Загрузка видео...

Не удалось загрузить видео

На главную

تصاویر پهپادی اخیرا یه چیز فوق العاده ثبت کرده. دوتا نهنگ گوژپشت با پدید آوردن مارپیچ معروف فیبوناچی اقدام به شکار میگوها میکنن. چیزی که برگ به تن محققین نذاشته اینه که همه‌ی نهنگها از این روش استفاده نمیکنن...یعنی اینکه یه رفتار غریزی نیست... آموختنیه!! نهنگا از کجا یاد گرفتن؟!

143,554 просмотров • 2 лет назад •via X (Twitter)

Комментарии: 10

Фото профиля 🏴𝐇𝐢𝐫𝐤𝐚𝐧 (𐂂)
🏴𝐇𝐢𝐫𝐤𝐚𝐧 (𐂂)2 лет назад

نهنگها از زیر آب حباب‌هایی مثل دنباله‌ی فیبوناچی کامل درست میکنن تا همه‌ی میگوها رو تو یه ناحیه متمرکز کنن ،بعد از وسط اون مارپیچ،با دهان پر بالا میان و یه دل سیر غذا میخورن.

Фото профиля 🏴𝐇𝐢𝐫𝐤𝐚𝐧 (𐂂)
🏴𝐇𝐢𝐫𝐤𝐚𝐧 (𐂂)2 лет назад

رفتار اونا می‌تونه نشون دهنده‌ی هوش بالاشون باشه که یه عملیات شامل زمانبندی،ارتباط و کار گروهی رو به نتیجه برسونن. دنباله‌ی فیبوناچی یه مارپیچ معروفه که به ازای هر ربع چرخش مارپیچ، رشد میکنه و توی گیاهان هم کشف شده.

Фото профиля 🏴𝐇𝐢𝐫𝐤𝐚𝐧 (𐂂)
🏴𝐇𝐢𝐫𝐤𝐚𝐧 (𐂂)2 лет назад

چند وقت پیش از نهنگ‌های قاتل هم یه استراتژی خفن ثبت شد که کلی سروصدا کرد... اینجا ببینید:

Фото профиля 🏴𝐇𝐢𝐫𝐤𝐚𝐧 (𐂂)
🏴𝐇𝐢𝐫𝐤𝐚𝐧 (𐂂)2 лет назад

اینستام Hirkan_realstories این لینکش:

Фото профиля رسول زالی
رسول زالی2 лет назад

آقا ظاهراً اصل تکامل اون زیر زیرا اتفاق افتاده و اون ماهی ی که اولین بار پاش رو گذاشت تو خشکی از گردونه تکامل خارج شد !

Фото профиля 🏴𝐇𝐢𝐫𝐤𝐚𝐧 (𐂂)
🏴𝐇𝐢𝐫𝐤𝐚𝐧 (𐂂)2 лет назад

😄

Фото профиля Distilled Aynaz
Distilled Aynaz2 лет назад

عجیبه چرا انسان فکر میکنه فقط خودش میتونه یاد بگیره و یاد بده:))) چی کردن تو مغزمون این معلم ها

Фото профиля Kevin
Kevin2 лет назад

سلام اومدم بگم پشمام، خدافظ

Фото профиля 🏴𝐇𝐢𝐫𝐤𝐚𝐧 (𐂂)
🏴𝐇𝐢𝐫𝐤𝐚𝐧 (𐂂)2 лет назад

@Donkeybozeh 😄😄😄

Фото профиля بزرگ آقا
بزرگ آقا2 лет назад

با پکیج حسینی فایننس تونستن به فیبوناچی مسلط بشن.

Похожие видео

این ویدیوها رو که می‌بینیم، ظاهرش خیلی قشنگ و احساسی به نظر میاد؛ اینکه یه حیوون وحشی رو بزرگ کردی و داری آزادش می‌کنی! اما واقعیتِ پشتِ این صحنه‌ها، یه فاجعه‌ی تمام‌عیاره. حیات وحش، اسباب‌بازیِ ما نیست که هر وقت دلمون خواست بگیریمش، تو خونه بزرگش کنیم و بعد که ازش خسته شدیم یا حس کردیم «دیگه وقته آزادسازیه»، بندازیمش تو طبیعت. وقتی حیوون وحشی با انسان بزرگ میشه، تمام غرایز طبیعیش برای شکار، دفاع از خودش و تشخیص خطر رو از دست میده. حیوونی که دست‌آموز شده، تو طبیعت عملاً فلجه و رها کردنش یعنی محکوم کردنش به یه مرگ تدریجی و دردناک. این کار اسمش «محیط‌زیست‌دوستی» نیست، اسمش «خودخواهی» و «حیوان‌آزاریِ مدرن» برای گرفتن چند تا لایک و ویو توی اینستاگرامه. حیوون وحشی باید تو زیستگاه خودش بمونه و اگر هم زخمی شده، کارِ متخصص‌هاست که درمانش کنن و با اصولِ علمی به طبیعت برگردوننش، نه کارِ آدم‌های غیرمتخصص که برای تولید محتوا زندگیشون رو نابود می‌کنن. لطفاً این‌جور ویدیوها رو با لایک و کامنتِ مثبت وایرال نکنید. بیاید یاد بگیریم که احترام به طبیعت یعنی دور موندن از حریمِ اون‌ها، نه دست‌کاری کردنِ زندگیِ حیوون‌های بی‌گناه برای ارضای حسِ خودمون.

فلات ایران

52,121 просмотров • 3 месяцев назад

متفکر اعظم و با سوادترین رییس جمهور دنیا در جواب یک دانشجو که پیشنهاد داد از هوش مصنوعی استفاده کنند در کلماتی گهربار و علمی فرمود : هوش مصنوعی اگه درست بود تا الان مارو خورده بود ! هوش مصنوعی مسته ! همه این سوتی ها به کنار اون چیزی که به من تیر آخر رو زد این بود که رییس جمهور مملکت فکر می‌کرد چون اسراییل با هوش مصنوعی به ایران حمله کرده پس استفاده ازش برای ما خطرناکه و ممکنه بیاد مارو بخوره !!!! خیلی قشنگ یه جوک قدیمی رو به صورت تصویری بازسازی کرد به یارو میگن خبر داری میخواد موبایل بیاد تو روستا ؟ طرف که هیچ‌ درکی از موبایل نداشت با خودش فکر کرد لابد چیز خطرناکیه و گفت به درک بابا بذار بیاد همه مون رو بخوره از این زندگی راحت بشیم :) حتی تصورشم نمی‌کردم این جوک در مورد یه آدم بی بیسواد و اندکی خنگ هم به واقعیت بپیونده چه برسه به اینکه رییس جمهور مملکت ایران نقش اولش باشه ! شاید شما به این متن خندیده باشین و به نظرتون متن طنز آلودی باشه ولی من این توییت رو از سر درد و اندوه زیاد نوشتم وقتی که خیلی غمگین و ناامید میشم قلمم ناخودآگاه طنز آلود میشه نمی‌دونم شاید برای این باشه که اندکی از درد و ناراحتیم رو کاهش بده حقیقتا درد داره مملکتی که دانشمندان و نخبگانی مثل چمران با تخصصش تو پلاسما فیزیک و شهریاری با محاسبات فیزیکش و تهرانی مقدم با نبوغش توی موشکی و.... فداش شدن همچین آدمی با چنین درک کاریکاتوری و از مقولات مهم علمی رییس جمهوری شده باشه بیشتر به نظر میرسه یه دلقک رو رییس جمهور کردیم که به جای حل مشکلات مارو به اونا بخندونه که مشکلات رو یادمون بره ! تبریک میگم با لجاجت مملکت رو به جایی رسوندین که بزرگترین دستاورد رییس جمهورش سوتی های غیر قابل باور هفتگیشه از متر ۱۰۰ گرفته تا نسل ضد و هوش مصنوعی مستی که میاد مارو میخوره.... دریغ بود این ایرانی که از سر لجاجت ویرانش کردین دریییییییغ

شوفر اسنپ ِ سیاست زده

15,397 просмотров • 9 месяцев назад

بخش‌هایی از صحبت‌های امین بزرگیان در گفت‌وگو با میلاد پورعیسی: ‼️‼️‼️‼️‼️‼️‼️‼️ نسخه کامل این مصاحبه را می‌توانید در کانال یوتیوب هامون تماشا کنید: ‼️‼️‼️‼️‼️‼️‼️‼️‼️‼️ امین بزرگیان: برخلاف تصوری که وجود داشت نسبت به مداخله خارجی در ایران، خب روند جوری شد که این مداخله خارجی مورد استقبال عمومی قرار نگرفت. حالا اینکه مورد استقبال عمومی قرار نگرفت ؛ اصلاً فراموش نکنیم که یکی از زنجیره‌های این پروژه این بود که ما وقتی آسمان رو اشغال کردیم، روی زمین یه اتفاقاتی خواهد افتاد.‼️‼️ این مشاوران و اینا رفتن، مشاوران راستگرا و اپوزیسیون رفتن به این آمریکا و اسرائیل گفتن آقا شما اگر چنانچه فلان جا رو بزنید و آسمون رو بگیرید و اینا، مردم اینقدر عاصی‌ان که میان تو خیابون.‼️‼️ نمونش، نمونه کار شما جنبش‌های مردمی رو ببینید، مردم اومدن تو خیابون. ‼️اون جنبش‌ها به خاطر این به سرانجام نرسید که سرکوب شد ‼️و اگر چنانچه شما این نظم سرکوب‌کننده رو، چه می‌دونم، تضعیف کنید یا از بین ببرید، این به سرانجام می‌رسه، تبدیل میشه به انقلاب. بعد خود شما هم، مخالف پروژه شما هم نیست که نمی‌خواید دیگه در کشورهای خاورمیانه مثل عراق و افغانستان بیاید ‼️و مداخله کنید، خود همین میشه انقلاب. خب این روشن بود، یعنی مشخص بود کسانی که این مشورت رو دادن به آقای آمریکا و آقای اسرائیل، سرسوزنی شناخت از جامعه ایران نداشتن. نمی‌شناختن جامعه ایران. یعنی نرفته بودن حتی این تحقیقات اجتماعی رو ببینن، خصلت‌های جامعه رو ادراک بکنن. یه سری آدم سیاسی بودن که مواجهه‌شون با جامعه ایران این بود که یه سری آدم هر از چند وقت یه بار اومدن تو خیابون و اعتراض کردن و کلاً این چیز رو، این خبر هم بهشون رسیده بود که مردم به اینجاشون رسیده. خب این دو تا رو کنار همدیگه گذاشتن به صورت مکانیکی و گفتن این جامعه، جامعه انقلابی‌ه، جامعه‌ای که درمیاد توی خیابون. در حالی که این ناشی از عدم شناخت جامعه ایران بود.‼️ به چند دلیل. حالا دلایل مختلف و متعددی رو میشه مطرح کرد که اساساً حتی اون وقتی که جامعه می‌اومده بیرون اعتراض می‌کرده، این جنبش، جنبش اعتراضی بوده یا جنبش انقلابی بوده؟ این رو باید اساساً ما سوژه انقلابی در ایران داریم یا سوژه معترض داریم در ایران؟ ‼️پیوندهای جامعه با دولت چه نوع پیوندیه؟ آیا اون پیوندی هست که بشه از توش چیزی تحت عنوان انقلاب رو درآورد؟ انقلاب یعنی تغییر حکومت و فلان این حرفا. بعدشم چیزی که مفروض چیزشون بود این بود که آقاجان، ما در فقدان تمام عناصر انقلاب ‼️‼️مثل رهبری، مثل سازماندهی، مثل چه می‌دونم همه این چیزا، اعتصابات و این حرفا، ‼️‼️اینا رو نداریم و نمی‌تونیم درستش بکنیم و اینا. اینا رو همه رو حواله می‌دادن به اینکه این به خاطر چی سازماندهی نداریم، به خاطر چی اینا رو نداریم؟ که سرکوبه. خب که اینم گفتن به جای همه اینا که نداریم، آمریکا رو داریم، این بیاد. ‼️‼️ فکر می‌کردن که یک راه میانبری وجود داره برای انقلاب. برای همین هم از ‼️‼️کلمه براندازی ‼️‼️استفاده می‌کردن، از کلمه انقلاب استفاده نمی‌کردن، به خاطر اینکه می‌دونستن که این نمی‌تونه انقلاب باشه. انقلاب یه پدیداری از پایینه، احتیاج به سازماندهی داره، احتیاج به پیوند نیروها داره، اتحادهای درون بین طبقات داره، هزار تا چیز دیگه داره، نمیشه اینجوری. برای همین گفتن براندازی. براندازی یعنی که حکومت بره، فقط همین. ‼️‼️ یعنی اون هدف نهایی انقلاب رو فقط منظورشون بود. اون فرایندی که ما به اینجا برسیم، گفتن امکاناتش وجود نداره، اینو آمریکا برامون انجام میده.‼️‼️‼️ همه این عوامل رو وقتی کنار هم می‌ذارید، پس اصلاً چیز عجیبی نبود که جامعه در معرض جنگ وقتی قرار می‌گیره، تن نمیده به اون، به این پروژه.‼️ یعنی با وجود تمام مشکلاتی که داره، با تمام اینکه اصلاً نمی‌خواد سر به تن دولت باشه، ‼️اینی که بخواد وارد چنین پروژه‌ای بشه، این براش غیرممکنه. چرا؟ خیلی ساده‌ست آقای پورعیسی، به خاطر اینکه جامعه، جامعه مدرنیه. جامعه‌ایه که تا حد زیادی دموکراتیکه. تو این جامعه سال‌ها کار شده. حالا ما نتایج ملموس مادیشو نداریم، ندیدیم هنوز، اما ببین، ۲۰۰ سال پیش حدوداً انقلابی شده تو این مملکت، همزمان با اروپا. بعد خود این سازوکار از درون یک انقلابی بیرون اومده به نام ۵۷. و از نیمه دهه ۷۰ تو مملکت آدما کتاب چاپ شده، روزنامه چاپ شده، ارزش‌های دموکراتیک مهم شده، فلان. همه اینا غیب نمیشه توی جامعه‌ای، هرچقدر هم مسئله داشته باشه. حالا یه موقع است ما فقط به صداهای بلند توجه می‌کنیم، لحظات بیان خستگی‌ها، لحظات بیان خشم‌ها. با اینا نمیشه معیار فهم گذاشت. لینک کانال یوتیوب هامون:

آرش یوسفی -ARASH

12,538 просмотров • 1 месяц назад

به نظر من مشکل جمهوری اسلامی از جایی شروع شد که برای کنترل خطر کودتا، نافرمانی یا شکل گرفتن قدرت مستقل داخل ساختار، کم کم نخبه‌ها رو با بله قربان گوها عوض کرد. یعنی هر کسی زیادی مستقل بود، زیادی میفهمید، زیادی محبوب بود یا از یه سطحی بالاتر میرفت، تبدیل میشد به تهدید. در نتیجه سیستم به جای اینکه آدم‌های باهوش‌تر و توانمندتر رو بالا بکشه، شروع کرد آدم‌هایی رو بالا آوردن که مهمترین ویژگی‌شون وفاداری بود، نه توانایی. وقتی این روند چند دهه ادامه پیدا کنه، نتیجه‌اش همینه که امروز میبینیم. تصمیم‌های اشتباه روی تصمیم‌های اشتباه جمع میشن. بعضی وقت‌ها اصلا تصمیمی گرفته نمیشه. بعضی وقت‌ها وقتی باید تصمیم بگیرن، چند سال دیرتر میگیرن. بعضی وقت‌ها هم تصمیمی میگیرن که هر آدم متخصصی از قبل میتونه بفهمه نتیجه‌اش فاجعه است. مشکل فقط یه تصمیم غلط یا یه مدیر ضعیف نیست. مشکل اینه که خود سیستم طوری طراحی شده که آدم مستقل و توانمند رو پس میزنه و آدم مطیع و بی‌خطر رو بالا میاره. و وقتی سال‌ها این مدل ادامه پیدا کنه، در نهایت یه حکومت میمونه پر از آدم‌هایی که شاید خوب بله بگن، ولی بلد نیستن کشور اداره کنن، بحران مدیریت کنن یا در لحظه درست تصمیم سخت بگیرن. حاصل جمع همین تصمیم‌های احمقانه و همین تصمیم نگرفتن‌های به موقع، شده چیزی که امروز جمهوری اسلامی باهاش روبروئه. فاجعه‌ای که بخش بزرگی ازش خودساخته است. و تلخ‌ترین قسمت ماجرا اینه که هزینه این حکومت پخمگان رو فقط خودشون ندادن. مردم ایران با اقتصادشون، با آینده‌شون، با کیفیت زندگیشون و بعضی وقت‌ها با خود زندگیشون این هزینه رو پرداخت کردن و هنوز هم دارن پرداخت میکنن.

persian.trend الیاس فرخ

36,487 просмотров • 14 дней назад

چند وقت پیش، ویدئویی از فیلم Matrix دیدم، صحنه‌هایی از اکشن‌های این فیلم که یادآوری زیبایی بود. اما چیزی که توجه من را جلب کرد، نظرات زیر ویدئو بود. عزیزانی که اکثرا در زمان ساخت این فیلم حتی به دنیا نیامده بودند، با لحنی تمسخرآمیز، از بد بودن جلوه‌های ویژه فیلم نوشته بودند! هیچ‌وقت تصور نمی‌کردم، انقلاب ماتریکس، روزی مورد مناقشه و تمسخر قرار بگیرد! مشکل اینجاست که ما خیلی زود به همه چیز عادت می‌کنیم. آن‌قدر آن را می‌بینیم که یادمان نمی‌آید اولین بار چه کسی آن را به ما نشان داده است یا کجا اولین بار آن را دیده‌ایم. امروز خیلی از چیزهایی که در ماتریکس می‌بینیم، برایمان عادی است. آن‌قدر عادی که حتی ممکن است قدیمی به نظر برسد. اما کافی است کمی به عقب برگردیم و ببینیم سینمای اکشن قبل از ماتریکس چه شکلی بود. آن وقت شاید متوجه شویم مساله این نیست که جلوه‌های ویژه این فیلم در سال 2026 چقدر قدیمی به نظر می‌رسند. مساله این است که بسیاری از چیزهایی که امروز کلیشه‌ای می‌دانیم، برای اولین بار همین‌جا اتفاق افتاده‌اند. ماتریکس نگاه فیلمسازها به اکشن را عوض کرد. نه اینکه چیزی را اختراع کرده باشد، نه. بلکه در یک زنجیره‌ی ساخت آثار اکشن، ماتریکس دقیقا جایی قرار دارد که اکشن فیزیکی قرن بیستم با سینمای دیجیتال قرن بیست‌ویکم برخورد می‌کند. از این رو ماتریکس یکی از مهم‌ترین نقاط عطف سینمای اکشن مدرن است. از نحوه طراحی مبارزه‌ها و حرکت دوربین گرفته تا استفاده از جلوه‌های ویژه و حتی اینکه یک شخصیت تا چه اندازه می‌تواند از قوانین فیزیک فاصله بگیرد. به همین علت این اتفاق برای من عجیب بود. اثری که زمانی آینده سینما به نظر می‌رسید، امروز به خاطر اینکه قدیمی شده مسخره می‌شود. البته که این سرنوشت تمامی نوآوری‌ها است. نسل اول با دیدنشان شگفت‌زده می‌شود، نسل بعد به آن‌ها عادت می‌کند، و نسل سوم دیگر حتی نمی‌داند چه چیزی را مدیون آن‌هاست.

Ramin Daei

15,257 просмотров • 1 месяц назад

مجید شاکری: من یه چیزی فقط بگم خیلی مهمه آدما بشنون از من. ممکنه بعضیا فکر کنن که یه سری تو تهران نشسته بودن گفتن آقا ما این MOU رو به هم بزنیم، شلیک بکنیم به کشتی‌ها که MOU به هم بخوره. اینجور نیستا. با وجود اینکه کریدور جنوبی کاملاً نقض همه این‌ها بود، ایران تا جای ممکن کوشید با ابزارهای هشدار مانع ایجاد کریدور جنوبی بشه تا حد خوبی هم موفق بود. ما یه گفتگویی اخیراً با خط انرژی داریم روز به روز میزان خروجی نفت از تنگه رو بررسی کردیم با همدیگه. در شب تشییع، طرف آمریکایی یک جنگ تمام عیار در جنوب به راه میندازه. شب تشییع آقا در تهران. یک جنگ تمام عیار به راه میندازه، یک کاروان بزرگ کشتی آماده می‌کنه از امارات، از پایگاه‌های خودش در امارات حملات نظامی گسترده‌ای رو آغاز می‌کنه به ترتیبات ایرانی. یعنی ایرانی‌ها با همون روش قبلی وقتی کشتی نزدیک شده اومده تیر اخطار زده، نزده، سعی نکرده تنش رو ببره بالا. طرف آمریکایی تنش رو برده بالا. قایق‌های سپاه رو زده، تاسیسات ایران رو زده. تازه اون لحظه ایران شروع کرده واکنش نشون دادن. یعنی طرف آمریکایی جنگ راه انداخته. خب؟ اصلاً این نبوده که ایران مثلاً چون می‌خواسته کریدور جنوبی رو کنترل بکنن... همین الان که با هم داریم صحبت می‌کنیم، به صراحت در بالاترین سطح آمریکایی‌ها از MOU خارج شدن. مگه غیر از اینه؟ آیا ایرانی‌ها همچین چیزی گفتن؟ گفتن ما تعهداتمون در MOU رو تا زمانی که طرف مقابل تعهداتشو اجرا نمی‌کنه نمی‌کنیم. پس این نیستش که بگیم ایران چون می‌خواسته کنترل بکنه پس وارد جنگ شدیم. نه، بدیهیه... ببینید طرف معافیت‌های نفتی رو که باطل کرده. برخلاف بند ۹ نیرو آورده... برای ایجاد این کریدور نیرو آورده دیگه درست شد؟ بند ۵ رو کامل زیر پا گذاشته. بند ۱ موضوع لبنان رو انجام نداده. بعد حالا آخرش بگیم به اینکه چون در داخل ایران می‌خواستن کریدور جنوبی رو کنترل بکنن... به هر ترتیبی که می‌رسیم...

آرش یوسفی -ARASH

29,218 просмотров • 1 месяц назад

عزیزان، وقتی ماه‌هاست از عمو مارک‌لوین حرف می‌زنیم از چی حرف می‌زنیم دقیقاً اینجاست، دیشب ترامپ شیر خدا پستی رو در تروث‌سوشال منتشر کرد و تأکید کرد امشب حتماً برنامه‌ی عمو مارک‌لوین رو در فاکس‌نیوز ببینید، پس قبل از هر چیز اول توییت زیر عمو رو فیو و ریتوییت کنید، و بعد بخشی از سخنرانی بسیار بسیار درخشان عمو مارک‌لوین، این منصور حلاج‌زمانه در برنامه‌ی دیشب رو که ترجمه کردم بخونید/ببینید: «عزیزان، در برخورد با رژیم شیعه‌سانان رافضی، کل قضیه تهش میرسه به سه تا راهکار اصلی: عقب انداختن، مهار کردن، یا شکست دادن. حالا می‌خوام براتون توضیح بدم که چرا عقب انداختن و مهار کردن در نهایت جواب نمیده. اصلاً هدف ما چیه؟ اینکه برنامه هسته‌ای و غنی‌سازی روافض قحبه رو عقب بندازیم؟ مهارش کنیم؟ برای یه مدت کوتاه مهارش کنیم؟ برای ۲۰ سال؟ یا واسه همیشه؟ یا اینکه بیایم کلاً کار رو یک‌سره کنیم و با شکست دادن این رژیم پدرخراب، یعنی نابود کردن و کاییدنش به همه‌ تهدیدهایی که از دلش بیرون میاد پایان بدیم؟ قضیه وقتی جدی‌تر می‌شه که رژیمی مثل روافض هزارپدر، بنیادگرایی مذهبی رو با یه ایدئولوژی سیاسی رادیکال ترکیب می‌کنه. یعنی یه بنیادگرایی مذهبی بین‌المللی و انقلابی که معتقدن از طرف الله بهشون دستور داده شده و حکم می‌کنه که باید هر مانعی رو سر راهشون هست، با هر وسیله‌ی ممکن یا لازم از بین ببرن. این کسمغزای متوهم باور دارن تنها راهی که باعث ظهور امام دوازدهم می‌شه و تضمین می‌کنه که صلح، رفاه و احکام و اصول قرآن به درستی تو کل دنیا اجرا بشه، اینه که برن بقیه‌ی جاها رو فتح کنن و کافرها رو از بین ببرن. چند نفر از شما که الان دارید من رو نگاه می‌کنید، واقعاً باورتون می‌شه که یه تیکه کاغذ توافق با شیطان بزرگ یعنی آمریکا، می‌تونه جلوی این تفکر رو بگیره؟ واقعاً چند نفرتون این رو باور دارید؟ مشکل اصلی دقیقاً همین‌جاست. علمای پدرقحبه‌ی اسلامی که درباره‌ی این چیزها نوشتن و مینویسن، امام‌جمعه‌هایی که هر روز تو مساجدشون این کسشرا رو می‌گن، و رژیم پدرخراب شیعه‌سانان‌رافضی که تمام منابعش رو جمع کرده تا این تفکر رو ترویج بده، قبلاً به ما گفتن و همین الان هم دارن میگن که غرب باید فتح و نابود بشه. کشور ما بزرگترین مانع سر راهشونه و باید از بین بره. اونا اسرائیل رو بزرگترین تهدید فوری خودشون می‌دونن، چون تو منطقه خاورمیانه‌ست. از همه به قلب انقلاب کیری روافض نزدیک‌تره و جلوی متحد شدن نیروهای کسکش‌پدر مسلمان برای اون جهاد انقلابی که فکر می‌کنن حکم خداست رو گرفته. این رژیم اصلاً داره زندگی می‌کنه که فتح کنه، نابود کنه و بکشه تا به همون هدفی که بخاطرش به وجود اومده برسه، یعنی تنها دلیل بودنش. اونا هیچ‌وقت به هیچ توافقی که بخواد این انقلابِ به اصطلاح کیری خدایی‌شون رو محدود، مهار یا مدیریت کنه نمی‌تونن پایبند ‌بمونن. چون از نظر قحبه‌های رافضی، تن دادن به این کار یعنی نافرمانی از خدا و نابود کردن خودشون. واسه همین شریعت یه راهی رو برای توافق‌های فریب‌کارانه باز کرده تا بتونن ایمان و ایدئولوژی‌شون رو پیش ببرن و گسترش بدن. اسمش «تقیه» است. قبلاً هم درباره‌ش صحبت کردیم. تقیه. ای کاش همه تو وزارت امور خارجه، وزارت دفاع، شورای امنیت ملی، همه‌ی سفرا، فرستاده‌های ویژه و حتی همه‌ی اعضای کنگره از هر دو حزب، مجبور بودن حداقل یه دوره‌ی آموزشی درباره این موضوع بگذرونن. حداقل یه دوره. تقیه این اجازه رو میده که برای کارهایی مثل حفظ امت، دست به فریب‌کاری، پنهان‌کاری و این‌جور چیزها بزنن. تو قضیه‌ی رژیم شیعه‌سانان هزارپدر، یعنی حفظ خود انقلاب. هر کاری که لازمه بکن فقط انقلاب باید زنده بمونه و رشد کنه. ختم کلام. خب، حالا همه اینا یعنی چی؟ یعنی اینکه هدف اصلی رژیم شیعه‌سانان خدعه‌زاده‌ی رافضی، فقط و فقط بقا و زنده موندنه. ممکنه تو جنگ‌های نظامی رو ببازه، ممکنه زیرساخت‌های نظامی و صنعتی‌ش رو از دست بده، حتی ممکنه رهبران رده اول و رده دومش حذف بشن، اما ساختار این رژیم مادرخراب همون ایدئولوژی‌شه. همون انقلابه. این یعنی اون ساختار بنیادین سیاسی، مذهبی و حاکمیتی انقلاب کیری اسلامی زنده می‌مونه. درست مثل کمونیست‌های چین…»
4:25

Sensitive content

عزیزان، وقتی ماه‌هاست از عمو مارک‌لوین حرف می‌زنیم از چی حرف می‌زنیم دقیقاً اینجاست، دیشب ترامپ شیر خدا پستی رو در تروث‌سوشال منتشر کرد و تأکید کرد امشب حتماً برنامه‌ی عمو مارک‌لوین رو در فاکس‌نیوز ببینید، پس قبل از هر چیز اول توییت زیر عمو رو فیو و ریتوییت کنید، و بعد بخشی از سخنرانی بسیار بسیار درخشان عمو مارک‌لوین، این منصور حلاج‌زمانه در برنامه‌ی دیشب رو که ترجمه کردم بخونید/ببینید: «عزیزان، در برخورد با رژیم شیعه‌سانان رافضی، کل قضیه تهش میرسه به سه تا راهکار اصلی: عقب انداختن، مهار کردن، یا شکست دادن. حالا می‌خوام براتون توضیح بدم که چرا عقب انداختن و مهار کردن در نهایت جواب نمیده. اصلاً هدف ما چیه؟ اینکه برنامه هسته‌ای و غنی‌سازی روافض قحبه رو عقب بندازیم؟ مهارش کنیم؟ برای یه مدت کوتاه مهارش کنیم؟ برای ۲۰ سال؟ یا واسه همیشه؟ یا اینکه بیایم کلاً کار رو یک‌سره کنیم و با شکست دادن این رژیم پدرخراب، یعنی نابود کردن و کاییدنش به همه‌ تهدیدهایی که از دلش بیرون میاد پایان بدیم؟ قضیه وقتی جدی‌تر می‌شه که رژیمی مثل روافض هزارپدر، بنیادگرایی مذهبی رو با یه ایدئولوژی سیاسی رادیکال ترکیب می‌کنه. یعنی یه بنیادگرایی مذهبی بین‌المللی و انقلابی که معتقدن از طرف الله بهشون دستور داده شده و حکم می‌کنه که باید هر مانعی رو سر راهشون هست، با هر وسیله‌ی ممکن یا لازم از بین ببرن. این کسمغزای متوهم باور دارن تنها راهی که باعث ظهور امام دوازدهم می‌شه و تضمین می‌کنه که صلح، رفاه و احکام و اصول قرآن به درستی تو کل دنیا اجرا بشه، اینه که برن بقیه‌ی جاها رو فتح کنن و کافرها رو از بین ببرن. چند نفر از شما که الان دارید من رو نگاه می‌کنید، واقعاً باورتون می‌شه که یه تیکه کاغذ توافق با شیطان بزرگ یعنی آمریکا، می‌تونه جلوی این تفکر رو بگیره؟ واقعاً چند نفرتون این رو باور دارید؟ مشکل اصلی دقیقاً همین‌جاست. علمای پدرقحبه‌ی اسلامی که درباره‌ی این چیزها نوشتن و مینویسن، امام‌جمعه‌هایی که هر روز تو مساجدشون این کسشرا رو می‌گن، و رژیم پدرخراب شیعه‌سانان‌رافضی که تمام منابعش رو جمع کرده تا این تفکر رو ترویج بده، قبلاً به ما گفتن و همین الان هم دارن میگن که غرب باید فتح و نابود بشه. کشور ما بزرگترین مانع سر راهشونه و باید از بین بره. اونا اسرائیل رو بزرگترین تهدید فوری خودشون می‌دونن، چون تو منطقه خاورمیانه‌ست. از همه به قلب انقلاب کیری روافض نزدیک‌تره و جلوی متحد شدن نیروهای کسکش‌پدر مسلمان برای اون جهاد انقلابی که فکر می‌کنن حکم خداست رو گرفته. این رژیم اصلاً داره زندگی می‌کنه که فتح کنه، نابود کنه و بکشه تا به همون هدفی که بخاطرش به وجود اومده برسه، یعنی تنها دلیل بودنش. اونا هیچ‌وقت به هیچ توافقی که بخواد این انقلابِ به اصطلاح کیری خدایی‌شون رو محدود، مهار یا مدیریت کنه نمی‌تونن پایبند ‌بمونن. چون از نظر قحبه‌های رافضی، تن دادن به این کار یعنی نافرمانی از خدا و نابود کردن خودشون. واسه همین شریعت یه راهی رو برای توافق‌های فریب‌کارانه باز کرده تا بتونن ایمان و ایدئولوژی‌شون رو پیش ببرن و گسترش بدن. اسمش «تقیه» است. قبلاً هم درباره‌ش صحبت کردیم. تقیه. ای کاش همه تو وزارت امور خارجه، وزارت دفاع، شورای امنیت ملی، همه‌ی سفرا، فرستاده‌های ویژه و حتی همه‌ی اعضای کنگره از هر دو حزب، مجبور بودن حداقل یه دوره‌ی آموزشی درباره این موضوع بگذرونن. حداقل یه دوره. تقیه این اجازه رو میده که برای کارهایی مثل حفظ امت، دست به فریب‌کاری، پنهان‌کاری و این‌جور چیزها بزنن. تو قضیه‌ی رژیم شیعه‌سانان هزارپدر، یعنی حفظ خود انقلاب. هر کاری که لازمه بکن فقط انقلاب باید زنده بمونه و رشد کنه. ختم کلام. خب، حالا همه اینا یعنی چی؟ یعنی اینکه هدف اصلی رژیم شیعه‌سانان خدعه‌زاده‌ی رافضی، فقط و فقط بقا و زنده موندنه. ممکنه تو جنگ‌های نظامی رو ببازه، ممکنه زیرساخت‌های نظامی و صنعتی‌ش رو از دست بده، حتی ممکنه رهبران رده اول و رده دومش حذف بشن، اما ساختار این رژیم مادرخراب همون ایدئولوژی‌شه. همون انقلابه. این یعنی اون ساختار بنیادین سیاسی، مذهبی و حاکمیتی انقلاب کیری اسلامی زنده می‌مونه. درست مثل کمونیست‌های چین…»

Siavash

74,102 просмотров • 3 месяцев назад

«فرض کن توی یه قایقِ چوبی پوسیده که چند تا سوراخ هم کفِش داره وسط اقیانوس گیر افتادی، بدون پارو، بدون بادبان. تنها چیزی که داری یک امید متزلزله. نمی‌دونی آیا قراره کشتی پیدا بشه و نجاتت بده یا قراره یه کشتی آهنیِ غول‌پیکر که به همه چیز جز مسیرش بی‌اهمیته، بیاد و همین تیکه چوبی که روش شناوری رو هم خورد کنه. آیا یه روز صبح که چشماتو به سختی باز می‌کنی تا سوختگی‌ها و تورم‌های امروز پوستت رو چک کنی یهو می‌بینی جریان آب آوردتت کنارِ یه خشکی، یه جایی از جهان، هر جایی از جهان، یا اینکه مثل هر روز صبح هنوز وسط این کابوس گیر افتادی. وسط افسانه سنگ سیزیف.‌ جایی که نمی‌تونی هیچ تلاشی برای رهاییت بکنی. تنها کاری که ازت برمیاد دوامه. آبی که از سوراخ‌های کف میاد داخل قایق، روزانه باید خالی بشه، وگرنه غرق میشی. حق نداری خسته شی. هر روز و هر روز باید آب قایق رو خالی کنی، وگرنه اگر حتی زنده به ساحل برسی، بدست آوردن سلامت روانت قطعی نیست.‌ چونکه اون آب یأسه. و البته اون قایق هم بهترین تعبیر من از حبس بلاتکلیفه. البته این تعبیر به صورت کامل برای من صدق نمی‌کنه. من هرجا که باشم کلی لبخند همراه خودم دارم، کلی آغوش و اشک، کلی مهر و دست‌های بی‌شماری بر شانه‌ام. شما هرگز اجازه ندادید من توی وضعیت روانی‌ای قرار بگیرم که می‌خوان بهم تحمیل کنن. مقاومتِ منید.» 🌋 #توماج_صالحی‌ #FreeToomaj

توماج صالحی🌋

84,930 просмотров • 1 год назад

آن روزها که شهرام همایون برای بقای شبکه‌ی تلویزیونی‌اش گلریزان راه می‌انداخت و از مخاطبانش پول می‌خواست، برای خیلی از ما سوژه‌ی طنز بود. جمهوری اسلامی هم مسخره‌اش می‌کرد و برایش برنامه می‌ساخت. اما بعضی چیزها را گذر زمان بهتر نشان می‌دهد. امروز که بخش‌هایی از فضای رسانه‌ای و اپوزیسیون ایران با پول‌های غیرشفاف، وابستگی‌های سیاسی و مناسباتی آلوده شده‌اند که استقلال رسانه را به یک شوخی تلخ تبدیل کرده، آن گلریزان‌ها برای من معنای دیگری پیدا کرده‌اند. شهرام همایون دست‌کم جلوی دوربین از همفکران و مخاطبان خودش پول می‌خواست تا رسانه‌اش را سرپا نگه دارد. کسانی به او پول می‌دادند که می‌دانستند به چه کسی و برای چه چیزی پول می‌دهند. ممکن بود من با آن رسانه، عقایدش و سیاستش مخالف باشم، اما امروز ارزش استقلالی را که در آن رفتار بود بهتر می‌فهمم. این روزها وجه دیگری از شهرام همایون هم برای من قابل احترام شده است. در گفتگویی که این ویدیو بخشی از آن است، تماس‌گیرنده‌ای درباره‌ی پل‌ها، نیروگاه‌ها و زیرساخت‌هایی حرف می‌زند که در جمهوری اسلامی ساخته شده‌اند و استدلال می‌کند که چون آخوندها و نهادهایی مثل قرارگاه خاتم‌الانبیا در ساخت آنها نقش داشته‌اند، این‌ها دیگر به مردم تعلق ندارند. شهرام همایون وسط حرفش می‌پرد و می‌گوید: «نه. اول راجع به تعلقش صحبت کنیم.» شاید تمام مسئله همین یک کلمه باشد: تعلق. پل مال آخوند نیست. نیروگاه مال سپاه نیست. پالایشگاه مال جمهوری اسلامی نیست. اگر قرارگاه خاتم مجری یک پروژه بوده، صاحب آن پروژه نشده است. این‌ها با پول مردم ساخته شده‌اند، به دست مردم ساخته شده‌اند و مردم از آنها استفاده می‌کنند. همان‌طور که خود همایون در گفتگو می‌گوید: «آخوند ارث پدری داشته مگه؟» نداشته. ایران هم ارث پدری جمهوری اسلامی نیست. یکی از بزرگ‌ترین خیانت‌های جمهوری اسلامی، به گمان من، دقیقاً همین بوده که برای دهه‌ها تلاش کرده خودش را با ایران یکی کند. مخالف نظام را مخالف ایران نامید. منتقد را جاسوس خواند. معترض را عامل بیگانه، وطن‌فروش و مزدور معرفی کرد. آن‌قدر این واژه‌ها را برای سرکوب شریف‌ترین مخالفان خودش مصرف کرد که معنای خیانت، جاسوسی و حتی وطن را فرسوده کرد. حالا بخش‌هایی از مخالفان جمهوری اسلامی هم همان دروغ را پذیرفته‌اند، فقط علامت معادله را عوض کرده‌اند. جمهوری اسلامی می‌گفت: «من ایرانم، پس مخالفت با من مخالفت با ایران است.» این‌ها می‌گویند: «جمهوری اسلامی ایران است، پس هرچه به ایران ضربه بزند به جمهوری اسلامی ضربه زده است.» دو دشمن، روی یک دروغ مشترک به توافق رسیده‌اند: اینکه ایران همان جمهوری اسلامی است. و اینجاست که ما به یکی از نتایج فاجعه‌بار این سال‌ها رسیده‌ایم. آدمی می‌تواند آن‌قدر از جمهوری اسلامی متنفر باشد که دیگر نتواند میان حکومت و کشور، میان سپاه و جامعه، میان یک نهاد سرکوبگر و زیرساختی که میلیون‌ها انسان از آن استفاده می‌کنند تمایز بگذارد. می‌تواند تخریب پل، نیروگاه یا تأسیسات کشور خودش را نه به‌عنوان آسیب به مردم، که به شکل ضربه‌ای به حکومت تصور کند. من قبلاً در توییتی نوشته بودم جنگ عراق «جنگ تحمیلی» بود و جنگی که امروز درگیرش هستیم «جنگ تحمیقی» است. شوخی با کلمات بود، اما منظورم جدی بود. در این جنگ، مردم فقط قربانی خشونت و حمله نیستند. آنها را احمق فرض می‌کنند و هم‌زمان ماشین‌های تبلیغاتی و رسانه‌ای مختلف مدام در حال فرسایش قدرت تشخیص‌شان هستند. فاجعه فقط این نیست که کسی از حمله‌ی خارجی به کشور خودش استقبال کند. فاجعه جایی عمیق‌تر است: جایی که برای توضیح اینکه یک پل متعلق به مردم است، دیگر باید استدلال کرد. وقتی بدیهیات نیاز به اثبات پیدا می‌کنند، مسئله دیگر صرفاً اختلاف سیاسی نیست. این همان چیزی است که در این ویدیو برای من دردناک است. شهرام همایون دارد تلاش می‌کند چیزی را دوباره بدیهی کند که اصلاً نباید از بدیهی بودن خارج می‌شد: این کشور مال مردم آن است. من خودم چنین اعصابی ندارم. واقعاً ندارم. نمی‌توانم هر مزخرفی را بشنوم و با همان آرامش بنشینم و از ابتدا توضیح بدهم چرا چنین استدلالی از اساس تباه است. شاید این ضعف من باشد. هر عقیده‌ای هم صرفاً به این دلیل که کسی به آن باور دارد، شایسته‌ی احترام نیست. آدم‌ها حرمت دارند، اما همه‌ی عقاید محترم نیستند. بعضی حرف‌ها واقعاً مزخرف‌اند. اما دقیقاً به همین دلیل است که کاری که شهرام همایون در این گفتگو می‌کند برای من ارزشمند است. چون او کاری را انجام می‌دهد که من توانش را ندارم. راه گفتگو را نمی‌بندد. می‌شنود. سؤال می‌کند. از طرف مقابل می‌خواهد تا انتهای استدلالش برود و بعد با همان بدیهیات فراموش‌شده روبه‌رویش می‌کند. این فقط خونسردی نیست. نوعی احساس مسئولیت است. اما اگر بخواهیم منصف باشیم، مسئول اصلی وضعیتی که ما را به این نقطه رسانده پیش از هر کس جمهوری اسلامی است. این حکومت تار و پود اعتماد عمومی را چنان از هم باز کرده که ترمیم آن، اگر ممکن باشد، سال‌ها طول خواهد کشید. وقتی حکومت برای دهه‌ها هر مخالفی را جاسوس می‌نامد، روزی می‌رسد که مردم دیگر حتی نمی‌دانند جاسوس واقعی کیست. وقتی همه‌چیز پروپاگانداست، حقیقت هم اعتبارش را از دست می‌دهد. وقتی دستگاه امنیتی بخش بزرگی از توانش را صرف تعقیب روزنامه‌نگار، فعال مدنی، زن معترض و مخالف سیاسی می‌کند، در همان حال راه برای نفوذ واقعی سرویس‌های خارجی باز می‌ماند. عمق نفوذ اسرائیل در ساختارهای امنیتی و نظامی جمهوری اسلامی دیگر چیزی نیست که بتوان آن را به سادگی نادیده گرفت. اما برای من حتی دردناک‌تر از نفوذ در یک ساختار نظامی، نفوذ در ذهن جامعه است. ضعیف شدن جمهوری اسلامی برای من تراژدی نیست. فروپاشی قدرت تشخیص مردم، از بین رفتن حس تعلق به کشور و تبدیل شدن ایران به زمین بازی قدرت‌های خارجی تراژدی است. و این همان جایی است که صرف «سرنگونی جمهوری اسلامی» دیگر پاسخ کافی نیست. این حرف به معنای تسلیم شدن یا دست کشیدن از مبارزه نیست. درست برعکس. مبارزه با جمهوری اسلامی باید ادامه پیدا کند، اما اگر قرار باشد فقط رأس هرم عوض شود و همان فرهنگ حذف، همان قهرمان‌پرستی، همان دشمن‌سازی، همان بی‌اعتمادی و همان منطق «هر که با من نیست علیه من است» باقی بماند، چیز زیادی تغییر نکرده است. ما مستحق آزادی هستیم. آزادی حق ماست. اما برای حفظ آزادی باید ظرفیتش را هم بسازیم. باید نهاد بسازیم. شبکه بسازیم. گفتگو یاد بگیریم. شکست سیاسی را تحمل کنیم. مخالف را دشمن ندانیم. یاد بگیریم که اکثریت حق ندارد حقوق اقلیت را له کند و اقلیت هم نمی‌تواند چون رأی نیاورده میز بازی را به هم بزند. باید قواعد مشترکی بسازیم که از اشخاص مهم‌تر باشند. این‌ها کارهای بعد از جمهوری اسلامی نیستند. خود این‌ها بخشی از مبارزه با جمهوری اسلامی‌اند. و شاید نقطه‌ی شروع همان چیزی باشد که شهرام همایون در آن مکالمه گفت: «اول راجع به تعلقش صحبت کنیم.» قبل از اینکه درباره‌ی جمهوری یا پادشاهی دعوا کنیم، قبل از اینکه برای حکومت بعدی اسم انتخاب کنیم، باید دوباره بفهمیم چه چیزی به ما تعلق دارد. این شهرها. این جاده‌ها. این پل‌ها. این نیروگاه‌ها. این حافظه‌ی جمعی. این آینده. و ایران. ایران نه مال جمهوری اسلامی است، نه سپاه، نه آخوند، نه شاه، نه موساد و نه هیچ قدرت خارجی دیگری. اگر قرار است روزی آزاد باشیم، شاید یکی از اولین کارها این باشد که دوباره یادمان بیاید این کشور مال ماست.

Panah Farhadbahman 🎒

63,889 просмотров • 1 месяц назад

آذر ماجدی: ‼️‼️‼️‼️ ۱۹۹۱ که بعداً کردستان عراق به یه معنا اتونومی بیشتری پیدا کرد تعداد زیادی از مردم کردستان عراق کشته، ویران، آواره شدن، درد کشیدن و روی درد اون‌ها دو تا خونواده بارزانی و طالبانی قدرت گرفتن. اینا الان به بیلیونر تبدیل شدن. ثروتی که تو آمریکا دارن وحشتناکه ولی معلم توی کردستان عراق، کارگر تو کردستان عراق بعضاً ۶ ماه به ۶ ماه حقوق نمی‌گیرن. وضعیت مردم کردستان عراق الان با آمار و ارقام بدتر از شرایطیه که زمان صدام سر کار بود داشتن. زمان صدام زبونشونو می‌تونستن حرف بزنن، مدرسه‌شون به زبون کردی درس می‌داد، کاملاً از یه خودمختاری برخوردار بودن ولی اینقدر فرق نبود. قتل‌های ناموسی از زمانی که این‌ها اومدن سر کار وحشتناک توی کردستان عراق بالا رفته. این کاریه که ناسیونالیسم کرد اینجا کرده. بحث دفاع از صدام نیست، بحث در اینکه اگر شما فریب ناسیونالیسم رو بخورید فکر می‌کنید اون‌ها رهایی میدن. ببینید تمام این معما در دو تا کلمه خوابیده، در دو تا عبارت خوابیده: خاورمیانه جدید، اسرائیل بزرگ. نقشه‌ای که از بعد از جنگ جهانی اول با تشکیل اسرائیل شروع کردن و با نابودی منطقه خرد خرد بردن جلو، الان دارن به آخرین مراحلش می‌رسن. مسئله کرد از اول که شروع شد، که بتونن این شرایط رو حفظ کنن با جنگ و خصومت. به خصوص همیشه بخشی از مردم، سازمان‌های ناسیونالیست کرد مسلح بودن. این اتفاق برای کسای دیگه نمیفتاد ولی تو کردستان عراق همیشه مسلح بودن، تو کردستان ترکیه مسلح شدن و بعد تو کردستان ایران یه دوره‌ای مسلح بودن و دوباره از بعد از شکست انقلاب ۵۷ مسلح شدن. این مسئله کرد یه ویژگی خاصی داشت به خصوص که سمپاتی و هم‌بستگی بسیاری از طرف مردم دنیا نسبت بهشون احساس میشد چون به طور واقعی زیر ستم بودن، سرکوب شده بودن. ولی الان چه اتفاقی داره میفته؟ ناسیونالیسم کرد به یک ابزار کامل مزدوری امپریالیسم آمریکا بدل شده. این هیچ ربطی به مردم کردستان نداره، این هیچ ربطی به احزاب چپی که الان مخالف جنگن و مخالف این حرکتان نداره. وقتی یک نیرویی خودش رو به این شکل در خدمت کی می‌ذاره؟ در خدمت (من الان دیگه نمی‌دونم چه لفظی استفاده کنم، بعضی وقتا آدم می‌مونه باید بگم شیطانی تنها لفظیه که به نظرم می‌رسه) به ارتش اسرائیل. ببینید چه‌جوری داره می‌کشه، به بمب‌های اسرائیل و آمریکا نگاه کنید چطوری دارن می‌کشن. بچه‌ها رو مثل پودر تیکه تیکه می‌کنن و شما هنوز حاضرید بگید من بدون قید و شرط از این دولت حکومت می‌گیرم؟ مردم رو الاغ فرض کردید؟ ابله فرض کردید؟ مگه میشه همچین چیزی؟ مگه میشه همچین چیزی؟ دولت آمریکا (تموم می‌کنم)، دولت آمریکا، دولت‌های غربی، اسرائیل، این‌ها به شما بدون قید و شرط هیچی نمیدن. حتی نونم نمیدن اگه گشنه باشید بخورید، همش با قید و شرطه. این‌ها خودشون رو فروختن، خودشون رو به فاشیسم و به جنایت و به نسل‌کشی فروختن و تاریخ در مورد این‌ها قضاوت خواهد کرد.

آرش یوسفی -ARASH

47,568 просмотров • 4 месяцев назад

#MIGA منتشر شد. «به تویی که هنوز سمت مردم نایستادی» می‌دونم شاید هنوز فکر می‌کنی وفاداری یعنی ایستادن کنار این نظام، حتی وقتی قلبت داره داد می‌زنه که چیزی درست نیست. ولی تا کی می‌خوای خودتو گول بزنی؟ تو همه چی رو با چشم خودت دیدی. اون بچه‌هایی که با تیر افتادن. اون مادری که جنازه‌ی دخترشو بغل گرفته بود. چطور می‌شه بچه داشته باشی و پدر باشی و طرف حکومت بچه‌کشی رو بگیری که کیان پیرفلک رو کشت؟ و حالا نگاه کن… وقتی جنگ شد، خامنه‌ای کجا بود؟ وقتی جنگنده‌ها از پی هم می‌اومدن، وقتی پادگان‌هاتون آتیش گرفتن، اون پیرمرد ترسو حتی یه پیام زنده نداد. غیبش زد. پنهان شد. و تقریباً یک ماه بعد از پایان جنگ هنوز تو سوراخ موشه. حالا از خودت بپرس: می‌خوای گوشت قربانی توهمات پیرمردی باشی که در روز جنگ ناپدید می‌شه؟ می‌خوای برای اون کشته بشی که حتی حاضر نیست روز خطر، از مخفیگاهش بیرون بیاد؟ این رژیم نفس‌های آخرشه. تو بهتر از هر کسی می‌دونی. تو داخل سیستمی. تو دیدی که از درون پوسیده شده. اگه خواهان زندگی هستی، اگه می‌خوای بعد از جمهوری اسلامی، با شرافت زندگی کنی، الان وقتشه. الان زمان انتخابه. نه فردا. فردا دیره. و ما فراموش نمی‌کنیم کی کنار مردم ایستاد و کی مقابل مردم وایساد. پاسدار خامنه‌ای نباش، پاسدار ایران باش. نذار تو رو به‌جای خودشون بسوزونن. زندگی خودت و خانواده‌تو قبل از اینکه دیر بشه نجات بده. این آخرین فرصته. پایان نزدیکه، و آینده به یاد خواهد آورد: چه کسی مردمش رو انتخاب کرد، و چه کسی با دستان خودش خودشو به تاریکی سپرد. بیایید عظمت رو به ایران برگردونیم...

Hamed Fard 🇮🇷

99,480 просмотров • 1 год назад