Video yükleniyor...

Video Yüklenemedi

Ana Sayfaya Dön

بیشتر وقت‌ها خرس‌ها رو در حال خوردن گیاه‌ها می‌بینیم، یا شایدم حشرات و کرم‌هایی که زیر سنگ‌ها و توی خاک قایم شدن. اما اگه توی زیستگاهشون لاشه بقیه حیوانات رو پیدا کنند، شک نکنید که می‌ره توی اولویت اول تغذیه‌شون! خرس قهوه‌ای که توی مناطق کوهستانی البرز و زاگرس...

24,538 görüntüleme • 2 ay önce •via X (Twitter)

0 Yorum

Yorum bulunmuyor

Orijinal gönderinin yorumları burada görünecek

Benzer Videolar

دکتر سعید مدنی: بابک زنجانی یه کسیه که دست‌کم با رقم‌های مختلفی دو تا سه میلیارد یا یک بیشتر یا کمتر، ولی چند میلیارد دلار از منابع عمومی رو به سرقت برده. مجازات می‌شه، اول اعدام می‌گیره، بعد هم بخشوده می‌شه، می‌ره. یه بچه گرسنه‌ای که توی اسلامشهر یا نازی‌آباد توی دی‌ماه، توی ۱۸ و ۱۹ دی، فقط به امید اینکه از فردا بتونه سیر بخوابه، اومده توی خیابون شروع کرده شعار دادن، اعتراض کردن، این بازداشت می‌شه و بلافاصله اعدام می‌شه. چرا بابک زنجانی اعدام نمی‌شود و اون اعدام شه؟ من مخالف اجرای اعدام در هر شرایطی‌ام. اساساً اعدام حکمیه که هیچ وجه عادلانه‌ای نداره. اما بحث من بر سر اینه که چرا این تفاوت وجود داره؟ چرا نظام می‌تواند در برابر بابک زنجانی، انصاری‌ها، آینده‌گان و صدها نفر دیگه شبیه این‌ها که غارت کردن اموال عمومی رو رضایت بده، کنار بیاد باهاش، ولی در مقابل یه بچه پاپتی که از گرسنگی اومده توی خیابون داره داد می‌زنه، نمی‌تونه انعطاف به خرج بده. این نشون‌دهنده ابعاد این خشونت ساختاریه که وجود داره.

آرش یوسفی -ARASH

52,009 görüntüleme • 1 ay önce

‼️‼️‼️‼️‼️‼️‼️ مجری: مثلاً ۴۰۱ و ۴۰۴ رو نگاه می‌کنید، ۴۰۱ حتماً مدنی‌تر و انجمنی‌تره به نسبت ۴۰۴. نیست این‌طوری؟ سعید مدنی: نه. نه، به نظر من، اولاً که این پیوند و مسیر تحولات اجتماعی، درسته که افت‌وخیز داره، درسته که سینوسیه، اما یک سوگیری عمده‌ای هم داره. چرا باید ۴۰۴ رو، یعنی اعتراضات دی‌ماه رو می‌گی؟ اعتراضات دی‌ماه رو مثلاً در مقایسه با اعتراضات مهسا، چرا باید تفکیکش کرد؟ در وهله اول، وقتی از اعتراضات دی‌ماه صحبت می‌کنیم، باید ششم تا ۱۷ دی‌ماه رو از ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه متمایز کنیم. اگه اعتراضاتِ به‌اصطلاح ۴۰۱، یعنی «زن، زندگی، آزادی» و جنبش «زن، زندگی، آزادی» رو به جان‌باختن مهسا تقلیل بدیم، همون‌قدر هم می‌تونیم اعتراضات دی‌ماه رو به فراخوان ۱۸ و ۱۹ دی تقلیل بدیم. در حالی که اعتراضات مهسا، جنبش مهسا، حاصل یک منازعه و یک ناجنبش زنان در ایران بود که اونجا خودش رو به نحو احسن نشون داد. تونست ۱۰۰ روز توی خیابون مقاومت کنه. تاکتیک‌هاش تا حد زیادی از تاکتیک جنبش‌های قبلی، اعم از جنبش ۹۶ و جنبش سبز تبعیت می‌کرد. شعارهاش بر مبنای نوعی خردگرایی و تجربه تاریخی سوار شده بود و بنابراین تونست این مسیر رو ۱۰۰ روز هم ادامه بده. توی دی‌ماه هم، از ۶ تا ۱۷ دی، شما همون خصلت‌ها و همون تاکتیک‌ها رو می‌بینید. جمعیت میاد توی خیابون. حالا این دفعه مثلاً از جمهوری شروع میشه، پاساژ علاءالدین و اون منطقه، که ترکیبی از طبقه متوسط و دست‌فروش‌هاست، و بعد آرام‌آرام گسترش پیدا می‌کنه. خود اینکه چجوری این‌ها توی اون فضای جنگی و امنیتی یک‌دفعه جمع میشن و بعد بلافاصله به‌صورت وسیع در سطح ملی گسترش پیدا می‌کنه، قابل توجهه. حتی خیلی بیشتر از مهسا، تقریباً دو برابر مهسا. این اتفاق تا ۱۷ دی چجوری میفته؟ این رو باید مرتبط بدونیم با پتانسیل‌هایی که جنبش‌های قبلی ایجاد کردن، شبکه‌های اجتماعی‌ای که از اون موقع شکل گرفته، نقش نیروها و گروه‌های غیررسمی‌ای که از اون زمان وجود داشتن و حتی ذهنیتی که از اون تجربه باقی مونده بود؛ اینکه میشه آمد، اعتراض کرد و توی خیابون حضور پیدا کرد. همه این‌ها ظرفیتی ایجاد کرده بود که توی ۶ تا ۱۷ دی تقریباً همون مسیر طی بشه. اما توی ۱۸ و ۱۹ دی یه اتفاقی میفته؛ یه فراخوان داده میشه. این فراخوان مبتنی بر فهم واقعی از وضعیت ایران نیست، فهم واقعی از جنبش‌های اجتماعی ایران نیست، فهم واقعی از ساختار حاکمیتی ایران نیست و مبتنی بر خرد جمعی داخل هم نیست. بر اساس یک تحلیل غلط و به‌صورت غیرمسئولانه فراخوان داده میشه. اون فراخوان همراه خودش فرهنگ خودش رو هم میاره. یعنی تاکتیک‌هایی رو ترویج می‌کنه که در امتداد تاکتیک‌های قبلی نیست؛ مثل اینکه حمله کنید به مراکز نظامی، مساجد رو آتش بزنید یا چیزهایی از این قبیل. حتی من نمی‌خوام بگم سطحی که این تاکتیک‌ها تونستن عملی بشن خیلی گسترده بود. اتفاقاً خیلی محدود بود و اصلاً قابل توجه نیست. اما چیزی که تونست ایجاد کنه، یک گسست در ۱۸ و ۱۹ دی با قبل از اون بود. چون به نظر من، اگر با همون منطق ۶ تا ۱۷ دی اون اعتراضات ادامه پیدا می‌کرد، حتی می‌تونست روی جنگ تأثیر بذاره، روی تحولات آینده ایران تأثیر بذاره و حتی روی تصمیمات موجود اثرگذار باشه. ولی انگار از طریق اون فراخوان، یک پاس گل به اقتدارگرایی ایران داده شد و این گسست در نهایت مشکلاتی ایجاد کرد.

آرش یوسفی -ARASH

72,134 görüntüleme • 1 ay önce

جاسوسی که با “معجزه دروغین”، نفت ایران را غارت کرد... ⛪🛢️ شاید باورتون نشه، اما یکی از مرموزترین شخصیت‌های تاریخ معاصر ایران، یک جاسوس کارکشته انگلیسی به نام «مستر جیکاک» بود. او ۷ سال تمام خودش رو به عنوان یک چوپان کَر و لال توی ایل بختیاری جا زد تا فرهنگ مردم رو یاد بگیره. یه روز ناگهان به حرف اومد و ادعای سیادت و کرامت کرد! جیکاک با استفاده از تکنولوژی‌هایی که مردم اون زمان ندیده بودند، معجزه می‌ساخت: 🧲 کفش‌های آهنربایی: دو قطعه آهنربا توی گیوه هاش بود که وقتی بهم می‌چسبوند، دیگه از جاش تکون نمی‌خورد و می‌گفت: “زمین من رو نگه داشته!” ⚡️ عصای برقی: توی عصاش باتری و کویل مخفی بود. به هرکی شک داشت می‌زد و شوک می‌داد تا بقیه بترسن! 🔥 ریش نسوز: ریش مصنوعی از جنس نسوز داشت و سرش رو توی آتیش می‌کرد تا بگه نظرکرده است. هدفش چی بود؟ فقط یک چیز: اینکه نذاره مردم سمت لوله‌های نفت برن و انگلیس با خیال راحت ثروت ایران رو ببره. معروف‌ترین شعرش این بود: “هرکی مِهرِ علی در دِله... نفتِ ملّی سی چِنه؟” ❓ سوال: به نظرتون بزرگترین سلاحِ دشمن، تفنگه یا جهلِ مردم؟ #jaweedshah

👑👑pahlaviahoraee👑👑⛔️دایرکت بلاک#KingRezaPahlav

15,267 görüntüleme • 6 ay önce

ماه اوت سال ۲۰۱۹ با یه پاسپورت جعلی قاچاقی از جزیره میکونوس یونان به پاریس پرواز کردم و یه دوستی با ماشین من رو رسوند به شهر کلن آلمان. دو ماه و نیم تو یه کمپ موقت تو شهر اِسن بودم که یه ماه اولش با یه پسر ایرانی به اسم دانیل تو یه اتاق بودیم. خیلی پسر مشتی و باحالی بود و اصلا مشکلی نداشتیم. آرایشگر بود و موهای بچه ها رو کوتاه میکرد. تنها مشکل من این بود که دانیل شب‌ها خیلی خر و پف میکرد و من نمی‌توانستم بخوابم. بعضی شبها از صدای بلندش عصبی می‌شدم و می‌رفتم تو راهرو می‌شستم. بالاخره نگهبان‌های کمپ دلشون برام سوخت و مدیریت بهم یه اتاق جدا داد. بعد از مصاحبه‌م از اونجا به یه کمپ دیگه تو شهر راینه منتقل شدم. شاید بگم یکی از سخت ترین دوران زندگیم رو تو اون کمپ گذروندم. با سه تا پسر ایرانی هم اتاق بودم. دو تا آرش و اسماعیل. واقعا بچه های خوبی بودن ولی سبک زندگی من به اونها نمی‌خورد. اونها تقریبا هر شب تا دیر وقت عیش و نوش داشتن و من زود می‌خوابیدم و صبح‌ها ساعت ۶ بیدار میشدم و تو‌ کمپ می‌دویدم و ورزش میکردم. از طرفی هم شرایط زندگی تو کمپ خیلی مشابه زندگی تو کمپ اشرف بود. منظورم بخش زندگی جمعیش بود. اتاق خواب جمعی، سالن غذاخوری جمعی، حموم و توالت جمعی. این خیلی من رو آزار می‌داد. طوری که تو دسامبر ۲۰۱۹ دوچار افسردگی شدید شدم. تو عمرم، حتی با گذشت از اون همه بلا تو مجاهدین هیچ وقت افسرده نشده بودم. اما توی اون کمپ از درون احساس خفگی شدید می‌کردم. به خودم می‌گفتم من که از چنگ اون فرقه آزاد شدم و چی شد دوباره افتادم توی این وضعیت. هفته‌ای سه شب کابوس می‌دیدم که دوباره برگشتم تو مجاهدین و از شدت ترس بیدار میشدم. بعضی وقتها قلبم اینقدر تند می‌تپید احساس می‌کردم ممکنه الان سکته کنم. توی کمپ خیلی ساکت بودم و تلاش می‌کردم فقط با افراد سلام و علیک داشته باشم. هر روز کامپیوترم‌ رو بر‌ می‌داشتم و می‌شستم تو اتاق اینترنت و یا زبون آلمانی می‌خوندم و یا خرد خرد کتاب سرگذشت زندگیم رو می‌نوشتم. در ظاهر تلاش می‌کردم خودم رو محکم و سرحال نشون بدم ولی در درون داشتم خفه میشدم. انگار یکی گلوم رو از تو‌ گرفته بود و فشار می‌داد. چند شب زیر پتو از حال خودم گریه‌م گرفت و فقط تلاش می‌کردم گریه‌م رو غورت بدم تا هم اتاقی‌هام متوجه نشن. یه روز دیگه تاب نیاوردم و رفتم پیش یکی از کارکنان کمپ. یه مرد افغانی بود که سال‌های سال توی آلمان زندگی می‌کرد و با همسرش توی کمپ کار می‌کردن. بچه‌های ایرانی کمپ باهاش خیلی خوب بودن و برای احترام زیادی قائل بودن. من باهاش هیچ وقت صحبت نداشتم ولی از انرژیش احساس میکردم می‌تونم بهش اعتماد کنم. رفتم پیشش و درخواست صحبت کردم. من رو برد تو یه اتاق و نشستیم سر میز. گفت بگو پسرم چی شده؟ هر بار که دهنم رو باز میکردم صحبت کنم بغضم می‌گرفت و نمی‌تونستم. گفت کار من اینجا اینه که به تو کمک کنم و راحت حرف بزن. تو اون لحظه یه دفع بغضم ترکید و شروع به گریه کردم. دیگه نمی‌تونستم خودم رو نگه دارم و تو اون لحظه احساس کردم دیگه نیازی نیست خودم رو قوی نشون بدم. بعد از یه دقیقه گریه به خودم مسلط شدم و شروع کردم به تعریف زندگیم و شرایط توی فرقه مجاهدین و سختی‌هایی که کشیده بودم. تو کل ۲۰ دقیقه‌ای که من صحبت میکردم اون هیچ چی نگفت. وقتی تموم‌ شدم گفت یه دقیقه واستا. گوشیش رو در آورد و زنگ زد به مدیر کمپ. گفت پیش یکی از پناهنده‌ها هستم که داستانش فرق می‌کنه و اتاق تکی نیاز داره. بعد در جا من رو برد پیش دکتر کمپ. داستان من رو خلاصه به دکتر گفت و دکتره درجا برگشت بهم گفت که من مجاهدین رو میشناسم و می‌دونم چی کشیدی. گفت میتونم برات دارو تجویز کنم ولی فکر میکنم همین که اتاق تکی داشته باشی بهت کمک میشه که کمی آرامش‌ پیدا کنی. از اون به بعد و تا زمان شروع کرونا، من یه اتاق تکی داشتم. آرامش توی اتاق کمی بهم احساس راحتی دست داد. دیگه احساس خفگی نمی‌کردم. دقیقا همون دوران بود که با همسر فعلیم آشنا شده بودم و اون بهم یوگا و مدیتیشن یاد داد. روزی دو بار توی اتاقم می‌شستم و ۲۰ دقیقه مدیتیشن میکردم. رفتم توی باشگاه شهر ثبت نام کردم و کلا روحیه‌م عوض شد. یه طوری از درون انگار خودم یا همون اصالتم رو پیدا کردم. روزها تو‌ اتاقم می‌شستم و به گذشته‌م فکر میکردم و اینکه از چه سختی‌هایی عبور کردم. یه روز توی همین فکرها بودم‌ که یهو به ذهنم زد منی که از این همه سختی و بلا عبور کردم پس از هر چی هم بعدش بیاد می‌تونم عبور کنم. تصمیم گرفتم دیگه غصه آینده رو نخورم. و تا به امروز هم همینطور بوده. یک لحظه هم غصه اینکه قراره چی بشه و من چی میشم و آیا از پسش بر میام رو نخوردم. اطمینان دارم که بر میام. یه جوری شکست ناپذیر شدم تو زندگی. دیگه از چیزی نمی‌ترسم. زندگی زیباست✨🌷

Ray Torabi

26,451 görüntüleme • 1 yıl önce

حسین مصطفوی، معروف به Mr Most سالهاست که در تورنتوی کانادا زندگی می‌کنه، شرکت Real Estate داشت و حدوداً ۳۵ تا خونه در تورنتو و بیشتر در محدوده‌ی یانگ و فینچ تا یانگ و شپرد، به اسمش هست. احتمالاً خیلی از کسایی که توی تورنتو زندگی می‌کنن تابلوهاشو دیدن. ولی مدتیه که پرونده‌ی خونه‌هاش یکی‌ یکی داره میره دادگاه و تا الان هم حداقل سه تا از خونه‌هاشو از دست داده. دلیلش هم این بوده که وام‌های بانکی مربوط به اون املاک پرداخت نشده و بانک‌ها و موسسات مالی مجبور شدن برای گرفتن پولشون برن دادگاه. احتمالاً این روند ادامه خواهد داشت و ایشون به احتمال زیاد، املاک بیشتری رو در آینده‌ی نه چندان دور از دست خواهد داد. چند سال پیش هم Real Estate License رو از دست داد. ماجرا هم مربوط به حساب Trust شرکت Real Estate بود، همون حسابی که پول معامله‌ی خریدار و فروشنده موقتاً اونجا نگهداری میشه و باید در موعد مقرر به طرف مربوطه پرداخت بشه. طبق پرونده‌ای که درباره‌ش مطرح شده بود، پول در موعد مقرر پرداخت نشد، ازش شکایت شد و در نهایت License رو از دست داد. حالا چیزی که همیشه برای من سئوال بود اینه که چطوری میشه یه آدم با این همه خونه و ملک، دونه‌دونه اینا رو از دست بده؟! واقعاً از دست دادن این همه ملک خودش یه هنری می‌خواد که کار هر کسی نیست. حتی به نقل از یکی از دوستانی که سازنده‌ی ملک در تورنتو هست، حسین مصطفوی بهش گفته بود که احتمالاً تا آخر سال به ایران برخواهد گشت. از طرف دیگه، ایشون برای مراسم چال کردن لاشه‌ی #موشعلی (#درمانده) به ایران رفته بوده و در این مراسم شرکت کرده، همون‌طور که توی این ویدئو هم می‌بینید. حالا تازه متوجه میشم که چجوری اون همه پول و سرمایه داره از بین میره و چرا می‌خواد به ایران برگرده.

 Amir 𓃬☼

33,938 görüntüleme • 17 gün önce

آقای سردار پاشایی، به عنوان یک فرد جمهوری‌خواه باید بهتون بگم این کاری که شما می‌کنید عین بی اخلاقی است! شما تریبون گرفتید که صدای مردم ایران باشید. اینکه من و شما و هرکسی در مورد سیستم پادشاهی چه نظری داریم، به هیچ وجه مرتبط به سوالی نیست که از شما پرسیده شد! شما توی دوربین نگاه کردید، دروغ گفتید، و صدای میلیون‌ها ایرانی، و هزاران نفر از کشته شدگان رو سانسور کردید. من صدها ویدیو از مناطق مختلف اراک در روزهای مختلف به دستم رسیده، که در بیشتر اونها شعار به نفع آقای پهلوی داده می‌شه! ویدیوهای سراسر کشور همین روند رو نشون می‌ده. ممکنه شما، من نوعی، یا هرکسی از این شعار‌ها خوشحال نباشه! اما کسی اجازه نداره در فضای رسانه‌ای خارج، صدای مردم شجاع داخل کشور، صدای جانباختگان‌مون رو سانسور کنه! با‌گفتن اینکه پادشاهی در ایران مساوی دیکتاتوری است، مردم ایران رو تحقیر نکنید. مردم ایران، در فردای آزادی ایران، به آزادی و دموکراسی خواهند رسید. حالا یا با فرمت جمهوری که مورد نظر شما و من است. و یا با فرمت پادشاهی مشروطه! این مردم بیشتر از هر ملتی برای دموکراسی و آزادی بها دادند، و وقتی به دستش بیارن بهتر از هر ملتی قدرش رو می‌دونند و ازش محافظت می‌کنند.

Saeid Vafa

50,328 görüntüleme • 7 ay önce

فیلمی از دخترکی که در اثر تجاوز و شکنجه به قتل رسیده بود واقعا لال شدم ،شیطان میفهمید بعضی آدمها چقدر پست هستند که جلوی آنها سجده نکرد ،آخه چطور دلتون اومده؟ این پفیوزا رو ۵دقیقه بدن دست من والله قسم کاری میکنم باهاشون که مردن بشه آرزشون،بارها گفتم مردی دست روی زن بلند کنه مرد نیست واقعا این طفل معصوم چه لذت جنسی داشته؟ چطور تونستن به یک بچه تجاوز کنن؟ مطمئنم قوه قضاییه چنان پدری از اینا در بیاره بشن درس عبرت برای بقیه ،میدونید توی آمریکا اینایی اینکار رو میکنم (به بچه تجاوز میکنن) شب اول توی زندان بقیه زندانی ها حسابی از خجالتشون در میان یک قانون نا نوشته هست،عزیزم ما رو ببخش و امیدوارم روحت در آرامش باشه جناب اژه‌ای بزرگوار لطفاً این پرونده رو خارج از نوبت رسیدگی کنید خدایا کار رو ببخش و بیامرز والله قسم قلبم شکست این اراجیفی هم میگن پدرش رو نمیتونن کاری کنن باور نکنید همین الان پدر،نامادری و برادر نامادری بازداشت شدن غلامحسین محسنی اژه‌ای
0:58

Sensitive content

فیلمی از دخترکی که در اثر تجاوز و شکنجه به قتل رسیده بود واقعا لال شدم ،شیطان میفهمید بعضی آدمها چقدر پست هستند که جلوی آنها سجده نکرد ،آخه چطور دلتون اومده؟ این پفیوزا رو ۵دقیقه بدن دست من والله قسم کاری میکنم باهاشون که مردن بشه آرزشون،بارها گفتم مردی دست روی زن بلند کنه مرد نیست واقعا این طفل معصوم چه لذت جنسی داشته؟ چطور تونستن به یک بچه تجاوز کنن؟ مطمئنم قوه قضاییه چنان پدری از اینا در بیاره بشن درس عبرت برای بقیه ،میدونید توی آمریکا اینایی اینکار رو میکنم (به بچه تجاوز میکنن) شب اول توی زندان بقیه زندانی ها حسابی از خجالتشون در میان یک قانون نا نوشته هست،عزیزم ما رو ببخش و امیدوارم روحت در آرامش باشه جناب اژه‌ای بزرگوار لطفاً این پرونده رو خارج از نوبت رسیدگی کنید خدایا کار رو ببخش و بیامرز والله قسم قلبم شکست این اراجیفی هم میگن پدرش رو نمیتونن کاری کنن باور نکنید همین الان پدر،نامادری و برادر نامادری بازداشت شدن غلامحسین محسنی اژه‌ای

 عمو کُنت

131,745 görüntüleme • 1 yıl önce

عزیزان عزیزان عزیزان، تا می‌تونید این توئیت عمو مارک‌لوین رو [توئیت زیر] ریتوئیت، لایک و منشن بذارید که تمام تایملاین‌های عالم رو فرا بگیره. نمی‌دونید عموی عزیزم «مارک‌لوین» که حتی لقب منصور حلاج زمانه هم حق مطلب رو در خصوص این ابرمرد ادا نمی‌کنه، دیشب توی برنامه‌ش در فاکس‌نیوز چه سخنرانی غرا، پرشور و درخشانی در انجام داده،باور نکردنی. بخش‌هایی از صحبت‌های این کاوه‌ی آهنگر آمریکایی‌ها که یک‌ تنه پرچم دفاع از مردم ایران رو دست گرفته: «می‌خوام با شما درباره‌ی مردم صحبت کنم، مردم ایران. ۹۲ میلیون نفر که اکثریت قاطع اونها خواهان زندگی در آزادی هستند. می‌خوام از انسانیت بگم. از ارزش‌ها و باورهای یهودی مسیحی. شاید بعضی از شما امروز به کلیسا یا معبد رفته باشید، یا صرفاً دارای این باورهای اخلاقی باشید. شاید اون‌ها رو یاد گرفته‌ باشید یا به صورت شهودی درکشون می‌کنید. اینکه تفاوت درست و غلط و خیر و شر رو می‌دونید. پس می‌خوام درباره‌ی ده‌ها میلیون نفر در ایران صحبت کنم که ۴۷ ساله با اون‌ها مثل حیوون رفتار شده. کسانی که زندانی، شکنجه، مورد تجاوز واقع شده و ده‌ها هزار نفرشون به قتل رسیدن. کسانی که به اون‌ها گفته شده چه نوع موسیقی‌ رو می‌تونن یا نمی‌تونن گوش بدن. می‌خوام درباره‌ی زنان جوان بگم، دختران، خواهران و مادران در ایران که مجبور به پوشندن سر خود هستند و هیچ حقی ندارند، چه برسه به حقوق برابر و در معرض بدترین سوءرفتارها قرار می‌گیرن. می‌خوام از جوونا بگم. جوونای ایران که می‌خوان از جوونی‌شون لذت ببرند، چیزهای جدید و شاد رو تجربه کنند و یاد بگیرن، اما توسط پلیس مخفی رژیم شیعه‌سانان رافضی هزارپدر بازداشت می‌شن و بدون محاکمه عمدتاً در خفا اعدام می‌شن. می‌خوام درباره‌ی کسانی در کشور خودمون آمریکا صحبت کنم که خودشون رو لیبرال، فعال حقوق بشر یا مدافع آزادی‌های مدنی می‌نامند، اما کوچکترین اهمیتی به هیچ‌کدوم از اینها نمی‌دن. قرمساق‌هایی که اعتراض نمی‌کنند و نخواهند کرد، چون حزب دموکرات قرمدنگ یا جریان سیاسی که بهش تعلق دارند، مارکسیست‌ها و اسلام‌گرایان قحبه‌زاده، اونقدر از آمریکا و اسرائیل متنفرند که ترجیح می‌دن ده‌ها هزار ایرانی دیگه به شکلی وحشتناک بمیرند، اما شاهد اون نباشند که کشور ما این رژیم حرومزاده‌ی آدم‌کش رو شکست می‌ده. این جاکش‌ها در خیابون‌ها نیستند. راهپیمایی نمی‌کنند. رهبران مذهبی کجان؟ بعضی‌شون هستند، اما بقیه‌شون کجان قحبه‌ها؟ صداشون رو نمی‌شنوم. شما می‌شنوید؟ می‌خوام از سکوت گروه‌های موسوم به فمینیست بگم که چنان با چپ‌گرایان افراطی و رادیکال گره خوردن که حتی یک کلمه درباره‌ی آزار و تجاوز گسترده به زنان و دختران توسط رژیم هزارپدر شیعه‌سانان رافضی نگفتن‌. هیچی! می‌خوام درباره‌ی کسایی صحبت کنم که می‌گن تهدید هسته‌ای رژیم قحبه‌زادهی روافض قریب‌الوقوع نبود، می‌گن که این یک جنگ انتخابیه، می‌گن که این یک جنگ غیرقانونیه و کسشرایی از این دست. این قرمساق‌های دیوث ذره‌ای حتی به اندازه‌ی یک ارزن اهمیت نمی‌دن که نه تنها در حال کمک کردن و آرامش دادن به این دشمن هولناک هستند، بلکه این دشمن پدرقحبه رو تشویق می‌کنند تا قتل‌عام کنه، اعدام کنه، تجاوز کنه، شکنجه کنه و کارهایی رو انجام بده که رژیم‌های آدم‌کش انجام می‌دن. هیچ چیز، تکرار می‌کنم هیچ چیز شرافتمندانه یا برحقی در مورد هیچ‌کدوم از این گروه‌ها‌ی قحبه یا این افراد سراسر شرارت و تباهی وجود نداره. و در مورد آمریکایی‌هایی که یا ساکتن یا بدتر از اون، تظاهر می‌کنن که این نسل‌کشی در حال اتفاق افتادن نیست، و یا با وجود اینکه می‌دونن در حال وقوعه، با بی‌تفاوتی ازش می‌گذرن. ننگ بر قرمساق‌هایی که این‌طوری فکر می‌کنن. ننگ بر اون قرمدنگ‌هایی که اعتراض نمی‌کنند. ننگ بر جاکشایی که اقدام نمی‌کنند، مخصوصاً اونایی که در جایگاهی هستند که می‌تونن کاری انجام بدن و نمی‌دن. …مردم ایران‌ آزادی‌شون را می‌خوان و می‌خوان زندگی‌شون را پس بگیرن. رژیم آدم‌کش و تروریست هزارپدر روافض رو بگایید، مردم ایران رو آزاد کنید و به هر نوع تهدید توسعه هسته‌ای و آبگرمکن‌های بالستیک در آینده پایان بدید. آیا این اتفاق خوبی برای مردم شریف ایران، برای مردم آمریکا، برای مردم خاورمیانه و کل دنیا نیست؟ ممکنه هزاران دلیل برای کمک نکردن به این مردم و اقدام نکردن وجود داشته باشه و شک ندارم که این دلایل ردیف شده و ارائه شدن. اما یک دلیل وجود دارد که بر همه‌ی اینا برتری داره. دلیلی که از همه اون‌ها مهم‌تره: انسانیت. اراده‌ی بشریت. الان اون بهونه رو نداریم. با تکنولوژی مدرن ما می‌دونیم تو اون کشور چه می‌گذره. ما کشتار مردم عادی رو در اینترنت دیدیم‌ و نگاه کردن به اونا سخته. بیایید اون اشتباه رو تکرار نکنیم.»

Siavash

148,771 görüntüleme • 4 ay önce

برای شناخت چهره و سیرت واقعی چپ‌های احمقِ چفیه‌به‌گردن در کشورهای غربی کافیه این کلیپ رو نگاه کنین… 👇🏻🫤 توی این کلیپ این هم‌میهن ایرانی ما که خیلی ناراحت و عصبانی هست به چپی‌های می‌گه: «جمهوری اسلامی مردم ما رو قتل عام کرده و شما دارید ازش حمایت می‌کنید؟ عکس خامنه‌ایی که یک تروریسته، کشور من و ویران کرده، مردم من و کشته و کل منطقه رو به آتیش کشیده بالا می‌گیرید؟ اگه واقعاً خیلی ناراحتین خب برید غزه یا برید ایران!» و در حالی که این حرف‌ها رو می‌زنه، اون دختر چپول کثیف اون اداها رو درمیاره و مسخره‌اش می‌کنه! بعد اون مردی که عینک آفتابی داره تهدیدش می‌کنه و می‌گه: «اگه زیاد حرف بزنی میام حسابت رو می‌رسم! گمشو برو از اینجا!» بعدش این هم‌میهن ما با صدای خیلی بلند می‌گه: «ما از اسرائیل و آمریکا حمایت می‌کنیم! ما از مردم آمریکا متشکریم. خدا آمریکا و اسرائیل رو حفظ کنه! شماها دیوونه‌ هستین که از فلسطین حمایت می‌کنین!» رفتار مریض و تحقیرآمیز این چپی‌ها ادامه پیدا می‌کنه و حتی حاضر به شنیدن حرف‌های اون خانوم و هم‌میهن‌ ما که می‌گه دوستش یک ماه پیش به دست جمهوری اسلامی کشته شده، نیستن! بعد خانومه ازشون می‌پرسه: «چرا دارین این آقا رو اذیت می‌کنین؟» و اون‌ها خیلی پرو، با خونسردی و وقیحانه، در حالی که دستاشون رو بالا گرفتن تا مثلاً بگن ما کاری با این آقا نداریم، جواب می‌دن: «نه، ما اذیتش نمی‌کنیم…» 🙄 چپ کثیف انگلیه که هر جا می‌ره فقط هرج‌ومرج به بار میاره و چون مغز فندقی‌اش شستشو داده شده، حاضر به شنیدن هیچ صدا، ایده یا نظر دیگه‌ای نیست!

Kamilia 🇮🇷

26,658 görüntüleme • 4 ay önce

۱- میگه دخترا توی دنیایی زندگی می کنند که باید بیشتر بجنگند تا به اندازه یک پسر دیده بشند ۲- میگه دخترا باید خیلی زحمت بکشند تا دستاوردهاشون به دختر بودن و قیافه شون، دلبری و لوندی شون نسبت داده نشه. بعد همون موقع که این حرف رو میزنه تصویر بک گراند تصویر خودش با سوتین اش هستش 😐 اول اینکه وقتی کارت بلاگری هست و داری محصولات دخترانه توی آمازون و پلتفرم های دیگه به دخترا می فروشی خوب قطعا هر چی داری از قیافه ات و دختر بودنت هست. دوم اینکه وقتی یک دختر نازپرورده که به لطف خانواده توی آمریکا داره زندگی میکنه و همه جای دنیا رو گشته و هر کاری‌ میخواسته کرده از محدودیت صحبت میکنه آدم از این همه دورویی حالش بد میشه. سوم اینکه واقعا فقط یک دختر میتونه یک مشت خزعبلات و سالاد کلمات رو ضمیمه چند تا فیلم و عکس از خودش بکنه و درباره دردهای دختر بودن حرف بزنه و در نهایت وایرال بشه. بعد هم زمانی که با دلارهای تبلیغات اشک هاش رو پاک میکنه از ظلمی که امثال دکتر هانتر بهش می کنند غر بزنه و همون غر زدن ها رو هم استوری بکنه 🤦🏻‍♂️ بعد تصور کنید که همین خانم از اون بالای منبر به دخترهای دیگه توصیه می کنه که بزرگ نشید. بهشون میگه لازم نیست بزرگتر از سن تون بفهمید و همون جوری جوون بمونید و حالش رو ببرید 🤯 اتفاقا یکی باید به همین خانم بگه که لطفا بزرگ شو، بالغ شو، مسئولیت اجتماعی بپذیر، به یک نفر جز خودت هم فکر کن. نه بچه داری. نه شوهر داری. تمام عکس ها و ویدئوهات از خودت هستش. تو اصلا در جایگاه توصیه کردن به بقیه نیستی. تو خودت ماکزیمم یک بچه کوچولوی بزرگ سال هستی. آخر ویدئو هم به خواهرخواندگی جهانی زنان اعلام وفاداری میکنه و به دخترها میگه که ما زنها در کنار هم قوی تریم. این خواهرخواندگی دخترهای جهان که به لطف سوشال مدیا تبدیل به یک مذهب آنلاین شده داره کمر جوامع مختلف جهان رو خرد می کنه. ازدواج های تو خالی، نارضایتی همگانی و بحران جمعیتی فراگیر از نتایج بزرگ نشدن دخترهاست 🤨

New World!

105,930 görüntüleme • 2 yıl önce