Video wird geladen...

Video konnte nicht geladen werden

Zur Startseite

تنهایی، فرسودگی و ناامیدی *من عاشق زندگی ام، اما هیچ نوری لای درخت ها برای من وجود ندارد* پ ن: از اینستاگرام

14,947 Aufrufe • vor 3 Monaten •via X (Twitter)

0 Kommentare

Keine Kommentare verfügbar

Kommentare vom Original-Post werden hier angezeigt

Ähnliche Videos

ادعای شبکه‌های اجتماعی به همراه پستی از اینستاگرام #محمدعلی_طاهری درباره «تکرارپذیری درمان سرطان کبد با اثر میدان شعوری و بدون دارو و مداخله شیمیایی یا فیزیکی»، ادعایی شاخ‌دار است. این ادعا هیچ مستندات علمی و اصلا هیچ سند و مدرکی به همراه ندارد و هیچ منبع رسمی و معتبری آن را تایید نکرده و اطلاعاتی برای راستی‌آزمایی آن برای وجود ندارد. در هیچ منبع علمی، اثری از تحقیق همتاداوری شده یا کارآزمایی‌های بالینی در مورد ادعای رابطه «میدان شعوری با پیشگیری و درمان سرطان کبد» وجود ندارد. برخلاف ادعای آقای طاهری، در دانشگاه تورنتو نیز عنوانی مشابه یا نزدیک به این عنوان تحقیق وجود ندارد. پوستر ادعایی (اثر میدان شعوری بر پیشگیری و درمان سرطان کبد در موش) در «کنفرانس سالانه انجمن جهانی سرطان کبد» در هتل هیلتون تورنتو به نمایش درآمده است و وابستگی همه نویسندگان این پوستر، به موسسه کازمو اینتل برمی‌گردد.👇

FactNameh | فکت‌نامه

45,913 Aufrufe • vor 1 Jahr

جنایت علیه بدنم را حق من میدانند،اما انتخاب و زنده گی انسانی را نه! بلی!کاش در چوک کابل تجاوز ،قتل،برهنه و‌شکنجه ..اما نه در پشت دروازه های بسته. و حالا تعداد جای سنگسار درک می‌کردند که فرخنده و رخشانه ها چقدر بی کسی و تنها بودند و هستند. وقتی تولد شدم خواست خودم نبود«دختر»باشم خواستم نبود در افغانستان و در جامعه مسلمان تولد شوم..از مشخصات زنانه وجودم «از پریود،ثدیه هایم »نفرت داشتم.. اما حالا با همه سنگسار ها،زخم ها،باز میخواهم زنی باشم که خودم دوست دارم. زن که حتا پدر و برادرش دیگر دوستش ندارد..زنی که از سایه و صدای پاهای خودش میلرزد، زنی که یکبار دروازه های خانه اش شکستانده شد، اما زخم آن روی سینه و بدن،روح و روانش باقی ماند و هیچ جای دنیا حس امنیت ندارد. و امکان ندارد، شب های که بخوابم و یک بار به دروازه و شکستن آن فکر نکنم.آخرین تخت خواب راحت قبل از زندان طالب بود..و اینجا قشنگ نیست به من چون حس می‌کنم صد ها هزار کودکم هنوز گیر مانده آنجا در دهن هیولا ها.. قلبم آنجاست که دو سال قبل بودم . اما دیگر نمیخواهم جنایت های مردان مسلمان پشت دروازه های بسته بماند. زندان طالب ،رفتار های ریاکارانه شما تمام سرگذشت زنده گی ام را هر روز مرور می‌کند ، من کی ام و چی ها کشیدم.. تا زنده ام میمانم باز هم نمیخواهم نقش بازی کنم تا فردا صاحب چوکی باشم، می‌خواهم یک صفا کار با شرف باشم، اما درد های زنانه ام را با هیچ قیمتی نمی فروشم «سکوت نمیکنم»

Zarmina Paryani

108,194 Aufrufe • vor 2 Jahren