Sensitive content

This media may contain sensitive content.

Video wird geladen...

Video konnte nicht geladen werden

Zur Startseite

تصور کن شب منو دعوت کردی برای گاییدن زنت و خودتم داری فیلم میگیری.... با عشوه بازیای زنت با من چه حسی بهت دست میده؟؟؟؟ #کاکولد #هاتوایف #نفر_سوم

188,712 Aufrufe • vor 1 Jahr •via X (Twitter)

0 Kommentare

Keine Kommentare verfügbar

Kommentare vom Original-Post werden hier angezeigt

Ähnliche Videos

اتمام حجت پاتریک بت دیوید با رضا پهلوی با اولتیماتوم «این آخرین فرصته» #No2ShahNo2Mullahs ✔️طرفداران تو بی ادب و وحشی هستند و الان بمن توهین میکنند ولی برای من مهم نیست. من برای آخرین بار به تو یک فرصت میدم که شاید قابلیتی از خودت نشون بدی و برام فحش های طرفدارات اصلا اهمیتی نداره ✔️تو ولیعهد نیستی تو رضا پهلوی هستی ✔️تو ۴۷ سال هست داری کمپین میکنی برای کسب پستی که هنوزم بدست نیاوردی و باور ندارم که بدست هم بیاوری ✔️تو هیچ شغلی هرگز نداشتی، بجاش سرگرمی های شخصی داری ✔️بهت میگن شاهنشاه اما تو شاه نیستی آقای رضا پهلوی ✔️تو یک آدم دم دمی مزاجی که هر دم حرفی میزنی و با جهت باد تغییر موضع میدی، یکبار میگی دخالت کنید،حمله کنید بعد میگی حمله نکنید، دخالت نکنید، حرف حسابت معلوم نیست چیه، خودت شخصا نمیتونی موضع بگیری و به دهن چپ و راستت نگاه میکنی. ✔️من به تو باور ندارم با اینحال اگر بجنبی و این معامله را با ترامپ انجام بدی ،احترام من و بقیه را به دست میاری هر چند معتقدم از دست تو اینکار برنمیاد. ✔️تو تمام وقت در طول این سالها دنبال فاند و پول جمع کردن بودی بدون هیچ نتیجه ای برای مردم ایران 🔴 پاتریک بت دیوید ‌دوستی نزدیکی با رضا پهلوی داشته است. او‌ یک کارآفرین، نویسنده و یوتیوبر ایرانی-آمریکایی است. او بیشتر به دلیل بنیان‌گذاری شرکت بازاریابی و خدمات مالی PHP Agency و تولید محتوای آموزشی در زمینه کارآفرینی شناخته شده است. پاتریک بت دیوید از یک خانواده مهاجر ایرانی است که در دوران کودکی به آمریکا مهاجرت کرده و با تلاش و پشتکار توانسته به موفقیت‌های چشمگیری در دنیای کسب و کار دست یابد. #No2ShahNo2Mullahs

Elham Nikzat

68,204 Aufrufe • vor 7 Monaten

من زنِ خاورمیانه‌ام.به چهره ام نگاه کن… غم، زبان مادریِ من است… قبل از آن‌که نامم را صدا بزنند، آن را در گوشم خوانده‌اند. خنده‌ام، صدای شکستنِ چیزی‌ست که از دور شبیهِ شادی‌ست. گریه‌ام، ادامه‌ی همان خنده است وقتی دیگر توانِ وانمود کردن نمی‌ماند. و این صورتِ ساده، بی‌هیچ آرایش و پناهی، نقشه‌ی زخم‌هایی‌ست که سال‌ها بی‌صدا کشیده شده‌اند. چشمهای زن خاورمیانه در غم و شادی و خشم فقط یک چیز دارد.. غم بی انتها شادی ام را هم ببین، انگار قفس کبوتر بال شکسته را به کنج باغی برده اند من با آرزوهایی بزرگ به دنیا آمدم، با دست‌هایی که می‌خواستند جهان را لمس کنند و چشمانی که برای دیدنِ دوردست‌ها ساخته شده بودند. اما با جبر خاورمیانه یاد گرفتم آرزوها را آرام‌تر نفس بکشم، کوچک‌ترشان کنم، تا در سینه‌ام جا شوند و جلبِ توجه نکنند. من با بالهای شکسته ام تمرین پرواز کرده ام در من، چیزی همیشه در حال خداحافظی‌ست.. با رؤیاها، با آدم‌ها، با روزهایی که هنوز نیامده‌اند و از قبل از دست رفته‌اند. من خوب بلد شده‌ام رها کردن را،آن‌قدر که گاهی فکر می‌کنم هیچ‌وقت واقعاً چیزی را در آغوش نگرفته‌ام. می‌گویند مادر شدن یعنی پرورشِ زندگی،برای من یعنی ساختنِ بال برای پرنده‌ای که قرار است از من دور شود، یعنی نگاه کردن به افق و وانمود کردن به این‌که شکستنِ درونم، طبیعی‌ترین اتفاق دنیاست. یعنی ترس های و اشک‌های مادرم.. دلتنگی ها و بی قراری‌هایش و تلاش برای رام کردنِ گلشنِ وحشی در چارچوب زن بال شکسته این جغرافیای نفرین شده من زنِ خاورمیانه‌ام، جایی میان ایستادن و فرو ریختن زندگی می‌کنم.یاد گرفته‌ام قوی باشم، درست شبیه دیواری که هر روز ترک می‌خورد و هر شب دوباره خودش را سر پا نگه می‌دارد. در چشمان غمگینم دقیق شو، تنها یک نگاه نمی‌بینی… تاریخِ خاموشی از صبر را می‌بینی، قرن‌هایی از فرو خوردنِ صدا، و قلبی که با رنج تپیده … با تمامِ چیزهایی که هرگز فرصتِ زیستن پیدا نکردند من کبوتر بال شکسته خاورمیانه ام. به چهره من نگاه کن… #جنگ #تهران #ایران

Golshan

16,486 Aufrufe • vor 4 Monaten

امشب به مناسبت شب یلدا کنار خانواده بزرگ خودم بودم. خانواده پرسنل زحمت کش اتوخسروانی. دلم نیومد سر و ته قضیه رو با یک بسته هدایای شب چله یا کارت هدیه هم بیارم. میخواستم کنارم باشن تا مطمئن بشم امشب میخندن. میخواستم مثل همیشه همسرانشان را از نزدیک ببینم و از لبخند رضایت از زندگی با تمام سختی ها مطمئن بشم. میخواستم خنده و بازی بچه هاشون رو ببینم. میخواستم پدر و مادر شون رو از نزدیک ببینم و بگم آفرین ، فرزندی تربیت کردید که با زحمت ، با دست روغنی ، با دانش و سواد در بخش های مختلف ، از خدمات مهمانداری تا حسابداری ، حقوقی ،فنی ،اداری و فروش و غیره برای روزیشون زحمت میکشند. امشب بچه های زیادی رو دیدم که خودم کادوی تولدشون رو داده بودم و الان ماشالله قد و نیم قد ، از تازه راه افتاده تا دبستانی و دبیرستانی و دانشجو . امشب بعضی از پرسنل رو دیدم که کادوی عقدشون رو دادم الان ماشالله دوتا فرزند داشتند. من امشب پادشاه روی زمین بودم چون خانواده بزرگم با لبخند کنارم بودن. دوستم داشتند و من این رو حس میکردم.دلم برای همه ی اونهایی که بنا به هر دلیلی از مجموعه جدا شدند تنگ شد و جاشون خالی بود. هرکجا هستند براشون آرزوی سلامتی و شادی دارم و ارزش زحمتی که کشیدند ، حتی اگر یک آجر از این خونه رو گذاشتند میدونم. خدایا خانواده من رو همیشه مثل این سال ها بزرگ‌تر و شادتر و سرزنده تر کن و من رو شرمنده محبت هاشون نکن.

Ali Khosravani | علی خسروانی

36,961 Aufrufe • vor 8 Monaten

🟢 پاسخ به دعوت آقای کیان: جناب آقای بیژن کیان، من به عنوان یک نظریه پرداز و نه فعال سیاسی، برای منظور گفت و گوهای تئوریک و نه براندازانه، دعوت شما رو پذیرفتم و مراتب دعوت محترمانه و گرم شما رو به برادران منتقل کردم و اگر امان نامه ازشون دریافت کنم که گفت و گو با شما، برای من منتهی به اجرای حکم زندان یا پرونده جدید نشود، حتما باعث افتخار بسیار است که در گفت‌وگوهای بسیاری راجع به مباحث تعریف ایران، آزادی، دین و روابط این مفاهیم با شما شرکت کنم. اما همانطور که مشخص است، پلتفرم های مختلف رسانه ای، مستقیم یا غیر مستقیم، به دلایلی که برای من آشکاره، من رو تحریم کردند و حتی از چاپ یک مقاله ساده من در تجارت نیوز راجع به استارتاپ ها (که تخصص اصلی من بود و تجربه کارآفرینی موفق در آن داشتم) را با کمپین رسانه ای حذف کردند. پلتفرم هایی مثل «آزاد» علی رغم این که دو سال است شماره من رو گرفتند و قصد دعوت داشتند، مشخصاً با سیاستگذاری های پنهان، من رو تحریم کردند و به جایش بیشمار حرف های تکراری و تحلیلگر های با سوابق غلط بسیار رو بولد و رسانه ای می‌کنند. همین ها در لبه دوم قیچی، در شبکه های اجتماعی، در حال توهین و تحقیر نسبت به من هستند. به هر حال من فقط و فقط به خاطر چهارتا توییت، سنگین ترین حکم ممکن (۳ سال حبس تعزیری و ۶ سال محرومیت از فعالیت های اجتماعی) دارم و فعلا با الطاف خود سازمان اطلاعات سپاه و قوه قضاییه، بیرون از زندان هستم، چیزی که حق طبیعی من شهروند آزادیه، الان به شکل فوق العاده مشروط و لرزان بهم اعطا شده. هر زمان که قصد کردند دست و پای من رو از بند خودسانسوری و ترس آزاد کنند و حق طبیعی من یعنی آزادی بیان و گفت و گو رو به طور کامل به من بازگردانند، من در گفت و گو با شما با افتخار فراوان شرکت خواهم کرد. من از توهین ها تحقیرها خسته شدم. از خودسانسوری خسته شدم. از ۳ سال زندگی در اضطراب و نگرانی و ترس و بلاتکلیفی و بدون برنامه خسته شدم. آزادی، خون جاری در رگ های منه، بدون آزادی روانی می‌شم، بدون آزادی، معنای زندگی برام نابود می‌شه، بدون آزادی به مرز خداحافظی از دنیا می‌رسم. سینه ام تنگ شده از تحقیر ها و توهین ها و بسته بودن دست و پاهام. سینه ام تنگ شده از حرف های خورده شده و زده نشده. سینه ام تنگ شده از اینکه دست و پاهام بسته است و بهم سنگ می‌زنند و نمی‌تونم از خودم دفاع کنم. سینه ام تنگ شده که نمی‌تونم پرواز کنم. همین ویدیوی کوتاه شما، در این لجن زار توهین و تحقیر، برای من دلگرمی بود. دلگرمی ای که در کشور خودم از من دریغ کردند. از شما و همه چه پنهان، شما بدون هیچ چشمداشتی، بدون اینکه من هیچ فایده سیاسی یا اقتصادی برای شما داشته باشم، به من کردیت ارزشمندی دادید. هیچ دلیلی جز گفت و گو برای یافتن حقیقت، در این کردیت شما نبود. کمتر کسی چنین به دیگری که نادیده است، اعتماد می‌کنه و بابتش قدردان شما هستم. ارادتمند جنت خواه Bijan R. Kian

🏴JannatKhah🔩🪰

36,091 Aufrufe • vor 1 Jahr

این ویدیوها رو که می‌بینیم، ظاهرش خیلی قشنگ و احساسی به نظر میاد؛ اینکه یه حیوون وحشی رو بزرگ کردی و داری آزادش می‌کنی! اما واقعیتِ پشتِ این صحنه‌ها، یه فاجعه‌ی تمام‌عیاره. حیات وحش، اسباب‌بازیِ ما نیست که هر وقت دلمون خواست بگیریمش، تو خونه بزرگش کنیم و بعد که ازش خسته شدیم یا حس کردیم «دیگه وقته آزادسازیه»، بندازیمش تو طبیعت. وقتی حیوون وحشی با انسان بزرگ میشه، تمام غرایز طبیعیش برای شکار، دفاع از خودش و تشخیص خطر رو از دست میده. حیوونی که دست‌آموز شده، تو طبیعت عملاً فلجه و رها کردنش یعنی محکوم کردنش به یه مرگ تدریجی و دردناک. این کار اسمش «محیط‌زیست‌دوستی» نیست، اسمش «خودخواهی» و «حیوان‌آزاریِ مدرن» برای گرفتن چند تا لایک و ویو توی اینستاگرامه. حیوون وحشی باید تو زیستگاه خودش بمونه و اگر هم زخمی شده، کارِ متخصص‌هاست که درمانش کنن و با اصولِ علمی به طبیعت برگردوننش، نه کارِ آدم‌های غیرمتخصص که برای تولید محتوا زندگیشون رو نابود می‌کنن. لطفاً این‌جور ویدیوها رو با لایک و کامنتِ مثبت وایرال نکنید. بیاید یاد بگیریم که احترام به طبیعت یعنی دور موندن از حریمِ اون‌ها، نه دست‌کاری کردنِ زندگیِ حیوون‌های بی‌گناه برای ارضای حسِ خودمون.

فلات ایران

52,121 Aufrufe • vor 3 Monaten

🔺این یک فیلم تاریخی است! لحظه‌ای که دو رقیب خونی به دیدار هم می رسند: «عیدوک بامری» و «قا..سم سلیما..نی». «عیدوک» شرور و قاچاقچی اول منطقه، جنگاور و چریک حرفه‌ای که حاج قا.سم او را به یک «تیپ مکانیزه» تشبیه کرده بود. در «آورتین» از محاصره چهار تیپ زرهی گریخته بود، فرمانده قرارگاه جنوب سپا.ه (شهید معمار کاشانی) را ترور کرده بود، از چندین انفجار و سوء قصد جان سالم به در برده بود، وقتی با قراولش در جاده‌ها به راه می افتاد، قبلش به بچه‌های سپا.ه بی‌سیم می‌زد و می‌گفت: «من دارم می آیم!». اینک چنین آدمی بعد از چندین سال تعقیب و گریز، از جمهوری اسلامی تأمین گرفته و بی آنکه دست نیروها به او برسد، خودش با پای خودش به کرمان آمده تا تسلیم شود. حالا حاج قا.سم در اولین دیدار با چنین آدمی چه کار می‌کند؟! با کسی که چندین سال دنبالش بوده و دستش به او نرسیده، با کسی که بسیاری از دوستان و نیروهایش را به شهادت رسانده، چه رفتاری می‌کند؟ بله... از او تعریف می‌کند! تحویلش میگیرد! می‌گوید: «تو خیلی شجاعی که به من، به دشمنت، اعتماد کردی!». نصیحتش می‌کند، به توبه دعوتش می‌کند و بعد هم امانش می‌دهد و رهایش می‌کند!!. حاجی شهریاری می‌گفت: بعد از این دیدار، وقتی عیدوک سوار ماشین شد، با وجود آن تکبری که داشت، به من گفت: «آدم، تسلیم هم که می‌شود، تسلیم چنین مردی بشود!» آه....خدا چه بندگانی داشتی!! (از صفحه اینستاگرامی روح الله شمسی کوشکی)

حامد عاقل

173,949 Aufrufe • vor 8 Monaten

روز گذشته همراه با همسرم در حال خرید بودیم که خانمی به سمت من آمدند و پرسیدند که آیا «میرا» هستم؟ گفتم بله. دست داده و خودشان را با نام «مهشید» معرفی کردند. فکر کردم از هم‌میهنانی هستند که گاهاً حمایتشان را با برخوردی صمیمانه نشان می‌دهند. دست دادم و از آشنایی با ایشان ابراز خوشحالی کردم. به یکباره چهره‌شان در هم رفت. گفتند که پیشتر عکسشان را با «بابک زنجانی» منتشر کرده ام! گفتم به خاطر نمی‌آورم. خشمگین شدند. با صدای بلندتر و لحن تحقیر آمیزی گفتند: - شما از مردم گزارش درست میکنی، گوشیت رو برمیداری میبری میکنی تو حلقشون، بعد یادت نیست؟ شما اسم همه‌ی اونایی که ازشون فیلم می‌سازیو خوب میدونی. منو هم خوب میشناسی. تاکید کردم که خانم ترامشلو را هم نمیشناختم. چون از نزدیک آشنایی نداشتم. شما هم به همین صورت. گفتند: - شما رفتی ازشون فیلم گرفتی. بعد میگی نمیشناسم؟ با لبخند اضافه کردم که خیر! نمی‌شناختم. اما وقتی دیدم مثل شما به این شکل به من نزدیک شدند و پرخاشگری کردند؛ شروع به فیلم گرفتن کردم. درست مثل همین الان که مجبور به روشن کردن دوربین هستم. همینکه دوربین گوشی که رو به زمین بود، روشن شد؛ دستم را چرخانده و در حالی که دندان هایشان از خشم به هم فشار می آورد، گفتند؛ -من نمیذارم ازم فیلم بگیری! تاکید کردم، برای اینکه بعدا ادعای نادرستی نکنند، مجبورم «صدایشان» را ضبط کنم. اما دستم را بیشتر فشار دادند و تلاش کردند تا تلفن را از دستم بیرون بکشند. وقتی متوجه شدند که همسرم در حال فیلمبرداری‌ست، برخوردشان آرام‌تر شد. انگشت هایم لا به لای چوب‌لباسی و لیوانی که در دست داشتم، گیر کرده بودند. اما ایشان همچنان دستم را با قدرت بیشتری فشار می‌دادند. بعد از خروجشان از فروشگاه، گزارش کامل و شواهد؛ به پلیس ونکوور، ارائه داده شد. و اما دلیل پرخاشگری ایشان: مهشید حجتی، تابستان سال ۲۰۲۴ یکی از میزبانان بهاره زنجانی، خواهر «بابک زنجانی» در ونکوور بودند. انتشار تصاویر گردش‌های تفریحی ایشان با بهاره زنجانی که برای انجام تدارکات سفر برادرش بابک زنجانی به کانادا، به این کشور آمده بود؛ باعث خشم ایشان شد. پس از ماه ها، در فروشگاهی به سمت من(میرا نصیری) و همسرم آمده و به این شکل، عصبانیت خود را نشان دادند. پانوشت: ایشان به من گفتند که عکسشان را در کنار بابک زنجانی منتشر کرده‌ام. در حالیکه عکس‌هایشان با خواهر «بابک زنجانی» بود. #ونکوور #بابک_زنجانی #جمهوری_اسلامی_انتخاب_من_نیست #BabakZanjani #Iran Kamranmalekpour کامران ملک پور Vancouver Police DW فارسی

Mira Nassiri

123,948 Aufrufe • vor 1 Jahr

مرد حسابی تو یه خونه از دست دادی به نصف دنیا گفتی "کس ننتون" بعد توقع داری اونی که فرزندش با گلوله این حکومت جنایتکار کشته شده اونی که خواهر و برادر یا فامیل یا حتی رفیق نزدیکش با گلوله این حکومت کشته شده به تویی که داری تو این سیستم کار می‌کنی ( و منی که خودم به عنوان کوچک‌ترین عضو خانواده سینما و تئاتر تو این فضا کار کردم می‌دونم که اگر بخواهی علیه رژیم موضع جدی بگیری نمی‌تونی حتی به عنوان یه عامل کوچک پشت صحنه هم کار بکنی تو هیچ پروژه‌ای اگر سابقه داشته باشی اصلاً دفاتر فیلمسازی با تو قرارداد نمی‌بندند به عنوان مدیر صحنه مدیر تولید دستیار کارگردان حتی به عنوان دستیار مدیر تولید ،حتی دستیار ۲ کارگردان، به عنوان هر چیزی، یعنی حتی برای این کارها هم با تو قرارداد نمی‌بندند جلوی دوربین که اصلاً فراموش کن ) و در همین شرایط هم جلوی دوربین رفتی تو همین حکومت هم الان اینترنت داری که مردم اینترنت ندارند و اینترنت خیلی مسئله بزرگیه یعنی فشار روانی که به آدم‌ها میاد کم نیست بعد به واسطه اینکه حالا خونت یه جایی بوده لابد که کنارت یه هدف حکومتی بوده به خودت اجازه میدی بیای اینجوری فحاشی کنی حالا اون وسط دو تا فحش هم به اون مامور و همونی که بهت همین سیم کارت رو داده هم میدی اما یادت نمیره به آمریکا و اسرائیل هم فحاشی کنی و ۱۰ هزار بارم به مردمی که بهت میگن حکومتی فحاشی کنی بعد توقع داری همین ملت فردا آدم حسابت کنه؟؟؟؟ پ.ن.: ظاهرا استند اپ کمدینه و‌اسمش علی صبوری

AliVafaei(علی وفایی)🦁☀️🇩🇪🇮🇱🇺🇲🇮🇱🇺🇦

143,083 Aufrufe • vor 4 Monaten

محسن قدیمی، برادر جاویدنام مهدی قدیمی، با انتشار متنی به همراه سه ویدیو، جزئیاتی از آخرین ساعات زندگی برادرش در روز جمعه ۱۹ دی در فریدونکنار را روایت کرده است. به گفته او، فیلم اول مربوط به ساعت ۱۶ روز جمعه ۱۹ دی است. در این ویدیو، مهدی قدیمی با پدرش صحبت می‌کند و از او می‌خواهد هرچه سریع‌تر به خانه بازگردد. محسن قدیمی به نقل از برادرش نوشته است: «بیا خونه، بیرون امن نیست. هرچقدر که می‌خوای امروز کار کنی من بهت میدم، فقط سریع‌تر بیا خونه.» او این جملات را نشانه نگرانی مهدی از وضعیت آن روز عنوان کرده است. بر اساس توضیح محسن قدیمی، فیلم دوم ساعت ۲۱:۵۹ همان شب ضبط شده و لحظه‌ای را نشان می‌دهد که مهدی قدیمی با اصابت گلوله جنگی به ناحیه قلب به زمین می‌افتد. او نوشته است که با وجود ادامه تیراندازی، «جوانان قهرمان ایران» پیکر برادرش را رها نکردند و تلاش کردند او را به بیمارستان برسانند. با این حال، به گفته او، مهدی پیش از رسیدن به بیمارستان جان خود را از دست داده است. محسن قدیمی همچنین می‌گوید فیلم سوم صبح روز شنبه ضبط شده و در آن، کفش برادرش در پیاده‌رو محل کشته شدن او پیدا می‌شود.

اتاق خبر منوتو | آرشیو

17,674 Aufrufe • vor 6 Monaten

🔴 امکان نداره بغضت نترکه؛ شاهکار تلخ و طوفانی شهرام ناظری 🔸آی عمو نوروز دردا رو ببین، دست خالی مردا رو ببین هر طرف میریم راهمون بسته، انگار خدا هم چشاشو بسته 🔸آی عمو نوروز چشامون پر غم دلامون پر سوز 🔸آی عمو نوروز شب و سحر کن خورشید و بیار، عشق و خبر کن 🔸آی عمو نوروز فکر چاره کن، فکر این دل پاره پاره کن 💢 «عمو نوروز»‌، اثر جدید #شهرام_ناظری بهاریه‌ معترضی است که شرح احوال محزون «مردم سرخورده» را به اقتضای جشن‌های نوروزی با ضرب‌آهنگ پرشوری بیان می‌کند. 📌 این آهنگ دلنشین ساخته تهمورس پورناظری که تم کردی دارد، با هم‌خوانی سحر بروجردی و دنیا کمالی در دستگاه شور آغاز می‌شود و در ادامه با آرش سلامیه این بیت از شعر «عمو نوروز» سروده پوریا سوری خوانده می‌شود: «آی عمو‌ نوروز…آی عمو نوروز…چشامون پر غم…دلامون پرسوز» 📌شهرام ناظری، خواننده ۷۵ ساله پرآوازه‌ای که به «شوالیه آواز ایران» معروف است، در ابتدای نمآهنگ این اثر در حال گذر از خیابان دیده می‌شود:‌ «آی عمو نوروز...حال خوشت کو...داریهْ دمبکِ...عاشق‌کشت کو... آی عمو نوروز…دردا رو ببین…دستِ خالیِ مردا رو ببین» 📌 این ترانه جدیدترین همکاری شهرام ناظری با گروه تنبور شمس است. تهمورس پورناظری درباره این اثر به بی‌بی‌سی گفت: «ریتم پرشور دقیقا مناسب جشن نوروز و احوال سرخورده مردم است. دلیل من برای انتخاب ضرباهنگ هیجان‌انگیز روی این شعر همین بود، طبیعتا روی شعر غمگین آهنگ غمگین ساخته می‌شود.» 🌐

AbdiMedia - Abdollah Abdi

71,566 Aufrufe • vor 1 Jahr