正在加载视频...

视频加载失败

تو مشهد، آقایی که توی این ویدیو می‌بینید، ظاهرا یه چک رمزدار ۱۰۰ میلیون تومنی نذر کرده و انداخته تو ضریح امام رضا، به امید اینکه زنش شفا پیدا کنه. حالا بعد از یه مدت برگشته، رفته بالای ضریح و میگه زنم مُرد، تا پولمو پس ندید پایین نمیام!...

53,348 次观看 • 3 天前 •via X (Twitter)

31 条评论

دگر اندیش 的头像
دگر اندیش3 天前

یکی نیست بگه تو گوه خوردی که علم پزشکی رو رها کردی رفتی چسبیدی به معامله با رضا🙄 اگه عقل داشتی ۱۰۰ میلیون رو به یه محتاج میدادی نه تولیت شکم‌گنده آستان قدس که مثل مافیا هستن تا نوادگانشون پول دارن کوفت کنن.

Mahan Irani🇮🇷 的头像
Mahan Irani🇮🇷3 天前

امان از جهل. کاش مثلا قول میداد این پول را اگر همسرش بهبود پیدا میکرد خرج نیازمندان کنه. یا در راه درمان وی هزینه کنه.

Cartonist 的头像
Cartonist3 天前

این ک..خل باید نذر میکرد بعد که جواب میگرفت پولو میداد ! این نسل و خاندان کلا کلاهبردارن خرشون از پل بگذره گذشته دیگه ، تازه ما یه ک..صخل داشتیم از اینا کلاهبردارتر بود ، نذر میکرد حاجت میگرفت نذر رو هم نمیداد میگفت خودش درست شد ، یعنی اون تازه در اینا میمالید 🤣🤣

بُکُنِ ۳ فاسد 的头像
بُکُنِ ۳ فاسد3 天前

در بهترین لوکیشن واسه شاشیدن به قبر معصوم قرار داره! من بودم می دادم پایین یه ۴ لیتری گواری وجود حضرت و مابقی ائمه اطهار می کردم.

ツ یِــ آدم برفی کلافه 的头像
ツ یِــ آدم برفی کلافه3 天前

@cryptosamz یا پولدار بشم🥳🥳 یا امام رضا به یه نفر بدهکار بشه😭😭

tomaj 的头像
tomaj3 天前

اشتباه کرده باید کارت و مینداخت بعد شفا گرفتن رمز و میگفت

امیر وظیفه شناس 的头像
امیر وظیفه شناس3 天前

عمرا اگر یک قرون بهش برگردونند. خودم چنین تجربه ای دارم..میدونید یکسره جلوی ادم رو میگیرند که بیا برات زیارت نامه بخونیم منم اعصابم خورد شد به یکیشون گفتم بخون. بعد که طلب پول کرد گفتم چه پولی خودت اصرار کردی بخونی خب همه ثوابش اصلا برای خودت ما نخواستیم. ماجراهایی پیش اومد که فقط همینقدر بگم احتمالا امام رضا دلش برام سوخت و نجاتم داد، چون خدا هم اونجا زوری نداره😄

Hamid 的头像
Hamid3 天前

اگر همه مردم همینطور ابروی کلاهبردارها را بریزند کم کم این گنبد و بارگاه های مومن خر کن تعطیل می شوند

John 的头像
John3 天前

خاک تو سرت که چک رو انداختی تو این عندونی! ۱ سنت هم نباید بدی به این عمام گداتون، چه برسه به ۱۰۰ میلیون! آخوندها برات خوردن یه آب هم روش کسمنشگ! 😂

مورفیوس 的头像
مورفیوس3 天前

ای بابا پس بگو چرا نذر های من جواب نداده ، شتیل و مایه رو اول باید پرداخت میکردیم 😂

sina shahabi 的头像
sina shahabi3 天前

مشکل روحی داشت و فقط صدا میزد امام رضا امام رضا ، توهمات ذهن مریضتون رو به این بنده خدا ربط ندید

tahereh bahrami 的头像
tahereh bahrami3 天前

حاصل کارکرد ابزاری دین به جای تعالی روحی معنوی آن!

ebosh 的头像
ebosh2 天前

غلط کرده آداب نذر را ندانسته نذر می‌کنه اول باید نذر قبول بشه تا وجه نذر پرداخت بشه پوما بذارند اینقدر اون بالا بمونه تا گرسنه بشه خودش میاد پایین مردی که احمق فکر کرده اونجا بازاره

Ali Goodman 的头像
Ali Goodman3 天前

به نظرم باید دادخواست رجوع از هبه علیه امام رضا بده منتظر باشه پیامک ابلاغیه تعیین شعبه برای امام رضا تو ثنا بشینه و بعد اگر حکم به نفعش صادر شد تو اجرا اموال امام رضا رو توقیف کنه.

Rezzie 的头像
Rezzie3 天前

از وقتی گوشی دوربین دار آمده بخش شفای دین و مذهب تعطیل شده

رستم فرخزاد 的头像
رستم فرخزاد3 天前

چه خری رضا اگه شفا میدید خودش با اسهال نمیمرد!

Mohammad Javad ghasemi 的头像
Mohammad Javad ghasemi3 天前

هوش مصنوعی همینطور بره بالا کارش نداشته باشن پارش میکنن

اعلاحضرتِ همایونی 的头像
اعلاحضرتِ همایونی3 天前

این فیلم مربوط به سال ۴۰۳ هست

Mahsa 的头像
Mahsa3 天前

👍👍👍🤣🤣🤣🤣

TheNarrgol 的头像
TheNarrgol3 天前

اولا که این یارو خیلی خره. دوما. این رضا اگه بیل زن بود که دم خودش را بیل میزد که انگور سمی از دست زن نگیره

الهه‌ی الماس نشان 的头像
الهه‌ی الماس نشان3 天前

مشهدیا میگن که پول ننداخته رفته اون بالا زوری شفا بگیره

Affe Dj 的头像
Affe Dj3 天前

😂😂😂😂😂😂

Coppélia 的头像
Coppélia3 天前

😂🔥

C. Mehr 的头像
C. Mehr3 天前

😂😂😂😂پولشو بدین

Azaa 的头像
Azaa3 天前

امام رضاتون هم تو این گرونی دیگه رشوه هارو هاپولی میکنه🤣کص ننتون

Ara Irandost 的头像
Ara Irandost3 天前

از آخوند کونده پرروتر وجود نداره . اسلام یعنی قتل و غارت و‌تجاوز . پولی بهت نمیدن و اعدام میشی ولشون کن .

Nayereh Chegini 的头像
Nayereh Chegini3 天前

آخه چقدر یه آدم میتونه احمق باشه خب صبر میکردی اگه زنت خوب شد میرفتی چک بی زبون رو میانداختی

وحيد.م 的头像
وحيد.م3 天前

کاش خودشم‌ می مرد مردم کودن

Persian boy 的头像
Persian boy3 天前

امام رضا بعد از دریافت چک رمز دار

persianparrot 的头像
persianparrot3 天前

پس آقا رضا هم کلاهبردار و دزد از آب در آمد. یارو چشمش کور می خواست چک را نندازه توی ضریح یه آدم کلاهبردار

sajad df 的头像
sajad df3 天前

پول اون بیچاره رو بدین امام رضا محتاج این چاقالا نیست ک

相关视频

یه نگاه به این تبلیغاتِ پر از «احساس» که می‌ندازین، فکر می‌کنین با یه آدم عاشق حیوانات طرفین که داره از عشق و مهربونی حرف می‌زنه. طرف نشسته یه متنِ احساسیِ سوزناک نوشته، از ابهت و قدمت ۴۰۰ ساله سگ گفته تا شما یادتون بره که اون پشت‌صحنه، داره توله‌کشی صنعتی می‌کنه. براشون مهم نیست که این نژاد چقدر مشکل مفصلی و قلبی داره، براشون مهم نیست که ۴ میلیون سگ‌ بی‌سرپرستِ داخل ایران دارن توی حاشیه شهرها و بیابون‌ها تلف می‌شن و آسیب می‌رسونن؛ مهم اینه که شما یه پول کلان بدین و یه سگِ «مد روز» بخرین! اینا همون‌هایی هستن که وقتی سگِ مولدشون دیگه «کارایی» نداشته باشه یا توله‌ها مریض باشن، اولین نفری‌ان که تو طبیعت رهاشون می‌کنن. قبل از اینکه با این کلماتِ قشنگ گول بخورید و برین سراغ خریدشون، یه سر به پناهگاه‌ها بزنین. اونجا پر از سگ‌های وفاداریه که منتظر یه ذره محبّتن، نه یه کالای گرون‌قیمت توی قفسِ یه توله‌کشِ سودجو. عشق، خریدنی نیست؛ اون «غول مهربونی» که ازش حرف می‌زنن، توی حاشیه‌‌‌ی شهرهای خودمون فراوونه، فقط بهش برچسبِ قیمت نخورده!

فلات ایران

54,360 次观看 • 2 个月前

ظاهرا خیلی زیر فشاره از طرف مردم تو کوچه و خیابون ، اومده طلبکاری از اینترنشنال :)) جالب ماجرا اینه که در مورد مصداقی به درستی به عقلش می‌رسه که بگه "تو چه جوری تو از اون همه اعدام و کشتار سلامت اومدی بیرون" اما به خودش که می‌رسه نمیگه که چه جوری در برابر رژیم آدم خواری که به #علی_زارعی صرفاً به خاطر حمایتش از انقلاب ملی ایران و پهلوی حکم اعدام داده رژیم جنایتکاری که ‌آدمها رو می‌گیره به خاطر دو تا پست اینستاگرامی و دوتا پیام تو واتساپ و تلگرام بهشون اعدام میده یا زیر شکنجه می‌کشه این آقا که بالا و پایین رژیم رو گفته به مقدسات این رژیم بارها به تندترین شکل گند زده سال ۱۴۰۱ برای خامنه‌ای آرزوی مرگ کرده و حتی آرزو کرده که ای کاش خودش می‌تونست با دستان خودش خامنه‌ای رو بکشه و گفته کشتن خامنه‌ای ارجح بر موسیقی است در این لحظه از همه این حرف‌ها و کارهای او گذشته! بینای مصداقیه اما کور خودشه که راه افتاده رفته ایران و اون جماعتی که آدم‌ها رو به خاطر یه اظهار نظر ساده اونجوری از هستی ساقط می‌کنند براش آغوش گرم فرستادند به پیشوازش و حالا هم داره مثل کبک خرامان تو مملکت اینور و اونور میره ! در این فقره لال شده و توضیحی هم نداره بده دیگران هم نباید زش بپرسند چه جوری تو رفتی به پابوس دست‌های پر از خونی که تا مرفق در خون چند ده هزار جوون اون مملکت رفتند همین چند ماه قبل کسی نباید از این بابا بپرسه که تو به چی خودت رو فروختی و چند فروختی که رژیم چشمش رو روی همه اون حرف‌هایی که زدی و همه اون جنگولک بازی‌هایی که درآوردی با آیات قرآنشون بست! مردک گند گاو چاله دهان مذبذب !

AliVafaei(علی وفایی)🦁☀️🇩🇪🇮🇱🇺🇲🇮🇱🇺🇦

153,293 次观看 • 6 天前

حسین مصطفوی، معروف به Mr Most سالهاست که در تورنتوی کانادا زندگی می‌کنه، شرکت Real Estate داشت و حدوداً ۳۵ تا خونه در تورنتو و بیشتر در محدوده‌ی یانگ و فینچ تا یانگ و شپرد، به اسمش هست. احتمالاً خیلی از کسایی که توی تورنتو زندگی می‌کنن تابلوهاشو دیدن. ولی مدتیه که پرونده‌ی خونه‌هاش یکی‌ یکی داره میره دادگاه و تا الان هم حداقل سه تا از خونه‌هاشو از دست داده. دلیلش هم این بوده که وام‌های بانکی مربوط به اون املاک پرداخت نشده و بانک‌ها و موسسات مالی مجبور شدن برای گرفتن پولشون برن دادگاه. احتمالاً این روند ادامه خواهد داشت و ایشون به احتمال زیاد، املاک بیشتری رو در آینده‌ی نه چندان دور از دست خواهد داد. چند سال پیش هم Real Estate License رو از دست داد. ماجرا هم مربوط به حساب Trust شرکت Real Estate بود، همون حسابی که پول معامله‌ی خریدار و فروشنده موقتاً اونجا نگهداری میشه و باید در موعد مقرر به طرف مربوطه پرداخت بشه. طبق پرونده‌ای که درباره‌ش مطرح شده بود، پول در موعد مقرر پرداخت نشد، ازش شکایت شد و در نهایت License رو از دست داد. حالا چیزی که همیشه برای من سئوال بود اینه که چطوری میشه یه آدم با این همه خونه و ملک، دونه‌دونه اینا رو از دست بده؟! واقعاً از دست دادن این همه ملک خودش یه هنری می‌خواد که کار هر کسی نیست. حتی به نقل از یکی از دوستانی که سازنده‌ی ملک در تورنتو هست، حسین مصطفوی بهش گفته بود که احتمالاً تا آخر سال به ایران برخواهد گشت. از طرف دیگه، ایشون برای مراسم چال کردن لاشه‌ی #موشعلی (#درمانده) به ایران رفته بوده و در این مراسم شرکت کرده، همون‌طور که توی این ویدئو هم می‌بینید. حالا تازه متوجه میشم که چجوری اون همه پول و سرمایه داره از بین میره و چرا می‌خواد به ایران برگرده.

 Amir 𓃬☼

33,938 次观看 • 10 天前

افتضاح پشت افتضاح ادعای رهبری یک کشور رو دارن، ولی همه جا تقلب می‌کنن. یه عده گفتن من دروغ می‌گم و امکان نداره بشه دو بار رای داد. این ویدئو رو ببینین که گرفتم. 4 تا پنجره گوگل کروم همزمان باز کردم (هر پنجره یه پروفایل جدید هست برای همین رنگ پنجره‌ها فرق داره - اینکه پروفایل مختلف باشن مهمه). در کمتر از 2 دقیقه 4 بار رای دادم. نیازی به دو دقیقه نبود البته و تو 10 ثانیه هم می‌شد 4 بار رای داد. فقط چون روند رو نشون می‌دادم و نتیجه رفرش رو هم می‌خواستم بهتون نشون بدم کمی طولانی‌تر شد. تو پنجره دوم و چهارم چند بار رفرش هم کردم که تو پنجره چهارم آپدیت شدن اعداد رو هم ببینین و بعدش امضا هم زدم. دلیل این کار ضعف فنی نیست. فردی که کوچک‌ترین آشنایی با سیستم‌های کامپیوتری و وبسایت و اینترت داشته باشه می‌تونه جلوی این قضیه رو بگیره ولی نگرفتن. چون می‌خوان از هر سیستم ده‌ها و صدها بار رای رو ثبت کنن که نتیجه عدد بزرگ‌تری باشه. ما یه مدت امضا کنندگان کارزار رفتن به غزه رو مسخره می‌کردیم نگو اینا از اونا شارلاتان‌ترن! این کاری که امیر اعتمادی و قاسمی‌نژاد دارن می‌کنن چوب حراج زدن به همون نیمچه آبروی باقیمانده رضا پهلویه. تهش می‌خوان یه گزارش بدن بگن 20 میلیون امضا کردن و پول خوبی به جیب بزنن. سال‌هاست دارن یه سری از مردم رو با این بازی‌ها سرگرم می‌کنن. بدون هیچ خروجی مشخصی. از این پروژه به اون پروژه. از این کارزار به اون کارزار. اما نتیجه صفر. این وسط فقط پول‌های میلیون دلاری جمع شده و هیچوقت حتی یک گزارش یک خطی از نحوه خرج کردن پول‌های جمع شده داده نشده. خوش به حال جمهوری اسلامی که این اپوزسیون رو داره به عنوان اپوزسیون خودش می‌فروشه.

نفوذی‌ها

285,725 次观看 • 1 年前

چیزی که این حرف‌ها رو متفاوت می‌کنه، خودِ آدمیه که داره می‌زندشون. جاش راشینگ سال‌ها تفنگدار نیروی دریایی آمریکا بود. تو جنگ عراق سخنگوی سنتکام بود؛ یعنی همون کسی که قرار بود حرف ارتش آمریکا رو به گوش دنیا برسونه. ولی بعد استعفا داد، و درست در بدو تولد الجزیره‌ی انگلیسی به این شبکه پیوست و کم‌کم به یکی از چهره‌های شناخته‌شده‌اش در آمریکا تبدیل شد. حالا همین آدم، سازنده‌ی مستند «کودکان زیر آتش»، رفته بالای صحنه تا جایزه‌ی امی رو بگیره. این هم متن کامل حرف‌هاش: «خب بچه‌ها. ممنونم. دوستتون دارم. عاشق این لحظه‌ام. عاشق همه‌تونم. ببخشید که این‌قدر طول کشید. ولی خب، الان اینجام. یه حرفی دارم که باید بزنم. نباید از نظرمون دور بمونه که چقدر تلخه آدم بابت پوشش یه نسل‌کشی جایزه بگیره، اونم تو همون کشوری که باعث شده این نسل‌کشی اتفاق بیفته و ادامه پیدا کنه. می‌خوام این رو تقدیم کنم به اون ۱۱ خبرنگار الجزیره؛ ۱۱ همکاری که از ۷ اکتبر تا حالا تو غزه به دست اسرائیل کشته شدن، و به ۲۷۰ همکار دیگه‌شون، خبرنگارهایی که از ۷ اکتبر به این‌طرف تو غزه کشته شدن. می‌خوام از ده‌ها پزشکی یاد کنم که زندگی پرپول و موفقشون رو اینجا رها کردن تا همه‌چیزشون رو به خطر بندازن، برن غزه و کمک کنن؛ و به این برسن که شاید شمشیر برنده‌ی حقیقت و شهادت دادن، از اون چاقوی جراحی‌ای که با خودشون به میدان می‌برن قوی‌تر باشه. اونا برگشتن و تو همین فیلم شهادت دادن. و به خاطر همین آدم‌هاست که میرا، اون دختر کوچولوی چهارساله که تو فیلم ما یه گلوله تو مغزش بود، امروز تو مکزیکوسیتی داره درمان می‌شه، کنار مادرش اسرا؛ مادری که موقع فیلم‌برداری ما پاش رو از دست داد. اینا روزهای تاریکی برای روزنامه‌نگاریه. یا داریم زیر فشار مالی له می‌شیم، یا داریم به دست قدرت‌های کلانی خریده می‌شیم که دارن پیام رو مصادره می‌کنن. ولی باید بهتون بگم، خواهش می‌کنم که دست از این نبرد خوب برندارین؛ نبرد برای حقیقت، نبرد برای انسانیت. چون هیچ ملتی بدون مطبوعات آزاد، آزاد نیست. پس به این نبرد خوب ادامه بدین. ممنونم.»

Panah Farhadbahman 🎒

25,887 次观看 • 4 个月前

ماه اوت سال ۲۰۱۹ با یه پاسپورت جعلی قاچاقی از جزیره میکونوس یونان به پاریس پرواز کردم و یه دوستی با ماشین من رو رسوند به شهر کلن آلمان. دو ماه و نیم تو یه کمپ موقت تو شهر اِسن بودم که یه ماه اولش با یه پسر ایرانی به اسم دانیل تو یه اتاق بودیم. خیلی پسر مشتی و باحالی بود و اصلا مشکلی نداشتیم. آرایشگر بود و موهای بچه ها رو کوتاه میکرد. تنها مشکل من این بود که دانیل شب‌ها خیلی خر و پف میکرد و من نمی‌توانستم بخوابم. بعضی شبها از صدای بلندش عصبی می‌شدم و می‌رفتم تو راهرو می‌شستم. بالاخره نگهبان‌های کمپ دلشون برام سوخت و مدیریت بهم یه اتاق جدا داد. بعد از مصاحبه‌م از اونجا به یه کمپ دیگه تو شهر راینه منتقل شدم. شاید بگم یکی از سخت ترین دوران زندگیم رو تو اون کمپ گذروندم. با سه تا پسر ایرانی هم اتاق بودم. دو تا آرش و اسماعیل. واقعا بچه های خوبی بودن ولی سبک زندگی من به اونها نمی‌خورد. اونها تقریبا هر شب تا دیر وقت عیش و نوش داشتن و من زود می‌خوابیدم و صبح‌ها ساعت ۶ بیدار میشدم و تو‌ کمپ می‌دویدم و ورزش میکردم. از طرفی هم شرایط زندگی تو کمپ خیلی مشابه زندگی تو کمپ اشرف بود. منظورم بخش زندگی جمعیش بود. اتاق خواب جمعی، سالن غذاخوری جمعی، حموم و توالت جمعی. این خیلی من رو آزار می‌داد. طوری که تو دسامبر ۲۰۱۹ دوچار افسردگی شدید شدم. تو عمرم، حتی با گذشت از اون همه بلا تو مجاهدین هیچ وقت افسرده نشده بودم. اما توی اون کمپ از درون احساس خفگی شدید می‌کردم. به خودم می‌گفتم من که از چنگ اون فرقه آزاد شدم و چی شد دوباره افتادم توی این وضعیت. هفته‌ای سه شب کابوس می‌دیدم که دوباره برگشتم تو مجاهدین و از شدت ترس بیدار میشدم. بعضی وقتها قلبم اینقدر تند می‌تپید احساس می‌کردم ممکنه الان سکته کنم. توی کمپ خیلی ساکت بودم و تلاش می‌کردم فقط با افراد سلام و علیک داشته باشم. هر روز کامپیوترم‌ رو بر‌ می‌داشتم و می‌شستم تو اتاق اینترنت و یا زبون آلمانی می‌خوندم و یا خرد خرد کتاب سرگذشت زندگیم رو می‌نوشتم. در ظاهر تلاش می‌کردم خودم رو محکم و سرحال نشون بدم ولی در درون داشتم خفه میشدم. انگار یکی گلوم رو از تو‌ گرفته بود و فشار می‌داد. چند شب زیر پتو از حال خودم گریه‌م گرفت و فقط تلاش می‌کردم گریه‌م رو غورت بدم تا هم اتاقی‌هام متوجه نشن. یه روز دیگه تاب نیاوردم و رفتم پیش یکی از کارکنان کمپ. یه مرد افغانی بود که سال‌های سال توی آلمان زندگی می‌کرد و با همسرش توی کمپ کار می‌کردن. بچه‌های ایرانی کمپ باهاش خیلی خوب بودن و برای احترام زیادی قائل بودن. من باهاش هیچ وقت صحبت نداشتم ولی از انرژیش احساس میکردم می‌تونم بهش اعتماد کنم. رفتم پیشش و درخواست صحبت کردم. من رو برد تو یه اتاق و نشستیم سر میز. گفت بگو پسرم چی شده؟ هر بار که دهنم رو باز میکردم صحبت کنم بغضم می‌گرفت و نمی‌تونستم. گفت کار من اینجا اینه که به تو کمک کنم و راحت حرف بزن. تو اون لحظه یه دفع بغضم ترکید و شروع به گریه کردم. دیگه نمی‌تونستم خودم رو نگه دارم و تو اون لحظه احساس کردم دیگه نیازی نیست خودم رو قوی نشون بدم. بعد از یه دقیقه گریه به خودم مسلط شدم و شروع کردم به تعریف زندگیم و شرایط توی فرقه مجاهدین و سختی‌هایی که کشیده بودم. تو کل ۲۰ دقیقه‌ای که من صحبت میکردم اون هیچ چی نگفت. وقتی تموم‌ شدم گفت یه دقیقه واستا. گوشیش رو در آورد و زنگ زد به مدیر کمپ. گفت پیش یکی از پناهنده‌ها هستم که داستانش فرق می‌کنه و اتاق تکی نیاز داره. بعد در جا من رو برد پیش دکتر کمپ. داستان من رو خلاصه به دکتر گفت و دکتره درجا برگشت بهم گفت که من مجاهدین رو میشناسم و می‌دونم چی کشیدی. گفت میتونم برات دارو تجویز کنم ولی فکر میکنم همین که اتاق تکی داشته باشی بهت کمک میشه که کمی آرامش‌ پیدا کنی. از اون به بعد و تا زمان شروع کرونا، من یه اتاق تکی داشتم. آرامش توی اتاق کمی بهم احساس راحتی دست داد. دیگه احساس خفگی نمی‌کردم. دقیقا همون دوران بود که با همسر فعلیم آشنا شده بودم و اون بهم یوگا و مدیتیشن یاد داد. روزی دو بار توی اتاقم می‌شستم و ۲۰ دقیقه مدیتیشن میکردم. رفتم توی باشگاه شهر ثبت نام کردم و کلا روحیه‌م عوض شد. یه طوری از درون انگار خودم یا همون اصالتم رو پیدا کردم. روزها تو‌ اتاقم می‌شستم و به گذشته‌م فکر میکردم و اینکه از چه سختی‌هایی عبور کردم. یه روز توی همین فکرها بودم‌ که یهو به ذهنم زد منی که از این همه سختی و بلا عبور کردم پس از هر چی هم بعدش بیاد می‌تونم عبور کنم. تصمیم گرفتم دیگه غصه آینده رو نخورم. و تا به امروز هم همینطور بوده. یک لحظه هم غصه اینکه قراره چی بشه و من چی میشم و آیا از پسش بر میام رو نخوردم. اطمینان دارم که بر میام. یه جوری شکست ناپذیر شدم تو زندگی. دیگه از چیزی نمی‌ترسم. زندگی زیباست✨🌷

Ray Torabi

26,451 次观看 • 1 年前