Video yükleniyor...

Video Yüklenemedi

Ana Sayfaya Dön

ترکوندن خط ِلوله آب به کویت ۲۸/۶/۴۰۴ شیر مادر نون پدر حلالتون به خدا ایولا دارین امیدوارم همه گیر بشه وبا فیلتر کردن صورتهاشون خط لوله و سیم برق و گاز . تمامشون رو مردم نابود کنند

225,448 görüntüleme • 10 ay önce •via X (Twitter)

0 Yorum

Yorum bulunmuyor

Orijinal gönderinin yorumları burada görünecek

Benzer Videolar

🔴سعید قاسمی نژاد مشاور رضا پهلوی مغز متفکر بمباران زیرساختهای انرژی ایران سعید قاسمی‌نژاد،‌مشاور اصلی #رضا_پهلوی در طرحی در زمستان ۴۰۲ با عنوان #استراتژی_زمستان_سخت برای حکومت، استدلال کرده بود که به دلیل ناترازی شدید گاز در ایران، ضربه زدن به زیرساخت‌های انرژی در #زمستان تأثیری چندبرابری دارد. مشاور رضا پهلوی معتقد بود که در فصل سرما، اولویت دولت تأمین گاز خانگی است و با کوچکترین اخلال، صنایع و نیروگاه‌ها فلج می‌شوند که این امر منجر به قطع برق سراسری و توقف تولید می‌شود. لیست نقاطی که مشاور رضا پهلوی برای حمله مشخص کرده بود: پالایشگاه‌های اصلی: 1⃣ پالایشگاه آبادان (قدیمی‌ترین و استراتژیک‌ترین). 2⃣ پالایشگاه ستاره خلیج فارس (تأمین‌کننده اصلی بنزین کشور). 3⃣ پالایشگاه‌های اصفهان، بندرعباس، تهران، تبریز و شازند اراک. تأسیسات گاز: 1⃣ مجتمع رسوبی و پالایشگاهی عسلویه (پارس جنوبی). 2⃣ ایستگاه‌های تقویت فشار گاز در خطوط لوله سراسری (مانند خط لوله ۶ و ۹). مخازن و پایانه‌ها: 1⃣ پایانه نفتی جزیره خارک (برای قطع صادرات نفت). 2⃣ مخازن ذخیره‌سازی استراتژیک نفت و فرآورده در نقاط مختلف. ⬛️حملات به زیرساختهای انرژی از اتاق فکر رضا پهلوی بیرون آمد! #سعید_قاسمی_نژاد

Ali Bornaei

59,348 görüntüleme • 5 ay önce

خوب به این فیلم نگاه کنید! وقتی شما اون سر دنیا تز می‌دادید راه‌آهن و فرودگاه زیرساخت نیستند، فقط جوون‌های کشته شده‌ی دی ماه زیرساخت بودند؛ جوون‌های ما داشتند این‌جا برای حفظ زیرساخت‌هاشون جون می‌دادند! زیرساخت با تلاش مردم ساخته شده برای رفاه مردم… ارث پدرتون نبود که بگید فدای سرمون، بهترش رو می‌سازیم! تخریب زیرساخت یعنی ورشکستگی کسب و کار‌ها و از بین رفتن مشاغل! جوون بی‌کار که از پس خرید یک نون خالی برنیاد، خودکشی نمی‌کنه؟ نیروی انسانی هر چقدر توانمند و متخصص بدون زیرساخت نمی‌تونه از ظرفیتش استفاده کنه و‌ شکوفا بشه… پزشک بدون بیمارستان و راننده بدون جاده می‌خواستید؟ زیرساخت تضمین بقای انسانه، بدون آب و برق و گاز چطوری زنده می‌موندیم؟! می‌خواستید نود و دو میلیون آدم تو خاموشی فرو برند و دچار قحطی بشند؟ همین حالا تخمین می‌زنند به خاطر نابود شدن فولاد مبارکه و فولاد اهواز توسط اسراییل تا شش ماه دیگه بیش از دو میلیون کارگر اخراج بشند چون فولاد صنعت مادره و از میل‌گرد ساختمون تا بدنه‌ی خودرو رو می‌سازه یعنی تعطیلی تمام کارخونه‌ها… شبی که ترامپ تهدید کرد تا ۲۴ ساعت دیگه نیروگاه‌های برق رو می‌زنه، ما با چشم گریون گوشی‌هامون رو برای آخرین بار شارژ ‌کردیم! وحشتی که اون شب تجربه کردم از موشک‌هایی که می‌خورد کوچه‌های اطرافمون بیش‌تر بود! فرداش زنگ زدم به دوستم خارج، پرسیدم: هنوز سر عقل نیومدند؟ گفت: ریختند سرم، فحشم می‌دند بهم می‌گند زیرساخت‌به‌کون! باورم نمی‌شه با برگشتن ما به عصر حجر جوک ‌ساختید و تهدیدهای ترامپ رو‌ توجیه ‌کردید! یک چیزی باید باقی بمونه که شاه دوزاریتون بهش حکومت کنه یا نه؟ سران ج‌ا این‌طور نابودی ایران رو نخواستند که شما ‌خواستید… تصویر: مرتضی حمیدی کارشناس حفاظت الکترونیک پتروشیمی بندر امام که حاضر نشد زیر بمب‌بارون پُستش رو ترک کنه؛ دقیقاً روزی که داشت پدر می‌شد و باید پشت در اتاق زایمان منتظر هم‌سر و فرزندش می‌بود…. #از_جنگ_بگو #از_خیانت_بگو

Shamim

85,146 görüntüleme • 2 ay önce

این تیکه از یه مستند ۵۲ قسمتیه به نام ظهور. ۱۵ سال پیش ترند شد و رائفی پور با اسکی خط به خط رو این بین ارزشی ها فرقه آخرالزمانی مصاف رو درست کرد. کاری به کل ۵۲ قسمتش ندارم، کارم به این ۱ دقیقه است. شما یه عمر مغز ملت رو با نشانه های ظهور سوراخ کردی. حالا که تو این ویدیو داره مهم ترین نشانه اومدن دجال رو، پول الکترونیکی بانک مرکزی یعنی CBDC معرفی می‌کنه و اسراییل در اوج آمادگی تکمیل نظم نوین منطقه است و بانک مرکزی جمهوری اسلامی داره ارز دیجیتال رمزریال رو همه گیر می‌کنه که عملا برده داری نوینه و پول قابل برنامه ریزیه، کدوم گوری رفتید؟ رمز ریال بانک مرکزی رو می‌خواین همه گیر کنید که فردای نوعی اسراییل پاشد اومد، دست پای شیعیان ایران رو غل و زنجیر شده تحویل موساد بدین؟ چرا ساکتید پس؟ چرا لال شدید؟ من که می‌دونم کل تک تک بچه ارزشی ها این ۵۲ قسمت رو دیدن. سیستم بانکی و مالیاتی و صادرات و واردات رو کامل دولتی (شیطانی) کردید مردم راه تنفس ندارند، با ارز دیجیتال بانک مرکزی که پول قابل برنامه ریزیه و عملا شهروند بد درجا پولش فریز میشه یا مثلا یه گروه کالا رو نمی‌تونه بخره یا خیار برای همه ۱۰۰ هزارتومنه برای اون میشه ۱ میایون تومن، می‌خواین شهروند ایرانی رو با غل و زنجیر کامل cbdc پکیج بسته بندی کنید با برچسب قیمت رایگان تقدیم اسراییل کنید؟ خجالت نمی‌کشید؟ شما ادعای شیعه بودن هم دارید؟ تا قبل از این همه داده ها و اطلاعات زندگی مردم رو متمرکز و دولتی کردید تهش فهمیدید یه بکاپ همیشگی دست اسراییله از همونجا تا اتاق همه اتون اومد که خب خود دانید بعد به بهانه های رذالت گونه در غرب مالیات فلان است، تمام قولنامه ها رو باطل می‌کنید خلاف شرع! همه دارایی ها رو با نام می‌کنید، زندگی رو به فلاکت می‌کشید بعد گِس وات؟ با این سابقه سوراخ گشاد امنیتی که عملا بقای شما رو با سوال مواجه کرده، دارید cbdc پول قابل برنامه ریزی بانک مرکزی هم قفس نهایی می‌کنید که همه امونو برده کنید تحویل چین یا موساد بدید؟ شرم نمی‌کنید ساکتید؟ اصلا گیریم پس فردا جنگ شد، شما سقوط کردید، آقای پهلوی اومدن جاتون. دنیا که به آخر نمی‌رسه، اونوقت شهروند ایرانی شیعه که تمام بند بند وجودش رو زنجیر زدی قفل کردی، اون روز چطوری می‌خواد نیروی بیگانه رو هل بده بیرون با حاکم ایرانی جدیدش مستقل زندگی کنه؟ اگه موندنی شدید هم که دنیا تحریمتون کرده می‌خواین شیعه رو پکیج کنید بکنید برده چین و روسیه و اونا هم نم نم پروژه دین زدایی ایران رو کامل کنند تا ایران همیشه برده کمونیسم باقی بمونه؟ یا از اون بدتر، با این عقب موندگی همیشگی تکنولوژیکی، هک هم بشید. چه بلایی سر این ملت میاد؟ چیکار دارید می‌کنید؟ این پروژه cbdc باید متوقف بشه، از فتوای مراجع گرفته تا هرگونه اعتراضی، این سند بردگی ابدی ملت ایرانه. نه تنها باید متوقف بشه که تا ابد باید ممنوع بشه. رائفی پور احمق چرا لالی؟ مناظره که جیگر لازم نداشتی بیای، اوج پروژه دجال رو داری میبینی و ساکتی خاک بر سرت کنند؟ بمباران ویدیو می‌کنمت. دستم بنده چندتا کار بکنم میام سر وقتت. شما چه نیازی به پول قابل برنامه ریزی داری جز سرکوب و خفقان و بردگی ابدی؟ هرکس ادعای شیعه بودنش میشه و ساکته باید فاتحه دینش رو خووند. علی اکبر رائفی پور 🟥 ☫ 🟩

🏴JannatKhah🔩🪰

17,800 görüntüleme • 7 ay önce

تحلیل شخصی من گزاره شماره ۱: ژنرال متیس ۲۶ امین وزیر دفاع آمریکا و فرمانده سابق سنت‌کام، در ویدیو شماره ۱ که پیوست کردم نکته کلیدی و تعیین کننده‌ای رو میگه، او ادعا می‌کنه که CIA برای ارزیابی احتمال سقوط دولت‌ها ۷۰ پارامتر رو می‌سنجد، ولی ۱ پارامتر در مورد ایران از همه مهمتره، و اونم اینه که آیا نظام برای حفظ خودش حاضره در ابعاد وسیع دست به کشتار کردم خودش بزنه؟ پاسخ این سوال الان برای من و شما روشنه، بله جمهوری اسلامی چنین کاری رو انجام داده و به احتمال نزدیک به یقین دوباره هم این کار رو خواهد کرد. بدین ترتیب جمهوری اسلامی با ماشین کشتار خودش مخالفین رو خفه می‌کنه تا باقی بمونه. گزاره شماره ۲: ریموند گیوس در کتاب فلسفه و سیاست واقعی میگه شما باید ابتدا نگاه کنید قدرت دست چه فرد یا گروهی هست و این گروه برای حفظ قدرت چه می‌کنه و پیامد عملکرد اون چیه، بعد می‌تونید تشخیص بدید آیا مبارزات مدنی نتیجه بخش هست یا نه، و اگر بی‌نتیجه هست، یعنی حکومت با خشونت بی حد و حصر داخلی و بین‌المللی می‌خواد حفظ بشه، اصولاً دیگه مبارزه مدنی به خودی خود اخلاقی نیست! زیرا فقط منجر به کشتار وسیع میشه ولی تأثیری در سرنگونی این حکومت نداره. در چنین وضعیتی یک حکومت فاسد فقط با دخالت خارجی، جنگ، کودتا و چنین سناریوهایی سرنگون خواهد شد. گزاره شماره ۳: این سوال پیش میاد که آیا چنین وضعیتی قبلاً هم در دنیا رخ داده؟ جواب مثبته، بله حکومت شوروی سابق در ابعاد بسیار وسیع بازها به قتل عام مردم پرداخت و چون قدرت مطلق نظامی داشت، مردم هیچ وقت موفق به سرنگونی اون نمی‌شدند. از طرفی حمله نظامی به شوروی ممکن نبود، چون شوروی برخلاف جمهوری اسلامی یک قدرت اتمی بود. ------ من معتقد هستم آمریکا و اسرائیل با دونستن این موضوعات اقدام به حمله به جمهوری اسلامی کردن، و یک سناریو چیدن که در ادامه برای شما شرح خواهم داد. حمله به جمهوری اسلامی در این مرحله از جنگ فقط یک هدف رو دنبال می‌کنه: وادار کردن ج.ا به تغییر ساختار و معرفی یک چهره جدید برای مذاکره با دنیا، دقیقاً مشابه کاری که با شوروی کردند و بعد از گورباچف، بوریس یلتسین رهبری رو بر عده گرفت، او فردی ضعیف النفس، الکلی و فاسد بود. نتیجه این اقدام این خواهد بود که یا همین مجتبی، یا افرادی مثل قالیباف، حسن روحانی، حسن خمینی یا هر کس دیگری امور رو به دست بگیره (آدمش اصلا مهم نیست) و هدف نهایی اینه که بیاد پای مذاکره با آمریکا و دنیا. در این مرحله یه آتش بس اتفاق میفته که ممکنه از دو سه هفته دیگه بشه در نظر گرفت، بعد از اینکه زیرساخت‌های کشور به صورت جدی آسیب ببینند. چرا چنین چیزی لازمه؟ چون با وضعیت فعلی مردم ایران نخواهند توانست با اعتراضات مدنی حکومت رو عوض کنند، پس باید حکومت به شکلی تغییر کنه و تضعیف بشه که امکان اعتراضات مردمی و به دست گرفتن حکومت فراهم بشه. زدن فولاد، نیروگاه‌های برق و سایر زیرساخت‌ها هم در همین راستا هست، چون همین طرفداران ج.ا که به اعتقاد من نزدیک به ۳ الی ۵ میلیون هستند، وقتی سفره‌هاشون خالی بشه، به فلاکت و بدبختی دچار بشن، و سیستم هم امکانی برای تأمین مایحتاج اونها نداشته باشه، دیگه به شکل وحشیانه خشونت رو راه حل نخواهند دید. در این مرحله هست که نقش رهبری رضا پهلوی خودشو نشون خواهد داد و با حضور در میدان می‌تونه امور رو به دست بگیره. اگر چنین اتفاقی افتاد، در اون زمان تحلیل تکمیلی خودمو ارائه خواهم داد. پس جمع بندی: ۱- این مرحله از جنگ برای وادار کردن جمهوری اسلامی به آمدن به میز مذاکره و یک رهبری ملایمتر خواهد بود. ۲- وضعیت اقتصادی و اجتماعی به شدت رو به وخامت خواهد رفت، خیلی بدتر از الان. ۳- اواسط سال ۱۴۰۵ به بعد، احتمالا آبان و آذر و دی، اعتراضات شدت میگیره و احتمالاً درگیری‌ها داخلی + خارجی همزمان خواهد بود. خلاصه کلام اینکه خیلی بدبختی پیش رو خواهیم داشت. طبق معمول میگم اینا تحلیل‌های شخصی منه، ادعایی ندارم و تحلیلگر نظامی یا سیاسی هم نیستم، بخونید و رد بشید، اگر فحاشی کنید یا دری‌وری بگید بلاکتون می‌کنم، اینا رو هم نوشتم چون چندنفر خواستن نظرمو بگم، این نظرات من هم منطبق با تحلیل قبلی ام است که قبلاً نوشته بودم.

تنسی‌تاکسیدو 

77,042 görüntüleme • 4 ay önce

عزیزان، وقتی ماه‌هاست از عمو مارک‌لوین حرف می‌زنیم از چی حرف می‌زنیم دقیقاً اینجاست، دیشب ترامپ شیر خدا پستی رو در تروث‌سوشال منتشر کرد و تأکید کرد امشب حتماً برنامه‌ی عمو مارک‌لوین رو در فاکس‌نیوز ببینید، پس قبل از هر چیز اول توییت زیر عمو رو فیو و ریتوییت کنید، و بعد بخشی از سخنرانی بسیار بسیار درخشان عمو مارک‌لوین، این منصور حلاج‌زمانه در برنامه‌ی دیشب رو که ترجمه کردم بخونید/ببینید: «عزیزان، در برخورد با رژیم شیعه‌سانان رافضی، کل قضیه تهش میرسه به سه تا راهکار اصلی: عقب انداختن، مهار کردن، یا شکست دادن. حالا می‌خوام براتون توضیح بدم که چرا عقب انداختن و مهار کردن در نهایت جواب نمیده. اصلاً هدف ما چیه؟ اینکه برنامه هسته‌ای و غنی‌سازی روافض قحبه رو عقب بندازیم؟ مهارش کنیم؟ برای یه مدت کوتاه مهارش کنیم؟ برای ۲۰ سال؟ یا واسه همیشه؟ یا اینکه بیایم کلاً کار رو یک‌سره کنیم و با شکست دادن این رژیم پدرخراب، یعنی نابود کردن و کاییدنش به همه‌ تهدیدهایی که از دلش بیرون میاد پایان بدیم؟ قضیه وقتی جدی‌تر می‌شه که رژیمی مثل روافض هزارپدر، بنیادگرایی مذهبی رو با یه ایدئولوژی سیاسی رادیکال ترکیب می‌کنه. یعنی یه بنیادگرایی مذهبی بین‌المللی و انقلابی که معتقدن از طرف الله بهشون دستور داده شده و حکم می‌کنه که باید هر مانعی رو سر راهشون هست، با هر وسیله‌ی ممکن یا لازم از بین ببرن. این کسمغزای متوهم باور دارن تنها راهی که باعث ظهور امام دوازدهم می‌شه و تضمین می‌کنه که صلح، رفاه و احکام و اصول قرآن به درستی تو کل دنیا اجرا بشه، اینه که برن بقیه‌ی جاها رو فتح کنن و کافرها رو از بین ببرن. چند نفر از شما که الان دارید من رو نگاه می‌کنید، واقعاً باورتون می‌شه که یه تیکه کاغذ توافق با شیطان بزرگ یعنی آمریکا، می‌تونه جلوی این تفکر رو بگیره؟ واقعاً چند نفرتون این رو باور دارید؟ مشکل اصلی دقیقاً همین‌جاست. علمای پدرقحبه‌ی اسلامی که درباره‌ی این چیزها نوشتن و مینویسن، امام‌جمعه‌هایی که هر روز تو مساجدشون این کسشرا رو می‌گن، و رژیم پدرخراب شیعه‌سانان‌رافضی که تمام منابعش رو جمع کرده تا این تفکر رو ترویج بده، قبلاً به ما گفتن و همین الان هم دارن میگن که غرب باید فتح و نابود بشه. کشور ما بزرگترین مانع سر راهشونه و باید از بین بره. اونا اسرائیل رو بزرگترین تهدید فوری خودشون می‌دونن، چون تو منطقه خاورمیانه‌ست. از همه به قلب انقلاب کیری روافض نزدیک‌تره و جلوی متحد شدن نیروهای کسکش‌پدر مسلمان برای اون جهاد انقلابی که فکر می‌کنن حکم خداست رو گرفته. این رژیم اصلاً داره زندگی می‌کنه که فتح کنه، نابود کنه و بکشه تا به همون هدفی که بخاطرش به وجود اومده برسه، یعنی تنها دلیل بودنش. اونا هیچ‌وقت به هیچ توافقی که بخواد این انقلابِ به اصطلاح کیری خدایی‌شون رو محدود، مهار یا مدیریت کنه نمی‌تونن پایبند ‌بمونن. چون از نظر قحبه‌های رافضی، تن دادن به این کار یعنی نافرمانی از خدا و نابود کردن خودشون. واسه همین شریعت یه راهی رو برای توافق‌های فریب‌کارانه باز کرده تا بتونن ایمان و ایدئولوژی‌شون رو پیش ببرن و گسترش بدن. اسمش «تقیه» است. قبلاً هم درباره‌ش صحبت کردیم. تقیه. ای کاش همه تو وزارت امور خارجه، وزارت دفاع، شورای امنیت ملی، همه‌ی سفرا، فرستاده‌های ویژه و حتی همه‌ی اعضای کنگره از هر دو حزب، مجبور بودن حداقل یه دوره‌ی آموزشی درباره این موضوع بگذرونن. حداقل یه دوره. تقیه این اجازه رو میده که برای کارهایی مثل حفظ امت، دست به فریب‌کاری، پنهان‌کاری و این‌جور چیزها بزنن. تو قضیه‌ی رژیم شیعه‌سانان هزارپدر، یعنی حفظ خود انقلاب. هر کاری که لازمه بکن فقط انقلاب باید زنده بمونه و رشد کنه. ختم کلام. خب، حالا همه اینا یعنی چی؟ یعنی اینکه هدف اصلی رژیم شیعه‌سانان خدعه‌زاده‌ی رافضی، فقط و فقط بقا و زنده موندنه. ممکنه تو جنگ‌های نظامی رو ببازه، ممکنه زیرساخت‌های نظامی و صنعتی‌ش رو از دست بده، حتی ممکنه رهبران رده اول و رده دومش حذف بشن، اما ساختار این رژیم مادرخراب همون ایدئولوژی‌شه. همون انقلابه. این یعنی اون ساختار بنیادین سیاسی، مذهبی و حاکمیتی انقلاب کیری اسلامی زنده می‌مونه. درست مثل کمونیست‌های چین…»
4:25

Sensitive content

عزیزان، وقتی ماه‌هاست از عمو مارک‌لوین حرف می‌زنیم از چی حرف می‌زنیم دقیقاً اینجاست، دیشب ترامپ شیر خدا پستی رو در تروث‌سوشال منتشر کرد و تأکید کرد امشب حتماً برنامه‌ی عمو مارک‌لوین رو در فاکس‌نیوز ببینید، پس قبل از هر چیز اول توییت زیر عمو رو فیو و ریتوییت کنید، و بعد بخشی از سخنرانی بسیار بسیار درخشان عمو مارک‌لوین، این منصور حلاج‌زمانه در برنامه‌ی دیشب رو که ترجمه کردم بخونید/ببینید: «عزیزان، در برخورد با رژیم شیعه‌سانان رافضی، کل قضیه تهش میرسه به سه تا راهکار اصلی: عقب انداختن، مهار کردن، یا شکست دادن. حالا می‌خوام براتون توضیح بدم که چرا عقب انداختن و مهار کردن در نهایت جواب نمیده. اصلاً هدف ما چیه؟ اینکه برنامه هسته‌ای و غنی‌سازی روافض قحبه رو عقب بندازیم؟ مهارش کنیم؟ برای یه مدت کوتاه مهارش کنیم؟ برای ۲۰ سال؟ یا واسه همیشه؟ یا اینکه بیایم کلاً کار رو یک‌سره کنیم و با شکست دادن این رژیم پدرخراب، یعنی نابود کردن و کاییدنش به همه‌ تهدیدهایی که از دلش بیرون میاد پایان بدیم؟ قضیه وقتی جدی‌تر می‌شه که رژیمی مثل روافض هزارپدر، بنیادگرایی مذهبی رو با یه ایدئولوژی سیاسی رادیکال ترکیب می‌کنه. یعنی یه بنیادگرایی مذهبی بین‌المللی و انقلابی که معتقدن از طرف الله بهشون دستور داده شده و حکم می‌کنه که باید هر مانعی رو سر راهشون هست، با هر وسیله‌ی ممکن یا لازم از بین ببرن. این کسمغزای متوهم باور دارن تنها راهی که باعث ظهور امام دوازدهم می‌شه و تضمین می‌کنه که صلح، رفاه و احکام و اصول قرآن به درستی تو کل دنیا اجرا بشه، اینه که برن بقیه‌ی جاها رو فتح کنن و کافرها رو از بین ببرن. چند نفر از شما که الان دارید من رو نگاه می‌کنید، واقعاً باورتون می‌شه که یه تیکه کاغذ توافق با شیطان بزرگ یعنی آمریکا، می‌تونه جلوی این تفکر رو بگیره؟ واقعاً چند نفرتون این رو باور دارید؟ مشکل اصلی دقیقاً همین‌جاست. علمای پدرقحبه‌ی اسلامی که درباره‌ی این چیزها نوشتن و مینویسن، امام‌جمعه‌هایی که هر روز تو مساجدشون این کسشرا رو می‌گن، و رژیم پدرخراب شیعه‌سانان‌رافضی که تمام منابعش رو جمع کرده تا این تفکر رو ترویج بده، قبلاً به ما گفتن و همین الان هم دارن میگن که غرب باید فتح و نابود بشه. کشور ما بزرگترین مانع سر راهشونه و باید از بین بره. اونا اسرائیل رو بزرگترین تهدید فوری خودشون می‌دونن، چون تو منطقه خاورمیانه‌ست. از همه به قلب انقلاب کیری روافض نزدیک‌تره و جلوی متحد شدن نیروهای کسکش‌پدر مسلمان برای اون جهاد انقلابی که فکر می‌کنن حکم خداست رو گرفته. این رژیم اصلاً داره زندگی می‌کنه که فتح کنه، نابود کنه و بکشه تا به همون هدفی که بخاطرش به وجود اومده برسه، یعنی تنها دلیل بودنش. اونا هیچ‌وقت به هیچ توافقی که بخواد این انقلابِ به اصطلاح کیری خدایی‌شون رو محدود، مهار یا مدیریت کنه نمی‌تونن پایبند ‌بمونن. چون از نظر قحبه‌های رافضی، تن دادن به این کار یعنی نافرمانی از خدا و نابود کردن خودشون. واسه همین شریعت یه راهی رو برای توافق‌های فریب‌کارانه باز کرده تا بتونن ایمان و ایدئولوژی‌شون رو پیش ببرن و گسترش بدن. اسمش «تقیه» است. قبلاً هم درباره‌ش صحبت کردیم. تقیه. ای کاش همه تو وزارت امور خارجه، وزارت دفاع، شورای امنیت ملی، همه‌ی سفرا، فرستاده‌های ویژه و حتی همه‌ی اعضای کنگره از هر دو حزب، مجبور بودن حداقل یه دوره‌ی آموزشی درباره این موضوع بگذرونن. حداقل یه دوره. تقیه این اجازه رو میده که برای کارهایی مثل حفظ امت، دست به فریب‌کاری، پنهان‌کاری و این‌جور چیزها بزنن. تو قضیه‌ی رژیم شیعه‌سانان هزارپدر، یعنی حفظ خود انقلاب. هر کاری که لازمه بکن فقط انقلاب باید زنده بمونه و رشد کنه. ختم کلام. خب، حالا همه اینا یعنی چی؟ یعنی اینکه هدف اصلی رژیم شیعه‌سانان خدعه‌زاده‌ی رافضی، فقط و فقط بقا و زنده موندنه. ممکنه تو جنگ‌های نظامی رو ببازه، ممکنه زیرساخت‌های نظامی و صنعتی‌ش رو از دست بده، حتی ممکنه رهبران رده اول و رده دومش حذف بشن، اما ساختار این رژیم مادرخراب همون ایدئولوژی‌شه. همون انقلابه. این یعنی اون ساختار بنیادین سیاسی، مذهبی و حاکمیتی انقلاب کیری اسلامی زنده می‌مونه. درست مثل کمونیست‌های چین…»

Siavash

74,102 görüntüleme • 2 ay önce

🔴#فوری سربدار شدن و شهادت مجاهد خلق مهدی خانکی توسط قضاییه جلادان مجتبی خامنه‌ای سفاک بامداد چهارشنبه ۳۱ تیر ۱۴۰۵ سوگند مجاهد خلق #مهدی_خانکی- تیر۱۴۰۴ با درود و سلام به شیر همیشه بیدار و مهر تابان ایران‌زمین و مجاهدان دلاور که عهد بستند که تا خشت آخر این حاکمیت پلید و سفیانی را ویران کنند. #مجاهدین_خلق بیشتر⬇️ من به‌عنوان یک کانون شورشی مجاهد خلق از خاک اسیر میهنمان ایران به بهانه محرم و بنا به سنت دیرینه مجاهدین خواستم بگم که برای آزادی، عدالت و رهایی ایران همانند خواهران و برادرانم سوگند یاد می‌کنم حاضر حاضر حاضر به امید دیدار شما عزیزان دوست داشتنی عهد نامه مجاهد خلق مهدی خانکی - شهریور۱۴۰۳ بنام خدا و به‌نام خلق قهرمان ایران ۴۵سال است که این دیار به جز رنج و عذاب چیز دیگری به خود ندیده است. شادی رخت بسته و عزا و ماتم جایش را گرفته. از روزی که خمینی دجال قدم شومش را در این میهن گذاشت جز ریختن خون مظلوم این سرزمین چیزی به خود ندید. از کشتار مردم کردستان تا دهه وحشتناک و سیاه ۶۰ تا امروز که رژیم در محاصره سلسله قیامهای مردم ایران قرار گرفته، کشتار و شکنجه و تجاوز چشم درآوردن و. کار این جماعت وحشی و خونخوار است. تو افسانه‌ها میخوندیم که ضحاک جوانان را می‌کشت یا فرعون نوزادان را می‌کشت تا موسی علیه‌السلام را از بین ببرد. حال امروز این داستانهای تاریخی و افسانه‌ای را در این رژیم اهریمنی می‌بینیم. خامنه‌ای حرامزاده برای حفظ حکومت شیطانیش به بهانه تار مویی، دختران این سرزمین را می‌کشد چرا که به‌خوبی می‌داند که به دست همین زنان و دختران نابود خواهد شد و ایران به دست این شیرزنان آزاد خواهد شد. هر چقدر دشمن بی‌شرافت و بزدل و پست فطرت است زنان ایرانی شجاع، محکم و استوار و پاکدامنند. ثانیه‌ای فکر کردن به ظلم های این رژیم پلید شیطانی موهای آدم رو به یکباره سفید می‌کند کمر صاف را به یکباره خم می‌کند و جوانی به یکباره پیر می‌شود. از شکنجه‌ها و تجاوز ها و اعدامها در دهه ۶۰ تا امروز از ظلمی که به زندانیان مقاوممان رفت. چه بسیار خواهرانم که در دهه ۶۰ با طفل بدنیا نیامده خود اعدام و تیرباران شدند. چه بسیار خواهرانم که جنین‌شان را در زیر شکجه‌های وحشیانه شیاطین از دست دادند. چه بسیار برادرانی که فرزندانشون در سنین کودکی بودند و به میدانهای اعدام و تیرباران و نبرد رفتند و امروز فرزندان دلیرشان راه آنها را محکم و استوار ادامه می‌دهند. چه بسیار کودکانی که مجبور شدند دور از پدر و مادرشان بزرگ شوند. خبر شهادت و از دست دادن پدر و مادرشان را در سنین کودکی و نوجوانیشون بشنوند. این ظلم‌ها قسمت کوچکی از آن چیزهایی است که من شنیده‌ام و خدا می‌داند چه میزان دیگری از آن را نمی‌دانم و چه میزان دیگریش اصلاً بازگو نشده است. خدا شاهد است که امروز امید و آرزویی جز این ندارم، که هر چه زودتر دیوارهای قزلحصار را از میان بردارم و برای همیشه تمام زندانهایی را که شاه ملعون ساخت و برای ولیعهدش، خمینی به ارث گذاشت نابود کنم تا دیگر هیچ انسانی در آن اسیر نباشد‌. و هر روزی که این کار دیرتر میشه شرمنده و اندوهگینم. ذره کمی از این ظلم ها، ذره‌یی از این ظلم‌ها هم وجدان هر انسانی را به درد می‌آورد و برایم کافی است که تصمیم بگیرم تا آخرین لحظه عمرم از مبارزه با دیکتاتوری کوتاه نیایم از این رو پیمان می‌بندم و سوگند و قسم می‌خورم به خون شهیدان و رنج اسیرانمان قسم می‌خورم به لحظه لحظه بغض و اشکی که کودکان در از دست دادن مادران و پدران شهیدشان ریختند که همیشه با صلابت و جنگنده در این مسیر مجاهد بمانم و مجاهد بمیرم و در رکاب برادر مسعود و خواهر مریم با تمام وجود بجنگم.

Simay Azadi

67,960 görüntüleme • 22 gün önce

یک ویدیو و چند نکته: ۱- یک ویدیوی خصوصی که غیرعامدانه و به اشتباه توسط یکی از اعضای گروه منتشر شد، دستمایهٰ حمله به سالن تیاتری دی ویتا، برای کنسل کردن اجرا و دیگر حواشی شد. قبل از هر چیز بابت به کار بردن کلمات رکیک در آن ویدیو صمیمانه عذرخواهی میکنم. سالیان سال با نوجوانان کار کردم و زبان بی‌پروای این نسل به من هم سرایت کرده. اتفاقاتی که در طول این چهار سال از سر گذراندم و البته کشتار دیماه و در ارتباط بودن بی‌وقفه (تا همین امروز) با هزاران مجروح و مصدوم، روانم را چون هر ایرانی دیگری بیش از پیش تحت فشار قرار داده. به خودم قول داده‌ام که رکاکت کلامم را کمتر کنم. ۲- دیگر از پرداختن به هر مسئله‌ای غیر از آزادی ایران خودداری خواهم کرد و حالا به زبان فارسی مینویسم که توهین من به فلسطینیان کار خوبی نبود و هر چند از حساب‌های کاربری من منتشر نشده باز هم از دیده شدنش، شرمنده م. میتوانستم صرفا حماس را دشنام دهم. توییت عذرخواهی به انگلیسی را پاک کردم چون دیکته شده بود و غیرصادقانه و به اصرار و خواستهٰ سالن نمایش منتشر شد. ۳- اجرا نه تنها کنسل نشد بلکه مدیر تیاتر محکم پاسخ داد که “به هیچ وجه صحنه را از هنرمندی که از درد ایرانیان و جنایات رژیم حرف میزند، نخواهیم گرفت.” بلونیا، چپ ترین شهر ایتالیاست و خب همهٰ آنان که به تیاتر ایمیل زده بودند یا همینجا من رو تهدید به دیپورت و مجازات کردند، آرمانی مهمتر از ایران داشتند و دارند!!! عرزشی و سایبری رژیم هم با چپهای محور مقاومت، هم‌صدا شدند. ۴- در شب سوم اجرا، گروهی از ایرانیان میهن‌پرست به محل نمایش آمدند تا هم از من محافظت کنند و هم به ایتالیاییها بفهمانند که پرشمارند. آنچه که چپ ایرانی تنها هیاهو یا ادعایش را دارد. حتی یک نفرشان برای نمونه در سالن حاضر نشد اما ۷۰۰ ایمیل در طول یک روز به سالن فرستادند که به گفتهٰ مدیر تیاتر اکثراً از طرف رژیم یا بات بودند. ۵- همیشه میگفتم، تیاتر کار میکنم که شعار ندهم. شما چپ های بی‌وطن و چشم و گوش بسته بر صدا و تصویر جنایت‌های رفته بر مردم گروگان گرفته شدهٰ ایران و خواسته هاشان، من رو مجبور کردید که برای اولین بار بر صحنه م شعار دهم تا بدانید که من رادیکال تر از همیشه تا نابودی رژیم و آزادی مردم ایران خواهم جنگید. عجیب‌ ترین شب زندگی ۲۸ ساله‌م بر صحنهٰ تیاتر! ۶-در جنبش “زن،زندگی، آزادی” از هر آنچه داشتم گذشتم تا به مبارزه بپردازم. هر چند مدتهاست که میدانیم اما لازم است تا اعلام برائت کامل خودم را اعلام کنم و به یقین به شما میگویم که این جنبش مدتهاست که توسط رژیم مصادره شده. اصرار شما بر نفهمیدن یا اذعان نکردن، تنها یک معنی دارد. ۷- من پاکباخته و سینه‌سوخته م. مرا از دیپورت و کنسل کردن نترسانید! هزینهٰ ماهیانهٰ زیست من، ۱۵۰۰ یوروست. حتی از دانشجویانم هم کمتر. چیزی برای از دست دادن ندارم! هیچ چیز! ایران آزاد خواهد شد و همه به خانه هامان باز خواهیم گشت اما راستش نمیدانم چه برخوردی از سوی مردم زیر تیغ و دار و بمب با شما بی‌وطنها خواهد شد. آیا شما هم لیاقت بهره بردن از ایران آزاد را دارید؟ آنها که در ایران مبارزه میکنند یا چشم‌به‌راه کمک برای درمان هستند مصرانه از من خواستند که پا پس نکشم و همان خواهم کرد! جانم فدای ایران و هر آنکه برای براندازی رژیم قدمی برمیدارد! #جاویدشاه #پاینده_ایران

Ashkan Khatibi 🇮🇷

128,053 görüntüleme • 4 ay önce

پنج شنبه #تهران امروز برای همه عزیزان دور از وطن، همه پرنده‌های مهاجری که دل تنگ آب و خاک ایرانند، رفتم خیابان دربند. حتی برای هموطنانی که داخل ایران هستند اما به خاطر جنگ نمی‌توانند از خانه بیرون بیایند، یا کسانی که از تهران رفته‌اند و شاید در شهر دیگری از ترس همین جنگ آرام گرفته‌اند. خیابان دربند برای من پر از خاطره است. شاید برای همه کسانی که یک بار تهران را دیده باشند یا اینجا زندگی کرده باشند. وقتی به ابتدای خیابان رسیدم، یاد اولین باری افتادم که با ماشین دنده‌ای رانندگی می‌کردم. در سربالایی ایستاده بودم، دلشوره داشتم و جرات نداشتم کلاچ و گاز و دنده را با هم تنظیم کنم، پشت سرم یک ماشین خیلی نزدیک بود و دائم بوق می‌زد. تلاش می‌کردم عقب نروم، و هر لحظه فکر می‌کردم تصادف قطعیه. ترافیک اون موقع فقط به‌خاطر شلوغی معمول نبود، همه دنبال جاپارک بودند و پارکبان ها هم از دور برگردان دوم به بعد همه جارا میفروختند و دلیل بعدی گشت ارشادی بود که جلوتر، سر دوربرگردان اخر ایستاده بود. دخترها و پسرهای جوان را نگه می‌داشتند و از آن‌ها می‌پرسیدند نسبتشان با هم چیست، گاهی هم داخل ماشین‌ها را می‌گشتند تا مشروب پیدا کنند. آن موقع این طاقی که الان ساخته شده نبود و هیچ ورودی مشخصی وجود نداشت، جز همان گیت نگهبانی که در وسط خیابان بود. وقتی پیاده وارد خیابان می‌شدی، جوان‌هایی را می‌دیدی که سعی می‌کردند تو را به رستوران خودشان بکشانند و درصدشان را بگیرند. همزمان فریاد می‌زدند: «کباب داریم! جگر هست! انواع گوشت‌ها، تازه، کشتار روز، قیمت مناسب!» یکی هم فریاد می‌زد: «شیر بلال تازه با آبنمک و صندلی!» و بوی بلال و چوب سوخته فضا را پر می‌کرد. کنار این هیاهو، عباس آقا بود که فال می‌گرفت. عباس آقا با پرنده‌ اسیرش فال می‌گرفت؛ پرنده‌ای یک تکه کاغذ از جعبه درمی‌آورد و فال تو را به تو می‌داد. و شاید ما زمانی دلخوش‌ترین بچه‌ها بودیم به همین فال‌ها، که سعی می‌کردیم هر بیت را به زندگی خودمان ربط بدهیم. یک پسر جوان با خط میخی اسم تو را می‌نوشت و کمی بالاتر، یکی دو دستفروش بومی بودند که اسمشان یادم نیست، اما همیشه آنجا بودند و به محیط حس محلی می‌دادند. همان جایی که حدود ۱۷ سالگی ماشین را سعی می‌کردم تکان دهم، بخارخوش‌بوی از باقالی تازه و لبو در فضا پیچیده بود. بوی آن مثل مه نرم و آرامش‌بخش، حواس من را به خودش جلب می‌کرد و لحظه‌ای استرس رانندگی را کم می‌کرد. حالا در ۱۷ سالگی‌ام بودم و رانندگی بدون گواهینامه و ترس‌هایم بالا خیابان پر از ترشی‌های ناسالم و مسافرانی بود که لباس‌های رنگارنگ و خوشگلشان را پوشیده بودند و می‌آمدند تهران تا عکس بگیرند. دربند پر از حس زندگی بود. صدای بوق، خنده‌ها، فریادهای فروشنده‌ها، بوی غذاها و حرکت مردم، همه با هم ترکیبی ساخته بودند که خیابان را زنده نگه می‌داشت. نمادهایش برای مسافران مشخص بود: کباب می‌خوردند، عکس می‌گرفتند، بلال و ترشی می‌خوردند و بعد مسیرشان را ادامه می‌دادند. اما امروز، وقتی از اول تا آخر خیابان را نگاه کردم، فقط یک ماشین بود. سکوت عجیب و سنگینی بود؛ سکوتی که هر کسی که یک بار تهران را دیده باشد یا دربند را تجربه کرده باشد، می‌تواند حس کند. پنجشنبه صبح، ساعت ۱۱، من در خیابان دربند بودم. با هر قدم، همه خاطرات، همه استرس‌ها، همه بوی لبو و بخار باقالی، همه نگاه‌ها و صداهای خیابان در ذهنم زنده شد… #جنگ

Golshan

26,500 görüntüleme • 4 ay önce

شهرام همایون: توجه ندارید. همین حرفی که آقای ونس زده که می‌خواستند ایران را لیبی کنند. ایران الان لیبی نشده. اما لیبی شده. چه‌جوری لیبی نشده؟ بالاخره یه حاکمیتی، یه زوری، یه نظامی وجود داره که کنترل کرده مملکت رو. اما، تو خونه هر ایرانی که می‌ری، لیبیه. خواهره داره به این خواهر فحش می‌ده. برادره به پدر فحش می‌ده. پدره به مادر فحش می‌ده. همگی به همسایه فحش می‌دن. همسایه ها به هم فحش میدن. چه خبرتونه؟! ما رو به جون هم انداختن؛ و این یعنی تجزیه فکری جامعه. تجزیه که فقط خاکی نیست. و بعد هم تو پرچم شیر و خوشید دست بگیری، بعد فحش خواهرمادر بدی؟! مگه می‌شه؟! بعدم بگیری پرچم مقدس؟ نفهمیدم. پرچم مقدس گرفتی، هم‌وطن خودتو بهش توهین کنی. حالا هم‌وطنت یه جو دیگه فکر می‌کنه. خب بکنه. فکر هم نکنین این اتفاقیه ها! نه. ملیاردها روش سرمایه‌گذاری شده. که من و تو به جون هم بی‌افتیم. تیم ملی که ملی نیست. پتروشیمی بزنن، دوباره می‌سازیم. خب چی می‌مونه از ایران دیگه؟! چی می‌مونه از ایران؟! شما نمی‌دونی رسانه چقدر قدرت داره. نمی‌دونی. دنیا می‌دونه. شما نمی‌دونی. شما نمی‌دونی قدرت رسانه از قدرت ارتش بالاتره. برای این‌که شما رو بدونِ این که متوجه باشی، میاد توی ذهنت، توی مغزت، توی سلول‌هات نفوذ می‌کنه. همین تیم ملی بیست و پنج سال پیش آمد امریکا. اگر شما بدونین مردم ایران توی امریکا چه کردن برای تیم ملی؟ تیم ملی یه مجموعه است. [می‌گن] خون‌شورید شما. نمی‌دونم فلان. اون خون‌شوره، اون خون‌شوره، اون بی‌وطنه... ما نباید بذاریم تجزیه‌ی فکری بشیم.

Panah Farhadbahman 🎒

49,563 görüntüleme • 1 ay önce

🔴سخنرانی خانم مریم رجوی رئیس جمهور برگزیده مقاومت در گردهمایی بزرگ ایرانیان در برلین در سالگرد انقلاب ضدسلطنتی مردم ایران #مريم_رجوى : قیام ایران، تیک‌تاک سرنگونی هموطنان! یاران شورشگر و #شورشگران در سراسر میهن، ما برای سالروز انقلاب ضدسلطنتی علیه دیکتاتوری شاه جمع شده‌ایم. اما ابتدا از قیام دی‌ماه شروع می‌کنیم. قیامی که سرخ‌فام شد، اما با خون کهکشان شهیدان و هزاران جان شیفته و خشم و خروش خلق قهرمان، ایران و جهان را به لرزه درآورد. به یاد شهیدان قهرمان قیام با هم دست می‌زنیم. حالا دیگر در دنیا کسی در حتمیت سرنگونی این رژیم تردید ندارد. سال‌ها و سال‌ها می‌گفتیم سرنگونی سرنگونی. اینک همه مقدم آن را به چشم می‌بینند و صدای پایش را می‌شنوند. شجاعت شورشگران ایران زمین درخشید و عالم‌گیر شد و طلسم مماشات در رابطه با سپاه پاسداران در اروپا درهم شکست. حالا دیگر زمان به‌رسمیت شناختن مقاومت ۴۴ساله مردم ایران برای سرنگونی است. بله زمان به‌رسمیت شناختن نبرد #کانون‌های_شورشی و ارتش آزادیبخش ملی ایران است، در آستانه ورود به ۴۰سالگی است. تیک‌تاک سرنگونی رژیم آخوندی شما ای مادران و پدران داغدار که به‌جای ماتم و عزا دست‌افشان و پاکوبان به ادامه قیام فرامی‌خوانید، شما از دل اندوه، پیروزی می‌سازید. هم‌چون «عزیز» مادر رضایی‌های شهید که پس از تیرباران فرزندانش به‌دست شاه و خمینی ایستاد و گفت: نبرد ادامه دارد. آری آری نبرد ادامه دارد و خلق دلاور، با شورشگران پیشتازش دوباره باز می‌آید. باز می‌آید انبوه‌تر و سازمان‌یافته‌تر تا رژیم آخوندی را خاک و خاکستر کند. اشرف شهیدان که فردا، ۱۹بهمن سالگرد شهادت اوست گفت جهان خبردار نشد که بر مردم ایران چه گذشت. منظورش شکنجه و کشتار و ستم دیکتاتوری دینی بود. آن زمانی که زنان مجاهد باردار را بی‌محابا تیرباران می‌کردند. آه اگر اشرف بود و می‌دید که در این ۴۴سال بر مردم ما چه گذشت! و به‌خصوص اگر می‌دید که دختران ۱۴-۱۵ساله هم‌چنان در خیابان گلوله‌باران می‌شوند و سردار خیابانی که می‌خروشید: ما حق داریم امیدوار باشیم، ما حق داریم از خطرات و مشکلات نهراسیم. پس یقین داشته باشید که آینده مال شماست. نیروهای میرا، از صحنه، حذف خواهند شد. بله، حالا بعد از قیام دی‌ماه، تیک‌تاک سرنگونی آغاز شده و زمان بیرون‌ کردن نیروهای میرا و ستمگر و گذشته‌گرا از گردونه تاریخ ایران است. آری آری این تیک‌تاک سرنگونی رژیم آخوندی است. انقلاب مردم ایران ربودنی نیست قیام دی‌ماه در مجموع سه طرف داشت؛ یک طرف شورشگران که صحنه نبرد را در دست داشتند و جان خود را فدای آزادی می‌کردند. در طرف مقابل، شیخ که بی‌دریغ خون می‌ریخت. و طرف دیگر بقایای شاه و بچه شاه که آمده بود حاصل خون‌ها را به سرقت ببرد. با شعار فوق ارتجاعی جاوید شاه که به شیخ در کشتار، دست بازتر می‌داد. شعاری که شاخص تفرقه‌اندازی، در خدمت خامنه‌ای و نیروهای سرکوبگر و راهبند قیام است. اما ما در دهه سوم قرن بیست و یکم هستیم و به‌ قول مسعود رجوی «اگر کسی گمان می‌کند می‌تواند انقلاب دموکراتیک نوین ایران را مانند انقلاب مشروطه و انقلاب ضدسلطنتی برباید و در لجه خون اندازد، سخت در اشتباه است». ما با مقاومتی روبرو هستیم که ۶۰ سال بی‌وقفه با دو دیکتاتوری شاه و شیخ در نبرد است. با بیش از صدهزار ستاره خونین اما شب‌کوب و درخشان و راهنما. اکنون حرکت و راهگشایی کانون‌های شورشی و تکثیر آن‌ها در میان جوانان میهن را همه به‌چشم می‌بینند و دشمن به صدزبان به آن اذعان می‌کند. در قیام دی‌ماه همه دیدند که چگونه فرهنگ رزم و انقلاب، در کوچه‌ها، خیابان‌ها و شهرهای ایران راه می‌گشود و نیروی سرنگونی می‌ساخت. به سازنده این راه و رسم درود! به مسعود درود که رو در روی رژیم ضدبشری آخوندها، ارتش آزادیبخش ملی را برپا کرد، ‌یک جایگزین دموکراتیک شکل داد و راه انقلاب دموکراتیک ایران را به‌سوی آزادی و پیروزی گشود. یک جمهوری دموکراتیک در امتداد راه مصدق می‌پرسند مگر می‌توان این استبداد سراپا مسلح را سرنگون کرد؟ ‌ قیام دی پاسخ می‌دهد: آری و با تهاجم صاعقه‌آسای خود، راه را نشان داد. راه ارتش قیام، ارتش بزرگ آزادی مردم ایران. می‌پرسند: بعد از سرنگونی رژیم چطور باید از هرج و مرج جلوگیری کرد؟ می‌گوییم این رژیم خودش سرچشمه ناامنی و هرج و مرج است و خلقی که آن را سرنگون کند با تکیه بر یک جایگزین دموکراتیک و همبستگی تمام نیروهای جبهه خلق می‌تواند از آشوب و بی‌سروسامانی هم جلوگیری کند. ایران آینده، یک جمهوری دموکراتیک است در امتداد راه مصدق، با جدایی دین از دولت، خودمختاری ملیت‌ها و یک ایران غیراتمی و در صلح با همه جهان. آلترناتیوی با چراغ راهنمای نه شاه نه شیخ می‌پرسند آیا آلترناتیوی هست؟ آری هست. فقط باید به آن چشم گشود. ۴۴سال است که با چراغ راهنمای نه شاه نه شیخ، در آتش و خون دوام آورده. این چراغ راهنما به معنی نفی دیکتاتوری و وابستگی و اثبات آزادی و استقلال است. طبق برنامه شورای ملی مقاومت، قانون اساسی در ایران آینده توسط مجلس مؤسسانی تدوین می‌شود که انتخابات آن حداکثر شش ماه بعد از سرنگونی برگزار می‌شود. روح و ترجیع‌بند آن‌چه مردم ما می‌خواهند، آزادی، آزادی و آزادی است. مشارکت فعال و برابر زنان در رهبری است و عدالت است برای همه؛ مشارکت متساوی همگان به‌ویژه ملیت‌های ایران در حقوق و اداره امور اعم از کرد و بلوچ و ترکمن و عرب. جبهه همبستگی ملی حرف مردم و مقاومت ایران این بوده و هست: نه مماشات، نه جنگ، تغییر رژیم و حاکمیت جمهور مردم به‌دست مردم و مقاومت سازمان‌یافته آن‌هاست. شورای ‌ملی ‌مقاومت از سال۱۳۸۱ در یک مصوبه به جبهه همبستگی ‌ملی برای سرنگونی استبداد مذهبی فراخوان داده است؛ مرکب از جمهوری‌خواهانی که طرفدار جدایی دین از دولت هستند و رژیم ولایت ‌فقیه را در تمامیت آن نفی می‌کنند. یعنی با وجود همه اختلاف‌ها و تفاوت‌های سیاسی و ایدئولوژیکی در جبهه خلق، ما از دیرباز برآنیم که می‌توان و باید در جبهه همبستگی ملی گرد هم آمد؛ به‌نام ایران، زیر پرچم ایران برای عالی‌ترین مصالح مردم ایران. فراخوان به رهبران جهان از این‌جا رهبران جهان را به ‌شنیدن فریاد آزادی‌خواهی مردم ایران فرامی‌خوانم. خواست‌هایی که از سه دهه پیش بارها اعلام کرده‌ایم: ۱-به‌رسمیت شناختن مبارزه مردم ایران برای سرنگونی رژیم و نبرد جوانان و کانون‌های شورشی با آدم‌کشان و نیروهای سرکوبگر خامنه‌ای ۲-اقدام فوری شورای امنیت ملل متحد برای ممانعت از اعدام زندانیان قیام و زندانیان سیاسی و حمایت از کارزار سراسری نه به اعدام ۳-ایجاد تسهیلات برای دستیابی مردم به اینترنت آزاد ۴-ارجاع پرونده خامنه‌ای و دیگر سران رژیم به شورای امنیت ملل متحد برای محاکمه در یک دادگاه بین‌المللی به‌خاطر جنایت علیه بشریت و نسل‌کشی و همزمان پیگرد قضایی آن‌ها در دادگاه‌های ملی کشورها براساس اصل صلاحیت جهانی ۵- تعطیلی سفارت‌های رژیم و اخراج دیپلومات‌ها و مزدوران سپاه و وزارت اطلاعات ۶- قطع کامل شریان‌های مالی رژیم آخوندی امروز در سالروز انقلابی گرد هم آمده‌ایم که در سال۵۷ آن را به سرقت بردند. در آن شب‌های خفقان و بیداد شاه و ساواک، راهبران و پیشتازان آن انقلاب، فداییان و مجاهدینی بودند که سرنگونی دیکتاتوری شاه را زمینه‌سازی کردند و جامعه ایران را به قیام و انقلاب سوق دادند؛ از پدر طالقانی تا حنیف و محسن و بدیع‌زادگان و جزنی و احمدزاده، پویان و پاک‌نژاد و خالقان حماسه‌ سیاهکل. درودی بی‌پایان بر آن قهرمانان و شهیدانی که در دهه۶۰ و قتل‌عام۶۷ و قیام‌های پی‌درپی در روزگار شیخ، آتش مقاومت یک ملت اسیر را شعله‌ور نگهداشتند. انقلاب ضدسلطنتی اثبات کرد که نیروی خلق به‌پاخاسته بر بزرگ‌ترین قوای سرکوب و کشتار غلبه می‌کند و امروز در فرازی بالاتر، انقلاب دموکراتیک ایران به پیش می‌تازد؛ انقلابی صدبار عمیق‌تر و نیرومندتر، هوشیارتر و آگاه‌تر که به قطع و یقین پیروز می‌شود. یقین داشته باشید که این انقلاب پیروز می‌شود. سلام بر قیام ایران سلام بر شهیدان پیروز باد انقلاب دموکراتیک مردم ایران #فوری

Simay Azadi

15,148 görüntüleme • 6 ay önce

هم‌میهنان عزیزم، جشن نوروز و آغاز سال نو را به همه شما شادباش می‌گویم. نوروز باستانی، نماد همبستگی ملی، پایداری و ایستادگی فرهنگ ایرانی در برابر اشغالگران است؛ نویدبخش آغازی نوین برای ملت ایران، و دورانی طولانی از آزادی، شکوفایی و پیشرفت پس از جمهوری اسلامی. امسال که تلاش‌های رژیم اسلامی برای کم‌رنگ کردن نوروز بیشتر شده، برگزاری هرچه باشکوه‌ترِ این جشن ملی، با وجود تمام سختی‌هایی که رژیم بر ملت ایران تحمیل کرده، اهمیتی دوچندان پیدا می‌کند. من در آغاز سال نو، از همه شما هم‌میهنان عزیزم می‌خواهم که نوروز امسال را فرصتی بیابید که با یکدیگر مهربان‌تر، و در برابر دشمن مشترک، یعنی جمهوری اسلامی، همبسته‌تر باشید. ما در حالی سال نو را آغاز می‌کنیم که جمهوری اسلامی در ضعیف‌ترین و ناکارآمدترین زمان خود قرار دارد: از یک سو نیروهای نیابتی و متحدان خود را یکی پس از دیگری از دست می‌دهد، و از سوی دیگر، از تأمین معیشت، آب و برق و گاز مردم ناتوان است. ثروت ملت را به یغما برده و اقتصاد کشور و پول ملی را به نابودی کشانده است. جمهوری اسلامی در معرض سقوط است و پنجره فرصتی بی‌نظیر برای تغییرات بزرگ و رهایی ایران از استبداد دینی فراهم آمده است. اما باید بدانیم که نه این پنجره فرصت، همیشگی است و نه سقوط رژیم خودبه‌خود رخ خواهد داد. به جای انتظار برای ظهور منجی و یا فروپاشی خودبه‌خود رژیم، می‌بایست خود به حرکت در آییم و سرنوشت‌مان را در دست بگیریم. من در سالی که گذشت، بنا به خواست شما رهبری انقلاب ملی و دوران گذار را پذیرفتم، و برای رسیدن به پیروزی، برنامه‌ای مدون بر پایه پنج ستون اصلی را ارائه دادم. در این سال، با عملگرایی و کوشش دوچندان، از آنها که بخشی از مشکلند، عبور کردیم. آنهایی که می‌خواهند بخشی از راه‌حل باشند نیز به هم پیوستند و چارچوبی برای همکاری و همگرایی بنا گذاشتند. سالِ پیش رو، سالِ سازماندهی برای اقدامِ نهایی است. در جای‌جای ایران، از کرانۀ خلیج فارس تا کنارۀ دریای مازندران، از طاقِ بُستان تا نقشِ جهان، از هفت‌تپه تا توس، از ایذه تا گنبدِکاووس، از هامون تا ارومیه، از کارون تا زاینده‌‌رود، از زَریبار تا دشت لوت، از زاگرس تا البرز، و از سهند و سبلان تا الوند و دماوند، سازمان بیابیم و برای اقدام نهایی آماده شویم. در این لحظات آغازین سال، به یاد قهرمانان جاویدنام راه میهن و زندانیان سیاسی هستم؛ به یاد خانواده‌هایی که جای عزیزان‌شان در کنار سفره‌های هفت‌سین خالی است. یادشان با ماست و نام‌شان الهام‌بخش ما در مسیر پیروزی. من باور دارم که با همت، اراده و پشتکار شما ملتِ یکدل و یکپارچه، ایرانِ ما بر اهریمنِ جمهوری اسلامی پیروز می‌شود، و آزاد و آباد، بار دیگر سرزمینِ ثبات و شکوفایی خواهد شد. هر روزتان نوروز، نوروزتان پیروز!

Reza Pahlavi

1,387,559 görüntüleme • 1 yıl önce

قبل از خواندن یک نکته را باید عرض کنم : شان مخاطبین این صفحه و هدف من از این کار افشا و معرفی بلاگرها شاخ های مجازی نیست ، این کار را بسیار زرد ، حاشیه‌ای و نامسئله در این مقطع می دانم. از پرداختن به این افراد از تینا گرفته تا مونا و هانیه و حالا شکیبا و اسی و بقیه کثافت‌ها فقط و فقط معرفی بلاگرهایی است که در خدمت اهداف کثیف رژیم جمهوری اسلامی هستند، پس از معرفی این بلاگر و آن بلاگر که این رو بگو ... خواهش می کنم خودداری کنید. اما قطعا هر بلاگر حکومتی را که به قطعیت برسم بهش خواهم پرداخت. همه اطلاعات راستی آزمایی شده ما درباره شکیبالطفی این است و بیش از این هم ارزش پرداختن ندارد ، در خانه اگر کس است یک حرف بس است : شکیبا لطفی نه شکیبا لطف بچه كرج بود ، در گذشته ای نه چندان دور كلا خودش بود و یه كت و شلوار نارنجي فردی به شدت بددهن و بی ادب . شكيبا به عنوان ... با ٢ دختر دیگه ميرن تركيه با تعدادی مدیر دولتی و آزاد اونجا مواد ميزن و.... این سرآغاز آشنایی او با اسی است . الان بعد ٩ سال ازدواج نکردند و قرار هم نیست بکنند در واقع سرویس دادن و سرویس گرفتن است. پیج شكيبا ٢ سال بيش بسته شد به دليل حجاب…. به يك روز كامل نكشيده باز شد دوباره. كلى هم تو همه عكس هاش ليوان هاى مشروب هست … اسماعیل اسکندری مهرانجانی یا همان اسی به حکومت ، عراقچی ،ابریشم چی و سپاه پاسداران در دوبی و لندن وصل است و کارش حمل پول به خارج از کشور و در واقع پولشویی است، حالا اگر آب بندی و قاچاق مواد مخدر هم بشود ، ابایی ندارد از انجامش و این همه کارش هست و واردات و صادرات آجیل دروغی بیش نیست. شكيبا با اين تو مهموني دوست ميشه دو سال ميرن دبي پيجش رو ميبنده بعد برميگرده با سفرهاي اروپايي و لباس های برند و خونه تو نياوران و ….. شکیبا لطفی با ۲۴ سن و خانواده معمولی رو به پایین ، حالا هر ماه مسافرتهای لاکچری میره ساعت بالای پنجاه هزار دلاری دستش هست و چند ماه پیش هم رفت آمریکا . هر روز با یک کیف و کفش و جواهرات میاد پست میذاره ، و show off میکنه به مردمی که پولشون رو دزدیده ، ایشون دقیقا بیان بگن منبع این پولها از کجاس ؟ اما اسی کیست ؟ اسم پدر و مادر اسماعیل، هدایت و بتول است، کسی که به او حاج هدایت می‌گویند و در کار نخود بوده است. عموی ناتنی‌شان هم حاج خداکرم است. اما الان اسی اسکندری به‌راحتی از بانک‌ها وام‌های کلان می‌گیرد و شکیبا هم جزو بلاگرهای بسیار کثیف است. شکیبا در حالی پشت سر مهسا، چتریو، ساناز و بقیه، حرف‌های زیادی می‌زند و می‌گوید این‌ها تازه به پول رسیده‌اند؛ در حالی که خودش عملاً مثل یک کارگر زیر دست اسماعیل کار می‌کند، چون اسماعیل آدم بسیار خشن و وحشی‌ای است. با این حال، به‌خاطر پول، از خودش هم مایه می‌گذارد که رابطه حفظ بماند. کل خانواده اسکندری پاسپورت دومینیکا دارند.(این یک فکت است هرکسی را دیدید پاسپورت دومینکن داره یه جای کارش میلنگه) اما ساناز او کارش را با ارسال عکس های نیمه برهنه اش برای مدیران دولتی و آزاد شروع کرد و در قبالش سفرهای داخلی و خارجی با آنها می رفت ، در بعضی موارد از مدارک آنها و یا گفتگوهایشان فیلم و صدا ضبط می کرد بسیاری هنوز بر این باورند او پرستوی نهادهای امنیتی برای به دام انداختن و یا باجگیری از آنها بوده ( بسیار عجیب است در پرونده مونا کاکاوند هم عین همین تصاویر و عین همین سابقه موجود است که بعدا به آن خواهیم پرداخت) رابطه ساناز و اسی همین گونه آغاز می شود. دوست‌پسر شکیبا از طریق ساناز برای رؤسای بانک‌ها دختر جور می‌کرد تا بتواند از آن‌ها وام بگیرد. برایشان هتل دوبی می‌گرفت و دختر می‌فرستاد تا کارش در بانک راحت جلو برود. تا کنون کمتر پیجی درباره آنها نوشته اند یا ترسیده‌اند یا خریده شده‌اند یا تهدید می‌کنند. اگر نوشته شود، مثل بمب می‌ترکد. اما روابط دوست‌دختر/دوست‌پسری‌شان واقعاً آلوده و کثیف است؛ مصرف خانوادگی کوکائین هم دارند، زن و مرد. درباره اسی اسکندری که با عراقچی کار می‌کند: عراقچی از ایران پهپاد و سلاح جنگی می‌فرستد روسیه و روسیه هم به‌جای پول، به ایران روغن، گندم و ذرت می‌دهد. حالا اسی از طریق یک پسر که ۶–۷ سال است نمی‌تواند به ایران بیاید، این روغن و گندم را می‌گیرد تا داخل ایران بفروشد. این شاید مهمترین قسمت ماجرا باشد : عراقچی و سپاه پاسداران در بیرون تجارت کثیف مواد مخدر و سلاح دارند و بجای پول قهوه، برنج و ماشین های لوکس وارد می کنند و اسی در واقع ترانسفرماتور حکومت است و شکیبا هم فقط پوشش ،با او در سفرها می‌رود عکسی می‌اندازد و می‌آید . همین !

Amir Farshad EBRAHIMI

134,733 görüntüleme • 6 ay önce

متن کامل سخنان در همایش همکاری ملی برای نجات ایران مونیخ، ۲۶ ژوئیه ۲۰۲۵ (۴ مرداد ۱۴۰۴/۲۵۸۴) خانم‌ها، آقایان،‌ درود بر شما و‌ همه کسانی که در چهارگوشه جهان به‌ویژه در ایران این‌ همایش ملی را دنبال می‌کنید. از همه هم‌میهنانی که این آخر هفته از سراسر اروپا، و حتی از استرالیا تا آمریکای شمالی، به مونیخ آمدند و در خیابان‌های این شهر، عشق به ایران را فریاد زدند، سپاسگزارم. به بسیاری از شما که تازه به این کارزار همکاری ملی پیوسته‌اید، خوشامد می‌گویم. آنچه همه ما را اینجا گرد هم آورده، مهر به میهن، و اهمیتی‌ است که به سرنوشت ایران می‌دهیم. ما امروز اینجا هستیم، تا نشان دهیم ملت یگانه و در عین حال رنگارنگ‌مان، از ادیان و باورها، اقوام و طوایف، اقشار و گروه‌ها، و احزاب و گرایش‌های مختلف سیاسی، جمهوری‌خواه و پادشاهی‌خواه، چپ و راست، در یک هدفِ مشترک، متحدیم: پایان دادن به جمهوری اسلامی و آغاز طلوعی نو از آزادی و دموکراسی و شکوفایی برای میهن‌مان ایران. حضور شما در این گردهمایی، نشان‌دهنده شکل‌گیری گسترده‌ترین و متنوع‌ترین ائتلاف نیروهای اپوزیسیون ایران است. این گستردگی و تنوع در عین اتحاد، با تعهد و باورمندی به تمامیت ارضی ایران، حقوق فردی و‌ برابری شهروندان، جدایی دین از حکومت، و حق ملت بزرگ ایران ‌برای انتخاب شکل دموکراسی آینده، تصویری زیبا از ایران آزاد و آباد فردا است. اما شوربختانه تصویر ایران کنونی، بسیار متفاوت از آن فردای آزاد و آباد است. امروز، کیان ایران به واسطه تداوم جمهوری اسلامی، بیش از همیشه در خطر است. این رژیم، آب و خاک و هوا و آسمان و جان و مال ملت ایران را به پرتگاه نابودی کشانده است. رودهای ایران، خشک، خاک ایران در حال فرسایش، زمین ایران در حال فرونشست، هوای ایران آلوده،‌ آسمان ایران در اختیار نیروی خارجی،‌ اقتصاد ایران در حال سقوط آزاد،‌ خانه‌های ایرانیان بی‌ آب و برق، و جان‌شان بازیچه توهمات فرقه‌ای ضدایرانی و رهبر نابخردش است. جمهوری اسلامی پس از سالها به آشوب‌کشاندن منطقه با جنگ‌های نیابتی و سیاست شکست‌خورده‌ی «نه مذاکره، نه جنگ»، درنهایت، هم از موضع ضعف و تسلیم، وادار به مذاکره شد، و هم جنگ را به ایران تحمیل کرد. علی خامنه‌ای در حالی که زیر زمین پنهان شده بود، نه‌تنها کمترین تلاشی برای حفاظت از غیرنظامیان ایران نکرد، بلکه تمام دستگاه سرکوب و پروپاگاندای خود را نیز برای مرعوب کردن مردم به کار بست. او شکستی سخت و تحقیرآمیز را نیز بر نظامیان ایران تحمیل کرد؛ نظامیانی که اکثرشان بر خلاف میل و اراده، درگیر جنگی شدند که هرگز جنگ ایران و ملت ایران نبود؛ بلکه جنگ خامنه‌ای و سرکردگان سپاهِ سرکوبگر و تروریستیش بود؛ همان پاسدارانی که سالها رجز می‌خواندند اما آشکار شد که توان حفاظت از خود را نیز ندارند. آنها بعد از دهه‌ها دزدیدن از سفره مردم و گذاشتنِ آن در جیب‌های خود و تروریست‌های منطقه‌ای، آسمان کشور را کاملا در اختیار کشوری به مراتب کوچکتر و کم‌جمعیت‌تر از ایران قرار دادند. جمهوری اسلامی اداره کشور را جز در حوزه‌ی سرکوب، کاملا رها کرده است و مردم ایران در تابستان داغ، با ساعتها قطعی آب و برق و گاز مواجهند. تورم بیداد می‌کند، و چرخه کسب و کار مختل است. مسئول و مقصر این وضعیت شخص علی خامنه‌ای است. اوست که وطن‌ ما را گام‌به‌گام به این نقطه کشاند، و امروز چون همیشه از زیر بار مسئولیت فرار کرده و تقصیر را به گردن زیردستانش انداخته است. اختلافات و دودستگی‌ها در ساختار قدرت جمهوری اسلامی به بالاترین حد خود رسیده است. مقامات ارشد این رژیم بدون کمترین حمایت مردمی، به توطئه علیه یکدیگر مشغولند و در ارائه خود به عنوان آلترناتیو خامنه‌ای از طریق واسطه‌ها به قدرت‌های منطقه‌ای و جهانی از هم سبقت می‌گیرند. هم‌میهنانم، ما ملت ایران جنگ‌طلب نیستیم و هرگز برای ایران‌ و منطقه‌مان جنگ نخواستیم. جنگ‌طلب علی خامنه‌ای و رژیم تحت امرش است. من سالها هشدار داده بودم که اگر جمهوری اسلامی باقی بماند، اگر مماشات با آن تداوم پیدا کند، و اگر جهان به باج‌گیری‌های آن تن دهد، این رژیم سرانجام ایران و منطقه را به جنگ و درگیری نظامی می‌کشاند. نگرانی‌های من متاسفانه به واقعیت پیوست. اکنون اما لحظه‌ای تاریخی فرا رسیده است. جمهوری اسلامی بیش از هر زمان دیگری در این ۴۶ سال، ضعیف و متزلزل شده است؛ و فرصتی بی‌نظیر برای مردم ایران فراهم شده تا این رژیم ضدایرانی را سرنگون کنند. وظیفه هر ایرانی میهن‌پرستی، تلاش صدچندان برای نجات مام میهن است. وظیفه ما این است که متحدتر، مصمم‌تر و منظم‌تر از همیشه باشیم. امروز جای اما و اگر نیست: زمان کنار ایستادن و وسط‌بازی کردن، چنانکه نه سیخ بسوزد و نه کباب، نیست. امروز صحنه روشن است: در یک سو جمهوری اسلامی و حامیان ریز و درشتش قرار دارند که چهارنعل ایران ما را به سوی وحشتناک‌ترین بخش‌های دوزخ می‌برند و در سوی دیگر دروازه‌ای‌ست به سوی نور، و آباد کردن دوباره پردیس ایران. ما،‌ یعنی اکثریت ملت بزرگ ایران، برای نجات مام میهن به میدان آمده‌ایم. سقوط این رژیم قطعی‌ست. ما آمده‌ایم که اجازه ندهیم این رژیم همراه خود، ایران و ملت بزرگ ما را نیز به ورطه نیستی بکشاند. رهایی ایران از جمهوری اسلامی و استقرار یک دولت ملی و دموکراتیک در ایران، صلح پایدار را نیز به منطقه ما می‌آورد. در این مرحله انقلاب ملی و در دوران گذار، هدف من این است که ایرانیان بتوانند در یک‌ بازه کوتاه‌مدت و از طریق انتخابات آزاد، زمام‌ امور را به دست دولت منتخب خود بسپارند. من چنانکه بارها گفته‌ام به دنبال پست و مقام سیاسی نیستم؛ بلکه می‌خواهم برای آنها که در پی خدمت به ملت و بازگرداندن شکوه از دست رفته ایران هستند، فضا و‌ ساختاری فراهم کنم تا بتوانند خود و‌ برنامه‌های‌شان را در یک فرایند دموکراتیک به رای ملت بگذارند. من ۴۵ سال است که نه برای منفعت شخصی و قدرت، که برای نجات ایران مبارزه کرده‌ام، و برای رسیدن به اهداف‌مان، برنامه دارم: هم برای باز پس گرفتن ایران از این رژیم ضحاکی، و هم برای دوباره ساختن آن سرزمینِ اهورایی. پنج ماه پیش در نشست نخست مونیخ، سازمان‌ها و احزاب ایرانگرا گرد هم آمدند و متعهد به همکاری در چارچوب اصولی دوازده‌گانه بر اساس یک برنامه پنج‌گانه شدند. من در پیام نوروزی خود نیز امسال را سال سازماندهی برای اقدام نهایی نامیدم. امروز در نشست دوم مونیخ که شرکت‌کنندگان نه فقط احزاب و گروه‌های سیاسی که ایرانیان از همه اقشار جامعه هستند، گزارشی از پیشرفت آن برنامه را به ملت ایران ارائه می‌دهم. پنج ستون استراتٰژی مورد توافق ما چنین بودند: - فشار حداکثری بر جمهوری اسلامی - حمایت حداکثری از ملت ایران - ریزش حداکثری از رژیم - بسیج و سازماندهی حداکثری مبارزان در داخل و خارج - ارائه برنامه‌ای برای شکوفایی ایران در فردای سقوط جمهوری اسلامی در حوزه فشار حداکثری، جمهوری اسلامی امروز در دشوارترین و منزوی‌ترین وضع خود قرار دارد. از یک‌سو، فشار خارجی بی‌سابقه‌ای بر آن وارد شده است و از سوی دیگر، ناتوانی از تامین نیازهای ابتدایی مردم، این رژیم را با فشارهای همه‌جانبه داخلی به‌ویژه در حوزه معیشت و اقتصاد روبرو کرده است. در حوزه حمایت حداکثری، امروز، آمادگی دولتها و احزاب و شخصیت‌ها برای حمایت از ملت ایران و مبارزه‌شان رو به افزایش است. در دیدارها و گفتگوهای عمومی و خصوصی با سیاستمداران، تصمیم‌سازان و تصمیم‌گیران، کارآفرینان، و رسانه‌ها، نه تنها بر تداوم این فشارها بر رژیم و حمایت از ملت ایران تاکید کرده‌ام بلکه برای آن، راه‌حل‌های اجرایی را نیز پیشنهاد داده و عملی شدن آنها را پیگیری کرده‌ام و خواهم کرد. خوشحالم به شما بگویم که امروز گروه‌هایی که در چارچوب فراهم شده در نشست نخست مونیخ گرد هم آمدند، در دو حوزه اعمال فشار حداکثری بر رژیم و جلب حمایت حداکثری از مبارزه مردم ایران، در همراهی با یکدیگر بسیار بابرنامه‌تر، فعال‌تر و موثرتر از پیش عمل می‌کنند. در حوزه ریزش حداکثری پیشرفتهای بسیار خوبی انجام شده است و فعالیتها در دو حوزه ریزش عمومی که از طریق پلتفرم همکاری ملی انجام می‌پذیرد و ریزش مقامات عالیرتبه، با دقت، امنیت، و جدیت در حال انجام است. امروز به لطف این فعالیتهای هدفمند، ما به ساختار درونی حکومت اشراف بیشتری داریم. همچنین در درون این ساختار با نیروهایی در ارتباط هستیم که فرایند سقوط جمهوری اسلامی را تسریع می‌کنند. و البته هم‌زمان، پایگاه بزرگی از داده را در اختیار داریم که به صورت دائمی و با حفظ امنیت کامل، در حال پایش و پیرایش است. این پایگاه داده برای اداره فرایند گذار نقش مهمی بازی خواهد کرد. به دلیل موفق و موثر بودن کارزار همکاری ملی است، که رژیم به وحشت افتاده و در هراس از پیوستن روزافزون نیروهای نظامی، انتظامی، امنیتی و دولتی به آن، به دروغ‌پراکنی و تخریب روی آورده است. در حوزه سازماندهی حداکثری مبارزان، این همایش و برنامه‌های دیگری که تنها در یک هفته گذشته در شهرهای مختلف کشور آلمان، به‌ویژه در هامبورگ و مونیخ برگزار شده، خود نمونه‌ای از تلاشهای من و تیم اجرایی همراهم برای بسیج ایرانیان خارج کشور است. خوشحالم به شما اطلاع بدهم که در همین پنج ماه گذشته شمار گروه‌هایی که در چارچوب همگرایی مونیخ با یکدیگر همکاری می‌کنند، حدودا سه‌برابر شده است. این گروه‌ها در ماه‌هایی که گذشت تلاش‌های جدی را برای بسیج و سازماندهی نیروها در خارج و داخل انجام داده‌اند که در همایش امروز، تنها گزیده‌هایی از آن به اطلاع شما رسید؛ که البته در خصوص آنچه داخل کشور انجام می‌گیرد، کمتر می‌توان وارد جزئیات شد. اما به طور کلی باید گفت که انتظار ملت بزرگ ایران، تداوم و افزایش شتاب این فعالیت‌ها است. در حوزه تدوین برنامه و ارائه چشم‌انداز دوباره ساختن کشور، پروژه شکوفایی ایران در ماه‌های اخیر گام‌های بسیار بلندی برداشته است که به سمع و نظر شما رسیده است. توصیه من این است که پیشنهادهای خود برای بهبود این برنامه‌ها را با دست‌اندرکاران آن در میان بگذارید، تخصص خود را در اختیار این پروژه قرار دهید، و درباره راه حل‌های ارائه‌ شده با حلقه اطرافیان و آشنایان خود گفتگو کنید. از گروهها و احزاب سیاسی می‌خواهم که حول کلیت برنامه‌های دوران گذار گرد هم بیایند تا بتوانیم به جامعه ایران و جامعه بین‌الملل این اطمینان را بدهیم که ایران پس از جمهوری اسلامی، ایرانی باثبات، آزاد،‌ امن، ‌و شکوفا خواهد بود. جمهوری اسلامی امروز در سراشیبی سقوط است اما ما ایرانیان خودمان باید سرنوشت ایران را تعیین کنیم. به هر میزان که ما در این زمینه کم‌کاری کنیم، دیگرانی که لزوما منافع‌شان با منافع ملت بزرگ ایران یکی نیست، فرصت نقش‌آفرینی بیشتر خواهند داشت. در همین راستا، در هفته‌های آینده از وبسایت کمپینی رونمایی خواهیم کرد که هم‌چون شاهراهی برای جذب نیروها، ثبت ایده‌ها، گزارش رویدادها، ارائه برنامه‌ها، سازماندهی مبارزان، و گردآوری کمکهای مالی خواهد بود. من از همه شما دعوت می‌کنم که آماده فعالیت در این کمپین سراسری باشید. من هم‌چنان نقش خود را ایفا می‌کنم. از شما نیز انتظار دارم که نقش خود را ایفا کنید: اختلافات جزئی را کنار بگذارید. از هرگونه درگیری با یکدیگر بپرهیزید و تنها با دشمن مشترک مبارزه کنید. هواداران خود را بسیج کنید و در کنار من و در کنار یکدیگر، برای آرمانی والا بایستید: نجات ایران. در برنامه دولت انتقالی برای دوران اضطرار، برنامه گذار سیاسی، از پیش از سقوط جمهوری اسلامی تا تحویل گرفتن امور به دست نخستین دولت منتخب را به منظور بررسی متخصصان، سازمان‌های سیاسی و نهادهای مدنی ارائه کرده‌ایم. در این برنامه، برای فاز کنونی، یعنی پیش از سقوط جمهوری اسلامی، دو نهاد کلیدی تشکیل می‌شود: تیم موقت اجرایی، و در کنار آن نهاد خیزش ملی که به عنوان یک نهاد مشورتی استراتژیک عمل خواهد کرد. چنانکه در طرح پیشنهادی ما آمده است، تیم موقت اجرایی پس از پیروزی انقلاب، و تشکیل دولت گذار، منحل خواهد شد؛ و نهاد خیزش ملی به عملکرد خود نه تنها به عنوان یک نهاد مشورتی بلکه به عنوان نهاد قانون‌گذاری موقت تا زمان تشکیل نخستین مجلس منتخب عمل خواهد کرد. من از همه کارشناسان و به‌ویژه حقوقدانان می‌خواهم که این برنامه پیشنهادی را بررسی کنند و نظرات کارشناسی خود را با ما در میان بگذارند. خامنه‌ای و رژیم شکست‌خورده‌اش، حالا که بیش از همیشه، سقوط را در مقابل چشمان خود می‌بینند، تهدیدهای خود را علیه من افزایش داده‌اند. من اما از همان روزی که این مبارزه را آغاز کردم، با این تهدیدها زندگی کرده‌ام و هرگز هراسی به دل راه نداده‌ام. شما زنان و مردان هم‌وطنم در شهرها و روستاهای سراسر ایران، کارگران، دانشجویان، بازاریان، جوانان و نوجوانان، بدانید که تهدیدها در عزم و اراده من برای به سرانجام رساندن ماموریت بزرگ زندگیم، خللی ایجاد نخواهد کرد. علی خامنه‌ای بداند که رژیمش متزلزل است، بیشتر اطرافیانش از او متنفرند، جمع زیادی از پاسدارانش منتظر فرصتند تا از کشتی در حال غرق شدن جمهوری اسلامی بگریزند،‌ و اکثریت قاطع ملت از او و رژیمش بیزارند. انتهای این مسیری که می‌رود مواجه شدن با انفجار خشم انباشته‌شده ملت است و عاقبت خوبی برایش نخواهد داشت. ما میهن‌دوستانِ آزادیخواه، از تبار و جنس این فرقه تبهکار نیستیم که در پشت‌بام‌ها اعدام‌های صحرایی به راه اندازیم. به او می‌گوییم که از این مسیرِ منتهی به خون و آتش باز گردد. بیش از این، مرگ و رنج را بر ملت بزرگ ایران و حتی حامیان خود تحمیل نکند. تعهد ما به برگزاری یک دادگاه منصفانه منطبق با استانداردهای بین‌المللی، شامل خامنه‌ای نیز می‌شود؛ آنچه خود او از ایرانیان دریغ کرده‌ است. ملت بزرگ ایران، پیروزی ما از هر زمان نزدیک‌تر است. به نیروی خود باور داشته باشیم. ما ملت متحد، آگاه و دلیری هستیم که این رژیم هرگز نتوانسته بر فرهنگ و تاریخ و تمدن ما پیروز شود. جمهوری اسلامی به زباله‌دان تاریخ می‌رود؛ و ایران و ملت ما، آزاد و سربلند، از این دوره سخت به سلامت عبور خواهد کرد. ما ملت کبیریم، ایران رو پس می‌گیریم! پاینده ایران،

Reza Pahlavi

862,648 görüntüleme • 1 yıl önce

پیام شاهزاده رضا پهلوی به مناسبت نوروز سال ۲۵۸۴: سالِ پیش رو، سالِ سازماندهی برای اقدامِ نهایی است هم‌میهنان عزیزم، جشن نوروز و آغاز سال نو را به همه شما شادباش می‌گویم. نوروز باستانی، نماد همبستگی ملی، پایداری و ایستادگی فرهنگ ایرانی در برابر اشغالگران است؛ نویدبخش آغازی نوین برای ملت ایران، و دورانی طولانی از آزادی، شکوفایی و پیشرفت پس از جمهوری اسلامی. امسال که تلاش‌های رژیم اسلامی برای کمرنگ کردن نوروز بیشتر شده، برگزاری هرچه باشکوه‌ترِ این جشن ملی، با وجود تمام سختی‌هایی که رژیم بر ملت ایران تحمیل کرده، اهمیتی دوچندان پیدا می‌کند. من در آغاز سال نو، از همه شما هم‌میهنان عزیزم می‌خواهم که نوروز امسال را فرصتی بیابید که با یکدیگر مهربان‌تر، و در برابر دشمن مشترک، یعنی جمهوری اسلامی، همبسته‌تر باشید. ما در حالی سال نو را آغاز می‌کنیم که جمهوری اسلامی در ضعیف‌ترین و ناکارآمدترین زمان خود قرار دارد: از یک سو نیروهای نیابتی و متحدان خود را یکی پس از دیگری از دست می‌دهد، و از سوی دیگر، از تأمین معیشت، آب و برق و گاز مردم ناتوان است. ثروت ملت را به یغما برده و اقتصاد کشور و پول ملی را به نابودی کشانده است. جمهوری اسلامی در معرض سقوط است و پنجره فرصتی بی‌نظیر برای تغییرات بزرگ و رهایی ایران از استبداد دینی فراهم آمده است. اما باید بدانیم که نه این پنجره فرصت، همیشگی است و نه سقوط رژیم خودبخود رخ خواهد داد. بجای انتظار برای ظهور منجی و یا فروپاشی خودبخود رژیم، می‌بایست خود به حرکت در آییم و سرنوشت‌مان را در دست بگیریم. من در سالی که گذشت، بنا به خواست شما رهبری انقلاب ملی و دوران گذار را پذیرفتم، و برای رسیدن به پیروزی، برنامه‌ای مدون بر پایه پنج ستون اصلی را ارائه دادم. در این سال، با عملگرایی و کوشش دوچندان، از آنها که بخشی از مشکل‌اند، عبور کردیم. آنهایی که می‌خواهند بخشی از راه‌ حل باشند نیز بهم پیوستند و چارچوبی برای همکاری و همگرایی بنا گذاشتند. سالِ پیش رو، سالِ سازماندهی برای اقدامِ نهایی است. در جای‌جای ایران، از کرانه خلیج فارس تا کناره دریای مازندران، از طاقِ بُستان تا نقشِ جهان، از هفت‌تپه تا توس، از ایذه تا گنبدِ کاووس، از هامون تا ارومیه، از کارون تا زاینده‌‌رود، از زَریبار تا دشت لوت، از زاگرس تا البرز، و از سهند و سبلان تا الوند و دماوند، سازمان بیابیم و برای اقدام نهایی آماده شویم. در این لحظات آغازین سال، به یاد قهرمانان جاویدنام راه میهن و زندانیان سیاسی هستم؛ به یاد خانواده‌هایی که جای عزیزان‌شان در کنار سفره‌های هفت‌سین خالی است. یادشان با ماست و نام‌شان الهام‌بخش ما در مسیر پیروزی. من باور دارم که با همت، اراده و پشتکار شما ملتِ یکدل و یکپارچه، ایرانِ ما بر اهریمنِ جمهوری اسلامی پیروز می‌شود، و آزاد و آباد، بار دیگر سرزمینِ ثبات و شکوفایی خواهد شد. هر روزتان نوروز، نوروزتان پیروز! Reza Pahlavi Reza Pahlavi Communications

KayhanLondon کیهان لندن

12,319 görüntüleme • 1 yıl önce

روزنوشت – سوم فروردین، #تهران شب دیگر زمان خواب نیست یک میدان انتظار است. انتظار برای صدایی که نمی‌دانی از کجا می‌آید، اما مطمئنی وقتی بیاید، چیزی را درونت می‌شکند. بمباران در شب، ترسناک‌تر است.از صدا،یا تاریکی نیست… حس میکنم جهان در تاریکی پناه میگیرد. روز، هنوز نشانه‌هایی از زندگی دارد، نور، رفت‌وآمد، صداهای پراکنده. اما شب همه‌چیز را جمع می‌کند و می‌گذارد درست روبه‌روی ترس. عجیب است. من هیچ‌وقت از شب نمی‌ترسیدم. اما حالا، تاریکی شبیه یک هیولای ترسناک است که گوش می‌دهد.انگار منتظر است. تاریکی خودِ #جنگ است خواب ندارم. نه این‌که نتوانم بخوابم انگار مغزم دیگر اجازه نمی‌دهد. ساعت‌های خواب و بیداری از هم پاشیده‌اند، و این بی‌نظمی، آرام و بی‌صدا، روان را با هزار خراش کوچک می‌جَوَد. اگر تدی و کلویی نبودند، احتمالاً روزها را کامل می‌خوابیدم. یا شاید… فقط دراز می‌کشیدم و به سقف نگاه می‌کردم، بدون این‌که چیزی را واقعاً ببینم. زندگی نرمال دیگر تعریف مشخصی ندارد. آب جوش را داخل فلاکس می‌ریزم، چون دیگر حوصله یا امنیتِ آن چای دمی با هل و دارچین را ندارم. همان عطری که قبلاً دیوانه‌کننده بود، حالا زیادی شیک است. زیادی مربوط به جهانی که دیگر وجود ندارد. صبح‌ها با خبر شروع می‌شوند. بعد وی‌پی‌ان. چند ساعت مانده؟ چند گیگ؟ ارتباط با جهان حالا عدد شده. محدود و شکننده. به مامان زنگ می‌زنم. به خواهرم. به داداشم. به دریا. مکالمه‌ها کوتاه‌اند، اما هر کدامشان یک جور چک کردن حیات است: هستی؟خوبی؟ نترسیا چیزی نیست. آب معدنی‌ها را می‌شمارم. خوراکی‌ها را چک می‌کنم. لیست خرید می‌نویسم گوشی را تا صد درصد شارژ می‌کنم، بعد می‌روم سراغ تدی و کلویی. طبق عادت میکِشَند سمت آسانسور. از دیروز می‌ترسم. از گیر افتادن و خاموشی، از راه پله رفتیم. کلویی، پرانرژی و بی‌خبر از همه‌چیز، از پله‌ها می‌پرید. زندگی در او هنوز ساده است. اما تدی شیتزوی کوچکم،پا درد دارد، بغلش کردم و کوچه را فقط یک ربع راه رفتیم. به چند هموطن دور از تهران و مهاجر دلتنگ وطن قول داده بودم به جای‌شان شهر را ببینم. قول عجیبی‌ست در زمان جنگ… دیدن، به جای دیگران. بخاطر کشمکش های درونم از خانه بیرون رفتن سخت است نمیدانم دیدن شهر، شجاعت است یا بی‌احتیاطی. میترسم جایی خاطره ای را دوباره مرور نکرده از دست بدهم قبل از رفتن، همه چراغ‌ها و تلوزیون را روشن کردم.. املت صبحانه را با گوشکوب برقی درست کردم. خانه را با وسواس جاروبرقی کشیدم به‌طرز عجیبی، به هر وسیله برقی گوش می‌دهم. انگار دارم برای روزی که شاید دیگر نباشند آرشیو می‌کنم. حمام کردم. بیشتر از همیشه سشوار کشیدم انگار ناخواسته کاری می‌کنم که همیشه مخالفش بودم، برق را هدر می‌دهم ماشین ظرفشویی. بعد لباسشویی.لباسها را اتو زدم برق و آب و گاز و تلفن هست… این هستِ معمولی حالا برایم باارزش‌ترین چیز دنیاست. دلم خورش کرفس و پلو دودی و سالاد و ماست و خیار می‌خواهد. رفتم یوسف‌آباد که زنده است اما مثل قبل نیست یک لایه نازک از اضطراب روی همه‌چیز نشسته. مردم راه می‌روند، خرید می‌کنند، نگاه می‌کنند اما انگار همه همزمان دارند گوش می‌دهند. از کنار قنادی بی بی رد شدم. بوی شیرینی برایم یک دنیا خاطره است پیتزا مدبر، نان پوپک…اسم‌ها مثل تکه‌های از یک زندگی قبلی‌اند. به مدرسه دخترانه ابوریحان نگاه می‌کنم.صدای زنگ نمی‌آید. پارک شفق هنوز ایستاده.درخت‌ها هنوز سبزند. طبیعت انگار خبر ندارد و این ناآگاهی، دردناک است. از کنار ساندویچ بهزاد رد می‌شوم، بعد بستنی رضا، و رستوران شهرزاد… هر کدامشان یک زندگی عادی را یادآوری می‌کنند. یک قبل را. و من بین این قبل و الان با بغض رانندگی‌میکنم. با ترسی که مدام در بدنم جابه‌جا می‌شود گاهی در گلو،گاهی در سینه،گاهی در دست‌ها. با اضطرابی که هیچ‌وقت کامل نمی‌رود، فقط شکل عوض می‌کند. و با امیدی کوچک، لجوج، تقریباً خجالت‌زده که زنده است. امید به این‌که یک روز دوباره،چای هل و دارچین را دم کنم،و هیچ صدایی،هیچ صدایی، معنایی جز زندگی نداشته باشد.

Golshan

30,308 görüntüleme • 4 ay önce