Loading video...

Video Failed to Load

Go Home

تازه داره از استارلینک فیلم های دیشب میاااد جمعیت ببینید پشم ریزووووووونه تهرااااان ۲۲ تا منطقه داااره که هر ۲۲تاش دیشب سیل جمعیت راه افتاده *این آخرین نبرده پهلوی برمیگرده * سرسبز تهران ۱۸دی #LongLiveTheShah #جاویدشاه

31,869 views • 7 months ago •via X (Twitter)

0 Comments

No comments available

Comments from the original post will appear here

Related Videos

پاسخ ثابتی به لوده‌بازی جدید اصلاح‌طلبان و ضدانقلاب برای راه اندازی کمپین اعزام به جنوب امیرحسین ثابتی نماینده تهران با انتشار این دو فیلم در کانال خود، نوشت: تا دیروز با توهم میگفتند جنگ را با مذاکره با امریکا تمام میکنیم، ما میگفتیم امریکا زیر بار چنین چیزی نخواهد رفت! حالا که گذشت زمان ثابت کرد توهم داشتند و آنچه ما میگفتیم درست بود، میگویند چرا به جای تهران به جنوب نمیروید؟ اولا که این جنگ، جنگ پهپاد و موشک است و حضور ما در تهران یا جنوب فرقی در اصل ماجرا ایجاد نمیکند اما اگر هم منظور این است که به جنوب برویم تا خطرات جنگ را از نزدیک ببینیم، مگر در جنگ ۱۲ روزه و جنگ رمضان در تهران زیر موشکباران نبودیم؟ ثانیا؛ این دو فیلم فقط بخش کوچکی از آن چیزی است که در شبهای جنگ رمضان در تهران تجربه کردیم. فیلم اول مربوط به سخنرانی در میدان المپیک است که پهپاد دشمن بالای سر جمعیت چرخ میزد و پدافند به آن شلیک میکرد و هر لحظه ممکن بود در آنجا یک فاجعه رقم بخورد. فیلم دوم هم مربوط به سخنرانی در محله شادآباد است که در عرض چند دقیقه صدای عبور موشکهای متعدد از نزدیکی آنجا می آمد که واکنش جمعیت را میبینید. 🌐 راه دیالمه

راه دیالمه

12,432 views • 1 month ago

پس از ۴۵ سال اعتراضات و جنبش های مختلف، اینبار تمام مطالبات خود از سیاست تا فرهنگ، از اقتصاد تا طبیعت، از هنر تا صنعت را یکجا گرد هم میاوریم و با صدای واحد در میدانی مشترک، سیلی میشویم برای شکستن سد راه خود در راه رسیدن به ایرانی آزاد و آباد. در روز ۲۵ شهریور، رأس ساعت ۱۱، از یکی از کوچه ها و یا خیابان هایی که در امتداد مسیر خانه یا شهر خودمان است، وارد خیابان انقلاب-آزادی میشویم. هر کدام ما، نقطه ای در این خیابان است که با یکدیگر جمعیت میلیونی متحدی را رقم خواهیم زد که در برابر آن، هیچ دستگاه سرکوبی توان مقابله نخواهد داشت. نکته مهم این است که بایستی همزمان رأس ساعت ۱۱ هر کدام ما در یکی از ورودی های خیابان باشد تا با هم وارد شده و این سیل بزرگ را تشکیل دهیم. هدف این فراخوان هماهنگی برای رساندن خودمان به یکدیگر است، بعد از تشکیل این جمعیت بزرگ، خود ما در خیابان تصمیم میگیریم ، همانجا بمانیم یا به سمتی حرکت کنیم. قرار نیست کسی به جای ما از قبل تصمیمی بگیرد. این تجمع هیچ لیدری ندارد، پس گوش به افرادی که به نام لیدر بخواهند شعارهای سیاسی تفرقه انگیز بدهند و یا ما را به چپ و راست برده و به دسته های کوچک تقسیم کنند نمیدهیم. در هر حالتی، چه موافق چه مخالف با جهت حرکت سیل جمعیت، از آن جدا نمیشویم و مشت متحد خود را حفظ میکنیم. این میدان مشترک محلی است برای مطالبات مختلف، پس خواسته های یکدیگر را محترم میشماریم که یکی برای نان آمده است، دیگری برای آب، یکی برای آزادی های فردی، یکی برای سیاست ، دیگری برای محیط زیست و … . در ۲۵ شهریور با باور بر پایان دادن به سایه شوم استعمارگران رأس هرم قدرت به هم میپیوندیم، و در این راه بیش از ۹۵ درصد هموطنان خود در ارتش و نیروی انتظامی و سپاه را نه مقابل خود که هم دل و همرزم خود میدانیم که از گوشت و پوست همین ملت رنج کشیده هستند. و اما اگر علارقم باور راسخ خود در پایان دادن بر سایه استعمار، تنها به بخشی از آن دست پیدا کنیم، این گردهمایی را هر روز رأس ساعت ۱۱ صبح تکرار میکنیم تا دست یابی کامل به هدفمان. پاینده ایرانیان پاینده ایران و نه به امید آزادی که تا لحظه آزادی #مهسا_امينی #بهار_ملی

Shahinlooo

20,657 views • 3 years ago

در خلأ قانون یه کاسبی راه افتاده که هر چی سگ بی‌صاحب بیش‌تر، نون‌ش هم چرب‌تر. یواش‌یواش یه عده افتادن به ساخت قفس و طویله و اسم‌ش رو هم گذاشتن پناهگاه. سگ‌های بدبخت رو می‌گیرن، از هر ۱۰۰ تا چندتاشون رو عقیم می‌کنن و دوباره تو بیابون آزاد می‌کنن؛ چند وقت بعد دوباره می‌گیرن تا صورت وضعیت بدن! و روز از نو، روزی از نو! سگ‌های هر منطقه، مثل گداهای سر چهارراه، حساب‌وکتاب و صاحب خودشون رو دارن. حتی از هم‌دیگه سگ می‌دزدن. کار به توله‌کشی کشیده. و در این شغل، هر چی سگ بی‌صاحب بیش‌تر، اوضاع بهتر. این همه سگ غذا هم می‌خوان. زرنگ‌ترها پناهگاه‌شون رو نزدیک مراکز دفن پسماند میزنن. اونجا پر از غذاست (البته از نوع فاسدش). شماره حساب هم می‌دن و مردمِ ازهمه‌جا بی‌خبر براشون پول واریز می‌کنن! رقابت‌ سر سگ‌ها بالا گرفته. یه عده گردن‌کلفت شدن و مافیا شکل گرفته. با شعار «حیوان دوستی» شروع کردن به وانت‌وانت غذا دادن به سگ‌های نگون‌بخت بیابون؛ سگ‌ها هم که شکم‌شون سیر شد، تا تونستن زاییدن! توله پشت توله. جمعیت تو این چند سال ترکید و به بالای ۳میلیون رسیدن.
0:21

Sensitive content

در خلأ قانون یه کاسبی راه افتاده که هر چی سگ بی‌صاحب بیش‌تر، نون‌ش هم چرب‌تر. یواش‌یواش یه عده افتادن به ساخت قفس و طویله و اسم‌ش رو هم گذاشتن پناهگاه. سگ‌های بدبخت رو می‌گیرن، از هر ۱۰۰ تا چندتاشون رو عقیم می‌کنن و دوباره تو بیابون آزاد می‌کنن؛ چند وقت بعد دوباره می‌گیرن تا صورت وضعیت بدن! و روز از نو، روزی از نو! سگ‌های هر منطقه، مثل گداهای سر چهارراه، حساب‌وکتاب و صاحب خودشون رو دارن. حتی از هم‌دیگه سگ می‌دزدن. کار به توله‌کشی کشیده. و در این شغل، هر چی سگ بی‌صاحب بیش‌تر، اوضاع بهتر. این همه سگ غذا هم می‌خوان. زرنگ‌ترها پناهگاه‌شون رو نزدیک مراکز دفن پسماند میزنن. اونجا پر از غذاست (البته از نوع فاسدش). شماره حساب هم می‌دن و مردمِ ازهمه‌جا بی‌خبر براشون پول واریز می‌کنن! رقابت‌ سر سگ‌ها بالا گرفته. یه عده گردن‌کلفت شدن و مافیا شکل گرفته. با شعار «حیوان دوستی» شروع کردن به وانت‌وانت غذا دادن به سگ‌های نگون‌بخت بیابون؛ سگ‌ها هم که شکم‌شون سیر شد، تا تونستن زاییدن! توله پشت توله. جمعیت تو این چند سال ترکید و به بالای ۳میلیون رسیدن.

فلات ایران

188,502 views • 1 year ago

تماشای دوباره‌ی این بخش از فیلم مستندی که یک شبکه‌ی تلویزیونی سوئیسی از ایران تهیه کرده بود، در این روزگاری که هنوز در بخشی از سرزمین‌های شامات انسان به انسان نفرت می‌ورزد و بر آتش جنایت می‌افروزد، بر حسرت‌های بی‌عایدم افزود. در سالگرد درگذشت شادروان رضا شاه پهلوی و فرزندش شادروان محمدرضا شاه پهلوی از حسرت‌های بی‌عایدم چه بنویسم؟ یادآوری کدام بخشش را همچون خجری بر سینه‌ام فرو برم؟ این حسرت‌ها برای ایرانِ من تا ابدِ من بی‌‌پایان خواهد ماند. برای خاورمیانه‌ام نیز شاید چنین باشد. یکی از حسرت‌های خاورمیانه‌ای‌ام، سرنگونی دو مردی‌ست که داشتند امکان‌های صلح و فروکاستن از آتش نفرت و جنایت را در این منطقه از جهان فراهم می‌کردند. انور سادات در ۲۸ دسامبر ۱۹۷۷ به تهران سفر کرد تا پشتیبانی و قوت قلب محمدرضا شاه پهلوی از مذاکرات صلح خاورمیانه را با خود به همراه ببرد. که برد. پیمان صلح در کمپ دیوید امضا شد اما جنون ۵۷ تازه تشنه‌ی خون شده بود. محمدرضا شاه پهلویِ ایران و انور ساداتِ مصر این توانایی را داشتند که خاورمیانه را از آتش جنگ‌افروزی نجات دهند اما هر دو قربانی مارکسیسم و اسلام‌گرایی افراطی شدند. این دو جنون یکی از این دو مرد را در تهران سرنگون کرد و دیگری را در قاهره؛ آغازی برای گسترش بربریت و آشوب‌گری آنارشیسم چپ و اسلام‌گرایی افراطی در جهان خسته از جنگ. برای آن‌ها زندگی بدون آرمان و آرمان جنگ بی‌معنا بود. هنوز هم بی‌معنا هست. برای فهم بربریت حاصل آن جنون همین بس که نام یکی از عوامل ترور انور سادات، خالد اسلامبولی، بر خیابان وزرا در تهران نقش بست، و دیگری، ایمن الظواهری بر اریکه‌ی رهبری القاعده نشست و جانشین اسامه بن لادن شد؛ گروهی که ۱۱ سپتامبر را به ارمغان آورد و‌ در نتیجه‌‌اش آمریکا به عراق حمله کرد و سپس افغانستان به مصیبتی دچار شد که داریم می‌بینیم!

Kianoosh Sanjari

123,953 views • 2 years ago

این صدای وصیت‌گونه نیست؛ پیام مبارزی است که می‌داند ممکن است دیگر برنگردد. «اگر دیگه همو ندیدیم… هر اتفاقی ممکنه امشب برامون بیفته… حلال کن… اگه آزاد شدین، بجا من خوشحالی کنین… من خیلی منتظر این روز موندم… اگه نبودم، خوشحالی کنین، حالشو ببرین… فقط یادم کنین، جامو خالی کنین…» این سخنان، صدای یکی از معترضان است؛ دقایقی پیش از رفتن به خیابان‌ها در روز ۱۸ دی. صدایی که می‌داند شاید این آخرین شب باشد، اما باز هم می‌رود. از شب گذشته اینترنت در ایران قطع شده است. پس از تظاهرات گسترده‌ی شب گذشته، هیچ اطلاع روشنی از وضعیت مردم نداریم. در بسیاری از شهرها، خیابان‌ها در تسخیر معترضان بود؛ امواج انسانی به راه افتاده بود و مردمی با گرایش‌های سیاسی و دینی متکثر، اما با یک خواست مشترک: پایان جمهوری اسلامی، همون جوی‌ها و رودهایی که به هم پیوسته بودند، امواجی خروشان از جمعیت ایجاد کردند. دیشب، قدرت مردم را دیدیم. مردمی که حق دارند خشم داشته باشند، حق دارند عصبانی باشند، حق دارند اعتراض کنند. اما نگرانیم. جمهوری اسلامی سابقه دارد که در تاریکیِ قطع اینترنت، دست به کشتار بزند. و امروز، خامنه‌ای بار دیگر اعلام کرد که عقب‌نشینی نخواهد کرد؛ یعنی چراغ سبز برای سرکوبی خشن‌تر. اگر این صدا خاموش شد، اگر خبری نیامد، اگر کسی «نبود»… یادش کنید. جایش را خالی بگذارید. و اگر آزاد شدید، بجاى او و بجای همه عزیزانی که رفتند و بازنگشتند، خوشحالی کنید. انقلاب نوین مردم ایران، مدیون جانفشانی و شهامتی است که قسمتی از آن را شب گذشته شاهد بودیم. #اعتراضات_سراسری #نه_به_جمهوری_اسلامی #یاری_مدنی_توانا

توانا Tavaana

60,053 views • 7 months ago

من ایرانم، من ایرانم، من آن اسم همیشه خفته در اعماق تاریخم. ۶۰-۵۰-۴۰ کباب و سیانور و هرویین تمام شد! دیگر نه دهه ی ۴۰ است که جلال آل احمد پس از خروج از کبابی زیر گذر و سر دادن آروغ شکم سیری شیشلیک و دوغ محلی با دیدن جمعیت هوس کند بگوید به دروغ که «صمد و تختی را شاه کشته»! و نه دهه ی ۵۰ است که سیانور زیر زبان و کلاشنیکف در شلوار آمار و ارقام دروغین از کشته شدگان در مجله های مجاهد و فداییان تروریست و... ده ها برابر ذکر شود! و نه دهه ی ۶۰ که شاملو پس از چند خط رفت و برگشتی مشامی هرویین ناب در چُرتی مرغوب ملغمه ای از کلمات را در نشئگی کنارهم بچیند و مشتی هرویینی تر از احمد،یکباره از چرت پریده اما از ترس خماری مجدد بی خیال هر نوع تشویقی! اینکه هربار پس از فریادهای شعار #جاویدشاه و #رضاشاه_روحت_شاد و« م*گ بر خامنه ای »که تصویر و صدا ضبط و ثبت میشود،با بهانه ای جدید بگویند:فتوشاپه،فتوشاپه!!! ادامه ی همان فریب و جعل و جهل دهه های قبل است،ده های «شیشلیک و سیانور و هرویین» به گوش بسپارید که واقعیت را نمیشه تحریف کرد و خواست مردم ایران هویداست! تقدیم به تمام فرزندان این خاک در راه آزادی میهن،که چهره در نقاب خاک کشیدند تا جاودان بمانند. #جاویدشاه #پسرعاقل_نوح #خسرو_علیکردی

پسر عاقل نوح

14,897 views • 8 months ago

دلاوران گارد جاویدان، به شما، به شجاعت و فداکاری‌تان درود می‌فرستم. در سه ماه گذشته، هزاران تن از شما در هسته‌های کوچک اما مؤثر در سراسر ایران جلوه‌هایی درخشان از دلاوری آفریده‌اید. آنچه شما کرده‌اید برای سده‌ها روایت خواهد شد. ملت ایران فداکاری شما و بهایی را که به‌ویژه در ۱۸ و ۱۹ دی برای آزادی میهن پرداخته‌اید هرگز فراموش نخواهد کرد. به شما گفته بودم که کمک در راه است. اکنون آن کمک رسیده است. از شما، دلیرترین و فداکارترین فرزندان ایران، می‌خواهم که به‌عنوان نیروی پیشگام ملت، به هر شکل ممکن دستگاه سرکوب جمهوری اسلامی را، که اکنون از آسمان زیر ضربات سنگین است، بیش از پیش فرسوده و تضعیف کنید تا زمینه فروپاشی نهایی آن فراهم شود. در نظر داشته باشید که این، فراخوانی برای تظاهرات خیابانی نیست؛ بلکه فراخوانی به شما، جوانان گارد جاویدان، برای وارد آوردن ضربه‌های هوشمندانه و مؤثر به سرکوبگران خسته و فرسوده است تا راه برای حضور میلیونی ملت ایران در خیابانها هموارتر شود. در عین حال، حفظ جان خود را در اولویت قرار دهید چرا که حضور شما در نبرد نهایی برای حفاظت از سیل میلیونی جمعیت، لازم و ضروری است. شما از تبار رستم و کاوه‌اید و دشمنان شما از جنس ضحاک. در این نبرد خیر و شر، میان نور و تاریکی، شما در سوی درست تاریخ ایستاده‌اید و امید و دعای یک ملت بزرگ بدرقه راه شماست. بی‌صبرانه در انتظار روزی هستم که در نخستین شهر آزادشده ایران در کنار شما بایستم و با هم پیروزی نهایی را رقم بزنیم. پاینده ایران، رضا پهلوی

Reza Pahlavi

3,792,812 views • 5 months ago

سال ۱۳۸۷ یه قانون نوشتن که از اون‌روز به بعد قرار شد برای سگ‌های بی‌سرپرست پناهگاه راه بندازن و سگ‌ها رو با خفت‌گیر، دارت و تفنگ بیهوشی زنده‌گیری کنن. ببرن تو پناه‌گاه‌ها. کمی رسیدگی کنن، سالم‌ترها رو عقیم و بعد براشون سرپرست پیدا کنن. سگ‌های مریض‌ هم یوتانایز (مرگ آسان) کنن. از این تاریخ میرشکارها کنار گذاشته شدن و کار به دست پیمان‌کارها افتاد. همه‌ی قسمت‌های دستورالعمل تقریبا اجرا می‌شه به جز اون بخش آخر، چرا؟ چون یوتانایز یعنی سگِ کمتر! سگِ کمتر هم یعنی آجرشدن نون پیمان‌کار. یه کاسبی راه افتاد که هر چی سگ بیش‌تر، نون‌ش هم چرب‌تر. یواش‌یواش یه عده افتادن به ساخت قفس و طویله و اسم‌ش رو هم گذاشتن پناهگاه! سگ‌های بدبخت رو می‌گیرن، از هر ۱۰۰ تا ۴ تاشون رو عقیم می‌کنن و دوباره تو بیابون آزاد می‌کنن؛ چند وقت بعد دوباره می‌گیرن تا صورت وضعیت بدن! و روز از نو، روزی از نو! یه نون‌دونی چرپ جور شده‌. سگ‌های هر منطقه، مثل گداهای سر چهارراه، حساب‌وکتاب و صاحب خودشون رو دارن. حتی از هم‌دیگه سگ می‌دزدن. کار به توله‌کشی کشیده. و در این شغل، هر چی سگ بیش‌تر، اوضاع بهتر. این همه سگ غذا هم می‌خوان. زرنگ‌ترها پناهگاه‌شون رو نزدیک مراکز دفن پسماند میزنن. اونجا پر از غذاست (البته از نوع فاسدش). شماره حساب هم می‌دن و مردمِ ازهمه‌جا بی‌خبر براشون پول واریز می‌کنن! رقابت‌ سر سگ‌ها بالا گرفته. یه عده گردن‌کلفت شدن و مافیا شکل گرفته. با شعار «حیوان دوستی» شروع کردن به وانت‌وانت غذا دادن به سگ‌های نگون‌بخت بیابون؛ سگ‌ها هم که شکم‌شون سیر شد، تا تونستن زاییدن! توله پشت توله. جمعیت تو این چند سال ترکید و به بالای ۳میلیون رسیدن. متاسفانه یک جنبش عظیم غذارسانی به سگ‌های ولگرد و بی‌سرپرست راه افتاده. ما با یک لشکر طرفیم! آمار سگ‌گزیدگی از ۲۰۰هزارتا در سال گذشته. غذارسانی به حیوانات ولگرد در ایران به یک فرقه و ایدئولوژی تبدیل شده‌. جهالتی مدرن که علاوه بر زیست‌شناسان حفاظت، نیاز به ورود روان‌شناسان و متخصصان آسیب‌های اجتماعی و حتی کارشناسان جرایم سازمان‌یافته و افراد آشنا به ویژگی‌های شخصیتی بزهکاران به این چالشه. ماجرای سگ‌های بی‌سرپرست ماجرای حیوانی اهلی‌ست که به آفت و گونه مهاجم تبدیل شده. گونه‌های مهاجم به ویژه سگ‌های ولگرد و بی‌سرپرست یک معضل جهانی و سومین دلیل انقراض حیات وحش در جهان بشمار میان. مقصر اصلی این وضعیت هم مردم نیستن، مسئولینی هستند که به‌جای حمایت از افرادی که سرپرست سگ‌ها هستند، باهاشون می‌جنگه.

فلات ایران

639,322 views • 3 years ago

عزیزان، وقتی ماه‌هاست از عمو مارک‌لوین حرف می‌زنیم از چی حرف می‌زنیم دقیقاً اینجاست، دیشب ترامپ شیر خدا پستی رو در تروث‌سوشال منتشر کرد و تأکید کرد امشب حتماً برنامه‌ی عمو مارک‌لوین رو در فاکس‌نیوز ببینید، پس قبل از هر چیز اول توییت زیر عمو رو فیو و ریتوییت کنید، و بعد بخشی از سخنرانی بسیار بسیار درخشان عمو مارک‌لوین، این منصور حلاج‌زمانه در برنامه‌ی دیشب رو که ترجمه کردم بخونید/ببینید: «عزیزان، در برخورد با رژیم شیعه‌سانان رافضی، کل قضیه تهش میرسه به سه تا راهکار اصلی: عقب انداختن، مهار کردن، یا شکست دادن. حالا می‌خوام براتون توضیح بدم که چرا عقب انداختن و مهار کردن در نهایت جواب نمیده. اصلاً هدف ما چیه؟ اینکه برنامه هسته‌ای و غنی‌سازی روافض قحبه رو عقب بندازیم؟ مهارش کنیم؟ برای یه مدت کوتاه مهارش کنیم؟ برای ۲۰ سال؟ یا واسه همیشه؟ یا اینکه بیایم کلاً کار رو یک‌سره کنیم و با شکست دادن این رژیم پدرخراب، یعنی نابود کردن و کاییدنش به همه‌ تهدیدهایی که از دلش بیرون میاد پایان بدیم؟ قضیه وقتی جدی‌تر می‌شه که رژیمی مثل روافض هزارپدر، بنیادگرایی مذهبی رو با یه ایدئولوژی سیاسی رادیکال ترکیب می‌کنه. یعنی یه بنیادگرایی مذهبی بین‌المللی و انقلابی که معتقدن از طرف الله بهشون دستور داده شده و حکم می‌کنه که باید هر مانعی رو سر راهشون هست، با هر وسیله‌ی ممکن یا لازم از بین ببرن. این کسمغزای متوهم باور دارن تنها راهی که باعث ظهور امام دوازدهم می‌شه و تضمین می‌کنه که صلح، رفاه و احکام و اصول قرآن به درستی تو کل دنیا اجرا بشه، اینه که برن بقیه‌ی جاها رو فتح کنن و کافرها رو از بین ببرن. چند نفر از شما که الان دارید من رو نگاه می‌کنید، واقعاً باورتون می‌شه که یه تیکه کاغذ توافق با شیطان بزرگ یعنی آمریکا، می‌تونه جلوی این تفکر رو بگیره؟ واقعاً چند نفرتون این رو باور دارید؟ مشکل اصلی دقیقاً همین‌جاست. علمای پدرقحبه‌ی اسلامی که درباره‌ی این چیزها نوشتن و مینویسن، امام‌جمعه‌هایی که هر روز تو مساجدشون این کسشرا رو می‌گن، و رژیم پدرخراب شیعه‌سانان‌رافضی که تمام منابعش رو جمع کرده تا این تفکر رو ترویج بده، قبلاً به ما گفتن و همین الان هم دارن میگن که غرب باید فتح و نابود بشه. کشور ما بزرگترین مانع سر راهشونه و باید از بین بره. اونا اسرائیل رو بزرگترین تهدید فوری خودشون می‌دونن، چون تو منطقه خاورمیانه‌ست. از همه به قلب انقلاب کیری روافض نزدیک‌تره و جلوی متحد شدن نیروهای کسکش‌پدر مسلمان برای اون جهاد انقلابی که فکر می‌کنن حکم خداست رو گرفته. این رژیم اصلاً داره زندگی می‌کنه که فتح کنه، نابود کنه و بکشه تا به همون هدفی که بخاطرش به وجود اومده برسه، یعنی تنها دلیل بودنش. اونا هیچ‌وقت به هیچ توافقی که بخواد این انقلابِ به اصطلاح کیری خدایی‌شون رو محدود، مهار یا مدیریت کنه نمی‌تونن پایبند ‌بمونن. چون از نظر قحبه‌های رافضی، تن دادن به این کار یعنی نافرمانی از خدا و نابود کردن خودشون. واسه همین شریعت یه راهی رو برای توافق‌های فریب‌کارانه باز کرده تا بتونن ایمان و ایدئولوژی‌شون رو پیش ببرن و گسترش بدن. اسمش «تقیه» است. قبلاً هم درباره‌ش صحبت کردیم. تقیه. ای کاش همه تو وزارت امور خارجه، وزارت دفاع، شورای امنیت ملی، همه‌ی سفرا، فرستاده‌های ویژه و حتی همه‌ی اعضای کنگره از هر دو حزب، مجبور بودن حداقل یه دوره‌ی آموزشی درباره این موضوع بگذرونن. حداقل یه دوره. تقیه این اجازه رو میده که برای کارهایی مثل حفظ امت، دست به فریب‌کاری، پنهان‌کاری و این‌جور چیزها بزنن. تو قضیه‌ی رژیم شیعه‌سانان هزارپدر، یعنی حفظ خود انقلاب. هر کاری که لازمه بکن فقط انقلاب باید زنده بمونه و رشد کنه. ختم کلام. خب، حالا همه اینا یعنی چی؟ یعنی اینکه هدف اصلی رژیم شیعه‌سانان خدعه‌زاده‌ی رافضی، فقط و فقط بقا و زنده موندنه. ممکنه تو جنگ‌های نظامی رو ببازه، ممکنه زیرساخت‌های نظامی و صنعتی‌ش رو از دست بده، حتی ممکنه رهبران رده اول و رده دومش حذف بشن، اما ساختار این رژیم مادرخراب همون ایدئولوژی‌شه. همون انقلابه. این یعنی اون ساختار بنیادین سیاسی، مذهبی و حاکمیتی انقلاب کیری اسلامی زنده می‌مونه. درست مثل کمونیست‌های چین…»
4:25

Sensitive content

عزیزان، وقتی ماه‌هاست از عمو مارک‌لوین حرف می‌زنیم از چی حرف می‌زنیم دقیقاً اینجاست، دیشب ترامپ شیر خدا پستی رو در تروث‌سوشال منتشر کرد و تأکید کرد امشب حتماً برنامه‌ی عمو مارک‌لوین رو در فاکس‌نیوز ببینید، پس قبل از هر چیز اول توییت زیر عمو رو فیو و ریتوییت کنید، و بعد بخشی از سخنرانی بسیار بسیار درخشان عمو مارک‌لوین، این منصور حلاج‌زمانه در برنامه‌ی دیشب رو که ترجمه کردم بخونید/ببینید: «عزیزان، در برخورد با رژیم شیعه‌سانان رافضی، کل قضیه تهش میرسه به سه تا راهکار اصلی: عقب انداختن، مهار کردن، یا شکست دادن. حالا می‌خوام براتون توضیح بدم که چرا عقب انداختن و مهار کردن در نهایت جواب نمیده. اصلاً هدف ما چیه؟ اینکه برنامه هسته‌ای و غنی‌سازی روافض قحبه رو عقب بندازیم؟ مهارش کنیم؟ برای یه مدت کوتاه مهارش کنیم؟ برای ۲۰ سال؟ یا واسه همیشه؟ یا اینکه بیایم کلاً کار رو یک‌سره کنیم و با شکست دادن این رژیم پدرخراب، یعنی نابود کردن و کاییدنش به همه‌ تهدیدهایی که از دلش بیرون میاد پایان بدیم؟ قضیه وقتی جدی‌تر می‌شه که رژیمی مثل روافض هزارپدر، بنیادگرایی مذهبی رو با یه ایدئولوژی سیاسی رادیکال ترکیب می‌کنه. یعنی یه بنیادگرایی مذهبی بین‌المللی و انقلابی که معتقدن از طرف الله بهشون دستور داده شده و حکم می‌کنه که باید هر مانعی رو سر راهشون هست، با هر وسیله‌ی ممکن یا لازم از بین ببرن. این کسمغزای متوهم باور دارن تنها راهی که باعث ظهور امام دوازدهم می‌شه و تضمین می‌کنه که صلح، رفاه و احکام و اصول قرآن به درستی تو کل دنیا اجرا بشه، اینه که برن بقیه‌ی جاها رو فتح کنن و کافرها رو از بین ببرن. چند نفر از شما که الان دارید من رو نگاه می‌کنید، واقعاً باورتون می‌شه که یه تیکه کاغذ توافق با شیطان بزرگ یعنی آمریکا، می‌تونه جلوی این تفکر رو بگیره؟ واقعاً چند نفرتون این رو باور دارید؟ مشکل اصلی دقیقاً همین‌جاست. علمای پدرقحبه‌ی اسلامی که درباره‌ی این چیزها نوشتن و مینویسن، امام‌جمعه‌هایی که هر روز تو مساجدشون این کسشرا رو می‌گن، و رژیم پدرخراب شیعه‌سانان‌رافضی که تمام منابعش رو جمع کرده تا این تفکر رو ترویج بده، قبلاً به ما گفتن و همین الان هم دارن میگن که غرب باید فتح و نابود بشه. کشور ما بزرگترین مانع سر راهشونه و باید از بین بره. اونا اسرائیل رو بزرگترین تهدید فوری خودشون می‌دونن، چون تو منطقه خاورمیانه‌ست. از همه به قلب انقلاب کیری روافض نزدیک‌تره و جلوی متحد شدن نیروهای کسکش‌پدر مسلمان برای اون جهاد انقلابی که فکر می‌کنن حکم خداست رو گرفته. این رژیم اصلاً داره زندگی می‌کنه که فتح کنه، نابود کنه و بکشه تا به همون هدفی که بخاطرش به وجود اومده برسه، یعنی تنها دلیل بودنش. اونا هیچ‌وقت به هیچ توافقی که بخواد این انقلابِ به اصطلاح کیری خدایی‌شون رو محدود، مهار یا مدیریت کنه نمی‌تونن پایبند ‌بمونن. چون از نظر قحبه‌های رافضی، تن دادن به این کار یعنی نافرمانی از خدا و نابود کردن خودشون. واسه همین شریعت یه راهی رو برای توافق‌های فریب‌کارانه باز کرده تا بتونن ایمان و ایدئولوژی‌شون رو پیش ببرن و گسترش بدن. اسمش «تقیه» است. قبلاً هم درباره‌ش صحبت کردیم. تقیه. ای کاش همه تو وزارت امور خارجه، وزارت دفاع، شورای امنیت ملی، همه‌ی سفرا، فرستاده‌های ویژه و حتی همه‌ی اعضای کنگره از هر دو حزب، مجبور بودن حداقل یه دوره‌ی آموزشی درباره این موضوع بگذرونن. حداقل یه دوره. تقیه این اجازه رو میده که برای کارهایی مثل حفظ امت، دست به فریب‌کاری، پنهان‌کاری و این‌جور چیزها بزنن. تو قضیه‌ی رژیم شیعه‌سانان هزارپدر، یعنی حفظ خود انقلاب. هر کاری که لازمه بکن فقط انقلاب باید زنده بمونه و رشد کنه. ختم کلام. خب، حالا همه اینا یعنی چی؟ یعنی اینکه هدف اصلی رژیم شیعه‌سانان خدعه‌زاده‌ی رافضی، فقط و فقط بقا و زنده موندنه. ممکنه تو جنگ‌های نظامی رو ببازه، ممکنه زیرساخت‌های نظامی و صنعتی‌ش رو از دست بده، حتی ممکنه رهبران رده اول و رده دومش حذف بشن، اما ساختار این رژیم مادرخراب همون ایدئولوژی‌شه. همون انقلابه. این یعنی اون ساختار بنیادین سیاسی، مذهبی و حاکمیتی انقلاب کیری اسلامی زنده می‌مونه. درست مثل کمونیست‌های چین…»

Siavash

74,102 views • 2 months ago

#تهران یکشنبه امروز هم برای اینکه هنوز احساس کنم زنده‌ام، با تدی و کلویی از خانه بیرون رفتم و در شهری قدم زدم و رانندگی کردم که دیگر شبیه خودش نیست. تا هفته قبل سگ‌های من نجس و ممنوع بودند و از کنار ماموران با اضطراب رد میشدم و سعی میکردم اصطلاحا چشم تو چشم نشوم. این روزها اما مردم با عشق به سگ‌ها نگاه میکنند و سرکوبگران هم کارهای مهم تری دارند… حدود دو ساعت در تهران پرسه زدم. شهری که ظاهراً هنوز عادی است، اما زیر پوستش ترس جریان دارد. دیشب انبارهای نفت شهران، سوهانک، پردیس و جنوب تهران هدف حمله قرار گرفتند. از صبح، اثر آن در چهرهٔ شهر کاملاً پیداست. ترس حالا در نگاه مردم آشکارتر شده. پمپ‌بنزین‌ها شدید شلوغ‌اند. فروشگاه‌ها در تجریش باز هستند. مغازه‌ها کار می‌کنند. شهر ظاهراً به زندگی ادامه می‌دهد. تلفن‌ها وصل است و مادرم نیم ساعت یکبار تماس میگیرد، مکالمه سی ثانیه است. خوبی؟ خبری نیست؟ نرو بیرون. و همین سی ثانیه دلیل زنده بودنم است. اما این «عادی بودن» فقط یک پوستهٔ نازک روی اضطراب است. مواد غذایی تقریباً همه‌جا پیدا می‌شود؛ کمبودی نیست. فقط قیمت‌ها بالاتر رفته و نگرانی در چشم‌ها عمیق‌تر شده. شیرخشک و برخی داروهای خاص کمیاب‌تر شده‌اند و صف نانوایی‌ها همچنان طولانی است. بانک‌ها پول نقد ندارند. و تهران… تهران به شکل عجیبی خفه‌کننده آلوده است. به دلیل ممنوعیت انتشار عکس و ویدئو، نمی‌توانم تصاویر انفجارهای مهیب دیشب را منتشر کنم. اما تا حدود ساعت ۱۰ صبح که با دوستانم وضعیت را چک می‌کردیم، دو انبار نفت هنوز در آتش می‌سوختند. آسمان تهران امروز خاکستری نیست؛ سیاه است. دود غلیظ از چهار سمت شهر بالا می‌رود و روی آسمان می‌چرخد، انگار از آسمان با باران دود و سیاهی چرب میبارد. مردم کم‌کم به صدای جنگنده‌ها عادت کرده‌اند. چه کسانی که مخالف حمله بودند، چه کسانی که از ترامپ و نتانیاهو درخواست مداخله نظامی داشتند… حالا همه زیر یک آسمان مشترک زندگی می‌کنند؛ آسمانی که هر چند ساعت با صدای جت‌ها می‌لرزد. بحث‌های میان مردم، نوروز و روزانه‌ها نیست و فقط #جنگ است. از میان شبکه‌های ماهواره‌ای، در محدوده‌ای که من زندگی می‌کنم به جز یکی دوتا تقریباً همه کانال های خبری مختل شده‌اند. پارازیت و فیلترینگ هر روز شدیدتر می‌شود. در مسجدها افطاری می‌دهند. بعد از افطار، روحانی سخنرانی ضد آمریکا و اسرائیل می‌کند و در سوگ رهبر حرف می‌زند. بعد از آن شام می‌دهند.و بعد از شام، کارناوال شروع می‌شود. گروه‌هایی در محله‌ها راه می‌افتند، کوچه به کوچه می‌گردند و شعار «مرگ بر جهان» سر می‌دهند. در همان شهری که مردمش در صف نان ایستاده‌اند، در همان شهری که آسمانش پر از دود و صدای جنگنده است. و من، میان این همه تناقض، با دو سگ کوچک در خیابان‌های تهران قدم می‌زنم و سعی می‌کنم فراموش نکنم که زندگی هنوز ادامه دارد. بیشتر مینویسم و رفقای سیاسی قدیمی را تقریبا روزانه میبینم. بیمارگونه آشپزی میکنم و وسواس عجیبی در مرتب کردن خانه‌ام گرفتم.

Golshan

173,011 views • 5 months ago

من #پسرعاقل_نوح (جلال جنتی)، همواره سعی داشته ام بجز حقیقت توام با رضایت هم میهنانم و انچه که باعث شکوه ایرانم باشد، قلم نزده و از اونجاییکه به هیچ ارگان و موسسه و فردی وابستگی نداشته ام (البته دلبستگی ما به ایران و #پهلوی غیر قابل انکار است) و تا کنون هیچ حمایت مالی و اعتباری بجز هم میهنانم دریافت نکرده ام، پس با همان پاکی و صداقت قلم، امروز نیز به همان صراحت مینویسم: 🟢خانم Tina Ghazimorad در توییتی صحبت های خودشونو(در صفحه ی اطلاع رسانی تیم شاهزاده رضا پهلوی) در باب جمع اوری کمک مالی تکرار کردند که با برخی حملات و توهین ها روبرو شده از سوی دشمنان ایران، کسانیکه نمیخواهند ایران آزاد شود و در دشمنی با پهلوی با یکدیگر رقابت میکنند. عزیزان و هم میهنانم: هیچ انقلابی بدون پول هنگفت رقم نمیخورد، هیچ انقلابی بدون حمایت های مالی امکان پذیر نیست. در سال ۱۳۵۷ میلیارد ها دلار هزینه شد،(درست خوندید، میلیاردها دلار) و در این فیلم صدای عبدالرحمن برومند، یکی از ملاکان بزرگ اصفهان (منطقه گز برخوار) را میشنوید که صراحتا از جمع اوری پول های هنگفت به اسم وجوهات شرعی میگوید، پولی که بازاریان اصفهان، تهران، تبریز، قم، مشهد و...به خمینی میدادند و در سوی دیگر: ۱-در ۲۲ نوامبر ۱۹۷۸، در نوفل‌لوشاتو، نماینده‌ای از قذافی با خمینی دیدار کرد. طبق گزارشی که در آن زمان بر اساس اطلاعات سرویس‌های اطلاعاتی آمریکا و اروپای غربی منتشر شد، نماینده لیبی پیشنهاد کرد که پول و سلاح ارتش لیبی در اختیار هواداران خمینی در ایران قرار گیرد. همچنین لیبی امکانات رادیویی خود را برای رساندن پیام‌های خمینی به داخل ایران پیشنهاد کرد. در اسناد رسمی وزارت خارجه آمریکا نیز آمده که لیبی تا سقوط حکومت بختیار از سازمان‌های مسلح ضدشاه حمایت می‌کرد. ۲-حمایت شوروی از حزب توده در فتنه ی ۵۷( تبلیغات و ساپورت شبکه های سیاسی) ۳-حسن ماسالی از (کنفدراسیون دانشجویی) فقط در یک وعدت مبلغ ۸۰۰ هزار دلار از قذافی گرفته! ۴-کمک های مالی و حمایتی CIA که پس از نیم قرن اسنادش بیرون امده! ۵-حافظ اسد و رابطه با جمهوری اسلامی پیش از ۵۷ و حمایت‌های اموزشی-تسلیحاتی و مالی(پشتیبانی از شبکه‌های رادیکال منطقه) ۶-فرانسه و حمایت و در اختیار گذاشتن شبکه های رسانه ای و تیم های محافظتی و سکونت خمینی که در همگی دلارهای زیادی هزینه شد. ۷-سازمان آزادی‌بخش فلسطین (PLO) و فتح یاسر عرفات و ازدوگاههای نظامی لبنان در مسیر اموزش! ۸-عراق و صدام حسین که حمایت های مالی و رسانه ای از خمینی میکرد و موردهای فراوان دیگر تا ۵۷ رقم خورد و دنیا از خمینی و گروهک های فراوانی حمایت مالی/نظامی و تسلیحاتی کرد! ۹- گروه PLO فتح عرفات با کمک های مالی-سلاح-اموزش و ارتباط! 🟡اینکه امروز به اسم کمک مالی شروع به سوال پیچ کردن و یا حتی شفافیت مالی در باب مبالغ شود، بجز یک رفتار خصمانه نیست که مثلا باید گفته شود: فلان قدر صرف اموزش X در کشور Y در شهر Z زیر نظر تیم W کردیم!!! تصور کنید چقدر احمقانه است و ایا کسی از خمینی در باب آن همه پول سوالی کرد؟ ایا انقلابی سراغ دارید که اینهمه پرسش و طلبکار داشته باشد؟ نکته ی آخر: انقلاب همه جور هزینه ای میطلبد و اصول میگوید باید حمایت کرد و بنده اینجا درخواست میکنم هم میهنان خارج کشور و سرمایه داران داخل همچو ۵۷ ( اگر بفکر سرنگونی رژیم هستند) همچنین سرمایه داران ساکن خارج که مدعی ورود صنایع به داخل کشور در فردای ازادی میباشند، سرمایه داران اوبر و موسسات کارافرینی پزشکان و تجار و ...که بفکر درو کردن ثروت و سرمایه ی قانونی در فردای ورود صنایع و تجارت آزاد ایرانند، بیایند و تخم اولیه را بکارند که اولویت با ایشان است سپس هم میهنان دیگر. تیم Radiomashrooteh_official نیز در صورت توانایی قطعا حمایت خواهد نمود. #جاویدشاه

پسر عاقل نوح

16,233 views • 6 days ago

سقوط #فرقه_پهلوی از بزرگانی همچون شاهرخ به لیسندگانی چون شاهکار شاهکار بینش پژوه به زبان بازی در بین اصحاب هنر شهره است ، شاهکار بعد از مرگ استاد شجریان خاطره ای در صفحات اجتماعیش به اشتراک گذاشت که مورد تمسخر گسترده مردم و اصحاب هنر قرار گرفت ، خانم بیتا دریابانی که پس از جدایی از همسر سابقش آقای امید کردستانی که از مدیران ارشد وقت گوگل بود ، طبق قوانین رایج در جامعه آزاد و امریکا صاحب بیش از نیمی از ثروت چند صد میلیون دلاری کردستانی شد که البته حق قانونی او بوده است ، با شاهکار ازدواج کرد و بینش پژوه که بخش مهمی از هنرش زبانش هست و چاپلوسی و زبان بازی که همواره ابزاری موثر برای ترقی وی بوده محتمل است که این ابزار در دلبربایی از خانم بیتا نقش موثری بازی کرده است ، شاهکار بارها کنسرت هایی را در لوس انجلس با حمایت و اسپانسری همسر ثروتمندش به اجرا گذاشته که در اکثر موارد بسیار بیشتر از درآمد حاصل از فروش تیکت هزینه برگزاری کنسرت شده است و در آخرین مورد آن و پرهزینه ترین بمناسبت تولد چندماه قبل فرح پهلوی امشب در شهر فرشتگان و ام القری سلطنت طلبان به روی صحنه می‌رود ، فارغ از اینکه چندصد هزار دلار هزینه این کنسرت هیچگونه تناسبی با درآمد آن ندارد ، ادعای فرح پهلوی هم که می‌گوید درآمد ناشی از آن صرف تاسیس بنیاد فرح پهلوی خواهد شد در نوع خود جالب و قابل تامل است که چرا باید خیلی بیشتر از درآمد ناشی از تیکت فروشی این کنسرت هزینه برگزاری آن شود تا درآمد آن هزینه شود و چرا از ابتدا همین پول را خانم دریابانی بدون ریخت و پاش و هیاهو در وجه این بنیاد نکشید جای بحث بسیار دارد ! از این موضوع که بگذریم ادعای اینکه حاج ممدرضا پهلوی چندین قرن از ملت خود جلوتر بوده هم از همان شکل گه خوری های مرسوم و همیشگی شاهکار است حاج ممد رضا میلیگرا در پاسارگاد کاخی نساخت ولی کاخ ملک آباد را در مشهد بنا کرد تا در سال چندین بار برای زیارت امام هشتم شیعیان و ابراز ارادت به مذهب تشیع مشهد سفر کند ، او به حج رفت و ارادتمند و مرید آیت الله های شیعه بروجردی ،حکیم و شریعتمداری بود ، این در حالی بود که احمد کسروی در همان مملکت در مقابل خرافه پرستی و عقاید پوسیده مردمانش ایستاد و جان خود را در راه عقیده اش داد ، یا داستان تحصیلات محمدرضا اعزام وی در کودکی به کشور سویس که پهلوی در آخر دوره دبیرستان به دستور رضا شاه با رها کردن تحصیلات به ایران بازگشت و روانه دوره اول دانشکده تازه تاسیس افسری ارتش شد این ادعا در مقابل نخبگانی همچون دکتر مصدق ، دکتر بختیار ، دکتر صدیقی که در بهترین دانشگاه‌های دنیا مدارک تحصیلی عالی گرفتند توصیفی ابلهانه بیش نیست ، حاج ممد رضا پهلوی در بهترین حالت مدرکش دیپلم و پایان دوره متوسطه را در سویس گرفت و بعد از آن با پایان دوره دانشکده افسری ستوان دوم و حداکثر معادل لیسانس بوده است ، در ارتباط با خلبانی هواپیما یا هلی کوپتر بسیاری از سرداران غارتگر #سپاه_تروریستی_پاسداران من جمله پفیوزی بنام قالیباف از مقامات ارشد نظام و ریس وقت مجلس حکومت آخوندی خلبان می‌باشند ، در ارتباط با اینکه به سه زبان صحبت میکرده وقتی کودکی را بااستفاده از رانت قدرت پادشاهی و بودجه عمومی کشور به سویس بفرستید و زبان آن کشور فرانسه و در مدرسه به انگلیسی تحصیل کند هر انسانی حتی کند ذهن آن دو زبان را فرا خواهد گرفت ، در پایان هنربندانی همچون شاهکار نان زبانشان را میخورند چه در طول روز و چه در پاسی از شب! چه لیسدن چکمه های شاح لخت در روز و چه لیسیدن چونه بیتا بانو در پاسی از شب

Amir ebrahimi

36,365 views • 2 years ago

از جمعه ساعت حدود ۳ #تهران چند ساعت مانده به تحویل سال رفتم خیابان #گاندی گاندی همیشه برای من تکه‌ای از نوروز بود، تکه‌ای از آن شلوغیِ دلنشینِ قبلِ عید که مرض تهران گردی عیدم را در دل خودش جا میداد. یادم می‌آید همین روزها و ساعت‌ها جای سوزن انداختن نبود، مردم شانه به شانه راه می‌رفتند، دست‌ها پر از کیسه و چشم‌ها پر از ذوق. پارچه‌فروشی‌ها مثل جعبه‌های رنگیِ بی‌انتها بودند، از تکه‌پارچه‌های رومیزی تا تورهای ظریف، از پارچه‌های گل‌دار تا ساتن‌های براقِ مهمانی. زن‌ها پارچه‌ها را با حوصله لمس می‌کردند، روی دستشان می‌کشیدند، نور را از میان بافتش رد می‌کردند و درباره سفره‌ی عید حرف می‌زدند. همه موها را رنگ زده بودند، ناخن‌ها ترمیم شده بود و صورتها قرمزی اصلاح با بند داشت… خانواده‌ها اینجا برای نوعروس ودامادها عیدی پارچه میخریدند و طلا… چقدر انسان پیچیده پ عجیب است، حالا که مینویسم و ذهنم در مقایسه غرق شده انگار آن خاطرات برای ۳۰ سال پیش هستند… پاساژ گاندی با آن راهروهای باریک و مغازه‌هایی که همیشه پر از آدم بود، کافه‌های کوچک و گربه های تپل بچه پرو و بچه های ساختار شکن که نماد شجاعت بودند، برای خودش دنیایی داشت. عیدها بوی خاصی در هوا می‌پیچید، ترکیبی از عطر و ادکلن مردم، پارچه‌ی نو و شیرینی، و آن بوی وانیلِ شیرینی‌های پنیری قنادی گاندی که انگار در حافظه‌ام حک شده. همان‌جا وسط شلوغی یک جعبه شیرینی می‌گرفتیم و طعمش می‌شد بخشی از نوروز ولی در خانه ما به نوروز نمیرسید و آخرش همان شیرینی نخودی های سفت که آب دهان را میدزدید سهم سفره هفت سین میشد… گاندی برای مردم خرید نبود، پاتوق، قرار، دیدن آدم‌ها و حای چشم و هم چشمی بود… رنگ سال را پارچه فروشی‌ها پیدا میکردیم.. بعضی‌ها فقط برای قدم زدن می‌آمدند، برای گم شدن در جمعیت و حس کردن اینکه زندگی جریان دارد. اما امروز، در همان خیابان بودم و سکوت مثل لایه‌ای سنگین روی همه‌چیز نشسته بود. پارچه‌فروشی‌ها همه تعطیل بودند، خیابان بی‌جان به نظر می‌رسید، تورها از پشت نرده غبارگرفته مغازه ها آویزان بودند و دیگر رویایی نمی‌ساختند. پاساژ گاندی ایستاده بود، اما خسته، انگار سال‌هاست کسی به آن زندگی نداده. رفتم جلوی همان قنادی، همان‌جایی که همیشه بوی وانیل در هوا می‌پیچید. امروز حتی بوها هم کم‌رنگ شده بودند. ایستادم و به ویترین خیره شدم و سعی کردم آن شلوغیِ قدیم را به خاطر بیاورم، آن لحظه‌هایی که آدم‌ها با شوق برای رسیدن به عید عجله داشتند. حالا گاندی شبیه جایی شده که ساکنانش آرام آرام از آن فاصله گرفته‌اند. من راه می‌رفتم و با هر قدم بیشتر در خاطره فرو می‌رفتم، در صدای فروشنده‌ها، در چانه‌زدن‌ها، در خنده‌هایی بی‌دلیل. حالا فقط من مانده‌ام و خیابانی که بیشتر از همیشه به گذشته شباهت دارد، و تهِ این سکوت یک حس سرد نشسته.. حسی مثل بعضی چیزها و حال‌وهواها که در زمان می‌مانند و دیگر تکرار نمی‌شوند… #جنگ

Golshan

44,480 views • 5 months ago

مصاحبه کامل رویترز با شاهزاده ناکام، رضاپهلوی 📷📷📷📷📷📷📷📷📷 خبرنگار: رضا پهلوی، خوش آمدید. ممنون که امروز در پاریس با رویترز صحبت می‌کنید. در طول چهار ماه گذشته، ما با بیش از ۵۰ نفر، از جمله هشت نفر از همکاران فعلی و سابق شما، برای تهیه گزارشی درباره شما مصاحبه کرده‌ایم. مخاطبان ما همیشه از اینکه سوژه گزارش ما با پاسخ دادن به سوالات موافقت می‌کند، سود می‌برند. پس باز هم ممنون. رضا پهلوی: ممنون که این فرصت را به من دادید. خبرنگار: حتماً. پس اولین سوال من این است: شما در اروپا و ایالات متحده مشغول کمپین بوده‌اید، سخنرانی کرده‌اید، بودجه جمع‌آوری کرده‌اید و با مقامات منتخب برای رهبری یک دولت انتقالی در ایران دیدار کرده‌اید. با این حال، به نظر نمی‌رسد دولت ترامپ از شما حمایت کند. با توجه به همه اینها، مسیر شما برای بازگشت به ایران چیست و فکر می‌کنید تغییر رژیم در چه زمانی می‌تواند واقعاً محقق شود؟ رضا پهلوی: این کمپین ۴۶ سال پیش به عنوان یک ماموریت مادام‌العمر برای آزادی ایران آغاز شد و هرگز موضوع شخص من نبوده است. این درباره مردم ایران و حق آنها برای تعیین سرنوشت‌شان بوده است که دقیقاً تمام موضوع همین است. این وظیفه یک دولت خارجی نیست که تصمیم بگیرد چه کسی یا چه چیزی باید جایگزین برای ایران باشد. این بر عهده مردم ایران است. من هرگز از هیچ رهبر یا دولتی درخواست هیچ‌گونه تاییدیه‌ای نکرده‌ام. تمام ماموریت من در زندگی، و بارها و بارها آن را گفته‌ام، این است که اطمینان حاصل کنم مردم ایران در آینده این فرصت را خواهند داشت که تعیین کنند عملکرد دوره گذار پس از فروپاشی رژیم چه خواهد بود؛ تا بتوانیم یک مجلس موسسان داشته باشیم که درباره هر شکل نهایی سکولار و دموکراتیکی که مسلماً باید شکل بگیرد بحث کند و به مردم ایران اجازه انتخاب بدهد. خبرنگار: اما از جایی که امروز نشسته‌ایم، فکر می‌کنید تغییر رژیم چه زمانی ممکن است رخ دهد؟ رضا پهلوی: من فکر می‌کنم ما به آن بسیار نزدیک هستیم. دلیلی که این را می‌گویم این است که اول از همه، رژیم در ضعیف‌ترین وضعیت خود در طول ۴۷ سال گذشته قرار دارد. ناگفته نماند از نظر مشروعیت، هرگونه مشروعیت احتمالی باقی‌مانده‌ای را که ممکن بود داشته باشد کاملاً از دست داده است. به این معنا که بسیاری از دولت‌ها در تمام این چهار دهه همیشه از روش مماشات با امید به تغییر رفتار پیروی کرده‌اند و به نوعی به مشروعیت بخشیدن به این رژیم کمک کرده‌اند. خبرنگار: با این حال، اجازه بدهید درباره برخی از اظهارات شما بپرسم. شما در ژوئیه ۲۰۲۴ در کنفرانس ملی محافظه‌کاری در واشنگتن سخنرانی کردید و گفتید: “دوستان من، ما به دنبال مداخله شما نیستیم.” سپس امسال در اواسط فوریه از واشنگتن خواستید به ایران حمله کند و به رویترز گفتید که: “مداخله راهی برای نجات جان انسان‌هاست.” و سپس هنگامی که جنگ آغاز شد، به فاکس نیوز گفتید: “این همان تغییردهنده بازی است که تمام این مدت منتظرش بودیم.” پس چه چیزی باعث شد دیدگاه شما در مورد مداخله بین سال‌های ۲۰۲۴ و ۸ و ۹ ژانویه ۲۰۲۶ تغییر کند؟ رضا پهلوی: وقتی شما با آن سطح از قتل عام زندگی و سروکار دارید، تمام چشم‌انداز مسائل تغییر می‌کند. تا مدت‌ها می‌گفتم ما نیازی به هیچ مداخله‌ای نداریم و بگذارید مردم ایران توانمند شوند. سال‌ها گفته‌ام دیپلماسی کار نمی‌کند و جنگ هم راه‌حل نیست. شما فقط یک راه سوم دارید و آن توانمندسازی مردم ایران است. این چیزی است که من حداقل در ۲۰ سال گذشته در سراسر اروپا و ایالات متحده گفته‌ام. آنچه تغییر کرد، اتفاقی بود که در ۸ ژانویه رخ داد. در آن مورد من گفتم ببینید، این مداخله در واقع می‌تواند به نجات جان‌های بیشتری کمک کند که در غیر این صورت از دست می‌رفتند. بنابراین این واقعاً مسئله تلاش برای محافظت از جان‌های بیشتر در برابر این رژیم است؛ رژیمی که نشان می‌دهد هیچ حد و مرزی در اینکه چقدر حاضر است برای کشتن شهروندان خود پیش برود، ندارد. خبرنگار: ما با یک نماینده کنگره مصاحبه کردیم که شما را فردی خوش‌بیان، فروتن و دارای ویژگی‌های ریاست جمهوری توصیف کرد. اما همان‌طور که مطمئناً می‌دانید، شما منتقدانی هم دارید. من نمی‌خواهم شما را معذب کنم، اما می‌دانید، برخی از افراد اشاره می‌کنند که شما هرگز شغل حقوق‌بگیری نداشته‌اید و فاقد مهارت‌های رهبری حیاتی هستید. اسکات اندرسون، نویسنده کتاب «شاهِ شاهان: انقلاب ایران» گفت که شما در نوعی “حباب سلطنت‌طلبی” زندگی می‌کنید. و نقل قول: “هر آنچه همیشه درباره او از افراد در دیاسپورای ایرانی شنیده‌ام این است که او به نوعی یک فرد بی‌اهمیت و سبک‌وزن است.” به نظر می‌رسد اعتبار اصلی شما وراثت باشد. شما پسر آخرین شاه هستید. پاسخ شما به این چیست؟ مطمئنم برخی از این موارد را قبلاً شنیده‌اید. شما ۴۸ سال است که پای خود را در ایران نگذاشته‌اید. پدر شما پس از یک قیام مردمی علیه حکومت استبدادی‌اش به تبعید رفت. شما فکر می‌کنید چه صلاحیت‌هایی برای رهبری یک دولت انتقالی در ایران دارید؟ رضا پهلوی: خب، اگر یک وکیل تصمیم بگیرد پرونده‌ای را به صورت رایگان و داوطلبانه، pro bono، به عهده بگیرد، آیا این بدان معناست که او شغلی ندارد؟ من این کار را داوطلبانه و به صورت رایگان برای چهار دهه انجام داده‌ام، به عنوان فداکاری من در راه کشورم. من می‌توانستم به راحتی در آن زمان در قاهره، وقتی پدرم فوت کرد، تصمیم بگیرم که بی‌خیال همه‌چیز شوم و بگویم به درک. من می‌توانستم مانند بسیاری دیگر، زندگی، تجارت و کارهای دیگر را دنبال کنم. نه اینکه آنها ارتباطاتی نداشتند، نه اینکه آنها مردمی نداشتند، اما من تصمیم گرفتم به خاطر کشورم در این مسیر بمانم؛ کشوری که فکر می‌کنم از نظر تمدن، از نظر فرهنگ و از نظر آنچه می‌توانند به جهان ارائه دهند، سزاوار وضعیتی بسیار بهتر از این رژیم و این دولت هستند. بنابراین این یک فداکاری شخصی برای یک عمر بوده است. در مورد سابقه کاری، فکر می‌کنم این بخشی از دلیلی است که جوانان امروز در ایران، که من را در این ۴۶ سال دنبال کرده‌اند و دیده‌اند که چه گفته‌ام و چه کرده‌ام، من را با اعمال خودم قضاوت می‌کنند. این هیچ ربطی به گذشته ندارد. بله، من به طور اتفاقی نام پهلوی را دارم و اتفاقاً آن یک نکته مثبت است. این همان چیزی است که مردم در خیابان‌ها شعار می‌دهند. اکنون مردم حق دارند نظر خود را داشته باشند. ممکن است برخی از چهره من خوششان نیاید. ممکن است برخی فکر کنند من باید این کار یا آن کار را انجام دهم. من فقط با افکار و اصول خودم صادق هستم و سعی می‌کنم با آنچه در توان دارم بهترین باشم. تلاش می‌کنم تا جایی که ممکن است عناصری را گرد هم بیاورم که معتقدم می‌توانند در انجام کار به طور همه‌جانبه حمایت‌کننده باشند. این کاری است که من تمام وقت خود را صرف آن کرده‌ام؛ از طریق تعامل با اعضای جامعه خودمان، با دیاسپورا، با مردم داخل ایران و البته بخش خارجی آن. دوستان ایران، کسانی که معتقدند ایران سزاوار زندگی در قرون تاریک نیست، آنگونه که ما زندگی کرده‌ایم، و ایرانی را به یاد می‌آورند که مرفه بود، در حال شکوفایی بود و کمک‌هایشان به هنر، موسیقی، علم و غیره. فکر می‌کنم دقیقاً به همین دلیل است که امروز مردم به خیابان‌ها می‌روند و جان خود را برای آینده‌ای بهتر فدا می‌کنند. شما هرگز نمی‌توانید ۱۰۰ درصد حمایت همه را داشته باشید. همیشه برخی استثناها وجود خواهد داشت، اما فکر می‌کنم در بیشتر موارد من از حمایت گسترده‌ای در داخل و خارج از ایران برخوردارم. خبرنگار: می‌خواهم کمی در مورد چارچوب شما که سال گذشته درباره یک دولت انتقالی منتشر کردید صحبت کنم. این چارچوب خواستار برگزاری رفراندوم در عرض ۶ ماه است که می‌تواند منجر به یک پادشاهی پارلمانی یا جمهوری شود. آیا شما پادشاه شدن را در صورتی که خواست مردم ایران باشد رد می‌کنید؟ رضا پهلوی: خب، من به شما می‌گویم، من برای مقامی نامزد نمی‌شوم. این هرگز دغدغه من نبوده است و می‌دانید، این همچنین به این بستگی دارد که در نهایت چه چیزی به بهترین وجه در خدمت اهداف کشور است. در این مقطع، تمرکز من روی دوره پس از رفراندوم نیست. تنها تمرکز من در حال حاضر باید این باشد و هست که چگونه به آن نقطه نهایی برسیم. یکی از نقش‌های من متحد کردن مردم است. من نمی‌توانم با نمایندگی کردن یک جایگزین از نظر محصول نهایی در مقابل فرآیند رسیدن به آن، مردم را متحد کنم، زیرا این همیشه تفرقه‌انگیز است. به همین دلیل است که به شما می‌گویم، به من به عنوان یک نامزد برای رسیدن به یک مقام نگاه نکنید. به من به عنوان کسی نگاه کنید که راهی به سوی آن آینده برای شما فراهم می‌کند، صرف نظر از اینکه رای نهایی شما چه خواهد بود. خبرنگار: بسیار خب. من می‌خواهم به زودی به مسئله متحد کردن اپوزیسیون برسم، اما می‌خواهم ابتدا روی فعالیت‌های شما در ماه‌های اخیر تمرکز کنم. من با برخی از حامیان مالی شما صحبت کرده‌ام که بخشی از گروهی هستند که بیش از ۳ میلیون دلار به شما و کمپین‌تان کمک کرده‌اند. آنها می‌گویند که به دلایل زیر از شما ناامید شده‌اند: اینکه شما بلافاصله پست رسانه‌های اجتماعی پرزیدنت ترامپ را که گفته بود “ما ایران را تا مرز نابودی بمباران می‌کنیم یا به عصر حجر برمی‌گردانیم” به شدت مورد انتقاد قرار ندادید. می‌دانم که بعداً در پاسخ به سوالات خبرنگاران این کار را کردید، اما بلافاصله پستی درباره آن منتشر نکردید. اینکه شما برخی از خشونت‌های حامیان رادیکال‌تر علیه سایر مخالفان ایرانی و آزار و اذیت آنها را به شدت محکوم نکرده‌اید. همچنین آنها معتقدند که شما برای متحد کردن اپوزیسیون به شدت متفرق ایران به اندازه کافی تلاش نکرده‌اید. آنها همچنین می‌گویند که این مسائل را در تماس‌های خصوصی با شما مطرح کرده‌اند، اما در کمال ناامیدی آنها، شما توصیه‌های آنها را نپذیرفته‌اید. پاسخ شما به این موارد چیست؟ رضا پهلوی: خب، اجازه دهید ابتدا از حامیان مالی شروع کنم. فرض می‌کنم شما به آنها بانیان، benefactors، می‌گویید. من قرار نیست ماموریت را بر اساس انتظارات بانیان تغییر دهم که چون ما به تو پول می‌دهیم، پس باید فلان و بهمان کار را انجام دهی. روش کار این‌طور نیست. خبرنگار: خب، دو مسئله وجود داشت. یکی اینکه شما برای متحد کردن اپوزیسیون به شدت متفرق ایران به اندازه کافی تلاش نکرده‌اید و اینکه آنها این مسائل را با شما مطرح کرده‌اند و شما توصیه‌های آنها را نپذیرفته‌اید. رضا پهلوی: خب، فکر می‌کنم حداقل در دو سال گذشته در گسترده کردن این خیمه بسیار فعال بوده‌ام. در واقع، فکر نمی‌کنم تا به حال چنین طیف گسترده‌ای از نمایندگان متنوع اپوزیسیون ایران را که از تمام اقشار و ایدئولوژی‌ها زیر یک سقف جمع شده باشند، داشته‌ام. در واقع، من با افرادی تماس گرفته‌ام که زمانی بدترین دشمنان پدرم بودند. امروز آنها کاملاً همراه و در حال همکاری با من هستند. من در مورد مارکسیست‌های سابق، افرادی که عضو حزب توده بودند، سازمان فدائیان و اعضای سابق مجاهدین خلق صحبت می‌کنم. نمی‌دانم چقدر بیشتر از این می‌توانید این چتر را گسترش دهید که شامل این افراد هم بشود تا ثابت کنید در واقع اتحاد بسیار بیشتری از همیشه وجود دارد. مسلماً در داخل ایران هرگز یک ائتلاف بی‌نقص وجود نخواهد داشت. اما فکر می‌کنم که من این چتر را بسیار گسترده کرده‌ام و نمی‌دانم افرادی که چنین اظهاراتی می‌کنند چقدر جلساتی را که داشته‌ام و گردهمایی‌هایی را که داشته‌ام دنبال کرده‌اند یا از آنها آگاهند. اما می‌توانم به شما اطمینان دهم که این همیشه تلاش من بوده است. خبرنگار: در فاصله چند ماه در اوایل امسال، کسانی که خود را حامی شما معرفی می‌کنند، یک خبرنگار کرد را در لندن کتک زدند و او را راهی بیمارستان کردند. آنها صاحبان رستوران‌هایی را در لندن و وین مرعوب کردند و خواستار به نمایش گذاشتن پرچم شیر و خورشید قبل از انقلاب شدند. در نشستی از کنفرانس آزادی ایران در لندن، به برخی از شرکت‌کنندگان توصیه شد به دلیل ترس از خشونت از طریق زیرزمین محل را ترک کنند. هنگامی که یکی از حاضران با پای پیاده محل را ترک کرد، مورد ضرب و شتم قرار گرفت. موارد دیگری در نشست سی‌پک، CPAC، در تگزاس در ماه مارس رخ داد، جایی که یکی از حامیان شما به یک فعال اپوزیسیون گفت که اگر شعار جاوید شاه ندهد، با کامیون از روی او رد خواهد شد. پلیس لاهه در حال تحقیق درباره ادعاهایی است که حامیان شما مخالفان را در آنجا آزار داده و تهدید کرده‌اند. می‌خواهیم یک ویدیوی کوتاه را به شما نشان دهیم. این همان روزنامه‌نگار کردی است که بستری شده بود. خبرنگار: بله، پاسخ شما به این چیست؟ رضا پهلوی: من به تکثرگرایی اعتقاد دارم. من به تساهل اعتقاد دارم. من به مدنیت در بحث، در استدلال، در رفتار، احترام و عدم خصومت یا وحشیگری از هر نوعی اعتقاد دارم. این برای همه صدق می‌کند. هر کسی که ادعا می‌کند حامی من است باید درک کند که اینها دستورالعمل‌ها هستند. هر کسی که این دستورالعمل‌ها را نقض کند، اولاً من او را یک حامی در نظر نمی‌گیرم و اولین کسی خواهم بود که آن رفتار را محکوم می‌کنم. اگر رفتار آنها مجرمانه باشد، باید با مجازات کامل قانونی در هر کشوری که این تخلف در آن رخ داده است روبرو شوند. بگذارید در این مورد بسیار شفاف باشم. در نهایت، همچنین باید بگویم که فراموش نکنید رژیم نیز عوامل نفوذی و آشوبگران زیادی دارد که به قول فرانسوی‌ها در پوشش حامیان این یا آن گروه برای ایجاد چنین درگیری‌هایی عمل می‌کنند. خبرنگار: می‌دانید اینها حوادثی مجزا نیستند. می‌دانید که الگویی از رفتار در میان حامیان شما وجود دارد و این خشونت‌آمیز است. رضا پهلوی: همان‌طور که گفتم، من آن را محکوم می‌کنم. من از آن فاصله می‌گیرم. من آن را توجیه نمی‌کنم. من از آن چشم‌پوشی نمی‌کنم. در واقع، من از هر مرجعی که هست می‌خواهم که آنها را به خاطر جرمی که مرتکب شده‌اند مورد پیگرد قرار دهد. شما نمی‌توانید فقط بروید و شروع به وحشیگری با مردم کنید. این موضوع بسیار فراتر از اخلاق و رفتار اخلاقی است، بلکه پیامدهایی هم دارد. ما باید محترمانه رفتار کنیم. چگونه می‌توانیم در آینده به مردم ایران تضمین دهیم که تحت حمایت قانون قرار می‌گیرند و عدالت برقرار خواهد بود، اگر آنها این‌گونه رفتار کنند و بخواهند مدافع آینده‌ای مبتنی بر خشونت و انتقام‌جویی باشند؟ البته که نه. خبرنگار: می‌خواهم از شما چیزی بپرسم که امیدوارم به آن بپردازید و این انتقادی است که باز هم از سوی برخی از حامیان مالی شما مطرح می‌شود؛ اینکه شما ادبیات تند برخی از نزدیک‌ترین مشاوران خود را کنترل نکرده‌اید. یک مثال در ژانویه، سعید قاسمی‌نژاد در ایکس پست کرد: “شما یا با شاهزاده رضا پهلوی هستید یا با جمهوری اسلامی. اگر به هر دلیلی فرمانده میدان را تضعیف کنید، عامل دشمن هستید.” همچنین، و عذرخواهی می‌کنم چون می‌دانم این کمی ناخوشایند خواهد بود، همسر شما یاسمین نیز به خاطر برخی از اظهارات و پست‌هایش در شبکه‌های اجتماعی درباره سایر مخالفان ایرانی انتقاداتی را برانگیخته است. او در اینستاگرام تصویری از یک معترض ایرانی را بازنشر کرد که تابلویی در دست داشت که روی آن نوشته شده بود: “مرگ بر سه فاسد: ملا، چپی و مجاهد.” مطمئنم که شما این را دیده‌اید و او این شعار را در کپشن خودش هم تکرار کرد. رضا پهلوی: خب، اول از همه در مورد این یکی به خصوص، چیزی که می‌دانم این است که این تصویری بود که در داخل ایران در طول جنبش زن، زندگی، آزادی تولید شده بود. او آن را به عنوان یک اقدام خودجوش در آنجا در نظر گرفت. وقتی متوجه شدیم در آن چه نوشته شده، بلافاصله آن را حذف کرد. درست است؟ او بعداً توضیح داد که البته من حامی خشونت یا مرگ بر این و آن نیستم. بنابراین او این را رسماً بیان کرد. پس غیرمنصفانه خواهد بود که بگوییم او هرگز در این باره موضع‌گیری نکرد. در مورد تک‌تک اظهارات تیم من، ما قطعاً در حال حاضر پروتکل بسیار سخت‌گیرانه‌تری را تدوین کرده‌ایم در رابطه با اینکه تا چه حد افرادی که ارتباط نزدیکی با من دارند باید بتوانند خودشان را سانسور کنند. این در ابتدا بسیار غیرمنصفانه است، زیرا نقض آزادی بیان است، اما در عین حال دیگر نمی‌توانید مستقل عمل کنید. شما باید در مورد آنچه گفته می‌شود یا نمی‌شود بسیار محتاط‌تر باشید. یک چیز را درک کنید. من سعید و دیگران در تیمم را می‌شناسم. برخی از آنها سخت‌ترین مصائب ممکن را پشت سر گذاشته‌اند تا به جایی که امروز هستند برسند. آنها در ایران در زندان بوده‌اند. آنها توسط همان رژیمی که امروز با آن می‌جنگند، شکنجه شده‌اند. بنابراین شما باید درک کنید که بخش زیادی از این می‌تواند از نظر انسانی به دلیل سرخوردگی‌های انباشته و مواردی از این دست قابل درک باشد. من نمی‌گویم که آنها نباید برخی از اظهارات خود را مهار کنند و قبلاً با آنها در این باره صحبت کرده‌ام. امیدوارم این اصلاح شود. اما باید احساسات موجود را درک کنید. مردم در ایران در مرز انتقام‌جویی هستند و تقریباً کینه‌توز شده‌اند. خبرنگار: می‌خواهم از شما درباره قتل اخیر مسعود مسجودی بپرسم که اتفاقاً تا مقطعی یکی از حامیان شما بود. او عضو گارد جنگل، Forest Guard، بود. او یک دانشگاهی بود که در نزدیکی ونکوور زندگی می‌کرد. همان‌طور که فرض می‌کنم مطلع هستید، به یکی از منتقدان شما تبدیل شد و در سال ۲۰۲۴ در دو پرونده جداگانه از شما شکایت کرد. او ادعا کرد که شما حملات سایبری به فعالان دموکراسی‌خواه ایرانی را هدایت کرده‌اید. اجازه دهید قبل از آن بگویم که هیچ مدرکی وجود ندارد که شما در قتل او نقشی داشته‌اید. دلیل مطرح کردن این موضوع این نیست. دادستان‌های کانادا دو نفر از حامیان شما را به قتل او متهم کرده‌اند. آنچه ابتدا می‌خواهم بپرسم این است که آیا آقای مسجودی را می‌شناختید یا نه؟ رضا پهلوی: من اصلاً هیچ دیدار یا بحثی را به خاطر نمی‌آورم. می‌دانید، هزاران نفر در طول سال‌ها در تماس‌های زوم یا برنامه‌های مشابه شرکت کرده‌اند. ممکن است او هم در این بین بوده باشد. صادقانه بگویم، به یاد نمی‌آورم. اما نکته این نیست. نکته این است که آنچه اتفاق افتاده تراژیک است و هر کسی که مسئول این قتل بوده است باید در دادگاه حاضر شود و به خاطر جرمی که مرتکب شده قضاوت شود. خبرنگار: فقط دو نکته در مورد پرونده مسجودی. وقتی شما دو سوگندنامه را امضا کردید، گفتید: “من شاکی، مسعود مسجودی، را نمی‌شناسم.” می‌دانید، ما ویدیویی پیدا کردیم که او در یوتیوب منتشر کرده بود؛ یک تماس صوتی زوم که در سال ۲۰۲۱ با شما داشت. این مکالمه ۱۸ دقیقه‌ای است که او در آن با شما صحبت می‌کند. رضا پهلوی: امکانش هست. همان‌طور که در آن زمان گفتم، من به یاد نمی‌آوردم، چون این‌طور نیست که هر پنج سال یک تماس زوم داشته باشم. من شاید هفته‌ای دو بار تماس زوم با حضور هزاران نفر دارم. بنابراین صادقانه بگویم، به خاطر سپردن اینکه چه کسی آنجا بود و چه چیزی گفت، کار آسانی نیست. گاهی اوقات مردم حتی با نام واقعی خودشان وارد نمی‌شوند. بنابراین پاسخ صادقانه من در آن زمان این بود و هنوز هم همین را می‌گویم که واقعاً به خاطر نمی‌آورم هیچ مکالمه خاصی با این فرد داشته باشم. خبرنگار: می‌خواهم در مورد رابطه‌تان با سپاه پاسداران از شما بپرسم، زیرا این موضوع در پرونده مسجودی نیز مطرح شده است. “رابطه” کلمه بزرگی است. خبرنگار: خب، شما در سال ۲۰۱۸ در مصاحبه‌ای با ایران اینترنشنال گفتید که گفت‌وگوهایی با آنها و بسیج داشته‌اید و اخیراً هم از برخی از آنها خواسته‌اید که جدا شوند. موضع دقیق شما در مورد سپاه پاسداران چیست؟ رضا پهلوی: بلافاصله پس از جنبش سبز و نزدیک‌تر به خط زمانی که جنبش زن، زندگی، آزادی شروع شد، من شروع به دریافت پیام‌های مستقیمی در شبکه‌های اجتماعی خود از سوی عناصری کردم که می‌گفتند: “می‌دانی، من یک بسیجی در مشهدم.” یا: “من عضو سپاه پاسداران در فلان کشورم. ما از این رژیم متنفریم، ما با آنها نیستیم، ما به دنبال فرصتی هستیم که جدا شویم.” این واقعاً یک چیز تصادفی بود و وقتی به رسانه‌ها گفتم که من با عناصری از این دست در تماس هستم، در این زمینه بود. این‌طور نیست که من با فرماندهی سپاه صحبت کنم، اصلاً این‌طور نیست. اما عناصری از بسیج، سپاه و البته ارتش بودند که با من به طور محرمانه ارتباط برقرار می‌کردند. بدیهی است، به عنوان نشانه‌ای از اینکه بدانید توافق این است که یک روز ممکن است عناصری وجود داشته باشند که بخشی از نیروی نظامی، شبه‌نظامی یا بوروکراسی غیرنظامی همین رژیم باشند و ممکن است بخواهند جدا شوند. آنها ممکن است از نظر کیفری مقصر نباشند و دستشان به خون آغشته نباشد. بیایید در این مورد شفاف باشیم. وقتی مجبورید خدمت سربازی خود را انجام دهید، این گزینه را دارید که در ارتش یا سپاه خدمت کنید. این چیزی است که بسیاری از جوانان باید از آن می‌گذشتند. آیا این آنها را مجرم می‌کند؟ نه لزوماً. برای جدا کردن بخش عمده آنها از رهبری فاسد بالا که مستقیماً در آن جنایات، خشونت و سرکوب دخیل هستند، شما باید بتوانید آنها را جدا کنید. همان چیزی که وقتی به جنگ جهانی دوم نگاه می‌کنید، در پایان جنگ محاکمات نورنبرگ را داشتید، درست است؟ شما رهبران ارشد رایش سوم را محاکمه کردید، اما فکر نمی‌کنم منظور این بود که به دنبال تک‌تک سربازانی بروند که در ارتش آلمان خدمت کرده‌اند. به خصوص وقتی عمیق‌تر نگاه می‌کنید به آنچه در عراق پس از بعثی‌زدایی رخ داد و بخشی از دلیلی که تغییر رژیم در غرب بدنام شد. چرا این‌طور شد؟ چون در افغانستان و به ویژه در عراق بسیار ضعیف اجرا و پیاده‌سازی شد؛ جایی که گاردهای ریاست‌جمهوری به خانه فرستاده شدند و نیمی از آنها در نهایت به جنگجویان داعش تبدیل شدند. من نمی‌خواستم این مورد در ایران تکرار شود. پس اجازه دهید این را تکمیل کنم و سیر تکاملی افکارم را به شما بگویم. من گفتم بسیار خب، پس باید مطمئن شویم که همیشه یک استراتژی خروج برای کسانی که مسئول قتل یا رفتار مجرمانه نیستند، در دسترس است. این حتی باید بخشی از چیزی باشد که در عدالت انتقالی بررسی خواهیم کرد. اما پس از آن سپاه شروع به اقدام بسیار خشن‌تر کرد. سپاه تبدیل به یک ابزار واقعی و یک مانع شد، نه تنها علیه شهروندان خود، بلکه در جنگ‌های نیابتی که تا نیمکره غربی گسترش می‌یابند. در این مرحله و حداقل در ۱۰ سال گذشته، من یکی از اولین مدافعان تروریستی شناختن سپاه پاسداران بوده‌ام، به دو دلیل: اول اینکه رفتار آنها در داخل و خارج از کشور چیزی کمتر از ترور نیست. دوم، به عنوان ابزاری در رویکرد ما در برنامه عمل پنج‌بندی من که شامل فشار حداکثری بر رژیم است. یکی از آنها اعمال فشار بیشتر بر رژیم با تروریستی شناختن سپاه است که عنصر کلیدی حفظ این رژیم است. من این را خواسته‌ام و در چند سال گذشته، به ویژه در اروپا، برای آن کمپین کرده‌ام. حتی در ماه‌های اخیر که در بریتانیا بودم، از نخست‌وزیران سابق بریتانیا همین سوال را پرسیدم که چرا دولت شما سپاه را در لیست سازمان‌های تروریستی قرار نداده است؟ آنها پاسخ خودشان را می‌دهند. اما من مدافع بسیار سرسختی برای قرار دادن سپاه در این لیست بوده‌ام. چرا؟ چون فکر می‌کردم که اکنون لحظه‌ای است که آنها دیگر یک نیروی صرف نیستند، بلکه یک مانع واقعی بر سر راه آزادی ما هستند. به همین دلیل باید به عنوان عنصری دسته‌بندی شوند که نه تنها تهدیدی برای شهروندان خود ما هستند، بلکه اکنون یک تهدید واقعی برای غیرنظامیان خارجی نیز محسوب می‌شوند: شهروندان بریتانیایی، آلمانی، سوئدی، روزنامه‌نگاران، اعضای جامعه دگرباشان جنسی، جامعه یهودی و غیره. خبرنگار: پس برای روشن شدن موضوع، شما معتقدید عناصری در سپاه پاسداران وجود دارند که می‌توانند بازپروری شوند؟ رضا پهلوی: اگر شما مستقیماً مسئول درخواست برای قتل عام و کشتار مردم بوده‌اید، این یک جنایت نابخشودنی است. اینکه مجازات آن چیست، تصمیم‌گیری درباره آن به عهده من نیست. این به عهده سیستم قضایی آینده و هر قانون کشوری در آن زمان است که مجازات این نوع رفتار را تعیین کند. اما در عین حال، چیزی که من می‌گویم این است که درجات مختلفی از تقصیر وجود دارد. خبرنگار: گزارش‌هایی به صورت ناشناس وجود داشته مبنی بر اینکه شما از اسرائیل و عربستان سعودی کمک مالی دریافت کرده‌اید. آیا این درست است؟ رضا پهلوی: کاملاً دروغ است. من دریافت‌کننده هیچ بودجه دولتی یا عمومی در خارج نبوده‌ام. هر پنی که به کمپین من می‌رسد از کمک‌های مالی خصوصی حامیان است. امیدوارم بانیان بیشتری داشته باشیم که چک‌های بزرگ‌تری به ما بدهند. خبرنگار: مگر اینکه چیز دیگری باشد که ما مطرح نکرده باشیم و شما بخواهید به آن بپردازید. رضا پهلوی: من اطمینان مطلق دارم که وقتی ما آزاد شویم، تمام این زمینه‌های تاریکی یا منفی کاملاً ناپدید خواهند شد. من به این ایمان دارم. اگر نداشتم، صادقانه بگویم خودم را درگیر این موضوع نمی‌کردم. بنابراین شاید ما برای این ساخته نشده‌ایم. شاید سزاوار بهتر از این نیستیم. شاید، می‌دانید، همان‌طور که یکی از ضرب‌المثل‌ها می‌گوید، شما مردم را با دولت‌هایی که دارند قضاوت می‌کنید. اما در این مورد، یک استثنا است. ایران توسط رژیمی اشغال شد که از روز اول علیه ما به عنوان یک ملت جنگ به راه انداخت و این ما نیستیم. بنابراین من فکر می‌کنم رژیمی که شهادت را جشن می‌گیرد و خواستار خشونت است، نماینده ایرانیانی نیست که صلح‌طلب هستند و آن آینده را می‌خواهند. این دقیقاً کمپین ما را تعریف می‌کند؛ اینکه ما چگونه با افرادی که در حال حاضر کشورمان را اشغال کرده‌اند متفاوت هستیم. چه من باشم یا نباشم، چه روزی به ایران برسم یا نه، به آن انبوه جمعیت و ملت ۹۲ میلیونی قدرتمند نگاه کنید که منتظرند بخشی از یک جهان آزاد باشند. آنها سزاوار حضور در آنجا هستند و این همان چیزی است که من برای آن می‌جنگم. خبرنگار: رضا پهلوی، مجدداً از اینکه امروز با رویترز صحبت کردید بسیار سپاسگزارم.

آرش یوسفی -ARASH

212,588 views • 24 days ago

سیاوش تا لحظه آخر امید داشت کمک ترامپ از راه برسد سیاوش شیرزاد، ۳۸ ساله، اهل بوکان بود. با شروع خیزش انقلابی، طاقت نیاورد. می‌خواست به سیل جمعیت بپیوندد. خانواده‌اش گفتند: «نرو، خطرناک است» اما پاسخ قاطعی داد: «این جشن انقلاب است. می‌روم. ترامپ گفته از ما حمایت می‌کند. می‌روم» در ویدیوها پیداست: جمعی از جوانان، دور آتشی، به کردی می‌رقصند؛ میدان پونک تهران. یکی از آن‌ها که دستمالی در دست دارد و می‌رقصد، سیاوش است. دقایقی پیش از این صحنه، اتفاق دیگری افتاده بود: آتش زدن پلاکارد عکس قاسم سلیمانی. در حالی که جوانان می‌رقصند، از فاصله ۵ و ۱۰ متری، با گلوله جنگی آن‌ها را به رگبار می‌بندند. درجا، ۲۲ جوانی که در حال رقص کردی بودند به رگبار بسته می‌شوند. ساعت ۳ بامداد، مجروحان را با آمبولانس به بیمارستان الغدیر تهران می‌برند. آنجا می‌گویند: «جا نداریم.» این‌بار سیاوش را که هنوز زنده است به بیمارستان رسول اکرم منتقل می‌کنند. او تا ساعت ۲ بامداد جمعه زنده بوده، اما به‌دلیل عدم رسیدگی و از دست دادن خون زیاد، ساعت ۲ جان می‌سپارد. خانواده، ۴۸ ساعت تمام در جست‌وجوی او بودند. ساعت ۴، تلفن همراهش روشن می‌شود. یکی از خدمه بیمارستان به خانواده سیاوش زنگ می‌زند. می‌گوید: «پسرتان زنده است. بیایید.» خانواده از بوکان به تهران می‌آیند. اما وقتی می‌رسند، به آن‌ها می‌گویند: «سیاوش، نیم ساعت پیش جان سپرد» از خانواده پول زیادی می‌گیرند تا جسد را در سردخانه نشانشان بدهند. روز بعد، حکومت، جسد سیاوش را با آمبولانس به پزشکی قانونی کهریزک منتقل می‌کنند. آنجا خانواده با صحنه‌ای وحشتناک روبه‌رو می‌شود: پنج هزار جنازه. محیط پر از نیروهای امنیتی است. هیچ‌کس اجازه حرف زدن ندارد. همه اجساد شماره‌گذاری شده‌اند. شماره سیاوش: ۱۲۶۴۷. او را داخل یک کیسه انداخته بودند. می‌گویند: «فردا ساعت ۹ صبح به بهشت زهرا بروید. جسد را تحویل بگیرید، به شهرستان ببرید و دفن کنید.» خانواده ساعت ۷ صبح به بهشت زهرا می‌روند تا سیاوش را به بوکان ببرند. تا ساعت ۱۲، همه جنازه‌ها تحویل داده می‌شود؛ اما جنازه سیاوش را نه. می‌گویند: «پرونده شما فوق‌امنیتی است. چون بوکان و شهرهای کردستان هنوز شلوغ نشده، جنازه را تحویل نمی‌دهیم. مردم واکنش نشان می‌دهند» آن‌ها چه کرده بودند؟ ساعت ۵ صبح، خودشان جنازه سیاوش را به استانداری ارومیه منتقل کرده بودند. خانواده تا ساعت ۱ ظهر در تهران سرگردان می‌ماند. بعد راهی ارومیه می‌شوند. ساعت ۷ عصر می‌رسند. همان‌جا وزارت اطلاعات، پدر و برادر سیاوش را احضار و بازداشت می‌کند. فشار می‌آورند: «به شرطی جنازه را تحویل می‌دهیم که مردم نیایند و شلوغ نشود. در غیر این صورت، خودمان او را دفن می‌کنیم؛ در جایی که ۱۲ هزار گور دسته‌جمعی وجود دارد. آن‌وقت میان اجساد گم می‌شود و هرگز پیدایش نمی‌کنید.» خانواده ناچار می‌پذیرد. ساعت ۱۲:۳۰ شب، پدر سیاوش را به پادگان نظامی جلدیان ـ میان نقده و پیرانشهر ـ می‌برند. می‌گویند جسد آنجاست. پدر با فرماندار تماس می‌گیرد و تهدید می‌کند: «اگر جسد را تحویل ندهید، همه مردم را جلوی فرمانداری جمع می‌کنم.» تهدید مؤثر واقع می‌شود و قول تحویل می‌دهند؛ اما شرط دیگری می‌گذارند: «حق ندارید او را در بوکان دفن کنید. باید در روستایی، ۱۰ کیلومتر خارج از شهر، به خاک بسپارید.» پدر می‌گوید: «او را به روستای پدربزرگش می‌بریم؛ گردی قه‌بران». حدود ۵۰ خودروی نظامی، حامل حدود ۲۵۰ مأمور، جسد را تا روستا همراهی می‌کنند. هشدار می‌دهند: «اگر حتی یک شعار بدهید، جسد را با خودمان می‌بریم. حق فیلم‌برداری ندارید.» روستا شبیه منطقه جنگی شده بود. و لحظه آخر: خانواده، سیاوش را بوسیدند و با او وداع کردند. مادرش با صدایی رسا فریاد زد: «هیچ‌کس حق ندارد برای پسرم اشک بریزد و گریه کند. پسرم را تقدیم کردستان کردم.». اجازه سوگواری در خانه ندادند. فقط در مسجد اجازه برگزاری مراسم داشتند. روز اول، پنج هزار نفر آمدند. سرکوبگران تهدید کردند مسجد را می‌بندند. و خانواده گفت: «ما فرزندمان را تحویل گرفتیم. با او وداع کردیم. دیگر چیزی برای از دست دادن نداریم.» راوی که از نزدیکان سیاوش است همه اینها را با دقت و وسواس زیاد تعریف می‌کند. به اینجا که میرسد با صدای بلند گریه می‌کند: سیاوش می‌گفت: «این جشن انقلاب است. می‌روم. ترامپ گفته از ما حمایت می‌کند. می‌روم»

Saman Rasoulpour

146,895 views • 7 months ago