Загрузка видео...

Не удалось загрузить видео

На главную

تهِ دوستی با آمریکا اینه. اینجا در سال ۲۰۰۹ هیلاری کلینتون وزیر خارجه دولت اوباما با معتصم قذافی پسر معمر قذافی دست میده و از فرصت‌های فراوان همکاری بین لیبی و آمریکا حرف میزنه. ببینید چطور همه چیز شیک و مجلسیه. حالا «فقط» ۲ سال بعد با حمله به...

105,810 просмотров • 4 месяцев назад •via X (Twitter)

Комментарии: 0

Нет доступных комментариев

Здесь появятся комментарии из оригинального поста

Похожие видео

۱/۲ 🔹ریکاردو: ‌دلیل واقعی تهاجم آمریکا به ونزوئلا به توافقی برمی‌گردد که هنری کیسینجر در سال ۱۹۷۴ با عربستان سعودی بست. ‌ و من می‌خواهم توضیح دهم که چرا این واقعاً درباره بقای خود دلار آمریکا است. نه مواد مخدر. نه تروریسم. نه «دموکراسی». این درباره سیستم پترودلار است که آمریکا را برای ۵۰ سال قدرت اقتصادی غالب نگه داشته. و ونزوئلا همین حالا تهدید به پایان دادن به آن کرده. اینجا آنچه واقعاً اتفاق افتاده: ونزوئلا ۳۰۳ میلیارد بشکه ذخایر اثبات‌شده نفت دارد. بزرگ‌ترین در زمین. بیشتر از عربستان سعودی. ۲۰٪ کل نفت جهان. اما بخش مهم اینجاست: ونزوئلا فعالانه آن نفت را به یوان چین می‌فروخت. نه دلار. در سال ۲۰۱۸، ونزوئلا اعلام کرد که «خود را از دلار آزاد می‌کند». آنها شروع به پذیرش یوان، یورو، روبل، هر چیزی جز دلار برای نفت کردند. آنها درخواست عضویت در بریکس را دادند. آنها کانال‌های پرداخت مستقیم با چین ساختند که کاملاً SWIFT را دور می‌زنند. و آنها نفت کافی برای تأمین مالی حذف دلارسازی برای دهه‌ها داشتند. چرا این مهم است؟ چون کل سیستم مالی آمریکا بر یک چیز بنا شده: پترودلار. در سال ۱۹۷۴، هنری کیسینجر با عربستان سعودی توافق کرد: تمام نفت فروخته‌شده در جهان باید به دلار آمریکا قیمت‌گذاری شود. در ازای آن، آمریکا حفاظت نظامی فراهم می‌کند. این توافق واحد تقاضای مصنوعی برای دلار در سراسر جهان ایجاد کرد. هر کشوری روی زمین برای خرید نفت به دلار نیاز دارد. این به آمریکا اجازه می‌دهد پول نامحدود چاپ کند در حالی که کشورهای دیگر برای آن کار می‌کنند. این نظامی، دولت رفاه، و هزینه‌های کسری را تأمین می‌کند. پترودلار برای هژمونی آمریکا مهم‌تر از ناوهای هواپیمابر است. و الگویی وجود دارد از آنچه برای رهبرانی که آن را به چالش می‌کشند اتفاق می‌افتد: ۲۰۰۰: صدام حسین اعلام می‌کند عراق نفت را به یورو به جای دلار می‌فروشد. ۲۰۰۳: حمله شد. تغییر رژیم. نفت عراق فوراً به دلار برگشت. صدام حلق‌آویز شد. سلاح‌های کشتار جمعی هرگز پیدا نشدند چون هرگز وجود نداشتند. ۲۰۰۹: قذافی پیشنهاد ارز آفریقایی پشتیبانی‌شده با طلا به نام «دینار طلا» برای تجارت نفت داد. ایمیل‌های لو رفته خود هیلاری کلینتون تأیید می‌کند این دلیل اصلی مداخله بود. نقل قول ایمیل: «این طلا قرار بود برای برقراری ارز پان‌آفریقایی بر پایه دینار طلایی لیبی استفاده شود.» ۲۰۱۱: ناتو لیبی را بمباران کرد. قذافی مورد تجاوز و قتل قرار گرفت. لیبی حالا بازارهای برده‌داری علنی دارد. «ما آمدیم، دیدیم، او مرد!" کلینتون جلوی دوربین خندید. دینار طلا با او مرد. و حالا مادورو. با پنج برابر نفت بیشتر از صدام و قذافی با هم. فعالانه به یوان می‌فروشد. سیستم‌های پرداخت خارج از کنترل دلار می‌سازد. درخواست عضویت در بریکس می‌دهد. شریک با چین، روسیه و ایران. سه کشوری که حذف دلارسازی جهانی را رهبری می‌کنند. این تصادفی نیست. پترودلار را به چالش بکش. منتظر تغییر رژیم‌ شو. هر. بار. تک. استیون میلر (مشاور امنیت داخلی آمریکا) دو هفته پیش دقیقاً آن را بلند گفت: «عرق، نبوغ و زحمت آمریکایی‌ها صنعت نفت ونزوئلا را ایجاد کرد. مصادره استبدادی آن بزرگ‌ترین دزدی ثبت‌شده از ثروت و اموال آمریکا بود.» او پنهان نمی‌کند. آنها ادعا می‌کنند نفت ونزوئلا متعلق به آمریکاست چون شرکت‌های آمریکایی ۱۰۰ سال پیش آن را توسعه دادند. با این منطق، هر منبع ملی‌شده در تاریخ «دزدی» بود. اما مشکل عمیق‌تر اینجاست: پترودلار در حال مرگ است. روسیه از زمان اوکراین نفت را به روبل و یوان می‌فروشد. 🔗 Ricardo پیوند به این فرسته در کانال تلگرام "بین دوگانگی ها ":

Farhad Ghoddoussi

22,520 просмотров • 7 месяцев назад

مارکو روبیو در توییت زیر نوشته: «در سال ۲۰۱۴، دولت اوباما برای پسر معصومه ابتکار و خانواده‌اش ویزا صادر کرد تا وارد ایالات متحده شوند. در ژوئن ۲۰۱۶، دولت اوباما از طریق برنامه ویزای مهاجرتی تنوع نژادی (Diversity Visa Program)، به آن‌ها اقامت دائم قانونی اعطا کرد. این هفته، من وضعیت اقامت دائم قانونی آن‌ها را لغو کردم و امروز، سید عیسی هاشمی، مریم طهماسبی و پسرشان در بازداشت اداره مهاجرت و گمرک ایالات متحده قرار دارند تا مقدمات اخراجشان از کشور فراهم شود.خانواده او هرگز نباید اجازه می‌یافتند از امتیاز ویژه زندگی در کشور ما بهره‌مند شوند.» سخت است بعد از توییت روبیو به یاد نیاورد که این همان دولت آمریکاست که چهل و دو روز پیش این توهم را داشت که با ترور آیت‌الله خامنه‌ای و بمباران چند هزار ایران بلافاصله تسلیم می‌شود و حالا که مقابل چشم همه جهانیان شکست فاحشی خورده، اوج موفقیتش این شده که چند آقازاده غربگرا را از آمریکا اخراج کند. امری که بیشتر از آمریکا خواسته خود مردم انقلابی داخل ایران است. اما همین طور هم سخت است به یاد نیاورد معصومه ابتکار تنها چند ساعت پس از شهادت سید ابراهیم رئیسی، آنهم به احتمال زیاد به دست اسرائیل، چگونه در فضای عمومی شادمانی می‌کرد و آن را باعث «رفع انسداد» می‌دانست. رفتاری که با اصول بدیهی فرهنگ ایرانی هم خوانا نبود، چه رسد انصاف سیاسی نسبت به رقیب. منظور معصومه ابتکار و رفقایش هم از «رفع انسداد» واضح بود: بازگرداندن ایران به پای میز مذاکراتی که شهید خامنه‌ای آن را غیرشرافتمندانه و غیرعاقلانه خواند و مقدمه حمله آمریکا و اسرائیل به ایران شد. توییت روبیو و اخراج فرزندان معصومه ابتکار درس بزرگی است برای همه آن سیاستمداران استحاله‌ شده‌ای که توسعه و پیشرفت را این سالها در گروی تسلیم مقابل آمریکا دیده‌اند: آمریکا ارباب بی‌رحمی است و به دلباختگان خودش هم رحم ندارد.

Ali Alizadeh

67,309 просмотров • 4 месяцев назад

پیش بینی یک دهه قبل قذافی، پیش از سقوط حکومتش: "برنامه آنها این است که لبنان و سوریه را از نقشه ها حذف کنند تا مرزهای آنچه ما اسرائیل می گوییم با ترکیه باشد نه با کشورهای عربی. شما خواهید دید که متأسفانه این امر محقق خواهد شد. اگر در دوران ما محقق نشود در دوران بچه های ما محقق خواهد شد... اسرائیل این را گفته: بالکانیزه شدن کشورهای عربی یعنی تکه تکه شدن مصر به ۴ کشور، سوریه به ۵ دولت، لبنان کوچک به استان ها، کمون ها و کانتون ها تقسیم می شود... نقشه از قبل وجود دارد و همه چیز نوشته شده است..." اگر قذافی زنده بود و حکومتش را بدون جنگ، با نرمالیزاسیون در محور اسراییل قرار داده بودند، و اگر لیبی نفت نداشت و به خاطر نفت، این کشور متلاشی نشده بود، حالا یکی از عموهای این عمالیق عقب افتاده شده بود! همین عقب افتاده هایی که می گویند:« ما آریایی هستیم، عرب نمی پرستیم!»، این جنگ ثابت کرد که شما مدفوع های متحرک و نوکران آل صهیون. بجز ایران، به خاطر پول و منافع عموهای تان، همه چیز را می پرستید!

تحلیل راهبرد

20,875 просмотров • 2 месяцев назад

برنامه #نیمه_تاریک 🎥 گفت‌وگوی اختصاصی آوش با عباس آخوندی، وزیر اسبق راه و شهرسازی: با مشت نمی‌توان اعتبار خرید، باید دانایی داشت سیاستمداری تکنوکرات و مهندسی اقتصاد‌دان که زمانی از جوان‌ترین وزرای کابینه در دولت اکبر هاشمی رفسنجانی بود. عباس آخوندی مردی که به صراحت لهجه معروف است و به همین دلیل با خیلی‌ها سرشاخ شده. باجناق علی‌اکبر ناطق نوری، در دولت‌های اول و دوم حسن روحانی هم به وزارت راه و شهرسازی رسید اما در کمتر از یک سال و نیم بعد از دولت دوم روحانی، به خاطر اختلافات به وجود آمده از دولت کنار رفت و به نظریه‌پردازی پرداخت. آخوندی در انتخابات ریاست جمهوری ۱۴۰۳ ثبت‌نام کرد اما صلاحیتش از سوی شورای نگهبان احراز نشد. او در نظریاتش مساله اصلی ایران را از سال ۸۴ به بعد بی‌دولتی می‌داند؛ برداشتی نزدیک به قول معروف سید جواد طباطبایی فقید که «همه چیز در ایران متولی دارد جز خود ایران» در یوتیوب آوش ببینید: در وبسایت آوش ببینید: آوش | Avash

Abbas Akhoundi | عباس آخوندی

10,452 просмотров • 10 месяцев назад

خبر فوری لیندزی گراهام: ترامپ مستقیم با ایران داره صحبت می‌کنه و حتی سرشون داد میزنه که اگر مرا بازی بدهید بد میشه! تاس سوم چیست؟! (البته قبلا هم در تحلیل‌های شخصی نوشته‌ام!) سرباز آمریکا باید وارد ایران بشه! چه با جنگ چه با مذاکره! قسمت دوم میشه تاس سوم! یعنی راهی به درون رژیم و کشور ایران پیدا کنه تا سربازان و نیروهای امنیتی با مذاکره رژیم وارد ایران شوند برای جمع‌آوری اورانیوم و بازدید از سایت‌های اتمی و نظامی و موشکی! یعنی دسترسی به هر جایی که ارتش آمریکا دلش بخواد! اگر این اتفاق بیافته، یعنی یک شخص بلندپایه این امر محال رو سهل کرده! پس با همون شخص، رژیم رو تسلیم می‌کنه و نهایتا یک تضمین به همون شخص میده(دقیقا مثل فردوست در کودتای۵۷) ولی تضمینی برای بقایای حکومت نیست. درین زمان آمریکا نیروی پیاده در ایران داره و گلوگاه‌های قدرت و اسلحه‌خانه‌ها هم در دست داره، به راحتی به مردم اعلان خواهد شد که نظرشون رو بگن(انقلاب کنند) و پایان حکومت اسلامی! به عبارتی ترامپ میخواد عین نقشه کارتر رو پیاده کنه! ولی برعکس! اینجوری کشور و زیرساخت‌ها هم حفظ میشه و همه چیز انقلابی به نظر می‌رسه!

JamesDean

82,182 просмотров • 4 месяцев назад

تنها ۶ روز پس از آنکه صدام از حفره‌ی ذلت بیرون کشیده شد، سیلیِ «واقعیتِ میدان» در طرابلس بر صورت قذافی نواخته شد و لرزه بر اندام دیکتاتور لیبی افتاد؛ او فهمید نفر بعدی در لیستِ تسویه‌حسابِ تاریخ، خودِ اوست. قذافی سراسیمه به سیمِ آخر زد و کلِ بساط هسته‌ای‌اش را در سینیِ نقره تقدیم آمریکا کرد. این جستار، بازخوانیِ یک فرجامِ محتوم است: سقوطِ رژیم‌های تمامیت‌خواهی که گمان می‌کردند مشروعیتِ نداشته‌شان را می‌توانند در سانتریفیوژها غنی‌سازی کنند. در ژانویه ۲۰۰۴، آمریکا ۲۵ تن اسناد و تجهیزات حساس را از خاک لیبی خارج کرد؛ قذافی خیال می‌کرد با این معامله، بقای حکومتش را بیمه کرده است؛ غافل از اینکه او تنها «اهرمِ بازدارندگیِ» خود را پیش‌مرگِ توهماتش کرده بود. هفت سال بعد، وقتی غرشِ جنگنده‌ها آسمان لیبی را شکافت، نه اتمی مانده بود و نه اعتباری. او که عمری را در کاخ‌های سبز گذرانده بود، در لوله‌ی فاضلاب به انتهای خط زندگی رسید. پسرش، سیف‌الاسلام، بعدها با تلخی گفت: «غرب به هیچ عهدی وفا نکرد.» او راست می‌گفت، اما حقیقتِ بزرگ‌تر این بود: غرب با «دولت‌ها» معامله می‌کند، نه با «فرقه‌های تروریستی». صدام حسین اما مسیرِ «انکار و فریب» را رفت. او پس از جنگ کویت، تحتِ فشار آژانس، برنامه هسته‌ای‌اش را ظاهراً برچید، اما دانشمندانش را در پستوها، و طرح‌هایشان را در باغچه‌ها دفن کرد تا روز مبادا دوباره جوانه بزنند. در سال ۲۰۰۳، او نه به خاطر بمبی که داشت، بلکه به خاطر «ماهیتِ ضدِدولتی» و تهدیدِ دائمی‌اش برای نظمِ جهان از پا درآمد. فرجامِ صدام، دارِ مجازات بود؛ چون او هم مانند قذافی، «ملت» را پشتِ سر خود نداشت. بشار اسد، بازیگرِ زیرک‌تر یا شاید خوش‌شانس‌تر این سیرکِ خونین بود؛ او با کپی‌برداری از راکتور «یونگ‌بیونِ» کره‌شمالی، در دلِ بیابان‌های دیرالزور به دنبالِ پلوتونیوم بود. وقتی در ۲۰۰۷، عقاب‌های اسرائیلی در سه دقیقه رویای او را به تلی از خاکستر تبدیل کردند، اسد سکوت کرد؛ چون اعتراف به وجودِ راکتور، از خودِ بمباران رسواکننده‌تر بود. بشار اسد بدون بمب اتم، و به قیمتِ تبدیلِ سوریه به ویرانه‌ای تحت‌الحمایه‌ی بیگانگان، چند صباحی بیشتر بر مسند قدرت تکیه زد، تا دسامبر ۲۰۲۴ که آن سازه‌ی پوشالی در ۱۱ روز فرو ریخت و دیکتاتور به دامنِ مسکو پناه برد! اسد درسِ اصلی تاریخ را درک نکرده بود: رژیمی که ریشه در خاکِ ملی ندارد، با هیچ گلخانه‌ی هسته‌ای زنده نمی‌ماند. صدام با «انکار» به طناب دار رسید، قذافی با «تسلیم» به فاضلاب تاریخ رفت و اسد با «پنهان‌کاری» به تبعید و تحقیر دچار شد. هیچ‌کدام بمب اتم نداشتند، یا برنامه اتمی‌شان را از دست داده بودند، اما آنچه آن‌ها را به کامِ نابودی کشاند، نه فقدانِ کلاهک هسته‌ای، بلکه فقدانِ «دولتِ ملی» بود. آن‌ها نه حکمران، که غاصبانِ صندلیِ ملت‌‌ بودند، و مشروعیت‌شان تنها از لوله‌ی تفنگ نشأت می‌گرفت. امروز، رژیمِ اشغالگرِ ایران مدعی است که تاریخ را خوانده، اما بدترین درسِ ممکن را از آن گرفته است. خامنه‌ای می‌پنداشت که قذافی و اسد به خاطرِ «نداشتنِ بمب» مُردند، در حالی که آن‌ها به خاطر «نداشتنِ ملت» سقوط کردند. جمهوری‌اسلامی چهار دهه فرصت داشت تا اتم را به گروگانِ بقای خود تبدیل کند؛ اورانیوم ۶۰ درصد، سانتریفیوژهای IR-6 در دلِ کوه‌های فردو، و نشاندنِ دانشمندان در قلبِ نهادهای امنیتی، همگی برای یک هدف است: «باج‌گیری از جهان برای سرکوبِ ملت». وقتی «ونس» در اسلام‌آباد دو شرطِ خروجِ اورانیوم و توقف ۲۰ ساله‌ی غنی‌سازی را روی میز گذاشت، در واقع «مدلِ لیبی» را احیا کرد؛ رژیم می‌داند پذیرشِ این شروط، امضای حکمِ مرگِ ایدئولوژیکِ اوست. برای رژیم، «حقِ غنی‌سازی» و «مقاومت»، تنها ابزارهای هویت‌ساز هستند؛ بدون این تقابلِ خودساخته، این فرقه هیچ معنا و توجیهی برای وجود داشتن ندارد. اما هشدارِ بی‌رحمانه‌ی تاریخ برای ما ایرانیان، در لایه‌ای عمیق‌تر نهفته است؛ قذافی رفت و لیبی به ویرانه‌ی قبایل بدل شد، صدام رفت و عراق سهمِ نفوذِ منطقه‌ای رژیم شد، اسد رفت و سوریه هنوز در پیِ هویتِ گمشده‌اش می‌گردد. سقوطِ رژیم، شرطِ لازم است، اما تمامِ داستان نیست. آنچه این ملت‌ها نداشتند و ما «باید» داشته باشیم، نه فقط «غیابِ دیکتاتور»، بلکه «حضورِ دولتِ ملیِ مشروع» است؛ حقیقتِ عریان این است: هیچ بمبی، هیچ راکتوری و هیچ بستنِ تنگه‌ای نمی‌تواند جایگزینِ اراده‌ی یک ملت شود. رژیم‌هایی که از جنسِ ملت‌های خود نیستند، دیر یا زود در زباله‌دان تاریخ دفن می‌شوند. آنچه پس از آن‌ها می‌ماند، اگر با «دولتِ ملی» پر نشود، خلأیی خواهد بود که دیگران، با نقشه‌هایی شوم، برایش دندان تیز کرده‌اند.

سیروس پارسا

78,525 просмотров • 4 месяцев назад

در آستانه مذاکرات میان جمهوری اسلامی و ایالات متحده در پاکستان، ویدیویی قدیمی از سخنان محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی، در شبکه‌های اجتماعی مورد توجه قرار گرفته است. قالیباف در این سخنرانی ۲۰ بهمن‌ماه ۱۴۰۳ با اشاره به موضع علی خامنه‌ای درباره مذاکره با دولت دونالد ترامپ گفته است: «آقا گفتند ما با آمریکا مذاکره نمی‌کنیم. این یعنی روشن و تمام.» او در ادامه افزود: «این به معنی این نیست که با بقیه مذاکره نمی‌کنیم. البته تکلیف رژیم صهیونیستی روشن است.» علی خامنه‌ای نیز در همان مقطع تاکید کرده بود: «مذاکره با آمریکا هوشمندانه، عاقلانه و شرافتمندانه نیست و هیچ تاثیری در رفع مشکلات کشور ندارد.» او دلیل این موضع را «تجربه» عنوان کرده و گفته بود: «در دهه ۹۰ حدود دو سال با آمریکا و چند کشور مذاکره کردیم، معاهده‌ای تشکیل شد، اما آمریکایی‌ها به آن عمل نکردند و همان شخصی که اکنون سر کار است آن را پاره کرد.»

independentpersian

95,204 просмотров • 4 месяцев назад

دامی نیست که آمریکایی‌ها پهن کرده، و سرانِ ابله رژیم در آن نیافتاده باشند؛ سکوتِ نمایندگان آمریکایی پس از گفتگوها، و پرگویی‌های احمقانه‌ی عراقچی را به خاطر دارید؟ سکوت آمریکا آگاهانه بود، اما رژیم با ژستی پیروزمندانه و از موضعی فرادست اعلام موفقیت می‌کرد، تا امروز ویتکاف دهان باز کند و اینچنین روایت جعلی عراقچی را، علیه نظام استفاده کرده، و آن را به اهرمی برای توجیه اقدام نظامی تبدیل کند! آمریکا همین سیاست را با عدم رهگیری - ساقط کردن موشک‌ها و پهپادهای سپاه تروریستی دنبال کرد؛ اجازه داد جمهوری‌اسلامی بر سینه بکوبد، قلدری کند و همسایگان عرب خود را هدف قرار دهد! رژیم خیال می‌کرد که این حملات باعث ایجاد فشار توسط همین کشورها به دولت آمریکا، برای توقف جنگ می‌شود! نتیجه اما چیز دیگری بود: تشکیل ائتلافی منطقه‌ای توسط اعراب همسایه، و پیوستن‌شان به کارزار نظامی اسرائیل-آمریکا علیه رژیم! آمریکا به رژیم اجازه داد تا کشتیرانی جهانی را به خطر بیاندازد، سپاه احساس قدرت کرد، به چند کشتی و نفتکش حمله کرد، نظام و امنیت تجارت در آب‌های آزاد را به خطر انداخت و بعد به پایگاه‌های نظامی در قبرس حمله کرد، فکر می‌کنید نمیشد جلوی این حملات دیوانه‌وار را گرفت؟ در نتیجه‌ی این ستیزه‌جویی تروریستی آشکار، رژیم نه تنها نیروی دریایی خود را به‌طور کامل از دست داد، که انگلیس و فرانسه‌ای که مایل به همکاری با آمریکا برای اقدام نظامی نبودند، اظهار کردند که می‌خواهند برای دفاع در برابر تهدیدهای جمهوری‌اسلامی، اقدام کنند! جمهوری‌اسلامی طی این چند هفته، و به‌ویژه پس از آغاز جنگ، با رفتار و گفتارهای جنون‌آمیز خود، بیشترین مشروعیت جهانی را به دولت ترامپ، برای اثبات ضرورتِ اقدام نظامی پیش‌دستانه علیه رژیم، بخشیده است! از طرفی باید خوشحال بود که دشمن ما چنین نادان است، و از طرفی باید خون گریست که چنین فرقه‌‌ای متشکل از دیوانگان، فرومایگان و ابلهان، ۴۷ سال هستی و نیستی ما را به اسارت خود درآورده است!

سیروس پارسا

57,032 просмотров • 5 месяцев назад