل خانه و توسط نیروهای امنیتی اتفاق افتاده است. هرچند در برخی روایت‌ها گفته شده که او در خیابان کشته شده است، ولی روایت درست همین متنی است که نوشته شده است. پس از آزادی، احمد خدایی با تهدیدهایی مواجه شد تا درباره این ماجرا سکوت کند. پیکر همسرش را در اطراف اراک به خاک سپردند (صالحه اصالتا اراکی بود). احمد خدایی در خانه‌اش با خاک مزار همسر جاوبدنامش مکانی برای سوگواری درست کرده و در تنهایی از غم هجران همسرش اشک می‌ریخت منبع: توانا Tavaana در نهایت احمد خدایی امروز خودکشی کرد. 💔

ParhamKingSPM

23,165 次观看 • 4 个月前

شاهزاده رضا پهلوی: ما هم برای سرنگونی این رژیم، استراتژی و برنامه داریم و هم برای جایگزینی آن؛ این کارِ جدی مسئولیت‌ همگانی را می‌طلبد در پایان دومین روز «کنفرانس ایران» نیز که توسط «نوفدی» National Union for Democracy in Iran در روزهای ۱۸ و ۱۹ شهریورماه در واشنگتن دی‌سی برگزار شد، شاهزاده رضا پهلوی Reza Pahlavi سخنانی کوتاه ایراد کرد. او ضمن سپاسگزاری از برگزارکنندگان این کنفرانس و همچنین همه کسانی که در نقد و نظر در ارتباط با «دفترچه مرحله اضطراری» شرکت می‌کنند، تأکید نمود که «اساسا هدف از انتشار این دفترچه در این مقطع همین بود که مورد نقد و بررسی دقیق قرار گیرد، چکش‌کاری شود و در نهایت به بهترین نسخه‌ی خود برای اجرا پس از سقوط این رژیم برسد.» وی یادآور شد: «در کنار نقدهای سازنده، تخریب و سنگ‌اندازی و اتهام‌زنی هم متأسفانه بوده است. این موضوع برای من جای تعجب نداشت؛ زیرا اطلاع دقیق دارم که رژیم در ماه‌های گذشته کارزاری تازه و سازمانیافته برای حمله و تخریب علیه من، تیم و فعالیت‌هایمان آغاز کرده است. این کارزار تخریب به ویژه از زمان اعلام پلتفرم همکاری ملی برای جذب نیروهای نظامی، انتظامی، امنیتی و دولتی شدت گرفت و پس از برگزاری موفقیت‌آمیز و شکوهمند همایش مونیخ [۲۶ ژوئیه ۲۰۲۵] وارد فاز تازه‌ای شد و با انتشار دفترچه مرحله اضطرار به اوج خود رسید.» او در ادامه تصریح کرد: «تکلیف آنهایی که آگاهانه به دنبال حفظ این رژیم ضدایرانی هستند، روشن است. امیدوارم معدود کسانی نیز که ناآگاهانه در دام رژیم افتاده‌اند، راه خود را از بدخواهان جدا کنند.» شاهزاده همچنین بار دیگر با یادآوری اصول «همکاری ملی» از همه آنها که می‌خواهند بخشی از راه حل باشند دعوت کرد تا به این همکاری بپیوندند وگرنه «یک ثانیه» نیز برای آنهایی که تصمیم گرفته‌اند بخشی از مشکل باقی بمانند، وقت تلف نخواهد شد. شاهزاده رضا پهلوی با تأکید دوباره بر «ایمان به پیروزی» و اشاره به این واقعیت که رژیم جمهوری اسلامی در ضعیف‌ترین موقعیت خود طی چهل و شش سال گذشته قرار دارد و از تأمین نیازهای ابتدایی مردم مثل آب و برق و سوخت ناتوان است، افزود: «در مقابل، ما از همین امروز در حال برنامه‌ریزی هستیم تا پس از سقوط رژیم، مشکلات مردم به سرعت حل شود. ما امروز هم برای سرنگونی این رژیم، استراتژی و برنامه داریم و هم برای جایگزینی آن؛ و گام به گام بر اساس این برنامه مدون پیش می‌رویم.» شاهزاده پس از پایان این سخنان، نکاتی را نیز مطرح کرد از جمله اینکه «این کار، کاری جدیست و مسئولیت همگانی را می‌طلبد و این مسئولیت‌پذیری باید جای عقده و حسادت را که بزرگترین سرطان ماست بگیرد.» Reza Pahlavi Communications

KayhanLondon کیهان لندن

186,354 次观看 • 11 个月前