Загрузка видео...

Не удалось загрузить видео

На главную

تا حالا برات سؤال پیش اومده که داری می‌بری یا می‌بازی؟ اینجا یاد می‌گیری چطور از سردرگمی‌های وسط بازی نجات پیدا کنی♟️🙋🏻‍♀️

24,070 просмотров • 8 месяцев назад •via X (Twitter)

Комментарии: 0

Нет доступных комментариев

Здесь появятся комментарии из оригинального поста

Похожие видео

️ ✈️ وقتی به اون تابلو لعنتی می‌رسی، یعنی دیگه تموم شد… «۱۰۰۰ متر مانده به فرودگاه» اینجاست که دقیقاً نمی‌دونی: داری می‌ری از خونه، یا داری برمی‌گردی به خونه؟ به هزار در می‌زنی که با کلی استرس و اضطراب ببینی می‌تونن جای پارک پیدا کنن یا نه… یه راهی پیدا می‌شه تا لحظه‌ی آخر کنارشون باشی. خلاصه با یه لبخند مصنوعی، جون می‌کنی که بغضتو قورت بدی… همه‌ش نگران اینی که نکنه یکی از قیافت خوشش نیاد، همه چی رو بهم بزنه، یه قانون از خودش دربیاره و… نذاره بری. رد می‌شی… میری. راهت می‌شه اتاق سیگار و قدم‌زدن تو اون سالن لعنتی تا وقتی که نوبت پرواز برسه… و تازه وقتی اون غول آهنی از زمین جدا می‌شه، می‌فهمی: همه چیزتو گذاشتی اینجا و داری می‌ری… از اون لحظه، کل زندگی می‌شه یه قاب گوشی: 📱 «کی دوباره بغلشون می‌کنم؟» 📱 «کی بازم می‌بینمشون؟» وقتی میای، نمی‌دونی کجا میای… وقتی میری، هم معلوم نیست کجا میری … حالا تو به من بگو: 🏠 خونه کجاست؟ #ریاست_راه_شب

راه شب

105,396 просмотров • 1 год назад

🚀 دوره کامل سه ساعته هرمس ایجنت؛ از صفر تا صد [با زیرنویس اختصاصی فارسی] این دوره سه ساعته از صفر تا صد هرمس ایجنت رو پوشش می‌ده. یاد می‌گیری چطور ایجنت رو هاست کنی، به تلگرام، اسلک یا آی‌مسج متصلش کنی، حافظه مشترک با هونچو بسازی و ورک‌فلوهای خودکار مثل بریفینگ روزانه، وبسایت انیمیشنی، کیت مارکتینگ املاک، کاروسل اینستاگرام، ربات تریدینگ و کوچ سلامت طراحی کنی. در نهایت هم روش قیمت‌گذاری و فروش این پروژه‌ها رو یاد می‌گیری. 🔻 سرفصل‌های کلیدی ویدیو: 🔹 نصب و اتصال هرمس به تلگرام و اسلک 🔹 ورک‌فلو حافظه و پروفایل‌های چندگانه با هونچو 🔹 ورک‌فلو ساخت بریفینگ خودکار و وبسایت انیمیشنی 🔹 ورک‌فلو ربات تریدینگ و فروش پروژه‌های ایجنتی می‌تونید نسخه کامل این ویدیو رو به رایگان از کانال تلگرام Algotic Ai ببینید یا دانلود کنید ⭐️این ویدیو توسط سایت Tuby زیرنویس شده. شما هم میتونید ویدیو‌های دلخواهتون رو در محیط یوتوب با زیرنویس روان و تخصصی فارسی مشاهده کنید. همین حالا ثبت نام کنید و کردیت رایگان بگیرید!

Shahriar

18,606 просмотров • 17 дней назад

«فرض کن توی یه قایقِ چوبی پوسیده که چند تا سوراخ هم کفِش داره وسط اقیانوس گیر افتادی، بدون پارو، بدون بادبان. تنها چیزی که داری یک امید متزلزله. نمی‌دونی آیا قراره کشتی پیدا بشه و نجاتت بده یا قراره یه کشتی آهنیِ غول‌پیکر که به همه چیز جز مسیرش بی‌اهمیته، بیاد و همین تیکه چوبی که روش شناوری رو هم خورد کنه. آیا یه روز صبح که چشماتو به سختی باز می‌کنی تا سوختگی‌ها و تورم‌های امروز پوستت رو چک کنی یهو می‌بینی جریان آب آوردتت کنارِ یه خشکی، یه جایی از جهان، هر جایی از جهان، یا اینکه مثل هر روز صبح هنوز وسط این کابوس گیر افتادی. وسط افسانه سنگ سیزیف.‌ جایی که نمی‌تونی هیچ تلاشی برای رهاییت بکنی. تنها کاری که ازت برمیاد دوامه. آبی که از سوراخ‌های کف میاد داخل قایق، روزانه باید خالی بشه، وگرنه غرق میشی. حق نداری خسته شی. هر روز و هر روز باید آب قایق رو خالی کنی، وگرنه اگر حتی زنده به ساحل برسی، بدست آوردن سلامت روانت قطعی نیست.‌ چونکه اون آب یأسه. و البته اون قایق هم بهترین تعبیر من از حبس بلاتکلیفه. البته این تعبیر به صورت کامل برای من صدق نمی‌کنه. من هرجا که باشم کلی لبخند همراه خودم دارم، کلی آغوش و اشک، کلی مهر و دست‌های بی‌شماری بر شانه‌ام. شما هرگز اجازه ندادید من توی وضعیت روانی‌ای قرار بگیرم که می‌خوان بهم تحمیل کنن. مقاومتِ منید.» 🌋 #توماج_صالحی‌ #FreeToomaj

توماج صالحی🌋

84,930 просмотров • 1 год назад

چطور ممکنه یه مصوبه رسمی کشور تصویب بشه، ارسال بشه… بعد ماه‌ها بلاتکلیف بمونه؟ ولی مصوبه‌هایی که بعد از اون تصویب شدن، یکی‌یکی ابلاغ بشن؟ ماجرا اینه: سقف سن ورود به دانشگاه فرهنگیان رو تا ۳۰ سال بالا بردن؛ یعنی گفتن برای خیلی از داوطلب‌ها هنوز دیر نشده و می‌تونن معلم بشن. این برای هزاران نفر فقط یه عدد نبود؛ آخرین پنجره‌ی زندگی بود. با همین امید برگشتن سر درس، کارهای موقت رو کنار گذاشتن، پول کتاب و کلاس دادن، به خانواده گفتن تصویب شده، امسال نوبت ماست. حالا فقط حدود دو هفته تا انتشار دفترچه و شروع ثبت‌نام کنکور فرهنگیان ۱۴۰۵ مونده (دفترچه اواخر آذر میاد و ثبت‌نام از ۲۵ آذر شروع می‌شه). اگه این مصوبه تا قبل از دفترچه ابلاغ نشه، خیلی از همین داوطلب‌های ۲۴ تا ۳۰ ساله اصلاً امکان ثبت‌نام پیدا نمی‌کنن و یه سال دیگه از عمر و امیدشون دود می‌شه. این قصه‌ی یه امضا نیست؛ قصه‌ی آدم‌هاییه که فقط می‌خوان معلم بشن، فقط می‌خوان زندگیشون از این بلاتکلیفی نجات پیدا کنه. قصه‌ی یه نسلِ معطل‌شده بین «تصویب» و «ابلاغ». محسن حاجی میرزایی

Fardad Sepandar

17,729 просмотров • 8 месяцев назад

اینجا شاهزاده صراحتاً می‌گویند منظورشان از نیروهای آماده به ریزش، افرادی بوده‌اند که در صفحات مجازی برای ایشان پیام فرستاده‌اند و هیچ تماس مستقیم یا غیرمستقیم دیگری هم در کار نبوده است. صادقانه بگویم، از کسی که ۴۶ سال از ایران دور بوده و در این مسائل هم بسیار ساده‌باور به نظر می‌رسد، انتظار کمتری دارم که بداند برای موضوعی با این درجه از اهمیت نباید صرفاً به چند پیام در شبکه‌های اجتماعی اتکا کرد. اما سؤال اصلی اینجاست: چرا اطرافیان مدعی، مشاوران و آن افراد حقه‌باز و شارلاتان به او هشدار ندادند که چنین پیام‌هایی می‌تواند ساختگی، هدایت‌شده یا صرفاً بخشی از یک عملیات فریب باشد؟ ای کاش ایشان اجازه می‌دادند بهشون کمک شود. من در همین پادکست کوچک خودم بارها با افرادی مواجه شده‌ام که به‌نظر می‌رسید با هویت یا نیت واقعی متفاوتی نزدیک می‌شوند، تلاش می‌کنند اعتمادسازی کنند یا من را به بیان حرفی غیرعقلانی و مسئله‌ساز بکشانند. حتی این احتمال را هم جدی می‌دانم که بخشی از این پیام‌ها از داخل همان تیم یا حلقه‌های نزدیک به شاهزاده ارسال شده باشد تا او را در مسیری از پیش طراحی‌شده هدایت کنند و بعد از واکنش‌هایش بهره‌برداری سیاسی شود.

Ehsan Arjmand

105,857 просмотров • 1 месяц назад

مرد حسابی تو یه خونه از دست دادی به نصف دنیا گفتی "کس ننتون" بعد توقع داری اونی که فرزندش با گلوله این حکومت جنایتکار کشته شده اونی که خواهر و برادر یا فامیل یا حتی رفیق نزدیکش با گلوله این حکومت کشته شده به تویی که داری تو این سیستم کار می‌کنی ( و منی که خودم به عنوان کوچک‌ترین عضو خانواده سینما و تئاتر تو این فضا کار کردم می‌دونم که اگر بخواهی علیه رژیم موضع جدی بگیری نمی‌تونی حتی به عنوان یه عامل کوچک پشت صحنه هم کار بکنی تو هیچ پروژه‌ای اگر سابقه داشته باشی اصلاً دفاتر فیلمسازی با تو قرارداد نمی‌بندند به عنوان مدیر صحنه مدیر تولید دستیار کارگردان حتی به عنوان دستیار مدیر تولید ،حتی دستیار ۲ کارگردان، به عنوان هر چیزی، یعنی حتی برای این کارها هم با تو قرارداد نمی‌بندند جلوی دوربین که اصلاً فراموش کن ) و در همین شرایط هم جلوی دوربین رفتی تو همین حکومت هم الان اینترنت داری که مردم اینترنت ندارند و اینترنت خیلی مسئله بزرگیه یعنی فشار روانی که به آدم‌ها میاد کم نیست بعد به واسطه اینکه حالا خونت یه جایی بوده لابد که کنارت یه هدف حکومتی بوده به خودت اجازه میدی بیای اینجوری فحاشی کنی حالا اون وسط دو تا فحش هم به اون مامور و همونی که بهت همین سیم کارت رو داده هم میدی اما یادت نمیره به آمریکا و اسرائیل هم فحاشی کنی و ۱۰ هزار بارم به مردمی که بهت میگن حکومتی فحاشی کنی بعد توقع داری همین ملت فردا آدم حسابت کنه؟؟؟؟ پ.ن.: ظاهرا استند اپ کمدینه و‌اسمش علی صبوری

AliVafaei(علی وفایی)🦁☀️🇩🇪🇮🇱🇺🇲🇮🇱🇺🇦

143,083 просмотров • 4 месяцев назад

می‌شود یکی به ما بگوید این محمدباقر قالیباف که پدربزرگش در ازبکستانِ زمان روسیه شوروی بوده، چطور در ایران و آن هم در زمان جنگ ظاهر شده است؟ یعنی در دوران شوروی، از ازبکستان که هیچ‌کس حق خروج، مخصوصاً خروج به ایران را نداشت، چطور پدری با نام «غالب‌اوف» یا «Qalibov» که نام خانوادگی رایج در ازبکستان است، سر از ایران درآورده است؟ اصلاً در زمان شاه مگر اجازه می‌دادند کسی به‌راحتی از شوروی به ایران بیاید؟ قالیباف که احتمالاً نامش روسی بوده و آن را تغییر داده، چطور از سرداران سپاه سر درآورده و ناگهان فرمانده نیروی هوایی سپاه شده است؟ مگر می‌شود بدون اجازه روسیه، او به چنین جایگاهی رسیده باشد، آن هم در بخشی که گفته می‌شود تجهیزات و آموزش آن تحت نظر روسیه است؟ حالا ترامپ چطور قالیباف را پیدا کرده است؟ آیا ممکن است در تماس‌های تلفنی، پوتین او را قانع کرده باشد که قالیباف تحت دستورات روسیه عمل کند و اطلاعاتی مانند محل سرداران یا رهبر را منتقل کند تا از شرشان خلاص شوند و به آمریکا کمک کند که بمب هسته‌ای ساخته نشود و حتی تجهیزات و اورانیوم غنی‌شده تحویل داده شود؟ این دیدگاه مطرح می‌کند که قالیباف، که احتمالاً نام واقعی‌اش «Qalibov» (به معنای غالب یا پیروز) بوده، از سوی اطلاعات روسیه وارد سپاه شده، چون اهل ازبکستان بوده و فارسی بلد بوده است. همچنین ممکن است به فرماندهان سپاه که به روسیه می‌رفتند، همان‌طور که گفته شده، آموزش‌ها را به زبان فارسی منتقل می‌کرده است. در نهایت، این سؤال مطرح است که چرا «غالبف» مهم است؟ چون بر اساس این دیدگاه، در واقع این روسیه است که با ترامپ معامله می‌کند و «غالبف» نقش مجری داخلی در ایران را دارد! و همه این‌کشتارها بدستور روسیه بوده است Reza Pahlavi Saeed Ghasseminejad

B.B. Goal👑☀️

154,619 просмотров • 4 месяцев назад

چالش این هفته: ساخت یه دستیار هوش مصنوعی برای جست‌وجوی کار چقدر وقت صرف بررسی آگهی‌هایی می‌کنی که در نهایت می‌فهمی مناسب تو نیستن؟ از آگهی‌های «هیبرید» که تهش نیاز به رفت‌وآمد طولانی دارن تا آگهی‌هایی که سطح تجربه رو دقیق ننوشتن و به زبانی نیاز دارن که تو بلد نیستی! برای رفع این مشکل، یه دستیار هوش مصنوعی با #n8n ساختم. این سیستم چطور کار می‌کنه؟ 🕵️‍♀️ کشف فرصت‌ها: با استفاده از apiهای #Apify، آگهی‌های کار رو بر اساس کلمات کلیدی که تو بهش می‌دی، از لینکدین می‌خونه. 🤖 تحلیل هوشمند اولیه: یه هوش مصنوعی #GoogleGemini، هر آگهی رو دقیق می‌خونه و داده‌های کلیدی مثل زبان، نوع کار و سطح تجربه رو استخراج می‌کنه. ✅دستچین هوشمند: بر اساس تنظیمات اولیه که خودت بهش می‌دی، چک می‌کنه که زبان اصلی آگهی با زبان‌هایی که تو بلدی همخوانی داره یا نه و آیا سطح تجربه (seniority) مورد نیاز آگهی با سطح تو منطبقه یا خیر؟ در مرحله بعدی اگر کار نیاز به حضور در شرکت داشت (Remote نبود)، با استفاده از apiهای Google Map زمان رفت و آمد رو محاسبه می‌کنه تا بیشتر از مقدار مورد نظر تو نباشه. 🤖 تحلیل عمیق: فقط آگهی‌هایی که از فیلترها رد می‌شن، با متن کامل رزومه شخصی شما مقایسه می‌شن تا یک «امتیاز تطبیق» (Match Score) بگیرن. همه این آگهی‌ها در یک بانک اطلاعاتی ذخیره می‌شن، تا اگه دلت خواست خودت هم بررسی کنی. 🔔 هشدار فوری: اگه امتیاز یه آگهی از حد مشخصی بالاتر باشه، یه پیام شامل اطلاعات آگهی، لینک توضیحات و Apply توی تلگرام برات می‌فرسته. تمام این تنظیمات، از کلمات کلیدی تا حداکثر زمان رفت‌وآمد و سطح تجربه، قابل شخصی‌سازی هستن. این ورکفلو رو در پست بعدی به اشتراک گذاشتم تا بتونید خودتون هم امتحانش کنید. #AttaBuildsAI #Automation #AIWorkflowEngineer #JobSearch #هوش_مصنوعی

Atta Khalighi S.

21,950 просмотров • 11 месяцев назад

چیزی که این حرف‌ها رو متفاوت می‌کنه، خودِ آدمیه که داره می‌زندشون. جاش راشینگ سال‌ها تفنگدار نیروی دریایی آمریکا بود. تو جنگ عراق سخنگوی سنتکام بود؛ یعنی همون کسی که قرار بود حرف ارتش آمریکا رو به گوش دنیا برسونه. ولی بعد استعفا داد، و درست در بدو تولد الجزیره‌ی انگلیسی به این شبکه پیوست و کم‌کم به یکی از چهره‌های شناخته‌شده‌اش در آمریکا تبدیل شد. حالا همین آدم، سازنده‌ی مستند «کودکان زیر آتش»، رفته بالای صحنه تا جایزه‌ی امی رو بگیره. این هم متن کامل حرف‌هاش: «خب بچه‌ها. ممنونم. دوستتون دارم. عاشق این لحظه‌ام. عاشق همه‌تونم. ببخشید که این‌قدر طول کشید. ولی خب، الان اینجام. یه حرفی دارم که باید بزنم. نباید از نظرمون دور بمونه که چقدر تلخه آدم بابت پوشش یه نسل‌کشی جایزه بگیره، اونم تو همون کشوری که باعث شده این نسل‌کشی اتفاق بیفته و ادامه پیدا کنه. می‌خوام این رو تقدیم کنم به اون ۱۱ خبرنگار الجزیره؛ ۱۱ همکاری که از ۷ اکتبر تا حالا تو غزه به دست اسرائیل کشته شدن، و به ۲۷۰ همکار دیگه‌شون، خبرنگارهایی که از ۷ اکتبر به این‌طرف تو غزه کشته شدن. می‌خوام از ده‌ها پزشکی یاد کنم که زندگی پرپول و موفقشون رو اینجا رها کردن تا همه‌چیزشون رو به خطر بندازن، برن غزه و کمک کنن؛ و به این برسن که شاید شمشیر برنده‌ی حقیقت و شهادت دادن، از اون چاقوی جراحی‌ای که با خودشون به میدان می‌برن قوی‌تر باشه. اونا برگشتن و تو همین فیلم شهادت دادن. و به خاطر همین آدم‌هاست که میرا، اون دختر کوچولوی چهارساله که تو فیلم ما یه گلوله تو مغزش بود، امروز تو مکزیکوسیتی داره درمان می‌شه، کنار مادرش اسرا؛ مادری که موقع فیلم‌برداری ما پاش رو از دست داد. اینا روزهای تاریکی برای روزنامه‌نگاریه. یا داریم زیر فشار مالی له می‌شیم، یا داریم به دست قدرت‌های کلانی خریده می‌شیم که دارن پیام رو مصادره می‌کنن. ولی باید بهتون بگم، خواهش می‌کنم که دست از این نبرد خوب برندارین؛ نبرد برای حقیقت، نبرد برای انسانیت. چون هیچ ملتی بدون مطبوعات آزاد، آزاد نیست. پس به این نبرد خوب ادامه بدین. ممنونم.»

Panah Farhadbahman 🎒

25,887 просмотров • 2 месяцев назад

هشدار: بخش‌هایی از این گزارش به‌دلیل بازگوییِ صحنه‌های فاجعه برای شنیدن بسیار آزاردهنده است. این گزارش کامل دومینیک واگورن، سردبیر بین‌الملل اسکای‌نیوز از مینابه. اولین گزارشگر خارجی که به اون‌جا رفته. دومینیک، از لشکرکشی آمریکا به عراق تا بهار عربی رو گزارش کرده، اما خودش می‌گه فشار عاطفی اون‌چه در میناب تجربه کرده، از همه بیشتر بوده و اشکش رو جاری کرده. رسیدن به میناب آسون نبوده. تیم اسکای‌نیوز چهار روز در راه بوده و یک هفته در شهر فیلم‌برداری کرده تا روایتی رو ثبت کنه که تا حالا از این شهر بیرون نرفته بود. ماجرا از روز اول جنگ آمریکا و ایران شروع می‌شه؛ صبح همون روز، یک مدرسه ابتدایی در میناب با موشک‌های دقیق‌هدایت‌شونده‌ی آمریکایی هدف قرار می‌گیره، درست وقتی مدرسه پر از بچه بوده. کارکنان مدرسه فهمیده بودن که کشور زیر حمله‌ست و به والدین زنگ زدن که بچه‌ها رو ببرن، اما بیشترشون به‌موقع نرسیدن. دخترها رو برای امنیت به طبقه‌ی بالا و اتاق نماز برده بودن؛ همون‌جا که موشک‌ها فرود اومد. کسایی که برای کمک رسیدن، با صحنه‌ای روبه‌رو شدن که حتی توصیفش سخته. دومینیک سراغ خانواده‌ها می‌ره. پرستشِ یازده‌ساله از زیر آوار زنده بیرون اومده، اما به‌شدت سوخته و هفته‌ها در بیمارستان بستری بوده؛ برادر نه‌ساله‌اش، علی‌اصغر، کشته شده. شهر مجبور شده گورستان رو گسترش بده تا همه‌ی کشته‌ها رو دفن کنه. خانواده‌ها هر شب کنار قبر بچه‌هاشون شمع روشن می‌کنن و ساعت‌ها می‌مونن. محمدطاها باید همون شب جشن ده‌سالگی‌اش رو می‌گرفت؛ مادرش خدیجه و خانواده‌اش به‌جاش سر قبرش براش کیک گذاشتن و تولدت مبارک خوندن. خدیجه در یک گفت‌وگوی بیش از دوساعته، در حالی که اشک می‌ریخت، تعریف می‌کنه که چطور از سردخانه‌ای به سردخانه‌ی دیگه رفته تا تکه‌های پیکر بچه‌ها رو ببینه. آخرش آزمایش دی‌ان‌ای فقط تکه‌ای از تنه و بازوی پسر نه‌ساله‌اش رو شناسایی کرده. اون رو در کفنی به خانواده تحویل دادن و خدیجه می‌گه پیش از خاک‌سپاری، آخرین چیزی که از پسرش مونده بود رو در آغوش گرفته و براش لالایی خونده. شواهد به سمت آمریکا اشاره داره. ایرانی‌ها می‌گن قطعاتی که در محل جمع شده، از موشک‌های کروز تاماهاوک آمریکاییه و آمریکا همون روز چند نقطه‌ی دیگه‌ی همون منطقه رو هم زده. این یک مدرسه ابتدایی بوده که بیش از یک دهه روی نقشه‌ها مشخص بوده، اما درست وسط ساختمونش هدف خورده. یا عمدی بوده، که اون‌وقت جنایت جنگیه، یا اشتباه شناسایی شده، که اون هم نقض قواعد جنگه. آمریکا در حادثه‌های مشابه در عراق و افغانستان ظرف چند روز تا چند هفته مسئولیت رو پذیرفته بود، اما اینجا نزدیک سه ماه گذشته و فقط می‌گن موضوع در حال بررسیه. در آغاز جنگ، دونالد ترامپ گفته بود ایران پشت این ماجراست؛ ادعایی که هیچ مدرکی براش ارائه نشد. خدیجه می‌گه ترامپ وعده داده بود به مردم ستمدیده‌ی ایران کمک کنه، اما در عمل دانش‌آموزها کشته شدن. حالا با آتش‌بسی شکننده و نزدیکی میناب به تنگه‌ی هرمز، ترس مردم اینه که اگر جنگ از سر گرفته بشه، چنین فاجعه‌ای دوباره تکرار بشه. چیزی که مردم میناب می‌خوان روشنه: پاسخ و عدالت.

Panah Farhadbahman 🎒

47,551 просмотров • 3 месяцев назад

‍ ✔️آغوشی باش… ✍️سهند ایرانمهر شل سیلورستاین، داستانی دارد به اسم درخت بخشنده. در کودکی خواندم دقیق یادم نمی‌آید اما ماجرای کودکی بود که کودکانه‌اش با یک درخت است. از شاخه‌هایش بالا می‌رود. بزرگتر که می‌شود برای کار و‌ تحصیل و ازدواج و … سراغ درخت می‌آید و‌ درخت از میوه تا چوبش را به او می‌‌بخشد تا زمانی که پسرک پیر شده و عصازنان پیش درخت می‌آید و کمک می‌خواهد و درخت که حالا فقط کُنده‌ای از او‌ مانده می‌گوید دیگر کاری از دستم برنمی‌آید جز اینکه بیایی و بر کُنده‌ام بنشینی و در این‌ دم واپسین در آغوش چروکیده‌ و خسته‌ام، استراحتی کنی. صباح شریعتی کشتی‌گیر ایرانی که برای کشور آذربایجان کشتی می‌گرفت، در رده بندی کشتی المپیک به امین میرزاده باخت و از دنیای ورزش قهرمانی خداحافظی‌کرد. در لحظات پایانی تنها بود و دستکم در ویدیو اثری از همراهی تیم آذربایجان نیست اما دو‌ هموطنش میرزاده و حسن رنگرز به روی تشک می‌روند تا در زمان خداحافظی کنارش باشند و پایان باشکوهی برایش رقم بزنند. چرایش را دقیق نمی‌دانم اما یاد پسرک داستان شل سیلورستاین افتادم که از درخت جدا شد اما در روزهای پایانی، باز کنده بجامانده از درخت خسته بود که تکیه‌گاهش شد. نمی‌دانم برای پسرک داستان و امیدش به درخت غصه بخورم یا درخت خالی از عطا‌کردن و تحلیل رفته از بخشیدن اما هرچه که هست انگاری در میان آغوش‌هایی‌که ممکن است برای آدمی گشوده شود، آغوش وطن چیز دیگری است ولو دیگر چیزی برای بخشیدن هم نداشته باشد ولو آدمی در پایان کار باشد. ✍️سهند ایرانمهر

سهند ایرانمهر

151,883 просмотров • 2 лет назад

ماجرای تهدید من به مرگ رادین: «آلبرت، اگه تو یه کوچه‌ی خلوت بن‌بست، پهلوت گرم شد، بدون کارِ من بوده.» سیاوش ناس: «تو بلژیک چند هزار تا ایرانی داریم؟ از این چند هزار تا چند درصدشون مرد هستن؟ از این مردها چند درصدشون تو رِنج سنی آلبرت هستن؟ چند تا از این‌ها که تو رنج آلبرت هستن، صداشون شبیه آلبرته؟ بلژیک خیلی کوچیکه؛ یعنی پیدا کردنت اصلاً هیچ کاری نداره. شما فکر می‌کنین پادشاهی‌خواه‌ها همه آدم‌های شیکی‌ان؟ خشونت‌پرهیزن؟ درسته، ولی بینشون آدم‌های کثافتی مثل من هم هست. این‌که هنوز نیومدن سراغت، به خاطر اینه که از تو گنده‌ترهاش هستن و اونا که تموم شدن، نوبت به تو می‌رسه.» قضیه از اینجا شروع شد که سیاوش ناس توییتی گذاشته بود: «بزنید تو دهن هر کسی که گفت شاهزاده و نگفت رضاشاه دوم»، که من کوت کردم و نوشتم این با منش شاهزاده رضا پهلوی مغایرت داره. ایشون در مصاحبه‌ای گفته بودن: «اگر شما به دموکراسی اعتقاد دارید، آیا می‌تونید بگید کسی حق ندارد من رو به یک عنوان خاص خطاب بکنه؟» در کتاب زمان انتخاب هم شاهزاده رضا پهلوی گفتند که اگر قراره نقشی نهادی ایفا کنند، مردم از خلال یک رفراندوم در این مورد تصمیم خواهند گرفت و تا پیش از رفراندوم، خواهان نقشی فراجناحی و عامل اتحاد هستند که هیچ ترجیحی برای پادشاهی یا جمهوری، چپ یا راست قائل نیست. ماجرا ادامه داشت و سیاوش توییت گذاشت که «من از مراد ویسی می‌خوام نامزد بشن برای نخست‌وزیری و من به نخست‌وزیری ایشون رأی می‌دم»، و من منشن گذاشتم که در پادشاهی، نخست‌وزیر با رأی مستقیم مردم انتخاب نمی‌شه، بلکه مجلس نخست‌وزیر رو تعیین می‌کنه. بعدها با وینر، که از دوستانشون هست، بحثی داشتم که ادعا می‌کرد مغلطه توهینه. توضیح دادم مغلطه، الگوی خطای استدلاله و نه فحش و ناسزا، و بسیار از احساس ضعف در بحث آشفته و عصبی شد و هوار می‌کشید. از اینجا بود که دیگه به غرور این افراد برخورد و شروع کردن به تهدید به مرگ و تهمت و داستان‌سرایی که آلبرت مجاهده، تجزیه‌طلبه، اصلاح‌طلبه، سپاهیه، به جاویدنام‌ها توهین کرده، به خاندان پهلوی توهین کرده و … حتی به بسیاری از کسانی که در اسپیس‌های من میان پیام دادن که اونجا نرید چون آلبرت مزدوره. چنین رفتارهایی حقیقتاً بسیار شک‌برانگیزه. چطور می‌شه پادشاهی‌خواه باشیم و هیچ نزدیکی‌ای به منش شاهزاده رضا پهلوی نداشته باشیم؟ چطور می‌شه دغدغه این رو نداشته باشیم که رفتارمون به حساب جریان پادشاهی‌خواه نوشته می‌شه؟ یعنی واقعاً صرف این که یکی به یه پادشاهی‌خواه بگه مزدور، همین کافیه که در برابر تهدید به پیدا کردن هویت و تهدید به قتل، سکوت پیشه کنیم؟ خلاصه قماش عجیبی هستن. بسیار عجیب. بیش از این‌که مفید باشن برای جریان ملی‌گرا، مخرب هستن. دیگه قضاوت با شما. #جاویدشاه Siavash Nas 🇮🇷 Pirooz "Let there be Light !" Lion&Sun winner

آلبرت انیشتین

25,546 просмотров • 4 месяцев назад